0

باید لایق لاغر شدن باشید

لیاقت لاغر شدن
اندازه متن

لیاقت لاغر شدن با رژیم گرفتن، ورزش های سخت انجام دادن، دارو مصرف کردن و یا حتی عمل جراحی در شما ایجاد نمی شود. چرا که همه ما برای داشتن لیاقت چاقــــی کار خاصی انجام نداده ایم یا زحمت و رنج زیادی متحمل نشده ایم.

محتوای رسانه ای در تاریخ ۱۴۰۱/۰۵/۰۸ بروزرسانی شده است.

دسترسی سریع به بخش های مختلف:

۱- توضیحات نوشتاری آموزشی

۲- دیدگاه تاثیرگذار هنرجوی لاغری با ذهن

۳- محتوای رسانه ای آموزشی


توضیحات نوشتاری آموزشی

لیاقت لاغر شدن با رژیم گرفتن، ورزش های سخت انجام دادن، دارو مصرف کردن و یا حتی عمل جراحی در شما ایجاد نمی شود. چرا که همه ما برای داشتن لیاقت چاقی کار خاصی انجام نداده ایم یا زحمت و رنج زیادی متحمل نشده ایم.

لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازم است.

هر فردی به اندازه لیاقت خود از جهان و نعمت های آن سهم می برد.

جهان، جهان لیاقت هاست.

جملات از این دست زیاد در کتاب های موفقیت و گفته های افراد موفق جهان استفاده می شود.

لاغر شدن هم مانند هر کاری نیاز به لیاقت دارد، همانطور که چاق شدن هم لیاقت می خواهد و همه افراد چاق حتما لیاقت چاق شدن را داشته اند.

هر فردی که اضافه وزن دارد برای چاق شدن، استمرار و پشتکار داشته است.

بارها رفتار و عادت های اشتباه را تکرار کرده است تا جسم خود را به این شرایط رسانده است، پس لیاقت تغییر کردن را داشته است، هرچند که این تغییر در جهت چاق شدن بوده باشد.

بارها از شراط جسمی خود متنفر شده است و به چاقی خود توجه کرده است و به ذهن خود دستور داده است که دوست دارد بیشتر چاق شود.

به این عبارت دقت کنید:

توجه به آن چیزی که از آن متنفر هستید با توجه به آن چیزی که عاشق آن هستید برای ذهن شما تفاوتی نمی کند

ذهن شما در هر دو حالت تصور می کند که شما آن شرایط را دوست دارید و سعی می کند آن شرایط را در زندگی شما گسترش دهد.

اینکه سال ها از چاقی متنفر بوده ایم اما هر سال چاق تر شده ایم به این دلیل است که ذهن ناخودآگاه تفاوت بین تنفر یا عاشق بودن را نمی داند.

از نظر ذهن ناخودآگاه توجه کردن، درگیر شدن، عاشق بودن، خواستن، نخواستن، دوست داشتن، متنفر بودن و … همه به یک معنی است و آن علاقمند بودن است.

در واقع ذهن ناخودآگاه شما به این شکل عمل می کند:

به هر چیزی توجه کنید تصور می کند شما عاشق آن موضوع هستید و آن موضوع را در زندگی شما گسترش می دهد.

پس همه افراد چاق به شکل های مختلفی به چاقی خود توجه کرده اند و با توجه کردن لیاقت چاق شدن را در خود افزایش داده و چاق تر شده اند.

زمانی که نگران چاقی بیشتر هستید شما در حال پرورش لیاقت چاقی خود هستید.

زمانی که از شرایط خود خجالت می کشید، گله و شکایت می کنید، خود را سرزنش می کنید، رژیم می گیرید و به بدن خود با ورزش های سنگین فشار وارد می آورید شما در حال افزایش لیاقت چاق شدن خود هستید.

اگر اضافه وزن دارید و این نوشته را می خوانید به خوبی درک می کنید دقیقا منظور من چیست.

شما به خاطر می آورید چه کارهایی برای لاغر شدن انجام داده اید.

به خاطر می آورید زمان هایی را که به شدت از چاقی متنفر شده اید و بارها برای دیگران درباره چاقی گله و شکایت کرده اید.

حتی به خاطر دارید زمان هایی که از چاقی به حدی متنفر شده اید که آرزوی مرگ کرده اید.

اینها تلاش شما برای چاق تر شدن بوده است.

شاید درک این موضوع برای شما به آسانی نباشد که چگونه ممکن است من از چیری متنفر باشم اما آن موضوع در زندگی من گسترش پیدا کند.

این موضوع اساس قانون جذب است و درک آن نیاز به درک آگاهی بیشتر و استمرار در مسیر تغییر کردن دارد.

تا همین چند سال قبل درباره این موضوع هیچ آگاهی نداشتم و بارها از اینکه “چرا از هرچه بدم می آید سرم می آید” متعجب و خشمگین می شدم.

هزاران بار به این موضوع فکر می کردم که چرا من به فلان موضوع علاقه ای ندارم اما همیشه با آن درگیر هستم.

سال ها زمان برد تا به دلیل گسترش آنچه نمی خواهم در زندگی ام پی بردم و آن “توجه کردن” بود و اینکه ذهن ناخودآگاه من تفاوتی بین “دوست داشتن و نداشتن” قائل نیست و به هر دلیل موضوعی مورد توجه من قرار بگیرد و به آن توجه کنم به عنوان موضوع مورد علاقه درنظر گرفته شده و در زندگی من گسترش پیدا می کند.

به این ترتیب اگر می خواهید لاغر شوید باید لیاقت لاغر شدن را در خود ایجاد کنید.

تا زمانی که در نگرش خود به جسم و زندگی که دارید تغییر ایجاد نکنید شما موفق به ایجاد لیاقت متناسب شدن در خود نخواهید شد.

باید در ذهن خود لیاقت لاغر شدن را جایگزین لیاقت چاق شدن کنید.

باید فرمول های لاغر کننده موجود در ذهن ناخودآگاه خود را مجددا فعال کنید و استفاده از آنها را جایگزین استفاده از فرمول های چاق کننده کنید.

باید مانع از توجه افکار خود به چاقی شوید و در مقابل به موضوع لاغری که مورد علاقه و آرزوی شماست توجه کنید.

سال ها من در ذهن خودم در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن بودم.

با تنفری که از خودم داشتم، با رژیم های سختی که اجرا می کردم و با ورزش های سنگینی که انجام می دادم، با فرار کردن از خودم، با سرزنش کردن خودم، با سرزنش کردن والدینم که چرا مانع از چاق شدن من نشدند.

در همه این موارد من در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن خودم بوده ام.

اما روزی که با قدرت ذهن خود در متناسب شدن آشنا شدم معنای لیاقت متناسب شدن را آموختم و از آن روز مسیر زندگی من از چاق تر شدن به سمت لاغرتر شدن تغییر کرد.

آگاهی امروز درباره لیاقت متناسب شدن است.

آنچه در این فایل آموزشی آماده شده جهت اطلاع افرادی است که دوست دارند در شرایط فعلی خود تغییری ایجاد کنند و در مسیر افزایش لیاقت متناسب شدن قرار بگیرند.

همه افرادی که از مسیر لاغری با ذهن به رویای لاغری خود رسیده اند برای شگفتی ساز شدن ابتدا لیاقت آن را در ذهن خود ایجاد کرده اند.

امیدوارم با استفاده بارها از این فایل صوتی در درون خود شعله های متناسب شدن را سوزان تر کنید و گام های موثری در جهت رسیدن به تناسب اندام مورد نظر خود بردارید


دیدگاه فروغ عزیز در بخش نظرات:

به نام خدای مهربان 

باور لیاقت و ارزشمندی خیلی باور مهمی هست من از وقتی در این مسیر هستم به شدت دارم روی این باورم کار میکنم و به صورت خود به خودی این باور  مهم در من بهتر شده و من دوست دارم در تمام جنبه ها به بهترین هابرسم و بارها از خدا خواستم  بهترین فرزندان ،بهترین زمانها ،بهترین مکانها ،بهترین افراد ،بهترین اندام ،بهترین زندگی و بهترین روابط  و بهترین قدرت بیان و بهترین تفریح ها و  خلاصه  بهترین هر چیزی رو به من بده.

من یادم میاد که درگذشته که وارد این مسیر نشده بودم چون  همیشه به خاطر اضافه وزنم کلی غصه می‌خوردم و بیشتر اوقات نگران بودم و استرس داشتم ‌و ‌چون اعتماد به نفس نداشتم و … بیشتر اوقات در مسیر نادرستی بودم  و داشتم چاقیب یشتر رو جذب میکردم 

من   اگر در گذشته ادامه تحصیل ندادم چون خودم رو لایق اون نمی‌دونستم .

من در گذشته  اگر به دنبال شغل و استقلال مالی نبودم چون خودم رو لایق اون نمی‌دونستم 

 اما من در گذشته بارها برای رهایی ازچاقی رژیم و ورزش سنگین میگرفتم و خودم رو  به لاغری دلخواهم میرسوندم چون  خودم رو لایق متناسب شدن میدونستم اما چون راهم اشتباه بود هیچ وقت تناسب اندام برای من ماندگار نبود و من در زجر و سختی بودم .

لیاقت نداشتن مانع رسیدن به هدف میشه واما چون من  کسی بودم که همیشه احساس لیاقت در تناسب داشتم اما راهش رو بلد نبودم خیلی جالب به این راه اصولی و الهی هدایت شدم .

من  اینقدر با تمرینهای جالب دوره های ه استاد  روی  باور لیاقت کار کردم که به راحتی عدد وزنی مورد علاقم رو می‌نویسم و کلی هم در ذهنم اون رو تجسم میکنم  و در مورد خودم در اون وزن کلی رویا پردازی میکنم و می‌نویسم  و اون رو حق مسلم خودم میدانم و اصلا برام چیز خاص و دست نیافتنی نیست حالا شاید گاهی نحوای منفی  باشه ولی خدا رو شکر اینقدر در مسیر بودم و روی خودم کار کردم که به راحتی جوابش رو میدم و خیلی سریع اون  نجوا کمرنگ میشه و حذف میشه و این  به  خاطر استمرار من در این مسیر هست که خود به خود همین احساس لیاقت در من بیشتر شده .

من کسی بودم که سالها در رژیم سخت و ورزش سخت بودم  و اینقدر هدفم برام مهم بوده که تا آخرین ماه رژیمم  با جدیت این کارها رو کردم و با هر سختی بوده  دوام آوردم  و من  در وزن ایده الم قرار گرفتم اما چه فایده که ماندگار نبوده پس  من انسان توانمندی بودم و هستم چون من بارها بعد ازازدواجم که چاق شدم با رژیم های سرخود .که خودم برای خودم تجویز میکردم مثلا شام و یه سری خوراکی ها رو نمیخوردم و ورزش میکردم  و موفق هم میشدم 

من در سال ۸۳ با رژیم های خودم که حذف شام  بود  در حد ده کیلو کم کردم 

درسال ۸۶با  رژیم های خودم که حذف شام و یه سری خوراکی ها بود و ورزش  بود بازم در حد ۲۵ کیلو کم کردم 

درسال ۹۰ با رژیم های خودم که حذف شام و یه سری موادغذایی بود در حد ۲۰ ,کیلو کم کردم 

در سال ۹۳ با رژیم کارشناس تغذیه در حد  سی و پنج کیلو کم کردم 

در سال 94بازم با دکتر تغذیه در حد ده کیلو 

در سال 95بازم با دکتر تغذیه در حد هشت کیلو 

و از سال 95تا 98من مرتب در حال رفت و آمد بین چاقی ولاغری  بودم  و با رژیم و ورزش خودم رو متناسب میکردم 

و اینها همه نشان از توانمندی جسم من هست پس من  لایق تناسب اندام هستم و هر حرفی که پزشکان و اطرافیان. به من گفتن که تو نمیتونی تو دیگه چاق میشی تو ازاین به بعد به خاطر دارو چاقتر میشی و یا به خاطر زایمان چاقی شکمی خواهی داشت و یا تو با افزایش سن چاق خواهی شد و یا اینکه بهم گفتن تو با متناسب ها فرق داری و …. رو میندازم دور و با تمام وجودم به خودم جلوی آیینه میگم.

  •  من لیاقت متناسب شدن رو دارم
  •  من میتونم لاغر بشم 
  •  من لایق لباس شیک به تن کردن رو دارم 
  • من لیاقت خوردن بهترین غذاها رو دارم 
  • من لیاقت آزادی و آرامش و دارم 
  • من لیاقت زندگی در شرایط کاملا سالم رو دارم.
  • من لیاقت بهترین رفتارهای  غذایی رو با خودم دارم 
  • من لیاقت قوی بودن و تسلط  بر مواد غذایی. رو دارم 
  • من لیاقت امیر بر مواد غذایی بودن رو دارم 
  • من لیاقت بهترین رابطه با خودم رو دارم 
  • من لیاقت بهترین حالت روحی رو دارم 
  • من لیاقت لذت بردن از خودم رو دارم 
  • من لیاقت رابطه ی عالی با خدای خودم رو دارم 
  • من لیاقت بهترین روابط با همه رو دارم 
  • من لیاقت یه زندگی عالی سراسر شادی رو دارم 
  • من لیاقت آزادی در خریدن رو دارم 
  • من لیاقت آزادی در فعالیت رو دارم 
  • من لیاقت بودن در بهترین شرایط و زندگی رو دارم 
  • من لیاقت لباس رنگ شاد رو دارم 
  • من لیاقت اعتماد به نفس عالی رو دارم 

پس من برای این همه احساس  لیاقت هر روز تمرینها رو انجام میدم و دیگه حرص و ولع در خوردن ندارم  و از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنم همین دیشب من به یه تاتر  طنز عالی رفتم چقدر برام جالب بود قبلا که میخواستم برم تاتر از یه ساعت قبل میرفتم در اون مکان تا ازبوفه ی اونجا کلی چیبس و پفک و کرانچی بخرم و اما دیشب خیلی راحت شام دلخواهم رو  در خانه به اندازه خوردم و دیگه هوس  خوردن هیچ چیز رو در اون مکان نداشتم م و خیلی راحت گفتم من می‌خوام برم شادی کنم و بخندم چرا این همه خوراکی بخرم و بخورم ؟؟؟

پس خیلی راحت بدون تقلا و سختی  نخریدم و نخواستم و به راحتی گذشتم و از فرزندانم پرسیدم اونها هم گفتن ما نمی‌خواییم و هیچ چیز نخریدم  به جزیه بطری آب و یه کیک برای پسرم برداشتم  که اگر گرسنه شد بخوره  چون شام نخورده بود  اما  پسرم هم هیچ چیز  نخورد وفقطدر اون تایم کلی خندیدم و خوش گذروندیم  اما خواهر زاده ی  من که کمی تپل هست رفت و کلی  چیبس و  پفک و با طعم های مختلف خرید و تا میتونست خورد و اما من حتی دلم نخواست یه دونه بردارم  و این کارم واقعا برای خودم تحسین برانگیز هست و من واقعا لیاقت تناسب اندام رو دارم چون در مسیر درست رفتار میکردم 

اما در گذشته چقدر می‌خوردم چقدر به زور و با هر بهانه من کلی غذا وارد جسمم میکردم چون در اون مواقع من لیاقت تناسب اندام رو نداشتم و چقدر بعدش خودم رو سرزنش میکردم. و ناراحت میشدم که این چه جسمی هست چرا من اشتهای زیادی دارم  و اون مواقع داشتم چاقی بیشتر رو جذب میکردم 

من اینقدر خودم رو ارزشمند می‌دونم که هر به هر دلیل غذای زیاد وارد جسمم نمیکنم و خودم رو بیمار نمیکنم 

یعنی برای ضربه زدن به دیگران بیشتر از نیازم نمی‌خورم 

یعنی برای اینکه غذا مجانی هست بیشتر از نیازم وارد بدنم نمیکنم 

یعنی برای اینکه پولش رو دادم بیشتر از نیازم غذا وارد بدنم نمیکنم 

یعنی  من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که  به خاطر اینکه غذایی اسراف نشه اون رو به زور وارد جسمم نکنم 

من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که اگر غذایی زیاد بود من زیادتر نخورم و به نیاز جسمم توجه کنم 

من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر ته مانده ی غذایی رو از روی میز غذا نخورم 

من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر غذایی رو که چند روز مانده داخل یخچال نمی‌خورم 

من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر غذای اشغال و بی‌کیفیت رو نمی‌خورم .

من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که به هر دلیل و بهانه غذا رو انتخاب نکنم مثلا در هنگام شادی و خوشحالی و یا ناراحتی و یا درد جسمی و روحی و …. من غذا نمی‌خورم 

و بعد میبینم که بدنم چقدر قشنگ پاسخ این انتخاب من رومیده  و من هر روز متناسب تر میشم .

اما در گذشته که من  زیادتر میخوردم و به هر دلیلی که فقط یه  امشبه و من مهمانم و یا اینکه چون غذا خیلی زیاد هست و ….من فقط به سمت چاقی بیشتر حرکت میکردم و اون رو به جسمم دعوت میکردم و من اعتماد به نفس لازم رو نداشتم که در هر مکانی حاضر بشم و یا اینکه شادی کنم  و…همیشه ذهن من ،من رو ترغیب میکرد بیشتر بخور چون من احساس لیاقت برای تناسب اندام رو نداشتم اما متناسبهای اطرافم رو میدیدم که چقدر به اندازه و درست میخورن و چقدر لاغر و عالی هستند و  اما من همیشه هر خوراکی در اطرافم بود می‌خوردم اما اونها اینطور رفتار نمی‌کردند خیلی راحت انتخاب  میکردن از چه خوراکی  درر چه زمانی بخورم و من همیشه حسرت این رفتارهای غذایی اونها رو داشتم و میگفتم خوش به حالشون که همیشه سیر هستن و کم میخورن و اما من گرسنه هستم و زیاد میخورم .

من خودم  مادریی بودم که در گذشته به شدت  برای چاقی هر دو فرزندم تلاش  می کردم حتی از دوران بارداری هم همینطور بودم زیادتر غذا می‌خوردم که فرزندم تپل به دنیا بیاد و با این کار صاحب کلی اضافه وزن شدید شدم و اما خدا رو شکر همیشه  فرزندانی با وزن ایده آل داشتم و هنوزم دارم و  تا حدی در گذشته من باعث  چاقی  خیلی کم مقطعی   در اونها  شدم اما ماندگار نبود و خدا رو شکر موفق نشدم که اونها رو  برای همیشه چاق کنم و الان دختر و پسرم بسیار متناسب و عالی خوش‌اندام هستند و از وجود نازنینشون خیلی لذت میبرم و ازخدا سپاسگزارم .

من از درون احساس لیاقت برای تناسب اندام میکنم و چون کلی نتیجه گرفتم احساس خود باوری بسیار خوبی دارم که من میتونم بازم متناسب تر بشم و من با مرور توانمندی‌های گذشته ام فقط در زمینه ی لاغری به خودم میگم من از راه غلط بارها تونستم بارها لاغر بشم پس از راه صحیح به راحتی میتونم به تناسب اندام برسم .

بماند که من کلی توانمندی‌های دیگه هم دارم مثلا من در سن خیلی کم تونستم مدرک آرایشگری و کامپیوتر و رانندگی و گلسازی و … رو بگیرم . پس من فرد توانمندی هستم و به راحتی به تمام هدفهام میرسم .

من مسولیت صد در صد چاقیم رو پذیرفتم و هیچ عامل بیرونی رو مثل ورزش و رژیم و مربی و دکتر تغذیه و خوراکی ها وفعالیتها و داروها و ارث و سن و زایمان و …. رودلیل  چاقی خودم نمی‌دونم و همیشه میگم من خودم با رفتارهام و افکارم جسم خودم رورقم میزنم  نه هیچ مورد دیگه ای من مسول شرایط فعلی زندگیم هستم وکاملا شجاعانه میپذیرم پس دیگه حاضر نیستم به هر دلیلی غذا بخورم زیادتر از نیازم بخورم و پر  خوری کنم و حرص و ولع در خوردن ندارم و من اختیار کامل خودم رو در دست گرفتم .

و تمام سعیم این هست که به اندازه بخورم چون من مسول چاقی خودم هستم 

من مسول چاقی خودم هستم 

من مسول چاقی خودم هستم 

من کاری به خوردن اطرافیانم ندارم من کاری به مواد غذایی اطرافم ندارم من کاری به نوع مواد غذایی ندارم من کاری به هیچ چیز ندارم فقط با تمرکز بر نیاز جسمم غذا میخورم چون هدف مهمی دارم که شاید برای خیلی‌ها مهم نباشه پس من مسول چاقی خودم هستم 

من مسول چاقی خودم هستم  پس با درست انتخاب کردن خودم رو به هدفم نزدیکتر میکنم و من با این حرف که اینجا میزنم و بارها تکرار میکنم  انتخابهای درست تری دارم و به زور هیچ غذایی وارد جسمم نمیکنم و ته مانده ی غذای فرزندان و همسرم رو نمی‌خورم .از ترس اسراف بیشتر از نیازم نمی‌خورم و…

من خودم دارم به خودم کمک میکنم و به دنبال  هیچ روش خاصی نیستم و حاضرم قسم بخورم که به دنبال هیچ روش دیگه ای نیستم و به تمام روش‌های  بیرونی که به جسم ما فشار میارن خندم میگیره و اونها رو غلط و غیر اصولی میدانم و بارها به خودم میگم من با یه قرص  چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم من با دمنوش چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم  و ….من فقط با پرخوری چاق شدم پس باید با به اندازه خوردن لاغر بشم .

من مدتها هست  تمام عوامل چاقی رو در ذهنم نقض کردم و دیگه مهمترین دلیل چاقی خودم که اشتها بود رو در ذهنم حذف کردم و میگم جسم من عضویی به این نام نداره  اشتها در ذهن من لانه داره نه در جسم من  برای ازبین بردن اون باید ذهنم رو درست کنم و تمام باورهای بی‌لیاقتی رو حذف کنم و با باورهای قدرتمندانه جایگزین کنم مثلا متناسب شدن حق من هست 

اگر من لاغر نشم  پس کی لاغر بشه ؟؟ من عاشق این مسیر هستم و هر روز یک گام برمیدارم و سعی میکنم به اون عمل کنم و تا جایی که در توانم باشه من عمل میکنم و مطمعنم همین ذهن من که تونسته من رو چاق کنه حالا هم می‌تونه من رو لاغر کنه .


برای انجام بهتر تمرین این بخش به موارد زیر توجه داشته باشید و درباره آنها بنویسید.

1- به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.

2- با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟

3- روش های لاغری که استفاده کرده اید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده اند.

4- پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

محتوای رسانه ای:

پادکست صوتی
پادکست صوتی نسخه قبلی
آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.net/?p=9247
برچسب ها:
242 نظر در مورد باید لایق لاغر شدن باشید

دیدگاهتان را بنویسید

      1401/05/17 19:49
      مدت عضویت: 1025 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      سلام و درود 

      اسناد منم به شخصه خواستم نظرم رو بگم که جای فایل صوتی گذشته ی همین فایل (لایق لاغری) خالی هست من عاشق اون تحکم و اون جدیت و اون انرژی که در فایلهای گذشته ی شما هست ،هستم و همین فایل قبل از به روز سانی بسیار فایل عالی وپر باری بود ای کاش از روی سایت برداشته نمیشد .

      استاد تمام فایلهای اولیه ی شما همینطور هستن لطفاً بزارین باشن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1401/05/18 03:45
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        سلام و درود
        فایل صوتی نسخه قبلی به مجموعه فایل های دانلودی اضافه شد.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/05/17 19:41
      مدت عضویت: 1025 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 850 کلمه

      سلام و درود بر استاد عزیز 

      من کسی هستم که رویای تغییر کردن دارم 

      من جز افرادی هستم که عاشق مسیر لاغری با ذهن هستم چون هر روز دارم فایل گوش میدم و می‌نویسم و  با تمام وجودم سعی میکنم  به اونها عمل کنم .

      و اما خیلی از افراد هستن که در بعضی از زمینه ها  مثل کسب و کار و یا تناسب اندام و….خیلی تلاش میکنن ولی نتیجه نمیگیرین چرا  ؟ چون این افراد  احساس لیاقت نمیکنن  ما با احساس لیاقت داشتن   تجربه ی نعمتهای بهتر و بیشتر خواهیم داشت .ما با احساس لیاقت تجربه ی موقعیت اجتماعی بهتر  رو خواهیم داشت و……

      ما در زمینه ی لاغری هم همینطور هستیم اگر احساس لیاقت  کنیم به راحتی لاغر میشیم من باید بپذیرم به راحتی وبا همین سبک لاغری با ذهن میشه راحت  لاغر شد و به وزن دلخواهم برسم .و حالا شاید کسی باشه که احساس لیاقت هم بکنه  اما عملا هیچ کاری انجام نده حالا از طریق کتاب خواندن و یا فایل گوش دادن …. نمی‌خواد توانایی خودش رو بالا ببره و این فرد هم هرگز به موفقیت نمی‌رسه .

      پس هم باید احساس لیاقت کنی هم برای رسیدن به هدف قدم برداری تا به موفقیت برسی  من اگر احساس لیاقت  کنم به راحتی رفتارهام رو تغییر میدم تا به تناسب اندام  برسم .

      من اگر نتونم چاقی رو برطرف کنم نمیتونم به موفقیت‌های دیگه هم برسم اول باید این مشکل شخصی و برطرف کنیم تا به احساس خود باوری برسم و هر کاری رو به راحتی انجام بدم. چون درنظر افراد چاق این کار خیلی سخت. هست درحالی که خیلی راحت میشه لاغر شد .

      لاغر شدن باعث میشه زندگی من  دگرگون بشه و من با اعتماد به نفس،و با آرامش بیشتر زندگی کنم و….

      من سالها برای لاغری تلاش می‌کردم اما هیچوقت نتیجه ی دایمی نگرفتم چون من احساس لیاقت نمی‌کردم هرگز به لاغری دایمی نرسیدم .

      اگر داری با لاغری  با ذهن کار می‌کنی باید تمام راه های دیگه رو بندازی دور یعنی باید احساس لیاقت کنی که من دارم هر روز با این راه لاغر میشم .

      من هر روز در سایت فایل گوش میدم تا کیفیت  تناسب من تغییر کنه .

      تمرین این جلسه :

      نسبت به لاغر شدن چقدر  خودت  رو لایق می‌دونی ؟

      در گذشته نسبت به لاغر شدن چقدر احساس لیاقت میکردی ؟

      بنویس چه تصمیمی داری که احساس لیاقت کنی ؟

      من  وقتی در گذشته ی خودم که دچار چاقی شدم  نگاه میکنم  میبینم من همیشه به دنبال راهی برای از بین چاقی در جسمم بودم حتی زمانی که عقد کردم و شاهد اولین چاقی درجسمم بودم که درحد ده کیلو یی بود که من چاق شدم سریع  رفتم باشگاه که برای  شب عروسیم لاغر کنم اما چون هنوز خیلی چاق نبودم و از نظر بقیه هم زیبا تر شده بودم   خیلی جدی کار نکردم و فقط یک ماه کار کردم و دیگه ولش کردم و خلاصه این  تلاش  برای لاغری  از سال ۸۱تا سال  ۹8 ادامه داشت و این نشون میده من احساس  لیاقت  برای لاغری داشتم هم از درون هم از بیرون چون اقدام میکردم و عملی قدم برمیداشتم اونم چه قدم های که  واقعا هرکس توان برداشتن نداشت اما من به عشق لاغری اجراشون میکردم و باعث حیرت خیلی‌ها میشدم همینکه من دوبار بعد از بارداری که چاقی وحشتناک زیادی داشتم اما سریع برای لاغری اقدام میکردم و  یک بار در حد بیست و پنج کیلو و یک بار در حد سی  کیلو لاغر میشدم نمی‌دونید چقدر باعث حیرت اطرافیانم میشدم  و این نشان از توانمندی جسم من واحساس لیاقت در وجودم هست که بارها برای لاغری اقدام کردم اما چون راه درستش  رو نمیدونستم بارها از راه نادرست برای لاغری اقدام کردم و قدم عملی برداشتم و جهان پاسخ این همه تلاش من رو با هدایت به این راه الهی داد و من با تغییر رفتارهای عالی که در این مدت داشتم مشخص هست از درون تغییر کردم و شخصیت من تغییر کرده  و من از درون و بیرون  احساس لیاقت برای رسیدن به لاغری رو دارم اما مطمعنم بازم باید بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم و این حس رو بیشتر  کنم تا دقیقا اون جسم لاغر رو که دوست دارم بهش برسم .

      و من همیشه با توجه کردن به اینکه من از همین راه تونستم  کلی وزن و سایز کم کنم به خودم میگم پس میتونم با ادامه دادن این راه بازم ایده آل بشم و من با تکرار همین دوره ی صد گام و دوره‌ی های خریداری شده ی خودم در مسیر میمانم تا به ایده آل زیباتری برسم 

      من لایق بهترین اندام هستم 

      من لایق آزادی در خوردن هستم 

      من لایق آزادی در خریدن هستم 

      من لایق آزادی در پوشیدن هستم 

      من لایق رفتارهای غذایی درست و زیبا هستم 

      من لایق اعتماد به نفس عالی برای حضور در جمع هستم 

      من لایق روابط عالی با همه و خودم هستم 

      من لایق خود باوری بیشتر هستم 

      من لایق  حرکت کردن و رسیدن به تمام خواسته هام هستم.

      من لایق هدایت به راحت ترین و آسان ترین راه لاغری که لاغری  با ذهن  هست ،هستم .

      من لایق نزدیک شدن به خدای خودم و ایمان و توکل  بیشتر  هستم 

      من لایق لاغری همیشگی  درجسمم هستم اونم خیلی راحت بدون دغدغه.

      من لایق لذت بردن از غذاها هستم .

      من لایق آرامش و شادی درونی و همیگش  هستم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/05/18 20:54
        مدت عضویت: 765 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 431 کلمه

        سلام بر بانو فروغ ،

         

        مسئله لیاقت داشتن برای رسیدن به موفقیت از فاکتورهای اساسی و پایه ای هست که  می تونه  بسرعت موانع رو کنار بزنه  و ما در زمینه ای که می خوایم پیشرفت کنیم  ….

         

        حالا که ما در مورد این مسئله به آگاهی رسیدیم  می تونیم راجع به لیاقت داشتن و نداشتن حرف بزنیم  .  

         

        ولی اگر این آگاهی رو نداشتیم یکی به ما می گفت  تو آدم بی لیاقتی  هستی و اگر لاغر نشی  علامت بی لیاقتی َشماست  انگار صد دست بهمون کتک زدن و فحش دادن .

         

        چرا که باور بی لیاقتی  یک باور خیلی مخفی در ذهن ناخودآگاهه  و بسختی میشه  که خودمون با خودمون  ، نجوا کنیم و اعتراف به بی لیاقتی کنیم …این حرفو  توهین به خود می دونید و در سطح ذهن خودآگاه  می تونیم از لیاقت و شایستگی خودمون برای هر کاری  حرف بزنیم و دفاع کنیم 

         

        ولی این یک حقیقت در ته ذهن ناخودآگاه ماست که میگه  هر چیزی لیاقت می خواد ولی تو اینو نداری ….و البته این یک نظر و عقیده خشک و خالی در ناخودآگاه نیست بلکه یک یا چندین و چند خاطره از اتفاقهایی رو در خودش بایگانی کرده که پیامش این بوده که بله من لیاقت فلان موفقیت رو ندارم …

         

        قطعا در سالهای کودکی  مسئله چاقی لاغری مطرح نبوده  ولی  نتیجه و احساسی که از یک خاطره و اتفاق در ذهن ما در کودکی نقش بسته  تسری پیدا کرده به  عدم موفقیت ما  به عنوان مثال در لاغر شدن …

        خوب حالا باید ببینیم  چه کارهایی کردیم  که لایق چاقی شدیم و حالا داریم چه می کنیم و یا به چی فکر می کنیم که  لیاقت لاغر شدن رو نمی تونیم کسب کنیم.

         

        ما در تمام سالهایی که چاق  و چاقتر شدیم  با توجه به چاقی ، حرف زدن در مورد علتش   ، اصرار کردن به رفتارهای غذایی نادرست ، ترس از چاقی و ترس از خوردن‌  ثابت کردیم لایق چاق شدن و چاق موندن هستیم .

         

        ما حالا اینجاییم  در این سایت در این دوره ها که یاد بگیریم چطوری برای لاغر شدن کسب لیاقت کنیم 

         

        ما ذاتا  آدمای لایقی برای متناسب شدن هستیم  اگر نه خدا  مارو به اینجا هدایت نمی کرد …فقط باید خطاهای فکری و رفتاریمونو  شناسایی کنیم  و کنار بذاریم و باطل اعلام کنیم و از طرفی  به ورودی های لاغر کننده استمرار ببخشیم و وقتی رفتار صحیح غذایی رو شناسایی کردیم‌ همت کنیم انجامشون بدیم‌ اونم نه یک بار  و   دوبار  بلکه به تکرار تا حس لیاقت برای این موفقیت رو در وجودمون  شکوفا کنیم و به نتیجه برسیم ….

         

        با آرزوی  تناسب فکری و جسمی ایده آل برای خودم ، بانو فروغ و همه 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/05/13 23:34
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 507 کلمه

      سلام و درود فراوان ،

       

      چه کسی  لایق لاغر شدنه ؟

       

                    ●●●●●

       

      لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازمه .و هر فردی به اندازه لیاقت خود از جهان و نعمت های اون سهم می بره ،

      .چرا که‌جهان ، جهان لیاقتهاست .

       

      لاغر شدن یک‌موفقیته و مثل هر کار دیگه ای نیاز به لیاقت و شایستگی داره .

       

      اولین عامل کسب لیاقت برای هر کاری  توجه کردن به اون کاره ،

      برای ذهن انسان فرقی نمی کنه که شما به چه چیزی توجه می کنی عاشقی یا متنفر ؟

       

      از روی عشق داری توجه می کنی یا از روی تنفر ؟

       

      ذهن در هر دو حالت ، تصورش اینه که شما آن شرایط رو  دوست داری .   بنابراین سعی می کنه اون شرایط رو برای شما گسترش بده .

       

      اگر دقت کنیم‌ما سالها از چاقی متنفر بودیم ولی هر سال هم چاقتر شدیم .این به این دلیله که ذهن ناخودآگاه ،تفاوت بین عاشق بودن یا متنفر بودن را  تشخیص نمی دهد

       

      برای ذهن ناخودآگاه ، عشق و تنفر ، خواستن و نخواستن  همه به معنای علاقمند بودنه 

       

      توجه به هر چیزی در دایره المعارف  ذهن ، عشق تفسیر میشه و اون موضوع رو در زندگی ما گسترش میده ،

       

      وقتی چاقها به اشکال مختلف به چاقی خود توجه  کردن لیاقت چاقتر شدن رو در خود افزایش دادن 

       

      اشکال مختلف  توجه به چاقی چی می تونه باشه ؟

      خجالت کشیدن از شرایط خود همراه با حس بد و حتی تنفر از جسم خود تا به حدی که گاهی آرزوی مرگ کردیم 

       

      گله و شکایت پیش این و آن و حتی به درگاه خدا  با اشگ و آه و ناله  همراه با حس بد نسبت به خدا و زیر سوال بردن عدالت خداوند 

       

      رژیم‌گرفتن و ورزشهای سنگین 

       

      باید این موضوعو  بخوبی درک کنیم که تنها دلیل گسترش آنچه را که‌می خواهیم یا نمی خواهیم‌ ، توجه  کردنه .

       

      پس اگر می خوایم که لاغر بشیم‌و از مزایای اون بهره مند بشیم باید با توجه به لاغری و‌موضوعات آموزشی لاغر کننده  لیاقتمون رو به اثبات برسونیم  ……  حد اعلای توجه به لاغری  نوشتن هست …حالا به هر مدلی که راحتیم و حس بهتری به ما میده .

       

      اشکال مختلف توجه به لاغری چی می تونه باشه ؟

       

      در نگرش خود به جسم‌و زندگیمون تجدید نظر کنیم 

       

      مجددا  فرمولهای لاغر کننده موجود در ذهن را فعال  و استفاده کنیم‌

       

      تا می تونیم مانع فکر کردن به چاقی بشیم‌و در مقابل به موضوعات مربوط به لاغری که مورد علاقه و آرزومونه توجه کنیم 

       

      مثلا  خوندن  روزانه  و مرتب میثاق نامه ، شرح ایستگاههای  نوار مثبت زمان   ،   گوش دادن به فایلهای  صبحگاهی   ،،،   گوش دادن مکرر به فایلهای آموزشی  ،   طراحی  عدد وزنی دلخواه و چسباندن به  جاهای مورد توجه    .    انتخاب  بشقابهای غذا خوری  بر خلاف شکل رایج اونا که  دایره ای شکل هستن  ،   قرار دادن  تصویر یک فرد متناسب و خوشرفتار  در محل دید  ،،،   نوشتن  دیدگاه و خواندن دیدگاههای دوستان و نظر و لایک دادن …

       

      اینا نمونه هایی از توجه به لاغری بود ممکنه دوستان  راههای دیگه ای بلد باشن یا به یادشون بیاد  خواهش می کنم  اطلاع رسانی کنن    با تشکر فراوان 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/05/10 21:21
      مدت عضویت: 1084 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه

      من لیاقت متناسب شدن رو دارم  چون دارم روی اصلی ترین وریشه ای ترین عامل چاقیم که ذهنم هست کار میکنم ودر آن استمرار دارم و دارم ادامه میدم تحت هر شرایطی که باشم و باور دارم که کارم بی نتیجه نیست و نتایج عالی جسمی در انتظارم هست هر چند من نتایج عالی دیگه ازین روش گرفتم.

      به قول استاد ما در حال متناسب بودیم ولی داشتیم بذر چاقی رو در ذهن میکاشتیم و پرورش میدادیم و بعد چاق شدیم وحالا هم چاقیم و داریم بذر لاغری میکاریم وبهش می رسیم وبالاخره میوه لاغری رو برداشت میکنیم آخر این راه لاغری هست فقط باید باور کنیم که ما هم لیاقت متناسب شدن و متناسب موندن رو داریم .

      هر کس به اندازه لیاقتش نتیجه میگیره درسته خیلی از ما خیلی خوب داریم کار میکنیم ولی به قول استاد هنوز باور ولیاقت لاغر شدن در وجود ما رشد نکرده ما باید روی این موضوع خیلی کار کنیم باید خودمون رو تشویق کنیم واز تغییرات خوشحال بشیم .

      لیاقت لاغری با حال خوب میاد با احساس خوب نسبت به خود میاد با عشق به خود میاد با پذیرفتن تمام کمی وکاستی هات میاد با صلح درونی با خود میاد .

      لیاقت یک امر درونی هست هیچ کس نمیتونه این حس رو بهت القا کنه هیچکس جز خودت

      خیلی ها فکر میکنن با خوب نوشتن وبازی با کلمات و مدال گرفتن میتونن کسب لیاقت کنن لیاقت با خویشتن دوستی میاد نه چیز دیگه

      این کارها هم از عدم لیاقت میاد چون اینم یه جوری خودت رو به دیگران ثابت کردن هست یه جوری جلب توجه هست یه جوری تایید گرفتن از دیگران هست

      نوشتن وگوش دادن باید برای خود خودت باشه  برای یادگیری بهتر نه ثابت کردن خود به دیگران

      خیلی ها تو این دوره ها شرکت کردن و اصلا چیزی ننوشتن ولی نتایج عالی گرفتن چون اهل خودنمائی نبودن لیاقت داشتن ودر سکوت روی خود کار کردن وبرای خودشون نوشتن و شگفتی ساز شدن

      خوب نوشتن خیلی عالیه ولی اگه به کسب نتیجه ات کمک نکنه و همش دنبال تایید دیدگاهت باشی ودنبال مدال گرفتن نه بهتره در تنهایی وسکوت کار کنی

      منم شاید بعضی وقتها اینطور رفتار کرده باشم ولی سعی میکنم رها باشم برای دل خودم بنویسم یا اگر حسم  درونیم گفت بنویسم .

      لیاقت با گفتن و نوشتن نمیاد لیاقت با تکرار جملات نمیاد لیاقت یه چیز درونی هست لیاقت حس درونی هست

      لیاقت از ارزشمند دونستن خود میاد از این که تو ارزش خودت رو به قد وسن وزیبایی وکار و درآمد خانواده خوب وابسته اش نکنی

      در هر شرایطی که هستی باید خودت رو لایق همه چیزهای خوب بدونی لایق بهترین ها

      حتی تو چاقیت هم خودت رو لایق پوشیدن بهترین لباسها بدونی چاقی نباید ارزش مارو تعیین کنه

      ما اشرف مخلوقات هستیم اگر من لایق نیستم پس کی لایق باشه من که چندین ساله در مسیر رشد و تغییر شخصیت درونی ام میلیونی هزینه کردم

      من که پول برای دوره ها پرداخت کردم و برای خودم خرید نکردم یا خیلی کم خرید کردم  وپولم رو جمع کردم برای خرید دوره ها پس من خودم رو لایق زندگی بهتر اندام متناسب تر میدونم که بها پرداختم

      من که سالها ست دارم گوش میدم درسته فراز ونشیب داشتم و این رو هم طی دوران تکاملم  میدونم من که برای آرامش روحم دارم روی ذهنم کار میکنم من خیلی مهم ارزشمند هستم ولایق خوباگر نتیجه دلخواه کسب نشده برای اینه که آگاهی ها هنوز به قدر کافی نفوذ نکرده هنوز ریشه ها رو نتونسته آبیاری کنه میدونی سی وپنج سال با حال بد زندگی کردم حالا اگر تو این چند سال حالم چهل درصد بهتر شده باشه من عالی عمل کردم

      35سال حس بی لیاقتی رو در دو سه سال نمی تونی از بین ببری لیاقت ایجاد کردن هم تکامل خودش  رو میخواد

      پس من همواره باید حس لیاقت داشته باشم تا لیاقت در من رشد کنه .

      ممنونم استاد فایل عالی بود کاش فایل قبلی ها رو حذف نکنید اونها خیلی انرژی خوبی دارن استاد درین فایلها جدید اون انرژی وتن صدای قوی رو ندارید .فایلهای قدیمی رو خیلی با انرژی و عشق بیشتر ضبط کردین .

      عاشقتونم یا حق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/05/13 14:49
        مدت عضویت: 603 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 533 کلمه

        سلام و درود به دوست عزیزم خانم الهام 

        وااای عزیزم چقدر دیدگاهتون تکان دهنده بود،زلزله انداختین به وجودم واقعا دست مریزاد 👏هزار آفرین بر شما …

         چقدر باید به خاطر بودنم در این مسیر و چنین دوستان خردمندی که زندگی هدفمندی دارند سپاسگزار یکدانه ام باشم …خدایا به تعداد هر نفسم سپاسگزارتم که بی دریغ بخشیدی …

         عاشق این قسمت دیدگاهتون شدم 

        لیاقت لاغری با حال خوب میاد با احساس خوب نسبت به خود میاد با عشق به خود میاد با پذیرفتن تمام کمی وکاستی هات میاد با صلح درونی با خود میاد .

        لیاقت یک امر درونی هست هیچ کس نمیتونه این حس رو بهت القا کنه هیچکس جز خودت!

         این قسمتِ آخر جمله هم عالی بود یاد جمله ای از دیگر اساتید عزیزم افتادم ،ایمان واقعی را نه کسی میتونه بهت بده و نه کسی میتونه  ازت بگیره !

         به لطف خداوند و با اشتیاق و طلب خودمون ،درتمام جنبه های زندگیمون در حال تکامل و رشد هستیم و هر فردی خودش متوجه کم و کاستیهاش میشه …

        منم قبلا یه وقتهایی می رفتم نشان ها را چک می کردم یعنی برام عادت شده بود!…

        ولی اینو بگم که با تمام وجود  تمرین می نوشتم اصلا قبل از دیدن استاد دیدگاهم می رفت تو لیست علاقه مندیهام ..تا شب یا روزها می خوندمشون و خودم لذت می بردم ولی انصافا ازگرفتن نشان هم لذت می بردم ..

        خیلی درون خودم کنکاش می کردم که اگر فردا نشان نگیریم به چه حسی می رسم ؟!یا اصلا چرا میرم میبنم ؟!دارم مراحل تکامل را خدمتتون عرض می کنم و هر چقدر پیش رفتیم وتوجهم به توانمندیهام بیشتر شد و اعتماد به نفسم بالاتر رفت خب این نیاز بی اهمیت تر شد ولی اگر می خواستم برای فرار ازاین موضوع ننویسم می شد فرار و مبارزه با خود…

        ضمن اینکه بعد از مدتی نوشتن  تمرین هم ،برام بی اهمیت می شد ….از طرفی می خواستم منم به اندازه درکم و برای رسیدن به احساسات متعالی که حس رضایتمندی ماندگار از خودم بود ،در این مسیر برای دوستانم ردِ پای قشنگی به جا بگذارم…..

         انگار همونطور که دریافت کردم توانسته ام که ببخشم و از این بده ،بستون با هستی حالم خوب می شد (:

        ولی در کل واقعیت را خوب نوشتین ….

        همین چندروز پیش ،به سرم زد که به تقلید از یکی دوستان ،برای نشر آگاهی ،منم بیام  »»»»»پاسخ دوستان را با اجازه کپی کنم و با تجزیه تحلیل خودم به اشتراک بگذارم ….ولی زمانی که خواستم دکمه ارسال را فشار بدهم نجوایی در ذهنم مرور شد اینکه آخ جووون خیلی عالی شد حالا تو هم نشان میگیری !… 

        همون لحظه حالم بد شد و از این کار  کلا، منصرف شدم با اینکه نیتم کاملا خیر بود ولی آن صافی آب قلب در لحظه آخر سمی و گل آلود شد ….و خوشحالم که انجامش ندادم.

        خواستم صحبتتون را تأیید کنم باید هر کاری قلبی انجام بشه و چقدر خوب گفتین و شما دارین کار حسنه ای انجام می دین که هر زمان دلتون گفت مینویسید ….

        درود بر شما دوست لایقم عالی باشید (:

        درمورد انرژی و تن صدای استاد در فایل قبلی باهاتون موافقم .شاید بهتر باشه فایل قبل و جدید به هم منگنه شوند تا بتونیم ازهردو فایل استفاده کنیم . سپاس از استاد گرامی  و تمام وقتی که صرف این مسیر پرنعمت و الهی می کنند.

        طلب خیر نثارتون 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/05/16 09:50
          مدت عضویت: 1084 روز
          اندازه متن
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 312 کلمه

          سلام ملکه عشق عزیزم 

           

          من امروز پیام پر مهرتان رو دیدم .ممنون عزیزم 

           

          اون نیت قبل عمل خیلی مهم هست نیت قبل نوشتن نیت برای درک بیشتر خودت و یادگیری بهتر خودت باشه و نیت برای گسترش آگاهی واستفاده ی دیگران باشه 

           

          این نوشته تو رو به اوج میبره و نتایج عالی می گیری پاداش خوب می گیری .

           

           

           

          منم اولین بار شروع دوره هرروز می‌نوشتم هر روز خودم رو متعهدکرده بودم تا ننویسم نرم جلسه بعدی ومینوشتم .

           

           

          استاد اون‌موقع مدال نمیدادن اون موقع اگر از دیدگاهی خوششون میومد به ندرت زیزش می‌نوشتن که از نوشته لذت بردن 

          من چند باری مورد تشویق استاد قرار گرفته بودم خوشحال میشدم 

           

          تا اینکه تو یه فایلی گفتن خیلی ها برای خوشحال کردن من برای راضی کردن من دیدگاه مینویسن وفکر میکنن اگر خوب تمرین بنویسن ومن خوشم بیاد نتایج میگیرن واین کاملا فکر اشتباه هست 

           

          وبعد گفتن بعد مدتها متوجه شدن کسانی که تو سایت نمینوشتن وزیاد از استاد سوال نمیکردن براش پیام نمیدادن شگفت انگیز میشدن یه دفعه بعد نتیجه گرفتن عکس شگفتی سازی سازیشونو میفرستادن واستاد متعجب میشدن اینا تاحالا کجا بودن چه طور کار کردن نتیجه گرفتن 

           

          آره گلم من تازگی ها از یک فایلی خوشم بیاد هیجان خاصی منو وادار میکنه به نوشتن اصلا مجبور میشم بنویسم حس قوی درونم میگه بنویس اصلا نمیدونم چی میخوام بنویسم نوشته ها خودش میاد سرازیر میشه ومن می نویسم و اون نوشته مو خودم بارها میخونم چون مطمئنم خدا در خطاب به خودم گفته برای استفاده خودم 

           

          ومن اتفاقا اون دیدگاهام مدال فنی میگیرن 

           

          ولی زمانی که خودم برای نوشتن شروع کنم اون حس خوب نمیاد دیدگاه منم هیج مدالی نمیگیره یا طلایی میگیره 

           

          واقعا شما هم عالی هستین نوشته هاتون ادبی هست 

           

          من ادبیات فارسی خوندم واقعا بعضی وقتها سخته خوندنش باید دو سه بار خوند این نشون میده استعداد نوشتن ادبی رو دارین من اصلا نمیتونم ادبی چیزی بنویسم بااینکه رشته ام هست ساده وبی آلایش مینویسم. 

           

          واقعا تحسین برانگیز هستین 

           

          عاشقانه دوستون دارم 

          موفق باشید.

           

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1401/05/17 08:54
            مدت عضویت: 603 روز
            اندازه متن
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 262 کلمه

            سلام دوست خوش قلبم الهام عزیزم 

            بهتون تبریک می گم بابت درک مطلب و ارتقا رشد روحیتون ….و این یعنی شگفتی ساز شدن آفرین بر شما …

            روزهای اول تمام توجهمون به لاغر شدن بود ولی الآن این معجزه و ارتقا روح و کمالات بسیار شگفت انگیزتره !

            به مطلب خوبی اشاره کردین اینکه بدونیم هدفمون از انجام هر کاری چی هست ؟ 

            و نوشتن تمرین برای راضی کردن استاد هست یا راضی کردن جان خودمون ؟!

            و البته مراحل تکامل و رشد را هم،باید در نظر گرفت …می خوام بگم یه وقتهایی هم دچار خود سرزنشی میشیم  چون متوجه نیت غیرصحیح خود میشیم ،ولی اون نفس حریصه و می خواد!و انگار نمیشه مدیریتش کرد !!! و باید تجربه اش کرد …..

             و اما ما در این مسیریم که مدارا کردن را یاد بگیریم و خلاهای درونی خود را با عشق و توجه به خود بر طرف کنیم نه با جنگ و مبارزه !… بلکه با پذیرش و صلح  

            این قسمت از نوشته شما خیلی دلی بود و به جانم نشست.  

            »»»»»»اون نیت قبل عمل خیلی مهم هست نیت قبل نوشتن نیت برای درک بیشتر خودت و یادگیری بهتر خودت باشه و نیت برای گسترش آگاهی واستفاده ی دیگران باشه 

            ✨این نوشته تو رو به اوج میبره و نتایج عالی می گیری پاداش خوب می گیری .🌈

            سپاس از اظهار لطف و محبتتون .

            هذا من فضل ربّی 

             سپاس از حسن توجهتون و اینکه شبنم روی استعدادم شدین و حساااااابی بهم طراوت بخشیدین 😇 

            همواره قلبتون پر نور و لبتون خندون 

            سپاس از ابراز دوست داشتنتون♥️

            به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست 

            عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست   

             

             

             

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1401/05/18 09:13
              مدت عضویت: 1084 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 12 کلمه

              ممنونم دوست مهربان وخوبم 

              شما رو به خدای مهربان میسپارم.

              شاد و خندان باشی

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1401/05/13 23:04
        مدت عضویت: 765 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 486 کلمه

        سلام دوست خوبم  الهام ،

         

        ممنون از اینکه دیدگاه خوبی رو نوشتی و  نظرت راجع به لیاقت داشتن و نداشتن رو  به اشتراک گذاشتی ….

         

        متاسفانه  از یک قسمت از نظرت  حس خوبی بهم منتقل نشد …  نوشتی از اینکه بعضی ها  خوب می نویسن و تمرین می کنن  برای خودنمایی است و فقط می خوان مدال بگیرن  و با اینکارا  به لیاقت نمی رسن ..

         

        دوست خوبم ،  مگر نه اینکه استاد گرامی ، همواره  به  نوشتن  تاکید کردن  خصوصا  به نوشتن در سایت ..‌‌خوب من و یا افرادی مثل من  سعی کردیم این وظیفه  دانشجویی  رو  خوب انجام بدیم ..تا زمینه ای باشه برای کسب لیاقت بیشتر ….  برای من نوعی  از اینکه مدال بگیرم خوشحال کننده اس و حس خوبی پیدا می کنم اما وقتهایی هم هست که  با کلی صرف وقت دیدگاه  نوشتم ولی فقط تایید شده و به قول خانم ملکه عشق  نشان دریافت نکردم‌ اما هیچ اعتراضی  هم نکردم  مثل دیدگاهی که در مورد  بازگردانی  صحبتای خانم شریعت پناه که به زوج شگفتی ساز مشهور شدن  نوشتم و فقط تایید شد . اینکه استاد به یه دیدگاهی  نشان و‌مدال بدن در صلاحدید خودشونه  و کسی حق اعتراض نداره  ….اما من  اشتیاقم برای نوشتن کم نشده  و نمیشه… چون هدف اصلی من  نشان گرفتن نیست  من  می نویسم چون باید مرحله دوم تغییر جسم که   تبدیل افکار لاغر کننده  به کلمه  اس از طریق نوشتن  رو به انجام برسونم‌ و احساس خیلی خوبی از اینکار دارم ▪︎ استاد   به دلایل مختلف تاکید دارن بهتره در سایت بنویسیم ….. ما در حال حاضر  ،    همه هم هدف و هم مسیر هستیم  در یکجا جمع شدیم و از طریق  امکانات سایت می تونیم با هم ارتباط بگیریم‌اما باز  هم ارتباط ما از طریق کلام  نیست   بلکه از طریق کلماتیه که‌می نویسیم …  بعد از اینکه  این دو مرحله در ذهن به حد اشباع برسه  تبدیل میشه به رفتار های لاغر کننده  که با تکرارشون به تغییر جسم‌  می رسیم  ..‌..

         

        کسب لیاقت برای لاغر شدن  یک امر کاملا ذهنیست  که مرحله به مرحله کاملتر میشه …

         یک کشاورز رو در نظر بگیریم که با علاقه و تلاش  زمین رو آماده کرده  بذر کاشته  بموقع آبیاری می کنه  و منتظر  سبز شدن بذرهایی هست که کاشته  قطعا یه چند ماهی  تا  برداشت محصول  باید بگذره و کشاورز باید صبر کنه و منتظر باشه   آیا درسته که بگیم این آقای کشاورز  لیاقته استفاده  از بذرهایی که کاشته ارو نداره …. 

         

        ما هم الان مثل همین کشاورز  هستیم ..و منتظریم  تا  به نتیجه برسیم  در عین حالی که هم باید به‌چاقی فعلی توجه نکنیم و هم باید نتیجه نهایی رو رها کنیم ….برای  برداشت بهتر  سعی می کنیم هر کاری  از طرف  استاد به ما گفته  میشه ارو انجام بدیم ….  حالا خودشون  یه ایده الهی بهشون رسیده که برای تشویق هنرجوها برای نوشتن  ،   به دیدگاهها  مدال  اعطا کنن ….خیلی هم عالیه ….از ایشون بی نهایت ممنونیم ….

         

        از شما دوست خوبم تشکر می کنم …. 

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/05/16 09:19
          مدت عضویت: 1084 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 70 کلمه

          سلام عزیزم 

          من امروز دیدم دیدگاهتون رو 

          جسارت نشه من که منظورم شما نبودین 

          بیش ترش برای خودم بود تا بفهمم با نوشتن ومدال گرفتن یک رابطه ی خوبی ایجاد کنم وبرای مدال گرفتن ننویسم برای درک و آگاهی بیشتر خودم بنویسم و همش دیدگاه خودم رورو چک نکنم که استاد تائید کرده یا نه یا چه مدالی داده 

           

          اگر جایی از دیدگاهم باعث ناراحتی شده ببخشید گلم 

          شما بهترینید و بانوی اول سایت 

          دوستون دارم.

           

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1401/05/16 20:58
            مدت عضویت: 765 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 114 کلمه

            سلام  دوست خوبم الهام ،

             

            خیلی دوستتون دارم  از دیدگاههای شما لذت می برم ،  ممنون از پاسخی که فرستادی جهت دلجوئی از بنده ….

             

            شما هم ببخشید که سوء تفاهم شد برام …

             

            من حرف و نظر شمارو که برام فرستادی  قبول می کنم عزیزم …

            حالا الهام خانم  من   وقتی دیدگاهی رو می نویسم    عادت کردم که ایمیلمو  مرتب چک کنم  تا بهانه ای باشه برای  دوباره خوندن  اون دیدگاه  … غیر ممکنه  دیدگاهی  نشان بگیره و مجدد نخونمش  نمی دونم چه جوریه که این حس خوبی بهم میده  ..‌  به نظرم اینو هم باید در لیست عوامل  ایجاد احساس خوب در این مسیر یادداشت کنم .

             

            بازم ممنون از نظر لطفت بانو جان …

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1401/05/18 09:18
              مدت عضویت: 1084 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 12 کلمه

              عزیزمی گلم 

              خدا حافظتون باشه و همیشه غرق در احساسات خوب باشید .

