خب، راستشو بخوای، خیلیا فکر میکنن چاقی فقط نتیجهی زیاد خوردنه!
اما بذار یه سوال ازت بپرسم:
آیا تا حالا شده دقیقاً ندونی چرا با اینکه «کمتر میخوری»، باز هم وزنت بالا میره؟
یا اصلاً شده بری رژیم، یه مدت هم خوب پیش بری، ولی بعدش با یه دلشکستگی ساده، همه چی برگرده سر خونهی اول؟
اگه جوابت مثبته، خوش اومدی به دنیای چاقی ذهنی… جایی که دلایل چاق شدن نه توی بشقاب، بلکه توی باورها و ذهن ما پنهانه.
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط با کمخوری و ورزش کردن اتفاق نمیافته. اگر ذهن تو هنوز طبق باورهای قدیمی برنامهریزی شده، حتی سالمترین رژیم دنیا هم کمکت نمیکنه.
تا وقتی دلایل چاقی ذهنت رو تغییر ندی، هیچ تغییر دیگهای در جسمت پایدار نمیمونه.
بیاین با هم رمز و راز متناسب شدن رو مرور کنیم…
۹ نکتهای که پایههای ذهن لاغر رو شکل میده و بهت کمک میکنه با آرامش، آگاهی و بدون جنگ با غذاها، به وزن دلخواهت برسی.
آمادهای؟ بزن بریم👇

۱. مسئولیت رو دست کسی دیگه ننداز!
(یکی از مهمترین دلایل چاقی ذهن همین جملهست)
هیچکس با تفنگ سراغت نیومده بگه: «تو باید چاق بشی!» یا تهدیدت نکرده که «اگه بخوای لاغر بشی، اتفاق بدی میافته!»
خودت انتخاب کردی، درسته؟
اما بذار باهات صادق باشم. یکی از مهمترین دلایل چاقی ذهن، همین عادته که مسئولیت رو بندازیم گردن بقیه.
میگیم:
مامان از بچگی غذای زیاد میداد…
همسرم حمایتم نمیکنه…
تقصیر ژنمه…
یا تازه مد شده: من مشکل تیروئید دارم!
این حرفا شاید آرومت کنن، شاید موقتاً حس گناهتو کم کنن، ولی چون دلایل چاقی ذهنت رو اصلاح نمیکنه چیزی توی زندگی و بدنت تغییر نمیدهند. چون وقتی «دیگران» مسئول هستن، «تغییر» هم باید از سمت اونا بیاد. و خب… اون موقع، تو میشی فقط یه تماشاچی.
اما لحظهای که با خودت صادقانه بگی:
همون لحظهست که سکان زندگیتو پس میگیری.
چون تا ذهن تو باور نکنه که مسئول چاقیته، هیچ رژیمی، هیچ ورزشی، هیچ دارویی و حتی آموزش های لاغری با ذهن نمیتونه برات معجزه کنه.
توی دنیای تناسب ذهنی، این نقطهی شروعه…
نه رژیم، نه ورزش نه هیچ فعالیت جسمی و محدود کننده دیگه.
بلکه قبول مسئولیت ذهنی و ایستادن روبهروی آینه و گفتن:
۲. خودتو به خاطر چاقیت سرزنش نکن، ولی معذرت هم نخواه!
گاهی اوقات وقتی از چاقی خودمون ناراضی هستیم، به طور ناخودآگاه از دیگران معذرتخواهی میکنیم.
این عذرخواهیها بیشتر از اینکه به ما کمک کنه، فقط احساس شرمندگی و بار روانی رو بیشتر میکنه.
در واقع، معذرتخواهی برای چیزی که به خودت مربوطه، هیچ وزنی رو کم نمیکنه و فقط احساس گناه رو تقویت میکنه و این یعنی تقویت دلایل چاقی ذهن.
وقتی به خودمون میگیم «چاق هستم، این تقصیر منه»، در واقع داریم خودمون رو محدود میکنیم و مسیر اصلاح رو سختتر میکنیم.
در حالی که اگر به جای معذرتخواهی، بپذیریم که اشتباهاتی داشتیم و بخواهیم اصلاحشون کنیم، قدم بزرگی به سمت تغییر برمیداریم.
به جای گفتن «ببخشید که چاقم»، بگو:
« من انتخابهای خودم به اینجا رسیدم، ولی حالا میخوام تغییر کنم.»
این تغییر از ذهن شروع میشه. وقتی مسئولیت رفتارات رو میپذیری و با ذهنیتی باز عادت هاتو اصلاح میکنی، نه تنها از بار روانی خودت کم میکنی، بلکه داری دلایل چاقی ذهنت رو کم رنگ می کنی و به مسیر درست برای لاغری و تناسب اندام قدم میگذاری.

۳. احساسات، دستور غذا نمیدن!
اگر هر بار که ناراحت، خسته، دلگیر یا تنها میشی، به طور ناخودآگاه سراغ یخچال میری، این فقط غذا نیست که باعث چاقی شما میشه. در واقع، دلایل چاقی ذهنی به احساسات و واکنشهای عاطفی شما مربوطه.
زمانی که با احساسات ناخوشایند مواجه میشید و به جای اینکه با اونها روبهرو بشید، به دنبال غذا میرید، این کار در واقع به شما کمک نمیکنه بلکه به تدریج شما رو از لحاظ ذهنی و جسمی به سمت چاقی هدایت میکنه.
غذا به یک مسکن تبدیل میشه، آرامبخش موقتی برای لحظاتی که احساس میکنید چیزی در زندگی شما کم هست.
این مسکن فقط لحظهای تسکین میده و هیچوقت مشکل اصلی رو حل نمیکنه. درواقع، زمانی که به احساسات خودتون گوش نمیدید، ذهن ناخودآگاه شما با غذا، از جمله شکلات و چیپس و …، سعی میکنه این خلأ عاطفی رو پر کنه.
این روند نه تنها به سلامتی شما آسیب میزنه، بلکه باعث میشه بیشتر از قبل به غذا وابسته بشید و احساساتتون رو پشت غذا پنهان کنید. در حالی که اگر بتونید احساساتتون رو بشنوید و اونها رو شجاعانه روبهرو بشید، دیگه نیازی به غذا به عنوان تسکیندهنده نخواهید داشت.
در دورهی «پاکسازی چاقی ذهن»، شما تکنیکهایی رو یاد میگیرید که به شما کمک میکنه احساساتتون رو درک کنید و به جای فرار به سمت غذا، راهحلهای سالمتری برای مدیریت اونها پیدا کنید.
با استفاده از این تکنیکها، میتونید به سادگی دلایل چاقی ذهنتون رو پاکسازی کنید.
۴. تصمیم نگرفتهای، فقط داری فکرشو میکنی!
خیلی از افراد سالهاست که در دام فکر کردن به تغییرات مختلف افتادن، ولی هیچوقت واقعا تصمیم نمیگیرند.
این دقیقاً یکی از دلایل چاقی ذهنی هست.
وقتی که میگویی «دارم بهش فکر میکنم»، یعنی هنوز وارد مرحله تصمیمگیری نشدهای و در واقع داری خودت رو از قبول مسئولیت کنار میکشی. تصمیم گرفتن یعنی پذیرش مسئولیت، یعنی گفتن:
اما چرا این تصمیمها به تاخیر میافتند؟ چون تصمیم گرفتن یعنی پذیرش مسئولیت برای تغییر و این مسئولیت ممکنه به نظر شما سنگین بیاد.
اینجاست که ذهنتان شروع به تردید میکنه و شما رو در دور باطل فکر کردن به این تغییر نگه میداره. ذهن ما میخواد راحتی رو حفظ کنه و از هر تغییر بزرگی که نیاز به تلاش و مسئولیت داره، فرار میکنه.
