سال ها قبل در فیلم راز یک عبارت شنیدم که سال هاست در پی درک کردن آن هستم.
افکار، تبدیل می شوند به اجسام.
هرچه بیشتر در مسیر تغییر کردن ادامه می دهم مفهم این عبارت در ذهن من تغییر می کند و بارها به این نتیجه رسیده ام که تازه معنی این عبارت را درک کردم اما چندماه بعد دوباره درک من از این عبارت تغییر پیدا می کند.
مدت ها بعد از اینکه برای اولین بار این عبارت را شنیدم متوجه شدم که اجسام، فقط خونه و ماشین و … نیست بلکه شرایط و اتفاقات نیز شامل این دسته بندی می شوند.
من این عبارت را به صورت: افکار، تبدیل می شوند به اتفاقات تغییر دادم.
بعد از آن سعی کردم ارتباط بیشتری بین افکار و اتفاقاتی که در زندگی تجربه می کنم پیدا کنم و متوجه شدم منشاء همه اتفاقات زندگی من افکاری است که در ذهن من مرور می شود.
نکته جالب توجه اینکه حتی لازم نیست افکار خود را بر زبان بیاورد، همین که در ذهن خود آنها را مرور کنید برای به واقعیت تبدیل شدن آن کافی است.
در کتاب های زیادی ذکر شده است که درباره موضوعات منفی یا ناخواسته صحبت نکنید. این توصیه صحیح و کاربردی است اما صحبت نکردن قدم اول برای تغییر فرکانس و شرایط زندگی است.
مرتبه بالاتر و بسیار تاثیرگذارتر این است که به موضوعات منفی یا ناخواسته فکر نکنید. رسیدن به مهارت در این زمینه بسیار فراتر از مهارت صحبت نکردن است.
برای اینکه بتوانیم به آنچه نمی خواهیم فکر کنیم باید علت فکر کردن خود را کشف کنید، وقتی علت را بدانیم بهتر می توانیم افکار خود را کنترل و مدیریت کنیم.
در مشاوره های زیادی که با افراد مختلف داشته ام مهمترین مشکل آنها عدم توانایی کنترل افکار و بودن در شرایط احساسی بد بود.
خیلی به این موضوع فکر کرده ام که چرا انسانها تا این حد اسیر افکار منفی و ناراحت کننده هستند.
چرا عده ای سال هاست بخاطر ناراحتی اعصاب دارو مصرف می کنند و قادر نیستند افکار خود را کنترل و مدیریت کنند.
از آنجا که همواره در تلاش برای تغییر زندگی ام هستم به این نتیجه رسیدم که مهارت کنترل ذهن، مهمترین موضوع در تغییر زندگی و سرنوشت ما در دنیای مادی است.
بعد از ۷ سال حرکت شبانه روزی در مسیر تغییر کردن تاحدودی در این زمینه احساس موفقیت می کنم و نتایج زندگی خود را مدیون کسب مهارت در کنترل ذهن هستم.
از این رو اطمینان دارم برای تغییر زندگی در تمام جنبه ها گام اول و مهمترین گام رهایی از افکار منفی است.
اینکه منتظر باشید تا شرایط پیرامون تان یا افرادی که با آنها در ارتباط هستید تغییر کنند تا شدت افکار منفی از طریق کمتر قرار گرفتن در معرض آنها در ذهن شما کم شود خیال بیهوده ایی است.
بنابراین در همین شرایط باید مهارت کنترل ذهن و توجه نکردن به افکاری که نتیجه آن ایجاد احساس بد و ناراحتی را یادگرفته و خود را از مواجه شدن با شرایط نامطلوب در زندگی حفظ کنیم.
از آنجاکه بخشی از تمرکز من در مسیر تغییر کردن بر کنترل افکار منفی است در بسیاری از مکالمه های خود با دوستانم درباره این موضوع صحبت می کنم تا از این طریق فرمول های جدید ایجاد شده در ذهنم را تقویت کرده و بر عمل کردن بر آن مسلط شوم.
