خیلیها که اضافه وزن دارن، یه دلیل تکراری رو دائم تکرار میکنن: پرخوری عصبی. 😖🍰
میگن: “وقتی زندگی فشار میاره، اعصابم خرد میشه، ناخودآگاه دستم میره سمت یخچال!” 🧠➡️🧊
انگار غذا براشون شده یه پناهگاه موقت… 🛑🍫
جایی برای فرار از اون احساسات سنگینی که نمیدونن چطوری باید باهاش کنار بیان یا رهاش کنن… 😞💭
🎯 نقش اعصاب در چاقی چیست؟
هر موضوعی وقتی از نظر علمی یا منطقی معتبر شمرده میشود که نتیجهی آن برای همه انسانها یکسان باشد.

مثلاً نیروی جاذبه زمین را در نظر بگیرید. فرقی نمیکند شما در ایران باشید یا آمریکا 🌍؛ اگر چیزی را از دستتان رها کنید، بدون شک به سمت زمین سقوط خواهد کرد.
یا تصور کنید سوزنی به انگشتتان برخورد کند.
فرقی نمیکند زن باشید یا مرد، سیاهپوست یا سفیدپوست، چاق یا لاغر؛ در هر صورت واکنش طبیعی بدن، ایجاد احساس درد است. 😖🩹
اینجاست که یک قاعدهی مهم شکل میگیرد:
“اگر یک باور یا ادعا درباره شرایط ما صحیح باشد، باید برای همه انسانها در همان وضعیت، نتیجهی مشابهی ایجاد کند.”
حالا بیاییم به موضوع پرخوری عصبی نگاه کنیم.
اگر باور داریم که «عصبی بودن» باعث پرخوری و چاقی ما شده، باید این قاعده را هم بپذیریم که هر کسی که عصبی میشود، دچار پرخوری عصبی و در نتیجه چاقی میشود. 🤔
اما با یک نگاه ساده به اطرافمان میبینیم که اینطور نیست.
خیلی از دوستان، فامیلها یا همکاران ما در شرایط استرسزا عصبانی یا مضطرب میشوند، اما همچنان متناسب میمانند. بعضیها ممکن است دچار استرسهای شدید شوند، اما نه به سمت پرخوری کشیده میشوند، نه چاق میشوند. ✨
پس سوال بزرگ اینجاست:
چرا بعضیها عصبی میشوند ولی پرخوری نمیکنند؟
و چرا بعضی دیگر وقتی عصبی میشوند، مستقیم سراغ یخچال میروند؟
🔎 تحقیقات علمی درباره پرخوری عصبی چه میگویند؟
طبق مقاله منتشر شده در انجمن ملی پرخوری (NEDA)، پرخوری عصبی بیشتر زمانی رخ میدهد که فرد راهکار سالمی برای مدیریت هیجانات خود نداشته باشد.
به عبارت دیگر، همه در شرایط استرسزا قرار میگیرند، اما آنهایی که به پرخوری عصبی مبتلا میشوند، غذا را به عنوان راه فرار انتخاب کردهاند. 🍕🍫

تاثیر اعصاب بر افراد لاغر
🤔 چرا بعضی افراد متناسب حتی وقتی عصبی میشوند، پرخوری نمیکنند؟
بیایید با یک سوال ساده شروع کنیم:
آیا عصبی شدن، به طور مستقیم دکمهی پرخوری را در بدن انسان فشار میدهد؟
جواب کوتاه این است: نه!
🔵 همهی انسانها استرس و فشار روانی را تجربه میکنند، اما واکنش هر فرد به این احساسات، محصول یادگیریهای قبلی اوست.
کسی که در کودکی یاد گرفته با ناراحتی سراغ غذا برود 🍩🍔، احتمال بیشتری دارد که در بزرگسالی هم هنگام عصبی شدن، با پرخوری عصبی واکنش نشان دهد.
در حالی که فرد دیگری ممکن است آموخته باشد که احساساتش را از راههای دیگری مثل پیادهروی 🚶🏻♀️، گفتوگو، یا حتی نوشتن تخلیه کند.
👶🏻 شاید این ترفند رایج در بسیاری از خانوادهها که برای آرام کردن بهانهگیریها یا گریههای کودک، به او هلههوله میدهند 🍭 یا وعدهی خرید خوراکیهای خوشمزه میدهند، در ظاهر کار ساده و بیضرری باشد…
اما همین رفتار به ظاهر کوچک، میتواند تاثیر مستقیم و عمیقی بر شکلگیری باورها و عادتهای ذهنی کودک بگذارد.
📚 کودک به تدریج یاد میگیرد که:
“هر وقت ناراحت بودم، باید چیزی بخورم تا حالم بهتر شود.”
این الگو اگر بارها و بارها تکرار شود، به یک مسیر عصبی پایدار در مغز کودک تبدیل میشود.
نتیجه؟
سالها بعد، همان کودک بزرگسال ممکن است هنوز هم در واکنش به احساساتی مثل عصبانیت، غم یا استرس، ناخودآگاه سراغ غذا خوردن برود — حتی اگر سیر باشد! 🍔😣
🔵 به همین دلیل است که خیلی از ما، بدون اینکه آگاه باشیم، هنگام ناراحتی دلمان شکلات، بستنی یا فستفود میخواهد — نه به خاطر گرسنگی واقعی، بلکه چون مغزمان از کودکی اینطور شرطی شده است.
📚 طبق پژوهشی در Journal of Eating Disorders، افراد مبتلا به پرخوری عصبی معمولاً یک الگوی ذهنی دارند که احساسات منفی را به غذا خوردن گره زده است. یعنی مغزشان به آنها یاد داده: “وقتی ناراحتی، غذا بخور تا آروم بشی.”
در حالی که این تسکین، کوتاهمدت است و در درازمدت احساس گناه، نارضایتی از بدن، و حتی تشدید اضطراب را به دنبال دارد.
🌟 وقتشه پرخوری عصبی رو بذاری کنار!
دیگه وقتشه که با اشتهای بیموقع و پرخوریهای بیدلیل خداحافظی کنی! دورهی ویژهی «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» کمکت میکنه کنترل غذا خوردنت رو با قدرت ذهن به دست بگیری و آرومآروم به تناسبی که همیشه آرزوش رو داشتی برسی. 🧡🌿
با آموزشهای این دوره، بدون رژیم گرفتن، بدون استرس، و فقط با تغییرات سادهی ذهنی، راه رهایی رو یاد میگیری. 🌸

نقش باورها در پرخوری عصبی
بعضی وقتها باورها میتوانند راههای جدیدی را برای تغییرات بزرگ باز کنند و گاهی هم… مثل یک زنجیر به دستتان بسته میشوند.
باور «من پرخوری عصبی دارم» یکی از این باورهاست که میتواند مثل یک مانع بزرگ، جلوی شما را بگیرد و نه تنها از لاغر شدن شما جلوگیری کند، بلکه ممکن است حتی باعث چاقتر شدن شما شود. 😔
چرا من چاق شدم؟ 🤔
شاید این سوال همیشه توی ذهنتان چرخیده باشد. حقیقتش این است که بیشتر از هر چیز، عادتها هستند که تعیین میکنند چطور به سمت چاقی پیش میروید.