               

               

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/05/09 22:34
      مدت عضویت: 231 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 145 کلمه

      سلام دوستاران تناسب فکری 

      من دو نوبت لاعری باذهن ۱۰۰ گام رو انجام دادم ولی لاغر نمیشدم حالا که خودمو با دفعه های قبل مقایسه میکنم میبینم اینبار حرفای استاد انگار به جان من میشینه و تمام و کمال باور میکنم ولی دفعه های قبل همش تو ذهنم دلیل میاوردم که نمیشه یا این حرف اشتباهه خیلی سعی میکردم حرفای استاد رو برای خودم منطقی کنم ولی همیشه یه ترسی ته دلم بود با این حال ترس از خوردنم کمتر شد والان خیلی راحت تر میتونم بگم من لیاقت تناسب اندام را دارم و اینبار از ته دلم ایمان دارم موفق میشم ولی دفعه های قبل خبری از این اطمینان نبود یه چیز جالب امروز گام پنجم هست و دخترم صبح به من میگفت مامان انگار لاغر شدی درحالی که خبر نداره من دارم چکار میکنم خدایا شکرت که منو انتخاب کردی و به نتیجه میرسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/05/11 13:10
        مدت عضویت: 765 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 499 کلمه

        سلام و درود فراوان  محظر استاد گرامی  و دوستان خوبم ،

         

        قسمتی از دیدگاه فروغ عزیز  رو  با کمی ویرایش تقدیمتون می کنم :

         

        • من لیاقت متناسب شدن رو دارمبه شرطی که با اشکال مختلف به موضوع لاغری
        •  توجه کنم .
        •  
        • من میتونم لاغر بشم چون سالهای زیادی رو در حالت تناسب ، طبق قوانین پیش فرض  که خدا در مغزم به ودیعه گذاشته است   زندگی کردم  
        •  
        • من لایق لباس شیک به تن کردن رو دارم به شرطی که به لباسهای شیک توجه کنم و حسرت نخورم  و اطمینان داشته باشم منم لاغر میشم  اونارو تهیه می کنم و می پوشم و خودمو در حالی که اونارو پوشیدم و خیلی هم خوشحالم  تصور کنم 

         

        • من لیاقت خوردن بهترین غذاها رو دارم بهشرط اینکه  غذا هارو  عامل چاق شدن و حتی لاغر شدن  ندونم .
        •  
        • من لیاقت آزادی و آرامش و دارم.به شرطی که آنچه باعث بر هم خوردن آرامشم میشه  دوری کنم مثلا گوش دادن به اخبار نامناسب و یا توجه به حال اطرافیان و دخالت در امور زندگی اونها در صورتی که  در واقع به من ربطی ندارن .
        •  
        • من لیاقت زندگی در شرایط کاملا سالم رو دارم.به شرطی که  با آگاهی  شرایط  سالم رو برای خودم فراهم کنم 
        •  
        • من لیاقت بهترین رفتارهای  غذایی رو با خودم دارم.به شرطی که  وقتی رفتار لاغر کننده ارو شناسایی کردم  همت کنم و  به این رفتارها عمل کنم حتی اگر مجبور بشم در مواردی  نوعی از سختی رو تحمل کنم .
        •  
        • من لیاقت قوی بودن و تسلط  بر مواد غذایی. رو دارمبه شرطی که  اعتماد بنفس خودمو  بالا ببرم و یک شخصیت قوی از خودم بسازم نه اسیر و ضعیف و بی اراده 
        •  
        • من لیاقت امیر بر مواد غذایی بودن رو دارم به شرطی که  با ادامه دادن‌به محتوای آموزشی یک شخصیت جدید از خودم بسازم‌
        •  
        • من لیاقت بهترین رابطه با خودم رو دارم به شرطی که با کسب آگاهی برای یک رابطه خوب  به این کار توجه کافی داشته باشم .
        •  
        • من لیاقت بهترین حالت روحی رو دارم به شرطی که خودمو  دوست داشته باشم .
        •  
        • من لیاقت لذت بردن از خودم رو دارمبه شرطی که به خودم همینجوری که هستم عشق بورزم 
        •  
        • من لیاقت رابطه ی عالی با خدای خودم رو دارمبه شرطی که به موضوعات خداشناسی از منبع موثق  توجه داشته باشم‌
        •  
        • من لیاقت بهترین روابط با همه رو دارم به شرطی که  توان و تحمل گذشت از خطاهای دیگرانو داشته باشم و از کینه ورزی دوری کنم و با همه مهربان  باشم .
        •  
        • من لیاقت یه زندگی عالی سراسر شادی رو دارم به شرطی که به اندازه کافی به موضوعات شادی بخش توجه داشته باشم 
        •  
        • من لیاقت آزادی در خریدن رو دارم به شرطی که با استمرار در کسب آگاهی ،  متناسب بشم و بالاترین درجه آزادی رو کسب کنم و در خوردن غذای دلخواه و‌پوشیدن لباس دلخواه  احساس آزادی کامل کنم .
        •  
        • من لیاقت لباس رنگ شاد رو دارم به شرطی که  به رنگهای شاد توجه کنم و حتی قبل از اینکه به تناسب برسم هم از اونا استفاده کنم‌
        •  
        • من لیاقت اعتماد به نفس عالی رو دارم و من بامتناسب شدن به درجه بالایی از اعتماد بنفس می رسم    …

            سپاسگزارم 

        •  
        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/05/09 21:24
      مدت عضویت: 1084 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 721 کلمه

      فایل فوق‌العاده‌ایه 

      به نظرم باید هر یکی دو هفته یک‌بار  ازش استفاده کرد تا بهمون یاداوری کنه که خودمونو لایق لاغر شدن بدونیم.

      من کاملا قبول دارم که خودم به شخصه از این نظر مشکل داشتم چون برای سالیان دراز لاغری رو برای خودم غیر ممکن میدونستم. تغییر این نگاه زمان‌بره. الان حس می‌کنم به بلوغ کافی در این مورد رسیدم. من قبلا مدام مینوشتم و میگفتم که لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست اما اینکه در اعماق وجودم و در زمان‌هایی که حواسم نیست هم اینطور فکر می‌کنم یا به نظرم میرسه لاغر شدن واقعا کار سختیه بحثش جداست.

      خیلی به این موضوع فکر می‌کردم تا اینکه چند وقت پیش متوجه  شدم من کاملا قبول کردم‌که برای لاغر شدن فقط باید باور و ورودی‌های ذهنیمونو کنترل کنم اما بازم به نظرم لاغر شدن سخت میاد چون فکر می‌کنم که کنترل ورودی‌های ذهن برای همه‌ی عمر کار  سختیه. فکرم مملو از تضاد بود و رفع هر کدومش انرژی زیادی میطلبید و واقعا حس می‌کردم مغزم پر شده. فعالیت شدید ذهنی خیلی انرژی‌بر و خسته‌کنندست. تا یک فکر رو به نتیجه میرسوندم یک فکر دبگه مثل قارچ سبز  میشد.  مدتی در ابن کش و قوس بودم تا اینکه برای حلش از عشق کمک خواستم و به صدای بلند ازش درخواست کردم که این ولوله‌ی ذهنی رو اروم کنه و عاقبت راه‌حل خودشو نمایان کرد.

       راهکاری که براش در نظر گرفتم تمرکز در حال حاضره و رها کردن نتیجه. البته این رو هم بارها استاد بهش تاکید داشتن اما بازم  اینکه خود ادم از درون خودش به این نتیجه برسه خیلی مهمه. نه اینکه فقط این اموزش‌ها رو بشنوه و تایید کنه. 

      به نظرم شنیدن و تایید کردن تازه اول راهه. تازه بعدش این اطلاعات بابد پردازش بشن. باید ادم به اون تجربه‌ی درونی برسه که مانع دقیقا همون مسئله‌است تا تغییر صورت بگیره. 

      از وقتی تصمیم گرفتم به آینده فکر نکنم. خواسته‌مو در بطن افرینش جهان هستی رها کنم  و فقط به فکر لذت بردن از هر لحظه باشم دیگه لاغر شدن به نظرم سخت نمیرسه چون تا فکر مخربی به سرم میزنه بلافاصله به خودم میگم این منم که دارم نقشه‌ی راه آینده رو رسم می‌کنم هر اتفاقی که تا حالا افتاده من در لحظه‌ی اکنون این فرصت رو دارم که هر طرحی رو که می‌خوام برای آینده بریزم از خودم می‌پرسم که خب من دلم می‌خواد این مسئله چطور پیش بره؟ چه اتفاقی بیفته منو خوشحال می‌کنه؟ و اونوقت افکارمو میتونم در مسیر صحیح هدایت کنم. 

      وقتی یادمه از این راهکار استفاده می‌کنم وقتی هم یادم نیست خب یکم در مسیر اشتباه پیش میرم و تا یادم میفته بر‌میگردم به مسیر اصلی. 

      خوبیش در اینه که مدتیه بیشتر وقت‌ها یادمه و هشیارم. درست مثل اوایلی که وارد مسیر لاغری ذهنی شده بودم و هیجان کشفیات جدیدم مثل جریان الکتریسیته یه شوک قوی بهم وارد کرده بود. باعث میشد حالم عالی باشه و باور توانمندی در لاغر شدن اونقدر در من قوی بود که هنوز دوره  رو به شکل رسمی شروع نکرده من نتایج جسمی در خودم دیدم. الان با ارامش بیشتر و با احساس خوب در حال ادامه دادنم و از وقتی دیگه مرحله‌ی بعدی لاغر شدنمو دور از دسترس و سخت نمی‌بینم مطمئنم که در حال وزن‌ کم کردنم و بزودی نتایج جسمی رو هم خواهم دید.

      وقتی به نشانه‌های غیر فیزیکی از تغییر نگرش و نشانه‌های تغییر رفتارم به کمک عشق توجه می‌کنم اطمینان پیدا می‌کنم که در حال لاغر شدنم. 

      چند روز  پیش در اینستا یه پست دیدم در مورد یک وزنه بردار که برای گرفتن مدال طلای المپیک تلاش می‌کرد. برای گرفتن نتیجه‌ی دلخواهش در چهار المپیک  شرکت کرد. یعنی  ۱۶ سال برای رسیدن به هدفش زمان گذاشت . حتی وقتی مدال نقره گرفت قانع نشد و بازم ادامه داد تا در دور چهارم موفق شد به مدال طلا دست پیدا کنه در حالیکه میدونیم معمولا ورزشکارا حداکثر دو دوره اونقدر رو فرم هستن که بتونن تو المپیک شرکت کنن چه برسه به فاینال هم برسن.

      ولی خب وقتی چیزی رو از صمیم قلب بخوای و براش از روی عشق تلاش کنی و  در خودت احساس لیاقت موفقیت رو ایجاد کنی حتی جهان در مقابل خواست تو سر تعظیم فرود میاره و تو رو به خواسته‌ات میرسونه.

      در مقابل سال‌ها تلاش اون ورزش‌کار برای موفقیت در کاری که فقط تعداد محدودی از افراد در جهان به اون جایگاه دست پیدا می‌کنن، اینکه من سعی کنم از زندگیم لذت ببرم که چیزی نیست. خییییلی آسونه،  خییییلی! به آسونی اب خوردن….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/05/13 14:15
        مدت عضویت: 603 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 345 کلمه

        سلام و درود بر بانو عشق 

        می دانم که هیچ اتفاقی،اتفاقی رخ نمیدهد … در چندروز اخیر ،یکبار در حال قنوت نماز و بار دیگر بین مراقبه و چندباری در حال انجام کاری نام و تصویر پروفایلتون ازنظرم گذشت … 

        و هرکجا که نام عشق باشد ،دستان پرمهر تنها یکدانه ام مرا فرا می خواند و به هر حال با فراخوانی از بیکرانه در این وقت الهی هم فرکانس شما قرار گرفتم ..خدایا سپاسگزارم .

         بانو عشق جان ،دیدگاهتون حقیقتا عالی بود همواره در مسیر تغییر کردن متعالی باشید …

        اینکه در سطح افکارمون تصمیم میگیرم و یا فکر می کنیم تغییر کردیم ولی همچنان در درون تضادهایی داریم ،کاملا درسته و  باهاتون موافقم و فقط به مرور و با اشتیاق برای درک مطلب بهتر برداشت ما بهتر میشه و هرقدر درکمون از محتوا بهتر بشه و بیشتر در وادی امن الهی قرار بگیریم ،تغییرات بیشتر در شرایط جسم و روح و روان ،ذهن و حتی زندگیمون رخ می دهد ..

         و اما شعار امسال  من ،سال ۱۴۰۱ یک چیز فوق العاده  بود 

        امسال سالِ زندگی را زندگی کردنه …سال در لحظه بودن و پیوستن به نیروی حال 

        در حال مطالعه کتاب ماورای طبیعی شدن دکتر جودیسپنزا هستم و عاشق پیوستن به نیروی حال و در این مورد وقتی دیدگاهتون را خوندم باز به قانون هم فرکانس بودن ایمان آوردم .

        بهتون تبریک عرض می کنم و خوشحالم بابت موفقیتهای ارزشمندتون در مورد رها کردن نتیجه و آینده و برگشتن به هم اکنون ابدی …

        قبول دارم هر کاری اولش سخت به نظرمیرسه ولی ایمان دارم با طلب از خود نیروی عشق لایتناهی و تکرار و تمرین میشه نتیجه های فوق العاده گرفت اگر افراد بسیاری مثل اُشو و دیگر اساتید عشق ،توانستند این نشونه خوبیه  برای ما …. اینکه ما هم می توانیم و به نکته عالی و خوبی اشاره کردین …توجه به تغییرات نگرشمون و جشن گرفتن موفقیتهامون حتی اگر ظاهرا کوچک باشند،مسیر را لذت بخش تر می کنه و امید را بسیار و خداوند امید هیچ امیدواری را ناامید نمی کند ….

        خداوند را سپاسگزارم برای جاری شدن این ارتباط پرخیر و برکت 

        عزیزم همواره خورشید باشید و سراسر نیروی عشق بتابید  (:

         خدانگهدارتون 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/05/14 11:05
          مدت عضویت: 1084 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 52 کلمه

          درود بر شما همیار هم‌مسیرم.

          از دریافت انرژی مثبت شما بسیار خشنود شدم 

          کتابی رو که نام بردید و همچنین مجموعه‌ی دوازده جلدی مراقبه‌ی اشو رو منم مطالعه کردم و بسیار استفاده بردم و همچنان خواهم برد.

          سپاس از شما برای توجهتون و‌ارزوی ارزشمندتون برای من 

          همانطور که تا امروز بودید همچنان موفق  و پیروز باشید. 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1401/05/14 18:15
            مدت عضویت: 603 روز
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 50 کلمه

            سپاسگزارم از اظهار لطف و محبتتون عشق عزیز 

            و هدیه ای که امروز به من دادین😊 ….مجموعه دوازده جلدی مراقبه اُشو که حتما خودشو بهم میرسونه ….سپاسگزارم از جریان حضور جاودانگی.

             قلبتون پر نور و مسیرتون پرنعمت.

             

             هدیه به قلب نازنینتون 

            مست عشقم ،مست شوقم ،مست دوست 

            مست معشوقی که عالم مست اوست    

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/05/08 11:13
      مدت عضویت: 898 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 479 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان متناسبم 

      باید لایق لاغر شدن باشید 😍😍😍

      از اونجایی که من خیلی عاشق لاغری هستم و دوست دارم تجربه اش کنم اون احساس سبکی رو اون زیبایی رو اون حال خوب اون آرامش اون توانمندی هام رو 

       

      و هر روز تمرینات و فایل ها رو دنبال میکنم و تصویر سازی های عالی از خودم رو دارم در طول شبانه روز و اون انتظاری که از خودم دارم که به وزن ۵۳کیلو گرم برسم و مطمئنم که میرسم و مطمئنم که خداوند هدایتم میکنه به سمت هدفم و از اونجایی که هیچ برنامه و کاری رو برای لاغری انجام نمیدم به جز از طریق ذهن 

      پس من  خودم رو لایق متناسب شدن میدونم 

      متناسب شدن برای من شادی احساس خوب توانمندی هام آرامش روابط به ارمغان میاره و آورده 

      و از اونجایی که ما باید خودمون رو لایق متناسب شدن بدونیم چون خداوند ما رو لایق دونسته 

      چون در وجود ما خداوند نهادینه اش کرده که ای بنده من تو لایق بهترینا هستی بهترین زندگی بهترین سلامتی بهترین عشق بهترین تناسب بهترین روابط 

      بهترینای دنیا 

      و کافیه خودت بخواهی و باورش کنی که چه چیزهای در انتظار تو قرار دادم 

      منم باور دارم در همه ی زمینه های زندگی پیشرفت میکنم لاغری همه چی رو به دنبال داره تناسب حال خوب آرامش لذت بردن از همه جی 

      خوشحالم که الگوی خوبی برای  فرزندانم هستم برای خانواده ام برای اطرافیانم 

      و منو تشویق میکنن که چقدر توانمندی 

       خوشحالم برای خواسته هام  که دست بردار نیستم از سال ۹۴تا الان دارم این دوره ها رو دنبال میکنم و بر تعهد خودم پایبند بودم و خودم و وزن نکردم و دنبال روش‌های دیگه نرفتم تمام اون استرس ها و سرزنش ها ازم دور شده در آرامشم ترس هام ریخته تغییرات کوچیک کوچیک در من به وجود اومده که به خودم افتخار میکنم

      خیلی خوبه اینا بک توانمندیه که بخواهی اینقدر تغییر کنی 

      چون دوست دارم تغییر  کنم این خودش یک توانمندی

      بعصی ها هنوز هیج اقدامی نکردن برای خودشون و دست رو دست گذاشتن که زندگی اونا رو ببره جلو 

      همین که من هر روز فایل گوش میدم تمرین مینویسم با دفتر و قلم دوستم همین که در حال تغییر هستم و روز به روز بر آگاهی هام می افزایم یعنی سعادت یعنی خوشبختی یعنی لایق دونستن 

      من  تنها تو فکر این نیستم که بخوام لاغر کنم که یه لباس خوشگلی بپوشم و لذت ببرم نه 

      من الان هم ،از پوشیدن لباس هام لذت میبرم 

      همسرم همیشه بهم میگه که تو خیلی خوش لباسی 

      همه چی بهت میاد 

      همین که از خودم راضیم و از الان خودم لذت میبرم خیلی برام ارزش داره ولی باز هم در حال تغییر و دنبال  آگاهی ها جدید هستم که بتونم بیشتر پیشرفت کنم و بیشتر لذت ببرم 

      و بیشتر اعتماد به نفسم و عزت نفسم رو بالا ببرم 

      متناسب شدن یک پکیج کامله که میتونی با لایق دونستن خودت به اونا دست یابی 

      پس من مریم لایق متناسب شدن هستم چون من متناسب به دنیا اومدم و متناسب هم از دنیا میرم 

       

      🙏🙏🙏خدایا شکرت الحمدالله 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/04/06 17:40
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 601 کلمه

      سلام

      من به خودم میگم چرا من خودم رولایق متناسب شدن . ثروتمند بودن . سلامتی و… بدونم ؟

      جوابهایی که به این سوال میدم:

      چونکه بیس متناسب شدن رو من تو ذهنم دارم و با آموزشهای نادرست ونا آگاهانه بیس جدیدی نصب کردم که سیستم بدنم رو ویروسی کرد و به راه خلاف چاقی کشیده شدم .

      ومن هیچ گونه فرقی با فردی که متناسب هست ندارم فقط کافیه با باورهای درست رفتار وعادت اونها رو پیدا کنم کم کم متناسب میشم .

      درسته شاید ذهنم بگه گفتنش آسونه ولی عمل کردنش سخته .

      راهی جدید برخلاف راههای قبلی . که نه خودت و نه خانوادت تجربش کردن برای لاغری .

      راهی همیشگی و بدون مقاومت که اثر موقت داره رو ترجیح میدم ولی حاضر نیستم ازمنطقه امنم بیام بیرون . 

      وخوب طبیعی هست که فردی همون رفتارقبلی وهمون عادت قبلی خودش رو داشته باشه طبیعیه که نتیجش هم مثل قبل بشه . 

      یه بارشهامت داشته باشم مسیری رو انتخاب کنم که جدید باشه تا بتونم نتایج جدیدی ازش کسب کنم . 

      من همون روز اول اینا روبه خودم گفتم واتمام حاجت کردم باخودم.

      یا این راه ذهنی رو تا آخرش ادامه بدم ونتیجه بگیرم.

      یا حسرت متناسب شدن داشته باشم  ولذتهای اون رو برای همیشه دفن کنم .

      حالا انتخابش با منه . 

      اگه راه دوم روانتخاب کردم دیگه حق ندارم غربزنم و خودم روسرزنش کنم . دیگه حق ندارم آرزوی پوشیدن لباسهای سایز مدیوم رو داشته باشم . دیگه حق ندارم آرامش داشته باشم و با لذت غذا بخورم .

      چونکه من نخاستم که به خودم بفهمونم که من میتونم متناسب بشم . بهانه بی بهانه .

      چرا اینهمه دوستان شگفت انگیز تونستن اونوقت من نمیتونم؟ .

      این بود که حرکت کردم و گفتم خدایا به امید تو.

      بااینکه خسته ام از روشهای قبلی والانم نای روش جدید رو ندارم اما اینبار دوباره حرکت میکنم چون روشش فرق داره . بر ترس ازنشدن غلبه میکنم و به خودم نیمه گمشده متناسب رو هدیه میدم .

      طوری نشده یه سری اشتباهاتی در توجهاتم بود که درسته تاوان سنگینی داشت اما مزیتش این بود که بزار یه بار دردم بگیره تا متوجه ورودی ذهنم باشه که هرکس یه چیزی گفت بی دلیل نپذیرمش.

      توجهات روی چاقی . توجهات روی دردهای چاقی . میبرم توجهاتم رو روی متناسب شدن ولذتهای متناسب شدن .

      نه من بلکه کلیه دوستانی که اضافه وزن دارن لایق متناسب شدن هستن چون اصلمون و ریشمون و کدهای متناسب شدن رو در وجودمان داریم ما یه سری تبصره برای متناسب شدن گذاشتیم اون تبصره ها رو پیدا کنم وباطل کنم .

      مثلا درمدرسه میگفتن هرکی بالاترین نمره رو بیاره شاگرد اول هست . ومن تبصره بزارم به شرطی که قدش بلند باشه و چشمانش آبی باشه .

      خوب طبیعی هست من اگر نمره ۲۰ هم بیارم با تبصره ای که گذاشتم اول ازهمه خودم مشمول این قانون دانشگاه نمیشم ‌و لایق شاگرد اول شدن نیستم .

      حالابیام این تبصره رو حذف کنم خوب به راحتی مشمول قانون دانشگاه میشم وشاگرد اول میشم .

      پس فرق درچی بود که باراول من لایق شاگرد اول نبودم ولی همون من بار دوم لایق شاگرداول شدن هستم ؟

      هیچی همون تبصره مسخره . که راه موفقیت منو سد کرد .

      من خودم یه باور یا تبصره مسخره ای که داشتم این بود هرچه وضع مالی بهتربشه طرف چاق ترمیشه .

      ووقتی که دردوران تحصیلی دستم توجیب پدرومادرم بود کمی اضافه وزن داشتم ولی بعداینکه شاغل شدم هرسری چاق تر میشدم .بایه سرعت زیاد .

      خوب من چی کارکردم ؟ 

      اومدم درمحیط اطرافم کلی نمونه پیدا کردم که ثروتمند شدن ولی متناسب تر شدن.  واین  باور مسخرم باطل شد ومن کلی کاهش وزن پیدا کردم .

      من لایق برخورداری از تمامی مواهب الهی رو دارم به شرط اینکه تمام تبصره ها رو پاک کنم تا منم لایق برخورداری از مواهب الهی بشوم . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/28 05:42
      مدت عضویت: 1057 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 4 کلمه

      ممنون از پاسخگوییتون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/27 16:23
      مدت عضویت: 1057 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 47 کلمه

      سلام استاد

      من هر روز غذام کم و کمتر میشه و لاغر و لاغر تر

      اگر یک لقمه بیشتر بخورم حالم بد میشه

      ولی با خودم میگم تو هنوز از خوردن میترسی وگرنه باید بتونی زیاد بخوری و لاغر شی 

      پس چرا استاد در اشپزخانه لاغری انقدر غذاهای رنگارنگ درست میکنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1401/03/27 17:24
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        سلام و درود
        نترسیدم از غذا به معنی زیاد خوردن نیست
        اینکه من غذای رنگارنگ درست می کنه دلیل نمیشه که زیاد می خورم
        همیشه به اندازه مدنظرت باشه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/03/28 16:10
          مدت عضویت: 1057 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 22 کلمه

          استاد کاش یک فایل مخصوص نترسیدن از غذا میزاشتین تو دوره هیلی در موردش حرف زدید ولی ممنون میشم این کار کنید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1401/03/28 18:38
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 19 کلمه

            سلام و درود
            در دوره پیشرفته لاغری با ذهن مفصل درباره اش توضیح داده می شه و کلی تمرین داره

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1401/03/28 21:27
              مدت عضویت: 765 روز
              اندازه متن
              محتوای دیدگاه: 256 کلمه

              سلام استاد ، 

              یک سوال دارم از محظر تون ،

               

              آیا این نظر من درسته که میگم  هر وقت  تونستم از  دوره گام اول  چند کیلو کاهش وزن  قابل توجه رو تجربه کنم و تونستم  پیراهن یا مانتویی بپوشم که  حدااقل  دو سایز کوچکتر و کمتر از الانم باشه که  سایز ۵۴ هست اونوقت به فکر تهیه پول و هزینه دوره پیشرفته باشم ؟؟ الان سایز من ۵۲ هست ولی ۵۴ می پوشم که توش راحت تر باشم وزیاد بهم نمی چسبه  خیلی دلم می خواد سایزم بشه ۴۸ که  سایز ۵۰ برام راحت باشه 

               

              این یعنی تغییر فیزیکی  اولیه که بسیار بسیار مهم هم هست …که بعد با ذوق و شوق بیشتری ادامه بدم و خودمو به سایز ۴۲ برسونم …..و باز شور و شوق جدیدی پیدا کنم و به سمت هدف نهایی که سایز ۳۸ هست حرکت و بهش برسم  که سایز اندام ایده آل برای منه …منتها من به شکل پلکانی بهش نگاه می کنم …

               

              قبل آشناییم با سایت شما سایزم ۵۴ بوده که با لباس سایز ۵۶ راحت بودم ولی الان ۵۲ هست اما با ۵۴ راحتم  ..این یه تغییر کوچولو رو نشون میده ،باز جای خوشحالی که  نه تنها چاقتر نشدم بلکه  لاغرتر شدم ولو به اندازه همین مقدار کم ،،، این یک نشانه و یک‌جوانه  بسیار خوشحال کننده  و جای بسی امیدواریست ▪︎

               

              در یک پست اینستاگرامی از شما شنیدم که درباره  روش غذا خوردن به شکل اتوماتیک در دوره پیشرفته  فایل گذاشتید …و من غبطه خوردم به حال دوستانی که در این دوره هستن و من هنوز اندر خم یک کوچه ام …

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                رضا عطارروشن
                1401/03/28 21:47
                اندازه متن
                محتوای دیدگاه: 55 کلمه

                سلام و درود
                شما از هنرجویان زبده و با انگیزه دوره ورود به سرزمین لاغرها هستید
                در انجام تمرینات و رسیدگی به وظایف خود در دوره آموزشی فراتر از انتظار عمل کردید
                نگران نتیجه نباشید
                اطمینان داشته باشید که در مسیر تجربه شرایط دلخواه هستید
                دوره پیشرفته عالیه و انشاالله به زودی می خوام بروزرسانی روی این دوره انجام بدم.

                برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                امتیاز: 0 از 0 رأی
                افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                  1401/03/28 22:20
                  مدت عضویت: 765 روز
                  اندازه متن
                  محتوای دیدگاه: 303 کلمه

                  استاد عزیز ،سلام مجدد  

                   

                  یکی از آرزوهای من این شده اتوماتیک غذا خوردن …..یعنی به طور کل موضوع غذا در ذهنم  منتفی  بشه  …همانجوری که من هیچوقت  برای آب خوردن و رفع تشنگی  فکر نمی کنم اینکه چه وقت آب بخورم چقدر بخورم  یا هیچوقت فکر نمی کنم آیا کم آب خوردم یا زیاد ،،   ….هر وقت تشنه ام  بشه   آب می خورم اگر توی خونه باشم که هیچ نگرانی نداره بیرونم باشم  حتما از یه طریقی آب گیر می آرم  ماشا الله  همه مغازه ها معمولا آب معدنی  می فروشن   .. یعنی مطمینم هیچوقت  تشنه  نخواهم  موند …اینه که هیچوقت بهش فکر نمی کنم سیراب شدن به روش اتوماتیک  یعنی همین …..ولی  مسئله غذا خوردنم  به این مرحله  نرسیده …و خیلی دلم می خواد فرمول  طلایی  صرف غذا به شکل اتوماتیک رو بهش دست پیدا می کردم …..

                  من اخیرا  با جراحی سختی که برای پیوند استخوان دندان  داشتم  دوره بیست روزه پر از درد و رنج رو سپری کردم یه خوبی که داشته  فکر منو از مسئله غذا خوردن و افکار مربوط به اون خارج کرد   فقط به این فکر می کنم چه روزی میشه که من دوباره  از نعمت سلامتی مجدد برخوردار بشم و روزمو شاد و سرحال با فایل صبحگاهی  شروع کنم بدون تجربه کوچکترین درد و رنج  حتی درک شدت دو از ۱۰    …….  این چند وقت   بسختی غذا خوردم و خیلی وقتا احساس گرسنگی داشتم  چون درد اجازه نمی داد تا حد سیری غذامو  بخورم …

                   

                  خدارا سپاسگزارم  که امروز  دو روزه  خیلی بهترم  از روش ضربه تراپی eft  استفاده کردم  شدت درد شکر خدا رسیده به ۲ یا ۳ از  ۱۰   خیلی خدارو شکر کردم  …..اما خیلی دوست داشتم این بی ذهنی درمورد غذا خوردن همچنان ادامه داشت که می تونه نقش زیادی در متناسب شدن ایفا کنه ……

                   

                  به امید آنروز 

                  برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                  امتیاز: 0 از 0 رأی
                  افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    رضا عطارروشن
                    1401/03/29 02:07
                    اندازه متن
                    محتوای دیدگاه: 16 کلمه

                    به این فکر کن که همه چی داره بهبود پیدا می کنه از درون و بیرون

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 5 از 1 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                    1401/03/29 23:42
                    مدت عضویت: 765 روز
                    اندازه متن
                    همیار لاغری
                    محتوای دیدگاه: 370 کلمه

                    سلام  شهربانو ،  امیدوارم روزبروز  در مسیری که در پیش گرفتی  موفق تر باشی ،

                     

                    عزیزم  چند روز پیش  دیدگاهی به عنوان همیار لاغری نوشته بودی و به استاد  در مورد علاقمندی خودت  درمورد دستیابی به فرمول  غذا خوردن اتوماتیک  مطلبی نوشتی ، من امروز از بخش آشپزخانه لاغری با ذهن به یک‌مطلب آموزنده  در مورد بی تاثیر بودن نوع و حتی مقدار غذاها در چاقی و لاغری  برخورد کردم ….که درک اون می تونه در حالت  غذا خوردن اتوماتیک  تاثیر زیادی داشته باشه ، این تو   و   این آگاهی :

                     

                     

                    آشپزخانه لاغری

                    غذای لاغری غذایی نیست که ترکیب مشخصی داشته باشه بلکه غذایی است که با فکر درست تهیه و خورده بشه ▪︎

                    شاید ترکیب مواد غذایی در طعم و بوی غذایی که تهیه می کنید تاثیر داشته باشه اما هرگز در میزان چاق کنندگی اون تاثیری نداره▪︎[  لطفا   به   کلمه   هرگز  بیشتر فکر کن  ]

                     

                    در مقابل  ،  افکار و نگرشی که شما درباره مواد تشکیل دهنده یا غذایی که تهیه می کنید نقش اصلی در وضعیت جسمانی شما دارن ▪︎

                    هیچ غذایی در دنیا وجود نداره که بتوان از آن بعنوان غذای لاغری نام برد چون چاقی و لاغری به دلیل ایجاد فرمول ها و تصاویر ذهنی است نه مواد تشکیل دهنده غذاهایی که مصرف می کنیم.▪︎

                     

                    بنابراین غذاهایی که مصرف می کنیم تاثیری بر وضعیت جسمی ما ندارن  بلکه تعریفی که ما درباره هر ماده غذایی در ذهن خود داریم باعث شکل گیری انتظار چاقی یا لاغری در ما می شود و در نتیجه جسم ما به همان وضعیتی که انتظار داریم تغییر شکل می دهد.▪︎

                    در مجموعه فایل های آشپزخانه لاغری با ذهن برخی از غذاها و مواد غذایی که در زندگی روزمره از اونها  استفاده می کنم را در قالب دستورالعمل تهیه غذایی در معرض نمایش عموم قرار داده ام تا نه تنها باور بی تاثیر بودن مصرف مواد غذایی در وضعیت جسمی را تقویت کرده بلکه ترس و نگرانی افرادی که اضافه وزن دارند را از خوردن مواد غذایی اصلاح کنم.▪︎  رضا عطار روشن .

                     

                    استاد چقدر لذت بردم از این متن آگاهی دهنده    ،   البته  در این مورد در قالب جملات دیگه ای در سایت و دوره  خونده و شنیده بودم  ولی این متن خیلی به دلم  نشست ▪︎

                     

                      عالی بود واقعا    :))

                    برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                    امتیاز: 5 از 1 رأی
                    افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                      1401/05/09 21:57
                      مدت عضویت: 1084 روز
                      اندازه متن
                      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

                      ممنون از اینکه زحمت کشیدید و این متن رو برای استفاده‌ی عموم اینجا قرار دادبد.

                      از خوندنش بسیار لذت بردم. فوق‌العادست. 

                      درسته که بارها این مطالب به اشکال مختلف گفته میشه یا به شکل تمرین انجامش میدیم اما باز هم خوندنش اونم وقتی اینطور عالی کلاسه‌بندی شده بسیار مفید و حتی  لازمه.

                      من آشپزخانه‌ی لاغری رو دنبال نمی‌کنم چون کلا خوشم نمیاد برای دیدن طرز پخت غذاها وقت بذارم و دلم نمی‌خواد به غذا توجه کنم برای همین این متن رو برای اولین بار به واسطه‌ی همیاری شما خوندم و بسیار لذت بردم 

                      از شما سپاسگزارم.

                       

                      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                      امتیاز: 0 از 0 رأی
                      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
                        1401/05/11 11:47
                        مدت عضویت: 765 روز
                        اندازه متن
                        همیار لاغری
                        محتوای دیدگاه: 155 کلمه

                        سلام به دوست خوبم  خانم عشق ،

                         

                        اتفاقا منم  هدفم همینه   که  متنهای آموزشی  از طریق  دیدگاه   منتشر بشه  …و این  تمرین با کلمات لاغر کننده اس از طریق نوشتن   یعنی  اجرای مرحله دوم  تغییر جسم …..

                         

                        حتما  مستحظرید که  جسم چاق طی ۴ مرحله لاغر میشه 

                        مرحله اول     ایجاد افکار و باورهای لاغری در ذهن  از طریق گوش دادن به فایلهای آموزشی  و خواندن متنها

                         

                        مرحله دوم  :  کلمه  و  کلام   یعنی نوشتن و یا صحبت با خود به شکل گفتگوهای درونی و‌مرور این افکار در ذهن  و یا صحبت با دوستان  از طریق دیدگاهها و بیان نظرات

                         

                        مرحله سه  خودبخود اتفاق میفته و اون  تغییر رفتار و انجام رفتارهای منطبق با لاغری در صورتی که مرحله یک و دو   در ذهن به حد اشباع برسه 

                         

                        مرحله چهار وقتی که این رفتارها  تکرار بشن سبب بالا رفتن انتظار لاغری میشه و تغییرات جسمی شروع میشه …

                         

                        برای شما دوست خوبم آرزوی موفقیت دارم ..

                        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
                        امتیاز: 5 از 1 رأی
                        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/15 15:32
      مدت عضویت: 92 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      به نام خداوند متعال 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستانی که با این سایت همراه هستن 

      در تمام سال هایی که اضافه وزن داشتم همش عوامل بیرونی رو مقصر چاقی خودم میدونستم ارث، ژنتیک، مواد غذایی که نگهدارنده دارم، بلغم، کم تحرکی، دارو، خوراکی ها و هزار تا چیز دیگه که همه میدونیم و گرفتنشون خوشایند و جالب نیست. هر بار که در جمعی قرار می‌گرفتیم و راجب چاقی ما صحبت میشد و یا نصیحتی به ما میشد می‌گفتیم بخدا چاقی مال ما نیست، ارثیه، نگاه کنید فلانی لاغره اما ی کوچولو شکم داره پس مال مواد غذایی هست همش نگهدارنده دارم شیمیایین و هزار تا حرف دیگه ما همش چاقی خودمونو می‌انداختیم گردن عوامل بیرونی. ی سوال مگه غیر اینه که ما تک تک لقمه ها رو با دست خودمون برمی‌داشتیم می‌خوردیم؟چاقی ما مال کیه پس؟ این حرف و اصطاح غلط هم بندازید بیرون که تا یچیز خوشمزه می‌بینیم بهش جانبخشی میکنیم که میگه بیا منو بخور. 

      من مسئولیت چاقی خودمو می‌پذیرم چون تک تک لقمه ها رو با همین دست خودم برداشتم چاقی مال منه نه مال چیزی یا کس دیگه ای خودم با رفتار غلطم باعث شدم این بلا سر جسمم بیاد 

      من لیاقت لاغر شدن رو دارم چون هنوزم دست از تلاش برای رسیدن به رویام نکشیدم 

      من لیاقت دارم لاغر باشم و اعتماد به نفسم قوی بشه 

      من لیاقت دارم که چه از لحاظ روحی و چه جسمی سلامت باشم 

      من لیاقت دارم هر جا که دوست دارم بدون نگرانی برم 

      من لیاقت دارم هر لباسی عشقم میکشه بدون محدویت سایز بپوشم 

      من لیاقت دارم که لباسی که دوسش دارمو بپوشم بدون اینکه به تنم بچسبه 

      من لیاقت دارم بهترین غذا و خوراکی رو بدون ترس بخورم 

      من لیاقت دارم برم جلوی آینه و از جسم متناسب خودم نهایت لذتو ببرم 

      من لیاقت دارم به وزن 45 کیلوگرم برسم و بمانم 

      من لیاقت دارم مثل افراد همیشه لاغر باشم و لذت ببرم 

      من مسئولیت چاقی خودمو پذیرفتم پذیرفتم خودم علت چاق شدن جسمم پس میتونم و لیاقت دارم که لاغر بشم 

      خدایا شکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/14 01:19
      مدت عضویت: 1084 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 761 کلمه

      سلام خدای مهربان سلام استاد عزیزسلام دوستان گرامی

      فایل لیاقت لاغر شدن رو من خیلی دوس دارم هر دفعه که به این فایل در دوره میرسم با خودم قرار می زارم حتمآ این فایل و هر روز گوش کنم از بس این فایل تاثیر گذارهو تکان میده آدمو

      حتما چیزی داره دیگه حتما نکته ضعف داریم دیگه این‌قدر این فایله رو دوست داریم همیشه گوش بدیم

      حتما حس بیلیاقتی داریم دیکه حتما باید زیاد کار کنیم تو باور لیاقت دیگه حتما پاشنه آشیل مون هست دیگه حتما هنوز باور لیاقت تناسب اندام نداریم دیگه

      حتما  بیلیاقتی مون باعث شده ازین روش هم نتایج دلخواه نگیریم یا اگر گرفتیم برگشته دیگه حتما باید زیاد کار کنیم  دیگه

      حتمآ باید زیاد تکرار کنیم که من لایقم من لایق تناسب اندامم دیگه حتما بازم بیلیاقتی داریم دیگه

      حتما بازم مسؤولیت چاقیمون رو نپذیرفتیم دیگه حتما بازم داریم آشغال خوری میکنیم دیگه حتما بازم تفریحی غذا می خوریم دیگه

       

      حتما بازم از خودمون بدمون میاد دیگه حتمآ از عکسمون هم خوشمون نمیاد دیکه حتمآ حسرت چاقی رو می خوریم دیگه حتما غصه چاقی مون رو داریم دیگه

      حتمآ ناراحت لاغری هستیم هنوز حتما از بیرون رفتن خجالت میکشیم هنوز  حتما بازم لباسهای رنگی اذیت مون میکنه

      حتمآ بازم ترس از چاقتر شدن داریم دیگه حتما بازم توانایی و قدرت لازم برای لاغری رو در خودمون نمی بینیم دیگه

       حتمآ بازم عجله داریم زود لاغر بشیم دیگه  حتما بازم از انداممون بدمون میاددیگه

       حتما بازم از چاقی مون با خودمون و دیگران حرف میزنیم دیگه حتما بازم لاغری رو سخت میدونیم دیگه و دهها حتما دیگه ی دیگه

      حالا چه کار کنیم برای این حس بیلیاقتی وجودمون

       

       

       

      اولین کار به نظرم آشتی با خدای درونمون هست آشتی یعنی اینکه به راهنمایی هاش توجه کنیم بهش گوش بدیم پشت گوش نندازیم راهنمایی هاشو بی اعتنایی نکنیم به حرفهاش به تذکراتش گوش بدیم هر چی بیشتر گوش بدیم لیاقت لاغری بیشتر ی میکنیم

      دومین نکته به نظرم صلح با خودمون آشتی با خودمون دوست داشتن خودمون این مورد حساسه همیشه باید کار بشه همیشه باید روی دوست داشتن خود کار کنیم نباید ول کنیم میدونید مقطعی نباشه مقطعی باشه باز حس بد نسبت به خود اندام به توانایی ها مون دوباره سراغمون میاد ومارو بی ارزش تر میکنه نسبت به خودمون بازم حس نفرت وحس خود زشت بینی قد علم میکنه

      سومین نکته توجه به احساس خودمون هست هر جا داره احساسمون بد میشه بیشتر حس بیلیاقتی سراغمون میاد سعی کنیم تو حال بد نمونیم سعی کنیم خودمون حسمون رو خوب کنیم تمریناتی که مورد علاقه مون هست انجام بدیم یا فایلی که دوست داریم یا کسایی که لاغر شدن رو ببینیم

      چهار اینکه نخوایم یه شبه لاغر بشیم نخوایم یه شبه پولدار بشیم زندگی دو روزه فردا باشیم نباشیم معلوم نیس سعی کنیم در حال زندگی کنیم و هر روز برای اون روز زندگی کنیم سعی کنیم هر روز بهترین استفاده ولذت رو از اون روز ببریم کارهایی که دوست داریم رو انجام بدیم هر روز یک کاری برای شادی ورضایت درونی خومون انجام بدیم نزاریم روزها و ساعات عمرمون الکی هدر بره ته خوشی رو هر روز در بیاریم کارهای عقب افتاده رو کردن خیلی حس خوبی داره برنامه داشتن ونوشتن  برای هر روز عالیه

      پنجمین نکته برای حس لیاقت نوشتن توانایی ها وموفقیت هامون و  یادآوری به خودمون ونوشتن ویژگی های مثبتمون و توجه به تغییرات مثبت درونی و بیرونی و تشویق خودمون. توجه به تغییرات زندگی وافکار ورفتارعالی هست آدم مطمئن میشه مسیر درسته فقط باید ادامه بده ادامه بده موفقیت نزدیکه رها نکنه نشانه هارو ببینه دنبال کنه تائید کنه تا به خودش و راهش اعتماد بیشتر داشته باشه و ناامید نشه و عجله رو در خودش به صفر برسونه .

       راهکار بعدی حضور در اجتماع به بهانه های مختلف رفتن به بیرون  .تو خونه زیاد موندن حس بیلیاقتی به ادم میده تو اجتماع راه بری باشی ادم احساس خود ارزشی میکنه دیگه خجالت نمیکشه از خودش من چند وقته با پای پیاده نرفتم بیرون شهرمان هم کوچک هست ترس دارم از نگاه‌های آدمها به خودم به اندامم خانمهای خانه دار چاق این حسو دارن به نظرم تو خونه خود رو حبس کردن ادم رو از اجتماع دور میکنه سخت میشه دیگه بیرون رفتن تو شهر کوچک هم بیشتر این موضوع حس بیلیاقتی رو القا میکنه به ادم

      ;نکته دیگه به نظرم خیلی مهم هست عدم توجه به حرف مردم به حرف مردم اهمیت قائل نشیم.تره هم خورد نکنیم برای حرف دم دهن مردم رو نمیشه بست عمرا پس برای خودمون زندگی کنیم از حرف آدمها ناراحت نشیم .بیخیال حرف مردم بشیم زندگی برامون لذت بخش تر میشه با آدمهای مثبت اندیش نشست برخاست کنیم با هر خاله زنکی وارد صحبت یا دوستی نشیم سرمون تو زندگی خودمون باشه تا دیگران هم سر از زندگی ما بردارن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/12 00:48
      مدت عضویت: 617 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 940 کلمه

      ب نام نامیه الله 

      سلام خدمت عزیزانم 

      لیاقت داشتن ، ب هر آنچه ک لیاقتش را داشته ام رسیده ام اگه چیزی هست ک تا الان نتونستم بهش برسم و تجربش کنم حتما خودم در پشت پرده های ذهنم خودمو لایق اون ندونستم وگرنه خداوند عادل است ، من در زندگی خودمو لایق رسیدن ب اون هدفی ک سالها براش زحمت کشیده بودم و درس خونده بودم ندوستم و نرسیدم ودرست در یک قدمی خواسته ام موفقیتم متوقف شدم چون خودمو لایق وکالت و وکیل شدن ندونستم واز آزمود ها ترسیدم ،من خودمو لایق ی رابطه خوب عاطفی نمیدونستم ،چطوری ؟؟؟ با تلقین باور های غلط ،و یا وابستگی های بی حد ،اگه خودمو لایق ی ربطه خوب و عالی میدونستم دیگه هر لحظه نگران این نبودم ک چرا الان دیر پیام داد یا توجهش کمتره یا هزار تا ریز بینی وگلایه ک همه نشانه ی نالایق بودن من برای داشتن ی رابطه اروم و خوب عاطفی بود، هر چه که بود مسئولش من بودم منی ک خودمو لایق نمیدونستم ،منی ک یه ادم متناسب بودم ولی خودمو لایق اون اندام ندونستم ومدام توجه ب چاقی کردم متنفر شدم ترسیدم پریشون شدم وجسممو لایق چاقی دونستم ار لاغرها متنفر شدم چون فکر میکردم من تمام عمرم باید حسرت بخورم وسختی بکشم و اخرشم بی نتیجه ، از ی جایی ب بعد وقتی ب خودم ارزش قائل نشدم خودم دوس نداشتم ب خودم احترام قائل نبودم خودمو لایق بدترین حالات دونستم وجهان هم هموناروبهم نشون داد،وقتی لباس رنگ شاد میدیدم با حسرت نگا میکرذم و یا گاهی اصلا توجه نمیکردم میگفتم این ب درد من نمیخوره وانداممو بزرگتروچاق تر  نشون میده من خودمو لایق چاقی میدونستم وقتی مدام تلاش میکردم از هر راهی وزن کم کنم باز میگفتم نمیشه وتمام عمر من بایداینجوری وب سختی ومحدودیت بگذره و خودم لایق چاقی میدونستم،از وقتی با سایت اشنا شدم فهمیدم ک همه چیز از من شروع میشه وهبچ سرنوشت از قبل نوشته ای وجود نداره و همه چیز با ذهن من و افکار وتوجهات من شروع میشه ،فهمیدم ک منم میتونم رایق بهترین زندگی بهترین رابطه وبهترین جسمی ومیخوام وایده الم هست بشم،در دوره های رسیدن با ارزوها با قدرت ذهن ،با ذهن قدرتمند و خلق کنندم اشنا شدم فهمیدم ک باید خودمو لایق ارزوهام و خواسته هام بدونم باید چیزایی رو ک میخوام بهشون توجه کنم اونایی ک نمیخوام خود ب خود بدون ابنکه متوجه بشم از زندگیم خارج میشن، وقتی ب روابط خوب توجه میکنم تحسین میکنم باورهای خوب ودرست در اون مورد رو ب خودم میگم بس خودمو هم لایق همچین روابطی میدونم وچقدرهم ب زیبایی در زندگیم نمایان شد ،وقتی خودمو لایق رسیدن ب خواسته هام دونستم .همسو شدم با خواسته اروم اروم وارد زندگیم شدن وحتی وضعیت مالی خوب،هر چند راه بسیار دارم وکلی باورهای مخالف ولی من هر روز قدمی برمیدارم واستمرار دارم وایمان دارم ک خدا هم فراتر از انتظارم پاسخ میده ، در این یکسال ونیم ک توی سایت هستم دوست داشتم ک سایز ۳۸ رو بتونم راحت بپوشم ولذت ببرم و الان مدت هاست ک من لباس هام سایزش ۳۸هستش ،وقتی برای خرید میرفتم گاهی لباس های سایز ۳۶ میشدن ک خیلی خوشگل بود وبیشتر لباس های ترک سایزهای پایین داشتن من هم دلم میخواست بتونم از اونام بپوشم ب خودم گفتم خب اینبار بیا وبرا خودت سایز ۳۶رو انتخاب کن،ولی الان با این ک همیشه فایلی گوش میدادم ومدام تو سایت وپیجم دیدم هیچ تغییری نمیکنم ک هیچ ،گاهی احساس های بدی هم بهم دس میده الان میبینم ک من خودمولایق اون سایز نمیدونسم،اون پشت پرده ذهنم میگف تو کجا واون سایز ۳۶ کجا،اگه بیشتر از این کم‌کنی شاید مریض بشی یا اندامت خیلی لاغرتر بشه وعشقتم ک دوست نداره زیاد لاغری ،یادته قبلنا ادمای لاغر ومسخره میکرد یا نکنع پوستت خراب بشه ،لباسا ب تنت زار بزنه ،نکنه بخوای باز لاغر شی و نتونی توی سایز ۳۶ بمونی وکمتر بشی وبدتر بشه ، یعنی اونقد این باورهای مخالف لاغری در ذهنم مرور میشد ک من خودمو لایق سایز ۳۶ نمیدیدم ،الان ب خودم میگم ببین اغلب دخترای زیبا وسلیریتیا سایزهای پایینی دارن صورتاشوت زیباس لباس ب تنشون زیباس چ ملی ادم ک دوستشان دارن وتحسینشون میکنن بس ترسی نداره تو هم لایق بهترین اندامی اندامی ک ایده ال توست ،بس حرکت کن ب سمت چیزی ک لایقشی بس همسو باش ،نترس ،تو خودت لایق سایز ۳۸_۴۰میدونی یا سایر ۳۶،توی کدومش شادتری و از خودت بیشتر لذت میبری و میبینم ک من با سایز پایین تر لذت بیشتری میبرم ،بس می‌خوام قدم هامو محکم در مسیرم بردارم توجه ب کسایی ک در وزن وسایز ایده ال من هستن توجه ب لاغری برای خودم لیاقت سایزهای کمتر وبوجوذ بیارم ،من میخوام بعد این ک مراکز خرید رفتم دنبال لیاس های سایز ۳۶ برای خودم باشم برم ببینم لدت ببرم از زیبایی سایز کوچیک ،میخوام برای ایجادو گسترش لیاقت لاغر شدن در خودم سرچ کنم افرادی ک سایزهای کوچیک دارن عکساشونو ببینم تحسینشون کنم ویا برای خودم عیارت هایی روجلو اینه بگم تا شور بیشتری برای مسیرم یرای خودم بوجود بیارم من همین الانمو دوست دارم عاشق جسم زیبام هستم ولی من لیاقتم بهتر و بیشتر از اینه بس قدم برمیدارم ب سمت بهترین ها، من لیاقت بهترین زندگیو دارم ،من لیاقت متناسب زندگی کردن رو دارم ،من لیاقت پوشبدن لباسهای زیبای سایز ۳۶رو دارم ،من لیاقت سبک بودن و سالم بودن رو دارم ، من لیاقت فرز بودن رو دارم، من لیاقت داشتن ی رابطه خوب رودارم، من لیاقت رسیدن ب ارزوها وخواسته هامو دارم ،و

       این لیاقت رو خدا در من قرار داده،

      خدایا یاریم کن تا خلیفه ای با کفایتو با  لیاقت در زمینت باشم ،خدایا شکرت که لایق این هدایتم گردانیدی و سپاس تو را ک لایق دانستن و اموختن  این آگاهی های زیبای شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/09 22:59
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,402 کلمه

      سلام و درود ▪︎

      مقاله امروز رو با ضمیر متکلم وحده  برای خودم بازنویسی کردم ▪︎

      عنوان مقاله :

      باید لیاقت لاغر شدن داشته باشید ▪︎

               □□□□

      لیاقت لاغر شدن با رژیم گرفتن، ورزش های سخت انجام دادن، دارو مصرف کردن و یا حتی عمل جراحی در ما ایجاد نمی شه ▪︎. چرا که همه ما برای داشتن لیاقت چاقی کار خاصی انجام نداده ایم یا زحمت و رنج زیادی متحمل نشده ایم.▪︎لیاقت داشتن برای رسیدن به هر موفقیتی لازمه▪︎هر فردی به اندازه لیاقت خودش از جهان و نعمت هاش سهم می بره▪︎

      جهان، جهان لیاقت هاست.▪︎

      جملات از این دست زیاد در کتاب های موفقیت و گفته های افراد موفق جهان استفاده می شه ▪︎

      لاغر شدن هم مانند هر کاری نیاز به لیاقت داره▪︎

      همانطوری که چاق شدن هم لیاقت می خواد و همه افراد چاق حتما لیاقتشو  را داشتن ▪︎هر فردی که اضافه وزن داره برای چاق شدن، استمرار و پشتکار داشته ▪︎بارها رفتار و عادت های اشتباه رو تکرار کرده  تا جسم خودشو  به این شرایط رسونده ، پس لیاقت تغییر کردن را داشته ، هرچند که این تغییر در جهت چاق شدن بوده است▪︎بارها از شراط جسمی خود متنفر شده  و به چاقیش توجه کرده  و به ذهن خود دستور داده  که دوست داره بیشتر چاق بشه ▪︎

      به این عبارت دقت کنید:

      توجه به اون چیزی که از ش متنفرم با توجه به آن چیزی که عاشق اون هستم برای ذهنم تفاوتی نمی کنه ▪︎

      ذهن من در هر دو حالت تصور می کنه که من اون شرایط را دوست دارم و سعی می کنم اون شرایطو در زندگیم گسترش بدم ▪︎

      اینکه سال ها از چاقی متنفر بوده اما هر سال چاق تر شدم‌ به این دلیله که ذهن ناخودآگاه تفاوت بین تنفر یا عاشق بودن رو نمی دونه  ▪︎از نظر ذهن ناخودآگاه توجه کردن، درگیر شدن، عاشق بودن، خواستن، نخواستن، دوست داشتن، متنفر بودن و … همه به یک معنی است و اون علاقمند بودنه ▪︎

      در واقع ذهن ناخودآگاه به این شکل عمل می کنه :

      به هر چیزی توجه کنم تصور می کنه  من عاشق اون  موضوعم  و اون موضوع رو در زندگی من گسترش می ده ▪︎

      پس همه افراد چاق به شکل های مختلف به چاقی خود توجه کردن و با توجه کردن لیاقت چاق شدن را در خود افزایش دادن و چاق تر شدن ▪︎

      زمانی که نگران چاقی بیشترم  من در حال پرورش لیاقت چاقی خودمم ▪︎

      زمانی که از شرایط خود خجالت می کشم، گله و شکایت می کنم  خودمو سرزنش می کنم، رژیم می گیرم و به بدنم با ورزش های سنگین فشار وارد می آرم من در تمام این موارد در حال افزایش لیاقت چاق شدن  در خود هستم▪︎

      اگر اضافه وزن دارم  و این نوشته رو می خونم به خوبی درک می کنم دقیقا منظور استاد  چیه ▪︎

      من  به خاطر می آرم  چه کارهایی برای لاغر شدن انجام دادم ▪︎

      به خاطر می آرم  زمان هایی را که به شدت از چاقی متنفر شدم  و بارها برای دیگران درباره اش گله و شکایت کردم ▪︎

      استاد میگن حتی به خاطر دارم‌ زمان هایی که از چاقی به حدی متنفر شدم که آرزوی مرگ کردم ▪︎

      اینها تلاش  من برای چاق تر شدن بوده ▪︎

      شاید درک این موضوع برام‌  آسون  نباشه که چگونه ممکنه من از چیری متنفر باشم اما اون  موضوع در زندگی من گسترش پیدا کنه▪︎

      این موضوع اساس قانون جذبه  و درکش نیاز به درک آگاهی بیشتر و استمرار در مسیر تغییر کردن داره ▪︎

      تا همین چند سال قبل درباره این موضوع هیچ آگاهی نداشتم و بارها از اینکه “چرا از هرچی بدم می آید سرم می آد▪︎ متعجب و خشمگین می شدم.▪︎

      هزاران بار به این موضوع فکر می کردم که چرا من به فلان موضوع علاقه ای ندارم اما همیشه با اون درگیرم▪︎

      سال ها زمان برد تا به دلیل گسترش آنچه نمی خوام در زندگی ام پی بردم و اون  “توجه کردن” بود و اینکه ذهن ناخودآگاه من تفاوتی بین “دوست داشتن و نداشتن” قائل نیست و به هر دلیل ، موضوعی مورد توجه من قرار بگیره و به اون  توجه کنم به عنوان موضوع مورد علاقه درنظر گرفته شده و در زندگی من گسترش پیدا می کنه ▪︎

      به این ترتیب اگر می خوام‌ لاغر بشم  باید لیاقت لاغر شدن رو در خودم ایجاد کنم▪︎

      تا زمانی که در نگرش خود به جسم و زندگی که دارم تغییر ایجاد نکنم   موفق به ایجاد لیاقت متناسب شدن در خود نخواهم شد▪︎

      باید در ذهنم  لیاقت لاغر شدن رو جایگزین لیاقت چاق شدن کنم▪︎

      باید فرمول های لاغر کننده موجود در ذهن ناخودآگاه خودمو   مجددا فعال کنم و استفاده از اونهارو  جایگزین استفاده از فرمول های چاق کننده کنم ▪︎

      باید مانع از توجه افکار م به چاقی بشم و در مقابل، به موضوع لاغری که مورد علاقه و آرزومه توجه کنم ▪︎

      سال ها من در ذهن خودم در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن بودم.▪︎

      استاد همچنین  گفتن :   با تنفری که از خودم داشتم، با رژیم های سختی که اجرا می کردم و با ورزش های سنگینی که انجام می دادم، با فرار کردن از خودم، با سرزنش کردن خودم، با سرزنش کردن والدینم که چرا مانع از چاق شدن من نشدن ، در همه این موارد من در حال پرورش لیاقت چاق تر شدن خودم بوده ام▪︎

      اما روزی که با قدرت ذهن خود در متناسب شدن آشنا شدم معنای لیاقت متناسب شدن را آموختم و از آن روز مسیر زندگی من از چاق تر شدن به سمت لاغرتر شدن تغییر کرد.▪︎

      آگاهی امروز درباره لیاقت متناسب شدنه ▪︎

      آنچه در این فایل آموزشی آماده شده جهت اطلاع افرادیه که دوست دارن در شرایط فعلی خود تغییری ایجاد کنن و در مسیر افزایش لیاقت متناسب شدن قرار بگیرن▪︎

      همه افرادی که از مسیر لاغری با ذهن به رویای لاغری خود رسیدن  برای شگفتی ساز شدن ابتدا لیاقتشو در ذهن  ایجاد کردن ▪︎

      امیدوارم با استفاده بارها از این فایل صوتی در درونم  شعله های متناسب شدن رو سوزان تر کنم و گام های موثری در جهت رسیدن به تناسب اندام مورد نظرم  بردارم‌▪︎

      [  برگردوندن افعالها به متکلم وحده  برام لذت بخشه حس می کنم استاد اینو فقط برای من نوشته  حس خوبیه ▪︎ امیدوارم مورد توجه علاقمندان قرار بگیره و خودم هم بتونم از اون برای پیشبرد هدفم  بهره برداری  لازم رو داشته باشم  ] ▪︎

       

             _____________

       

      پاسخ به این سوالات برداشت من از این مقاله ارزشمند خواهد بود ▪︎

       

                   _____________

      به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کرده اید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کرده اید.