فایل صوتی این قسمت، گفتگویی است که بین من و یکی از دوستانم صورت گرفت که بعد از اینکه موضوع این گفتگو برایم جالب توجه بود تصمیم گرفتم آن را برای استفاده افرادی که تمایل به کسب مهارت در کنترل ذهن دارند به ادامه مجموعه فایل های “رهایی از افکار منفی” اضافه کنم.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.57 از 35 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام
در اویل جلسه استاد به ما گفتن یک دفتری تهیه کنید و افکار منفی خودتونو بنویسید من زمانی که دفتر تهیه کردم دنبال اسمی براش بودم که یهو خوشی های بی بهانه رو براش انتخاب کردم و چه جالب در جلسه آخر استاد راجب بی بهانه بی دلیل شاد بودن گفتن .
افکار ما زندگی مارو میسازن و من اینو واقعا حسش کردم یه چند تا اتفاق جالبی که برام افتاده رو میخوام تعریف کنم اميدوارم از خوندنش لذت ببرید.
من به مدت ۳ سال خورده بود که با مادرشوهرم توی یه خونه زندگی میکردیم از اول همقرار بود تا زنده بودنشون با ما بمونن و خب سخت بود دیگه منم ناراضی اونم ناراضی ولی انگار یه جورایی قفل شده بودیم تو هم نمیتونستیم جدا بشیم حرفشم که میشد جنگ و دعوا بود خلاصه من شبا که بی کار میشدم میرفتم تو دنیای خیالت و خواسته های خودم یه خونه میخواستم برا خودم فقط نقلی باشه ویو خاصی داشته باش نماش سنگ کاری شده باشه برا خودم باشه شبا بتونیم موقع که خواستیم برگردیم مسافرت بریم خودمون سه تای باشیم بعد وسط فکر هام یه صدای می آمد میگفت به همین خیال باش تو اضلانمیتونی از این خونه بری راحتی تو بعد نبودن مرگ مادرشوهرت رقم میخوره خب تا اون لحظه حرف که میزد منطقی بودن و من به مدت سه سال رویا و خواسته خودمو حتی توی ذهنم هم نتونستم زندگی کنم تا حدود سه چهار ماه پیش که دیگه حرصم گرفت گفتم بابا ولم کن به تو چه اصلا رویا خواسته خودم دنیا خیالت خودم اصلا توش میخوام دکتر باشم میگی سوادش و ندارم راست هم میگی ولی برای خواستن شرط شروطی وجود نداره میخوام آزادانه فکر کنم و فکر هم کردم و بعد یه مدتی خیلی عجیب و غریب همه اون آدم های ناراضی از خونه جدا گرفتن ما راضی شدن و همسرم هم راضی شد و تونستیم یه خونه دقیقا همون شکلیه تو رویام بود اجاره کنم تازه پولشو هم نداشتیم ها خیلی برامون سخت بود تو اون سختی پیامک بانک امد کع وامتون آماده است و ضامن بیارید کارهاتون انجام بدید🥹خونه جور شد پولش جور شد یخچال نداشتیم جور شد و من الان نزدیک دو ماهه تو خونه خودمم با ویو خاص کوه سبلان جنگل فندق لو یه عالمه خونه های بلند و کوچولو و از همه خاص تر 🥹من همسایه خدا شدم خونه من دقیقا بغل خونه خدا قرار داره 🥹❤️
استاد توی زندگی با طعم خدا گفته بودن هرچیزی و رو که میخوای و جایی دیدی به این فکر کن زندگی با اون طعم چطوری لذت ببر از دیدنش همون روژ که این فایل و گوش دادم رفتیم یه دور بزنیم یهو یادم افتاد مسیر هم شلوغ بود بخاطر مسافر ها گفتم عع من زندگی با طعم ۲۰۷ مشکی رو میخوام هر چی چشم چشم کردم پیدا نشد که نشد ماشین و نگه داشته بودیم که گفتم نبود بیخیالش بزار ببینم توی شهرستان ما بین آدم های که میشناسم کیا ۲۰۷ دارن دو نفر اون لحظه یادم افتاد و تنها بودم بلند گفتم خدایا به من یه ۲۰۷ مشکی بده که سری بعد هرکی خواست ببینه کیا ۲۰۷ دارن اسم منم بیارن 🥹نوشتنی هم سرشون احساسی میشم همون لحظه یه ۲۰۷ مشکی دقیقا کم مونده به ماشین ما چراغ هاشو هم روشن کرد و از بغل ماشینمون رد شد🥹نشونه بود از طرف خدا به من که پریسا ماشینی که میخواستی آماده است باورش کن و به زودی قرار بهش برسی.
