0

نقطه شروع تغییر (گام ۳)

شروع تغییر
اندازه متن

هدفی مقدس تر از تغییر کردن در زندگی وجود ندارد و انسان هایی که در مدت حیات خود به دنبال شروع تغییر در زتدگی خود هستند، تاثیری ماندگار در زندگی خود و جهان اطرافشان ایجاد کرده اند.

شروع تغییر کردن

تغییر، همانند جریان آب، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است.

جهان پیرامون ما دائماً در حال تحول است و برای سازگاری با آن، ما نیز باید تغییر کنیم.

شروع تغییر می‌تواند کوچک و تدریجی باشد، مانند یادگیری یک مهارت جدید، یا بزرگ و ناگهانی، مانند تغییر شغل یا نقل مکان. در هر صورت، تغییر فرصتی برای رشد، یادگیری و کشف جنبه‌های جدید از خودمان است.

به عقیده من شروع تغییر به دو شکل در زندگی هر انسانی ایجاد می شود:

1- شروع تغییر بر اساس دنیای پیرامون

2- شروع تغییر بر اساس دنیای درون

بسیاری از ما تجربه شروع تغییر کردن بر اساس دنیای پیرامون را داریم.

زمانی که هوا سرد می شود طریق لباس پوشیدن خود را تغییر می دهیم.

زمانی که به خاطر تکرار یک رفتار نادرست به خودمان آسیب وارد می کنیم تصمیم می گیریم آن عادت را تغییر دهیم.

وقوع زلزله یا سیل یا هر اتفاقی که در دنیای پیرامون اتفاق می افتد و باعث بروز خسارت می شود، انسان را ملزم به تغییر روش زندگی خود می کند.

نکته جالب توجه اینکه شروع تغییراتی که به واسطه تغییر دنیای بیرون در خود ایجاد می کنیم همواره سخت و مستلزم تحمل رنج و سختی فراوان است.

نوع دیگری از شروع تغییر بر اساس دنیای درون صورت می گیرد.

این طریق نیاز به درک توانایی های درونی و ایجاد نگرش صحیح در رابطه با خداوند به عنوان خلق کننده دارد.

شروع تغییراتی که بر اساس تمرکز بر تغییر دنیای درون در زندگی ایجاد می شود همواره ساده، لذتبخش و بدون سر و صدا می باشد و این از ویژگی های منحصربفرد این طریق تغییر کردن است.

در شروع تغییر بر مبنای دنیای بیرون نیاز است تا جوانب زیادی را مدنظر قرار داده و همواره مراقب باشیم تا مرتکب اشتباه نشویم اما در شروع تغییر بر مبنای دنیای درون، نیاز نیست تا نگران جوانب و چگونگی شکل گیری تغییرات باشید. فقط لازم است با آرامش و اطمینان به قدرتی که خداوند در وجود شما قرار داده است به مسیر خود ادامه دهید و از تغییرات ایجاد شده در زندگی تان لذت ببرید.

تغییر، یک فرصت است نه یک تهدید. با پذیرش تغییر و تلاش برای رشد و بهبود، می‌توانیم زندگی پربارتر و رضایت‌بخش‌تری داشته باشیم. به یاد داشته باشید که شروع تغییر، بخشی طبیعی از زندگی است و مقاومت در برابر آن، تنها باعث ایجاد استرس و ناراحتی می‌شود.

شروع تغییر کردن

نقطه شروع تغییر

تغییر، همانند نسیمی تازه، می‌تواند زندگی را دگرگون کند. این دگرگونی می‌تواند هم چالش‌برانگیز باشد و هم فرصت‌ساز. اما نتایج نهایی شروع تغییر، اغلب به سمت رشد، پیشرفت و رضایت بیشتر سوق می‌یابند.

به طور خلاصه، تغییر یک نیروی قدرتمند است که می‌تواند زندگی ما را به سمت بهتر شدن سوق دهد. با پذیرش تغییر و تلاش برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی، می‌توانیم به رشد شخصی، بهبود روابط و افزایش رضایت از زندگی دست پیدا کنیم.

نقطه شروع تغییر دنیای درون از تغییر افکار شروع می شود.

اکنون که شما در حال مطالعه این نوشته هستید اطمینان داشته باشید در نقطه شروع تغییر شرایط زندگی خویش یا همان سرنوشت خود قرار دارید.

در این روش نیاز است تنها بر آنچه در ذهن خود مرور می کنیم توجه داشته باشیم.

فقط کافی است مهارت شناسایی و مدیریت افکار را بیاموزید تا بتوانید به افکاری که نتیجه احساسی خوبی در شما ایجاد می کند اجازه مرور شدن بدهید و مانع مرور افکاری شوید که نتیجه احساسی آنها ناامید کننده است.

به این ترتیب شما دنیای درون خود را از هرگونه افکار نامناسب پاکسازی می کنید و به شکل مستمر در احساس خوب قرار می گیرید.

احساس خوب، فراتر از یک احساس گذرا است. این احساس، تأثیرات عمیقی بر زندگی ما می‌گذارد و به بهبود کیفیت زندگی‌مان کمک می‌کند. به جرأت می توان گفت که احساس خوب داشتن مهمترین پارامتر برای شروع تغییر است.

احساس خوب داشتن

در کل، احساس خوب یک چرخه مثبت را ایجاد می‌کند. وقتی احساس خوبی داریم، رفتارهای مثبتی از خود نشان می‌دهیم که به نوبه خود، احساس بهتری را در ما ایجاد می‌کند. این چرخه مثبت، به ما کمک می‌کند تا زندگی شادتر و موفق‌تری داشته باشیم.

نتیجه احساس خوب داشتن، تغییر نگرش به دنیای پیرامون است و نتیجه تغییر نگرش، تغییر انتظار از زندگی است.

خداوند به عنوان پاسخ دهنده و برآورده کننده آرزوها به انتظار شما از دنیایی که در آن زندگی می کنید پاسخ می دهد و اتفاقاتی را وارد زندگی شما می کند که از قبل انتظار آن را دارید.

از آنجا که از کودکی در معرض افکار نامناسب قرار داشته ایم طبیعی است که اکنون گرفتار مرور افکار نامناسب و در نتیجه شکل گیری انتظار نامناسب از زندگی در ذهن خود باشیم.

