همه انسان ها در جستجوی احساس آرامش هستند.
مهم نیست چند سال داشته باشید یا در چه شرایطی زندگی می کنید، مقصد نهایی زندگی شما تجربه آرامش خواهد بود.

اهمیت احساس آرامش
هر آرزو یا خواسته ای در وجود ما شکل می گیرد به این دلیل است که می خواهیم با استفاده از آن آرزو یا شرایط، احساس آرامش را تجربه کنیم.
پول بیشتر، خانه بزرگتر، شغل بهتر، فرزند، پس انداز و هر آنچه در زندگی به دنبال آن هستید برای تجربه احساس آرامش در زندگی است.
البته ممکن است در ذهن انسان ارتباط بین خواسته ها و آرامش داشتن واضح نباشد یا اگر از شما سوال شود که چرا دوست داری به فلان خواسته یا شرایط دست پیدا کنید؟ پاسخ ندهید که می خواهم با استفاده از آن به احساس آرامش برسم.
اما آنچه مسلم است خواسته روح انسان گسترش آرامش در زندگی است و همه خواسته هایی که در وجود انسان شکل می گیرند در راستای گسترش احساس آرامش در زندگی هستند حتی اگر بشر به این موضوع آگاهی نداشته باشد.
به طورکلی اگر نتیجه تلاش انسان در زندگی منجر به تجربه احساس آرامش نشود، رضایت از شرایط زندگی حاصل نخواهد شد. به همین دلیل است که بسیاری از انسانها در حالیکه تلاش زیادی برای بهبود شرایط زندگی خود می کنند اما همچنان از اوضاع زندگی خود رضایت ندارند.
جایگاه آرامش در زندگی
من فقط می خوام آرامش داشته باشم.
احتمالا این جمله را از زبان دیگران شنیده اید و یا شاید خودتان به دیگران گفته باشید که خواسته من فقط آرامش در زندگی است.
بسیاری از انسانها هرچه از سن کودکی فاصله می گیرند به مرور احساس می کنند که آرامش کافی در زندگی ندارند. این احساس در جریان زندگی شدت پیدا می کند و هرچه فرد بزرگتر می شود و نقش های بیشتری در زندگی را به عهده می گیرد بیشتر احساس می کند نیاز به آرامش دارد.
با سپری شدن عمر، افزایش رنج از زندگی در ذهن افراد به حدی شدت پیدا می کند که تنها خواسته آنها رسیدن به احساس آرامش در زندگی می شود. آرامشی که در کودکی همراه ما بود اما به دلایل متعدد آن را گم کرده ایم و اکنون دوباره در جستجوی آن هستیم.
ارتباط آرامش و تغییر زندگی
از زمانی که با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن در زندگی آشنا شدم درباره اهمیت آرامش داشتن و ارتباط بین احساس خوب داشتن و اتفاقات خوب را تجربه کردن شنیده ام.
برای رسیدن به احساس خوب سال ها استمرار داشته ام و تمرینات متعدد به روش های مختلف را انجام داده ام.
انواع مراقبه ها، تجسم کردن، رویاپردازی و هرآنچه در کتاب های مختلف و توسط اساتید مطرح در باره رسیدن به آرامش و احساس خوب ارائه شده بود را انجام داده ام و در انجام این تمرینات استمرار و تعهد داشته ام و نتایج عالی کسب کردم.
اما در مسیر کسب مهارت استفاده از تمرینات مختلف برای رسیدن به آرامش و احساس خوب برای جذب خواسته ها و بهبود شرایط زندگی به این درک رسیدم که تاثیر احساس خوب و آرامشی که در مدت انجام تمرینات مانند مراقبه در من ایجاد می شود در مقایسه با تاثیر احساس بد و اطلاعاتی که در زندگی روزمره از طریق مختلف وارد وجود من می شود ناچیز است.
همچنین از آنجا که میزان آرامش و احساس خوب را نمی توان با دستگاه اندازه گیری کرد بنابراین هرگز نمی توانید اطمینان حاصل کنید که حتی در مدت مراقبه تا چه حد توانسته اید احساس خوب یا آرامش را در وجود خود ایجاد کنید.
از طرفی به این درک رسیدم که در مدت انجام مراقبه های مختلف در بسیاری از موارد انسان فقط می تواند جسم خود را در حالت مراقبه قرار دهد. یعنی در بهترین شرایط می توانید برای مدت چند دقیقه بدون حرکت با چشمان بسته در یک جا نشسته و درحالی که به موزیک آرامش بخش گوش می دهید از طریق جسم خود احساس آرامش داشتن را به معرض نمایش بگذارید.
اما در همان لحظات مراقبه در حالی که وضعیت فیزیکی فرد نشان از احساس آرامش داشتن دارد اما در ذهن او خبری از آرامش نیست و افکار در ذهن همچنان در حال مرور شدن هستند و در بهترین حالت فرد می تواند سرعت مرور افکار را مقداری کاهش دهد.
به همین دلیل است که افرادی که از مراقبه برای رسیدن به آرامش و احساس خوب استفاده می کنند در بهترین حالت فقط تا زمانی که در حال مراقبه هستند قادر به حفظ آرامش خود هستند.
البته در بسیاری از موارد در همان حالت که در حال انجام مراقبه و تمرکز بر بی فکری هستند اگر شخصی آنها را صدا بزند بلافاصله از حالت مراقبه خارج شده و با تندی به فردی که آنها را صدا زده است یادآوری می کنند که مگر نمی بینی در حال مراقبه هستم چرا تمرکز من را بهم زدی؟!
در این موارد افراد تصور می کنند احساس آرامش دارند درحالی که در حال تظاهر به داشتن احساس آرامش هستند و این با آرامش واقعی تفاوت دارد.
احساس خوب، اتفاقات خوب
بعد از سالها تلاش برای دست یابی به آرامش یا احساس خوب به منظور تجربه فرمول شگفت انگیز جهان هستی که احساس خوب برابر با اتفاقات خوب است به این درک و نتیجه رسیدم که احساس خوب و آرامشی که از طریق مراقبه یا اعمال خاص در شرایط خاص به دست می آید تاثیر چندانی بر جهان هستی برای رقم زدن اتفاقات خوب ندارد.
همانطور که می توان مشاهده کنید بسیاری از انساها سال های زیادی است از مراقبه های مختلف به منظور رسیدن به احساس آرامش استفاده می کنند اما در عمل نمی توان آرامش را در زندگی آنها مشاهده کنید و حتی خودشان از این موضوع متعجب هستند که چرا بعد از این همه مدت هنوز هم به راحتی احساس آنها تحت تاثیر عوامل بیرونی قرار می گیرد.
