0

استفاده از قوانین در عمل (قسمت سوم)

قانون جذب عملی
اندازه متن

زندگی کردن، رسالت ما از بودن در دنیای مادی است.

بسیاری از انسان‌ها سال‌ها از زندگی خود را صرف یافتن پاسخ این سؤال می‌کنند که «رسالت من در زندگی چیست؟» اما به نتیجه‌ای نمی‌رسند. به نظر من، پاسخ ساده‌تر از آن چیزی است که فکرش را می‌کنیم:

🎯 رسالت ما، خودِ زندگی کردن است. یعنی تجربه‌ی شرایطی که الان در آن هستیم. یعنی بهتر کردن همین لحظه‌ها.

اگر قرار بود زندگی همه ما یکسان باشد، پس چرا این‌همه تفاوت بین آدم‌ها وجود دارد؟ چرا هرکس تجربه‌ای متفاوت دارد؟ دلیلش ساده است:

🧠 هر کسی زندگی‌اش را طبق فرمول‌های ذهنی خودش تجربه می‌کند.

🧩 فرمول ذهنی یعنی چی؟

از شنیده‌ها و دیده‌هامون، ذهن‌مون شروع می‌کنه به ساختن باورها و فرمول‌هایی که بعداً زندگی ما رو هدایت می‌کنن. اون تصویر کلی‌ای که از دنیا در ذهن‌مون می‌سازیم، پایه‌ی ساختن شرایط واقعیه زندگی‌مونه.

مثلاً:

اگر همیشه شنیدی «زندگی سخته»، «ما پول نداریم»، «همه چیز شانسیه»، اینا توی ذهن‌ت می‌شن یه فیلتر برای دیدن دنیا. در نهایت هم شرایطی رو جذب می‌کنی که همین سختی‌ها رو بازتاب می‌ده.

در مورد چاقی هم همین‌طوره. قبل از اینکه بدن چاق بشه، تصویر چاقی بارها توی ذهن تکرار شده. نتیجه؟ بدن مطابق اون تصویر شکل می‌گیره.

👨‍👦 یه مثال ساده خانوادگی:

من از کودکی بارها شنیده بودم که شبیه عموهام هستم. مخصوصاً یکی از عموهام که چاق بود. با تکرار این جمله و دیدنش، ناخودآگاه تصویر چاقی توی ذهن من ساخته شد… و خب، من چاق شدم! 😅

ولی جالبه که اون عمو از نظر مالی هم خیلی موفق بود. اما چون هیچ‌وقت کسی نگفت من از نظر مالی هم بهش شباهت دارم، اون بخش به ذهنم منتقل نشد.

📌 نتیجه؟ تصویر ذهنی، همون چیزیه که بارها تکرار شده؛ نه بیشتر، نه کمتر.

🧠 قدرت تصویر ذهنی در نسل بعدی

من همیشه درباره علاقه‌م به کامپیوتر حرف می‌زدم. پسرم مهدی، این حرفا رو شنیده… و حالا علاقه زیادی به کامپیوتر داره. برای من کاملاً طبیعیه، چون شبیه خودمه. اما اطرافیان ممکنه تعجب کنن.

🎥 این یعنی چقدر راحت رفتار ما، افکار ما و حتی حرف‌های ما روی ذهن اطرافیان‌مون اثر می‌ذاره و تصویر می‌سازه.

🔄 پس می‌شه شرایط رو تغییر داد؟

قطعاً بله. چون اگه ذهن‌مون عامل ساخت شرایطه، پس می‌تونیم با ساختن فرمول‌های جدید شرایط رو هم تغییر بدیم.

و خبر خوب اینه که:

✅ برای این کار لازم نیست از خانواده یا محیط فاصله بگیری.

فقط کافیه تمرکزت رو بذاری روی ساختن باورهای جدید. استمرار و اشتیاق داشته باشی… و بعد از مدتی، می‌بینی که وسط همون محیط قبلی، شرایط زندگی‌ت فرق کرده!

من هنوز کنار خانواده‌ام زندگی می‌کنم، اما نتیجه‌ی فرمول‌های ذهنی جدیدم، یه زندگی کاملاً متفاوته.

💡 به جای تغییر اطرافیان، خودتو تغییر بده!

محتوای ذهنی تو، تنها چیزیه که روی شرایط زندگی‌ت اثر داره. تا وقتی مثل اطرافیان فکر می‌کنی، زندگی‌ت هم شبیه اوناست. اما به‌محض اینکه باورهای جدید بسازی، مسیر زندگیت هم عوض می‌شه.

📚 مجموعه فایل‌های آموزشی «استفاده از قوانین در عمل» دقیقاً برای این طراحی شدن:

تا بهت یاد بدن چطور فرمول‌های ذهنی جدید رو در زندگی روزمره به‌کار بگیری.

این آموزش‌ها برگرفته از تجربه‌ی شخصی منه. تجربه‌ای که باعث شد شرایط زندگی من تغییر کنه.

