سالها پیش، هر بار که جلوی آینه میایستادم یا از کنار یک ویترین لباس رد میشدم، یک احساس همیشگی در دلم زبانه میکشید: حسرت لاغری 😔.
میدیدم دیگران با خیال راحت لباسهای زیبا میپوشند 👗👚، آزادانه غذا میخورند 🍕🍔 و با انرژی در زندگی حرکت میکنند 💃🕺، اما من… انگار همیشه پشت یک دیوار نامرئی گیر کرده بودم 🚧.
این حسرت مثل سایه، همه جا همراهم بود؛ در مهمانیها، خریدها، حتی وقتی فقط روی مبل نشسته بودم و فیلم میدیدم.
اما روزی رسید که فهمیدم میتوان این حسرت را به اشتیاقی پرانرژی تبدیل کرد؛ اشتیاقی که نهتنها به سمت لاغری، بلکه به سمت یک زندگی تازه هدایتم کند. و این نقطه آغاز مسیر من با آموزش لاغری با ذهن بود…
حسرت لاغری چطور شکل میگیره؟
حسرت لاغری چیزی نیست که یک شب بخوابی و صبح باهاش بیدار بشی 😅. این حس مثل یک لیوانیـه که سالها قطرهقطره پر شده.
هر بار که روی ترازو رفتی و عددی دیدی که دلت رو لرزوند، یک قطره اضافه شده. هر بار که رژیمی رو با ذوق شروع کردی ولی بعد از چند هفته ولش کردی، یک قطره دیگه ریخته شده.
هر بار که شنیدی «باید به فکر خودت باشی» یا «چقدر چاق شدی» 😓، چند قطره با هم سرازیر شده… و کمکم لیوان حسرتت لبریز شده.
حسرت لاغری معمولاً در سکوت و بیصدا رشد میکنه. توی لحظاتی که شاید کسی حتی بهش فکر هم نکنه… مثل وقتی که توی مهمونی نشستی و همه با انرژی میرقصن ولی تو فقط لبخند میزنی و توی دلت میگی: «ای کاش منم سبک و راحت بودم» 💃😔.
گاهی حسرت از یه نگاه شروع میشه… نگاه خودت توی آینه 🪞. لحظهای که به خودت زل میزنی و با اینکه هزار ویژگی خوب داری، ذهنت فقط روی قسمتهایی زوم میکنه که ازشون خوشت نمیاد.
اما شاید بدترین بخش ماجرا این باشه که این حسرت با «مقایسه» بزرگ میشه 📏.
میبینی دوستی که قبلاً اضافه وزن داشت، حالا لاغر شده و تو همچنان همونی هستی که بودی… میبینی دختر یا پسری توی اینستاگرام با اندامی متناسب، زندگی رویایی خودش رو میذاره 📸 و تو ناخواسته به جای الهام گرفتن، غرق حسرت لاغری میشی.
مشکل اینه که این «کاش»های کوچک که توی دلت میگی — «کاش منم لاغر بودم»، «کاش شکمم اینجوری نبود»، «کاش میتونستم فلان لباس رو بپوشم» — با گذر زمان مثل یک فیلم تکراری توی ذهنت حک میشن 🎥. و وقتی این تصویر ثابت بشه، ذهن دیگه باور میکنه که «تو همیشه چاق و ناکامی».
و اینجاست که باید بگم… اگر این تصویر رو عوض نکنی، هر چقدر هم رژیم بگیری یا ورزش کنی، دیر یا زود برمیگردی به همون نقطه.
چون حسرت لاغری فقط یک احساس نیست، یک «برنامهریزی ذهنی»ه که باید با آگاهی و تمرین تغییرش بدی ✨.

چرا حسرت لاغری مانع لاغر شدن میشود؟ 🚫
حقیقتش اینه که حسرت مثل یه آهنربای نامرئیه 🧲 که مدام ما رو به سمت «چاقی» میکشه، حتی وقتی داریم با تمام توان رژیم میگیریم یا ورزش میکنیم.
دلیلش هم اینه که ذهن ما با «تصویر» کار میکنه، نه با آرزو. وقتی توی سرت مدام تصویر خودت رو با اضافه وزن میبینی، مغز دستور میده که همین وضعیت حفظ بشه، چون فکر میکنه «این توی واقعی» هستی.
هر بار که حسرت لاغری رو تجربه میکنی، ناخودآگاه داری روی «نداشتن لاغری» تمرکز میکنی. و مغز فرق بین «میخوام لاغر بشم» و «حسرت لاغری دارم» رو نمیفهمه 🤯؛ اون فقط به تصویری که داری میبینی واکنش نشون میده.
مثال بزنم:
- وقتی دوستت یه کیک شکلاتی میخوره 🍫 و تو توی دلت آه میکشی که «من نمیتونم»، مغز تو فقط تصویر «من محروم و چاق» رو ثبت میکنه.
- وقتی توی باشگاه به آدمهای متناسب نگاه میکنی و حسرت میخوری 🏋️♀️، مغز میگه: «آهان، ما جزو گروه چاقها هستیم، همینو حفظ کنیم.»
