بسیاری از انسان ها خود را لایق دریافت پاداش های الهی نمی دانند چون تصور می کنند آنطور که باید، نتوانسته اند نظر خداوند را به سمت خود جلب کنند.
پاداش های الهی بر مبنای عملکرد شما به منظور جلب رضایت خداوند به سوی شما جاری نمی شوند بلکه مهم این است که انتظار دریافت پاداش از سوی خداوند را داشته باشید.

خداوند مرا دوست ندارد
سال های زیادی از زندگی ام این نگرش را داشتم که خداوند مرا دوست ندارد. دلیل من این بود که چون گناهان زیادی مرتکب شده ام خداوند مرا دوست ندارد و من از خداوند خیلی دور شده ام.
همین نگرش باعث شده بود که هر اتفاقی در زندگی من رخ می داد آن را تنبیه و شکنجه ای از سوی خداوند می دانستم و چون شنیده بودم خداوند با بلاهایی که در دنیای مادی بر سر ما می آورد از بار گناهان ما در روز آخرت کم می کند خوشحال بودم که به این طریق مقداری از گناهان من توسط خداوند بخشیده می شود.
از کودکی بارها از خانواده و اطرافیانم بارها شنیده بودم که بخاطر انجام دادن این کار خدا تو را دوست ندارد یا بخاطر انجام ندادن این کار خدا تو را دوست ندارد.
شنیده بودم که اگر دروغ بگویم خداوند مرا دوست ندارد و چون بارها بخاطر ترس از تنبیه شدن دروغ گفته بودم، تصور می کردم بخاطر این همه دروغ گفتن ها خداوند مرا دوست ندارد.
شنیده بودم که اگر نماز نخوانی، روزه نگیری یا بسیاری از اعمالی که واجب هستند را انجام ندهی خداوند تو را دوست ندارد و من چون در انجام وظایف دینی بارها تعلل کرده بودم تصور می کردم دیگر خداوند مرا دوست ندارد.
همه ما هزاران بار به شکل های مختلف شنیده ایم که خداوند چه کسانی را دوست ندارد و از آنجا که بارها خود را مشابه آن انسانها دانسته ایم باور کردیم که خداوند ما را دوست ندارد.
شاید این عبارت را به زبان نیاورده باشیم یا به کسی نگفته باشیم ولی هزاران بار به شکل های مختلف در ذهن خود این نجوا را شنیده ایم که به این دلیل و آن دلیل خداوند تو را دوست ندارد. تو از خداوند دور شده ای و خداوند به تو کمک و یاری نمی رساند.
باور کردن دور شدن از خداوند یا رها شدن توسط خداوند قوی ترین نگرشی است که انتظار بدبختی را در وجود انسان ایجاد می کند و از آنجا که جهان هستی به انتظار انسانها پاسخ می دهد فرد در همزمانی هایی قرار می گیرد که باعث ایجاد احساس بد و ناراحتی در او می شود و باور او قوی تر می شود که خداوند او را دوست ندارد و او را مورد عذاب و شکنجه قرار می دهد.

هدایت به مسیر تغییر زندگی
به لطف خدای مهربان در سن سی و چهار سالگی با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم. از همان روزهای اول مواجه شدن با آگاهی های مربوط به شناخت خداوند برای من بسیار جذاب و آرامش بخش بود.
اگرچه نشانه ای از لطف و محبت خداوند در زندگی خود نمی دیدم و سالها تصور می کردم خداوند مرا دوست ندارد اما دریافت آگاهی درباره صفات خداوند و رابطه ای که خداوند با انسان دارد برای من لذتبخش بود.
اولین باری که یک مطلب درباره اینکه: خداوند همیشه من را دوست دارد، مطالعه کردم اگر چه احساس خیلی خوبی داشتم ولی نمی توانستم باور کنم که خداوند مرا که سالهاست خودم را گناهکار می دانم را هم دوست دارد.
هربار که عبارتی درباره عشق خداوند نسبت به خودم مطالعه میکردم در ذهن من اعمال و رفتار ناشایستی که در سالها زندگی ام داشتم مرور می شد و احساس مرا خراب می کرد اما نور امیدی در قلبم مرا به ادامه دادن و دریافت آگاهی های صحیح درباره خداوند دعوت می کرد.
رمز و راز تغییر زندگی
چندین ماه به همین روال ادامه دادم و مطالب زیادی درباره عشق خداوند به انسان مطالعه کردم تا به مرور توانستم باور کنم که خداوند مرا هم دوست دارد.
از أن پس بود که احساس کردم رابطه من با خداوند تغییر کرده است و خداوند را باعث و بانی تمام مسائل و مشکلات زندگی ام نمی دانستم بلکه پذیرفته بودم که مقصر اصلی شرایطم در زندگی خودم هستم.
من هر روز با احساس یاس و ناامیدی زندگی می کردم و انتظار مواجه شدن با مسائل و مشکلات را داشتم و خداوند تنها به انتظار من پاسخ می داد. او از سر کینه و دشمنی مرا عذاب یا شکنجه نمی کرد بلکه همان چیزی که من انتظارش را داشتم وارد زندگی ام می کرد.

در مطالعه قرآن به این درک رسیدم که خداوند اعلام کرده است تمام خوبی هایی که به انسان می رسد از جانب اوست و اما بدهی هایی که وارد زندگی ما می شود انتخاب خودمان است. درک این عبارت به من کمک کرد تا احساس بهتری نسبت به رابطه خود و خداوند داشته باشم.
در قرآن کریم آمده است:
هر چه از خوبیها به تو میرسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدی به تو میرسد از خود توست؛ و تو را به پیامبری، برای مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.
سوره نساء آیه ۷۹
تأمل کردن به این بخش از آیه که: آنچه از بدی به تو می رسد از خود توست، باعث واضح تر شدن نقش خودمان در نتایج و شرایط زندگی مان دارد.
شاید تصور عموم این باشد که شرایط زندگی آنها بخاطر تصمیمات یا رفتار دیگران است اما آنچه خداوند فرموده است واضح می کند که نتیجه زندگی هر کس بخاطر خودش است و اینکه ما تصور کنیم اگر والدین من افراد دیگری بودند یا مسئولین کشور افراد دیگری بودند شرایط زندگی من بهتر بود تصور اشتباهی است چون آنچه از خوبی در زندگی تجربه می کنیم همه از سوی خدا و آنچه از بدی تجربه می کنیم همه بخاطر خودمان است.
در قرآن بارها به موضوع تجربه آنچه توسط انسان ها از پیش فرستاده شده اشاره شده است. توجه به این موارد موضوع مهم دیگری را واضح می کند.
- به سبب کارهایی که از پیش کردهاند. (بقره ۹۵)
- این به خاطر کار و کردار پیشین شماست، خداوند هرگز نسبت به بندگان بیدادگر نیست. (آل عمران۱۸۲)
- آنجاست که هر کسی آنچه را از پیش فرستاده است میآزماید. (یونس ۱۰)
- آنچه برای خود پیش فرستادند که [در نتیجه] خدا بر ایشان خشم گرفت، و پیوسته در عذاب میمانند. (المائده ۸۰)
- این دستاوردهای پیشین شماست، و خدا بر بندگان [خود] ستمکار نیست. (انفال ۵۱)
- این به سزای چیزهایی است که دستهای تو پیش فرستاده است و خدا به بندگان خود بیدادگر نیست. (الحج ۱۰)
- روزی که آدمی آنچه را با دست خویش پیش فرستاده است بنگرد (انبیا ۳۹)
در ۱۴ آیه و به شکل های مختلف خداوند به موضوع تجربه کردن آنچه از پیش فرستاده اید اشاره کرده است و این نشان از اهمیت افکار، احساس و اعمال ما در زندگی روزمره دارد.

شاید تصور عموم این باشد که نتیجه اعمال خود را در روز آخرت تجربه خواهیم کرد اما این نگرش صحیح نیست بلکه هم در این دنیا به شکل فیزیکی و هم در دنیای آخرت به شکل درک کردن نتایج آنچه از پیش فرستاده ایم را تجربه خواهیم کرد.
بنابراین من به این درک رسیدم که آنچه در زندگی در حال تجربه کردن هستم به واسطه افکار و احساسی است که در زندگی روزمره در حال ارسال به سمت جهان هستی و خداوند هستم و شرایطی که در زندگی تجربه می کنم به دلیل خشم خداوند یا تنبه من توسط خداوند نیست بلکه دقیقا نتیجه آنچیزی است که در روزهای قبل به سمت خداوند ارسال کرده ام.
از این رو تصمیم گرفتم به شکل آگاهانه افکار، احساس و عملکرد خود را تغییر دهم تا این وعده خداوند را به شکل واقعی تجربه کنم که آنچه در زندگی تجربه میکنم به واسطه خودم است و این نگرش که دیگران باعث رقم خوردن شرایط زندگی من می شوند نگرش اشتباهی است.
آگاهی که در قسمت های قبلی دریافت و درک کرده اید می تواند باعث تغییر افکار و احساس شما شده باشد. بنابراین چه بدانید چه ندانید نتایج زندگی شما تغییر خواهد کرد.
هر آگاهی که درباره رابطه خود با خداوند دریافت کنید و باعث تغییر نگرش شما نسبت به خداوند شود و احساس تان نسبت به خداوند را تغییر دهد باعث تغییر نتایج زندگی شما خواهد شد.
یکی از مهمترین موانع در ذهن ما در رابطه با تغییر نتایج زندگی این است که نمی دانیم به چه شکل یا از چه طریق قرار است نتایج زندگی ما تغییر کند.
فکر کردن به این موضوع نه تنها هیچ کمکی به تغییر شرایط زندگی تان نخواهد کرد بلکه دیوارهای بلند و ضخیم در برابر تغییر شرایط زندگی خود ایجاد خواهد کرد.