اما نکته امیدبخش این است که هربار تصمیم به شروع تغییر بگیریم و شرایط زندگی خود را از طریق تغییر دنیای درون آغاز کنیم این فرصت برای ما مهیاست و از طرف خداوند مورد تایید و تحسین قرار می گیرد.

تحسین خداوند را از طریق هدایت شدن به مسیرهای درست دریافت می شود و این تجربه ای است که در انتظار شماست.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

متن فایل تصویری برای ناشنوایان 🧏

متن فایل تصویری شروع تغییر: (توسط خانم نگار ملکزاده عزیز)
اگر مراقب ذهنمون نباشیم همیشه دوست داره به اون چیزی توجه کنه که اصلاً به درد ما نمی‌خوره اصلاً باهاش حال نمی‌کنیم اصلاً لذت نمی‌بریم و این اشتباهیه که همه‌مون داریم هر روز مرتکب میشیم که به گذشته‌مون توجه می‌کنیم به اون چیزی که توی زندگیمون هست توجه می‌کنیم و انتظار داریم که خداوند آینده ما رو تغییر بده.

انتظار داریم که خداوند روزهای جلوی روی ما رو تغییر بده و این اتفاق رخ نخواهد داد تا وقتی که ما داریم به اشتباه هر روز به اون چیزی که دوست نداریم توجه می‌کنیم.

اون چیزی که من دیروز تجربه کردم چیزی بوده که من خودم در دنیا خلق کردم و تجربه‌اش کردم اگر بخوام به اون توجه کنم برای امروز، من روزهای بعدم رو هم مثل روزهای قبل تجربه خواهم کرداین اتفاقیه که داره توی زندگی همه‌مون میفته اما اگر آگاه باشیم و بدونیم که  امروزِ من یک روز جدیده و هیچ ربطی به گذشته تو نداره.

امروز تو می‌تونی بهتر فکر کنی، می‌تونی شروع کنی به اون چیزی که دوست داری توجه کنی، می‌تونی کتاب خوب بخونی، می‌تونی آهنگ خوب گوش کنی، می‌تونی از محتواهای خوب استفاده کنی، هیچ ارتباطی به گذشتت نداره.

 فکر نکن که اگر تو امروز تصمیم بگیری که زندگیت رو تغییر بدی خدا میگه نه تو ۳۰ ،۴۰ سال بد زندگی کردی دیگه تموم شد، دیگه من به تو این اجازه رو نمیدم، خیلی‌هامون اینجوری فکر می‌کنیم.

فکر می‌کنیم اگر من امروز تصمیم گرفتم خوب زندگی کنم پس گذشتم چی میشه؟! پس گناه‌هایی که انجام دادم! نمازهایی که نخوندم! روزه‌هایی که نگرفتم! چطور ممکنه خدا به من اجازه بده که من زندگیم رو تغییر بدم یا زندگی بهتری داشته باشم؟!

خدا هیچ چیزی از گذشته تو رو برات حساب نمی‌کنه، فکر نکن اگر تو امروز بخوای بهتر زندگی کنی خدا میگه نه بزار حالا من بررسی کنم ببینم تا دیروز چطور زندگی می‌کردی. اصلاً اینجوری نیست، هیچ وقتی خداوند به گذشته شما کاری نداره به همین دلیله که در قرآن خدا میگه که شما هر بار که توبه کردید دیگه تموم شد، بارها به پیامبر توصیه می‌کنه که اگر این افراد اینجوری کردن باهاشون برخورد می‌کنی و هرجا این افراد توبه کردن تمام شد دیگه، باید ببخشید چون خدا رئوف و بخشنده است.

چرا میگه هر باری که هرجا که کافران یا هر کسی اشتباهی کرده توبه کرد دیگه تمام شد دیگه حق نداری به اون‌ها حمله کنی یا اون‌ها رو اذیت کنی یا اسیری،،،چرا میگه؟؟ به خاطر اینکه هر لحظهِ تو ارتباطی نداره به گذشتت.

اگر الان تصمیم گرفتی بهتر زندگی کنی این نیست که خدا بگه نه تو دیگه چند روزه داری بد میگی چند روزِ خوب زندگی نکردی شما ۴۰ سال افکار نامناسب داشتی و من دیگه نمیذارم تو خوب زندگی کنی.

به هیچ وجه اینجوری نیست. ذهن شما هر روز خالیه، خداوند هر روز نگاهش به شما به عنوان یک انسان پاکِ، یک انسانی که می‌خوام ببینم امروز چطور می‌خواد زندگی کنه، چه چیزی برای من می‌فرسته، آیا افکار مناسب می‌فرسته یا همون افکار نامناسب دیروزی رو می‌فرسته و ادامه میده.

 هیچ انتخابی از طرف خداوند برای من و شما نیست که بگه نه این دیگه از اون آدم بدهاست دیگه اینو نمیذارم خوب زندگی کنه یا هرچی نعمت داریم بره سمت اون افراد اصلاً همچین چیزی نیست. هر چیزی که خودت می‌خوای رو خدا میگه باشه من حرفی ندارم که.

 چون همه این شرایط رو داره، کسی که همه چی داره چه فرقی براش می‌کنه که تو از چی استفاده کنی، مشکل اینه که ما نگاهمون به خدا انسانیه و فکر می‌کنیم که همون جوری که خود من که فلانی از من یه چیزی خواست گفتم نه، یادته اون دفعه به تو چیزی دادیم تو تشکر نکردی پس دیگه نمیدم. فکر می‌کنی خدا هم با ما اینجوری رفتار می‌کنه. در حالی که اینجوری نیست.

خیلی از ما در مورد اضافه وزنمون هم همین فکرو داریم، فکر می‌کنیم دیگه ما لاغر شدنی نیستیم چرا؟؟ چون ۴۰ ساله من چاقم، خب ۴۰ ساله اونجوری فکر کردی اونجوری رفتار کردی نتیجه‌ات هم همینه که الان هست، خب الان می‌خوای لاغر بشی باید جور دیگه فکر کنی، باید جور دیگه رفتار کنی، باید جور دیگه ببینی و نگرش داشته باشی.