✍️ برای نتیجه‌گیری بهتر:

  • فرمول‌های ذهنی گفته‌شده رو یادداشت کن
  • برداشت‌ت رو در بخش نظرات بنویس

📣 این کار باعث می‌شه هم بهتر یاد بگیری، هم به بقیه کمک کنی.

باور کن، تغییر ساده‌تر از اونه که فکر می‌کنی… فقط باید از ذهنت شروع کنی 🧠✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.59 از 51 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=31007
24 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۴۰۲/۰۷/۰۳ ۲۲:۴۳
      مدت عضویت: 1302 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 579 کلمه

      سلام بر خداوند که درجهان وگسترش اون هیچ عجله وشتابی  رو قرارداده واون کسترش هم با آرامش وبدون عجله انجام میشه 

      سلام براستاد وهمه دوستان 

      من  هم برای زود تندتر لاغر شدن هیچ عجله رو قراردادم ندادم با آرامش دارم این مسیر دلنشین رو به خودم هدیهنیدم واز بودن دارم کیف میکنم  

      راین مسیر رو برای خودم آسون راحت کردم م افرارچاق ان که اضافه وزن داریم ازکازهای ی که آسون وراحت بی درسر باشه استباق میکنیم 

      عجله باعث میشه  من ازمیسر لذت نبرم خسته بشم و شاید برا ی اگه اون  لذت رو نخواهم داشت 

      من دارم از لحظه‌های این مسیر  هم درک بیشتری به خودم دادم 

      من میخوام این وزن کم کردن رو فقط با ذهنم انجام بدم . میدم چون میدون که اگه من سریع وتند لاغر بشم بازم برکشت وزن کم شده رو میدونم که وزن رو به‌خودم برمیگردونم من دیگه  حوصله ندارم که او ن همه مشکلات رو به به‌خودم برگردونم به‌اندازه که ذهنم تغییر

      کنه به همون من با کم کردن سایز در  ذهنم باعث کم شدن سایزر جسم باچند برابرست 

      دخترم یی ماه یش به من گفت که بیا چربهای بعضی قسمتهای رو تخلیه کن که زودتر لاغر بشی چون توشرایط برات راحتر  باشی ومن گفتم من هیچ روشی هیچ کاری که توسایت گفته شده رو انجام میدم دیگه هرچیزی هر مسیر هرکارش که من رو زودتر به هدفم برسم رو به هیچ عنوان انجام نمیدم چون میدنم که دارم روی ذهنم کاره میکنم این لاغر شدن هم لذت وهم اطمینان دارم که هر چی من  وزن کم کنم به هیچ عنوان برگشت نداره چون دیگه دلم نمیخواد به هیچ عنوان ازمسیر خارج بشم من خودم رو توی یی مکان امن آرامش راحت دریافت کرم از عقل به دور است این مسیر رو رها کنم بازم خودم رو با کلی مشکل ر‌‌وبرو کنم  وچون دوست ندارم که ازمسیر بیرون بیام خودم رو لیز بدم وکل کارهایی که انجام دادم رو خراب کنم  من کلی زمان گذاشتم یادگرفتم که باورهایی خودم رو شناسایی کنم کلی روی کم رنک کردن هربار کا کررم ودراین زمان ازهر چیزی که من رو به اندیشه وفکر وارد کرد ذهنمرو ارام کرد حالتون کاره کرده‌ای خودم نشونش که درست بوده لاغریی است که دارم آرام‌آرام به دست میارم واز هر گرمش که دارم کم میکنم بقدری شاد خوشحال میشم 

      چون این کاره رو ذهنم داره انجام میده من تواین لاغر شدن هیچ نقشی ندارم چون هیچ فشاری رو روی جسم نمیارم جسم خودش با کمک ذهنم دار این لاغریی رو به خودش هدیه میده من دراین بده وبستان دخالتی ندارم 

      وجه زیبا کاری که تا به امروز من هیچ برنامه رو که این کاره رو برامانجام بده ندارم هر دفعه که  من وزن کم‌کردم فقط روی فشاری بود که جسم آوردم ولیان مسیر کل فشاری که من تحملکررم وبرام خیلی سخت بود برطرف کردن باوره اشتباهم بودم که مثل آهن سفت. وسختی که میخواستم اون کم رنگش کنم این مرحله برای من خیلی سخت بود ولی انجام شد که اون به شکل واقعی کم  رنک کردم. وکم کم از این باوره هیچ استفاده نکردم امروز به خودم میگم تو این مسیر رو ازخداوند وحضرت زهرا (ص) دارای اطمینان دارم که به هدفم میرسم ولی از بودن تومسیر هم باید لذت ببرم که دارم میبرم نمی خوام باتازنم  که زود به مقصد برسم وفتی که رسیدم هیچ اتفاق نخواهد افتاد من ادامه بودم واین لذت رو ازخودم میگیرم وقتی که برسم میگم ای گاش دوباره ازاول شروع کنم که ازمسیر هم لذت ببرم این کاره رو همین زماند انجام میدم 

