مغز ما یه جورایی مثل یه فرمانده پنهانیه 🎩🧠 که همیشه داره بیوقفه دستور میده! این فرمانها تبدیل میشن به رفتارهایی که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهشون نیست. همین رفتارهای به ظاهر کوچیک، همون عادتهایی هستن که سالهاست ما رو بیصدا به سمت چاق شدن هدایت کردن 😯🍩
اما خبر خوب اینه که توی این مقاله قراره با هم بریم سراغ کشف فرمول های چاقی! 📜💥
ببینیم دقیقاً این فرمولها چی هستن و چطور میتونیم با تغییرشون، یه مسیر جدید برای بدن و ذهنمون بسازیم. مسیری که ما رو به سمت حال خوب، سبک شدن و زندگی سالمتر هدایت میکنه 🌈🚶♀️✨
چاقی چیست؟ 🤔
تصور کن یه روزی بود که اصلاً خودتو نمیشناختی… نه تصویر روشنی از خودت داشتی، نه میدونستی اون عادتهای کوچیکی که هر روز تکرار میکنی، قراره یه روز تبدیل بشن به فرمولهای پنهانی چاقی 😮🍟

شاید الآن که این مقاله رو میخونی، دلت از دست چاقی حسابی گرفته باشه.
شاید خستهای از اون همه تلاش بینتیجه… از دست فرمول های ذهنی چاقکنندهای که یواشیواش توی ذهنت جا خوش کردن و بیخبر تو رو کشوندن به اینجایی که الان هستی 😓
اما یه خبر خوب دارم برات:
❌ نه رژیم میخوای، ❌ نه دارو، ❌ نه ورزشهای سنگین
✅ فقط باید با ذهنت آشنا بشی، ✅ فرمول های چاقی رو بشناسی، ✅ و کمکم تغییرشون بدی…
🌟 این مسیر تغییر، کاملاً در دستان توئه! آمادهای برای یه سفر شگفتانگیز ذهنی؟ 🚀
تنها مسیر واقعی لاغری کجاست؟ 🌈
✅ تنها راهی که واقعاً جواب میده، «لاغری با ذهن»ـه.
این روش یعنی یاد بگیری چطوری اون فرمول های چاقی رو از ذهنت پاک کنی و به جاشون فرمولهای لاغری بسازی؛ بدون جنگیدن با خودت، بدون اجبار، بدون محرومیت 🙌
فرمول های چاقی چطور کار میکنن؟ 🧠📊
یکی از جذابترین بخشهای این روش اینه که ما دقیقاً میفهمیم چی توی ذهنمون داره باعث چاقی میشه.
فرمول های چاقی همون برنامههای ناخودآگاهیان که سالهاست ذهنمون بهصورت خودکار اجراشون میکنه. برنامههایی مثل:
- باید همیشه بشقابت رو تموم کنی 🍽️
- اگه غذا نخورم، حالم بد میشه 😵
- دسر بعد از غذا لازمه! 🍰
ولی ما قراره اینجا چی کار کنیم؟ 💡
۱. این فرمولهای پنهونی رو شناسایی کنیم 🔍
۲. بعدش با تمرین و آگاهی، جای اونا فرمولهای لاغری ذهنی رو بذاریم 🌱
نتیجه نهایی؟ 🎉
راه لاغری از همون ذهنی میگذره که سالها با فرمولهای چاقکننده ما رو توی اضافه وزن نگه داشته!
این بار فقط قراره مسیر آشنا رو با یه مقصد جدید طی کنیم: تناسب اندام پایدار 🏖️🌟

چرا چاقی سریع تر از لاغری است
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، بر این باورند که روند چاقتر شدن آنها سریعتر از لاغری است. اما حقیقت این است که توجه به چاقی نقش اصلی را در این احساس بازی میکند.
هرچه بیشتر به چاقی توجه کنیم، در واقع فرمول های چاقی ذهنیمان را تایید کردهایم. این تمرکز نه تنها باعث تقویت فرمولهای ذهنی مرتبط با چاقی میشود، بلکه احساس ضعف و ناتوانی در برابر چاقتر شدن را در ما به شدت افزایش میدهد. 😞
برای رهایی از این شرایط و تغییر روند به سمت لاغری، باید تصمیمات و رفتارهای خود را تغییر دهیم. به این معنی که باید طوری زندگی کنیم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خود هستیم. 🏋️♀️✨
این تغییرات به مرور زمان باعث میشود که فرمول های چاقی ذهنیمان کمرنگتر شوند.
این تغییرات از ذهن آغاز میشوند و به تدریج به رفتارهای روزمره ما منتقل میشوند. با این کار، شخصیت ما از فردی که خود را چاق میبیند به فردی تبدیل میشود که در ذهن و رفتار، متناسب است. 💪
این فرآیند منجر به ایجاد تصاویر ذهنی جدیدی میشود. از آنجایی که ذهن ما تصویری است، این ذهن شروع به ایجاد تغییرات در جسم ما میکند تا آن را با تصاویر جدید و متناسبتر از قبل، منطبق کند. 🧠✨
فرمول های چاقی که روزگاری ما را درگیر کرده بودند، حالا در حال تغییر و جایگزینی با فرمولهای لاغری جدید هستند! 🌟

🕰️ نقش زمان در چاقی
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها یواشیواش باعث میشه بیشتر از قبل حواسمون به چاقی جمع بشه، تعیین زمان برای لاغریه! ⏳
فکرشو بکن… یه روزی با خودت عهد میبندی که مثلاً تا عید یا فلان تاریخ خاص باید حتماً لاغر بشی. حالا هر چی از اون تاریخ میگذره و خبری از لاغر شدن نیست، ناامیدی بیشتر میشه…
و چی میشه؟ 🤯
بجای اینکه تمرکزت بره سمت لاغری، ذهنت مدام درگیر چاقی میشه. 😞
ولی چرا این اتفاق میافته؟!
