سپاسگزاری نزدیک ترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است. این نزدیکی به معنای فاصله مکانی نیست بلکه باعث ایجاد احساس آرامش عمیق درونی می شود.
استفاده از عبارت «سپاسگزارم» می تواند کلام ما را به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت کند اما شکرگزار بودن در قلب و ذهن است که سبب تجربه درجات عالی در زندگی می شود.
سپاسگزاری در قرآن
ریشه کلمه سپاسگزاری یا شکرگزاری در قرآن عبارت «شکر» می باشد که ۷۵ بار در قرآن استفاده شده است و نشان از اهمیت این موضوع در هدایت انسان دارد.
برخی از کاربردهای «شکر» به شرح زیر است:
- پس از آن بر شما بخشودیم، باشد که شکرگزاری کنید.
- پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانهام را به جای آرید؛ و با من ناسپاسی نکنید.
- اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا میخواهد با عذاب شما چه کند؟ و خدا همواره حقشناس داناست.
- و قطعاً شما را در زمین قدرت عمل دادیم، و برای شما در آن، وسایل معیشت نهادیم، [اما] چه کم سپاسگزاری میکنید.
- و آنگاه که پروردگارتان اِعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، [نعمت] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.»
- و اوست آن کس که برای شما گوش و چشم و دل پدید آورد. چه اندک سپاسگزارید.
- و راستی پروردگارت بر [این] مردم دارای بخشش است، ولی بیشترشان سپاس نمیدارند.
- آیا آبی را که مینوشید دیدهاید؟ آیا شما آن را از [دل] ابر سپید فرود آوردهاید، یا ما فرودآورندهایم؟ اگر بخواهیم آن را تلخ میگردانیم، پس چرا سپاس نمیدارید؟
آنچه واضح است همواره خداوند انسان را به شکرگزار نعمت های الهی بودن دعوت کرده است.
شکرگزاری را یکی از راه های موثر در بخشیده شدن توسط خداوند معرفی کرده است.
شکرگزاری را راهی برای رهایی از عذاب الهی معرفی کرده است.
شکرگزاری را راهی برای دریافت نعمت های بیشتر قرار داده است.
همچنین انسان را دعوت به شکرگزاری برای نعمت های الهی مانند باران، اندام بدن و … کرده است.
بنابراین سپاسگزاری و قدردان نعمت های الهی بودن مزایای بی شماری دارد که قابل شمارش و بررسی کردن نیست.

سپاسگزار نعمت های خود بودن
نکته جالب توجه درباره سپاسگزاری این است که هرگز در قرآن به این موضوع اشاره نشده است که برای نعمت های الهی دیگران سپاسگزاری کنید یا قدردان آنچه دیگران دارند باشید.
اتفاقا از این کار انسان را منع کرده است:
«و زنهار چشم مدوز به آنچه از زينت زندگى دنيا به گروهى از آنان دادهايم، تا آنها را در آن امتحان كنيم، و روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است.»
بدینوسیله خداوند به پیامبر توصیه می کند چشم به نعمت های دیگران نداشته باش و به روزی خودت از پروردگار دلخوش باش که بهتر و پایدارتر است.
نکته بسیار مهمی است که باید مورد توجه و عمل قرار داده شود.
زمانی که ما به آنچه دیگران دارند توجه می کنیم احساس کمبود و نقص در زندگی خود می کنیم و حسرت می خوریم یا حسادت می کنیم و این نوعی از ناسپاسی است.
حتی اگر با دیدن نعمت های دیگران خوشحال شویم به آنها تبریک بگوییم و آن نعمت را هدیه از سوی خداوند به آنها بدانیم احتمال اینکه با خود بیاندیشیم که چرا خداوند از این هدایا و نعمت ها وارد زندگی من نمی کند بسیار زیاد است.
بنابراین باید نسبت به توجه کردن به نعمت های دیگران هوشیار و مراقب باشیم چون عمل قدرتمندی است که باعث ایجاد احساس کمبود، حسرت و ناسپاسی در انسان می شود.
با گسترش روز افزون شبکه های مجازی افراد به سادگی بهترین حالت ها و شرایط زندگی خود را منتشر می کنند.
دیدن امکانات زندگی دیگران یا شرایطی که در حال تجربه کردن هستند به سادگی می تواند باعث ایجاد احساس حسرت و ناامیدی در بیننده شود.
شاید تا کنون این جمله را با خود تکرار کرده باشید یا حتی به دیگران گفته باشید که اگر اینها زندگی می کنند پس ما دقیقا داریم چه کاری انجام می دهیم؟!

توجه کردن به نعمت های الهی دیگران به سرعت باعث بی ارزش شدن داشته ها و شرایط خودتان می شود.
بنابراین همواره به این موضوع دقت داشته باشید که به آنچه دیگران دارند توجه نکنید، درباره آنچه دیگران دارند صحبت نکنید.
متاسفانه صحبت کردن درباره شرایط دیگران در گفتگوهای افراد امری عادی و البته از سوی شیطان بسیار جذاب جلوه داده شده است.
در گذشته بارها درباره شرایط دیگران با دوستان و اطرافیانم صحبت می کردم و همیشه ابراز تعجب می کردم که چطور و چگونه این فرد در این شرایط قرار گرفته است یا این همه ثروت و دارایی دارد.
این نگرش سبب شده بود که همیشه نسبت به شرایط و نعمت های الهی خودم ناراضی باشم و احساس نارضایتی همان ناسپاسی کردن نسبت به نعمت های خداوند است.
یکی از مهمترین نتایج ناسپاسی، تشدید احساس دور شدن از خداوند است.
هرچقدر در زندگی به خاطر نعمت های الهی دیگران یا شرایط آنها احساس حسادت و ناامیدی کنید در حال ناسپاسی کردن هستید و احساس دور شدن از خداوند و بی ارزش بودن خواهید کرد.
اگر شرایط و نعمت های الهی خود را با دیگران مقایسه کنید نه تنها از شرایط زندگی خود ناراضی خواهید شد بلکه نسبت به خودتان و حتی همسرتان احساس بی ارزشی می کنید.
تصور میکند که انسان ارزشمندی نیستید یا فردی که با او زندگی می کنید آدم ارزشمند و به دردبخوری نیست که شرایط زندگی شما مانند دیگران نیست.
ارتباط توجه کردن به نعمت های الهی دیگران با احساس ناسپاسی و شک کردن به خداوند به حدی شدید و جدی است که خداوند به پیامبر نسبت به این حربه شیطان هشدار داده است.

آگاه نبودن نسبت به زندگی
آنچه باعث انحراف انسان از سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی اش می شود این است که نسبت به قوانین جهان هستی آگاهی ندارد.
همانطور که هر گونه از گیاهان در منطقه ای از کره زمین قادر به رشد و تکامل است هر نعمت متعلق به شرایط خاص خودش می باشد.
همانطور که اگر درخت موز را در مکانی نامناسب کشت کنید هرگز نتیجه مطلوب نخواهد داد اگر نعمت هایی که در زندگی دیگران وجود دارد را بدون فراهم شدن شرایط و موقعیت فرد وارد زندگی دیگری کنید هزگر نتیجه مطلوب در زندگی او نخواهد گذاشت.
این موضوع را به وضوح می توانید در زندگی خود و دیگران مشاهده کنید.
در جهان هستی انسانها از نظر چگونگی برخورداری از نعمت های الهی به دو گروه تقسیم می شوند.
گروه اول: عده ای هستند که به شکل عالی به زندگی خود ادامه می دهند و توجهی به نعمت های الهی و شرایط دیگران ندارند و در روند عالی زندگی با احساس خوب زندگی می کنند و نعمت های متفاوت وارد زندگی آنها می شود.
گروه دوم: عده ای هستند که در زندگی چشم به نعمت های الهی دیگران دارند و برای داشتن آنچه دیگران دارند از مسیر عادی زندگی خارج می شوند و تلاش می کنند به هر شکل ممکن مانند آنچه دیگران دارند را داشته باشند. در این حالت آنچه به دست می آورند تاثیر و نتیجه لذتبخشی که در زندگی گروه اول داشته است را در زندگی آنان ندارد و در بسیاری از موارد باعث رنج و ناراحتی آنها می شود.
اثبات این فرضیه نیاز به فکر کردن زیاد ندارد و با اندکی فکر کردن به آنچه تاکنون وارد زندگی خودتان و اطرافیانتان شده است به راحتی می توانید به درست بودن آن پی ببرید.
نعمت های زیادی هستند که به شکل عادی در روند زندگی وارد زندگی شما شده است و برای مدت طولانی از آنها استفاده کرده و لذت برده اید.
اما مواردی هم وجود دارد که به دلایل مختلف که معمولا حسادت یا روکم کنی بوده است تلاش کرده اید تا به هر شکل که شده آن را به دست بیاورید اما آن تاثیری که آن نعمت در زندگی فردی که مورد توجه و حسادت شما بوده است گذاشته است در زندگی شما نذاشته است و باعث رنج و ناراحتی شما شده است.
برای لذت بردن از زندگی باید سپاسگزار بودن از نعمت های الهی را به عادت در خود تبدیل کنیم.

سپاسگزار بودن نه به این معنی که به خاطر داشته باشیم در طی روز بارها عبارت «سپاسگزارم» یا «خدایا شکرت» را بر زبان جاری کنیم بلکه به این معنی که احساس رضایت عمیق درونی از شرایط و امکانات زندگی خود داشته باشیم.
باید این موضوع را درک کنیم که شرایط زندگی من و دارایی های من دقیقا منطبق بر احساس، افکار و نگرش من به زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی است.
درک این عبارت و زندگی بر مبنای آن کار ساده ای نیست اما تلاش برای نهادینه کردن این نگرش دروازه های جدیدی از آرامش و نعمت های بی پایان را به زندگی شما باز خواهد کرد.
من همواره سعی می کنم بر مبنای این نگرش فکر و عمل کنم.
هرآنچه لایقش باشم به شکل ساده و آسان وارد زندگی من خواهد شد.
هرآنچه نیاز من برای زندگی و لذت بردن از زندگی باشد به راحتی در شرایط فعلی من قابل تهیه کردن باید باشد.
اگر من فکر می کنم که داشتن خانه بزرگتر باعث آرامش و لذت بیشتر من از زندگی خواهد شد و شرایط خرید آن را ندارم نگرش من درباره زندگی و آنچه دارم اشتباه است و باید اصلاح شود.
