نمیتوانید هدفی مقدس تر از تغییر کردن را در زندگی تان جستجو نمایید! و این مسیر از رهایی از افکار منفی آغاز می شود.
اگر تصور می کنید زندگی شما مانند کالایی است که به شما تحویل داده شده و قابل تغییر نیست اشتباه می کنید.
من هم تا ۳۳ سالگی این تصور را داشتم که زندگی را باید سپری کرد و نمی توان زندگی را به شکلی که مورد علاقه ات است تجربه کرد.
افکار منفی
آیا افکار منفی بر زندگی شما سایه انداخته است؟ آیا احساس میکنید که این افکار مانع پیشرفت و خوشبختی شما میشوند؟ اگر پاسخ شما مثبت است، بدانید که تنها نیستید. بسیاری از افراد با این چالش دست و پنجه نرم میکنند. اما خبر خوب این است که رهایی از افکار منفی کاملاً امکانپذیر است.

افکار منفی چیست؟
افکار منفی، الگوهای فکری منفی و خودویرانگری هستند که میتوانند بر احساسات، رفتارها و در نهایت کیفیت زندگی ما تاثیر بگذارند. این افکار اغلب به صورت تعمیمدهی بیش از حد، نگرش ذهنی منفی، برچسبزنی و پیشبینی بدبینانه ظاهر میشوند.
افکار منفی میتوانند به مشکلات روحی و روانی مانند اضطراب، افسردگی و کاهش اعتماد به نفس منجر شوند. همچنین، این افکار میتوانند روابط بین فردی را تحت تاثیر قرار دهند و مانع از دستیابی به اهداف شوند.
افکار منفی چیست و چرا به وجود میآیند؟
افکار منفی، همانند ابرهایی هستند که گاهی اوقات آسمان ذهن ما را میپوشانند. این افکار میتوانند در مورد گذشته، حال یا آینده باشند و اغلب با احساسات منفی مانند اضطراب، غمگینی و خشم همراه هستند.
دلایل مختلفی برای ایجاد افکار منفی وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
استرس و فشارهای روزمره: استرس و فشارهای زندگی روزمره میتوانند بر سلامت روان ما تأثیر گذاشته و افکار منفی را تشدید کنند.
تجربیات گذشته: رویدادهای منفی گذشته میتوانند الگوهای فکری منفی را در ما ایجاد کنند.
باورهای نادرست: باورهایی که درباره خودمان یا دنیای اطرافمان داریم، میتوانند منجر به افکار منفی شوند.
خبر خوب این است که میتوان با استفاده از روشهای مختلف، افکار منفی را مدیریت کرده و بر آنها غلبه کرد.

تغییر شرایط زندگی
به عنوان فردی که توانستهام از شرایطی سخت زندگی خود را تغییر دهم به شما می گویم که نیازی نیست به زندگی خوب دیگران با حسرت نگاه کنید، چون شما هم می توانید زندگی فوق العاده ای را تجربه کنید اگر مهارت رهایی از افکار منفی را کسب کنید.
هیچ فردی آنقدر خوشبخت نیست که شما نتوانید به اندازهی او خوشبخت شوید…
سالهای زیادی از زندگی ام را با ناراحتی و مشکلات زیادی سپری کردم اما همیشه اشتیاقِ فراوان برای تغییر زندگی را داشتم و به دنبالی راهی برای رسیدن به خواسته هایم بودم، در جستجوی مهمترین عامل تغییر زندگی بودم و به لطف خدای مهربان در مسیر یادگیری قوانین جهان هستی برای تغییر زندگی قرار گرفتم.
کتاب های زیادی را مطالعه کردم، از آموزش های اساتید مطرحی بهره بردم و در نهایت به روشی دست یافتم که تغییر زندگی را برایم آسان کرد و توانستم درک کنم چگونه خالق زندگی خود باشم.
دوره رایگان رهایی از افکار منفی، قدم اول برای تغییر شرایط زندگی، حاصلِ نتایج بخشی از این سالها است. برخی از این آگاهی ها در هیچ کتابی یافت نمی شود و شامل تجارب موفقیت آمیز خودم می باشد.
مأموریت این دوره، آموزش چگونه تغییر دادن زندگی به هر فردی است، که تصمیم گرفته و متعهد شده تا نه تنها فردی باشد که تغییر کرده است بلکه قادر باشد شرایط خانواده اش را تغییر دهد.