هر فردی که به طور منظم در زندگیاش عادات خاصی دارد، در مسیر خاصی از زندگی خود قرار میگیرد. به زبان ساده، این عادات، چه خوب و چه بد، میتوانند شکلدهنده وضعیت بدنی شما باشند.
پرخوری عصبی؛ یک عادت، نه اختلال 🍫
پرخوری عصبی را خیلیها به عنوان یک اختلال جدی میبینند، اما باید بگوییم که در حقیقت، این یک عادت است که وقتی عصبانی میشوید یا تحت استرس قرار میگیرید، به طور ناخودآگاه به سراغ غذا میروید.
یعنی این چیزی نیست که از درون بدنتان بخواهد شما را به پرخوری سوق دهد، بلکه رفتاری است که در شرایط خاص، تکرار شده و تبدیل به یک عادت میشود.
مثلاً تصور کنید که وقتی تلویزیون تماشا میکنید، همیشه به سراغ تخمه یا تنقلات میروید.
خب، این شما را در دسته “پرخوری تلویزیونی” قرار نمیدهد، بلکه فقط نشاندهنده یک عادت است که به خاطر لذت بیشتر از تماشای برنامه تلویزیونیتان ایجاد شده است.
عادتها، نه اختلالها 🧠
هر رفتاری که از ما سر میزند، یک نتیجه از عاداتی است که در طول زمان شکل گرفتهاند.
وقتی که مغز یک رفتار را تکرار میکند و آن رفتار به نوعی برای ما لذت یا آرامش به همراه دارد، به مرور زمان تبدیل به یک مسیر عصبی ثابت میشود.
در واقع، پرخوری عصبی هم به همین شکل، به عادت تبدیل شده و از آنجا که مغز همیشه از «لذت» خوشش میآید، این عادتها ممکن است گاهی از کنترل خارج شوند.
چطور میتوانیم عادتها را تغییر دهیم؟ 🔄
از آنجایی که این رفتارها عادت هستند و نه اختلالهای غیرقابل تغییر، میتوانیم با آگاهی و تمرین، آنها را از نو بسازیم.
به یاد داشته باشید که هیچ چیزی در بدن ما ثابت و غیرقابل تغییر نیست؛ حتی عادتی که شاید سالهاست با شما همراه بوده و از دوران کودکی شکل گرفته است. ✨
در دورهی آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز یاد میگیرید چطور عادتهایی را که فکر میکنید عامل اصلی چاقی و پرخوری شما هستند، بهدرستی شناسایی و بازنویسی کنید.
با شرکت در این دوره، نهتنها متوجه میشوید چرا برخی رفتارها همیشه شما را به سمت غذا هل میدهند، بلکه راهکارهای عملی برای اصلاح این عادتها و ساختن الگوهای تازه به دست میآورید.
✨ یادتان باشد: شما اسیر عادتها نیستید؛ بلکه میتوانید استاد و خالق عادتهای تازهای باشید که شما را به سمت اندامی متناسب و زندگی سالم هدایت میکنند.
🔑 همین امروز تصمیم بگیرید عادتهایی که سالها مانع شما شدهاند را تغییر دهید و با آگاهی، آیندهی تازهای برای خودتان بسازید.🌱 و بدانید که با هر انتخاب جدید، یک گام به سمت لاغری و سلامت واقعی نزدیکتر میشوید.
✨ تمرین طلایی برای تغییر پرخوری عصبی ✨
دوست خوبم 👋🏻
اگر دوست داری یک قدم واقعی و ماندگار برای درمان پرخوری عصبی برداری، این تمرین مثل یک پل نجاته! ⛅️
با نوشتن جوابها، ذهنت رو شفافتر و انگیزهات رو قویتر میکنی. قول میدهم که حس فوقالعادهای بعدش خواهی داشت! 💖
🌱 مرحله اول:
با دقت و به صورت شرح انشایی به سوالات زیر پاسخ بده:
- 🍽 به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
- 😞 پرخوری چه احساسی در شما ایجاد میکند؟
- 🔗 چه ارتباطی بین پرخوری کردن و چاقتر شدن یا لاغر نشدن میبینید؟
- 📏 از نظر شما تا چه حد خوردن، پرخوری محسوب نمیشود و بعد از آن پرخوری به حساب میآید؟
- 🧠 به نظر شما برای اندازهگیری میزان غذایی که باید بخوریم، باید چگونه عمل کنیم؟
✍️ پاسخهای خودت رو در بخش نظرات همین جلسه با عشق ثبت کن!
🌟 مرحله دوم:
حالا وقتشه که دیدگاه خودت رو درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق با ما به اشتراک بذاری! 🍏🍔
- 🔍 انواع روشهای غذا خوردن افراد چاق را نام ببر.
- 📝 برای هر روش توضیح بده که آیا این رفتار در تو وجود داره یا نه، و اگه هست، یک مثال واقعی از زندگی خودت بیار.
یادت باشه دوست خوبم 🌈، همین لحظه که در حال فکر کردن، نوشتن و آگاهتر شدن هستی، قویترین قدم رو برای تغییر مسیر پرخوری عصبی و ساختن یک زندگی جدید برمیداری. 💪🏻💖
منتظر خوندن نوشتههای ارزشمندت هستم! 🌸✨
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضاعطارروشن
امتیاز 3.96 از 234 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


درود و صد احترام به دوستان همراه
مولانا میگه : تو با درون خودت صلح کن ، جنگ در جهان پایان می پذیرد.
در طول تمام سال هایی، که از نگاه خودم داشتم برای لاغری تلاش می کردم در واقع بی رحمانه جسمم رو که هییییچ نقشی در چاقی من نداشته و فقط آیینه تمام نمای ذهنم بوده رو مورد تهاجم قرار می دادم . جسمی که رنج چاقی رو به دوش کشیده اما همیشه و همه جا تمام تلاشش رو کرده که برای من بهترین باشه و من چقدر نسبت به این جسم، نسبت به خودم ، نسبت به نماد وجودی خودم، نامهربان بودم 😔😔 😢😢
وقتی که استاد گفتن شما با تمام کارهایی که در طول این سال ها انجام دادید فقط داشتید به نوعی از چاقی فرار می کردید ، در حالی که ریشه چاقی در ذهن شماست یک تصویر واضح از خودم در ذهنم ترسیم شد ، فردی با جسمی متناسب که وزنه ای بسیار سنگین و نا متقارن به نام چاقی رو به سختی دنبال خودش می کشه و رشته ارتباطی این وزنه سنگین به این جسم متناسب رشته هایی هست که از سرم بیرون اومده و به این وزنه وصله و هر کدوم از این رشته ها که ضخامت های متفاوتی دارند نشان دهنده فرمول های ذهنی و درصد باور من به اون باورها ست!
چقدر دلم میخواست که نقاشی بلد بودم و این تصویر رو نقاشی میکردم و چقدر خوشحالم و آرامش دارم که در این مسیر نورانی قرار گرفتم .
وقتی استاد در ارتباط با تفاوت دیدگاه یک فرد متناسب با یک فرد چاق صحبت می کردن یه نگاهی به گذشته خودم انداختم . کاملا حق با شماست استاد .