اما نگران نباش! تغییر از یک تصمیم ساده شروع میشه. تو قرار نیست یکشبه همه چیز رو تغییر بدی یا کوهها رو جابهجا کنی. فقط باید همون تصمیم کوچک رو بگیری و شروع کنی. وقتی که تصمیم میگیری، ذهن شما به تدریج شروع به پذیرش این مسئولیت میکنه و مسیر تغییر برای شما هموارتر میشه.
در واقع، تصمیمگیری نه تنها باعث میشه که ذهن شما تمرکز بیشتری روی هدفهات بذاره، بلکه شما رو از احساسات منفی و تردیدهایی که باعث تقویت دلایل چاقی ذهن میشن، رها میکنه.
برای رسیدن به هدف، نیازی به برنامههای پیچیده و طولانی نیست، فقط یک تصمیم محکم و یک قدم کوچک به جلو کافیه. وقتی تصمیم میگیری و وارد دوره آموزشی ورود به سرزمین لاغرها میشی، بقیه مسیر خودش رو پیدا میکنه و به تدریج میبینی که تغییرات واقعی در زندگی و بدنت اتفاق میافته.
۵. قربانی زندگی خودت نباش
خیلی از ما درگیر این تصور هستیم که زندگیمون تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار داره؛ به این معنا که ما قربانی شرایط، افراد یا حتی زمانه هستیم.
اما در واقع، این یکی از دلایل چاقی ذهنی هست که باعث میشه احساس کنیم کنترل بدنمون دست خودمون نیست. وقتی باور داریم که شرایط زندگی و اطرافیان تعیینکنندهی سرنوشت ما هستند، به طور ناخودآگاه مسئولیت تغییرات در بدنمون رو هم از دوش خودمون برمیداریم.
این طرز فکر، باعث میشه که بیخبر از کنترل واقعی، به احساسات و عادات ناخودآگاه خودمون اجازه بدیم که بدنمون رو هدایت کنن.
یعنی وقتی که میگیم «شرایط من اینجوریه»، یا «زندگی خیلی سخته»، ذهنمون به طور غیرارادی از مسئولیت تغییر اجتناب میکنه. در این صورت، به جای اقدام و تغییر، فقط در وضعیت موجود گیر میافتیم و بیشتر درگیر احساسات و چالشهای روزمره میشیم و به شکل روزانه دلایل چاقی ذهن مون رو تقویت می کنیم.
اما وقتی تصمیم میگیری که بگی:
اونوقت هست که ذهنت در مسیر تغییر قرار میگیره. اینجا دیگه از حالت قربانی به فردی آگاه و مسئولیتپذیر تبدیل میشی.
در واقع، در این لحظه است که متوجه میشی که کنترل زندگی و بدنت همیشه دست خودته، حتی وقتی که شرایط دشوار به نظر میرسه.
این باور جدید به ذهنت آزادی میده و باعث میشه بدنت هم آزاد بشه.
وقتی که ذهن شما از شر دلایل چاقی ذهن خلاص میشه و در مسیر مثبت و مسئولانه حرکت میکنه، بدنتون هم از بند عادات نادرست آزاد میشه و میتونید تغییرات واقعی رو تجربه کنید.
پس همیشه به یاد داشته باش:

۶. تصویرسازی ذهنی؛ متناسبی که هنوز بدن نداره!
تصویرسازی ذهنی یکی از قدرتمندترین ابزارها برای تغییر دلایل چاقی ذهن و قرار گرفتن در مسیر لاغری است. وقتی میگیم «تصویرسازی»، به این معنی نیست که فقط خودتون رو در آیندهی لاغر و متناسب میبینید. بلکه منظور اینه که شما به ذهنتون اجازه میدهید تا تصویری از بدنی سالم، قوی و متناسب بسازه.
مطالعهای منتشرشده در مجله Appetite نشان داده است که استفاده از تکنیک “آموزش تصویرسازی عملکردی” میتواند بهطور قابلتوجهی در اصلاح دلایل چاقی ذهن و کاهش وزن مؤثر باشد. در این مطالعه، شرکتکنندگانی که از تصویرسازی ذهنی استفاده کردند، نسبت به گروهی که با روش های مرسوم برای لاغری اقدام کردند، کاهش وزن بیشتری را تجربه کردند.
تصور کنید: شما لباس مورد علاقهتون رو پوشیدید، توی مهمونی با اعتماد به نفس حضور پیدا کردید و حاظرین با احترام به شما نگاه میکنند و لبخند میزنند. وقتی به آینه نگاه میکنید، تازه میفهمید که این فرد، همون فردی است که همیشه در ذهنتون تصور میکردید.
جالب اینجاست که ذهن ما توانایی تشخیص تفاوت بین خیال و واقعیت رو نداره! پس وقتی این تصاویر مثبت و انگیزشی رو به طور مداوم در ذهنتون مرور میکنید، مغز شما شروع به ساختن این تصویر در دنیای واقعی میکنه.
این یعنی شما با هر بار تصویرسازی ذهنی، خود جدیدی رو خلق میکنید که در واقع در درون شماست. ذهن شما به بدن شما فرمان میده و مسیر تغییر رو هموار میکنه. در حقیقت، دلایل چاقی ذهنی زمانی ایجاد میشوند که ما خودمون رو در قالب فردی چاق و ناتوان در ذهنمون به تصویر میکشیم. حالا وقتشه که این تصویر رو تغییر بدیم.
۷. برنامهریزی ذهن رو عوض کن، بدنت خودش عوض میشه
بیشتر از هر چیزی، تغییر بدن نیازمند تغییر دلایل چاقی ذهنی است. ذهن ما پر از برنامههای قدیمی و محدودکننده است که روی سبک زندگی، عادات غذایی و حتی احساسات ما تاثیر میگذاره. برای مثال، ذهن شما ممکنه باور داشته باشه:
- «من همیشه چاقم.»
- «لاغری برای من ممکن نیست.»
- «اگر بخورم، آرامش میگیرم.»
تمام این باورهای محدودکننده مثل نرمافزارهای قدیمی، شما رو به سمت رفتارهایی هدایت میکنن که به هیچ عنوان به نفع شما نیست. اما خوشبختانه، شما میتونید این نرمافزارها رو آپدیت کنید!
با تمرینهای ذهنی و تکنیکهای خاص، میتونید ذهنتون رو به سمتی هدایت کنید که دیگه این باورهای منفی و محدودکننده رو به چالش بکشه و به جای اونها، باورهای سالمتر، مثبتتر و کمککننده بسازه.
وقتی ذهن شما شروع به پذیرش این تغییرات کنه، بدن شما هم به طور طبیعی شروع به واکنش به این تغییرات میکنه و بدنتون شروع به تطبیق با این برنامههای جدید میکنه.
پس اگر از دلایل چاقی ذهنی صحبت کنیم، یکی از اصلیترین دلایل، همون باورهای منفی و محدودکننده است که ذهنمون به طور ناخودآگاه در اختیارمون میذاره.
۸. ثبات در تصمیم، قدرت خلق میکنه
چطور میخواهید به هدفتون برسید وقتی که هر روز تصمیمات مختلفی میگیرید؟ یک روز انگیزه دارید و روز بعد، به راحتی از مسیر خارج میشید. این یکی از دلایل چاقی ذهنه
حقیقت اینه که موفقیت واقعی در لحظات سخت و زمانی که هیچ انگیزهای ندارید، به دست میاد.
وقتی ذهن شما متقاعد بشه که برای تغییر باید ثبات داشته باشید، افکار منفی و مقاومتهای درونی به تدریج بیاثر میشن.