هر زمان که در حال فکر کردن به چگونه و چطور تغییر پیدا کردن شرایط زندگی خود هستید مانند این است که در حال آجرچینی برای بلندتر و ضخیم تر کردن دیوار ما بین خود و دریافت نعمت های الهی هستید.

دریافت پاداش های الهی
زمانی که با این موضوع مواجه شدم که خداوند به تغییر افکار و احساس من در زندگی پاسخ می دهد و شرایط زندگی من را تغییر می دهد اشتیاق و انگیزه من برای تجربه این تغییرات به شدت افزایش پیدا کرد و هر روز این نگرش که خداوند پاداش تغییرات مرا خواهد داد را در وجودت تقویت می کردم.
من به این درک رسیدم که:
- خداوند برای باز کردن درهای جدید در زندگی من نیاز به سعی و تلاش ندارد.
- خداوند برای حل مشکلات زندگی من دچار سردگمی و ناامیدی نمی شود.
- خداوند برای تغییر شرایط زندگی من نیاز به کسب تجربه یا دانش خاصی ندارد و در لحظه می تواند زندگی من را دگرگون کند.
شکل گیری این نگرش ها در ذهنم سبب شد که نگاه و نظر من درباره خداوند به کلی تغییر کند.
قبلا درباره خداوند این نگرش را داشتم که او هر روز به دنبال فرصتی برای عذاب دادن یا امتحان کردن من با یک سختی و مشکل جدید است.
اما بعد از چند ماه مطالعه درباره رابطه با خداوند نگرش من به این شکل تغییر کرد که خداوند به دنبال فرصتی است که نعمت ها و شرایط جدید را وارد زندگی من کند.
این نگرش درباره خداوند را به این شکل برای خودم منطقی کردم:
- خداوند می تواند به راحتی افراد را برای خرید کردن به سمت من هدایت کند.
- خداوند می تواند به سادگی اتفاقات خوب را در مسیر زندگی من قرار دهد.
- خداوند می تواند به آسانی انسان های خوب، اتفاقات عالی و فرصت های بی نظیر را وارد زندگی من کند.
مدت ها بر این افکار تمرکز داشتم و سعی می کردم نگرش های صحیح درباره خداوند در وجود خودم ایجاد کنم.

تجربه معجزات الهی
در آن زمان یکی از ضروری ترین تغییراتی که دوست داشتم خداوند در زندگی من ایجاد این بود که شرایطی ایجاد کند تا بتوانم بدهکاری هایم را پرداخت کنم.
مبلغ زیادی به یکی از دوستانم بدهکار بودم و چند سال بود از موعد پرداخت آن می گذشت و من نتوانسته بودم طلب دوستم را پرداخت کنم.
از خداوند خواستم تا مرا در پرداخت طلب دوستم یاری کند و به این طریق شرایط زندگی مرا دگرگون کند.
به این نکته توجه کنید که چند سال بود من تلاش می کردم تا بتوانم طلب دوستم را پرداخت کنم اما موفق نمی شدم و همه راه هایی که امتحان کرده بودم به نتیجه نرسیده بود. من برای اولین بار در زندگی ام به شکل واضح و آگاهانه از خداوند درخواست کرده بودم که این مشکل مرا حل کند.
تا قبل از این تصور من این بود که مشکلات زندگی ام را خداوند ایجاد کرده است بنابراین هرگز برای حل مشکلات سمت خداوند نمی رفتم چون به نظرم بی فایده بود. اما تغییر نگرش درباه خداوند و درک این موضوع که خداوند فقط خیر و خوبی وارد زندگی انسانها می کند و هرآنچه از مشکل و گرفتاری است را خودشان به واسطه آنچه از قبل فرستاده اند در زندگی شان ایجاد کرده اند سبب شد که نگرش من درباره خداوند و درخواست کمک از او تغییر کند.
در همان روزهای اول که از خداوند طلب کمک کردم ایده ای به ذهن من رسید و آن فروش بیمه نام های عمر و سرمایه ای بود که برای فرزندانم تهیه کرده بودم.
به محض اینکه این ایده در ذهنم شکل گرفت برای فروش آنها اقدام کردم و توانستم یک میلیون تومان از حدود سی میلیون بدهی خود را پرداخت کنم.
خیلی خوشحال بودم و با اینکه از طریق فروش بیمه نامه ها آن هم در شرایطی که به خاطر زودتر از موعد درخواست ابطال کردن با کسر جریمه حدود ۴۰٪ از مبلغ اصلی را کم کرده بودند این کار را کرده بودم اما تصور می کردم که این ایده از طرف خداوند به من داده شده است.
بعد از آن اتفاقات به شکل معجزه وار در زندگی من رخ داد.
فروش روزانه من بعد از سالها که از شروع کسب و کارم می گذشت افزایش پیدا کرد و در همان ماه اول توانستم یک میلیون تومان دیگر از طلب دوستم را پرداخت کنم.

اطمینان و ایمان من نسبت به خداوند که دارد مشکل بدهکاری مرا حل می کند بیشتر شد و منتظر رخ دادن معجزه در زندگی ام بودم.
چند روز بعد معجزه رخ داد و من به واسطه برادرم که در شرکت آب و فاضلات مشغول به کار بود چکی به مبلغ شش میلیون تومان دریافت کردم در حالی که آنها جنس نمی خواستند و اعلام کردند که این مبلغ نزد من باشد تا بعدا به مرور اجناس مورد نیاز را درخواست می دهند.
این را هدیه از طرف خداوند دیدم و بیشتر آن مبلغ را بعنوان به حساب دوستم واریز کردم و بخش دیگری از بدهکاری من پرداخت شد.
بعد از آن چند مشتری جدید به سمت من آمدند و برای اولین بار در مدت چند سال کسب و کارم خرید های چند میلیونی انجام دادند و به راحتی توانستم مرحله به مرحله طلب دوستم را پرداخت کنم.
تصور کنید بدهکاری که چند سال بود از عهده پرداخت آن بر نیامده بودم در کمتر از شش ماه به طور کامل پرداخت شد.
ایمان داشتم پرداخت طلب دوستم معجزه ای از طرف خداوند در زندگی ام بوده است و اطمینان و اشتیاق من برای دوباره درخواست کردن از خداوند بیشتر شد.
اینبار از خداوند درخواست کردم به من کمک کند تا همه اقساط بانکی خود را پرداخت کنم.
باز هم مراحل به شکل معجزه وار در زندگی من رخ داد و در کمتر از شش ماه توانستم همه اقساط بانکی را پرداخت کنم.
ده ها میلیون تومان بدهکاری را در کمتر از یک سال پرداخت کرده بودم و این جز معجزه خداوند هیچ چیز نبود.
بعد از آن درخواست های دیگری از خداوند داشتم که یکی پس از دیگری به شکل معجزه وار در زندگی من رخ دادند.
این فقط بخشی از تغییراتی است که به واسطه ایمان و اطمینان به دریافت پاداش های الهی در زندگی من رخ داد و در مدت فقط چند سال زندگی من در تمام جنبه های زندگی تغییر کرد.
ذکر این نکته جالب توجه است که حتما با من هم عقیده هستید که لاغر شدن در ذهن هر فرد چاق به حدی غیرممکن و محال است که شاید حتی نتواند باور کند خداوند می تواند از طریق معجزه کردن باعث لاغری فرد شود.

معجزه لاغری با ذهن
لاغر شدن آرزوی من بود اما تحقق رؤیایی لاغری در ذهن من محال ممکن بود. سالها برای لاغر شدن تلاش کرده بودم و از بچگی به طریق مختلف شنیده بودم که چاقی من ژنتیکی است و من لاغربشو نیستم.
اما پرداخت شدن بدهکاری هام توسط خداوند درحالی که تصور می کردم هرگز پرداخت نخواهند شد باعث شد تا نسبت به معجزه خداوند برای لاغر شدن ایمان و اطمینان در وجودم شکل بگیرد و اشتیاق پیدا کردم تا این خواسته را از خداوند داشته باشم و نتیجه آن را در وجودم تجربه کنم.

لاغری با ذهن معجزه دیگری بود که از طرف خداوند در زندگی من وارد شد و باعث شگفتی تناسب اندام در من و سپس افرادی که از این روش استفاده کردند شد.
نکته حائز اهمیت در رخ دادن تمام معجزات الهی در زندگی ام این بود که من منتظر منتظر دریافت پاداش های الهی بودم.
من هر روز زمان زیادی را صرف مطالعه و تحقیق درباره نقش خداوند در زندگی بشر و رابطه انسان با خداوند می کردم و از نظر خودم این سعی من باعث تغییر افکار و احساس من در زندگی روزمره شده بود و خودم را لایق و مستحق دریافت پاداش های الهی می دیدم.
اینکه خودتان را لایق دریافت پاداش های الهی بدانید یک امر مهم در تحقق آرزوها و تغییر شرایط زندگی است.
توجه به این نکته بسیار مهم است که معیار لایق بودن دریافت پاداش های الهی انجام کارهای خاص نیست بلکه نیاز به تغییر افکار، احساس و عملکرد روزمره دارد که از طریق مطالعه همین نوشته و قسمت های قبل در حال انجام این کار مهم هستید.
باید نگرش خود نسبت به خداوند و تاثیری که می تواند در زندگی شما ایجاد کند را به طور کلی تغییر دهید.
نباید میزان لیاقت خود برای برخورداری از پاداش های الهی را بر مبنای عملکرد خود در جهت راضی کردن خداوند قرار دهید در این صورت همیشه کارها و اعمالی هست که شما نتوانسته اید به نحو احسن آن را انجام دهید بنابراین خود را فاقد صلاحیت و لایق دریافت پاداش های الهی نمی دانید.

رابطه خداوند با خود
رابطه خود با خداوند را یک طرفه بدانید که از سمت خداوند شروع شده است و هرگز تغییر پیدا نخواهد کرد.