توی همون زندگی با طعم خدا استاد یه حرفی زدن که من اکثرا دارم تکرارش میکنم من خدایی رو میخوام که همه در هارو با هم برام حل کنه .یه مشکل مالی داشتیم شدید به یه مقدار پول نیاز داشتیم تصمیم داشتیم یه طلاق کوچولو کع کادو بود و بفروشیم چون صاحب کار همسرم میگفت نمیتونم الان پولی بهتون بدم خلاصه بازار طلا فروشان هم زد و بسته شد من هی این جمله رو تکرار میکردم که خدایای من میخوام جوری توی زندگیم باشی وقتی گرفتار مشکل شدم راحت برام حلش کنی من نمیخوام برای حل کردن یه مشکلی یه چیزی و از دست بدم براس داشتن چیزی از یه چیز دیگه دست بشم هی با خودم تکرارش میکردم الان طلا رو هم دارم مشکلمون هم به لطف خدا حل شد .
میدونم خسته شدید ولی یکی دیگه هم بگم🫣
یه سینی دیده بودم از اونا که توی رستوران ها بعضی جاها توش غذا سرو میکنن بعد خیلی خوشم آمده بود ها شدید هی غذا پختنی سرو کردنی بهش فکر میکردم وای توش برنج بریزم مرغ بزارم کتلت درست کنم با دورچین هی میگفتم و لذت میبردم راجبش با هیچ کسی صحبت نکرده بودم که یهویی مامان بزرگ و عمه هام که برای دیدن خونه قشنگم آمده بودن دیدم هر کدوم از اون سینی ها با سه تا سایز مختلف برام خریدن🥹و یهو عمه ام گفت داشتیم راجب کادو که میخواستیم بیاریم فکر میکردیم گفتیم شیرینی و شکلات تموم میشن چیزی باشه که استفاده بکنی و یهو این سینی ها یادم افتادن و رفتم از بازار برات خریدم🥹و من الان هر روز با عشق توش غذا میریزم و میارم سر سفره و یه پیغام از خدا بود که بگه تو بخواحل کردنش با من سینی میخواستی بحری من از طریق کسی برات فرستادم که اصلا فکرشو هم نمیکردی 🥹❤️
و این گونه افکار ما زندگی مارو میسازن خدایا عاشقانه میپرستم ترو مرسی که هستی و کمکم میکنی .
مرسی استاد عزیز عالی بود انشالله همیشه در اون باغ زیباتون زیر همون درختی که دوستش داشتید همیشه بخندید
به نام خداوندبخشنده ومهربان
باسلام وعرض ادب خدمت استادمحترم وباتشکرازآگاهی های ایشون
درمورداین موضوع می خوام بایک مثال ریاضی توضیح بدم توی ریاضی یک تابعی به نام(x)fداریم که این تابع نسبت به ورودی ماخروجی ایجاد میکنه مثلا اگر(x)fمساوی ۲+3x اگربه جای x عدد ۲ بزاریم بهمون ۸ میده واگه ۴بزاریم بهمون۱۴ میده باورهاهم دقیقاهمینجوری عمل میکنه شمانسبت به ورودی خودتون خروجی میگیرید.نتیجه افکار وباورهاتون و… رابه صورت فیزیکی توی زندگی خودتون میبینیداگه باورهای درست نداشته باشی همه امکانات،شرایط،موقعیتها و…دست به دست هم میده تاشکست بخوری واگه باورهای درست داشته باشی همه امکانات،شرایط،موقعیتهاو…دست به دست هم میده تاموفق بشی این دقیقادرک موضوعی هست که میگن باباورهاتون میتونیدآینده خودتون رارقم بزنیدواین وااقعاشگفت انگیزه که خداونددرقرآن میفرمایند:(ماسرنوشت هرقومی رابه دست خودشان سپردیم) این یعنی بافرکانسی که برای دنیامیفرستیم آینده خودمون را رقم میزنیم پس الان که این موضوعات رامیدونیم بایدخیلی به ووردی های خودمون دقت کنیم چون نتیجه مارارقم میزنه.