بنابراین من به این درک رسیدم که برای تجربه آرامش واقعتی و داشتن احساس خوب پایدار باید به جای آنجه به دنبال احساس آرامش در حالت مراقبه و باشم باید به دنبال آرامش در حالت زندگی روزمره و بدون فضای مراقبه باشم.
در مثالی مشابه بسیاری از انسانها عقیده دارند که خوابیدن باعث ایجاد آرامش می شود و این عبارت را زیاد شنیده اید که افراد عنوان می کنند حتی در خواب هم آرامش ندارند.
آرامش در خواب
انتظار عمومی این است که انسان در خواب به احساس آرامش برسید و خیلی وقت ها اگر خواب آرام و عمیقی داشته باشیم بعد از بیدار شدن احساس سبک بالی و آرامش داریم و تصور می کنیم که این آرامش و سرزندگی بخاطر خواب آرام و خوبی است که شب قبل داشته ایم.
نکته جالب توجه اینکه احساس آرامش در خواب تاثیری بر جهان هستی برای رقم خوردن اتفاقات خوب به دلیل داشتن آرامش در خواب ندارد چون سیستم فرکانسی ذهن انسان در هنگام خواب تقریبا خاموش می شود مگر در مواقعی که در حال خواب دیدن هستید که با توجه به اینکه خواب های ما هدفمند و آگاهانه و مستمر نیستند بنابراین اگر حتی در خواب فرکانس هایی به جهان هستی صادر کنیم قدرت چندانی برای تاثیرگذاری بر سیستم جهان هستی ندارد.
بنابراین آنچه سبب تاثیر بر جهان هستی از طریق فرکانس های ذهنی می شود داشتن آرامش در بیداری است.
هنگامی که بتوانید در زمان بیداری درحالی که مشغول زندگی روزمره هستید آرامش داشته باشید بیشترین توانایی و قدرت ذهنی برای تاثیرگذاری بر سیستم جهان هستی را دارا هستید.
هیچ انسان موفقی در خواب به موفقیت نرسیده است بلکه آنها توانسته در زمان بیداری به موفقیت دست پیدا کنند.
هیچ خواسته ای در خواب به شما داده نمی شود و اگر هم داده شود در حد همان رؤیا خواهد بود بلکه همه خواسته های شما توسط خداوند و سیستم جهان هستی در زمان بیداری به شما داده خواهد شد.
بنابراین اهمیت آرامش در بیداری برای تحقق خواسته ها و خلق شرایط زندگی آنگونه که می خواهید کاملا واضح و غیرقابل انکار است.
یادگیری مهارت رسیدن به آرامش در بیداری بر تمام جنبه های زندگی شما به شکل مستقیم و غیرمستقیم تاثیرگذار خواهد بود.
ممکن است شما قصد کرده باشید از طریق یادگیری مهارت آرامش در بیداری به خواسته ای مشخص دست پیدا کنید اما متوجه خواهید شد که خواسته هایی که اصلا مورد نظر شما نبوده اند یا حتی تصور نمی کردید اهمیت و ضرورت داشته باشند نیز وارد زندگی شما می شوند.
آنچه مسلم است خداوند بهتر از ما می داند که چه خواسته ها و شرایطی منطبق بر ویژگی های شخصیتی و درونی ما برای تجربه خوشبختی در دنیا و آخرت است.
آرامش در بیداری سبب می شود موانع واضح و مخفی ذهن خود در برابر دریافت نعمت های الهی را شناسایی و اصلاح کنید.
به این شکل مسیر دریافت و تجلی خواسته هایتان را هموار خواهید کرد.
📻 رادیو لاغری

منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.40 از 53 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام استاد عزیز،بازهم یک فایل عالی پر از آگاهی،چقدر دوره زندگی با کمک خداوند عالی بود،در این فایل یاد گرفتم بین تجربیات زندگی و عملکرد زندگی تفاوت وجود دارد،تجربه یعنی واکنش احساسی و درونی ما به مسائل زندگی که برای هرکسی متفاوت هست،عملکرد کارهای روتینی که انجام میدیم. احساس ما همه چیز را تعیین میکند،به دنبال بیرون از خود در جست و جوی خوشبختی نباشیم همه چیز در درون ماهست. چیزی که فکر میکنیم بدست اوردنش باعث آرامش ما میشود قطعا باعث درد و رنج ما میشود چون بیرون از ما هست. آرامش ذهنی و احساس خوشبختی در درون ما هست. هدایت همواره توسط خداوند به ما گفته میشود به شرطی که ارامش ذهنی داشته باشیم و بتونیم الهامات را دریافت کنیم.
سپاس از شما خدا را شکر بابت هدایت من به این سایت
نشان های دریافت شده
پنجشنبه بیست و چهارم اکتبر بیست بیست و چهار :
سپاسگزار خداوندی هستم که همواره من را بسمت خواسته هایم حمایت و هدایت میکند
سلام و درود به دوستان و همراهان مسیر تغییر و پیشرفت
ارامش در بیداری – فایل تکمیلی ۴:
این فایل را قبل از اینکه به این جلسه برسم بارها گوش دادم قبل از اینکه ویدیو انرا ببینم و البته متاسفانه در حین انجام کارهایم و یا رانندگی گوش میکردم و مبحث سنگینی برای ذهن من بود و انرا درک نمیکردم
وقتی جلسه قبل را گوش دادم و به این جلسه رسیدم باز هم دیدم که نمیتوانم مطالب را درک کنم منظور استاد از تجربه کردن یعنی چه؟
از نظر من تجربه یعنی اینکه یک کاری را تا حالا انجام نداده ای پس هیچ تجربه ای مداری و وقتی یکبار آن را انجام میدهی انوقت در اینکار تجربه داری!
خلاصه با این پیش فرض هیچ کدام از حرفهای استاد را نمیفهمیدم و یا بهتر بگویم اصلا نمیتوانستم ارتباطی بین این صحبتها برقرار کنم
تا اینکه به خودم گفتم هر جوری که هست من باید از این مبحث عبور کنم و چند روز فقط ده پانزده دقیقه اول فایل را نگاه میکردم ولی نمیتوانستم ذهنم را کنترل کنم و بیخیال دیدن ادامه فایل میشدم، و البته بخاطر شرایط کاری حال روحی و احساسی خیلی خوبی هم نداشتم! و اینبار طبق هدایت الهی رفتم و گام دوازدهم و داستان زندگی لاله عزیز را خواندم و بعد هم کامنت خودم را خواندم و انگار خون تازه ای در رگهایم جاری شد و دوباره مطالب جلسه قبلی را به یاد آوردم و اینبار با هر جمله استاد فایل را متوقف میکردم و از زندگی خودم مثال مینوشتم و قسمتی از برداشتهای خودم از فایل را اینجا مینویسم
تجربه زندگی = به معنای واکنش درونی و احساسی است که ما در مواجه شدن با اتفاقات زندگی و مشکلات و مسایل زندگی در من شکل میگیرد
تجربه زندگی به معنای دستاوردهای زندگی من نیست!