      خدا پشت. وپنا. همون. یا حق. حق. نگه. دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 520 کلمه

      سلام و درود 

      مهمترین نکته ی این فایل پرهیز از عجله بود ! چون در نهایت تو هر عجله ایی این ما هستیم که کلی حال خراب برای خودمون به جا میزاریم …

      من کلا تو زندگیم آدم عجولی بودم دقیقا مثل بابام ! بابا و مامانم یه عُمر سر این موضوع دعوا داشتن 😁بابام عجول بود و مامانم به شدت تیپیکالِ آرومی داشت و وای از روزی که سفری چیزی قرار بود بریم ! از همون اول دعوا میشد و تمام مسیرم معمولا سکوت بود و عجله بابام برا رسیدن ! 

      متاسفانه منم به شدت عجول شدم همین الان با اینکه یه خانومم و معمولا خانوم ها به دیر حاضر شدن معروفن ، اگر قرار باشه جایی بریم همیشه این منم که حاضر و آماده اول از همه جلو در ایستادم و دارم حرص میخورم بقیه حاضر بشن !

      من به خاطر عجول بودن خیلی ضررها به خودم زدم که بزرگترینش ازدواجم بود که ثمره اش علاوه بر خودم سه تا بچه است ، که اسیر این زندگی شدن ! 

      چون اون موقع ها همه زود ازدواج میکردن یعنی زیر بیست سال منِ ۲۳ ساله دیرم کرده بودم و در حالی که پر بودم از اشتیاق  درس خوندن و تجربه ی  کارهایی که دوست داشتم انجام بدم و کلی کار نکرده ، نشستم پای سفره عقد کسی که مانع همه این ها شد یعنی همون اول گفت که نمیخواد من هیچ کاری کنم و باید فقط خونه دار باشم و من فقط از رو عجله و اینکه زود ازدواج کنم تا به بقیه برسم و جا نمونم قبول کردم و حاصل شد ۱۶ سال زندگیه …………………….

      بیخیال برگردم سر موضوع اصلی یعنی عجله …

      در مورد لاغری هم همین بود من همیشه عجله داشتم و دنبال راهی بودم که تو تبلیغاتش سریع ترین زمان رو داده یه جورایی دلم میخواست شب بخوابم و صبح با معجزه لاغر شدنم بیدار بشم ، سرِهمین موضوع اولین بار که دوره رایگان رو شروع کردم ناامید شدم و نصفه رها کردم اما حرف های استاد از ذهنم نرفت و منو دوباره برگردوند تو مسیرِ درست ! 

      اوایل شروع مجدد بازهم عجله داشتم و همش دلم می خواست تغییر رفتارهام رو ببینم ولی به این فکر نمیکردم که چقدر فرمول های غلط و ریشه دار تو ذهنم زیاده و قطعا زمان میبره تا بتونم کم کم اول جلوی ادامه این افکار رو بگیرم بعد بتونم تو مسیر دُرست برم …

       عجله همیشه انسان رو از مسیر غافل میکنه ، مسیری که گاهی چیزهای خوب و غافل گیر کننده ایی برای تعالی انسان داره ، اگر همیشه همه آدم ها عجول بودن قطعا هیچ وقت مکان های بِکر تو طبیعت کشف نمیشد ! چون همه فقط تلاش میکردن به مقصد برسن ! 

      هیچ کوهنوردی تا طِی مسیر نکنه به قله نمیرسه این قانونه ! کوهنوردی موفقه که آروم و پیوسته پیش بره تا نه انرژیش تموم بشه و نه زیبایی های مسیر رو از دست بده …

      این مسیر هم مثل خیلی جاهای دیگه تو زندگی نیاز به صبر و آرامش و پیوستگی داره وگرنه نتیجه اش میشه نا امیدی … 

      من فهمیدم که یکی از بزرگترین موانعِ تو ذهنِ من عجله است که باید کم کم از بین ببرمش ..

      براش تمرین میکنم و خسته نمیشم …

      یاعلی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۱/۰۱/۲۰ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 1659 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام استاد خسته نباشید
      سلام دوستان هم مسیر
      امیدوارم حال همه تون خوب باشه

      قانون هایی که گفتید اینها بودند:
      عجله نکنید ، از لحظه به لحظه ی زندگی لذت ببرید، از مسیر زندگی و از مسیر رسیدن به اهدافتون لذت ببرید ، چون اگه عجله کنید استرس و نگرانی حالتون رو بد میکنه ،
      و نباید برای هیچ چیزی در زندگی حالتون رو بد کنید .

      و در مورد لاغری هم باید ذهنمون رو از روی لاغر شدن برداریم و عجله نکنیم،
      وقتی ما از مسیر مطمئنیم پس نیازی به عجله نیست و صبر داشته باشیم قطعا نتیجه میگیریم،
      و در کنار این مسیر نباید از هیچ روشی استفاده کنیم چون این یعنی عجلهعپس مشکل ساز خواهد بود .
      فقط کافیه تصاویر ذهنیمون و الگوهای ذهنیمون تغییر کنه،
      شرایط زندگی ما براساس انچه در ذهن خود ذخیره میکنیم رقم میخورد .