در جلسه آخر میخوام چیزی که از کل این دوره فهمیدم را بگم که زندگی مثل کالایی نیست که به ماتحویل داده شده باشه وقابلیت تغییراون رانداشته باشیم وهرکسی انقدر خوشبخت نیست که نتوانیم مثل اوباشیم پس برای اینکاربایدباورهای خودراتغییر دهیم وازافکارمنفی دورباشیم ونسبت به خودمون به اگاهی برسیم وباورهای غلط خودمون رااصلاح کنیم ومخزن خودمون راازافکارپوچ وبی ارزش پرنکنیم چون ورودی های ما خروجی مارا رقم میزنه وبه عبارت دیگه باورهاوافکار تبدیل به اجسام میشن پس همیشه به دنبال جذب اتفاقات مثبت باشیم ونسبت به آینده نگرانی وترس نداشته باشیم چون خداهمیشه بهترین هارابرای مامیخواهد،پس میتونیم با باورهاواعمال خودمون به همه فراوانی ها ونعمت ها دسترسی داشته باشیم وباید به خداتوکل کنیم واگراشتباهی انجام داده باشیم ازخداوند طلب بخشش کنیم وبه این باورداشته باشیم که خداوند درهمان لحظه مارامی بخشد ومورد لطف ورحمت خود قرار می دهد.
منت خدای راعزوجل که طاعتش موجب قربت است وبه شکراندرش مزید نعمت هرنفسی که فرومیرودممدحیات وچون برمی آید مفرح ذات پس درهرنفسی دونعمت موجود است وبرهرنعمت شکری واجب
تشکر ویژه از استاد روشن که خیلی به رشد شخصی من کمک کردن از ایشون کمال تشکر را دارم امیدوارم بتونم زحمات ایشون راجبران کنم وبرای ایشون وخانواده محترمشون سلامتی وشادی وخوشبختی را ازخداوند خواستارم.
نشان های دریافت شده
به به سلام ، خدمت استاد عزیز وگرامی خودم
امیدوارم که چطورتون عالی باشه وپرانرژی
این فایل خیلی خیلی حالمو خوب میکنه
وقتی شما حرف میزنید منو یاد دایی بزرگم میندازین که خیلی خیلی دوستش دارم ومثل شما انسان با انرژی مثبت وخوش فرکانسی وبسیار با محبت یه جورایی وقتایی که بهتون میگم استاد جان یاد ایشان میوفتم که دایی جان خطابشون میکنم
وجز معدود افرادی هستن درزندگی من که از چشمانشون از لبخندش واز رفتارشون انرژی مثبت ومحبت دریافت میکنم
خداوند مهربان وشما وایشان رو هر دو برای من وخانواده هاتون حفظ کنند
سالها درطلب احساس خوشی وشادی بودم
از آنجایی که خانه ما مملو از دعوا وناراحتی وغصه بود به دنبال شادی میدوییدم
فیلم های کمدی داستان های کمدی ،لوده بازی جوک خنده تفریح سفر ورقص آهنگ های شاد وخلاصه کارم شده بود این چیزا حتی میخوردم زیاد آشپزی میکردم تا شادی بیارم احساس خوب بیارم اما همه اینا مقطعی بود
ومیسر نمیشد اون احساس خوش عمیق وواقعا ورنگ خوشبختی وآرامش ندیدم دراین ۳۰ سال زندگیم
بعد ها فهمیدم ،انسان فابریکی باید حسش خوش باشه
فابریک انسان غم نداشتن ،خوشحال بودن سالم بودن توانمند بودن دارا بودن عشق داشتن سرزندگیه امید داشتن ،پویا وپرتلاش بودن پرانرژی بودن
اگه نداره یعنی یه چیزایی از بیرون اومدن مانع شدن
مانع شادی وخوشبختی وسلامت وامید وسرزندگی و…..