اگر می‌خواهی همون افکار و رفتار گذشته رو داشته باشی و آرزوت هم این باشه که لاغر بشی هرگز لاغر نمی‌شی. کسی که تعارف نداره، به گریه و زاری و اینا نیست. خدا که نمیاد که بدن شما رو امروز بتراشه تحویل شما بده. کاری بوده که خودت کردی بپزیریدش. حالا اذیتی، ناراحتی، باشه، بپذیر که خودم بودم اگر بپذیری خودم بودم حتی اذیتم بشی دیگه خیلی برات سخت نیست.

همه اون چیزی که ما امروز در زندگی داریم و باعث اذیتمون میشه چیزیه که خودمون به وجود آوردیم چیزیه که خیلی وقت‌ها شاید خودمون از خدا خواستیم و یادمون رفته که ما اینو از خدا می‌خوایم حالا که توی زندگیمون هست این دفعه داریم از این گله و شکایت می‌کنیم.

امروز داشتم با خودم فکر می‌کردم که اول صبحی افکار منفی داشت میومد برام، راه حلش این بود که بیام فکر کنم چه چیزی توی زندگی من الان هست که قابل لذت بردن و سپاسگزاری کردنه؟! دیدم اول اینکه من امروز صبح لازم نیست برم سر کار بیرون از خونه، دارم میام سر یه کاری که عاشقشم و با خودم فکر کردم گفتم تا همین چند سال پیش من هر روز که داشتم می‌رفتم کارخونه از خدا می‌خواستم که خدایا یه شرایطی رو جور کن من از این کارخونه فلان فلان رها بشم، من از این کار لعنتی بیام بیرون.

خب دو سه سال بعد من اومدم دزفول، رفتم نجاری کار کردم توی اون شرایط، بعد دوباره از اون کار خوشم نیومد بعد اومدم رفتم ابزار یراق کار کردم، چند سال بعد از اون کار خوشم نیومد الان این چیزی که الان هستم اون چیزیه که خودم از خدا خواستم.

 میلیون‌ها بار به خدا گفتم خدا شرایطی باشه من برای خودم کار کنم الان همون شرایطِ، چرا بازم ناراحتم! پس چرا باز گله و شکایت دارم! این چیزیه که خودم یه زمانی آرزو داشتم. فکر می‌کردم اگر این باشه دیگه تمام، من خوشبخت‌ترین آدم روی زمینم.

اومدم از پله پایین، دیدم این همون ماشینیه که من چند سال پیش رویاشو داشتم، الان تو پارکینگ خونم هست این همون چیزیه که خودم از خدا خواستم و الان دارمش پس بابت این هم باید سپاسگزار باشم.

بابت همین خونه‌ای که هست درسته الان من مادرم نیست ولی خب خونش هست من هر روز میام اینجا از فضای این خونه از اون کارهایی که انجام داده از اون چیزهایی که توی خونه داره من لذت می‌برم و دارم باهاش زندگی می‌کنم و چه چیزی برای من ارزشمندتر و لذت بخش‌تر از اینه که صبح بیام اینجا توی فضایی که من حسش می‌کنم، هست همه کارهایی که انجام داده، همه نظمی که توی این خونه هست، چیدمان خونه، همه کار مادرمه و میام اینجا از وسایلش استفاده می‌کنم و لذت می‌برم.

سکوت فوق العاده، چه چیزی می‌تونه ارزشمندتر و بالاتر از این باشه! این چیزیه که شاید زمانی توی رویای منم نبود من خودم هزاران بار از خدا خواستم که اینجور باشه.

چند سال همسرم می‌گفت کاش یه جور بشه تو همش خونه باشی الان همون جوریه ولی به راحتی می‌تونه این ذهن کاری کنه که همین چیزی که تو از خدا خواستی را برات سیاهش کنه برات زندگی رو تیره و تار کنه و یه لحظه‌ای میرسه که واقعاً زندگی برای همیشه تیره و تار میشه و چشای ما بسته میشه و ما از این دنیا میریم و دیگه هیچ چیزی رو نخواهیم دید. هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت. هیچ فکر منفی وجود نخواهد داشت و اون وقتم تازه ما دوباره حسرت می‌خوریم.

چیزی که قرآن میگه، خدا میگه، که اسم قیامت را گذاشته یوم الحسرت، که آدم‌ها حسرت می‌خورن که چرا زندگی نکردم! حالا به ما گفتن که حسرت می‌خوری که چرا نماز و روزه بیشتری نگرفتی و نخوندی ولی من عقیدم اینه که اونجا هم ما تازه دوباره حسرت می‌خوریم که ای دل غافل زندگی تموم شد چشام رو بستم  اونم دوباره حسرت می‌خوریم و کل زندگیمون داره با حسرت می‌گذره.

 حسرت زندگی این، حسرت اینکه چرا فلانی اینجوریه، حسرت اینکه چرا اون لاغره، چرا اون پولداره، چرا اون خونش چند تاست و هر روزمون داره با توجه کردن به اون چیزی که نمی‌خواهیم از زندگی خودمون و دیگران می‌گذره و آینده ما هم به همین شکل داره رقم می‌خوره.

بازم تاکید می‌کنم اون چیزی که الان هستی رو اینو بپذیر شاید نتونی براش دلیل پیدا کنی اون چیزی که الان هستی رو یقین داشته باش که خودت از خدا خواستی. شاید  ندونی چطور و کی خواستی ولی خودت از خدا خواستی و الان داری تجربش می‌کنی.

اگر از تجربه‌اش راضی نیستی اشکال نداره تغییرش بده چرا چسبیدی به این تجربه چرا چسبیدی به این چهار تا فکر منفی چرا چسبیدی به اون رفتارهای بدی که فلانی باهات کرده اون حرف‌هایی که به تو زده بیا زندگیت رو تغییر بده بیا از نگرشت شروع کن و اونو تغییر بده انتخاب کن چی می‌خوای چی نمی‌خوای فکرت رو درست کن و این نیاز به آموزش داره این نیاز به آموزش داره.