      ممنونم استاد گرامی
      موفق و موید باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ۱۴۰۱/۰۲/۲۳ ۲۲:۱۸
        مدت عضویت: 1612 روز
        امتیاز کاربر: 357 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 6 کلمه

        سپاس

        دیدگاهتون بسیار عالی

        مختصر اما بسیار مفید👌👌🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          ۱۴۰۱/۰۲/۲۴ ۱۶:۱۸
          مدت عضویت: 1659 روز
          امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          محتوای دیدگاه: 10 کلمه

          سلام دوست عزیز
          لطف دارید…
          روزتون پر از حسهای خوب 🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۵ ۲۱:۵۷
      مدت عضویت: 2069 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,257 کلمه

      سلام و درود بر عالم و آدم 

      استفاده از قوانین در عمل(۳)

      چه جالب!…زندگی کردن همون رسالت ماست اول از همه که ما یاد نگرفتیم چه جوری زندگی کنیم یا خیلی برامون معمولیه مثلا میگیم همین تکرار و تکرار هرروز زندگیه !یا اینکه وقتی یه کم در مسیر خودآگاهی قرار می گیریم دنبال رسالتمون میگردیم انگار تمام آرزومون اینه که رسالتمون چیه !؟…چه روزهایی من فقط از خدا    رسالت زندگیمو طلب می کردم و می دیدم خیلی از افراد مثل من سر گشته هستند بعد داستان این شد که یه موضوعی صددرصد در ذهن و قلبم نقش بست تا حدی که گفتم خودشه و مطمئن شدم البته که هرروزش یک تجربه بود و منو ساخت و دقیقا رسالتش این بود که منو آماده کنه برای اهداف بزرگتر اما اون موضوع مقصد نبود مثلا قسمتی از رسالتم همین نوشتارم اینجاست داره قسمتی از رسالت زندگیم به تکامل میرسه و رسالت یعنی زندگی را هر آن آموختن و لذت بردن .

      هر انسانی شرایطی را تجربه می کنه که مخصوص به محتوای ذهنی خودش هست و اول تصویر کلی از فرمولهای ذهنش در مغزش ایجاد می شوند و بعد هموندشرایطی که انتظارش را داشت را در زندگی تجربه می کند .

      قبل از پذیرش چاقی تصویر چاقی در ذهنمون ایجاد شده است .

      خیلی از افراد چاق از کودکی شنیده اند که شبیه به یکی از نزدیکان چاق هستند و خود من بارها شنیدم که چاقی من شبیه به مادرم و خانواده اش هست چون بارها میشنیدم که وقتی بزرگ بشم چاق میشم و خوب میشم از ۱۰سالگی به بعد انتظار چاقی در من شکل گرفت و روند تغییر جسم من تغییر کرد .

      در مورد بازی خیلی خوب گفتید موردی که امروزه خانواده ها با بچه هاشون درگیرند !..برادر من اون وقتهایی که مجردبودم علاقه زیادی به گیم نت داشت و به درسش اهمیت زیادی نمی داد بارها سرزنش می شد و تنبیه ولیباز ادامه می داد بارها شنیدم که بهش می گفتند چشمانت مشکل پیدا می کنه زندگی آینده ات خراب میشه هیچی نمیشی و بگذریم !….

      و اما پسر خودم الان از صبح تا شب بازی می کنه و شدیدا به بازیهای گیم علاقه منده البته به دلیل حضورم در مسیر آموزشهای ذهنی سعی کردم آزادش بزارم و متوجه باشم که بازی خوبی انتخاب کرده یا این مدت در بازی کلمات انگلیسی بیشتری یاد گرفته مهارتش بیشتر شده و اما در ذهن  اطرافیان و پدرش و خود من این کار به این تایم گسترده کار صحیحی نیست و چه جالب که امروز استاد به خاطر تجربه خودشون از کودکی رفتار پسرشون را تأیید می کنند و این نشون میده کاری که خودمون تجربه کرده باشیم نسبت بهش برای دیگران پذیرش بهتری داریم …

      بنابراین شرایط زندگی ما بر حسبت محتوای ذهنیمون هست و باید برای تجربه شرایط بهتر فرمولهای صحیح و جدید را جایگزین کنیم و در تغییر کردن لازم نیست از خانواده یا دیگران دوری کنیم بلکه در میان آنها میتونیم با کسب آگاهی و عمل کردن به آنها قوانین ذهنی جدیدی برای خود وضع کنیم …

      فکر می کنم خود این موضوع یک دوره تکامل داره یعنی برای فردی که ته چاه هست باید یه کم دوروبرش را خلوت کنه تا بتونه با آرامش و تمرکز بیشتری به خودش بپردازه البته که ما همیشه در کنار خانواده هستیم ولی بستگان دورار یا دوستان منظپرم هست و برای خود من اوایل خیلی تضاد شده بود که باید در میان مردم باشی و از طرفی باید فضا را برای ورود انسانهای متعالی تر خالی کنی و این همون به تعادل رسوندنه هست که در سازت تناسب فکری می آموزیم که با پذیرش و در صلح میتونه انجام بشه !..