زیرا همه ما وظیفه داریم که تغییر کنیم و زندگی را آنگونه که خداوند برای ما مقدر کرده است تجربه کنیم.
ما به این جهان فرستاده شدیم تا بتوانیم همهی زیباییهای جهان را تجربه کنیم، تا آزادانه برای خودمان زندگی کنیم، تا تجربه یک زندگی پر از رفاه و آسایش را تجربه کنیم.
زیرا این توانایی و لیاقت به همه ما داده شده است تا بتوانیم تجربه زندگی موفق و سرشار از شادی و احساس خوب و عشق و علاقه به دیگران را داشته باشیم. و مسیر رسیدن به این شرایط رهایی از افکار منفی است.
ما وظیفه داریم از توانایی که خداوند به ما داده است استفاده کنیم تا در لحظه مرگمان، “بدون حسرت آنچه که میتوانستیم انجام دهیم اما ندادیم”، در آرامش و زیبایی این جهان را ترک کنیم.
تا بتوانیم به همه بگوییم، خوب زندگی کردن، نه تنها آسان، بلکه طبیعیترین نوع زندگی است زیرا ما ذاتاٌ و طبیعتاٌ خوشبخت هستیم. چون بنده خدا هستیم.
خدا را شکر میکنم که مرا در این مسیر شگفت انگیز قرار داد.
خدا را شکر می کنم که توانستنم با ارائه آنچه که زندگی خودم را از بدترین شرایط، به شرایطی مطلوبی که هر روز در حال بهتر شدن است رساند، در دوره خدا هرگز دیر نمی کند به شما و افرادی زیادی در سراسر جهان کمک کنم تا با باورکردن خود و توانایی بهتر زندگی کردن تغییرات شگفت انگیزی در جهان پیرامون خود ایجاد کنند.
تغییر نگرش های درونی
اگر بخواهیم تغییری در روند ناخواسته های زندگی ایجاد کنیم، چاره ایی نداریم مگر این که افکار و باورهایی که از گذشته درباره زندگی کردن در وجود خود ذخیره کرده ایم را تغییر دهیم. به همین منظور برای تجربه زندگی بهتر نیاز به آموزش هایی داریم که متاسفانه نه در کتاب های درسی وجود دارند و نه از طریق خانواده به ما منتقل شده اند.
چرا افرادی در جامعه هستند که کاملا از هر نظر احساس خوشبختی ویا حتی بدبختی دارند؟
تمام خوشبختی و یا بدبختی انسان ها بسته به نگرش آنها و باورهایی است که در ذهن خود ذخیره کرده اند.
این باورها میتواند مثبت و یا منفی باشد و در نتیجه این باورها می توانند انسان را به سمت خوشبختی و یا حتی بدبختی ببرد چون ریشه این افکار در ذهن انسان است و برای تغییر آن باورها نیاز به آموزش دیدن دارد تا با جایگزین کردن باورهای صحیح به سمت آرمان خود گام بردارد.
با آموزش درست حتی می تواند شرایط خانواده خود وانسانهای پیرامون خود را تغییر داد.
خداوند جهان هستی را بر طبق قانون زیبایی، سلامتی، خوشحالی، ثروت و خوشبختی بنا کرده و ما هم به عنوان انسان از این قانون نه تنها مستثنی نیستم بلکه هم سو با این قوانین آفریده شده ایم، پس حق طبیعی ما خوشبختی، خوشحالی، سلامتی، ثروت و…. است.

رهایی از افکار منفی
چه موقعی انسان از حق های طبیعی خود محروم می شود؟
زمانی انسان از این حق های طبیعی محروم می شود که افکارش هم سو با جهان هستی نباشد یعنی دچار افکار منفی گردد ودر یاس ونامیدی بسر برد
چه زمانی انسان موفق می شود؟
زمانی که افکارش همسو با قوانین جهان هستی باشد. یعنی دارای افکاری از جمله عشق، امید، شادی و احساس خوب داشته باشد یعنی انسان به لیاقتی که خداوند در او نهادینه کرده پی برده و از طریق کنترل ذهن از آن برای بهبود شرایط زندگی خود و تجربه خوشبختی بهره ببرد.