اومدن نزارن زندگی کنیم
هرروز صبح که بیدار میشم پدرم میگه گرونی بدبختی جنگ ترامپ بیماری و…
دیگه برام خنده دار شده
میگم سلام بابا جون شروع میکنه
یاد اون سید میوفتم تو کارتن عصر یخبندان که میگفت بدبختی بیچارگی بدبخت شدیییییم فرار کنید
وخنده ام میگیره
واقعا بعضیا مثل پدر من اونقدر ذهن وفکر وجودشون از منفی ها پر کردن که تنها برکلامشون اینا جاری میشه
یعنی نمیگه خدارو شکر رفتم بازار روز تونستم مرغ بخرم سبزیجات بخرم میوه بخرم شیر بخرم و….چیزای دیگه نمیگه شکر پولش هست توانش هست نمیگه اصلا اینا هستن که من برم بخرم
هیچ فکر نمیکنه اگه روزی پولش نباشه
اگه سلامتیش نداشته باشه بره بیرون بخره
اگه قحطی بیاد وچیزی نباشه برای خرید
پس اون زمان چی میخواد بگه
مدام میگه گرونی بدبختیه بیچارگی مردم فحش میدن فلان بهمان آینده چی میشه بعدا چطور میشه
بابا پدر من رها کن
خداروشکر همه چیز هست
خداروشکر سالمی
خداروشکر فراوانی
واقعا ذهن ما مدام مارو سوق میده به ناراحت شدن
باید جلوش واستیم وبگیم نه خیلیم همه چی خوبه عالیه
قبلا همسرم راجب مادربزرگش که صحبت میکرد بغص میکرد وگریه میکرد خودمم اینجوری بودم پدربزرگم خیلی دوست داشتم وهربار میزدم زیر گریه وقتی یادش میافتادم
از بس که حال وانرژیمون خوب شده ومن بارها به همسرم گفتم چقدر عالی چه مادربزرگ خوبی داشتی کیف کردی تو بودنش خودشم خوب زندگی کرد
پریروز ها چنان با ذوقی از خاطراتشون میگفت که چشماش برق میزد انگار پیشش واز بودنش لذت میبره
یعنی شادی جای حزن گرفته توقلبش
خداروشکر
الان هم شادی تو قلب من فرمانروایی میکنه
به آدمهای دیگه کاری ندارم بنده های خدا درمدار درستی نیستن فقط از خدا براشون وارد شدن درمدار مثبت ودرست میخوام
ولی نمیگذارم کسی حالمو بگیره وبیاعتبار میکنم حرفهاشون برای خودم
مثلا پدرم صبح میگفت ضعف اعصاب گرفتم نشنیده گرفتم وبحث عوض کردم ودرکمال تعجب حتی حالت چهره اش بهتر شد
سر سفره از خاطرات خوش بودنمون کنار هم دربچگی
محبت هاش زحمتهاش گفتم
به وضوح دیدم حالش بهتر شد
یعنی گاهی آدمها رو باید خوشی خوبی ها رو بهشون یادآوری کنی
یادشون بندازی چقدر خوبن دوست داشتنی هستن
یادشون بیاری قدردانشونی
یادشون بیاری دوستشون داری
من عشق به همسرمو همینجوری پیدا کردم
اونقدر بهم هر روز گفت دوستم داره برام همه کار میکنه عاشقمه جونش میده یهو به خودم اومدم دیدم چقدر حالم خوبه کنارش کم کم معتادش شدم معتاد بودنش حرفهاش محبت هاش هنوز باهاش ازدواجم نکرده بودم ولی دلم براش پرمیکشید
خودمو زیبا ترین باارزش ترین بهترین زن ودختر دنیا دیدم
یک کسی که در این دنیا فدایی داره
عاشق داره
راه میرفتم روابرا
حس میکردم دستاش برام فرش کرده میگه عزیزم پاهاتو نذار رو زمین
دراین حد عاشقش شدم
حالا میفهمم چقدر مهم که باهم خوب صحبت کنیم بهم انرژی بدیم قدر همو بدونیم همو شاد کنیم قدردان هم باشیم یاد هم بندازیم که چقدر خوبیم عزیزیم دوست داشتنیم
اگه میخواییم دنیا جای بهتری بشه باید هر روز عشق وامید وخاطرات خوب بپاشیم رو سر وزندگی هم
اونقدری که حال دل هممون دوباره خوب بشه ،بعضی وقتا همین کوچولو کوچولو مهربونیا تاریکی ها رو کنار میزنه ونور امید وارد زندگی هامون میکنه