       

      ●  پاسخ :

       

      جالبه که من تا ۳۰ سالگی کاملا متناسب بودم اگر چه موقع تولد یک نوزاد ۵ کیلویی به دنیا اومدم و بسیار سنگین وزن و توپول بودم و تا قبل مدرسه خیلی توپول بودم ولی در طی این مدت من صاحب یک خواهر دیگه شدم و مادرم توجهش برای زیادی غذا دادن به من برداشته شد و من  به فطرت اولیه خودم کهومتناسب شدن بود برگشتم و به تدریج لاغر شدم و همینجور کاملا متناسب بودم تا سی سالگی  ..اما از ده سال قبل  یعنی از بیست سالگی  با فکر کردن به خانومهای چاق و توپول   بی لیاقتی رو برای لاغر موندن کلید   زدم  و کم کم خودمو لایق چاقی کردم …من چطور برای چاق شدن به کسب  لیاقت  رسیدم ؟   از توجه به خانومای چاق .شدیدن به پاهای چاقشون  علاقمند شدم و فکر می کردم اگر چاق بشم محبوبتر  و زیباتر میشم  به همه نشون می دم منم دارم که بخورم و‌چاق بشم شوهرم می آره می ریزه زیر دستم چون از وقتی چاق شدم بیشتر دوستم داره و برام خرج می کنه  منم قوی تر و سالمتر شدم  و از پوشیدن جوراب مشگی که دهه شصت مدبود  پاهام خوش فرم به نظر می آد و دیگه کسی از فرط لاغری  بهم‌نمیگه پلنگ‌صورتی …تازه با چاقتر شدن معایب جسمی بعد از زایمان بچه هام برطرف میشه …یعنی با یکچنین  عقاید مسخره ای به همین راحتی خودمو  مستعد لیاقت برای چاق شدن کردم …اصلا  کسی نبود بگه تو مثل مامان بزرگت میشی که چاقه  و وقتی می خوابه  انگار یه کوه زیر پتو خوابیده نه یک زن …اصلا کسی توی  نخ چاقی من نبود  فقط گاهی مادر و‌پدرم  بهم توجه می کردن می گفتن خیلی لاغر شدی  .▪︎.

       

      قبل ازدواج شاید ۴۵کیلو بودم با قد یک و‌پنجاه که داشتم وبعد از زایمان و شیردهی  شده بودم‌۴۰ کیلو  یعنی کلی وزن کم کرده بود  استخوانها و رگهای دستم کاملا بیرون زده بود که به نظرم خیلی قیافه فقیر فقرارو  پیدا کرده بودم .همیشه فکر می کردم چاقی علامت لیاقت و ثروته  ….  فکر می کردم من خوراکم کمه  و لاغرم  پس باید پرخوری کنم  تا چاق بشم …من‌با این افکار لایق چاقی شدم ..و فرمولهای لاغری  رو در خودم غیر فعال کردم …ولی حالا متوجهم که فرمولهای ذهنی در هر زمینه ای  به هیچ وجه از بین‌نمی رن اما می تونن غیر فعال  بایگانی بشن و به محض فراهم شدن شرایط دوباره فعال بشن …من در درونم  فرمولهای لاغری رو دارم که با اصرار بر افکار چاق کننده  لیاقت لاغرموندن رو از دست دادم و اون فرمولها غیر فعال شدن  اما حالا دوباره می تونن فعال بشن …چطوری ؟  با  توجه مجدد به لاغری و افکار و رفتار لاغر کننده  و استمرار داشتن ▪︎

      2-   ۳   با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید؟●  پاسخ

      از وقتی فهمیدم‌چاقی آش دهن سوزی نیست و باید  زیادیشو از بدنم خارج کنم  به سمت روشهای متداول  کشیده شدم ▪︎  

      اما این روشها که دیگه همه امون می دونیم‌چیا بودن   ذره ای از لیاقت چاقتر شدن‌من کم نکرد و‌من هر کاری برای کاهش وزنم انجام دادم همه منو بی لیاقت تر از قبل برای لاغر شدن می کرد …چون در تمام اون موارد  من روی چاقتر شدن فوکوس می کردم  پس روی لیاقتم برای چاق موندن  تاکید بیشتری می کردم  و هر چه بیشتر زمان میگذشت و من‌چاقتر می شدم ترس و نگرانیم از اون بیشتر می شد و هیچ‌چیز مثل ترس و‌نگرانی  به کانون توجه به یک‌چیز منفی یا مثبت تبدیل نمیشه …مثلا ما می خواستیم لاغر بشیم ولی چون عملا توجهمون با ترسی که ازش داشتیم  همچنین ترسی که از خوردن داشتیم و قصد می کردیم آگاهانه با قرص و دمنوش و فشار عصبی کمترش کنیم و‌نمی شد و فکر می کردیم‌ما عورضه اشو نداریم و خودمونو سرزنش می کردیم در واقع داشتیم بیش از پیش لایق اضافه وزن بیشتر می شدیم و شدیم …و فرمولهای لاغری همچنان غیر فعال باقی موندن فقط بخاطر توجه بیش از حد به چاقی خودم و تلاش برای دور شدن از این شکل متناسب ، در ذهن من به عنوان دوست داشتنش معنا می شد و گسترش پیدا می کرد …ذهن من به نوعی داشت جریمه ام می کرد که وقتی راهو اشتباه داری میری و به چاقیت توجه می کنی پس جریمه ات میشه اضافه وزن بیشتر ▪︎ اما حالا که به مسیر درست آمدم اگر بتونم‌در عین نبود لاغری و بودن در جسمی چاق ، به لاغری و تناسب اندامی که خواهم داشت  فکر و‌توجه کنم‌نه تنها جریمه نمیشم  بلکه  پاداش من  کسب لیاقت درجه یک‌برای متناسب شدن  خواهد بود ▪︎

      4- پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را در خود بنویسید.▪︎

      خوب حالا که فهمیدم چطور لیاقت چاق شدن پیدا کردم  خیلی کار راحته  برای لاغر شدن … در تمام اون کارها و افکار باید  توجه به چاقی رو حذف و توجه به لاغری و افراد لاغر  و موضوعات مربوطه سرلوحه کارم قرار بگیره  از هر فکری و از هر رفتاری که ذره ای توجه به چاقی در خودش داره بپرهیزم  ▪︎ …و نمونه این توجهات اینه که  جلو آینه به هیچ وجه به اندام های چاق و نامتناسب که همیشه دل‌پری ازش دارم توجه نکنم .. این یعنی پرورش مجدد لیاقت برای لاغر شدن مجدد خودم ▪︎چون توجه منفی همراه با یکنوع از احساسات منفی یعنی توجه به چاقی در نتیجه لایقتر شدن برای ادامه چاقی در جسمم ▪︎

      نباید درباره چاقی خودم ودیگران اظهار نظری کنم حتی یک کلمه  این میشه برنامه ریزی برای احراز لیاقت ▪︎تمام کارهای عملی توصیه شده در دوره ، تک به تک یعنی  ایجاد لیاقت بیشتر برای متناسب شدن  ،

       

      نمونه این‌کارها به این شرحه :

      نقاشی درشت از عدد وزنی دلخواه روی مقوایی بع رنگ دلخواه  و برش دادن و چسبوندن در جای مناسب ▪︎انجام‌تمرینات روزانه با اشتیاق و احساس خوب در سایت ▪︎

      گوش به فایلها ▪︎انجام  تمرین تجسم عملی  با رفتن به مراکز خرید لباس و پرو کردن لباس در سایز دلخواه  برای وقتی که لاغر میشم‌▪︎

      اینکه من از یه تیکه  طلا گذشتم و دوره  منظم و کاربردی  گام اول رو خریدم و با شوق و علاقه  شروع  به تمرین کردم  در واقع  قدمی برای اثبات لیاقتم برای لاغری بوده که این قدم رو برداشتم ▪︎

      اگر بخوام حقیقت رو بگم  اینکه‌منو خدا انتخاب کرد و آورد در این‌مسیر این مدال لیاقتی بوده که خدای مهربون به گردنم انداخته ..▪︎من‌ترازو وزن کشی رو از محیط زندگیم  دور انداختم و لیاقتم برای لاغر شدن رو نشون دادم ▪︎

      من با خوندن با علاقه دیدگاهها  لایق تناسب اندامم ▪︎من با تغییر دادن رفتارهای غذاییم  و با به اندازه خوردن و‌پرهیز از خوردنهای احساسی،  نخوردن همه محتویات بشقاب غذام ،  نخوردن ته مانده  بشقاب  دیگران ،  کوچکتر کردن ظرف غذاخوریم و‌کمتر کشیدن غذا ،  سحر خیزی برای زمان بیشتر خریدن برای انجام بهتر و بیشتر تمرینات لاغری ،  سر ساعتی خاص غذا نخوردن ،  اهمیت ندادن به تعارفات میزبان  در صورتی که میل ندارم ،،غذا خوردن فقط وقتی گرسنه ام   ، اهمیت ندادن به کالری غذاها و پیدا کردن نقطه سیری ،، تماماً  لیاقتمو برای متناسب شدن افزایش دادم ▪︎من وقتی سفر میرم که فقط پنج ساعت  با شهر مقصد فاصله داره  و با خودم ساندویچ برنمی دارم و به لیوانی چای و کمی میوه و کمی آجیل اکتفا می کنم این یعنی لایق متناسب شدنم ▪︎

      خلاصه هر کاری به منظور توجه به لاغر شدن از خودم نشون میدم یعنی کسب لیاقت بیشتر برای متناسب شدنم  و اگر تاکنون  لاغر نشدم چون باید زمینه  کسب لیاقت بیشتر رو برای خودم فراهم کنم…. چطور ؟ با استمرار در این‌مسیر ، با آرامش و بها ندادن به عجله و چشم برداشتن از نتیجه نهایی ، و انجام تمرینات  همونجوری که استاد سفارش کردن  و عدم توجه به موضوعات نامناسب با متناسب شدن که هر موضوعی می تونه باشه ، حتی فکر و توجه کردن به مشکلات فرزندانمون  ،  اخبار منفی در رسانه ها ، بحث و‌جدل بیهوده با همسر که باعث برهم زدن تعادل  و آرامش در زندگی میشن  ،  سرگرم شدنهای بیهوده در گروهها  و اینستاگرام  و تلگرام  ،  در صورتی که اگر وقتمونو تا جای امکان برای فوکوس کردن روی لاغری اختصاص بدیم و زمان براش بخریم‌ و از سرگرمی ها  صرف نظر کنیم  لیاقتمون برای متناسب شدن رو افزایش می دیم و لاغر میشیم‌▪︎

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/08 22:01
      مدت عضویت: 1025 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,067 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      باور لیاقت و ارزشمندی خیلی باور مهمی هست من از وقتی در این مسیر هستم به شدت دارم روی این باورم کار میکنم و به صورت خود به خودی این باور  مهم در من بهتر شده و من دوست دارم در تمام جنبه ها به بهترین هابرسم و بارها از خدا خواستم  بهترین فرزندان ،بهترین زمانها ،بهترین مکانها ،بهترین افراد ،بهترین اندام ،بهترین زندگی و بهترین روابط  و بهترین قدرت بیان و بهترین تفریح ها و  خلاصه  بهترین هر چیزی رو به من بده.

      من یادم میاد که درگذشته که وارد این مسیر نشده بودم چون  همیشه به خاطر اضافه وزنم کلی غصه می‌خوردم و بیشتر اوقات نگران بودم و استرس داشتم ‌و ‌چون اعتماد به نفس نداشتم و … بیشتر اوقات در مسیر نادرستی بودم  و داشتم چاقیب یشتر رو جذب میکردم 

      من   اگر در گذشته ادامه تحصیل ندادم چون خودم رو لایق اون نمی‌دونستم .

      من در گذشته  اگر به دنبال شغل و استقلال مالی نبودم چون خودم رو لایق اون نمی‌دونستم 

       اما من در گذشته بارها برای رهایی ازچاقی رژیم و ورزش سنگین میگرفتم و خودم رو  به لاغری دلخواهم میرسوندم چون  خودم رو لایق متناسب شدن میدونستم اما چون راهم اشتباه بود هیچ وقت تناسب اندام برای من ماندگار نبود و من در زجر و سختی بودم .

      لیاقت نداشتن مانع رسیدن به هدف میشه واما چون من  کسی بودم که همیشه احساس لیاقت در تناسب داشتم اما راهش رو بلد نبودم خیلی جالب به این راه اصولی و الهی هدایت شدم .

      من  اینقدر با تمرینهای جالب دوره های ه استاد  روی  باور لیاقت کار کردم که به راحتی عدد وزنی مورد علاقم رو می‌نویسم و کلی هم در ذهنم اون رو تجسم میکنم  و در مورد خودم در اون وزن کلی رویا پردازی میکنم و می‌نویسم  و اون رو حق مسلم خودم میدانم و اصلا برام چیز خاص و دست نیافتنی نیست حالا شاید گاهی نحوای منفی  باشه ولی خدا رو شکر اینقدر در مسیر بودم و روی خودم کار کردم که به راحتی جوابش رو میدم و خیلی سریع اون  نجوا کمرنگ میشه و حذف میشه و این  به  خاطر استمرار من در این مسیر هست که خود به خود همین احساس لیاقت در من بیشتر شده .

      من کسی بودم که سالها در رژیم سخت و ورزش سخت بودم  و اینقدر هدفم برام مهم بوده که تا آخرین ماه رژیمم  با جدیت این کارها رو کردم و با هر سختی بوده  دوام آوردم  و من  در وزن ایده الم قرار گرفتم اما چه فایده که ماندگار نبوده پس  من انسان توانمندی بودم و هستم چون من بارها بعد ازازدواجم که چاق شدم با رژیم های سرخود .که خودم برای خودم تجویز میکردم مثلا شام و یه سری خوراکی ها رو نمیخوردم و ورزش میکردم  و موفق هم میشدم 

      من در سال ۸۳ با رژیم های خودم که حذف شام  بود  در حد ده کیلو کم کردم 

      درسال ۸۶با  رژیم های خودم که حذف شام و یه سری خوراکی ها بود و ورزش  بود بازم در حد ۲۵ کیلو کم کردم 

       

      درسال ۹۰ با رژیم های خودم که حذف شام و یه سری موادغذایی بود در حد ۲۰ ,کیلو کم کردم 

      در سال ۹۳ با رژیم کارشناس تغذیه در حد  سی و پنج کیلو کم کردم 

      در سال 94بازم با دکتر تغذیه در حد ده کیلو 

      در سال 95بازم با دکتر تغذیه در حد هشت کیلو 

      و از سال 95تا 98من مرتب در حال رفت و آمد بین چاقی ولاغری  بودم  و با رژیم و ورزش خودم رو متناسب میکردم 

      و اینها همه نشان از توانمندی جسم من هست پس من  لایق تناسب اندام هستم و هر حرفی که پزشکان و اطرافیان. به من گفتن که تو نمیتونی تو دیگه چاق میشی تو ازاین به بعد به خاطر دارو چاقتر میشی و یا به خاطر زایمان چاقی شکمی خواهی داشت و یا تو با افزایش سن چاق خواهی شد و یا اینکه بهم گفتن تو با متناسب ها فرق داری و …. رو میندازم دور و با تمام وجودم به خودم جلوی آیینه میگم.

       من لایق متناسب شدن رو دارم 

       من میتونم لاغر بشم 

       من لایق لباس شیک به تن کردن رو دارم 

      من لیاقت خوردن بهترین غذاها رو دارم 

      من لیاقت آزادی و آرامش و دارم 

      من لیاقت زندگی در شرایط کاملا سالم رو دارم.

      من لیاقت بهترین رفتارهای  غذایی رو با خودم دارم 

      من لیاقت قوی بودن و تسلط  بر مواد غذایی. رو دارم 

      من لیاقت امیر بر مواد غذایی بودن رو دارم 

      من لیاقت بهترین رابطه با خودم رو دارم 

      من لیاقت بهترین حالت روحی رو دارم 

      من لیاقت لذت بردن از خودم رو دارم 

      من لیاقت رابطه ی عالی با خدای خودم رو دارم 

      من لیاقت بهترین روابط با همه رو دارم 

      من لیاقت یه زندگی عالی سراسر شادی رو دارم 

      من لیاقت آزادی در خریدن رو دارم 

      من لیاقت آزادی در فعالیت رو دارم 

      من لیاقت بودن در بهترین شرایط و زندگی رو دارم 

      من لیاقت لباس رنگ شاد رو دارم 

      من لیاقت اعتماد به نفس عالی رو دارم 

      پس من برای این همه احساس  لیاقت هر روز تمرینها رو انجام میدم و دیگه حرص و ولع در خوردن ندارم  و از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنم همین دیشب من به یه تاتر  طنز عالی رفتم چقدر برام جالب بود قبلا که میخواستم برم تاتر از یه ساعت قبل میرفتم در اون مکان تا ازبوفه ی اونجا کلی چیبس و پفک و کرانچی بخرم و اما دیشب خیلی راحت شام دلخواهم رو  در خانه به اندازه خوردم و دیگه هوس  خوردن هیچ چیز رو در اون مکان نداشتم م و خیلی راحت گفتم من می‌خوام برم شادی کنم و بخندم چرا این همه خوراکی بخرم و بخورم ؟؟؟

      پس خیلی راحت بدون تقلا و سختی  نخریدم و نخواستم و به راحتی گذشتم و از فرزندانم پرسیدم اونها هم گفتن ما نمی‌خواییم و هیچ چیز نخریدم  به جزیه بطری آب و یه کیک برای پسرم برداشتم  که اگر گرسنه شد بخوره  چون شام نخورده بود  اما  پسرم هم هیچ چیز  نخورد وفقطدر اون تایم کلی خندیدم و خوش گذروندیم  اما خواهر زاده ی  من که کمی تپل هست رفت و کلی  چیبس و  پفک و با طعم های مختلف خرید و تا میتونست خورد و اما من حتی دلم نخواست یه دونه بردارم  و این کارم واقعا برای خودم تحسین برانگیز هست و من واقعا لیاقت تناسب اندام رو دارم چون در مسیر درست رفتار میکردم 

      اما در گذشته چقدر می‌خوردم چقدر به زور و با هر بهانه من کلی غذا وارد جسمم میکردم چون در اون مواقع من لیاقت تناسب اندام رو نداشتم و چقدر بعدش خودم رو سرزنش میکردم. و ناراحت میشدم که این چه جسمی هست چرا من اشتهای زیادی دارم  و اون مواقع داشتم چاقی بیشتر رو جذب میکردم 

      من اینقدر خودم رو ارزشمند می‌دونم که هر به هر دلیل غذای زیاد وارد جسمم نمیکنم و خودم رو بیمار نمیکنم 

      یعنی برای ضربه زدن به دیگران بیشتر از نیازم نمی‌خورم 

      یعنی برای اینکه غذا مجانی هست بیشتر از نیازم وارد بدنم نمیکنم 

      یعنی برای اینکه پولش رو دادم بیشتر از نیازم غذا وارد بدنم نمیکنم 

      یعنی  من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که  به خاطر اینکه غذایی اسراف نشه اون رو به زور وارد جسمم نکنم 

      من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که اگر غذایی زیاد بود من زیادتر نخورم و به نیاز جسمم توجه کنم 

      من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر ته مانده ی غذایی رو از روی میز غذا نخورم 

      من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر غذایی رو که چند روز مانده داخل یخچال نمی‌خورم 

      من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که هر غذای اشغال و بی‌کیفیت رو نمی‌خورم .

       

      من اینقدر احساس ارزشمندی میکنم که به هر دلیل و بهانه غذا رو انتخاب نکنم مثلا در هنگام شادی و خوشحالی و یا ناراحتی و یا درد جسمی و روحی و …. من غذا نمی‌خورم 

      و بعد میبینم که بدنم چقدر قشنگ پاسخ این انتخاب من رومیده  و من هر روز متناسب تر میشم .

      اما در گذشته که من  زیادتر میخوردم و به هر دلیلی که فقط یه  امشبه و من مهمانم و یا اینکه چون غذا خیلی زیاد هست و ….من فقط به سمت چاقی بیشتر حرکت میکردم و اون رو به جسمم دعوت میکردم و من اعتماد به نفس لازم رو نداشتم که در هر مکانی حاضر بشم و یا اینکه شادی کنم  و…همیشه ذهن من ،من رو ترغیب میکرد بیشتر بخور چون من احساس لیاقت برای تناسب اندام رو نداشتم اما متناسبهای اطرافم رو میدیدم که چقدر به اندازه و درست میخورن و چقدر لاغر و عالی هستند و  اما من همیشه هر خوراکی در اطرافم بود می‌خوردم اما اونها اینطور رفتار نمی‌کردند خیلی راحت انتخاب  میکردن از چه خوراکی  درر چه زمانی بخورم و من همیشه حسرت این رفتارهای غذایی اونها رو داشتم و میگفتم خوش به حالشون که همیشه سیر هستن و کم میخورن و اما من گرسنه هستم و زیاد میخورم .

      من خودم  مادریی بودم که در گذشته به شدت  برای چاقی هر دو فرزندم تلاش  می کردم حتی از دوران بارداری هم همینطور بودم زیادتر غذا می‌خوردم که فرزندم تپل به دنیا بیاد و با این کار صاحب کلی اضافه وزن شدید شدم و اما خدا رو شکر همیشه  فرزندانی با وزن ایده آل داشتم و هنوزم دارم و  تا حدی در گذشته من باعث  چاقی  خیلی کم مقطعی   در اونها  شدم اما ماندگار نبود و خدا رو شکر موفق نشدم که اونها رو  برای همیشه چاق کنم و الان دختر و پسرم بسیار متناسب و عالی خوش‌اندام هستند و از وجود نازنینشون خیلی لذت میبرم و ازخدا سپاسگزارم .

      من از درون احساس لیاقت برای تناسب اندام میکنم و چون کلی نتیجه گرفتم احساس خود باوری بسیار خوبی دارم که من میتونم بازم متناسب تر بشم و من با مرور توانمندی‌های گذشته ام فقط در زمینه ی لاغری به خودم میگم من از راه غلط بارها تونستم بارها لاغر بشم پس از راه صحیح به راحتی میتونم به تناسب اندام برسم .

      بماند که من کلی توانمندی‌های دیگه هم دارم مثلا من در سن خیلی کم تونستم مدرک آرایشگری و کامپیوتر و رانندگی و گلسازی و … رو بگیرم . پس من فرد توانمندی هستم و به راحتی به تمام هدفهام میرسم .

      من مسولیت صد در صد چاقیم رو پذیرفتم و هیچ عامل بیرونی رو مثل ورزش و رژیم و مربی و دکتر تغذیه و خوراکی ها وفعالیتها و داروها و ارث و سن و زایمان و …. رودلیل  چاقی خودم نمی‌دونم و همیشه میگم من خودم با رفتارهام و افکارم جسم خودم رورقم میزنم  نه هیچ مورد دیگه ای من مسول شرایط فعلی زندگیم هستم وکاملا شجاعانه میپذیرم پس دیگه حاضر نیستم به هر دلیلی غذا بخورم زیادتر از نیازم بخورم و پر  خوری کنم و حرص و ولع در خوردن ندارم و من اختیار کامل خودم رو در دست گرفتم .

      و تمام سعیم این هست که به اندازه بخورم چون من مسول چاقی خودم هستم 

      من مسول چاقی خودم هستم 

      من مسول چاقی خودم هستم 

      من کاری به خوردن اطرافیانم ندارم من کاری به مواد غذایی اطرافم ندارم من کاری به نوع مواد غذایی ندارم من کاری به هیچ چیز ندارم فقط با تمرکز بر نیاز جسمم غذا میخورم چون هدف مهمی دارم که شاید برای خیلی‌ها مهم نباشه پس من مسول چاقی خودم هستم 

      من مسول چاقی خودم هستم  پس با درست انتخاب کردن خودم رو به هدفم نزدیکتر میکنم و من با این حرف که اینجا میزنم و بارها تکرار میکنم  انتخابهای درست تری دارم و به زور هیچ غذایی وارد جسمم نمیکنم و ته مانده ی غذای فرزندان و همسرم رو نمی‌خورم .از ترس اسراف بیشتر از نیازم نمی‌خورم و…

      من خودم دارم به خودم کمک میکنم و به دنبال  هیچ روش خاصی نیستم و حاضرم قسم بخورم که به دنبال هیچ روش دیگه ای نیستم و به تمام روش‌های  بیرونی که به جسم ما فشار میارن خندم میگیره و اونها رو غلط و غیر اصولی میدانم و بارها به خودم میگم من با یه قرص  چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم من با دمنوش چاق نشدم که حالا با اون لاغر بشم  و ….من فقط با پرخوری چاق شدم پس باید با به اندازه خوردن لاغر بشم .

      من مدتها هست  تمام عوامل چاقی رو در ذهنم نقض کردم و دیگه مهمترین دلیل چاقی خودم که اشتها بود رو در ذهنم حذف کردم و میگم جسم من عضویی به این نام نداره  اشتها در ذهن من لانه داره نه در جسم من  برای ازبین بردن اون باید ذهنم رو درست کنم و تمام باورهای بی‌لیاقتی رو حذف کنم و با باورهای قدرتمندانه جایگزین کنم مثلا متناسب شدن حق من هست 

      اگر من لاغر نشم  پس کی لاغر بشه ؟؟ من عاشق این مسیر هستم و هر روز یک گام برمیدارم و سعی میکنم به اون عمل کنم و تا جایی که در توانم باشه من عمل میکنم و مطمعنم همین ذهن من که تونسته من رو چاق کنه حالا هم می‌تونه من رو لاغر کنه .

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/03/09 20:09
        مدت عضویت: 765 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 38 کلمه

        آفرین فروغ ،  عالی نوشتی و عالی توانمندی ها و لیاقتت رو به نمایش دیده ها گذاشتی …این توانمندی و لیاقت مبارک باشه دوست من  .خانوم زیبا و‌پرانرژی  ،  واقعا آفرین داری 

             دوستت دارم  ..l love  you

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/03/10 13:28
          مدت عضویت: 1025 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 64 کلمه

          سلام شهربانوی نازنینم 

          دوست همیشه همراهم من از این همه بودن شما در کنار خودم انرژی میگیرم  چقدر شما فعال هستین چقدر عالی وقت می‌گذارید و تک تک کامنتهای من رو  و حتی میبینم که کامنت خیلی از بچه های دیگه ی  سایت رو میخونید و پاسخ میدین واقعا شما عالی و  تحسین بر انگیز هستین 

          شاد و متناسب و سلامت و ثروتمند و موفق باشی 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/02/18 20:00
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام

      الان چند روزی هست که بابت موضوعی افکار مثبت وافکارمنفی من  مرتب باهم درجنگند ومنم ازبس میانجیگیری کردم و تونستم یه کم افکار منفی رو ساکت کنم .

      اما باز چندساعت نشده دوباره افکارمنفی شروع میکنه بهانه تراشی که حق طبیعی ات این نیست باهات این رفتاربشه . بازمنی که سالهاست توی قوانین جذبم با راه حلهایی که بلدم ساکتش میکنم .

      ولی یهو امروز جنگ زیادی بینشون بود و اگه به خودم نمیومدم معلوم نبود چه اتفاقی قرار بود بیافته .

      گفتم برم یه فایل انگیزشی گوش بدم جالبه خوردم به مبحث ارزشمندی ولیاقت .

      که اتفاق چند روزه که هنوز برام حل نشده به خاطر اینه که من همینقدر ارزشمندم به خاطر باور غلطم هست  و خودم رو مسول اتفاق دونستم وباخودم مرتب تکرار میکنم که فرد مقابل فقط دست خداست که داره درون منو نشون میده و اگه اون نبود که من از این مشکلم با خبر نبودم مرتب به خودم میگم. اما این ذهن چموش مگه میزاره آرام باشم و مرتب مقصر روعوامل بیرونی میدونه .

      و با همون حسم فایل امروز رو پلی کردم دیدم هدایت شدم به فایل لیاقت . که من خودم لایق این مسله هستم و باید مسولیتش رو قبول کنم و خودم هم باید حلش کنم وربطی به کسی دیگه نداره که من باهاش بجنگم .

      اگرچه ذهن منفی باف مرتب بایه فشاری منو هل میده به سمت احساس منفی . اما منم دارم آگاهانه سعی میکنم که افکارم رو کنترل کنم . که من مقصرم .

      درمورد چاقی هم همینطوره .

      من سالها خودم رو بی عرضه وناتوان میدونستم در حل مسایل زندگیم و همه رو مقصر میدونستم الا خودم .

      اگه عوامل بیرونی درسرنوشت من دخیل هستن پس منم اختیاری در حل مشکل ندارم . چونکه من نمیتونم عوامل بیرونی رو تغییر بدم .

      ولی من مختار آفریده شدم وهمانطور که بارها بارها تونستم خیلی از چالشهای زندگیم رو با موفقیت حلش کنم پس الانم میتونم .

      کافیه اول مسولیتش رو بپذیرم که من بودم که با افکار وتوجهاتم این مشکلات رو به وجود آوردم و من میتونم با ساختن باورهای مناسب حل کنم .

      میدونم سخته اما میشه . اینهمه تونستن درجنبه های مختلف زندگی این چالش های ما رو و حتی بعضا بدتر داشته باشن وحلشون کنن پس منم میتونم .

      من وظیفه دارم آرامشم رو حفظ کنم و در مسیر آرامش به افکار وایده های خوب هدایت بشم تا بتونم به خاستم برسم .

      من تکرار میکنم 

      من لایق رسیدن به خاسته هام به شکل عالی هستم .

      من ارزشمندم و احساس ارزشمندی به جهان میدم .

      من توانایی کنترل افکار مخرب منفی رو دارم .

      من لایق خوشبختی وسعادتمندی ونشاط در زندگیم رو دارم .

      من توانایی شناسایی باورهای مخرب گذشتم رو دارم .

      من لایق آزادی ورهایی در تمام جنبه های زندگیم را دارم .

      من لایق بهترینها هستم .

      من خودم با افکارم این زندگیم رو خلق کردم

      من خودم با افکارم این زندگیم رو به شکلی که میخام جهت میدم .

      خدایا شکرت بابت این همزمانیها و کمک بهم در جهت آرامش بیشتر .

      تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای نابش .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/12/22 23:21
      مدت عضویت: 603 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,275 کلمه

      به نام خدایی که انتخابم کرد🥰

      به زمانبندی خداوند اعتماد دارم…🦋

      سلام و درود دوستان لایق تناسب فکری 

      باید لیاقت لاغر شدن را داشته باشید…تکرار(۲)

      اول از همه بگم که بارها وبارها شده من متنم را نوشتم خیلی متفکرانه و از نظر خودم رضایت بخش و عالی و گاهی حدود دوهزار کلمه وبعد یا دستم خورده یا گوشی و یا سایت دچار مشکلی شده و در یک آن متن پریده و قبل از ارسال پاک شده!…

       انگار اون لحظه یک سطل آب یخ ریختند روی سرم!… ولی بلافاصله به خود اومدم و گفتم مهم اینه که من فکر کردم و نوشتم متعهد بودم و استمرار داشتم و اشکال نداره و همین دیشب هم این موضوع پیش اومد ولی یه خوبی داره با خودت روراست میشی من برای چی تمرین انجام می دهم ؟!برای نشان گرفتن از سایت یا اینکه در لیست فعالان سایت باشم ؟!

      با رژیم گرفتن و ورزش کردن با سایز کردن خود و هرروز وزن کردن با تنفر داشتن از جسم خود لیاقت لاغری حاصل نمیشه ما برای اینکه لایق چاقی باشیم کارخاصی انجام ندادیم !(فقط هربار بیشتر به چاقی خود توجه کردیم ).

      لیاقت داشتن برای رسیدن به هر هدفی لازمه !…

      هر فردی که اضافه وزن دارد برای چاق شدن استمرار داشته است در عادتها و رفتارهای اشتباه و بر آنها تمرکز کرده است .

      لیاقت یعنی تمرکز و توجه به موضوع ذهن!…

      تنفر و عشق هردو به منزله خواسته و تمرکز و توجه ما برای ذهن ناخودآگاهمون هست 

      هر موضوعی در ذهن ما قابل توجه باشه یا باهاش درگیر باشیم یعنی درخواست و لیاقت داشتن آن خواسته و گسترش آن در ذهن و خلق شدن آن .

       

      هر زمانیکه در آینه از خود فرار کردیم یا در مورد چاقی صحبت کردیم یا خودمون را با افراد چاق تر یا لاغر مقایسه کردیم وقتی به خاطر چاقی خودمون را محروم از تفریح یا جمع یا پوشیدن لباسهای شاد کردیم حتی وقتهایی که عکسی از خود نگرفتیم چون از چاقی متنفر بودیم هربار لیاقت چاق بودن در ما بیشتر شده .

      دقیقا مار از پونه بدش میاد دم خونش سبز میشه !…

      چرا از هر چی بدم میاد سرم میاد؟!

      دقیقا تموم نکنه ها و مبادا ها را سالها در زندگی تجربه کردیم چون هیچ شناختی از روش کار ذهنی خود نداشتیم نه والدین به ما آموختند و نه معلمان و شاید درصد بالایی از این افراد خودشان هم ناآگاه از این موضوع بودند .

      باور به لیاقت داشتن ما مربوط به سالهای بسیار دوری است .همون موقع هایی که اسباب بازیمون را خراب می کردیم و بهمون می گفتند تو لیاقت نداری و دیگه نمی خریم وقتی می خوردیم زمین و لباسمون پاره می شد باز می گفتند تو لایق لباس زیبا و نو نیستی !

      اگر اشتباهی ازمون سر می زدو می خواستیم از محدوده قوانین پامون را فراتر بزاریم که تجربه ای جدید کسب کنیم باز می شنیدیم تو لیاقت آزادی نداری !…

      داشته های زندگی امروز ما سطح لیاقت و باورمون را در این امر نشون می دهد.

      آیا خود را لایق عالیترین زندگی یا همسر و فرزند و شغل می دونیم .؟

      آیا خودمون باور داریم که لایق عالیترینها هستیم ؟

      و خیلی افرادی که اضافه وزن دارند انقدر لیاقت چاقی را در خود پرورش داده اند که باور به لاغری خود ندارند.!…

      آیا اطمینان داریم که ما لیاقت لاغر شدن را داریم ؟!

      تغییر نگرش خود به جسممون باعث ایجاد لیاقت لاغری در ما می شود !… 

      باور به لیاقت داشتن در هر موضوعی مؤثر هست و یکی از اصلیترین باورهاست که برای موفقیت باید در ذهنمون اصلاح بشه .

      زمانیکه یکی از روشهای رژیم غذایی را برای لاغر شدن انتخاب می کردیم ماه اول مثلا ۵کیلو کم می کردیم بعد با خود میگفتیم اولش آسونه و بدن عادت نداشته انقدر به این فکر توجه می کنیم که ماه بعد میشه ۳کیلو و هر چقدر ما لیاقت چاقی را در خود پرورش می دهیم و کار را برای خود سخت می کنیم و به اصلاح بدن استپ می کنه و از ادامه دادن مسیر خسته میشیم و مسیر را رها می کنیم ….

      منم در این مورد لیاقت چاق شدن را داشتم حرف پزشک و کارشناس تغذیه را باور کردم هربار برام سخت تر شد و جالب اینکه انقدر این باور در ذهنم ریشه داشت به در ابتدای ورودم به این دوره پارسال در دوماه حدود ۱۰کیلو از اضافه وزنم رها شد و تا به امروز تغییری حس نمی کنم !؟..و دائم می گفتم بدنم استپ کرده و داشتم لیاقت چاقی را در خودم پرورشمی دادم در واقع تمرکز ما به سختی ها یا نگرشمون از چاقی و مقاومت در مورد آن، لیاقت چاقی بیشتری در ما به وجود میاره.

      بارها از اشتها شنیدیم اشتها تو افکار و ذهنمونه نیرویی نیست که بخواد ما را به دام بیندازه و به زور چاقمون کنه هر بار که به موضوع اشتها توجه کردیم یا افشرده زیره و لیمو برای کم کردن اشتها مصرف کردیم یا اون روزهایی که قهوه تلخ ناشتا می خوردیم داشتیم لیاقت چاق بودن را در خود افزایش می دادیم یعنی هرجا می خواستیم مبارزه کنیم با چاقی که نباشه بیشتر توجهمون به چاقی می رفت و لایق چاقی می شدیم 

      درس عملی امروز نوشتن موفقیتهام از سالهای دور و توجه به توانمندی هام و ساختن باور لایق بودن هست . تمام آشغالخوری های ما از ته مانده ظرف غذای فرزندانمون با توجیه حیفه و اسرافه خوردن غذاهای چندروز مانده در یخچال و زمانهایی که برای ضربه زدن به دیگران با خوردن به خودمون خسارت وارد می کنیم و به هر دلیلی ناآگاهانه می خوریم و می خوریم تمرکز و تکرار ما بر رفتارهای چاق کننده است و درخواست ما چاقی و ما لایق چاقی هستیم 

       (جمع بندی موضوع:لیاقت داشتن یعنی تمرکز و توجه به خواسته و اطمینان به توانمندی خود )

      گام اول لایق شدن باور به توانمندی خود است با دوری از سرزنش کردن خود و تحقیر و خودتخریبی و خجالت کشیدن از خود و نادیده گرفتن  (احساس گناه انسان را بی لیاقت می کند و در واقع از کودکی به ما آموختند که آدم ابوالبشر به خاطر دست زدن به میوه ممنوعه به زمین تبعید شد و در واقع بشریت از آن روز به دنبال دلیل گناهان خود می گردد و با یک اشتباه روانی دچار وهم و خیال گشته است )

      ✨تشویق کردن خود حمایت از خود تأیید کردن خود نقطه ایجاد پذیرش و باور به لایق بودن است از جهتی که خداوند از روح خودش در ما دمیده است و از طرفی دیگر آسمان و زمین و هر آنچه مابینش بود تا ابد رام آدم کرد و آدم را نورچشمی خودش در زمین قرار داد.😍

      پذیرش مسئولیت زندگی خود با این آگاهی که من با توجه به موضوعاتی که ازشون متنفر بودم بیشتر لیاقت و درخواست آنها را در ذهنم گسترش دادم یعنی کنترل ذهن یعنی ارباب منم و اختیار با من هست .

      🪶نوشتن تعهد نامه و پذیرش مسئولیت چاقی به صورت کتبی با امضا و اثر انگشت بسیار برای ذهن با اهمیت هست چون در قوانین زمین کارهای قراردادی و جدی به اینگونه انجام می شوند .

      جمله سازی برای خود و نوشتن من لایق لاغری هستم 

      من لایق حالت طبیعی جسم خود هستم و من لایق تعادل روح و روانم هستم من لایق پوشیدن لباسهای مورد علاقه ام با سایز و رنگ مورد نظر هستم 

      من لایق زیباتر بودن و جوانتر شدن هستم من لایق سلامتی و سبک بالی هستم .

      امروز که به لطف خداوند دوسال است در مسیر خودشناسی و خودسازی در حرکتم و بارها اینگونه فایلها را شنیدم باز احساس نیاز می کنم برای گوش کردن نوشتن و فکر کردن حتما در این مدت لولو سطح پذیرش و لیاقت من بالاتر شده است اما همیشه این فایلها خودشون را به موقع به من می رسونند و خداوند هادی من است و تلنگر های آن همانند به آغوش کشیدن مادری است که تازه فرزندش متولد شده است . 

      خداوند را سپاسگزارم بابت روزی های آسمانیش 

      دوستان متناسبم همواره مانا و آرام باشید  

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/03/10 10:01
        مدت عضویت: 765 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 413 کلمه

        سلام دوست عزیز ، ملکه خانوم 

         

        دیدگاهت عالی بود و من ایده داد …و منو به یاد افکار جدیدی انداخت که بتازگی وارد ذهن‌من میشن و فقط با تکرار می تونن نهادینه بشن ،

         

        حالا دیگه می فهمم لیاقت داشتن یعنی چی ؟ و بی لیاقتی چیه ؟

         

        من هر کاری ، قدمی ، فکری ، تغییر احساسی در جهت خواسته ام به انجام می رسونم  مراتب لیاقت رسیدن به خواسته خودمو افزایش می دم …

         

        می تونم  دایم از خودم بپرسم  این کار یا این فکر  که داری می کنی در جهت کسب لیاقت برای متناسب شدنته یا  شدت بخشیدن به بی لیاقتی ؟ 

         

        اگر بگم آره  من دارم  یک قدم مثبت برمی دارم  مثلا یک‌لقمه آخرو ازش صرف نظر می کنم   چون لیاقت دارم که لاغر بشم  من امروز حالم خوبه و می خوام با  ناخواسته ها نجنگم و آرام باشم این یعنی من لایق لاغر شدنم ..من امروز به جای نوشتن دو دیدگاه  ده تا دیدگاه با عشق و رضایت ثبت می کنم این یعنی من لایق رسبدن به هدف خودم هستم …من میرم جلو آینه و به اندامی که چاقن هیچ توجهی نمی کنم و فقط به صورت قشنگم لبخند می زنم و کنار میرم این یعنی من لایق تناسب اندامم 

         

        به هر میزان توجهم از گذشته و‌نتایج افکار و رفتارم که متعلق به گذشته منه می آم  در زمان حال  بهشون بی توجهی می کنم این یعنی کسب لیاقت برای آینده ای بهتر … و حتی برادر متناسبم که  همیشه یا خودش جلو چشمم هست یا در تصورم‌می بینمش  نباید برام بشه یه بت که بخوام به آینده  خودم در شکل متناسب  چشم بدوزم  و مقایسه اش کنم با اندام فعلی …این برادر متناسب چه درسی به من داره میده ؟ درسش اینه من در افکار و رفتار متناسب کننده استمرار داشتم و دارم که شدم اینی که می بینی  پس تو هم در افکار و رفتار گذشته ات تجدید نظر کن و متعلقاتشو کنار بذار و توجه نکن ودر عوض توجهتو بذار روی  آموزشهات  و اونارو خوب یاد بگیر درک و عمل کن  تا یواش یواش به اون چیزی که می خوای برسی و مدال لیاقت بگیری ….

         

        با خودت تکرار کن اگر چاق شدم پس لیاقتشو با توجه و استمرار در افکار و رفتار چاق کننده پیدا کرده بودم …حالا بیا بر عکسشو انجام بده  بازم باید توجه کنی و استمرار بدی به افکار و رفتارت منتها اینبار به لاغری  و متناسب شدن ….

         

        اگر موفق بشی  یعنی حالا دیگه لیاقت تناسب اندامو داری و بهش می رسی  همونطور که  به چاقی رسیدی 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/12/09 20:05
      مدت عضویت: 814 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 764 کلمه

      سلام

      از وقتی که متوجه شدم کانون توجهات ما نسبت به هرموضوعی باعث گسترش آن موضوع در زندگی ما میشع متوجه شدم من لایق چاق شدن بودم .

      این من بودم که وقتی به خواهرم بزرگترم گفتن علت چاق تو کم تحرکی و خواب زیادت هست و من میشنیدم یه کم به خودم زحمت ننداختم فکرکنن ببینم درسته یانه . بلکه چشم بسته پذیرفتم .

      وقتی میشنیدم که تو به عمه هات رفتی یه لحظه فکرنکردم که چرا بچه های خودش بهش نرفتن من بهش رفتم .

      وقتی میشنیدم که امکانات رفاهی باعث شده خانمهای این دوره زمانه چاق بشن یه نگاه به دوربرم ننداختم بگم پس چرا اطرافیان ما که وضع مالیشان خیلی بهتر ازماست متناسبن .

      وقتی بهم گفتن پشت میزنشینی ات باعث چاقی میشه یه نگاهی به همکارام نکردم که داخل یه مجموعه با کلی خانم متناسب چرا اونها متناسبن ؟

      وقتی میشنیدم چاقها استقامت بدنیشون زیاده یه آن فکر نکردم که چرا خاهرم که بیخ گوش منه لاغربود سالم بود چاق که شد کبد چرب و… مبتلا شد . 

      بله درسته. حق من بود که من چاق بشم . وقتی زندگی ما رو توجهات ما میسازه و منم تمام توجهاتم به چاقیم بود خوب اصلن طبیعی بود من چاق بشم .

      و وقتی پیاده روی میکردم ومیومدم خونه زانوهام درد میگرفت مرتب زانوهام رو مشت میزدم که تو که میبنی من چاقم و بهت احتیاج دارم چرا کمکم نمیکنی لاغر بشم و زودی درد میگیری؟؟

      وفردا باهمون پاها درحالیکه تحت فشار دردپاهام بودم باز میرفتم پیاده روی . 

      وقتی گرسنم میشد و میرفتم سر یخچال خودم رو میزدم که چرا اینقدر شکمو هستم ونمیتونم طاقت بیارم .

      وقتی هر روز میرفتم رو ترازو و میدیدم وزنم کم نشده کمرم میشکست که دیگه باید چی کارکنم .

      وقتی گرسنم میشد غذامو کم میکردم ومعدم درد میگرفت دیگه به حس نومیدی منو میگرفت که پاهام ومعدم که همراهم نیستن و کمک نمیکنن من چی جوری لاغر بشم .

      ماه رمضان که میشد میخاستم روزه بگیرم فشار معده هنقدر اذیت میکرد که سریع بعد افطار بایستی میرفتم سرم نمکی تزریق کنم و دوستم رو میدیدم که پوست واستخوان بود و راحت روزشو میگرفت و بهم میگفت گرسنم نمیشه فقط یه کم تشنه میشم میگفتم خدایا این دیگه چه مدلیه .

      منی که چاقم واینهمه چربی . الان چربی نمیتونه جلوی ضعف منو بگیره وبدنم از اون تغذیه کنه پس کی میخاد از این چربی استفاده کنه .

      وقتی همکارام میگفتن تو خیلی بد چاق میشی وهرکی تو رو ببینه فکربد درموردت میکنه انگار چشام سیاهی میرفت و از خودم متنفر میشدم و مرتب سعی میکردم موقع وایستادن شکمم رو بدم داخل تا کسی متوجه نشه .

      وقتی داخل حیاط آنقدر طناب میزدم و دورحیاط میدویدم که خواهرم میگفت نمیخاد این کارا رو بکنی یه تکونی بخور خونه رو تکونی کن و تمیز کن لاغر میشی .

      وقتی میرفتم تو اتاقم داخل گرمای تابستان بدون پنکه یا کولر فقط میرقصیدم وداخل چشمام پر عرق میشد وچشام سیاهی میرفت و… داشتم لیاقت چاق تر شدن رو به خودم میدادم .

      وکم کم احساس ناتوانی در لاغر شدن درمن شکل گرفت که نمیتونم وکسی دراطرافم ندیدم که چاق بوده باشه و تونسته باشه لاغر بشه که منم امید بگیرم بگم فلانی تونست پس منم میتونم .

      اگرچه به گذشتم فکر میکنم که من در زمینه تحصیلی و کاری موفق بودم و خیلی کارها رو من تونستم بکنم مثل یک روز سه تا امتحان در ترم آخر دانشگاه داشتم و دوتا درسش دریک ساعت بود وهمزمان بود و من هر سه تا رو قبول شدم .

      منی که بار اول درکنکور سراسری قبول شدم .

      منی که درمحل کارم بهترین بودم وزود ترفیع میگرفتم . منی که درکمتر ازیکسال هم آرایشگری رو فقط عصرها آموزش دیدم درحالیکه صبحها سرکار میرفتم و درهمون سال سالنم رو بازکردم وصبحها میرفتم شرکت وعصرها درسالن خودم بودم تازه باشگاه هم میرفتم و… .

      اما توموضوع چاقی درمانده بودم و راه حل بنیادی نمیدیدم .

      اما 

      اکنون تمام توجهاتم رو از چاقی برداشتم ودیگه خودم رو با روشهای فیزیکی لاغری اذیت نمیکنم از جسمم باتمام وجود مراقبت میکنم وهرجا کاری بهم حس بدی بده انجامش نمیدم وعاشقونه بدنم رو همینطوری دوست دارم .

      و آموزشهای بی نظیر وارزشمند استاد رو با جان ودل دنبال میکنم چون نه تنها باعث رسیدن به آرزوی لاغریم میشه بلکه چگونه زیستن رو بهم آموخت ودرتمام جنبه های زندگیم به کار میبندم . 

      وتا الان کلی از مسایل زندگیم رو باهاش حل کردم .

      ومیدونم من به آرامی وبا ذهنم چاق شدم پس باصبر وحوصله و با قدرت ذهنم لاغر میشم . چون من عاشق و من لایق متناسب شدن هستم . واین حق طبیعی منه که دروجودم بود و من با ناآگاهی از مسیر خارج شدم برمیگردم و به مسیر درست میرم.   من لیاقت متناسب شدن رو دارم ومن متناسب میشم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rashin.hassas@gmail.com
      1400/12/07 10:48
      مدت عضویت: 233 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      سلام خدمت استاد و همراهان عزیز

       

      باید باور های مخربی که تو ذهنمو بندازم بیرون باید خودمو شایسته همه خوبیها بدونم  باید بپذیرم که خودم مسول وضعیت کنونیم هستم 

      تو تمام این سالها که تجربه چاق بودن رو داشتم همش از خودم ناراضی بودم نه تنها از خودم از خاندان و جهان و خدا و….

      به زمین و زمان فحش میدادم که این چه ارثیه بما رسیده و فلان و فلان….

      ولی خداروشاکرم از وقتی تو مسیر کسب آگاهی هستم متوجه شدم جهان هستی هر آنچه که توجه کنی همونو بهت میده 

      منم تمام تلاشمو در جهت کسب خواسته هام میکنم تمرکزمو از رو ناخواسته ها برداشتم و خداروشکر تغییرات خوبی دیدم 

      ولی یکباره بخودم اومدم که چرا از روند خارج شدم

      اونجا بود که بخودم گفت جهان برات صبر نمیکنه تو باید تغییر و کنی و حرکت

       باور کردم و قبول کردم که خودم با تکرار مسله چاقی و صحبت مدام و تمرکز روی مسایل چاق بودنم مسول چاقی خودم هستم 

      جهان جهان خوبیها و زیباییهاست من که اشرف مخلوقاتم لایق بهترین ها هستم

      پس الان که هدایت شدم به مسیر رشد فکری نهایت استفاده رو برای جذب خوبیها میکنم 

      من لایق بهترینها هستم

      من لایق زیبایی ها هستم 

      من لایق داشتن اندامی متناسب هستم

      من لایق پوشیدن لباسهای زیباهستم

      من لایق پوشیدن لباسهای رنگ زیبا هستم

      من لایق داشتن بهترین امکانات زندگی هستم

      من لایق داشتن حس و حال خوب هستم

      من لایق شاد بودن هستم

      من لایق همه خوبیهای دنیا هستم

      در این مسیر زیبا علاوه بر رسیدن به  اندام متناسب به رشد فکری میرسم که بسیار با ارزشه

      با توکل بخدا و راهنمودهای شما بزرگواران به آنچه لیاقتشو داریم میرسیم

       

              💕متناسب شدن حق من است💕

       

       

       

                      

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/12/06 10:00
      مدت عضویت: 681 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      بنام خدا

      لیاقت داشتن  

      لیاقت به معناها ی مختلفی درفایل بهش اشاره شد مثل خواستن  برای اقدام کردن برای تغییر مثل باورداشتن به خود مثل توانستن که هر کدوم به شکل های مختلف ازش یادشده و مصداق این جمله است که انرژی ازبین نمیره بلکه از شکلی به شکل دیگر تبدیل میشود برای من که این طور برداشت کردم خب درمورد چاقی اگه بخوام بگم که مقصر کیه من بودم وقتی از دیگری ناراحت بودم و میومدم  سریخچال و میرفتم به خوردن و قتی برای لذت بیشتر بردن  ازفیلم و اون هیجان میومدم غذا می‌خوردم ویا برای اینکه خودمو. سرگرم کنم ویابعداز دیدن فیلمی می نشستم دوباره غذا می‌خوردم درطی تمام این مدت انجام رفتارها قبل از خوردن و انجام یک کار مثل دیدن فیلم یاهرچیزی من میخواستم من فقط یه حسی داشتم که انگار حس پوچی میکردم و من برای پرکردن اون احساس ازخوردن استفاده می کردم و در روز بارها این اتفاق  می افتاد و من هربار برای فراموش کردن وابستگی هام یاسرگرم شدن من خودمو باخوردن آروم میکردم و فقط می‌خوردم  وقتی به خودم وجسمم فکرمیکردم وحالم بدمیشد و اون حس می اومد سراغم باز از خوردن استفاده میکردم درطی تمام این مدت من داشتم چاقی روطلب میکردم و در واقع من با تکرارافکاراشتباه  ورفتاراشتباه و بازتاب اون و حرف زدن وگله کردن درمورد چاقی درواقع روی چاق موندن خودم مصمم بودم پس برای اینکه لیاقت لاغری رو درخودم ایجاد کنم باید ببینم چه کارهایی کردم که لیاقتش رو درخودم دیدم من لیاقت یادگرفتن زبان انگلیسی بدون مدرک و فقط با تمرین کردن از روی نوشتن و دیدن فیلمها وتکرار تونستم  حتی وقتی  فیلمی هم می بینم وزیر نویس نداشته بتونم درک کنم چی میگن وتو هرشرایطی  تونستم زندگی کنم و به زندگی ادامه بدم پس میتونم لاغربشم همون طوری که تونستم چاق بشم با افکار و رفتارم ومرور اینها بودکع به چاقی من کمک می‌کرد که پایدار بمونه چون من سالها طبق الگوی فکری و رفتاری ثابت زندگی کردم و به چاقی رسیدم پس برای لاغری به این روش که با افکار و رفتار ثابت درمسیرلاغری  باشم و به نتیجه میرسم من لیاقت زندگی در شرایط ایده آل خودم رودارم من لیاقت حال خوب داشتن رو دارم و لذت بردن از غذاارو من  دارم یاد میگیرم که باید ا خودم مواجه بشم و ازخودم فرارنکنم چون بالاخره هرچیز که الآن هستم بازتابی از درون من هست و این منم که چاق شدم پس این منم که لاغرمیشم.🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ghaderianashmill@gmail.com
      1400/11/28 15:10
      مدت عضویت: 194 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 191 کلمه

      سلام استاد عزیز
      عاشق این فیل شما هستم و خیلی خیلی مفید هستش،
      قانون جذب
      توجه به چاقی که از اون متنفر بودیم و چیزی که عاشق اون باشیم برای ذهن ما تفاوتی نمیکند،
      در هر دو حالت فکر میکند ما آن را دوست داریم پس سعی بر گسترش آن دارد.
      از نظر ذهن ناخوداگاه خواستن،نخواستن متنفربودن ،درگیر بودن،توجه کردن ،دوست داشتن همه به یک معنی ست و آن علاقمند بودن است.

      پس توجه کردن به چاقی باعث شده لیاقت چاقی را در خود افزایش دهیم و اساس قانون جذب میگه توجه و تنفر از چیزی باعث گسترش آن در زندگی میشود.

      باید مانع توجه به چاقی شویم و به لاغری که عاشق آنیم توجه کنیم.

      باید خودم را تشویق کنم،
      من لیاقت لاغر شدن رادارم
      من لیاقت متناسب شدن را دارم
      من لیاقت زیباترین ، خوشرنگترین، لباس را دارم
      من لیاقت خوردن بهترین غذا را دارم
      من لیاقت سالم زندگی کردن را دارم
      من لیاقت باخیال راحت بهترین غذا رو خوردن رو دارم
      من لیاقت اعتمادبنفس بالا رو دارم
      من لیاقت شبک و خوش تیپ بودن رو دارم
      فقط خودم میتوانم به خودم کمک کنم
      متناسب شدن حق من است
      باید خودم رو از خوردن هر آشغال و غذای مانده ای رها کنم چون
      لیاقت من بهترینهاست .