این نیست که تو بخوای بگی باشه من امروز می‌خوام فکرم رو عوض کنم پس چرا فردا زندگیم تغییر نکرد سال‌ها برای من طول کشید خداوند اینجوری رویای شما را برآورده می‌کنه رویای منو برآورده کرده چندین سال طول کشید تا از اون کارخونه من اومدم بیرون رفتم کار نجاری انجام دادم دو سال نجاری کردم بعد اومدم ۵، ۶ سال مغازه ابزار یراق داشتم و الان چهار پنج ساله دارم همین کارو انجام میدم

چندین سال زمان برد تا اون رویای من تکمیل شد و من نمی‌دونستم اصلاً قرار تکمیل بشه من اصلاً چرا هر روز از خدا می‌خواستم که خدایا شغل منو عوض کن کاری کن من از اینجا از این کار لعنتی بیام بیرون برم واسه خودم کار کنم چون اصلاً فکر نمی‌کردم بشه ولی هر روز از خدا می‌خواستم فکر نمی‌کردم که اصلاً همچین شرایطی بشه رخ بده تو زندگیم،

چرا؟! چون فکر می‌کردم خب من چطوری می‌تونم زندگی بهتری داشته باشم من که مدرک ندارم من که پول ندارم من که سرمایه‌ای ندارممن که پارتی ندارممن که هیچی ندارمو چطور خدا می‌خواد زندگی من عوض بشه و من اصلاً نمی‌دونستم که وقتی تو بخوای خدا عوضش می‌کنه.

برای جسمم هم همینجور بود من نمی‌دونستم واقعاً میشه لاغر شد و لاغری با ذهن رو شروع کردم به عنوان یه تفریح عشق بود وگرنه هیچ عقیده‌ای هم نداشتم که میشه از لاغری با ذهن لاغر شد چون اصلاً تجربه‌ای برای لاغر شدن نداشتم اگر کسی از من درباره چاقی می‌پرسید بله ذهن من پر بود از خاطرات چاقی از موفقیت‌هام در چاق‌تر شدن ولی من اصلاً هر چقدر هم تلاش کرده بودم برای لاغر شدن مقطعی بود و دوباره از بین می‌رفت و اصلاً من امیدی نداشتم که بخوام لاغر بشم.

اما بازم شد بازم رویای من الان در حال زندگی کردنشم و دوباره دارم اون چیزی رو که بهم لذت میده استفاده می‌کنم و لذتش رو می‌برم.

اون چیزی که الان هست چه جسمته چه شرایط زندگیته چه هر چیزی که هست چیزیه که خودت از خدا خواستی و الان توی زندگیته شاید نتونی دلیلش رو پیدا کنی شاید نتونی بگی خب من کی خواستم من نمی‌دونم کی خواستی و چطور خواستی برای خودمم نمی‌دونم کی خواستم ولی می‌دونم که اینو پذیرفتم که اون چیزی که الان هست اون چیزیه که خودم قبلاً از خدا خواستم و الان توی زندگیمه و بیام به خاطرش سپاسگزار باشم حتی اگر فکر می‌کنم خوب نیست سپاسگزار باشم که اون چیزی که می‌خوام الان بهم داده شده.

خیلیا هستن از خدا بچه می‌خوان سال‌هاست بهشون داده می‌شه چند ماه بعد شروع می‌کنن به گله و شکایت. خیلیا هستن دنبال خونه هستند خونه بهشون داده می‌شه از چند وقت بعد فقط شروع می‌کنند گله و شکایت که جاش بده فلانه همسایه‌ام اینجوریه دم درش اینجوریه فروشگاه دوره اینجا اینجوریه نزدیک اصلیه تو فرعیه میلیاردها دلیل می‌تونی پیدا کنی برای اینکه حالت رو بد کنی اما فقط یه دلیل کافیه برای اینکه خوب زندگی کنی اونم به نظر من این دلیله که شاید امروز روز آخر باشه.

هر وقتی تو خیابون دارم می‌گذرم اعلامیه‌های فوت افراد رو می‌بینم به خودم یادآوری می‌کنم که این فرد دیروز زنده بود امروز نیست شاید فردا تو نباشی پس سعی کن خوب زندگی کنی یه روز خوب زندگی کن لااقل که اگر فردا من نبودم بگم من یه روز خوب زندگی کردم اگر چشای من بسته شد دیگه باز نمی‌شه.

بنابراین خدا هم کاری نداره به اینکه تا دیروز شما چیکار کردید چه کارهایی کردی اون چیزهایی که بهت گفتن آیا اینجوری زندگی کردی دعا کردی فلان کردی التماس کردی نمازت رو خوندی نخوندی خدا نمی‌دونه که شما چی تا دیروز فرستادی امروز می‌خوای تغییرش بدی بفرست. فکر جدید، فرکانس جدید بفرست و این نیاز به آموزش داره روی هوا نمی‌شه چیزی رو درست کرد.

این ذهن ما پر از افکار منفی پر از اشتباهاتیه که فکر هم می‌کنیم تازه صحیحه ولی غلطه وقتی میای چهار تا کتاب بخونی چهار تا فایل گوش بدی یواش یواش یه چیزایی دستگیرت میشه و می‌فهمی که چطور باید ذهنت رو تغییر بدی و از مطالب سایتم می‌تونید بیشتر استفاده کنید.

نوشته‌های زندگی با اراده خداوند فوق العاده است و فایل‌هایی که توی بخش تغییر زندگی هست فوق العاده است فایل‌های تناسب که بی‌نظیرن و تصمیم بگیر هر روز محتوای جدید به خودت بده به اینم فکر نکن که چطور؟! مهم نیست کجای  دنیایی، مهم نیست چقدر ناراحتی از وضعیتت، مهم نیست چقدر چاقی، مهم نیست چقدر اوضاع مالیت خرابه، همه اینا رو من بودم.

مهم اینه که تصمیم بگیری زندگی رو تغییر بدی خود خداوند راهش رو هم بهت میگه یواش یواش پیدا می‌کنی فقط تو شروع کن قدم‌هات رو بردار خودش بهت میگه که چطور باید بهتر زندگی کنی.