در گذشته به این صورت عمل نمی کردم بلکه هرآنچه دیگران داشتند و من نداشتم باعث ایجاد حسرت در من می شد و فکر می کردم که اگر من هم فلان گوشی، موتور، ماشین،خانه یا …. را داشته باشم چقدر احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت.
بنابراین تلاش می کردم تا به هر شکل ممکن از طریق وام گرفتن، قسطی خریدن، قرض کردن و … صاحب آن وسیله یا شرایط شوم اما باز هم تاثیری پایدار و همیشگی در وجود من ایجاد نمی شد و باید به فکر تهیه کمبود بعدی می بودم.
اما به لطف خدا از زمانی که در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و از خداوند درخواست پرداخت بدهی ها و اقساط بانکی را کردم تا احساس آزادی و رهایی در زندگی را تجربه کنم زودتر از آنچه خودم تصور می کردم این خواسته من برآورده شد و من تمام اقساط و بدهی های خودم را تسویه کردم.
من به این نتیجه رسیدم فقط در صورتی می توانم در زندگی لذت ببرم و احساس خوشبختی کنم که آرامش ذهنی داشته باشم. بنابراین رهایی از بند قرض و وام چنان آرامشی در من ایجاد کرد که الان بعد از ده سال به هیچ عنوان حاظر نیستم برای رسیدن به شرایط یا نعمتی از وام یا قرض گرفتن استفاده کنم و آرامش خودم را برهم بزنم.
هرآنچه برای شما نباشد و از طریق وام یا قرض گرفتن وارد زندگی خود کنید توانایی مقابله کردن با استرس و نگرانی که قرض و وام و بدهکاری در وجود شما ایجاد خواهد کرد را ندارد و هرگز نمی تواند موجب آرامش و بهبود احساس خوشبختی شما شود.
تاکید می کنم این نگرش من در زندگی شخصی ام است و انتظار ندارم شما یا دیگران با آن موافق یه کورکورانه به آن عمل کنید.

نتایج رهایی از نارضایتی
خداوند در قرآن می فرماید اگر سپاسگزار باشید شما را می افزایم. این وعده خداست و خداوند نسبت به تحقق وعده های خود وفادار است.
در سال ۱۳۹۳ زمانی که تازه با موضوع جذب آشنا شده بودم بعد از ده سال کار کردن توانسته بودم ماشین مدل ۸۳ بخرم.
همیشه از داشتن این ماشین ناراضی بودم و هر وقت افرادی را می دیدم که ماشین بهتر از من دارند حسادت می کردم و گله و شکایت می کردم که خداوند چرا به من این شانس را نداده است که ماشین بهتر داشته باشم.
تقریبا ۵ سال بود که آن ماشین را داشتم و از نظر ظاهر بیرونی و داخلی در شرایط نامناسبی بود اما توانایی تعویض یا بهبود شرایط ماشین خودم را نداشتم.
زمانی که با موضوع سپاسگزاری آشنا شدم به این فکر کردم که چه چیزی در زندگی من وجود دارد که بخواهم بخاطر آن سپاسگزار باشم.
با خودم گفتم قطعا این ماشین گزینه مناسب یا لایقی برای سپاسگزاری کردن نیست. شرایط مالی مناسبی هم نداشتم که بخواهم برای آن سپاسگزاری کنم.
از نظر روابط عاطفی هم در شرایط مناسبی نبودم و اوضاع و احوال سلامتی ام که به شدت تحت تاثیر چاقی و برخی بیماری های دیگر بود.
بنابراین نمی توانستم خودم را راضی کنم که برای شرایط کنونی ام باید هرطور که شده سپاسگزاری کنم چون اصلا مورد رضایت من نبود.
از طرفی در همه کتاب های موفقیت و حتی در قرآن بر سپاسگزاری بر نعمت های الهی تاکید شده بود اما نمی توانستم خودم را راضی کنم که باید بخاطر آن شرایط سپاسگزار باشم.
احساس می کردم دارم خودم را گول می زنم و از طرفی می گفتم خداوند بر نهان و آشکار من مسلط است و قطعا متوجه فیلم بازی کردن و الکی سپاسگزاری کردن من خواهد شد.
بنابراین به این موضوع فکر کردم که چطور باید در آن شرایط به احساس خوب و رضایت از زندگی دست پیدا کنم و تنها راهی که به نظرم رسید که البته الهام و ایده خداوند بود متوقف کردن گله و شکایت کردن درباره شرایط موجود بود.
با خودم گفتم درست است که نمی توانم به زور برای شرایط فعلی سپاسگزار باشم ولی می توانم درباره این شرایط گله و شکایت نکنم.
این به نظرم منطقی می آمد که اگر از شرایط فعی راضی نیستی نباید درباره آن صحبت کنی ولی اینکه بخواهم از شرایطی که ناراضی هستم احساس تشکر و سپاسگزاری داشته باشم اصلا به نظرم منطقی نبود.
بنابراین تصمیم گرفتم راه ساده تر و منطقی تر را در پیش بگیرم و سعی کردم گله و شکایت کردن درباره شرایط زندگی را متوقف کنم.

کار ساده ای نبود و بارها به خودم می آمدم و متوجه می شدم که در حال گله و شکایت کردن هستم. ولی ناامید نمی شدم و هرکجا متوجه کلام خودم می شدم سعی می کردم گله و شکایت کردن را متوقف کنم.
بعد از آن متوجه شدم که تقریبا می توانم گله و شکایت کردن خودم به صورت کلامی را کنترل کنم ولی پیوسته در ذهنم در حال مقایسه کردن شرایط خودم با دیگرات و گله و شکایت هستم.
به این نتیجه رسیدم که گله و شکایت نکردن کلامی مرحله اول رهایی از گله و شکایت است و مرحله بعدی گله و شکایت نکردن های ذهنی است.
اینجا بود که متوجه شدم برای متوقف کردن گفتگوهای ذهنی باید توجهم را از نعمت های الهی دیگران بردارم.
چون متوجه شدم وقتی به نعمت های الهی یا داشته های دیگران توجه می کنم به شدت ترغیب به گله و شکایت می شوم و به همین دلیل همیشه درباره شرایط نامساعد خودم یا شرایط مساعد دیگران با اطرافیانم صحبت می کردم.
از وقتی هم که تصمیم گرفته بودم با دیگران درباره مسائل و مشکلات گله و شکایت نکنم خیلی خوب عمل کرده بودم ولی همچنان در ذهنم مشغول این کار بودم.
بنابراین تصمیم گرفتم به نعمت های الهی دیگران توجه نکنم تا بتوانم گفتگوهای ذهنی ام را کنترل کنم.
در روزهای اول به محض مشاهده ماشین های بهتر متوجه شروع گفتگوهای ذهنی ام درباره بدبختی های خودم می شدم و سعی می کردم این گفتگوی ذهنی را ادامه ندهم و به چیز دیگری توجه می کردم.
به مرور در انجام این کار مهارت و تسلط بیشتری پیدا کردم و متوجه شدم به نسبت گذشته به میزان قابل توجهی گله و شکایت های زبانی و ذهنی من نسبت به نعمت های الهی دیگران کمتر شده است.
من سالها بود نسبت به داشتن آن ماشین گله و شکایت می کردم و همیشه به همسرم می گفتم خدا کنه بتونم یک وام ۵ میلیونی دیگه بگیرم و ماشین یکی دو مدل بالاتر بخرم که شرایط بهتری داشته باشه.
اما از وقتی نسبت به نداشتن ماشین خوب در زندگی خودم و داشتن ماشین خوب دیگران گله و شکایت نمی کردم به مرور احساس بهتری نسبت به همان ماشینی که همیشه ازش ناراضی بودن داشتم.
همان ماشینی که هیچ علاقه ای به تمیز کردنش نداشتم را هفته ای یک بار تمیز می کردم.
با هزینه اندک روکش نو برای همان ماشین خریدم و شکل و شمایل بهتری پیدا کرد.
براش دور فرمان خریدم، خوشبو کننده خریدم و به هر شکلی که می توانستم از همان وسیله نقلیه که تا قبل از آن احساس می کردم بی ارزش و آبروی مرا می برد استفاده بهتری می کردم.
احساسم نسبت به آن ماشین تغییر کرد و تا حدود زیادی نارضایتی من از اینکه چرا ماشین مدل بالاتر ندارم کمتر شد.

دریافت نعمت های الهی
رها شدن من از احساس نارضایتی که ناآگاهانه هر روز شعله های آن را در وجودم بلندتر می کردم باعث شد احساس رضایت و آرامش نسبت به شرایط فعلی خودم داشته باشم.
این طریقی که من به صورت ناآگاهانه در پیش گرفته بودم دقیقا منطبق بر آیات خداوند در قرآن بود که به پیامبر توصیه کرده بود نگاه خود را از دارایی های دیگران بردار و به آنچه خودت داری توجه کن.
همین کار ساده باعث شد تا به شکل قابل توجهی از احساس نارضایتی من کاسته شود. این درحالی است که شاید کار خاصی برای بالابردن احساس سپاسگزاری انجام نداده بودم چون هنوز به نظرم تغییری در زندگی من ایجاد نشده بود. و چیزی بعنوان نعمت های الهی وارد زندگی من نشده بود.
اما کم کردن میزان نارضایتی خودبخود باعث بهبود شرایط احساسی و گسترش آرامش در وجود انسان می شود.
همین کافی بود تا رابطه احساسی من با خداوند بهتر و بهتر شود و در نتیجه انتظار من از خداوند برای دریافت نعمت های الهی تغییر کرد.
من در گذشته هیچ انتظاری از خداوند برای دریافت نعمت های الهی نداشتم و تازه انتظار داشتم همواره مرا مورد عذاب و امتحان الهی قرار دهد چود خودم را بنده ناسپاس و گناهکاری می دیدم که از درگاه خداوند رانده شده است.
اما با تغییر نگرشی که نسبت به نعمت های الهی و شرایطم در زندگی ایجاد کردم بعد از به صلح رسیدن با خودم گویی با خداوند هم در صلح قرار گرفتم و انتظارم از خداوند تغییر پیدا کرد و به جای اینکه منتظر مشکلات و گرفتاری ها باشم منتظر دریافت نعمت های الهی بودم.
دیگر مثل قبل احساس دور افتادن یا رها شدگی نمی کردم. احساس نمی کردم که خداوند به همه نعمت های الهی بیشمار داده است و فقط حواسش به زندگی من نیست.