برای یک فرد متناسب سیری برابر است با بر طرف شدن نیاز بدن اما در نظر یک فرد چاق سیری مساوی است با خفگی ، البته خوشبختانه من مدت هاست که سعی کردم در حد خفگی غذا نخورم و حد تعادل رو رعایت کنم اما دیدم افرادی رو که از شدت غذا خوردن عرق بر پیشانی شون نشسته و از شدت خوردن به سختی نفس میکشند و این واقعا غم انگیزه 😔
من سال هاست که قند و شکر مصرف نمی کنم ، یک سری عادت های اشتباه رو در خصوص خوردن تنقلات و هله و هوله ترک کردم و سعی کردم به اندازه غذا بخورم اما همیشه برام سوال بود که چرا وزن کم نمی کنم .
بعد از شش روز گوش دادن فایل بسیار ارزشمند پر خوری عصبی و با آموزش استاد عزیز دارم تمرین می کنم که دو نفر باشم یکی آزاده ای که همچنان در حال تلاش برای رسیدن به تناسب اندامه و دیگری آزاده ای که ناظر بر اعمال آزاده ی اوله . این یعنی آگاه بودن به هر آنچه انجام میدم بدون اینکه خودم رو محدود کنم یا خودم رو سرزنش کنم ! می دونید نتیجه این کار برای من فوق العاده است چون دقیقاً آنچه رو که گفته شد به وضوح در خودم مشاهده کردم . اینکه یک فرد دارای اضافه وزن وقتی گرسنه میشه نمی تونه خودش رو کنترل کنه و هرچی دم دستش باشه میخوره . اینکه یه فرد دارای اضافه وزن برخلاف یک فرد متناسب علاوه بر دهانش از چند طریق دیگه هم غذا میخوره .
وقتی خوراکی یا غذایی رو میبینه حتی اگر گرسنه نباشه، فرمان از طریق چشم به مغز ارسال میشه و غذا میخوره ! وقتی بوی غذا به مشامش میرسه بازم حتی اگر گرسنه نباشه فرمان از طریق حس بویایی به مغز ارسال میشه و اقدام به خوردن غذا می کنه !
یا اگر کسی از غذایی یا رستورانی تعریف کنه تا نره و از اون رستوران غذا نخره و نخوره به آرامش نمیرسه و چه تعجب آور که حتی لمس کردن هم برای فرد چاق می تونه عاملی برای تحریک و استارت غذا خوردن باشه حتی در اوج سیری!
اگر بخوام با خودم صادق باشم من علاوه بر دهان از دو راه دیدن و بوییدن هم به شدت برای خوردن غذا تحریک میشم و مهمترین دلیل ریزه خواری های من همین مورد هست. همچنین دلیل اینکه شام میخورم حتی اگر گرسنه نباشم هم به همین دلیله .
البته اتفاق خیلی خوبی که طی این چند روز افتاده اول اینه که من به این موارد آگاه شدم ، البته باید بگم قبلاً هم به این رفتارها آگاه بودم اما این آگاهی جدید با قبل یک فرق اساسی داره ، در گذشته من تمام تلاشم رو میکردم که نسبت به این آگاهی ها بی تفاوت باشم چون دونستن این موارد خیلی احساس بدی بهم میداد اما در حال حاضر احساسی کاملا متفاوت نسبت به این آگاهی و خودم دارم . حس خوبی دارم ، آرامش دارم و همین احساس خوب باعث شده که اگر ریزه خواری کردم و غذا هم خوردم اما میزان غذام متناسب تر از قبل باشه چون من ناظر ، در این مدت اصلا من رو قضاوت و سرزنش نکرده و هیچ فشاری به من نیاورده . چون من ناظر می دونه که آزاده ی جویای تناسب اندام یک نو آموزه و نیاز به زمان داره برای یادگیری . چون من ناظر می دونه که باید راهنمای این آزاده باشه و باهاش صبوری کنه . چون من ناظر بسیار بسیار بسیار زیاد با آزاده ی نو آموز مهربانه . چون من ناظر خودش درد کشیده است و درد کشیده طبیبه ! چون من ناظر مثل سیمرغ از خاکستر وجود خود من زاده شده … 🥲 چون من ناظر خدای درون منه که سال ها منو صدا کرده اما صداهای درون مغزم اونقدر بلند بوده که خیلی وقت ها صداش رو نشنیدم اما این من ناظر مهربانانه وقتی خواسته ای از عمق جان داشتم در کوته زمانی برام فراهم کرده و بی نهایت خوشحالم که الان اینجاست! در من ، در کنار من و همگام و همراه با من!
خدای مهربانم سپاس که منو در مسیر این تجربه دلنشین و نورانی قرار دادی و به جرات می تونم بگم که بهترین تجربه عمرم رو دارم با این روش هر لحظه حس می کنم و به دست میارم.
امیدوارم که این دل نوشته بر دل خوانندگان بنشیند و تا اعماق جان و ذهن شأن نفوذ کند، چون از اعماق وجودم نشات گرفته است.
استاد عزیز ، ره جویان تناسب فکری در نور و آرامش جاری باشید . آمین 😌
با سلام
به نظر شما پرخوری کردن چیست؟
بنظرم بیشتر ازندازه نیاز یا وقتی دیگه احساس گرسنگی نداریم اما بازم میخوریم پرخوری هست
پرخوری کردن چه احساسی در شما ایجاد می کند؟
اولا حس بی اعتمادی به خودم که نتونستم جلوخودم و بگیرم ،بعد به بدنم آسیب رسوندم ،هیکلم و خراب کردم ،حالا سنگین شدم ،به شکممفشار اومد ،معدم بزرگ شد ،نمیتونم لباس هایی که دوست دارم بپوشم رنگ روشن نمیتونم
به نظر شما بین پرخوری کردن و چاق تر شدن یا لاغر نشدن چه ارتباطی وجود دارد؟
حس میکنم چون پرخوری کردم چاق تر و چاق تر شدم و شکمم گنده تر شدو هیکلم خراب شد
بخاطر همینم چاق میشم
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری به حساب می آید؟
تا حدی که احساس گرسنگی نکنی و سیر باشی
واگر بیشتر از این بخوری پرخوری میشه یا وقتی سیری اما خوراکی مورد علاقته و میخوری پرخوری میشه
به عقیده شما برای اندازه گیری میزان غذایی که باید بخوریم به چه طریق باید عمل کنیم؟
باید در حدی که گرسنه نباشیم دست از غذا خوردن برداریم و وقتی سیریم چیزی نخوریم حتی اگه مورد علاقمون بود
دیدگاه و درک خود از توضیحات ارائه شده درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق ؟
افراد چاق موقع غذا خوردن همش به این که حالا بخورم خوش مزس و گرسنمه فک میکنن و میدونن که هرچی میخورن تبدیل به چربی واضافه وزن میشه و حتی اگه سیر باشن جا دارن برا خوردن
اما افراد لاغر میگن هرچی بخورم چاق نمیشم اصلا استعداد چاقی ندارم این همه میخورم اما لاغرم
افراد چاق با تمام ۵ حس شون تحریک میشن برا خوردن اما بعضی افراد لاغر تا موقعی که گرسنه نباشن هیچی نمیخورن ،البته مندوستی دارم که همیشه در حال خوردن حتی وقتی سیرباشه اما لاغره خیلی سال چون میگه من چاق نمیشم
انواع روش های غذا خوردن افراد چاق را نام ببرید؟
از طریق حس بویایی با حس کردن بوی غذا گرسنه میشن
از طریق حس بینایی با دیدن غذای خوش رنگ و بار گرسنه میشن
از طریق حس لامسه با لمس خوراکی تازه گرسنه میشن
از طریق حس شنوایی با شنیدن تعریف دیگران از غذایی گرسنه میشن
و از طریق حس چشایی ما چشیدن طعم لذیذ گرسنه میشن و بیشتر میخان
بله من همین دقیقا تمام این ویژگی ها را دارم
کسی از غذایی تعریف کنه حتما باید امتحانش کنم
مثلا خواهرم غذای جدید امتحان کرده
بویی به مشامم بخوره حتما باید بخورم
مثلابرم خونه مامانم بوی غذاشون بپیچه
ببینم غذای لذیذی رو خیلی میخام امتحان کنم
مثلا برم خونه مامانم غذای لذیذی درست کرده باشه
دست برنم به شیرینی یا نون تازه دلم میخاد بخورم
نون تازه که میخرم یا شیرینی تازه
بچشم غذای خوش طعم و بیشتر میخام بخورم
مثلاغذا میپزم اگه عالی شده باشه بیشتر دلم میخاد بخورم
نشان های دریافت شده
بیشتر از نیاز غذا خوردن و در مواقعی که گرسنه نیستم خوراکی خوردن به نظر من پرخوری محسوب میشود. در واقع دلیلی به جز گرسنه بودن و رفع نیاز بدن اگر باعث غذا خوردن شود پرخوری محسوب میشود.