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.55 از 83 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=32354
53 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۱۷:۲۳
      مدت عضویت: 1103 روز
      امتیاز کاربر: 8085 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      سلام براستاد وهمراهان عزیز

      من تمام شرایط موجود درزندگیم را میپذیرم و میدانم هرآنچه هست را خودم خلق کرده ام 

      وازاین به بعد با ذهنی خالی وروحی سبک از این بابت که هرآنچه گذشته  گذشته وخداوند از الان و تصمیم تغییر من مرا هدایت میکند منهم افکار وفرکانس با احساس خوب ارسال میکنم 

      وسعی میکنم به آنچه که دوست دارم درزندگیم بیفتد توجه کنم 

      توجه به خواسته ها وعدم توجه وتمرکز بر ناخواسته ها تمام

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۱۷:۰۷
      مدت عضویت: 1434 روز
      امتیاز کاربر: 16128 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      بنام خدایی ک در این نزدیکیست 

      سلاااااام ب استاد و همه دوستانی تلاش دارن ک خودشونو تغییر بدن تا دنیای قشنگتری داشته باشیم

      افکار رو رفتار ما تاثیر میذاره و .خشم،شادی،غم،هیجان،…..

      و ما آدم جهان خودمون هستیم و دنیای بیرون ربطی به ما ندارد, و گذشته حاصل تجربه ماست ومن حمیده ک این هستم با هیچی عوض نمیکنم حتی حاضر نیستم ب گذشته برگردم. و حمیده ک الان هستم چیزی ک خودم خواستم جذبش شدم و برا تلاش کردم ، من مسئول شرایط و وضعیت فعلی خودم هستم.هرروز ک از خواب بیدار میشم ت دفترم می‌نویسم ک خداوندیا من از شما سپاسگزارم ک یه روز دیگه ب من هدیه دادی،استاد من از شما ممنونم ک نور راه تغییر ما شدید انشالا خیر تغییر ما ب زندگیتون هزاران بار برگرده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۱۴:۴۷
      مدت عضویت: 1136 روز
      امتیاز کاربر: 63150 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 352 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم 

      واقعا مقصر ۱۰۰در صد زندگیم خودم هستم 

      من وقتی نتوانم ذهنم رو از افکار نامناسب کنترل کنم ودست از گله و شکایت هام و غر زدن هام برندارم خداوند چطور می خواد زندگی پر از آرامش واحساس رهایی و آزادی و خوشبختی رو بهم بده 

      من وقتی حق انتخاب دارم خداوند هرگز نمیاد این حق من رو بگیر و حال بد من رو خوب کنه پس فرمان زندگی من دست انتخاب های خودم

       خداوند فقط سیستمی کار می کنه دو نوع راه برای زندگی ترسیم کرده یکی افکار مثبت و نگرش مثبت به شرایط درونی و بیرونی و حال خوب و دیگری برعکس حس منفی وناسپاسی و همراه شدن با نجواهای ذهن منفی ومسیر با شیطان 

      خوب وقتی خودم همسفرم رو انتخاب کردم خداوند چکار می کنه و مقصر نیست منم که ربم رو فراموش کردم وقدرت اون رو نادیده گرفتم و خودم رو درمدار نامیدی و حال بدی قرار دادم و شرایط ناجالب رو هم تجربه کردم 

      پس مقصر اصلی خودم هستم و تصمیم قاطع گرفتم  هروز رو با مرور افکار امید بخش پرکنم آنقدر باید ادامه بدم تا گسترش حال خوب جز آپشنهای همیشگی ذهنم بشه وخودکار عمل کنه پس باید تکرار کنم مدام مراقب کلام وافکار و علت مرور افکار ناجالبم رو کشف کنم وریشه ای حلش کنم 

      من باید رو صفات خداوند تمرکز کرده وباورشون کنم اون وقت که هیچ باد و توفان وسیل روزگار من رو از جا نمی کنه ونمیشکنه من باید توجه ام به افکار مثبت باشه و همه رو ببخشم به خصوص خودم رو واز مقایسه خودم با دیگران و سر زنش کردن هام دست بردارم خودم رو لایق حال خوب بدونم 

      اون وقت که به تمام خواسته هام میرسم 

      سپاس گذار تمام داشته هام وحتی نداشته هام باشم 

      سپاس گذار داشته های دیگران باشم 

      و امید داشته باشم که چرخ زندگی من هم در تمام ابعاد روان تر میشه و خداوند من رو آسون می کنه برای آسونی ها 

      این امید که به انسان قدرت عطا می کنه 

      خدایا تنها تورامی پرستم و تنها از تو یاری می جویم هدایت م کن به راه راست  به راه کسانی که نعمت داده ای 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۱۳:۴۶
      مدت عضویت: 642 روز
      امتیاز کاربر: 8665 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 106 کلمه

      سلام من مدتی ست که برای تغییر زندگیم اقدام کردم البته تغییرات درونی ،که این تغییرات یک جور عجیب وزیبا در زندگی بیرونی من تاثیر داشته که گاهی متعجب میشوم که تا الان چرا به اینجور تغییرات فکر نکرده بودم؟ 🤔احساس شادی ونزدیک شدن به خالقم ،ونشانه هایی که خداوند هرروز برایم میفرستد گاهی چنان مرا به وجد میاره که دوست دارم با بعد انسانیم خدا رو درآغوش بگیرم 😅وبلند بگم خدایا خیلی دوست دارم ،البته ذهن استدلال گرم این موقع ها سریع خودش رو نشون میده که الان چون خوشحالی اینجوری هستی ببینیم زمان مشکلاتت هم همینطوری هستی!!!!!!🥲 امان از دست این ذهن استدلال گر!!!!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۱۰:۰۴
      مدت عضویت: 665 روز
      امتیاز کاربر: 18490 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 135 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی پیام اور شادی های ریز ریز و مستمر  چند سالی هست که در مسیر تغییر قرار گرفتم و هر چند وقت یه بار یه مسیر جدید تر برای من باز میشه مثل همین مسیر لاغری با ذهن میدونید چرا چونکه خودم خواستم که تغییر کنم و خدا هم مسیرها و مربی ها رو سر راه من قرار میده. خدایا هزاران مرتبه شکر ت احساس های خوب را خودمان میسازیم  با افکار خوب و مثبت ما باید به افکارمون توجه کنیم چونکه افکار ما زندگیمون رو میسازه پس وقتی من میتونم زندگی زیبایی برای خودم بسازم باید از این موهبت خدادادی استفاده کنم و روزی هزار بار شکرش کنم  ممسولیت تمام  اتفاق های زندگی ام را بعهده میگیرم با همه در صلح و ارامش هستم زندگی تون پر از نور خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۰۹:۴۴
      مدت عضویت: 1271 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      به نام خداي هدايتگرم