از این طریق می تواند به لیاقت به توانایی هایی که حق طبیعی اش است دست پیدا کند. در این صورت انسانی موفق در امور زندگی خود می شود.
اولین قدم برای تجربه این شرایط رهایی از افکار منفی است.
ریشههای افکار منفی
افکار منفی از کجا میآیند؟ دلایل مختلفی برای بروز افکار منفی وجود دارد، از جمله:
- تجربیات گذشته: تجربیات تلخ و شکستها میتوانند باعث ایجاد الگوهای فکری منفی شوند.
- تلقینهای اطرافیان: حرفها و قضاوتهای دیگران میتواند بر روی باورهای ما تأثیر بگذارد.
- تکامل ناقص الگوهای فکری: برخی از ما الگوهای فکری منفی را از والدین یا اطرافیان خود یاد گرفتهایم و هنوز نتوانستهایم آنها را تغییر دهیم.
- استرس و فشارهای زندگی: مشکلات و چالشهای زندگی میتوانند باعث ایجاد افکار منفی شوند.
تأثیر رهایی از افکار منفی بر زندگی
رهایی از افکار منفی، تأثیرات شگفتانگیزی بر زندگی ما دارد. برخی از این تأثیرات عبارتند از:
افزایش موفقیت: افکار مثبت، شما را به سمت اهدافتان سوق میدهند و به شما کمک میکنند تا به موفقیتهای بزرگتری دست پیدا کنید.
افزایش اعتماد به نفس: با تغییر افکار منفی به افکار مثبت، میتوانید اعتماد به نفس خود را افزایش دهید و به تواناییهای خود ایمان بیاورید.
بهبود روابط: افکار مثبت باعث میشوند که روابط بهتری با دیگران برقرار کنید و ارتباطات موثرتری داشته باشید.
افزایش خلاقیت: افکار مثبت، ذهن شما را باز میکنند و به شما اجازه میدهند تا ایدههای جدید و خلاقانه تولید کنید.
کاهش استرس و اضطراب: با رهایی از افکار منفی، میتوانید استرس و اضطراب خود را کاهش داده و به آرامش درونی دست پیدا کنید.
نتیجهگیری
اگر انتظار داشته باشیم که شرایط فعلی ما با این افکاری که داریم تغییر کند بسی خیال بیهوده است چون ۸۰٪ آن با افکار منفی است و همش در این شرایط منتظر شانس می مانیم تا به شرایط بهتر و یا طبقه بالاتر برویم و زهی خیال باطل و این راهی ندارد جز رهایی از افکار منفی و جایگزین کردن آنها با افکار مثبت.
رهایی از افکار منفی، یک فرآیند تدریجی است و نیاز به تمرین و پشتکار دارد. با استفاده از روشهای ذکر شده در این مقاله، میتوانید به تدریج بر افکار منفی خود غلبه کرده و به زندگی شادتر و موفقتری دست پیدا کنید. به یاد داشته باشید که شما لایق بهترینها هستید و شایسته آن هستید که زندگیتان را با شادی و آرامش پر کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.15 از 241 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام به شما استاد گرامی
متأسفانه دراین مدت خیلی افکار منفی تو سرم زیاد که فکر کنم حالا حالا دست از سرم برنداره فکر کنم چون باهشون عادت کردم عادتی که فقط موجب اذیت شدن من میشه .من این میدونم که فکر کردن بهشون داره من آزار میده ولی نمیدونم چرا نمیتونم از خودم جدا شون کنم .شاید چون هنوز بلد نیستم نیاز به یاد گیری دارم.
من اینجا هستم که یاد بگیرم که بتونم افکار خودم به سمت درستی هدایت کنم .