جواب توی همون فرمول های چاقی پنهونه! 🧠
ذهن ما با برنامهریزیهای ناخودآگاهی که سالها براش تکرار کردیم، عادت کرده بیشتر به چاقی فکر کنه تا لاغری. هر بار که زمان میذاری و بهش نمیرسی، ذهن دوباره یادآوری میکنه: «دیدی نشد؟ تو همیشه چاق میمونی!»
این افکار ناامیدکننده، درست مثل یه دام ذهنی هستن که ما رو وارد چرخهی تکرار و شکست میکنن 🔁
چرا تعیین زمان، باعث شکست میشه؟ 🚫
یکی از دلایل اصلی که باعث میشه خیلی از آدمها توی مسیر لاغری جا بزنن، همین تمرکز زیاد روی زمانه.
چون ذهن، به جای اینکه درگیر تغییر فرمولها بشه، درگیر تقویم و تاریخ میشه! 📆
هر روزی که از اون زمان تعیینشده میگذره، احساس شکست، اضطراب و سنگینی بیشتری میاد سراغمون…
اما نگران نباش! 😊
توی دورهی لاغری با قدرت ذهن، دقیقاً به این موضوع پرداخته شده و بهت آموزش داده میشه چطور این استرس زمانی رو بذاری کنار و سبکتر ادامه بدی. 🌿🧘♀️
یه پیشنهاد مهم برای تو 🎥💡
حتماً فایل تصویری این جلسه رو چند بار با دقت ببین 🎬 و خوب به حرفها فکر کن…
🔎 آیا تو هم این رفتارها و افکار رو توی خودت میبینی؟
اگه بله، بدون که تغییرشون شدنیه 💪 کافیه تمرکزت رو بذاری روی درک بهتر فرمول های چاقی و قدمبهقدم به سمت ساختن فرمولهای جدید و متناسب پیش بری.
✨ این مسیر، همون چیزیه که تو رو به سمت تصویر ذهنی جدیدت هدایت میکنه.
تصویری که توش خوشحالتر، سالمتر و رها از فشارهای ذهنی هستی! همهچی از ذهن شروع میشه… و تو آمادهای برای این شروع تازه! 💫🌱

تغییر مسیر با لاغری ذهنی 🌱
حالا که میدانیم توجه به چاقی چه تأثیراتی دارد، گام بعدی این است که یاد بگیریم چطور توجه خود را به سمت تناسب اندام و لاغری ذهنی معطوف کنیم.
برای این کار، نیاز داریم به طور مداوم در فکر خود تمرکز کنیم تا فرمول های چاقی جای خود را به فرمولهای لاغری بدهند.
این تغییر مسیر، با تمرینهای ذهنی، تصویرسازی مثبت و تغییر افکار منفی درباره چاقی در دوره ورود به سرزمین لاغرها به تدریج رخ میدهد و باعث میشود که ذهن ما به جای تقویت چاقی، به سمت تناسب اندام هدایت شود. 💪
این رویکرد نه تنها راهی برای رهایی از چاقی است، بلکه به شما این امکان را میدهد که در زندگی روزمرهتان آزادی بیشتری داشته باشید، بدون اینکه ذهن شما به دام فرمول های چاقی بیافتد. 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
✨ تمرین ویژه: شکستن فرمول های چاقی ✨
📌 مرحله اول: قطع عادت صحبت درباره چاقی
یکی از فرمول های چاقی، صحبت مداوم درباره چاقی است. این کار مثل ریختن بنزین روی آتش اضافهوزن عمل میکند! 😱
حالتهای مختلف این عادت مخرب شامل:
- 📣 گله و شکایت از چاقی
- 😅 شوخی و مسخره کردن خود یا دیگران به خاطر اضافه وزن
- 🙄 حرف زدن درباره لاغر نشدن
- 🥲 حسرت لاغر بودن را خوردن
✍🏻 حالا زمانشه! به صورت انشایی بنویسید:
- چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
- این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!
📌 مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت
یکی از اصلیترین فرمول های چاقی، نفرت از بدن فعلی است. 🥺
وقتی با جسم خودت قهر باشی، ناخودآگاه چاقتر میشوی. راهش چیه؟ آشتی کردن با خودت! 🤗
✍🏻 بنویسید:
- چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
- آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
✍🏻 سپس متعهد شوید:
- شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی میپذیرم. 💗
- با جسمم آشتی میکنم. 🤝
- راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلحآمیز با خودم تعیین میکنم و عمل میکنم. ✅
مثلاً:
- 👗 پوشیدن لباسهای رنگ روشن دلخواه
- 📸 عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانیها
- 🪞 لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی
- 💬 حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه.
📌 مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر! 🔮
یکی از قویترین فرمول های چاقی، تمرکز بر اضافه وزن است. اما تو میخواهی فرمولهای لاغری را فعال کنی! 🌟
✍🏻 بنویس:
- لاغری چه مزیتهایی برایت دارد؟ 🎯
- چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمیات خواهد داشت؟ 🧘♀️
- در روابطت چه تغییری ایجاد میشود؟ 👨👩👧👦
- اعتماد به نفست چطور بالاتر میرود؟ 💪
- در کسبوکار و شغلت چه تحولاتی رخ میدهد؟ 💼
- چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟ 🌈
✨ هر چه دقیقتر و با جزئیات بیشتر بنویسی، ذهن ناخودآگاهت پرقدرتتر برای تحقق آینده لاغرت آماده میشود.