- وقتی لباس مورد علاقهات رو میبینی ولی میگی «واسه وقتی لاغر شدم»، مغز اینو مثل یک تاریخ نامعلوم ذخیره میکنه و هیچ وقت جدی شروع نمیکنه.
و این فقط به ذهن ختم نمیشه… حسرت باعث میشه رفتارهای روزمرهات هم تغییر کنه:
- ولع شدید به خوردن چیزهایی که میدونی به ضررت هستن 🍩، چون احساس محرومیت همیشه توی وجودته.
- بیحوصلگی برای ورزش 🛋، چون ته دلت میگی «فایده نداره، من همیشه چاقم».
- پرخوری احساسی 😞، چون فکر میکنی «فرقی نمیکنه، چه الان بخورم چه نخورم، من که لاغر نمیشم».
اینطوری حسرت لاغری نهتنها مسیر رو نمیسازه، بلکه مدام تخریبش میکنه. مثل اینه که بخوای یک باغ زیبا درست کنی ولی هر روز یکم خاک بریزی روی بذرها تا هیچوقت سبز نشن 🌱❌.
واقعیت اینه که وقتی حسرت داری، تمرکزت روی «چاقی»ه، و قانون ذهن سادهست: هرچی بیشتر بهش فکر کنی، همونو بیشتر تجربه میکنی.

تفاوت حسرت با اشتیاق لاغری 🎯
اینو باید مثل فرق «نگاه کردن به ویترین یک مغازه» با «رفتن داخل و خرید کردن» بدونی.
حسرت لاغری یعنی ایستادی پشت شیشه، داری نگاه میکنی، آه میکشی و میگی «کاش…» 😔
اشتیاق لاغری یعنی رفتی داخل، داری انتخاب میکنی، میدونی که اون لباس یا اندام به تو تعلق داره و فقط باید دست دراز کنی و برداری ✨
حسرت لاغری چه شکلیه؟
وقتی حسرت داری، انرژیت رو صرف دیدن چیزی میکنی که فکر میکنی نداری. این حالت تو رو در وضعیت «کمبود» نگه میداره. مغز تو مدام تصویر «چاق و ناکام» رو میبینه و دستوراتش هم بر اساس همون تصویر صادر میشه.
اشتیاق لاغری چه شکلیه؟
وقتی اشتیاق داری، داری آینده رو مثل همین الان زندگی میکنی. تصویر خودت رو متناسب میبینی، حسش رو تجربه میکنی و این حس خوب باعث میشه رفتارهای تو هم با هدفت هماهنگ بشه.
و حالا برای اینکه فرقشون رو قشنگ ببینی، این جدول رو نگاه کن:
حسرت لاغری تو رو در مدار شکست نگه میداره چون مدام داره به نبود چیزی توجه میکنه. اما اشتیاق لاغری تو رو در مدار موفقیت میذاره چون تمرکزت رو روی رسیدن و داشتن میبره.

آموزش لاغری با ذهن: راه تبدیل حسرت به اشتیاق 📚
وقتی برای اولینبار وارد دنیای آموزش لاغری با ذهن شدم، انگار در رو به یک دنیای ناشناخته باز کردم 🌟. فهمیدم که سالها اشتباه میکردم… من همهی تمرکزم رو گذاشته بودم روی رژیمها، کالری شمردن، و محرومیتهای غذایی 🍽، ولی اصل ماجرا از جای دیگه شروع میشد: از درون ذهنم 🧠.
حسرت لاغری سالها توی ذهنم مثل یک فیلم تکراری پخش میشد. هر روز تصویر «بدن چاق» رو میدیدم و هر بار که کسی رو با اندام متناسب میدیدم، توی دلم میگفتم: «ای کاش…» 😔.
اما وقتی تمرینهای آموزش لاغری با ذهن رو شروع کردم، کمکم فیلم عوض شد. تصویر ذهنیام از یک آدم «همیشه چاق» تبدیل شد به «نسخه متناسب خودم» که با انرژی، آرامش و اعتمادبهنفس زندگی میکنه ✨.
دیگه به دیدن یک فرد متناسب با حسرت نگاه نمیکردم. بهجاش، با لبخند میگفتم: «منم توی مسیرم… دارم به اون سمت میرم» 😄. این تغییر دیدگاه، نهتنها حسرت رو کم کرد، بلکه اشتیاق رو جاش گذاشت ❤️🔥.
تمرینهای مهم برای تبدیل حسرت به اشتیاق در آموزش لاغری با ذهن:
- تصویرسازی روزانه از خود متناسب 🖼 هر روز چند دقیقه چشمت رو ببند و خودت رو با اندام دلخواهت تصور کن.
- گفتوگوی درونی مثبت 🗣 جملههایی مثل «من توانایی لاغر شدن رو دارم»، «بدن من در حال تغییر و بهتر شدنه»، یا «هر روز به هدفم نزدیکتر میشم» رو با احساس واقعی بگو.
- نوشتن تغییرات کوچک هر روز 📒 حتی اگه فقط امروز یک لیوان آب بیشتر خوردی یا ۵ دقیقه پیادهروی کردی، یادداشتش کن. این تغییرات کوچک به مغز نشون میده که مسیرت واقعی و قابلدسترسه.