من میدونم که هم خواسته خودم هم عشقی که خداوند به من داره من به این سمت واین فایل کشونده
تا بتونم یاد بگیرم که افکار من فقط من دگرگون میکنه .نه کسانی که ازشون ناراحت هستم .حتی با این که میدونم اون ها هم مقصر این افکار منفی من شدن ..ولی این منم که از درون دارم خورد میشم .این منم که حس بد میتونه من فلج کنه که نتونم حتی ساده ترین کارهای خودم به درستی انجام بدم
من در این مدت از پدرم خیلی ناراحتم پون آدم منفیوآزار دهنده هست .از نظر من آدم سمی هست که چاره ای جز دور بودن ازش در حال حاضر ندارم .شاید بدا بتونم با فایل های آموزشی شما یاد بگیرم که حتی از اونم نباید فرار کنم
.ولی در حال حاضر حال روحیم خوب نیست .من از دست خواهرانم که میگن ما فرق داریم وشبیهه پدرمون نیستیم هم ناراحتم .چون در این مدت ناراحتی حال من نپرسیدن ..وحتی به پسرم که روزی نیست نمیگه خالم چرا بهم زنگ نمیزنه ناراحتم .چون اون ها هم به نظرم رفتارشون مثل پدرم فقط فکر میکنن که فرق دارن
ولی من نمیخوام شبیه هیچ کدوم باشم نمیخوام آدم سمی یا بی معرفت باشم .دیگه نمیخوام غصه بخورم زجر بکشم .دنبال آرامش از درون هستم دنبال حال خوب خودم هستم تا بتونم حال دل فرزندم هم خوب کنم .امیدوارم با بودن در اینجا وگوش دادن به فایل های شما بتونم خودم تغییر بدم .بتونم افکارم رو هم عوض کنم
از شما ممنونم که این فایل ها رودر اختیار ما قرار دادین .
به نظر من افکار منفی اولین گامی هست که باید در مورد خودم ریشه کن بشه .بد بتونم فایل های دیگر شما رو از جمله زندگی با خدا گوش بدم
از خدا ممنون هستم که اینجام .وبه مت این شجاعت داد که بنویسم وحرف بزنم
نشان های دریافت شده
به نام خدای بسیار بخشنده وبسیار مهربان
سلام سلام خدمت تک تک همراهان عزیز وعلی الخصوص استاد بزرگوار وعزیزم
من بعدچند سال برگشتم به آغوش پرمهر وگرم خانواده ام دلم براتون یه ذره شده بود
مخصوصا شما استاد
خوب یادم نیست که چند وقت نبودم اینجا ولی خیلی خوب یادمه تک تک روزایی که کنارتون بودم وکنار بودین
الان که اومدم میخوام قبل هرچیزی بگم که من دارم مادر میشم واین شخصی داره میزنه که برای مادر شدن مقاومت کرده بود وهمیشه فکر میکرد اشتباه بچه آوردن دراین دنیا دراین کشور ودراین وضعیت
اما به لطف خدا چشمان من وهمسرم به حقیقت باز شد
واین شد که خدا عشقش بار دیگه بهمون درقالب بچه هدیه داد بهمون
با آرزوی مادر وپدر شدن تک تکتون وچشیدن طعم لذت بخشش
امروز از خواب که بلند شدم یه حس عجیبی داشتم
چند وقتیه که فهمیدم باردارم وانگار یه گونی سنگین روی دوشم حس میکنم
همیشه میگفتم باید بینقص بشم پولدار بشم همه چیزایی که میخوام داشته باشم وانجام داده باشم بعد مادر شم قبلش اشتباه
برای همینم الان احساس میکنم باید به شدت وفوری تغییر کنم زندگیمو بندازم تو معجزه هرچی فکر کردم دیدم نمیشه
مگه اینکه بیام اینجا ودست به دامان خدا وانرژی ودعای خوب تکتون بشم
حتما دیگه میدونید که اینجا مثل کعبه معدن ومنابع انرژی خوب وحال خوب