      سلامي گرم به استاد عطار روشن و بقيه اعضاء

      هر روز از خودمون سوال كنيم چطور ميتونم بهتر از روز قبل باشم؟

      جهان هر لحظه در حال تغيير هست و ما كه موجود زنده هستيم در اين دنيا ملزم هستيم به تغيير و چنانچه تغيير نكنيم خورد ميشيم….ميگنديم…عقب ميمونيم…شاهد مرگ آرزوهامون خواهيم بود.

      نكته طلايي اين فايل براي من : وقتي مسوليت كارهاي زندگي را بپذيريم ، دردش كمتر ميشه..

      هر روز توي دفترم مينويسم خدايا من مسوليت اضافه وزنم رو به عهده ميگيرم من ناشكري كردم …من كفران نعمت كردم من رو ببخش …و من رو هدايت كن كه در صراط مستقيم باشم…خدايا تو خودت گفتي كه بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را …و ايمان دارم كه همين پذيرش و مسوليت پذيري در درگاه خدا بي جواب نخواهد بود…درگاه خدا منظورم همين جهان و همين فركانس و همين انرژي اي كه اطراف من رو پر كرده…هر روز مينويسم كه تناسب اندام برام چه حسي داره…هر روز مينويسم ثروت برام چه حسي داره….چون اميد دارم به تغيير …تغيير جزء جداناشدنيه اين جهانه…من در تمام سالها تغيير كردم وزنم از وزن بيست سال پيشم تغيير كرد و شدم ايني كه الان هستم …اگر نميخوامش ، بايد باورهامو و افكارم رو تغيير بدم تا شرايطم تغيير كنه…

      و در اين مسير ميدونم تغيير راحت هم نيست …نجواها دو روز آمده ولي من از استاد ياد گرفتم كه بگم “””من به خدا ايمان دارم “””من به وفاداري خدوند ايمان دارم…من به زمانبندي خداوند ايمان دارم”””ودقیقااین ایمان زمانی مشخص میشه که ما در شرایط خوبی نیستیم به ظاهر.والا درشرایط خوب که همه ایمان دارن،همه حالشون خوبه…نكته مهم بعدي نعمت هاي الانم رو يادم نره ، چون همه آن چیزی که الان در زندگیمون داریم واقعا یک روزی جزو آرزوهای دست نیافتنی ما بودن.که الان جنس تکرار گرفته و عادت کردیم به داشتنشون.

      “آیا ما سینه ات را گشاده نساختیم؟

      وبار سنگین تورا ازدوشت برنداشتیم؟

      همان باری که سخت برپشت تو سنگینی میکرد.

      و آوازه تورا بلند ساختیم.

      پس یقینا بهمراه هرسختی آسانیست.

      مسلما باهرسختی آسانیست.”

      ولي چه ميشود اگر من به تناسب اندام برسم….چه ميشود اگر بشود…ايمانم رو قوي ميكنم نتايج بقيه دوستان رو ميبينم ، استاد رو ميبينم …تا ايمانم قوي بشه …

      خداوند خلف وعده نميكنه…خوب باشم ، خوبي بيشتري بهم ميده …بد باشم ، بدي بيشتر بهم ميده …عدالتش نميزاره غير از اين باشه…انتخاب با منه ميخوام همون آدم 20 سال پيش باشم كه با باورهاي پوسيده قبلي زندگي كرده و همون نتايج مشابه رو ميگيره ….يا ميخوام فرشته نجات خودم باشم و نتايج جديد رو رقم بزنم …

      ميخوام تا اوضاع خوبه تغيير كنم ؟

      يا ميخوام اوضاع خراب شد تغيير رو شروع كنم؟

      يا اصلا هيچ زماني تغيير نميكنم؟

      ميخوام از الانم وزنم بالاتر بره تغيير كنم…يا ميخوام الان كه وزنم رويايي يه آدم وزن بالاتر از من هست ، شروع كنم ….

      .

      استاد ممنون از اين فايل پر انرژي

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۳۰ ۰۸:۱۰
      مدت عضویت: 1220 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 597 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی

      من امروز صبح وقتی بیدار شدم یک خواب خیلی خوبی دیده بودم دریک فضای معنوی نماز میخواندم و یک انگشتر بسیار زیبا از عمه ام هدیه گرفتم درخواب بسیار خوشحال بودم به خاطر انگشتر ووقتی تعبیر خواب کردم دیدم نوشته انگشتر نشانه ی خوشبختی درزندگی و تغییرات بسیار ارزشمند است و نماز خواندن نشانه اینکه من به خدا خیلی نزدیکم و این یک نشانه برای تغییرات احساس خوب من است و این خواب را به فال نیک میگیرم وچقدر خواندن این فایل امروز صبح با خواب من هماهنگی قشنگی ایجاد کرده و یک شادی بسیار مضاعفی درقلب من به وجود اورده و به خاطر این احساس زیبا از خداوند متعال سپاسگزارم ووقتی دقت کردم دیدم دقیقا چیزهایی که الان من دارم را سالیان قبل بارها از خداوند درخواست کرده بودم که به بدهدو الان همه را دارم  (تحصیلات تا فوق لیسانس- شغل کارمندی – همسر خوب- فرزندان سالم – ماشین خوب – درامد و سرمایه و….) و چرا الان دراین شرایط عالی که هستم افکار منفی و شیطان نمیگذارد  به خاطر بعضی از افکار منفی درگذشته من از هرلحظه ازاین زندگی لذت ببرم .