      تشکر میکنم :))

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      من میتونم تغییر کنم
      1400/11/28 12:27
      مدت عضویت: 414 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 573 کلمه

      لیاقت داشتن برای رسیدن ب هر موفقیتی لازم است
      هر فردی ب اندازه لیاقت خودش از جهان و نعتهای ان سهم خواهد برد
      چیزی ک‌من اصلا نمیدونستم فک میکردم برای داشتن هر چیزی باید تلاش بیشتر بکنم یا م۶در پولدار یا همسر پولدار یا دکتر و مهندس و شغل باید داشته باشم و چن اینا نبود خودمو لایق هیچ ثروتی نمیدونستم حتی قدرت لاغری
      بارها و بارها از چاق شدن بدنم اذیت بودم بارها خودم خواستم نبینم از آینه از عکس فراری بودم بعد میگفتم چرا چاق میشم اخه من زیاد نمیخورم بعد اعصابم بهم میخورد وپرخوری میکردم چن اون موقع ب این نکته میرسیدم ک هیچی برام فرق نداره خسته میشدم از افکارم از خودم
      وقت جایی میرفتم اونقدر از پوشیدن لباسهایی ک تنگ شدن ولباسی ندارم بپوشم ب تنگ میومدم
      هیچ جایی برام شیرین نبود برام هیچ جایی هیجان نداشتم
      چن خودم لایق لاغری نمیدیدم
      اصلا ب اون نکته ای رسیدم ک ناتوان میدونستم ک بتونم لاغر شم
      دیروز یکی ازفامیلا ک لاغره اونقدر نقل خورد نگو پس اگه خوردن چاق میکرد اونوچاق میکرد
      من از خودم ناامید شدم چن فک میکردم اونی ک باید لاغر بشه اراده منه
      ن ذهنم
      همیشه معدمو مقصر میدونستم
      نمیتونم بگم خودمو مقصر نمیدونستم ولی بقیه چیزهارو هم مقصر میدونستم اماالان میدونم ک من اول واخر خودم مقصرم
      مقصر چاقی مقصر ناتوانی
      پس همه افرادی ک چاق هستن ب شکلهای مختلف ب چاقی خود توجه کردن با توجه کردن لیاقت چاق شدن را درخود افزایش دادن وچاقتر شدن
      همیشه خودمو سرزنش میکردم ب خاطر خوردن یک تیکه کوچیک از چیزی ک دوس دارم
      یا بابت زیاد خوردن از حدی ک در نظر گرفته بودم

      یا خجالت مکشیدم از رفتن ب مهمانی یا جایی یا خرید

      در تموم رژیمها و ورزشها من بیشتر و بیشتر خودم در رسیدن ب لاغری ناتوان میدیم یادمه یبار ی دکتری گف چ وضعه چ خبرته این همه چاقی برو فلان عطاری داری چربی سوز بده
      با این ک اصلا اعتقادی نداشتم اما اونقدر دیگه خسته شدم بودم رفتم در تموم مسیر ن شوقی داشتم ن اشتیاقی رفتم خانومه ی چن تا چیز مزخرف گف ی دارو ر بمن داد من همونجا گفتم ب مامانم ک خجالت کشید م ازش گرفتم والا من میدونم این مزخرفات منو لاغر نمیکنه و استفاده نکردم
      ب قدر اون روز من ناراحت بودم ک نگو
      از وجود خودم شرمسار بودم
      تموم اون روشها ب من ی چیزی رو میگفتن اینک تو لاغر نمیشی اگه هم بشی زود برمیگرده

      اما از وقتی اومدم ب لاغری با ذهن حس میکنم میتونم من لاغر شم لاغر شدن طبیعیه
      اسونه میشه چرا نشه این همه ادم تونستن چرا من ن
      واقعا ب اون جایی رسیدم ک میدونم و فقط و فقط با ذهن میشه لاغر شد
      با خودم با قدرت خودم ن چیزی
      من چن بار تونستم با روشهای غلط لاغر بشم ۳۰ کیلو ۱۹ کیلو ۷ کیلو
      در سخترین شرایط
      تونستم در سخترین شرایط درسمو تموم کنم
      تونستم خیلی چیز هارو ک بلدش نبودم انجام بدم
      تونستم خیلی کارهای سخته دیگه مثل بخشیدن گذشتن رو انجام بدم
      آشپزی و خونه داری بچه داری هیچ کدوم اینها رو من بلدش نبودم انجام دادم
      پس چرا نتونم لاغر شم
      چرا
      لاغری حق منه
      من لایق زیبایی و خوش پوشی خوش اندامی هستم
      لایق لباسهای زیبا رو اندامی هستم
      لایق شکم بدون چربی اضافه هستم من لایق بدنی بدون چربی اضافه هستم من لایق سالم بودن هستم
      بدن من قدرتمنده و خودش خودشو درمان میکنه چن عاشق طبیعت خودشه
      من لایق جوون بودن هستم
      من لایق بهترینها هستم لایق زیبایی اندام هستم
      لایق تناسب فکری هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/11/22 19:42
      مدت عضویت: 802 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 723 کلمه

      سلام به همگی 🌹🌹

       گام پنجم 

      باید لیاقت لاغر شدن راداشته باشید 

      یادمه تو دوران تحصیل فوق العاده درس خون بودم خیلی منظم و دقیق بودم رو انجام تکالیفم و حتی یک  بار هم پیش نیومد که من درس نخونم یا نمره بدی بگیرم . یادمه یبار یکی از بچه های کلاس حسودی کرد بمن که چرا معلم به همه تکلیف تنبیهی داده چون نمرشون کمه و به من نداده . معلم هم گفت ایشون وقتی وظیفشو به این خوبی انجام میده و همیشه ی خدا درسش و میخونه معلومه که تنبیه نمیشه .

       تو کل دوران مدرسه مورد احترام بودم و اصلا نمیدونستم نمره کم چیه تنبیه چیه فقط  چون به واسطه ی تلاشم فقط تشویق میشدم و بابهترین نمرات پاس میکردم درسارو .چرا چون استمرار داشتم بااشتیاق و علاقه انجام میدادم .   هرکسی به اندازه تلاشش به اندازه لیاقتش نتیجه میگیره واقعا . 

       

      چه تلاش و استمرار در جهت دلخواه باشه چه نادلخواه ذهن ما فکر میکنه که ما علاقه شدید به اون مورد خاص داریم و لیاقتمونه که داشته باشیمش و اونو  تاجایی که بشه گسترش میده . مثل چاقی که در خود من حدود بیست ساله که ریشه داره و شاگرد اول این درس بودیم تقریبا هممون

       

      تمام روزهایی که من غصه خوردم حرص خوردم به جسم نازنینم بدترین فشارهارو اوردم . حتی کمردرد و زانودرد حاصل از ورزش سنگین هم دلمو به رحم نمیورد که دست از سر این جسم بی نوا بردارم انقدر اذیتش نکنم .خودمو باعالم و آدم مقایسه میکردم و روحیمو به صفر میرسوندم. با هر احدالناسی درباره چاقی ساعت ها حرف میزدمو حرف بقیه رو باور میکردم و بارها به جسمم صدمه میزدم به واسطه رژیمای مذخرف و غیراصولی و حسم و تاروزها بد میکردم . 

       

       همه اون روزا من داشتم به ذهنم ثابت میکردم که من عاشق چاقیم لیاقتشو دارم چون شبانه روزی تمرکزم روی اون موضوعه درحالیکه قلبا نفرت دارم حتی از صدگرم اضافه وزن .ولی داشتم خلاف جهت آب شنا شنا میکردم . و ذهنمم به بهترین شکل گسترشش داد تو زندگیم و چندین و چند سال منو درگیر کرد .

       

      حالا باید چیکار کرد ؟درست مثل چاقی باید رفتار کنیم امادرمسیر برعکس . همونطور که فقط من مسوول چاق شدنم بودم(که اینو با بودن تو دوره ها متوجه شدیم تاقبل اون هزارتا بهونه داشتیم و گردن بقیه مینداختیم اما الان میدونیم که ما مسوول چاقیمون هستیم )حالا  باید صدرصد مسوولیت لاغریم رو هم به عهده بگیرم و فقط و فقط تکیه ام بخودم و قدرت ذهنم باشه نه هیچ عامل بیرونی مثل ورزش و رژیم سخت و دارو …..اگه خودبخود چاق شدم خودبخودم باید لاغر بشم.

      هرچی که شنیدم درباره اینکه نمیشه و نمیتونم و  تقدیر اینه و …..همه رو بریزم دور و فقط بگم من میتوووووووووووونم .اصلا اگه تونستم چاق شم درس بخونم آشپزی و خیاطی و زبان یاد بگیرم و هزارتاچیز دیگه پس بی شک لاغری رو هم میتونم چون اصل  تمام اینا یکیه واونم آموزش دیدنه 

       

      با استمرار به ذهن ناخودآگاهم بفهمونم که من عاشق لاغریم تمام تمرکزم و بزارم رو لاغری .روی آموزش های سایت روی لذت هایی که قراره بعد متناسب شدن نصیبم بشه . و ازهمه مهمتر درلحظه شاد باشم احساسمو خوب نگه دارم .

       

      ما همه انسان های لایقی هستیم . لایق بودیم که اصلا اجازه ی ورود به این دنیارو داشتیم خدا درما انقدر شگفتی و توانایی دیده که به عنوان جانشین خودش مارو به زمین فرستاده اما ما بخاطر آموزشای غلط از بچگی خودمون رو محدود و ناتوان دیدیم .

       

      برای خداوند هیچ فرقی بین انیشتین و یه انسان دیگه نیست .فقط اون تونسته خودشو کشف کنه بقیه هنوز نتونستن .واقعا تنها تفاوت ماها همینه .

      خودمونو دست کم نگیریم تا جهان هم مارو ارزشمند و شگفت انگیز ببینه اونوقته که خواسته ای نمیمونه که نشه بهش رسید

       

      دیگه ازین قشنگتر و آسونتر که به افکار چاق کننده که مایه ی عذابن فکر نکنیم و بجاش به لاغری که عاشقشیم فکر کنیم . تنها یه تغییر نگرش لازمه که اونم با بودن در مسیر خودبخود تغییرات ایجاد میشه . 

      ماها انتخاب شده ایم هدایت شده ایم و کسی رو که خدا به راه راست هدایت کنه سختی و ناراحتی وجود نداره تواون مسیر همش عشقه لذته آگاهیه 

       

      جدّا اگر من و شما  که اشرف مخلوقاتیم لایق اندام زیبا نباشیم کی لایقش باشه؟؟؟!!!

       

       داشتن تناسب اندام،سلامتی،ثروت ،روابط عالی و ….بهترین ها درهرچیز حق طبیعیه من و هر انسانیه که داره نفس میکشه .و من بزودی به چیزایی که لیاقتش رو دارم میرسم .🍃🍃🍃🍃🍃

      همگی درپناه خداوند شادو متناسب باشید💖

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Marjannoori1363@gmail.com
      1400/11/14 16:55
      مدت عضویت: 198 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      من امروز با حال خوب گام پنجم را برداشتم وفهمیدم که من تا به الان با خجالت کشیدن که در جمع نباشم برای خرید نروم چون لباسها اکثرا برای من تنگ هستندودوست نداشتن خود لیاقت چاقی را در خود ایجاد کرده‌ام 

      والان فکر میکنم با دوست داشتن خودم وپذیرفتن اضافه وزنم وتوجه کردن به عادت‌های لاغری وبا برداشتن هر روز یک قدم ونوشتن یک دیدگاه هرروز در قدم همان روز وخواندن دیدگاه های دیگر دوستان وکلا با استمرار در این مسیر میتونم لیاقت لاغر شدن را در خودم ایجاد کنم 

      البته تا این قدم من به این درک رسیدم ومطمئنن در گام‌های بعدی به درک بهتری میرسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      sareh.taherii123@gmail.com
      1400/10/29 13:26
      مدت عضویت: 213 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

                                 به نام خدای مهربانم 

       

      سلام استاد عزیز!

      امروز به لطف بیکران خدای عزیزم و لطف شما تونستم چهارمین گام رو بردارم! 

      پاکدست امروز شما واقعا برای من تکان دهنده بود. من نودم رو دقیقا مقصر چاقیم میدونم! اما لایقش نمی‌دونم چون همیشه براش تلاش کردم که چاق نباشم حتی اگر مسیر اشتباهی رو رفته باشم برای لاغری!! این نشون دهنده اینه که من خودم رو لایق لاغری میدونم! تا به امروز که در وب سایت شما هستم!  چون در خودم این‌ اراده این توان رو میبینم و اینو همیشه به خودم ثابت کردم شاید نتونستم و بلد نبودم خودم رو در وزن ایده ال ثابت نگه دارم اما الان که یک مسیر جدید با باورهای ذهنی درست قرار گرفتم این رویا رو‌ از خودم دور نبینم!

       

      خدای مهربان من همیشه منو لایق بهترین دونسته کمکم کرده و دستهام و هیچوقت رها نکرده! وقتی که الان اینجام در این سایت دارم مینویسم یعنی اون خواسته!! من لایقش بودم!!اون در من این توانایی رو دیده!! 

      من خودم رو لایق این میون که مثل مدلها باشم ،زیباترین لباسها رو  در هیکل زیبام بپوشم به طوری که همه از دیدنم شگفت زده بشن !! 

      خدا تو راه لاغر شدند کمکم کرده منم مسئول چاق شدنم میشم!! من در خودم میبنم که زیاد اون رویاهای دلنشینمان من دور نیست…

      با سپاس از شما که خالصانه با جان دل این فایلهارو‌برای ما میزارین🌸. 

      همین که در این شرایط بدون فیلترشکن وارد سایتتون‌میشم و صبح رو با گوش کردن فایلتون شروع میکنم یعنی خیلی لایقم برای این مسیر و خدا همیشه با منه…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      somayehassanzade@gmail.com
      1400/10/26 09:46
      مدت عضویت: 219 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      وقتی به گذشته نگاه میکنم از پس کارهای سختی بر آمدم که شاید برای خیلی ها ارزو باشه.هیچ وقت از رقابت نترسیدم و همیشه خودم را برنده هر نوع رقابتی میدونستم.در یک مقطعی از دبیرستان باور به توانایی لاغر شدن داشتم و خیلی سریع به وزن ایده الم رسیدم.بعد از اون کم کم اضافه وزن پیدا کردم و همیشه خودم را ناتوان در کاهش ان چند کیلو میدونستم.

      تا حال حاضر هم فقط دوست داشتم وزنم کم بشه ولی واقعا باور به توانایی خودم نداشتم و یه جورایی خودم را از قبل شکست خورده این راه میدونستم.

      الان دیگه وقت تغییر فکر و باوره.چطور در زمینه های دیگه من موفقم.بهترین  و اولین رتبه ها و عنوان ها برای من بوده.پس من میتونم در این راه کاهش وزن هم موفق بشم.اکر قبلا رقبایی وجود داشت ،الان که دیگه خودم هستم و خودم. از پس خودم که راحت تر باید بر بیام.با قدرت شروع میکنم وبه خودم ایمان دارم که میتونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/10/15 22:15
      مدت عضویت: 366 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 769 کلمه

      سلام درود 

      گام پنجم در مسیر لاغری من 

      هرنگرشی که در مورد خودت داشته باشی داری لیاقت خودت در جهان هستی تعیین میکنی 

       

      ما الان در هر شرایطی که هستیم خودمان آن شرایط برای خودمان رقم زدیم اونم فقط با لیاقت دانستن خودمان که در چه سطحی باشیم 

       

      شاید اصلا متوجه نشدیم چجوری لیاقت چاقی در خودمان به وجود آوردیم و به طور ناخواسته در خودمان این لیاقت به وجود آوردیم که من لایق چاقی هستم و چاقی در ما شکل گرفت 

       

      با سرزنش کردن خودمان تحقیر خودمان خجالت کشیدن از خودمان درجمع نگاه نکردن به خودمان در اینه موقع خرید لباس خریدن لباسهایی که اصلا باب دل ما نبود فقط چون که چاقی مارو کمتر نشون بده خریدیم با رژیم گرفتن ورزش کردن دمنوش خوردن در مورد چاقی خودمان حرف زدن این لیاقت به وجود آوردیم که من لایق چاقی هستم سرنوشت من چاقی است و راهی دیگه نیست و پذیرفتیم که لایق چاقی هستیم 

       

      نکته طلایی قانون جذب میگه به هر چیزی به هر نحوه ای توجه کنی آن خواسته وارد زندگیت میکنی حالا چه از روی دوست داشتن باشه چه از روی تنفر در هر صورت به هر خواسته ای توجه کنی برای ذهن یک مفهوم دارد که این فرد علاقه دارد به این خواسته  وارد زندگیش میشه 

       

      حالا ما به طور ناخواسته از روی تنفر سرزنش خودمان انجام دادن رژیم ها سخت ورزش ها سخت به چاقی توجه کردیم درصورتی که خودمان فکر میکردیم داریم از چاقی خلاص میشیم با این کارها ولی چون ذهن قدرت تشخیص نداره برای ذهن یک مفهوم دارد که علاقه داره به چاقی و همین جور چاقی وارد زندگیمان کردیم و لیاقت چاقی در خودمان افزایش می‌دادیم به طور ناخواسته و چاق میشدیم و حالا از اون طرف می‌گفتیم چرا هر کاری میکنیم لاغر نمیشیم چون ما اصلا به لاغری توجه نکردیم کل توجه مان روی چاقی بوده و چاقی در خودمان افزایش دادیم 

       

       

      الان میپذیرم که خودم مسئول چاقی خودم هستم با انجام دادن کارهایی که کردم حرفهایی که زدم نگرشی که داشتم در مورد غذاها با سرزنش کردن خودم تحقیر خودم حرص خوردن پرخوری خودم رنج دادن واسه فرار از چاقی و هر کاری که کردم که چاقی از بین ببرم در همه این صورت داشتم لیاقت چاقی در خودم افزایش میدادم به چاقی توجه میکردم به نحوه های مختلف و لیاقت چاقی در خودم بیشتر کردم چاق شدم 

       

       

      من مسئول چاقی خودم هستم خودم این چاقی در ذهنم ودر جسمم شکل دادم خودم لیاقت چاقی در خودم افزایش دادم با انجام دادن چنین کارهایی مثل خوردن غذاهای مونده دیگران /مث زیاد خوردن که مبادا گرسنه بمونم/با تحقیر خودم جلو بقیه که من هرکاری میکنم لاغر نمیشم دیگه خسته شدم از این جسم اندام /هنگام خرید کردن خودم تحقیر کردن خجالت کشیدن از خودم خریدن لباسها رنگ تاریک و گشاد /با ترس خوردن 

      من با انجام این کارها لیاقت چاقی در خودم به وجود آوردم 

      الان هم مسئولیت چاقی خودم میپذیرم و خودم لایق لاغری می‌دونم.👇

      1. چون طبیعت وجود من تناسب اندام است اگه الان متناسب نیستم بخاطر این است خودم از مسیر صحیح رشدم خارج شدم و با تغییر فرمول ها ذهنم و تغییر لیاقتم این چاقی در جسمم شکل دادم و الان از مسیر صحیح حرکت میکنم و خیلی ساده راحت بدون ذره ای محدودیت متناسب میشم 
      2. خداوند من لایق تناسب اندام دیده که من الان در این مسیر هستم و خداوند از توانایی ها من آگاه است پس وقتی خداوند من هدایت کرده به این مسیر یعنی من لایق تناسب اندام هستم 
      3. من آفریده شدم که از تمام نعمت ها خداوند نهایت لذت ببرم پس من لایق بهترین اندام هستم 
      4. من لایق پوشیدن لباسها رنگ شاد هستم 
      5. من لایق خوردن بهترین مواد غذایی هستم 
      6. من لایق تفریح ها جذاب مث شنا کوهنوردی هستم 
      7. من لایق اعتماد بنفس بالا هستم 
      8. من لایق تحسین تشویق دیگران هستم 
      9. من لایق عکس گرفتن از خودم هستم در جمع 
      10. من لایق زیبایی جوانی انرژی بالا هستم    
      11. من لایق بهترین احساس در مورد خودم هستم 
      12. من لایق بهترین اندام هستم 
      13. من لایق جسم روح سالم هستم 

      من لایق بهترینهام و بهترین هارو جذب میکنم   

       

       

      برای لیاقت لاغری در خودم :خودم به خوردن بیشتر تشویق نمیکنم /خودم تحقیر نمیکنم /خودم سرزنش نمیکنم /خجالت نمیکشم از جسمم در جمع /خودم لایق لباسها رنگ تاریک گشاد نمی‌دونم و رنگها شاد میخرم میپوشم و با احساس عالی از خودم عکس میگیرم /با لذت غذا میخورم و به اندازه نیاز بدنم      

       

      من مسئول چاقی خودم هستم و از امروز مسئول لاغری خودم هستم و به همان صورت که خودم لایق چاقی دونستم چاقی در خودم به وجود آوردم به همان سادگی راحتی هم لیاقت لاغری درخودم به وجودمیارم و با احساس عالی در مورد خودم و با استمرار تعهد در این مسیر پیش میرم 

       

       

       

       

      من لایق بهترین تناسب اندام هستم لایق بهترین هام و بهترین هارو جذب میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      saraderafshi@gmail.com
      1400/10/08 01:04
      مدت عضویت: 229 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 68 کلمه

      سلام استاد عزيز 

      من ٤ سال پيش با شما و روش لاغري با ذهن اشنا شدم و بسيار نتيجه خوب گرفتم و تقريبا تا دو ماه پيش هم راضي بودم اما در حال حاضر دوباره كنترل ذهنم را در مورد لاغري و متناسب بودن از دست دادم و با ايماني كه به روش شما دارم از اول شروع ميكنم و حتما لياقت لاغر بودن را دارم 

      از لطف شما ممنونم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/05 12:40
      مدت عضویت: 1079 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 469 کلمه

      سلام

      زمانیکه چاق شدم هیشکی یادش نیومد که خودشون مشوق من برای چاقی بودن وقتی باور ارثی بودن خیلی قوی تو ذهن من ریشه کرد دیگه خودمو لایق لاغری ندیدم، وقتی رژیم میگرفتم و باشگاه میزفتم هیچکدوم از مربی ها بهم نگفتن تو هم لایق یه زندگی عادی هستی گفتن باید سخت ورزش کنی و کلی غذا هارو حذف کنی و گهگاهی حق داری مقدار کم ازشون بخوری با هر بار شنیدن این حرف ها بدون اینکه خودم بخوام باور اینکه من لایق چاقی هستم بیشتر در من تقویت شد، اگه دوست داشتم پاهام لاغر بشه میگفتن باید انقدر با دستگاه رو پاهات کار کنی تردمیل بزنی ولی دیگه نخواه متناسب متناسب بشه تا حدی فقط لاغر میشه و من همیشه حسرت به دل برای پاهای لاغر حسرت به دل برای پوشیدن لباس زیرهای فانتزی چون من لایق تناسب نبودم و قبول کرده بودم سرنوشتم اینه لابد مصلحت این بوده، چقد ازین واژه مصلحت بیزارم چون اختیار زندگیمو از من میگیره و میده به خدایی که به بنده هاش سختی میده چون مصلحتشونه، اخه این چه خدایی بود برا خودم ساختم، فقط دلم میخواست برم اون دنیا ازش بپرسم مصلحتم چی بوده که چاقم، میدونی استاد وقتی گفتین تو هم میتونی همون اندامی که دلت میخواد و داشته باشی کل جهان بسیج میشه تو بهش برسی فقط باید باورش کنی فقط باید خودتو لایق بدونی انقدررر خوشحال شدم که دیگه با حسرت به لباسهایی که هیچوقت نتونستم بپوشم نگاه نکردم با خودم میگفتم اگه هنوزم نتونستم بپوشم اشکال از عملکرد و برنامه ذهنمه که اونجوری که باید تغییر نکرد نه مصلحت و خواست خدا و ارث و هزار تا دروغ دیگه

      من حتما لایق پوشیدن لباس های زیبا هستم که خدا هدایتم کرد اینجا

      من حتما لایق تجربه های زندگی با اندام متناسب هستم که الان اینجام

      من حتما لایق دیدن خودم با اندام زیبا و متناسب هستم که الان اینجام

      من حتما لایق یه زندگی عادی با فکر آزاد و رها از پرخوری هستم که الان اینجام

      من حتما لایق اعتماد بنفس و شادی و لذت هستم که هدایت شدم اینجا

      من لایق داشتن یه زندگی اونم هر جوری که به من لذت بیشتری میده هر جوری که من میخوام هستمممممم

       

      استپ کاهش وزن که دیگه خیلی نامردی بود یعنی از اون مقدارم باید کمتر میخوردیم و بیشتر ورزش میکردیم تا از استپ خارج بشیم، بقول استاد سلول های بدنمون هر روز بی وقفه دارن کارشونو انجام میدن مگه میشه سلولها چند روز دست از کار بکشن که بخوایم استپ کنیم؟ من به تک تک سلولهای بدنم دستور میدم هر روز در جهت تناسب من تغییر کنن تا زمانیکه خودم به اون اندام ایده آل برسم و دستور توقف کاهش بدم، چون این منم که دستور میدم بدنم هم باید اجرا کنه، هر روز از سایز و وزنم کم میشه و من هر روز یه قدم به ایده آلم نزدیک میشم، اینجوری بهتره مگه نه (:

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        somayehassanzade@gmail.com
        1400/10/26 09:43
        مدت عضویت: 219 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 156 کلمه

        وقتی به گذشته نگاه میکنم از پس کارهای سختی بر امدم که شاید برای خیلی ها ارزو باشه.هیچ وقت از رقابت نترسیدم و همیشه خودم را برنده هر نوع رقابتی میدونستم.در یک مقطعی از دبیرستان باور به توانایی لاغر شدن داضتم و خیلی سریع به وزن ایده الم رسیدم.بعد از اون کم کم اضافه وزن پیدا کردم و همیشه خودم را ناتوان در کاهش ان چند کیلو میدونستم.

        تا حال حاضر هم فقط دوست داشتم وزنم کم بشهولی واقعا باور به توانایی خودم نداشتم و یه جورایی خودم را از قبل شکست خورده این راه میدونستم.

        الان دیگه وقت تغییر فکر و باوره.چطور در زمینه های دیگه من موفقم.بهترین  و اولین رتبه ها و عنوان ها برای من بوده.پس من میتونم در این راه کاهش وزن هم موفق بشم.اکر قبلا رقبایی وجود داشت ،الان که دیگه خودم هستم و خودم. از پس خودم که راحت تر باید بر بیام.با قدرت شروع میکنم وبه خودم ایمان دارم که میتونم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/11 19:35
      مدت عضویت: 603 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,235 کلمه

      سلام و درود بر خدایی که اختیار در من نهاد و قدرت و عزت خودش را در من متجلی کرد 🙏🏻❤️

       

      من چقدر خودم را لیاقت بهترینها می دونم ؟

      بهترین زندگی و بهترین اندام و بهترین درآمدو بهترین فرزند و بهترین دوستان و ….ذهنم می گه خیلی لایقی ولی عملکردم اینو نشون نمی ده 🤔….

      (اولویت من متعادل شدنه چون متوجه شدم از کوزه آن تراود که در درون دارد )اگر افکار متعادلی داشته باشم حتما اندامم هم متناسب می شود.

      لیاقت نداشتن مانع حرکت و مانع ادامه دادن و رسیدن به هدف و خواسته میشه !…

      پارسال که این فایل رو گوش کردم خیلی بهم برخورد از اینکه استاد گفتند تو لیاقت چاقی رو داری …و بیشتر این فایل برام رنج از چاقی بود ولی الآن که برای بار دوم این مسیر را عاشقانه و متعهدانه طی می کنم چندبار گوش کردم و تازه متوجه کلمه لیاقت شدم 

       

      جهان به لیاقت ما پاسخ می دهد و خود لیاقت یعنی خودباوری یعنی احساس توانمندی و ارزشمندی که درونی هست اما عملکرد ما هم از خودباوری هامون سرچشمه میگیره …🤔

      تمام روزهایی که با ورزشهای سخت و رژیمهای عجیب و ناکارآمد و خوردن قرص و دمنوش و عرقیجات تلخ و افشرده های زیره و آویشن می خواستم لاغر شوم و به نوعی با تنفر و شکایت و گله از خداوند و به زور برای تأیید شدن نزد دیگران می خواستم لاغر شوم داشتم لیاقت چاقی را در خود افزایش می دادم وزن کردن خودم گرم به گرم و سایز کردن لباسها و سانتیمتر کردن دور شکم و بازو و ران همه حکایت از احساس بد ناتوانی و شکست و ناامیدی داشت که باور چاقی را در من تقویت می کرد فکر کردن به مسخره کردن اطرافیان و مقایسه کردن خودم با متناسبها و مقصر کردن والدین برای ارث دادن و شکایت از خداوند هم باور و لیاقت چاقی را در من تقویت می کرد 

      استپ بدنی که باعث شد من چندماه این مسیر را رها کنم نیز از باور و لیاقت چاقی در ناخودآگاهم بود که الآن متوجه شدم …چرا انقدر به این گفته کارشناس بها دادم چرا قدرت خودمو داادم به چند جمله ؟!چرا پذیرفتم که بدنم اول به راحتی وزن کم می کنه و بعد براش عادی میشه؟ناگفته نمونه (گاهی فرمول های اشتباه را شناسایی می کنم ولی ریشه عمیقی دارند و برای اصلاح  نمی دونم چه کنم؟همین الآن متوجه شدم اینم از لیاقت چاقیه باید محکم و قدرتمند پای خواسته ام بایستم و انقدر تکرار کنم فقط یک قدرت وجود دارد که از آن خداست و من هم جزئی از او هستم 💪🏻💪🏻که راهی و نشونی از باورهای اشتباه نمونه 

       

      وقتی خودمون رو لایق لاغری ندونیم خواسته خود را با شک و تردید بیان می کنیم در هر زمینه ای مثلا اگر بخوام بگم من یک میلیاردر می شم اگر خودمو لایق ندونم خندم میگیره یا تعجب می کنم منفی باف من میگه ذکر خیال باطل کارشه دیگه میشناسمش اما برای خودش میگه …

      تمرین خودباوری عالیه 😍من هر شب قبل از خواب حداقل ۲۰کاری که توانستم در طول روز انجام بدهم که ازش راضی هستم را می نویسم خیلی حالمو خوب می کنه یک دفترم دارم از روزی که در مسیر آشنایی قوانین جهان هستی قرار گرفتم تغییرات و توانمندی هامو داخلش نوشتم اصلا رکورد می زنم یه کاری که میگه نمیشه را انجام بدم و بشه و بگم باید بشه چون من می خوام 😇💪🏻🙏🏻❤️ 

      سرزنشها و تحقیر شدن ها را یک کم از ذهنم بیرون ریختم و اطرافمو خلوت کردم و بارها نوشتم و با خود تکرار کردم می خواهم ،می توانم ،می شود

      من لایق تناسب اندام هستم و تمام قدرتی را که به شرایط و مواد غذایی و دیگران دادم ازشون پس می گیرم چون ارباب منم فقط من 👸🏻

      من لایق زیبایی هستم چون جلوه حضور معشوقم 

      من لایق تناسب هستم چون هماهنگ با طبیعتم 

      من لایق شادی هستم چون تمام ذرات عالم در رقص هستند 

      من لایق سلامتی هستم چون سلامتی جریان حضور پروردگار است 

      من لایق عزت نفس هستم چون جزئی از خداوند هستم 

      من لایق آرامشم چون جریان حضور خداوند آرامش است 

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

       

      (تمام بهانه های آشغالخوری من از لیاقت چاقی در ذهنم سرچشمه گرفته است )

       

      برای سردرد خوردم وقتی سرم گیج رفته خوردم وقتی از موضوعی عصبانی بودم خوردم وقتی شبها خوابم نمی برد می گفتم از گرسنگی هست و می خوردم وقتی حوصله نداشتم می گفتم حالم بهتر بشه خوردم وقتی بهم تعارف کردند خوردم گفتم زشته وقتی خوراکی جدید دیدم خوردم گفتم ممکنه دیگه فرصتش نشه وقتی نزری آوردن خوردم وقتی گرسنه نبودم روی عادت و ساعت خوردم برای اینکه سهمم و حقم خورده نشه خوردم وقتی مریض بودم خوردم برای تفریح خوردم و غذای بشقاب را تا آخر خوردم ادبه آخه؟!..ته مانده غذای بچه ها را هم خوردم از لج اینکه اونها نخوردند و اسراف نشه؟!!!🤔 وهربار احساس بدی تجربه کردم و پشیمان شدم از خوردنم واااااای چقدر من خوردم🤢😵‍💫🤮

      بعد همه این کارا خودمو مسخره هم کردم از خودم متنفر شدم گوشتهای اضافه بدنمو چنگ زدم گفتم کاش نبودین و همه اینها از باور لیاقت چاقی در ذهن من است که دستورات خوردن به مغز صادر شده است و نتیجه در عملکرد و رفتارم نمایان شده است . 

      لیاقت یعنی توجه توجه توجه 

      و فرقی نمی کنه به چه چیزی توجه داری میتونه خواسته باشه و میتونه نخواسته باشه این یک فرموله تمرکز و توجه در ذهن به منزله خواسته است و هر چه پررنگ تر باشه به صورت لیاقت در ذهن ثبت شده و فرمانها به مغز می رسه و دستور عملها با توجه به خواسته اجرایی میشه در رفتار و عملکرد .

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      مراحل ساخت لیاقت لاغری در ذهن ناخودآگاه 

       

      (اولین گام پذیرش چاقی است) 

      با شجاعت و قدرت تکرار می کنم و می پذیرم 

      (من مسؤل شرایط فعلی خود هستم )

      (من مسؤل شرایط به وجود آمده در اندام خود هستم)

      همین شجاعت باعث میشه احساس قدرت و توانمندی کنم و خودم برای خودم و تغییراتم و رویاهام کاری انجام دهم اگر نپذیریم و دیگران را مقصر بدونیم هیچ انگیزه ای پیدا نمی کنیم برای تغییر 

      واقعیت و حقیقت اینه که ما مسؤل تغییر خویشتنیم و هیچ عامل بیرونی نمی تواند کمک کننده باشد👌

       

      اشتیاق برای انجام تمرینات و استمرار و تکرار و نوشتن با باور به اینکه من می توانم قدرت با منه و با تجزیه و تحلیل فکری و پیدا کردن مثالهایی در زندگی خودمون لیاقت متناسب بودن ایجاد می شود و نوشتن جملاتی مثل من لایق زیبایی و تناسب اندام هستم 

      من لایق خوردن مواد غذایی عالی با احساس خوب هستم 

      من لایق پوشیدن لباسهای اندامی و شیک و رنگ های شاد و روشن هستم 

      من لایق شناکردن در استخر هستم 

      من لایق عکس گرفتن در آتلیه هستم 

      من لایق خواب راحت هستم 

      من لایق سلامتی هستم 

      من لایق شاد زندگی کردن هستم 

      من لایق اعتماد به نفس بالا هستم 

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      اشتها در ذهن منه در وجود منه و نیرویی نیست که می خواهد مرا در دام بیندازد!… 

      تمام آن قدرتی که ناآگاهانه به غیر می دهیم از باور لیاقت چاقی است

      سالها شنیدم و دیدم و یادگرفتم که اشتها باعث چاقی می شود نظر کارشناسان تغذیه یک طرف و تجویز دارو و عرقیجات برای کنترل اشتها و لذت گفتن و تعریف کردن دیگران از اینکه ما مسافرت می رویم اشتهامون باز میشه هم یک طرف !… 

      و توجه به این موارد باعث شد اشتها را نیرویی قدرتمند بدانم و هر بار خود را ناتوان تر دیدم و هر بار لیاقت چاقی را در خود قویتر کردم

      خدایا🍃🌸🍃🌸🍃🌸 

      متأسفم 

      لطفا مرا ببخش 

      سپاسگزارم 

      دوستت دارم

      من به خودم قول می دهم قدم به قدم لیاقت لاغری و خودباوری و احساس توانمندی و ارزشمندی را در خود قویتر کنم با انجام تمریناتی که برای موفقیت در تمام جنبه های زندگی به من داده می شود و برای رسیدن به خواسته هام 

      خدایا شکرت 

      خدایا عاشقتم ❤️ 

        

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ZahraKasaeipour@gimal.com
      1400/08/08 19:33
      مدت عضویت: 477 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 342 کلمه

      سلام و درود بر همه همراهان و سلام و درود ویژه خدمت استاد گرامی

      دیدن + شنیدن+ تکرار کردن=ساخت باور 

      ساخت باور=ساخت دستورات ذهنی=پی ریزی اندام 

      سپاسگزارم استاد از ساده سازی فرمولها از قابل فهم کردن موضوع لاغری بی سبب نبود که در جلسات ابتدایی تاکید می کردید که لاغری آسانترین کار دنیاست. 

      از کودکی چه دیدیم و چه شنیدیم:ماشاءالله چقدر تپل و خوشگله، بخور قوی بشی، مثل نی قلیون میمونه، لاغر و سیاهه،همیشه لاغر و مریضه، لاغر و زرده ، نخوری قد کوتاه و توسری خور میشی، بعد از عروسی استخوان ترکونده،  چاقی حاملگی و شیردهی طبیعیه، زن باید خوشگل باشه سفید وو کمی چاق، اگر ته بشقاب غذا بمونه خدا ناراحت میشه  و……

       الان که بزرگتر هستیم به عنوان یک خانم چه می بینیم و میشنویم :همه فکر و ذکر مهمونیها غذا و دستور غذا و دسر، تعریف و تمجید از آشپزی و سلیقه کدبانو، ناراحتی از چاقی و حسرت خوردن برای لاغری و اعلام تجارب از موفقیتها برای لاغری و بعد تبادل رژیم و دستورالعمل لاغری و بعد از مدتی آه و افسوس از سخت بودن لاغری و غیر ممکن بودن لاغری، ژنتیکی دانستن چاقی، وجود غذاهای هورمونی و تاثیر در چاقی و بی تقصیر بودن ما و ……

      با این موضوعات  و کوله بار حرفها و باورهای ناامید کننده چه انتظاری میتوان داشت میتوانیم احساس لیاقت کنیم برای لاغری وقتی از در و دیوار آموزش چاقی می بینیم چه نتیجه ای می خواستیم بگیریم از خانواده از دوست از رادیو تلویزیون همه پر از اطلاعاتی که ناخودآگاه توجه رو میبرد به چاقی و چاق شدن و دور  شدن از  قدرت بدن انسان به عنوان اشرف مخلوقات خدا

      استاد عزیز بارها از شما قدردانی کردم نه تنها برای آموزش لاغری بلکه برای رجوع دادن ما به اصل خودمون به عنوان آفریده لایق خداوند. این امرد موجب شده که ضمن احساس شکرگزاری بیشتر نسبت به معبودم عاشق خودم باشم و عاشق زندگی، احساس قدرت برنامه ریزی برای زندگی، احساس لیاقت بهترینها و چه زیباست و من هر لحظه بی نهایت از آموزش این موارد

      از شما سپاسگزارم و بی نهایت قدردان پروردگارم هستم از هدایتم به این مسیر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      majidyfard.m.77.5.11@gmail.com
      1400/07/29 00:35
      مدت عضویت: 313 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      سلام 

      وقت استاد و اعضا محترم سایت بخیر 

      از بچگی یعنی از اول دبستان به بعد که به محرز شد که چاق هستم این ایجاد لیاقت وجود داشت و توجه من مدام به سمت چاقی بود و همین طور بیشتر شد مقایسه شدن ازهمه بدتربود و اینکه سر سفره به من گفته میشد بسه دیگه نخور جلوی جمع و خرد میشدم جلوی همه.

      رژیم هایی که گرفتم هیچ کدام ماندگار نبود چون ذهن منو تغییر نمیداد به سمت لاغری و من همیشه استرس دوباره شکست خوردن رو داشتم و این حس همین طور تقویت میشد تا دفعات آخر حتی رعایت کردن من به دوهفته هم نمیکشید که من برنامه رو ول میکردم چون استرس دوباره برگشتن رو داشتم ونا امید بودم از وقتی این فایل رو گوش دادم و البته تا زمان نوشتن این متن چندبار بهش گوش دادم تازه با مفهوم لیاقت لاغر شدن آشنا شدم چون قبلن من محکوم به چاقی بودم و الآن یک نفر داره میگه لیاقت و این یعنی من دیگه محکوم نیستم و مخیر به انتخاب هستم  و فقط باید این لیاقت رو درخودم ایجاد کنم.

      میتونم به موفقیت های خودم فکر کنم 

      میتونم ذهن خودم رو قانع کنم که من خودم خواستم چاق باشم و مسئولیتش رو میپذیرم و گردن ژن و اینها نمیندازم.

      میتونم خودم رو درلباس دلخواهم تصورکنم و لذت ببرم و به ظرفیت هایی که با لاغری در من شکوفا میشن توجه کنم.

      با اعتماد به نفسی که در حال لاغری پیدا میکنم توجه کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      negarmalekzade2377@gmail.com
      1400/07/26 12:01
      مدت عضویت: 403 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,397 کلمه

      سلام به استاد عزیز ودوستان سایت تناسب فکری

       

      گام پنجم:باید لیاقت لاغر شدن رو داشته باشید
      باوری که امروز در موردش صحبت می‌کنیم باور لایق دونستن خودمونه شما چقدر خودتو لایق بهترین‌ها میدونی بهترین زندگی بهترین‌همسر بهترین فرزند بهترین سطح تحصیلات بهترین درآمد بهترین دوستان و بهترین های دیگه در زندگی و به خصوص بهترین تناسب اندام

       باوری که به جرات میتونم بگم مهمترین باوریه که مانع از کسب نتیجه مطلوب توسط برخی از دوستان میشه. خیلی از دوستان میگن که مشکل اضافه وزن دارم و خیلی از این موضوع ناراحتم که زندگی خوبی ندارم و بداخلاق شدم گوشه گیر شدم و شرح اوضاع خیلی بدی دارم. همیشه از آنها سوال کردم که آیا اولویت شما متناسب شدنه یا متعادل شدن؟ متعادل شدن از لحاظ روحی یعنی اینکه شادباشی آرامش داشته باشی برخورد خوبی با همسر و فرزندان داشته باشی شرایط خوبی در محیط کار داشته باشی و در بیشتر مواقع دوستان نمیتونن انتخاب صحیحی داشته باشن و فکر می‌کنن چون اضافه وزن دارن، یک سری مشکلات بعدی براشون به وجود آمده واقعیت اینه که ما به خاطر شرایط روحی بدی که برای خودمون ایجاد کردیم این مشکلات رو به سمت خودمون جذب می‌کنیم و عدم رسیدن به تناسب اندام یکی از این مشکلاته چون من تا حالا ندیدم شخصی فقط مشکلش اضافه وزن باشه یعنی آدم شادی باشه آرامش داشته باشه از زندگیش راضی باشه اعتماد به نفس داشته باشه فقط چاق باشه

       اونهایی در این دوره نتیجه مطلوب می‌گیرند که در درجه اول در این دوره به روحیه بهتری دست پیدا کرده باشن هر پیشرفتی ارتباط مستقیمی با میزان لیاقتی داره که شما در خودتون احساس میکنید اگه ادامه تحصیل ندادی خودت رو لایق سطح بالاتری ندیدی اگه دنبال کاری با حقوق خیلی بالا تری نبودی خودت رو لایق این شغل و درآمد ندیدی اگه داشتن یک ماشین خیلی خوب برات فقط یک رویاست چون خودت رو لایق داشتنش نمیدونی و اگه مدتهاست اضافه وزن داری و نتونستی کاری برای خودت انجام بدی چون خودت رو لایق متناسب شدن نمیبینی

       لیاقت نداشتن مانع حرکت کردن میشه لیاقت نداشتن مانع ادامه دادن میشه احساس بی لیاقتی مانع رسیدن به خواسته و هدف میشه

       وقتی فردی خودش رو لایق رسیدن به تناسب اندام نمیبینه اولین کسی که خندش میگیره از حرفش، خودشه

       مطمئنا تا حالا رژیم های زیادی گرفتین برای کاهش وزنتون یک ماه طبق برنامه‌ای غذا خوردی و رفتار کردی و مثلاً ۵ کیلو از وزنت کم شده، واسه ماه بعد میگی همیشه اولش آدم خوب کم میکنه چون بدن هنوز عادت نکرده ولی هر چه بیشتر پیش بریم چون بدن مقاوم میشه دیگه به سختی می شه وزن کم کرد و می بینی که در اون ماه شما فقط سه کیلو کم می کنی و باز به این فکر قدرت میدی و ماه بعد یک کیلو به زحمت کم می‌کنی و نهایتاً خسته میشی و رها می کنی و در یک ماه بعد همه کاهش وزنت دوباره برمیگرده

       چرا این اتفاق میافته چون در ناخودآگاه ذهنت شما خودت رو لایق رسیدن به تناسب اندام نمیبینی وقتی ۵ کیلو هم کم می کنی به خودت میگی طبیعیه همیشه ابتدای رژیم بدن زود واکنش نشون میده ولی از اینجا به بعدش سخته ولیاقت خودت رو کمتر میبینی وماه بعد باز لیاقت خودت رو کمتر میبینی تا بلاخره رها می کنی

       من همیشه تاکید زیادی در خود باوری در شرکت کنندگان دارم شما باید در گذشته خودت کنکاش کنی و موفقیت ها و دستاوردهای خودت رو بنویسی و به خاطر بیاری که من همونی هستم که چند سال پیش فلان کار رو کردم وقتی از تلاش خودت برای یک موفقیتی مینویسی از موانعی که پشت سر گذاشتی تا به خواسته خودت برسی از شکست‌های خودت و شروع دوباره برای رسیدن به هدف مینویسی خودت اشکت جاری میشه که چه انسان توانمندی بودی

       شما در زندگی به خواسته هایی رسیدی که لیاقت اون رو در خودت دیدی شما الان در هر شرایطی که هستی در بهترین شرایط خودت هستی داشته‌های شما مطابق با لیاقت های شما در هر زمینه ای هستش

       قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام لایق دونستن خودت برای رسیدن به وزن ایده‌آل هستش باید احساس لیاقت را در خودتون ایجاد کنید باید حرفهایی رو که شنیدی از قبل که تو نمیتونی تو تنبلی تو از بچگی آدم پرخوری بودی تو ژنتیکی چاق هستی تو سرنوشت اینه و هر حرف این چنینی رو که شنیدی از ذهنت بریزی بیرون فقط بگی من میتونم من لیاقت متناسب شدن رو دارم برای خودت باید جمله سازی کنی 

      من لیاقت به تن کردن لباس‌های شیک و خوش رنگ رو دارم من لیاقت خوردن بهترین مواد غذایی با خیال راحت را دارم من لیاقت زندگی در شرایط کاملاً سالم رو دارم و باید برای خودت جمله بسازی در وصف شرایط جدیدی که لیاقتش رو داری و دوست داری بهش برسی 

      وقتی در خودت احساس لیاقت کردی اون وقته که اقدام می کنی اون وقته که از انجام تمرینات دلسرد نمیشی اون وقته که دیگه حرص و ولع برای خوردن نداری اون وقته که دیگه دنبال بهانه هایی نیستی که باید با غذا خوردن برطرف بشه چون خیلی ها اینجورین

       طرف سرش درد میگیره میگه حتما گرسنمه، سرگیجه میگیره میگه حتما قندم افتاده باید شیرینی بخورم، خوابش نمیبره میگه حتماً شکمم خالیه که خوابم نمیبره، بی حوصله میشه میگه یه چیزی بخوریم انرژی بگیریم و خلاصه از هر بهانه ای واسه خوردن استفاده می کنن

       همه دوستانی که این متن رو میخونید اگه وزن شما اضافه میشه شما لیاقت اضافه وزن  رو دارید به این حرف فکر کنید چقدر در ذهنت خودت رو مسخره کردی که این چه هیکلیه تو داری چقدر در ذهنت خودت رو ناتوان جلوه دادی که من چطور می تونم مثل فلانی لاغربشم، چقدر یقه خدارو چسبیدی که این چه سرنوشتیه که برای من رقم زدی وقتی به هر دلیلی خودت رو ناتوان بشماری و خودتو سرزنش کنی رسماً داری اعلام می‌کنی که من لیاقت چاق تر شدن رو دارم و جهان هستی و بدن خودت جوابت رو به بهترین شکل ممکن میده به همین ترتیبی که خودت رو تحقیر می کنی خودت رو تشویق کن خودتو ارزشمند کن اینقدر ارزشمند باش که هر آشغالی رو نخوری اینقدر ارزشمند باش که واسه ضرر زدن به دیگران بیشتر از حد خودت نخوری اینقدر به خودت بها بده که هر غذایی رو که چند روز مونده توی یخچال، تو نباید بخوری خودت رو از بند  آشغال خوری ها رها کن اون وقت ببین همین بدنی که اینقدر ازش ناراحتی چطور به افکار جدید شما و به رفتار جدید شما واکنش نشون میده و به چه سرعتی وزن خودش رو پایین میاره

       خیلی ها وقتی تو رژیم هستن هم خودشون رو سرزنش می‌کنن طرف رفته مهمونی به خودش میگه خاک تو سرت همه رو ببین چقدر خوش تیب اومدن تو رو ببین چه هیکلی چه شکلی هستی روت نمیشه یه تکونی به خودت بدی و فکر می کنی الان همه به تو می خندن هی میخوای برقصی همش میگی بشین تو رو چه به رقصیدن بشین خجالت بکش سر میز غذا همش حواست به اینه که کسی تو رو زیر نظر داره که چقدر میخوری یا نه، هی با خودت میگی چقدر غذا اضافه اومده خدارو خوش نمیاد حیفه حروم بشه بذار یکم دیگه بخورم تازه ظرفم میگیری واسه نهار فردات هم با خودت ببری 

      وقتی رفتارت با خودت اینه انتظار داری بدنت پاسخ چه چیزی رو بهت بده چرا ذهن شما دائما شما رو تحریک میکنه که بیشتر بخور ولی یه فرد متناسب همچین مشکلی با ذهنش نداره

       یعنی ذهن اون اصله مال شما بدلیه؟؟ نه اون لیاقت متناسب بودن رو داره و شما در خودت این لیاقت رو نداری نمیبینیش 

      بی لیاقتی ما برای متناسب شدن برمیگرده به سال های خیلی دور زمانی که خانواده به اشتباه باورهای ما رو شکل دادن  هیچ انسانی در بدو تولدش اضافه وزن نداره متاسفانه بعضی از مادرها در دوران بارداری شروع می‌کنن به چاق کردن نوزادشون فکر می‌کنن باردار هستن باید به اندازه دو نفر غذا بخورن بنابراین باید به اندازه ۳ نفر غذا بخورن چون بچه قوی باشه سالم بشه و همین روند را هم در ابتدای خردسالی بچه بهش آموزش میدن به اصرار به بچه غذا میدن از هر ترفندی استفاده می‌کنن که غذای بیشتری به بچه بدن برای اینکه تپل بشه و از دیدنش کیف کنن

       چون فکر می‌کنن بچه لاغر نشانه بی لیاقتی مادرشه فکر می‌کنن بچه باید تپل باشه که خوشگل باشه وقتی بزرگ شد لاغر میشه. بچه تو سن رشده باید خوب غذا بخوره هر کسی با یکسری از این رفتارهای اشتباه والدین به شکلی در میاد یکم که بزرگتر شدیم و خودمون تونستیم غذا بخوریم و طبق عادت زیاد می خوردیم و یواش یواش اوضاع جسمی ما بدتر شد تا جایی که این بار همه از دیدن ما بدشون میومد و هر کسی یه نصیحتی به پدر و مادر ما می کرد

       باید اول خودت رو لایق تناسب اندام داشتن بدونی باید به خودباوری برسی که میتونی تناسب اندام هم داشته باشی بعضی ها فکر میکنن فقط نوشتن این ها مشکل رو حل میکنه این تمرین ها رو که شما انجام میدین هرکدومش برای تقویت توانایی در ذهن شماست برای مرور توانایی گذشتتِ وقتی شما توانایی قبلیت رو مرور میکنی یواش یواش ارزش خودت رو بیشتر حس می‌کنی متوجه میشی که چه کارهای مهمی رو انجام دادی و اونوقت برای رسیدن به تناسب اندام اگه توی ذهنت خیلی سخت و بزرگه، برات ناچیز میشه چون شما کارهای سخت زیادی را انجام دادی که شاید خیلی سخت‌تر از متناسب شدن بوده

       پس برای متناسب شدن در هر شرایطی که الان هستی هیچ اهمیتی نداره اول باید در خودت لیاقت رسیدن به تناسب ایده آلت رو به وجود بیاری برای اینکه خودت رو لایق بدونی باید اول بپذیری که خودت مسئول شرایط فعلی خودت هستی اگر فکرت اینه که ژنتیکه من ایراد داره، مواد غذایی مشکل دارن، آدم استرسی هستم، آدم افسرده ای هستم، دارو مصرف می کنم چاق میشم، تحرکم کمه و خلاصه هزار تا بهانه برای ذهنت و خودت داری، دیگه بهتره تمومش کنی با بهانه تراشی نمیتونی به نتیجه برسی

       یکبار به خودت بگو من مسئول شرایط فعلی زندگی خودم هستم شجاعت به خرج بده و این مسئولیت را بپذیر اون وقته که ذهنت رو میتونی کنترل کنی وقتی خودت مسئول نباشی هرچی ذهنت گفت انجام میدی هرچقدر تشویقت کرد به خوردن تو میخوری ولی وقتی مسئولیت بپذیری دیگه سعی می کنی برده ذهنت نباشی اختیارت رو به دست میگیری

       قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام ایجاد لیاقت در خودتون برای رسیدن به هدف هستش و برای ایجاد لیاقت باید ابتدا مسئولیت چاقی خودت رو به عهده بگیری تعهد بده و بنویس که من مسئول چاقی خودم هستم این جمله رو بنویس و امضا کن اینقدر این جمله رو بنویس تا ذهنت اروم بشه چون هر بار که تو این جمله رو بگی اون مقاومت میکنه میگه نه تو چه گناهی کردی همه این جورین تقصیر کودهای شیمیایی هستش که به میوه‌ها می‌زنن به خاطر روغن های غیر استانداردی هستش که تولید میشه به خاطر تقدیر توست تو نمیتونی با تقدیرت مبارزه کنی و هر بار که بگی من مسئول چاقی خودم هستم اون یه بهانه‌ای میاره که شما را منصرف کنه ولی اینقدر باید تکرار کنی که اون ساکت بشه این قدر باید به خودت بگی من مسئول چاقی خودم هستم تو باور کنی که این خودتی که داری خودت رو نابود می کنی

       و مرحله بعدی برای خودت جمله‌هایی بساز که نشون بده شما لایق متناسب شدن هستی

       من لیاقت پوشیدن لباس های شیک و رنگارنگ رو دارم

      من لیاقت اعتماد به نفس بالا رو دارم 

      من لیاقت خوشتیپ بودن رو دارم 

      من لیاقت سالم زندگی کردن رو دارم 

      هر چه بیشتر برای خودت جمله بسازی خودت رو در شرایط ایده‌آلی تصور می‌کنی و تکرار این کار باعث میشه که ذهنت باور کنه که شما لایق بهترین ها هستی و اونوقته که برای جسم شما فرمان کاهش وزن را صادر میکنه و خود به خود می بینی که طوری رفتار می کنی که به کاهش وزنت کمک می کنی

       مثل همین الان که خود به خود داری طوری رفتار می کنی که خودت را نابود کنی وزن خودت رو اضافه کنی به رفتارهای غذایی فعلی خودت نگاه کن ببین چه جایی شما نباید غذا می خوردی و داری میخوری چه ته مانده های غذایی رو نباید بخوری ولی میخوری به هزار بهانه شما غذای اضافه داری میخوری اینو باور کن که فقط خودت میتونی به خودت کمک کنی منتظر یک روش خاص نباش منتظر یک داروی خاص نباش دنبال جراحی لاغری نباش دنبال داروهای کاهش اشتها نباش اشتها خودتی، اشتها درون توست، اشتها یک عفونت نیست که با یک دارو از بین بره اشتها در ذهنت لونه کرده باید لونه رو پیدا کنی باید باورهایی که سبب چاقی و بی لیاقتی درون شما میشه رو در ذهنت پیدا کنی و آنها را با باورهای متناسب کننده و قدرتمند کننده جابه جا کنی

       اون وقت میبینی که متناسب شدن چقدر آسونه میبینی که متناسب شدن چقدر لذت بخشه و باور می کنی که متناسب شدن حق شماست 

      لیاقت داشتن برای هر موفقیتی لازمه هر فردی به اندازه لیاقت خودش از جهان و نعمتهای اون سهم  میبره افرادی که اضافه وزن داشتن برای چاق تر شدن خودشون استمرار داشتن

       بارها رفتارها و عادت های اشتباه رو تکرار کردن تا جسم خودشون رو به این شرایط رسوندن بارها از شرایط جسمی خودشون متنفر شدن و به چاقی خودشون توجه کردن وبه  ذهن خودشون دستور دادن که دوست دارن چاق بشن

       توجه به اون چیزی که از اون متنفر هستید با توجه به اون چیزی که عاشق اون هستین برای ذهن شما فرقی نمیکنه ذهن شما در هر دو حالت تصور میکنه که شما این شرایط رو دوست دارین و سعی میکنه که این شرایط را در زندگی شما گسترش بده 

      ذهن ناخودآگاه تون به هر چیزی که توجه می‌کنید تصور میکنه شما عاشق اون موضوع هستین و اون رو براتون گسترش میده 

      وقتی که نگران چاقی بیشتری هستی شما در حال پرورش دادن لیاقت چاقی خودت هستی زمانی که از شرایط خودت خجالت میکشی، گله و شکایت می کنی، خودتو سرزنش می کنی، رژیم میگیری و به بدن خودت با ورزش های سنگین فشار وارد می کنی در حال افزایش لیاقت چاق شدن خودت هستی 

      ذهن ناخودآگاه مون تفاوتی بین دوست داشتن و نداشتن قائل نیست و به هر دلیلی موضوعی مورد توجه ما قرار بگیره و به آن توجه کنیم به عنوان موضوع مورد علاقه مون در نظر گرفته میشه و در زندگی ما گسترش پیدا میکنه

       اگر که میخواید لاغر بشید باید لیاقت لاغر شدن رو در خودتان ایجاد کنید تا زمانی که در نگرش خودتون به جسم و زندگی که دارید تغییر ایجاد نکنید شما موفق به ایجاد لیاقت متناسب شدن در خودتون نخواهید شد باید مانع از توجه افکار خودتون به چاقی بشید و در مقابل به موضوع لاغری که مورد علاقه  وآرزوی شماست توجه کنید

      سپاسگزارم استاد عزی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/26 06:57
      مدت عضویت: 1068 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 692 کلمه

      با سلام 

      نوشته ابتدای این فایل رو چند بار خوندم و هربار عمیق تر به معنای لیاقت داشتن فکر کردم هر بار در ذهنم مرور کردم که علت چاق شدن من چی بوده؟ چرا سال ها در اندام متناسب بودم و یک باره از آن اندام ایده ال فاصله گرفتم و چاق و چاق تر شدم 

      فایل مربوطه را گوش دادم و در ذهنم خودم  رفتارهایم را مورد بررسی قرار دادم.