- جایگزینی حسرت با قدردانی 🙏 هر وقت حسرت لاغری به ذهنت اومد، بلافاصله سه چیزی رو که همین الان در بدنت دوست داری بنویس. این تمرین، انرژی منفی حسرت رو به انرژی مثبت اشتیاق تبدیل میکنه.
- یادآوری موفقیتهای گذشته 🏆 لحظههایی که قبلاً در زندگیت موفق شدی رو به یاد بیار، حتی اگه به لاغری مربوط نبوده. این خاطرات بهت یادآوری میکنه که توانایی تغییر رو داری.
جمعبندی و دعوت به اقدام 📢
دوست خوبم، حسرت لاغری مثل یک زنجیر نامرئی است که فقط خودت میتوانی آن را باز کنی 🔓. این زنجیر ذهن و قلبت را محصور میکند و مانع رسیدنت به تناسب اندام و زندگی سالم میشود.
اما خبر خوب این است که با آموزش لاغری با ذهن و بهویژه با شرکت در دورهی تأثیرگذار «ورود به سرزمین لاغرها»، میتوانی این زنجیر را باز کنی و آن را به اشتیاق و انگیزهای پایدار تبدیل کنی 🌈.
این دوره یک مسیر کاملاً عملی، علمی و گام به گام است که به تو کمک میکند نه تنها حسرت لاغری را از ذهنت پاک کنی، بلکه باورهای عمیق و مانع ذهنیات را اصلاح کنی و با ایجاد تصاویر ذهنی مثبت، به تناسب اندامی واقعی و ماندگار برسی.
پس از همین امروز، حتی با یک تمرین کوچک شروع کن؛ مثل تصویرسازی روزانه یا تغییر گفتوگوی درونی 🗣. و اگر میخواهی قدمی محکمتر و تضمینیتر برداری، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین انتخاب برایت است.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.94 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


قسمت اول :
دوست دارم یکی از مطالبی را که به تاز گی خوانده ام برای شما اینجا بگویم. “زیبایی در کنار خوبی و قابل اعتماد بودن تعریف میشود. اکثرشخصیت های باهوش و دارای نقش مثبت در فیلمها خوش اندام و خوش سیما هستند.” ما همیشه حسرت و ارزوی لاغر شدن را داشته ایم. ما همه الان میتونیم باور کنیم لاغر میشویم و شروع کنیم به لذت بردن از زندگى ، بعد معجزه اتفاق میفتد و ما لاغر میشویم. بعد میبینیم هر چقدر لاغر شویم باز هم کم است.
قسمت دوم:
در جایی دیگر مطلبی دیگر خواندم که میگفت “رنگ سفید نشانه رفاه است و مورد ستایش قرار گرفته است و زیبا شناخته شده است.” من همیشه حسرت رنگ سفید پوشیدن را داشتم ولی چون استاد گفتند فعلاً خرید نکنیم و ما میخواستم به مکانی بریم که هوا خیلی سرد بود، من مجبور شدم پالتو ی سفیدی را که خیلی وقت پیش خریده بودم و تنها لباس گرمی بود که داشتم بپوشم. باور نمیکنید اگر بگویم من چقدر توی این پالتو ی سفید برای اولین بارزیبا به نظررسیدم. وقتی با این پالتو با حضور دیگر اعضای خانواده عکس گرفتم طبق معمول ،من رفتم که عکسم را با کمک خانم ذره بین زیر سوال ببرم و ببینم که چاق به نظر میرسم و عکس را حذف کنم که یهو با تعجب دیدم من نه تنها لاغر، بلکه زیبا به نظر میرسم. عکس من تکی نیست برای همین نميتوانم به اشتراک بگذارم ولی دوستان، من بالاخره بعد ازمدتها ،ازدیدن عکس خودم احساس لذت کردم با اینکه پالتوی سفید زیبایی بر تن داشتم. من معجزه را با چشمان خودم دیدم.
قسمت سوم :
از اینکه باور کردم و لاغر شدم لذت بردم. از اینکه افراد متناسب را میبینم احساس شادی میکنم. احساس حسرت ندارم. حسرت خوردن از من دور شده ، احساس شادی و لذت در خانه ما موج میزند. اینقدر خوشحال شده ام که احساس میکنم به وزن دلخواهم که50 کیلوگرم است رسیده ام. از دوره تکرار همه چیز در خانه ما رنگش عوض شده ، طعمش تغییر کرده ، فکرهای عالی ، روابط محترمانه ، صدای خنده های بلند همه و همه در خانه ما به چشم میخورد و به گوش ميرسد. قسم میخورم که من همه ویدیوها را به تنهایی میبینم ولی تاثیر و باز خورد انها را در پسرم و مخصوصا در همسرم میبینم و انها هم مرتب بابت شاد بودن من از من تشكر میکنند.