منکه خودم اینجوریم مثل یه قطره آب دراین دنیا میچرخم ومیرم آخرش میوفتم اینجا وبه سمت اینجا کشیده میشم وساز اینجا درمیارم
انگار وصل میشم به منبع آب جهان یکی میشم
ووقتی دل میدم به حضورم دراینجا وخالصانه ومشتاقانه اینجام قدرت وتوانی میگیرم که کوه ها جابه جا میکنم
راستش
من چند وقتیه افتادم درنگرانی واسترس درحس حسادت وحسرت درحس ناراحتی
این شد که به خودم گفت اوهو به خودت بیا
اینکه نشد کار
میدونم کوه مشکل زندگیت ولی خب که چی
مگه بدتراز اینارو تجربه نکردی
مگه معجزه رد ندیدی
مگه درست نشد همشون
وباعث تعجب خودت وبقیه نشدی
چطور الان اجازه میدی تو که ره نرفته وکعبه ندیده نیستی
تو که رحمت ندیده وشفا نیافته نیستی
چطور افسار زندگیت دادی دست شیطان
برگرد
این شد که برگشتم به کعبه دلم به اینجا
اومدم دوباره معجزه بارون شه زندگیم
یه بار دیگه از هر بار بازم زندگیم زیرو رو کنم
فهمیدم که من خیلی خیلی سریع دریافت میکنم خواسته هامو از بس قوی سیم اتصالم به خدا حالا که اینطور چرا دوباره وصل نشم چرا کلا وصل نمونم
چرا تبدیل نشم به یک کسی که کلامش وخواستش با خدای مهربون یکی نشه
وچه قدرتی وچه شکوهی وچه خوشبختی بالاتر از اینکه بخواهی وباش شود به مصلحت خودش
خلاصه کلام
شروع کردم ونوشتم افکار منفی امروزمو
دیدم چقدر حسرت دارم
چقدر نگرانی
چقدر حسادت
چه افکار بدی درسرم میچرخه
یه لحظه جادوگر وجودمو دیدم همونی که تمام قد ایستاده تا از شیطان برام حکم بدبختی واز خدا حکم رانده شدن بگیره
یه لحظه ترسیدم از افکارم
به خودم گفتم چه حرفای شیطانی چه فکرای شیطانی وبدجنسی از من مهربان زده شده
بیخود نیست خوبی ها وخوشی ها جایی نمانده براشون
این شد که بیشتر نوشتم وتصمیم گرفتم
کنترل ذهنمو به دست بگیرم
ونگذارم حسادت نگرانی وغم وهر حس بد دیگه ای مخزن فکرمو پرکنه
فهمیدم که دقیقا وکاملا دست خودمه
منم که به افکارم اجازه میدم به چی فکر کنم وبه چی فکر نکنم
حسادت میکنم به فلان شخص خب میتونم نکنم
مگه تفنگ گذاشتن روسرم که یالا حسادت کن
نه خودم انتخاب میکنم حسادت کنم
اصلا اون آدم بداز نظر منم حقش نیست.این زندگی وامکانات
حق من وخانوادمه
ولی باید یاد بگیرم که عدالت خداحکم میکنه که اون الان اینجا باشه ومن الان اینجا
خدا صلاح دونسته که من نداشته باشم واون داشته باشه
قطعا حکمتی داره کارش هرچند که گفته میتونی توهم داشته باشی خیلی بهتر از اون وهرکس دیگری
ولی باید یاد بگیری حسادت نکنی
به عدالت من شک نکنی
به کمک منم شک نکنی
اگه حسادت کنی یعنی من خدا نمیفهمم خوب ها رو میدم به بدها
یعنی من خداعادل نیستم
یعنی من خدا فرق میگذارم
اگه من اینهمه نقص دارم
بیعرضه ام نادانم احمقم بیعدالتی دارم ناتوانم که دیگه اسمم خدا نیست از تو بنده پایین ترم
لایق پرستش نیستم
منو نپرست
اصلا هرحس بد تو اینو میگه که من خدا نیستم
اگه نگرانی یعنی من کارمو بلد نیستم تو رها شدی بیعرضه ام
اگه حسادت داری به کسی
یعنی بیعدالتم وبیفکرمو وبلد نیستم خوب وبد از هم تشخیص بدم
اگه ناراحتی یعنی تنهات گذاشتم وناتوانی من درخدا بودن وهمیشه کنار بنده هام بودن میرسونه
و…..