خداوند با خلق کردن شما و از طریق دمیدن خود در وجود شما رابطه اش با شما را شکل داده است و این رابطه هرگز قطع یا کمرنگ یا بی اثر نخواهد شد.
فارغ از اینکه شما از عملکرد خود در رابطه با خداوند راضی باشید یا خیر رابطه خداوند با شما هرگز تحت تاثیر هیچ چیز قرار نمی گیرد.
همواره باید این نگرش را در وجود خود حفظ کنید که خداوند شرایط و موقعیت های فوق العاده ای در آینده شما قرار داده است.
او درهایی به رویتان باز خواهد کرد که هرگز تصور و انتظار آن را نداشته اید. اگرچه همه انسانها این تجربه را دارند که در زندگی خود در شرایطی قرار گرفته اند که هرگز انتظار آن را نداشته اند.
شاید به شکل معجزه وار موفق به خرید خانه ای شده اید که هرگز تصور آن را نمی کردید.
شاید به شکل معجزه وار مشکل یا مساله ای که تصور می کردید هرگز حل نخواهد شد به ساده ترین شکل ممکن حل شده باشد.
شاید انسانهایی در مسیر زندگی شما قرار گرفته باشند که کارهای مهم و تاثیرگذاری برای شما انجام داده اند که تا قبل از آن هرگز تصور و حتی آرزوی آن را نداشته اید.
همه ما به شکل های مختلف تجربه حضور و تاثیر خداوند در مراحل مختلف زندگی خود را داشته ایم اما گمان نمی کنیم که این ها همان معجزات و پاداش های الهی هستند که به طریق مختلف وارد زندگی ما شده اند.
مهمترین دلیل اینکه تصور نمی کنیم مورد لطف و رحمت خداوند و دریافت پاداش های الهی قرار گرفته ایم این است که خود را لایق و مستحق دوست داشته شدن توسط خداوند نمی دانیم.
شاید شما هم مثل من تصور می کنید در انجام واجبات دینی خود عالی نبوده اید، شاید رفتار یا اعمالی از شما سرزده باشد که تصور می کنید گناه بزرگی مرتکب شده اید و به این دلیل خداوند شما را دوست ندارد، شاید بارها شنیده باشید که به این دلیل و آن دلیل خداوند شما را دوست ندارد. همه اینها می تواند باعث ایجاد احساس عدم لیاقت و باور نکرده دوست داشته شدن توسط خداوند می شود.

خداوند همه انسان ها را به یک اندازه دوست دارد و عاشقانه منتظر است تا شرایط دریافت پاداش های الهی توسط انسانها فراهم شود تا هرآنچه برای خوشبختی در دنیا و آخرت نیاز دارند را وارد زندگی آنها کند.
اما افسوس از انبوه افکار و نگرش های اشتباهی که درباره خداوند وارد ذهن ما شده است.
به همین دلیل برای تجربه دریافت پاداش های الهی نیاز است که افکار و نگرش خود درباره خداوند را اصلاح کنیم.
باید این نگرش را در وجود خود نهادینه کنید که: خداوند می تواند فرصت هایی فراتر از تصورتان را جلوی پایتان بگذارد.
ممکن است فکر کنید توانایی های شما محدود است، اعتماد به نفس ندارید، سرمایه کافی ندارید، شرایط خانوادگی شما مساعد نیست و به هزار و یک دلیل نمی توانید به رؤیاهایتان جامه عمل بپوشانید.
اما شما نمی دانید خداوند چه چیزی را برای شما آماده و فراهم کرده است.
شما نمی دانید خداوند چه چیزهای بی نظیری را می تواند وارد زندگی تان کند.
نمی دانید که خداوند به قلب چه افرادی دسترسی دارد که با یک اشاره به سمت شما می آیند و در تحقق رؤیاهایتان شما را یادی می دهند.
شاید در این مرحله باور کردن اینکه خداوند بدون نیاز به انجام کار خاص یا عمل خاصی آماده وارد کردن پاداش های الهی به زندگی تان است سخت و غیرقابل باور باشد.
بنابراین باید از طریق توجه کردن به نشانه های کوچک ایمان خود را تقویت کنید.
اینکه چه شد که اکنون در حال دریافت این آگاهی ها هستید. این یک نشانه واضح از توانایی خداوند برای تغییر شرایط زندگی شماست.
زمانی که به کوچکترین نشانه های حضور و تاثیر خداوند در زندگی خود توجه و ایمان داشته باشید خداوند چیزهای بزرگتری را وارد زندگی شما می کند.
این وعده خداوند در قرآن کریم است:
و آنگاه که پروردگارتان اِعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.»
سوره ابراهیم آیه ۷
سپاسگزاری و توجه به نشانه ها سبب می شود تا خداوند شما را بزرگ کند.
ظرف شما را بزرگ می کند و نعمت ها و شرایط در جنبه های مختلف وارد زندگی شما خواهد شد.
وقتی با ایمان زندگی کنید قطعا پاداش های الهی را دریافت خواهید کرد این وعده خداوند است و خداوند به عهد خود وفادار است.
خداوند کسانی را که در جستجوی او باشند را پاداش می دهد. اگر در جستجوی خداوند باشید قطعا نمی توانید در جستجوی دیگران باشید.
اگر امید و ایمان شما به خداوند باشد دیگر امید و چشم داشتی به سوی دیگران نخواهید داشت.
اگر توجه شما به خداوند باشد دیگر به اطراف خود توجه نمی کنید تا بلکه مورد توجه و لطف دیگران قرار گیرید.
خداوند عاشقانه آماده است تا پاداش های الهی را از طریق مختلف وارد زندگی شما کند. تنها کاری که شما باید انجام دهید تغییر افکار، احساس و عملکرد روزمره تان است و تنها کاری که خداوند باید انجام دهد شاید یک صحبت ساده درگوشی با فردی باشد که باید در مسیر تحقق رؤیاهایتان به شما کمک کند. به همین سادگی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

امتیاز 4.54 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
ب نام خداوند پاداش دهنده نیک
منتظر پاداش الهی هستم
من هم از همون سالهای گذشته تا الان فکر می کردم چون من فرد گناه کاری هستم خواسته هایم و دعاهایم مستجاب نمی شود همش فکر می کردم ک نکنه بخاطر گناهانم هر چند کوچک یا بزرگ فرقی نمی کند.خداوتد می خواهد مرا تنبیه کند.
ومن البته همیشه سعی می کنم مراقب رفتار و اعمال خودم باشم. والبته هنوز هم مقداری ازین افکار در ذهن من هست ولی خودم رو فرد گناه کار یا مثلا خیلی گناه کار نمیدونم ولی ی جور حس مقایسه بعضی اوقات ب ذهنم میاد ب خودم نجوا می کنم آخه فرق من با خواهر و برادرهایم در چیست؟آخه چرا من متناسب نبودم وچرا اونها بودند وهستند چرا من در تمام عمرم حتی تا ب الاان در پی متناسب کردن خودم بودم و هستم ولی اونها اصلا چنین کاری نمی کنند؟فرق من با آنها در چیست؟آیا من واقعا با آنها فرق دارم؟ وقتی ب این مقایسه فکر می کنم،پیش خودم فکر می کنم ایا اونها از من بهتر هستند یا اینکه من از اونها خیلی بدتر هستم،وقتی ب این چیزها فکر می کنم حس بدی بهم دست می دهد،بعد ب خودم یاد آوری می کنم ن این طور نیست اصلا چنین نیست،چون این همه انسان در سراسر دنیا وجود دارند ک کلی ناراحتی دارند.اگر قرار بود خداوند فرقی قائل شود در مورد اونها هم قائل می شد،خیلی افراد هستند ک ب طور مادرزادی یا بواسطه اتفاقی دچار نابینای یه ناشنوای یا فلج یا از دست دادن دست یا پا شدند،پس آنها هم باید بگویند ک خداوند مارو دوست نداشته وهم اینکه برای ما نسبت ب دیگران فرقی فایل شده است پس اونها هم شبانه روز باید ب این موارد فکر کنند.
پس فکر کردن ب این چیزها اصلا درست نیست چون آدم اگر همش بخواهد ب این چیزهای منفی فکر کند اصلا نمی تواند زندگی کند و ادامه زندگی برایش فوق العاده دشوار می شود،پس در هر شرایطی ک هستیم اول وظیفه داریم ایمان و اعتماد ب نفسمان را بالا ببریم باید ب معجزات خداوند والطاف خداوند ایمان بیاوریم.
من ب معجزات خداوند ایمان دارم حتما ایمان دارم
خداوند مرادوست دارد و معجزاتش یکی یکی برایم نمایان می شود.
خداوند ب راحتی خبرهای خیلی خوب و اتفاقات خوب برایم ایجاد می کند.
خداوند خیلی افراد خوب را در سر راه من قرار می دهد.خداوند بوسیله بندگان خوبش معجزاتش رابرای من می فرستد.
من ب زودی اتفاقات خیلی خوبی مشاهده می کنم.
ما،در طول زندگی خیلی پاداشها دریافت کرده ایم خیلی خیلی دریافت کرده ایم ولی خودمان متوجه نبودیم و نشده ایمایا همین ک تا الان توانستهایم زنده بمانیم و نفس بکشیم شب و روز خداوند وخیلی چیزهای خوب را ببینیم آیا این پاداش الهی نیست.
ایا اینکه خوشحالی دیگران را ببینیم آیاپاداش الهی نمی باشد؟آیا ازینکه بتوانیم فرد مفیدی هم برای خود باشیم وهرچه اندک سبب خیر وشادی برای دیگران باشیم ایا این پاداش الهی نمی باشد؟ بله اینها همه پاداش الهی می باشند.وقتی ب فردی کمک می کنیم اون شادی ما پاداش الهی است.
پس من ب پاداشهای الهی ایمان دارم.