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی وعزیزم
۱ هقته ای میشه دراین مسیر رهایی از افکار منفی ام و۳ هفته ام درمسیر تغییر کردن خداروشکر میکنم برای اینهمه تغییر درخود م وزندگی ام هر روز صبح اگه حسم خوب باشه فایل های شما رو میینم استاد اگه نه هم صدای طبیعت گوش میدم تا روحم شادیش برگردونه پیشش تازه متوجه حرفتون شدم من همیشه کلی دلیل برای ناراحتی داشتم نگرانی از آینده اشتباهات گذشته مقایسه خودم با دیگران و…..یه عالم چیز دیگه که درجهان هستن وبه من ربطی نداره ودنبالشون میکردم
البته به اشتباه
الان متوجه شدم ذهن من صبر کن یه دقیقه واستا
نگاه کن ۳۳ سال اینجوری زندگی کردی این حالت حالا عوضش کن نیاز به تغییر هست از همه عقبی اکی باش ولی دیگه نمون
چطور با زندگی کردن مطابق میل خودت ،من تازه فهمیدم اگه کسی خونه میخره وخوشحال میشه لزومی نداره منم بشم
اگه کسی طلا انبار میکنه وخوشحال میشه که من نباید مثل اون باشم اصلا الان کسانی هستن که سالی یکبار ویلا وکارحونه میگیرن من باید حالم بد باسه
نهههههه
زندگی من مال من
من طلا دوست دارم بخرم خوشحالم میکنه میخرم نه به خاطر مقایسه خودم به خاطر خودم
من خونه مورد علاقمو دوست دارم بخرم بزرگ وحیات دار میخرم
من ماشین مورد علاقمو دوست دارم بخرم میخرم
ولی یه چیزی رو فراموش نمیکنم
پیش فرض ذهن من خوشحالیه شادیه فارق از هر گونه خواسته ای یعنی میخوام بگم که خوشبختی وآرامش و شادی ای که دلیل خاصی داشته باشه که ارزشی نداره مثل سلامتی میمونه مثل زنده بودن میمونه نباید که حتما کار خاصی کنی تا زنده وسالم بمونی یعنی وقتی بخوای واقعا از زندگیت استفاده کنی وزندگی کنی وسلامتیت درجه عالی برسه قطعا یک سری کارها بکنیم ولی ۹۰ درصدش باید طبیعی باشه
که داشته باشیش
حالا یه چیز جالب میخوام بگم که هر روز منم به خودم میگفتم چه دلیلی داره خوشحال باشم دربهترین شرایط ناراحت نباشم ولی خوشحالی مثلا پول زیاد میخواد رسیدن به خواسته ای میخواد و…
ولی تازه متوجه شدم خوشحالی واحساس خوب که خداوند مدام توصیه کرده که داشته باشیدش دلیل نداره دراصل چون دلیل از عقل میاد از منطق میاد ولی احساس خوب از حس میاد از قلب میاد اصلا منبعش یکی نیست به قول استاد روز روشن به طور طبیعی دلیل نداره یه نور مداوم نیاز به نور جدا وچلچراغ نداره
دراصل اون تاریکی وغم که توش چراغ روشن میکنن که از اون حالت دربیاد
وخوب بشه
پس نباید دنبال دلیل حس خوب بگردم درخود م فقط به محض بد شدن حس واحساس م سریع با خوب کردن احساسم تاریکی درونم روشن کنم ودوباره روشنایی برگردونم به وجودم
مثل بچه ها که فابریک خودشونن
من به همه خواسته هام میرسم خداوند وعده داده بخواه تا اجابت کنم شمارو
دمش گرم
دیگه چی از این مطمئن تر
ولی اگه روز نباشه پیک پستش تحویلم نمیده شبا کار نمیکنه خدا فقط پیک های تحویل نعماتش درروز فعال شب ها میخوابن
روز زندگی هم احساس خوب بیدلیل
درست چیزی که باید باشه
از امروز همش میخندم شادم واحساس م خوب نگه میدارم تا چراغ زندگیم همیشه روشن باشه
آخه من کلی خواسته دارم
کلی میخوام زندگی کنم
کلی برنامه دارم
خدایا شکرت برای این آگاهی خدایا شکرت
حال دلتون روشن وپرنور مثل روز
با سلام خدمت شما استاد عزیز،