       

      بحث داشتن لیاقت برای رسیدن به موفقیت پیش آمد و من به درستی مفهوم آن را دارم درک می کنم آدمها به باورهایشان می رسند نه به آن چیزی که آرزو دارند. 

       

      باید باور عمیق و قوی داشته باشند و از ته قلبشان بخواهند تا بهش برسند وقتی باور لیاقت داشتن را در خودت پرورش بدی دنبال هیچ بهانه ای برای چاقی نمی گردی، دیگه هیچ عاملی نمی تونه تو رو به سمت چاقی بیشتر هدایت کنه، دیگه مسئولیت پذیر میشی و می بینی که علت تموم این رفتارها خودت هستی. 

      خودتی که در هر موقعیتی اضافه میخوری، بی حوصله ای میخوری، ناراحتی میخوری، هزارتا عامل را دلیل چاقی خودت می دونی و اصلا نمیخوای بپذیری که مقصر شرایط پیش اومده فقط خودت هستی واین تویی که داری لیاقت چاق شدن را در خودت پرورش میدی وگرنه خیلیای دیگه هم هستن که شرایط مشابه تو رو دارن و اصلا اضافه وزن ندارن اونا خودشون لایق بهترین اندام می دونند.

       

       لیاقت پوشیدن زیباترین و شیک ترین لباس ها رو تو خودشون پرورش دادن، چاقی خودشونو به زمین و زمان مربوط نمی دونن و مسئولیت هر چیزی رو تو زندگی به خوبی قبول کردن و شرایط را آنگونه که دلشون میخواد رقم می زنند.

       

      لیاقت لاغر شدن یه دارو نیست که بخوری و بتونه تو را لایق کنه، لیاقت لاغر شدن با گرفتن رژیم و نخوردن و ورزش و رفتن باشگاه و… بدست نمیاد.

       

      هیچکدوم از ما برای چاق شدنمون نه زحمتی کشیدیم و نه سختی دیدیم بلکه بارها رفتارهای اشتباه خودمون رو تکرار کردیم تا جسممون را به شرایط چاقی رسوندیم در واقع به خوبی لیاقت چاق شدن را درخودمون پرورش دادیم.

       

      هرجا که از دست چاقی کلافه شدیم و حرص خوردیم، هر وقت از اندام خودمون متنفر بودیم و می خواستیم با رژیم و ورزش کارمونو درست کنیم، هر جا که اعتماد به نفس خودمون را از بین بردیم و فقط خودمون را سرزنش کردیم و… در تمام اون لحظات داشتیم لیاقت چاقی بیشتر را در خودمون گسترش می دادیم و ذهن ناخودآگاه وقتی توجه ما را به چاقی می دید آن را در زندگی ما گسترش می داد و ما روز به روز به سمت چاقی بیشتر هدایت می کرد چون ذهن نمی تونه تشخیص بده که علت توجه ما چیه؟ برای اون تنفر و توجه یکسانه وقتی مرتب چاقی خودمون را بررسی می کنیم ذهن ناخودآگاه اونو به منزله توجه بیشتر می دونه و همون را در زندگی ما افزایش میده.

       

      همان طور که لیاقت چاقی را در خودمون پرورش دادیم باید بتونیم افکار و باورهای لاغر کننده را در وجود خودمون بپذیریم باید باور داشته باشیم که ما لایق خوردن بهترین خوراکی ها هستیم، باید قبول کنیم که لیاقت پوشیدن شیک ترین لباس ها را داریم باید بپذیریم که لیاقت داشتن اندام متناسب را داریم باید بپذیریم که مسئول شرایط پیش آمده فقط خودمان هستیم و الان هم خودمان می توانیم به اندام متناسب و ایده آل برسیم باید دست از مقصر دانستن این و آن برداریم باید بپذیریم که شرایط پیش آمده برای ما فقط خودمان هستیم و هیچکس دیگری مقصر نیست.وقتی این ها را مسئولانه بپذیریم اونوقت می بینیم که لیاقت ما خیلی بیشتر از چیزی است که تا کنون بهش رسیدیم اونوقته که می تونیم برای رسیدن به آنچه لیاقتش را داریم حرکت کنیم و درمسیر بمونیم

      باید بارها به خودمون بگیم که لیاقت ما رسیدن به بهترین اندام هست، رسیدن به بهترین وضعیت رسیدن به اندامی که نه تنها در رویا می بینیم بلکه داشتن آن اندام ایده آل حق ما و لایق ماست.

       

      بهانه تراشی را برای یک بار هم که شده باید کنار گذاشت و مسئولیت چاقی را پذیرفت و به خودمان قول رسیدن به آنچه لیاقتش را داریم بدهیم و دنبالش باشیم اگر گاهی از مسیر خارج شدیم نا امید نشیم و در مسیر استمرار داشته باشیم تا به هدف نهایی خود برسیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/19 18:34
      مدت عضویت: 681 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 804 کلمه

      بنام خدا 🌹

      باسلام خدمت دوستان عزیز سایت تناسب فکری و استادگرامی

      لیاقت لاغرشدن رود خودمون ایجاد کنیم . بااینکه چندبار اینو گوش دادم و تمرینشو حل کرده بودم . اما هیچ وقت تابه الان این طور از نوشتنش  ذوق زده نشده بودم .  کلمه ی لیاقت مساوی است با کلمه ی مسولیت  .  من   اول نباید ازغذاخوردن بترسم . دوم باید فقط یک روش رومه اونم لاغری ازطریق ریشه یابی فرمول های ذهنی هست و هیچ روش دیگه ای رو انتخاب نکنم و یک مسیرر و  پیش برم  سوم اینکه من باور کنم که انتخاب شدم و به انتخاب خودم نبوده که وارداین مسیر شدم  .وچهارم دلیل چاقیه من  خودمم پذیرفتن  وپنجم ایجاد لیاقت  درخودم برای زندگی دوباره  برای لاغری  .لاغری باذهن .

      در تمام زندگی ام حتی زمانیکه باقدرت ذهن داشتم تمرین میکردم همیشه منتظر بودم که ازطریق فایل گوش دادن وتمرین حل کردن لاغربشم .ومنتظر این بودم که فقط این دوتا منوبه لاغری برسونه . .ولاغر بشم  موضوع من فقط لاغرشدن بود  نه  لاغر موندن  اماحالا که شروع کردم به فکرکردن وتمرین حل کردن و سعی بر عمل کردن می بینم که این کارزمین تااسمون بااون کاریکه  من انجام می‌داد م  فقط برای لاغرشدن فرق داره دلیل اینکه من به لاغری نرسیدم به خاطر این بود که من عجله داشتم برای لاغرشدن وهربارکه درگیر عجله میشدم شکست ونامیدی  پشت سر ش میومد.اماحالابرای لاغرشدن ولاغر موندن  برای همیشه بایدلیاقت لاغری روبه خودم بدم وقتی فایل پنجم که استادتاکیدمیکرد سعی کن برده ی ذهنت نباشی من خواستم که تغییردررفتارغذاییم  ایجادبدم  وباتغییرایجادکردن دررفتا م غذابخورم مثل زمانیکه رژیم میگرفتم تاظهر احساس کردم که داره بهم فشار میاد اونوقت یادحرف استادافتادم  که می‌گفت اگه دیدی بهت فشارمیاد باید تمومش کنی چون حتما یه  جای کاراکال داره  نشستم دوباره به این که بعدازاینکه لاغربشم چه اتفاقی قراره  بیفته  فکرکردم اینکه چه لباسایی می‌پوشم چه غذاهایی میخورم چطوررفتا رمیکنم  وچه لذتی میبرم  وبعد به رفتارادمای لاغرفک کردم اینکه چرااونهابامن فرق  دارن  اونها مثل موجودات جنگل که ازخونوادشون آموزش می بینند و تبدیل به غریضه شون میشه درموردادمهای لاغر تبدیل به عریضه ی اونها میشه  برای بقا .ودرواقع ادمهای چاق هم به همین شکل هستن آنهاییکه که از بچگی   اموزش  دیدن  چاق شدن رو . ولی ماادمها میتونیم  اموزش ببینیم ویاد بگیریم چون حق انتخاب داریم .ومن به این موضوع داشتم. فکرمیکردم  که بهتره به جای اینکه بشینم رویاپردازی بکنم درمورد اینکه   لاغربشم. چه میکنم  باخودم گفتم بهتره اون آدمی که وقتی لاغرشدم دوست دارم باشم. رو اونو زندگی کنم  زندگی کنم  شکلی که هرروز توفکرشم  اون رفتاری رو که خودم دوست دارم انجامش بدم و مدام بهش فکر میکنم  درسته که هنوز اون اندام رو ندارم  امامیتونم خوشحال. باشم و مثل کسیکه همیشه. خواستم باشم زندگی کنم بدون رژیم بدون دمنوش . حالا که مسولیت پذیرفتم  بایدتاا خرش  ادامه بدم .نمیشه که  رهاکنم  اونم این آدمی روکه سالها دوست داشتم باشم . من لیاقت پوشیدن لباسهای شیک ورنک شادودارم  من لیاقت عاشق خودم بودن ولذت برد نودارم  من لیاقت مادربودنو دارم  من لیاقت داشتن حال خوب رودارم من لیاقت سلامت زندگی کردنو دارم  من لیاقت وزن دلخواهمو  دارم من لیاقت پوشیدن لباس های کمرباریک رودارم من لیاقت عاشقانه زندگی کردن با همسرم رودارم من لیاقت دارم. لیاقت خوب زندگی کردن.🌹🌹🌹🙏

      من درطی این مسیربارها سرخوردم اماهربار برگشتم  من قبل از آشنایی با این مسیر بارهاو بارها چه قبل از ازدواج و چه بعداز ازدواج  ازچاقی خودم متنفر بودم از خودم  متنفر بودم  که چرا انقدرچاقم  ؟؟وبی اراده م  همیشه آدمها به من میگفتن من استعداد چاقی  دارم وازخدا ناراحت بودم  ودر کمال  شرمندگی ازخدامتنفر چون  همیشه فکرمیکردم استعداد چاقی  به من تحمیل شده و از اینکه با همچین استعدادی و به دوش می‌کشیدم وهمچین ژنی داشتم ناراضی وناراحت بودم . من سالهاتحقیر شنیدم  وتحمل کردم خودم هم خودمواز درون تخریب  مبکردم  شخصیت  خودمو و وجودمو  خیلی ناراحت وافسرده بودم رژیم هایی میگرفتم  که فقط جسم منو تخریب  میکرد و درونمو بیشتر هرچقدربیشتر بهش نگاه  میکنم میبینم که چاقی واقعا غیر طبیعیه واقعا به قول استاد هیچ کس ازبدوتولد  چاق  نبوده   پس من چطوری اینطور شدم  من روازحالت  طبیعی درآوردن وقتی داشتن بهم آموزش  میدادن  چاقی زندگی منوتغییرداد وحالا من بایدلیاقت لاغری رودرخودایجادکنم 

      روشهای زیاد من  امتحان کردم اماهیچکدو مشون لیاقت لاغری. درونم ایجاد نکردن وبیشر  منوبه  صورت یک آدم نالایق نشون دادن. .

      پیشنهاد من برای ایجاد لیاقت در خودم اینه که اون طوری که تو  ذهنمه زندگی کنم مثل شخصی که همیشه خواستم باشم اونو زندگی کنم و ادامه بدم تا بتونم باشم همون چیزی که واقعا میخوام.من یاد گرفتم  تو زندگی  برای همه چیز صبر کنم و ادامه بدم مثل نقاشی کردن بدون معلم ویاد گیری  طراحی مثل زندگی کردن در شرایطی که دست خودم نبود اما ادامه دادم و بالاخره ازاون شرایط اومدم بیرون .امابالاخره هرجوریم بوده ادامه دادم و زندگی کردم پس ادامه میدم و زندگی می کنم و لاغر میشم ولاغرمیمونم . واین مسیرزندگی ادامه  دارد…….. باتشکر از شما دوستان عزیز سایتواستاد وازخداوندمنان. سپاسگزارم.🙏🙏🙏🌹🌹🌹🌹🌹

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/19 11:35
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,466 کلمه

      با سلام و درود به خوانندگان دیدگاههای سایت تناسب فکری 

       

      ●●●●●●●●●●●

            گام پنجم از دوره صدگام 

                       قسمت دوم 

      عنوان این فایل صوتی :

       

            《 لیاقت لاغر شدن 》 

       

         ●●●●●●●●●●

      دوستان و همراهان گرامی  دیشب دیدگاه لیاقت قسمت اولشو نوشتم و امروز دنباله این دیدگاه رو  از دقیقه ۱۲ به بعد می نویسم .

       

      امیدوارم  در درجه اول برای خودم و سپس برای شما مفید فایده باشه 

              آمین 

          ●●●●●●●●●

      خیلی ها وقتی که در رژیم هم هستن خودشونو  سرزنش می کنن .

      می ره مهمونی میگه :

      خاک برسرت بقیه ارو ببین چطور خوش تیپ اومدن نشستن خودتو ببین چه شکلی هستی .

      روت نمی کنه یه تکونی به خودت بدی فکر می کنی همه متوجهت میشن قش قش بهت می خندن ،

       

      می خوای پاشی یه خورده برقصی یه خودی نشون بدی  شادی کنی میگی :    نه بابا بشین سر جات آخه تو رو چه به رقصیدن .

      سر میز میره غذا بخوره فکر می کنه همه چشمشون به ظرف غذای اینه که ببینن چقدر می خوره  معذب می کنه خودشو .

      می بینه چقدر غذا اضافه اومده میگه   وای چقدر غذا اضافه اومده  حیفه حروم میشه  من بیشتر بخورم ظرفم بگیرم واسه ناهار فردام ببرم .

       

      وقتی رفتارت با خودت اینه انتظار داری بدنت پاسخ چه چیزی رو بهت بده ؟

      چرا ذهنت دایم‌تحریکت می کنه به  بیشتر خوردن ؟.ولی ذهن یه فرد متناسب همچین مشگلی نداره آیا فکر می کنی ذهن اون اصلیه مال تو بدلی ؟

       

      نه .خیر .به هیچ وجه .بلکه اون لیاقت تناسب اندامو داره ولی تو نداری . دوستان از این حرفهای  بی پرده و به ظاهر گزنده ناراحت نشید .باید واقعیت رفتارهای زشت چاق کننده خودمونو قبول کنیم ،خجالت بکشیم و به دنبال اصلاحش باشیم .

       

      و البته اینم باید بگیم که این بی لیاقتی کنونی که بهش گرفتاریم برمی گرده به سالهای خیلی قبل ،زمانی که بچه بودیم کودک بودیم .

      زمانی که خانواده به اشتباه باورهای مارو شکل دادن .

      هیچ انسانی در بدو تولد اضافه وزن نداره .متاسفانه خیلی از مادران از هنگام بارداری شروع می کنن به چاق کردن نوزادشون .فکر می کنن چون باردارن پس باید اندازه دو سه نفر غذا بخورن . بهش میگن باید جوری بخوری که بچه وزن بگیره ،قوی باشه سالم باشه.

      و همین روش در ابتدای خردسالی به بچه آموزش داده میشه .

      به اصرار به بچه غذای اضافی می دن  چون اعتقاد دارن بچه سن رشده باید غذا اضافه بخوره برا اینکه توپول و خوشگل بشه و نشانه ای باشه از لیاقت مادرش .براشون مهم نیست بچه زیادی چاق و توپولو بشه میگن بزرگ میشه خودش لاغر میشه . دیگه متوجه نیستن باورهای چاق کننده از همین حالا دارن شکل می گیرن  حال و آینده بچه  اشونو می سازن .

      هر کودکی با این رفتارای اشتباه والدین به یه شکلی چاق میشه .بزرگتر که میشه عادت پرخوری سرش می مونه و چاقتر میشه .اون وقته که همون کسانی که وقتی بچه تر بود بخاطر توپول شدنش تشویقش می کردن و مورد توجه و محبت قرار می دادن ، همونا حالا به یه چشم دیگه بهش نگاه می کنن .

       

      پدر و مادر  حاضر نیستن بپذیرن این شکل نامتناسبی که بچه داره پیدا می کنه دستپخت رفتار و افکار اشتباه خودشونه .بچه بیچاره ارو می گیرن به باد تمسخر و تحقیر و سرزنش و مقایسه کردن به اون بچه و این بچه .و تکرار حرفای سرزنش بار به بچه باعث میشه   فکر کنه زشته ،به دردنخوره ،ناتوانه ،مشگل داره و لیاقت تناسب اندام نداره .

       

      بله این احساس بی لیاقتی که در حال حاضر داریم و مانع بسیار جدی در عدم موفق شدنه ریشه اش در کودکی ماست .

      و البته نمیشه از پدر و مادرها هم خشم و کینه به دل گرفت چون اونا هم به نوبه خودشون قربانی افکار و رفتارهای اشتباه  خانواده خودشون بودن .

      ولی حالا که به درک و آگاهی رسیدیم باید باور لایق بودن در تناسب اندام رو با کمک آموزشهای استاد در این سایت در خودمون به وجود بیاریم .روی نشانه ها دقت داشته باشیم  خوبهارو تقویت و بدهارو کمرنگ کنیم و کنار بذاریم .

       

      خیلی ها ۹ هفته دوره ارو میگذرونن و تمرینات از حد روی کاغذ نوشتن فراتر نمی ره  .خودش فکر نمی کنه بتونه لاغر شه .فکر می کنه با فرستادت تمرین توی سایت مشگلش حل میشه .

       

      باید اول خودتو لایق یک جسم متناسب بدونی .تمام تمریناتی که در هفته های اول گذاشته شده برای اینه هنرجو ها لیاقت خودشونو بشناسن .به خودباوری برسن .با پاسخ دادن به یکسری سوال اساسی یادشون بیاد که در گذشته چه کارهای مهمی رو به سرانجام رسوندن و چه سختی هایی رو پشت سر گذاشتن چه موانعی رو بر خود هموار کردن و موفق شدن .این تمرینها هر کدوم‌ برای تقویت یک توانایی در ذهن شماست برای مرور توانایی گذشته ات که به تدریج ارزش خودتو بیشتر حس کنی متوجه بشی و یادت بیاد چه کارهای مهمی رو انجام دادی و چقدر آدم با ارزشی هستی .و رسیدن به تناسب اندام و لاغری آسون بشه براتون  .و به شکل محسوس و قابل لمس به این نتیجه برسی که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست .که بگی متناسب شدن در مقابل کارهای مهمی که تا حالا انجام دادم که چیزی نیست از عهده اش برمی آم .

       

      نظر استاد اینه از نوشته و دیدگاههای هنرجوها کاملا مشخصه که چه کسی خودشو لایق می دونه و چه کسی نمی دونه .از اشتیاقی که برای انجام تمرینات داره از پیدا کردن و تغییراتی که در خودش می بینه می تونه به لیاقتش پی ببره .

      هنرجوهایی بودن که بعد از گذراندن ۹ هفته دوره و انجام تمرین پیام دادن که خوردنم هیچ تغییری نکرده چکار کنیم ؟

       

      یکچنین اشخاصی خودشونو لایق رسیدن به هدف ندونستن که هیج تغییری در خودشون نمی بینن .اصلا باور نکردن که می تونن به تناسب اندام برسن ، ذهن باور نکرده که بتونه راهنمایی کنه  نگهشون داره و رفتار جدیدی در اونها ایجاد کنه .

       

      برای متناسب شدن و به وزن دلخواه رسیدن هیچ اهمیتی نداره که در حال حاضر در چه شرایطی هستید چون اونی که اهمیت داره و تعیین کننده اس احساس لیاقت داشتن برای رسیدن به وزن ایده آله .

       

      وقتی خودت اختیار رفتارتو نداری ،انتظار داری  استادت براتون چکار کنه ؟اگر می خوای لایق رسیدن به هدفت بشی باید اول از همه مسیولیت شرایط فعلی خودتو بپذیری باید قبول کنی که خودت مسیول این وضعیت هستی نه ژنتیکت نه غذایی که می خوری نه استرسی و افسرده  بودن نه تحرک نداشتن  نه داروهایی که می خوری نه میزان اشتها که دایم هم بگی زیاده و من زورم بهش نمی رسه وقتی بیاد دیگه اومده  کاریش نمیشه کرد کنترل از دستم خارح میشه و من محکوم به خوردن میشم . از این بهانه جویی ها و هزارتا مثل اینا فاصله بگیر  .بهتره تمومش کنی و همه ارو  دور بریزی .

       

      با بهانه تراشی به جایی نمی رسی نتیجه نمی گیری .یک بار برای همیشه به خودت بگو :

       

      من مسیول چاقی خودمم .

      من مسیول شرایط فعلی زندگیمم .شجاع باش و این مسیولیت رو بپذیر .

      وقتی  خودتو مسیول دونستی اونوقت می تونی ذهنتو کنترل کنی و هر دستوری بیش از نیازت میده اجرا نمی کنی .و می تونی برده یک ذهن‌چاق نباشی  و خودتو از اسارتش رها کنی .

      کنترل ذهنتو به دست می گیری و دوباره تحت تربیت صحیح قرار می دی .

       

      پس تعهد بده و بنویسش و امضاء کن که من مسیول چاقی خودم هستم و اینقدر این جمله ارو بنویس تا ذهنت آروم شه .

       کار ذهن مقاومت کردن نسبت به ادای این جمله اس هر بار که بگی با حرفای بی اساس می خواد منصرفت کنه از پذیرش مسیولیت .بهت میگه چاقیت بخاطر کودای شیمیایی ،روغنای غیر استاندارد ،و یا تقدیر و سرنوشتته  تو نمی تونی کاریشون کنی .مگه میشه با سرنوشت جنگید و پیروز شد .؟

      خلاصه هربار که بگی من خودم مسیولم نه هیچ چیز دیگه بهانه ای می آره که شمارو منصرف کنه .

       

      ولی اینقدر باید تکرار کنی تا ذهن ساکت بشه تا باور کنی که این خودتی که داری خودتو نابود می کنی و در مرحله بعد ،جملاتی بساز که نشون بده لایق متناسب شدن هستی .

      اگر به رفتارهای غذاییت در حال حاضر نگاه کنی می بینی کلی رفتار اشتباه داری جایی که نباید غذا بخوری ولی می خوری ،نباید ته مونده غذاهای دیگران حتی بچه هاتو بخوری که می خوری . نباید غذایی که چند روزه تو یخچاله و ممکنه فاسد شده باشه بی ملاحظه می خوری .

       

      اینو باور کن که فقط خودت می تونی به خودت کمک کنی .منتظر یک روش خاص ،یک داروی خاص ،یک‌عمل جراحی لاغری نباش .

      دنبال داروی کاهش اشتها نباش،.اشتها خودتی در درونته یک عفونت نیست که با خوردن دارویی خاص درمانش کنی ،اشتها در درونت لونه کرده.لونه ارو پیدا کن .

      باورهایی که سبب چاقیو احساس بی لیاقتی در تو شدن پیدا کن .و اونارو با باورهاب متناسب کننده و قدرتمند جابجا کن اونوقت می بینی که متناسب شدن چقدر آسون و لذت بخشه و باور می کنی متناسب شدن حق شماست .

       

                    پایان 

      ۱۹ مهر ماه ۱۴۰۰ 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/19 01:59
      مدت عضویت: 765 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,010 کلمه

      سلام و درود به خوانندگان سایت تناسب فکری ،

       

      من‌خانم شهربانو هستم‌از بچه های دوره ورود به سرزمین لاغرها.۵۴ سالمه و ۱۵ کیلو اضافه وزن دارم و قصد دارم با پی گیری مباحث شیرین و‌جذاب و جالب تناسب فکری خودمو به وزن ۶۵ کیلو برسونم .

      تا به اینجای کار که جلو آمدم و در چند دوره غیر رایگان هم شرکت کردم به این نتیجه رسیدم که مطالب آموزشی در بخشهای مختلف سایت که با همت و تلاش خستگی ناپذیر استاد گرانقدرمون جناب عطار روشن تهیه و تنظیم و گرد آوری شده  تماما ،مکمل یکدیگرند .

       

      مثلا کسی که از دوره های پولی استفاده می کنه بی نیاز از مطالب آموزشی دوره های رایگان نیست .

      به همین دلیل من در کنار آموزش دوره ای که اخیرا تهیه کردم سعی می کنم سری هم به فایلهای دوره رایگان بزنم و دیدگاه خودمو بنویسم .

      خیلی دلم می خواد از زحمات خودم به نتیجه دلخواه برسم و دقت می کنم ببینم چه موانعی از همه موانع دیگه مهمتر و تاثیر گذارترن روی اونا بیشتر کار کنم .

      و بحث لیاقت یکی از اون مباحث بسیار مهم و کلیدی در نتیجه گرفتن از این دوره ها و تمریناته .

      و اهمیتش رو هم از توصیه ها و روشنگری های  خود استاد یاد گرفتم .

      خیلی دوست داشتم که بدونم نشانه های لیاقت داشتن یا نداشتن  در تناسب اندام‌ چه مواردیست  که دیشب در کانال تلگرام سایت به این پیام ۲۳ دقیقه ای استاد در مورد لیاقت هدایت شدم و به دلیل اهمیتش کلمه به کلمه به نوشتار تبدیل کردم و هم اکنون خدمت دوستان و علاقمندان  ارایه می کنم 

       

      امیدوارم زحمتی که براش کشیدم بتونه درجه لیاقتمو برای متناسب شدن و رسیدن به وزن ۶۵ کیلو ،بالاتر ببره  و در ذهنم این نشانه ها ثبت و ضبط بشه و نقطه عطفی باشه برای کاهش وزنم .     

             آمین 

       

      آگاهی امروز درباره لیاقت متناسب شدنه.

      آنچه در این فایل آموزشی آماده شده جهت اطلاع افرادی است که دوست دارند در شرایط فعلی خود تغییری ایجاد کنند و در مسیر افزایش لیاقت متناسب شدن قرار بگیرند.

      همه افرادی که از مسیر لاغری با ذهن به رویای لاغری خود رسیده اند برای شگفتی ساز شدن ابتدا لیاقت آن را در ذهن خود ایجاد کرده اند.

       

      امیدوارم با استفاده بارها از این فایل صوتی در درون خود شعله های متناسب شدن را سوزان تر کنیم و گام های موثری در جهت رسیدن به تناسب اندام مورد نظر خود برداریم.

               به نام خدا 

      مهمترین باوری که نه تنها در تناسب اندام ،بلکه در تمام جنبه های زندگی ما تاثیر می ذاره ،باور لیاقت داشتن است .

      شناسایی این باور ،می تونه زندگی مارو از هر جهت ،به شکلی عجیب متحول کنه .

      سوال :

      شما چقدر خودتو  لایق بهترینها می دونی ؟

       بهترین زندگی ،

      بهترین دوستان،

      بهترین همسر،

      بهترین رابطه ،

      بهترین خانه و شغل،

      بهترین فرزند ،

      بهترین سطح تحصیلات ،

      بهترین سطح سلامتی ،

      بهترین سفر ،

      بهترین خوراک و‌پوشاک ،

       

      و بالاخره  بهترین تناسب اندام .

       

      اینجا به طور اختصاصی در مورد لیاقت تناسب اندام می خوایم صحبت کنیم .

      نشانه های لایق بودن و نبودن رو یاد بگیریم .خودمونو به نشان های لیاقت نزدیک کنیم و عالی ترین نتیجه ارو بگیریم .

       

      بزرگترین مانع برای کسب نتیجه مطلوب برای هنرجویان عدم باور لیاقت داشتن برای لاغر شدن و تناسب اندامه 

      خیلی ها به استاد پیام می دن که خیلی وقته مشگل اضافه وزن دارن و به همین دلیل زندگی درست و حسابی ندارن بداخلاق و بهانه گیر شدن و شرحی بلندبالا از اوضاع بسیار بدشون می نویسن و می پرسن آیا شرکت در دوره بیندیشید و به تناسب اندام برسید می تونه برای اونا مفید باشه ؟ 

      و استاد قبل از هر جوابی ازشون می پرسه که اولویت شما در زندگی متناسب شدنه یا متعادل شدن از لحاظ روحی ؟

      یعنی اینکه شاد باشید ،آرامش داشته باشید ،برخورد خوب با همسر و فرزند داشته باشید،شرایط خوبی در محیط کار داشته باشید و خیلی چیزای خوب دیگه .

       

      بیشتر مواقع این دوستان نمی تونن انتخاب صحیحی داشته باشن .

       

      چون فکر می کنن علت اصلی همه مشکلات و ناکامی های زندگیشون زیر سر اضافه وزنشونه .

      ولی دوستان ،واقعیت چیز دیگریست . واقعیت اینه که ما به دلیل شرایط روحی بدی که برای خودمون ایجاد کردیم مشکلات را به سمت خود ،جذب کردیم و عدم تناسب اندام یکی از اوناست .

       

      تا حالا دیده نشده که شخصی فقط مشگلش اضافه وزنش باشه .یعنی آدم شادی باشه ،آرامش داشته باشه ،از زندگیش راضی باشه ،اعتماد بنفس خوبی داشته باشه  و فقط چاق بوده باشه .

       

      استاد ، این افرادو  راهنمایی می کنن برای تغییر نحوه زندگیشون ابتدا برای ترمیم‌خلاء های درونی و ایجاد روحیه ای عالی  در دوره شگفت انگیز خدا هرگز دیر نمی کند شرکت کنن و سپس با آمادگی کافی  در دوره تناسب اندام شرکت کنن.

      ولی به دلیل جذابیت موضوع تناسب اندام تا ۹۹ درصد این افراد  دوره تناسب اندام رو  انتخاب می کنن .

      این حرفا مقدمه اینه که بگیم هر پیشرفتی در زندگی کنید ارتباط مستقیمی داره با میزان احساس لیاقتی که در خود دارید .

       

      اگر ادامه تحصیل ندادی ،خودتو لایق سطح بالاتر ندونستی .

      اگر دنبال درآمد بالا بودی ولی به درآمد کارمندی بسنده کردی و بالاتر نرفتی خودتو لایق اون شغل و درآمد ندونستی .

      اگر داشتن یک ماشین خوب و مدل بالا برات یک رویاس چون خودتو لایق داشتنش نمی دونی .

       

      اگر همسر خوب و ایده آلی نداری و از اخلاق و رفتارش در رنج و عذابی چون خودتو لایق یک همسر ایده آل نمی دونی  .

       

      اگر مدتهاس اضافه وزن داری و نتونستی  کاری برای خودت کنی ،چون خودتو لایق متناسب شدن نمی بینی .

      لیاقت نداشتن مانع حرکت  و ادامه دادن میشه .

      احساس بی لیاقتی مانع رسیدن به خواسته و هدف میشه 

      خیلی وقتا استاد از هنر جو می پرسه می خوای در چه وزنی باشی ؟ 

      اون‌میگه مثلا ۸۰ کیلوام.

       

      دوباره سوال میشه :   می خوای چند کیلو باشی ؟    میگه وزنی که الان هستم یا اونی که می خوام بهش برسم ؟  میگن اونی که می خوای بهش برسی .

      میگه  خوب اگه بشه !!!!می خوام به ۶۵ برسم بعدش یه علامت تعجب یا خنده پاش می ذاره .

       

      خوب این چیرو می رسونه ؟ وقتی شخصی خودشو لایق تناسب اندام نمی بینه اولین کسی که خنده اش می گیره از حرفش ،خودشه .

       

      همه کسانی که دارن این نوشته ارو می خونن حتما تا حالا چندین بار برای رژیم گرفتن و کاهش وزن یکماه طبق برنامه عمل کردن پنج کیلو کم کردن .

      با خودشون گفتن  این کاهش طبیعیه چون بدنم فعلا مقاومتی نداره  و‌موضوع براش جدی نیست .

      اما از ماه بعد کاهش وزنم سخت تر میشه چون مقاومت بدن ایجاد میشه .

      با این طرز تفکر  ماه بعد، دیگه پنج کیلو کم‌ نمی کنه ۳ کیلو کم می کنه .

      به این فکر قدرت می ده ماه بعد فقط یک‌کیلو کم‌می کنه .

      و دیگه برای ماه چهارم توان ادامه دادن در خودش نمی بینه ،خسته و درمانده کارو  رها می کنه .و ماه پنجم تمام وزنی که کم کرده بود برمی گرده .چرا این اتفاق میفته ؟

       

      آیا موضوع واقعا برمی گرده به مقاومت بدن ؟

       

      خیر .ربطی به مقاومت نداره بلکه چون در ذهن ناخودآگاهش ،خودشو لایق کاهش وزن نمی بینه.

      وقتی لایق نمی بینه کاهش اولیه پنج کیلویی رو می ذاره به حساب طبیعی بودن قضیه .نمی ذاره به حساب توانمندی خودش،ماه بعد با این فکر که از حالا به بعد کاهش وزن سخت تره  لیاقت خودشو زیر سوال می بره و کارو به خودش سخت می کنه و اینبار به جای ۵ کیلو فقط ۳ کیلو کم می کنه .

      میگه دیدی گفتم مقاومت بدنم شروع شده  حالا دیگه کار سخت تر میشه و وزنم استپ می کنه . در صورتی که احساس لیاقتش داره به تدریج پایین و‌پایینتر می آد  و به همین دلیل ماه سوم به سختی فقط یک کیلو کم می کنه .و‌ماه چهارم احساس لیاقت به صفر می رسه و‌ماه پنجم  تمام رشته هاش پنبه میشه و وزنش بدتر از قبل برمی گرده .

      دوستانی که در دوره  بیندیشید و به تناسب برسید شرکت کردن در جریان هستن‌در دو هفته اول تاکید زیادی روی ایجاد خودباوری در هنرجو شده سوالاتی طراحی شده که با پاسخ دادن به اونا به کنکاش در گذشته اشون می پردازن و موفقیتهای فوق العاده ای رو به یاد می آرن و می نویسن به یاد می آرن که چه پرتلاش و خستگی ناپذیر ، موانع بسیار مهمی رو از سر راه برداشتن تا به هدفی که می خواستن رسیدن ،به یاد می آرن که چطور شکست خوردن و دوباره  پرتوانتر از جا بلند شدن ادامه دادن تا به خواسته اشون رسیدن.و به این ترتیب به ارزشمند بودن خودشون پی می برن و از اینکه چه انسان توانمندی بودن اشگ از چشمانشون جاری میشه .

      اینجوری  می تونن خودشونو پیدا کنن و انگیزه پیدا کنن و دست از افکار ناتوان کننده بردارن .

       

      دوستان ،همواره به یاد داشته باشید که شما در زندگی به هر خواسته ای که رسیدید قطعا ،لیاقتشو در خودتون دیدید .شما الان در هر شرایطی که باشید همون چیزیه که لیاقتشو داشتید .

      قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام لایق دانستن خودت برای رسیدن به وزن ایده آلت هست .باید احساس لیاقت رو در خودت ایجاد کنی .باید شنیده هایی از این دست که تا حالا شنیدی رو کنار بگذاری  به خودت نگو   تو نمی تونی ،تو تنبلی ،تو پرخوری ،تو اشتهات زیاده .

      نگو تو ژنتیکی چاقی ،تو تقدیرت چاقیه باهاش نمی تونی بجنگی و پیروز بشی .

       

      فقطط باید بگی من می تونم .من لیاقت متناسب شدنو دارم و برای این احساس جملات متعددی در دفترت بنویس و به تکرار  به خودت یادآوری کن .مثلا :

       

      من‌لیاقت به تن کردن لباسای شیک و خوش رنگو دارم .

       

      من‌لیاقت خوردن بهترین مواد غذایی با خیال راحت رو دارم.

       

      من‌لیاقت زندگی در شرایط  کاملا سالمو دارم .

       

      من لیاقت  بودن در وزن ایده آلمو دارم .

      من لیاقت خوش تیپ بودن رو دارم .من‌لیاقت اعتماد بنفس بالارو دارم .

      هر چقدر جملات بیشتری در این ارتباط بسازی و بنویسی و تکرار کنی خودتو در شرایط ایده آل بهتری تجسم  و تصور می کنی و ذهنت باور می کنه که شما لایق بهترینهایی  و اونوقته که به جسمت فرمان کاهش وزن می ده و رفتارت خودبخود تغییر می کنه جوری که به کاهش وزنت کمک کنه .

       

      باید جملاتی شبیه جمله های بالا درباره چیزایی که دوست داری بهش برسی بنویسی و تکرار کنی .

      وقتی در خودت احساس لیاقت کردی  اونوقت اقدام می کنی ،از انجام تمرینات دلسرد نمیشی ،حرص و ولع برای خوردن نداری ،دنبال بهانه هایی نیستی که با خوردن برطرفش کنی .

      نمونه هایی از بهانه های خوردنهای بی مورد :

       

      طرف سرش درد می گیره میگه حتما گشنم شده ،

      سرگیجه می گیره  میگه حتما قندم افتاده باید برم شیرینی بخورم .

      خوابش نمی بره میگه حتما معده ام خالی شده برم چیزی بخورم ،بی حوصله و تنها میشه میگه برم یه چیزی بخورم انرژی بگیرم .

      و خلاصه از هر بهانه ای واسه خوردن استفاده می کنه .

       

      همه اونایی که این مقاله ارو می خونن اگر وزنتون اضافه میشه شما حتما لیاقت اضافه وزنو داری .

       

      کسی که خودشو با این عبارات مسخره و سرزنش  می کنه :    خاکبرسرت آخه این چه هیکلیه که داری تو عرضه نداری بدبختی بی اراده ای وجودشو نداری تو حقت همینه .

      و یا وقتی خودشو ناتوان جلوه می ده که آخه من چطور مثل فلانی لاغر بشم ؟

      و یا وقتی یقه خدارو می گیره که آخه خدایا تو چه دشمنی با من داشتی منو  این مدلی کردی

      شما با این طرز رفتار و‌گفتار با خودت ،رسما داری اعلام می کنی که من لیاقت چاقتر شدن رو دارم .

       

      جهان هستی و بدنت جواب این احساس لیاقت رو به بهترین شکلی بهت می ده .

       

      تو بیا به جای به کار بردن این عبارات و رفتار مخرب و تحقیر کننده و سرزنش بار ،خودتو تشویق کن ،خودتو ارزشمند کن .اینقدر ارزشمند باش که هر آشغالی رو نخوری ، غذای چند روز مونده تو یخچالو که شاعبه فاسد شدن داره تو نباید بخوری ، خودتو از شر آشغال خوریا رها کنی ،

      اینقدر به خودت بها بده که بخاطر ضرر زدن به دیگران بیشتر از نیازت نخوری ،اونوقت ببین همین بدنی که اینقدر ازش ناراحتی  چطور به افکار و رفتار جدیدت واکنش مثبت نشون میده و با چه سرعتی وزن خودشو پایین می آره .

               پایان 

      به دلیل طولانی شدن این دیدگاه فعلا به ادامه نوشتن پایان می دم‌

      و بخش دوم از دقیقه ۱۲ به بعد این فایل صوتی ارزشمند رو در دیدگاه بعدی به نظر شما خواننده محترم و استاد گرامی می رسونم . 

        

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/13 22:51
      مدت عضویت: 475 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      سلام به همه ی دوستان و استاد عزیز.در مسیر گام پنجم هستم.فایل صوتی رو گوش دادم و چقدر اعتماد به نفسم بالا رفت.هر جمله ای که شنیدم برام یه تلنگر بود.برای منی که خودم رو به خواب زده بودم.آره من چاقم و لیاقت من تا همین چند دقیقه قبل بیشتر از این نبوده و من مسئول چاقی خودم هستم.مسبب این همه زجر و بدبختی که کشیدم خودم هستم.من مسئول این تنفر نسبت به بدن خودم هستم.اما قراره که تغییرش بدم.قراره که به ذهن ناخودآگاهم بفهمونم که فرم‌ول های لاغری باید جایگزین فرمولهای قبلی بشه.من دارم باور های ذهنیم رو تغییر میدم.و توی این راه فقط خودم رو مسئول چاقی گذشته ی خودم میدونم‌.خب به سوال اول جواب بدم.من لیاقت چاق شدن در خودم رو با باورهای غلطی که تو ذهنم گنجوندم افزایش دادم و بهش پر وبال دادم.اینکه تپلیم ارثیه.اینکه متابولیسم بدنم پایینه .اینکه تواناییم پایینه.و هزار تا بهانه برای چاق بودن.در جواب سوال دوم باید بگم که نه.من تا قبل از گوش دادن به فایل هیچ تلاشی برای داشتن لیاقت لاغری در ذهنم نکردم.یعنی اینکه نمیخاستم قبول کنم.ولی با گوش دادن به فایل صوتی میخام لایق لاغر شدن باشم و بتونم ذهنم رو به این باور برسونم.و در جواب سوال سوم اینکه تمام روش های لاغری قبل از انتخاب این روش باعث افزایش لیاقت چاقی در بنده شده.و سوال آخر اینکه چه کارهایی قراره که برای گسترش لیاقت لاغری. انجام بدم.از همین دقیقه من تصمیم گرفتم که بدنم رو در هر شرایطی که هست دوست داشته باشم و دیگه ازش انتقاد نکنم.من توانایی پوشیدن بهترین لباس رو دارم و پوشیدن رنگهای شاد.من لیاقت لاغر شدن و متناسب شدن رو دارم با هر سنی و هر شرایطی.من به دنیا اومدم که لذت ببرم از خوردن غذا ونه عذاب کشیدن از خوردن.پس من لیاقت خوردن بهترین غذا رو دارم .من لیاقت دارم بهترین اندام رو توی زندگیم داشته باشم.به امید روزهای روشن.و موفقیت همه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      پونه عدل تهرانی
      1400/07/10 01:27
      مدت عضویت: 1084 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

       

      اتفاقا امروز صبح که پیاده روی می کردم همش این لایق بهترین ها بودن اومده بود توی ذهنم و هی تکرار می کردم که من لایق بهترین ها هستم و خلاصه چیزای دیگه خیلی جالبه که الان هم که اومدم فایل و گوش دادم راجع به همین موضوع صحبت شد .

      پس قدم اول برای لاغرشدن اینه که باور کنیم لایق متناسب شدن هستیم و قدم دوم اینکه مسیول چاقی خودم هستم نه هیچ کسی دیگه نه غذایی که می خوریم و خیلی دلایل دیگه .

      من پونه عدل تهرانی مسیول چاقی خودم هستم.

      و اینکه ما همیشه توجه همون به چاقی بوده برای ذهن تفاوتی نداره که ما چیزی و دوست داریم یا متنفر هستیم هر چیزی و که بهش توجه کنیم اون و گسترش می ده و ما باید الان توجه‌مون و بدیم برای متناسب شدن که ذهن ما رو به اون سمت هدایت کنه.

      لیاقت چاق شدن در من بواسطه همون فرمولهای بود که از قبل شنیده بودم من پاهام چاقه هر کاری میکنیم لاغر نمی شه به عمه هات رفته .هر کی بچه دار می شه چاق می شه باید همیشه ورزش کنی از این حرف‌ها که خیلی زیاد هستن و من فکر کردم دیگه راهی ندارم و لیاقتم همینه که هی چاق بشم دیگه کاری بر نمیاد از دستم که یه دفعه دیدم وای دل غافل آدم چاق هم که هست سنش بیشتر نشون می ده خلاصه این راه به لطف خدا سر راهم قرار گرفت .

      هر کاری می کردم بالاخره یه چند صباحی لاغر می شدم ولی نمی تونستم نگه دارم اصلا اون موقع نمی دونستم که چرا دوباره چاق می شم با قطع رژیم چیکار باید بکنم . هی هر چند وقت یه دفعه من رژیم می گرفتم ورزش می کردم وقتی هم ورزش می کردم اصلا لذت نمی بردم همش به این فکر می کردم که من الان با این کارها چقدر لاغر می شم 

      منم لایق بهترین ها هستم . من لایق پوشیدن بهترین لباسها با رنگ‌های زیبا هستم . من لایق متناسب شدن هستم . متناسب شدن خیلی آسون و لذت بخشه. متناسب شدن حق طبیعیه منه. من لیاقت خوردن بهترین مواد غذایی با خیال راحت و دارم .و دنبال بهانه نیستم سرم گیج بره ،‌حوصلم سر بره حتما یه چیزی باید بخورم .

      اینکه هیچ وقت نتونستم لاغر بمونم این بود که خودم و لایق ندونستم همیشه فکر می کردم نه من بدنم همینطوره ولی الان خودم و لایق متناسب شدن می دونم متناسب شدن و متناسب ماندن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/02 10:22
      مدت عضویت: 334 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,002 کلمه

      گام پنجم☆  لیاقت لاغر شدن رو داشته باشید.

      اگر هدفی داری ولی بهش نرسیدی هدفت رو عوض نکن

       راه رسیدن بهش رو عوض کن..

      به صورت کاملا منطقی متوجه شدم که با هیچ نوع رژیم و ورزش سختی نمیتونم احساس لیاقت لاغر شدن رو در خودم ایجاد کنم.چه بسا که با هربار رژیم گرفتن به خودم ثابت میکردم من لیاقت لاغری ندارم مگر اینکه غذاهای زیادی رو از لایف استایلم حذف کنم! 

      متوجه ام که لیاقت موضوعی که در تمام جنبه های زندگی یک اصل مهمه! مثلا اگر من خودم رو لایق یک خونه رویایی بدونم بهش میرسم! و حتی اگر خودم رو لایق تیپ عالی و لاغر بدونم بهش دست پیدا میکنم..

      که اگه قرار بود احساس لیاقت با رژیم و ورزش در من شکل بگیره و در دراز مدت باعث لاغر موندگارم بشه که من الان اینجا نبودم!! 

      اگر فردی لاغر و متناسبه بخاطر اینه که از اول خودش رو لاغر دیده و خود به خود این لیاقت در وجودش شکل گرفته.و اینکه هیچ تصویر ذهنی چاقی از خودش نداره و نمیتونه خودش رو با یک اندام چاق ببینه

       

      مگه نمیگیم هر فردی به اندازه لیاقت از نعمت های  جهان سهم میبره؟ حتما لیاقتی که در خودم داشتم چاقی،فقر و غم بوده که حالا سهمم از جهان اینه..!

       ولی یکی هم هست لیاقتی که در خودش داره تناسب اندام شادی و ثروت بوده و حالا سهمش از جهان اینه..!

       

      جهان،جهاااااااان لیاقت هاست.

       

      لاغر شدن که یک هنره هم نیاز به لیاقت داره! 

      همونطور که من لیاقت چاقی داشتم و حالا در این وضعیتم . منی که اضافه وزن دارم حتما برای چاق شدم زمان گذاشتم و استمرار و پشتکار به خرج دادم .

      بارها رفتار و عادت اشتباهم رو تکرلر کردم و جسمم رو به این شرایط رسوندم.پس لیاقت تغییر کردن رو داشتم

       

      براساس قوانین بدون تغییرِ جهان:

      “توجه به آن چیزی که از آن متنفر هستید با توجه به آن چیزی که عاشق آن هستید برای ذهن شما تفاوتی نمیکند”

       

      حالا من چه حرفی برای گفتن میتونم داشته باشم؟ وقتی همیشه از جسم خودم متنفر بودم،دنبال ایراد گرفتن ازش بودم.روزی که آیینه رو از اتاقم انداختم بیرون و گریه کردم ،هربار غبغبم رو ثانیه ها توی ایینه نگاه میکردم،شکمم رو رها میکردم تا ببینم دقیقا چقدر شکم دارم،دستای استخونیم رو چک میکردم ببینم بعد رژیم گوشتی شده یا نه؟ ،ترقوه ام از بین رفته؟! یا هنوز هست؟  جوری راه میرفتمو میشستم که رون هام کوچیک تر دیده بشه ،هرجا میرفتم منتظر بودم بهم بگن چاق شدی،هر لباسی رو نمیپوشیدم و فقط به لاغر نشون دادنم فکر میکردم لیاقت چاقی رو محکم توی ذهنم میکوبوندم.در عین ناآگاهی …

       

      حتی زمانی که از چاق تر میترسیدم،آرزوی مرگ میکردم،فکر میکردم با فایل های رایگان نمیتونم لاغر بشم،یواشکی غذا میخوردم،پرخوری میکردم،عکس نمیگرفتم،نمیخندیدم تا لپام کمتر دیده بشه،تند تند غذامیخوردم تا فقط روحم رو آروم کنم،تمریناتم رو انجام نمیدادم ، اشغال خوری میکردم و غذاهای ته مونده و مال چند روز پیش رو میخوردم،با اینکه جا نداشتم ته غذامو میخوردم،مسئولیت چاقیم رو نمیپذیرفتم در حال دور کردن احساس لیاقت لاغری از خودم بودم..

      یواشکی غذا میخوردم چون فکر میکردم اگه بقیه قضاوتم کنن چی؟ من لیاقت غذا خوردن رو جلوی بقیه ندارم پس یواشکی میخورم تا متوجه نشن! 

      پرخوری میکردم چون فکر میکردم من که در کل لیاقت غذا خوردن رو ندارم پس حداقل بخورم تهش چاق میشم دیگه!! 

      گریه میکردم چون فکر میکردم من دیگه توانایی و لیاقت لاغری رو ندارم.

       

      و من…! بخاطر شرایط بد روحی که در خودم ایجاد کردم مشکل اضافه وزن رو به زندگیم جذب کردمو، فکر میکردم من و لاغری دو خط موازی هستیم که هیچوقت به هم نمیرسیم.حتی اگه برسیم باز هم از هم جدا میشیم!

      من اولویتم رو روی متعادل شدن گذاشتم! چون من فقط اضافه وزن ندارم!! من فقط لاغری رو نمیخوام من  آرامش شادی اعتماد به نفس و لذتِ خوش زندگی کردن رو میخوام…!:)

      بارها با خودم تکرار میکنم من مسئول شرایط جسمی ام هستم من مسئول اضافه وزنم هستم اگر خودم رو مسئول ندونم هرچیزی رو میخورم ولی اگر مسئول باشم هر چیزی رو نمیخورم و مواظب رفتارم هستم..

      تمرینات این جلسه: 

      ۱.بارها تکرار میکنم

      من ارمیتا صدیقی مسئول شرایط جسمی ام هستم

      من مسئول چاقی خودم هستم 

      من مسئول جسمم هستم

      من مسئول خوردن یا نخوردنم هستم

       من مسئولم،مسئول تمام زندگیم..

       

      ۲.جمله سازی میکنم: 

      من لیاقت لاغری رو دارم 

      من لیاقت صورت لاغر رو دارم من لیاقت پوشیدن لباسِ اخرین سایز رو دارم

       من لیاقت راحت و با لذت خوردن رو دارم 

      من لیاقت خوردن خوراکی های مورد علاقم رو دارم 

      من لیاقت دستان ظریف و کشیده رو دارم

       من لیاقت رفتار غذایی صحیح رو دارم

       من لیاقت دیدن وزن ۵۷ روی ترازو رو دارم

       من لیاقت شکم تخت ،بازوهای خیلی لاغر و ترقوه رو دارم

       من لایق با ارامش زندگی کردن هستم

      من لایق اعتماد به نفس بالا موقع راه رفتن هستم.

      من لیاقت رون ها و ساق پای لاغرِ لاغر رو دارم

       من لیاقت خود به خود لاغر شدن رو دارم 

      من لیاقت لذت بردن از جسمم در ایینه رو دارم

      من لیاقت عاشق خودم بودن رو دارم

       من لیاقت متناسب شدن رو دارم((متناسب شدن حق طبیعی منه))

      اشتها منم….اشتها ذهنمه…اشتها درونمه….اشتهایی وجود نداره…کدوم اشتهااااا؟؟! کجااااا… 

       

      ۳.چه کارهای خوب و موفقیت آمیزی تا به الان انجام دادم؟!

      از سن ۱۲ سالگی نوشتن رو شروع کردم و تا به الان نوشته ها و جملات زیبایی رو نوشتم.

      از ۱۴ سالگی تصمیم به تغییر زندگیم گرفتم و پیشرفت عالی و جشمگیری داشتم.

      برای اولین بار سخنرانی انجام دادم و کاملا موفقیت امیز بوده .

      تونستم از طریق اشتباه وزن کم کنم اما باز هم تونستم!

      من به راحتی اسکیت و دوچرخه سواری رو یاد گرفتم.

      از سن کم سرکار رفتم و تونستم برای خودم گوشی شخصی بخرم.

      دربرابر هم سن های خودم بسیار کتاب خوندم و موفق هستم.

      توانایی گذشتن از دوستان و کارهای بد رو دارم.

      زبان ترکی استانبولی بلدم و…

      پس! توانایی لاغر شدن اون هم از طریق ذهنی رو دارم..این که دیگه چیزی نیست! 

      تو میبینی چه کارهایی کردی که حتی روزی فکرشم نمیکردی بتونی! چه روزهای سختی رو پشت سر گذاشتم که هرکسی سالم ازش بیرون نمیومد..اما تونستم..تونستم و این بار هم مثل تمامِ اون کارها میتونم کاری نیست که آرمیتا نتونه انجامش بده،کافیه اراده کنه و دست خدا توی دستاش باشه! تمووووومه…

      همین ذهنی رو تونست من رو چاق کنه حالا میتونه من رو متناسب کنه 

      همونطور که اولِ فایل گفتم به جای اینکه هدفم رو تغییر بدم و چاقی رو بپذیرم روشم رو تغییر دادم…

      استاد.سپاسگزارم بابت وقتی که برای این فایل ارزشمند گذاشتید.۲۲ دقیقه طلایی زندگیم..هرچقد گوش بدم کمه..متشکرم سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/07/18 09:31
        مدت عضویت: 681 روز
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 26 کلمه

        باسلام خدمت دوست عزیز وهم مسیرم ارمیتای  عزیز بازم  مثل همیشه ازخوندن نوشتتون لذت بردم و خوشحالم که با دوستان عزیز ی مثل شما آشنا شدم.😍😍🥺😘

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/26 10:45
      مدت عضویت: 598 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 365 کلمه

      سلام♥️
      لیاقت رو درخودم احساس کردن باعث میشه تو هر زمینه ای ناخواسته هامو تحمل نکنم و بهم بجنبم تغییرشون بدم.
      لیاقت رو درخودم احساس کردن باعث میشه عملگرا بشم،انگیزه ی درونی پیدا کنم برای تغییرکردن.
      من باید از لحاظ روحی متعادل بشم احساسم به غذاخوردن به اندامم زندگیم خوب بشه تا ِلاغر بشم.تا وقتی احساسم بد باشه مشکلات برام بوجود میاد همه چیز غیرطبیعی میشه مثل اندامم.پس روی لاغری تمرکز نکنم بجاش باورهامو تغییربدم احساسم خوب میشه.پس هدف اصلی احساسم رو بهتر کردنه…
      من حسم درمورد اندامم خیلی بده باید اعتماد به نفسم رو ببرم بالا تا لاغربشم.
      همیشه زیاد بخوام اگه شرایط خوبه هی بهترشو بخوام.اگه بااینکه چاقم سالمم راحت راه میرم،بیشتربخوام!یعنی هم راحت راه رفتن هم سلامتی+اندام متناسب بخوامممم
      حتما نباید مشکلی بوجود بیاد تا من چیز بهتری رو بخوام که…
      اذیت به بعد ذهنمو اینجوری بار بیارم که زیاده خواه باشه.هی بهتر بخوام هی هدفای جدید تر بزنم.به این دلیل که خودبخود لایق داشتن چیزای بهتر هستم.همین
      من لایق اینم بدنم بسرعت لاغرشه.من لیاقت اینو دارم راحت لاغرشم.من لیاقت اندام سایز کوچیک رو دارم.
      برای اینکه بفهمم درمورد هرچیزی چقدر احساس لیاقت درموردش دارم نگاه کنم ببینم دارمش یانه…؟
      یا اگه ندارمش عملکردم در موردش چجوریه.من درمورد لاغری احساس لیاقتم بیشتر شده چون فایل گوش میدم کامنت میذارم از خودم میپرسم این کارارو چطور بهتر انجام بدم؟ یعنی از سرخودم باز نمیکنم.
      مثل الان که گفتم چطور کامنتام رو باکیفیت ترکنم به خودمم کیف بده.هم برای دوستان هم خودم موثر تر باشه؟
      یه دفتربرداشتم و فایلو پلی کردم هرنکته ای به ذهنم میرسید یادداشت میکردم(قبلا توذهنم میسپردم)
      از تایم اضافه ام حتی ۵ دقیقه عبارات تاکیدیمو میگم.به خودم تبریک میگم😘
      بازم دوس دارم تعهوم خیلی بیشتر بشه اما باید زمان به خودم بدم.
      راستی یه کتاب برنامه ریزی هم امروز گرفتم تا بتونم همه ی کارامو براش عالی زمان بذارم.اخه اهداف دیگه هم دارم نمیخوام تایم برای هرکدومشون کم بیاد.
      چه کارهایی رو بخاطر چاقی انجام نمیدم؟
      مسافرت رفتن
      از خوردن غذا لذت نبردن
      در خیابان قدم نزدن(البته این موردا رو کم انجام میدم)
      ارتباطاتم رو گسترش نمیدم
      کنار خانم های لآعر نمی ایستم
      رابطه ی عاشقانه رو شروع نمیکنم
      دارم برنامه میریزم اینارو انجام بدم
      یادم باشه چاقیم مانعم نشده که اینکارارو انجام ندم،احساس بدم به خودم مانع شده.
      استاد دمتون گرم چقدر نوشتن بهتر از فایل گوش دادنه انگار تایم طولانی فایل گوش کردم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/21 20:52
      مدت عضویت: 348 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,457 کلمه

      باسلام گام 5 (تکرار 1)

      حتی برای لاغر شدن هم باید لیاقت داشته باشیم! و لیاقت لاغری با محدود کردن و یا سختی دادن به خودمون ایجاد نمیشه ، چون که ما برای ایجاد لیاقت چاقی در خودمون و وضعیت الانمون ، به خودمون سختی یا عذاب ندادیم.