در روزهایی که خستهاید و دلتون نمیخواد ادامه بدید، اما با همین وجود، تصمیمتون رو ثابت نگه میدارید و ادامه میدهید، در همون لحظات است که به حقیقت تبدیل میشید.
در واقع، این ثبات در تصمیمات شماست که در نهایت قدرت واقعی رو خلق میکنه. دلایل چاقی ذهنی زمانی نمایان میشه که فرد در مقابل اولین چالش یا سختیها تسلیم میشه. این بار میخواهید متفاوت باشید؛
به جای تسلیم شدن، به خودتون بگید:
۹. ذهن سالم، تصمیمهای سالم میگیره
مغز شما مثل یک کامپیوتر فوقهوشمند عمل میکنه. اما چیزی که خیلی از افراد ازش غافل هستند، اینه که چیزی که به مغز شما وارد میشه، به طور مستقیم بر تصمیمهاتون تاثیر میذاره.
وقتی ذهن شما پر از افکار منفی، بیانرژی و بیهدف باشه، طبیعتاً تصمیمات شما هم در همون راستا خواهد بود.
اما وقتی افکار شما سالم، مثبت و متمرکز بر هدف باشه، ناخودآگاه تصمیمات بهتری خواهید گرفت. در این حالت، شما روز به روز کمتر به غذا فکر میکنید و بیشتر به خودتون، به زندگی، به اهدافتون و به آیندهتون. ب
ه همین دلیل، دلایل چاقی ذهنی اغلب از برنامهریزی ذهنی نادرست و افکار منفی نشات میگیره. با تغییر این افکار، میتونید تصمیمات سالمتر و بهتری برای زندگی و بدنتون بگیرید.
تمرینات ذهنی اصلاح دلایل چاقی ذهن
برای ایجاد تغییرات پایدار در بدن، ابتدا باید تغییرات را در ذهن خود و با اصلاح دلایل چاقی ذهن شروع کنید. ذهن شما تأثیر زیادی در بدن شما دارد و اگر به آن توجه کنید، میتوانید به نتایج شگفتانگیزی برسید.
سوالات تمرینی:
- سوال ۱: کدوم یکی از این ۹ رمز و راز ذهنی بیشتر از همه باهات حرف زد؟ درباره هر مورد که به نظرت مهم بود چند خط بنویس.
- سوال ۲: آیا تصویرسازی ذهنی روزانه میتواند به من کمک کند که ذهنم به سمت بدن متناسب هدایت شود؟ تجربه ات رو بنویس حتی اگه قبلا برای چاقی این کار رو انجام دادی.
- سوال ۳: جملهای که میتوانی به عنوان تصمیم برای تغییر بنویسی و هر روز تکرار کنی، چیه؟ بنویسش و تکرارش کن.
- سوال ۴: در مواقعی که احساس ناراحتی یا استرس میکنی، چگونه میتوانی از خوردن غذا برای آرامش یافتن اجتناب کنی؟
- سوال ۵: آیا امروز مسئولیت انتخابهای گذشتهات را میپذیری و آمادهام که تغییرات مثبت را آغاز کنی؟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.27 از 98 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام من زمانی چاق شدم اولش نمیدونستم مشکل کم کاری تیرویددارم ولی هروزبیشترازروزقبل میخوردم اصلا سیری رودرک نمیکردم تایکبارنمیدونم چه مشکلی برام پیش اومدمراجعه کردم به پزشک بروم چکاب نوشت وقتی انجام دادم اونحابودپزشک گفت شماتیرویددارید ومن یه مدت قرص مصرف کردم ورهاکردم ولی همچنان من چاق بودم ولی بهم میگفتن چاقی ارثه توخانواده شما ومن این حرف شده بودیک باور ومن چاقیمو مینداختم به گردن تیروید بابا کسی تیرویدداره سوخت وسازبدنش پایینه لاغرنمیشه من زانودردگرفتم وخیلی دردمیکردرفتم باشگاه ورزش دیدم بدنم بی حس وحاله ومن ورزش میکنم ولی نه انچنان وگاهی نمیرفتم وبازپرخوری میکردم باشگاه نرفتم تابعدمدتی گفتم برم یه باشگاه دیگه اونجابهتره رفتم ورزش میکردم درکنارش خودم مراعات میکردم چقدرلاغرکرده بودم حتی ازسونای گرم ودستگاه بودبرااب کردن شکم وپهلواستفاده میکردم خوب لاغرکردم ازدواج کردم دوباره چاق وچاقترشدم بهم گفتن چون ورزش ول کردی وازاون دستگاهازدی بخاطراونه ازدکتررزیم میگرفتم دیدم چقدرسخته من چندکیلوکم میکنم دوباره وزن برمیگرده ازیک دکتردیگه چنددفعه برنامه گرفتم واجراکردم لاغرشدم ولی بی حس وحال بودم چقدرسایزوزن حال ماروبدمیکردعددترازوخودش یجورشکنجه روحی بود تازه حرف اطرافیان بابا تونمیتونی رژیم بگیری تااینکه بپه دارشدم دوباربرنامه گرفتم ولی دیدم نه این چاره کارمن نیست من مسوولیت چاقی خودموپذیرفتم ماهردفعه ازسرتنهایی وبیکاری میرفتیم سراغ یخچال وشروع میکردیم بخوردن یاناراحت بودیم میرفتیم سراغ خوردن بخاطرچاقی چقدرخودمونوسرزنش کردیم هردفعه جلوایینه رفتیم نگاه کردیم گفتیم چقدرچاقم لباس تنمون کردیم چقدرحرص خوردیم هربارتصمیم میگرفتیم ازفردارژیم شروع میکنم شیرینی ونون وبرنج حذف دوباره شکست میخوردیماصلا نمیدونستیم ذهن ناخوداگاه هست نمیزاره ماموفق بشیم قربانی زندگی خودنباشیم یک ذهن ازادبدن ازادمیسازه بمایادندادن بایدروافکارکاربشه نه جسم همچی ازذهن شروع میشه چون ذهن من وشماکه چاق بودیم پربودازافکارچاق کننده ولی درروش ذهنی یادگرفتیم اون افکاروباورجاق کننده میره کناربجاش افکاروباورصحیح جایگزین بشه ذهن ماقدرت تصویری سازی متناسب باذهن رونداشت ولی درروش ذهنی یادگرفتیم چحوری بیایم یک تصویرموردعلاقه روانتخاب وشبی چنددقیقه روش تمرکزکنیم یاگوش دادن به فایل ها وحل تمرینات چقدربماکمک کرده چقدرنگرش ماروتغییرداده مادیگه اون افکارگذشته رونداریم مثل یک فردمتنلسب داریم رفتارمیکنیم یادگرفتیم ازغذاهانترسیم بتوردن ونخوردن غذاحس خوشحالی نداشته باشین چون خودش یجورچاقی روتوذان تقویت میکنه یادگرفتیم طبق نیازبخوریم نه درحدفشارشکمی ورزش ورژیمی نیست یادگرفتیم درطی مسیر لیزنخوریم به راهمون ادامه بدیم پرقدرت ترمسیرذهنی یکی ازبهترین روشی هست ماروبه هدفها میرسونه
نشان های دریافت شده
تموم این موارد رو زندگی کردم با گوشت پوست،واستخون حسش میکنم حس میکردم خودم هستم ک اینها رونوشتم
من همش درمورد چاقی حرفم میردم میترسدم بزرگش کردم اونقدرک زیرش احساس میکردم له میشم
اما ته ته اون رو بزرگتر ازخدا نمیدیدم ازخددا کمک خواستم تا حلش کنه برام
چاقی بزرگ نیس من با قدرت ذهنم فکرم اونو بزرگ کردم