یادت نره! گزارش تمریناتت رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بذار! 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
امتیاز 3.95 از 244 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام و هزاران درود بر استاد عزیزم
چقدر دیدن این فایل حالم رو خوب کرد چقدر شنیدن ویس دوستانی که برامون از تجربه های خودشون گفتن حالم خوب کرد انگار خودمم هستم که دارم تجربه هام رو میگم وچقدر لذت میبرم وخداروشکر میکنم که الان اینجا هستم درایت دنیای جدید
شنیدن این پیامها هم اشگ منو در میاره وهم چقدر به رفتارهای گذشته در خودم میخندم و میپرسم چرا چرا چرا
حالا برم سر گام هفتم و نوشتهایی که دلم میخاد با تمام وجود بنویسم
من دیگه کلا فرمول های چاقی رو رهاکردم یعنی پاکشون کردم اتداختمشون سطل اشغال وانقدر به روش جدید وباورهای جدیدم ایمان و باور دارم که حاضرم با قدرت درونم وباور های قدرتمند م کوه رو جابجا کنم چه برسه به لاغری .
لاغر شدن آنقدر راحته که فقط باید زندگی کنی بی دغدغه بدون فکر فقط به اندازه بخوری وقت گرسنگی غذا بخوری وقت سیری هم دست بکشی از هرچی که دوست داری بخوری بدون ترس و ادامه بدی
من هرگز دیگه به چاقی توجه نمیکنم آخه اصلا خودم رو چاق نمیدونم اتفاقا اندامی زیبا دارم که کمی چربی روی اندام لاغرم کشیده شده و براحتی زیبایی که درون من نهفته داره خودش رو نشون میده
من درحال حاضر خودم رو در آینه استخوانی و لاغر میبینم ورفتارهای من هم کاملا متناسب شده .فرمول های چاقی در من تغییر کرده و جایگزینش فرمول های لاغری پرشده من عجله ای ندارم همین طور که یکسال هست در این بهشت هستم و دارم لذت میبرم و ذهنم رو تغییر دادم بازهم ادامه میدم و شگفتی ساز میشوم
دقیقا این بار و این روش فرق داره و من به لاغری ابدی میرسم یکبار برای همیشه لاغر میشوم و لاغر میمانم ولذت میبرم چون که درست ترین راه رو بلد شدم
در گذشته با برنامه دیگران جلو می رفتم وفقط به جسم و روح خودم آسیب میزدم
استاد دقیقا فرمایش درست شمارو با خون دلم احساس کردم چاق شدن خیلی سخت تر بود چون که تمام وقت و زندگی منو گرفته بود داعم به خوردن و نخوردن داعم به چطوری خوردن چی خوردن چه جوری خوردن چه کارهایی انجام دادن گذشت واین همون توجه کردن به چاقی بود که من هر روز داشتم انجامش میدادم پس چاقی خیلی سخت هست
ولی الان که میخام لاغر بشم آنقدر راحت زندگی میکنم من دیگه صبحانه رو برای رفع گرسنگی میخورم واصلا علاقه ای برای توجه به غذاها ندارم میآن وعده برام جذابیتی ندارع بهش فکر نمیکنم اگر هم لازم باشه برای فرار از گرسنگی و اذیت شدن معده یه چیزی میخورم بدون برنامه قبلی بدون فکر کردن
من ذهنم و دهانم رفتارشون عوض شده
دیگه خوردن لذت و تفریح نیست برام چقدر این جمله رو تو آینه به خودم میگفتم والان بهش رسیدم .
اصلا چرا من چاقی رو باور کرده بودم چرا هر ثانیه باهاش زندگی میکردم ورا تسلیمش شده بودم چرا آگاه نبودم چرا همش تو فکر رهایی از چاقی بودم وهر روز بیشتر جذبش میکردم .در حالی که اصلا نیاز به این همه توجه نبود
تمرین –
دقیقا چاقی برای من احساس بدی بود
سالها خجالت کشیدن .روابط اجتماعی ضعیف داشتن .سالها لذت نبردن از زندگی که حق طبیعی من بوده میدونید اصلا چیزی که حق طبیعی من بود برام شده بود آرزو و این بدترین چیزی بود که باهاش زندگی میکردم هرروز بلاتکلیف بودن هر روز نفرت از خودم داشتن .لذت نبردن از لباسهای که میپوشیدم. حتی لذت نبردن از غذاهایی که میخوردم .احساس سنگینی و زجر کشیدن .مورد تمسخر قرار گرفتن .با القاب بد صدات میکردن .وصدها عوارض دیگه که چاقی در من ایجاد کرده بود که فکر نکنم نه تنها من بلکه تمام افراد چاق نمیخان زیاد براشون یاد آوری بشه و غمگین بشن
فواید لاغری -دوست دارم تا صبح ازش بنویسم شدن منو خوشحال میکنه .لاغر شدن منو سرحال و شاد میکنه .لاغر شدن منو جوانتر و میکنه .لاغر شدن باعث پوشیدن تمام لباسهای که آرزوی ش داشتم میشه .لاغر شدن اعتماد به نفس منو بالا میبره .لاغر شدن زندگی منو با کیفیت تر میکنه .لاغر شدن حال من رو خوبتر میکنه .اصلا زندگی منو تغییر میده
لاغرشدن به نفع کنه.من توانمند تر میشوم .من سلامت تر میشوم .زانوهام کاملا خوب میشه .لاغر شدن زندگی اجتماعی منو زیباتر میکنه .لاغر شدن آرامش منو بیشتر میکنه .لاغر شدن امنیت بیشتری به من میده .وصدها فواید دیگر که شاید نتونم اینجا ازش نام ببرم
من قبلاً داعم در باره چاقی حرف میزدم واز خودم و اندامک شاکی بودم .تمام روز مقاله چاقی میخوندم تمام وقت دنبال رژیم های جدید دنیا بودم .دنبال راهکار بودم .وچقدر اشتباه میکردم .ای بدن عزیزم منو ببخش که چقدر آزارت دادم ولی بهت قول میدم که دوباره بسازمت اون طوری که هر دوتا مون لذت ببریم و شاد باشیم .