از جلسه قبل تفاوت بین مسایل و مشکلات زندگی را به خاطر آوردم و این باعث شد که خیلی بهتر همین جمله را درک کنم
ممکنه هر روز که چشمانم را باز میکنم مهم نیست که در چه شرایطی هستم چه کسی کنارم هست و هنوز همان خانه و شغل و ماشین و همکاران را دارم بلکه هر روز این من هستم که انتخاب میکنم چجوری به دنیای اطرافم نگاه کنم و چه احساساتی در من شکل بگیرد و چه احساساتی را تجربه کنم
ممکنه موقع رانندگی یک نفر جلوی من بپیچد یا کند برود و یا ترمز کند و این من هستم که انتخاب میکنم که عصبانی بشوم و یا آرام بمانم
و یا همسرم حرفی بزند و یا همکارم بی محلی کند و من هستم که انتخاب میکنم که چه احساساتی را در ادامه داشته باشم و آرام باشم و یا احساس بی ارزشی کنم و احساس قربانی شدن کنم
از نظر من تجربه زندگی برآیند تمام احساساتی هست که در یک بازه زمانی در من شکل میگیرد
ممکنه عصبانی بشوم و چند روز دلخور باشم و خشمگین باشم و یا ممکنه که هر اتفاقی برایم رخ بدهد تلاش کنم که ذهنم را کنترل کنم و به خداوند امید داشته باشم و احساسم خوب باشد و در مهسا طبق قانون بدون تغییر خداوند اتفاقات خوب برایم رخ میدهد مثل لاله عزیز که در داستانش تمام اینها را بیان کردند و بعد از خودم و زندگی خودم مثال زدم مول خریدن خانه و ماشین و اتفاقاتی از این قبیل
جاهایی هم یادم آمد که ذهنم را کنترل نکرده بودم و سشوار خانه سوخت و یا موقعی که ماشینم را پارک کرده بودم یک نفر با ماشینم زد و …
از انجایی که هر لحظه اتفاقات جدیدی در پیرامون ما رخ میدهد بنابراین هر لحظه در موقعیت انتخاب قرار میگیرم که چه واکنش احساسی داشته باشم
رفتار آدمها هر روز تغییر میکند و برخوردشان با من هم هر روز متفاوت هست و این من هستم که نوع واکنش احساسی ام را انتخاب میکنم
تعریف مومن در قرآن= نه ترسی دارند و نه غمی
یعنی هر اتفاقی که بیفتد نگران نمیشود و واکنش نشان نمیدهد چون میداند که خودش قدرت خلق زندگی اش را دارد و به خداوند ایمان دارد پس هر اتفاقی که رخ بدهد با هر شرایطی که مواجه بشود باز هم آرامش خودش را حفظ میکند
در جلسه قبل تفاوت بین مساله و مشکل بیان شد و فرد با ایمان مسولیت زندگی اش را بر عهده میگیرد و با توکل به خداوند و دریافت الهامات مسایل زندگی اش را حل میکند و اجازه نمیدهد که اونها تبدیل به مشکل بشوند
تجربه زندگی احساسات غالب ما هستند
وقتی قدرت را فقط به خودت بدهی و خدای درونت و قدرت را به هیچ عامل بیرونی ندهی اونوقت رفتارت توحیدی و با آرامش همراه هست و واکنش های من نسبت به رفتار اطرافیانم تغییر میکند و احساس متفاوتی دارم و تجربه من از زندگی متفاوت خواهد بود
دقیقا اتفاقی چند روز پیش بین من و همسرم رخ داد و راجع به فرد دیگری بحث کوتاهی کردیم و من عصبانی شدم و چند ساعتی ناراحت بودم ولی اصلا همسرم ناراحت نشد و گفت چرا باید از رفتار اون فرد عصبانی بشوی! در حالیکه چند ساعتی ذهنم درگیر بود تا ماجرا را برای ذهن خودم حل و فصل کنم
یا اینکه یادم هست که در دوران دانشجویی توی یکی از اردوها سر دو نفر شکست که خون فواره میزد! و همه فرار کردند و من برخلاف بقیه حرکت کردم تا اوضاع را مدیریت کنم و همه من را با تعجب نگاه میکردند و من هم اونها را با تعجب نگاه میکردم که چرا فرار میکنید مگر ترسی داره! چون از نظر من ترسی نداشت و خداراشکر بخوبی اوضاع کنترل شد
و این دقیقا مثالی برای مطلب بالا هست که تجربه زندگی من با همسرم و دوستانم متفاوت بود
تجربه زندگی من بواسطه افکار و نگذشته و پیش فرضهای ذهنی ام تغییر میکند
مثلا تجربه زندگی من قبل از دوره لاغری با ذهن جور دیگری بود و زندگی بی هدفی داشتم و هیچ امید و انگیزه ای نداشتم
و تجربه زندگی من در طی دوره زندگی با کمک خداوند بسیار فراتر از انتظارم بود و حتی از نظر خودم دستاوردهایم بسیار بیشتر بود و برای خودم بزرگتر بود
من قبلا وقتی فشار کاری ام بالا میرفت خیلی بیحوصله میشدم و سریع واکنش نشان میدادم، شروع دوره زندگی با کمک خداوند همزمان شد با شروع کار در شرکت جدید که با چالشهایی مواجه شده بودم و در کامنتهای همین دوره مقداری از اونها را بیان کردم و همون اول بهم چهار تا پروژه دادند که زمان تحویل اونها همزمان بود و من تا دیروقت کار میکردم و حتی من تولدم را جشن نگرفتم و بعد از چند روز از اتمام پروژه اینکارو انجام دادم و در تمام این مدت فقط اموزشهای این دوره و مطالبی که از دوره لاغری با ذهن بخاطر داشتم بهم کمک کرد تا آرامش خودم را حفظ کنم و با حال خوب ادامه بدهم
اتفاقا چند روز پیش یکی از همون پروژه ها که طراحی کرده بودم به بهره برداری رسید و چون اواین پروژه در نوع خودش بود در اخبار و شبکه های اجتماعی راجع به آن کلی مطلب نوشتند و به خودم افتخار کردم
و همه اینها بخاطر مطالب و آگاهی های این دوره بود
واکنس احساسی ما نسبت به اتفاقات زندگی ربطی به امکانات و شرایط و لوازم زندگی و مدرک و سن و جنسیت و محل زندگی و حتی میزان ثروت ندارد