علاوه بر اینها بهبود شرایط موجود که در مورد مثال ماشین نظافت کردن و بهبود هرآنچه که با شرایط آن روزگار من متناسب بود سبب شد تا احساس بهتری نسبت به نعمت های الهی خودم پیدا کنم.
همین روند ساده باعث شد که کمتر از دو سال بعد از شروع این روند شرایط خرید ماشین جدید برای من فراهم شد آن هم نه دو سه مدل بالاتر بلکه در حد صفر کیلومتر.
و به لطف خداوند یک سال بعد توانستم ماشین به مراتب بهتر و در حد صفر بخرم.
جالب توجه اینکه من چندین سال بود آن ماشین را داشتم و همیشه از داشتن آن احساس نارضایتی و شرمندگی می کردم و هرچه تلاش می کردم شاید بتوانم با ماشین دو سه مدل بالاتر آن را تعویض کنم موفق نمی شدم.
اما وقتی در روند نگرش و عملکرد خودم تغییر ایجاد کردم در کمتر از سه سال توانستم دو بار ماشین بهتر خریداری کنم آن هم نه چند مدل بالاتر بلکه ده ها مدل بالاتر از نظر کیفیت و مدل و قیمت.
این از شگفتی های رهایی از نارضایتی بخاطر داشته های خود و توجه به نعمت های الهی دیگران بود که منجر به دریافت نعمت های الهی فراتر از انتظارم شد.
اگر به نعمت های الهی دیگران توجه کنیم به سادگی داشته های خودمان در نظر ما بی ارزش می شوند.
اگر به داشته های دیگران توجه کنیم به طرز فزاینده ای احساس می کنم نداشته های زیادی هستند که از نبود آنها در زندگی مان احساس بدبختی خواهیم کرد.
بنابراین سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی که در همین شرایط در زندگی ما جریان دارند راه حل بهبود شرایط و دریافت نعمت های بیشتر و بهتر است.

نکته مهم برای موفقیت در این مسیر پذیرش این نگرش است که هرانسانی به اندازه لیاقتش از طرف خداوند نعمت های الهی دریافت می کند.
پذیرش این نگرش کار ساده ای نیست چون می توانید هزاران دلیل و نمونه پیدا کنید که اثبات می کند فلانی نعمت ها و دارایی هایش فراتر از لیاقتش است.
به این دو نکته توجه داشته باشید:
اول: نعمت های الهی شامل دارایی هایی که افراد به شکل های مختلف از طریق وام یا قرض و … وارد زندگی خود کرده اند نباید ملاک دارایی و داشته های آنها باشد چون این نعمت های الهی به شکل عادی وارد روند زندگی آنها نشده است و موجب رضایت و شادی درونی آنها نمی شود.
دوم: معیار سنجش لیاقت و ارزشمندی انسانها برای ورود نعمت های الهی از نظر خداوند با معیارهای انسانی بسیار متفاوت است. شاید از نظر ما فردی لایق نباشد اما نظر ما معیار خداوند و جهان هستی برای ورود نعمت ها نیست.
بنابراین اگر می خواهید شرایط فعلی زندگی خود را تغییر دهید و از نعمت های الهی بیشتری برخوردار شوید راه و چاره ای جز پذیرش آن ندارید. باید با پذیرش شرایط فعلی خود به احساس آرامش دست پیدا کنید تا بتوانیم قدم زنان در مسیر زندگی فعلی به حرکت خود ادامه دهید تا به سرزمین مجاور که شرایط متفاوت با شرایط فعلی شما دارد وارد شوید.
برای اینکه بتوانید شرایط فعلی خود را بپذیرید بهترین راهکار این است که این نگرش را هرطور که شده برای خودتان منطقی کنید.
«هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»
این نگرش به این معنی است که هرکس در هر شرایطی است دقیقا همان جایی است که باید باشد.
این نگرش به این معنی است که من در حال حاظر در هر شرایطی هستم دقیقا در جای درست خودم در دنیای مادی قرار دارم.
شرایط بهتر نیاز به لیاقت بیشتر دارد و لیاقت بیشتر در گرو داشتن افکار و نگرشی متفاوت است.
به اندازه ای که افکار و نگرش شما درباره خودتان، زندگی و خداوند در جهت صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییر پیدا کند شما لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی خواهید شد.
تمرین:
۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.
۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید.
۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.
۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.
۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.46 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بنام خدای بخشنده مهربان روزی دهنده بی پایان
با سلام و دورود و خدا قوت ویژه خدمت استاد گرامی و دوستانی همچون گنج
گام پنجم نعمت های الهی صد در صد برای همه هست و قانون شگرگزاری
من سپاسگزار نعمت های الهی هستم
تمرین:
۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.
من زیاد به اموال دیگران حس حسادت ندارم و خیلی توجه نمیکنم و خیلی بندرت مال و اموال و ثروت کسی برام حسرت داشته
البته اتاق داشتن همیشه جزو آرزوهای بزرگ من بود و همیشه هم حسرتشو داشتم و اصلا حس رضایت از زندگی گله ای نداشتم با اینکه از طرفی هم فکر میکردمم چقدر خوبه از هم دور نیستیم و زندگیمون سرد نیس
و بیشتر خودمو قانع میکردم ببین تو فیلما اونا که اتاق دارن همشون از هم دورن ولی اعتقادم داشتم دوری و دوستی
ولی از طرفی درگیری زیادی هم بین ما خواهرا و برادرم بود و جنگ و دعوای شدید مخصوصا سر کنترل تلوزیون
حتی برای دیدن زندگی بلاگرها که اکثرا با لذت اینکه اینا دارن منم قطعا بهش میرسم و دلم میخاد بیشتر ازشون ایده بگیرم و تصویر سازی واقعا حس داشتن آشپزخونه با امکانات بیشتر و کلوزت روم و اتاق مستر و دیدن رویایی برای آشپزخونه تمیز و آشپزخونه ای جدا برای آشپزی و اینا و هیچوقت حس بد نمیگیرم
ولی خیلی از دوستام و نزدیکان رو میبینم که میگن اگه اینا زندگی میکنن پس ما چی هستیم و حتی در کلامشون تنفر نسبت به اون شخص دارن و از حسادت شدیدشون و چشم و هم چشمی شدید رنج میبرن
شاید من الان بخاطر تغییر کلی نگرشم اینجور فکر میکنم چون در گذشته و دید خرابی که داشتم اینستا نداشتم و اینجور زندگیهای لوکس رو نمیدیدم
البته زیادم اهل لوکس و مد گرایی نیستم و بیشتر سادگی و شیک بودن رو دوست دارم و تکنولوژی و آسایش بیشتر و رفاه
بیشتر حسادت من روی روابط تحریک میشد و دوست داشته شدنها مخصوصا فرق گذاشتن مامان و بابام که همیشه کوچیکه عزیزتر بود و منم که اولین دختر خانواده و هیچ وقت حق با من نبود
چون اکثرا خودمو تنها میدیدم و یه جورایی عقده و حقارت و کم بینی داشتم مخصوصا بخاطر چاقی که همیشه تنفر داشتم ازش و فکر میکردم چون چاقم همه با من بد رفتاری میکنن
همیشه عشق شدید قلبی به دیگران مخصوصا معلم هام مربی باشگاهم و چندتا از دوستان مدرسه ام پیدا میکردم و این محبت شدید رو به دیگران میدادم تا شاید اون حس بی محبتیهام و نیاز شدیدم برای روابط جبران بشه که بیستر سرخورده میشدم و تنفرم از خودم بیشتر میشد و روابط بسیار خرابی داشتم چون همراه با گله و شکایت بود
به اندام و هیکل اطرافیانمم زیادحسرت میخوردم و همش خودمو لعن و نفرین میکردم چرا من نباید مثل بقیه خوش تیپ بگردم و لذت ببرم و هرگز روی ارامش رو نمیدیدم و با اکثر دوستام که حسادت شدید به لاغرها داشتن شدیدا حسادت میکردم
به مدل زیاد خوردنشون و چاق نشدنشون حسرت داشتم یبار منم مثل اونا بیخیال هر چی دلم میخاد بخورم چون من تفریح و لذو رو توی خوردن میدیدم
خدا رو هم هیچوقت تو زندگیم دوست و یاور نمیدیدم و همیشه منتظر عذابش بودم نه پاداشش
واقعا همیشه توجهم به نداشته هام بود تا داشته هام
اولین باری که کتاب شکرگزاری راندا برن رو دیدم و سعی کردم جور دیکه ای شکر گزار داشته هام بشم حیرت کردم که چرا من تا حالا این چیزا برام پیش پا افتاده بود و اصلا نمیدیدمشون خیلی خیلی هم معجزه دیدم
ولی تا به تمرین روابط معجزه اسا رسیدم دیگه نتونستم ادامه بدم
و بارها و بارها نصفه نیمه رها کردم
ولی چند مدل دوره شکر گزاری دیگه بود کامل انجام دادم و کلی نتایج عالی گرفتم چون خیلی تکنیک ها توش بود که تونستم بهشون عمل کنم و یاد بگیرم و اصلاح کنم
و شکر گزاری سه نوع هست
شکر گزاری زبانی و شکرگزاری قلبی و شکر گزاری عملی
شکر گزاری زبانی که اولین مرحله هست و نباید تو همین متوقف شد و خیلی تاثیرات و نتایج عالی داره و مخصوصا که شکرگزار کمک دیگران که دستهای خداوند بر روی زمین هستن باعث حس خوشایند در آنها میشه و انگار باز هم از خدا تشکر کردین و دیدن رد پای خدا برای هدایت بیشتر و افزایش کمک دیگران از سمت خدا و هر آنکس شکر نعمت بجا بیاره بیشتر و بیشتر میشه
و بارها شده ناسپاسی کردم از کمک کسی از کف من رفته مثلا به بابام که برام تبلت خرید بعد از مدتها بی تبلت بودم چون رنگ طلایی میخاستم و از رنگ تبلتم یهو شوک شدم و خیلیم اشتباه کردم که ناراحت شدم و گفتم دقیقا همون رنگی بود که نمیخاستم بابامم خیلی دلش گرفت و گفت به جای تشکرته و دقیقا تبلت من از روز نو بودنش همش تو تعمیرگاه بود و کلا باطریش مشکل دار بود و مدام ری استارت میکرد
ولی شکر گزاری قلبی حس ارامش و اسایش بیشتر داره و اون احساس گله و شکایت و نارضایتی رو از ما دور میکنه و مهارت شکر گزاری رو تقویت میکنه
ادامه دارد با تشکر فراوان
سلام استاد
تولد امام حسین علیه السلام را به شما و همه شیعیان جهان تبریک عرض میکنم و انشاالله خداوند با سپاسگزاری بهترینها را برای ما رقم میزند
سپاسگزار بودن از خداوند مهربان نزدیکترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است که باعث میشود هرانسانی در هرموقعیتی باشد به آرامش درونی برسد
استفاده از کلمه سپاسگزارم درقرآن زیاد امده است که این مارا به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت میکند و ناسپاسی و ناشکری مارا از خداوند دورو دورتر میکند .پس ما باید ناشکری نکنیم و راضی باشیم به شرایطی که الان درآن هستیم و شکرگزار خداوند باشیم تا خداوند شرایط بهتر را برای ما فراهم اورد خداوند می فرمایند : اگر شما سپاسگزار باشید من به نعمتهای شما میافزایم و این وعده ی خداست و خداوند به وعده های خود وفادار است
امروز روز تولد امام حسین است مثل امام حسین درآن شرایط سخت صحرای کربلا اصلا از خداوند گله و شکایت نکردند و هر دم سپاسگزار خداوند بودند چون به خداوند ایمان کامل داشتند که هرشرایطی که برای آن فراهم شده است حکمتی دارد و با صبر و استقامت ادامه دادند که الان بعد از 1400 سال هنوز شهیدان دشت کربلا مثل روز اول برای همه الگو هستند پس ما هم باید از امام حسین الگو بگیریم که درهرشرایطی از زندگی بودیم راضی باشیم و سپاسگزار باشیم تاهمانطور که شما گفتید : هر انسانی به اندازه لیاقتش دردنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود میشود
چون انسانها تا موقعی که از شیطان نفس خود پیروی کنند و هرروز از شرایط زندگی گله مند باشندو ان را با زبان و ذهن خود تکرار کنند هرروز اتفاقات بدتری برای آنها رقم خواهد خورد که هرروز گله مندتر ازروزهای قبل باشند و شرایط زندگی آنها بهتر نخواهد شد .