از لحاظ جسمی فشار شکم از لحاظ احساسی پشيمانی و از لحاظ ذهنی بی اعتمادی به خودم که نمیتوانم جلوی میل و خواسته ای را که از روی گرسنگی نبوده بگیرم.
انگار به صورت پیش فرض همه ما میدانیم که چیزی که بیش از نیاز باشد باید اندوخته شود پس حتی اگر پرخوری نکرده باشیم ولی این فکر را داشته باشیم که پرخوری کرده ایم انتظار چاق شدن را داریم و چاق هم می شویم و بسیاری افراد لاغر را می بینیم که از ما بیشتر غذا خورده ولی تغییری در شرایط جسمی آنها ایجاد نمی شود. مسئله پرخوری عادتی است که با افکار چاق کننده همراه شده و نتیجه ی چاقی را در هر زمان برای ما به ارمغان می آورد.
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری به حساب می آید؟
تا وقتی که سیر شویم و دیگر احساس گرسنگی نداشته باشیم پرخوری محسوب نمی شود و می توانیم هر ماده غذایی دوست داریم مصرف کنیم.ولی وقتی فشار شکم داریم مثلا میخواهیم دکمه لباس را باز کنیم تا راحت تر نفس بکشیم یا بیشتر بخوریم یا اینکه حس حالت تهوع شروع مس شود علائم پرخوری کردن است.
به نظر منتوجه به احساس میتواند در تشخیص سیری و مرز پرخوری به ما خیلی کمک کند و فکر میکنم که بیشتر ما می دانیم که چه قدر برای ما ضروری و از کجا به بعد پرخوری محسوب می شود.
مرحله دوم:
در فایل آموزشی توضیح داده شد که افراد چاق به طریق مختلف غذا می خورند. برای هر روش با ذکر مثال توضیح داده شد.
اکنون که این آگاهی فوق العاده مهم را دریافت کردید به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
از راه دهان که بین افراد متناسب و چاق مشترک است ولی در افراد چاق روش های دیگری نیز وجود دارد یعنی از هر ۵ حواس پنجگانه ی خود برای خوردن استفاده کنیم که یا به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم باعث تحریک به خوردن های اضافه، بدون برنامه و پرخوری در ما می شوند.
با دیدن ماده ی خوراکی به دلیل خاطراتی که از آن در ذهن داریم اقدام به خوردن میکنیم. با شنیدن درباره ی طعم و مزه ی یک غذا تحریک به خوردن آن می شویم یا با شنیدن اسم گوجه سبز حتی آب دهان ما بیشتر ترشح می شود.
با چشیدن مزه ی یک غذا ممکن است بیشتر از حدی که نیاز ما هست از آن بخوریم.
با لمس یک ماده غذایی مثلا نان یا شیرینی و حس نرمی و تازگی آن این احتمال هست که ما برای بیشتر لذت بردن بیشتر هم بخوریم.
تحریک با بینایی برای مثال الان که فصل میوه های تابستانی هست من هر بار بیرون میرم دوست دارم آبمیوه یا بستنی بخرم بخورم و اینکه معمولا تفریح من با دوستام بیرون رفتن و خوراکی خوردن هستش.
از طریق شنوایی مثلا تعریف خوشمزه بودن غذایی یا دست پخت کسی رو شنیدم و وسوسه شدم برای خوردن.
حتی گاهی تحت تاثیر تعارف بیش از حد دیگران قرار گرفتم و پرخوری کردم نه که تقصیر رو گردن اونا بندازم خودم هم بدم نمی اومد بیشتر بخورم ولی این مورد الان خیلی خیلی کم شده.
از طریق حس بویایی الان من بیشتر تشویق به خوردن میشم مثلا وقتی بوی غذایی میاد اگر دوست داشته باشم اون غذا رو دلم میخواد بخورم و اگر امکانش نباشه با یک خوراکی دیگه پرخوری میکنم انگار که زود گرسنه میشم ولی در واقع اصلا گرسنه نیستم.
نشان های دریافت شده
خدایا شکرت در هر لحظه هدایتم میکند و مرا در بهترین حالتم قرار میدهد
و از خدایم می خواهم مرا به سمت بالاتر هدایت کند
فایل امروز در مورد پرخوری عصبی و تحریک از طریق کانالهای مختلف عصبی بود
و به مسیری که به سمت لاغری با ذهن هدایت شدم الهام شد برایم.
تصمیم گرفته بودم به ترک سیگار و از تموم روشهایی که هر کسی انجام داده بود اقدام کردم ولی نمیشد هر کاری میکردم اعصاب خوردی بیشتری برام به همراه داشت
اینقدر خواهانش بودم که به سمت کتابی در مورد ترک سیگار هدایت شدم و با خوندن اون کتاب درهایی از آگاهی برایم باز شد و خیلی راحت توانستم سیگار را ترک کنم.