وتصاویر چاق ساختمو اما از ی جایی خواستن تغییر کنم چاقی رو من ساختم لاغری رو هم من میسازم من ناامید نیسم ادامه میدم برای حس خوبم
هر موقع احساسات بد دچار شدم زخمم انگار ک رادیو باز کرده باش مدام ور ور میکنه منو دعوت بخوردن میکنه
ی جور دستپاچگی یجور تنهایی یجور وحشت رو حس میکنم ک میخوام فرار کنم میخوام ترسمو زیر این نقاب قایم کنم چرا من شجاعت اینو ندارم ک بگم اره میبنم ک ترسیدم میبنم ک نگرانم و ترسمو احساساتمو قایم نکنم نترسم بزرگ نکنم بلکه لمسشون کنم بگدگذرم ازشون درها بشم ن این مدام سرکوب کنم خودمو احساسمو
من نشانی هستم ک شنیده نشدم چرا خودم اغوشم ب روی خودم باز نمکنم چرا خودم خودمو نبینم نشنوم
من تصمیم نوشتن هس هر موقع مینوسم انگار رها میشم انگار خالی میشم فیلم دیدن اوج عصبانیت وحشت حواسمان از اون موضوع برمیداره اینجوری بعدش انگار بخودم میام وبعد اون خواندن نوشته های سایت دیدگاه خیلی تموم میکنه وبعدش نوشتن
باعث میشه من ذهنم پر بشه ار حرفهایی ک مثبتهاند زیباند وکسی ک از دردمواروم باشه وارامش رو هم درک میکنه ارزشمند میبنه تصویر بازی ب من میگه فریبا ناامید نباش زیبایی اون مسیری ک میخوام روبرام بلد میکنه ومنو هل میده ک برم جلو اما تصویر سازی تنها یک ابزاره همه ابزار نیس
تصویر سازی موثره ک باحس باشه چرا من وقتی از روی او وحشت میرم دنبال غذا یاعصبانیت با ترس بخاطر اینک حسشون میکنمو از اون حسها فراریم
چرا باید فرار کنم میخوام بمونم
جنلهدای ک میخوام انتخاب میکنم بخودم بگم اینه من نمیخوام فرار کنم میخوام بمونم من احساسم با خوردن سرکوب نمیکنم من میخوام ببنم
من مسئولیت انتخابهای گذشتمو میپذیرم و میخوام انتخابهای زیبا و دوست داشتنم رو جایگزین کنم من چی میخوان اونو انتخاب کنم ارزوی موفقیت برای خودم دارم من بخودم امیدوارم
من ب مسیرم ایمان دارم .من روی خدا حساب باز میکنم
من امروز شاهد تغییر خودم دربرخورد بااحساسات بودم من قبلا ب دردشکمی میرسیدم اماالان من نتونستم بیشتر بخورم این یعنی من فریبای متناسب اینها نشانه لاغری من هستند لاغری افکارم ذهنم وخوشحالم من دیروز نتونستم ماهی رو بخورم چن طرز پختشو دوست داشتم تن چن خیلی استخون داشت ومن ارزومی ندیدم بخورم .این نشانه لاغری من هس
من دیروز از مرغم ب برادرم دادم دوغم رو نخوردم اینها نشانه تغییر من هس
منم تونستم با کیک خودمو خفه کنم این نشانه لاغری من هس
من تو بازار اهری نخریدم این نشانه لاغری من هس
من سوهان رو تموم نکردم این نشانه تغییر ن هس من دوباره اش نکشیدم این نشانه لاغری من هس
من قهوه نخوردم این نشانه لاغری من هس
من هر روز دارم لاغر میشم ذهنم فکر جسمم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم.
راز و رمز متناسب شدن ؟
از وقتی یادم میاد و خودمو چاق دیدم و دوست داشتم متناسب بشم ،مقصر اصلی غذا ها بودن .
چرا ؟
چون فقط یاد داشتم غذا رو کم کنم و وقتی غذا رو کم می کردم به تدریج کاهش وزن داشتم .
خوب این دلیل خیلی عقلانی و واضح بود .
از همون اوایل شروع جنگ بین من و چاقی
غذاها بودن .
این و بگم که من می دونستم هیچ غذایی ،خودش مقصر نیست و مثلا نمی گفتم فلان غذا چاق می کنه ولی زیاد خوردنم رو دلیل چاقی می دونستم ، که نمی تونم کم بخورم.
وقتی با دنیای تناسب فکری آشنا شدم با یک بخش مهم از وجودم آشنا شدم .
ذهن ؛چاقی ذهنی .
الان می دونم که همش زیر سر همین قسمته و این جسم طفلکی و درد کشیده ام ،هیچ کاره بوده .
اینجا یاد گرفتم دلیل چاقی من باورهای نادرست و ذهنیت اشتباهمه ،نه بشقاب غذام .
یاد گرفتم با چه شرایطی ،می تونم ذهنم رو آموزش بدم .
اول اینکه کسی مقصر خوردن های من نیست .
کسی هیچ وقت اسلحه نذاشته روی سرم که بخور .
خودم انتخاب کردم بخورم .
می دونید قبول این مسولیت در حقیقت ،نصف راه رو رفتنه، چون به من اجازه میده که خودم درستش کنم .
اگه جز خودم کسی رو مقصر بدونم ،باید تا آخر عمر بدوم دنبال همون مقصر تا بیاد برام درستش کنه .
ولی خب هر چی هم فکر می کنم واقعا کسی جز خودم رو پیدا نمی کنم .
من انتخاب کردم چاق باشم و الان انتخاب می کنم متناسب باشم .
دوم اینکه خودمو دوست داشته باشم و سرزنش نکنم ،کاری که تمام سال های زندگیم در هر مسئله ای انجام دادم ،نه فقط چاقی .
هر اتفاقی که افتاد ،خودم رو سرزنش کردم و به تنفر از خودم ادامه دادم و هر روز از همه عذرخواهی کردم .
نتیجه اش چی شد ؟
هیچی
احساس گناه ،نا امیدی ،اسارت .
ولی الان پذیرفتم که اشتباهاتی داشتم ،قبول .
ولی دنیا که به آخر نرسیده ،می تونم با انجام آموزش صحیح درستش کنم .
من بلدش نبودم ،خیل خب حالا بلدش میشم .
خوردن های احساسی و فرار از زندگی و خوردن های مرگ بار و انتقام از خودم برای ترس ها و نگرانی ها و سختی های زندگیم ،تنها کاری بود که می کردم .
فرار و خوردن .
همیشه این کار رو کردم.
الانم با وجود بودن در این بهشت ،هر وقت نگرانی پیش بیاد اولین ذهنیتم اینه که چی بخورم حالم خوب بشه .
همین دیروز ،همسرم یک حرفی زد که توقع نداشتم و بهم برخورد .
شروع به بافتن افکار منفی کردم و سریع دنبال یک چیزی بودم حالم رو برگردونم به قبل .
کمی فکر کردم و شرایط رو سنجیدم .
همسرم رو همونطوری که هست قبول کردم.
قبول کردم که نمی تونم اونو تغییر بدم .
ولی اصل کاری که چند وقته روش کار می کنم اینه که زندگی همش خوشی نیست و ناراحتی هم داره و تو با خوردن نمی تونی به خوشی برگردی .
پذیرفتن این موضوع که من همیشه نباید شاد و سرحال و خوش حال باشم برام سخت بود ولی دیروز پذیرفتمش.
ناراحتی ام رو قبول کردم و صبر کردم تا حالم دوباره خوب بشه .
شد !!
باورتون میشه !!
صبر کردم و هیچ کاری نکردم تا خودش خوب بشه .