قسمت چهارم:
من زندگی با طعم خدا را دارم میچشم. ميخواهم اعتراف و اقرار کنم که هیچ کس و هیچ چیز بالاتر و بهتر از خداوند عالم، نميتوانست من را در این راه بیندازد و هدایت کند. الان هم که من در دوره هستم هنوز او ميتواند پشتیبان و حامی من در هر لحظه از زندگیم باشد. چند روزپیش به همسرم گفتم که ارزو کرده ام 120 سال عمر کنم چون ا ینقدر زندگی برایم جذاب شده که دوست دارم همه تمرینها را انجام دهم و نتیجه و تاثیر ان را در زندگیم ببینم و بخندم و شاد باشم و بقیه را شاد کنم. همسرم نگاهی به من کرد و با لبخندی گفت “افرین خوشحالم که این را از تو میشنوم ،به این میگویند زندگی. همه باید مثل تو فکر کنند و زندگی کنند. ” من برق شادی و رضایت را در چهره همسرم دیدم که خیلی لذت بخش بود. من دیگر نه حسرتی برای لاغری دارم نه مانعی میبینم. استاد از شما صميمانه تشکر میکنم و به زود ی با لاغر شدنم قدر همه زحمات شما را جبران خواهم کرد. ممنونم از این دوره بی نظیر با شما استاد که بی نظیرترین استاد من درطول تاریخ بوده اید. 🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
لاله جان چقدر خوشحال شدم از این احساس خوبی که با پالتو سفید داشتی آنقدر این احساس تو در نوشته ات ملموس بود که من هم با اینکه ندیدمت کلی ذوق کردم وتو دلم برایت آفرین گفتم انشالله خیلی زود به آرزوی لاغری وتناسبت میرسی عزیزم و شگفتی ساز میشی گلم آفرین برشما
نشان های دریافت شده
سلام لاله عزیز..من از نوشتتون خیلی لذت بردم ..پراز حس خوب و قشنگ و عالی بود..ک ب منم منتقل شد..و صبحم رو با دیدگاه شما شروع کردم ..و چقدر احساسم خوبتر شد😊😍🌹درتمام مدتی ک متن شمارو خوندم لبخند روی لبام بود .و بابت پوشیدن لباس سفیدی ک مطمینن زیبایی تون رو چند برابر کرده خیلی خوشحال شدم و باامید خدا انشاالله ک ۱۲۰سال ب خوبی و خوشی ، لذت و آرامش در کنار عزیزان دلت زندگی های قشنگ قشنگی رو سپری کنی عزیزم.. 🙏🤲
آمین.
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام شاید عمری را باحسرت وحسادت به اشخاص لاغر وخوش اندام گذراندم ولی الان اصلا این حس دروجود من نیست چون ایمان دارم که خداوند دررسیدنم به هدفم مرا یاری میکند وحامی من است من هرروزی که میگذرد بیشتر احساس متناسب شدن دارم ودیگر از دیدن اشخاص لاغر احساس حسرت ندارم وبرعکس خیلی هم لذت میبرم وخودم را مثل آنها میبینم واصلا از کنار آنها بودن احساس بددر من ایجاد نمیشود ودوست دارم بااشخاص لاغر وخوش اندام نشست وبر خاست کنم تا از آنان تاثیر بگیرم آموزشهای لاغری تاثیری برمن گذاشته که تمام رفتارهای اشتباهم را تغییر داده واینهگه تغییر مگر میتواند من را به هدف نرساند من ایمان دارم که به زودی عکسم درآلبوم شگفتی سازان سایت تناسب فکری قرار خواهد گرفت وتمام تلاشم را میکنم که شادی آن روز را باتمام وجودم احساس کنم خدایا شکرت که به من تناسب اندام هدیه دادی
نشان های دریافت شده
با سلام
من باور دارم که می تونم متناسب بشم و یک جسم سالم و بی نقص دارم و توانایی یادگیری متناسب شدن را دارم و می دونم می تونم به تمام خواسته هام برسم. این دنیا برپایه سلامتی و وفور نعمت جای تردید و نگرانی نیست . هیچ چیزی نیست در این دنیا که نتونیم بدستش بیاریم. با تغییر رفتار غذاییم افکار اشتباهم با کم کردن چند کیلو از وزنم می دونم که متناسب شدن رو یادگرفتم و باور دارم روزهایی عالی در انتظارم. تنها یک باور است که حقیقت دارد من طبیعت جسمم تناسب اندام و ایمان دارم متناسب میشم و متناسب می مونم . مثل یک انسان خوش اندام رفتار می کنم و فکر می کنم مثل یک انسان خوش اندام هم از زندگیم لذت می برم. از همین لحظه هم دارم از زندگیم لذت می برم.
نشان های دریافت شده
سلام و درود , استاد عزيز & دوستان گرامى در سرزمين لاغرى با ذهن😊
روز شصت و سوم تكرار ,
🔸فايل تصويرى – صوتى , حسرت لاغرى داشتن , مانع لاغرى مى شود .