همزمان هم شروع کرده بودم به رژیمی بسیار سنگین من در آوردی و پر ورودی ها و باورها و شنیده هایی در من بود که هر کسی سیگار را ترک میکنه چاق میشه
ولی به لطف خدایم در این کتاب به وضوح اعلام کرده بود که این هم یک بهانه هست و کسانی که سیگار را ترک میکنند فکر میکنند خلائی ایجاد شده و با پرخوری جایش را پر میکنند توانسته بودم راحت با ترک سیگار کنار بیام و آسون دیگه توجهی بهش نداشتم
اماااااااااااا
در رژیم بودم و فشار عصبی نخوردن چون داشتم بوسیله عوامل بیرون خوردن و نخوردنم را کنترل میکردم و یادم هست اینقدر عصبی شده بودم که رژیمم را شکستم و در عرض یک هفته حدود ۳ یا ۴ کیلو شکلات تخته ای و انواع شکلات را خوردم
نمیتونستم نخورم و این حالت خیلی شدید شده بود برام و در وجودم داشتم دنبال راهی میگشتم که چطوری با ذهنم بتونم شکلات را به لاغری تبدیل کنم
اینجا آغاز حرکت من به سمت لاغری با ذهن بود تمایل شدید من به خوردن شکلات و شیرینی و تبدیلش به لاغری در ذهنم با افکارم
اینقدر این حس در من شدید بود که در افکارم با خدایم گفتم من تسلیمم خسته شدم خودت کمکم کن
حالا که سیگار را ترک کردم همزمان هم باید رژیم بگیرم چطوری این فشار را تحمل کنم و من چیکار کنم
و معجزه خداوند و آشنایی ام با این سایت با استاد با این آگاهی های الهی و این جمع خدایی
و باز برایم اثبات شد که همه چیز از ذهن آغاز میشه و به ذهن هم ختم میشه
جسم یک نمایشگره
فیزیک و مادیات نتایج ملموس این دنیای مادی هست که قابل لمس و جوابی برای این ذهن منطق نگر باشد
در صلح بودن با خود چقدر ارزشمند هست
خودشناسی چقدر باشکوه هست
به قول استاد وقتی نظاره گر خود افکار و اعمالمون بشیم دنیامون را زیباتر میکنیم
امروز کمی افکارم پریشان بود و نتیجه آموزش ها برای من شد ۲ ساعت پیاده روی و نوشتن و فایل گوش دادن و کلی آرامش فکری پیدا کردن راه حل دریافت هدایت های خداوند و تمرکز
ولی در گذشته خوردن و خوردن و خوردن و حال بدی بیشتر و این ناخودآگاه من شده چون به صورت اتوماتیک انجام شد
پس ذهن من لاغر شده
ذهن من متناسب شده
ذهن من به خودم به جسمم به وجودم ارزش میذاره
چون فرمول هاش تغییر کرده
بخاطر اینکه مشتاق راه حلی مناسب و تاثیر گذار هست
برای اینکه فرمول های قدیم را انفالو کرده به از روشهای جدید داره استفاده میکنه
خدایا بسیار ازت سپاسگذارم که خودم را به من نشان دادی که چقدر تغییر کرده ام
و خدایی که به شدت کافیست
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
با اینکه گام ششم هستم اما یکسری تغییرات در افکارم ایجاد شده ولی برام مهم نیست چه تغییری در جسمم ایجاد شده یا خواهد شد من فقط تفریحی و فقط برای لذت خودم این راه را طی میکنم.
مرحله اول:به نظر شما پرخوری کردن چیست؟ مداوم خوردن مقادیر زیاد و بیش از حد وعده های غذایی بدون کنترل کردن و عدم اهمیت به احساس سیری در فردپرخوری کردن چه احساسی در شما ایجاد می کند؟احساس گناه و نا امیدی و درماندگی و سرخوردگی در من ایجاد میکند . احساس میکنم بسیار بی لیاقت هستم و میگم نباید دیگه غذا بخورم اما بعد دوباره ادامه میدم و دوباره احساس گناه و عذابجدان دامنگیر من میشود.به نظر شما بین پرخوری کردن و چاق تر شدن یا لاغر نشدن چه ارتباطی وجود دارد؟معمولا افرادی که در مدت کوتاهی لاغر میشوند اما هنوز افکار فرد همان عادات چاقی را دارد تمام افکارش درگیر این میشود “حالا که پرخوری کردم نکنه دیگه نتونم لاغر بشم” اما یکسری افراد که چاق هستند و پرخوری میکنند مطلع هستند که چاق تر میشوند. از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری به حساب می آید؟من وقتی احساس میکنم معدهام درحالت سنگینی قرار دارد به حدی که حالت تهوع بهم دست میده این پرخوری محسوب میشود اما اگر مقداری خوردم و زیاد احساس بدی نداشتم پس یعنی پرخوری نکردم .به عقیده شما برای اندازه گیری میزان غذایی که باید بخوریم به چه طریق باید عمل کنیم؟ یک مقدار قابل قبولی غذا برای خودمان آماده کنیم و سعی کنیم باقی مانده غذا در قابلمه یا باقی ظروف را ، از دسترس خارج کنیم و برای خود یادآوری کنیم “این غذا برای من کافیه و بیشتر از آن فقط باعث سنگینی و حالت تهوع در من میشود.”مرحله دوم:دیدگاه و درک خود از توضیحات ارائه شده درباره غذا خوردن افراد لاغر و چاق را بنویسید.مادرم مدتی چاق بوده اما تلاش کرد و لاغر شد و اکنون اگر بعد از شام به او چیزی تعارف کنم قطعا میگوید میل ندارم اوایل برای من قابل هضم نبود اما پس از مدتی که لاغر شدم و درحال حاضر با روش لاغری با ذهن یکسری تغییرات در افکارم ایجاد شده که باعث تعجب و البته افتخار من است متوجه شدم من هم گاهی میل ندارم.
افراد لاغر به یک مقدار مشخص غذا میخورند و بعد از آن سیرند ، در خوردن زیاده روی نمیکنند و همیشه حد مشخصی برای خوردن دارند.انواع روش های غذا خوردن افراد چاق را نام ببرید؟برای هر کدام از روش نامبرده شده شرح دهید که این رفتار در شما وجود دارد یا خیر و اگر وجود دارد به چه شکل انجام می شود. برای شرح خود مثال واقعی مطرح کنید.این جلسه بسیار برای من جالب بود، انواع روش های چاقی را شناختم با اینکه تمام این راه ها را قبلا رفته بودم اما اکنون آگاه تر شدم . بینایی: بله این حس برای تحریک به غذا خوردن در من وجود دارد ، چندین بار شده فقط با دیدن یک دستور غذا یا دسر جدید در فضایمجازی تحریک شدهام و درست کردم و خوردم ، برای خرید اقلام بهداشتی به فروشگاه رفتم اما تنقلات هم خریداری کردم فقط چون در قفسه ها دیده بودم (و بعد از حساب کردن در مسیر بازگشت به خانه تمامی آنها را خوردم) ، فردی با یک جعبه شیرینی یا خوراکی های دیگری وارد خانه میشود و من میبینم و فردای آن روز هنوز یادم هست و تا از آن نخورم خیالم راحت نمیشود.شنوایی : بله در من وجود دارد . وقتی در جمع مهمانی نیستم اما ناگهان از دور صدای باز شدن بسته های تنقلات می آید باید بروم و بخورم ، دوستم از غذا یا خوراکی تعریف میکند بسیار تحریک میشوم تا آن را تست کنم.لامسه: بله که وجود دارد . وقتی چیپس میخواستم بردارم درحد ۱ یا ۲ برگ قصد داشتم بردارم اما آن احساس تردی باعث شد بیشتر بردارم.بویایی: تا به حال تجربه تحریک با بویایی نداشتم.