درجهان هستی دو نوع انسان زندگی میکنند
1- افرادی که به صورت عادی زندگی میکنند و توجهی به داشته های دیگران ندارند و هرگز حسرت نمیخورند و از داشته های خود بسیار راضی هستند و با امید به پروردگار خود برای بهتر شدن زندگی عادی خود زندگی میکنند و درروند زندگی با احساس خوب به همه چیز خواهند رسید و راضی هستند و از زندگی لذت میبرند
2- افرادی که با حسرت و چشم داشت به داشته های دیگران از مسیر عادی زندگی خارج میشوند و با حسرت و استرس برای داشتن چیزهای جدید با وام و قرض آن شرایط جدید را برای خود به وجود میآورند ولی اصلا از این شرایط راضی و خشنود نیستند و باز گله و شکایت دارند و از شرایط موجود ناراضی هستند و با حسرت خوردن آرامش را ازخود و اطرافیان سلب میکنند و همه را به دردسر میاندازند ولی باز هم قانع نمیشوند و راضی و سپاسگزار نیستند و باز به داشته های دیگران با حسرت صحبت میکنند .
خدارا شکر من فرد حسودی نیستم و از بهتر شدن موقعیت دیگران خوشحال میشوم و بارها دیگران هم بهم گفتند که خداراشکر اصلا شما حسود نیستید و این دررفتار و اعمال شما پیدا است و خدارا شاکرم برای داشتن چنین صفتی درخودم بعضی از افراد حسود را میبینم که چقدر خود را به آب و آتش میزنند تا شرایط خود را تغییر بدهند حتی به قیمت اذیت شدن خود و دیگران چون نمیتوانند درزندگی پیشرفت دیگران را ببینندو این نشان از توجه کردن به ذهن منفی باف در ذهن که همان شیطان است می باشد .در تعجب هستم که مگر ما چقدر دراین دنیا هستیم که عمر خود را صرف اینگونه مسائل کنیم و از لحظات خوب زندگی استفاده نکنیم و دران دنیا حسرت بخوریم که چرا این کاررا نکردم و از شرایط فعلی خودم سپاسگزار نبودم تا شرایط من روزبه روز تغییر کند .
ما باید از خداوند به خاطر تک تک نعمتهایی که به ما داده است و الان درزندگی ما وجود دارد سپاسگزار باشیم و نکته ی بسیار مهم برای موفقیت دراین مسیر پذیرش این نگرش است که هرانسانی به اندازه لیاقتش از طرف خداوند نعمت های الهی را دریافت میکند پس با پذیرش شرایط فعلی به احساس آرامش دست پیدا کنیم تا درمسیر پیشرفت برای داشتن نعمت های بیشتر قدمی برداشته باشیم .
بارها شده است نعمتی را که دوست داشتم درزندگی داشته باشم خود به خود و بدون زحمتی برای من فراهم شده است ویا آن را هدیه گرفتم و مثلا چند روز پیش داشتم میگفتم من هوس آش رشته کردم و یکساعت بعد همسایه آش رشته برای من آورد و بچه ها گفتند مامان کاش چیز دیگه ای از خدا خواسته بودی و یا من خیلی به گلدان در پله ورودی خانه علاقه داشتم و بارها خواستم این تصمیم خود را عملی کنم نشد ولی یکدفعه خواهر شوهر من به کرج رفت و تمام گلدانهایش را مجانی به من داد و من صاحب گلدانهای زیبا شدم این یعنی سپاسگزاری از نعمتهای خداوند ،و تمام این اتفاقات این را به ما یاد میدهد که باید سپاسگزار باشیم تا نعمتها به سوی ما سرازیر شوند و احساس خوبی داشته باشیم .
درمورد اتفاقاتی که به خاطر دیگران خود را به تقلا انداخته باشم چیزی به یاد نمیآورم چون من قبل از هراقدامی با همسر و فرزندانم مشورت میکنم و اگر خرید فلان چیز لازم نبود صرف نظر میکنم و دیگر هم به آن فکر نمیکنم چون اگر لازم باشد خود به خود خودم برای خرید آن اقدام خواهم کرد و کاری به داشته های دیگران ندارم و در همه شرایط می گویم خدایا من به تو اعتماد و ایمان دارم که بهترین شرایط را برایم رقم خواهی زد .
در مورد هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» ؟
چقدر این جمله انسان را به آرامش میرساند و به ما یاداوری میکند تا نگرش ما درمورد خود و خدای خودمان تغییر نکند لیاقت ما به دنیا برای چیزهای مادی به همان مقدار خواهد بود چون تا موقعی که از شرایط خود راضی و خرسند نباشیم و مرتب گله و شکایت داشته باشیم لیاقت من همین جایگاه خواهد بود و برای تغییر این جایگاه باید ابتدا سپاسگزار باشیم تا ما درمسیر زمانبندی خداوند قرار بگیریم و یکی یکی نعمتها به سوی ما بیاید وگرنه با ناسپاسی ما از خداوند دورتر میشویم و زمانبندی خداوند برای دریافت نعمتها به عقب می افتد پس به اندازه ای که افکار و نگرش ما درباره خودمان، زندگی و خداوند در جهت صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییر پیدا کند لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی خواهیم شد.
خداوند مهربان از تو سپاسگزارم بابت این همه نعمت که درطول زندگی بدون هیچگونه تقلایی به من هدیه نمودی و باز سپاسگزارم بابت نعمتهایی که قرار است درآینده به من و همسر و فرزندانم عنایت فرمایی چون من با ایمان به تو که به من نزدیکی و هرموقع که به نعمتی نیاز داشتم بدون هیچ منتی آن را برای فراهم خواهی کرد در این دنیا بدون حسرت و با آرامش زندگی میکنم چون خودت من را اشرف مخلوقات خلق کردی و من را برای شناخت بیشتر خودت و نعمتها به این سایت هدایت نمودی انشاالله با متناسب شدن بیشتر سپاسگذار تو و نعمتهایت خواهم بود . خدایا شکرت و سپاسگزارم بابت همه نعمتهایی که تاکنون به من دادی چون زبانم قاصر است برای سپاسگزاری نعمتهایی که به من دادی
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من سپاسگزار نعمتهای خداوند هستم
سپاسگزاری قویترین فرکانس در کائنات هست چون بیشترین احساسات مثبت وانرژی بخش رو دارد احساس رضایت درونی بيشترين احساس مثبت برای انسان رو داره
به نظرمن کسی خوشبخت وخوشحال واقعی هست که از تک تک نعمتهای زندگیش راضی .
و خوشنود باشه واز اونها نهایت لذت ونهایت استفاده رو ببره هر چند نعمتهای او از دیدگاه دیگران کم ارزش باشه
من بعد آشنایی با قانون جذب خیلی انسان سپاسگزاری تری شدم وتا قبل اون اصلا با سپاسگزاری آشنا نبودم چون خانواده ام بهخصوص مادرم همواره از زندگی گله و شکایت میکردند هیچ وقت من سپاسگزار بودن رو یاد نگرفتم.
سپاسگزاری احساس قلبی و درونی هست نه زبانی من دارم پله پله هر سال به سپاسگزاری درونی نزدیک تر میشم و واقعا اینو احساس میکنم درقلبم قبلاخیلی مینوشتم ولی تازگیها واقعا احساسش میکنم من عاشق تمام نعمتهای زندگیم هستم وازشون لذت میبرم حتی از یک تغییر دکوراسیون منزل لذت میبرم از یک گلدون گل زیبا از غذاهایی که میخورم از خونه ای که داریم از برف باران زندگی از گوشیم از دیدن همسرم از لباسشوییم از چیزهای کوچک زندگیم شاید به نظر ديگران خیلی کوچک باشن ولی من بینهایت لذت میبرم وبرای من بزرگ هستند چیزهای کوچک
خداروشکر میکنم که خداوند مرا با قانون سپاسگزاری آشنا کرد.