همین طور که شما میگین برای انسان یک امره ذاتی است که شاد باشد و انسان خیلی وقت ها که حواسش به موضوعات خاصی نیست از ناراحتی و مشکلات خودش فراموش میکند و به طور مثال به خیال است و روز خوشی را دارد اما چرا ما انسانها برای شادی به دنبال دلیل میگردیم چون که به ما از بچگی تا به الان یاد دادند که برای شادی باید حتما دنبال دلیل باشیم و یاد نداده اند که انسان حتی از یک کار کوچک مثل گوش دادن یک آهنگ موردعلاقهاش میتونه آرامش ذهنی آرامش جسمی و در نهایت حس خوب شادی رو در درونش داشته باشد چرا خیلی از انسان های دور هم آن را که می بینیم همیشه غمگین هستند یا حالت چهره آنها نشان دهنده افکار منفی آنهاست را از بچگی به آنها افکاری را پرورش داده اند که خرافات بوده یا نه اصل ها بین آنها چرخیده است و هیچ وقت هم به دنبال کشف حقیقت و احساس واقعی خودشان درباره خدا و افکارشان نرفته اند و هر چه که شنیده اند و از بزرگترها ایشان آموخته اند را قبول کرده اند حتی اگر غلط بوده است،
من ۲۴ سال دارم اما خیلی وقتها افکارم از خیلی آدم های باسن بیشتر و تجربیات بیشتر افکار بهتری است و گاهی به این فکر میکنم که چرا این آدم باید چنین حرفی را بزنند و چقدر نشانه بی ایمانی است که او فقط در ظاهر نماز می خواند و به خدا ایمان دارد اما در کلامش دره ایمان نیست همش نگرانی شک و تردید ناراحتی غم مریضی و تلخی از زندگی است از گذشته خودش ناامید است و احساس گناه می کند در آینده خودش نگران است و ترس دارد از الان خودش ناراحت است و احساس درد و مریضی دارد اما من اکنون یک آدم تازه متولد شده ام و کاملاً آدمی قبلی خودم را کشتهام با افکاری جدید احساس های جدید و اهداف مهم خودم مسیرم را ادامه میدم و بدون دلیل به دنبال شادی در زندگیم همراه با آرامش خاطر و بدون نگرانی درباره دقیقه بعدی هم زندگی می کنم با ایمان و اعتماد به خدا و می دونم هر روزی که چشم های خودم را باز کنم از خواب شیرین بیدار بشم خدا اون روز رو به من هدیه داده و باید با افکار مثبت داشته های خودم رو شکر کنم و از دلیل های منفی که باعث افکار منفی من میشن دست بردارم و بدون دلیل برای خودم کاری رو شروع کنم که باعث شادی من می شود حتی کوچکترین حرکت شاد برای من میتونه افکار مثبت را در محسن زهرم جایگزین افکار منفی کنه پس چرا انسان ها به دنبال تغییر خودشان نیستند وقتی که من هم تونستم پس انسان ها هم میتونن اگر خودتان نخورید هیچکس نمیتونه برای شما حرکتی بزنه یا شما را به درجات بالاتری ببره پس باید در جایگاه خودتان بمانید و با افکار مثبت هم سطح خودتان باشید و ساعت خودتون رو بالا ببرید و از همسو شدن و هم کلام شدن با افکار منفی ناراحت و غمگین دوری کنید و از مسیر خودتان خارج نشوید من که خیلی خوشحالم از تغییرات خودم و خیلی به دردم خورد این فایل های این دوره های بسیار خوب و عالی انشاالله که همیشه این مسیر را ادامه نمیدم حتی اگر احساس کردم خسته شدم و دیگر کافیست هم ادامه میدم و دست نمیکشم و افکار شیطانی را کنار میگذارم و توجهی به افکار شیطانی خودم نمی کنم و با قدرت افکار خودم رو جدید می کنم،و از این که توی این مسیر هستم تغییرات خوبی داشتهام خوشحال هستم،
با تشکراز شما