من یک تجربه دیگر هم دارم تحریک با حس چشایی
خیلی اوقات شده من فقط با تست طعم خوراکی تحریک به خوردن بیش از اندازه آن شدم.
با سلام
پرخوری چیست ؟ غذا خوردن بیشتر از حد نیاز بدن رو پرخوری میگیم،پرخوری یعنی برای رفع نیاز و سیر شدم غذا نمیخوریم،برای تفریح ،لذت غذا میخوریم.
پرخوری کردن باعث حس لذت از خوردن یه غذای خوشمزه و مورد علاقه میشه و همزمان حس عذاب وجدان و پشیمانی به همراه داره.
پرخوری کردن یه فرمول ذهنی هست که باور داریم با پرخوری چاق میشیم ،باور داریم چیز اضافه که وارد بدنمون بشه ذخیره میشه و به چربی تبدیل میشه ،پس چون باور داریم که با زیاد خوردن چاق میشیم پس نتیجه میگیریم و لاغر شدن دیگه برامون بی معنی میشه.
وقتی با گرسنگی غذا میخوریم خب مسلما پرخوری به حساب نمیاد ،اما زمانی که به حس سیری میرسیم و دست از غذا نمی کشیدم داریم پرخوری می کنیم.
وقتی حس سیری داریم و مطمئنم هستیم که هنوز غذایی که خوردیم کامل هضم نشده اما تصمیم به خوردن می کنیم پرخوری به حساب میاد.
بعضی از افراد لاغر رو دیدم که بعد از سیری حس انزجار از غذا پیدا میکنن،حالا همچین حسی در رابطه با نعمت خدا درست نیست ،اما میخوام بگم که این حسی که بهشون دست میده باعث میشه که تحت هیچ شرایطی لب به غذا نزنن برعکس افراد چاق که با وجود سیری دست هیچ کسی رو برای خوردن یه چیز اضافه رد نمیکنن.
غذا خوردن فقط از طریق دهان نیست،از طریق تمام حواس پنجگانه ما ممکنه غذا بخوریم ؛
با دیدن یه غذای مورد علاقه به خوردن تحریک میشیم .
بوی خوش یه غذای تازه و نرمی و تردید یه میان وعده ما رو به خوردن ترغیب میکنه.
بارها بوده که با صحبت در مورد یه غذای خاص دهانمون آب میوفته و ترغیب میشیم که اون غذا رو همون رو تهیه کنیم و بخوریم.
در مورد خودم حس لامسه م ذخیلی باعث ترغیبم به خوردن شده ،نرمی یه کیک، داغی یه نون ،واقعا نمیتونم در مقابل این مقاومت کنم.بقیه حواسم هم دخیل بودن اما خودم حس میکنم لامسه قوی ترین بوده .
نشان های دریافت شده
سلام برخدای مهربان من
سلام براستاد وهمه دوستان اینمسیر
افرادمتناسب هنگامی که عصبی هست حرکات اون افراد با من کی دجار اضافه وزن بودم فرق اساسی داره تو نگاه اول اون در پی راهکاره دیگه برای کم شدن حالت عصبی خودش هست یا محیط رو ترک میکنه یا فریاد میزنه یا هرکاری که این حالت عصبی رو کم کنه رو انجام میده ولی فرد که دچار چاقی هست جون به انواع روش مختلف تحریک به خودن میشه از جشم با گوش تعریف از غذا با لمس کردن مواد غذایی و با بو کردن مواد غذایی وبا دهان که تو این بخش تنهاترین بخش هست که افراد متناسب با من یکی رفتارمی کن من که اضافه وزن دارم با هر جیزی رو به آورد ه با خوردن به انواع مختلف کاره رو انجام میدم از خوردن به عنوان تفریح استفاده میکنم هر مکان هر زمان تو هر کاری که دلم لذت بیشتری رو طلب میکنه اون زمان مواد غذایی بهترین گزینه برای هم لذت بردن و هم کنترال کردن خودم هست پس درهنگام عصبی شدن وبهترین گزینه تو ذهن یی فرد نامتناسب خوردن هست ولی برای یی فرد متناسب اصلا همچین الکویی تو ذهنش نیست اون خوردن رو مساوی با رفع نیازمی بینه اگه سنک ازآسمان بیاد اون فرد تا نیاز به خوردن نداشته باشه امکان نداره مواد غذایی رو مصرف کنه زمان خوردن فرد متناسب هنگامی هست که کرینه باشه اون زمان به خودش اجازه مصرف میده نه هیچ زمان دیگه هیچ حالت دیگه جه شاد باشه وچه غمگین. جه عصبی اصلا خوردن درمرحله اول نیست ولی من بر خلاف این افراد هرکاری هرحالتی هر مشکلی هر عصبی شدنی خلاصه اولین و آخرین راه فقط خوردن بود گرسنه بود یا نبود هیچ ملاک نبود فقط خوردن تا حای که معده جا داره اصلا نه اندازه خوری و نه زمان گرینه بودن مصرف کردن انکار ودستور داشتم دائم تو حالت جویدن باشم سعی می کردم که نخورم ولی ذهن طبق فرمولی که داشت تو زمانی که هواسم به غذا نبود چنان ماهرانه من راهنمایی میکرد به خوردن تا به خودم می آمد میدیم کل مواد رو مصرف کرده تماموشده ولی اصلا من هواسم بهش نبوده چند وقت پیش یی جای بودم پدری که عادت پرخوری تکرار خوردن به میزان زیاد داشت یی نون قندی رو به پسرش داد وفتی من داشتم حرکات دست اون با دقت نگاه می کردم متوجه شدم اون پدر اول گفت من نمیخورم بیا نون قندتی درحال حرف زدن اصلا هواسش به دست نبود ولی انگشتهای طبق فرمان ذهن اول شروع به ور رفتن و لمس کردن نون شد بعد اون نون تگه شد و یواش یواش کل نون به توسط پدر خورده شد ولی هواس به خوردن اصلا متو جه نبودکه با دست کرفتن نون با لمس کردن تحریک به خوردن شده و اون مصرف شد دردصورتی که اون اول گفت اصلا نخواهد خورد ولی ذهن طبق فرمان فرمول خودش کاروش انجام داد من یاد گرفتم که به اطراف تودهنگام خوردن دقت کنم چند هفته پیش یی مکانی بودم که افرا اون مکان افرادی کامل متناسب بودن وفتی تو انجا بود درقسمت نو شید نی سیر بودم هر فرد متناسب با کوچکترین تکه با یی چای یا قهوه که تهیه میکرد هنگام خوردن همون غذایی کم اول از گرسنه بود بی اندازه خودش صحبت می کرد بعد به اندازه یی پشت دستی از مواد استفاده کرده و ابراز سیری می کردن ولی تازه بعضی همون کم مصرف نمی کردن یی مقدار از مواد رو تو بشقاب جا میزاشتن ولی افراد که اضافه وزن داشتن اون خوردن دو باره سفارش دادن بازم مصرف صورت گرفت ولی تو افکارم اون فرد هنوز سیر نشده بود