من منتظر پاداشهای فراوان از جانب پروردگارم هستم.
من ب زودی پاداشهای الهی خیلی خوبی درافت می کنم.
خداوند مرا ب ارزوهایم می رساند.
خداوند مرا بنده خوب خود می داند.
خداوند ب بهترین و راحت ترین نحو پاداشهایش را برایم می فرستد.
ب زودی درهای فراوانی برکت و رحمت و موهبت و سلامتی از جانب خداوند بر من ساری و جاری می شود.
الهی آمین الهی آمین الهی آمین.
منتظر دریافت پادش الهی از جانب خداوند باشید.
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده ومهربان
سلام ودرود بی کران خدمت استاد عزیز ودوستان هم مسیرم
من به پاداش الهی ایمان دارم
من منتظر دریافت پاداش الهی ام هستم
در ذهن خیلی از ما نگرشی راجب رابطه با خداوند ایجاد شده که خودمان را لایق دریافت پاداش از جانب خداوند نمی دانیم چون فکر می کنیم خدا ما را دوست ندارد ووقتی به اعمال خودمان فکر می کنیم ومی بینیم در انجام واجبات دینی ضعیف عمل کردیم یا کارهایی انجام دادیم که آدمهایی که اون کارها ازشون سر زده از نظر بقیه آدمهای خوبی نیستن دیگه از خدا نا امید می شیم وهمیشه منتظر
تنبیه وعذاب از جانب خداوندیم
من هم همچین طرز فکری داشتم از وقتی بچه بودم وسواد خواندن ونوشتن یاد گرفتم ترجمه بعضی آیات قرآن رو می خوندم ودر بیشتر آیات حرف از پاداش الهی وعذاب الهی بود من همیشه خودم رو لایق عذابش می دونستم چون نمی تونستم کاملا شبیه اون آدمی باشم که از نظر خودم وبقیه لایق لطف ورحمت وپا اش خداوند هست دروغ گفتن غیبت کردن وخیلی اعمال دیگه بود که خواه ناخواه از من سر می زد در خواندن نماز های اول وقت تنبلی می کردم روزه هام واعمال مذهبی ودینیم همه چیزم دست وپا شکسته بود حتی خجالت می کشبدم به نمازبایستم همیشه تو دلم می گفتم الان خدا راجب من چی فکر می کنه همین طرز تفکر باعث شده بود منتظر دریافت خبرهای بد باشم تا خبرها وسوپرایزها وپاداش ها والطاف الهی چون خودمو بنده لایقی برای خدا نمی دونستم همیشه عذاب وجدان داشتم احساس گناه تمام ذهنم رو پر کرده بود جای خالی برای فکر کردن به مهربانی ولطف خدا باقی نگذاشته بود تا اینکه نمی دونم کی وکجا بود با این جمله برخورد کردم که هرچی از جانب خدا به ما برسه خیر وخوبی هرچی بدی و رفتاری هست از جانب ماست بارها وبارها با خودم تکرار می کردم با اون قسمت اولش کنار اومد که هرچی خیر وخوبی هست از جانب خداست چون با وجود نا لایق دونستن خودم اما خداوند ومهربان وبخشنده می دونستم ومی گفتم همیشه اگه چیزی هم دارم تو زندگیم بخاطر بخشندگی ومهربانی دلسوزی خداونده اما باین قسمتش که هرچی بدی وگرفتاری هست از جانب خودمه کنار نیومدم من چطور این سختی ها و وارد زندگیم کردم منکه همیشه تلاشم این بوده با کمک کردن به فقیری یا نذر کردن یا چله گذاشتن یا نماز حاجت خوندن یا گریه واستغاثه بلا مصیبت رو از خودم عزیزانم دور کنم چطور خودم با دست خودم سختی رو وارد زندگیم کزدم با این بخشش مشکل داشتم ومی گفتم مگه این سختی ها جواب بدی های من نیست مگه این همون عذابی نیست که خدا توی قرآن گفته
وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم واستاد در اکت فایل ها می گفتن طرز تفکر خیلی مهمه واینکه ما به هرچی فکر کنیم انتظاری به وجود میاریم انتطار با عث تجربه اون افکار در زندگیمون می شه یه کدهایی برام واضح شد وبا گوش دادن به فایل های تفسیر زندگی برام روشن شد افکار وطرز فکر ما خیلی مهمه اینکه ما چطور به زندگی نگاه کنیم وچه دیدی داشته باشیم مهم ترین موضوع زندگی ماست ما بااین افکار واحساس داریم به خدا می گیم چه زندگی می خوایم چه دریافت هایی از زندگی می خوایم واین شد که فهمیدم این همون خالق زندگی خود بودنه معنی اینکه ما خالق زندگی خودمان هستیم یعنی چه وتازه فهمیدم چرا هرچی بدی هست از جانب خودمه
فهمیدم این خودم هستم که با طرز فکرم احساسم وعملکزدم در زندگی انتطار م رو از خداوند ایجاد کردم وجهان هستی داره جواب انتطار خودم رو می ده
من ساعت ها غرق بدترین افکار منفی می شدم وهمیشه دیدم منفی بود به زبان چیز دیگه ای بودم اما افکارم به شدت مصموم پریشان بود در میان این حجم از افکار منفی جایی برای شناخت خداوند نبود حتی این افکار نگذاشته بود معنی بخشندگی معنی مهربانی مهنی رحمانیت کریم بودن خداوود رو بفهمم مگه می شه خدا با اینهمه اسمال عطیم با این همه اوصاف زیبا خودهاون بدبختی وگرفتاری من باشه اگه خدا منو دوست نداشت چطور از روح خودش به من هدیه داد ومنو با خودش یکی کرد واز بد تولدم منو مورد لطف ورحمت خودش قرار داد
در بطن مادرم منو نگهداری کرد وسالم متولد کرد و مهر منو تو دل پدر. مادر انداخت وتوانایی بزرگ کردن منو به اونا داد وهمیشه منو از بلاها وگرفتاری ها حفظ کرد تا بزرگ شدم
خدای من بخیل وخسیس نیست وهمه انسان هارو به یک اندازه دوست داره مثل مادری که هرگز نمی تونه بین بچه هاش فرق بزاره
تازه فهمیدم این سالها چقدر خداوند بخاطر من ناراحته واونم منتظر تا من راهی برای دریافت پاداش هاش به روی خودم باز کنم فهمیدم اونم از ناراحتی من ناراحته ودلش نمی خواد زاری منو ببینه فهمیدم خدا عاشقانه منو دوست داره وهرگز بد منو نمی خواد خدا انتقام جو نیست نیازی به عبادت من نداره نیازی نداره من کار خاصی براش بکنم تلاشی براش بکنم تا مزد تلاشم رو بده اونکه تمام عالم رو. داره اداره می کنه تعادل جهان در دست اونه چه نیازی به من داره اون فقط می خواد من در رفاه باشم در شادی باشم بهترین ها رو تجربه کنم به آرزوهام برسم در دنیا. آخرت بهترین ها رو برای خودم زخیره کنم فقط کافیه انتظارم از خداوند رو تقییر بدم کافیه افکارم ونگاهم به خداوند رو عوض کنم اونوقت اون بی هیچ کار خاصی زندگی منو دگرگون می کنه شاهکار می کنه برام
12 ساله خودمو مقصر مریضی وحادته هایی می دونم که برای دخترم اتفاق می افته چون وقتی فهمیدم باردارم گفتم آمادگی نداشتم خواستم بچه دار بشم در تمام این 12 سال گفتم خدا داره منو با مریضی دخترم امتحان می کنه واونو مریض می کنه تا من عذاب بکشم تنبیه بشم همین طرز فکرم انتظارم از خداوند این همه سال باعث شد دخترم اذیت بشه وایمان خودم خشه دار بشه وناراحتی وپریشانی وارد زندگی خانوادگی ام کنم
خداوند از ابتدا با دمیدن روح خودش در کالبد بی جان من رابطه یه طرفه ی خودش رو با من شروع کرد واین رابطه هرگز گسسته نمی شه وهیچ چیزی از جانب من باعث پاره شدن اون نخواهد شد وخداوند به عهد خودش همیشه وفادار
خداوند به راحتی وبدون هیچ زحمتی می تواند مشکلات زندگی مرا حل کندکافیه است به او ایمان داشته باشم وبهش اعتماد کنم وبه این باور برسم که
هرچی خیر وخوب هست از جانب خداست واگه کمی کاستی وبدی هست از جانب خود ماست
خداوندا مهربانا تو را سپاس می گویم بخاطر تمام نعمت ها وخوبی ها ومهربانی ها وتوجه هایی که به من داشتی بخاطر نعمت سلامتی وتن درستی وعزت آبرویی که به من دادی ازتو ممنونم
از شما استاد عزیز هم سپاس گذارم. که دست خداوند هستین در رسیدن این آگاهی ها به ما همیشه تن درست وسلامت باشین
نشان های دریافت شده
به نام خدای نور ، بی نهایت ِ مهربان و فزاینده
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🌸
خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره شگفت انگیز سپاسگزارم.
خدایا بابت گنج ارزشمند و فزاینده ی آگاهی در درونم سپاسگزارم.
خدایا بابت هدایتم به این مسیر زیبا و بهشتی سپاسگزارم.
★☆گام نهم: من منتظر پاداش الهی هستم ★☆
حین خوندن آگاهی های ارزشمند این جلسه، به این فکر میکردم که من چقدر خوشبخت و سعادتمندم که به این مسیر هدایت شدم تا معنی واقعی خوشبختی و رضایت خاطر از زندگی رو دریابم. چقدر اون اضافه وزن برای من خیر و برکت داشت که اگر بهش دچار نمیشدم، الان در این مسیر و دارنده ی این آگاهی ها نبودم… و چقدر این چند سایز اضافه وزن میتونست در زندگی من، موثر باشه و همه چیز رو تغییر بده…و حتی منو به خدا نزدیک کنه و باعث رابطه ی صمیمی و عاشقانه ی من و خداوندم بشه.