خلاصه بگم که تو هر فکر بد وحس بد کنی یه مهر وتهمت وایراد به خدایی من زدی
ومن نمیبخشم این
چون یعنی ناامیدی از خدابودن من
اگه خدا نمیخوای که هیچ برو خودت هرکاری میکنی بکن
چیزی بدست آوردی آفرین نیاوردی هم مشکل خودت
ولی اگه ته قلبت
یه جایی توفکرت توحست
به وجود من باور داری
به خدا باور داشته باش
میگن طرف خداست
یعنی آخرش
رو دستش نیست
خیلی خفن وکار درست وبینقص وشگفت انگیزه
حالا ببین خود خدا که من باشم چقدر کار درست وخفن وبینقص ودرجه یکم ورو دستم نیست تو همه چی
همه چیا همه چی
همه خوبیا از من شروع شده
همه جهان از من شکل گرفته
حتی سیاهی وبدی ها رو هم من صلاح دونستم خلق کنم تا شگفتی خوبی ها وقدرتمو نشون همگان بدم
همه چیزو دووجهی آفریدم
تا درک کنی بنده من
که درشب حکمتی ودرروز رحمتی
درسیاهی تفکری ودرسفیدی بینشی نهفته
چقدر عاشق تو بنده ام هستم
کل دنیا رو جهان زدم به نامت
به پات ریختم همه رو مطیع تو کردم که پادشاهی کنی
حالا نگاه کن خودت چقدر ناراحتم میکنی پادشاهی که نمیکنی حتی به من تهمت وشک میورزی
حلالت نمیکنم
البته میدونم که برگشتی
وفهمیدی که چقدر اشتباه رفتی
وخوشحالم که برگشتی همیشه بهت امیدوارم میدونم که اگه یه روزم به پایان زندگیت بمونه برمیگردی دوباره تو آغوش خودم
ولی میدونی چیه میخوام فوق العاده زندگی کنی پادشاهی کنی نه مثل کلفت ها وبدبخت ها
نه مثل گداها
نه مثل بیچاره ها
ملکه باش وحکومت کن
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانم
سلام به استاد عزیزم ودوستان هم مسیرم
باید مراقب ورودی ذهنم باشم وقتی احساس بیدار شدن دارم خیلی زود رفتار در ذهنم مرور میشه واز همون لحظه که روح وارد جسم میشه ورود افکار رو میشه حس کرد باید قبل از این که چشم ام رو باز کنم مراقب افکار منفی ذهنم باشم من نباید برای چیزهای که در دنیا مبینم حس دلسوزی داشته باشم نباید برای مرگ کسی حالم رو بد کنم نباید درباره مشکلات دیگران وحتی خودم حالم رو بد کنم چقدر باید تمرین کنم تا بهتر بهتر بشم من باید صبح که بلند میشم فکرم رو کنترل کنم نسبت به همسرم و پسرم باید اونها رو رها کنم همون تر که هستن دوستشان داشته باشم من نباید به خاطر اشتباهاتی که اونه انجام میدن و آگاه نیستن من نباید به عادتهای رفتار شون واکنش نشون بدم چقدر باید با آنها صحبت کنم که نظم داشته باشن چقدر به همسرم بگم زودتر بخواب تا زودتر بلند شی چقدر باید به همسرم بگم سیگار نکش چون خیلی در سیگار کشیدن زیاد روی می کنه چقدر بگم کار امروز رو به فردا فرداها نداز دیگه خسته شدم وخودم رو باید تسلیم خداوند کنم بله من باید فقط مراقب حال خوبم باشم و خداوند خودش زندگی من رو از نزدیک شاهد هستش وقتی کارها و تلاش های که با اراده خودم انجام دادم نتیجه نگرفتم پس رها می کنم و اداره زندگیم رو به اراده خداوند مسپارم تا حالا فکر میکردم مورد امتحان خدا هستم حالا فهمیدم امتحانی نیست این شرایط سخت رو من با افکار ناجالب در طی سالهای زندگیم برای خودم خلق کردم چون همیشه فرد غمگین و ناراحت بودم پس همین شرایط رو برای خودم خلق کردم و حالا رها می کنم اصلا برای من مهم نیستش که اطرافیانم دارن چه طور زندگی می کنن چون خودشون می خوان من باید مراقب باشم اونها مدار انرژی من رو پایین نیارن هرگاه شروع می کنن تا احساس بد به من بدهن من باید سکوت کنم و نظاره گر باشم استاد واقعا این های که می نویسم وقتی می خوام به عمل تبدیل کنم از دستم خارج میشه نمی خوام بگم سخته ولی باید نامید نشم و ادامه بدم فقط! باید احساس کنم خدا نزدیک و شاهد ایمان و عمل صالحم هستش و خودش وعده داده اجر این ایمان و کنترل ذهنم رو میده خدا در هر حال و زمان ومکان با من هستش پشتم گرم پروردگارم هست وبه اون توکل می کنم و امروزم رو بدون افکار منفی سپری می کنم