      در واقع جهان ،جهان لیاقت هاست و هر کس به اندازه ی لیاقتش از این جهان سهم میبره .

      پس  ما الان در هر وضعیتی که هستیم ، لیاقتشو در خودمون داشتیم 

      لیاقت داشتن در رسیدن به هرموفقیتی لازم است.

      لیاقت نداشتن مانع موفقیت و مانع رسیدن به خواسته ها میشه

       و ما که الان چاق هستیم ، لیاقت چاق شدن رو در خودمون ایجاد کردیم ، با تکرار کردن یسری رفتار ها و ….، و بنابراین بدن ما هم طبق لیاقت ما به ما جواب داد. و ما بار ها با متنفر شدن از چاقی خودمون وتلاش برای از بین بردن چاقی در خودمون و… در حال افزودن بر لیاقت چاقی و بیشتر چاق شدن  خود بودیم !

      چون که ذهن ناخوداگاه تفاوت بین دوست داشتن ویا متنفر بودن رو نمیفهمه و بر اساس توجه و تمرکز ما بر  روی موضوعی ، اون رو تو زندگیمون گسترش میده .

      در واقع ما به هرچی توجه کنیم ، ذهن ناخوداگاه ما فکر میکنه که ما دوسش داریم و میخوایم داشته باشیمش و مارو تو مسیرش قرار میده.

      پس تنفر ما و یا علاقه ما برای ذهن ناخوداگاه فرقی نمیکنه ، اون در هردوحالت فکر میکنه که ما اون شرایط و دوست داریم و میخوایم که داشته باشیمش.

      در واقع بر اساس قانون جذب عمل میکنه! و این قانون یک واقعیته و در هرحال اجرا میشه ، بخاطر همین بعضیا میان میگن از هرچی بدم اومده ، سرم اومدهد!

      و ما تمام این مدتها که با هرروشی سعی در رفع چاقی در خودمون داشتیم ،در واقع  داشتیم به چاقی خودمون توجه میکردیم و لیاقت چاق شدن رو در خودمون بیشتر میکردیم !

      یعنی درواقع :

      توجه = لیاقت 

      چون ذهن ناخوداگاه ما ، با اینکه ما از چاقی خودمون متنفر بودیم  ، فکر میکرد که ما دوسش داریم ،و میخوایم داشته باشیمش ، بخاطر همین که هر وقت رژیممون و خراب میکردیم و حسمون بد میشد ، دفعه بعد اون کارو دوباره و بیشتر تکرار میکردیم ، چون ذهن ناخوداگاهمون فکر میکرد ما از انجام دادن اون کار لذت میبریم !

      هر وقت که ما بعد از غذا خوردن عذاب وجدان گرفتیم ، از بیشتر چاق شدنمون ترسیدیم ، از خودمون متنفر شدیم ، لیاقت چاق تر شدن و در خودمون بیشتر کردیم .

      خودم من که داشتم برای لاغر شدن خودمو میکشتم و هر کاری برای لاغر شدن انجام داده بودم و هر وقتم که نتیجه ای نمیگرفتم و خسته میشدم ، حالم بد میشد و با همه دعوا میگرفتم ، خدارو مقصر میدونستم ،دنیا و فلک و مقصر میدونستم و… عصبانیتم و رو خانوادم خالی میکردم و میگفتم باید لاغر بشم وگرنه خودمو میکشم !و….. داشتم لیاقت خودمو برای چاق شدن بیشتر میکردم  !

      و واقعا خودم مقصر بودم ، نه خدا، نه زندگی ، نه هیچ کس دیگه ای .

      پس ما برای لاغر شدن باید لیاقتشو در خودمون ایجاد کنیم  ، با آگاهی دادن به خودمون ، با تغییرنگرش هامون ، افکارمون ، باورمون و توجه نکردن به چاقی و در مقابل توجه کردن به لاغری ، میتونیم لیاقت لاغر شدن رو در خودمون ایجاد کنیم .

      و الویت ما باید متعادل شدن باشه تا بتونیم متناسب بشیم . متعادل بودن به معنای ، داشتن حس و حال خوب، شاد بودن و شرایط خوب و مناسبه  

      چون که بیشتر افراد چاق این عقیده رو دارن که بخاطر چاقیشون ، در همه ی اوضاع زندگیشون موفق نیستن و یا شکست خوردن  ! و معمولا شرایط زندگیشون و به اضافه وزن خودشون ربط میدن !

      ولی استاد من اینطوری نیستم ! من عقیده دارم که زندگی فقط به چاقی و لاغری و … خلاصه نمیشه ! چیزهای خیلی زیاد دیگه ای هم هست که باعث پیشرفت و موفقیت در زندگی ما میشه و من خودم هیچوقت سعی نکردم که فکرمو فقط روی چاقی خودم بزارم و هیچکاری نکنم .من اعتماد بنفس بالایی دارم و شاد هستم و از زندگیمم راضی هستم و تنها مشکل من اضافه وزنمه ک به چیز دیگه ای هم ربطش نمیدم .

       چون که ادم به هر حال لاغر میشه دیگه! قرار نیست که تا اخر عمرش همیشه اینطوری چاق بمونه که 

       

      اما اینم بگم که بعد از اشنایی و استفاده از قدرت ذهنم اینطوری شدم و اگه نمیدونستم قدرت ذهن چیه و … من هم هر چیزی که در زندگیم بود و بهانه ی چاقی میدونستم!

      در واقع ما برای اینکه شرایط روحی بدی برای خودمون به وجود اوردیم ، مشکلات رو به سمت خودمون جذب کردیم و میکنیم . در واقع حال بد هم مانع رسیدن ما به تناسب اندام میشه !بنابراین داشتن روحیه خوب در کسب نتیجه خوب همیشه تاثیر گذاره !

      و من بابت این روحیه عالی که همیشه و هر روز در زندگیم دارم و میدونم که منو فقط  به سوی موفیت سوق میده ، تبریک میگم و واقعا خوشحالم !

      ما تو زندگی به خواسته هایی ر سیدیم که لیاقتش رو در خودمون دیدیم ، در واقع ما الان تو هر شرایطی هستیم ، در بهترین وضعیت خودمون هستیم 

      و  داشته های مطابق با لیاقت ما در هر زمینه ای هست.

      من لیاقت اینو دارم که لاغر باشم ، من لیاقت اینو دارم که  در وزن ایده ال دلخواهم باشم .

      من لیاقت اینو دارم که ظریف و زیبا باشم.

      من لیاقت اینو دارم که لباسای زیبا بپوشم که برام گشاد یا اندازه ام هستند .

      من لیاقت اینو دارم که با ارامش و لذت غذا بخورم .

      من لیاقت اینو دارم که با متناسب شدن از زندگیم لذت ببرم .

      من لایق خورن بهترین غذاها و تازه ترین غذاها هستم. 

      من لیاقت اینو دارم که باکلاس باشم و باکلاس رفتار کنم و باکلاس غذا بخورم .

      من لیاقت اینو دارم که به میزان رفع نیاز گرسنگی بدنم ، از غذاها مصرف کنم و هر وقت که سیر شدم  دیگه ادامه ندم .

      من لایق پوشیدن لباس ها با سایز XS هستم!

      من لایق اندام متناسب هستم .

      من لایق داشتن اعتماد بنفس بالا هستم .

      من لیاقت اینو دارم که برای سرگرمی و وقت گذرانی باشگاه برم و ورزش کنم .

      من لایق آرام غذا خوردن هستم .

      من لایق سلامتی هستم !

      نمیشه و نمیتونیم و بریزیم دورر، چون که  میتونیم!

      هیچ چیزی تو این دنیا نیست که امکان پذیر نباشه ! همه چی ممکنه ، فقط باید بخوای!

      باید اونقدرخودمونو ارزشمند و با ارزش بدونیم که هر غذایی رو نخوریم ! هر غذایی رو که چند روزه تو یخچاله رو ما نخوریم.

      مثلا پدر من  ، پدرم از اون ادم های متناسبیه که اگه مثلا خورشتی از یک ناهار اضافه اومده باشه ، تا روز دوم میخوره ، ولی اگه بازم اضافه بیاد دیگه میریزه دور و نمیخوره و همیشه عاشق خوردن غذاهای تازس !

      بی لیاقتی ما برمیگرده ب زمانی که بچه بودم و خانواده با باورهای مزخرف و نادرستشون ، لیاقت چاقی رو در ما ایجاد کردن .

      بخور وگرنه خورده میشه

      بخور مفید و مغویه 

      بخور زودتر بزرگ شی بتونی فلان کارو بکنی 

      و……..

      چون هیچ انسانی از ابتدای تولد چاق  نبوده ! و طبیعت بدن همه انسان ها متناسب بودن و لاغریه .

      اما بعضی مادر هایی که دوست دارن بچه شون تپل باشه تا خوشگلتر باشه یا همه دوسش داشته باشن و از دوران بارداری دست به چاق کردن کودک خودشون میزنن و یا خانواده هایی کع بعد از بدنیا اومدن فرزندشون همچین اقداماتی رو انجام میدن ، در خلقت خدا دست کاری میکنن وبه خلقت خداوند  اسیب میزنن و چه بخوان چه نخوان گناهکارن!

      همینا که خودشون بچه هاشون و چاق کردن و بعد دیدن اضاع داره خراب میشه و خرابتر میشه ، اومدن با سرزنش کردن و توهین کردن به بچه هاشون خواستن مقدار خوردن بچه هاشون و کم کنن و اونارو لاغر کنن و نمیدونستن که دارن بدتر به کودکشون اسیب میزدن و اونارو ناتوان جلوه میدادن .

      مثلا پدرمن که میخواست جلوی بیشتر غذاخوردن من و بگیره میگفت خرس شدی! در صورتی که اون موقع کاملا متناسب بودم و برای اینکه نمیخواست که منو تا مغازه برسونه ، تا من چیزیو که میخواستم بخورم و بگیرم اینو گفته بود و درواقع هروقت  هم که بهم حرفی میزد برای این بود که خودش  ضرر نکنه و گرنه من اوکی بودم و خودش هم اینو میدونست. و فقط میخواست حرص منو دراره و منم الان این اواخر جوابشو میدادم و یا میدونم که داره چرت و پرت میگه حرفاش دوهزار واقعیت نداره ، بهش اهمیت نمیدادم و با ارامش غذامو میخوردم .

      ما خیلی کارها تو زندگیمون اجام دادیم که حتی خییللییی سخت تر از لاغری بووده و شاید خودمون فراموش کرد ه باشیم! 

      ما با مرور توانایی هامون باور میکنیم که میتونیم لاغر بشیم و لاغری خیییییلیییی اسون تر از همه ی اینکاراییه که ما انجام دادیم.

      بزارین خمودمو بگم 

      من کسی بودم که 3 بارعمل سخت برای رفع  مشکلم انجام دادم و هربار هم  با اون دردی که داشتم بازهم خندان از اتاق عمل بیرون میومدم ، با اینکه هنوز هم قطعی درمان نشدم .

      من کسیم که هنر ویترای ( نقاشی روی شیشه و آینه و ظرف و ظروف ) و هنر نقطه کوبی و اموزش دیدم و بلدم .

      من کسیم که بلدم گیتار بزنم .

      من کسیم که گوبلن بافی و کاموا بافی بلد بودم .

      من کسیم که طراحی و نقاشی بلدم.

      من کسیم که عکاسی بلدم و دیپلم عکاسی و گرافیک دارم .

      من کسیم که سریال بازی کردم و از شبکه سراسری 2 سیما پخش شده بود و نقش اصلی هم داشتم.

      من کسیم که دستپختم فوق العادس . همه از غذاهام تعریف میکنن و ازم درخواست میکنن که میخوان از غذاها و دستپخت من بخورن. 

      من کسیم که  بلدم  انواع غذاهای ایرانی و فرنگی و بین المللی رو درست کنم.

      من کسیم که  بلدم انواع کیک ها و شیرینی ها و …. درست کنم .

      من کسیم که کاملا به زبان انگلیسی مسلطم و با کشورهای دیگه مکالمه کردم و حتی مصاحبه هم کردم و باز هم قراره بکنم .

      من کسیم که زبان آلمانی هم بلدم و دارم یاد میگیرم

      من کسیم که گواهینامه و مدرک تتو دارم و  تتوزدن بلدم تتو میکنم .

      من کسیم که توانایی و استعداد فوق العاده ای در کامپیوتر دارم ، طوری که تو سن 13 سالگی وبلاگ نوشته بودم و الان که 19 سالمه و رشت دانشگاهیم کامپیوتره تاره دارن بهمون اموزش میدن :/

      من کسیم که مهارت های کامپیوتری و شبکه ای خیلی بالایی دارم ، طوری که ی زمانی هکر بودم وهک میکردم و هکر بودم .

      من کسیم که بلدم گریم کنم.

      من کسیم که قرار بود تیزهوشان درس بخونه .

      من کسیم که بسکتبال بلدم .

      من کسیم که بازیگری بلدم .

      من کسیم که رقص باله بلدم .

      من کسیم که میتونم رانندگی کنم و گواهینامه دارم و رانندگیم فوق العاده عالیه !

      من کسیم که مهارت بالایی در اوازخوانی دارم و  صدای خیلی خوبی دارم و عالی میخونم ، هم به زبان انگلیسی هم به زبان المانی و هم به فارسی آواز میخونم !

      تازگیا میتونم به زبان انگلیسی هم رپ بخونم و برنامه دارم برم اسنودیو ضبطش کنم .

      من چقد خفنم! ایول به خودممم، فکر کنم خیلی کارهای دیگه هم بلدم و یا انجام دادم که فعلا یادم نمیاد .

      این همه کار انجام دادم و بازهم میخوام چیزای دیگه هم یادبگیرم ، لاغرشدن دیگه کاری داره عاخههه؟

      برای هرکس سخت باشه دیگه برای من نباید سخت باشه با توجه به رزومه ای که دارم !

      پس باید بپذیریم که خودمون مقصر چاقی خودمون هستیم ، نه ژنتیک ، نه مواد غذایی ، نه کم تحرکی و..

      .با بهانه تراشی نمیتونم به چیزی که میخوایم برسیم 

      هیچوقت!

      وقتی که ما مسیولت خودمون و داشته باشیم میتونیم ذهنمونو کنترل کنیم وقتی ما مسعول نباشیم ، هرکاری که ذهن بگه رو انجام میدیم و هیچ اختیاری از خودمون نداریم!و هرچقدر هم که ذهن مارو تشویق کنه به کاری که باعث ضرر رسوندن به مامیشه و یا تو این زمینه مارو تشویق کنه به خوردن ، ما میخوریم یا اون کارو انجام میدیم.

      بنابر این وقتی مسیولیت خودمون و برعهده بگیریم ، دیگه برده ذهنمون نیستیم !

      پس برای  اینکه لاغر بشیم باید خودمون رو لایق لاغری بدونیم و با پذیرفتن مسیولیت چاقی خودمون  این لیاقت رو در خودمون ایجاد میکنیم.

       من مسعول چاقی خودم هستم .

       هر دفعه که ما اینو میگیم ذهن میخواد ماروبا هر بهانه ای وادار کنه که نه تقصیر ما نیست ، تقصیر خانوادته که به نو اینجوری اموزش دادن و یا ….

      و ما باید انقد اینو بگیم که خودمون مسعول وضعیت و شرایط خودمون هستیم تا ساکتش کنیم .

      ما خودمون هسیتیم که خودمون و نابود میکنیم ، نه خداوند، نه دیگران ، نه شرایط جامعه و…

      در همین حال هم ما خودمون هستیم که خودمون رو خوشبخت وموفق میکتیم ، نه دیگران 

      هر کس مسعول زندگی خودشه !

      ماهرچی خودمون و لایق چیزهایی که میخوایم داشته باشیم بدونیم ، خودمون رو تو اون شرایط حس میکنیم و ذهن ما باور میکنه که انگار ما واقعاااا لایقش هستیم و اگه اونو داشته باشیم به نفع ماست و و اونو در زندگی ما قرار میده.

      من لیاقت چاق شدن خودم رو در رژیم های سخت گرفتن ، ورزش های سخت و طاقات فرسا انجام دادن ، سرچ کردن و جستجو کردن درباره طریقع ی چاق شدن وچگونه لاغر شدن  باور کردن اطلاعات نادرست و……

      من در روش  های قبلی اصلا توجهی برای ایجاد لیاقت لاغری در خودم نداشتم وفقط سعی میکردم که نتیجه رو تغییر بدم .

      و اصلا فکر نمیکردم که لاغر شدن هم لیاقت میخواد!

      در روش های قبلی که من برای لاغرشدن به کار میگرفتم بیشتر لیاقت چاقی رو در خودم بیشتر میکردم ، با انجام دادن تمرین های این فایل به این مسعله پی بردم و وقتی یادم اومد و دقت کردم من زمانی که چاق بودم و اضافه وزن داشتم  بازهم غذای انچنانی نمیخوردم و حتی بدغذا بودم  از یسری غذاها هم اصلا خوشم نمیمود و بعضی اوقات اصلا غذا نمیخوردم و میلی به غذا و اینا نداشتم ..

      وبعد وقتی که تصمیم گزفتم که لاغر بشم و جستجو کرده بودم برای روش های لاغری و یسری اطلاعات که نادرست بودن به خودم دادم و اونارو باور کردم ، کم کم به ندرت اون رفتارهایی که تو اینترنت خونده بودم که باعث چاقی افراد میشه در من به وجود اومد و من کاملا حسش کردم   چون که من چاق بودم ولی نمیدونستم که چه رفتارهایی باعث چاقی میشه و بادادن اطلاعات نادرست به خودم ، ذهنم وقتی باور کرد که به این دلیله ، دلیلش هم کم کم در من ایجاد کرد .

       و الان اون غذاهایی که قبلا از خوردنشون بیزار بودم ، تبدیل به غذاهای موردعلاقه من شده بودن و من اونارو با علاقه میخوردم !

      درواقع هر وقت که من بیشتر درباره لاغری اطلاعات به خودم میدادم ، رفتارهای چاق کننده در من بیشتر ایجاد میشد و دقیقا خودم متوجه نمیشدیم که رفتارم تغییر کرده ! چون ذهنم باورکرده بوذ که این اطلاات درسته

      از اونجایی که چاقی یک بیماریه ذهنیه و باید از ذهن ریشه یابی و برطرف بشه و تنها روشی که میتونه  بیماری ذهن مارو برطرف کنه ، همینه ! روش ذهنیه ، که جسم ماروهم تغییر میده . و تنها پیشنهاد من اینه که فقط باید استمرار و اشتیاق داشته باشیم و مطمعنم که به هدف و ارزوی لاغری خود میرسیم .

      شاد و پیروز و متناسب باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/20 07:39
      مدت عضویت: 366 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,123 کلمه

      سلام به استاد عزیزم دوستان هم مسیرم

       

      من از زمان کودکی بخاطر حرفها والدینم که دختر فلانی چه تپل است قشنگه و اگه میخواه قوی باشی قشنگ باشی سالم باشی باید چاق تپل بشی و راهش هم خوردن است و خودمم میدیدم چقدر تپل بودن با ارزش است اگه تپل بشم از منم تعریف میشه دیگه از همون زمان دبستان بود فک کنم دقیق یادم نمیاد چاق شدن دوست داشتم ولی لاغر بودم تا اینکه یکم بزرگتر شده ام رفتم دبیرستان وچون تازه حرف نظر دیگران برام اهمیت پیدا کرد و از همان زمان ترس اینکه اگه چاق بشم زشت میشم دخترا مسخرم میکنن برداشت و بابامم چاق بود گفتم اره منم شبیه پدرم میشم و دیگه یجورهایی خودم چاق میدیدم با اینکه اصلا چاق نبودم رفتم  دوم دبیرستان که بودم دیدم دوستام لقبی واسه شوخی بهم دادن ورگرده یعنی پهلو داشتن دیگه از همان زمان استارت چاقی من زده شد و احساس میکردم اینقدر چاقم که دیگه اصلا لاغر بشو نیستم شاید نیم کیلو هم اضافه وزن نداشتم ولی خب ترس حرف دوستام دیدن پدرم و دیگه پذیرفتم اره من چاقم و دیگه خوردنم زیاد شد گفتم من که چاقم طبیعی زیاد بخورم هنگام خرید لباسها گشاد برمیداشتم میگفتم به فروشنده مثلا مانتویی میخوام که به بدنم نه چسپه چاقیم نشان بده لباس گشاد بدیت و رنگ ها تیره برمیداشتم و به شدت از خودم متنفر بودم خودم لایق هیچ موفقعیتی نمیدونستم و هر موقع فرد چاقی میدیدم میگفتم وای نکنه مث این شم و خلاصه پذیرفتم که من چاقم و دانشگاه که رفتم دیگه شدیدا خودم ادم بدبختی ضعیفی میدونستم یک دختر چاق زشت و به شدت از خودم متنفر بودم و رفتم دانبال روش ها لاغری و خیلی از موفقعیت ها خوبم از دست دادم بخاطر چاق بودنم حتی خجالت میکشیدم بلند بشم و جواب سوالات استاد بدم با اینکه بلد بودم ولی خجالت میکشیدم همیشه اخر کلاس مینشستم  یا وقتی خواستگار برام میومد میگفتم ای بابا من چاقم زشتم فلان بیکارم من نمیخواد بابام بیماره و خیلی موفقعیت هام همین جوری با باورها مخرب چاقی از دست دادم حتی خجالت میکشیدم در جمع با کسی حرف بزنم و تو همه چی خودم شکست خورده ضعیف میدونستم وبه شدت از خودم متنفر یودم 

      هنوزم چاقیم بصورتی نبود که این کارها کنم و اینجوری خودم ناتوان ببینم ولی دیگه باور کرده بودم و قبل از هرکاری خودم شکست خورده میدونستم 

       اگه جسم من دو کیلو اضافه داشت در ذهنم بیست کیلو بود شایدم بیشتر چون همیشه با افراد به شددت چاق خودم مقایسه میکردم میگفتم نکنه مث این بشم و هر وقت قدمی بر میداشتم واسه لاغر،شدن در ذهنم نجوا ها میومد که بابا بیخیال سخته لاغری میخواه چکار خودت تغییر نده همین جور که هستی خوبهه دنیا واسه مردن است همین امشب بخور از ماه دیگه رژیم بگیر بابات چاق است توهم مث باباتی لاغر بشو نیستی و سرزنش خودم و سرزنش توسط والدین و اینکه خوبی حالا همین جور خوبی دیگه چاق شدی لاغر،بشو نیستی و دیدن تبلیغات که واسه لاغر شدن باید فلان دارو بگیری و من بخاطر ترسم حسرت میخوردم میگفتم اگه نمیترسیدم میگرفتم میخوردم یکماهه لاغر میشدم بعد میگفتم نهه بابا میکشتم همین جور طبیعی ورزش میکنم متناسب میشم خلاصه از زمانی خودم شناختم چاق شدن برام طبیعی شده بود لیاقت چاق شدن در خودم به وجود اورده بودم طبیعی کرده بودم چاق شدنم و پذیرفته بودم که چاقم و متناسب هم نمیشم چون سخته نمیشه و من قبل انجام دادن روش واسه لاغر شدن باور کرده بودم سخته چون هر که میدیدم تا داره با زحمت فشار محدود کردن خودش متناسب میکنه و باور کردم که اره من نمیتونم چون سخته ولی دانبال روش ها لاغری میرفتم یک مدت ادامه میدادم میدیدم که متناسب نمیشم یا دارم به سختی نیم کیلو کم میکنه طی یکماه و رها میکردم میرفتم دانبال یک روش دیگه و همین جور ادامه دادم تاکه هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن 

       

      من همیشه به چاقی خودم توجه کردم و فراری بودم از خودم و بدشدت خودم لایق هیچ موفقعیتی در هیچ زمینه ای نمیدونستم و همش تقصیر چاقی خودم والدینم میدونستم و همیشه خودم لایق چاقی بیشتر میدونستم 

       

       

      من باید همان جور که توضیح دادم چطور چاق شدن در خودم به وجود اوردم با پذیرفتن چاق هستم طبیعی چاق بشم و لیاقت چاقی در خودم تقویت کردم و چاق شدم الانم باید مسئولیت لاغری خودم بپذیرم و بگم من مسئول چاقی خودم هستم این جسمی که الان واسه خودم ساختم کار خودم بوده از طریق ذهنم و باورها چاق کننده من این ساخته ام این زندگی به این شکل خودم واسه خودم ساخته ام و اگه میخوام از روش صحیح بدون فشار محدویت رنج سختی تا اخر عمرم متناسب بمونم باید مسئولیت چاقی خودم بپذیرم و مسئولیت لاغریمم بپذیرم بگم من خودم این چاقی ساختم واسه خودم الانم خودم میتونم خودم متناسب کنم و هیچ کس جز خودم به خودم نمیتونه کمک کنه تمرین نوستن فایل گوش دادن خواندن اینها یک کمک است واسه فرد ولی اصل کار خودمم

       و من فرخنده در بیستم شهریور ماه ۱۴۰۰ مسئولیت چاقی خودم میپذیرم و مسئولیت لاغری خودمم میپذیرم و همواره در روش صحیح قدم بر میدارم و مطمعنم همین ذهنی که تونسته من با باور افکارم چاق کنه همین ذهن با اموزش صحیح و باورها صحیح من متناسب میکنه و

       من لیاقت لاغر شدن دارم

       لیاقت پوشیدن لباسها رنگ شاد دارم لیاقت رقصیدن در جمع دارم 

      من لیاقت با لذت غذا خوردن دارم 

      من لیاقت الگو بودن دارم 

      من لیاقت شادی خوشحالی تفریح با احساس خوب دارم 

      من لیاقت اعتماد بنفس خود ارزشی حال خوب سلامتی زیبایی دارم 

      من لیاقت رسیدن به هرهدفی دارم

      من لیاقت داشتم که خداوند من هدایت کرده به این مسیر صحیح خداوند خودش برام انتخاب کرده پس من توانایی لیاقت متناسب شدن دارم 

       من میتوانم همین جور که خیلی هنرها یاد گرفتم هنر چاق شدن یاد گرفتم الانم هنر متناسب،شدن یاد بگیرم با اموزش صحیح اگه قبلا نتونستم چون طرز فکرم روشم اشتباه بوده یک مثال میزنم همان جور که اتیش درست کردن یاد گرفتم اتیش خاموش کردنم یاد میگیرم 

      چاقی مث یک اتیش زیر خاکستر بود و الان دارم یاد میگیرم که چجوری این اتیش خانمان سوز خاموش کنم در ذهنم و احساسم رفتارم نشان میده دارم خاموش میکنم شعله چاقی رو یا روشن 

       

      مطمعنم هرکسی از این مسیر حرکت کنه و با تعهد جلو بره عمل کنه به گفته ها استاد حتی زودتر از زمانی که فکرش نمیکنه متناسب میشه بدون اینکه اصلا بفهمه چی شده یهو مبینه یک فرد جدید با افکار جدید خوش احساس با لبخند سلامتی کامل پرانرژی زیبا جوان در اینه مبینه و اطرفیانش میبینند هرکه بخواهد تغییر کنید در دست خودش است و هیچ مانعی نمیتونه جلو تغییر کردن بگیره جز مرگ 

       

      من لیاقت بهترین ها دارم بهترین اندام بهترین لباس بهترین غذا تفریح سلامتی حال خوب اتفاقات خوب دارم و این مسیر پر قدرت ادامه میدم من لایق متناسب شدن دارم چون خداوند انتخابم کرده خدایا شکرت 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/19 15:18
      مدت عضویت: 394 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 446 کلمه

      با سلام خدمت همه دوستان همراه! قبل از اینکه شروع کنم میخوام اینجا اعلام کنم که من خودم مسئول چاقی خودم هستم و پای آن را هم امضاء می کنم ولی لیاقت لاغر شدن رو دارم و حتما به وزن ایده آل خودم میرسم، اگه تا الان هم چاق بودم چون همیشه میگفتم خدا استعداد همه چی رو بهم داده گفته حیفه استعداد چاقی رو نداشته باشی ولی الان میدونم چیزی به اسم استعداد چاقی نداریم هرچی بوده و هست مقصرش خودم بودم که برا اصراف نشه غذا خوردم، برا حوصله سر رفتن غذا خوردم، برا ناراحتی غذا خوردم برا سردرد غذا خوردم و… و وقتی درست فکر می کنم بعضی وقتها چاقی خودم رو دوست داشتم و فکر میکردم چاقی مثلا باعث شده اگر زمین بخورم استخوانم نشکند و هیکلم مورد توجه باشد ولی حالا فقط میخواهم روی لیاقت خودم برای لاغر شدن تمرکز کنم و به جای اینکه بگویم خدا همه استعدادی به من داده می‌گویم خدا همه لیاقتی به من داده که لیاقت لاغری هم جزو آن است و من هم میتوانم مانند بقیه زندگی نرمال و شادی داشته باشم و به جای گلایه از خداوند از او تشکر کنم که مرا در مسیر هدایت قرار داده است، من هم سالهاست که همه جور رنج چاقی را تحمل کرده ام و حرفهایی شنیدم که روزها باعث ناراحتی و گریه ام شد مثلا یه بار یه نفر به من گفت کسی با تو قرار نمی‌گذارد گرچه واقعیت نداشت ولی اینقدر ناراحت بودم که تا صبح بیدار میشدم این حرف یادم میفتاد و گریه میکردم، بارها به انواع مختلف تلاش کردم برای لاغری و در بعضی موارد هم خیلی خوب جواب گرفتم پس باز هم میتوانم جواب بگیرم و به خواسته ام برسم من لیاقت باهوش بودن، با استعداد بودن، الگو بودن برای بقیه و شغل داشتن و خانه خریدن را داشته ام کارهای سختی که تنهایی موفق به انجام دادنش شده ام و کاملا آدم مستقلی بوده ام پس همان طور که لیاقت داشتن این چیزها را داشته ام لیاقت داشتن اندام متناسب، درآمد بیشتر، رابطه عالی و خوشبختی را هم دارم و فقط باید ذهنم اینها را باور کند، پیشنهادم برای گسترش لیاقت لاغری این است که به جای تمرکز بر روی چاقی و تنفر از آن به لاغری فکر کنیم هروقت در آیینه نگاه می کنیم به جای دیدن هیکلی که دوستش نداریم خودمان با هیکل مورد علاقه مان ببینیم و تمام محیط اطرافمان را از چیزهایی پر کنیم که به جای تمرکز بر چاقی ما را به سمت لاغری و نتايج آن هدایت کند و آنچه را که لایقش هستیم را به ما نشان بدهد، من لایق داشتن بهترین‌ها و داشتن اندام زیبا هستم و لیاقت دارم که بهترین خودم باشم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/13 16:54
      مدت عضویت: 508 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      سلام 

      وقت همگی بخیر

       

      بله بله

      کاملا درسته نمیدونم نظرات قبلی منو خوندین یا نه ولی اونجا کاملا توضح دادم اما اکنون که این گام را اجرا میکنم متوجه میشوم من حتی زمانی هم که لاغر شدم باز هم خودم رو متناسب چاقی میدونستم

      هربار که در غذا خوردن زیاده روی میکردم اطرافیانم میگفتن دوباره چاق میشی ها و من میگفتم مشکلی نیست چاق میشم ول  دوباره لاغر میشم

      پس من خودم رو لایق چاقی میدونستم.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/06 11:07
      مدت عضویت: 1079 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 701 کلمه

      سلام

      من از همون سالی که چاق شدم پذیرفتم که چاقی من ارثیه و خودم و لایق چاق شدن دیدم، تو همه این۰ 17،18 سال تمام توجهم به چاقیم بوده همش برای اینکه تو نظر دیگران زیبا باشم همه سعی ام رو میکردم لاغر باشم، میترسیدم از تایید نشدنم تو ذهن دیگران، بعد ازدواجم چاقیم یکم بیشتر شد و حتی میترسیدم دیگه به چشم همسرم نیام و خیلی اعتماد بنفسم پایین اومده بود ولی چون نمیتونستم جلو خوردنمو بگیرم عملا کاری هم ازم برنمیومد غیر از گسترش همون حس بد، وقتی رژیمم میگرفتم توجهم به اندامم بود که چاقتره و استرس میگرفتم که آیا لاغر میشه؟؟ و بازم همه توجهم به چاقی بوده، وقتی کاملا متناسبم میشدم بعد یه دوره رژیم و ورزش بازم توجهم با چاقی بوده چون با ترس و لرز غذا میخوردم که نکنه دوباره چاق بشم، چون عمیقا خودم رو لایق بدن چاق میدیدم و همیشه حسرت بدن های لاغر و داشتم و مطمین بودم من هرگز نمیتونم اون بدنها رو داشته باشم و این سرنوشت منه و خوشبحال اونایی که این بدنهارو دارن و خدا برای اونا خواست و برای من نه، من همین الانم با اینکه مطمینم به اندازه خوردم ولی باز بعدش ذهنم بهم عذاب وجدان میده چون هنوزم از غذا میترسم ببین چقد عمیقه در من و چقد باید رو خودم کار کنم، یعنی خودم و لایق یه غذا خوردن به اندازه هم نمیدونم، ذهنم میگه تو حقت نیست لذت ببری از غذا لذت مال لاغراست مال تو که نیست، یعنی میخوام بگم ببینید چقد این احساس لیاقت لاغری داشتن در ما بی معنیه که تمام توجه و نگاهمون به چاقی و ترس از غذا و ایناست، تمام روشهای لاغری که من استفاده کردم هیچکدوم بهم نگفتن من لایق بدن زیبا و سالم و لاغر هستم، همش این حس و تلقین کردن تو که ذاتا چاقی پس بیا به روشهایی که ما میگیم عمل کن تا اضافه وزنت بره ولی دیگه نخواه ایده آل بشی و یا پوست بدنت که لاغر شده زیبا باشه و جمع بشه، یا باید حتما بری باشگاه تا جمع بشه. تو همین روشای لاغری هم تمام توجه به چاقی یا حسرت چیزایی بوده که مال ما نیست و دیگه تا همین حد لاغر شدیم از سرمونم زیاده ولی اینجا هیچوقت گفته نشد تو نمیتونی اون بدن زیبا رو ک دلت میخواد داشته باشی بلکه همیشه امید داده شد که تو هم میتونی تو هم لایقشی خدا برای تو هم خواسته فقط صبر کن و ادامه بده، من فقط اینجا تونستم باور کنم منم میتونم اون لباس زیری که دوست دارم و بپوشم اون لباس مجلسی هایی ک دوس دارم و بپوشم میتونم اون اندامی که کاملا متناسبه رو داشته باشم اونم برای همیشه من فقط اینجا شنیدم که منم لایق لذت بردن از تمام لذتهای دنیایی با بدن متناسبم هستم، فقط اینجا بمن گفته شد تو هم میتونی بدنی رو داشته باشی که سالها فقط حسرتشو خوردی و حتی خودتو لایق فکر کردن بهشم نمیدیدی چه برسه داشتنش، ممنونم ازت استاد عزیزم که امید رو در دل هزاران نفر زنده کردی

      برای ایجاد احساس لاغری فقط کافیه تو این سایت باشیم و هرچیزی رو که گفته میشه باور کنیم، اگه گفت تو هم میتونی متناسب بشی اونجوری که میخوای اگه این حرف حس خوبی در تو ایجاد کرد پس جنسش از خداست و باورش کن و ذهنتو که میگه نه نمیتونی کنترل کن و به صداش توجه نکن، اگه میگه تو هم لایق بدنی سالم و زیبا هستی و میتونی چیزی که میخوای رو خلق کنی پس باور کنیم و ذهنمونو ک میگه نمیشه کنترل کنیم، اگه میگه تو هم لایق پوشیدن لباسهای زیبا تو هر رنگ و مدلی باور کنیم چون از جنس خداست، اگه میگه تو حقته آزاد و رها باشی و بدون محدودیت زندگی کنی باور کن، اگه میگه تو هم میرسی به روزی که ذهنت آزاد میشه از چنگال پرخوری و میتونی یه زندگی عادی ولی سرشار از شادی و نشاط و لذت داشته باشی باور کن، باور کردن تمام اینها لیاقت لاغر شدن در من و تو به وجود میاره و کم کم عاشق خودمون میشیم و عاشق همین بدن و همه تلاشمونو میکنیم تبدیلش کنیم به شکلی که حقشه باشه، پس بمونیم تو این مسیر و نتیجه خودش نشون میده چقد این مسیر درسته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/03 14:57
      مدت عضویت: 360 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 156 کلمه

      سلام بر استاد  عزیزم و دوستان تناسب فکری 

      با توجه به ویس شما در گام پنج من چون همش به چاقی فکر کردم توجه هم ب اون بوده پس لیاقت چاق شدن در خودم پرورش دادم 

      همش ارثی بودن ،همش مادر بشی ازدواج کنی چاق میشی خجالت کشیدن در جمع پرخوری جرات ندارم جلو کسی بدم ترازو .همش مقایسه کردن همش احساس تحقیر همش احساس گناه که نتیجه چاقی ولایق بودن ودر این مسیر بودن 

      در روش قبلی باور نداشتم اول می ترسیدم و خودمو با دیگران مقایسه میکردم یه چیز جالب رژیم میگرفتم برا جلب توجه که همه تعریف کنن بگن چه اندامی 

       

      پیشنهادم فقط کار کردن رو احساس لیاقت اعتماد بنفس وسبک زندگی خودم داشتن با خودم در صلح بودن که همش نتیجه آرامش که میاد 

      و خودمو مسئول زندگیم بدونم 

      پس اول خدا رو سپاسگذارم به خاطر این مسیر 

      دوم  بخاطر لذت و شادی خودم 

      تحسین میکنم دیگران بخاطر اندام زیبا 

      بقول دوست عزیزمان 

      تاج لیاقت  لاغری میزارم  روی سرم 

      فقط خودم و عشق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/27 17:48
      مدت عضویت: 925 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 967 کلمه

      سلام به همگی قدم پنجم : باید لیاقت لاغر شدن داشته باشید . احتمالا همه افراد چاق از چاقی خود متنفر هستند و دوست دارند به طریقی لاغر شوند . ولی دوست داشتن لاغر شدن به تنهایی کافی نیست بلکه باید لیاقت لاغری را داشته باشید . لیاقت داشتن برای هر هدفی و هر موفقیتی لازم است . هر کسی به اندازه لیاقت خود از جهان و نعمت های آن لذت می‌برد. نکته اینجاست که توجه به آن چیزی متنفر هستید و یا توجه به انچیزی که عاشق آن هستید برای ذهن شما فرقی نمیکند در هر صورت ذهن شما دوست دارد که آن را گسترش بدهد . نکته توجه کردن به اون موضوع هست حالا ببین در مدت زندگیت چقدر به چاقی توجه کردی ؟ واقعا میتونم بگم لحظه ای نبوده که از یاد و توجه به چاقی غافل بوده باشم و حالا میفهمم که لایق این ۵۰ کیلو اضافه وزن هستم و جسم من همون چیزی رو نشون داده که ذهن من هر ثانیه بهش توجه کرده و کارش رو به خوبی انجام داده . در صورتیکه تو دقیقا برعکس این نتیجه رو میخواستی و از راه اشتباهی بهش توجه میکردی . تمرین : چگونه لیاقت چاق شدن رو در خودتان ایجاد کردید ؟ من از سن ۸ سالگی یادمه شروع به چاق شدن کردم از همون سن تحقیر ها و سرزنش ها و حرف ها و محدودیت ها شروع شد که من هم حس بی لیاقتی میکردم خودم رو دوست نداشتم و از همون سن موهام رو کوتاه کردم و یادمه از همون موقع حتی چون دیگه ظرافت نداشتم خودم رو لایق اینکه یه دختر باشم نمیدونستم همیشه کارهای سنگین رو من انجام میدادم که زورم بیشتره و من چیزیم نمیشه و اینکه گریه میکردم و از رفتن به همه جا دیگه محروم شدم و به جرم چاقی و محدودیت ها رژیم ها و ازمایشهای خراب و همه چی رو از همون کودکی تجربه کردم . و حس بد رو از خودم گر فتم ورزش های سنگین داروها و رژیم های سخت همگی به من حس بد میداد که تو چاقی حقته باید بیشتر از اینها سختی بکشی شب خوابت نبره از گرسنگی و … و ترس هایی که هر لحظه و هر ثانیه تجربه کردم مثل ترس از چاق تر شدم ترس از ازدواج ترس از مهاجرت و ترس از خستگی و کار و ترس از درس خوندن ترس از کنکور ترس از بیرون رفتن رستوران مهمونی خونه مادر بزرگ ترس از حوصله سر رفتن ترس از بی هدفی و ترس از سردرگمی و ترس از حال بد و ترس از دوست داشته نشدن و مورد تایید نبودن و ترس از بارداری شب بیداری و ترس از حرف دیگران و …. که باعث شد هر لحظه و هر ثانیه از عمرم فقط به چاقی توجه کنم . ۲. من هیچگاه توجه به لیاقت لاغری نداشتم حتی یادمه باشگاه میرفتم و از اینکه خودم رو تو ورزش توی ایینه میدیدم در کنار دیگران که اینقدر چاقی خیلی حالم بد میشد و ورزش رو رها میکردم و از دیدن عکس های خودم حس خوب ندارم و همش حس بد از دیدنم به من دست میده و اینها همه توجه به چاقی هست چون توی خودم با همه چیزهای مثبت فقط و فقط به قسمت چاقی داشتن غبغب و غیره توجه میکنم . ۳.در نتیجه روش های قبلی مثل رژیم های سخت و جدا شونده از همه و یا ورزش های سختی که درد میکشیدم و قرص ها و عوارض اونها و غیره همه حس بدی به من بود که افزایش لیاقت چاق شدن رو در من بیشتر میکرد چون هر لحظه به من نشون میداد که من چقدر چاقی و تا کی باید زجر بکشم و حقمه میخواستم نخورم و در من احساس چاقی رو لیاقت چاقی رو بیشتر میکرد. ۴. من پیشنهادم در این مسیر که لیاقت لاغر شدن بکنم اینکه اولا رفتار خود تخریبی نکنم و بگم حالا اولش اسونه بعد متوقف میشه الان اگه حست خوبه برای فلان عامل خارجی هست و نتایج و تلاش هام رو نادیده نگیرم و برای هر قدم و هر فکر مثبت خودم رو تشویق کنم . از همین الان جوری زندگی کنم که دوست دارم لاغر شدم بکنم با همین وزن لباسهای خوبی که دارم و رنگ ساد بپوشم به خودم برسم و خودم رو جلو آیینه تماشا کنم و به قسمت های زیبایی که دارم توجه کنم . عکس بگیرم و آزاد و رها زندگی کنم و فکرهایی که دیگران یه عمری به من نسبت دادند رو رها کنم و خودم جنبه هایی که دوست دارم رو ه خودم نشون بدم . مهم متعادل شدن هست که به آرامش برسیم و در کنارش راه خودمون رو پیدا می‌کنیم و آرامش میگیریم و پیش میرویم . من لایق بهترین زندگی ها هستم من لایق متناسب بودن هستم من لایق زن بودن هستم من لایق ظرافت هستم و من لایق مثل ملکه زندگی کردن هستم من لایق زن بودن هستم و به خودم تعهد میدم که مثل یه زن زندگی کنم و مسئول این زن هستم . لایق زیباترین لباس ها لایق بارداری لایق حس دوست داشته شدن لایق بدنی زیبا لایق مادر شدن هستم لایق دختر خانواده بودن . من لیاقت زندگی خوب رو دارم و حس زیبا رو تجربه کردن ولی باید با تمام وجود حس کرد و عمل کرد نه فقط روی کاغذ باشه تمرین ها . با استیاقی که برای تمرینات داری و با توجه کردن به تغییراتی که در خودت میبینی میتونی این حس لیاقت داشتن رو پرورش بدی و بهانه تراشی و تموم کنی و بریزی دور همه چی رو . و مسئولیت شرایط فعلی خودت رو به عهده بگیر و شجاعت به خرج بده . و اختیار رو اینجوری دست میگیری . من مسئول رن بودن و داشتن ظرافت خودم هستم . من مسئول دوست داشتن خودم هستم . من لیاقت بهترین تیپ ها و بالاترین اعتماد به نفس ها رو دارم . من لایق زیباترین عکس ها و خوردن بهترین مواد غذایی هستم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      kouroshzamany95@gmail.com
      1400/05/26 16:37
      مدت عضویت: 368 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      باسلام خدمت استاد وهمراهان عزیز 

      بنده با طرز فکرم که ما ارثی چاق میشیم لیاقت چاقی پیدا کردم با این فکر که بعد از ازدواج چاق میشیم لیاقت چاقی پیدا کردم با این فکر که من تو بارداری چاق میشم لیاقت چاقی پیدا کردم باهربار رژیم که میگرفتم به این فکر میکردم که فوقش دوماه لاغرم وهنوز تو رژیم اول بودم به فکر چاق شدن دوباره بعد از رژیم و اینکه دفعه بعد چه رژیمی بگیرم بودم 

      و بدترین اوضاع رو با رژیمهای غذایی به خودم تحمیل کردم هیچوقت موقع رژیم گرفتن اطمینان نداشتم که لاغر میشم راحت بلکه برعکس از روی ترازو رفتن میترسیدم 

      بنده توجه نکردن به چاقی  وتوضیح ندادن به دیگران 

      دوست داشتن خودم و از الان خریدن لباسهای تنگتر رو پیشنهاد میدم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 12:38
      مدت عضویت: 367 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 100 کلمه

      سلام به همه ی اون کسایی که سعی و تلاش خودشون وبرای خوب زندگی کردن دارند من اعتقاد دارم که خدا بهترین نعمت ها را برای ما آفریده وبه ما راه درست استفاده کردن هم آموزش داده اما بعضی از ما ها راه غلط را در پیش گرفتیم ودر استفاده کردن در هر چیزی اصراف می کنیم  وفکر می کنیم مثلا اگر فلان چیز را با وجود احساس سیری در خودمان نخوریم دیگه گیرمون نمی آد پس اگر جسم خودمون را دوست داشته باشیم به نیاز های واقعی اش توجه می کنیم وتو خوب بودن حالش بهش کمک می کنیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/22 19:25
      مدت عضویت: 390 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 741 کلمه

      به نام خدای مهربان

      سلام به همگی

      واقعا همینطوره..لیاقت لاغر شدن و لاغر موندن با هیچ روش لاغری در ما به وجود نمیاد.چه بسا که با برگشت وزن باعث سرکوب شخصیتی ما میشه و دیگه خودباوریمون رو از دست میدیم .و کم کم فکر میکنیم که لیاقت چاق شدن رو داریم

      البته؛ بنا بر قانون که جهان جهان لیاقت هاست پس حتما ما لیاقت اضافه وزن رو (داشتیم) ولی میدونی چقدر دنیا خوشگل تر میشه اگه این قانون رو به نفع خودمون تموم کنیم؟ لیاقت چاقی رو تبدیل به لیاقت لاغری کنیم.

      بهم اثبات شد  که این روز ها من به اضافه های بدنن توجه میکنم،از اونها  متنفر میشم،نسبت به بدنم نقطه ضعف نشون میدم و همین اعمالم باعث  تشدید اضافه های بدنم شده و میشه‌.همین که دنبال ایینه ام تا چک کنم ببینم اضافه کردم یا نه خودش توجه! یعنی به کائنات میگم من از این بیشتر میخوام!! بیشتر بهم بدعههه..

      چرا گاهی وقتی قانون رو میدونیم باز هم رفتار اشتباه انجام میدیم؟ واقعا عجیبه..

      چه جمله قشنگی

      “توجه به چیزی که از ان متنفر هستید با توجه به ان چه عاشقش هستید برای ذهن شما تفاوتی ندارد”

      یادمه توی فیلم راز شنیدم کائنات خیلی خنگِ وقتی میگی اینو نمیخوام_دوست ندارم این توی زندگیم باشه ،فکر میکنه تو میخوای و دوست داری توی زندگیت باشه که به زبون میاری!!

      پس اگه کائنات خنگه باید باهاش بازی کنیم

      چقدر جالب! من دو بار این گام رو گذروندم ولی این جمله رو ندیده بودم.یعنی واقعا خجالت کشیدن از شرایطم باعث احساس لیاقت چاقی در من میشه؟پس من اینکارو انجام نمیدم‌..دلیلی نداره خجالت بکشم وقتی انقدر وزنم خوبه و اصلاااا اضافه وزن ندارم رونام بزرگه؟ خب درستش میکنم مثل حرف صبا جان توی لایو جاهایی که از بدنم دوست ندارم رو تغییر میدمو جاهایی که دوست دارم رو تثبیت میکنم

      تمرین این بخش:

      ۱_چه کارهایی کردم که لیاقت چاق شدن رو در خودم پرورش دادم؟با خجالت کشیدن از بدنم با نگاه کردن به ترک های پوستیم با چک کردن بدنم بعد از رژیم که ببینم چاق شدم یا نهبا پنهان کردن اجزایی از بدنم که دوست ندارم با هر بار جلوی ایینه رفتن و منتظر چاق شدنمهر بار به بقیه اجازه دادم که بهم بگن چاق شدی به خودم لیاقت چاق شدن رو دادم

      اما حالا

      با لذت بردن و سپاسگزاری از بدنم با توجه کردن به نکات قشنگ بدنم با انتظار لاغری روز به روز از خودم با راحت بودن با جسممبا انتظار لاغری از جسم و روحم با عزت نفس و اعتماد به نفسم جلوی دیگران

      تاج لیاقت لاغری رو روی سرم میزارم….♡^^

      ۲_در رژیم های قبلی ورزش ها توجهی به لیاقت لاغر شدن رو داشتم؟اصلاااا.حتی فکرشم نمیکردم.فقط رو به جلو میرفتم تا جسمم لاغر و متناسب کنم حتی اگر یکی سه ماه پیش بهم این حرف رو میزد من بهش میخندیدم و میگفتم فازت چیه؟:/اما حالا اطمینان دارم برای رسیدن به هرچیزی باید لیاقتش رو داشته باشم شغل خوب،رابطه سالم،گوشی عالی، رفتار و روابط فوق العاده ..اگر اینارو میخوام باید لیاقتش رو هم در خودم ایجاد کنم تا بتونم بهش برسم

      ۳_روش های لاغریم باعث احساس لیاقت لاغری یا لیاقت چاق تر شدن در من شد؟

      قطعا لیاقت چاق تر شدن_چون همش ترس و اضطراب داشتم که نکنه چاق تر بشم؟؟؟! نکنه همش برگرده؟!! واااای فست فود خوردم حتما چاااق میشم حتمااا..هی میرفتم جلو ایینه تا ببینم چاق شدم یا نه و ترس از اینکه اگه ورزش نکنم چاق میشم..اینا همش باعث تقویت لیاقت چاق تر شدن در من میشد.. و من ناآگاه بودم:)

      ۴_ چگونه لیاقت لاغری رو در خودم تقویت کنم؟

      با تکرار این جملات:

      من لیاقت لاغر شدن رو دارممن استعداد لاغر شدن رو دارنمن عاشق لاغری هستممن لیاقت صورت زاویه دار رو دارممن لیاقت جسم بسیار لاغر رو دارم من لیاقت با عشق و لذت غذا خوردن رو دارم من لیاقت اینکه شکم تختم رو رها کنم و راه برم دارم من لیاقت کمر باریک رو دارم من لیاقت به اندازه غذا خوردن رو دارممن لیاقت ثانیه به ثانیه لاغر شدن رو دارم من لیاقت متناسب شدن و متناسب موندن رو دارم من لیاقت رسیدن به تناسب اندام عالی رو دارم من لیاقت بدن سفت و محکم رو دارم من لیاقت پوشیدن لباس های رنگی و شاد رو دارممن لیاقت عزت نفس بالا رو دارم من لیاقت با ارامش خاطر راه رفتن رو دارمو….^^

      برای خودم تمرین طراحی کردم؛از این به بعد داخل دفتر شکرگزاریم صفحه بعدی رو کاملا اختصاص میدم به این من لیاقت……رو دارم و هر روز با خودم تکرار میکنم تا وارد مغزم بشه و فرمول های ذهنم قبول کنه که من لیاقت لاغری رو داااااارم….

      فریااااااااد میزنمممممم منننننن لیااااااااقتتتتت با لذذذذت غذا خوردن رو دااااارممننننن لیاااااااااقت متناسب موندن رو دااارم

      و تمااااااااام……

       

      استاد من دو گام قبلی هم کامنت گذاشتم اما نیومد:( 

      به هر حال سپاسگزارم بابت این فایل و متن های عالی و قشنگ

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/21 16:16
      مدت عضویت: 898 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 648 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به دوستان متناسب  و استاد عزيز و بزرگوار 

      بايد لياقت لاغر شدن را داشته باشيد :

      و اما از اونجايي كه ما ساليان سال به دنبال ورزش كردن و پياده روي كردن و باشكاه رفتن بوديم و از خودمان متنفر بوديم و دوست نداشتيم لباس هاي رنك شاد رو بپوشيم و در جمع ها حضور پيدا كنيم 

      و از دوري همي ها لذت نبرديم   و ترس از غذا خوردن داشتيم 

      هميشه قبل غذا حرص و وله و بعد از غذا عذاب وجدان داشتيم 

      و اخساس خفگي بعد از غذا داشتيم 

      حالمون بد بوده و دنبال راه و چاره براي متناسب شدن بوديم 

      از نگاه كردن خودمون تو اينه عصبي ميشيديم همه ي اينا و خيلي راههاي ديكه وجود داشته كه هميشه نگران و نگران بوديم 

      همه ي اينا ما داشته ما رو به سمت جاقتر شدن ميبرده و جاقي ما رو تقويت ميكرده 

      جرا؟جون لياقت جاق تر شدن رو داشتيم چون  توجه ميكرديم به جاقي بيشتر 

      و سالها در ذهنم در حال پرورش لياقت جاق تر شدن خودم بودم جون ما به لاغري نياز داشتيم 

      و اين نياز به معناي اينه كه يعني لاغري نيس دنبالش ندو 

      به معناي نيست و نابوديه 

      هميشه ميكن از هر چه بدت بياد سرت مياد 

      واقعا ما داشتيم توجه به جاقي ميكرديم و روز به روز حالمون بدتر ميشه تا جايي كه ديكه راه و چاره اي نداشتيم و خسته و نالان تر از هميشه  شديم از اين همه سختي

       و از خداوند طلب كمك كرديم و خداوند اين راه رو جلوي رومون قرار داده 

      از زماني كه در اين سايت هستم توجه ام رو بر روي سلامتي ،تناسب ،و هميشه خودم رو متناسب مي بينم و در اين  حالتي كه هستم خودم رو دوست دارم و مي پذيرم 

      عاشق لاغري هستم ديكه محتاج لاغري نيستم 

      دوست دارم لاغري رو تجربه كنم هر جه رو دوست دارم بپوشم از خريد كردن  لذت ببرم  

      ساليان سال جاقي رو تجربه كردم و تقويتش كردم و الان دوست دارم متفاوت از سال هاي قبل باشم 

      لاغري رو تجربه كنم و لاغري رو زندگي كنم و ميدونم من لياقت لاغر شدن رو در خودم تقويت كردم  

      من مسوليت جاقي خودم رو از همان روزي كه وارد سايت شدم قبول كردم و ٦ماه مدام جلوي اينه اين تعهدم رو ميخواندم كه من مسوليت جاقي خودم رو بر عهده دارم 

      و مقصر ١٠٠در صد جاقي خودم رو خودم ميدونم 

      و من لايق بهترين تناسب هستم 

      من لايق بهترين زندگي هستم من لايق بهترين لباس ها با سايز ٣٦هستم 

      هر جيزي خوب و زيباي كه در دنيا وجود داره من لايقش هستم 

      من لايق بهترين اندام  هستم 

       

      و در اين دوره تناسب اندام اعتماد به نفس بيشتري دارم  تمرينات رو با شور و اشتياق انجام ميدم و هر روز يه قدم جديدي براي متناسب شدن برميدارم 

      خدا منو لايق در اين دوره ها  دونسته كه بتونم از بودن در اين دوره ها لذت ببرم و زندكي ارام و ارامش بخشي داشنه باشم 

      خدا من لايق اين تناسب دونسته و ميدونسته كه  من ميتونم در اين دوره ها باشم و لذت ببرم  

      و ما بايد در تمام جنبه هاي زندگيمون خودمون رو لايق بهترين ها بدونيم لايق بهترين زندكي بهترين دوست بهترين فرزند بهترين همسر 

      و ما بايد روي باورمان كار كنيم و لياقت داشتن رو در خودمون پرورش بديم و تقويت كنيم 

      اكه تا الان جيزي كه ميخاستيم توي زندكيمون نيس بخاطر اينه كه خودمون رو لايقش نميدونستيم 

      اكه داشتن يه ماشين مد روز ارزومونه  و الان نداريم خودمون رو لايق اون ماشين نميدونستيم و اون ماشين رو تو خواب هم نميديدم همه ي اين جيزاي كه بهش نرسيديم بخاطر اون لياقته بوده كه در خودمون اون لياقته رو نمي ديديم 

      همش نگران بوديم گله و شكايت ميكرديم از خداوند 

      كه جرا مثلا من تناسب اندام ندارم جرا من نبايد شاد باشم 

      جرا پرخوري ميكنم جرا حالم بده  

      با همه اينا داشتم به جهان ثابت ميكردم كه من لياقت خوشبختي تناسب حال خوب داشتن بهترين اندام بهترين زندكي رو ندارم 

      خدايا سپاسگزارم بابت اكاهي هاي عالي و روز به روز يه قدم ديكه به سوي متناسب شدن برميدارم 

      خدايا ممنونم ازت شكر سپاس 

      من خودم رو لايق بهترين تناسب  

      ميدونم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/17 01:22
      مدت عضویت: 1075 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 442 کلمه

      درود و خدا قوت 

      گام پنجم 

      لیاقت  لاغر شدن 

      من در بهترین شرایط خودم هستم  من به هرچه که تو جه کردم یعنی اینکه  خودم را لایق ان دانستم که بهش توجه کردم و فکر کردم من باید اول خودم رو لایق تناسب اندام بدونم تنها کسی میتونه به من کمک کنه فقط فقط شخص خودم هستم انجام تمرینات من رو در مسیر لاغری قرار میدهد 

      رسیدن به تناسب اندام خیلی اسان تر از ان چیزی هست که بهش فکر میکنم 

      باید در خودم لیاقت لاغر شدن  را پیدا کنم 

      بهانه هارو بزارم کنار :     من دارو مصرف میکنم که چاق شدم .من اشتهای کاذب دارم که چاق میشم و ….