به واقع که من عمیقا خوشبختم.
خدایا سپاسگزارم بابت این خوشبختی.
راستش من یکی از بزرگترین شوک هایی که درباره شناخت خداوند، در ساختار ذهنی و فکریم دچار شدم رو در دوره ی طلایی خدا هرگز دیر نمیکند تجربه کردم. (دوستان علاقمند حتما حتما اون دوره رو شرکت کنن).
تا پیش از اون دوره ، و بطور کلی پیش از مسیر استادم، همیشه باوری که از بزرگترها و اطرافیان به من رسیده بود این بود که دوست داشتن خداوند، و پاداش دادنش به بنده هاش، مشروط هست به هزار و یک دلیل: انجام فرایض دینی (که من تو باغش نبودم)، رعایت حجاب (که من هرگز نداشتم)، مراسم های مذهبی (که من متنفر بودم) و صحبت و ارتباط با نامحرم! که در نسل ما بسیار و به شدت ازش منع میشدیم ،اما خب ما در دوره لیسانس یه اکیپ مختلط بودیم که بسیار هم صمیمی بودیم و ارتباط فوق العاده سالمی هم داشتیم در حدی که حراست به اکیپ ما مجوز سفرهای دانشجویی یا اردوی رصد ماه و طلوع خورشید میداد. خب اون زمان (اوایل دهه هشتاد) این روال در بسیاری از دانشگاهها مرسوم نبود. و جالبه که من در اکیپ همراه بودم اما هر لحظه ی اون اردوها و سفرها، از عذاب وجدان و احساس گناه ، روحم در حال سوختن بود!! و چون خاندان مذهبی طوری داشتیم و من دختر تابو شکن خاندان بودم، خیلی تحت فشار حرف و حدیث ها بودم، و همه اون حرف و حدیث ها برام سورس احساس گناه میشد. و این احساس گناه با من موند و رفته رفته با بالارفتن سن م، تبدیل به یک آدم جدی و سختگیر در روابط اجتماعی شدم، و از اون دوستانم فاصله گرفتم و منزوی تر و منزوی تر شدم.
و این بین هرچقدر منزوی تر میشدم، احساس گناهم بیشتر و از خدا دورتر میشدم.!
نزدیک به حدودا 17-18 سال این حالتهای شدید در من بود..تا اینکه به لطف خدا به این مسیر هدایت شدم و خدای واقعی رو با استادم شناختم.
و چقدر اون روزی که فهمیدم : “من بی هیچ دلیلی، فقط چون بنده و آفریده ی خداوند هستم، شایسته ی تمام خواسته هام هستم چون خداوند بی دلیل تمام افریده هاشو دوست داره…” !!
و یک ساختار ذهنی بسیار محکم، که سورس عذاب وجدان و احساس گناهم بود در من شروع به شکستن کرد، روزها و روزها با تعجب و شوک به این موضوع فکر کردم که مشغول پرستش خدای انسانی ام، و ریشه ی تمام ناآرامی ها ، نگرانی ها، تنش ها، احساس شرمساری ها، و عدم شایستگی ها، خدای انسانیه! خدایی که مدااام در پی عذاب دادن و تنبیه کردن و دنبال دلیل گشتن برای این عذابه چون:
-السا نماز نمیخونه!
-السا حجاب نداره!
-السا مراسم مذهبی شرکت نمیکنه!
-السا تابو شکنه!
-السا با نامحرم حرف میزنه (چقدر خنده م میگیره😁 الان و البته خدا روبابت آگاهی و روشنیم سپاسگزارم)
و هزار و یک دلیل کوچیک و بزرگ دیگه از این قبیل!
اولین شوک به من با درک اینکه این خدا ، خدای واقعی نیست، و خدا واقعی بی قضاوته بر من وارد شد ! و چقدر ارتباط گرفتن با خدایی که بی قضاوته شیرین و لذت بخش و دوست داشتنی بود.
و حالا که به این آگاهی رسیده بودم، و پذیرفته بودمش، زمان شوک دوم رسیده بود! :
خدایی که بی هیچ دلیلی بنده هاش رو شایسته ی تمام موهبت ها میدونه و این خود بنده ست که مانع ورود این موهبت ها به زندگیش میشه.
چقدر درک این حقیقت برام شیرین بود…هنوز شیرینیش یک گوشه ی دلم می جوشه و هر روز بر خدای جدیدم عاشق تر از قبل میشم.
چقدر جالب بود خدایی که بی توجه به هیچ تلاشی، بی توجه به هر مراسم و مناسکی، بی توجه به شرایط تحصیلیی وخانوادگی افراد ، بهشون بی نهایت موهبت میده. اونم در مقابل ساختارهای ذهنی من که تمام عمرم متاسفانه بخاطر خاندان فوق العاده ی مدرک گرایی که داشتم، اینطوری بزرگ شده بودم که فقط ادمهای خیلی درسخون، و خیلی تحصیلکرده شایسته و لایق بهره مندی از موهبت های زندگی ان. و بقیه افراد دیگه شایسته ی هیچ نیستن! و باز این مورد یک منبع خیلی بزرگ دیگه ی احساس کم لیاقتی در من شده بود. و حتی نگاه و معیاو ناخوداگاه خودم و خاندانم به مساله سنجش شایستگی ، مدرک تحصیلی بود. و چقدر من در تمام عمرم سرزنش شده بودم و چقدر ترسونده شده بودم که اگر تحصیلات عالیه نداشته باشم، ادم بی ارزشی هستم… که لایق هیچی نیست…و چه لحظه ها و سالها از عمرم و خوشی های زندگیم در سایه ی این باور نادرست دزدیده شده !
و چه باری از روی دوش روح و روان من برداشته شد وقتی خدای بی قضاوتی رو شناختم که بی قید و شرط عاشق بنده هاشه. و بنده هایی که فقط و فقط بخاطر اینکه بنده ی خدا هستن، لایق بهترین ها هستن.
و احساس سبکبالی من اینجا و در این دوره داره کامل تر و کامل تر میشه…وقتی که گام به گام به کمال فکری و شناخت خداوند نزدیک میشم. شبی که لیست خروجی های ذهنم رو در گام مقدمه ی این دوره نوشتم، خوشبخت ترین و سبکبال ترین آدم روی زمین بودم. وقتی شغل، جایگاه اجتماعی، مدرک، خانواده، و تمام فاکتورها ی بیرونی رو گذاشتم توی لیست خروجی و فهمیدم دل بستن و اتکا و امید داشتن به هرکدام از اینها، شرک محسوب میشه ، چون شرک یعنی حساب باز کردن روی هر چیزی جز خدا، و در نتیجه ی این آگاهی ، همه این فاکتورها رو در کوله پشتی ای ریختم و انداختم بیرون و یک خونه تکونی حسااابی و شستشوی حسابی به مغزم دادم، چقدر خوشبخت شدم….چقدر اون شب آرامش داشتم…با چه فراغ بالی و آسودگی خاطری به خواب رفتم…. هر فاکتوری که پیدا میکردم و در اون کوله پشتی مینداختم بیرون، یک وزنه از روح من برداشته میشد و من سبکبال تر میشدم، و بیشتر اوج میگرفتم..
و چندروزی بعد از اون شب بود که اولین آرزوی من از لیست آرزوهای جدید براورده شد، بعد از 5 سال…از دوردست ها…! از جایی که فراموشش کرده بودم!
و این شد سراغاز فصل جدیدی از ایمان روشن تر و شناخت عمیق تر من به خداوندی که بی قضاوت، بی معیار، بی خط کش و چرتکه، به تمام بندگان پاداش میده! اونها رو دوست داره! مراقبشونه…
و چقدر با این باور زندگی زیبا، شگفت انگیز، و دنیا جای امن و ایمنی هست….