امروز من عاشق خودم هستم وقتی به اینه نگاه میکنم به خودم و خالقم افتخار میکنم شرایط الآنم رو با جون دل میپذیرم .من تعهد میدهم که هرگز درباره چاقی صحبت نکنم .من تعهد میدهم که عاشق خودم باشم وتازمانی که به وزن ایده عالم برسم ادامه بدهم صبورانه و با عشق به خودم و بدنم و در سایت میمانم چون خانه دوم من هست و زندکی جدیدم و سبک زندگی جدیدم رو در اینجا بلد شدم و دنیام تغییر کرد و هرگز رها نمیکنم میمانم و لذت میبرم .خدایا شکرت که من رو با استاد آشنا کردی و من قدم گذاشتم به بهشت واقعی وهر روز به آگاهی های من اضافه میشه
خدایا شکرت از خدا میخواهم زندکی پر از شادی و سلامتی به استاد عزیزم عطا کند
الهی آمین
نشان های دریافت شده
بنام خدا
پذیرش چاقی و پذیرش خودم یه کم زما میبره هرچقدر اضافه وزن من بیشتر باشه پذیرش خودم برام سخت تر میشه و میشد چاق شدن ارثی نیست حسیه و اضافه وزن جسمیه ولی احساس سنگین تره وبیشتراز جسم فشار میاره هرچقدر که اضافه وزن زیادباشه این احساس فشار زیاد تره.چاقی عادت های تکراری و یکنواخت پشت سر هم هست پرخوری رفتار تکرا شونده که در طی روز انجام میشه و عادت دیگه ای که همیشه هست عادت کردن به احساس عذاب وجدان اینکه هرروز این کارو تکرار میکنم و اخرسرهم عذاب وجدان میگیرم این خودش به تنهایی یه وزنه به وزنه ی احساس چاقی اضافه میکنه وسنگین ترش میکنه و این باعث میشه که محدودیت داشته باشم حتی در ارتباط داشتن با خودم وحتی نپذیرفتن یا عجیب بودن اینکه بخوام به یک نقطه ای برسم که حالم خوب باشه چه برسه به لاغری و این همون عامل چاقی هست واین باور که هیچی تغییر نمیکنه حتی در اوج لاغری بارژیم سخت و ورزش و فشار بازم چیزی که با من درون من خودشو پیداکرده چاقیه واین ازنظر من خود واقعی منه . نه این تناسبی که باکلی فشار بدستش آوردم واین یعنی از اساس باطله به خاطر همین هم هست که برمیگردم به چاقی وقتی که از نظر من چاقی وقتی که باور دارم چاقی واقعیت منه . پذیرش خودم در اوج چاقی خودش برای من یک مسیره پذیرش من چاق منی که خودم خودم رو چاق کردم و خودم خودموتحقیر و تخریب کردم محدود کردم خودم رو و ترسیدم از پوشیدن رنگهای روشن کوتاه واین برای من یکی از اون مجموعه محدودیت های که من درنظر گرفتم و از بس تویه سری چیزها خودمو محدود کردم که حتی یادم نمیاد چیا بودن مثلاً یه نمونه این هست پوشیدن شلوار رنگی و استفاده کردن کمتر از شلوار مشکی رو دوست دارم اما فقط رنگ خاکستری دارم وهمشون مشکی ویه جین آبی که اصلا نمیپوشمش ومیگم که منو چاق تر نشون میده واین خودش هست که باعث شده که من فرارکنم از پذیرش خودم ..واین فرارکردن راه به جایی نمیبرد.
بنام خدا
ای که مرا خوانده ای راه را نشانم بده
سلام به همگی
من از امروز تعهد میدهم دیکهددر مورد چاقی حرف نزنم وقتی جلوی اینه برم از خودم تعریف کنم وخودموبپذیرم وباجسمم صحبت کنم وهی باخودم تکرار نکنم که منداز بدنم بدم میادچون من خودم باعث چاقی خودم شدم من از اندام خودم نبایدنفرت دلشته باشم اینه که میرم از خودم تعریف وتمجید کنم وبا خودم وبدنم اشتی کنم وخدای مهربانم هم کمکم میکنه تامن وبدنم به متناسب وخوش اندام بودن برسم واز متناسب بودن لذت ببرم من قبل از اشنایی باسایت همش میگفتم خدایاچرا مرا چاق افریدی وهمش شکایت میکردم که چرا مرا لاغرنمیکنی من همش وقتی با دیگران بودم وحتی درتنهایی خودم که بودم میگفتم من غذاهم زیاد نمبخورم ولی همش چاق میشم وسوخت وساز من کم هست چاقی من ارثی هست همیشه این حرفهارا تکرار مبکردم وباعث چاقی بیشتر خودم میشدم ونمیزاشتم بدنم لاغر ومتناسب بشه من تعهد میدمکه دیگه از چاقی صحبت نکنم وحایی که از چاقی صحبت باشه اصلا گوش ندم یا اون محل را ترک کنم من از الان دیگه متعهد خودم وبدنم را که همان گونه هست بپذیرم واشتی کنم وبرای بدنم وخودم ارزش قایل باشم وان را دوست داشته باشم وسعی میکنم رابطه ی خوبی باخودم برقرار کنم وقتی روبه روی اینه میرم همش از خودم تعریف کنم ودیگه از چاقی نفرت نداشته باشم وچاقی خودم را بپذیرم تا لاغری خودبخود در من به وجود بیاید من میخواهم متناسب بشم تا وقتی میرم خرید براحتی هر چی دوست داشته باشم تنم بشه وبخرم وبپوشم از اندام جدیدم لذت ببرم لاغری باعث میشه من همیشه شاد وخوشحال باشم لاغری باعث میشه من خوش اندام باشم واز کمر درد وزانو درد راحت بشم اعتماد