      نتیجه اینکه به جای تمرکز کردن برای اینکه دیگران و شرایط اطرافمون را تغییر دهیم با آموزشهای ذهنی فرمولهای صحیح در ذهن خود ایجاد کنیم تا شرایط بهتری تجربه کنیم .

      ☘️مستند سفر استاد :

      خواب موندن استاد و البته کنترل ذهن :نگرش ذهنی حتما من باید خواب میموندم چقدر خوبه که آدم تمام اتفاقات را به نفع و صلاحه خودش ببینه ☘️

      ابتدا سفر و شروع لذت بردت فکر نکردن به مقصد و نتیجه باعث شد از طول مسیر و زمان و مکان و همه بخشهای سفر لذت ببرند☘️

      خیلی از آدمها عجله دارند توی رانندگی توی کار نظافت منزل و حتی توی ایستگاه مترو همه می دوند و سالهای زیادی این مهمون ناخوانده عجله همراه من بود کاملا درسته انقدر سریع کارهامو انجام می دادم و از زمانم می زدم و در نهایت با کلی خستگی و روحیه ضعیف و استرس زمان باقی مانده را به بطالت می گذروندم این مثال رانندگی و سبقت خیلی خوب بود وقتی عجله می کنی و سرعت میگیری انگار مانع ها در مسیرت بیشترند فعالیت ذهنت هم بیشتره استرس و اضطرابت هم همینطور انقدر تلاش می کنی که با خطر و اعصاب به هم ریخته از یک ماشین سبقت بگیری بعد میرسی به ماشین بعدی دوباره دنبال راه فراری اینبار میزنی خاکی دوباره مانع و در نهایت میرسی به ترافیک یا پشت چراغ قرمز میمونی از مسیر لذت نبری خسته شدی اعصاب نداری با چند نفر درگیر شدی در نهایت هم به مقصد میرسی که فکر میکردی خوشبختی همونجاست میری میخوابی !…به کجااااا چنین شتابان!؟…. 

      خیلی از ماها وقتی در مسیر لاغری کمی لاغر میشیم به یمون میزنه که دوباره کارهای بیرونی انجام بدیم تا به لاغری سرعت ببخشیم و توجیح می کنیم کارمون را که ورزش حالمو خوب میکنه یا لیزر مربوط به پوستمه و در روند تغییر ذهن اختلال ایجاد می کنیم و این اختلال در فرمولهای ذهنمون هم بهم ریختگی ایجاد می کنه 

      و هر مقدار از وزنمون به صورت بیرونی به خاطر انتظاری که در ذهنمون ایجاد کردیم کم شده باشه باز برگشت داره و خبر خوب اینه که اگر من الآن یک سایز لاغر شدم نشونه اینه که ذهنم چندسایز لاغر تر شده و اما اگر لاغر نشدم بعد از چندماه یعنی فکر می کنم ذهنم تغییر کرده و هنوز تغییر ذهنی پایه ای انجام نشده هیچ اشکالی هم نداره باید فقط آموزشها را ادامه بدهم انقدر عجله کردن برای لاغر شدن یا خط پایان فقط کارو سخت تر میکنه بیشتر لیز می خوریم و در نهایت آخرش زندگی همینه و من باید از همه بخشهای مختلف زندگیم لذت ببرم حتی اونهاییکه برام خوشایند نیستند درسی دارند و سکوی پرتاب من هستند .

      اگر از مسیر رسیدن به هر خواسته ای لذت ببریم خودبه خودی و آسون به خواستمون هم میرسیم و این ارزشمنده که هرروز زندگیتو بکنی و بدون اینکه درگیرش باشی به خواسته ات هم برسی .

      عجله در مسیر موفقیت استرس ایجاد می کنه و برای همین گفتند عجله کردن کار شیطونه و وقتی استرس داری خطاها و تصمیماتت هم بیشتر میشه !..

      🍃🍃🍃

      لذت بردن از هر چیزی که هست برای زندگی بهتر باعث کنترل بر تمام جنبه های زندگی میشه .