این کار بسیار مهمی برای من بود .
چون اکثر خوردن هام برای اینه که حالمو عوض کنم .
وقتی می خوام چیزی بخورم و از خودم می پرسم چرا می خوای بخوری ؟
جوابش اینه که حالم بیاد سرجاش .
خداروشکر دیروز شد و امیدوارم بازم با آگاهی پیش برم و بشه عادت همیشه ام .
موضوع بعدی درباره ی عملکرد ذهنه ،اونم راحت طلبی ذهنه .
اصلا دوست داره هر طوری هست همون شکلی ادامه بده .
من با شناختش فهمیدم باید یک تصمیم محکم و با ثبات و جدی بگیرم ولی گام های کوچک و تغییرات کوچک رو شروع کنم.
ذهنم با تغییرات یکباره و هیجانی میونه ای نداره .
یک تغییر کوچک با حال خوش و خوب می تونه در دراز مدت جوابگو باشه .
وقتی وارد سایت شدم و خیلی چیزها یاد گرفتم ،فهمیدم که خودم می تونم زندگیمو بسازم و خیلی آرزوها داشتم که باید درست می شد و این مشکل بزرگی بود .
چون خواستم یکباره ،همه چی رو درست کنم .
مثلا دوست داشتم صبح زود پاشم و کار توی سایت رو انجام بدم .
همینکه من اصلا آدم صبح زود نبودم خیلی منو دچار چالش کرد .
انجام دو تا کار بزرگ که تا حالا نکردی ،با هم و نتیجه اش شکست بود .
الان فهمیدم تصمیم و هدفی باید باشه که در هر شرایطی ،نه ،توش نیاد و همیشه باشه .
و مهم تر اینکه جا نزنم و در هر شرایط روحی و حسی اون کار باشه مهم ترین هدفم .
یکی از مهم ترین چیزهایی که آموزش دیدم تصویر سازی است .
روزی که برای اولین بار دوره ی ضمیر ناخودآگاه رو آموزش دیدم ،خیلی دنیامو ،عوض کرد .
کلا حالمو عوض کرد .
برای من یک جهش فوقالعاده بود .
از ناامیدی برام امید ساخت .
هر وقت تصویر سازی کنم ،تمام رفتارم درست میشه .
دقیقا میشم همونی که انتظار لاغری در من داره .
حالم خیلی باهش خوشه .
بی نظیره .
فقط باید بتونم زمانی هم که حسم خوب نیست ،تصویر سازی رو رها نکنم .
که متاسفانه یک دفعه رها شد و بار دوم برام سخت تر شد تا تصویرم رو دوباره بسازم .
این جمله رو خیلی دوست دارم
برنامه ی ذهنتو عوض کن ،جسمت خودش تغییر می کنه .
الان فقط همین کارو دوست دارم انجام بدم و این کار هم برمی گرده به انجام خوب تمریناتم در سایت .
باورهای قدیمی و کهنه و پوسیده رو پیدا می کنم و با باورهای سالم و نو و جدید جایگزین می کنم تا معجزه خودش اتفاق بیفته .
قراره ذهنم رو سالم و پاک کنم تا تصمیماتشم مثل خودش سالم و پاک بشه .
امروز دوست دارم بنویسم که آماده ام برای تغییر
امروز مسولیت انتخاب هامو بعهده می گیرم و آماده ام تا با انتخاب های درست ،عوضشون کنم .
امروز آماده ام برای تغییرات مثبت و برداشتن گام های کوچک .
من هر روز با آگاهی و آرامش متناسب تر میشم .🌸🌺🌷
استاد بی نهایت سپاسگزارم.
در پناه حق باشید .
سلام استاد
این فایل را بارها باید خواند تا اینکه تمام آگاهی این فایل در ذهن ما تثبیت شود و بدانیم که کدام را در ذهن داریم و آن باور اشتباه را اصلاح کنیم تا دلیلی که تاکنون متناسب نشدم را پیدا کنم
۱_مسئولیت رادست کسی ننداز
۲_خودتو بخاطرچاقی سرزنش نکن
۳_احساسات دستورغذا نمیدن
۴_تصمیم نگرفته ایی فقط داری فکرشومیکنی
۵_قربانی زندگی خودت نباش
۶_تصویرسازی ذهنی متناسبی که هنوزبدن نداره
۷_برنامه ریزی ذهن روعوض کن بدنت خودش عوض میشه
۸_ثبات درتصمیم قدرت خلق میکنه
۹_ذهن سالم تصمیم های سالم میگیره
من از این ۹ رمز شماره ۹ که ذهن سالم تصمیم های سالم میگیره را خیلی قبول دارم و می دانم که اگر ذهن من از باورهای اشتباه چاقی پاکسازی بشه صد درصد تصمیمات درستی را میگیره و من روز به روز متناسبتر می شوم
سوال ۲: آیا تصویرسازی ذهنی روزانه میتواند به من کمک کند که ذهنم به سمت بدن متناسب هدایت شود؟ تجربه ات رو بنویس حتی اگه قبلا برای چاقی این کار رو انجام دادی.
بله من هر بار که پرخوری میکردم و یا چیزهایی که باور داشتم برای چاقی مضر است را می خوردم در ذهنم چاقی بیشتر را تصویر سازی میکردم و دقیقا به راحتی و بدون سختی چاق تر می شدم چون فکر می کردم چاقی بیشتر یک امر عادی است و اگر الان تصویر متناسب سازی را در ذهن تقویت کنم به آن سمت می روم چون ذهن تصویر اصل را از بدل تشخیص نمیده و چقدر این موضوع به نفع ما است
سوال ۳: جملهای که میتوانی به عنوان تصمیم برای تغییر بنویسی و هر روز تکرار کنی، چیه؟ بنویسش و تکرارش کن.
من تصمیم قاطع خود را گرفته ام که فقط از همین مسیر متناسب شوم و هروز آن را تکرار می کنم و احساسم هم بسیار عالی و خوبه
۴: در مواقعی که احساس ناراحتی یا استرس میکنی، چگونه میتوانی از خوردن غذا برای آرامش یافتن اجتناب کنی
باید یاد بگیرم که به جای اینکه با غذا خوردنهای بی مورد آرامش بگیرم به کارهای دیگری مشغول شوم تا بعد از اینکه از آن کار فارغ شدم از نخوردن لذت ببرم
سوال ۵: آیا امروز مسئولیت انتخابهای گذشتهات را میپذیری و آماده یی که تغییرات مثبت را آغاز کنی؟
بله من با خواندن این متن و ۹ رمز اینکه چرا لاغر نشدم را دقیقا می پذیرم و متوجه شدم خودم با انتخابهای اشتباه این وزن و جسم را برای خودم به وجود آوردم و خداراشکر که در این مسیر درست قرار گرفته ام و هدایت شدم که با انتخابهای درست جسم خود را متناسب کنم و با احساس شادی زندگی کنم . خدایا شکرت که من را به این مسیر درست هدایت نمودی که بتوانم با بدنی سالم و متناسب زندگی کنم و با شادی از زندگی خود لذت ببرم و در این مسیر با خدا شناسی و خودشناسی اتفاقات بسیار خوبی را در تمام جنبه های زندگی تجربه کنم و خدا را سپاسگزاری کنم
من هرروز با خو د تکرار می کنم
من می خواهم احساس خوبی داشته باشم
من منتظر خبرهای عالی هستم
خدایا زندگی من را پراز شادی و ثروت کن
نشان های دریافت شده
لطفا این فایل روبارها وبا جان دل مطالعه کنید تادرذهن و وجودتان رخنه کند وبابی بشود درجهت تناسبی پایدار وهمیشگی بچه ها اینجا بودن را قدربدانید وشکرگزار باشید و استفاده کنید و لذت ببریید اینجا همدمتناسب شید هم اززندگیتان لذت ببریید وراه درست زیستن را بیاموزیید ممنون سوالات تمرینی:
۱_مسئولیت رادست کسی ننداز
۲_خودتو بخاطرچاقی سرزنش نکن
۳_احساسات دستورغذا نمیدن
۴_تصمیم نگرفته ایی فقط داری فکرشومیکنی
۵_قربانی زندگی خودت نباش
۶_تصویرسازی ذهنی متناسبی که هنوزبدن نداره
۷_برنامه ریزی ذهن روعوض کن بدنت خودش عوض میشه
۸_ثبات درتصمیم قدرت خلق میکنه
۹_ذهن سالم تصمیم های سالم میگیره
هر ۹ رمز ذهنی عالی بودند واقعا سختمه انتخاب کنم اما چون باید جواب بدم
(((((ثبات درتصمیم قدرت خلق میکنه :::!!!))))