” من تصميم قاطع خود را گرفته ام كه تمام موانع ذهنى و محيطى خود را از بين ببرم ” بزرگترين مانع ذهنى , همون بخش منفى ذهن و يا ذهن منفى بافم است كه موانع ذهنى رو در ذهنم ايجاد مى كنه . ذهن منفى بافم , با عجله داشتن در رسيدن به هدف و اينبار با حسرت و اى كاش و اى كاشها سبب مى شه كه من از دريافت نعمتها و رحمتهاى خدا , دور و دورتر بشم . اتفاقا خيلى وقتا شده كه همون چيزى رو كه در جستجوش بودم و يا دوست داشتم كه داشته باشم , در فرد يا افراد ديگه اى مى ديدم و اگه آگاه به قانون معنوى ( جذب ) نباشم , در من حسرت ايجاد مى شه . بارها پيش اومده كه من بخاطرِ مسئله اى ناراحت و يا نگران بودم و اينجورى شده كه من در همون لحظه , افرادى رو ديده ام كه شادن و مى خندن و انگار هيچ غم و غصه اى ندارن ! فكر مى كنم , خدا مى خواسته از طريق اونا به من نشون بده كه نگران نباش ! همه چى درست مى شه , و از طرفى ذهن منفى بافم حسرت رو در من ايجاد كرده كه مثلا اى كاش من جاى اونا بودم ! اما من خدا روشكر و سپاس در اين مسير آگاه شده ام و هر وقت نعمتهاى خداوند رو در ديگران ببينم مثِ نعمت لاغرى و تناسب اندام , بجاى حسرت و اى كاش اينجورى بودم ! مى گم , به لطف خدا منم مى تونم متناسب و لاغر اندام بشم چون من در مسير تناسب فكرى و لاغرى با ذهن هستم . در واقع حسرت , من رو به عقب مى بره و نمى زاره من جلو برم و به مسيرم ادامه بدم . از اونجايى ذهن منفى بافم , منو فريب مى ده كه من آگاهى از اين مانع ذهنى نداشته باشم !
طبق اين عبارت
” از تو حركت , از خدا بركت ”
من در مسير متناسب شدن , هر روز در حال ادامه دادن هستم 🚶🏻♀️🚶🏻♀️🚶🏻♀️ و ديگه چرا حسرت‼️‼️‼️وقتى من خودم هر روز در جهت خواسته ام دارم قدم برمى دارم و خداوند هم با منه , با حسرت و موانع ذهنى , عجله داشتن در مسير , و يا موانع ذهنى ديگه فقط منو از مسير اصلى و هدفم دور و دورتر مى كنه . فايل خيلى ارزشمندى بود , و خوشحال و سپاسگزارم كه با آگاه شدن از مانع ذهنى حسرت , مى تونم با احساس خوب به مسيرم ادامه بدم و در حسرت چيزى نباشم و حتى از ديدن افراد لاغر , متناسب و خوش اندام خوشحال و سپاسگزارم , بخاطرِ اينكه هر چى بيشتر افراد لاغر اندام رو ببينم , تمركزم بيشتر روى لاغرى است .
با تشكر فراوان , شاد پرتوان باشيد🧡🧡
نشان های دریافت شده
روز 63 تکرار :
فایل های این چند روز از دوره ی تکرار فوق العاده هستند. تماشای لایو ها از اول که با موضوع عشق به لاغری شروع شد سپس به موانع پرداختیم مثل اینکه ما نباید در ذهنمان خودمان را شبیه کسی بدانیم چون تصاویر ذهنی در نهایت شرایط ما را بوجود می آورند.
بعد فهمیدیم که منظور از باور چیست. و با جایگزین کردن کلمه به جای ، دریچه ای از آگاهی به روی ما گشوده شد و دسترسی عظیم ما به باورهایمان، فراهم آمد. امروز هم یکی دیگر از موانع لاغری که حسرت داشتن است را مرور میکنیم.
فایل های. این چند روز مثل زنجیر بهم متصل هستند و من از اجرای این چند روز بی نهایت لذت بردم.
حسرت لاغری :
💎 قوانین خداوند در تمام موضوعات ثابت است مثلا مانع حسرت داشتن در هیچ موضوعی باعث رسیدن به خواسته نمیشود و در تمام جنبه های زندگی یک مانع است و ما را از خواسته مان دور نگه میدارد.
💎💎حسرت داشتن مثل یک سد، جلوی جریان لاغر شدن را میگیرد.
💎💎💎 حسرت لاغری از چه چیزی منشأ میگیرد؟ از افکار و فرمول های اشتباه مثل چاقی ارثی است، مثل خواب زیاد باعث چاق تر شدن میشود، کم تحرکی عامل چاقی است و…. این افکار اشتباه وقتی روی هم قرار میگیرند دیواری محکم از باور های نگهبان تشکیل میدهند و به شدت از چاقی نگهبانی میدهند. برای رهایی از حسرت لاغری باید افکار و فرمول های اشتباه مان را کمرنگ کنیم، سپس فرمول های جدید جایگزین آنها کنیم و از این به بعد از فرمول های صحیح و لاغر کننده که مطابق با سیستم الهی ما را به سمت تناسب اندام میبرند، استفاده کنیم.