      من از امروز تصمیم قاطع میگیرم که خوب فکر کنم و با افکار مثبت زندگی بهتری را برای خودم رقم بزنم چون اگر بدون تغییر افکار از خداوند بخواهیم شرایط مارا تغییر بدهد هرگز این اتفاق نخواهد افتاد . امروز یک روز جدیده و خداوند اصلا کاری به گذشته ی من ندارد خداوند درقران فرموده اگر مردم توبه کنند انها را می بخشیم و کاری به گذشته ی انها نداریم . دقیقا مثل یک تخته وایت برد که نوشته های قبلی ان را پاک کنی دیگر چیزی روی تخته دیده نمیشود که شما نتوانی دوباره روی ان بنویسی و نوشته ها با یکدیگر ادغام شود پس ما هرروز که از خواب پا میشویم دقیقا افکار و اعمال گذشته ی ما پاک میشود و روز نو و جدید و با افکار جدید برای ما شروع میشود برای تغییر زندگی بهتر .

      من درهر شرایطی که الان هستم باید از خداوند راضی و سپاسگزار باشم چون یک روزی از خداوند خواستم من دراین شرایط باشم و اگر الان راضی نیستم سپاسگزاری کنم و با تغییر نگرش و افکار جدید اینده خود را تغییر بدهم این بستگی به خودم دارد افکار مثبت را درذهن مرور کنم و یا نه حسرت و افسوس گذشته را بخورم و با افکار منفی هرروز احساس خود را بدتر کنم ما نباید به افکار منفی روزهای قبل بچسبیم بلکه باید با یک تغییر و نگرش مثبت زندگی خود را تغییر دهیم .

      میلیونها دلیل میتوانیم پیدا کنیم که بتواند حال و احساس مارا بد کند با عدم کنترل ورودیهای ذهن و یک دلیل میتواند این احساس بد مارا خوب کند و به ارامش برسیم .

      مهم نیست الان کجا و درچه شرایطی هستم مهم این است که دوست داری زندگیت تغییر کند و این کار را باید فقط خودت با تغییر افکارت شروع کنی و هیچ کس حتی خداوند نمیتواند به ما کمک کند و شرایط را تغییر بدهد چون خداوند مارا ازاد خلق کرده تا هر شرایطی را که دوست داریم با تغییر افکار و نگرش خود به دست بیاوریم و اززندگی لذت ببریم و هرگز دراین دنیا و دنیای بعد ازمرگ حسرت نخوریم 

      خداوند اصلا به گذشته ی ما کاری ندارد ما با ایمان به خداوند و افکار مثبت درزندگی تغییرات را درزندگی خود شروع میکنیم . 

      خدایا از تو سپاسگزارم که یک باردیگر این یاداوری را به من کردی که خودم با افکارم اتفاقات زندگی خودم را خلق میکنم پس با سپاسگزاری از شرایط الان با افکار مثبت نسبت به تغییرات شرایط الانم اقدام میکنم . یا حق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۷/۰۸ ۲۱:۰۲
      مدت عضویت: 896 روز
      امتیاز کاربر: 10400 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      بنام خداوند زیبا وعزیزم،

      سلام خدمت استاد وتمام اعضای سایت خودمون،

      این فایل نقطه شروع  تغییر ،

      نشانه امروز من بود ،وچه جالب وبه موقع چون تصمیم گرفتم بیشتر روی باورهای خودم کار کنم و معجزات کوچک و بزرگ برایم رقم خورد ،خدا بصورت ویژه مسیر رسیدن به آرزوها و تغییر کردن را برایم روشن نموده ، وخیلی خوش حال هستم شکر میکنم ،که قبل از مرگم بااین آگاهی ها آشنا شدم و امیدوارم در مسیر توحید وخود شناسی وخدا شناسی قدم بردارم،

      پله فرموده استاد لذت ببرم ،وقتی از دنیا رفتم شاد بروم ،در بهشت به جاودانگی همراه رضایت برسم و این نعمت آگاهی و هدایت را شاکرانه شکر میگویم ،خدای عزیزم منو ببخش که یک عمر فکر می کردم ،همیشه خطا وکوتاهی هایم را بخاطر داری،مرا تنبیه می‌کنی در صورتیکه خدایم همیشه آماده بود تا من به آغوش پر مهرش برگردم ،وحال و احوال دلم خوب باشه ودرمسیر صراط مستقیم حرکت کنم ،واز غم وترس دوری کنم ،خدایا شکرت،خدایا شکرت ،خدایا شکرت سپاسگزارم از همه کسانی که کامنت بنده را مطالعه فرمودن،وخدا قوت به استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۰۵/۰۳ ۱۰:۵۲
      مدت عضویت: 1220 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلام استاد 

      چقدر خوشحالم که توانستم گام 12 از تغییر زندگی را گوش بدهم و چقدر به جا بود این فایل 

      استاد وقتی شما گفتید که دیشب یک سری افکار منفی درذهنتان بوده و وقتی صبح بیدار شدید دوباره این افکار کارشان را از نوشروع کردند و شما با بی اعتنایی به افکار منفی رفتید دوتا نان داغ گرفتید که درمنزل مادرتان صبحانه عالی میل کنید و به قولی بیخیال از کنار افکار منفی گذشتید و به آن افکار نچسبیدید و الان احساس خوب دارید خیلی موضوع عالی بود که وقتی از خواب بیدار میشوم و افکار منفی دارم سریع از کنار آنها بگذرم و باید اولین افکار که صبح در ذهنمان مروز میشود را خودمان تغییر بدهیم و هرروز با دیروز فرق دارد و تغییر را خودمان آغاز کنیم و اصلا به گذشته فکر نکنیم و به خداوند ایمان داشته باشیم و ایمان داشته باشیم خداوند شرایط آینده را برای ما به بهترین نحو تغییر خواهد داد.