      فایل پرمحتوایی بود خداراشاکرم که الآن نسبت به دوسال پیش خیلی آرامتر شدم و چقدر برام تناسب فکرم ارزشمنده چقدر وقتی فکرت به تعادل میرسه پذیرش و صلح درونیت بیشتر میشه چقدر باااید یاد بگیرم از لحظه لذت ببرم از امروزم از کارم چقدر باید در موردش فکر کنم هرروز که من کحام گذشته یا آینده!؟…

      یک مدت کوتاهی از بس علاقه مند به سخنان اشو شده بودم تصمیم گرفتم همانند او آرام راه برم و واقعا انگار خدا تو هر قدم با من بود و همه به صورتی عجیب منو نگاه می کردند و در نظرم راه رفتن دیگران یک فیلم تند بود اشو را خیلی دوست دارم ثانیه را از دست نمیده تماماحضوره و چقدر بر همه ما واجبه آروم بشم و به امید لطف و کرمش برای همه ❤️

      سپاس استاد مهربانی از لحظه های مستند زندگیتون از همراهی و پشتیبانی خوبتون 

      درود بر دوستان جان مانا و پاینده باشید 🍃🌸 

      خدابا شکرت 

      خدایا عاااشقتم❤️

      عشق❤️به عالم و آدم (نفس واحد)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۲ ۰۰:۵۲
      مدت عضویت: 1879 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 452 کلمه

      سلام
      ی چیز ک از این فایل دیدم وفهمیدم
      نیت کردن عجله نکردن لذت بردن زندگی کردن و لذت بردن از مسیر
      اول از همه احساستون ب خاطر خواب بودن بهم نرختیت درحالی ک من اگه بودم کلی عصبانی میشدم واین ک کلی عقب افتادم اضطراب واسترس وناراحتی منو میگرف

      دوم گفتید ازمسیر لذت بردم هدفم لذت بردن بود
      این جملتون واقعا محشر بود ک گفتیداگه زود برسم مثلا چیکارمیکنید
      هدف لذت بردن ازمسیر
      زندگی کردنه
      منم خیلی دوس دارم از مسیر لذت ببرم اما همیشه همسرم عجله میکنه انگار عقده ماشین روندن داره
      من باید یادبگیرم از مسیر لاغری باذهن لذت ببرم زندگیش کنم عجله نکنم خودمو مدام چک نکنم رها کنم توجه امو ب زیبایی ها بدم
      مثل اینک تومسیر مسافرتم هروز یجوری لذت ببرم خاطره بسازم
      و یاد بگیرم
      فرملهام تغییر کنن ومن بمقصد خواهم رسید
      قبلا ک رژیم میگرفتم هر لحظش برام عذاب بود حتی از اون لاغریه شاد ک میشدیم بعد چن دقیقه اون شادیه با اولین محرومیت میپرید
      من از اون لذتی نمیبردم شاید نتیجم حاصل میشد اما لذتی نبود همش حسرت بود همش نگرانی ترس
      هیچ کدوم اینها نمیزاشت تو ارامش داشته باشی هر روز جمعه ک پا میشدم وزن کنم میدیم افزایش داشتم کل روزم خراب میشد ناراحت اون بودم
      فک کن کل روزو مثلا خونه تکونی ک خسته پامیشدم ورزش میکردم یا ماه رمضون بعد افطار تردمیل میزدم وای چ اوضاعی بود زجر کش میشدم
      واقعا لاغری بااین چیزا ارزش داره ن هزاربار ب خودم میگفتم بسه بسه قبول کن چاقی ول کن تا من نفس بکشم داشتم خفه میشدم از غول چاقی درونم
      همش از نتیجه راضی نبودم چن همش عجله داشتم ب خاطر این اون خودم عید عروسی لباس
      من خسته بودم خسته
      مثل کبوتری ک تو قفسش بزارن من در قفس بودم آرزوی پرواز داشتم اما اسیر افکارم بودم اسیر چاقی بودم اما ارزو لاغری داشتم در
      لاغری با ذهن من هرروز پرواز میکنم ب قدری ک میتونم ودارم لذت میبرم هر چقدر ک حالم خوبه تغییر در خودم میبینم بقدر اون روز تلاش میکنم از تموم وقتهام استفاده میکنم وچیزی جز زیبایی نمیبینم
      شکر میکنم ک من مسافر این مسیرم و میرم جلو ن تنها برای لاغری برای شفای جسم وروح وذهنم
      برای تعییر
      برای یک فریبای لاغر از لحاظ ذهنی وروحی
      جسمی
      من زندم ودارم زندگی میکنم وقطعا ب تموم خواسته هام میرسم چن مسیرم درسته من ب اندازه توانم میرم جلو خسته راه نمیشم
      لاغری اسونترین کار دنیاست لاغری چیزی نیس ماهستیم ک خیلی بزرگش کردیم دست نیافتی درحالی ک اسونترین حالت انسان و طبیعت انسانه ومن بهش میرسم و حسش میکنم ک شکمم بدون چربیه بازوها وسبک بالم
      ممنون استاد ک حتی با سفرهاتون ب ما درس یاد میدید واقعا خیلی لذت بخش وپر از اگاهی بود هزاران بار ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۵ ۰۱:۳۲
      مدت عضویت: 2550 روز
      امتیاز کاربر: 21590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      همیشه ما عادت داریم یعنی حداقل من که اینجوری بودم همیشه چون مامانم اگه چند دقیقه دیر می رسیدیم خونه از مدرسه دم در و دم پنجره منتظر بود ون موقع ها هم که موبایل و اینا نبود من باید پیاده میامدم و اتوبوس سوار می شدم هیچ وقت نتونستم تو مسیر مدرسه با دوستام بیام و حرف بزنم همیشه دوستام می گفتن ما نفهمیدیم تو چرا انقدر عجله می کنی این شد که این عجله بهم موند حالا فقط توی همین لاغری بود که من تونستم کنترل کنم مثلا خرید می رفتم آیی باید سریع تموم می شد همسرم بهم می گفت مگه باید ساعت بزنی .