چون منظور رفع نیاز نیست منظور پر خوری تا جای که معده و محوطه شکم درد بگیره و با برای خوردن دیگه نباشه اون علامت سیری حساب می کن نه رفع نیاز من یاد گرفتم که زمانی که گرسنه هستم اجازه مصرف روبه خودم بدم ولی فبلا با نگاه کردن بو کردن لمس کردن گوش کردن به تعریف و خلاصه از هرحسم که میشد استفاده میکرد برای خوردن ولی به شکرخدا دیگه اولین اجازه خوردن فقط گرسنه بودن هست زمانی هست که اشتباه دارم ولی تعداد اشتباهتم کمشد و درنتیجه دارم طبق مسیر حرکت میکنم ولی فبل اصلا برام،خوردن تو درجه اول همه جیزی بود بیرون رفتم تفریح کردن گردش رفتم مهمانی رفتن تلویزین دیدن عروسی رفتن تولد رفتن تو پارک رفتن بیرون دور زدن اولین وآخرین لذت تفریح فقط،غذا بود ولی تو این یی سال اولین هدفم توجه به افرا متناسب هست که چطور دارن رفتا می کنن زاویه نگاهم رو تغییر دادم موقع خرید کردن نگاه به اندازه لباس و درخواست اوند لباس تو ذهنم برای خودم در زمان آینده هست با دیدن افرا متناسب تفریح میکنمکه جه خوش هیکل هستن طریقه خوردن این افرد رو در نظز می گیرم که به جه میزان وچه زمان اجازه مصرف به خودشون میدن کل تفریح از خورن رو ازش بیرون آمدم تفریحات بهتر وسالمتری رو جاکزین فقط خوردن کردم زمانی که دلم یی تفریح میخواد فوری اولین گزینه خوردن دیگه نیست کتاب خودن زبان یادگرفتن گردش رفتن دور زدن کردش کردن میشه بدون خوردن صورت بگیره چون یاددگرفتم که من نیازم اولین اجازه خوردن رو داره من بابد تو رفتا وعمل کردم توجه کنم سابق براین وفتی فرزندانم دورهم جمع می شدند خوردن خوراکی اولین گزینه من هم بودن خوردن با اونها بود ولی یی سال هست هر جیزی رو میل نمیکنم حتی زمان زیادی شده که گفتم من نیاز خوردن حالا نیست برای من نگه دادید بعد اون مصرف کنم ولی زمان شده همون نخوردن و بعضی زمان خورم چون فقط نیت رفع نیازم هست
خدا پشت وپتا هتون. یا حق. حق نگه دارتون
به نام خدای مهربانم
سلام به شما استاد عزیز و دوستان
پرخوری چیه ؟پرخوری یعنی آنقدر بخوری که دل درد بگیری اما باز غذا میبینی باز،میخوای بخوری دلت خیلی وقته سیر اما چشمت مدام هرچی میبینه میگه حالا اینم بخور و من از اون افرادی هستیم که هیچ وقت گرسنه نمیشم یعنی یا دم نمیاد گرسنه شده باشم همیشه به این بهانه که وای نخورم سر درد میگیرم آنقدر تلقین کردم که واقعا تا یکی دو ساعت چیزی نمیخورم سر درد میگیرم .
و وقتی میگم با نخوردن سر درد میگیرم همه اطرافیانم تایید میکنن و من باورم شده بود این که بله باید بخورم.
پرخوری کردن چه احساسی در من ایجاد میکنه .؟
من بعد سیر شدن البته سیر شدن نه بعد پرخوری واقعی که واقعا به حد خفگی میرسم مدام به خودم میگم چرا خوردم الان معدم درد میگیره احساس گناه که من نمیتونم من یه بی ارده ام مدام میگم این آخرین بار دیگه نمیخورم آخرش به نتونستن میرسم و همش خودمو سر زنش میکنم .
بین پرخوری کردن و چاقتر شدن و لاغر نشدن چه فرقی هست؟
منی که آمدم با ذهنم لاغر بشم و به تناسب اندام برسم به خاطر این که به این باور رسیدم که همه ما قطعا با پرخوری به چاقی نرسیدیم که با گرسنگی به لاغری برسیم چون قطعا کسانی که اینحا هستن بهتر از من میدونن که جسم ما توانایی لاغری،رو داره چون با رژیم و ورزش بار ها لاغر شده جسممون اما فکر و باور ما همچنان چاق مونده و باور چاق کننده ما مارو رها نکرده پس من به این نتیجه رسیدم که پر خوری مارو چاق نکرده میخوام باور هامو عوض کنم که بتونم به تناسب اندام برسم
از نظر شما تا چه حد خوردن پرخوری محسوب نمی شود و بعد از آن پرخوری به حساب می آید؟
وقتی که با دهان بخوریم فکر کنم زود سیر شیم و دیگه میل غذا خوردن نداشته باشیم اما تا اونجایی که من میدونم و خودم هستم چشمم و بینی من بیشتر غذا میخوره و پر خور تره .حرف قشنگی که استاد زدن این بود که چاقها فقط با دهان غذا نمیخورن به این باور رسیدم و این آگاهی رو کسب کردم از این فایل و حرفهای استاد که بتونم تواناییمو بالا ببرمش فقط با دهان عذا بخورم .
به عقیده شما برای اندازه گیری میزان غذایی که باید بخوریم به چه طریق باید عمل کنیم؟
خوردن غذا که فقط سیر بشیم یعنی دهان سیر بشه
اما چشم و گوش و بینی هیچ وقت سیر نمیشن باید بتونیم از،کلمه میل ندارم استفاده کنم و ذهنمون آگاه کنیم که بتونیم فقط اندازه ای که دهان میل داره غذا بخوریم .
من از اون دسته آدمهای هستم که چشمم خیلی پرخوری میکنه و ریز،خواری های من همش به خاطر چشمم هست
و با شنیدن حرفهای استاد به این فکر کردم که واقعا با دهانم خیلی کم غذا میخورم اگه بخوام با دهان غذا بخورم خیلی کم غذا هستم .
با آگاهی به ذهن چاقمون یاد بدیم که لطفا فقط با دهان غذا بخوره و به لاغری و تناسب اندام سلام کنیم و لذت لاغری رو به خودمون هدیه بدیم .
تشکر از،استاد عزیزم و دوستان که در تلاش هستن و تا به تناسب اندام برسن و مطمئن هستم که موفق میشوند با کمک خدای بزرگ و خودتون و استاد عزیز.
سلام خدمت استاد گرامی
تمرین آموزشی جلسه ششم
پر خوری کردن یعنی احساس سیری داری ولی مغزت میگه که برو غذا بخور. قبل از پر خوری یک احساس حرص و ولع به غذا در من هست بعد از پرخوری حس آرامش و از یه طرف عذاب وجدان که وای پرخوری کردم، در من ایجاد میشه.
فردی که پر خوری میکنه بیشتر از نیاز بدنش کالری دریافت میکنه و اون کالری زیاد در بدن به صورت چربی ذخیره میشه. و جالبه که خود حرص زدن برای غذا و خوردن آن باعث نمیشه ذهن آروم بگیره بلکه حریص تر میشه و ولع آدم نسبت به غذا رو بیشتر میکنه در نتیجه فرد هی چاقتر و چاقتر میشه.