بنفسم بالا بره شاد باشم وهمیشه بخندم وهیچ وقت ناراحت نباشم اگر لاغرباشم از کوه میتونم براحتی بالا برم نشستن وبرخاستن برام راحت بشه وقتی لاغر باشم از پیاده روی کردن لذت میبرم وقتی توی ماشین میشینم جای کمتری بگیرم وودبگه همش دیگران غر نزنن که چاقی جای بیشتری میگیری وما راحت نیستیم واز چهار پایه براحتی بالا وپایین برم وقتی از پله ها بالا میرم نفس نفس نزم ودیگه وقتی به مهمانی وعروسی میرم دیگه خودم را قایم نکنم وراحتتر باشم ودیگه خجالت نکشم وعاشق خودم باشم متناسب بودن حق من هست چون خداوند متناسب بودن را دوست دارد وهمه را متناسب افریده هست لاغر شدن اسانترین کار دنبا هست متناسب شدن اسانترین کار دنیا هست من لایق خوش اندام بودن هستم من عاشق لاغر شدن هستم من هرروز دارم لاغر میشم تا به وزنی که دوست دارم برسم من عاشق وزن 55کیلو هستم من براحتی ومثل اب خوردن هررپز لاغر میشوم ولاغری را حس میکنم من لاغر شدن را دوست دارم من هم مثل بقیه از چاقی خیلی حرف شنیدم ووبرای لاغر شدن خیلی سختی ها کشیدم الان که دراین راه اسان هستم خیلی خوشحالم من اصلا وقت برای لاغر شدن تعیین نمیکنم من از بدن خودم معذرت میخواهم که اینقدر اذیت کردم بدن عزیزم متاسفم لطفا مرا ببخشش دوست دارم عاشقتم الهی به امید خودت من به این راه ایمان دارم که میتونم لاغر بشم وبرای همیشه لاغر بمونم خدایاشکرت خدایا ممنونم استاد ممنونم یاحق
سلام استاد عزیز
آنقدر الان حسم خوب بود گفتم بیام بنویسم
راستش استاد امروز میخواستم برم شلوار بخرم و دیگه شلوارهایی گشاد که مثل همیشه میپوشیدم رو نپوشم و رفتم مغازه خانمه گفت سایزت چنده منم گفتم ۴۸ و رفتم پوشیدم استاد باورم نمیشه واقعان من توی این یک ماهی که روی خودم کار کردم و فایل هارو گوش دادم ۲ سایز کم کردم و سایزم ۴۶ شده یعنی استاد چند ثانیه توی شوک بودم از شدت خوشحالی که من زهرا بدون هیچ رنج و عذابی بدون هیچ دمنوش و رژیمی بدون اینکه حتی بخوام ورزش کنم بدون هیچ رنجی 2 سایز کم کردم ( هوراااااااا آخ جونم)
استاد وقت هایی که رژیم میگرفتم فکنم نیم سانت کم میکردم اونم من آنقدر خودم دیگه عذاب میدادم و ….. اما الان با تغییر فرمول های ذهنی که تغییر کرده و جسم من هم تغییر کرده خوب لباسام واسم گشاد شده اما وقتی فهمیدم ۲ سایز کم کردم خیلی خوشحالم این یعنی جوانه ها زده شده و من باید بیشتر و انگیزه ی بیشتری ادامه بدم گفتم بیام بنویسم و این حس خوب رو با شما و دوستان گل اشتراک بزارم
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊
مبارکتون باشه
چقدر لذتبخشه وقتی آسان بودن لاغر شدن رو تجربه میکنیم
با اشتیاق و اطمینان بیشتری ادامه بدید
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
سلام استاد عزیز
مثل بقیه فایل ها این هم بی نظیر بود
خب استاد تا جایی که یادمه توی دوران دبستان من خیلی اضافه وزن نداشتم اما خوب از هم سن و سال های خودم تپل تر بودم و این باعث شده بود خیلی روی چاقی تمرکز کنم یعنی من هر موقع خودم رو میدیدم فقط به چاقی و اضافه وزن توجه داشتم و خیلی خودم رو گاهی اوقات سرزنش میکردم و همینطور میگذشت و من به راهنمایی رسیدم دیگه طرز فکر دیگران مهم تر از طرز فکر خودم درباره ی خودم بود و بیشتر خجالت میکشیدم از خودم در صورتی که آدم گوشه گیری نبودم اما خوب آنقدر توجه به چاقی کرده بودم که درونم استاد درونم فکر میکردم داره میگه بس کن انقدر ناراحتم نکن و اذیتم نکن این حرف رو بهم نزن بهم اینو نگو اما من نه همش سرزنش و خجالت !چقدر من به خاطر توجه به چاقی از خودم دفاع نکردم چقدر من بخاطر توجه به چاقی خودم و علایقم و هر چیزی که مربوط به خودم میشد رو کنار گذاشتم و خودم رو نادیده گرفتم بعضی موقع ها برای شادی خودم کاری انجام میدادم اما باز هم انگار یک چیزی کم بود اون هم توجه به خودم کم بود اون نادیده گرفتنه !!
من لباس مورد علاقم یاد نمیاد پوشید باشم چون جذب بود و از اندامم خجالت میکشیدم
من یادم نمیاد تا حالا شلوار مورد علاقم رو پوشیده باشم چون خجالت میکشیدم از اندامم
من یادم نمیاد کی به خودم حرف های قشنگ زدم چون خودم رو لایق نمیدونستم
من یادم نمیاد که وقتی میر فتم خرید با اعتماد به نفس خرید کرده باشم چون فکر میکردم دیگران دارن بهم نگاه میکنن و توی دلشون منو مسخره میکنن! و منی که دوست دارم خرید کردن رو اما میترسیدم !