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیزم سپاسگزارم
الهی همیشه امید و نور در قلبتون مواج باشه🙏🦋
باسلام خدمت شما استاد عزیز
سالهای زیادی با این افکار زندگی میکردم که هرچه از سمت خداوند وارد زندگی من میشود قطعاً حق من بوده زیرا من لیاقت دریافت آن چیزی را دارم که خدا بهتر میداند، و خودم را گناهکار میدانستم و فکر میکردم خدا منو دوست ندارد و خودش بر اساس لیاقتم نعمتش را وارد زندگیم میکند،
مثلاً همین انجام وظایف دینی خودمان که گاهی در انجام آنها تعلل یا شک و تردید داریم که آیا درست و واقعی هستند و یا فقط شکل ظاهری دارند،
برای تحقق خواستههای خودمان بهتر کردن شرایط زندگیمان به هر دری میزنیم که اون شرایط رو برای خودمان بهتر کنیم و احساس راحتتری داشته باشیم و زندگی بهتری را تجربه کنیم،
همیشه تلاش میکنیم تا یک مسیری برای به دست آوردن پول بیشتری داشته باشیم تا زندگی راحتتری تجربه کنیم،
اما چرا از خداوند کمک نمیخواهیم و به معجزات الهی باور نداریم و من به چشم خودم دیدم انسانهایی که مومن هستند و هیچ توکل و ایمان واقعی در قلبشان نیست و نگران آینده و شرایط زندگی خودشون هستند ،
خیلی سالها من هم در ذهنی آشفته از خداوند میخواستم که آرامش و سلامتی رو به زندگی من بفرستد اما فرستندههای خودم ارتعاشهای منفی داشتند و همان چیزی رو دریافت میکردم که به خداوند میفرستادم،
پس از سالها تلاش و شناخت درست خداوند و مسیری که در اون هدایت شده بودم فهمیدم که افکار من تبدیل میشن به اتفاقهای زندگیم و خداوند چیزی رو وارد زندگی من میکند که از او انتظار دارم و خداوند به هیچکس بدون دلیل ظلم و ستم نمیکند،
پس من هم به این درک رسیدم که معجزات الهی واقعی هستند و انتظارم از خداوند دریافت نعمت سلامتی بود که سالها در انتظارش بودم و الان در بهترین حالت سلامتی جسم خودم هستم،
دیگه مشکلات زندگی برایم با کمک خداوند آسان حل میشوند و اصلاً میتوانم بگویم که مشکلی ندارم و حتی یادم نمیاد که آخرین بار چه دغدغهای در زندگیم داشتم،
وقتی که میتونم راحت و ساده زندگی کنم سخت نگیرم و افکار خوبی داشته باشم از خداوند انتظار دارم که بر اساس افکار و سبک زندگی من نعمتهای بینهایت خوبش را وارد زندگی من کند و من به خداوند ایمان دارم که درهای رحمتش همیشه به بندگانش باز است و حتی بندگانی که شاید به این آگاهی نرسیده باشند هم لطف خداوند جاریست،
من در آخر میخوام سپاسگزاری کنم که لایق حیات در این دنیای بیکران هستم خدایا شکرت بابت اینکه به من به عنوان یک انسان اجازه زندگی کردن دادی تا افکار و انتخاب خودم را داشته باشم
خدایا از تو ممنونم که بینهایت نعمتت را به من ارزانی داشتی خدایا شکرت بابت اینکه در مقابل تمام سختیهای زندگی همراهیم کردی و اجازه ندادی در مقابلشان زانو بزنم،
خدایا شکرت بابت اینکه مرا به مسیری هدایت کردی که بتوانم در آن لحظات خوبی را تجربه کنم و روزهای بیشتری لذت ببرم و از زندگیم و از آنچه که هستم راضی باشم از نعمتهای خوبم لذت ببرم،
من با شناخت و درک تو در جهان هستی میتوانم زندگی را داشته باشم که پر از شادی آرامش عشق و سلامتی و دریافت نعمتها و خواستههایم است پس با افکاری درست مسیر درست سپاسگزار تمام اتفاقهای خوب و معجزات الهی از سمت تو هستم،
امروز من باور دارم که به لطف تو یک بار دیگه زنده هستم و این یک فرصت از سمت تو به من هدیه داده شده تا یک روز دیگر سپاسگزار و قدردان تو باشم و بهترین خودم را زندگی کنم خدایا شکرت،
باتشکرازشما
بنام خداوند مهربان تک و نمونه و بینظیر و همیشه حاضر و عاشق و حامی پیشرفت ما،
و درود و رحمت گذشت بخشش سخاوت هدایت نعمت برکت و کمالو ارامش شادی و آسایش و معرفت مغفرت رأفت مودت صداقت رهایی آزادی استقلال قدرت اختیار حفاظت علم آگاهی یقین تعهد ایمان عملکرد عالی و استقامت و پیشرفت و نور و رشد و امنیت ابرو عزت عمر طولانی و بزرگی از طرف خداوند و تمام خیرو برکت خداوند رحمان یکتا جاری به هر لحظه زندگی شما استاد عالیقدر گرامی ارجمند بی نظیر،
استاد چقدر اسان شده از روز اولی که من در این فایل مفدمه نوستم چه چیزهایی را رعا کردم و میخواعم چه چیزعایی داشته باشم ،،
و حالا با خواندن لین فایل هم برای من فقط العام ببین بخون گوش کن تینا که هداوند فقطو فقط بله فقطو فقط با لین تامید که خیرو رحمت هر اشتباهی هم کنی تا زمانی که نفسنیمسی یعنی بخشیده میشی و برای جبران راه هست اما منو صاحب قدرت و نزدیک به خودت بدان متعهد با یقین و عملگرا باش و استقامت بورز ولی از آسانترین نزدیکترین با عزتترین راه برای لذت و آزادی و پیشرفت در زندگیت بهت از راهی که فقط خودم یعنی خدا میداند همه چی را عطا میکنم تو فقط باور و عملکردتو خیلی خوب ادامه بده نه خودتو عذاب وجدان بده نه سرزنش نه تحقیر از من عذر بخواه خودتم ببخش و ایمانتو خفظکن استقامت من عمل صالح انجام بده بهتر و بیشتر از آنچه که فکر کنی و ندانی از چه راهی به چه هیرو برکت و عظمت و آسانی بهت نعمت مبدو،.نمونه اش همین سایت اومدم فقطلاغر بشم اونم معجزه وار هدایت شدم به این سایت اما الان دارم آموزش برای تمام آرزوهام میبینم دارم خدای مهربانم و میشناسم
اسناد شما نمیدونم چرا آنقدر مطالب و آسان و عملی و راهت و نزدیک بهمون انوزشمیدعدید این استاعدادی که فکر کنم خدا بهتون داده و خیلی راحت و نزدیک به دل ما سریع میشیند و ما بدون مقاومت انگار حضور خدا رو سریع میبینیم خس میکنیم الله اکبر خداوندا تو چقدر خوبی آنقدر گلیهمس رهمای به ما واقعا بسم الله الرحمن و الرحیم ،
استاد من ازتداوند بی نظیرم ساکرم چنین آگاهی های هالیعلاپع بر لاغری داره وارد زندگیم میکنه از طریق بندگان خوبی مثل شما خداوند توفیق الهی هزاران برابر وارد زندگیتان کند الهی خیر از عمر طولانی با عزتتان ببینید ممنونم ممنونم خدا ممنونم ممنونم استاد چه آیه های جمع بندی شده و مرتب و خلاصه و چه مطالبی زیبا و پیوسته با نکات آموزشی که محکم به قلب میکوبه واقعا خدایا شکرت استاد ممنونم از قلم و زندگی و دل با ایمانتان خداوند توفیق بیشتری عطا کند و به ما هم همینطور ممنونم .
و در آخر واقعا ما هم منتظر دریافت پاداش الهی هستیم بر اساس عظمت خداوند و رابطه زیبای وصف نشدنی پر مهرش و سراسر رحمتش با ما الهی شکرت قوربون خدا برم همیشه آنقدر گل و ما کم باورش کردیم خدایا عظمتتو شکر.
نشان های دریافت شده
سلام خدایی بخشنده ومهربان خالق کل جهان هستی
سلام براستاد. عطارروشن. ودوستان هم مسیر
برای کارهای که و تو این مسیر به ترتیب برای منچیده شده ازخداوند تشکر وسپاس دارم
آمدن تو این مسیر اول از در خواست خودم برای رهایی از چاقی بود هیج مسیری دیگه اصلا تو. نظرم نبود فقط اولین بهترین فکر سال فبل فقط نجات از مشکل اصافه وزن بود از خداوند خواستم که من ازاین مشکل خلاص
کنه به این مسیرمن روهدایت کرد به مرور که ادامه دادم اون بازم از حمایت که برام من انجام دادم دارم
دریافتم که این مشکل که تو نگاه فقط چاقی اضافه وزن بود چند ابعاد دیگه هم داشت تازه چشم وباز شد و دریافتم کلی مسائلی که تو زندگیم دارم یی راه نجات داشته که بشه یی زندگی باکیفت بهتری رو براش ایجاد بشه چون سالهای زیادی کلی باوره اشتباه رو جمع کرده بودم ازاطلاعات اطرافم که همه این مشکلات رو اول فبول کردم که درست هست باید باشه بعد بایدصبورباشم که اون نشانه ایمان فبول کنم تازه برای صبردر ابرابرش کلی هم ثواب درآخر ت از خداوند دریافت خواهم کرد کلی باوره مشکل داره که برای داشتن همین مشکلات مدرک درست بودن رو به من میداد که کل همه وهمه اشتباه بود با دریافت این موضوع دریافت که اگه بخواهمتوکل زندگیم تغییر ایحاد کنم اول باید خیلی روی خودم کاره کنم که بتوانم اون برطرف کنم اول بایدخیلی قویتر از خودم اون روزها گدشته باشم که بتوانم با دریافت خوب وکمک کرفتی ازخداوند کاری که شاید اصلا امکان برطرف کردن نداشت
اول امیدوار شدن که میشه وبعد تومسری که خداوندم برای من چیده حرکت رو شروع کردم به مرو دارم کل مشکلاتم رو بهش شناخت پیدا میکنم وبه مرور انهارو کم رنگشون کردم برای خودن خیلی حالب هست اصلا هیچ عجله ندارم هیج نکران نیستم هیچ به چطور چگونگی که برای من به چه شکل انجام داره میشه به اون شکل فبل فکر کنم همه و همه رو به بخش خداوند سپردم فقط بخش خودم دارم کاری که به عهده من هست روبی کم کاست انجام میدم حتی توبخش لاغری هم همه سپردم به خدایی خودم