شرایط احساسی ما با گرفتن مدرک تغییری نمیکند بلکه براساس محتوای ذهنی مان تغییر میکند
دس تجربه زندگی من با تغییر افکار و نگرشهای من میتواند تغییر کند دقیقا مثل دوره لاغری با ذهن که بعد از تغییر نگرشهایم لاغر شدم و کلی اتفاقات عالی توی زندگیم رخ داد
کسی که نگرشش تغییر نکند حتی اگر ماشین صفر کیلومتر بخرد هر لحظه نگران این هست که انرا ندزدند و یا کسی روی آن خط نیندازد و این باعث میشود که از داشتن اون ماشین خوشحال نباشد. درسته که امکانات زندگی اش تغییر کرده است ولی همون چند لحظه اول خوشحال هست و بعد باز هم نگران خواهد بود
حالا به چه جهتی افکار و نگرشم را تغییر بدهم؟ همه ما دنبال خوشبختی هستم پس اگر تغییری که در افکار و احساسم ایجاد میکنم همسو با خوشبختی باشد، تجربه زندگی ام با آرامش همراه هست و احساس خوشبختی و لذت میکنم
نکته مهم دیگر در این جلسه:
«هر چیزی که در زندگی فکر میکنی که باید انرا بدست بیاری تا حالت بهتر بشود، همان چیز دقیقا وقتیکه بهش میرسی باعث رنج و ناراحتی و نگرانی تو میشود»
مول خریدن ماشین صفر
در این حالت من احساس شادی و آرامش خودم را وابسته به عامل بیرونی کرده ام و این یعنی شرک و نتیجه شرک هم معلوم هست
در زمان نداشتن اون خواسته من حالم بد هست و میگویم باید به فلان خواسته برسم تا بعد حالم خوب باشد و در زمان رسیدن به خواسته هم کلی ترس و نگرانی و ناراحتی سراغم می اید و در هر دو حالت احساسم خوب نبست و شاد نیستم
و راهکار نهایی
« وقتی تجربه زندگی ات را اصلاح کنی اونوقت دستاوردهای زندگیت فراتر از انتظارت تغییر میکند»
مثلا من با تغییر افکار و نگرشهایم نسبت به چاقی با کمک تمرینات دوره لاغری با ذهن، دستاوردهای بیشماری داشتم که کوچکترین اونها لاغر شدن بود . از خریدن خانه و دومین ماشین گرفته تا شغل جدید و شرکت جدید
و مخصوصا اینکه در همین دوره زندگی با کمک خداوند هم دستاوردهای مالی بینظیری کسب کرده ام و چندین کار پروژه ای گرفته ام و درآمد جانبی برایم داشته است
برای حل مسایل زندگی باید روی هدایت خداوند حساب کنم و برای درک و دریافت هدایت خداوند هم باید آرامش داشته باشم و نه ترسی داشته باشم و نه غمی داشته باشم
و خداوند تمام موجودات را هدایت میکند. مثالی که استاد راجع به حیوانات و پرنده ها زدند بسیار جالب بود و اینکه جایی من خواندم که ماهی های دریا با تشخیص اختلاف فشار هوای خارج از آب زمان وقوع طوفان و گردباد و حتی باران را پیش بینی میکنند و جابجا میشوند
هدایت خداوند هر لحظه بر تمام موجودات ارایه میشود و من با داشتن احساس خوب، میتوانم انرا درک کنم و اگر احساسم خوب نباشد انرا ممکن هست بشنوم ولی درک نمیکنم
استاد عزیزم از شما بسیار سپاسگزارم بابت این آگاهی های گرانبها و فوق العاده و آرزوی تندرستی و سلامتی برایتان دارم
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
بنام خدای مهربانم و سلام و درود بر شما استاد
به نظرم آرامش در هر انسانی دقیقا برمیگرده به احساس درونی هر فردی یعنی حال درونی میتونه احساس آرامش بده به انسانها داشتن رفاهیات زندگی و امکانات فقط میتونه در جهت بهتر شدن شرایط زندگی فیزیکی باشه و هیچکدام نمیتونه مسبب حال خوب بشه حتی همان افرادی که میخوابند و عقیده دارن که کمی با خواب آرامش پیدا کننن اگر حال دلشون خوب نباشه حتی بعد از خواب کسل تر وبیحال تر وپربشان تر میشن پس همه چی درون ماهست واقعا در مورد تناسب داشتن هم ما به همین تجربه میرسیم که خال بیرونی و رفتارهای بیرون ازما نمیتونه نتیجه ای برایمان داشته باشه ولی اگر بتونیم حال و احساس و ذهن رو که درون ماهست آماده اش کنیم و درستش کنیم اونوقت میلینیم که نتیجه در جسم وظاهر ماهم تغییر میکنه
دقیقا در مورد ماشین استاد گفتن همین اتفاق برای اقوام نزدیک من افتاد مدتهادلیل حال بد خودش رو نداشتن ماشین مدل بالا میدونست و با سختی و قرض بالاخره ماشینی که میخاست خرید ولی باور کنید فقط چندروز خالش خوب شد وبعد از چند روز همون ماشین شد بلای جونش یعنی درد سر بزرگی شد که باعث بدتر شدن حالش شد دوباره دنبال راهکار جدیدی برای خال خوب میگشت دلیلش همین نداشتن حال خوب درونی هست که با هیچچیزی درمان نمیشه فقط همه چیز باید از خود انسان شروع بشه و خوب بشه
در این دوره ها که بیشتر با خداوند آشنا شدم و یاد گرفتم ونگرشم تغییر پیدا کرده به وفور رفتارهایی میبینم که خیلی اذیت میشم چون دلیلش رو میدونم ولی خب قادر به توضیح دادنش برای اون شخص نیستم چون اصلا باور نمیکنه و حتی مخالفت هم میکنه و این برای من کمی سخت شده و واقعا نمیدونم باید چه رفتاری داشته باشم البته در مورد خودم خیلی خوشحالم و حال دلم خیلی خوبه ولی دلم میخواد آموخته هایم رو به دیگران هم بگمتا آنقدر آسیب نبینن
واقعا آرامش در بیداری هست و این جمله چقدر پر معنا و زیباست
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان. بالت این دوره زیبا از شما واقعا سپاسگزارم. هر کلمه منو اگاه تر میکنه و زندگی را هموارتر میکنه.