من یادم نمیاد که چقدر از زندگیم لذت بردم چون همیشه حواسم به چاقی بود وقتی میرفتم بیرون حواسم به چاقی بود میخندیدم حتی حواسم به چاقی بود کل زندگی من توجه به چاقی بود الان که مینویسم حسم یک جوری میشه انگار نمی خوام این رو قبول کنم که من همش حواسم رو در طول روز لحظه به لحظه به چاقی بودع به طور مثال چی بخورم صبحانه با چه چیزی میان وعده چی بخورم چی هست توی یخچال ،. الان که میخوام کتاب مطالعه کنم بهتر برم چیزی بخورم ، اول غذا بعد هرکار دیگه ای ، اول و اول. این اول ها باعث شد که دیگه من زهرا دیگه اول نباشم فکرم و مواد غذایی و توجهم به چاقی اول باشن اول میخواستم به خودم بگم آفرین اون ها اول میومدن میگفتن که آخه تو فکر میکنی این کاری که کردی چقدر ارزش داره یا افتخار!
بازم توجهم میشد چاقی !
من یادم نمیاد تا حالا توی بچگی ام که دوران دبستان بود با دوچرخه رفتم باشم مثل دختر های همسنم بیرون رفته باشم و لذت ببرم و دوچرخه سواری کنم چون بقیه میگفتن یک نگاه به هیکلت بنداز هر چند اگر اون ها نمیگفتن من خودم خجالت میکشیدم
من یادم نمیاد کی لباس مورد علاقم رو پوشیدم و لذت بردم چون توی بچگی اگر بپوششی که دوست داشتم با هاش باشم رو میپوشیدم رو دیگران میگفتن خجالت بکش نگاه کن به هیکلت تو درسته بچه ای اما زشته اندامت میزنه بیرون سریع برو اون رو بپوش در صورتی که هنوز توجه نداشتم به چاقی شاید در دروان بچگی کمی خجالت میکشیدم اما چون این حرف ها رو از دیگران میشنیدم دیگه باور کرده بودم من چاقم و نباید به سلیقه خودم لباس بپوشم و همیشه لباس های گشاد رو می پوشیدم حتی الان هم یادمه که وقتی یک نفر تناسب اندام داشت و لباس های قشنگی میپوشید من نمیپوشیدم من لباس های ۲ یا ۱ سایز بزرگتر میگرفتم که چاقی ام دیده نشه حسرت شده بود برام لاغری حسرت شده بود لباس های قشنگ حسرت شده بود برام اون تناسب اندام . زهرای که هنوز اضافه وزن آنقدر نداشت اما حسرت شده بود براش لاغری .
من یادم نمیاد توی جمع ارتباط بگیرم درسته میخندیدم و اینا اما همیشه وقتی میخواستم صحبت کنم کلمات رو اشتباه میگفتم چون توی ذهنم مدام میومد میگفت تو میخوای برای چی صحبت کنی تو که چاقی تو این جمع متناسب ها چرا نشستی تو حرف نزن و سکوت کن بزار کسانی که متناسب و لاغر هستن حرف بزنن
من یادم نمیاد تو این مورد اضافه وزن از خدا گله و شکایت نکرده باشم تا بودع همش شکایت و اینکه تو چرا منو دوست نداری و چرا منو چاق آفریدی چرا منو آفریدی و…
من یادم نمیاد که چقدر تعریف کرده باشم از خودم مثال من همش در مورد خودم پیشه بقیه در مورد چاقی میگفتم که من چاقم من اصلا کم میخورم اما چاقم و فلان ….
من یادم نمیاد که می به خودم کی احترام گذاشتم چون خودم رو لایق نمیدونستم میگفتم بقیه بیشتر احترام بزارم اون ها لایق تر هستن از من!!
من توی بچگی خیلی علاقه داشتم مثل بچه های دیگه به انگشتر های کوچولو خوشگل یا النگو اما خجالت میکشیدم یا اون النگو ها دستم نمیشد هر بار از این ها از علاقه هام از هرچی بود میگذشتم که کم کم دیگه برای خرید لباس یا هر چی دیگه ای ذوق نمی کردم به جاش هر دفعه برای غذا ذوق میکردم هر بار از خرید خوراکی ذوق میکردم از طعم مواد غذایی ذوق میکردم دیگه علاقه هام مهم نبود دیگه خودم برای خودم مهم نبودم البته نمیگم همیشه اما خوب تا جایی که حسام رو یادمه بیشتر اولویت خودم نبودم دیگران بودن ! شاید بپرسی استاد چرا ؟ چون میخواستم بگم منم هستم به من هم توجه کنین هر بار با الویت دادن اون ها و خودم رو الویت آخر دادن به خودم بی احترامی میکردم من چقدر به خاطر این توجه به چاقی خودم رو محدود می کردم چقدر کارهایی میخواستم انجام بدم رو نکردم چقدر ابراز های احساسی رو میخواستم بکنم و بگم نکردم چقدر خجالت کشیدم از نگاه دیگران به خودم چقدر اذیت شدم چقدر رنج کشیدم به خاطر توجه به چاقی
. اما شما گفتید فک کنید که ۳ سال بعد شما به خواست تون رسیدید و لاغر و متناسب شدید چه اتفاقاتی توی اعتماد بنفس و ارتباطاتون و … میفته ؟؟؟
خب از نظر اعتماد به نفس بگم اعتماد به نفسم خیلی بالا رفته خیلی شور اشتیاق دارم برای تموم کردم کارهایی که فکر میکردم نمیتونم انجامشون بدم و توی زمینه کاری با بقیه میتونم محکم صحبت کنم و خواسته و ایده های خلاقانه ام رو بگم میتونم اعتقاد و نظرات خودم رو بگم و اگر جایی رو دوست نداشتم و موافق نبودم بگم «نه» و وقتی راه میرم با اعتماد بنفس راه میرم و کارها و چیزهای که علاقه داشتم رو انجام میدم و لذتش رو میبرم و عشق میکنم با خودم هر موفقیت کوچیک و چه بزرگ افتخار میکنم به خودم و لذت میبرم و….