ذهن بایدبفهمه که این تصمیم من دیگه شوخی نداره سفت وسخت وایساده شاید این جمله یکم سختگیرانه باشه وترسناک اما یا میمیرم یا متناسب وخوش هیکل و خوش فرم میشم بااندامی متناسب افکار ورفتاری کاملا متناسب افکارورفتاری نهادینه شده وپایدار وهمیشگی
باید حالیش کنی این توبمیری ازاون توبمیری ها نیست
عزیزم من تاته ته ته اش هستم وتا ته ته اش میرم
((((ذهن سالم تصمیم های سالم میگیره !!!!))))
چقدراین جمله چسبید چقدر درسته بایدحواسمون باشه اگرچه بایداعتراف کنم که کار سختیه و واقعا این روزها باچالشهای عجیب وغریب ووحشتناک که دارم واقعا سختمه دیدگاه نوشتن اما متعهدم به خودم ومسیرم و کمک به دوستان عزیزم و راستش حال دلم خوب میشه
بهر حال ذهنمون رو مجبوریم پالایش کنیم وسالم نگه دارییم باروشهایی که بلدیم واین راهکاری است اصولی برای تمام عمرمان
عمری را برای چاقی اینکار را ناخواسته کرده اییم ونتیجه گرفتیم
اما حالا میبایست یادبگیرییم که هرروز عامدانه وباتمرکز عادت کنیم که تصویرسازی ذهنی کنیم یا بهنگام شب واین عادت روزانه ما بشود بدنی خوش فرم وبدنی متناسب را انقدر تصور کنیم تاخلقش کنیم
من ازسوی خدا اینجا هدایت شدم ومن ایمان دارم
من ایمان دارم من ایمان دارم من ایمان دارم
خداروشکر این یک مورد را راحتم اصلا هیچی از گلوم پایین نمیره و اصلا میلی به غذا ندارم
اما امیدوارم که همیشه شادباشم و به اندازه بخورم
۱۰۰ درصد بلطف خدا واستاد عطار عزیز
با این متن درجه یک وبینظیرشان وبا این قلم پخته و ممتازشان که حالا پس از ده سال چنان عالی قلم میزنند که براستی لقب استاد برازنده اشان هست
خدایا شکر که من را دراین مسیر قراردادی
ممنونتم خدا
نشان های دریافت شده
باسلام و احترام و خسته نباشید
استاد من گام دومش که نباید به خاطر چاقی خودمو سرزنش کنم. ولی معذرت هم نخوام. این قسمت معذرت هم نخوام متوجه نمیشم. میشه لطف کنید و این مرحله رو برام توضیح بفرمایید سپاس گزارتون میشم
سلام و درود
منظور از اینکه “معذرت هم نخواه” اینه که:
🔹 خیلی وقتها وقتی ما از چاقیمون ناراحتیم، احساس میکنیم باید بابتش از بقیه خجالت بکشیم یا عذرخواهی کنیم.
مثلاً:
• وقتی وارد جمعی میشی، انگار یه حس شرمندگی با خودت داری.
• وقتی یکی بهت نگاه میکنه، فوری توی ذهنت میگی: «میدونه که چاقم»، یا حس میکنی قضاوتت میکنن.
• حتی ممکنه خودت با شوخی یا لحن ناراحت بگی: «میدونم چاقم، ببخشید دیگه…»
اینها همه شکلهای پنهانِ معذرتخواهیه.
نشان های دریافت شده
خیلی ممنونم که برام توضیح دادین سپاس گزارم
نشان های دریافت شده
به نام خدایی بخشنده ومهربان
سلام خدمت استاد عطارروشن وهمه دوستان هم مسیر
صبح بعداز نمازصبحمساعت ۴ خوردی کارم شروع کردم ویی تغییر جالب امروز که طی هفته گذشته به تکرار هام دادم جال بهتر به من داده و کل تمرینهای که انجام دادن اخرین کارم با صدای رسا و حالی خوب خواندن میثاقنامه بود این تغیبر چنان توذهنم محک وبا حس بود مهر تایید به هرتمربن زدم که من کل مسیر هر کاریی که تونطرم سابقم درست بود توبعضی بخشش کاملا اشتباه دیدم مسئولیت این اشتباه بدون ترس 😱 وبا شجاعت قبول کردم یعنی کل این فایل هر بخش به شکل عملی بخش بخش اول قبول وبا حس خوب سعی درترمیم کردن هستم پس فقط با همین حس حال کارم انجام میدم
من یاد گرفتم برای هرجیزی که فبلا وحالا دورتش بودم وهستن
اول درخواست بود که به خدایی خودم فرستادم همون لحظه رسید به خالقم بد زمان دادم کلی کار انجام دادم به بخش دریافت که ازسمت خدا برام فرستاده شد به همون درخواست رسیدم چه با حال بد حس بد که چاقی بود چه با حال خوب حس خوب که لاغری هست
وفتی توجه ونگاه تغیبر کنه شرایط دریافت از درخواست هم ارام ارام ایجاد شده ومرحله دریافت شروع شده با ادامه دادن این دریافت که اویل کم هست وبیشتر تو بخش احساس دور میزنه در اثر تکرار با حال خوب به مراحل بالاتر رفته با توجه خوب بهش ودرک این تغیبرات کوچک کوچک وبراش ارزش قرار دادن کم کم جلوه کرده وتو جسم تغیبرات واضحتر بیشتر میشه مراحل کار برای هرفرد بسته به خود اون فرد میشه کتاب زندکی تازه برای هرفرد
هفته خوبی شروع کردم ازصبجش که این همه تجسم عالی برام با تمرینهای دوره پیش رفته ساخت سه تجسم با حس واقعی برام ساخت شد حالت مختلف که حسش برام حالب بود تمرنهای خودم با حال خوب تمام کردم و حالا دریافت یی کتاب برای مطالعه چی از این بهتر هست که حسم هی درحال بهتر شدن هست چون من یقین دارمانتخاب تغییر مسیرم واقعی هست تواهم نیست برای من واقعیت زندگیم رقم میزنه منحالا انتخاب کردم که از مسیر زندگیم ازچاقی به لاغری تغیبر بدم
کل جنبه های زندگبمرو تو بخش ترمیم قراردادم به شکر خدایی عزیزم اول شخصیت چاقی خودمخط زدم وحال دارم شخصیت لاغری اول برای خودم ساختم باهش دوستی بهتری بر قرار میکنم و رویی خودم توهم دوره کار کردم میزان اطلاعاتی که تو این مدت دریافت کردم به قدری زباد هست که ذهنم برای تحلیل و درک درست این همه آگاهی به زمان ورفتار وعمل کرد من نیاز داره که جواب میده روز گذشته دوره پیش رفته شروع کردم برای بار چهارم و با یاد داشت برداری متوجه فراوانی اطلاعات کارساز شدم بار اول ازش خیلی یاد گیری داشتم ولی این بار تمام شدن دوره اصلاح پرخوری واشتها و تکرارش برای باره سوم خواندنی دید گاه تو همین فایل که مربط به فبل این دوره بودم تفاوت ایحاد شده برام کاملا واضح شد وجه خوب تفاوت ۸ ماه قبلم با امروزم خیلی خوب هست پس من با دیدن و نوشتن و رفتار کردن و عمل کردن یاد گرفتن تکرار کردن یاداشت برداری همسو شدن بهتری و بیشتری با خدایی عزیزم ایحاد کرد توسمت خالق بی حد هست این همسو تو بخش من کم کم رنگش عوض شد و با برکشت به سمت خدا این همسویی حالتش کلا تغییر کرد وبرام جلوه بهتری از وحودم زندگیم لایقت ارزشمندی و حال خوب ساخت