تفاوت تجربه زندگی تغییر در احساس ما هست اگر احساس خوشبختی نداشته باشیم هیچ چیز هم ما را به احساس خوشبختی نمیرساند. زمانی احساس خوشبختی داریم که از اون لحظه و چیرهایی که داریم لذت ببریم.
تا چیزهای بیشتر را تجربه کنیم.
به هدایت خدا اعتماد کنیم آرامش ذهنی خود را بیشتر کنیم تا بیشتر هدایت شویم و الهامات را دریافت کنیم.
آرامش و حس خوب=اتفاقات خوب=حس خوب بیشتر=اتفاقات خوب بیشتر و……..
خدایا شکرت بابت این دوره عالی.
به نام خداوند بخشنده وبخشایشگر هرآنچه که ازخیر برایم می فرستی من فقیرم من تسلیمم؛پرودگارا سپاسگزارم برای آنچه که دارم،ندارم،خواهم داشت ونخواهم داشت توبهتر می دانی راضیم به رضای تو شکررررررر سلام خدمت استاد بزرگوار ورفیقای عزیزدل عملکرد وتجربه استاد حرفهای جالبی میزنی تمرکز بیشتر که میکنم کیف میکنم مثال دیروز توبازارتهران باموتورمی اومدم یه مسافر گفت نگه داریه مسیر بریم گفتم چشم این عمل کرده من بود طبق کارروزا نه . حالا تجربه عاشقتم خدا استاد فقط داشته باش!؟ مسافره گفت ماشینم خراب شده یه قطعه خریدم ۱/۳۰۰تومان پولم تموم شده الانم عابربانک کارتمو خورد گفتم بله غروبم بودبانک تعطیل بود مسافر گفت منو ببرتو محل مون ولی پول شمارو فردا صبح شماره کارت بده بزنم به حساب . یه چیزی تودلم گفت این به تو پول نمیده ولی ببرش رسیدیم محل دوباره یه چیز بهم گفت بهش بگو اگه نزدی اشغال نداره گفتم چشم مسافر گفت نه من ندارنیستم صبح اول وقت میزنم ازش خبری نشد ولی بااین تجربه کلی حال کردم انسان معنوی باید بخشنده باشه دستی ازخداباشه استاد تجربه این شکلی خیلی برام پیش اومده . اون پوله من نداد ولی من آرامش دارم این لطف خداست شکر وسپاسگزارم من دنبال چی هستم اون مسافره دنبال چی بود استاد نوشته های شمارو زیاد می خونم میشنوم همین تور کامنت بچه هارو ولی زیاد نوشتاری نیستم علتشو نمیدونم فقط دوست دارم یادبگیرم چون شما راضی باشین نوشتم عاشقتم استاد روح زنده یاد مادرگرامیتان شاد درپناه الله یکتا شاد سالم سلامت وثروتمند…
نشان های دریافت شده
به نام الله توانا
سلامی به زیبایی بهار به تمام شما گلهای خداوند
سلام و خسته نباشید خدمت استاد
بازم یه گام دیگه به سوی حق برمیدارم الهی به امید تو
امروز درباره آرامشه، بازم آرامش…
خوب راستش من یه عالم دیدگاه نوشته بودم و یه عالمه حرف زده بودم تمام نکتههایی که از فیلم برداشته بودم نوشته بودم و الان مجبورم همه رو از اول بنویسم اما خب فکر نمیکنم به کیفیت کار اولم بشه سعیمو میکنم که بگمشون اما خب وقت زیادی ندارم تا بتونم میگم 😞🤕
خوب من برداشتم از اینگام میشه تمام اون نکتهها همه رو الان براتون یکی یکی میگم پس بریم سراغشون یا علی مدد:
تجربه به این معنی نیست که چیکار کردم ،چه گلی به سر خودم زدم ،چند تا پیرهن پاره کردم، نه ،اصلاً اینطور نیست .
بلکه به این منظوره که :تجربه زندگی به معنای واکنش درونی و احساسی که در ما در مواجه شدن با زندگی شکل میگیرد
اون احساسی که از زندگی تجربه میکنی میشه تجربه
تجربه یعنی واکنش احساسی نسبت به اتفاقهای پیرامون
و یه عالمه توضیح دیگه که میشه برای تجربه آورد به نظر من تجربه یعنی اینکه احساست چی هست زندگی نگرشت چیه چه جوری زندگی میکنی با چه نگرشی با چه فکری همونجور که فکر کنی چون همون وارد زندگیت میشه پس میشه تجربه😊
خوب ببین کار و مسکن و شغل و خلاصه همه اینها چیزیه که همیشه هست یعنی از قدیم هست توی زندگیت اما وقتی تو یک صبحی رو شروع میکنی، یک روز جدید رو شروع میکنی ،اتفاقهای پیرامونت جدیده به احساس و نگرشی که موقع افتادن اون اتفاقها در تو شکل میگیره میگن تجربه وگرنه کار و شغل و اینا همه عملکرد زندگی ما هستند ،همه کارهایی هستند که ما هر روز انجام میدیم و جدید نیستند اما تو نمیدونی توی روز بعد چه اتفاقی قراره بیفته و احساسی که موقع افتادن اون اتفاق در تو شکل میگیره میشه تجربه😊
با تغییر افکار تجربه من هم تغییر میکنه، واکنش من هم تغییر میکنه، واکنش من به زندگی ربطی به مدرک و غیره نداره لحظه شکل میگیره و این واکنشها بر مبنای محتوای ذهنه که تغییر میکنه نه مدرک؛ تجربه از زندگی ربطی به درآمد و غیره نداره اینا باعث تغییر عملکرد میشه اما در تجربه نمیشه
هر چیزی که فکر میکنی میتونه حالت رو خوب کنه همون چیزم میتونه حالتو بد کنه. توی عملکرد ما بارها شده کار و مدرک و اینها هم حالمونو خوب کرده، هم حالمونو بد کرده پس! اینها در عملکرد ما تاثیر میگذارند (مدرک و شغل کارو تحصیل و…)
بین عملکرد و تجربه تفاوت بسیار زیادی هستش🙂
وقتی این دوتا رو از هم جدا کنیم یعنی از خودمون بپرسیم :عملکرد چیه؟! تجربه چیه !؟میفهمید که میتونیم اینطور بگیم که اصلاح عوامل تجربه خوب یا همون (تغییر افکار )وقتی تغییر کرد عملکرد هم تغییر میکنه تجربه واکنش هم تغییر میکند🤩
حالا یه دستورالعمل عالی برای یک تجربه عالیتر توی زندگی:
برای داشتن تجربه عالی در زندگی تنها راه اینه که باید نگرشهای همسو با تجربه خوشبختی در زندگی را در خود ایجاد کنیم
یادت نره:
من راهم درسته و در راه اصل دارم راه میرم😇
خوب میدونم به اندازهای که این اطلاعات درست در من نفوذ کنه تجربه من هم تغییر میکنه😇
شده بارها ما برای با یک اصل جلو رفتیم اما تجربیات متفاوت داشتیم مثل نتایج مختلفی که ماها همه از این سایت کسب میکنیم😑
با اصل خودم جلو میرم و میدونم که موفق میشم چون خدا با منه و با خداست که لذت میبرم💪🏻😎
انشاالله😍
من خوب میدونم که توی زندگی هر انسانی باید الهامات الهی باشه تا زندگی کنه اصلاً بدون الهامات الهی نمیشه زندگی کرد😑
الهامات الهی همیشه و همه جا به ما داده میشه اما چه جوریه که بعضیاشون دریافت میشن و بعضیاشون دریافت نمیشن برای آدما؟!