در مورد نعمتهایی که با قرض و وام به زندگی ما وارد میشن من هم با نظر استاد موافقم که حس خوب وخوشایند ندارن وسرشار از انرژی منفي هستن چون فکر طرف همش درگیر نگرانی واسترس هست که چطور قسط این ماهو جور کنم یا بدهی طرفو بدم از قضا انرژی منفی بدهی داشتن به افراد مختلف دو طرفه هست هم گیرنده هم دهنده درگیر میشن دهنده هم همش تو فکره اینه که کی این بدهی مارو طرف صاف میکنه وهزار جور فکر منفی که حتما نمیخواد بده یا حتما داره ونمیده واین جور فکرها
مثال میزنم
مستاجر ما چند ماه اجاره ی مارو دیر پرداخت کرد وما هم اونموقع خیلی نیاز داشتیم درین چندماه رابطه ی دوستی ما با این مستاجر شکرآب شد درحالی که چند ماه بود خیلی صمیمی وعین خواهر بودیم ولی به خاطر بدهی اونها من حسم خیلی منفی شد وهمش بهشون گوشزد میکردم که کی اجاره رو پرداخت میکنید اونها هم همش در ناراحتی و رنج بودن که بدهی مارو زودتر پرداخت کنن البته شرایط اونها هم بد شده بود وحقوق از شرکتشون نمیدادن وما فکر میکردیم دروغ میگن چون میدیدیم که همش در حال خرید برای خونه هستن وبعدها فهمیدیم که چکی خرید میکردن
مثال دیگه خواهر شوهر من کارمنده سه طبقه خونشو با چندین وام وقسط وبدهی درس کرد وحالا اصلا حالش خوب نیست وتمام حقوقش برای قسطهاخرج میشه وخیلی زندگی بی سروسامان داره وداره از همسرش طلاق میگیره و درین چند سال خیلی شکسته شده وحال خوبی نداره دخترش از یه طرف اذیتش میکنه از یه طرف شوهرش طلاقش نمیده وبلاتکلیف مونده
خونه ساخته شده ولی ارامش وراحتی نداره وبا خودش درگیره وبه نظرم فکر طلاقش هم بیشتر به خاطر بدهی هایی که بالا آورده وعقلش خوب کار نمیکنه فکر میکنه طلاق وازدواج مجدد باعث راحتی وشادیش میشه وشوهر جدیدش تمام بدهی هاشو میده وچون شوهر الانش پول نداره میخواد ترکش کنه این خون زندگی چه ارزشی داره نه ارام نه شاد درونی نه چیز
من خونه ای از خودم ندارم ولی خیلی راحتم وخداوند رو شکر میکنم
خدا خودش همه رو به راه راست هدایت کنه
من با جمله استاد که میگه ما به آنچه لایق اون باشیم میرسیم کاملا موافقم داشته های هر کس مطابق احساس لیاقتی هست که داره کمی درد ناکه ولی باید قبول کنیم که ما در جای درست خودمون هستیم وهیچ بی عدالتی در حق ما نشده ما لایق انچه داریم هستیم
اگر از انچه داری راضی نیستی بايد افکار ورفتار واحساستو تغییر بدی واحساس لیاقت کنی تا به نعمتهای جدیدتر وبهتر هدایت بشی
هر کس هر جایی هست حقش اونجاس لایق هرآنچه هست وداره هست پس اگر راضی نیستیم باید روی احساس لیاقتمون خیلی کارکنیم.
ونکته ی اساسی که استاد گفتن در مورد شکرگزار ی که یادم رفت گله وشکایت نکردن هست استاداینو در دوره خلق آرزوها گفتن ومن ازون موقع به بعد خیلی روی این موضوع کار کردم وخدارو شکر بازم اینجا استاد یادم اورد که گله نکردن از ارکان سپاسگزاری قلبی هست ومن نباید از هیچ چیزی گله کنم وباید دهانم رو ببندم وقتی خواستم شکایت وگله کنم
ممنونم استاد
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️
واقعاً عالی بود ، آگاهی و درس های زیادی داشت لذت بردم
نشان های دریافت شده
تمرین گام پنجم
خدایا سالهای بسیاری از عمرم را با حسرت ونگاه مایوسانه سپری کردم وخیلی اززمانها به نعمتهای دیگران توجه میکردم وحال واحساسم بطرز وحشتناکی بد میشد البته دردوسال اخیر بسیار کمتر شده حالا یاد گرفته ام به هیچ وجه اینکار رانکنم نه کلامی نه ذهنی حتی ازاین بابت که این نعمتها هست ومن هم میتوانم داشته باشم بهرحال یک افسوسی سراغ انسان میآید
همسرم ویکی از برادرانم بسیار بسیار کم به نعمتهای دیگرام توجه حسرت گونه میکنند
۷ سال پیش خیلی طولانی دنبال خریدوتعویض خانه بودم چندماهی طول کشید اما بطور شگفت انگیزی محله ایی را که اصلا فکرش را نمیکردم وبه آن نزدیک هم نمیشدم برای خرید خداوند نصیب من کرد
چه تقلاها و سختی هایی کشیدیم برای تهیه بعضی از چیزها که با مکافات جورشد اما سبب آرامش نشد اما این صفت را خیلی خیلی کم تر داشتم ولی بهرحال اتفاق افتاده
پذیرش این جمله که هر کس به اندازه لیاقتش از نعمتها بهره میبرد بسیار غیر قابل هضم است
اما بتدریج با این آگاهی کنار آمدم
خدایا لیاقت دریافت نعمتهایت را نصیبم کن وسپس نعماتت را
آمین
سلام استاد
تولد مولا و سرورم حسین بن علی را بر همگی تبریک میگویم
شاکر نعمتهای خداوند هستم شاکر نعمت عشق سلامتی پویا بودن و بهره مند شدن
بسیار زیبا فرمودید که بر زندگی دیگران چشم داشتی نداشته باشیم البته من بسیار بر داشته های دیگران خوشحال میشدم اما این نوشته بسیار به من کمک کرد کلا به نوعی که اصلا نبینم به هیچ وجه نیازی نیست نعمتهای دیگران را ببینم بلکه چه عالی است که نعمتهای خودم را ببینم
همسر من به هیچ وجه دارایی های دیگران را نگاه نمیکند و داشته های خودش برایش بسیار با ارزش است همیشه اسوده خیال و فراق بال است
بله واقعا درسته نعمتهایی که خود به خود وارد زندگی من شد بافث ارامش من شدن اما انچه که برای چشم رو هم چشمی خریدیم باعث ازار من در زندگی شده
هر انسانی به اندازه لیاقتش مورد موهبتهای الهی قرار می گیرد
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم وودوستان گلم
از وقتی فهمیدم سپاسگزاری چقدر اهمیت داره هر روز پا میشدم و ده تا از نعمت هامو مینوشتم و شکر گزاری میکردم بابتشون
ولی اون حس خویی که ازش تعریف میکردن خبری نبود
هی به مرور فهمیدم شکر گزاری به زبان نیست با قلبی باشه
ولی بازم من نمیتونستم این حس قلبی رو داشته باشم
و جرات اینم نداشتم که بپرسم یعنی میگفتم با خودم میگن یه شکر گزاری رو هم بلد نیست این یعتی ولی عمیقا دوست داشتم این حس رو تجربه کتم از شرایط مالی زندگیمون اصلا راضی نبودم و برام مسخره بود
میگفتم آخه چرا خدا کار به این سختی میخادیا وقتی مریص میشوم اینکه بخام برای اعضای سالمم سپاسگزاری کتم به نظرم کار سختی بود
تمام تمرکزم میرفت رو اینکه آخه چرا خدا باید مریضی باشه
چی میشد این مریضی نبود
ولی نکته امروز انگار دریچه ای روشن و امید بخش بود برام
کفتم کار من در قدم اول اینه که غر نزنم به صورت کلامی
خوب برای خودم بارها اومده بودم تمرین برای غیبت نکردن گداشته بودم که اگر با فلانی حرف زدم خیلی مراقب حزف زدنم میشم و وقتی تو اون مکان قرار میگرفتم همه جی فراموش میشد
ولی الان که دقت کردم دیدم هر وقت که نیت این کار رو میکردم یه صدایی درونم میگفت ادامه نده ولی من بهش گوش نمیکردم
بعدم میگفتم ای بابا آدم یادش نمیمونه ناخودآگاه این کارو میکنه
و همین حرف رو ذهنم بهم گفت یعنی گفت بابا تو میگی غر نمیخای بزنی ولی مگه یادت میمونه
و با یاداوری اینکه موقع غیبت کردن هم وقتایی. که اراده میکردم این کار رو نکنم یه صدایی تو گوشم یاداوری میکرد
پس اینم مثل مهارت های دیگه است با تکرار من میتونم توش بهتر بشم و برم مرحله بعدی امتحانش میارزه
از دیروز که تصمیم به این کار گرفتم یه جاهایی به خودم اومدم دیدم گلایه کردم ولی به خودم یاد اوری کردم که من مثل یه آدم تازه کارم به مرور حرفه ای میشم فقط ادامه بده زینب
من ماها دنبال این بودم چطوری شکرگزار واقعی باشم و حالا که به جواب رسیدم باید ادامه بدم و تعهدم رو نشون بدم
مرسی استاد بابت این آگاهی ها
هرآنچه لایقش باشم به شکل ساده و آسان وارد زندگی من خواهد شد.