💎💎💎💎 برای از بین بردن مانع حسرت داشتن، باید روی لیاقت لاغری کار کنیم، انتظار لاغر شدن را در خود ایجاد کنیم، توانایی های خودمان را بشماریم و ببینیم که لاغر شدن در مقابل بی نهایت کارهایی که ما انجام داده ایم، کوچک و خیلی راحت تر است.
مانع مهم ذهنی که فرد رو از رسیدن به هدف دور میکنه :حسرت خوردن به لاغری هر فرد متناسب هست
من تا قبل از اشنایی با این دوره به شدت این مانع رو داشتم و از ته دلم حسرت میخوردم به آدمهای لاغر و اون دسته از لاغرها که هر چی میخوان میخورن و لاغرن وقتی اونها رو میدیم همش میگفتم خوش به حالتون شما یه نعمت عالی دارین که چاق نمیشین ولی ما این نعمت رو نداریم و هر چه بخوریم سریع چاق میشیم و اگر یه فرد رو میدیدم که تونسته مقداری از وزنش رو کم کنه خیلی با حسرت میگفتم خوش به حالت چقد لاعر شدی؟ چی کار کردی؟ طوری که بعصی مواقع بقیه خندشون میگرفت از این حرفم که تو چرا همیشه با این لحن میگی خوش به حالت
ولی خیلی وقت هست که یاد گرفتم منم میتونم و هیچی از بقیه کمتر ندارم و هر جا متناسبی دیدم دوق میکنم و خوشحال میشم که چه خوب و عالی هست چه اندام قشنگ و زیبایی و تحسین میکنم اون فرد رو و تمام تو جهم رو میبرم روی جسم زیبای اون فرد که منم حتما اینجوری میشم و دارم لاغر میشم مثل این شخص و ایمان قوی و باور قوی دارم که حتما لاغر میشم اصلا حق من هست که ایده آل باشم و متناسب باشم و جسم من مشتاق این کار هست و من نباید با موانع حلوی روند متناسب شدن جسمم رو بگیرم
به نطر من حسرت لاغری داشتن یا هر چیز دیگه یعنی اینکه طرف مقابل یه قدرت و توانایی رو در خودش داره و من ندارم اون توانایی رو و من یه چیزی کمتر دارم از اون و همین فکر باعث میشه که من لاعر نشم در صورتی که هر انسان به صورت کامل و جامع تمام قدرت و توانایی ها رو داره فقط باید ایمان داشته باشه و باور داشته باشه که میتونه لاغر بشه
این یه قانون کلی هست در جهان هستی که حسرت شما رو از خواسته دور میکنه پس حسرت هیچ چیز رو نخوردید مثل حسرت پول و ثروت یا سلامتی یا تناسب رو چون شما رو از اون موصوع دور میکنه
وقتی به چیزی حسرت داشته باشیم محال ممکنه به اون چیز برسیم
حسرت روبط عاشقانه
حسرت ثروت
حسرت تناسب
حسرت امکانات عالی
حسرت سلامتی
لاغری رو دوست دارم چون از فکر کردن به اون به وجد میام
رسیدن به تناسب اندام در من ازادی به وجود میاره
آزادی در انتخاب غذای مورد علاقه ات
آزادی در تجربه ی شادی و نشاط
آزادی در انتخاب لباس مورد علاقه ات
حرکت به سمت متناسب شدن یه حرکت الهی هست که اگه جلوی اون رو بگیریم باعث صدمه زدن به جسم میشیم
پس حسرت خوردن باعث جلوگیری از لاغری میشه و صدمه به جسم وارد میشه
من هیچ دلیلی برای لاعر نشدن ندارم مثلا سوحت سازم پایین یا فعالیتم کم هست یا زنیتیک من چاقیه یا ارثی من هست که چاق بشم نه دیگه نمیخوام هیچ فکر اشتباهی یا هیچ باور اشتباهی داشته باشم .
حسرت به موصوع لاغری نداشته باشیم یعنی وقتی میبینی آدم متناسبی رو فکر میکنیم برای ما نیست به وجود نمیاد و همین باعث غم و اندوه و ناراحتی ما میشه .
خدای من همراه من هست در این مسیر عالی پس نتیجه ی عالی برای من رقم میخوره
من توانایی متناسب شدن رو دارم
چون جسم من بی نهایت کار رو داره هر روز انجام میده مثل پلک زدن اتیام زخم سلول سازی و …. که من خبر ندارم پس این کار رو هم جسم من به راحتی انجام میده پس جسم من توانایی متناسب شدن رو داره اگه موانع متناسب شدن رو بردارم
من لایق متناسب شدن هستم من توانایی متناسب شدن رو دارم و من قدرت متناسب شدن رو هم دارم .