برای دریافت الهامات الهی باید آرامش ذهنی داشت برای روان شدن چرخ زندگیمون آرامش ذهنی باید باشه و باید به هدایتهای خدا عمل کنیم😇
این ماییم که دریافت نمیکنیم که باید چیکار کنیم وگرنه هدایتهای الهی همیشه هست😶
خیلیامون فکر میکنیم که الهامات الهی نمیدونم باید یک اتفاقی یا مثلاً فرشته وحی نازل بشه نه! اصلاً اینطور نیست یه حسی رو خدا در ما ایجاد میکنه یه حس درونی اگه آرامش داشته باشی خود به خود دریافتش میکنی
خیلی وقتها شده که یه کاری رو ناخواسته انجام دادیم و نتیجه خوبی داشته دون اینکه بدونی اونو خدا گفته بود چون اون موقع آرامش داشتی و تونستی الهاماتش رو دریافت کنی
مثلاً یه کاری که نمیخواستی بکنی چون خدا بهت گفته بود کاملا خود به خودی کاری میکنی که فکر نمیکردی
الهامات دریافت کردن همیشه هست به دین و سن و مذهب و غیر ربطی نداره برای همه افراد دریافت میشه اما دریافتش به میزان آرامشی است که داری
مثل پرندهها که خدا هدایتشون میکنه وگرنه اونا که بلد نیستن خودشون کوچ کنن یا اصلاً جغرافی نخوندن که بدونن الان باید برن چرا همه موجودات دارن هدایتها رو دریافت میکنند چون آرامش ذهنی دارند
انسان هم همینجوره ولی چون مشغولات ذهنی داره عمل نمیکنه اما اگر آرامش ذهنی داشته باشه حتماً عمل میکنه اگر آرامش ذهنی باشه خود به خود تغییر میکنه من بهت قول میدم تو هم تغییر میکنی
حالا یه چیزی تو فکر کن اگه همون پرنده مثل ما از این وسایل ارتباطی تحت تاثیر یه سری افکار و نگرشهای اشتباه میشد آیا میتونست به همین خوبی الهامات رو دریافت کنه نه پس حواست باشه که چی رو باور میکنی و چه چیزی رو میذاری کنار
استاد سعی کردم که همشون رو بگم اما خلاصه گفتم اینا همه اون نکتههایی بود که برداشتم البته میدونم نکتههای بیشتری داشت ولی دیگه من همینقدر از توش جدا کردم😊
راستش خیلی دلم میخواد از چند تا تغییرم بگم امروز متوجه یک تغییر دیگه هم درون خودم شدم
امروز یک نفر به من پیشنهاد یه تیکه از نون خامهاش رو داد منم گفتم نمیخوام ممنونم اما هی اصرار کرد و گفت دستم رو کوتاه نکن منم گرفتم اما این دفعه فرق داشت دیگه با ترس بهش نگاه نکردم ،با یک فیلتر چاق کننده بهش نگاه نکردم، به چشمه خوراکی خوشمزه بهش نگاه کردم و با لذت خوردم خیلی خوشحالم منی که قبلاً جرأت نمیکردم الان اینقدر شجاع شده بودم. با احساس عالی بودم
اون لحظه خودمو تحسین کردم بابت احساسم😎
من حالا دارم میبینم و لذت میبرم از تلاشم خدایا تو هم داری میبینی کمکم کن من با تمام وجودم دارم تلاش میکنم که با احساس خوب زندگی کنم
یه عالمه تغییرات دیگه که دونه دونه دارم حسشون میکنم و لذت میبرم از تغییرم😍😍
الهی شکرت بابت این تغییرات که هم تغییر میکنم و هم متوجه تغییراتم میشم
استاد من یه عالم تغییر کردم که میدونم اگه بخوام همه رو بگم کلی طول میکشه اما برای خودم مینویسم ،مینویسم تا شاهد تمام تغییراتم باشم
من دیگه اون آدم قبلی نیستم یه ادم شجاعم و..
من یک من جدید هستم الهی شکرت
یا الله چی میتونم بگم جز اینکه انقدر بزرگی و مهربون که منو هدایت کردی با اون همه کفری که کردم خدایا شکرت💝💞💗💓💕💖❤
استاد ممنونم ازتون که این اطلاعات رو به ما هم انتقال دادید اجرتون با خود خود خدا🌹🌺
الهی که زندگیهاتون مانند آب زلال و پاک باشه😍
حلال کنید اگه با نوشتم گیجتون کردم و حوصلتون رو سر بردم چون میدونم خیلی درهم نوشتم😅
الهی بازم بیکران شکرت🤲🏻
یا حق مدد👋🏻
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
توضیحات تکمیلی۴ :
تجربه تفاوت داره با عملکرد ، با امکانات ،همین الان زندگی من تغییر کرده چون با ورود آگاهی های جدید به ذهنم در همون شرایطی که چند ساله هست ،احساس من ،واکنش من به همه چیز عوض شده .
✓ تجربه ی زندگی ، نتیجه ی افکار و نگرش هاست،تجربه احساس درونی هر کسی در مقابله با مسائل زندگیشه ✓
« وقتی من آروم باشم ،پاسخ میدهم به اون فرکانسی که دریافت میکنم »این جمله خودش یه دنیاست ، این یعنی ما همیشه مورد رحمت و لطف خداوند هستیم اما اینکه پاسخ بدیم به اون ندا ،به اون فرکانسی که دریافت میکنم بستگی داره به فکرم ،اگه من خیلی فکرم درگیر مسائل ناخوشایند باشه اصلا نمیتونم پاسخ بدم ، تصمیم درست رو بگیرم .