اگه آدم تا جایی غذا بخوره که سیر بشه و اون حس گرسنگی رفع بشه پرخوری نیست و بعد از آن با وجود احساس سیری فقط برای لذت بردن غذا خوردن پرخوری هست.
برای اندازه گیری مقدار غذایی که میخوریم باید به احساس سیری خودمون توجه کنیم و وقتی که سیر شدیم دیگه ادامه به غذا خوردن ندیم.
افراد لاغر برای رفع نیازشان غذا میخورند و حرص و ولع به غذا ندارند اما افراد چاق به نیت لذت بردن، غذا میخورند و توجهی به احساس سیری در خود ندارند.افراد چاق نسبت به موادغذایی هیجان زده میشن و تحمل احساس گرسنگی رو ندارند ولی افراد لاغر در برابر موادغذایی اینطور برخورد نمیکنند.در افراد چاق عوامل مختلفی سبب تحریک آنها برای غذاخوردن میشود. افراد متناسب موقع گرسنگی غذا میخورند اما افراد چاق علاوه بر زمان گرسنگی در مواردی هم که احساس سیری دارند بدون توجه کردن به آن، با دیدن غذا هیجان زده میشوند و غذا میخورند. حتی علاوه بر دیدن با شنیدن در مورد غذا ، با بوی غذا و لمس کردن غذا هم تحریک میشوند که غذا بخورند. من خودم اگر سیر بودم و خوراکی مورد علاقه ام رو میدیدم شروع میکردم به خوردن آن با این تفکر که مگه چند بار پیش میاد این خوراکی رو بخورم. یا اگر بوی شیرینی میومد خیلی وسوسه میشدم که برم شیرینی بخرم ولی در اغلب موارد جلوی خودم رو میگرفتم. با شنیدن در مورد رستوران جدیدی که باز شده خیلی وسوسه میشم که برم امتحان کنم.توی کامنت ها خوندم از طریق احساس هم آدم پرخوری میکنه و یادم اومد که آره منم وقتی که خوشحالم ، ناراحتم، آرامم، عصبانیم، هیجانیم در هر حالتی دوست دارم بخورم.
نشان های دریافت شده
سلام به شما استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
چه فایل عالی و پر از اطلاعات ارزشمند
پرخوری عصبی
من خودم از کسانی بودم که به این پرخوری عصبی اعتقاد داشتم و رفتارم هم اینرا ثابت میکرد
تحلیل من از این رفتار این است که وقتی ما عصبی میشویم یعنی در آن زمان آرامش نداریم و احساس ناراحتی میکنیم
ذهن ناخودآگاه ما به دنبال چاره برای رفع این احساس است و به دنبال راهی برای تغییر این احساس میگردد تا از رنج عصبانیت ما را خلاص کند
اطلاعات قبلی که در خودش دارد این است که ما از خوردن غذا لذت میبریم و احساس خوبی پیدا میکنیم در نتیجه ذهن ما از این وسیله استفاده میکند که ما را از احساس بد دور کرده و به احساس خوب برساند آنوقت است که مغز دستور خوردن را صادر میکند
حالا بماند که در آن لحظه که مشغول خوردن میشویم چون تمرکزمان از عصبی بودن منحرف میشود احساس خوبی داریم ولی بعد از آن است که دچار عذاب وجدان میشویم و اطمینان داریم که این خوردن که به غیر از رفع گرسنگی بوده باعث چاقی بیشتر ما میشود
من از دوره های آموزشی لاغری با ذهن یاد گرفتم که دلایل متفاوتی برای احساس آرامش و شادی به جز غذا خوردن را در خودم ایجاد کنم
با یادگیری اینکه غذا خوردن فقط برای رفع گرسنگی و ایجاد انرژی لازم برای بدن است و نه برای رفع عصبانیت و یا ناراحت بودن و یا حوصله سر رفتن و هر احساس متفاوتی به غذا خوردن پناه بیاورم
من آموختم که لیستی از علاقه مندی هایم تهیه کنم و هر زمان که تمایل به خوردن پیدا میکنم و میدانم که این تمایل به خاطر چیزی به غیر از گرسنگی است از یکی از آن علاقه مندی ها استفاده کنم مثل گوش دادن به موسیقی شاد و یا دیدن یک فیلم کمدی و یا تماس با یک دوست مثبت اندیش و بذله گو و یا به پیاده روی رفتن و یا کتاب خواندن و جدول حل کردن
وقتیکه استمرار در تغییر رفتار برای آرام کردن خودم داشته باشم این به عادت من تبدیل میشود و جایگزین خوردنهای بی جا شده و نتیجه کم کردن پرخوری خودش را نهایتا در جسمم نشان خواهد داد
من تجربه ای در این مورد دارم که دوست دارم با شما دوستانم به اشتراک بگذارم
همانطور که قبلا گفتم من یکی از کسانی بودم که پرخوری عصبی داشتم یعنی فکر میکردم که عصبانی شدنم باعث پرخوری بخصوص خوردن شیرینیجات میشود و به همین خاطر من چاق میشوم
من بعد از اینکه آموختم که به ذهنم حق انتخاب از روشهای مختلف برای آرام کردن من داشته باشد و فقط یک روش که غذا خوردن است در لیست او نباشد یکبار در خانه از دست یکی از اعضای خانواده عصبانی شدم و ناخودآگاه کفشهای پیاده روی ام را پوشیدم و از خانه بیرون آمدم
بعد از چند دقیقه متوجه شدم که من به جای پناه آوردن به خوردن خود بخود پیاده روی را جایگزین کرده بودم
در آن لحظه که متوجه این تصمیم ناخودآگاه و انتخاب متفاوت ذهنم برای آرام کردنم شدم بینهایت خوشحال شده و به خودم تبریک گفتم و از ذهنم هم تشکر کردم که آموخته هایم را به عمل تبدیل کرده است
زمانیکه ما فرمولهای لاغری را یاد بگیریم و انها را جایگزین فرمولهای چاقی بکنیم و به عمل برسانیم و استمرار داشته باشیم تا این آموخته های جدید به عادت ما تبدیل شود آنوقت است که به مرور زمان تغییر را در جسممان را هم مشاهده خواهیم کرد
جایگزین کردن فرمولهای صحیح تنها تاثیرش را بر جسم نمی گذارد بلکه تغییر در احساس ما و اینکه ما کنترل رفتار خودمان را داریم چقدر لذت بخش است
مثلا تغییر رفتار من از خوردن به پیاده روی رفتن برای رفع عصبانیت تاثیر آنی در جسم من نداشت ولی خوشحالی که من احساس کردم و اینکه برده غذا نیستم و مسئول کنترل رفتارم هستم به من قدرت و احساس توانایی داد
میدانم که با ادامه دادن و یادگرفتن بیشتر در مورد ذهن و عملکرد آن و به اجرا گذاشتن آموخته ها مرا به هدفم که یکی از آنها تناسب اندام است میرساند
این دوره های آموزشی تنها تناسب اندام را به ما هدیه نمیدهد بلکه در بسیاری از امورات زندگی تغییراتی ایجاد میکند که در ما احساس بهتر زندگی کردن و لذت بردن از زندگی را بوجود می آورد