      باید بپذیرم من مسول چاقی خودم  هستم .من مسول چاقی خودم هستم .من  مسول چاقی  خودم هستم .من مسول چاقی خودم هستم نه  خوردن دارو نه اشتهای کاذب .نه عمل جراحی .نه سیستم  بدنی

      من میپذیرم که خودم مسول شرایط فعلی خودم هستم 

      من نباید برده ذهن باشم که هر وقت هرچی گفت عمل کنم 

      قدم اول  ایجاد لیاقت لاغری در خودم 

      و برای ایجادلیاقت باید بپذیرم من مسول چاقی خودم هست 

      من باید باور کنم که خودم دارم خودمو نابود میکنم 

      جمله های که باید بسازم  تا در شرایط عالی قرار بگیرم 

      من لایق تناسب اندام هستم 

      من لایق اینم که خوش اندام و خوش استایل باشم 

      من لایق اینم که لباسهای را که دوست دارم بپوشم 

      متناسب شدن حق من است 

       من لایق سایز ۳۸  هستم .من لایق خوش اندامی تناسب اندام هستم 

      من لایق خوردن بهترین مواد غذای هستم من لایق زندگی شاد و پر انرژی هستم .من لایق اندام مناسبی هستم 

      از هرچه بدم اومد سرم اومد من با متنفر بودن از چاقی .من با مقایسه کردن خودم با دیگرا ن.با حسرت نگاه کردن افراد لاغر  من با خودمو تو اینه نگاه کردن ناراضی بودنم از چاقیم با مدام روی ترازو رفتن و ترس از خوردن عذاب وجدان پیدا کردن از خوردن  چاقی را در خودم پروش دادم و با توجه کردن به چاقی ان راجذب کردم من خودم مسول چاقی خودم هستم و با این اشتباهات خودم را لایق چاقی دانستم ذهن من فرق بین تنفرو دوست داشتن رو تشخیص نمیده پس من به هرچیز توجه کنم همون رو پرورش میده و جذب میکنه 

       

      من از امروز خودم را لایق لاغری میدانم  ان را در خودم پروش میدهم من لایق متعادل شدن و متناسب شدن هستم من لایق بهترین زندگی بهترین اندام هستم من از امروز با پیدا کردن لیاقت لاغری در خودم ایجاد لیاقت  با نرفتن رو ترازو .با پس زدن بهانه ها .با کنار گذاشتن اعتمادبه نفس کم لاغری رو در خودم پرو ش میدم به لاغری توجه میکنم با خرید لباسهای رنگی .با نگاه به  عکسهای  لاغری  قبلا لاغری رو در خودم پروش میدهم 

      من مسول شرایط فعلی هستم 

      من لایق متناسب شدن هستم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/14 17:15
      مدت عضویت: 1025 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,248 کلمه

      به نام خدی مهربان .

      یه باوری هست که در تمام جنبه ها ی  زندگی ما تاثیر گذار هست و  ما باید روی اون بسیار کار کنیم .هر انسان به یه میزان خاصی درگیر این باور  هست و این باور باور لایق دونستن خودمون هست .

      شما چقدر خودت رو لایق میدونی ؟؟

      لایق بهترین زندگی بهترین همسر بهترین دوست بهترین در امد بهترین سفر  و بهترینای دیگه در زندگی خصوصی  حتی یهترین تناسب اندام .

      باوری که مانع از کسب نتیجه ی مطلوب در برخی دوستان میشه همین باور لیاقت هست خیلی وقتها افراد درگیر این اضافه وزن شدن.و خیلی از مشکلات خاص  مثل افسردگی و حال بد و نبودن اعتماد به نفس  ….دارند و این افراد چاق باید اول روی روحیه و خلاهای درونی  خودشون کار کنن تا به  تناسب اندام  برسن اول باید تغییر روحیه و آرامش و شادی رو پیدا کنن .

      اگر داشتن یک ماشین خوب برات یک رویا هست چون خودت رو لایق نمیدونی و اگر مدتها هست اضافه وزن داری و کاری نمیکنی چون خودت لایق متناسب شدن نمیدونی .

      احساس بی لیافتی مانع رسیدن به خواسته میشوند.

      اگر فردی  هست که خودش رو لایق تناسب اندام نمیدونه پس به محض فکر کردن به تناسب اندام دلخواهش  اولین فردی که خندش میگیره خودش هست .

      من بارها با رژیم  به تناسب  رسیدم  و لی دوباره همش برگشته چون در ناخود آگاه ذهن خودت رو لایق تناسب اندام نمیدونی و لیاقت خودت رو کمتر میبینی تا بلخره رها میکنی 

      با نوشتن موفقیتهای خودت در گذشته  و   تلاشهای خودت که تونستی  به خواسته هات  برسی خودت رو بیشتر باور میکنی که چقدر انسان توانمندی هستی 

      داشته های شما مطابق با لیاقتهای شما در هر زمینه ای هست .

      احساس لیاقت رو در خودت ایجاد کنی و هر حرفی رو از قبل شنیدی که تو چاقی تونمیتونی تو تنبلی و .. بریز بیرون و بگو من لیاقت لاغر شدن دارم من لیاقت خوردن بهترین مواد غدایی رو رو دارم من لیاقت بهترین لباس  پوشیدن  ها رو دارم .

      اون وقت هست که برای انجام تمر ینات حرکت میکنی و احساس لیاقت میکنی و دیگه حرص،و ولع ند اری و همیشه از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنی .

      اگر الان چاقی لیاقت چاقی داری .

      ببین چقدردر ذهنت خودت رو مسخره کردی و ناتوان جلوه دادی و چقدر به خداوند گله کردی و به هردلیل خودت رو ناتوان دونستی  و خودت رو سرزنش کردی جهان هستی جواب تو رو به بهترین شکل میده اما خودت رو ارزشمند بدون اینقدر ارزشمند بدون که هر اشغالی نخوری مثلا برای ضرر زدن به دیگران بیشتر از حد خودت نخور  اینقدر به خودت بها بده که هر غدایی رو که مونده در یخچال تو نباید بخوری  خودت رو از بند اشعال خوری رها کن و بعد ببین جهان چطور به افکار و رفتار تو واکنش نشون میده و سریع همه چیز وارد زندگیت میشه و  اما طرف حتی در جمع ها هم اعتماد به نفس لازم رو  نداره و وقتی میخواد کمی برقصه به خودش میگه نه بشین سر جات الان همه تو رو مسخره میکنن. و یا وقتی سر میز شام هستی  همش میگی حیف که نخورم  بزار بخورم دیگه گیرم نمیاد تازه ظرف هم‌میگیری و برای فردات هم میبری پس جهان پاسخ چی رو  داده؟؟

       چرا من دایما ذهنم میگه بیشتر بخور و اما ذهن فرد متناسب این حرف رو نمیزه یعنی ذهن اون  فرد لاغر اصلی هست مال شما بدلی هست  نه اون لیاقت متناسب بودن رو داره اما من درون خودم اون لیاقت رو ندارم و این برمیگرده به زمان دور در کودکی زمانی که خانواده به من این احساس رو دادن 

      و بعضی از مادرها ار دوران بارداری این کار رو میکنن و زیاد میخورن به جای دو نفر سه نفر میخورن  که بچه قوی بشه و وقتی هم به دنیا میاد به زور بهش غذا میدن که  تپل  بشه چون فکر میکنن بچه ی لاغر نشان از  بی لیاقتی مادر هست و فکر میکنن بچه تو سن رشد هست و باید زیاد غدا بخوره .

      و تمام اون افرادی که پدر و مادر  من رو در کودکی تشویق به تپل کردن من میکردن همونها الان از من بدشون میاد و پدر و مادر من و من رو سرزنش میکنن و پدر و مادر من  برای اینکه ما رو از خوردن منع کنن ما رو تحقیر میکنن و میگن خاک تو سرت ببین چقدر شدی اینجوری پیش بری  از در رد نمیشی بچه ی  فلانی رو ببین چقدر خوشتیپه و کلی از این حرفهای مخرب و  باعث شد ما باور کنیم زشتیم و ناتوانیم و لیاقت متناسب شدن رو نداریم و این باورها در ذهن ما هست .

      پس احساس لیاقت بکن و به تمام کارهای سختی که در گدشته کردی فکر کن و ببین چقدررتو توانایی و  لیاقت داری .

      توانایی خودت رو مرور کن تا احساس ارزش،و لیاقت کنی  برای تناسب اندام .

      برای متناسب شدن در هر شرایطی هست اول باید احساس لیاقت کنی و بگی من مسول شرایط خودم هستم و نگو من چون ژنتیکم هست یا فلان دارو رو میخورم چاقم نه قطعش کن و بگو با بهانه تراشی نمیشه به جایی برسی  یک بار بگو بگو من مسول شرایط فعلی زندگیم هستم .

      قدم اول پس احساس لیاقت کن در رسیدن به هدف 

      و برای احساس لیاقت  مسولیت چاقی خودت رو بر عهده بگیر .و هر بار بگی من مسول چاقی خودم هستم اون ذهنت  دلیل میاره که نه  تو مسول  نیستی  و دلیلش اون دارو و اون اشتها و اون  مواد غذایی هست که مصرف میکنی و اینقدر باید تکرار کنی تا اون بپذیره دلیلش خودت هستی  و مرحله ی بعد جمله هایی بساز که نشون میده تو احساس لیاقت داری مثلا :

      من لیاقت پوشیدن لباسهای رنگ شاد وشیک رو دارم 

      من لیاقت اعتماد به نفس بالا رو دارم 

      من لیاقت سالم زندگی کردن رو دارم 

      من لیاقت …

      هرچقدر بیشتر جمله بسازی خودت رو بیشتر در شرایط ایده ال تصور میکنی و خودت رو لایق بهترینا میدانی  و اون وقت برای جسم شمافرمان لاغری خود به خود صادر میشه مثل الان که فرمانهای پرخوری خود به خود صادر میشه و  به دنبال روشهای خاص و جراحی و دمنوش و … نباش به دنبال کم کردن اشتها نباش  بابا اشتها خودتی اشتها یه عفونت نیست درون تو که با دارو از بین  بره اشتها در ذهن تو لونه کرده باید اونها رو از بین ببری باید باورهای غلطی که باعث چاقی تو شده رو از بین ببری  و اونها رو باورهای جدید و متناسب کننده جایگزین کنی و اون وقت میبینی متناسب شدن چقدر آسون و لدت بخش هست و میبینی متناسب شدن حق شما هست .

      این باور غلط مشکل خیلی  از ما هست که مانع متناسب شدن ما هست .

      این ذهنی که تونسته ما رو به این شکل  جاق در بیاره میتونه ما رو هم به این  شکل لاغ  در بیاره .

       

      برداشت من از فایل :

      اول بگم عجب فایلی بود  واقعا لدت بردم .

      احساس لیاقت داشتن  بسیار باور ارزشمندی هست که باید هر کس در درون خودش اون رو پیدا کنه و قطعا در افراد به اندازه ی متفاوت هست و هرکس این احساس لیاقت رو بیشتر در درون خودش داشته باشه قطعا موفقیتهای بیشتری در زندگی داره در تمام جنبه ها و هر کس این احساس،لیاقت رو  در درونش کمتر داشته موفقیتها در درون زندگیش  در تمام جنبه ها کمتر پیدا میشه و این احساس لیاقت میتوته کل زندگی ما رو تحت تاثیر قرار بده از جمله تناسب اندام ما رو و اگر من بخوام این احساس لیاقت رو در خودم افزایش بدم تنها راهش مرور تواتنمندیهام هست جه در زمینه لاعری و چه در بقیه ی جنبه هام پس من اول روی خودم یکم تمرکز کنم ببینم چه توانایی هایی دارم من حدودا ۱۸ ساله بودم که ازدواج کردم و چون در سن کم ازدواج کردم  دانشگاه نرفتم با اینکه محدودیت مالی هم نداشتم فقط اون حوصله و اون انگیزه برای درس خوندن رو نداشتم و از اون فضا ی درس خوندن کلی فاصله گرفته بودم در حالی که تمام دوستای صمیمی من ادامه دادن  و بیشتر  آشناهام حتی خانواده ی همسرم داری تحصیلات عالیه  در سطح دکترا هستن و من همیشه این برام خلا بوده و احساس بی اعتماد به نفسی در برقراری ارتباط میکنم  اما امرورز یه نگاه میکنم به خودم میبینم که من دقیقا ۱۸ سال پیش که ازدواج کردم تونستم اولین فردی باشم در خانوادی خودم و همسرم و دوستان صمیمی خودم با اون سن کم که گواهینامه رانندگی بگیرم و تونستم با اون سن کم بلافاصله مدرک آرایشگری از فنی و حرفه ای بگیریم و در سالنی مدتها کار کنم و بلافاصله من تونستم مدرک گلسازی روی فوم  از فنی و حرفه ای بگیریم و بهترین و به روز ترین گلها رو درست کردم که میتونستم باهاشون  اون موقع نمایشگاه بزنم و بلافاصله من تونستم دو مدرک کامپیوتر در دو سطح بگیریم که اون زمان هر کسی نداشت و بسیار ارزشمند هستن و  اما چند سال بعد کلاس نقاشی  پیش دوستم رفتم روی بوم که خوشم نیومد و ادامه ندادم چون من طراحی با قلم سیاه دوست داشتم  و چند ماه بعد کلاس زبان رفتم که بازم به خاطر وجود بچه ی کوچیک که داشتم ادامه ندادم و  بماند که کلی سابقه ی ورزشی در باشگاه سطح اول شهر دارم با تعهد چندین سال اونجا کار کردم هر چقدر فکر میکنم میبینم جقدر من آدم توانایی بودم درسته مدرک دانشگاهی ندارم اما کلی مدرک عالی  دیگه دارم که واقعا در اون زمان ۱۸ سال پیش هر کسی اونها رو نداشت و پیش خیلیها تشویق میشدم اما خودم از در ن لیاقت اون همه تشویق رو نداشتم و میگفتم نه من که چیزی بلد نیستم ولی حالا متوجه میشم که من چقدر توانا بودم و هستم و  اون موقع تمام تمرکز من بر روی ناتوانی های خودم بود که چرا مدرک دانشگاهی ندارم ولی حالا  بیشتر متوجه میشم چه ادم توانمندی بودمو هستم  واما در زمینه ی لاغری اگر بازم بخوام از توانمندیهام بگم کم نیست  من :

      بار ااول سال ۸۳ رزیم به همراه ورزش  گرفتم و ۸ کیلو کم کردم 

      بار دوم در سال ۸۶ رزیم به همراه ورزش  گرفتم و ۲۵ کیلو کم کردم 

      بارسوم سال ۹۰ رزیم به همراه ورزش  گرفتم و ۱۶ کیلو کم کردم 

      بار چهارم در سال ۹۳ رزیم  به همراه ورزش گرفتم و ۳۰ کیلو کم کردم 

      و بار پنجم  در سال ۹۴ رزیم به همراه ورزش  گرفتم  و ۷ کیلو کم کردم 

      بار ششم در سال ۹۵ رژیم به همراه ورزش  گرفتم و  ۱۰ کیلو کم کردم و دقیقا من از سال ۹۵ تا ۹۸ بارها رزیم گرفتم متناسب شدم و دوباره چاق شدم و همیشه در رفت و امد بین چاقی و لاعری بودم 

      و همین من رو ناراحت میکرد که چرا نتیجه ماندگار نیست 

      بازم با مرور این همه تلاش های خودم در زمینه ی لاغری به خودم میگم احسنت چقدر  آدم توانایی بودم و علاقه و تعهد و پشتکار و استمرار داشتم درسته نتیجه ماندگار نبوده ولی عیب از راه و روش من برای لاغری  بوده نه از خودم و من باید بیشتر خودم رو ادم توانمندی بدونم  و چقدر  من برای هدفم جنگیدم و زمین خوردم اما دوباره پا شدم و ناامید نشدم  برای همین  اصلا خودم رو آدم ناتوانی نمیدونم و در تمام این بارها من ورزش هم همراه رزیم داشتم که تقریبا از سال ۹۳ تا سال ۹۸ ثابت در باشگاه فعالیت داشتم با پشتکار و تعهد که بازم نشان از توانمندی من داره که در هر شرایطی که بوده بیماری و مشکلات آب و هوایی  مثل گرد و خاک و گرما و ……و بچه ی کوچیک شیر خوار داشتن  ولی من ورزش رو رها نکردم و در صف اول در کنار مربی من تمام حرکات رو به بهترین شکل اجرا میکردم و حاصر بودم که این نشون میده چقدر عاشق لاعری بودم . 

      پس من با مرور کردن اینها به خودم و ذهن خودم میگم من انسان بسیار توانمندی هستم من لایق رسیدن به بهترین زندگی و تناسب اندام رو دارم چرا که نه چون بارها برای خودم تلاش کردم هم دررزمینه ی لاغری و هم در بقیه جنبه ها که به موفقیت برسم اگر نشده چون باور غلط داشتم چون ذهنم پر از فرمولهای غلط بوده ولی الان که این آگاهی ها رو دارم دیگه اینطور فکر نمیکنم حقیقتا مدتها هست دارم روی این احساس لیاقت کار میکنم من قبلا با وجود اینکه همسرم وضع مالی خوبی داشت حاضر نبودم لباس و غدا و تفریح و وسایل زندگی   انچنانی  داشته باشم و میگفتم آدم باید قانع باشه ولی در این یکی دوساله دارم به بهترین نحو زندگی میکنم برای خرید بهترین مارک رو میخرم برای خودم بهترین لوازم و برند رو  اگه امکان داشته باشه خرید میکنم ووووووهر چند هنوز اول راهم و خیلی کار دارم ولی بارها به خودم میگم  به قول استاد عزیز  چه کسی مهم تر از من تو دنیا هست هیچ کس  پس بزار اول خودم برای خودم ارزش قایل باشم تا جهان هم برای من ارزش قایل بشه و من رو به مدارهای بالاتر و نعمتهای عالیتر هدایت کنه من لایق بهترین زندگی و همسر و امکانات و بهترین فرزندان و بهترین سلامتی و اندام …….رو دارم و باید دررعمل  این حرفها رو نشون بدم با توجه کردن به اون بهترینا در هر جا که میبینم مثلا روابط زیبا رو هر جا دیدم تحسین  میکنم و توجه میکنم و یا ثروت زیاد و افراد موفق رو هر جا دیدم تحسین و توجه و تشویق میکنم فرزندان موفق رو در هر جا دیدم تشویق و تحسین میکنم و سلامتی کامل هر فردی رو که دیدم بازم تحسین و توجه و تشویق میکنم ووووووو تا وارد زندگیم بشه تا به من هم داده بشه چون جهان به کانون توجه من پاسخ میده و از اون جنس اتفاقات وارد زندگیت میکنه پس من لیاقت دارم یه زندگی عالی داشته باشم  چون خداوند گفته و وعده داده و وعده ی خداوند حق هست و خداوند خلف وعده نمیکنه پس با احساس خوب دوباره میگم من لیاقت بهترین زندگی رو دارم 

      و اما  بازم در زمینه ی تناسب اندام  که باید خیلی روی خودم کار کنم این هست که به خودم بگم تو لیاقت خوردن هر غدایی رو نداری من لیاقت خوردن ته مانده ی غدایی در ظرفها رو ندارم یا من لیاقت خوردن عذای سرد و بدمزه و مونده ی چند روز پیش رو ندارم من لیاقت خوردن غذای بی کیفیت از ترس اسراف  ندارم من لیاقت خوردن عدا از روی اینکه پولش رو دادم نیستم و …انصافا تا حدود زیادی این عادتها در من برطرف شده و من تمام ته منونده ی غداهای بچه ها رو جمع میکنم و داخل کیسه ی فریزری میزارم و داخل اب رود خونه ی شهرم برای ماهی ها میریزم و من هر وقت جا نداشتم برای خودم خیلی بیشتر از اون عدا ارزش قایل هستم و میگم اون حیف نیست من حیفم که جسمم رو با پرخوری  چاق نکنم و از این امانت الهی  به خوبی مواظبت نکنم و خیلی راحت غدا رو رها میکنم حتی اگر پول داده باشم و من با همین ارزش لیاقت کاری کردم که همیشه در هر جایی عذا رو دیدم نخورم از خودم بپرسم و اگر واقعا گرسنه بودم بخورم اگر نه نمیخورم که با پرخوری جسمم رو تبدیل به گاراژ بیماریها نکنم و بازم با همین احساس لیاقت که در خودم دارم ایجاد میکنم  که من لایق بهترین اندام هستم هر مواد غدایی در اطرافم بود من رو وادار به خوردن نمیتونه بکنه وومن اگر خودم خواستم وا واقعا نیاز داشتم تصمیم میگریم و از اون میخورم چون خودم رو بردهی غذاها نمیدونم  و بازم همین احساس،لیاقت من برای لاعر شدن باعث شده بر ترس خودم برای غدا خوردن علبه کنم و خیلی راحت بگم این نعمت برای لدت بیشتر من از زندگی آفریده شده و من لایق خوردن مواد عدایی  با لذت هستم و من هیچ محدودیتی ندارم ولی به اندازه و درست باید استفاده کنم 

      و خلاصه این احساس لیاقت در لاغری به نظر من تمام آموزشهای استاد رو شامل میشه و هر کدوم رو اجرا کنیم و عمل کنیم داریم به خودمون احساس لیاقت میدیم که ما با انجام درست این تمرینها لیاقت لاعر شدن و به اندازه خوردن و لدت بردن از زندگی و مواد عدایی  و ارامش و آزادی  رو داریم .

      اصلا چرا من این روش ذهنی رو دوست دارم چون من لیاقت تجربه ی اندام زیبایی در کمال آزادی رو دارم که نصیب هر کسی نمیشه و هرکسی ارزش اون رو نمیدونه و من جز افرادی هستم که به این سایت هدایت شدم یعنی خداوند من رو انتخاب کرده و بازم در خودم احساس لیاقت زیادی پیدا میکنم که چقدر بنده ی خوبی بودم که خدا من رو به راه راست هدایت کرده حالا که تا اینجا اومدم و خدا این همه چیز رو با هم داره به من میده مثل ازادی و اعتماد به نفس و روابط عالی و تتاسب اندام عالی وایمان بهتر و توکل بهتر و  ….حقیقتا خیلی احساس لیاقت رو دارم در زندگیم گسترش میدم فراتر از لاغری میخوام من میخوام به  موفقیتهای بزرگ در زندگیم برسم  چون انسان لایقی هستم من میخوام به ثروت و سلامتی و محبوبیت و سعادت و خوشبختی و … همه چیز با هم برسم چون لایق اونها هستم و از استاد سپاشگزارم که با این راه ما رو اشنا کرد و لاعری رو اینقدر داره زیبا به ما هدیه میده .

      من امروز برای خودم عکس پروفایل گداشتم حقیقتا این عکس مال دوران تناسب ۵۹ کیلویی خودم هستم که با رزیم چند سال پیش،به اون رسیدم و اون موقع در اوج لاغری همیشه از صورت خودم که بسیار لاغر هست بدم میومد وهیچ وقت روم نمیشد به خودم در عکسها و یا جایی نگاه کنم و میگفتم چون صورتم بسیار زشت و لاعر شده  اما  من عمدا این عکس رو گذاشتم روی پروفایلم تا با اعتماد به نفس بگم  من در اوج لاغری هم بسیار زیبا بودم و دوباره میخوام به اون وزن برگردم و به ذهنم بگم این صورت لاعر هیچ مانعی برای من در رسیدن به هدف  نیست و من   رو دوباره در اون وزن لاعری خودم قرار بده و من لایق بودن درراون وزنم و وزن ۵۹ کیلویی یهم من هست و من باید در اون وزن باشم .

      من لایق پوشیدن بهترین لباسها هستم 

      من لایق داشتن بهترین اندام در کمال ازادی هستم 

      من لایق داشتن رفتار غدایی مثل افراد متناسب هستم 

      من لایق خوردن  بهترین مواد غذایی هستم 

      من لایق درک این همه آگاهی ناب هستم 

      من لایق رسیدن به سایز ۳۸ و وزن ۵۹ کیلو هستم 

      من لایق رسیدن به تمامی خواسته هام هستم 

      من لایق بهترین خریدهای با کیفیت و برند رو دارم 

      من لایق بهترین سلامتی و شادابی و زیبایی و جوانی چهره هستم .

      من لایق بهترین حالت روحی و جسمی هستم 

      .من لایق دریافت الهامات الهی  هستم (.به موقع پیعام سیری و گرسنگی رو بگیریم )

      من لایق بودن در بهترین زمانها و مکانها با بهترین ادمها هستم .

      من لایق بهترین امکانات عالی و به روز برای زندگیم هستم .

      من لایق بودن در دوره های غیر رایگان استاد هستم .

      من لایق ایمان قوی  و توکل قوی هستم 

      من لایق اعتماد به نفس عالی هستم .

      من لایق روابط عالی با همه هستم 

      من لایق دوست داشتن  خودم و دوست داشته شدن  بقیه هستم .

      من لایق سعادت و خوشبختی و ثروت  زیاد و سلامتی و موفقیت و ….. هستم 

      من لایق بهترین شاگرد استاد بودن هستم .

      من لایق شگفتی ساز شدن در این سایت و سایتهای دیگه هستم .

      من لایق تجربه ی کلی نعمت جدید در زندگیم هستم 

      من لایق رسیدن به لاعری دلخواهم رو خیلی اسان و راحت دارم بدون زجر و سختی .

       

      من لایق رفتن به مدارهای بالاتر و تجربه ی زندگی با کیفیت تری هستم .

      من لایق دریافت خیر و خوبی از سمت خدای خودم هستم چرا ؟؟

      چون انسان ارزشمند و توانایی هستم  چون من برگزیده ی خدا هستم چون خدا درو ن من هست  چون من خود خدا هستم  چون جانشین خدا بر روی زمین هستم چون خدا لیاقتش بودن در بهترینها هست بدون زجر و سختی در اسانی و در بینهایت بودن همه چیز و در فراوانی هست 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/06 15:33
      مدت عضویت: 631 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 35 کلمه

      سلام استاد وقتتون بخیر

      ببخشید این سوال رو اینجا میپرسم

      با توجه به شرایط محدودیت اینترنت ایران، اگه محدودیت ها و فیلترینگ ها و دسترسی سرورهای داخلی اعمال بشه، آیا بازم به سایت تناسب فکری دسترسی داریم؟🥺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/06 11:13
      مدت عضویت: 1057 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 246 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان متعهد

      هر بار که باید وارد صد گام شم باید رمز عبور بزنم و این کار دوست ندارم چه قدر موانع ذهنی مخفی هستن اگر ساعت ها با دوستانم چت های بیهوده کنم خسته نمیشم ولی برای زدن رمز ورود به من میگه خسته شدی انگار مطمین که صد گام من تغییر میده و متناسب میکنه و حوصله نداره تغییر کنه

      و من بهش گفتم این رمز گاو صندوقی که توش فرمول خوشبختی و تناسب و فقط من رمزش دارم تا نقشه گنج بردارم الان بیشتر باهام راه میاد سعی میکنم گولش بزنم بهش نیگم تو ذهن یک فرد کاملا متناسب و باید درست رفتار کنی تو ذهن یک پرنسی تو ذهن یک مدلینگی تو ذهن یک مدیری تو ذهن لایق ترین فردی

      دیروز تو خونه قدم میزدم و به دختر کوچکم میگفتم تک برو طبقه بالا و به پسرم گفتم تو هم برو تو حیاط بزرگمون بچه ها تعجب کردن ولی کم کم از این بازی خوششون اومد چه قدر فقر و چاقی بازی کردم حالا وقتش نیست طاس دوباره بندازیم جفت شیش بیاریم و برگ برنده رو برداریم

      من لایق بهترینها هستم چون خدا دارم

      چون خدای من بهترینها و زیباترین ها رو میافریند

      چون هیچ محدودیتی در بخشش نداره

      من لایق زیباترین اندامم

      من لایق زیباترین لباس ها هستم

      من لایق سلامتی ام

      سالها خودم خیلی بیشتر از اونیکه بودم دیدم سالها فقط به قسمتهای چاق بدنم توجه کردم سالها خودم چاق ترین دیدم دیگه وقتش رسیده که باور کنم من بهترینم من متناسب ترینم من زیبا ترینم

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/05/06 15:10
        اندازه متن
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        سلام دوست عزیز
        نوشته ات درباره ورود به صدگام عالی بود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/06 18:41
          مدت عضویت: 1057 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 6 کلمه

          ممنون استاد از این حمایت سپاسگزارم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرمیتا صدیقی
      1400/05/04 11:54
      مدت عضویت: 390 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 983 کلمه

      به نام خدای زیبایی و تناسب

      سلام خدمت استاد عطارروشن و دوستان خوبم.

      گام پنجم:

      امروز از خودم سوال کردم باور لیاقت یعنی چی؟

      “باور لیاقت” باوری‌ست که باعث پیشرفت ما در تمام جنبه های زندگی از جمله تحصیلات، استقلال مالی، روابط،سلامتی و البته تناسب اندام میشود..باوری بنیادی و قوی که به شکل مثبت و منفی از اون استفاده میکنیم.این باور هم میتونه در جهت پیشرفت شکل بگیره و هم در جهت پسرفت. اینکه ما از کدوم جهت شکلش دادیم به باور های ما برمیگرده..!

      به راستی من چقدر خودم رو لایق بهترین ها در تمام ابعاد زندگیم میدونم؟!با اینکه دو سال هست که دارم روی باورهام کار میکنم،اما حالا که به این سوال برخوردم متوجه شدم چقدر این موضوع پاشنه آشیلِ منه!

      به قول ساناز جان یکی از همراهان عزیز، حتی زمانی که لاغر هستم و دیگران من رو تحسین میکنن باز هم من توی وجودم به خودم میخندم و میگم: برو بابا! کجام لاغره؟ هنوز شکم دارم بازو دارم و..امان از اینکه همین نجواهایی که با ذهنم دارم باعث پرورش لیاقت چاقی من میشه…!

      استاد، سوال زیبایی پرسیدید که من رو به فکر فرو برد..[ایا رویای من متناسب شدن است یا متعادل شدن؟]توی مدتی که از روش های مختلف سعی در لاغری داشتم در حال متناسب شدن‌بودم اما متعادل نبودم.متعادل بودن یعنی آرامش،شادی و نترسیدن از غذاها و لذت بردن از زندگی…مواردی که در هیچ روش دیگری به چشم نمیخوره و ما دائم استرس و ترس و نگرانی داریم.حتی زمانی که لاغر میشیم بازهم شک داریم که مبادا چاق بشیم!! حتی از همون چند روز لاغری هم لذت نمیبریم:)

      با پرسیدن این سوال و کمی جست و جوی ذهنی فهمیدم رویای من *متعادل شدن* است.رویایی که همه افراد دارای اضافه وزن دارند و شب و روز به این موضوع فکر میکنن..

      با چه کارهایی لیاقت چاق شدن رو در خودم پرورش میدادم؟

       هر بار که از غذا خوردن که نیاز طبیعی بدنم هست ناراحت میشدم لیاقت چاق تر شدن رو پرورش دادم

      هر بار که پرخوری کردم پرورش دادم

       هر بار که با ترس و وحشی به مواد غذایی نگاه کردم پرورش دادم 

      هر وقت جلوی آیینه صورت و اندامم رو آنالیز کردم لیاقت چاق تر شدن رو پرورش دادم چون دائم منتظر چاقی بودم.

      هر دفعه که لباس های تیره و گشاد پوشیدم لیاقت چاقی رو پرورش دادم هروقت موهام رو طوری درست کردم که صورتم کشیده نشون داده باشه این لیاقت منفی رو پرورش دادم

       هر بار شکم و غبغبم رو توی عکس ها ادیت کردم بی لیاقتی خودم رو برای لاغری طبیعی اثبات کردم 

      هر بار به بازوهای بزرگم نگاه کردم و ازشون متنفر شدم برای داشتن بازوی لاغر بی لیاقت تر شدم

      و هزاران مورد دیگه که من تا به الان حتی بهش فکر هم نکرده بودم!!

      حالابا چه کارهایی لیاقت لاغر شدن رو در خودم پرورش بدم؟

      با توجه کردن به عکس های دوران لاغریم و لاغری دیگران 

      با نرفتن روی ترازو و آنالیز نکردن خودن در آیینه 

      با پوشیدن لباس های رنگی و موردعلاقم

       با درست کردن موهام به هر طریقی که دوست دارم بدون اینکه به چاقی یا لاغری صورتم فکر کنم 

      با مقایسه نکردن خودم با اطرافیان (چون من هر روز با خودم مسابقه میدم)

      با نگاه نکردن به ترک های جدید پوستیم با نترسیدن از غذاها و به اندازه نیاز بدنم غذا خوردن 

      با تشکر از هرکسی که بهم میگه لاغر شدی!با باور کردن اینکه من همین الان هم نسبت به خیلی ها لاغر اندام هستم.

      با نترسیدن از پوشیدن لباس هایی با طرح های مختلف که عام‌مردم میگن باعث چاق نشون دادن میشه! و و و و و ….

      من به شدت‌ قبول دارم جهان،جهان‌لیاقت هاست و لایق شرایطی که الان در تمام جنبه های زندگیم‌دارم هستم چون من مسئول سلامتیم هستم 

      مسئول روابطی که دارم هستم 

      مسئول درامدی که ندارم هستم 

      و همچنین، مسئول اضافه وزن خودم‌هم هستم! تمام مسئولیت زندگی‌ام بر عهده خودمه و هیچ شکی در این نیست

       

      {همچنین معتقدم که توجه و لیاقت رابطه مستقیمی باهم دارن! }

      به هر چیزی که توجه کنی داری احساس لیاقت به اون چیز رو نشون میدی مثلا در سریالی یک زوج رابطه بدی باهم دارن.ذهن تو تشخیص نمیده تو از این موضوع خوشت میاد یا نه! اون فقط به توجه تو‌ پاسخ میده و فرمول ذهنی‌اش رو میسازه و به صورت اتفاق بعدها اون رو وارد زندگیت میکنه

       ناگفته نماند کائنات خنگ هم هست:/ فرق بین تنفر و عشق رو نمیفهمه اون میگه به هرچی توجه‌کنی وارد زندگیت میکنم.

      پس از خودم میپرسم دوست دارم چه چیزی وارد زندگیم بشه؟ بهترین تناسب اندام _پس به همون‌توجه میکنم.نتیجه چه میشود؟ کائنات میگه فرمانبردارم سرورم !! و تمامممم

      جملات تاکیدی برای ساخت لیاقت:

      من لایق با آرامش غذا خوردن هستم 

      من لایق تناسب اندام عالی و ایده الم هستم

      من لایق خوشتیپ شدن هستم

      من لایق پوشیدن لباس های رنگارنگ و موردعلاقم هستم

      من لایق استفاده از تمام مواد‌غذایی به اندازه نیازم هستم

      من لایق خوردن بهترین و تازه ترین خوراکی ها هستم

      من لایق بازو های لاغر پاهای لاغر و شکم تخت رو دارم.

      من لایق متعادل و متناسب شدن هستم

      تمارین گام پنجم:

      ۱_به آنچه در مسیر چاق شدن تجربه کردید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کردید.(قسمت بالایی متن نوشته و انجام شد)

      ۲_با توجه به توضیحات ارائه شده در تلاش های قبلی خود برای لاغر شدن توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشتید؟خیر.هدف فقط متناسب شدن بود نه حال خوب و لیاقت و شادی..

      ۳_روش های لاغری که استفاده کردید باعث ایجاد لیاقت لاغر شدن در شما شده‌اند یا سبب افزایش لیاقت چاق تر شدن شده‌اند؟باعث افزایش لیاقت چاق تر شدن شدند با هر بار وزن کردن و سایز گرفتن و ورزش های طولانی این لیاقت ایجاد شد.چون داشتم به سختی لاغر میشدم‌.

      ۴_پیشنهاد خود برای ایجاد و گسترش لیاقت لاغر شدن را بنویسید

      نگاه به عکس های شگفتی سازان!عکس های دوران لاغری و نگاه کردن به اندام کسی که دوست دارم داشته باشم

      آنالیز نکردن خود در آیینه و وزن و سایز نگرفتن

      بازگشت و فکر کردن به موفقیت ها و دستاورد هایی که تا به امروز داشتیم.

      فکر کردن به مزیت های لاغری و…

      استاد بابت این جدیت و محکم بودن حرف های این جلسه سپاسگزارم!نمیدونید چقدر اگاهی داشت و چقدر باعث تامل افراد میشه..

      از خداوند سپاسگزارم که از طریق دست بی نظیرش(شما) به ما حرف هاش رو میرسونه..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/05/03 02:39
      مدت عضویت: 534 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 352 کلمه

      سلام لیاقت لاغر شدن، .   من دریافتم که هربار باتوجهاتم به اندام چاقم باجلوی آینه رفتن نگاه گکردن به قسمت های چاق بدنم ویا متنفرشدنم از چاقیم و حس درماندگی بخاطر چاقیم وترسم از خوردن غذاها وپرخوری کردنم که حس چاقی رو به من میداد وگرفتن رژیم چون میخواستم چاقیو برطرف کنم یعنی مبارزه باچاقی وتوجه به چاقی. رفتن روی ترازو و دیدن اضافه وزنم درحال گسترش چاقیم بودم دراین صورت بودکه لیاقت چاقیو به خودم ناخواسته داده بودم ولایقش شده بودم اما حالا اومدم مسیر لاغری باذهن ودارم گام به گام لیاقت لاغریو به خودم میدم با بودنم در این مسیر وتوجهم به لاغریم و تغییر باورای چاق کننده به لاغر کننده فهمیدن اینکه خوردن ترس نداره چون هیچ وقت قدرت چاق کننده نداشته واین ذهن من بوده که داشته مانع دفع چربیا میشده در حالی که جسم من وظیفه واش برنامه ریزیش جوری طراحی شده از طرف خداوند که همیشه منو متناسب کنه وخوردن. فقط برای دریافت انرژی سوخت و ساز وسلامتی تمام سلول های زنده ای  بدنم هست.پس من لیاقت لاغر شدنو دارم . واینکه حالا تو این مسیرم این یعنی خداوند منو لایق لاغر شدن دونسته اینکه لاغر بشم ولاغر بمونم ودر وزن ایده ال و اندام مورد علاقم قرار داشته باشم وزندگی کنم .  پس من لیاقت پوشیدن لباس های شاد وخوش رنگ وسایز 38و36هستم . من لیاقت اندام ظریف و دخترانه دارم . من لیاقت اینو دارم که حس سبکی کنم وبه راحتی بدوم ، من لیاقت اینودارم که وقتی میرم جلو آینه به خودم بخاطر اندام لاغر و ایدهالم تبریک بگم و ایول بگم و خودمو تحسین کنم. من لیاقت اینو دارم که برم روی ترازو ووزن ایده المو ببینم و یه هورا ااا.  از ته دل فریاد بزنم . پیشنهاد من واسه اینکه لیاقت لاغریمون وگسترش بدیم میتونیم از ساب هم استفاده ببریم که شامل یه سری باور به شکل پیام های مخفی هست که با موسیقی شنیده میشه البته این پیام ها رو فقط ذهن ناخوداگاه میشنوه. ممنون استاد عطار روشن که این دوره رو دراختیارما شاگردات گذاشتی تا که لاغری ایده المونو به راحتی در آغوش بگیریم .  خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 12:33
      مدت عضویت: 786 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 911 کلمه

      با سلام خدمت دوستان وعزیزانم درمورد نوشته های متن به اینصورت بود که ولا در مورد لیاقت چاقی ولاعری بود واینکه ما وقتی اساسی فکر میکنیم تا حالا فقط داشتیم لیاقت چاقی را در ذهن خود فعال میکردیم به اینصورت که ابتدا اولش از بدنمون وانداممنون ونحوه لباس پوشیدنمون منطورم باید لباسهای گشاد یا رنگ تیره میپوشیدیم وحتی فرار کردن از خرید لباس و نخوردن ویا فکر نخوردن ویا من در مهمانیها نمیخوردم اخه فکر میکزدم مردم میگن چه قدر این میخوره خوبه خجالت نمیکشه ویا خوردن توی خونه در حالت خفگی همه اینها یعنی توجه کردن به نطر من اول باید توجه خود را از روی مسائل ناخوشایند برداریم یعنی لا اقل اگه اول نمیتونیم فکر خوب واحساس خوبی داشته باشیم بهتر ه که توجه نکنیم یعنی اصلا در مورد اون مسیله فکر نکنیم کنجکاوی نکنیم واطلاعات در مورد اون مسیله وارد دهنمون نکنیم واینطوری بازم یک قدم جلوییم چون وقتی ما توجه میکنیم باعث میشه فکر نادرست وبعد بریم دنبال اطلاعات وفرمولهای اشتباه وبعد باور سازی نادرستی در دهنمون جا بگیره وهی رفتارهامون نادرست واشتباه وخرابتر بشه پس بهتره که اصلا اگه نمیتونیم درست فکر کنیم بهتر توجه نکنیم چون هی ذهن ما  ذی شعوره یعنی درک نمیکنه که اون موضوع رو دوست داری یا نه به هرچه توجه کنی فکر میکنه تو میخوای در زندگیت انجام بشه پس بهت حس لیاقت میده لیاقت داشتن اون موصوع توی زندگیت پس اون به تو هی بیشتر وبیشتر میده ودیگه توانتطارات از خودت میشه چاقی پس اول توجه نکنیم وبعد باید بیاییم فرمولهای درستی که ههمون از اول افرینشمون توی ذهنمون هست وعیر فعال شده رو دوباره فعال کنیم همین چون ذهن ما مثل یک کامپیوتر از قبل بعصی از برنامه ها توی اون کد نویسی شده اند ولی ما یا وارد کردن کدهای اشتباه وفرمولهای نادرست اونها رو خاموش کردیم وبرنامه دیگه ای بر مبنای چاقی نصب کردیم با همون رژیم گرفتن ورزشهای سخت وهزار کار دیگه که خودمون بهتر میدونیم اخه خداوند همه ما رو متناسب خلق کرده خودمونیم که خودمون رو چاق میکنیم در مورد فایل صوتی واقعا عالی بود من توی جلسه سی دوم بودم ودوباره برگشتم این فایل رو گوش دادم ونوشتم یعنی دوباره میگم عالی بود دوباره گوش دادم وفهمیدم که باز دوباره مطالب جدیدی یافتم انگار قبلا کر بودم وبعضی از نکات رو نفهمیدم در این فایل گفته میسه که خودمون مسئول زندگی خودمون تا الان هستیم یعنی در هر مورد از امور زندگی اگه راضی هستیم ویا اگه ناراضی هستیم خودمون عامل اصلی هستیم اصلا خودمون به سر خودمون اوردیم پس باهم میگیم ومینویسم من خودم مسیول تمام زندگی ام هستم ومن خودم را مقصر تمام مراحل زندگی ام میدانم حالا وقتی کلمه مقصر را میگوییم همه فکر میکنند که تمام مراحل زندگی که بد گدشته نه تمام مراحل زندگی ام چه خوب وچه بد ومن از امروز تمام مسیولیت زندگی خودم را میپریرم وتصمیم میگیرم که در خود لیاقت داستن بهترین زندگی را فراهم کنم وبرای فراهم کردن این موصوع از هیچ تلاشی فرو گذاری نمیکنم در این فایل هم در مورد لیاقت گفته شد استاد فرمودند مهمترین باور باور لیاقت هستش اگه درخودمون باور لیاقت ایجاد کنیم دیگه در مورد خودمون فکر نادرست نمیکنیم وهی از دیدن خودمون احساس بد وچاقی در ما بوجود نمیاد وما احساس بی لیاقتی میکنیم واحساس بی لیاقتی مانع از ادامه دادن وموانع رو برداشتن میشه بیشتر ما این احساس بی لیاقتی رو داریم که اثلا فکر نمیکنیم که یکروز ماهم متناسب میشویم در صورتی که ما از اول افرینش متناسب بودهایم وخداوند اصلا تمام انسانها رو متناسب بوجود میاره خودما انسانها کارهایی انجام میدیم وفکرهایی میکنیم وکدهایی اشتباه میدیم که ما چاق وچاقتر میشیم ولی ادمهای متناسب لیاقت متناسب شدن رو در دهنشون دارند واصلا از خوردن نمیترسن ومیگن ما برای چی چاق بشیم مگه ما غذای بیشتری خوردیم ما اندازه نیازمون خودیم ووقتی سیر شدیم دست از غداخوردن کشیدیم حالا چرا چاق بشیم وبعد هم میگن ما چیزی رو که دوست داریم میخوریم وچاق نمیشیم چون به مقدار نیازمون میخوریم وبعد ما شاید کمتر از اونها هم بخوریم ولی چاق میشیم چون خودمون رو محکوم به چاقی کرده ایم ومیگیم ماهرچه بخوریم چاق میشیم حتی اب یا بعصی هامون میگن حالا که دیگه ما محکوم به چاقیم باید هر اسعالی رو دوباره برای دهن خودم به حالت فجیع تر میگم هر اشعالی رو بخوریم وفتی عذا زیاد اومده جلو ما میزارن ویا ما از حد نیازمون که میخوریم یعنی اشعال میخوریم ویا وقتی به اون ماده غایی نیازی نداریم ویا در تفریحات به جای تفریح کردن ترجیح میدیم بخوریم ولدت ببریم اصلا در طول روز تمام توجهمون به خوردنه هی داریم احساس چاقی واحساس بی لیاقتی رو در خودمون پرورش میدیم در حقیقت من در مورد خودم میگم که احساس بی لیاقتی یعنی مساوی با بی ارزش دونسن خودم یعنی خودم اول به خودم ارزش قایل نشدم وهر اسعالی رو خوردم وبعد میگم خودم به خودم احترام نمیزارم از مردم چه انتظاری دارم از امروز قول میدم که من به خودم ارزش قایل بشم وهر ته مونده غذایی رو نخورم وبه هر بهانه ای هی نخورم وهی بگم اشتهام زیاده اشتهایی نیست اشتها خود دهن مریض منه ومن باور دارم متناسب شدن نه حق من بلکه حق تمام انسانهای جهان است ومن باور دارم خداوند از هر چیز خوبی در دنیا برای همه انسانها ثبت کرده واین خودمون هستیم که باید به اون از راهش واز همین باور لیاقت داشتن برسیم  خدایا شکرت دگر بار باز خیلی خوب موصوع رافهمیدم ودرک کردم از همه مهمتر درک کردن وعمل کردنه به نطرمن البته وخدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/26 22:51
      مدت عضویت: 418 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,536 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان 

      با عرض سلام خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز 

      پنجمین روز کلاس رو با تمام وجود آغار می کنم .

      کلاس طبق معمول با جزوه آغاز میشه اولین قدم هر کلاس خوندن جزوه است .

      باید لیاقت لاغر شدن داشته باشید 

      لیاقت یعنی چی ؟

      خیلی درباره اش فکر کردم به نظرم لیاقت یعنی اینکه من باور کنم می تونم انجامش بدم .

      من می تونم اون چیز رو داشته باشم، من برازنده هستم ،من لایق داشتن آن هستم .

      جهان ،جهان لیاقت هاست .

      بله درسته اگه من باور داشته باشم که خدای مهربان تمام این دنیا رو فقط بخاطر من آفریده و هر چیزی که در این جهان وجود داره برای من است پس چرا من گاهی فکر کنم که نمی تونم اون چیزی رو که دوست دارم داشته باشم .

      من برای داشتن خواسته هام باید باور کنم که من لیاقت داشتن خواسته ام رو دارم.

       من لیاقت داشتن اندامی متناسب رو دارم .

      ذهن انسان طوری طراحی شده است که آنچه رو که مورد توجه ما باشد و دغدغه ی ذهن باشد به هر صورت ما رو به اون می رسونه براش فرقی نمی کند که تنفر باعث توجه ماست یا اشتیاق .

      حالا می فهمم چرا با وجود اینکه من از چاقی متنفر بودم همیشه من بهش می رسیدم حتی با تلاش های زیادی که برای لاغری انجام دادم .

      من از چاقی متنفر بودم این باعث شده بود من همیشه و هر لحظه بهش فکر کنم ،ذهن من توجه منو به چاقی ،اشتیاق من به چاقی برداشت کرده و منو همیشه به سمت چاقی سوق داده است .

      چقدر خوبه وقتی متوجه اشتباهاتمان می شیم و از برزخ گمراهی خارج میشیم .

      اساس قانون جذب اینه که : 

      قانون جذب = توجه کردن 

      راه حل :(به جای توجه به چاقی باید به لاغری توجه کنیم)

      با توجه به نکات جزوه یاد گرفتم که باید لیاقت لاغر شدن و متناسب بودن رو در خودم ایجاد کنم 

      چطوری ؟

      1. فرمول های لاغر کننده موجود در ذهن ناخودآگاه خودم رو دوباره فعال می کنم و با فرمول های چاقی جا به جا می کنم .
      2. باور می کنم وبا خودم بارها تکرار می کنم که من لیاقت متناسب بودن رو دارم .
      3. من به لاغری توجه می کنم و دیگه به هیچ دلیلی از چاقی یاد نمی کنم ،نه گله ،نه شکایت ،نه حرف زدن درباره ی چاقی هیچ فقط تناسب اندام و بس .

      تمریناتی که استاد بزرگوار در جزوه برای ما نوشته اند 

      ۱_انچه در مسیر چاق شدن تجربه کردید و چگونه لیاقت چاق شدن رو در خود ایجاد کردید ؟

      مهم ترین چیزی که باعث شد من لایق چاقی باشم این بود که هیچ وقت خودم و توانایی هامو باور نکردم ،

      هیچ وقت فکرشو نکردم منم می تونم برای همیشه لاغر باشم و خوش اندام حتی زمانی که لاغر بودم 

      نداشتن اعتماد به نفس ،زمانی که متناسب بودم اینقدر اعتماد به نفس کمی داشتم که حتی باورم نمی شد من متناسبم با اینکه همه منو تحسین می کردم .

      ۲_ آیا توجهی به ایجاد لیاقت لاغر شدن در خود داشته اید ؟نه هرگز 

      ۳_ آیا روش های لاغری ،لیاقت شما رو افزایش داده ؟

      توی رژیم های لاغری هیچ چیز جز خوردن و نخوردن و ورزش و ساعت و کالری ،هیچ چیزی مهم نیست و فقط فکر این چيزهاست که مارو مشغول می کنه و تازه من بیش ترین بی لیاقتی و ناتوانی و همون یک مقدار اعتماد به نفس خودم رو هم در شکست رژیم های غذایی از دست دادم .

      نه اینکه لیاقت منو زیاد کنه بلکه منو خورد و ناتوان تر از قبل کرده است. 

      ۴_ پیشنهاد خودمون برای ایجاد لیاقت داشتن ؟

      به نظرم بررسی تمام توانایی هایم ،اینکه من اشرف مخلوقاتم ،خدایی هست که منو عاشقانه دوست داره ،

      خانواده ام منو دوست دارن ،من خیلی کارهای بزرگی انجام دادم که نشون میده من انسانی توانمندم . 

      من لیاقت هر چیزی رو دوست دارم داشته باشم، دارم .

      من لیاقت تناسب اندام رو دارم .

      جزوه رو که تموم می کنم نوبت صحبت‌های استادم می رسه 

      این دومین بار که استاد توی کلاس حضور ندارن و فایل صوتی برامون گذاشتند 

      ضبط صوت رو روشن می کنم ،صدای استاد برام غریبه بود دیگه از نشاط و شادی خبری نبود  استادم خیلی محکم و قاطع بودن کمی نگران شدم ولی بعد فهمیدم این فایل به قدری مهم بود که باید اینقدر محکم ادا می شد تا تلنگری به ما بخوره ،مثل یک شوک بزرگ .

      مثل وقتی من به پسرم میگم تو می تونی خودتو دست کم نگیر .

      مهم ترین باور در همه ی جنبه های زندگی 

      باور لایق دونستن خودمون است .

      یک سوال مهم در فایل بود اینکه :

      الویت شما متناسب شدن است یا متعادل شدن ؟

      چقدر زیبا و شگفت انگیز بود ،توی تمام سال هایی که زندگی کردم و دنبال لاغری بودم بله الویتم متناسب شدن بود ،ولی خوش بختانه از وقتی با این سایت آشنا شدم متعادل شدن برام مهمه ،خیلی خوش حالم که با وجود زمان کمی که اینجا هستم الان تناسب اندام درجه ی اولی رو برام از دست داده .

      استادم میگن وقتی چاقی تمام مشکلاتی رو که برات پیش میاد از چاقی میدونی ،واقعا درسته منم همینطوری بودم ،فکر می کردم اگه لاغر بشم می تونم همه ی مشکلاتم رو حل کنم ،حتی فکر می کردم اگه لاغر باشم خدا منو بیشتر دوست داره 😔😔

      وقتی چاقی ،می تونی مهربان باشی ولی نمی تونی شاد و بانشاط باشی ،هرجا بری و هر کاری بکنی ،مهمونی ،خرید ،سفر ،همه و همه باعث ناراحتی آدم چاق میشن حتی یک پیاده روی ساده ،حتی دیدن غذا .

      مهم ترین نکته برای رسیدن به تناسب اندام و موفقیت رسیدن به حالت روحی مناسب است .

      اینو الان درک می کنم ،خدارو شاکرم که اگه لاغر نیستم ولی حالم خوبه یعنی عالیه 

      وقتی حالمون خوب باشه، انرژی و امید و لیاقت برای رسیدن به خواستمون رو پیدا می کنیم .

      وقتی حالمون خوبه با صدای بلند فریاد می زنیم 

      من می تونم متناسب بشم ،من لیاقت متناسب شدن رو دارم 🤩🤩

      قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام لایق دونستن خودت برای رسیدن به وزن ایده آلت است .

      میگین چطوری ؟

      حرفهایی که از قبل شنیدیم که تو نمی تونی  تو تنبلی ،تو ژنتیکی چاقی،  از بچگی پرخوری ،تو سرنوشتت اینه رو باید بریزیم دور ،همه ی حرفهایی که مخرب هستند رو باید از ذهن پاک کنیم .

      چطوری ؟

      باید حرفهایی رو با خودمون زمزمه کنیم تا قدرت و توانایی رو که از دست دادیم دوباره کسب کنیم ،باید باور کنیم ما می تونیم ،باید ذهنمون پر بشه از خواستن ها و توانستن ها .

      پس بلند بلند هر روز و هر شب تکرار کن 

      *من لیاقت متناسب شدن رو دارم .

      من لیاقت پوشیدن لباس های شیک با رنگ روشن رو دارم .

      من لیاقت آرامش رو دارم .

      من لیاقت زندگی سالم رو دارم .

      من لیاقت همه ی چیزهای خوب رو دارم .*

      نکته ی مهم :

      اگه بدونی و باور کنی که تو لیاقت تناسب اندام رو داری 

      حالا می تونی با تمام وجودت براش اقدام کنی ،

      1. دیگه خسته و دلسرد نمی شی .
      2. دیگه بهانه نمیاری وقت ندارم.
      3. دیگه سرت درد گرفت غذا نمی خوری. 
      4. سرگیجه شدی قندت نیوفتاده شیرینی بخوری .
      5. حرص و ولع برای خوردن نداری .
      6. آشغال خوری نمی کنی .

      یادت باشه اگه کاری کردی که نباید، بعد خودتو سرزنش کردی و ناتوان حس کردی، رسما خودتو بی لیاقت حساب کردی .

      پس وای به روزی که لیاقتت بره زیر سوال اونوقته برگشتی سر خونه ی اولت. 

      پس دوست عزیزم مواظب باش .

      حالا وقتش رسیده ،حالا که از نظر روحی آرمش داری ،حالا که خودتو تشویق کردی ،حالا که ارزشمند شدی ،حالا که لیاقت داری ،بنشین و نتیجه ی عالی تناسب اندام رو ببین 🤩🤩

      استاد بزرگوارم از گذشته ها میگن از روزهایی که شروع کردیم به اصرار خانواده برای خوردن و تپل شدن چون بقیه میگن  و اونجایی که له شدیم و تخریب شدیم از چاقی برای نخوردن ،چون بقیه میگن و این چیزها باعث شد که فکر کردم من بی لیاقتم ولی الان من می خوام فقط به خودم نه به دیگران ثابت کنم که من لیاقت تناسب اندام رو دارم فقط خودم ،خود خودم .

      برای اینکه بتونی در خودت لیاقت به وجود بیاری باید بپذیری خودت مسوول چاقی خودت هستی .

      با خودم تکرار می کنم بارها و بارها که این من هستم ،مسؤل چاقی خودم .

      هیچ عاملی مثل دارو ،ژنتیک، افسردگی،…..عامل چاقی من نیستن .

      نکته های طلایی :

      1. ایجاد لیاقت در خودت. 
      2. پذیرفتن مسوولیت چاقی خودت .
      3. ساختن جملات طلایی. 

      این قدر ادامه بده تا ذهنت باور کنه ،وقتی باور کرد حالا فرمان کاهش وزن رو صادر می کنه 👏👏

      خود به خود رفتارهایی انجام میدی که باعث کاهش وزنت می شه .

      رسیدن به این درجه یعنی رسیدن به تناسب اندام حالا می فهمی لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست .

      متناسب شدن حق همه ی ماست .

      بدونید که همین ذهنی که ما رو به این حالت یعنی چاق در آورده، حالا می تونه با این باورهای زیبایی که ما بهش یاد دادیم ما رو به تناسب اندام برسونه .

      به امید روزی که همه ی ما بتونیم ،مثل استاد گرامیمان 

      باورهای قشنگ رو توی ذهنمون جایگزین باورهای مخرب کنیم .