امروز که توضیحاتتون رو شنیدم استاد ،بسیار برام جالب و عجیب بود که وقتی ما به آرامش درونی برسیم وقتی یه مساله اتفاق میوفته کاملا برخوردمون فرق میکنه ،صحیح تصمیم میگیریم، من همین امروز نزدیک بودم به یه برخورد اشتباه ،با یه اتفاق در زندگیم، اما با خودم گفتم این برخورد من دقیقا همون برخوردیست که سالها قبل با بودنم در این مسیر انجام دادم و نتیجه هم همون خواهد شد ، الان که من این همه آگاهی درست دریافت کردم باید عکس و العمل متفاوتی داشته باشم تا نتیجه ی بهتری دریافت کنم و از ته دل سپاسگذارم برای این همه آگاهی عالی و آرامش درونی .
الان که دارم ادامه ی دیدگاهم رو می نویسم دو روز گذشته ،باید بگم که با توجه به واکنش درست من به اون اتفاقی که گفتم بسیار نتیجه ی متفاوتی دریافت کردم و خیلی راضی ام ، این هم از کسب آگاهی های عالی استاد .
خیلی خوشحالم که دوره ی زندگی با کمک خداوند ادامه پیدا میکنه و ان شاالله بتونم در آینده این دوره ی آرامش در بیداری رو تهیه کنم .
✓یکی از تغییراتی که با بودنم در این دوره ها در من ایجاد شده اینه که بسیار صبورتر شدم ، اینکه قبل از زدن حرفی یا انجام عملی فرصت این رو پیدا کردم که بهش فکر کنه ، واقعا باید بگم این رو نداشتم ✓
« آرامشی که الان با وجود این مسیر بدست آوردم هرگز در زندگیم نداشتم و همین دیروز که در یه جمعی شرکت کردم یکی از دوستان بهم گفت که احساس کردم امروز خیلی لذت بردی ،گفتم چجوری فهمیدی گفت از احساست ،درک کردم که احساس خوبی داری ، خیلی برام جالب بود 🙂 خدایا شکرت ،این آرامش و انرژی مثبت رو تا حدی میتونم به دیگران هم منتقل کنم .»
(استاد یه مدتی ست سرم شلوغ تر از قبل شده ، اکثرا سعی کردم فایل های بی نظیرتون رو گوش بدم اما برای نوشتن یکم وقت کم آوردم ،سپاسگذارم از همراهیتون ، در پناه خداوند بخشنده باشید .)
نشان های دریافت شده
سلام
استاد گرامی متشکرم از صحبتهای با ارزش شما
نتیجه ای که بنده دریافت کردم
هرچه مشغولیات ذهن کمتر باشد وسکوت درونی بیشتر شود دریافت های الهی راحت تر به ما میرسد
نشان های دریافت شده
سلام وعرض ادب،ممنونم از استاد گرامی بابت این آموزشها،برخی از آموزشها رو ما در زندگی گاهی حس کردیم وناخودآگاه راه درست رو رفتیم ،برخی مثالهارو اطراف خودمون زیاد دیدیم مثل افرادی که ثروتمند هستند ولی اصلا تو زندگی حالشون خوب نیست ومن همیشه میگفتم اینا چه دردشونه همه چی دارن چرا بلد نیستن لذتشو ببرن ،اونا امکانات رو داشتن ولی از لحاظ فکری آماده پذیرش اون چیزها نبودن،من همیشه به همسرم میگم اونا بیماری مغزی دارن،ما باید افکارونگرشمون رو تغییر بدیم تا به آرامش درونی برسیم ومشمول هدایت الهی بشیم وچرخه زندگیمون بهتر بچرخه،خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش مهربانم😇🙏🏻
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همراهم 🙋♀️❤🥰
آرامش در بیداری 🤔
تجربه زندگی به اتفاقاتی وشرایطی که من در گذران زندگی رقم زدم بر نمی گرده مثلا ازدواجم تحصیلاتم به دنیا آوردن فرزندم و کارهای روزمره ام و کمک کردن به خانواده ودیگران و انجام واجبات وعبادت کردن و کارهای که برای خدا انجام دادم خریدن وسایل مورد نیازم همه اینها عملکردهای درست یا نادرست در زندگیم بوده اینها همه گذران زندگی و سپری کردن زندگی بوده در واقعه تجربه زندگی با عمل کردن فرق داره
تجربه زندگی یعنی واکنش درونی و احساسی هر فرد در زندگی در برخورد با شرایطها و مسایل زندگی دراون ایجاد میشه اون احساس و نگرش نسبت به خود فرد هستش که تجربه خوشبختی یا بد بختی رو در برخورداز واکنش با زندگی در خودش ایجاد میکنه
من از زمان کودکی این باور در من شکل گرفته بود که اگه در جامعه برای خودت کسی نشی و پول وثروت و مقام نداشته باشی خوشبختی رو تجربه نمی کنی واگه در زندگیت کسی عاشقت نباشه دیگه خوشبخت نیستی خوشبختی و آرامش رو در بیرون از خودمون می دونستیم که باید دنبالش برم چون بدستش نیاوردم در من نامیدی ایجاد شد که خوشبختی از من دور شده واگه چیزی هم بدستم آوردم خیلی زود بی ارزش میشد برام وعادی بود وبودنش برام طبیعی بود ولذت اولیه رو نداشتم برام کمرنگ میشد و احساس بدشانسی داشتم و همیشه در گذشته سیر میکردم و بسیار خودم رو سر زنش می کردم چون من یاد گرفته بودم که آرامش از طریق دارایی ها و مقام ومنسب وثروت بدست میاد و چند سالی هست خیلی نگرشم بهتر شده واحساس آرامش و خوشبختی رو باید از درون در خودم ایجاد کنم باید مشغولات ذهنی خودم رو پاک کنم ودر هر لحظه زندگی رو با احساس خوب و سپاس گذار بودن ادامه بدم