ولی بخش خودم رو به شکل درست انجام میدم چون میدنم همه این مسبر دردستنان خداوند عزیزم هست من بخش خودم رو به شکل فابل فبول. انجام بدم بخش خدا دیگه تو دستان خودش هست تو زمان خودش انجام شده به من خواهد رسید اونم به طریقی که تو هیچ زمان نه تو فکر من نیست و نه طریقه آسون اون هم رو هم بلد نیستم و چون اسون هست اون بهش شاید توجه فبلا نمی کردم حس می کردم که باید سخت باشه تا کاری به پیش بره اسون بودن کار یعنی درست نبودن این یی باوره اشتباه و تومسبر خداوند هست اونم برای بنده اش
طی این یی سال از یی هنر که اصلا هیچ زمان نداشتم تو. یی سال گذشته تازه اون کشف کردم که در من به وجود امده طی این یی سال دارم تو دفترهای مختلف گوشه هر دفتر اون می کشم جای خالی گیر بیارم اون طراحی میکنم هرکدوم از این طرحهای رو فقط یی باره قادر به انجامش هستم باره دوم اصلا نمتوانم بکشماین طرح جدید هیچ شباهتی به طرح فبلی نخواهد داشت یی روزداشتم این نقاشی می کشیدم دخترم وازمن اجازه گرفت به همسرش نشون داد همسرش گقت اگه رنک امیزی بشه طرحی بهتری میشه من اون روز انجام دادم ولی به دلم نشست احساس کردم که رنگهای من خیلی زیبا کنار هم قرار نگرفته وفتی به دخترم داما نشون دادم انها گفت بهترشد ودچه خوب میشد که یی کلاس برای این رنک امیزی میرفتم حتی دختردیگم طرحم دید کفت یی کلاس برای همی طراحی برم وگفت یی کلاس برای پربار شدن برو منگفت بهش فکر می کنم برای اموزش رنگ آمیزی کلی زمان وسیله نیاز هست که بایداین کاره رو انجام بوم روز گذشته داشتم به طریقه این فکر که کجا برم ابن کاره رو یاد بگیرم یکدفعه ایده امد که چرا از هنر دختر بزرگتر استفاده نمیکنی ساله های زیاده هست که این هنر آموزش دیده دانشکاه رفته هنوز برای هنرش بازار کار نداشته به بعضی فامیل هنرش رو داده به عنوان هدیه ولی برای فروش هنوز هیچ کاری نکرده خوب بیا از هنری که حدود ۱۳ یا ۱۴ سال بیشتر است اون اموزش دیده به کناری گذاشته استفاده کن رنک امیری کارت روبه اون بده که برات انجام بده تا امروز که رسیدم به این فایل تویی بخش شماگفتید خداوند به دل یی نفرمیزاره که کارت کمک بزرگی روانجام بدم این ی نفر دختر خودم هست پس سالهای زیادی اون زمان خیلی تلاش داشت که هنرش رو عرضه کنه نشده انشالله که هنرش تو کاره من اون استقال مالی رو برای دخترم. هم خواهد داشت نه فقط برای من بکله برای اون هم این استقال مالی که دوست داره داشته باشه بهش داده بشه
حالا دست اوردم آمروزم رو براتون یاداشت میکنم که شاید کمک گرفتن رو به شکل آسون توضیح بدم
من یی سال که این سایت آمدم کاری تو ذهنم منشروع شد اون یی طرحی که اصلا بلدنبون تو ذهنم حرغه زد اویل اون تو دفترهای مختلف می کشیدم م ازکشیدنش حسم خوب میشد چندین باره که به فرزندانم اون طرحم رو نشون دادم یا اتفاقی اون دیدن ازطرحم استقبال حتی یی روز به خدا گفتمخوب ابن طرحماصلا به چهوکاری میدا خدادند جای که امکان هین برای استفاده به من داد بازمادامه دادمچندروز پیش گفتمفقط روی لباس لیوان ماک جای گیره داره بازم یی ایده بزگترین من دادگه میشه روی سرویس چنی غذاخوری هم استفاده بشه منخپ بی کمککاست فبول کردم جونمیدنم این طرحهای من بی هیچ شکی روایت وسایل درآینده دیده خواهد شد این رواطمینان دارن فعلان تو مراحل ابتدای کار هست کردن
تور وزگذشته دفترطراحی رو وتهیه کردم صفحه اول رو همون نقاشی کشیدم خوب طرحهای که به تازکی کشیدم داره شکل قشگتری به خودش میگیره
امر وز تو افکار گفتم تو مگه نمی کی این مسبر رو از خداوند دادی تازه همین طراحی روهم ازخداوند دارای حتی طریقه درآمد زایش رو هم بهت گفته حتی داره افرادی که بهت کمک خواهند کرد رو بهت نشون میده بیا همین طراحی به خدا و اگزار کن بین چی میکشی اون بهتر از تونقاشی بلد هست که جهانی به این زیبای رو خلق کرده به آین زیبای که هیچ انسان قادربه نقاشی کشیدن ازاون به شکل تودهر ابعاد نداره
امروز صبج اول گفتم خدابا من کشیدم همین طراحی رو به خودت می سپارم ۵ تا طرخ کشیدم که وفتی بهش نگاه کردم دیدم وای خدای من طرح و. امروزمکجا طرح این جندیدن ماه کجا انقدربه دلم نشت از امروز به خورم قول دادم این بخش به خودش و ار بزرارم حتما خیلی بهترخواهد شد چون کمک خداوند خیلی با کیفتر است تا کاره کردم
خدا پشت وپنا هتون. یا حق. حق نگه. دارتون
به نام یگانه پروردگارم
به نام خدای هادی و هدایتگر و رزاقم
خدای زیبایم که هر لحظه در حال هدایت من به سوی خوبیها و نیکها و بهتر شدن است
خدای که این روزها سعی میکنم رابطه ام را باهاش بهتر کنم و زیباییهای راببینید و به او توکل کنم
خدایی که امید و ایمانم به او باشد و چشم داشتی به دیگران نداشته باشم
آقای عطار روشن عالی بود عالی خدا را هزاران بار به خاطر وجودتون شکر
خواندم و اشک ریختم
خدایا هزاران بار شکر به خاطر هدایت به مسیر خودت که نور و روشنایی است و به صراط مستقیم به راهی کسانی که به آنان نعمت داده ای
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
تنها کاری که شما باید انجام دهید تغییر افکار ، احساس و عملکرد روزانه تان است و تنها کاری که خداوند باید انجام دهد شاید یک صحبت در گوشی با فردی باشد که به شما در تحقق رویاهایتان کمک کند!!!!!!! چقدر این جمله قشنگ و زیباست و پرمعنی .یعنی اصلا برای تغییر شرایط زندگی نیاز نیست به چیزهایی که قبل از این بهشون توجه داشتیم توجه کرد پول ، موقعیت خانواده ، موقعیت کشور ،استعداد و …….. فقط کافیه خداوند یه صحبت درگوشی کوچک با اون شخصی که باید بکنه بکنه و تمام و این نشان دهنده اینه که خداوند به نهان و آشکار و درون همه انسان ها دسترسی داره و خیلی راحت میتونه شرایط رو برای تغییر زندگی هریک ماها فراهم بکنه .همه انسان ها به طور زنجیر وار به هم وصل هستیم و در رسیدن به خواسته ها به هم کمک میکنیم و خداوند تنظیم کننده این زنجیره به نحو احسنت هستش .اگر باور اینکه براورده کردن خواسته و آرزوی ما برای خداوند کاری نداره و برای انجام اون به مهارت دانش یا کار خاصی نیاز نداره در خودمون تقویت کنیم و همیشه منتظر دریافت پاداش الهی باشیم و خودمون رو لایق دریافت پاداش الهی بدونیم ، چه شود !!!! مطمئنا خداوند به انتظار ما پاسخ خواهد داد ، خداوند به عهد خودش در مورد ما وفاداره .یه جمله دیگه استاد خیلی به جونم نشست اینکه گفتن خداوند عاشق ماست و مارو دوست داره و با دمیدن روحش در وجود ما این عشق و علاقه رو تمام کرده و اگر کم و کاستی بوده از طرف ما بوده ، ما بودیم که با نگرش و افکار اشتباه خودمون رو از خدا دور دونستیم با باور اینکه خداوند همیشه در حال آزمایش ما با سختی ها و مشکلات .چرا به این موضوع فک نکردیم خداوند مارو براساس ایمان و باورمون به خودش امتحان میکنه و میسنجه اینکه چقدر بهش توکل داریم و سپاسگزار تمام اتفاقات و شرایط زندگی مون هستیم ؟ چقدر برای برآورده کردن خواسته هامون به سراغ خدا میریم نه کس دیگه ای ؟ چقدر در صحنه ها مختلف زندگی بخاطر ایمان و توکل به خداوند آرامش داریم و دلمون قرصه که حواسش بهمون هست ؟ چقدر به بزرگی و رحمان و رحیم بودن خدا ایمان داریم ؟ اصلا چقدر به صفاتی که خداوند درمورد خودش گفته ایمان داریم ؟اصلا با خوندن قرآن که خداوند برای هدایت ما فرستاده هدایت شدیم ؟ به خدا نزدیکتر شدیم ؟ یا نه بیشتر احساس گناه کردیم و اینکه دنیا دار مکافاته خدا اون بالا نشسته منتظره کسی دست از پا خطا کنه دست به کار مجازات بشه و ما رو به بدیرین شکل ممکن مجازات کنه . نه قضیه جوری دیگه س خدا مارو براساس ایمان و توکل مون براساس توجه مون مسینجه و این سنجش به این شکله که اگه همه چیز زندگیت حول محور خدا باشه بهترین چیزها و خواسته هات رو تجربه میکنی و اگر حول خدا نباشه به خواسته هات نمیرسی و همیشه در عذابی . پس خدا هست همیشه هست فقط کافیه ببینیش و ازش بخوای
نقطه عطف زندگی من هم ۳۴سالگی ام بود.زمانی که متوجه شدم ام اس دارم. دو هفته برای خودم گریه کردم و دل سوزاندم.اما دو هفته کافی بود،اگه بیشتر میشد بر میگشتم به حالت افسردگی و عصبی بودن گذشته ام.
افسردگی که بخاطر دوری از خدا بود ،طرز فکر من نسبیت به خدا اصلا درست نبود فکر نمیکردم منو دوست داشته باشه،فکر نمیکردم اصلا منو ببینه،نه خودم خودم رو دوست داشتم ،نه فکر میکردم شاید خدا منو دوست داشته باشه،دقیقا نسبت به مهمترین کسایی زندگیم (خودم و خدا)خیلی بی مهر و بی تفاوت بودم.
وقتی فهمیدم ام اس دارم همش دنبال دلیلش بودم ،دنبال دلیلی برای مرضی که پزشکان هنوز دلیل قطعی برای اون پیدا نکردند.