هرآنچه نیاز من برای زندگی و لذت بردن از زندگی باشد به راحتی در شرایط فعلی من قابل تهیه کردن باید باشد
وقتی مرور کردم به زندگیم دیدم بیشتر چیزایی که خواستم خیلی راحت و ساده وارد زندگیم شدن
یه موردی که اخیراباهاش برخوردم والان میفهمم چرا اذیتم میکنه
ما ماشینمون چندین سال پراید. بود و آرزوی اینو داشتیم که عوضش کنیم خوب با حساب و کتاب خودمون نمیشد تا پارسال که تصمیم گرفتیم عوض کنیم من بیشتر مواقع سعی میکنم با توجه به بودجه ای که دارم خرید کنم و همیشه از این کار راضی بودم ب ای ماشین اطرافیان گفتن حالا که میخواهید عوض کنید مدل بالا بگیرید پول ما خیلی کم بودخب باورهای ما ایراد داشت وفک میکردیم جز وام گرفتن راهی نداریم
وام گرفتیم و باقی پول رو دوستی گفت که بهمون قرض میده و ما ماشین که دوست داشتیم رو گرفتیم ولی امان از آسترس قرض
چون من فک میکردم به زودی پرداخت میکنیم و امید بسته بودم به یه پولی و جور نشد
من عجله داشتم برای رسیدن به این خواسته و شاید اجاره ندادم آماده باشموقتی با وام و قرض گرفتم روزها خودم رو بخاطر این کار سرزنش کردم
ولی دقت کردم به وسایلی که خیلی راحت رفتم تهیه کردم و چقدر لذت بردم از داشتنشون
حالا درسی که این موصوع برام داشت این بود که هرچیزی که من لایقش باشم راحت وارد زندگیم میشه عجله نکنم خدا دز زمان درستش وارد زندگیم میکنهحالا بهتر درک میکنم اینکه میگید بدون وام و قرض چیزی رو بگیری
یعنی منآماده دریافت اون نعمت هستم خدا زمانبدی درستی داره
خدایا شکرت بخاطر هدایتم به این دوره
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
من سپاسگزار نعمتهای الهی ام هستم
در این فایل چقدر زیبا سپاسگزار بودن تعریف شده است
سپاسگزار بودن به این معنی است که احساس رضایت عمیق درونی از شرایط و امکانات زندگی خود داشته باشیم
حتی احتیاج نیست آنرا به زبان بیاوریم البته وقتی می گوییم خدایا سپاسگزارم در ما احساس نزدیک بودن به خداوند ایجاد میشود
من خوشبختانه در گروه های مجازی نیستم تا ببینم چه کسی چکار میکنه و یا چی داره اصولا علاقه ای هم به دونستنش ندارم و هیچوقت هم با کسی و یا حتی پیش خودم نمیگویم که فلانی چی داره و چرا من ندارم
از چشم همچشمی هم خیلی بدم میاد و دلم میسوزه برای کسانیکه خودشان را به آب و آتش میزنند تا از لحاظ مادی از کسی عقب نیافتند
با گرفتن وام و قرض کردن وسایل خونه میخرن و یا به مسافرت میروند که از بقیه عقب نیافتن
به نظر من این افراد آرامش درونی ندارند و از چیزهایی هم که تهیه کرده اند لذت نمی برند
یکی از دوستان قدیمی همسرم که با هم بزرگ شدند هر چند وقت از همسرم تقاضای کمک مالی میکند
دفعه آخر همسرم برایش پول فرستاد تا برای خونه اش کولر خریداری کنه اما او چکار کرد از اون پول برای رفتن چندین باره به مکه استفاده کرد
حالا بماند که دفعات قبل هم که به مکه رفته با قرض گرفتن به اسم خودش و به اسم فامیل هایش بوده
اینها را چشم هم چشمی میگویند که فلانی چندین بار به حج رفته پس من هم باید به اندازه او بروم
من حقیقتا هیچ از این نگرش سردر نمی آورم
در اینجا باید بگویم استاد عزیز من هم با شما هم عقیده هستم
تجربه های داشتن مال و اموال که با قرض وارد زندگی شود نه تنها لذت نمی آورد بلکه باعث استرس و درد روانی میشود
از نعمتهایی که بطور ساده وارد زندگی ام شده است میتوانم بگویم که از طرف عمده فروشهایی که برای مغازه مان لاستیک خریداری میکنیم من و همسرم ۴ بار به کشورهای خارجی برای دیدن کارخانه های لاستیک مسافرت کردیم
عمده فروش مبلغ مشخص شده ای در ماه را برای ۶ ماه به ما پیشنهاد میکند و زمانیکه ما آن مبلغ را خریداری میکنیم واجد شرایط برای مسافرت با پرداخت تمام مخارج از طرف آنها میشویم که البته چند ساعت بازدید از کارخانه لاستیک است و بقیه اش رفتن به جاهای دیدنی
ما هردو چقدر از این مسافرتهای مجانی لذت میبردیم که پول بلیط هواپیما پول هتل ۴ ستاره و تمام غذا در مدت یک هفته از طرف آن کمپانی برای تعداد حدود ۱۵ نفر پرداخت میشد
گله و شکایت نکردن واقعا راه ساده ای برای شکرگزار بودن است که از این طریق نعمت ها وارد زندگی مان میشود
اصلا گله و شکایت نکردن به آدم احساس آرامش و شادی میدهد و همینطور بهتر کردن شرایطی که در آن هستیم به ما شور و شوق برای بکار بردن روشهای تازه برای بهتر کردن موقیعت مان میدهد
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ومهربان 🙏❤
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر ✋🥰
گام ۵ :من سپاس گذار نعمت های الهی ام هستم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
نکته مهم درباره سپاس گذار بودن داشتن
فرکانس قوی و نزدیک به خداوند هست
نه خاطر فاصله بلکه به خاطر ایجاد احساس آرامش عمیق درونی که بوجود میاره،
من چند سالی هست که علم و آگاهی در باره شکر گذاری پیدا کردم واقعا وقتی از درون شکر می کنم فرکانس واحساس روحی فوق العاده ای رو تجربه کردم ولی متاسفانه زمان های بوده که فراموشم شده و کفر ناسپاسی داشتم وخیلی حالم بد شده و دوباره به راه راست که همون سپاس گذار بودن، هدایت شدم واکنون زمانی احساسم بد میشه که توجه به داشته های دیگران می کنم ودر خودم لیاقت رسیدن به خواسته هام و نمی بینم ناامید شده واحساس بد رو تجربه کرده ام واکنون در این صفحه از سایت تعهد می کنم که از همین لحظه ازتوجه به نعمت های دیگران دست بردارم و سپاس گذار داشته های خودم باشم دست از گله و شکایت در کلام و ذهن وافکار رو متوقف کرده وبه خواسته هایم وداشته های خودم فکر کنم و سپاس گذار باشم تا احساس لیاقت در من دوباره مثل دوران کودکیم سبز بشه و رشد کنه وقتی احساس لیاقت در من جون بگیره وسبز بشه
اون وقت که من هم معجزات خداوند رو دوباره تجربه می کنم واین معجزات با سپاس گذار بودن من از وجود خودم ونعمتهایمایجاد میشه ،احساس لیاقت مثل هورمون رشد در من رشدمی کنه اون وقت که در زندگیم شاهد رشد مالی معنوی وسلامتی و عشق خواهم شد خدایا برای وجودت و وجودم و عشق بی نهایتت سپاس گذارم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻
درباره جواب سوال که توجه به نعمتهای خود ودوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران ؟توجه به نداشته هاو توجه به داشته های دیگران واقعاحس آدم خیلی بد می کنه واز لحظه لحظه زندگیت لذت نمی بری،جهنمی برای خودت درست می کنی فکر شو هم نمی کردی
من وقتی ناخودآگاه توجه وذهنم کنترل نمی کنم وبا دیدن موفقیتهای دیگران احساس حسادت سراغم می یاد خیلی نجواهای شیطان در ذهن من شنیده میشه که باعث میشه من به بی لیاقتی در خودم برسم و خودمو سر زنش کنم واحساس ناتوانی و ضعف کنم واین احساسات باعث میشه من باورم بشه که من نمی تونم ولی باید نگرشموعوض کنم با دیدن موفقعیت دیگران آنها رو تحسین کنم وبه خودم بگم من هم می تونم به خواستهها وموفقعیتهای مختص خودم هست برسم چون این انسانها رسیدن من هم با احساس خوب خواهم رسید باید ذهنم رو کنترل کنم تا در من احساس بد ایجاد نکنه
انسانهای بزرگی هستن که درباره دیگران وداشته هاشون نه صحبت میکنن ونه توجه وحسرت می خورن واقعا در زندگیشون پیشرفت کرده وحتی راهنمای دیگر انسانها شده اند واز اون طرف انسانهای رو می شناسم که درحال حسادت کردن ودنبال چشم هم چشمی هستن و همیشه ناراحت هستن گله و شکایت درکلام وافکار ورفتارشون دیده میشه اصلا زندگی کردن رو فراموش کرده اند ودر دام نجواهای شیطان این طرف و اون طرف میرن
درباره نعمت های که به شکل ساده وخود به خودی وارد زندگیم شده و ایجاد آرامش و راحتی در زندگی من شد شاید خیلی باشه ولی متاسفانهما انسانها فراموش کار هستیم یکی از معجزات که راحت وارد زندگیم شد همسرم بود چون من خیلی سخت پسند بودم واصلاجواب دادن به خواستگارها در زمان خودش برام یک چالش بزرگی بود وقتی همسرم ازمن خواستگاری کردن خیلی راحت همه چی جور شد حتی آنها منتظر جواب من نشدن قرار مدار رو گذاشتن ووقتی به خودم اومدم شب نامزدی بودوبعدخداوند مهر همسرم رو در دلم جا کردچون اون خیل عاشقم هست وپاک ترین همسری بوده که خداوند همراه من قرار داده ومن بادیدن عشق اون عاشقش شدم و الان که فکر می کنم خدا خودش جفت و جور کرد
در یک برهه ای من اصلا تصور نمی کردم همسرم ۲۰۶ بخره فکر کنم این قضیه به ۱۱سال پیش بر می گرده توی اون سالها خیلی از طرف خدا معجزه وارد زندگی ما شد یکیش همون ۲۰۶بودما اصلا تلاش خاصی برای داشتنش نکردیم ولی وارد زندگی ما شد خیلی باعث راحتی ولذت بردن ما شد وبرای تمام سواریهای که به ما با احساس خوب داد سپاس گذارم واقعا هدیه خداوند بود
وپارسال هم ماشین پژو ۴۰۵مدل ۹۵ با ۶۰میلیون به راحتی وارد زندگی ما شد طوری بود که ما همون مقدار پول هم نداشتیم ولی به لطف خداوند اکنون ازش لذت می بریم
وبرای تمام سواری هاش سپاس گذارم
درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید ؟.