خدایا به امید زندگی سر شار از تمام خیرهایت
به نام خدا
باسلام
دیگه حواسم به ورودی مخزن ذهنم هستم
افکار منفی رو در روز یادداشت میکنم
وخارج میکنم
به نام خدا
با سلام خدمت استادم
واقعا با این فایل دگرگون شدم نمیدونستم کینه و دشمنی هم اینقدر مارو در طبقه پایین قرار میده دیگه این کار رو نمیکنم دیگه حواسم به ورودی مخزن ذهنم هستم انشاله منم پیامهای ارتقا زندگی ما شده دیگه افکار منفی رو در روز یادداشت میکنم و خارج میکنم دیگه از وزنم بیرونش میکنم
ممنون از استاد عزیزم خدا خیرت بده چقدر فکر بد میکردم 😔
سلام افکار منفی مثل افت هستند وماباید افکار مثبت رو زیاد کنیم و مثبت اندیشه کنیم . و سعی کنیم تا افکار منفی رو از خودمان دور کنیم تا جای بیشتری برای مشارکت افکار مثبت داسته باشیم. مدار ما در جهان بر پایه همین افکار میچرخه . پس اگه به این موضوع توجه کنیم اهمیت فکر مثبت رو بیشتر درک میکنیم تا بریم مدار بالاتر .
دیوانه و دلبسته اقبال خودت باش
سرگرم خودت عاشق احوال خودت باش
یه لحظه مخور حسرت آن را که نداری
راضی به همین چند قلم مال خودت باش
دنبال کسی باش که دنبال تو باشد
اینگونه اگر نیست به دنبال خودت باش
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم
تو مدتی که با قوانین آشنا شدم و سعی کردم مراقب ورودی هام باشم ولی اون آرامش واقعی که دنبالش هستم رو خیلی کم تجربه میکنم
مدام توی ذهنم افکار منفی مرورمیشه و من مهارت رهایی از افکار منفی رو بلند نبودم
امشب قدرتی دست منو سمت منوی سایت برد و من اصلا حتی قبلا این عنوان رهایی رز افکار منفی رو ندیده بودم
ولی از اونجایی که باور دارم هیچ اتفاقی اتفاقی نیست مطمئن بودم که باید این دوره رو شروع کنم
این دوره پاسخ به درخواست من از خدا برای رهایی از هجوم اینهمه افکار منفی هست
یکی از بیشترین افکار منفی که در سرم میچرخه اینه که چرا تو به اون موفقیت که دنبالش هستی با اینهمه تلاشی که میکنی نرسیدی
وقتی مخزن ذهن من پر شده از افکار منفی معلومه که جایی برای مثبت ها نمیمونه
و من به لطف خدا و استاد عزیزم تو این دوره این مهارت رو انشا الله یاد میگیرم خدایا شکرت که هدایتم کردی به این دوره ارزشمند
باسلام خدمت شما استاد عزیز
افکار منفی من:
مدتی بود که در ذهنم برای طرز برخورد رفتار و حرف زدن دوست خودم در ذهنم به شکل واقعاً پررنگی فکر من مشغول شده بود و مدتی افکارم در این زمینه منفی شده بودند اما رفته رفته و با کمتر فکر کردن به اون و بیشتر فایل گوش دادن و برای خودم زندگی کردن فهمیدم و نتیجه گرفتم که فقط با نه گفتن افکار منفی میتونم جلوشون رو بگیرم که به ذهن من هجوم نیارند و هرگاه حس بدی داشتم خودم رو در فایلها مشغول کنم و گوش بدم تا احساس خوبی به دست بیارم،
بعد از اون تصمیم گرفتم کمتر و کمتر فکر کنم و هر روز با این تمرین که با خودم قول داده بودم که اسم اون فرد رو در ذهنم حال بهتری پیدا کردم و به مسیر خودم برگشتم،
مشکل ما انسانها در زمینه افکار منفی اینه که بیش از حد روی انسانها پیله میکنیم و گیر میدیم و رها نمیکنیم و در گذشته باقی میمانیم،