توی استایل و پوشش خودم همون چیزی رو دوست دارم رو میخرم همون شلوار و کت با مانتویی که میخوام رو می پوشم همون رنگی که دوست دارم رو میخرم و…
توی سلامتی که سلامتی ام خیلی خیلی خوبه حتی یکبار هم نشده که سردرد یا حالت تهوع بگیرم سرحال و شادابم و هربار لذت میبرم از این سلامتی و شادابی ام و…. و خیلی پر انرژی شدم میتونم خیلی فعالیت کنم تو اون چیز های که دوست دارم و من عاشق ورزش کردن هستم همش دارم با عشق بدون خستگی و بدون بی حوصلگی ورزش کنم پر انرژی و سرحال ورزش میکنم آخ جوووووون .
دوستان متناسب سر راهم خداوند قرار میده و اون ها هم مثل من متناسب و خوش هیکل هستن وقت میذاریم و میریم بیرون و پیاده روی و طبیعت گردی میکنیم و ورزش میکنیم و لذت میبریم از این تناسب اندامی که خدا بهمون داده.
استاد وقتی شما رو هر دفعه میبینم تحسین میکنم که چقدر تناسب اندام قشنگی دارین و میگم چون استاد رسیده پس قطعا من هم میتونم و دوستانی که عکسشون توی آلبوم شگفتی سازان دیدم چقدر تحسینتون میکنم و وقتی میبینم بچه ها تونستن و شما استاد تونستین نا خودآگاه یک حس پر از انگیزه و خوب بهم منتقل میشه واقعا تحسینتون میکنم استاد که چقدر شما توی مسیر استمرار دارین و من هم به خودم گفتم زهرا این خداوند قانون تناسب لاغری گذاشته گفته هرکس که میخواد متانسب باشه سر حال و شاداب و پر انرژی باشه باید استمرار داشته باشه و من هم میخوام با کمک الله توی این مسیر استمرار داشته باشم .
انسان از سه بخش روح +ذهن+و جسم تشکیل شده است .
ما با هر بار افزایش وزن ۱۰۰۰ برابر از جسم خود متنفر شدیم نادیده گرفتیم حالمون ازش بهم خورد تحقیرش کردیم و رفته رفته اونو از خودمون ندونستیم .
یادمون رفت جسم ما خود ب خود چاق نشده کار های که باهاش کردیم و بلاهای که سرش آوردیم و نادیده گرفتیم چون واقعا راه اصلی لاغری نمیدونستیم تو یه هزار تو اسیر شده بودیم بدون یک راهنمایی.
در فایل دوم من مسولیت چاقی خودمو گردن گرفتم و در فایل هفتم مسولیت جسم خودمو هم گردن میگیرم قبول میکنم که خودم این بلا رو سرش آوردم خودم مقصر هستم و خودم نیز برای بهبود زخم های که ب جسمم زدم رو درمان خواهم کرد .جسم عزیزم منو ببخش بخاطر تمام رفتار های اشتباهی که باهات داشتم بخاطر تموم حس های بدی که بهت دادم بخاطر تموم مواد غذایی که به زور بهت تحمیل کردم 🥲میدونم تو میبخشی منو پس کمکم کن دوباره بسازیم تموم اون چیز های که ویران کردمو دوباره با کمک هم میسازیم بهت قول میدم باورم کن کمکم کن ❤️❤️🩹
تمرین های فایل هفتم.
در جمع های ما اکثرا فاز منفی که راجب سخت بودن لاغری و روش های عجيب قریب که دارن زیاده من قبلا پا ب پای اونو بحث میکردم از اضافه وزنم میگفتم از پرخوری هام بدون این که کسی از من نظر بپرسه انگار قرار بود بهم مدال افتخار بدن ولی الان یاد گرفتم موقع که اونا حذف میزنن نه گوشی برا شنیدن دارم نه دهانی برا حرف زدن .
دروغ چرا بعضی وقتا خیلی کم پیش میاد از اندام و شرایطی که دارم بدم بیاد ولی اون تایم یه برهنه جلو اینه میمونم و خودمو با جزئیات بیشتری میبینم با خودم تکرار میکنم که اگه از شرایط که داری ناراضی هستی تقصیر هیچ کسی جز خودت نیست مقصر خودتی پس سعی کن بجا این که بدت بیاد درستش کن من هنوزم زیبا هستم ولی زیبا ترش میکنم 😍💪
تعهد نامه :
جسم عزیزم منو ببخش بخاطر تموم اشتباهاتی که داشتم بخاطر تموم نادیده گرفتن هام برای تمام حس بد های که بهت دادم من راهمو گم کرده بودم ازت فاصله گرفتم ازت دور شدم .ولی الان راهمو پیدا کردم کمکم کن تا تموم اشتباهات گذشته خودمو جبران کنم من در ابن مسیر بهت نیاز دارم میدونم تنهام نمیزاری و من قول میدم اشتباهات خودمو جبران کنم و ترو برگردونم به همون جسمی که سال ۹۹ بودی بهت قول میدم 😍❤️
لیست اقدامات که برای برقراری صلح با جسمم انجام دادم .
راحت جلو اینه میرم
از دیدن بدن برهنه خودم ترسی ندارم .
از خودم جلو بقیه ایراد نمیگیرم .
لباس جذب میپوشم بعضی وقتا چون زیاد خوشم نمیاد فقط میپوشم تا بدونه جسمم که من این مدلی هم دوسش دارم
تاثیر لاغری:اعتماد ب نفس بیشتری دارم با خودم دیگه درگیر نمیشم .سبک تر شدم دیدم ب زندگی خیلی بهتر شده اصلا انگار تازه متولد شدم 😍
تاثیر لاغری در رفتار اطرافیان:نمیدونم چون من از زمان لاغریم تا الان که چاق شدم روابطم ب یک شکل مونده.