آنچه در گذشته انجام دادم و بدست آوردم عمل کرد من در گذشته بوده واکنون می خوام تجربه زندگی کردن رو بچشم وبه آرامش درونیم برسم چون هروز که بلند میشم با دست خالی باید زندگی اون روزم تجربه کنم اگر مسائل در زندگی من هروز تکرار میشه چون با ذهن آرام وبا احساس خوب با آنها بر خورد نکردم و همیشه انتظارم از اون فرد یا شرایط مالی تکرار رفتار گذشته ش بوده چون در ذهنم چسبیده بودم به اتفاقات گذشتم وخودم رو بی تقصیرو قربانی شرایطی که دیگران برام به وجود آورده بودن میدونستم وامید وانتظارم بهبود شرایطم رو نداشتم برعکس انتظارم بدتر شدن بود وترس بدتر نشدن رو داشتم ولی چند سال هست فهمیدم من مقصر شرایط نا جالب زندگی بودم واز کودکی یاد نگرفته بودم که باید توجه ام روی خصوصیات خوب هر فردی باش اگه اشتباهاتی هم داره اون رو آزاد گذاشته وبه اون رفتارش توجه نکنم ولی برعکس ما انسانها بیشتر رو خصوصیات نا خوب یکدیگر توجه میکنیم و طرف رو قضاوت میکنیم یا به شرایط ناجالب زندگی توجه می کنیم واین آموزش اشتباه در ما توقعات بی جا از افراد وجهان هستی وخداوند ایجاد کرده چون ما دیگه از خود واقعی خودمون دور شده ودنبال آرامش در دنیا می گردیم ولی اگه کمی با خودمون در صلح باشیم واز قضاوتها وحسادتها وتوقعات وناسپاسیها گذر کرده وبه درونمون سفر کنیم وتوجهامون به کنترل ذهنمون باشه حتما به آرامش می رسیم
در واقعا اون واکنش احساسی ناجالب که از تجربه های گذشته مااز زندگی باعث شده که اون شرایط رو بیشتر وبزرگترواشکال مختلف ودوباره در زندگی ما تکرار بشه وقتی افکار و نگرش اشتباه دربر خورد با مسائل زندگی در ذهن هر فردی پر بشه دیگه فرق نمی کنه که چه مقام و موقعیت ومدرکی در جامعه داره به طور نا خودآگاه در بر خورد مسائل رفتار نامناسب از خودش نشون میده پس واکنش احساسی ما به زندگی اصلا ارتباطی با مدرک تحصیلی ما نداره واکنش ما بر مبنا محتوای ذهن ما تغییر میکنه نه با مدرک تحصیلی
تجربه زندگی با گذران زندگی فرق داره می تونه با تغییر نگرشم در ذهنمون درباره گذران زندگی باعث میشه تجربه بهتری از زندگیم پیدا کنیم
عملکرد که تجربه نیست اون احساسی که داری تجربه زندگی است
ماشین و خونه خوب منجربه تجربه زندگی نیست بلکه نگرش ام درباره زندگیم واحساسات من در باره خودم تجربه زندگی من هستش
تجربه در زندگی ربطی به درآمد ودارای نداره داشته های ما عملکرد ما در زندگی ماست نه تجربه زندگی چون تجربه زندگی هر کس ربط داره به احساس هر فرد در برخورد با مسائل زندگی رقم می خوره
تغییر ابزار و لوازم زندگی باعث تغییر عملکرد من در زندگی میشه ولی باعث تجربه من در زندگی نمیشه تجربه زندگی بر می گرده به افکار ونگرشم واحساس من در لحظه، حال در برخورد با مسائل در زندگی
احساس خوب من بر میگرده نگاه من نسبت به بودن من در این دنیا وهدف از آفرینش ام وقتی آگاههی درستی از آفرینش داشته باشم همین که خداوند من رو خلق کرده تا در گسترش جهان نقشی حتی گم رنگ ایفا کنم پس با ارزش هستم واحساس خوشبختی میکنم ومی دونم این دنیافقط یک بازی بیش نیست ودر این جا اگه احساس خوب و آرامش و شادی داشته باشی وبا خودت و خدای خودت در صلح باشی احساس خوشبختی میکنی و انقدر دیگه دارایی ها و نداشته ها در ذهنت در گیری ایجاد نمی کنه چه آنها باشن چه نباشن بازم احساس خوشبختی و ارزشمندی داری اون وقت که زندگی رو تجربه میکنی نه سپری میکنی دیگه هر آنچه بدست میاری باعث سپاس گذار بودن تو از خداوند میشه چیزی که باعث خوشحال تو میشه وقتی بدست میاری دیگه باعث رنج نمیشه چون قبلش به آرامش رسیده وبا خودت در صلح قرار داری پس از ابزار هم در راستای تجربه بیشتر استفاده می کنی پس باید اول آرامش درونی رو ایجاد کرده وبعد دنبال تجربه کردن امکانات جدید بود تا بازهم قدرت خدای یکتا رو پی ببریم ولی اگر آرامش درونی نداشته باشیم با وارد شدن هر چیزی از بیرون برای ما نه تنهاباعث حال خوب نمیش بلکه باعث رنج ما میشه واگر از دست بدیدم بازم باعث رنج ما میشه مثل بچه دار شدن اگه برای بدست آوردن خوشبختی و شادی وحرف مردم و … به واسطه مسائل حاشیه ای باشه فایده ای نداره ولی اگه از فلسفه عشق ورزیدن آگاه باشیم واز قبل به آرامش ذهنی رسیده باشم که بچه دار شدن باعث رشد و تربیت ما هستش ودر گسترش جهان کمک میکنیم و نگاهی متفاوت از جامعه داشته باشیم اون وقت که با داشتن بچه آرامش بیشتری احساس می کنیم و اگه نداشته باشیم بازم از آرامش درونی ما کم نمیشه
آنچه که باعث میشه ما زندگی رو تجربه کنیم و عملکرد بهتری از خودمون نشون بدیم ایجاد افکارو نگرشهای درست از خودمون و جهان هستی وپرودگارمون در ذهنمون وارد کنیمو نتیجه افکار و نگرش درست نسبت به خداوند و جهان هستی بهتر شده وباعث احساس خوب و خوشبختی درما ایجاد میشه
باید افکار و نگرش های همسو با خداوند وزندگی را با خودمون همسو کنیم
وقتی آرامش را در لحظه لحظه زندگی ایجاد کنیم در ما عملکرد درست تری سر میزنه چون وقتی در آرامش باشیم حس درونی که از طرف خداوند هست رو تجربه میکنم آرامش ذهنی خیلی مهم وهدایت از طرف خداوند همیشه داره انجام میشه هدایت از طرف خداوند صادر میشه مثل پرندگان در هر لحظه دریافت می کننو عمل میکنن چون مشغولات ذهنی ندارند ولی ما انسان ها مشغولات ذهنی که داریم و به هدایتها عمل نمی کنیم
وقتی در ارامش باشیم خودو به خود رغبت تومون به مسائل زندگی عوض میشه تصمیمات درست تری به وسیله خداوند میگیریم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
به امید ریم