اگر یاد بگیریم که هر روز از همان لحظه زندگی کنیم و از همان ثانیه دقیقه و ساعت لذت ببریم دیگه هجوم افکار منفی که مربوط به گذشته ما آدمها هست کمرنگ تر و از بین میره،
اگر به جهان هستی خوب دقت کنیم میبینیم که خورشید هر روز طلوع میکند و غروب میکند هوا روشن و تاریک میشود و دنیا بر اساس تکرار ها و سالها میگذرد پس به گذشته خودان نباید برگردیم زیرا که جهان هستی هم طبیعت به گذشته خودشون برنمیگردند،
افکار منفی که در من این مدت باعث شد که حواسم است زندگی خودم و نعمتهامو هدفهام پرت بشه و به هر انسانی میرسیدم درباره افکار منفی خودم میگفتم،
و بیشتر از همه در ذهن خودم اون رو مرور میکردم و حرفش رو با خودم در ذهنم میزدم که دیدی چه رفتاری با تو شده و چه حرفی به تو زدن در صورتی که هیچ کدوم از این افکار مربوط به لحظه حال نبود و در گذشته رخ داده بود اما من پیگیر اونا بودم و مقصر خودم بودم و حقم بود که در اون شرایط بودم،
تا اینکه به خودم قول دادم دست بکشم بسه خسته شدم چقدر برای حفظ این دوستی و رابطه تظاهر کنم و نقش بازی کنم من از این آدم رنجیدم و دیگه نمیخوام این ادم در ذهنم و زندگی من و بین حرف هام جایی داشته باشه،
پس با تمرین و گوش دادن این فایل مصممتر از قبل شدم که به دنبال حال خوب خودم و در پی خودم باشم اگر کسی پیگیر من نیست من هم زندگی خودم رو با افکاری خوب مثبت زیبا شاد در طول روز لذت بردن رو تجربه کنم
اما یک فرصت دوباره حق آدمهایی هست که پشیمون میشن و از رفتار بدشون درس میگیرند اما گاهی انسانها درک این رو ندارند که شاید میتونن تغییر کنند و دوباره مثل قبل خوب و زیبا رفتار کنند،
پس من اینجوری بود که آگاهتر از همیشه تصمیم گرفتم امروز خودم رو فقط به حال خوب خودم اختصاص بدم و فقط به خودم فکر کنم به هدفهایی که میخوام بدست بیارم ،
و از هیچ انسانی توقع این رو نداشته باشم که پیگیر من باشه زیرا که من یاد گرفتم که فقط به دنبال حال خوب خودم باشم و برای لذت بردن از زندگی خودم و افکاری خوب اتفاقهای خوب رو خلق کنم و هر لحظه سپاسگزار نعمتهای زندگی باشم و در نهایت افکاری جدید در هر روزی که شروع میشه رو داشته باشم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
سلام
من هم قبل از خواندن نوشته ها باورساز و حالا رهایی از افکار منفی همیشه فکر می کردم که این زندگی تقدیر کنه و من نمی توانم در تغییر اون دخالتی داشته باشم و همیشه فکر می کردم که این همه مشکلات به خاطر گناهانی که مرتکب شدم یا برخی از اون ها باعث نزدیکی من به خدا میشه و باعث میشه تا من خدا رو فراموش نکنم و بدونم خدا همیشه ناظر اعمال ماست اما بعد مدتی هست که این افکار خیلی کم به سراغم میاد و حالا میدونم که این دنیا که خالق همه آن و من خداست همه چیزها رو دو وجهی آفریده مثلاً اگه غم هست مقابل اون شادی هم است اگه روز وجود داره حتما شبی هم هست
از امروز به قول استاد میخوام ورودی های ذهنم را کنترل کنم ببینم چه چیزهایی وارد اون میکنم
مثلا همسرم اگه یک ساعت دیرتر از سرکار به خونه بیاد اون یه ساعت فکر میکردم نکنه رفته پیش اون دوستش که من ازش خوشم نمیاد یا داره چی کار میکنه
پسرم مدرسه بودنی فکر میکنم که نکنه کسی اذیتش کنه یا مثلاً داره با دوستاش بازی میکنه یا تنها نشسته
بابام چشمش رو عمل کرده مرتب از چشمش اشک میاد به اون فکر میکردم خوب میشه یا نه؟
الان که دارم مینویسم واقعا من از دیروز تا حالا تنها چیزی که فکر نکردم به داشتن احساس خوب برای خودم بوده