نشان های دریافت شده
خیلی عااالی بود از خواندن نوشته شما انرژی خیلی خوبی گرفتم. 🌹
نشان های دریافت شده
در هر زمینه ای احساس حسرت نداشتن مهمه …
یکی دیگه از موانع های ذهنی احساس حسرت داشتنه ،با این که خیلی فکر میکردم که خیلی خوب پیش میرم احساس حسرت ندارم انتظارم لاغریه ۱۰۰٪ولی اگه بخوام با خودم روراست باشم هنوز که هنوزه ته تهای ذهنم هم میشه حسرت پیدا کرد هنوزم وقتی به افراد متناسب توجه میکنم ی ریزه حسرت وجوداره و نمیتونم انکارش کنم ،کیو گول بزنم خودم رو؟
با این که آگاهم و خبر دارم که لاغری واقعا آسونه لاغری برای منه لاغری چیزیه که تو دسترس خیلی ها ست ،لاغری یاد گرفتنه و منم دارم اونو یاد میگیرم و هیچ چیز سختی وجودنداره ولی باز اون افکار مانع هست …موانع ذهنی و محیطی برای همه ادم ها وجودداره ولی فرق بین افراد موفق و شکست خورده این که افرادی که موفق میشوند مانع هارو سعی میکنن برداردند ناامید نمیشن آگاهن و ادامه میدن ،مسیر رو ادامه میدن ولی افرادی که شکست میخورن با هر مانعی کوچیک و کوچیک تر میشن اما من میگم این مانع رو دارم مانع های زیادی هم داشتم اون هاو برداشتم و حالا قوی ترم اینم یکی مثل همونا و من ادامه میدم و به حق خودم به انتظار خودم که لاغریه میرسم و این چیز عجیبی نیست!
هدف من هدف لاغریه هدفی که آزادی رو به دنبال خودش داره هدفی که تایید شده از سمت خداست ،و در راهی قرار دارم که خدا من رو هدایت کرده و کائنات هم ساپورت میکنن خواستمو
دیگه چی ازین بهتر؟؟؟
دیگه کاملا همه چیز مشخصه که من به هدف خودم میرسم و این شعار نیست بلکه این واقعیته منه ….
خودم رو گول نمیزنم من این همه مهارت تو زندگیم یاد گرفتم و عملی کردم اینم روش ،
و این خواسته من در برابر نعمت های خدا واقعا کوچیک و ناچیزه .و در اینجا ست که مطمئنم که به هدف به بهترین شکل ممکن میرسم و هیچ مانعی نمیتونه باعث توقف من بشه
همونی که از روز اول گفتم….یا میمیرم یا متناسب میشوم
نشان های دریافت شده
به نامخدا
سلامبه استاد گرامیو دوستان متناسبم
من همیشه با حسرت با افراد متناسب نگاه میکردم.آدم های که به نظرم ژیگول تر وخانوم تر وشیک تر بودن.منبا وجود سعی در شیک پوشی ولی شیک نبودم.چون دیگه همه مون تجربه کردین کجا سایز ۴۸ شیک میشه. لباس ها ومانتوهایی که به نظر من شبیه گونی هستن.اعتماد به نفسم منفی بود. وقتی سر کار بهناهار ظهر میرسیدیم واون فردمتناسب شروع میکذد به خوردن البته زیاد نمیخورد ولی با خیال راحت میخورد من حسرت میخوردم. وقتی همسرم غذاهای خوشمزه میخورد من حسرت مبخوردم.جرات نمیکردم پیشیکی بگم پام یا کمرم درد میکنه سریع میگفتن یکم رژیم بگیر وزن کم کن خوب میشی. دوران بارداری من کنار همه لذت هاش عذاب اضافه وزن و حرف مردم هم داشت. چون نمبتونستم تنهایی بلند شم همش خجالت میکشیدم.برای همین از بارداری بعدی خیلی میترسیدم.ولی با این فایل بی نظیر استاد یاد گرفتم تمرین کنم حسرت م رو شوق تبدیل کنم.بله من لیاقت تناسب اندام رو دارم .مثل همه. خدای زیبایی ها اصلازشتی و نامتوازنی واسه کسی نمیخواد. اصل همه ما زیبایی و تناسب اندامه. خدایی که خودش زیباست و عشق ونور .همون کمکم میکنه .همانطور که خودش دراوج ناامیدی به این سایت تناسب اندام با ذهن هدایتم کرد کمکم میکنه تا ادامه بدم و در مسیر صحیح بمونم.من لایق زیبایی و تناسب اندامم. رسیدن به تناسب کاری نداره.در ذهن من خیلی کوچیک شده.من که اینقد کارای بزرگی کردم …کارمند بودن مادر بودن همسر بودن …خدا شاهده به نقل قول بقیه در همه کارام نمونه م.از عهده هر کاری مردونه و زنونه برمیام.پس از پس این یکیم برمیام.من بزودی متناسب میشم.اول بخاطر خودم .برتی اینکه سبک شم. بیماری سراغم نیاد. زیبا شم.آروم شم و به آرزوم برسم و بعد برای پسر کوچولوم…برای تربیت پسری به قدرتمندی مادرش. استاد عزیزم دعا میکنم به هر چی میخواین برسین که رسیدین. همه عمر ۳۵ سالم یک طرف این دو ماه یک طرف.دارم عشق میکنم با زندگی. من لیاقتم بیشتر از اینیه که خودم سرخودم آوردم.باورتون نمیشه هفت صبح بیدار میشم تا قبل بیداری پسرم که دیگه نمیذاره دو تا فایل گوش میدم و حالمم و خوب میکنم
من بزودی شگفتی قرن میشم….