همه وهمه در بدو تولد هدیه شده ازخدا تو وجود هر انسان به شکل خوبش هست طبیعت وجودی همه این هدیه داره ولی اشکال از زمانی شروع میشه تومحیط اموزش های اشتباه قرار گرفتم و اشتباه بزرگتر اینکه فبول کردم که درست ترین آموزش بود وبا ادامه دادن رفتار وعمل کردن بهش از بخش اصلی دیگه استفاده نکرد ذهن من و از داهای من استفاده کرد حالا هم داره همون کار میکنه ولی توجهت درست بهبود ترمیم درست خدای بی نهایت ازت تشکر و سپاس گزارم هستم که کمک شامل حال شد برای مسیرم هدایت وحمایت که توزمانه های تومسیرم حال خوب نبود حسم تو لرزش بود باره اشک تاسف خوردن حسرت کشیدم حالم بد بود هومون زمان دستم گرفتی به من انگیزه دادی و گفتی صالحه صالحه ادامه بده نا امید نشون من هستم ومن با یقین بیشتر بازم دستم گذاشتم روی همین زانوم بلند شدم بازم ادامه دادم وخواهم داد
با ادامه دادن خوب وکامل نه ناقص من لاغری رو راحتی به اجبار خواهم داشت یعنی نشدنی ترین کار زندگی حالا تو دید من حتی اگه خدایی نکرده زمانی بهش هواسم نباشه نخواهم اجباری برای من خواهد شد پس لاغری من ختمی هست اون با حالی که هیچ فرد متناسب امکان نداره ارزش تناسب خودش به اندازه من جالا و وفتی تناسب کامل و لاغری دریافت کنم بدونه امید که همیشه قدردان باشم امین
خدا پشت پناه تون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام برخداوند جهان کستر ودوست داشتنی. خودم
سلام بر استاد وهمه دوستان
من کلی باوره اشتباه درذهن دارمکه با استفادازاون وقبول اول خودم رو دچارمشکل اضافه وزن کردم باره هی رژیم گرفتم کمی وزنمرو کمکردم وخسته شدم رها کردم و برگشت خیلی بیشتری از وزن کم شدم رو به خودم دادم صاحب شدم پس تون زمانی که مندرژیم یا ورزش کردم که لاغر شمفقط فقط فقط روی جسم فشارمیاوردم که وزن کم کنم ولی هیچ کاری روی ذهن که مملو از فرمولها چاقی خودم نکردم در برکشت چاقیی من طبق آلکوی که توذهنم داشتم واون کسترش دادم چاقی
بیشتری رو دریافت میکردم ازوفتی وارد سایت تناسب
فکری شدم دریافت که کل مسیرهای که رفتم همشون بی نتیجه بوده شروع به یافتن باورهای خودم شدم یا احساس کردم این باورها چندتاهست وفتی پیداش کنم کار راحت میشه ولی. نه. به این شکل نبود درمسیر که دارم ادامه میدم وفتی احساسم رو درسطح خوب وعالی نگه دارم حواسم به وردهای خودم باشه روی. خودم. کاره کنم اون زمان باورهای حدید رو پیدا میکنم وبرای برطرف کردن یاکم رنک کردنش سعی. خودم رو میزارم درنتیجه آرام ارام. وزنم هم کم میشه متوجه شدم وفتی احساسم به شکل خوب نیست حواسم به فرزندانم ومشکلات اونها میشه احساسم دچارمشکل میشه از عالی به خوب تبدیل میشه اون زمان هرچه سعی کنم هیچ بتیحه رو دریافت نمیکنم یی درجا زدن بیش نیست زمانی که از دیدن خواندن مطالب مشکل داره یا اخبار که همش توحال. وهوایی استرس می جرخه هرچه هم توجه نداشته باشم ذهنم اون دریافت میکنه وهی در پی تحلیل وبررسی پیش میری ودرنتیجه از موضح اصلی زندگیمکه تناسب هست دور میشم من باید در همه زمان وهمه مکان حواسم به برخورد خودم وشریط اطرافم باشه که موفق به تناسب اندام برسم چون تواین مسیر این مسولیت متوجه خودم هست خودم این مشکل رو درست کردماز گفته دیگران باوره ساختتماون باورهای رو فرمول تبدیل کردم تو ذهنم ازش استفاد کردم به تصویر ذهنی والکویی ذهنی تبدیل کردم ارزش یی نقشه برای چاقتر شدن درست کردم هرزمان خودم رو تو موقعیت چاقتری اول توذهنمدیدموپیوسته اون ذهنم خواستمرو که من انتظار نداشتمکه چاقی باشه برام درست کرد چون ذهنم او توچه وتمرکز رو برامدرست کرده برای ذهن اصل البدل فرقینداره اون فقط توجه ومرکز رو رو
درحال حاضر که کل مسیرم رو به شکر خدا عوض کرم نگاهم ازافراد چاق یه افرد متناسب تغییر پیدا گرده دریافت من میگه که من دوست دارم طبق اون توجه وتمرکز باشم. حالا از چاقی به تناسب متناسب تغییر کرده ذهنم اون توجه ومرکز من رو به من میده واون لاغر شدن خودم هست چه برنامه رو درپیش دارم که تا این زمان فکرمیکنم من. هیچ نقشی درموفق شدنم ندارم ولی درصورتی که اون به هم کم شدن وزنم هست وجوداوردنوه این همه مشکل خودم آره خودم خودم بودم که همه توجه تمرکزم روی افرای با اضافه وزن بود که خدای نکر ده من مثل اونها به این شدت جاقن نشم ولی غافل ازاینکه ذهنم طبق توجه تمرکزم من رو به همن سمتی که اصلا دوستش نداشتم راهنمایی میکردو من هی چاق وچاقتر میشدم وتازه خودم داشتم تلاش میکردم که چاق نشم وچه اشتباه بزرگی رو به خودم هدیه میدادم و دریافت که این همه جز مشکلات درسر وراه من به وجود خودم هیچ آره هیچ سودی برای من که نداشت لاغر که نشدم تازه اضافه هم کردم اگه ۱۰ کلیو رو تو۳ ماه کم کردم برکشت اون وزن کم شده تودوماه شاید ۱۳ یا۱۵ کیلو شد تازه هم احساس خراب شد ترسب هم بهش اضافه شد دجار نگرانی واسترس وترس شدم وهمه وهمه شد کلی مشکل به مشکل اول ااضافه شد
درحال حاضر که تومسیرهستم حالمخوبه چقدر شادی دورن دارماسترس که به شکرخدا خیلی کم شده ازکلی ترس خلاص شدم اشتیاق وعلاقه به زندگی پیدا کردم وحالم احساسم که عالی هست باورهایی زیادی رو پیدا گردمدرنتیجه دارم وزن هم. ازدست میدم وچه چیزی زیباتر ازاین برای من که طی این ۵۷ سال داشتم دنبال همین روش توکلومسیرهای اشنباه که من توش گول خوردم چرخ میزدم وتازه من مسیر واقعی زندگیمرو به کمک خداوند واسطه شدن حضزت زهر ( ص)پیدا کردم ودارم هی به کشیفیات باورهایی بیشتری میرسم ودر نتیجه کمک به خودم میکنم که باشم تابه هدفم برسم