      ولی حالا دیگه نه همش با خودم تکرار می کنم که سر فرصت کارام و انجام بدم لذت ببرم و عجله نکنم خیلی دوست دارم بدون عجله کارام و بکنم البته جایی می خوام برم همیشه باید سروقت برم .ولی هنوز گه گداری عجله میاد به سراغم.

      خدا رو شکر دیگه من به خودم فشار نمیارم هر چیزی و که لذت می برم به روش خودم انجام می دم هبده ای یه بار می رم یوگا 

      هر وقتم وقت کنم پیاده روی می کنم در طبیعت دوست دارم هوای آزاد و گل و گیاه ها رو خیلی آرامش می گیرم از پیاده روی .

      فقط باید ادامه بدیم .

      مثلا من مامانم یادمه اون موقع ها همش از بزرگراه می رفت هر جا می خواستیم بریم اون موقع ها من دوست داشتم که شهر و نگاه کنم آدم‌ها و مغازه ها از توی ماشین ولی می گفت نه خیلی شلوغه اینجا بریم چراغ کمتره یه چراغ کمتر داره من اصلا به این چیزها فکر نمی کنم از فلانجا برم که مثلا یه چراغ کمتر داره .

      الان هم همینطور دوست دارم وقتی با ماشین می رم همه چی رو ببینم از مسیر لذت ببرم .از زندگیمون با سرعت ملایم لذت ببریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۴ ۰۹:۳۹
      مدت عضویت: 2523 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 34 کلمه

      راستی استاد شیرینی کا کا تو کلاردشت عالی یادم یک بار برلی خرید ویلا رفته بودیم و نشد و بعد کلی شیرینی خریدیم و خوردیم کاملا مشخص بود رفتار یک فرد چاق در ناراحتی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۴ ۰۹:۳۷
      مدت عضویت: 2523 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 151 کلمه

      ممنون استاد عالی بود سفرتون پر بار بود از اول دوره خیلی نیاز به مثال های عملی داشتم این نکته عالی بود که گفتید اگر ذهنتون تغییر کنه جسمتون تغییر میکنه پس فکر نکنید حالا که ذهنتون تغییر کرده پس جسم دستی تغییر بدیم هر وقت عجله کردم ده تا پله به عقب برگشتم و هر وقت نا امید شدم همینطور استاد ممنون که انقدر به فکر ما هستید انگار تمام مثال ها و صحبت ها من هستم در مورد رفتار لاغرها و چاق ها هر دوشون چه عالی درک میکنم خوب من الان دو زبانه هستم هم چاقی هم زبان لاغری و کاملا زبان هر دو رو درک میکنم قبلا اصلا نمیفهمیدم وقتی یک متناسب شیرینی نمیخوره یعنی چی و با خودم میگفتم عجب اراده ای داره حتی بعضی وقت ها حرصم میگرفت و با خودم میگفتم میخواد ارادش به من پز بده 

      ولی حالا میدونم که نمیتونه نمیتونه نمیتونه بخوره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۶ ۱۶:۲۹
      مدت عضویت: 2020 روز
      امتیاز کاربر: 58193 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 215 کلمه

      بنام خدا سلام دوستان و استاد عزیز 

      عجله کار شیطانه. 

      من در کل آدم عجولی نیستم به قول استاد گاهی تو مسیر جاده ماشینهایی را می بینم که با سرعت زیاد میان رد میشن ومن همیشه با خودم میگم بیا برو چه عجله ای داری با این سرعت کجا را میخوای بگیری .و من دراین فایل یاد گرفتم هیچی با عجله درست نمیشه بلکه خراب تر هم میشه مثل،همون ماشین که میخواد زودتر به مقصد برسه اما تو راه دچار حادثه میشه و هیچ وقت نمرسه. 

      ور لاغری با ذهن هم همین طور است نباید عجله کنییم مثلا هم لاغری با ذهن بریم و هم بخواهیم از روشهای دیگه مثل باشگاه استفاده کنیم که زودتر به لاغری برسیم که این کار بسیار اشتباهه و ما را به مقصد نمی رسونه ما باید هدفمان لذت بردن از مسیر باشد در طول مسیر لاغری با ذهن با انجام تمرینات گوش دادن ،نوشتن و دیدن یواش یواش مسیر با آرامش و احساس خوب طی کنیم و زمان برای ما معنی نداره که کی لاغر میشویم چون تغییرات از ذهن شروع میشود و وقتی ما یک سایز کم کنیم ذهن ما چندین برابر تغییر کرده و این پروسه نیاز به زمان و آرامش دارد تا ما از طریق ذهن به لاغری برسیم .در کل یاد گرفتم در هیچ کاری عجله نکنیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۶ ۰۱:۰۱
      مدت عضویت: 2490 روز
      امتیاز کاربر: 6280 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 665 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی خودم 