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
منم قبلا هر وقت که افراد متناسب رو میدیدم کلی حسرت میخوردم و همین حسرت خوردن منو از هدفم دور میکرد، دیگه گفتگوی ذهنی من این میشد که مردم چه شانسی دارند، خوشبحالشون که متناسبند، هر چی دلشون بخواد میخورند ولی من آبم میخورم چاق میشم و …
با تلاش هایی که برای لاغر شدن انجام میدادم و نتیجه نمی گرفتم، دیگه باورم شده بود که من لاغر بشو نیستم.
اما از وقتی که با لاغری با ذهن آشنا شدم، واقعا ذهنم به آرامش رسید و مطمئن شدم که منم میتونم با روش ذهنی متناسب بشم، به خودم گفتم وقتی استاد با روش ذهنی تونستند متناسب بشن، وقتی کلی از هنرجوها با روش ذهنی تونستند متناسب بشن، پس منم میتونم متناسب بشم.
با اشتیاق فراوان شروع به گوش دادن فایل ها کردم، در ماه اول تغییرات احساسی عالی داشتم اما از ماه دوم تغییرات جسمی هم شروع شد و دیگه نور علی نور شد. با کاهش وزنی که پیدا کرده بودم اشتیاقم دوچندان شد و دیگه کاملا به این روش ایمان آوردم😊.
نشان های دریافت شده
به نام خدا..
نکته جدید و مهمی ک امروز متوجهه شدم همین موانع لاغری هستن بااینکه چند وقتی در مسیر هستم و کلی مدانع هستن ک تو ذهنم پاک نشدن شاید من بخام خیلی مقدار کمی وزن کم کنم ولی الان ک میبینم چ باورها و مدانع زیادی داشتم تو ذهنم ب وجود میوردم ک باعث شد من چاق بشم یا شاید اگه در این دوره نبودم چاق تر هم میشدم. حسرت لاغری واقعا من تاحالا ب هیچ کی فک اونحوری نکردم ک بگم کاش من جای این بودم چون جای ک هستم رو دوست دارم ولی اگه کسی میدیدم ک اندامش خوبه ی حس بدی بهش داشتم خیلی خفیف مثلا سریع عکسشو رد مکردم سا نگاهمو برمگشتوندم این همون ترس هست و وقتی فرد چاق تر میدیدم مگفتم خدارشکر لاغر تر اینم. خب خدا شکر اینا مال گذشته بوده. وقتب این موانع از ذهن حذف بشه میوفتیم رو ذور لاغری البته ک اینطور هست وقتی تمام قوانین رو ب طور صحیح یاد بگیریم و درسن ازش استفاده کنیم چرا ک نه.
خدارشکر مکنم ک باورم و انتطارم از خودم بهتر شده و باور م شده ک لاغر بشم لاغرس اسونه و استعداد چاقی استخون درشته و ارثی بودن و این چیزا الان برام مزحک و خنده داره.
ی چیزی نظرم رو خیلی بخودش جلب کرده بود ک میخاستم بگم
عشق من امروز مریص بود و هرر کار کردم قرص بخوره نخورد چون باور داشت بدنش میتونه این سرماخوردگی رو حل کنه و خودش دوست داشت روند طبیعی بدنش خوب بشه میگفت اگه قرص بخورم الان شاید زود خوبب بشم ولی ممکنه هفته بعد سرما بخورم چون بدنم میتونه بطور کامل این ویروس رو از بدنم خارج کنه و قرص رو اصلا نخورد…. تعجب کردم واقعا و یچیزی دیگم ک میگف چند رروزی هست باشگا نرفتم الان لاغر میشم بهش گفتم چرا این فکرد مکنی میگفت وقتی باشگا نمیرم ینی تو کار بدنم دخالت نمکنم بدنم بطور طبیعی خودش کار مکنه و منو ب همون وزن اصلیم برمیگردونه ی لحظه خندیدم گفتم ترموستات ذهنیت اینه خب. ولی باور قشنگی داشت درسته دوست داره اندامش هجیم باشه و عضله ای ولی اگه باورش این بود ک تگه باشگا نرم چاق میشم شاید قضیه برعکس بود مثل باور من در گذشته. ولی وقتی بدن رو درحالت طبعیش قرار بدیم خودش انرزی مورد نیازش از غدا رو میگره و بقیش بیرون. وقتی خودش گشنش بشه الارم میده خب من بودم ک با بی توجهی این قانون رو رعایت نکردم ولی خدارشکر ک یاد گرفتم.
فکر نگهبان من قبلا این بود ک من استخون بندیم درشته و باشک تردید ب موصوع لاغری نگا مکردم و میگفتم مگه میشه لاغر شد وفلان دذصورتی ک من فبلا متناسب هم بودم بازم خودم انقد ب این فکر قدرت دادم ک شدخ بود باور نگهبان. خب اینجور ک میبنم هنوزم کار دارم ولی باور های اصلیم درست شده لاغری خیلی اسونه و من میتونم به راحتی.