لاغری در من اتفاق افتاده و قراره همین جوری ادامه پیدا کنه من یک پریسای متناسب هستم با یه اعتماد به نفس عالی من خودمو دوست دارم عاشق خودم هستم خدایا شکرت بخاطر هر چیزی که دارم کمکم کن برسم به هر چیزی که لایقش هستم من لایق سلامتی اعتماد ب نفس عالی رابطه عالی با خودم و دیگران هستم من لایق اینم جسمی متناسب داشته باشم احساس سبکی بکنم ❤️من بهترین ورژن خودمو قراره بسازم خدایا شکرت ❤️
سلام. وقت بخیر
من هم متاسفانه بسیار فرمول های چاقی متنوعی در ذهنم داشتم . همیشه از چاقی خودم صحبت میکردم. همیشه عذاب وجدان دارم. اصلا دوست ندارم برم جایی.
با اینکه خیلی چاق نیستم ولی خب متاسفانه خیلی به خودم گیر میدادم. متاسفانه به خاطر این روزهایی که گذشته برام.
من مهلت تعهد میکنم که از این به بعد دیگه هیچ وقت از چاقی صحبت نکنم . متعهد باشم از اندام زیبا و ایده آل خودم راضی باشم. تعهد میکنم
نشان های دریافت شده
به نام خدا
من در شرایط لاغری و تناسب اندام هستم نسبت به قبل اعتماد به نفس بیشتری دارم و خیلی راحت در جمع نظر خودم را بیان می کنم و خیلی آرام تر با مسائل روبه رو می شوم خیلی راحت تر کارهای روزمره رو انجام می دهم و دوست دارم در آینه خودم را نگاه کنم وهر بار به خودم میگم دارم متناسب تر میشم دیگه خبری از درد زانو و کمر نیست حتی پوستم خیلی نرمتر و شفاف تر شده اوقات فراغت را با فرزندانم وسایت پر میکنم و خداوند مهربان در این مسیر مرا هدایت و یاری می کند.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان
سلام استاد روزتون بخیر
من امروز تعهد میدهم که در مورد چاقی صحبت نکنم.وبه چاقی توجه نکنم.
البته من چند وقتی هست که با جسم چاقم دوست شدم و حس بدی از آن نمی گیرم.
من هر وقت که با مادر و خواهرم بودم یا تماس داشتم یکی از صحبتهای ما در مورد لاغر نشدن وچاقی بود وگله از این که چرا هر روز چاق تر میشویم و این خودش مسئله اصلی بود چون من همهی توجهم رو به چاقی داده بودم و همین باعث شد هر روز حس بد از چاقی بگیرم و چاق تر بشم.چندروز هست که با خود لاغرم زندگی می کنم راه میرم غذا میپزم و خلاصه حالم خوب هست.من همهی تلاشم رو میکنم که از این به بعد از بحث چاقی دوری کنم و برای جسم نیکو باید ذهن نیکو داشته باشیم من برای داشتن ذهن خوب و حال خوب از ورودی منفی جلوگیری می کنم.من با بدنم در صلح هستم و به جسم خودم می بالم و دوسش دارم اینجا مقصر خود من هستم که بلا بر سر جسمم آوردم وگرنه جسم من همواره به سمت پیش فرض خودش یعنی متناسب بودن در حرکت است.
من در آرامش ذهن و تناسب اندام با حس خوب زندگی می کنم لباس میخرم مهمانی می روم به همسر و فرزندانم میرسم و اوقاتی را هم صرف گرفتن ورودی صحیح به ذهنم میکنم.راحت میخوابم و در برخورد با مسائل زندگی با فکر و آرامش برخورد می کنم و در این مسیر خداوند مهربان هم من را هدایت میکند و در پیدا کردن راه حل یاریم می رساند و سیل نعمت های الهی به سوی من روان میشود واین از مزایای لاغری و تناسب اندام و فکر هست.
سلام به استاد عزیز با تشکر از کمکهای بی دریغتون
و سلام به همرهان گرامی
خوشحالم که باهم هم مسیر هستیم همدیگه رو ندیدیم ولی دغدغه ها یکیه
دغدغه عدم اعتماد به نفس، ترس از خوردن، حسرت لباسای رنگی، صبحا نصفه نیمه تو آینه قرار گرفتن،
دیگه بسه، کافیه، 30سال از عمرمو با حسرت هیکل متناسب و وزن 50کیلو از دست دادم
دیگه میخوام امسال به هدفام برسم آخه هر کاری میخوام انجام بدم انگاری وصل شده به لاغری،
اول لاغر بشم بعد….
اینجا عهد میبندم که این مسیرو تا تهش برم
تصورم اینه سال دیگه این موقع :
50کیلو شدم و به سایز 36 رسیدم
تو کارم موفقم و من یه وکیل حرفه ای شدم که سرم خیلی شلوغه و پرونده های زیادی دارم که همه رو با موفقیت به نتیجه میرسونم آخه من تونستم لاغر بشم پس بقیه وظایف سنگینی که برعهده دارم هم به راحتی میتونم به سرانجام برسونم
مهمانی و مراسماتی که دعوت میشم شیکترین و شادترین لباسا رو میپوشم و چقدم بهم میاد، همه فقط محو هیکل و ابهت و زیبایی من هستن
دیگه خودمو قائم نمیکنم، راحتتر ارتباط میگیرم، باکلاس تر و شیکتر برخورد میکنم
قسمت شیرین داستان اینه که میل به خوردن هیچی ندارم، شاید تو رودربایستی بردارم ولی دستم نمیره برای خوردن
و این خود واقعیه منه و من تلاش میکنم تا به اصل خودم برگردم و خدا منو زیبا و متناسب آفریده
خدایا ممنونم، عاشقتم
امضا:عاطفه رئیسی