خدارو شکر من زیاد اهل چشم هم چشمی نبودم در این مسیر اشتباه نیفتادم ولی خوب در موارد کوچکی مثل فلان آموزشگاه خوبه یا فلان آرایشگاه خوبه یا فلان مارک خوبه استفاده کردم یا رفتم تجربه کردم دیدم اون طوری که دیگران می گفتن خوب نبوده تازه باعث احساس پشیمانی در من شد به این نتیجه رسیدم که یک کالا یا امکاناتی شاید برای کسی در اولیتش باشه ومورد استفاده ولذت اون بشه مطمئنا برای من چیزه دیگه ای کارایی داره وباعث ایجاد احساس بهتری در من میشه باعث بهتر شدن شرایط زندگیم میشه
نگرش خودمو در باره عبارت هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال وشرایط خاص خود هست واقعا قبول دارم ولی در گذشته قبول نداشتم و شاید از دید انسانی خودم، بعضی افرادرو لایق داشتههاش نمی دونستم ولی الان به این نگرش رسیدم هر کس درباره هر موضوعی در اون احساس لیاقت داره بهش می رسه وقتی شخصی نگرشش قناعت کردن و قانع بودن رو دلیل خوب بودن در درگاه خدا بدونه هرگز خودشو لایق ثروت داشتن نمی دونه پس وقتی با نگرش خودش به (کسی که نگرشش داشتن ثروت بیشتر برای این که خدارو بخشنده ودهنده میدونه تا اون هم با خلق ثروت به دیگران ببخشه)نگاه می کنه اون شخص قضاوت می کنه براساس نگرش خودش، واون لایق داشته هاش نمی بینه واون فرد شاید دنیا پرست وپول دوست ببینه ولی خداوند هر دو نفر رو لایق داشته هاشون میدونه چون انسانها خودشون لیاقتهاشون کم وزیاد میکنن ولی خدا همه رو لایق بهترین های هردو جهان میدونه
خدایا شکرت که تو بهترین هارو برام در نظر گرفتی
پس من هم لایق بهترین های خودم هستم
استاد سپاس فراوان از بخشندگی در علم و آگاهی که ارزانی می بخشید🙏🏻🙏🏻🙏🏻❤🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
چه دست نوشته عالی بود سپاسگزاری کردن یاد آوری کرد من خیلی وقت بود که داشتم سپاسگزاری میکردم ولی متوجه نشدم چی شد که کلا یادم رفت سپاسگزاری کردن و تصمیم دارم از تمرین نشانه گذاری استفاده کنم تا دیگه فراموش نکنم
من یه اشتباه بزرگی دارم مرتکب میشم من سپاسگزاری میکنم ولی نمیدونم چرا یادم میره از خداوند انتظار پاداش داشته باشم برای عمل صالح انجام دادم جواب داد
پس سپاسگزاری هم خیلی مهم در قرآن ۷۵ بار به آن اشاره شده یه جورایی خدا ند به انسان پیشنهاد سپاسگزاری کرده من تصمیم گرفتم از الان بیشتر سپاسگزاری کنم و انتظار پاداش داشته باشم
استاد من خیلی سپاسگزاری میکنم برای نعمتهای دیگران نمیدونستم نباید برای نعمتهای دیگران سپاسگزاری کنم
من مثلا برای دخترم جهیزیه خریدم و الان هر وقت میرم خونشون یادم میاد یا حرفی زده میشه من خدارو شکر میکنم که براش وسایل یه زندگی تهیه کردم بگذریم از مشکلاتش ولی همیشه خداروشکر میکنم
یا میرم بیرون یه ماشین زیبا میبینم خداروشکر میکنم که این فرد تونسته بخره پس منم میتونم بخرم یا هر کسی هر چیزی بخره من خوشحال میشم و سپاسگزاری میکنم برای اینکه تونسته مثلا یه ماشین بگیره
من به زندگی کسی چشم داشتی ندارم یه وقت از یه جایی رد میشم میبینم عجب خونه زیبایی منم دوست دارم اون خونه رو داشته باشم میگم که حقمه لایقش ام منم بنده خدا هستم ولی هیچ وقت بهش حرف بدی نمیزنم که بگم کوفته بشه ایشالا من تو خونه ۷۰ متری زندگی کنم اون چند طبیگقه خونه بزرگ و شیک داشته باشه میدونم که زحمت کشیده بدستش آورده الانم که متوجه شدم خدای خودت داشته باشی همه چیز داری دارم کم کم درکش میکنم این جمله رو
خدایی هر وقت به هر کسی حرفی زدم از اعماق وجودم اون حرف اومده گفتم فکر میکردم احساس حسادت نکردم ولی شاید همینکه منم دوست دارم اون شرایط تجربه کنم یه جور احساس حسادت دیگه منم اون کمبود در وجودم حس کردم که گفتم منم دوست دارم تجربه کنم اون شرایط پس سعی میکنم دیگه به داشتهای کسی توجه نکنم چون ناسپاسی میکنم
من خدارو شکر میکنم که درباره زندگی دیگران صحبت نمیکنیم گفتم گاهی از یه جایی رد میشدم چرا هم در دهنم صحبت میکردم هم بعدش مثلا میرسیدم خونه مامانم اینا به خواهرم میگفتم ولی اینجوری بشینم فکر به زندگی کسی کنم خدارو صد هزار مرتبه شکر ندارم این بزرگترین نعمت حدا اقل اینجوری ناسپاسی نمیکنم
من الان که فکر میکنم میبینم خیلی قبلنا این احساس بی ارزشی خودم و همسرم داشتم الانم دارم ولی کمتر شده پس بخاطر اینکه توجه به زندگی دیگران میکنم خودم و همسرم بی ارزش میدونم
درسته من به شکل مستقیم زیاد غر نمیزنم نمیزنم ولی در دهنم غر میزنم که ای بابا هر وقت میگم پول بده میگه ندارم طلب دارم هنوز نریختن و…همین احساس ناراحتی من یه جور ناسپاسی خدایا منو ببخش به تو و قدرت تو ایمان نداشتم که تو میتونی به هر شکلی که من بخوام تبدیل بشی احساس نا امیدی کردم و بنده ناسپاس تو بودم دیگه غر نمیزنم به زندگی کسی توجه نمیکنم که احساس کمبود و بدبختی بیچارگی کنم و بنده نا سپاس خداوند باشم
خدایی من به زندگی کسی توجه نمیکنم چون از تجسس کردن به زندگی دیگران متنفرم اگر در خونه کسی باز باشه من نگاه نمیکنم ولی گاهی پیش میاد خونه یه نفر تو خیابون فرشته عظیمه تک شاید خیلی بزرگ نباشه ولی چند طبقهای از همه نو تر و شیک تره خدایی وقتی از اونجا رد میشم به اون خونه توجه میکنم شاید اون لحطه برام پیش نیاد که احساس کمبود کنم شاید بعدا برام احساس کمبود پیش اومده نمیدونم ولی خیلی سعی میکنم حسادت نکنم
یعنی هر نعمتی که میخوام باید همسو با اون خواسته بشم تا به من داده بشه پس من همسو با خواستهام نیستم که به من داده نمیشه
من در زندگی خودم میبینم همسر من رفتیم خونه دوستی اونها تلوزیون ال ای دی ۵۵ خریده بودن همسر من خیلی خوشش اومد منم خوشم اومد اما همسرم تصمیم گرفت هر طوری شده یکی بخره خوب تونست با قرض و اینکه همه پولی که پس انداز داشت رو هم بده طوریکه دیگه هیچ پولی براش نموند و تازه نصف مبلغ هم قسط بده و الان در طول سال کلی قسط داره که باید پرداخت کنه واقعا دارم میبینم که برای منو دخترم تلوزیون جدید با قدیمی هیچفرقی نداشت ما نگاه نمیکنیم اینم یه جور نا سپاسی که من انجام میدم بالاخره نعمت وارد زندگیم شده ولی همش میگفتم کاشکی یک چهارم اون پس انداز فقط میدادی ماشین لباسشویی درست میکردی بدهکارم نبودی یه قسط کمتر داشتی ولی خودش خیلی دوست داشت و هر کسی هم میبینه میگه کاشکی اول لباسشویی درست میکردی الانم فقط خودش نگاه میکنه چرا ما هم گاهی یه چیزی مستند حیواناتی چیزی میبینیم
من جز دسته سوم هستم چون نه جز دسته اولم نه دوم من فردی هستم که سعی میکنم هیچ چشم داشتی به زندگی کسی نداشته باشم خدایی هم موفق بودم و خدارو شکر جز دسته دوم هم نیستم چشم به زندگی دیگران داشته باشم هر طوری شده خودم به آب و آتیش بزنم تا اون نعمت وارد زندگیم کنم
من سرم به زندگی خودم گرم واقعا از اعماق وجودم از اینکه هر کسی هر نعمتی داشته یا دوستانم شگفتی ساز شدن یا دیدم که اونها در خیلی از جهات زندگی درک بهتری داشتن بهتر عمل کردن واقعا از اعماق وجودم خوشحال شدم اینم بگم خیلی دوست داشتم منم بتونم مثل اونها درک کنم بهتر زندگی کنم از زندگیم لذت بیشتری ببرم ولی هرگز نگفتم خوش بحالش کاشکی منم مثل اون بودم به هر حال میگم انسان ناسپاسی بودم و سعی میکنم از الان به بعد انسان سپاسگزاری باشم
من هم سعی میکنم از الان به بعد بر مبنای این فرمول رفتار کنم و احساس لیاقت هم کنم که شرایط زندگی من را افکارم احساسم نگرش تعیین میکند و احساس لیاقت
استاد من فکر میکردم که خیلی احساس لیاقت دارم الان انگار آب سردی روی من پاشیده باشن خیلی شوکه شدم یعنی من احساس لیاقت ندارم که شرایطم تغییر نکرده من از خداوند بزرگ و مهربانم خواستارم که خدایا به من کمک کن تا براساس افکارم احساسم رفتارم عمل کنم و خدایا به من کمک کن تا بتونم احساس لیاقت رو در خودم ایجاد کنم تا شرایط منم تغییر کنه از این یکنواختی رها بشم
این جمله رو خوندم هر آنچه لایقش باشم وارد زندگی من میشه یعنی من این همه سال دارم روی خودم کار میکنم احساس لیاقت ندارم که شرایطتم تغییر نکرده اشکالی نداره ادامه میدم نا امیدی هم یه جور ناسپاسی من دیگه میخوام انسان سپاسگزاری باشم سعی میکنم احساس لیاقت در خودم ایجاد کنم از خدا خواستم درباره اش مینویسم خدا هم مرا هدایت میکنه ایدهایی میده که من بتونم شرایط زندگیم تغییر بدم
من اینجوری رفتار نکردم که هر چه دیگری داره من هم باید داشته باشم و اون زمان چون فکر میکردم اعتماد به نفس ندارم دوست داشتم فلانی اونجوری غذا درست کرده منم یاد بگیرم همون طوری درست کنم تا غذای منم خوشمزه باشه ولی خدایی خیلی به وسایل خونه دیگران توجه نمیکردم
خوب من خیلی دوست داشتم وسایل نو بخرم چون بیشتر وسایل زندگی من مال دیگران بود میخواستن بندازن دور من میگرفتم الان متوجه لیاقت نداشتن خودم شدم دوست داشتم که وسایل نو داشته باشم و من تا بیشتر از ۲۰ سال زندگی مبل نداشتم وقتی دوستم خرید ما هم خریدیم نو بعد فرش تلوزیون ظبط واینا خریدیم و همه رو هم نقد خریدم
اینجوری نیستم بخاطر اینکه فلانی داره منم برم قسطی و…بخرم برای همین که الان ۱۲ سال همین جا زندگی کردم نتونستم حتی یک رنگ بخ خونه بزنم گفتم که بگم اینجوری نبودم به زندگی دیگران توجه کنم به زور نعمتی وارد زندگیم کنم
نظر شخصی شماست اما من هم کاملا اونو زندگی ودرک کردم و با تمام وجودم دارم تجربه میکنم پس من ممنون و سپاسگزارم که نطر خودتونو برای من هم گفتید تا من هم بتونم زندگیم تغییر بدم ممنون و سپاسگزارم
منم الان ایدهای به ذهنم اومد که خیلی خوشحال شدم حالم خیلی بهتر کرد بابت اونم از خداوندم در دفترم سپاسگزاری کردم
که تو هم بیا این کارو انجام بده در هر قسمت از زندگیت که راضی هستی شکر گزار خداوندوت باش در هر جنبه از زندگی که ناراضی هستی دیگه دربارش صحبت نکن غر نزن گله و شکایت هم نکن دیدم ایده بسیار عالی بود که دریافت کردم خدایا شکرت برای اینکه این ایده رو به من هدیه دادی من منتظر ایدهای بعدی هم هستم که به من هدیه کنی
پس تصمیم گرفتم هر جا که باید سپاسگزاری کنم شگر خدارو بجا میارم هر جایی هم که ناراضی هستم گله و شکایت نمیکنم دربارش صحبت نمیکنم و با این کار سعی میکنم افکار مناسب و آرامش بخشی در وجودم ایجاد کنم خدایا بینهایت از ایدهای که به من همین الان هدیه دادی سپاسگزارم متشکرم ممنونم قدر دانم خدایا شکرت پس من از الان این کارو انجام میدم بالای دفترم مینویسم تا بیشتر ببینم
استاد خیلی دوست دارم منم برای خونه ای که دارم ازش استفاده میکنم همین کارو انجام بدم اما وقتی فکر میکنم میبینم مثلا بخوام رنگ کنم کلی پول رنگ و کارگر و….رو باید پرداخت کنم تازه خیلی سخت تر اونه که وقتی وسایل تو خونها ت هست و خودت داری توش زندگی میکنی یه کارگر هم بیاد خونه رو رنگ کنه بیخیال این موصوع شدم
ولی سعی میکنم بتونم یه پرده خوب بخرم بتونم فرشها رو بشورم این کارها رو انجام بدم تا یکم بیشتر احساس رضایت کنم
اینم بگم یکساعت قبل با بچه ها رفتم بازار من فکر میکردم اصلا به نعمتهای دیگران توجه نمیکنم و فکر میکردم خیلی گله و شکایت نمیکنم
اما دیدم به محض اینکه رسیدم بازار غر زدنهام داره شروع میشه کاش پول داشتم اینو میخریدم کلی نیاز داشتم که نمیشد تهیه اش کنم فهمیدم که من خیلی غر میزنم سریع به خودم گفتم ساکت ساکت داری خیلی غر میزنی همسری آرام شدم
فکر میکردم به نعمتهای الهی دیگران توجه نمیکنم در بازار بودم که میدیدم انسانهای متفاوت در سنهای متفاوت شغل دارن من ندارم میخواستم غر بزنم که یادم افتاد ساکت شدم به خودم اومدم دارم اینجوری به نعمتهای الهی دیگران توجه میکنم
اصلا فکر نمیکردم اینم میشه توجه کردن به نعمتهای الهی دیگران فکر میکردم حتما باید تجسس کنم در زندگی کسی تا به نعمتهای الهی افراد توجه کنم
الان که فکر میکنم بیشتر نعمتهایی که وارد زندگی اطرافیان من شده به شکل عادی روند زندگی اونها وارد زندگیشون نشده بیشتر با قرض وام اینا وارد زندگیشون شده اونها تونستن دارایی داشته باشن این موضوع به من آرامش میده که این جز دارایی افراد نیست که باعث حسادت من بشه
پس من میخواهم شرایط فعلی خودم را بپذیرم و اینم میپذیرم که من در هر شرایطی هستم حق منه و به اندازه لیاقتم دارم زندگی میکنم اشکالی نداره سعی میکنم انسان سپاسگزاری باشم سعی میکنم به دارایی های افراد توجهی نداشته باشم سعی میکنم احساس لیاقت بالا ببرم در نتیجه حتما شرایط بهتر رو تجربه میکنم
تمرین
من متوجه شدم که توجه کردن به داشتهای دیگران باعث نارضایتی من از زندگیم میشه باعث میشه من کمبودهای بیشتری در زندگیم احساس کنم باعث میشه من از همه کس و همه چیز ناراضی باشم از خودم که نتونستم از شغلم درآمد کسب کنم از همسرم که بعد از این همه تلاش زحمت نمیتونه زندگی ما رو ساپورت کنه ازخدا ند که چرا به من آنقدر نعمت نمیده که حتی من راحت زندگی کنم باعث میشه من بسیار انسان ناسپاسی باشم باعث میشه من گله و شکایت بسیاری داشته باشم قدر نعمتهای خودم ندونم اونها رو اصلا نبینم و برام مهم نباشن به چشمم نیاد
من در بعضی از شرایط زندگیم سعی زیادی کردم انسان سپاسگزاری باشم کلی فایل دیدم در سایت درباره سپاسگزاری کردن اما الان متوجه شدم من بعصی اوقات سپاسگزار بودم بیشتر اوقات ناسپاس چون من به داشتهای دیگران به شکل غیر مستقیم توجه میکردم
من گاهی شده که مثلا رفتم شهرستان فردی دیدم که برای خودش قصر ساخته من حتی یه خونه کوچیکم ندارم بارها گفتم کاش منم یه خونه داشتم الان کلی چیزها برام واضح تر شد که احساس لیاقت توجه به داشتهای دیگران افکار و احساس رفتار نا مناسب همه اینها دخیل هستند در وارد شدن نعمت به زندگی من
مادر من خیلی توجه به داشتهای دیگران داشت مثلا همش میگفت منو فلانی و فلانی فلانی با هم از دوام کردیم منظورش اینکه در یک سال ازدواج کردن اما فلانی ببین چه زندگی داره منو ببین شروع میکرد پدرم بدو بیراه گفتن که من این شرایط دارم
ولی کس دیگهای نمیشناسم که توجه به زندگی دیگری کنه
میدونید همیشه این هست که آدم توجه به زندگی یا دارایی شخص دیگهای داشته باشه مثلا دختر من همش میگه دیدی با من چه رفتاری دارن با جاریم که اصلا اونها رو آدمم حساب نمیکنه چه رفتاری دارن چقدر احترام بهش میذارن این در تمام زندگی انسانها به نظر من هست منم در این شرایط خیلی بودم این میشه توجه به زندگی دیگران
یا میگن دیدی فلانی برای تولدش کباب داد اما ما برای خودمون میخوایم بخریم میگن اسراف نکنید که به پسرشون یه وقت فشار نیاد پول بیشتری هزینه کنه
و بقیه افراد توجهی به دارایی یا زندگی کسی ندارن یا من ندیدم و خداروشکر آنقدر که من دیدم آرامش دارن
بجز موضوع تلوزیون خداروشکر مورد دیگهای نداشتم
اینکه من حدود ۲۵ سال پیش چرخ گوشت نداشتم و من به چرخ گوشت و همین طور مخلوط کن نیاز داشتم یه روز دوستی اومد خونمون متوجه شد ما مخلوط کن نداریم گفت اشکالی نداره همسایه ما مغازه لوازم خانگی داره میتونم از اون براتون بگیرم اون زمان ۲۲۰ تومن یه مخلوط کن خریدم نقد پولشو دادم
یه دورای از زندگیم من تازه رفته بودم عظیمه گفتم براتون گرایه خونمون که ماهی ۲۰۰ هزار تومن بود سال ۸۸ راحت پرداخت میکردم سه ماه سه ماه جلوتر
اینکه همون زمان من فرش دوتا دوازده متری یکی شش متری با دوتا رو فرشی ۱۲ متری یکی شش متری یکجا نقد خریدم
بعد تلوزیون ال سی دی با مبل خریدم نقد
تقریبا دو سال پیش فرش و مبل نو خریدم نقد
خونه خریدم نقد اینا خودبه خود وارد زندگی من شدن و باعث شادی آرامش لذت من و خانواده و اطرافیان من میشد
حتما که درسته اما برای من منطقی نیست که فردی آدم خوبی باشه اما چون احساس لیاقت نمیکنه نعمتهای الهی نمیتونه دریافت کنه یعنی این همه آدم که نعمتهای بیشماری دارن همشون احساس لیاقت میکنن برام موضوع رصایت داشتن از زندگی خیلی منطقی تره یا احساس لیاقت من خیلی با زندگی دیگران در ارتباط نیستم ببینم فلانی احساس لیاقت داره که این زندگی داره و چون من میدونم انسانها وقتی افکارشون درست کنن احساسشون درست کنن رفتار مناسبی هم خواهند داشت در نتیجه نتایج فراتر از انتطارشون دریافت میکنن بعد من هیچ وقت نمیتونم احساس لیاقت کسی رو بسنجم چون نطر من با نظر خداوند زمین تا آسمون تفاوت داره
شاید از نطر من یه فرد معتاد لایق زندگی کردن نباشه اما نظر خداوند کاملا متفاوت شاید نظر خداوند این باشه اون فرد از من که معتاد نیستم خیلی بهتره
من نمیتونم احساس لیاقت در انسانها بسنجم شاید همون فرد معتاد از نطر خودش خیلی احساس لیاقت کنه خیلی انسان سپاسگزاری باشه اصلا هم به زندگی کسی به دارایی کسی توجه نکنه آنقدر که یه غذایی در طول روز بخوره شکمش سیر باشه موادش برسه راضی باشه از زندگیش