از همسرم شروع کردم و مریضی ام را گردن او انداختم،اما منطق و وجدانم اجازه نداد چون همسرم آدم خوبیه و هیچ وقت قصد آسیب زدن به من رو نداشته،
مادرم و پدرم رو نشانه گرفتم و ازین بابت خیلی غصه دار بودم که چطور یه پدر و مادر تونستن با بچه شون ندونسته همچین کاری بکنن،اما باز هم وجدانم اجازه نداد.
خواهر و برادر ،خانواده همسر،فامیل همه اینا افرادی بودن که من میخواستم بیماری ام رو کردن اونها بیندازم.
اما برای هر کدام دلیلی آوردم،خاطره تلخی آوردم،منطفی آوردم،وجدانم قبول نکرد و در آخر وجدانم خودم رو نشونه گرفت و مقصر دونست.
من متوجه کم کاری دیگران در حق خودم بودم،اما هیچ وقت متوجه کم کاری «خودم»در حق خودم نشدم و وجدانم ،خدای درونم، به من ثابت کرد که اگر درین مسیر قرار گرفتی خودت خواستی،امکان نداره ،دیگران منفی باشن و نتیجه بدش گرفتار تو بشه،مگه این که خودت خواسته باشی!
من خودم خواستم در زندگی زودرنج باشم.
من خودم انتخاب کردم برای دفاع از خودم فقط سکوت کنم وهیچ کار دیگه ای نکنم.
من خودم خواستم بی احترامی دیگران و بی محبت ها رو در ذهنم انباشته کنم .
من خودم خواستم خودمو ی کنم اون هم بابت رفتار دیگران،و جایی این خودمو ی های ذهنی رو انجام بدم که در جسمم به واقعیت تبدیل بشه و سلولهای مغزیم خورده بشن اون هم توسط عضوی از بدن خودم
خودم مغزم رو پر زباله کردم.
خودم باعث و بانی مریضی برای خودم شدم،
حتی میگفتم این تنبیه خداست،این توگوشی از طرف خداست که به خودم بیام،اما باز هم منطقم قبول نکرد،چون خدا برای انسان بد نمیخواد،خدا سراسر عشقه نه نفرت و کینه و تنبیه و انتقام.
با خودم خیلی کلنجار رفتم و هیچ دلی منطقی دیگه ای جز خودم برای مریضی ام پیدا نکردم.
و وقتی این رو با دل و جون قبول کردم،خدا هم الطافش رو سرازیر کرد،
نمیدونم باور می کنید یا نه،اما دیگه« ام اس »برای من درد نبود،موهبت بود،توگوشی خدا نبود،بلکه لطف و هدیه خدا بود .
حالا ام اس پاداش بی دلیل خدا به بنده ش شده
از وقتی ام اس با من همراه شد مثل دوستی هست که هوامو داره و دیگه نمیذاره با افکارم خودمو اذیت کنم،
افکارم عوض شده حال و روحیم عوض شده
خودمو دوست دارم،
و با ورود ام اس به زندگیم فهمیدم خدا چقدر منو دوست داره!
تا قبل از ام اس فکر میکردم خدا نسبت به من بی تفاوتی و اصلا منو نمی بینه که حالا بخواد منو دوست داشته باشه یا نه، اما من فقط توجه خدا رو میخواستم ،حالا به هر شکلی،و خدا به روشی که صلاح خودش بود به من نشون داد که منو دوست داره و نسبی به من بی توجه نیست.
نمیدونم این طرز فکر درسته یا نه اما توی این دردی که دارم جز خدا و خوبی چیزی ندیدم و نمی بینم.
و برای اینکه بهم ثابت بشه که تا آخر همین طوری باقی می مونه،به هیچ کس راجع به مریضیم نگفتم به جز خانواده خودم،
نمیخواهم کسی برام دل بسوزونه،چون خدا رو دارم و احتیاجی به دلسوزی دیگران ندارم،
نمیخواهم کسی قضاوتم کنه،چون به اندازه کافی خودم، خودم رو قضاوت کردم.
نمیخواهم کسی نصیحتم کنه،چون تا در دستان خدا هستم احتیاجی به نصیحت بنده خدا ندارم.
حالا می فهمم که این من بودم که خدا رو دوست نداشتم و نسبت بهش بی تفاوت بودم،نه اون نسبت به من.
خدایی که آنقدر بخشنده و مهربانه که با دیدن تمام بی مهری های من نسبت به خودش اما باز هم به من لطافت داشت و وقتی من به او برگشتم با آغوش باز منو پذیرفت .
بنام خداوند مهربان همیشه حاضر و عاشق و حامی ما،
و درود رحمت خدا بر استاد گرامی،
مهلاجان سلام و درود خداوند برتو عزیزم،
من خیلی خوش سعادت بودم که توانستم پیام زیبای تو را بخوانم چه روح زیبا و قوی عزیزم خیلی دوست دارم منم مثل تو باشم، منم مشکل بدنی پیدا کردن و علتش نامعلوم چون تشنج میکنم منتهی فقط به مغزم نمیرسه و کل بدنم میره تو لرزشهای شدید دکترم رفتم تشخیص ندادن،
فکر کنم خدا خواست از طریق نوشته شما با منم حرف بزنه
الله اکبر خدارو شکرش که همراهان و دوستان خوبی دارم برای قدرت گرفتن پیدا میکنم ،اینکه با خودم مهربان باشم،
برای تو و همه عزیزان و خودم دعای سلامتی میکنم انشاالله از این چالشها ما بزرگترین عشق خدا رو تجربه کنیم مثل الان ،
مهلا جانم دوستت دارم دوست عزیزم،
خداروشکرت،
استاد خیلی ممنونم.
سلام تینای عزیز،
ممنون از نگاهتون.
چه جالب تو این چند وقت که در سایت هستم همیشه پیامهای شما رو میخونم و ندیده و نشناخته ،فقط از روی پیام ها تون حس کردم زن قوی و فعالی هستین .( شما تنها کسی هستین که توی سایت خیلی از کامنتهاتون رو خوندم) و تعامل فعلی منو شما یه نمونه ریز و کوچیک از قدرت جذب هست.
وقتی از خدا کمک میخوای بدون شک دستت رو رد نمیکنه! این دنیا سراسر خوبیه،هر اتفاقی برای ما میوفته یک خیر پشتش هست حتی اگه روی بد و به هم ریخته داشته باشه .پشتش پر از زیبایی هست و چون ما محدود هستیم ممکنه عجله کنیم و خدا و اتفاقات پیرامون مون رو قضاوت کنیم.
بیماری شما هم قطعا همینطوره ،با روح بزرگی که در شما حس کردم ،قطعا این بیماری بهانه رشد شما در یک زمینه خاص هست .
با امید و پشتکاری که شما دارین حتما به این مریضی غلبه می کنید.
تا تینا و مهلا فرماندار جسمشون هستن ،هیچ مریضی اونا رو از پا نمیندازه!😉😉💪💪💪
امیدوارم توی این مسیر مشترک که اتفاقا باعث دوستی مون هم شد ،هر دومون موفق بشیم و به وزن دلخواه مون برسیم،هر چند من هنوز در دوره ها شرکت نکردم.
بنام خداوند یکتا و مهربان و بخشنده ،
درود و رحمت و خیر بر استاد ارجمندوگرامی،
و هزاران سلام و سلامتی خدمت دوست عزیزم ،
هر آنچه که حس میکنید خود شمایید،
قطعا منم از خواندن نوشته شما عظمت خدا و توانایی را در شما حس کردم چقدددر زیبا انرژیها با هم رد و بدل میشوند
دقیقا ما بعد از خدا فرمانروای حسممان هستیم،
و امیدوارم حتما در آموزشهای بی نظیر استاد در شگفتی سازان ببینمتون و استاد هر چند بی دریغ و سخاوتمندانه در تمام فایلهای رایگانشونم خیلی زیبا و غنی آموزش دادن
من سپاسگزارم بی اندازه از خدا از استاد و از دوست و همراهی مثل شما .🌸🧚
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد محترم …استاد در حال خوانش مطلب شمابودم که اشکم سرازیر شد.گفتم خدایا منو ببخش که برای رسیدن به خو استه هایم درخانه ی همه را زدم جز تو 😭😭استاد در زندگیم فکر میکردم روزی من دست بندگان خداست برای همین وقتی مدیر مسئول داروخانه .آنجا را فروخت ومن بیکار شدم خیلی گریه کردم که وضعیت زندگیم در تنگنا قرار میگیرد ..غافل از اینکه با خود فکر کنم که مگر او مرا تا الان روزی میداد ه .وای برمن بااین افکار شیطان گونه که درذهنم مرور میشد ..ومرا به نابودی میکشاند..تا اینکه معجزات خداوند را در زندگیم دیدم و از خداوند عذرخواهی کردم و گفتم خدایا تو دستم را بگیر و هدایتم کن …اکنون که نوشته های شمارا خواندم متوجه موضوع شدم که باید برا ی رسیدن به حق و حقیقت باید نگرشم را در مورد خدا تغییر دهم ..چشمها را باید شست جور دیگر باید دید ..الطاف خداوند پشت در خواسته های من است باید خدارا منتظر نگذاشت ..بسیار سپاسگزارم که دیدم را نسبت به خدای مهربان تغییر دادید .من هم شاید دهها بار گریه کردم که چرا خداوند مرا دوست ندارد و از من متنفر هست ..ولی اکنون دریافتم که خدا همیشه منتظر ماست که به دامانش پناه ببریم .مثل مادر ..که هرچند بچه کار بد کرده ولی باز اورا در آغوش میکشد ..خدایا مرا ببخش که هردری که زدم خانه تونبود …من تسلیم امر توام ..و از چه کنم چه کنم ها به تو پناه می آورم ..هرگاه که تسلیمم در کارگه تقدیر ..آرامتر ازآهو بی باک تر از شیرم..باسپاس ازشما