      و بدانیم امروز یک روزجدیده و ربطی به گذشته و رفتار ما درگذشته نداره و خودمان قهرمان زندگی خودمان هستیم و میتوانیم بهترین زندگی را برای خودمان خلق کنیم . به این فکر کنیم که من خداراشکر مستاجر نیستم – بهترین ماشین را دارم – بهترین همسر و فرزندان سالم و صالح دارم – هرکجا که خودم اراده کرده باشم با خانواده رفتم – کارمند هستم – پس انداز دارم -و……

      من از الان تصمیم گرفتم تغییر کنم و هر موقع فکر منفی به سراغ من امد تصمیم بگیرم آن را رها کنم و افکار منفی را مثل کوله باری سنگین با خودم حمل نکنم 

      یک جا خواندم اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چند ثانیه فراموش میکنند ،اما یک اهانت و توهین را سال ها به خاطر میسپارند و آن ها مانند آشغال جمع کن هایی هستند که هنوز توهینی که 20سال پیش به آنها شده با خود حمل میکنند و بوی ناخوشایند این زیاله ها آنها را آزار میدهد پس برای شاد بودن باید بر افکار شاد تمرکز کنید و باید ذهن خود را از زباله هایی مثل خشم – نفرت – حسرت -کینه -تلافی کردن- ترس از آینده  و… پاک کنید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۰۳/۱۷ ۱۷:۳۰
      مدت عضویت: 1301 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 628 کلمه

      سلام برخدایی که من رو افرید ومنورو هدایت وحمایت کرد 

      سلام‌براستاد 

      حالا که دارم خودم برای زندگی اینده اماده مبکنم باره به خودم مبگم چرا حالا؟

      چرا همون سال اول که استاد کاروش شروعکرد تواین شرایط قرارنگرفتم جرا ؟‌

      امروزبا خودم به شکل کامل جواب میدم ایا تو همون سال ازخدا ابن درخواست داشتی که خداهم به خوابت ببده 

      اون سالهای توازخدا چی میخواستی که خدا بهت داد یادت هست یافراموش کردی 

      با فکرکردن یادامداون سالهای من ازخدا رفع مشکل دخترم میخواستم وداشتن بچه سالم بود 

      احمدالله که خدا این محبت به من گرد ویی نوه شیطون بلا بهم من هدیه داد که وفتی روزاول توبیمارستان دیدمش ازخوشخالی زیاد بقدری اشک‌ریختم که این اشک برای هرمادری ارزو دارم که بهش برسه چون اشک خوشحالی بود 

      بعد چی خواستم ایا اون زمان من لاغری با ذهن خواستم که خدا قسمت نکرد من دنبال یی رژیم‌نازه بودم چون اون میخواستم به شکلهای مختلف درمدلهای جدید قسمت کرد 

      با هرکدوم هم کلی به جسمم اسیب رسید من درحقیقت ازخدا درخواست اسیب بیشتر کردم‌ولی سال گذشته یی راهی خواستم که نجاتم بده یی روشی که کل مشکلم حل کنه خوب چون برای همه مشکلاتم خواستم شاید ازدیدمن فقط چاقی مشکل بود ولی دربودن تواین مسیر فهمیدم مشکلات دیگه هم همراه بودکه من به اونها توجه کامل نداشتم بقدری چاقی توذهن قویی جا خوش کرده بود که بقیه مشکلات رو نه میدیدم‌نه متو جه بودنش بودم حالا گه دارم اون اصل مشکل برطرف میکنم با برطرف کردن اون راهی هم برای برطرف کردن مسکلاتی که درسایه چاقی پنهان شده بود خودش بیرون کشیده ومن متوجه میشم که این مشکل داشتم ولی قبول نداستم که مشکل هست دیگران را دربودنش مسئول میدوستم وفتی من مسیولیت چاقی خودم‌پذیرفتم‌درحقیقت اون مشکل من باعث بودم وحالا با نمایان شدن سعی دربر طرف کردنش هستم امروزبه خودم میگم تومسیر کلی مانع برای لاغری رو بایدبرطرف کنم چون هم زمان مشکلات دیگه نیزمیتوانم‌برطرف کنم ازجمله مشکل پادردم‌ چون اینهامثل  رنخیر به هم وصل هستن ازهم جدا نیستن که بخوام جدا جدا برطرفش کنم با برطرف کردن یگی اون یگی دیگه هم شروع به برطرف کردن میشه

      من ازخدا چی خواستم با نگاه کردن به افرادی که راه میرفتن وحسرت کشیدن بارها از خداخواستم که به من کمک کنه که این مشکل برطرف کنم بتوانم ازلذت راه رفتن کیف کنم 

      اون حسزرت اخرش من به بدترشدن وضعیت کشید ودرخواستم با اون حسرت درحقیت بدترشدن بودنه بهترشدن وحالا اون وضعیت دارمش پس مشکل رفتارمن بود نه کمک خداوند چیزی رو خواستم  به من داده شد

      چطور من ازخدا توه سالم چشم کف پاش خواستم خدا هم دادپس این من خواستم جاقی من خواستم اگه به ظاهر درخواست رفع اون داشتم ولی یی زمانی وفتی داشتم یاد میگرفتم نمیدونم چه زمان این مدل درخواست داشتم که حالا درکیرش شدم پس برای تغییر اول شجاعن داشته باشم که قبول کنم خودم خواستم حالا میخوام که برطرفش کنم پس با بودن وتمرکز کردن مرور نکردن افارمنفی که هیج کمک به من نمیکنه افار خوب رو مرور در چندجهت درنی خودم‌کارکنم توبخش افکارم توبخش حرف زدنم توبخش عمل کردم خوب اینها رو تاحدوی دارم کارمیکنم‌ولی به نظرم‌کافی نیست بلید صبح که ازخواب بیدارمیشم  دفت داشته باشم تا هنگامی که چشم رو میبندم تا خواب شب کنم پس من دا م تغییر رو به خودم‌کم کم هدیه میدم چون به این شکل درستر هست با وحود ۵۷ سال تکرار کردن انجام دا ن من اگه تا اینجا هم موفق بودم ازلطف خدایی بزرک هست برای برطرف کردن اینه همه اگاهی اشتباه یی زمان حدود ۵۷سال نیاز هست من این سالهارو به ماه تبدیل کردم شده ۵۷ ماه میشه حدود ۴تا ۵ سال زمان بابد بزارم که مشکلاتم به مرور برطرف کنم‌توهمین زمان‌کوتاه هم دردیدمن کلی کاره کردم برای این زمان دست اورده خودم‌رو بازبینی میکنم کلی از کارم بیشترهست پس شکرکزار هستم ادامه میدم تا بهترین عمل گرده به خودم پاداش بدم‌

      خدا پشت وپناهتون یا حق ه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا