بسیاری از انسان ها خود را لایق دریافت پاداش های الهی نمی دانند چون تصور می کنند آنطور که باید، نتوانسته اند نظر خداوند را به سمت خود جلب کنند.
پاداش های الهی بر مبنای عملکرد شما به منظور جلب رضایت خداوند به سوی شما جاری نمی شوند بلکه مهم این است که انتظار دریافت پاداش از سوی خداوند را داشته باشید.

خداوند مرا دوست ندارد
سال های زیادی از زندگی ام این نگرش را داشتم که خداوند مرا دوست ندارد. دلیل من این بود که چون گناهان زیادی مرتکب شده ام خداوند مرا دوست ندارد و من از خداوند خیلی دور شده ام.
همین نگرش باعث شده بود که هر اتفاقی در زندگی من رخ می داد آن را تنبیه و شکنجه ای از سوی خداوند می دانستم و چون شنیده بودم خداوند با بلاهایی که در دنیای مادی بر سر ما می آورد از بار گناهان ما در روز آخرت کم می کند خوشحال بودم که به این طریق مقداری از گناهان من توسط خداوند بخشیده می شود.
از کودکی بارها از خانواده و اطرافیانم بارها شنیده بودم که بخاطر انجام دادن این کار خدا تو را دوست ندارد یا بخاطر انجام ندادن این کار خدا تو را دوست ندارد.
شنیده بودم که اگر دروغ بگویم خداوند مرا دوست ندارد و چون بارها بخاطر ترس از تنبیه شدن دروغ گفته بودم، تصور می کردم بخاطر این همه دروغ گفتن ها خداوند مرا دوست ندارد.
شنیده بودم که اگر نماز نخوانی، روزه نگیری یا بسیاری از اعمالی که واجب هستند را انجام ندهی خداوند تو را دوست ندارد و من چون در انجام وظایف دینی بارها تعلل کرده بودم تصور می کردم دیگر خداوند مرا دوست ندارد.
همه ما هزاران بار به شکل های مختلف شنیده ایم که خداوند چه کسانی را دوست ندارد و از آنجا که بارها خود را مشابه آن انسانها دانسته ایم باور کردیم که خداوند ما را دوست ندارد.
شاید این عبارت را به زبان نیاورده باشیم یا به کسی نگفته باشیم ولی هزاران بار به شکل های مختلف در ذهن خود این نجوا را شنیده ایم که به این دلیل و آن دلیل خداوند تو را دوست ندارد. تو از خداوند دور شده ای و خداوند به تو کمک و یاری نمی رساند.
باور کردن دور شدن از خداوند یا رها شدن توسط خداوند قوی ترین نگرشی است که انتظار بدبختی را در وجود انسان ایجاد می کند و از آنجا که جهان هستی به انتظار انسانها پاسخ می دهد فرد در همزمانی هایی قرار می گیرد که باعث ایجاد احساس بد و ناراحتی در او می شود و باور او قوی تر می شود که خداوند او را دوست ندارد و او را مورد عذاب و شکنجه قرار می دهد.

هدایت به مسیر تغییر زندگی
به لطف خدای مهربان در سن سی و چهار سالگی با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا شدم. از همان روزهای اول مواجه شدن با آگاهی های مربوط به شناخت خداوند برای من بسیار جذاب و آرامش بخش بود.
اگرچه نشانه ای از لطف و محبت خداوند در زندگی خود نمی دیدم و سالها تصور می کردم خداوند مرا دوست ندارد اما دریافت آگاهی درباره صفات خداوند و رابطه ای که خداوند با انسان دارد برای من لذتبخش بود.
اولین باری که یک مطلب درباره اینکه: خداوند همیشه من را دوست دارد، مطالعه کردم اگر چه احساس خیلی خوبی داشتم ولی نمی توانستم باور کنم که خداوند مرا که سالهاست خودم را گناهکار می دانم را هم دوست دارد.
هربار که عبارتی درباره عشق خداوند نسبت به خودم مطالعه میکردم در ذهن من اعمال و رفتار ناشایستی که در سالها زندگی ام داشتم مرور می شد و احساس مرا خراب می کرد اما نور امیدی در قلبم مرا به ادامه دادن و دریافت آگاهی های صحیح درباره خداوند دعوت می کرد.
رمز و راز تغییر زندگی
چندین ماه به همین روال ادامه دادم و مطالب زیادی درباره عشق خداوند به انسان مطالعه کردم تا به مرور توانستم باور کنم که خداوند مرا هم دوست دارد.
از أن پس بود که احساس کردم رابطه من با خداوند تغییر کرده است و خداوند را باعث و بانی تمام مسائل و مشکلات زندگی ام نمی دانستم بلکه پذیرفته بودم که مقصر اصلی شرایطم در زندگی خودم هستم.
من هر روز با احساس یاس و ناامیدی زندگی می کردم و انتظار مواجه شدن با مسائل و مشکلات را داشتم و خداوند تنها به انتظار من پاسخ می داد. او از سر کینه و دشمنی مرا عذاب یا شکنجه نمی کرد بلکه همان چیزی که من انتظارش را داشتم وارد زندگی ام می کرد.

در مطالعه قرآن به این درک رسیدم که خداوند اعلام کرده است تمام خوبی هایی که به انسان می رسد از جانب اوست و اما بدهی هایی که وارد زندگی ما می شود انتخاب خودمان است. درک این عبارت به من کمک کرد تا احساس بهتری نسبت به رابطه خود و خداوند داشته باشم.
در قرآن کریم آمده است:
هر چه از خوبیها به تو میرسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدی به تو میرسد از خود توست؛ و تو را به پیامبری، برای مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.
سوره نساء آیه ۷۹
تأمل کردن به این بخش از آیه که: آنچه از بدی به تو می رسد از خود توست، باعث واضح تر شدن نقش خودمان در نتایج و شرایط زندگی مان دارد.
شاید تصور عموم این باشد که شرایط زندگی آنها بخاطر تصمیمات یا رفتار دیگران است اما آنچه خداوند فرموده است واضح می کند که نتیجه زندگی هر کس بخاطر خودش است و اینکه ما تصور کنیم اگر والدین من افراد دیگری بودند یا مسئولین کشور افراد دیگری بودند شرایط زندگی من بهتر بود تصور اشتباهی است چون آنچه از خوبی در زندگی تجربه می کنیم همه از سوی خدا و آنچه از بدی تجربه می کنیم همه بخاطر خودمان است.
در قرآن بارها به موضوع تجربه آنچه توسط انسان ها از پیش فرستاده شده اشاره شده است. توجه به این موارد موضوع مهم دیگری را واضح می کند.
- به سبب کارهایی که از پیش کردهاند. (بقره ۹۵)
- این به خاطر کار و کردار پیشین شماست، خداوند هرگز نسبت به بندگان بیدادگر نیست. (آل عمران۱۸۲)
- آنجاست که هر کسی آنچه را از پیش فرستاده است میآزماید. (یونس ۱۰)
- آنچه برای خود پیش فرستادند که [در نتیجه] خدا بر ایشان خشم گرفت، و پیوسته در عذاب میمانند. (المائده ۸۰)
- این دستاوردهای پیشین شماست، و خدا بر بندگان [خود] ستمکار نیست. (انفال ۵۱)
- این به سزای چیزهایی است که دستهای تو پیش فرستاده است و خدا به بندگان خود بیدادگر نیست. (الحج ۱۰)
- روزی که آدمی آنچه را با دست خویش پیش فرستاده است بنگرد (انبیا ۳۹)
در ۱۴ آیه و به شکل های مختلف خداوند به موضوع تجربه کردن آنچه از پیش فرستاده اید اشاره کرده است و این نشان از اهمیت افکار، احساس و اعمال ما در زندگی روزمره دارد.

شاید تصور عموم این باشد که نتیجه اعمال خود را در روز آخرت تجربه خواهیم کرد اما این نگرش صحیح نیست بلکه هم در این دنیا به شکل فیزیکی و هم در دنیای آخرت به شکل درک کردن نتایج آنچه از پیش فرستاده ایم را تجربه خواهیم کرد.
بنابراین من به این درک رسیدم که آنچه در زندگی در حال تجربه کردن هستم به واسطه افکار و احساسی است که در زندگی روزمره در حال ارسال به سمت جهان هستی و خداوند هستم و شرایطی که در زندگی تجربه می کنم به دلیل خشم خداوند یا تنبه من توسط خداوند نیست بلکه دقیقا نتیجه آنچیزی است که در روزهای قبل به سمت خداوند ارسال کرده ام.
از این رو تصمیم گرفتم به شکل آگاهانه افکار، احساس و عملکرد خود را تغییر دهم تا این وعده خداوند را به شکل واقعی تجربه کنم که آنچه در زندگی تجربه میکنم به واسطه خودم است و این نگرش که دیگران باعث رقم خوردن شرایط زندگی من می شوند نگرش اشتباهی است.
آگاهی که در قسمت های قبلی دریافت و درک کرده اید می تواند باعث تغییر افکار و احساس شما شده باشد. بنابراین چه بدانید چه ندانید نتایج زندگی شما تغییر خواهد کرد.
هر آگاهی که درباره رابطه خود با خداوند دریافت کنید و باعث تغییر نگرش شما نسبت به خداوند شود و احساس تان نسبت به خداوند را تغییر دهد باعث تغییر نتایج زندگی شما خواهد شد.
یکی از مهمترین موانع در ذهن ما در رابطه با تغییر نتایج زندگی این است که نمی دانیم به چه شکل یا از چه طریق قرار است نتایج زندگی ما تغییر کند.
فکر کردن به این موضوع نه تنها هیچ کمکی به تغییر شرایط زندگی تان نخواهد کرد بلکه دیوارهای بلند و ضخیم در برابر تغییر شرایط زندگی خود ایجاد خواهد کرد.
هر زمان که در حال فکر کردن به چگونه و چطور تغییر پیدا کردن شرایط زندگی خود هستید مانند این است که در حال آجرچینی برای بلندتر و ضخیم تر کردن دیوار ما بین خود و دریافت نعمت های الهی هستید.

دریافت پاداش های الهی
زمانی که با این موضوع مواجه شدم که خداوند به تغییر افکار و احساس من در زندگی پاسخ می دهد و شرایط زندگی من را تغییر می دهد اشتیاق و انگیزه من برای تجربه این تغییرات به شدت افزایش پیدا کرد و هر روز این نگرش که خداوند پاداش تغییرات مرا خواهد داد را در وجودت تقویت می کردم.
من به این درک رسیدم که:
- خداوند برای باز کردن درهای جدید در زندگی من نیاز به سعی و تلاش ندارد.
- خداوند برای حل مشکلات زندگی من دچار سردگمی و ناامیدی نمی شود.
- خداوند برای تغییر شرایط زندگی من نیاز به کسب تجربه یا دانش خاصی ندارد و در لحظه می تواند زندگی من را دگرگون کند.
شکل گیری این نگرش ها در ذهنم سبب شد که نگاه و نظر من درباره خداوند به کلی تغییر کند.
قبلا درباره خداوند این نگرش را داشتم که او هر روز به دنبال فرصتی برای عذاب دادن یا امتحان کردن من با یک سختی و مشکل جدید است.
اما بعد از چند ماه مطالعه درباره رابطه با خداوند نگرش من به این شکل تغییر کرد که خداوند به دنبال فرصتی است که نعمت ها و شرایط جدید را وارد زندگی من کند.
این نگرش درباره خداوند را به این شکل برای خودم منطقی کردم:
- خداوند می تواند به راحتی افراد را برای خرید کردن به سمت من هدایت کند.
- خداوند می تواند به سادگی اتفاقات خوب را در مسیر زندگی من قرار دهد.
- خداوند می تواند به آسانی انسان های خوب، اتفاقات عالی و فرصت های بی نظیر را وارد زندگی من کند.
مدت ها بر این افکار تمرکز داشتم و سعی می کردم نگرش های صحیح درباره خداوند در وجود خودم ایجاد کنم.

تجربه معجزات الهی
در آن زمان یکی از ضروری ترین تغییراتی که دوست داشتم خداوند در زندگی من ایجاد این بود که شرایطی ایجاد کند تا بتوانم بدهکاری هایم را پرداخت کنم.
مبلغ زیادی به یکی از دوستانم بدهکار بودم و چند سال بود از موعد پرداخت آن می گذشت و من نتوانسته بودم طلب دوستم را پرداخت کنم.
از خداوند خواستم تا مرا در پرداخت طلب دوستم یاری کند و به این طریق شرایط زندگی مرا دگرگون کند.
به این نکته توجه کنید که چند سال بود من تلاش می کردم تا بتوانم طلب دوستم را پرداخت کنم اما موفق نمی شدم و همه راه هایی که امتحان کرده بودم به نتیجه نرسیده بود. من برای اولین بار در زندگی ام به شکل واضح و آگاهانه از خداوند درخواست کرده بودم که این مشکل مرا حل کند.
تا قبل از این تصور من این بود که مشکلات زندگی ام را خداوند ایجاد کرده است بنابراین هرگز برای حل مشکلات سمت خداوند نمی رفتم چون به نظرم بی فایده بود. اما تغییر نگرش درباه خداوند و درک این موضوع که خداوند فقط خیر و خوبی وارد زندگی انسانها می کند و هرآنچه از مشکل و گرفتاری است را خودشان به واسطه آنچه از قبل فرستاده اند در زندگی شان ایجاد کرده اند سبب شد که نگرش من درباره خداوند و درخواست کمک از او تغییر کند.
در همان روزهای اول که از خداوند طلب کمک کردم ایده ای به ذهن من رسید و آن فروش بیمه نام های عمر و سرمایه ای بود که برای فرزندانم تهیه کرده بودم.
به محض اینکه این ایده در ذهنم شکل گرفت برای فروش آنها اقدام کردم و توانستم یک میلیون تومان از حدود سی میلیون بدهی خود را پرداخت کنم.
خیلی خوشحال بودم و با اینکه از طریق فروش بیمه نامه ها آن هم در شرایطی که به خاطر زودتر از موعد درخواست ابطال کردن با کسر جریمه حدود ۴۰٪ از مبلغ اصلی را کم کرده بودند این کار را کرده بودم اما تصور می کردم که این ایده از طرف خداوند به من داده شده است.
بعد از آن اتفاقات به شکل معجزه وار در زندگی من رخ داد.
فروش روزانه من بعد از سالها که از شروع کسب و کارم می گذشت افزایش پیدا کرد و در همان ماه اول توانستم یک میلیون تومان دیگر از طلب دوستم را پرداخت کنم.

اطمینان و ایمان من نسبت به خداوند که دارد مشکل بدهکاری مرا حل می کند بیشتر شد و منتظر رخ دادن معجزه در زندگی ام بودم.
چند روز بعد معجزه رخ داد و من به واسطه برادرم که در شرکت آب و فاضلات مشغول به کار بود چکی به مبلغ شش میلیون تومان دریافت کردم در حالی که آنها جنس نمی خواستند و اعلام کردند که این مبلغ نزد من باشد تا بعدا به مرور اجناس مورد نیاز را درخواست می دهند.
این را هدیه از طرف خداوند دیدم و بیشتر آن مبلغ را بعنوان به حساب دوستم واریز کردم و بخش دیگری از بدهکاری من پرداخت شد.
بعد از آن چند مشتری جدید به سمت من آمدند و برای اولین بار در مدت چند سال کسب و کارم خرید های چند میلیونی انجام دادند و به راحتی توانستم مرحله به مرحله طلب دوستم را پرداخت کنم.
تصور کنید بدهکاری که چند سال بود از عهده پرداخت آن بر نیامده بودم در کمتر از شش ماه به طور کامل پرداخت شد.
ایمان داشتم پرداخت طلب دوستم معجزه ای از طرف خداوند در زندگی ام بوده است و اطمینان و اشتیاق من برای دوباره درخواست کردن از خداوند بیشتر شد.
اینبار از خداوند درخواست کردم به من کمک کند تا همه اقساط بانکی خود را پرداخت کنم.
باز هم مراحل به شکل معجزه وار در زندگی من رخ داد و در کمتر از شش ماه توانستم همه اقساط بانکی را پرداخت کنم.
ده ها میلیون تومان بدهکاری را در کمتر از یک سال پرداخت کرده بودم و این جز معجزه خداوند هیچ چیز نبود.
بعد از آن درخواست های دیگری از خداوند داشتم که یکی پس از دیگری به شکل معجزه وار در زندگی من رخ دادند.
این فقط بخشی از تغییراتی است که به واسطه ایمان و اطمینان به دریافت پاداش های الهی در زندگی من رخ داد و در مدت فقط چند سال زندگی من در تمام جنبه های زندگی تغییر کرد.
ذکر این نکته جالب توجه است که حتما با من هم عقیده هستید که لاغر شدن در ذهن هر فرد چاق به حدی غیرممکن و محال است که شاید حتی نتواند باور کند خداوند می تواند از طریق معجزه کردن باعث لاغری فرد شود.

معجزه لاغری با ذهن
لاغر شدن آرزوی من بود اما تحقق رؤیایی لاغری در ذهن من محال ممکن بود. سالها برای لاغر شدن تلاش کرده بودم و از بچگی به طریق مختلف شنیده بودم که چاقی من ژنتیکی است و من لاغربشو نیستم.
اما پرداخت شدن بدهکاری هام توسط خداوند درحالی که تصور می کردم هرگز پرداخت نخواهند شد باعث شد تا نسبت به معجزه خداوند برای لاغر شدن ایمان و اطمینان در وجودم شکل بگیرد و اشتیاق پیدا کردم تا این خواسته را از خداوند داشته باشم و نتیجه آن را در وجودم تجربه کنم.

لاغری با ذهن معجزه دیگری بود که از طرف خداوند در زندگی من وارد شد و باعث شگفتی تناسب اندام در من و سپس افرادی که از این روش استفاده کردند شد.
نکته حائز اهمیت در رخ دادن تمام معجزات الهی در زندگی ام این بود که من منتظر منتظر دریافت پاداش های الهی بودم.
من هر روز زمان زیادی را صرف مطالعه و تحقیق درباره نقش خداوند در زندگی بشر و رابطه انسان با خداوند می کردم و از نظر خودم این سعی من باعث تغییر افکار و احساس من در زندگی روزمره شده بود و خودم را لایق و مستحق دریافت پاداش های الهی می دیدم.
اینکه خودتان را لایق دریافت پاداش های الهی بدانید یک امر مهم در تحقق آرزوها و تغییر شرایط زندگی است.
توجه به این نکته بسیار مهم است که معیار لایق بودن دریافت پاداش های الهی انجام کارهای خاص نیست بلکه نیاز به تغییر افکار، احساس و عملکرد روزمره دارد که از طریق مطالعه همین نوشته و قسمت های قبل در حال انجام این کار مهم هستید.
باید نگرش خود نسبت به خداوند و تاثیری که می تواند در زندگی شما ایجاد کند را به طور کلی تغییر دهید.
نباید میزان لیاقت خود برای برخورداری از پاداش های الهی را بر مبنای عملکرد خود در جهت راضی کردن خداوند قرار دهید در این صورت همیشه کارها و اعمالی هست که شما نتوانسته اید به نحو احسن آن را انجام دهید بنابراین خود را فاقد صلاحیت و لایق دریافت پاداش های الهی نمی دانید.

رابطه خداوند با خود
رابطه خود با خداوند را یک طرفه بدانید که از سمت خداوند شروع شده است و هرگز تغییر پیدا نخواهد کرد.
خداوند با خلق کردن شما و از طریق دمیدن خود در وجود شما رابطه اش با شما را شکل داده است و این رابطه هرگز قطع یا کمرنگ یا بی اثر نخواهد شد.
فارغ از اینکه شما از عملکرد خود در رابطه با خداوند راضی باشید یا خیر رابطه خداوند با شما هرگز تحت تاثیر هیچ چیز قرار نمی گیرد.
همواره باید این نگرش را در وجود خود حفظ کنید که خداوند شرایط و موقعیت های فوق العاده ای در آینده شما قرار داده است.
او درهایی به رویتان باز خواهد کرد که هرگز تصور و انتظار آن را نداشته اید. اگرچه همه انسانها این تجربه را دارند که در زندگی خود در شرایطی قرار گرفته اند که هرگز انتظار آن را نداشته اند.
شاید به شکل معجزه وار موفق به خرید خانه ای شده اید که هرگز تصور آن را نمی کردید.
شاید به شکل معجزه وار مشکل یا مساله ای که تصور می کردید هرگز حل نخواهد شد به ساده ترین شکل ممکن حل شده باشد.
شاید انسانهایی در مسیر زندگی شما قرار گرفته باشند که کارهای مهم و تاثیرگذاری برای شما انجام داده اند که تا قبل از آن هرگز تصور و حتی آرزوی آن را نداشته اید.
همه ما به شکل های مختلف تجربه حضور و تاثیر خداوند در مراحل مختلف زندگی خود را داشته ایم اما گمان نمی کنیم که این ها همان معجزات و پاداش های الهی هستند که به طریق مختلف وارد زندگی ما شده اند.
مهمترین دلیل اینکه تصور نمی کنیم مورد لطف و رحمت خداوند و دریافت پاداش های الهی قرار گرفته ایم این است که خود را لایق و مستحق دوست داشته شدن توسط خداوند نمی دانیم.
شاید شما هم مثل من تصور می کنید در انجام واجبات دینی خود عالی نبوده اید، شاید رفتار یا اعمالی از شما سرزده باشد که تصور می کنید گناه بزرگی مرتکب شده اید و به این دلیل خداوند شما را دوست ندارد، شاید بارها شنیده باشید که به این دلیل و آن دلیل خداوند شما را دوست ندارد. همه اینها می تواند باعث ایجاد احساس عدم لیاقت و باور نکرده دوست داشته شدن توسط خداوند می شود.

خداوند همه انسان ها را به یک اندازه دوست دارد و عاشقانه منتظر است تا شرایط دریافت پاداش های الهی توسط انسانها فراهم شود تا هرآنچه برای خوشبختی در دنیا و آخرت نیاز دارند را وارد زندگی آنها کند.
اما افسوس از انبوه افکار و نگرش های اشتباهی که درباره خداوند وارد ذهن ما شده است.
به همین دلیل برای تجربه دریافت پاداش های الهی نیاز است که افکار و نگرش خود درباره خداوند را اصلاح کنیم.
باید این نگرش را در وجود خود نهادینه کنید که: خداوند می تواند فرصت هایی فراتر از تصورتان را جلوی پایتان بگذارد.
ممکن است فکر کنید توانایی های شما محدود است، اعتماد به نفس ندارید، سرمایه کافی ندارید، شرایط خانوادگی شما مساعد نیست و به هزار و یک دلیل نمی توانید به رؤیاهایتان جامه عمل بپوشانید.
اما شما نمی دانید خداوند چه چیزی را برای شما آماده و فراهم کرده است.
شما نمی دانید خداوند چه چیزهای بی نظیری را می تواند وارد زندگی تان کند.
نمی دانید که خداوند به قلب چه افرادی دسترسی دارد که با یک اشاره به سمت شما می آیند و در تحقق رؤیاهایتان شما را یادی می دهند.
شاید در این مرحله باور کردن اینکه خداوند بدون نیاز به انجام کار خاص یا عمل خاصی آماده وارد کردن پاداش های الهی به زندگی تان است سخت و غیرقابل باور باشد.
بنابراین باید از طریق توجه کردن به نشانه های کوچک ایمان خود را تقویت کنید.
اینکه چه شد که اکنون در حال دریافت این آگاهی ها هستید. این یک نشانه واضح از توانایی خداوند برای تغییر شرایط زندگی شماست.
زمانی که به کوچکترین نشانه های حضور و تاثیر خداوند در زندگی خود توجه و ایمان داشته باشید خداوند چیزهای بزرگتری را وارد زندگی شما می کند.
این وعده خداوند در قرآن کریم است:
و آنگاه که پروردگارتان اِعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.»
سوره ابراهیم آیه ۷
سپاسگزاری و توجه به نشانه ها سبب می شود تا خداوند شما را بزرگ کند.
ظرف شما را بزرگ می کند و نعمت ها و شرایط در جنبه های مختلف وارد زندگی شما خواهد شد.
وقتی با ایمان زندگی کنید قطعا پاداش های الهی را دریافت خواهید کرد این وعده خداوند است و خداوند به عهد خود وفادار است.
خداوند کسانی را که در جستجوی او باشند را پاداش می دهد. اگر در جستجوی خداوند باشید قطعا نمی توانید در جستجوی دیگران باشید.
اگر امید و ایمان شما به خداوند باشد دیگر امید و چشم داشتی به سوی دیگران نخواهید داشت.
اگر توجه شما به خداوند باشد دیگر به اطراف خود توجه نمی کنید تا بلکه مورد توجه و لطف دیگران قرار گیرید.
خداوند عاشقانه آماده است تا پاداش های الهی را از طریق مختلف وارد زندگی شما کند. تنها کاری که شما باید انجام دهید تغییر افکار، احساس و عملکرد روزمره تان است و تنها کاری که خداوند باید انجام دهد شاید یک صحبت ساده درگوشی با فردی باشد که باید در مسیر تحقق رؤیاهایتان به شما کمک کند. به همین سادگی.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

امتیاز 4.54 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام ودرود
خداوند مرا دوست ندارد😔
همیشه تصورم این بود که خدا ما رو دوست نداره خدا ما رو نمیبینه
از خدا می ترسیدم باورم این بود که خداوند قصدش اینه که ما رو شکنجه بده
باید همیشه با گریه از خداوند یه خواسته ای رو بخواهیم
باید گریه کنیم
زار زار
باید تو بارون بشینیم دعا کنیم صورتمون رو به آسمون باشه
دعا تو بارون خیلی زود برآورده میشه
شب تا صبح باید بشینی دعا کنی
ارتباط با خدا برام خیلی سخت بود و دوست نداشتم هیچ وقت با خدا صحبت کنم
همیشه تنها خواسته ام از خدا این بود که زودتر بمیرم
این چه زندگیه که من دارم
ناامید بودم از خدا ترس داشتم
چون باور کرده بودم که خدا منو دوست نداره
و همیشه هم که چاقم و فایده ای نداره و من لاغر بشو نیستم
و تا همیشه همین جور باقی میمونم ژنیتیکم اینجوریه
و چون از خودم خیلی بدم می اومد
خودم رو دوست نداشتم اعتماد به نفس نداشتم
همیشه گله و شکایت داشتم
و خیلی ناامید زندکی میکردم
برای داشتن یک زندگی خوب و عالی باید پدر و مادرم کس دیگه ای بودن اگه تو ایران نبودم زندگیم بهتر بود
اگه فلانی اینجور بود زندگیم بهتر بود
و ۱۰۰۰تا مقصر دیگه برای خوب بودن و عالی بودن زندگیم داشتم
که تا اینا باشن من نمیتونم زندگی خوبی داشته باشم
و خدا هم که دوستم نداره
وهمیشه با ای کاش ها زندکی میکردم
کاش اینجور بود زندگیم راحتر بود
کاش فلانی بابام بودم
کاش پولدار بودیم
کاش خدا دوستم داشت
اگه بابام پولدار بود من درسم رو میخوندم
و اگه ………
از خداوند میترسیدم اگه نماز نخونی میدونی چیکارت میکنه
اگه روزه نگیری میدونی چیکارت میکنه
اون دنیا عذابت میده
عذاب قبرت خیلی سنگین تره
اگه لاک بزنی میدونی خیلی گناهه
نماز نداره
خیلی باورهای اشتباه در مورد خداوند در ذهنم بود
ولی از موقعی که با دوره های بی نظیر استاد عطار روشن آشنا شدم
نقش خداوند در زندگیم پررنگ تر شد
خداوند رو شناختم
چه خدایی دارم من
خداوند مهربان ترین مهربانانههههههههههههه
فقط خدا توی این دنیا منو خیلی خیلییییییییی دوست داره
خدا عاشقمه
خداوند از اینکه منو به این دنیا آورده به خودش افتخار میکنه
خیلی آروم شدم عاشق زندگی کردن شدم
لذت میبرم از زندگی
هر روز خدادرو شکر میکنم
خداوند حامی و پشتیبان منه
تنها خدا رو میپرستم و تنها از او یاری میخاهم
از وقتی که خداوند رو شناختم
دیدگاهم نسبت به خداوند عوض شد خداوند نعمت های بیشتری وارد زندگیم کرد
در راحتی و آسایش زندگی میکنم پول فراوان در اختیارم هس
هر چه دلم بخواهد بهش میرسم
خواسته هام برآورده میکنه
کافیه صداش کنم
فقط هر چیزی که به خیر و صلاحم باشه
و الان اگه یه جی دلم بخواد و جور نشه
اصلا ناراحت نمیشم میدونم که خداوند یه در دیگه ای میخاد برام باز کنه
حتما خیر و صلاحم نمی بینه چون فقط خداوند هستش که از همه چیز آگاهه
قبلا اگه یه چی دلم میخواست و بهش نمیرسیدم خیلی کفر میگفتم که خدا اینجور اونجور چرا بهش نرسیدم
ولی الان خوشحال میشم و میپذیرم که به خیر و صلاحم است و خداوند حیر و صلاح منو میخاد
خداوند بهترش رو برای من در نظر گرفته
و برای اینکه با خدا حرف بزنی لازم نیس بری جایی همین جور که نشستی هررکجا که باشی
خدا هست خدا در قلب منه
خدا پیشمه
خدا از رگ گردن به من نزدیکتره
کافیه صداش کنم
معطله که من صداش کنم
خوشحال میشه
و عاشق منه
و منو خیلی دوست داره
من عاشق خدای مهربان شدم
من آگاهی نداشتم نسبت به خداوند
از زمانی که آگاهی هام تغییر پیدا کردن
خیلی تغییرات زیادی در زندگیم به وجود اومد
خدا همه کس منه
خدا یار و یاورم است فقط به او تکیه میکنم و بس
و تنها اورا میپرستم و تنها از او یاری میخاهم 🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
پاداش های الهی بر مبنای عملکرد شما به منظور جلب رضایت خداوند به سوی شما جاری نمی شوند بلکه مهم این است که انتظار دریافت پاداش از سوی خداوند را داشته باشید.
چقدر این جمله قابل تامل هست چون برنامه ریزی شدیم که براساس تایید و رضایت دیگران کاری را انجام بدیم و منتظر دریافت تشویق تحسین و پاداش بشیم.و همیشه این برخورد را با ما انجام داده اند و بالاتر خدا برامون نبوده و ما را برای رضایت دیگران سوق دادند
خدا از بچه ای خوشش میاد که ساکت باشه،یا غذاش را تا آخرش بخوره،یا حرف گوش کن باشه
و یواش یواش در ما نهادینه شد که مدام در پی تلاش برای جلب رضایت دیگران باشیم و هر وقت هر کاری انجام دادیم و پاداشی کسب کردیم درک نکردیم که اون پاداش بخاطر صلح با خودمون و رضایت خودمون از خودمون بوده وقتی از زندگیت راضی باشی خوب ازش لذت میبریو انتظار دریافت برای من اینطور بوده که حتما باید یک کاری انجام بدهم!!!
من منتظر پاداش خداوند بودم که به این سایت و مسیر تناسب فکری هدایت شدم و واقعا پاداش خداوند بود برایم که الان اینجا و در جمع شما دوستان و استاد هستم
با وجود نتایج بسیار زیاد که در زندگیم داشتم با اینحال هنوز اکثر اوقات بر این باورم که باید یک کاری انجام بدهم تا خدا متوجه بشه که من هستم و دارم به خدا میگم منو ببین من اینجام دارم کارهایی که میگی را انجام میدم طبق قوانینت دارم عمل میکنم،حتی افکارم اینطور بود که باید یک کاری را تا اخر انجام بدهم و اگر خدا ازم راضی بود اونوقت اگر صلاح دونست برام کاری انجام میدهد،
بخاطر اینکه مرا از خدایم ترسونده بودنداما چطور در مورد خدا اینطور فکر میکردم و هنوز هم فکر میکنمچون الان متوجه اش شدماین هم هدایتی دیگر از جانب خدایم بود که نگرشم را نسبت بهش تغییر بدهم،بخاطر اینکه خدا منتظره تا خواسته های من را اجابت کنه ولی خودم مانع شدم.و تموم این دلایل بخاطر این بوده که هزاران بار شنیدم،برخورد داشتم،و خودم هم انجام دادم که وقتی کسی کاری برایم انجام داد اول مطمئن بشم که درست کارش را انجام داده اون کار را تموم کرده ایا تونسته رضایت مرا براورده کند و حالا اگر همه اینها بود بیام دستمزدش را بدهم اونهم با هزاران داستان دیگر و هزاران بار هم از اطرافیان این نوع طرز برخورد را هم شنیدم ،دیدم و تایید کردمآیا اینها همان ورودیها نیستند ؟؟؟خوب باعث میشه که به خداوند هم همین نگرش را هم در مورد خودمون داشته باشیمولی خدا که نیازمند کاری از طرف من نیست بسیار در کامنتهای دوستان خوندم و حتی در اتفاقاتی و معجزاتی که برای خودم ایجاد شده این بوده که من فقط شروع کردم و حتی قبلش خدا بهم این ایمان را در من تقویت کرده و حتی خواسته ام را داده و من با قدرت و جسارتی بیشتر حرکت کردم پس پاداش های خداوند برای من هست و من سپاسگذار خدایم هستمباور دیگه ای که داشتم و الان خودش را نشون داد که در انجام هر کاری زیاد میلی به انجام دادن اون نداشتم چون باید خیلی حواسم را جمع کنم که اشتباه نکنم و این باور بخاطر اعتقادات مذهبی در من ایجاد شده بود که اگر میخوای با خدا باشی باید خدا را همه جور راضی نگه داری و اگر پات را کج بذاری خدا عذابت میده خوب مدتی حواسم به اعتقادات و رسم و رسومات مذهبی بود ولی فکر کنم زیاد طول نکشید چند ماه چون هر کاری میخواستم انجام دهم ازم ایراد گرفته میشد بدون وضو دست روی قرآن نکشی،قران خواندن تعطیلموقع نماز خوندن این کلمه باید با لهجه خونده بشه و این قسمت با صدای بلند و اون قسمت آروم و هزاران بند و تبصره که بجای اینکه بخوام با خدایم ارتباط برقرار کنم بدنبال این بودم اشتباهی انجام ندهم تا خدا عذابم نده چون شنیده بودم اگر به عمد کاری را انجام بدم که خدا خوشش نمیاد قابل بخشش نیست،موقع ماه رمضان جور دیگه ای،شبهای احیا باید بی خوابی بکشی و داستان های دیگهاخه این چه خدایی هست که من با زجر کشیدن باید ازش چیزی بخواهم و محتاج من برای عبادتش هست و اگر در عبادت کردن اشتباهی کلمه ای را جابجا بگم که دیگه هیچ تمامخوب باعث شد که بگم نمیخواهم و ما جهنمی و بهشت از ان خودتونو همین باور در تمام زندگیم اثر گذار شد که هر کجا به خدا میرسید و یا نیاز به مراقبت از رفتاری داشت بی خیال میشدم چون نتیجه اش این بود که هر چقدر هم خوب باشی با یک بدی انگشت نما میشوی ولی اینجا یاد گرفتم با هر خوبی ،خوبی دیگه ای است این خدا محتاج من نیست این خدا عشق میورزهاین خدا از قبل همه چیز را برای من آماده ساخته تا من عشق کنم و از این تجربه زمینی ام نهایت لذت را ببرممن تایید شده و انتخاب شده خدایم هستم که پا به این جهان مادی گذاشتمخدا جلو جلو از من راضی بوده و هست که من دارم این زندگی زیبا را هر روز با ابهت تجربه میکنمبخصوص اینکه این درک و آگاهی را به من عنایت کرده تا بتوانم آگاهانه زندگیم را از نو خلق کنم و بیافرینم انچه میخواهم و شروعی مجدد با عشق با خدایی که واقعی هست و هر روز شناختی جدیدخدایی که هر روز داره هدایتم میکنه و بهم میگه اینجا را هم درست کنم بهم میگه نگاه کن من اینطوری هم میتونم باشم اشتباه درباره ام فکر میکردی و هر روز بهم معجزاتش را نشون میدهپاداش های خدایم ارزشمند هستندخداوندا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
۱۴۰۲.۱۲.۰۴
نشان های دریافت شده
به نام خدای بخشنده و مهربان
پاداش الهی
همیشه و حتی وقتی با قانون آشنا شدم برای اینکه پاداش خدا رو دریافت کنم فکر میکردم باید کاری کنم باید آنقدر خوب بتونم ذهنم رو کنترل کنم تا مورد توجه خدا قرار بگیرم
و اگر این کاررو نمیکردم خودم روخیلی دور از خدا میدیدم
بماند که ذهنم تمام خطاهای و کم و کاستی ها رو به یادم میاره و میخاد حالم رو بد کنه
و این نگرش در من انتظار بدبختی و اتفاقات بد ایجاد میکنه
و طبق قوانین جهان منتظر هر چی باشی همون وارد زندگیت میشه
وقتی دقت کردم به رابطه ام با خدا
میدیدم قبلا هر چی بلا سرم میاومد گلایه میکردم که آخه خدا چرا اتقدر دوست داری منو عذاب بدی ولی الان شاید اولش فعلا به صورت ناخودآگاه اینو بگم اما خیلی زود میگم نه خدا منو دوست داره عاشقم هست
اون قوانین رو گذاشته و حتما من فرکانس بد فرستادم و میتونم تغییرش بدم خدا هر چی برای من میخاد خیر و بس
و این باعث میشه دیگه خدا و دیگران رو مقصر نمیدونم
در قرآن کریم آمده است:هر چه از خوبیها به تو میرسد از جانب خداست؛ و آنچه از بدی به تو میرسد از خود توست؛ و تو را به پیامبری، برای مردم فرستادیم، و گواه بودن خدا بس است.سوره نساء آیه ۷۹
از صبح همش دارم به این آیات فکر میکنم چون این آیات قبلا به گوشم خورده ولی درکش نکردم ،نفهمیدمش
و میدونم درک این آیه میتونه خیلی بهم کمک کنه
آنچه از خوبی در زندگی تجربه می کنیم همه از سوی خدا و آنچه از بدی تجربه می کنیم همه بخاطر خودمان است.
هر تجربه بدی که توی زندگیمون داریم نتیجه ی فرکانس های قبلی ماست و خشم خدا یا تنبیه خدا نیست
خدا فقط برای ما خیر میخاد
وقتی این آیه رو خوندم اولش فکر میکردم درک کردم ولی چند بار تکرار کردم دیدم نه من اصلا اینو درک نکردمکسی بهم بگه همه خوبی ها از سمت خداست و هر چی بدی بهت میرسه از . خودته چه توضیحی دارم بگم
کلی رو این جمله فکر کردم و وقتی بند بعدی رو خوندم انگار برام واضح تر شد
ما موجوداتی فرکانسی هستیم که دائم در حال ارسال فرکانس هستیم
و جهان هم طوری طراحی شده که به این فرکانس ها پاسخ میده
حالا اگر فرکانس های خوب فرستاده باشیم همون جور اتفاق خوب جذب میکنیم و برعکس بد باشه همونطور اتفاق جذب میکنیم
ولی منبع همه ی این انرزی ها فقط خیر و خوبی برامون میخاد
اگر ما همسو بشیم باهاش حتی همون فقر و مریضی و بدبختی که خودمون فرکانس اش رو فرستادیم برامون میشه خیر و منفعت
این منبع هیچ وقت نخواسته ما رو تنبیه کنه هیچ وقت نخواسته دور بشه ازمون
هیچ وقت نخواسته و نمیخاد آسیبی بزنه هدفش فقط خیر و خوبی و لذت
اگر اینو بتونم درک کنم هر اتفاقی تو زندگیم بیافته فقط توش خیرو برکت میبینم
هفته پیش من دچار بیماری شدم در حالی که برای ایده ام قدم برداشتم اولش یکم گلایه کردم گفتم خدایا آخه الان چه وقت مریضی بود
بعدش یکم خودمو آروم کردم و گفتم حتما خیریتی تو این بیماری بود
بدن من قوی تر شد
ولی بازم ته دلم راضی نبودم
میگفتم این مریضی اومد جلو منو گرفت اینهمه اتفاق چرا آخه مریضی حتی انگار خدا هم نمیخاد من اقدام کنم
ولی وقتی این نگرش رو درک کردم که هر چی خوبی بهم میرسه از خداست و خدا فقط برای من خوبی میخاد حالا انگار اون حس طلبکار بودن کم شدخدا فقط برای من خوبی میخاد
این مریصی حاصل فرکانس های قبلی خود منخدا در حق کسی ستم نمیکنه
حالا من میتونم با تغییرباورهام اینا رو تغییربدم
و اتفاقا خدا دنبال فرصتی که نعمت و ثروت رو وارد زندگی من کنه
خوب خیلی از ماها منتطر معجزه الهی و اتفاق های خوب توسط خدا تو زندگیمون هستیم ولی به نکته مهم داره
که ما باید خودمون. و لایق دریافت این پاداش ها بدونیم
و این احساس لیاقت با انجام یه کار خاص حاصل نمیشه
بلکه با تغییر افکار و احساس و عملکرد ما حاصل میشه
اینکه فککتم یه سری کارها رو انجام بدم رضایت خدا رو جلب کنم احساس لیاقت پیدا میکنم اشتباههچون من همیشه یه سری کارها هست که نمیتونم انجامشون بدماون موقع است که احساس لیاقت نمیکنم
باید نگرش نسبت به خدایی که تا الان میشناختم عوض کنم.
خدا عاشقانه اماده است که نعمت و ثروت رو وارد زندگیم کنه
منم باید عاشقانه آماده دریافت این نعمت ها باشم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به پاداش های الهی ایمان دارم
خدایا شکر به خاطر این آگاهی ها و این مطالب آموزنده
وقتی برای اولین بار گام نهم رو خوندم احساس کردم که یه بار دیگه باید بخونم برای دومین بار شروع به خوندن کردم وای خدای من چه مطالبی گفته شد در این گام
زندگی سراسر از ترس و نگرانی داشتم سالها با استرس از اینکه چه اتفاقی قراره در آینده بیفته
ترس از چاق تر شدن ترس از شکست خوردن هر بار که دکتر می رفتم بهم میگفتن چقدر نگرانی چرا اینقدر استرس داری و من نمیدونستم چی باید جواب بدم یکی از ترس هام این بود که یه مدت نماز می خونم ولی دوباره قطع میکردم و خانوادم بارها بارها من رو سرزنش میکردن که خدا قطعا بلایی سرت میاره بابت این نماز خوندنت نخونی بهتره خدا میزنه تو کمرت الان که دارم این چیزا رو می نویسم گریه م میگیره به خاطر اینکه چه سال هایی رو به خاطر ترسی که داشتم و اطرفیانم این ترس رو وارد زندگیم کردن زندگی کردم اما کلا از وقتی که خدا به طرز شگفت انگیزی من رو وارد سایت تناسب فکری کرد و با مطالب ش آشنا شدم آرامش به زندگی من برگشت و روز به روز زندگی با آرامش تری رو تجربه کردم و انگار این مطالب جدید تکمیل کننده آرامش و تکامل جدیدی هست که دارم تجربه میکنم خیلی چیزهای اشتباهی در ذهنم بود یکی ش این بود که چشمم رو از دست مردم برای کمک بردارم و انتظاری از کسی نداشته باشم و کلا فقط از خدا بخام
باور این جمله که خدا هر چی برای ما خیر و خوبی میخاد و هر چی بدی میرسه از خودمونه
چقدر با نگرانیها و ترس بی پولی وارد زندگیم شد
چقدر با ترس چاق تر شدن چاقی وارد زندگیم شد
چقدر به خاطر ترس و استرس بیمار شدن بیماری های مختلف گرفتم
وای خدای من شکرت که استاد رو سر راه زندگی من قرار دادی که این مطالب ارزنده وارد زندگیم بشه و آرامش داشته باشم .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
قدم نهم :
✓ من منتظر دریافت پاداش الهی هستم ✓
امروز من یه پاداش الهی دریافت کردم ، نمیدونم چجوری توضیح بدم اما می خوام بگم که یه نشانه بود از طرف خداوند که داره برای تلاش ، توجه ،ایمان من و بودن من در این مسیر بهم جواب میده و من بسیار خوشحال شدم ، چون یه حس عجیبی داشتم که خیلی زودتر از زمانی که انتظار داشتم از طرف خداوند نعمتی دریافت کردم .
این روزها خیلی به این فکر میکنم که کاش میتونستم کسانی رو که برام مهم هستند به این دوره ی بی نظیر وارد کنم و اونها هم از این آرامش و حس و حال خوب بهره مند بشوند و تغییر و تحول رو در زندگی و شرایطشون ببینم .
من درک کردم تنها ایمان واقعی داشتن به خداوند و سپاسگذار بودن برای هر چیزی کوچک یا بزرگ،در واقع تغییر نگرش و عملکرد در زندگی باعث می شود خداوند نعمت های بیشتری را به سمت من بفرستد و شاید گاهی خداوند از طریق بندگانش خیلی راحت خواسته های من رو برآورده کند .
(خداوند می تواند فرصت هایی فراتر از تصورم را جلو پاهایم بگذارد .)
همیشه در زندگی ، اطرافیان همه جوره ما رو از خداوند و عذاب آخرت ترسوندن اما از وقتی در این مسیرم با چهره ای کاملا متفاوت از خداوند آشنا شدم و واقعا خوشحالم که نگرشم کاملا عوض شده .
«من خودم را لایق دوست داشته شدن از طرف خداوند می دانم »
{خدایا شکرت }
[ استاد گرامیم سپاسگذارم ]
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی
استاد منم جزء افرادی بودم که بشدت خودم رو از خدا دور میدیدم با اینکه از سن کم شروع کردم به نمازو روزه و انجام واجبات و مستحباتی که میگفتن برای بنده خوب بودن باید انجام بدید اما هیچوقت احساس نمیکردم که در امنیت هستم حس نمیکردم همه چی برام امن و امانه از یه طرف خیلییی به خودم فشار میوردم که عبادتا و قرآن خوندنام سر وقت باشه درست باشه اما در عین حال کلی عذاب وجدان و ترس هم داشتم هر وقت به فکر مرگ میوفتادم بشدت میترسیدم از ملاقات با خدا تو اون دنیا فقط یاد عذاب میوفتادم.کلا یه حس ناامنی داشتم حتی بعضا با خودم میگفتم خب اگر قراره بیایم این دنیا کلی مراقب اعمالمون باشیم کلییی واجبات و مستحبات هم انجام بدیم که بعدش بریم اون دنیا کلی عذاب ببینیم آقا اصلا چرا منو آوردی تو این دنیا چرا خلقم کردی؟
یعنی حتی خلقت خودم رو یه جورایی زورکی میدیدم اینکه اجباری منو آوردن این دنیا اجباری یه سری کارارو باید اتجام بدیم تهش حس خوبی هم نداشتیم بعدشم ترس مرگ و عذاب آخرت.
همه اش احساس میکردم من کنترلی روی زندگی ندارم و همممه اش باید به خودم فشار بیارم و تقلا کنم بلکه از سختی های زندگی کم بشه یه همچین تصویر ذهنی از بچگی در مورد زندگی داشتم و تااا همین یک سال قبل این تصویر پررنگبود استاد شما فکر کنید با این تصویر ذهنی واقعا میشد راحت خوابید میشد آرامش روحی و فکری داشت؟!
این طرز نگرش به زندگی همیییشه باعث میشد که من کلا یه شخص پراسترس باشم باورتون نمیشه مداااام فکر میکردم باید یه کاری انجام بدم و همیشه میگفتم وقت ندارم وقت ندارم هیییچوقت آروم نبودم و همیییشه توی دلم آرزو میکردم آرامش داشته باشم و لحظات زندگی مو با فراغ بال با یه اطمینان قلبی و حس خووب سپری کنم که بتونم لحظاتی برای خودم باشم در آرامش عمیق اما هیچوقت نمیدونستم چطوری!
اما الان بدون اینکه من بدونم خدا منو در مسیری قرار داد که اون آرامش رو حس کنم خدا بدون اینکه ما متوجه بشیم مارو وسط آرزومون قرار میده؛ خدارو شکر میکنم واقعا استاد درسته همینکه ما الان اینجا هستیم و در حال دریافت این آگاهی هستیم یعنی خدا به انتظار و نگرش ما پاسخ داده
چقدر لذت بخشه که بدونیم ما اصلا از خدا دور نشدیم اصلا مگمیشه خدا از خودش از تیکه ای از وجود خودش دور بشه؟ مثل مادری که به بچه اش بارداره در دوران بارداری بچه لحظه به لحظه در وجود مادره همه چیزشون به هم گره خورده
موقعیت ما و خدا هم انگار اینجوریه اره فکر میکنم مثل همین مادر و فرزندی که در رحم مادره! این مثال الان یه هویی اومد به ذهنم!
استاد بخدا اون آرامشی که سالهااا آرزوشو داشتم دارم تکاملی به دستش میارم و چقد خوشحالم 🙏🏻
چقدر خوبه که باور کنیم خدا همیییشه عاشقانه منتظره اینه که ما اجازه بدیم نعمت هارو به زندگی ما وارد کنه چقدر نگرش زیباییه چقدررر اطمینان و امنیت میاره.
آره امنیت که من تا قبل از آشنایی با شما درک درستی ازش نداشتم همیشه آرزوشو داشتم ولی داشتنش برام مبهم بود حس میکردم تو زندگی سرگردون بودم نمیدونستم چیکار کنم که خودم رو از اون حس ترس همیشگی و ناامنی از زندگی از مشکلات نجات بدم خدارو شکر واقعا این دوره برای من آموزش توحیده استاد چقدر همه جوره این دوره رو نیاز داشتم.
شناخت خداوند به ما حس آرامش، امنیت و اطمینان میده به راستی که خداوند چقدر به قاعده و درست گفته که مومن نه غم داره و نه ترس. چیزی که ما تا قبل از این همیشه در حال تجربه کردنش بودیم پر از غم و ترس در همممه جنبه های زندگیمون و الان داریم یاد میگیریم که میشه در تمام جنبه های زندگی غم و ترس رو بذاریم کنار. خدارو در تمامجنبه های زندگیمون راه بدیم و در تمااااام جنبه های زندگی با کمک خدا زندگی کنیم و این نیاز به تغییر نگرش ما داره که باور کنیم خدا میتونه در تمام جنبه های زندگی به ما کمک کنه. و نیازی نیست که ما تقلا کنیم.
استاد من واقعا دارم نشانه هارو تو زندگیم میبینم از مهربونی که دریافت میکنم از آسون شدن کارها از ورود پول از جایی که خودم به شخصه تحت هیچ شرایطی فکرشو نمیکردم اونمبلغ به این راحتی وارد حسابم بشه به جرات میتونم بگم که در ۱۰ سال سابقه کارم استاد همچین مبلغی به این راحتی خودم جرات نداشتم فکرشو بکنم بیاد تو حسابم بدون اینکه من خودم دنبال اون راه باشم. ولی میدونم کار خداست چون قبلش به خدا گفتم که میخوام کمکم کنی بتونم در همممه جنبه های زندگیم با کمکت تو زندگی کنم ایمانمو خودت بساز من آماده ام که ایمانمو قوی کنم و از ته دلم میخوام دیگه با آرامش و اطمینان و فراغ بال با این اطمینان که من یکیو با خودم دارم که منو از هممممه جا بی نیاز میکنه و کمکم میکنه با عزت و شرافت و سربلندی زندگی کنم و دارم تکاملی این روند رو طی میکنم.
واااقعا این دوره یکی از زیبایی ها و لذت زندگیم شده استاد خوشحالم که این دوره رو دارم برای لذت بردن.
خدارو شکر میکنم به خاطر اینکه این فرصت رو به من داد که از این آگاهی ها استفاده کنم و لذتشو بچشم.
استاد بینهاااایت از شما سپاسگذارم سایه تون مستدام باشه
خیلییی دوستتون دارم🙏🏻🌹🌹
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️
سلام
زندگی با کمک خداوند: گام نهم : پاداش های الهی ۱۰۰٪ در زندگی همه انسانها قابل دریافت هستند
من خیلی خوشحالم که در این مسیر زیبا همراه دوستانم در حرکتم و هر روز یک مطلب جدید و ارزشمند یاد میگیرم و به آگاهی هام اضافه میشه
منم قبلا فکر میکردم که هر کس بیشتر نماز بخونه ، محجبه باشه ، روزه بگیره ، در ماه رمضان و محرم نذری بده حتماً انسان خوب و مومنیه و خداوند خیلی دوسش داره و به خداوند نزدیک تر
و من سعی میکردم که نمازمو اول وقت بخونم ، روزه بگیرم و کارهای خوب انجام بدم
یادمه از سن ۹ سالگی حجاب مو رعایت میکردم و اعمال مذهبی مو انجام میدادم به امید اینکه در آخرت برای خودم توشه ای داشته باشم تا در آتش جهنم نسوزم و اصلا به فکر پاداش دنیوی نبودم چون این طوری آموزش دیده بودم که این دنیا و زرق و برقای اون فانی و زود گذره و آدم در این دنیا مسافره و خانه ی ابدی انسان اون دنیاست و انسان باید در این دنیا رنج و سختیها رو تحمل کنه تا در اون دنیا سعادتمند بشه
ولی بلاخره آدم که نمیتونه همیشه مواظب باشه نمازش قضا نشه ، روزه بگیره ، دروغ نگه ، غیبت نکنه و همیشه کارهای خوب انجام بده
بخاطر همین همیشه عذاب وجدان داشتم و خودمو گنه کار میدانستم و چون فکر میکردم که خداوند به خاطر انجام بعضی از گناهان دوستم نداره خودمو خیلی دور از او میدونستم
و همون زندگی که داشتم میگفتم حقمه دیگه نباید چیزی اضافه تر بخوام ولی من هیچ وقت از زندگیم راضی نبودم و خداوند و هم از روی ترس دوست داشتم
عبادتم ، رازو نیازم ، شرکت در مراسمات مذهبی و انجام کارهای خوب همه از روی ترس از عذاب آتش جهنم بود چون اصلا شرکت در بعض از مراسمات مذهبی رو دوست نداشتم ولی جرات شو هم نداشتم که شرکت نکنم و اگرم خواسته ای داشتم که قطعاً خواسته های بزرگ نبود بازم با ترس و لرز میخواستم چون یاد گرفته بودم که انسان باید در زندگی به کم قانع باشه و داشتن خواسته های بزرگ گناه محسوب میشه و ممکنه که خداوند قهرش بگیره و در عوض چیزهای دیگه زندگی تو بگیره
یادمه که هیچ وقت به داشتن خانه خیلی شیک و لاچکری و یا داشتن ماشین مدل بالا ، رفتن به سفرهای خارجی ، داشتن درآمد بالا فکر نمیکردم
چون فکر میکردم خداوند داشتن این نعمتها رو فقط برای افراد خاصی در نظر گرفته و شامل حال همه بنده ها نمیشه اون بنده ها همون انسانهای گناه کار و کافر هستند که خداوند به حال خودشون رها شون کرده و در اون دنیا هیزم جهنم میشن
و یا بسیار شنیده بودم که نمیشه آدم همه چیز و با هم بخواد باید یه جا رو خراب کنی و تا یه جای دیگه آباد بشه یعنی مثلاً اگه ماشین داری ولی خونه نداری اگه دلت خونه میخواد باید ماشین تو بفروشی روشم پول بزاری و هزینه های اضافی تو هم حذف کنی تا بتونی خونه بخری این بود که هیچ وقت خواسته های زیادی از خداوند نمی خواستم
ولی الان خوشحالم که اجابت کردن خواسته های انسان برای خداوند هیچ کاری نداره چه یکی باشه چه ده تا ، خداوند که مثل انسان نیست که یک خواسته رو بده بعد براش سخت باشه که دوتا دیگه رو اجابت کنه و این ها زاییده ذهن انسان هاست که برای داشتن چند تا خواسته باید رنج و سختی رو تحمل کنی خداوند از همه چیز و همه کس بینیاز است
و هچنین بسیار خوشحالم که فهمیدم خداوند همه بنده هاشو به یک اندازه دوست داره و نعمتهاشو برای همه در نظر گرفته و منتظر تا بنده ها بخوان و اصلا نیازی به نماز و روزه و عبادت من نداره خداوند با احساس من کار داره و هرچه که من شادتر باشم و احساس رضایت درونی بیشتری داشته باشم خداوند از من راضی تر و پاداش های بیشتری نصیبم میشه
خداوند منو به این دنیا آورده تا از زنده بودن وزندگیم لذت ببرم و و با کمک و همراهی خودش آرزوها و خواسته هامو بسازم و لذت و کیف شو ببرم
نه اینکه از روی ترس و اجبار عبادتش کنم و ناامید و افسرده در این دنیا زندگی کنم تا عمرم به سر بیاد و با حسرت از این دنیا برم نه خداوند این چیزها رو برای من که از مادر برام دلسوزتره نمیخواد اون برای من بهترین چیزها رو میخواد اون میخواد که من شاد و سلامت و متناسب و ثروتمند باشم تا از بنده بودن و حظورم در این دنیا لذت ببرم و زمان تموم شدن سفرم و رفتن به دیار باقی بدون اینکه کوچکترین حسرتی از داشتن آرزوهای دنیوی در دلم باشه با شادی و لبخند از این دنیا برم و به منبع اصلی ( خداوند) بپیوندم
خداوند خودش در قرآن گفته ای بنده من تو بخواه تا من اجابت کنم پس صد در صد برای من بهترین چیزها که حتی در ذهن خودمم نمی گنجه رو میخواد
خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت
خدایا من فقط تورا میپرستم و خواسته هامو فقط از خودت میخوام و من لیاقت داشتن همه خواسته های منطقی مو دارم و اونا رو به زمان بندی الهی میسپارم تا در زندگی واقعی من دیده بشن الهی آمین🌹
استاد یه خواهشی داشتم اگه امکانش هست لطفاً آخر متن مثل گام های قبلی تمرین پرسشی بزارین تا با جواب دادن به سوالات ذهن مونو بیشتر به چالش بکشیم .
ممنون استاد 🙏
سلام و درود
پرسش طرح نمی شه که استفاده کنندگان طریق تحلیل و ایجاد تمرین از محتوا رو یاد بگیرند.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به پاداش های الهی ایمان دارم .
من به اینکه خداوند مرا دوست دارد ایمان دارم.
من باور دارم که هر آنچه بدی به من میرسد از خودم هست وهرانچه خوبی به من میرسد از طرف خداوند هست.
من منتظر پاداش های الهی میمانم.
من به پاداش های خداوند ایمان کامل دارم .خداوند همواره منتظر ما هست تا پاداشهای مارو به سمت ما سرازیر کنه او همواره دوست دارد که به ما پاداش بدهد ما باید افکار واحساسات ورفتارهای خودمون رو تغییر بدیم در جهت رسیدن به خواسته هامون واونوقت که خداوند پاداشهای مارو بهمون میده ما باید خودمون رو لایق پاداشهای الهی بدونیم ما باید آماده پذیرش پاداشهای الهی باشیم ما باید با ایمان به تحقق خواسته هامون زندگی کنیم واونوقته که پاداش ها به سوی ما روان میشه وما به خواسته هامون میرسیم .پاداشهای الهی برای همه انسانها محفوظ هست به شرط اینکه انسانها خودشون رو لایق پاداش های الهی بدونن
و اصلا به چطور وچگونگی رسیدن به پاداش الهی فکر نکنن اگر به چگونه وچطور فکر کردیم ما بین ما وخواسته ها وپاداشهای الهی فاصله ودیوار ضخیم ایجاد کردیم و شرایط رسیدن به خواسته هامون رو سختتر میکنیم وناامید وافسرده میشیم .
بايد باور کنیم هر آنچه خوبی به ما میرسد از طرف خداوند هست خداوند همواره در جهت خير وخوبی حرکت میکند وهر بدی به ما میرسد از طرف خودمان هست.
اگر گذشتهی بدی داشتیم اگر بی مهری دیدیم اگر دلمان شکست اگر در فقر زندگی کردیم اگر در چاقی وبیماری هستیم اگر به ما دروغ گفتند اگر قدر خوبیهایمان رو ندانستند ما خودمان کردیم مقصر اصلی خداوند نیست ما چه آگاه بودیم چه نبودیم خودمان جذب کردیم خودمان به خودمان بد کردیم نه خداوند خداوند همواره برای ما خوبی میخواد همواره برای ما عشق میخواد محبت میخواد لاغری میخواد ولی این ما هستیم که نگذاشتیم با افکار وباورها ورفتارها واحساسات بدمان خود کرده را تدبیر هست با درست کردن نگرشمان ورفتارمان وماندن در احساسات خوب خداوند پاداشهای مارو میدهد پس باور کنید هر چه بدی به سمتتان میاید از خودتان هست
من از سال ۹۷که درمسیر خداشناسی هستم دیگه باور کردم که هیچ ظلمی به من نشده ومن خودم درحق خودم ظلم کردم وخداوند یا هیچ کس رو عامل بدبختی وحال بد خودم نمیدانم وقتی استاد در مورد اینکه خداوند مرا دوست ندارد یا به خاطر انجام ندادن واجبات ودور شدن از خداوند حرف میزنن دیگر برای من اونها ناآشنا میآید ومن همه ی آن موضوعات رو فراموش کردم وخودم رو مقصر میدونم وخودم رو واعمال ورفتار خودمو عامل تمام ناکامی های خودم میدونم نه کس دیگه رو البته مواقعی که حالم بده ومنفی باف به من غلبه کرده شیطان حرفهایی میزنه ولی من آگاهم که خودم تمام اتفاقات زندگیم رو رقم زدم .
پس من به خودم قول میدهم تا تمام سعی خودم رو بکنم وتمام تلاشم رو بکنم که در مسیر صحیح حرکت کنم و همواره افکار ورفتار واحساست خودم روکنترل کنم وافکار کهنه وپوسیده وبه درد نخور رو دور بریزم وافکار ورفتارواعمال جدید وخوب داشته باشم وکنترل احساساتم رو برعهده بگیرم وخودم رو لایق دریافت پاداشهای الهی بدونم وباور کنم که هرآنچه خوبی به من میرسد از خدا وهر آنچه بدي میرسد از خودم هست
خداوندمشتاقانه منتظر ماست که پاداشهای خودش رو به ما هدیه بدهد .
من به پاداشهای الهی ایمان دارم .
من لایق پاداشهای الهی هستم .
بنام خداوندی که بسیار مهربان ودوست داشتنی هست
سلام درود به استاد معنویم وتمام دوستانی که در مسیر زیبا همسفر هستیم
من منتظر دریافت پاداش های الهی هستم
منم مث شما استاد عزیز وتمام دوستان که در کانتاشون اشاره کردن تحت تاثیر شنیده ها ودیدهوهام افکار ونگرشهای اشتباهی نسبت به خداوند داشتم که باعث شده بود خودمو لایق دریافت نعمت از سوی خداوند نبینم یادمه میگرن گرفته بودم وهفتهای چند بار شدید به مدت ۲۴ ساعت بدون حتی یک ثانیه توقف درد شدید میکشیدم ومن طبق باورای اشتباهم با اینکه زجر میکشیدم ولی ته دلم خوشحال بودم که گناهانم ریخته میشه وخداوند بیشتر دوسم داره حالا من توی سن پایین گناهم کجا بود که بخواد ریخته بشه من که به دستورات دینی عمل میکردم به خدادتنها گناهی که اون هم خیلی کم اتفاق میافتاد این بود که به غیبتکسی گوش میکردم وگاهی مجبور میشدم با اونا هم کلام بشم وخیلی به ندرت با خودم فکر نمیکردم که چرا خودمو گناهکار فرض میکنم خلاصه منکه قانون را بلد نبودم انتظار میکشیدم که دوباره مریض بشم تا خدا دوسم داشته باشه وطبق قانون خداوند به انتظارم پاسخ میدادو همش سردرد داشتم وبماند که همین سردرد منو از چه لذتهای محروم کرد، الان که فکر میکنم بابت جهالتم غبطه میخورم که چه سالای از زندگیم را با این جهل گذروندم ولی نمیدارم حالم بد بشه به الن فکر میکنم که خداکند مهربانم منو به این سایت هدایت کرد وآگاهم کرد، استاد عزیزم خداوند به شما طول عمر با عزت بدهد که ما را آگاه کردین وبا خداوند آشنا میکنید خداوند هزار برابرشو به زندگیتون بر گرداند،خدایا شکرت
من به لطف خداوند و طبق آموزه های استاد یاد گرفتم که خداوند بدون قید وشرط منو دوست داره وبرای دریافت پاداشهای الهی نیازی به نوع عملکرد من برای جلب رضایت خداوند نیست بلکه با انتظاری هست که من از خالقم دارم وومن با کنترل ورودیهام باید افکار واحساسات ونگرشمو نسبت به خداوند تغییر بدم تا نعمتها وارد زندگیم شود چون خداوند مشتاقانه منتطر هست تا من بهش روی بیارم ونعمتهایش را وارد زندگیم کند،من یاد گرفتم که هر خیر وبرکتی توی زندگیم هست خداوند بهم داده وهر بدی وگرفتاری را خودم با افکارم وارد زندگیم کردم ومن خودم خالق زندگیم هستم
واگر من فقطوفقط طبق افکارم نتیجه میگرفتم زندگیم الان چندین درجه پایینتر بود چون خداوند بخشنده ومهربان در زندگیم لطف دارد و وبدون اینکه به گذشته من نگاه کنه وفارغ از تمام بدیهام نعمتشو از من دریغ نمیکنه وبا انکه من از اون دور میشدم ودنباله رو شیطان میشدم ولی اون با من بود وهرگز منو تنها نمیذاشت ومن به معجزات خداوند ایمان وارم ،من به وفاداری وبرنامه ریزی وزمانبندی خداوند در زندگیم ایمان دارم ومن از این لحظه بدون افکار منفی منتظر پاداشه واتفاقات عالی در زندگیم هستم ومیدانم که به زودی میام واز پاداشهای عالی که از خداوند دریافت کرده ام براتون مینویسم وخداوندم را بابت شان سپاسگزارم
ممنونم استاد که زندگیمونو به سمت نور هدایت میکنید 🙏🙏🙏🙏
خدااااااااا سپاسگزاررررررررم
موفق وسربلند باشید
نشان های دریافت شده
باعرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
اینکه استاد من به مبحث احساس لیاقت فکر کردم و چرا من احساس لیاقت نمیکنم متوجه شدم اینجوری نیست که من گاهی از اعماق وجودم میگم من لایق این هستم یا بعضی وقتا یادم میره که بگم من لایق هستم به نظر من همین که میخوام چیزی بخرم ولی به هر دلیلی نمیخرم حالا ممکن بدلیل پولم کم اینا باشه اما اگر من احساس لیاقت اون نعمت در وجودم داشته باشم به گرونی و ارزونیش نمیکنم همون موقع میخرم پس اگر نمیخرم همش بدلیل پولم کم نیست ۹۰ درصدش بخاطر اینکه احساس لیاقت نمیکنم میگم حالا ولش کن بعدا میخرم
میدونید استاد خیلی ها هم نمیدونن که خداوند به اونها پاداش میده برای همین هم انتظار پاداش الهی ندارن خود من تازه این موضوع یکم درک کردم از وقتی موضوع عمل صالح یاد گرفتم
از این خدا دوست نداره خدا دوست داره که در زندگی منم خیلی زیاد بود بخاطر همین من اگر بگم ۸۵ درصد مستحبات انجام میدادم تا خدا گناهی منو ببخشه در صورتی که وقتی فکر میکنم به نظر خودم اینجوری من بنده خوب خدا هستم وقتی به زندگیم فکر میکنم از کودکی تا الان میبینم همش دنبال این بودم که به انسانها هر طوری شده کمک کنم حالا حرف پدرو مادرمم گوش نمیکردم چکار کنم بچه بودم بعدش هم جوان بودم مد بود یه بار شلوار لول تفنگی مد میشد طوریکه به پایین اون زیپ میدوخت تا بره تو تنشون گاهی هم آنقدر دم پا آدم گشتا بود که میشد باهاش یه تاپ بدوزی و خدارو شکر اون مقدار افکار نامناسبی هم نسبت به خدا داشتم همشو تغییر دادم
منم این حمله رو یکم درک کردم که هر چه خوبی رسد از جانب خد آوند است و هر چه بدی رسد از جانب خود توست اینو درک کردم که در سیستم خدا وند بدی نیست اگر من مشکلی دارم بخاطر افکار خودم و من هم در همون ا وائل که با قانون جذب و کنترل ذهن آشنا شدم به این موضوع رسیدم اما خیلی درکش نکردم تا اینکه به موضوعی رسیدم که گفته شد وقتی فکر منفی یا فکری که دوست نداری مرور کنی مرور کنی احساست بد میشه و تو احساس بد میف ستی خدا ند هم به احساس تو پاسخ میده و بر اساس اون از انبارهاش برات میفرسته درک کردم هر چه بدی میرسه بخاطر افکار خودم
من وقتی معنی قرآن میخوندم به کلمه پیشین میرسیدم فکر میکردم منظورش پیشینیان ما و الان بیشتر درک میکنم که بخاطر افکار پیشین ما چون ما الان در هر شرایطی هستیم بخاطر افکاری که قبلا داشتیم الان این شرایط داریم تجربه میکنیم و هر چیزی کهدر آینده تجربه کنیم بخاطر افکار و احساسی که الان داریم بوجود میاریم پس باید مراقبب افکارمون باسیم نذاریم هر فکری در ذهن ما مرور بشه چون در هر صورت احساس ایجاد میشه و خدا ند به احساس ما پاسخ میده
این موضوع هم یاد گرفتم که من فقط آرزو یا درخواست میکنم بقیه مراحل به خدا میسپارم و مسئولیت تحقق اون رویام هم به خدا واگذار میکنم منتظر میمونم تا خدا ند ایده بهم بده انجام بدم قدم به قدم به خواستهام نزدی و نزدیکتر بشم و بلاخره ا ون تجربه کنم و به چرا و چگونگی تحقق آرزوهام فکر نمیکنم قدرت دست خدا وند من توپ ميندازم تو زمین خدا بقیه مراحل به خدا واگذار میکنم مطمئنم که خداوند به بهترین شکل ممکن مرا در تحقق آرزوهایم یاری میکند و یه تجربه لدت بخش و به یاد ماندنی را به من هدیه میدهد
من فعلا تازه مشکل پرداخت بدهیهای به خدا ند سپر دم و قتی همزمانی ها رخ داد مشکل پرداخت بدهی من حل شد حتما بر آتون مینویسم
من هم در زندگیم معجزاتی وارد شده نمیخواستم درباره بیماری بنویسم اما بسیار خلاصه میگم
من به شکلعجزه وار باور نکردنی و غیر منتظره ای مشکل تیروییدم حل شد درصورتی که توهین به پزشکان و علم پزشکی نمیکنم ولی دکتر به من گفته بود که تا آخر عمرت باید این قرص مصرف کنی اما من با کمک استاد عزیزم و خدا ندم مهربانم و خودم تونستم این مشکل حل کنم شفا بگیرم و الان دیگه دکتر گفته نیازی نیست قرص بخورم این یکی ازعجزات الهی بود که توسط خداو ند وارد زندگی من شد
اینکه در بدنم دو تا غده داشتم که بخاطرش اصلا دکتر نرفتم و شفا گرفتم الان تقریبا یکسالی هست که غدهای ناپدید شدن اینم یه معجزه دیگه
و معجزه بزرگتر و بعدی اینکه دکتر جوابم کرد گفت برو خوش باش هر کاری دوست داری انجام بده و الان نزدیک چند ماهی که شفا کامل از این بیماری خداو ند به من هدیه کرد
معجزه بعدی اینکه سالها دنبال مشتری برای خونم میگشتم تا از جاری جدا بشم اما نمیشد یه روز بطور معجزه آسایی همسایه توی حیاط مون اومد قبول کرد خونه رو خرید منم فردا شبش خونه جدید خریدم
من تمام مشکلاتم که یادم میاد در طول روز لاغر شدنم پول ار شدنم خرید خونه تهران نزدیک دانشکاه دخترم هر آرزوی کوچیک و بزرگم همه رو به خدا سپردم و اینبار میگم قرار خداوند مرا به ارروهامبرسونه میدونم و مطمئنم که خداوند به وعده خودش عمل میکنه و اینکه به زمانبندی خداوند هم ایمان دارم مطمئنم که در زمان مقرر من آرزوهام تجربه و زندگی میکنم خدایا شکرت
م به این حد از ایمان رسیدم که تمام شفا هایی که گرفتم فقط معجزاتی بودن که فقط و فقط از عهده خداوندم امکان پذیره اونم خدای جدیدم که عدالتش حکم میکنه هر کس کس هر طوری دوست داره زندگی کنه خدایی که مرا فرا خوانده و وارد این دوره شگفت انگیز کرده تا ایمانم به خدا ند بیشتر بشه تا خد اوندم به شکل واقیش تجربه کنم خدایی که وعده داده تو آرزو کن به ایمان داشته باش من ب ات به بهترین شکل ممکن برآورده میکنم خداوندی که داره با این کلمات به من میگه نگران نباش امید داشته باش دیگه نوبت تو شده که در دنیایی آرزوهات زندگی کنی خدایا ششششکککککررررتتتتت
واقعا این حس خوب و عالی تجربه میکنم وقتی جملات انگیزشی که شما بیان کردین میگم وقتی که به معجزات خدا ند در زندگیم فکر میکنم ایمانم بیشتر میشه شادی درون پیدا میکنم امیدوار میشم دیگه نوبت منه خد ا قرار منو به من بدون نوبت راه بندازه چ و ن آرزوهام کمتر هستن ما وقتی میریم نان وایی صف ۲۰ تایی ها داریم صف ۵ تایی هم داریم کرج که اینجوری من هم خداوند انتخاب کرده و وارد صف تحقق آرزوها قرار داده من در صف ۵ تایی هستم الان نوبت منه بقیه شو نمیدونم میشه چرا و چگونش من کاری ندارم این حسی که خدا در وجودم قرار داده من به حسم ایمان دارم مطمئنم که هرگز اشتباه نمیکنه
منم سعی زیادی میکنم هر فکری مرور نکنم خودم لایق تحقق آرزوهام میدونم منتظرم که خدا ند یکی یی آرزوهای منو تحقق ببخشه
من اینو درک کردم که خدا از روح خودش در من دمیده پست در وجودم خدا وند دارم پس این امکان نداره که من از خ ا جدا باشم دور باشم منو دوست نداشته باشه و….
خداوند با منه همیشه همراهنه همیشه مراقب منه همیشه به من کمک میکنه تا من خواستهام تجربه کنم خدا ند بهن کمک میکنه تا من بهترین شرایط در زندگیم تجربه کنم
خدایا من منتطرم که درها رو برای من پست سر هم باز کنی میدونم کلید همه اون درها نزد تو خدای بررگم و به موقع به من میدی تا من درها رو باز کنم من الان عکس پس رمینه گوشیم عکس یک کلید زیباست که کلید طلایی که خداوند به من هدیه داده تا من بتونم هر در بستهای ای باز کنم خدایا برای هدیه هابی که در زندگی به من دادی بینهایت اسگزارم
در زندگی من شما بودید که با ساختن فایلهای ش.فت انگیز به سکل معجزه وار زندگی منو دگر گون کردید همسر و فرزندانمم هستن و من لینهایت لار به توان هزار از شما ممنون ن و متشکر و سپاسگزا م براب تک تک کلماتی که به من آموزش دادید تا من بتونم دنیام بسازم
من سعی میکنم سپاسگزاری اول درک کنم بعد انجام بدم الان دارم یاد میگیرم برای چیزهابی که خدا به من داده سپاسگزار باسم مثل غذایی گه مبخورم لباسی که میپوشم سلامت که دارم ک
و…و سعی میکنم به نعمتهای الهی دیگران توجه نکنم مسیولیت صد در صد زندگیم بپذیرم گله و شکایت نکنم اما یکم نتونستم
استاد امروز به این درک رسیدم که گله و شکایت نکر دن حتما نباید کلامی باشه همین که من از همسرم بخاطر رفتارش ناراحت هستم هم میشه گله و شکایت کردن همینکه حوصله حرف زدن با او رو ندارم میشه گله و شکایت کردن میدونید ازس انتطار دارم که به من هم توجه کنه همش فکر خودش نباشه و قرضهای خودش بده
اما دارم روی خودم کار میکنم که باید مسیولیت زندگی خودم بعهده بگیرم یعی کنم انتطاری از او نداشته باشم کلامی ندارم اما رفتاری خیلی دارم خوب یکم سخته
من سعی میکنم افکارم تغییر بدم و امید دارم مطمئنم که خداوند یاری رسان من است و به من کمک میکند تا بهترینها رو تجربه کنم