      فایل صوتی این جلسه این قدر مطلب داشت و آموزنده بود که حد و نهایت نداشت با اینکه سعی کردم خیلی خلاصه کنم ،خیلی متنم طولانی شد ،ببخشید ☺☺

      استاد گرامی از شما سپاسگزارم بخاطر لطف بی اندازه ی شما و عذر خواهی می کنم که گام هایم آهسته است ،عجله ای ندارم دوست دارم کامل یاد بگیرم بخونم و بنویسم ،باورتون نمیشه من چند روزه این فایل عالی رو گوش می کنم و می نویسم ،همش با لذت است بدون خستگی سپاسگزارم 🙏🙏🌹🌹

      همه ی شما عزیزان رو به خدا می سپارم 

      در امان خدا ❤❤

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/21 23:22
      مدت عضویت: 603 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,032 کلمه

      سلام و درود پاینده باشید 🌹

      اولین قدم برای لاغر شدن داشتن لیاقت لاغری است.

      ما لایق چاقی هستیم و برای این لیاقت زحمتی نکشیدیم بنابراین برای ایجاد لیاقت لاغری هم قرار نیست کاری بکنیم .فقط در طی سالها با استمرار و پشتکار این لیاقت چاقی را در خودمون بیشتر کردیم و چاق تر شدیم .تمام اون لحظه هایی که با ورزش های سخت و محدودیتهای غذایی تحت عنوان رژیم درمانی می خواستیم از شر چاقی رها شویم یا قرص و دارو برای لاغرشدن مصرف می کردیم و گاهی از چاقی شکایت می کردیم و گله مند بودیم و در مورد این رنج با دیگران صحبت می کردیم تا ثابت کنیم که من مقصر نیستم و کمی از سنگینی این بار را کم کنیم و اوقاتی که خودمون رو در جمع ها و جشن ها و دورهمی ها سرزنش می کردیم و در بسیاری از کار ها و فعالیت ها خودمون رو محروم می کردیم مثل نپوشیدن لباسهای رنگ روشن و شاد نرفتن به استخر و نرقصیدن و فرار از آینه و نرفتن به شهربازی نگرفتن عکس و فیلم از خود و توجه به نظرات دیگران در مورد چاقیمون هربار و هربار داشتیم لیاقت چاقی را در خودمون پرورش می دادیم و باعث گسترده شدن چاقی در خودمون می شدیم .حتی زمانی که از روشهای دیگر و قبلی برای لاغری استفاده می کردیم هم لیاقت لاغری را در خود ایجاد نکرده بودیم به این سبب ماه اول که مثلا ۵کیلو از اضافه وزن خود کم می کردیم می گفتیم خب بدن شوکه شده و عادت میکنه و بها دادن به این فکر باعث می شد ماه بعد ما۲کیلو از اضافه وزنمون کم کنیم و باز می گفتیم دیگه بدن مقاوم شده یا استپ کرده و باز مسیر را رها می کردیم و درنهایت لیاقت چاقی را در خود بیشتر می کردیم .  

      تنفر یا عشق و درگیری یا علاقه به هر موضوعی در ذهن به منظور درخواست ما تلقی می شود و عوامل برای گسترده شدن موضوع و خلق آن دست به کار می شوند 🌟

      عملکرد ذهن به این صورت است که برای آن تنفر یا عشق شما به موضوعی تفاوتی نداردو ((فقط توجه شما ))به منظور درخواست و علاقه ی شما نسبت به آن موضوع می باشد .و ذهن شما را تشویق به انجام  کارهایی می کند و به شما ایده هایی می دهد تا آن موضوع را گسترده تر کنید.

       در سالهای بسیاری که اضافه وزن داشتم با وزن کردن خود و سایز کردن لباسهام لیاقت چاقی را در خود پرورش می دادم خیلی اوقات در جمعها اندام خودم را با دیگران مقایسه می کردم به فکر فرو می رفتم و احساس خجالت می کردم و از درون خودم را سرکوب می کردم .از آینه فراری بودم و بدترین عذابم دیدن اندام خودم در آینه اتاق پرو مغازه ها بود و خریدن لباس و صحبت فروشنده در ذهنم مدام تکرار می شد و تا روزها ذهنم درگیر بود خانم سایز شما نداریم ؟فقط همین یک مدل ممکنه به سایزتون بخوره؟رنگهای شاد فقط سایز متناسب داریم ؟خانم مراقب زیپ و دکمه لباس باشید 😓هر چقدر من سعی داشتم که از شر چاقی رها شوم …نا آگاهانه با توجه و تمرکز بر چاقی لیاقت چاقی را در خودم پروش می دادم و خودم را ناتوان تر حس می کردم و احساس ضعیف بودن بیشتر در من شکل می گرفت و البته پرخاشگری من بیشتر می شد که بارها آرزوی مرگ می کردم فشار تمسخر دیگران و نصیحت هاشون و بدخوابی و کمردرد و غیره هم جزئی از این داستان بود اگر من چاق هستم چون لایق چاقی هستم .و باید مسئولیت این چاقی را بپذیرم  تا در روند اصلاح قرار بگیرد تا زمانی که دیگران را مقصر چاقی خود بدانیم که خانواده ی من باعث ایجاد باورهای اشتباه و فرمولهای ذهنی چاق در ذهن من شده اند باز لیاقت چاقی در حال پرورش یافتن است ‼️

      برای رسیدن به هر هدفی در تمام جنبه های زندگی باید اول لیاقت برای رسیدن به آن خواسته در ذهن ایجاد شود به اینصورت که من باور کنم که می توانم متناسب باشم خودم را قدرتمند بدونم لیستی از موفقیتهایی که در زندگی داشته ام تهیه کنم تا به یاد بیاورم که من چقدر توانمند هستم و خیلی از کارهایی که از نظر دیگران سخت بوده است من انجام داده ام ومرور این موفقیتها باعث احساس توانمندی در من می شود و موضوع لاغر شدن هم برای من آسان می شودو این یعنی من لایق لاغری هستم توجه و تمرکز به لاغری باعث می شود که در ذهنم تصویر لاغری و تناسب اندام ایجاد شود بارها با خود تکرار کنم که من لایق اعتمااد به نفس بالا هستم من لایق پوشیدن لباسهای رنگ روشن و شاد هستم من لایق شادی در جمعها و جشن ها هستم من دوست داشتنی هستم من لایق سلامتی بیشتری هستم من لایق شیک پوشی هستم و من لایق زیبایی و جوانی هستم من بسیار ارزشمند هستم و لیاقت لاغری در یک فرد متناسب بسیار خوب پرورش پیدا کرده است به این صورت که او آشغالخوری نمی کند 😮یعنی غذای مانده چند روز در یخچال را نمی خورد  اضافه غذای سفره را نمی خورد به وقت بی حوصلگی برای آنکه انرژی بگیرد نمی خورد به وقت بی خوابی نمی خورد برای ضربه زدن به دیگران نمی خورد به وقت عادت و یا تعارف دیگران نمی خورد ((و یک فرد متناسب فقط وقتی بدنش نیاز به غذا دارد غذا می خورد .چون بدن خود را ارزشمند می داند و زباله دانی نمی کند 🌟ما هم اگر اینگونه با بدنمون رفتار کنیم و براش ارزش قائل باشیم بسیار عالی خودش مشتاقانه از اضاافه های وزن ما کم می کند .🥰😇

      فردی که می خواهد لایق لاغری باشدبااید  با اشتیاق در مسیر لاغری استمرار دارد 🌟

      قرار نیست نوشتن تمرینها ما را لاغر کند بلکه آگاه شدن به رفتارمون و تغییر نگرش و بینش ما قراره به جای توجه به فرمولهای ذهنی چاق به فرمولهای ذهنی لاغری از قبل موجود  در ذهن بپردازد و آن ها را تقویت کند تا به صورت خودبه خودی تغییر رفتار در ما به وحود آید .

      من لایق لاغری هستم لایق اینکه جلوه ی زیبای خدا باشم من لایق آزادی و رهایی هستم من لایق زیبایی هستم من لایق تندرستی و سلامتی بیشتری هستم من لایق لااغری هستم 

      می خواهم و می توانم و می شود 🥰♥️🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 12:15
      مدت عضویت: 502 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      بنام خداوندبخشنده مهربان 

      سلام به اسناد زیباییها وپرشوروشوق

      سلام به همراهان گرامی لاغری باذهن

      گام پنچم:

      بایدلیاقت لاغرشدن راداشته باشیم

      امروز می‌خواهم درباره لیاقت لاغر شدن بنویسم واین واقعا جمله زیبای است که درباره اش چندکلمه ای بنویسیم

      من از کودکی شنیده بودم که بزرگترها میگفتن خداوند به اندازه لیاقت هرکس بهش بها میده خداوند میدونه کسی لیاقت چه چیزی رادارد

      ولی امروزفهمیدم که خداوندنه بلکه ما خودمان بایدلیاقت اون چیزی را که میخواهیم روداشته باشیم وخودمان ایجادوخلق کنیم.

      خداوندتمام انسانهاروبالیاقت آفریده است.

      لیاقت لاغرشدن بارژیم گرفتن.سخت ورزش کردن.پیاده روی .کوه نوردی کردن.عمل جراحی کردن.وخیلی چیزهای دیگربدست نمیاید 

      وحالافهمیدم که لیاقت چاقی روخودم ایجاد کردم وکارخاصی بابتش انجام ندادم چون باکارهای که انجام دادم ورنجهاوزحماتی که کشیدم لیاقت چاقی رو در ذهنم کاشتم وپرورشش دادم 

      لیاقت داشتن برای رسیدن به هرکاری وهرموقعیتی وموفقیت لازم وضروری است

      وهمه ما به اندازه لیاقتمان ازاین دنیا وجهان هستی ونعمتهای خداوندسهم می‌بریم 

      بقول استاداین جهان،جهان لیاقتهاست

      منا خیلی وقت پیش جملاتی ازاین قبیل ازافرادموفق شنیده بودم واستفاده هم کردم.

      وخیلی ازجملات تاکیدی که درکانالهای انگیزشی خونده وشنیده ام

      رانوشته وبارهاتکرارکردم 

      وحالافهمیدم که لاغرشدن مثل تمام کارهانیازبه لیاقت فرددارد

      همانطورکه چاق شدن لیاقت میخواهدوهمه ماها که چاق بودیم وچاق هستیم، لیاقت چاق شدن راداشته ایم من خیلی ازافرادرامیشناسم که اینقدر لاغر ونحیف هستن وکمبودوزن دارندوآرزویشان هست که کمی چاق بشن اماهیچ وقت هم چاق نمشنپس اونهالیاقت چاق شدن راندارندولی ماها که چاق بودیم وچاق هستیم لیاقت چاق شدن راداریم 

      ومابرای اضافه وزنمان وبرای چاق شدنمان استمراروپشتکارداشته ایم بارهاتلاش کردیم رفتارها وعادتهای اشتباه راتکراروتکرار کردیم تاجسم خودرو دراین شرایط قراردادیم چون هروقت هم تونستیم لاغربشیم دوباره ترس ازچاقی وپرخوری مارادرجهت چاق شدن قرارداد

      بارهاکه بعدازلاغرشدن دوباره چاق شدیم وازخودمان وجسممان متنفرشدیم. 

      وبه ذهن خود دستوردادیم که دوست داریم چاق باشیم.

      چون ذهن نمیتونه معنی دوست داشتن وتنفررابفهمه ومابه اون چیزی که بیشترتوجه کنیم ذهن هم اون رو قبول می‌کند وراه کارهای برای رسیدن به هرکاری رادرماایجادمیکند 

      عشق وتنفربرای ذهن معناومفهومی نداره ذهن ما تصور میکنه درهر شرایطی که ماقرارداریم سعی می‌کند اون شرایط رودرزنگیمان کسترش بده

      وبه قول استادازنظرذهن ناخودآگاه توجه کردن عشق داشتن.ودرگیر شدن

      به هرموضوعی وهرچیزی روخواستن ونخواستن. تنفرودوست داشتن .و…….همه اونهابرای ذهن به یک معنی است وآن علاقه داشتن به اون موضوع ویاکاراست. 

      درواقع ذهن ماطوری تصورمیکنه که به هرچیزییامسئله ای که توجه کنیم 

      عاشق اون موضوع یاکارهستیم. 

      واون موضوع را درزندگیمان کسترش میده 

      وماهمه درزندگیمان به چاقی توجه کردیم ولیاقت ولایق داشتن چاقی رادرخودبیشترکردیم وچاقترشدیم 

      واون زمان که نگران چاق ترشدنمان هستیم درحال لایق دونستن چاقیمان هستیم 

      زمانی که ازخودمانخجالت کشیدیم گله و شکایت کردیم وخودمان راسرزنش کردیم رژیم گرفتیم دمنوش قرصهای چربیسوزاستفاده کردیم .ورزشهای سخت سنگین انجام دادیم وبدنمان رادرسختترین شرایط قراردادیم درحال لیاقت داشتن چاقی بودیم

      ومن که اضافه وزن دارم وچاقی روتجربه کردم این موضوع رادرک میکنم ومیفهمم که منظوراستاد ازبیان این کلمات چه هستند کسی که چاق هستش وهمیشه چاق بوده تمام این گفته هاو نوشته رادرک می‌کندنه اون 

      کسی که ازاول متناسب بوده وتناسب اندام زیبایی داشته 

      من همیشه خاطرم هست که چه کارهای برای لاغرشدن انجام دادم وهمیشه به خاطرچاقیم برای دیگران توضیح می‌دادم که من هیچ چیزی نمیخورم اما چاق  هستم واقعاهم همین طور بود جون همیشه درحال رژیم گرفتن بودم وبعدازشکست خوردن این‌قدر به خوردن رومیاوردم ودرحدانفجارمیخوردم چون می‌گفتم من که نمیتونم لاغربشم پس بزارهرچه دلم بخواهدبخورم 

      ومن به چاقی بهاولیاقت نشان میدادم

      حالامیفهمم که ازهرچیز که بیشترمتنفرباشی بیشتربه زندگیت راه پیدا میکنه چون این قانون‌ جذب است 

      ومابایدبرای درک این آگاهی بیشتربایددرمسیرتغییرکردن قراربگیریم. 

      وماهمه یمان می‌دانیم که چراازهرچیزی که بدمان میآید سرمان میادوهمیشه عصبانی خشمگین میشویموهمه ماکه چاق هستیم بایدلیاقت لاغرشدن رادرخودمان پیدانکردیم

      ما که چاق هستیمبایدلیاقت لاغرشدن رادرخودمان ایجاد کنیم وباقدمهایکوتاه واستوار دراین مسیر براهمان ادامه بدهیم 

      ما اگه درزندگیمان به خودما وجسممان تغییر ایجادنکنیم موفق به لاغرشدن نخواهیم شد

      باید لیاقت لاغرشدن راجای گزین چاقی قراربدهیم 

      وفرمولهای لاغری رویادبگیریم وجایگزین فرمولهای چاقیقراربدهیم 

      تاکم کم وروزبه روزبه لاغری وتناسب اندام عالی برسیم 

      وتوجهمان رو برای لاغرشدن بگذاریم چون این آرزوی تمام چاقهااست .

      ومن همیشه لیاقت چاقی رودرخودبیشترپرورش دادم با تمام روش‌های لاغرکنندهمانندرژیم. ورزش.قرص.دمنوش وهر چیزی درموردلاغری بودانجام دادم

      وهیچ وقت از خودم راضی نبودم.

      وهمیشه ازخداگله وشکایت میکردم که چدامنو چاق آفریده چون من اصلا لاغری وتناسب اندام خودم روندیده بودم نمیدونستم اگه لاغربودم چه شکلی میشدم واین همیشه مراآزارمیداد 

      وباهمه این مواردخودم رولایق چاقی دونستم بدون اینکه خودم بفهمم ویامتوجه بشم چون طبیعت من چاقی بود

      اماازروزی که باسایت تناسب فکری آشناشدم معناومفهوم لیاقت ولایق متناسب شدنروفهمیدم وباآموزشها مسیرمن عوض شدومن میدونم که ازچاقترشدن به سمت لاغرشدن تغییر می‌کنم 

      امروزآگاهی من درباره اینکه من لیاقت متناسب شدن رادارم روفهمیدم وازاستادخوب ومهربان ممنونم خدایابابت همه چی ازت ممنونم ومتشکرم 

      ومن بااین فایل اطلاع پیداکردم که باید شرایط زندگی خودراتعییردهم وخودم را عوض کنم

      ودرلیاقت متناسب شدن قرار بگیرم 

      واستادفرمون که با جمله لیاقت هرچقدرمیتونیم جمله بسازیم

      من لیاقت لاغرشدن رو دارم 

      من  لیاقت لباسهای رنگی وروشن رودارم

      من لیاقت سایز 36/38رودارم

      من لیاقت وزن 60کیلوگرم رودارم

      من لیاقت متناسب شدن رادارم 

      من لیاقت زندگی مرفع وعالی رادارم 

      من لیاقت کمر باریک شکم تخترودارم 

      من لیاقت عشق بزرگ خداوندبخشنده ومهربان رودارم

      من لیاقت رابطه‌ی خوب باخانواده همسرم و اطرافیان رودارم

      من لیاقت پول وثروت وعشق ومحبت وزیبایی جسم وروحم رودارم

      من لیاقت سالم تندرست بودن رو دارم

      من لیاقت………..بقیه رو دوستان وهمراهان عزیز بنویسند

      چون همه مالیاقت ولایق همه چیز هستیم، 

      همگی درپناه خداوندیکتا باشین خواقوت

       

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/16 12:42
      مدت عضویت: 429 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 418 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به همه ی عزیزان

      راستش من همیشه اعتماد به نفسم بالا بوده و برخلاف خیلی از دوستان که میگن به خودشون بد و بیراه میگفتن من همیشه خودمو تحسین میکردم

      اما الان فکر میکنم شاید بهتر باشه تناسب نداشتن خودم رو ببینم و رفتار های غلطی که باعث چاقی میشه رو جایگزین رفتار های درست کنم

      من مسئول تناسب نداشتن خودم هستم با رفتار غلطی که انجام میدادم 

      ما وقتی بچه بودیم مامانم همیشه میگفت هر کس غذاش توی بشقاب اضافه بمونه کار خیلی بدی کرده 

      و همیشه داداشم رو واسه این کار سرزنش میکرد که آخه این دو تا قاشق اضافه چیه توی بشقابت مونده

      منم همیشه واسه اینکه سرزنش نشم به زور هم شده کل غذا رو میخوردم 

      و همین شد که عادت کردم به زیاد خوردن

      از وقتی ازدواج کردم که اوضاع خیلی بدتر شد چون خودمو علاوه بر اینکه مسئول غذای خودم میدونستم  مسئول تموم شدن تمام غذا های سر سفره میدونستم

      و تحت هر شرایطی حاضر نبودم غذای اضافه رو دور بریزم و خیلی هم به خودم افتخار میکردم که من هیچی دور نمیریزم و همه رو خودم میخوردم که فقط تموم بشه و اصراف نکنم

      الان فهمیدم که کارم اشتباه بوده

      اولا میزان پخت غذا رو کم کردم یعنی به جای دو پیمانه برنج یک و نیم پیمانه برنج میپزم که مجبور نشم به زور غذا رو خودم بخورم 

      برای پخت خورشت و غذا های دیگ هم دارم تغییرات ایجاد میکنم و سعی میکنم به اندازه بپزم

      مشکل من همیشه این بود که سر سفره خیلی بیشتر از نیاز بدنم غذا نمیخورم و همین زیبایی و تناسب اندام رو ازم گرفته بود خواهرم که همیشه انسان متناسبی هست و همه چیز رو به اندازه میخوره الگوی من شده و از این به بعد میخوام رفتار هاش رو بیشتر برای خودم مرور کنم

      من همیشه به هر چیزی که خواستم رسیدم و مطمئنم رفتار های غلطی که باعث چاقی من میشه رو هم کنار می ذارم و متناسب میشم مطمئنم که میتونم و حتما به تناسب اندام میرم

      برای داشتن هر چیز خوبی تو دنیا نیاز به تلاش هست منم برای یادگیری هنر لاغر شدن برای جایگزین کردن فرمول های لاغری توی ذهنم تلاش میکنم و حتما بهش میرسم .

      من لیاقت متناسب ترین اندام رو دارم 

      من لیاقت پوشیدن لباس های جذاب رو دارم

      من لیاقت لاغر شدن صورتم رو دارم

      من لیاقت زیباتر و جذاب تر شدن رو دارم

      من لایق بهترین ها هستم

      من به خودم تعهد میدم که به وزن ۶۵ کیلو گرم برسم و در این وزن ثابت بمونم و همیشه از این تناسب لذت ببرم 

      خدا شکرت که من رو با سرزمین لاغر ها آشنا کردی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/11 12:02
      مدت عضویت: 420 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 264 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی 

      چیزی که باعث لیاقت اضافه وزن درمن شده بود اول وزن کردن بی رویه واعتیاد آور بوده بجز موارد معدود ،دربقیه موارد با افزایش حتی چند صد گرمی موجب ناراحتی وخشم ودلسردی من می‌شده. تاز اون زمانی هم که کاهش وزن رو میدیدم نگرانی از چاق شدن مجدد باعث از بین رفتن لذتش می‌شده. در مورد سایز کردن هم همین طور بوده ومن مدام در حال پیدا کردن متهم های تازه بودم.وباسرچ در اینترنت دلیلی بر ادعای خودم پیدا میکردم و اونرو تبدیل به فرمول میکردم وزندگی خودم رو محدود تر میکردم.

      مثلا بادیدن افزایش سایز و وزن میدیدم روز قبل چی خوردم مثلا اونروز پنیر خورده بودم .بعد تاثیر خوردن پنیر در چاقی رو سرچ میکردم وهزارو یک دلیل هم پیدا می‌شد.این شده بود روزگارم.من با این کار تمام تمرکز انرژی وتوجه خودم رو گذاشته بودم روی اضافه وزن وطبیعی هست که مغزم اشتها وسیستم بدنم رو به اون سمت هدایت کنه من تا الان که بااین روش آشنا شدم با اینکه هنوز چیز  زیادی نمیدونم فکر میکنم اگر بتونیم توجه رو از چاقی برداریم وتمرکزمون رو لاغری بگذاریم ،این روند برعکس میشه وما لاغر میشیم .مثلا در مورد خودم سعی میکنم احساس خوبی داشته باشم وبا وزن سایز کردن انرژی منفی جذب نکنم این خودش باعث میشه خیلی از غذاهایی که فکر میکردم چاق کننده هستند اثرشون رو از دست بدن .

      البته من در ابتدای راه هستم ولی میدونم با راهنمایی های استاد مهربان ودلسوز بشه به این هدف رسید .

      مطالعه نظر سایر دوستان هم خیلی عالیه وایده های خوبی رو به ذهن میاره .بازهم از شما ممنونم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سیده آمنه یاقوتی
      1400/04/11 10:04
      مدت عضویت: 520 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,263 کلمه

      سلام به تمام دوستان عزیزم خانواده ی زیبا ومتناسب تناسب اندام😍😘

      گام پنجم👣

      10،4،1400

      به این موضوع فکر کنید و سعی کنید به شکل کاملا منطقی در ذهن خود بپذیرید که شما قصد یادگیری لاغر شدن با قدرت ذهن را دارید.یادگیری به منزله لاغر شدن(متناسب شدن) نیست.✅لاغر شدن یک هنر است، باید آن را یاد بگیرید✅

      ☑️لیاقت چیست؟این سؤالیه که باید از خودم هر روز بپرسمواقعا لیاقت چیه؟لیاقت یعنی کانون توجه من.چرا؟چون من به هرچی توجه کنم تو زندگیم خلقش میکنم و بیشتروبیشترش میکنم**برای همین استادمون میگفت هرچیزی که الان دارید به طور خودمونی بگم شما لایقش هستین حتی نوع و رنگ پوست،مو،وهرچیزی که الان دارم حاصل توجه مداوم و مستمر منهمیدونید خیلی فکر کردم به این واژه که همه ی استادها به مفهوم لیاقت خیلی حساس هستن و عامل اصلی موفقیت میدوننش🔴اما واقعا چرا؟چون لیاقت یعنی اینکه من خودم رو دوست دارم(باتوجه به خواسته ها،داشته ها)(یا توجه به ناخواسته*مثل چاقی*)فارق از هرچیزی که هستممن آمنه رو باهمه ی خوب و بدش دوست دارمبااین اندام بااین شکل و شمایل باهمه ی اخم وتخم هاش و خنده هاش و…….🔵لیاقت یعنی آمنه خدا تورو خلیفه ی خودش کرده همه چیز مسخرتوئه ✅پس چرا ما حس بی لیاقتی داریم؟چون از بچگی بدلیل ناآگاهی والدین و اطرافیان سرکوب شدیم(یه مثال واضح که دارم میبینم همیشه سر سفره ی غذا بچه هایی که غذا نمیخورن مادر از سر دلسوزی یا عصبانیت میگه اخخخخ عرضه نداری غذای خوب جلوت بزارم چون نمی خوری ای بی عرضه واین همیشه سر هر سفره ی غذا تکرار میشه««دیدم عزیزانی،به پسرم از سر دلسوزی و اینکه چرا نمیخوری میگن از بس بی عرضه است غذای خوب و نمیخوره)خب حالا تا تهش و بخونیم

      🔴بازهم هم برمیگردیم به باکس مغزی،،،من توی باکس مغزم حس ارزشمندی،خویشتن دوستی ولیاقت رو خاموش کردم و«دراصل سالهاست که این احساس ها خاک میخورن»پس چطور میخوام مثل یک آدمی که این باکس رو هر روز داره زندگی میکنه عمل کنم خب نمیشه🔵مثل همه ی وقت هایی که دیدم ظرف های زیبا فقط برای مهمونه پیام این رفتار چیه؟»یعنی ماارزشمند نیستیم فرزندم فقط کسی که میاد ارزش اینو داره که از وسایل نو ما استفاده کنهیاهزارتا مثال دیگه🔵

      پس حس لیاقت و خودارزشی ما عملا پودر شده(همون عزت نفسی که اساس و پایه ی همه چیزه)

      وقتی جونت عزیز نباشه برات،،حاضری به هر چیزی تن بدی فقط برای اینکه خودت و ارضا کنی😣

      میدونید حس عدم عزت نفس و ارزشمندی باعث میشه معتاد بشم چون یه حس خلاءشدید در من وجود داره  که فقط دلم میخواد پرش کنم باچی؟باهرچیزی که دردسترس باشه

      مثالوقتی عزت نفس ندارم،حس لیاقت ندارم،خودبه خود به هر بهانه ایی هر چی باشه دم دستم میخورم و این کار باعث میشه این کمبود بااین رفتار غلط پرشه(یه نمونه عینی دارم پسرم 8سالشه و وقتی حوصله اش سر میره هی فقط دلش میخواد بخوره و بی وفقه خوراکی میخوره کیک بیسکوئیت نوشمک بستنی و هرچی واصلا حواسش نیست چقد رو هم رو هم خوراکی خوردهواز بچگی حرمتی برای جسمش قائل نمیشه چر؟چون الگوی عینی داره😅««بگذریم که اون خلا ممکنه هرچیزی باشه مثل کمبود محبت یا احساس تنهایی یا مشغولیت ذهنی و هرچیزی»بزرگ که بشه هر وقت کلافه و سردرگم بشه و بی حوصله ناخودآگاه میره سراغ خوراکی✓پس این رفتارها و عدم احساس لیاقت از همون بچگی ایجاد میشه و مدام تکرار و تکرار تا به اینجا میرسهوحاضر میشیم هر غذایی رو بخوریمهر لباسی رو بپوشیمباوجود طعنه و سرکوفت حرکتی نکنیم«چون دست خودمون نیست ویه جورایی عادت کردیم😭

      ☑️من لیاقت چاقی و داشتم و چاق شدم و هیچ زحمتی برای چاقی نکشیدمفقط باور کردم که میشود و شد

      ☑️پس برای متناسب شدن هم باید لیاقت متناسب شدن رو داشتبدین صورت که تن به هر چیزی ندیم و خودمون رو عزیز بدونیم

      ✅✅هر فردی به اندازه لیاقت خود از جهان و نعمت های آن سهم می برد.✅✅(بقول استاد عباسمنش ما نون فرکانس هامون رو میخوریم یا بعبارتی نون لیاقتمون رو)

      ❇️هر چقد خودم رو لایقتر بدونم عالیترین هارو دریافت میکنم❇️

      ✖️نکته باحالش اینجاست این حس لیاقت برا همه چیزه،، چه در جهت پیشرفت و چه در جهت پس رفت،،اگه در جهت موفقیت باشه عالیترین موفقیت،اگه در جهت ناموفق بودن باشه عالیترین شکست ها✖️

      ✓دراصل حس لیاقت من یعنی توجه و استمرار روی یک موضوع حالا هرچی میخواد باشه✓

      یک فرد چاق باتوجه و استمرار دراین توجه مدام چاقی خودش و بیشتر کردههربار که از خودش متنفرتر شده،هربار رژیم گرفته، ورزش کرده، لباس نادلخواه پوشیده، فقط و فقط حس لیاقتش رو نابود کردهوخلاصه که باتمرکز و توجه بر روی ناخواسته بیشتر اونو تو زندگیش ایجاد کرده😔میدونید چرا؟چون ناخودآگاه من فرق بین خواسته و ناخواسته رو نمیفهمه و فقط به کانون توجه من جواب مثبت میدههر چقدر این توجه بیشتر باشه،،،در زندگی من هم بیشتر ایجاد میشه😭

      از دیشب تاحالا همش دارم میگم وااااااااااااااااااولیاقت یعنی کانون توجه من(اما انتظار یه شبه کارکردن این توجه و نداشته باشم)همونطور که سالها طول کشید تامن به این وضع دربیام،،،کمی صبوری لازمه تا برگردم و طبیعی بشم و به این معنی نیست که خیلی طول بکشه مثل چاقی😍

      ((باید فرمول های لاغر کننده موجود در ذهن ناخودآگاه خود را مجددا فعال کنید و استفاده از آنها را جایگزین استفاده از فرمول های چاق کننده کنید))

      ☑️خیلی باحاله که بدونم این یه جمله چقد حرفه و خودش کلی دوره است،،چرا؟

      چون قرار نیست من باوری به خودم اضافه کنم که، قراره من باورهایی که اضافه کردم و بیرون بریزم و با بیرون کردن هر باور متناسب تر میشم(واقعا الان درک میکنم که اگه باوری عمیقا درمن شکل بگیره،بی بروبرگرد نتیجه عیان میشه،دقیقا به اندازه ی مقدار و اندازه ایی که باور کردم نه کمتر ونه بیشتر،،،، مصداق دقیق آیه ی🌹ومن یعمل مثال ذره خیرا یره ومن یعمل مثقال ذره شرا یره🌹الله اکبر ب به خود خداااااا واقعا چقد دقیقه این انرژی این وجودی که در درک میگنجه و درفهم✓✓واااااااااااای چقد باحاله چه چیزهایی داره آمنه کوچولوی وجودم بهم میگه✓✓

      🔴چرا؟چون وزن اون باور از ذهن من کم شده،،،چون اون باورها بودن وهستن که منو چاق کردن نه غذا،نه کم تحرکی،نه تیروئید کم کار،نه ازدواج،نه بلوغ،نه غذاهای هورمونی،نه بارداری،نه چربی وپیتزا وسس و روغن ……..

      نه

      🔵🔵فقط و فقط باورهایی که من خودم ناخودآگاه به وجودم تزریق کردم

      وباز جالبه بدونم که بااین کار(با باور کردن شنیده ها ودیده ها) اهرم های اصلی وجودم و مکانیزم طبیعی بدنم و مختل کردم

      والان تنها کارم باید همین باشه بدون توجه به جسمم«که نتیجه است»فقط باعشق روی ذهنم کار کنم و تمام وجودمو بسازم(هضمش برای خودمم هم الان داره اتفاق می افته خدایااااااااااا شکرررررررت)

      🔴من الان تعهد میدم که لیاقت متناسب شدن رو که خودم نابودش کردم رو احیا کنم و باعشق بهش نور بدم،مهمات برسونم و سنگرش و آباد کنم و قدرتمندش کنم وباپرورش این حس لیاقت برای متناسب شدن تاابد متناسب میمونم

      ✅فقط کافیه الان بجای سرزنش کردن اطرافیانم،جامعه،مدرسه،غذاها و ننداختن تقصیر به گردن سرنوشت و خدا میخواهد و چکار کنم آب نمیشه

      مسئولیتش رو بپذیرم که این من بودم خود خود خودم که باور کردم مگه چوب بالا سرم گرفته بودن🙊(همیشه یه مثالی که برای ذهن منفی باف که تازه اونم خودم بوجود آوردم میزنم اینه که ببین عزیزم اگه کسی بگه بپر تو آتیش میپری؟بازم میگی آمنه بپر؟نه چون حتی خود تو هم داری ازمن به زعم خودت مراقبت میکنی ولی نمیدونی داری منو میندازی قعر چاه

      پس بجای مقاومت و لجبازی بیا و همراهم شو

      میشه همون مثالی که خدا میزنهکه ای بنده جانم من وعده ی راست دادم و شیطان وعده ی دروغ تو چرا وعده ی من خدارو باور نکردی بابا جااااان😭😐

      پس واقعا بسمه وبپذیرم من مسئول این وضعیت مالی،روابط،زندگی،اضافه وزن،ناامیدی،دلسردی،ناتوانی و همه وهمه شدم و الان دور بریزم اینهارو بخودم بیام از نو بسازم💪

      ✅✅نکات فایل

      اینکه باتوجه کردن به خواسته و فهمیدن موضوع لیاقت

      من دیگه هر چیزی رو نمیخورم

      وبرای جسم خودم ارزش قائل میشم

      وبه خودم ظلم نمیکنم

      پس باافتخار میگم💪من لیاقت داشتن وزن 55کیلو رو دارم💪من لایق پوشیدن لباس های شیک و سایز 36_38هستم💪من لیاقت رنگی رنگی پوشیدن لباس هارو دارم

      من لایقم من ارزشمندم من بینظیرم

      هوووووووراااااااا هوووووووررررررااااا هووووووراااااااا

       

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/04/08 11:32
      مدت عضویت: 729 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,502 کلمه

      باسلام خدمت دوستان عزیزم والبته استاد گرامی

      گام پنجم یا گام لیاقت 

      این گام دارم چند روزی دوره میکنم به نظرخودم من بیشترین گیر وگرفتاری که داشتم همین گام بود همین مساله بود هر چی روزای بیشتری گوش میدم این فایل چیزای بیشتری متوجه میشم جدیدا چیزی که میخورم ناخودآگاه به خودم میگم من لیاقت متناسب شدن دارم برای چی میخورمش گشنمه واقعا یا دارم یه نوکی میزنم ومیخوام لذت ببرم از طعمش ومیگذارم کنار اون کار خیلی جالب قبلا دنبال ناخنک زدن بودم به خوراکیا الان از ناخن زدن فراریم از ته مونده غذا خوردن فراریم دیروز جاتون خالی تن ماهی پخته بودم خب ما تهرانیا مثل جنوبیا تن ماهی نمیخوریم یعنی تن ماهی میخوریم نه ماهی تن دیروز ماهی تن پخته بودم تازه کشف کردم پخت ماهی تن که خیلی بهتر از کنسروشه خلاصه از آنجایی که عاشق این ماهیم خوردیم وسیر شدیم کمی برنج وکمی گوشت ماهی مونده بود ته ظرف اومدم ظرفا رو آوردم آشپزخونه که دستم رفت سمت اون ظرف وناخودآگاه ماهی وبرنج ته ظرف گذاشتم داخل دهانم یهو ندایی بهم گفت تو لیاقت متناسب شدن داری این چه کاری بود یهو مزه غذا در دهانم بد مزه وحال بهم زن شد ورفت ببخشید تف کردم داخل ظرف شویی برای خودم خیلی عجیب بود تا حالا اینقدر سریع واکنش نداده بودم یعنی واقعا مزش تبدیل شد به زهر مار خیلی خوشم اومد به خودم گفتم آفرین به بدنم که اونقدر عاشق ولایق متناسب شدن که مزه ته غذا رو که تا قبل این خوشمزه ترین جای غذا بود بدمزه ترین قسمت غذا شد با خودم گفتم دیگه ته ظرف نمیخورم حس آشغال خوری کردم حس کردم مگه زبون من اسکاج ظرفشویی  ودهن من سطل زبالست که ته غذا ها روتمیز کنه تازه متوجه حرف استاد شدم که گفته بودن آشغال خوریاتون از بین میره همیشه برام جای سوال بود که خب مگه نمیگن خودشون خوراکیا باهم فرق ندارن وهمشون خوبن برای بدن من پس آشغال دیگه چیه فهمیدم آشغال خوری یعنی ته ظرف خوردن برای حیف بودن یعنی هر غذای مونده وبد کیفیتی رو خوردن فقط چون داره خراب میشه یعنی روی  کلی غذا که خوردیم شیرینی ومیوه خوردن اینا تبدیل به آشغال میشن من قبلا ها هر چیزی توی یخچال میموند رو همش حرص میخوردم که وای داره خراب میشه بخوریمش تموم شه الان خیلی جالب شده اولا کمتر خرید میکنم اگرم همسرم گوش نکنه ومثلا بهش میگم نیم کیلو سبزی بخر ویک کیلو بخره میریزم دور جلوی چشم خودش جوری که خودشم میگه زیاد میخرم خراب میشه درسته منم میگم دقیقا سبزی تازش خوبه وگرنه کهنش اینجوری بو میگیره وفاسد میشه یه کار دیگه هم میکنم قبلا خودمون مجبور میکردیم کلی میوه بخوریم الان اصلا این کارو انجام نمیدیم خیلی قشنگ یه بخشی از میوه هامون فریز میکنم بعد که دیگه میوه نداشتیم اونارو میریزم داخل مخلوط کن وشیک ورانی باهاشون درست میکنم یا بستنی یخ دربهش میوه ای اینجوری هم لذت بخش خوردنش همینکه خودنون مجبور نکردیم دریک هفته ۱۰ کیلو میوه رو بخوریم از آنجاییم که ما اهل مربا وترشی نیستیم این روش بهترین مخصوصا تو فصل گرم سال خب معمولا میوه های فصل گرم زیاد نمیمونن ومیوه های فصل سرد مقاوم تر وماندگار ترن دریخچال 

      حتی قبلا ها اگه شکلات میخریدیم چنان تمومش میکردم که بارها بابت نرسیدن به همسرم از خودم بدم میومد ولی الان فهمیدم که اشتها خودمم من مختارم من آزادم واصلا این چه حرفیه که موادغذایی منو مجبور میکنن مواد خوراکی هیچ اختیاری ندارن هیچ قدرتی ندارن از خودشون این منم که قدرتمندم تصمیم میگیرم این منم که لایق بهترین هام ومن مسئولیت صد درصد چاقی خودمو به عهده میگیرم چند وقتیه فهمیدم اگه هزار بار دوره رو مرور کنم من لاغر نمیشم تا به چیزایی که یاد گرفتم عمیق فکر نکنم قبولشون نکنم وعمل نکنم هیچ چی تغییر نمیکنه 

      استاد چند وقت پیش یه مستند دیدم راجب یک خانم ایرانی مقیم استرالیا که نقاش بودن وچندین گالری موفق زده بودن وقتی داشتم نگاهشون میکردم خیلی از حرفاشون چیز یاد گرفتم اما مهم ترینشون این بود ما وقتی میخواییم نقاش بشیم میریم پیش استاد های مختلف وسبک های مختلفی رو یاد میگیریم کپی کردن یاد میگیریم رنگ شناسی وهزار تا چیز مختلف اما وقتی آموزشمون تا حدی تکمیل شد حالا اگه بخواییم یک نقاش ماهر بشیم باید همه چیزایی که یاد گرفتیم وفراموش کنیم وشروع کنیم سبک خودمون بسازیم اگه نتونیم میشیم یک مقلد وکپی کار که نقاشیاش قشنگن ولی هیچ ارزش هنری ندارن خیلی این حرفشون منو تکون داد به خودم گفتم دقیقا همین دقیقا مشکل منم همین من یاد گرفتم اما باید بیام نقاشی وسبک خودمو خلق کنم تا ارزش شو داشته باشه استاد این همه فن تکنیک ابزار وکارباهاشون یادم داده اما من باید بیام فراموش کنم سبک زندگی استاد باید بیام پیادش کنم درسبک زندگی خودم ببینم کجای زندگی من این ابزار کاربرد داره کجاش از این سبک میتونم استفاده کنم یکی یکی بگذارم کنار هم ونقاشی وسبک زندگی خودمو خلق کنم این شد که اومدم اینجا هر فایل چنان مشتاقانه چند روز تکرار میکنم ولذت میبرم که غرق شعف شدم زندگی من داره تغییرات شگرفی میکنه اتفاقا دوروز پیش بازم آقای منفی باف همسرم داشت بهم میگفت عزیزم هر وقت خسته شدی بگو بریم عملت کنیم تا تو راحت بشی پولشو از زیر سنگم شده جور میکنم 

      با خودم گفتم یا خدا دوباره چرا یادش افتاد وچرا دوباره داره تکرار میکنه منکه گفته بودم نمیخوام عمل کنم وهیچ روش دیگه ای رو نمیخوام یکم باهام بحث کردیم ومن گفتم بیخیال باشه عزیزم خواستم بهت میگم دیدم کوتاه نمیاد شب یاد فایل لیاقت داشتن افتادم یه حسی بهم گفت با این فایل میتونه آقای منفی بافشو ضربه فنی کنی جوری که دیگه نتونه بلند شه وتورو اذیتت کنه همین جور داشتیم با هم حرف میزدیم که بحث کشوندم به لیاقت داشتن به همسرم گفتم میدونی چیه عزیزم واقعیت اینکه ما هر چیزی داریم وبدستش آوردیم لیاقتش داریم وهر چیزیم نداریم هم لیاقتشو نداریم 

      البته ناراحت نشو منظورم اینکه فعلا لیاقتشو نداریم ومیتونیم با ایجاد احساس لیاقت بدستش بیاریم واصلا هم کار سختی نیست مثلا من لیاقت بهترین زندگی رو دارم ودارمم هر روز بهش نزدیک تر میشم توهم لیاقت ثروت مند شدن آرامش داشتن ورسیدن به خونه خوب وماشین خوب داری پس دنیا هم داره به سمتت میفرسته منم خودم باعث چاقی خودم بودم وبا پرخوری وافکار اشتباه ورفتارهای نادرست لیاقت چاقی خودمو تشدید کردم اما حالا دارم لیاقت لاغری ومتناسب شدن درخودم ایجاد میکنم وبرای همینم متناسب میشم وفوق العاده خوش اندام واقعیت اینکه 

      مهم نیست که من چقدر از چاقیم بدم میاد حتی اگه عمل کنم حتی اگه هر کار دیگه ای براش انجام بدم وخودمو ودر رنج وسختی قرار بدم یا موقع خوردن تا یه چیز شیرین چرب یا فست فودی خوردم خودمو سرزنش کنم وبه خودم بگم خاک توسرت این کائنات نمیگه این بدش میاد از چاقی میگه این عاشق چاقیه بهش بدیم چون داره بهش توجه میکنه فکرو ذکرش شده چاقی توجه میکنه به لقه لقمش این فرد داره با تمام وجودش فریاد میزنه منو چاق کنید وما هم چاقی بهش میدیم اما وقتی من توجهم از روش برمیدارم اصن عجله ای ندارم لاغر شم وتوجه میکنم به تناسب اندام 

      هر چی میخورم میگم برای بدن من خوب مفید باعث لاغری وتناسب من میشه 

      خودمو دوست دارم  وخودمو آزاد دارای اراده تصمیم گیری میبینم هر فعالیتی میکنم به خودم افتخار میکنم 

      خودم درآینه میبینم ازش لذت میبرم جدیدا متوجه شدم که چقدر من جذابم چقدر خواستنیم چه بدنی چه صورتی دارم من همینطوریشم چقدر فوق العاده ام واونقدر فوق العاده ام که هی باید خونه وزندگیمون وپولمون بدواند تا به لیاقت من خودشون برسونن چون من فوق العاده ام وهر چقدر که زندگی بدو بازم من لیاقتم بیشتر اون وزندگی بال بال میزنه تا منو به خواسته هام برسونه 

      لیاقت من بزرگترین خونه منطقه الهیه تهران بهترین ماشین های سال حساب پر از پول ونامحدود وسفرها بیشمار خارج ودارایی های بسیار  وتناسب اندام همیشگی من میخوام کلی عمر کنم تا آخر عمرم زندگی بلکه بتونه خواسته های منو به وهله ظهور برسونه من همین الانشم بینظیر وفوق العاده ام وهیچ وقت پولمو به یه عده دکتر کلاهبردار پول پرست نمیدم تا منو ببرن زیر تیغ جراحی و منو ناقص کنن وبا پول من برن جزایر قناری عشق وحال مگه خودم نمیتونم کیف دنیا رو کنم همین پول عمل من باهاش کلی لذت میبرم ازش چرابدم بقیه بخورن خونمو ارتقا میدم ماشین بهتری میخرم سفر میرم وکلی چیز برای خودم میخرم ولذت میبرم وجوانی میکنیم این بهتر نیست بدن منم خودش خودشو متناسب میکنه منکه کاری ندارم چطوری مگه من فوضولم 🤭 والا اینهمه پول دور ریختم درزمان مجردیم برای ورزش کردن وباشگاه ورژیم وهزار تا کار دیگه الان اگه این خرجارو نمیکردم الان یک خونه بزرگ توی الهیه داشتم حالا جلوی ضرر هر وقت بگیری منفعت از این بعد میخرمش وپولامونم هدر نمیدم من 

      لیاقت بهترین هیکل دارم

      من لیاقت بهترین زندگی رو دارم

      من لیاقت بهترین خونه رو دارم

      من لیاقت بهترین ماشین دارم

      من لیاقت حساب پر پول دارم

      من لیاقت بهترین لباس ها رو دارم

      من لیاقت بهترین بهترین ها رو دارم

      چون من فوق العاده ام من گفت انگیزم من بینظیرم جذابم خواستنیم مهربونم واز همه مهم تر چون من جانشین خداوند دراین جهانم پس این منم که لیاقت فرمانروایی برکل دنیا رو دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/04/06 11:50
      مدت عضویت: 729 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,235 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم

       

      چند وقت پیش استاد اعلام کردن که میخوان دوره مقدماتی رو دوباره با ما شروع کنن خیلی ذوق کردم با خودم گفتم این بار دیگه لاغر میشم چون استاد همراهمون به طور مستقیم یکی دوهفته ای از دوره گذشت ومن تغییر فیزیکی درخودم احساس نکردم ناراحت بودم ولی بازم ادامه میدادم تا اینکه لایو مشترک خانم حسنی عزیز با استاد دیدم دیدم خانم حسنی گفتن استاد من تصمیم گرفتم صد گام شروع کنم وبا شما شروع نکنم یک ندای عجیبی بهم گفت برو صد گام ببین چی بود خلاصه اومدمو وسایت مرور کردم دیدم من به خاطر عجله ای که درکسب نتیجه داشتم اصلا از فایل های رایگان استاد استفاده نکردم یعنی چند تایی بهار دوسال قبل از فایل های نکات طلایی استفاده کرده بودم و۱۲ گام اما بقیشو نه دوباره ندایی بهم گفت ببین فریبا تو عجله کردی درشرکت دردوره یه چیزایی هست که تو برای مقدمه یاد میگرفتی وقتی این فایل داشتم گوش میکردم تازه فهمیدم حسم درست بود الان دوروز دارم روی این فایل کار میکنم هر دفعه گوش میدم نکات بهتری رو متوجه میشم اینو دردرجه اول به خودم بعد به کسانی که وارد سایت میشن وفکر میکنن فایل های رایگان بدرد نمیخوره میگم گنج این فایل ها گنج خودمم تازه باور کردم این موضوع ودرکش کردم 

      دیروز به سوالات داخل این فایل ونوشته اش جواب دادم داخل کاغذ ودارم فکر میکنم روش آیا من لیاقت لاغری رو دارم یادمه استاد گفته بودن همه ما دعوت شدیم از طرف خداوند به این دوره پس قطعا لیاقت متناسب شدن دارم اما چقدر باورش دارم که من لایقشم امروز رفتم ولباس های گشاد وکهنمو جداکردم وجمع کردم به عنوان پارچه بدرد نخور برای اسباب کشی وبعد این اسبابکشیمون میندازمشون دور تازه فهمیدم من اگه میخوام لایق متناسب شدن بشم باید به احساسم توجه کنم احساسم میگه تا میتونی به خودت برس به نظافتت هیچ وقت بوی عرق نده شاید به نظرتون ساده وبدیهی  بیاد اما مطمئنم افراد چاق خیلی خوب درک میکنن اگه احساست خوب نباشه حتی به نظافت شخصی خودشونم افراد چاق اهمیت نمیدن البته من بسیار تمیزم اما میخوام نهایت تلاشمو کنم که همیشه این نظافتو حفظ کنم حتی اگه روزی دوبار برم حمام این کارو انجام میدم تا احساس لیاقت وباارزش بودن کنم وقتی کار میکنیم درخانه یا محیط کار شده که بارها کارمون افراد دیگه یا موقعیت ها رو الویت قرار دادیم وگفتیم که خب منکه آدم تمیزیم حالا یه روزم نرم دوش بگیرم مهم نیست فردا میرم اما مهم میخوام بگم که همین کارای ساده احساس لیاقت میاره برای متناسب شدن یا مسواک زدن ونخ دندان خیلی مواقع به خودمون میگیم بیخیال بابا کی حوصله داره دندوناشو بشوره فردا کثیف میشه دیگه دوباره وگاهیم چند روزی یادمون میره الان همه میان میگن اه اه چقدر چندش دندان کثیف اما آمار کشورمون نشون میده که ایران بیشترین هزینه رو دردندان پزشکیا صرف میکنه حالا چرا میگم چون مسئله دندان نیست مسئله اهمیتی که به خودمون نمیدیم برای خودمون ارزش قائل نیستیم داخل خونه لباس کهنه وداغون میپوشیم بهونمونم اینکه پول نداریم من به شخصه اشخاصی رو میشناسم دوتا کمد پراز لباس های کهنه زوار رفته وداغون دارن وحتی نمیندازنشون بیرون که جاشون باز بشه برای لباس های نو البته خودم اینجوری نیستم ودلم میاد لباس هامو اهدا یا دور بریزم اما منم باید تجدید نظر کنم وشده دویا سه دست لباس قابل پوشیدن داشته باشم بسمه دیگه پول دارم سالی یک یا دودست لباس توی خونه برای خودم بخرم اما این فکر که گرون وپول نیست وآدم پولشو صرف خرید لباس نمیکنه یا لباس هر چقدرم کهنه باشه قابل پوشیدن فرهنگ ما ایرانی ها رو تحت شعاع قرار داده چند وقت پیش از شخصی شنیدم از تاناکورا لباس میخرید با خودم گفتم یعنی اینقدر برای خودش ارزش قائل نیست که حاضر لباس دست دوم یک شخص دیگه رو بپوشه وبه لباس کهنه هاش اضافه کنه خدایا به کدوم سمت داریم میریم اون وقت که میخوایم لابد آقا وخانم جهان هم بشیم حتی لباس نو نمیخریم لباس کهنه میخریم خداروشکر که این کارو من نمیکنم ولی منم برای احساس لیاقت کردن خیلی باید کار کنم باید بیشتر به خودم برسم محیط اطافمو تمیز مرتب ومنظم نگه دارم سبک زندگیمو عوض کنم مثلا من میتونم که کرم بزنم به صورت ودست وپاهام چرا بعضی وقتا نمیزنم باید به خودم یادآوری کنم که من برای پول زندگی نمیکنم بلکه این پول که به من خدمت میکنه اگه چیزی رو میخرم استفاده کنم واحتکارش نکنم بعدا هم دوباره میخرم شده بارها کرم های بیشماری خریدم اما موندن واستقادشم نکردم خب خب یا نخرم یا استفاده کنم دیگه پول به این باارزشی رو باید صرف خود با ارزشم کنم وگرنه چرا میخرم این چیز یه چیز جالب دیگه هم که ممئنم خیلیا مثل من قرص های مولتی ویتامین میخرن ونمیخورن یعنی احتکار میکنن اگه بدنمون بهش احتیاج داره که بخوریم پس چرا نمیخوریم اگه احتیاج نداره چرا میخریم شیشه های عطرمون استفاده کنیم هر روز عطر بزنیم وهمیشه خوشبو باشیم چرا مهمونی به مهمونی پولش میرسه ودوباره میخریم چند سال پیش یکی به من گفت پیامبر ما بیشترین پول صرف عطر ومسواک میکردن چوب مسواک این یعنی چی یعنی برای خودتون ارزش قائل باشین همیشه خوشبو باشین همیشه تمیز باشین همیشه به خودتون اهمیت قایل بشین دیگه چجوری بگه بنده خدا شده ساعت ها بیکار وکسل ولو جلو تلویزیون افتادیم هی این شبکه اون شبکه اما شده یه نگاهی به پینه های دست وپامو بندازیم به مرتب بودن ناخن هامون بندازیم به وز موهامون به صورتمون که کرم یا مرطوب کننده میخوادبندازیم به بوی بد بدنمون که نظافت لازمه یا به تعویض لباس های کثیفمون یاد گرفتیم آدم مهمونی میره به خودش میرسه تمیز باید باشه خوشبو باید باشه آدم که تو خونه خودش این کارارو نمیکنه خرج داره بله داره منم مثل همه شما مولتی میلیاردر نیستم البته به لطف خدا میشم ولی به جای هله هوله ها به جای خرجای الکی میشه آدم نیازای اساسیشو تامین کنه به خودش برسه میشه حتی با پول کم احساس لیاقت لاغری داره درمن زنده میشه ومن خیلی خوشحالم به لطف خدا وقتی مینویسم نفس میکشم نفس از عمق روحم انگار تازه میشم 

      من لایق پوشیدن بهترین لباس هام

      من لایق خوشتیپ ترین آدم دنیا بودنم 

      من لایق داشتن بدنی متناسبم 

      من لایق پوشیدن لباس های اندامی وبارنگ های روشن وباهر طرح ومدلی هستم 

      من لایق زیبا تر شدن هر روزمم 

      من لایق بهترین غذا ها ماشین ها وخونه ها هستم 

      من لایق ثروت بینهایت جهان هستی هستم 

      من لایق آرامش وداشتن پول به هر اندازه که بخوام هستم 

      من لایق شادابی ونشاط تناسب همیشگیم 

      من لایق پوست خوب وشاداب وجواب وزیبا هستممن لایق عشق هستم 

      من لایق زندگی عاشقانه وبا آرامش ورفاه هستم 

      من لایق بهترین های جهانم چون خودم بهترین جهانم

      از انروز من مسئول چاقی خودم هستم 

      این مسئولیت صد درصد به عهده میگیرم چون این خود من بودم که خودمو به این شکل درآوردم نه هیچ چیز وکس وشرایطی این من بودم که تصمیم گرفتم ولیاقت چاقی رو با بد کردن حال واحساسم ومشکلاتم ایجاد کردم این من بودم وحالا هم این منم که لیاقت متناسب شدن وماندن درخودم میبینم واز امروز یعنی همین لحظه لیاقت لاغر شدن وزببا شدن درخودم ایجاد میکنم ومن متناسب میشم وبدنم وذهنمم با اشتیاق کمکم میکنن تا من بهترین خودم باشم وبه هر چی میخوام برسم وخوشحال وراضی باشم ندایی بهم میگه این فایل چند روز دیگه هم گوش کن پشت سر هم چون بیشترین چیزی که من بهش احتیاج دارم اینکه اونقدر احساس لیاقت لاغری درمن اوج بگیره که فوق العاده ومتناسب ترین انسان جهان بشم خدایا شکرت بابت این آگاهی خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/02 22:01
      مدت عضویت: 664 روز
      اندازه متن
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,549 کلمه

      به نام خدا
      سلام خدمت استاد عزیزم و همگی دوستان
      گام پنجم: باید لیاقت لاغر شدن را داشته باشید
      تمرین ۱_ به انچه در مسیر چاق شدن تجربه کردید فکر کنید و بنویسید چگونه لیاقت چاق شدن را در خود ایجاد کردید؟
      لیاقت چاق شدن در من از کودکی اغاز شد به خاطره تفکر مامانم در مورد تغذیه از بچگی ما همیشه تشویق میشدیم که غذایی رو که مامانم برامون کشیده تا اخر بخوریم و همش بهمون میگفت بخور بخور تا جون بگیرین تا لپاتون سرخ بشه تا خوشگل بشین و من یادم میاد که انقدر میخوردیم تا دلمون درد میگرفت و نمیتونستیم بلند شیم، به قول خالم ما نمیخوریم تا سیر بشیم میخوریم تا تمام شه🤦‍♀️ در کودکی من چون خیلی اهل بازی بودم تمام عصرها رو تا شب تو کوچه با دوستانم مشغول بازی بودم و اصلا توجهی به چاقی و لاغری نداشتم اصلا چاقی و لاغری رو نمیشناختم تا بعد از بلوغ که دیگه همش تو خانه بودم یهو به خودم اومدم و متوجه پاهای چاقم شدم الان که خونه نشین شده بودم به جای بازی به غذا پناه برده بودم و خوردن برایم لذت جدید شد بنابراین شروع کردم به خوردن طعم های جدید و مزه های جدید و چیزی که برای ذهن لذتبخش شود مدام از اون بیشتر میخواد و من هم بیشتر میخواستم و میخوردم اینجا بود که ارتباط با بدنم رو از دست دادم و خوردن از رفتاری برای تامین نیاز بدن به انرژی و سوخت تبدیل به راهی برای لذت بردن شد به خودم که اومدم دیدم نوجوانی چاق هستم و توجهم به چاقی بدنم و تفاوتم با دخترهای همسن و سالم جلب شد ، من با تکرار و تعهد از خوردن به عنوان وسیله ای برای لذت بردن لیاقت چاقی رو در خودم بوجود اوردم، و بعد از حالا به فکر لاغر شدن افتادم در این زمان خواهرم هم که بخاطره چاقی در کودکیش با رفتار و تمسخرهای فامیل روبرو شده بود شروع کرده بود به گرفتن رژیم خیلی سخت و دویدن در حیاط خونمون در هوای ۶۰ درجه و میشه گفت تقریبا هیچی نمیخورد و