خدا پشت. وپنا. همون. یا حق. حق. نگه. دار تون
نشان های دریافت شده
سلام🙂
در آموزشهای لاغری با ذهن ابتدا یاد میگیریم که مسیولیت چاقی مون رو بپذیریم و اونو گردن ژنتیک ،داروها و بی تحرکی و غذاها …نندازیم
وقتی مسئولیت رو بپذیریم پس خودمون هم برای رفعش اقدام میکنیم و خود این پذیرش این توانایی تغییر رو هم به ما میده وما دیگه قربانی شرایط نیستیم 👌
دوم یاد میگیریم خودمون جسممون و شرایطی که چاقی برامون بوجودآورده مثل بیماریها یا کم شدن اعتماد به نفس و…رو بپذیریم و با اون در صلح باشیم و به خاطر چاقی متاسف نباشیم و خودمون رو سرزنش نکنیم این جسم ما تحت فرمانهای مغز مون که اونم به خاطر تصاویر ذهن هست به این فرم و شکل در اومده یعنی توانایی گسترش رو داره و با این وجود تمام فعالیتهای روزانه ما هم داره انجام میده پس اتفاقا باید ازش ممنون باشیم که با وجود این همه بار اضافه باز هم به عالیترین شکل داره رفتار میکنه و ما در سلامت نسبی هستیم ازش عذز خواهی کنیم و دوسش داشته باشیم که انرژی این دوست داشتن به خودمون برمیگرده👌👌
بعد بیایم تصمیم بگیریم تا این آموزشها رو دنبال کنیم و از اونا در زندگی روزانه مون بهره ببریم که وقتی آموزشی به عمل تبدیل بشه ذهن زودتر اونو میپذیره و همراه میشه👌
وقتی آموزش جدید رو به ذهن میدیم و تکرار میکنیم تصاویر ذهنی ما از ما تغییر میکنه و دیگه تصویر چاقتر از ما وجود نداره و اتفاقا تصویر متناسب تری از خودمون در ذهن تشکیل میشه همینه که ما با وجودیکه هنوز جسمی تغییر نکردیم احساس بهتری داریم و حتی احساس سبکی داریم 🙂👌
هر چه آموزش های جدید رو بیشتر دنبال کنیم و سعی کنیم اونا رو بهتر درک کنیم سیم کشی مغز ما زودتر تغییر میکنه و این یعنی مغز جدید و متناسب و در نهایت جسم هم طبق سرعت خودش اروم اروم زیبا و متناسب میشه
به قول یکی از اساتید این تغییرات کوچیک رو دست کم نگیرید تمام اینا قطره قطره جمع میشن و تغییرات بزرگ رو بوجود میارن .همین امروز فقط یه تغییر کوچیک انجام بدین همین امروز یه آموزش جدید یاد بگیریم همین امروز متفاوت تر رفتار کنیم فقط همین امروز اونوقت میبینیم که زندگیمون با چند سال قبلمون هیچ ربطی دیگه به هم ندارن👌🙂
نکته مهم در این مسیر تعهده👌👌
متعهد بودن به همین قدم های کوچیک
متعهد بودن به همین تغییرات کوچیک
متعهد بودن به یادگیری مطلب امروز
متعهد بودن به گذاشتن وقت برای کار کردن روی خودت
متعهد بودن برای پذیرش خودت جسمت و شرایطت
متعهد بودن به آگاه بودن به افکار
متعهد بودن به دوست داشتن خودت
متعهد بودن به ادامه دادن
متعهد بودن مهمترین ابزار ما است برای رسیدن به هدف
به قول استاد شما در مسیر غلط هم متعهد باشی بالاخره نتیجه میگیری👌👌
تمام این کارها مثل تمرینی هست برای ذهن
مثل دمبل زدن هست برای مغز
تا کم کم ماهیچه هایم بازوی افکار مثبت از افکار منفی قویتر بشه
ما نمیخوایم افکار منفی رو حذف کنیم نه ما ترکیبی از افکار مثبت و منفی هستیم لازم نیست با افکار متفی بجنگیم فقط افکار مثبت رو بیشتر توجه میکنیم همین نسبت ۴۹ به ۵۱ هم که بشه ما موفق بودیم🙂
پس با حال خوب و با ارامش ادامه بدیم که برآیند اینا بسیار باشکوهه🤗🤗😍😍
نشان های دریافت شده
سلام.
من مسئولیت چاقی خودم را برعهده میگیرم.
من مسئولیت احساس ، افکار، رفتار و عادات چاقی خود را برعهده میگیرم .
من شکست های خود را می پذیرم و برای بهبود آنها تلاش میکنم .
من کاهش وزن از طریق ذهن را انتخاب کردم و با اشتیاق دنبال میکنم .
من مسئولیت زندگی خودم را به عهده میگیرم . این من هستم که خودم را چاق یا لاغر میکنم .
من در پی متناسب شدن هستم.
من تصویر متناسب خودم را در ذهن می آورم و از آن لذت میبرم.
تصمیمات من در زندگی بر اساس کاهش وزن است .
اگر غدا خوردن حس بد در من ایجاد کند از خوردن اجتناب میکنم و اگر حسم را خوب میکند آن را میخورم .
من برنامه ریزی ذهن خودم را تغییر داده ام . برنامه ریزی ذهن من در جهت متناسب شدن است.
من ذهنم را برای لاغرتر شدن آماده کرده ام .
مسیر حرکت ذهن من رو به لاغر شدن و لاغر ماندن است.
من بر تصمیم خود برای متناسب شدن ثابت قدم هستم.
من در نگرش مثبت به خودم برای متناسب شدن استمرار دارم. نگرش من به خودم مثبت است .
ذهن خودم را تمرین میدهم تا به بهترین نحو فکر کند .
من افکار سالم و مثبت را جایگزین افکار ناسالم و مخرب میکنم.
تمرکز من بر جایگزین کردن افکار مثبت است.
در مطالب این صفحه من تمام باورهای استنباط شده از متن را جایگزین کرده ام . فقط یک باور را هنوز نمیدانم با آن چه کنم .
من روشهای مقابله با احساسات را نمیدانم . استاد الان هروقتی هم که از مسیر تناسب خارج شده ام به خاطر غلبه ی احساسات بوده و در نتیجه تمرکز من از روی تناسب میرود . استاد یه فایل کوچولوی یک دقیقه ای در کانالتون برای این موضوع میگذارید . نمیدونم با این مشکل باید چیکار کنم ؟ خیلی راهکارها رو هم امتحان کردم اما حسم راضی نمیشه و نمیتونه در موقع عصبانیت ناراحتی هیجان غذا خوردن رو در مسیر تناسب نگه داره یعنی در این زمانها ذهن من باز به استفاده از عادات چاقی برای آرام کردن خود استفاده میکند و هنوز در آن لحظات هیچ چیز نمیتواند بهتر از غذاخوردن آرامم کند . گرچه بعد از چند ساعتی دوباره به مسیر برمیگردم اما هنوز برای این مشکل راه حلی پیدا نکرده ام و راه حلهایی که به ذهنم می آید قابل اجرا در دفعه ی بعد نیستند.