      تشخیص اولین قانون در حرفهای شما استاد این هست که   باید از هر لحظه از زندگیت لذت ببری و  به خاطر هیچ چیز حالت رو بدنکنی و از تمام مسیر  رسیدن به هدفت لدت ببر و بدون به هدفت  برسی هیچ اتفاق خاصی قرار نیست بیفته همیشه حال خوب داشته باش و من هم به شخصه خیلی وقت هست درک کردم که احساس خوشبختی و آرامش،و حال خوب   با رسیدن به خواسته ها دو چیز هست و من باید اون  احساس خوشبختی و حال خوب  رو همیشه داشته باشم و اون حال و احساس خوبم رو به هیچ چیزی در دنیا گره نزنم.   

      و  قانون دوم  در حرفهای شما این هست که عجله نکنید برای رسیدن به قسمت بعدی زندگی که اونحا هیچ خبری نبست پس هرگز در زندگی( یا حتی در   رسیدن به لاغری )عجله نکنید که به شما استرس میده و شما رو نگران میکنه  و حال شما رو بد میکنه و باعث میشه ما از مسیر درست خارج بشیم من خودم بارها به خودم میگم حالا فرض کن همین روزها ماشین دلخواهت و یا خانه ی دلخواهت رو خریدی میخوای چیکار کنی ؟؟بازم همین شهر و کشور و خانواده و اطرافیان و جسم و .. رو دارم  و من  بازم همین ادم  با همین شخصیت هستم و زندگیم همینه پس من باید بدون این وسیله ها حالم خوب باشه و از  وجود اون خواسته ها  برای لدت بیشتر در زندگیم  استفاده کنم .

      من بارها شده با عجله کاری کردم ولی هرگز اون نتیجه ی دلخواهم رو نگرفتم حتی در مسیر لاغری با ذهن  بارها شده شب هوس یه شام  عالی رو کردم اما همون شیطان درون  من گفته نخور که لاغر بشی به جاش بیا نون و پنیر بخور که زود لاغر بشی و من تشخیص دادم که این محدودیت و فشار اوردنها درست نیست ممکنه مقطعی نتیجه بده اما زود برمیگرده برای همین دقیقا امشب دوست داشتم دوباره ساندویچ همبرگر بخورم مثل ناهارم اما منفی باف همش میگفت نه این کار رو  نکن بیا شام سبک بخور که لاغر بشی اما من تشخیص دادم که اینکار عجله کردن هست و محدودیت هست و فشار اوردن هست و اصلا اشتباه هست و رفتم به اندازه نیازم همبرگر خوردم و کلی از شام خوشمزه ی خودم لذت بردم و من نمیزارم هیچ وقت از مسیر خارج بشم و به خاطر عجله کردن برای رسیدن به تناسب اندام دوباره رو به رژیم و ورزش بیارم  نه خیر من به دنبال تغییر افکار و رفتارهای غدایی ام  هستم نه هیچ چیز دیگه پس جسم من تغییر خواهد کرد  و فقط باید ادامه بدم .تنها راه موفقیت خودم رو در ادامه دادن میبینم همین و مطمعنم در مسیر درستم و به زودی نتایج عالیتری خواهم گرفت .پس هیچ وقت راه انحرافی نمیرم و به خودم فشار نمیارم و با لذت و آرامش مسیرم رو ادامه میدم .

      من تمام سعیم این هست مثل استاد در تمام جوانب زندگیم عجله نکنم و از زندگیم لذت برم و تا حدودی تونستم رعایت کنم کلا من قبل از اشنایی با این مباحثم من خیلی آدم عصبی و عجول و استرسی نبودم و برعکس ادم راحت و آرام و خونسردی بودم  فقط خیلی زود احساساتی میشم و هنوزم همینطورم و از وقتی وارد این مسیر شدم و دیدم باید از هر لحظه ی زندگی لذت برد و در لحظه ی حال زندگی کرد خیلی برام چیز عجیب و غریبی و سختی نبود و تا حدود زیادی تونستم رعایت کنم و به این سبک زندگی کنم  و اصلا این  طبیعت خودم هست که  دارم به این سبک زندگی میکنم و زمانی متوجه تغییر و تفاوت خودم با  اطرافیانم میشم که کنار اونها قرار بگیریم و یا حرفی بزنن و بعد من  میگم چقدر  از این مسایل دور شدم و تغییر کردم ….

      واقعا از شما استاد بینهایت سپاسگزارم که این اگاهی ها رو به ما هم انتقال میدید و من هم دارم پا به پای این آموزشها زندگی جدیدی رو برای خودم رقم میزنم و خلق میکنم  که واقعا لذت بخش هست 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا