بذار یه لحظه چشماتو ببندی و تصور کنی ذهنت مثل یه اتاق فرمانه 🚦🧠
تو این اتاق، یه صدایی دائم داره میگه: “نمیتونی لاغر بشی… بازم مثل قبل شکست میخوری!” 😟
برای همین هر بار که رژیم گرفتی، ورزش کردی یا حتی گرسنگی کشیدی، باز هم نتیجه نگرفتی… نه چون بدنت نخواست، چون ترس از لاغر نشدن مثل یه ترمز پنهان جلوی تغییر رو گرفته بود.
واقعیت اینه که چاقی از ذهن شروع شده، و لاغری هم باید از همونجا شروع بشه 💡💪
اگه ذهن آماده نباشه، هر تلاشی بینتیجه میمونه، چون تا ذهن اجازه نده، بدن لاغر نمیشه.
🤯 دغدغه همیشگی ذهن افراد چاق
تا حالا دقت کردی ذهن یه فرد چاق چقدر شلوغه؟ 😵
از یه طرف دائم نگران چاقتر شدن خودشونه، از طرف دیگه یه صدای دیگه توی ذهنشون میگه:
“اگه این بار هم لاغر نشی چی؟!”
همین ترس پنهان، یعنی ترس از لاغر نشدن، مثل یه سایه دائم دنبالشونه و اجازه نمیده با خیال راحت مسیر کاهش وزن رو ادامه بدن.

تصور کن ذهنت مثل یه صحنهی تئاتره 🎭
یه بازیگر دائم داره فریاد میزنه: “اگه بازم شکست بخوری چی؟”، اون یکی داد میزنه: “نذار بیشتر چاق شی!”
نتیجه؟ ذهن پر از جنگ و استرسه، بدن پر از مقاومت و سردرگمی.
نکته اینجاست که برخلاف چیزی که فکر میکنیم،
- ترس از چاق شدن ما رو چاقتر میکنه، چون با استرس و نگرانی، بیشتر میخوریم 😖
- و ترس از لاغر نشدن دقیقاً تبدیل به پیشبینی ذهنی میشه که به واقعیت تبدیل میشه 😞
اما چرا این دو ترس، تأثیرشون اینقدر متفاوته؟ 🤔
جوابش توی فرمولها و گفتگوهاییه که هر روز توی ذهنمون مرور میکنیم.
ما سالهاست با خودمون تکرار میکنیم:
“من از بچگی چاق بودم”، “اینهمه تلاش کردم نشد”، “شاید بدنم نمیخواد لاغر بشه…”
و این تکرارها، درواقع همون فرمولهای ذهنی هستن که باعث تقویت ترس از لاغر نشدن میشن.
فرمولهایی که ناخواسته به ذهنمون یاد دادن: “تو نمیتونی!” 🚫
برای همینه که ذهنمون حتی قبل از شروع یه برنامه لاغری، نتیجهش رو میدونه!
و چون بهش باور داره، همون نتیجه هم اتفاق میافته…
😰 ترس از چاقتر شدن یا ترس از لاغر نشدن؟
بیا یه لحظه تصور کن ذهنت مثل یه اتاق تاریکه که هر بار یه فکر روشن میشه، یه صدای جدید بلند میشه 🎙️
یکی میگه: “اگه بیشتر بخوری چاقتر میشی!”
یکی دیگه زمزمه میکنه: “اگه این بارم نشه، دیگه هیچوقت لاغر نمیشی…”
و اینجاست که ترس از چاق شدن و ترس از لاغر نشدن با هم توی ذهن درگیر میشن 😩🌀

حقیقت اینه که ترس از چاق شدن معمولاً ریشه توی باورهایی داره که چاقی رو برای ما منطقی و طبیعی نشون میده:
- “چاقی توی خانوادهم ارثیه!”
- “بدنم سوخت و سازش پایینه”
- “داروهایی که میخورم منو چاق کرده”
این جملهها سادهن، ولی توی ذهن ما حکم قانون رو پیدا کردن 📜
و با تکرار زیاد، ترسی ساختن که مدام میگه: “نکنه بیشتر چاق شی؟”
از اون طرف، ترس از لاغر نشدن هم از فرمولهای ذهنی خاصی میاد:
- “لاغر شدن خیلی سخته!”
- “صورتم خراب میشه!”
- “پوستم آویزون میشه!”
🧠 ذهن ما این افکار رو بارها و بارها مرور کرده، بدون اینکه متوجه بشه داره چه انتظاری رو شکل میده.
انتظار چیه؟ همون چیزی که ذهنت داره از آیندهت پیشبینی میکنه…
و وقتی انتظار ذهنی تو این باشه که “بازم لاغر نمیشی” یا “نکنه بدتر چاق شی”، ذهن هم تمام رفتارها و تصمیمهات رو در اون مسیر هدایت میکنه 🎯
📌 یادت باشه:
فرمولهای ذهنی به خودی خود باعث چاقی یا مانع لاغری نمیشن.
اما وقتی این فرمولها مرتب مرور میشن، تبدیل به انتظار ذهنی میشن.
و همونطور که بارها تجربه کردی، هر انتظاری که توی ذهنت ثبت بشه، خیلی زود به واقعیت زندگیت تبدیل میشه.
✨ نتیجه؟
ذهنی که پره از فرمولهای چاقی، همیشه تو رو در معرض ترس از چاق شدن نگه میداره.
و ذهنی که پره از تجربههای ناموفق و باورهای منفی درباره لاغری، هر روز ترس تازهای از لاغر نشدن رو وارد وجودت میکنه…

🥗 روشهای کاهش وزن؛ چرا جواب نمیدن؟
حتماً برات آشناست…
شروع یه رژیم سخت 🍽️
روز اول پر از انگیزه، روز دوم با گرسنگی کنار میای، روز سوم به غذاهایی که دوست داشتی فکر میکنی،
و روز چهارم با یه حس شکست دوباره برمیگردی سر خونهی اول 😔
تقریباً همه ما یه فهرست بلندبالا از روشهایی داریم که برای کاهش وزن امتحان کردیم:
- رژیمهای محدودکننده
- ورزشهای سنگین
- دمنوشهای عجیب
- قرصهای لاغری
- کالری شماری با دقت میلیگرمی
ولی نتیجه؟ یا موقتی بوده، یا اصلاً اتفاق نیفتاده.
و همین شکستهای پشت سر هم، کمکم یه فکر خطرناک رو توی ذهنمون جا میندازه:
“شاید من هیچوقت لاغر نشم…”
این همون ترس از لاغر نشدنه که بعد از هر شکست، ریشهدارتر میشه 🧠⚡یه ترسی که باعث میشه هر بار که دوباره بخوای تلاش کنی، یه صدای درونی بگه:
“برای چی؟ تو که قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت!”
از طرف دیگه، بیشتر تلاشهامون فقط تمرکز روی تغییرات بیرونی بوده:
- کمتر خوردن
- بیشتر دویدن
- حذف قند و چربی
- محدود کردن وعدهها
اما فراموش کردیم که ما برای چاق شدن هیچکدوم از این کارا رو نکرده بودیم!
چاقی آرومآروم و بیزحمت وارد ذهنمون شد، و ذهن هم فرمان چاق شدن رو به بدن داد.
پس چرا برای لاغر شدن، اینهمه سختی بکشیم ولی به نتیجه نرسیم؟
چون بدون تغییر ذهن، هیچ تغییر پایداری در جسم اتفاق نمیافته 🧩
🛑 وقتی ذهنت پر از فرمولهای چاقی و ترس از لاغر نشدن باشه، بدن هر چقدر هم تلاش کنه، باز هم در مسیر لاغری قفل میکنه.
✅ برای اینکه لاغری پایدار باشه، باید از ذهن شروع کنی، نه بشقاب.
✅ باید به جای کنترل کالری، کنترل باورها و انتظاراتت رو به دست بگیری.
✅ باید با ترس از لاغر نشدن روبهرو بشی، نه فرار کنی.
✨ وقتی ذهن آماده بشه، لاغری از درون شروع میشه؛ بینیاز از رنج و رژیم!

⚖️ لاغر شدن سخت، چاق شدن آسان؛ راز ذهنی که کمتر کسی میدونه
تصور کن ذهنت مثل یه ترموستات دقیق هست که دمای وزن بدنتو تنظیم میکنه 🌡️🧠
قبل از اینکه تو حتی یک گرم اضافه کنی، این ترموستات ذهنی روی یه عدد وزنی بالاتر تنظیم شده، یه تصویر روشن از وزن و سایزی که تو ذهن ساختی، داره فرمان میده به بدنت که به اون سمت حرکت کنه.
این یعنی، خیلی راحت و بدون سختی، جسم تو داره به همون وزن دلخواه ذهن میرسه!
مثل وقتی که یه مسیر صاف رو بدون هیچ مانعی طی میکنی 🚀
اما حالا که میخوای وزن کم کنی، داستان کاملاً فرق میکنه.
تو باید این ترموستات ذهنی رو دوباره تنظیم کنی، یعنی فرمولهای چاقی و تصویر ذهنی چاق رو از بین ببری و با فرمولهای لاغری جایگزین کنی.
اینجاست که ترس از لاغر نشدن مثل یه سد بزرگ وسط راه قرار میگیره 😰
چون ذهن بارها و بارها تجربههای شکستخورده رو مرور کرده، باور کرده که «من نمیتونم لاغر بشم» و این باورها ترموستات رو روی وزن بالاتر نگه داشته.
وقتی همه تلاشهات فقط روی تغییرات بیرونی مثل رژیم و ورزش متمرکز باشه، اما ذهنت آماده نباشه،
بدن هرگز به وزن ایدهآل نمیرسه و تو همچنان توی مسیر سخت و پر از رنج موندگار میشی.
📚 در دوره آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» به طور کامل یاد میگیری چطور ترموستات ذهنیتو تنظیم کنی،
ترس از لاغر نشدن رو کنار بزاری و به راحتی و بدون تحمل سختیهای بیفایده وزن کم کنی.
✅ یادت باشه:
برای لاغر شدن پایدار باید ذهن رو تغییر بدی، نه فقط جسم رو!
وقتی ترس از لاغر نشدن رو شکست بدی، اونوقت میتونی از مسیر لاغری با ذهن لذت ببری و نتایج عالی بگیری 🌟💪
✍️ تمرین آموزشی 🧠
تمرینات ذهنی، کلید باز کردن قفلهای ترس از لاغر نشدن هستند. 🔑
وقتی یاد میگیری باورهای اشتباه ذهنی را بشناسی و تغییر بدی، ذهن مثل زمین حاصلخیز آماده رشد اهداف لاغری میشود. 🌱
با انجام تمرین مستمر، میتونی ترسها رو کنار بزنی و با اعتماد به نفس بیشتری مسیر لاغری با ذهن رو طی کنی. 🚶♀️💪
❓ سوالات تمرینی درباره ترس از لاغر نشدن
- ۱. نگرش شما درباره کاهش وزن چیست؟ آن را آسان میدانید یا سخت؟ 🤔
- ۲. این نگرش چگونه در ذهن شما شکل گرفته است؟ چقدر تحت تاثیر تجربیات و اطلاعات قبلی هستید؟ 💭
- ۳. نگرش شما درباره ترس از چاقتر شدن چیست؟ آیا این ترس واقعاً مانع شما شده است؟ 🍽️⚖️
- ۴. نگرش شما درباره ترس از لاغر نشدن چگونه است؟ چقدر این ترس را در خود حس میکنید؟ 😟
- ۵. قبل از آشنایی با آموزشهای لاغری با ذهن، چقدر امید به کاهش وزن داشتید؟ 🌱
- ۶. پس از یادگیری روشهای ذهنی، نگرش و عملکرد شما برای لاغر شدن چه تغییری کرده است؟ 💡💪
- ۷. بر اساس آموزشهای ویدیویی، یک تمرین برای خود طراحی کنید و در بخش نظرات بنویسید. ✍️
💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات
منتظر شنیدن تجربهها و پاسخهای شما درباره ترس از لاغر نشدن هستیم. 🎤
لطفاً تمرینهایی که انجام دادهاید و آموختههایتان را در بخش نظرات با ما و دوستان به اشتراک بگذارید.
مشارکت شما به ایجاد انرژی مثبت و رشد جمعی کمک میکند و در مسیر لاغری با ذهن همگی موثر است. 🌈💫
همین حالا نظرت رو بنویس و همراه ما در مسیر تحول باش! 🚀💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.49 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان هم مسیر
امیدوارم هیچ وقت از این مسیر با ارزش خسته نشید.
من یاد گرفتم که تعیین زمان برای لاغری یک مانع لاغری محسوب میشه مثل ترس از خوردن و طبع سرد داشتن و … که اینهاهم مانع لاغر شدن ما میشن .
جسم ما فابریکی سالم ، شاد ، متناسب و وضعیت مالی اوکی هست اگر نیست پس غیر طبیعیه .
لازم نیست برنامه ی بلند مدت داشته باشیم ، کافیه همون روز اون کاری که گفته شده انجام بدیم .
مثل آب خوردن لاغر میشیم از درون برنامه ریزی میشیم .
هر روز هدفمون شاد بودن باشه در زندگی .
باید یادم باشهاین مغز شخصیه و برای منه،
من نمیتونم زندگی این همه آدم رو عوض کنم ،
ولی اگر خودم حالم خوب باشه همیشه و به چیزهایی که احاسم رو خوب میکنه توجه کنم ،
این انرژی مثبت و حال خوب میرسه به بقیه هم .
باید بارها تکرار کنیم تا ملکه ی ذهنمون بشه و تکرار …
❤اون کسی که عمل میکنه به فایلها لاغر میشه ❤
ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
سلااااام و صد سلام به تمام عواملی که دست به دست هم دادند تا منو مهمان این روزی آسمانی کنند
درود بر استاد و هم مسیری های شاد
کاهش وزن با اصلاح موانع ذهنی …
خیلی جالبه یک بخش ذهن ما ترس از چاق تر شدن را تقویت می کنه و بخش دیگر ترس از لاغر نشدن و نتیجه ترس از چاق ترشدن میشه سرعت گرفتن در مسیر چاقی و ترسیدن از لاغر نشدن میشه مانع بزرگ برای کاهش وزن ..
چرا در ذهن ما لاغرشدن کار سختیه و چاق شدن کار آسونی ؟!🤔
چون بارها از هر روشی برای لاغری استفاده کردیم هیچ نتیجه ماندگاری نداشتیم و هربار شکست خوردیم و بارها از خودمون پرسیدیم این رژیم هم لاغرم نکرد چرا ؟!پیاده روی هم تأثیری برای من نداشت؟!فلان دمنوش هم لاغر نکرد چرا ‘؟!
و دلیلش این بود که ما قبل از اینکه چاق بشیم فرمولهای چاقی را در ذهنمون ایجاد کردیم و تصویر ذهنی چاق از خودمون داشتیم و آسون و بدون تلاش و سختی چاق شدیم ولی برای لاغری اومدیم از روشهای بیرونی و جسمی استفاده کردیم و به اصطلاح لقمه را دور سرخودمون چرخوندیم و کار سخت شد چون راهش این بود !…
خالق تو را شاد آفرید آزاد آزاد آفرید
رسیدن به درک این حقیقت باعث میشه انسان در طلب آزادی باشه و از زمان و مکان رها بشه و فردی که با آموزه های ذهنی جدید خواستار آزادی باشه لذت بینظیری را تجربه می کنه که فراتر از زمان و مکان هست و دیگه اگر خودش هم بخواد نمیتونه اسیر زمان بشه ؟!.،،
در مسیر رسبدن به خواسته هامون زمان یک موضوع انحرافی است که باعث میشه عجله کنیم چون هرروزی که میگذره استرس ما بیشتر میشه و توجهمون میره روی نتیجه یعنی محتاج نتیجه میشیم و قدرت بیشتری مانع میدهیم درسته که تکنولوژی باعث سرعت در خیلی از موضوعات زندگی ما شده ارتباطات و پخت و پز و سفرهای ما و خیلی موارد هرروز در حالت پیشرفت هستند و زمانی که کمتر داره صرف میشه ولی ما همون انسانی هستیم که روز اول بوده به همون سرعت ضربان قلب داریم یا به همون سرعت طبیعی موهامون و ناخنهامون بلند میشه یا رشد یک نوزاد برلی رسیدن به دوره میانسالی همونی هست که از اول بوده پس نباید روند تغییر جسم خودمون را با زودپز خونه و مایکرویو مقایسه کنیم ما جزئی از طبیعتیم که هماهنگ با فصلها و رشد گیاهان و جانوران تغییر می کنیم وقتی از موضوع زمان رها بشی احساست بهتره و با لذت و اشتیاق روند یادگیری انجام میشه و روند نتیجه بهتر صورت میگیره .
امروز یه دوستی در اینستا به من پیام داده بود که وزنش استپ کرده و شدیدا تمرکز ایشون روی نتیجه بود و به من گفتند خوش به حالت ۱۰کیلو از وزنت ریزش داشته و چیکار کردی !؟…
و اما من گفتم توجهرا از جسمتون بردارید و انگار دارید مطالعات و تحقیقات علمی انجام می دهید با این دید هرروز در مسیر باشید و این در حالی است که من پارسال تغییر داشتم و هنوز به وزن موردنظرم نرسیدم تازه دارم سیمهای لخت و اتصالی شده و پوسیده انبوه افکار چاقی را شناسایی می کنیم دارم خراب می کنم و می کوبم تا از نو بسازم واینبار برج میسازم برجی که هر طبقه اون یک موهبت الهی است سلامتی و شادی عزت و ثروت آرامش و عشق آزادی و رفاه اقتدار و صلح و ایمان دارم خدا کارشو خوب بلده شکرت عاااشقتم ♾❤️
هر فردی نسبت به شرایط و قالب فکری خودش فکر می کنه کل دنیا اون شکلیه برای مثال اون دندانپزشک که در فکر عوام یک جایگاه خوب شخصیتی و پولسازی داره شغلش محدود به زمان و مکان هست ولی این جهان بی پایانه همیشه راهکارهای بهتری هم هست چون این قانون گسترش جهان هست فقط باید طالب باشی تا در مسیرش قرار بگیری وقتی برنامه ریزی ذهن تغییر می کنه ناخودآگاه تصمیمات جدیدی می گیریم که خیلی هم برای ما لذت بخش و آسونه و یک باور قلبی هم پشتش هست و شاید برای اطرافیان ما و عوام اون تصمیمات ریسک بالایی داشته باشند یا مسخره به نظر بیایند اما با انتظار یک نتیجه عالی اون کارا انجام میدیم و نتیجه هم عالی میشه و این همون آیه کُلَّ نُمِدها است ما کسی را ناامید نمی کنیم یعنی اونوقتی هم که ذهنمون برای فقر برنامه ریزی شده بود با لذت و به راحتی تصمیماتی می گرفتیم که نتیجه می شد فقر مثلا همسرم بارها می گفت همکارانم از خرید سهام سود می کنند و حتی منزل خود را فروختند و سهام خریدند ولی ما هر چه سهام خریدیم ضرر کردیم و خدا رحم کرد با اون طرز فکر و برنامه ریزی ذهنمون خونه نفروختیم !…دقیقا برنامه ذهنی چاق هم باعث میشه با لذت پرخوری کنیم و ریزه خواری یا تمایلاتمون بیشتر به سمت رفتاری باشه که چاق کننده است که نتیجه بشه چاقی .
دقیقا مثل رفع تشنگیه برای آب خوردن هیچ فکری نداری تشنه میشی و میری آب می خوری یعنی جهت هر کدام طرف باشه ناخودآگاه تصمیماتی گرفته میشه بنابراین اگر ذهن برای لاغری برنامه ریزی بشه چه بخواهی و چه نخواهی لاغر میشی ✨
وقتی برنامه ریزی ذهن عوض میشه آن نیروی شگفت انگیز کم کم جسم و ذهن را فرا میگیره و به نوعی هماهنگی بین افراد و شرایط و خواسته ما ایجاد می کنه و من بارها دیدم و لمس کردم که به طرز عجیبی همسرم با تصمیمات و اقدامات من موافقت کرده و این در صورتی بوده که قبل از آموزشهای ذهنی من جرأت گفتن نداشتم و همسرم هم عجیب مخالفت می کرده .
تنها کاری که باید انجام بدیم اینه که برنامه هرروز را روز خودش خوب انجام بدیم و توجهمون را از یک برنامه بلند مدت برداریم و دلیلش اینه که شاید زندگی برای من فقط همین امروز باشه ✨
برای اینکه از لحظات زندگی لذت ببرم باید اولویت زندگی احساس خوب خودم باشه و همین رضایت باعث میشه تمرکز بهتری روی آموزه هام داشته باشم
هر فردی که برای آموزش مهارتی دوره میبینه مثل مکانیکیو یا نقاشی و گیتار و خیاطی …می تونه بعد از مدت یکماه ایراد و ضعف یادگیریشو از مدرسش بپرسه اما در آموزشهای ذهنی به این صورت نیست چون ذهن ما مخصوص خودمونه و هیچ کس در بیرون ما حتی نزدیکانمون از محتوای ذهنی ما اطلاع ندارند و زمانیکه می خواهیم به مدرس اعلام کنیم که چه در ذهن من می گذره تمام و کمال نمی تونیم بیان کنیم و از طرفی هم خودمون نمیگیم فقط یک جمله نهایی را میگیم من آموزه ها را استفاده کردم و نتیجه نگرفتم 🤔به نظر من اگر هر فردی با تمرکز فایلها را گوش بده به تمام جوابهای خودش میرسه یعنی خودت اول از همه می دونی چرا نتیجه نگرفتی چون همیشه راههای بهتری هم هست اینکه با اشتیاق با تمرکز بیشتر در مسیر یادگیری باشیم و عملکرد بهتری داشته باشیم ولی ما میخواهیم فرافکنی کنیم و بندازیم گردن دیگران
بعد هم به صورت تقلیدی بگیم مثلا استاد عطار تا ۱۱صبح می خوابند یا نصف شب سوسیس می خورند منم انجام بدم نه دوست عزیز هر کسی نسخه خودشو باید داشته باشه ایشون طبق برنامه ریزی ذهنشون اینطور عمل می کنند و هدفشون اینه که آزادی و البته نتیجه برنامه ریزی ذهن را آموزش دهند .
امروز باز یک دوست دیگری تو اینستا به من پیام دادند که استاد عطار واقعا خوبند!؟و من جواب دادم اگاهی هایی که از سمت ایشون سرازیر می شند بینظیرند برای شناخت خودمون و قدرت ذهنمون !…باز عزیز دل گفت نه میگم برای لاغری خوبند؟!و من گفتم ظاهرا شما آشنایی با آموزه های ذهنی ندارید باید در مسیرش تجربه کنید چون من هرچه گفتم مربوط به لاغری بود !…دوره ها و استاد هیچ قدرتی ندارند تا وقتی من نخوام که برای بهبودم از چیزی استفاده کنم پیغمبر هم نمیتونه منو تغییر بده این قانون اراده و اختیاره که خود خداوند هم واردش نمیشه و این که ما طالب بودیم و درخواست دادیم که اینجا هستیم
ما عادت کردیم که نگران همه باشیم غیر از خودمون از فرزند و والدین گرفته تا همسایه و نوه دختر خاله که مشکل داره تا جامعه و جهان !…و غافل از اینکه اینها حس انسان دوستی و مسئولیت نیست با هر حال بدی ما یک دامنه انرژی تاریک در جهان گسترده می کنیم و مسئولیم و انسانی ترین کار ما این هست که خودمون تغییر کنیم و احساس خوب خودمون را حفظ کنیم یعنی نمی خواد ثواب کنی لطفا گناه نکن .
این مغز و ذهن ابزاری است فردی در اختیار ما برای تغییر و تحول زندگی خودمون و البته که ما نمی تونیم برای دیگران کاری بکنیم ولی اگر خودمون در مسیر مستقیم باشیم جلوه اقتدار و عزت و حضور خدا میشیم و الگو برای فرزندانمون و اطرافیانمون و تغییرات ما بر تمام ذرات جهان اثر گذار هست سالها امر به معروف شدیم و نهی از منکر هیچ اتفاق خاصی هم نیفتاد چون وقتی فردی چاقه نمی تونه به ما بگه لاغر شو یا طرف پزشکه ولی خودش سیگاری هست به بیمار میگه سیگار نکشید !..این مسخره است اصلا کلام طرف ارتعاش منفی و دوگانگی داره پس عملکرد ما جهان را میسازه نه نظرات ما
در مسیر آموزه ها تخلف نکنیم !..
خیلی از ماها فقط فایلها را گوش می دهیم سرسری و
به آموزه ها عمل نمی کنیم اولین قانون اینه که خودمون را وزن نکنیم یا لباس هامون را سایز نکنیم و وقتی تخلف می کنیم حالمون بد میشه و ناامید میشیم و مسیر را رها می کنیم من از روزی که با این سایت آشنا شدم حدود یکسالی هست خودم را هرگز وزن نکردم با اینکه تو خونه ترازو دارم ولی متأسفانه گول خوردم ولباس سایز کردم و متعهد میشم این کار را ترک کنم اما زمانی که گفتم من ۱۰کیلو از وزنم کم شده وزن نکرده بودم فقط مانتویی که قبلا تو وزن ۶۸کیلویی میپوشیدم سایزم شده بود که متوجه شدم حدود ۶۸کیلو هستم ولی دقیق نبوده .
فرمولهای چاقی ذهنی ما همونهایی هستند که چاقی را در ذهن ما منطقی کردند مثل ارث خانوادگی و سوخت و ساز بدن و سن و سال و خواب زیاد و تیرویید و طبع سرد و یک عالمه دلیل پوچ که ما باورشون کردیم و برای ما داشته اجرا میشده ولی برای دیگران اینطور نبوده ما برای تصمیماتمون و حق انتخابمون نیاز به اجازه دیگران و نظرات دیگران نداریم و اگر موانع را باور کنیم نمی تونیم تجربه های بیشتری داشته باشیم به یاد دوستی افتادم می گفت من درخت نیستم که یک جا که متولد شدم همونجا بمونم و فقط رشد کنم منظور فیزیکی بود و موانع ذهنی ما و قدرتی که به آدمها و شرایط اطرافمون دادیم باعث شده در زندان ذهن خود اسیر باشیم و فقط آزادگان معنی واقعی زندگی را درک می کنند و من می دونم و خدای خودم هیچ انتظاری هم نباید از دیگران داشته باشم .
همین مدت کوتاه که سایت فیلتر شد زمانی بود که هزاران نفر در این مسیر قرار گرفتندو نتیجه گرفتند حتی اگر یک نتیجه کوچک باشه که فرد دیگه خودشو وزن نکنه و چقدر این موضوع لاغری با ذهن در جهان گسترده شد ولی اگر استاد منتظر عوامل بیرونی بود و پیشقدم نمی شد این روزی آسمانی از خود ایشون و همه ما دریغ می شد و اینجا جای تشکر داره که استاد عاشقانه و شجاعانه ابلاغ حقیقت کردند سپاس و درود فراوان بر شما🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
خیلی وقتها ما عادت کردیم بگیم نمی تونم یا نتونستم و از زیر کارهامون شونه خالی کنیم ولی برای یادگیری یک تخم مرغ آب بپز کردن یه روزی بارها تخم مرغ پختیم تا یادبگیریم که چطور نشکنه یا عسلی بشه یا سفت بشه !..،پس لاغری هم دوباره و سه باره و چارباره انجام میدیم و یادمیگیرم باید تکرار بشه تا ملکه ذهن ما بشه این همه آدم همه جور قشری هستند خانم و آقا و مسن و جوان حتی نوجوان یا بیمار و سالم کارمند و خانه دار توانستند منم باید بتوانم یادبگیرم چون همه بخشهای وجودیمون همسان هست ✨
هر چقدر یابگیریم روند کیفی تغییر در ما بهتر صورت میگیره و آموزش های ذهنی طوری هست که هر چقدر تکرار میشه و استمرار داشته باشی به صورت تصاعدی نتیجه اوج میگیره خُب همه برای لاغری اینجا هستند که فیزیکی است و همین الآن تغییرا شگفت انگیزی درما صورت گرفته که حواسمون بهش نیست امروز متعهد تریم و باورمون بهتر شده اعتماد به نفسمون بیشتر شده وخیلی صبور تریم که تونستیم تا این گام قدم به قدم پیش بریم و خیلی خیلی موهبت دیگه و فردی که با نظر و گفتگوی دیگرا هنوز حالش به هم میریزه و رنج میکشه، یعنی هنوز ذهنش تغییر نکرده و به مسیرش باور نداره خب اشکالی هم نداره باید ادامه بده همه ما این مراحل را طی می کنیم تا قویتر بشیم اگر قرار بودکه بایک کتاب خوندن یا یک دوره که نتیجه نگرفتیم مسیر را رها کنیم باید مثل اکثریت باز در ماتریکس ذهن زندگی می کردیم و هرروز برای خودمون گرفتاری خلق می کردیم اما اگر به هوش باشیم امروز ما اقتداری داریم که بهمون آزادی میده و به خود نزدیکتریم.موهبتهای چاقی را دریافت می کنیم و با عشق ادامه می دهیم .
سپاس از تمام ذرات هوشمند عشق و وجود استاد عطار عزیز
همواره مانا و پایدار باشید 🍃🌸
نشان های دریافت شده
سلام
در روشهای قبل همش عجله داستم درگیر زمان بودم بخاطر عروسی این و اون بخاطر عید ب خاطر لباس ب خاطر همسرم عروسیم نامزدم ب خاطردیگران حرف دیگران
برا همه چی زمان میدادم اما تو لاغری عجله داشتم حتی برای کیک پختن ما زمان میدیم چرادر مورد لاغری عجله داریم
ما برای درس خوندن این همه سال زمان گذاشتیم و برامون طبیعی بود ک ۴ سال باید برم برا لیسانس
اما لاغری ک انقدر خودمون میبینیم کهنس تو ذهنمون اما عجله داریم بهش برسیم
همیشه کسایی میدیم ک از روشهای دیگه لاغر کرده بودن و یبارم عمل پوست میرفتن یا ورزشهای سخت میکردن تا پوستشون جمع شه
تازه مکافات داشتن چکار کنن با عوارض
عجله عجله
ک باعث احساس گناه ناامیدی رنج ناراحتی میشه و در نهایت باعث احساس گناه میشه
اره من از چاق بودن خودم احساس گناه میکرم چیزی خودم باعثش شده بدم ولی قبولش نداشتم احساس گناه منو خفه میکرد تو مهمونی ها خجالت میکشیدم چن احساس گناه میکردم از چاق بودنم از پدرم مادرم وقتی میدیم ک مادر ب خاطر چاقی من بغض کرده احساس گناه میکردم وقتی میدیم خواستگارم داره میگه چاقی احساس گناه میکردم من از چاق بودنم خجالت میکشیدم وقتی همش میگفت چاقی شکم داری احساس گناه میکردم وقتی لباسی پیدا نمیکردم احساس گناه میکردم واحساس شرمندگی
من خودمو گناهکار میدونستم بابت جسمم
هر بار تو بارداری تو عذاب بودم تنگنابودم احساس گناه میکم
احساسی ک داشت منو نابود میکرد
من از خوردن ی لقمه غذا احساس گناه داشتم از رفتن ب مهمونی
همه اینها مانع لاغری من بودن
جواب این سوال ک من چرا لاغر نمیشم دلایل زیادی بودن ک الان برام آشکارن
اینها موانعی بودن برای احساس ناتوانی من احساس بد من و هستن دلایل زیادی ک من پیداشون میکنم
من فهمیدم ک چاقی من از درون منه ن بیرون
ب بیرون وعوامل بیرونی بستگی نداره بلکه باید درونم بکوبم ودوباره بذرهای صحیح بکارم وابشوبدم رشدشون بدم
من از همه و همه چیز ترسیدم الا خودم
نمیدونستم ک باید از خودم میترسیدم ک اینطوری هر چیزی شنیدم و باورش کردم و تکرارش کردم
ولی من الان از هیچکس نمیترسم حتی از خدایی ک این همه سال گفتن بترس
من عاشق خدام من ب خدای عزیزم ایمان دارم و توکل میکنم ب خودش
ک عشقه
از چاقی هم نمیترسم چن ترسی نداره چاقی من خلقش کردم پس ترسی نداره
من دررسرزمینی هستم ک دارم یاد میگیرم ک از چاقی نترسم از هیچی ک هیچکس من قادر ب خلقم میتونم خلق کنم
لاغری هم در درون من هس من فقط دارم گردگیری میکنم درونمو
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
چقدر دانستن این اطلاعات به ما آرامش میدهد
اینکه خدا برای ما تناسب اندام، سلامتی، ثروت،شادی و روابط عالی با دیگران و تمام چیزهای خوب و لذت بخش این دنیا را مقدر کرده است
این پیش فرض ماست و اگر هرکدام از آنها را نداریم ما خودمان در آنها اختلال ایجاد کرده ایم
ما فقط موانع را از سر راه هر خواسته ای که داریم برداریم خودبخود به آن خواسته می رسیم
الان در این دوره های شگفت انگیز لاغری با ذهن ما داریم موانع لاغر شدن را شناسایی کرده و با تمرین و تکرار آنها را از راه متناسب شدنمان برمی داریم
آنوقت است که به قول استاد
چه بخواهیم و چه نخواهیم لاغر میشویم
این جمله خیلی زیباست و چقدر به ما انرژی و انگیزه میدهد که استمرار داشته باشیم و برنامه هایمان را بارها و بارها تکرار کنیم
این تکرار کردن ها خسته کننده نخواهند بود چون هربار سطح برداشت و یادگیری ما بالا میرود و نکاتی را که قبلا مورد توجه ما قرار نگرفته و یا از آنها درک درستی نداشتیم را متوجه می شویم و این مثل یک برنامه جدید خواهد بود نه یک چیز تکراری
ذهن ما با تکرار کردن فرمولها را به ثبت می رساند و از آنها استفاده میکند
ما تا به حال در طول چندین سال فرمولهای چاقی را در ذهنمان ذخیره کردیم و او طبق آنها رفتار و اعمال ما را رقم زد حالا باید فرمولهای جدید لاغری را بارها و بارها به ذهنمان بدهیم تا اینبار از آنها استفاده کند
یعنی در اصل فرمولهای چاقی کمرنگ شده و فرمولهای لاغری را پررنگ میکنیم
آن فرمولهای چاقی از بین نمیرود فقط اجرا نمیشود
ما باید اینرا در نظر داشته باشیم که اگر برنامه های لاغری با ذهن را بعد از رسیدن به هدفمان و به دست آوردن تناسب اندام دلخواه مان به کلی رها کنیم به آن فرمولهای چاقی فرصت عرض اندام کردن میدهیم
ما باید رابطه مان را با دوره ها قطع نکنیم تا فرمولهای لاغری همیشه در ردیف اول باشد
در مورد اینکه ذهن ما چیزی را به واسطه تکرار کردن ذخیره میکند و این در ناخودآگاه ماست و خود بخود عمل میکند میخواستم اتفاقی که امروز برایم در این رابطه پیش آمد با شما عزیزان به اشتراک بگذارم
من چند وقتی هست که تصمیم گرفتم با ایجاد تغییر در امورات روزمره زندگیم به ذهنم اعلام کنم که من با تغییر مشکلی ندارم و برایم آسان است
این کار برای برداشتن مانع ذهنی برای تغییر کردن است تا ذهن به راحتی چاقی را به لاغری تغییر دهد
خلاصه مطلب امروز که فروشگاه بزرگی با چندین طبقه پارکینگ رفته بودم به جای اینکه به همان طبقه ای که همیشه پارک میکنم بروم طبقه دیگری را برای پارک کردن انتخاب کردم
بعد از مدت حدود یک ساعت وقتیکه میخواستم فروشگاه را ترک کنم بطور ناخودآگاه به همان طبقه ای که همیشه پارک میکردم رفتم و تازه آنجا یادم آمد که من امروز در طبقه دیگری پارک کرده ام
این عمل تاکید بر واکنش ذهن برای به اجرا گذاشتن اطلاعاتی که بارها تکرار شده است میباشد
پس وقتیکه ما آموزشهای جدیدی برای متناسب شدن یاد میگیریم با تکرار کردن آنها به ذهنمان یاد میدهیم که اینبار از این آموخته ها استفاده کند و در آن صورت است که ما به خواسته هایمان میرسیم
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
گام ۸۸ اصلاح موانع لاغری
اُدعونی اَستجب لکم. مرا بخوانید تا اجابت کنم شما را
از خدا بخواهید خدا اجابت می کنه از خدا هدایت رو بخواهیم کمک بخواهیم خدا دعامون رو برآورده می کنه
در قرآن داریم مؤمنان ترس و نگرانی ندارن چون مطمئن هستند به خدا اطمینان و یقین دارند
برای هر کاری باید مطمئن بود ترس رو از خود دور کرد یک ضرب المثل داریم از هر چیزی بترسی به سرت میاد
ترس از چاق تر شدن
ترس از لاغر نشدن
ترس از مواد غذایی
ترس مانع بزرگی برای عدم موفقیت هست پس ترس رو باید کنار گذاشت به خودمون اعتماد و اطمینان داشته باشیم
به هدایت خداوند که ما رو به این سایت و با استاد آشنا کردند اعتقاد پیدا کنیم
موانع ذهنی رو برطرف کنیم عجله نکنیم عجله کار شیطونه همه این رو شنیدیم نجوای شیطان هست میخواد ما رو گول بزنه پس زمان تعیین نکنیم همین طور که برای چاقی تعیین نکردیم برای لاغری هم تعیین نکنیم
استمرار و تمرین کنیم فقط تمرین و تمرین و بعد به قول استاد : چه بخواهیم چه نخواهیم لاغر میشیم
لاغری خودبه خود اتفاق میفته
خودمون رو رها کنیم از قید و بند زمان تعیین کردن برای خودمون لاغر بشیم به خودمون اهمیت بدیم اولویت اول زندگی خودمون باشیم نه حرف مردم عروسی فلانی
زنجیرها رو پاره کن و آزاد پرواز کن در دنیای آرامش تناسب اندام احساس خوب اعتماد به نفس……
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان پر تلاشم
واقعا منم عاشق این آزادی زمانی و مکانی در کسب و کار شما هستم و من خودم به شخصه الان این ویزگی رو دارم و تحت فشار هیچ چیزی نیستمو هر طور بخوام از هر لحظه ام استفاده میکنم ومن امیدوارم با همین ویژگی عالی بتونم در بقبه ی جنبه های زندگیم هم پیشرفت کنم و الگو بشم برای خیلیها خدایا هدایتم کن به مسیرهای درست برای رسیدن به خواسته هام همانطور که در قران خدا گفته علینا للهدی وظیفه ی ما هست که شما رو هدایت کنیم. .
در این روش برای رسیدن به تناسب هیچ وقت نباید زمان تعیین کنیم اخه مگه من به تنظیمان جسمم دسترسی دارم ؟؟؟مگه جسم من ماشین لباسشویی که بگم سر فلان زمان من رو لاغر کن پس اشتباه نکنید هر چقدر جهان پیشرفت کنه سرعت ماشینها و وسایل و امکانات زندگی بیشتر میشه ولی هیچ وقت سرعت تپش قلب ما و یا سرعت گردش خون ما تغییر نمیکنه و اصلا سرعت هیچ پدیده ی طبیعی در جهان مثل تغییر فصلها و شب و روز و یا .. تغییر نمیکنه و ما انسانها هم که جزیی از طبیعت هستیم همین سیستم رو داریم پس مانع برای خودتون ایجاد نکنید همچنان ادامه بدید بلخره در زمان درستش ما به لاعری دلخواهمون میرسیم .
پس اگر موانع ذهنی رو بردارید لاغری خود به خود به وجود میاد چقدر عالیه که این حرفها رو دوباره دارم میشنوم و هر چقدر بیشتر بشنوم باورم قویتر میشه که جسم من فابریکی باید متناسب باشه باید سلامت باشه ما باید فابریکی همیشه شاد باشیم و احساس خوب داشته باشیم این تنظیمات خداوند هست و اگر ما اینطور نیستیم به خاطر این هست که خودمون دست کاریش کردیم پس برای سالم بودن و یا لاغر بودن و یا شاد بودن نیاز به انجام هیچ کار خاصی نیست فقط، کافیه اون کارهایی که من رو بیمار و چاق و ناراحت میکنه انحام ندم خود به خود سالم و شاد و لاغر میمونم و یا حتی ثروتمند شدن و یا آزاد بودن در زندگی اینها طبیعی ما هست برای همین در قران خداوند به اینها اشاره ای نکرده است و من ندیدم در قرآن خداوند به شغل خاصی اشاره کرده باشه یا به زمان خاصی اشاره کرده باشه من ندیدم .چرا ؟؟چون مهم نیست و طبیعیش اینه که ما در هر شغلی که هستیم ثروت داشته باشیم و اگر اینطور نیستیم چون ذهن ما مشکل داره .
خود استاد وقتی ذهنش رو در زمینه ی کسب و کار و شیوه ی در آمد تغییر داد چنان همه چیز برای ایشون تغییر کرد که در ذهن خیلیها نمیگنجه واین شیوه ی کسب و کار واقعا لذت بخش هست .پس محدود فکر نکنید در هیچ موردی و با نیروی ذهنتون و قدرت ذهن خودتون رو بالا ببریید و چه بخواهید چه نخواهید شما پیشرفت میکنید .
من وقتی برنامه ریزی ذهنم رو عوض کنم تصمیماتی میگیرم که نتایج خوبی خواهد داشت من وقتی در زمینه ی لاغری آموزش ببینم به راحتی تصمیم های متفاوتی میگیرم و لاغر میشم و اصلا چیز عجیب و غریبی نیست که بگی من نمیتونم خودم از درون برنامه ی ریزی میشم و نتیجه برای من عوض میشه .
برای لاغر شدن نیاز نیست برنامه ی بلند مدت داشته باشیم زیر بنای تمام تغییرات احساس خوب هست و من خودم مدتها هست که روزها هیچ فرقی برام ندارن تعطیل با شه یا عیر تعطیل هیچ فرقی با هم ندارن این من هستم که باید از هر روز م درست استفاده کنم وگرنه روز بد و یا خوب نداریم که ؟من تعیین میکنم که در روز چه نتایجی بگیرم منم هر روز با انجام تمرینات دارم روز خودم رو میسازم و به سبک شخصی خودم دارم زندگی میکنم و حس و حالم عالیه من برای تک تک جملات فایلها ی این سایت ارزش قایلم چه در زمینه ی لاغری چه در زمینه ی تغییر زندگی برای همین تمام سعیم عمل کردن به آموزشها هست و انصافا بسیار متناسب تر شدم و هنوزم متناسب تر خواهم شد پس پرقدرت به راهم ادامه میدم و از تمام دوره های رایگان و دوره های خریداری عالی و به نحو احسن استفاده میکنم .
هدفم باید شاد بودن و لذت برون از زندگی باشه و تمرینات هر گام رو انجام بدم تا برنامه ریزی ذهنم عوض بشه و بعد چه بخوام و چه نخوام من لاغر میشم .پس توجه و تمرکز خودتون رو بر روی دوره ها بزارید تا موفق بشید و از هر ورودی منفی جلوگیری کنید تا شما رو ضعیف نکند و از مسیر خارج نکنه .
من نباید با معز کوچیک خودم برای کل دنیا نگران باشم و اینطور نمیتونم برای خودم هیچ کاری کنم جون این مغز مال من هست و شخصی هست و نمیشه محتواش رو صرف کس دیگه کنیم و زندگی خودم عوض بشه نه من نمیتونم زندگی هیچ کس رو تغییر بدم چه دعا کنم چه نگران بشم و … من نمیتونم هیچ کاری بکنم پس اینکه حامعه میگن باید نگران بقیه باشی و یا به فکر بقیه باشی و تظاهرات کنی و ….غلطه و با این کارها مشکلات هیچ کس حل نمیشه پس من باید از ذهنم برای خودم استفاده کنم اینکه بخوام مغزم رو درگیر مشکلات دیگران کنم روزگارم خراب میشه به خاطر واقعیت زندگی دیگران .
پس باید تمام تمرکزم روی خودم باشه و هر روز برنامه ام رو دنبال کنم تا نتیجه ی عالی بگیرم
نکته :
نشان های دریافت شده
سلام🙂
انگار مدت زمانی که من در این مسیر هستم برای مرور شد با گوش دادن به این فایل…
اون عجله کردنی که بارها ازش نام میبرید به عنوان مانع لاغری رو من بارها تجربه کردم الانم هنوز گاهی دارمش ولی میدونم که قدرتش و شدتش اصلا دیگه مثل قبل نیست چون درک کردم که آموزش ذهنی اصلا زمان سرش نمیشه ذهن اصلا حرف دیگران براش معیار نیست ذهن ناراحتی و دلخوریهای من رو اتفاقا به عنوان علاقه من به چاقی تفسیر میکنه و ناراحتی دلخوری عجله تایید گرفتن از دیگران و….موانع من برای لاغر شدن هستن
اینکه من هم مثل بسیاری از دوستان با وجودی که شما بارها تاکید کردین که ترازو رو کنار بذاریم سایز کردن و وزن کردن خلاف هست باز هم از ترازو یا سایز کردن استفاده کردم و دلیلش هم همون عجله کردن بوده همون تایید گرفتن بوده همون توی دهن بقیه زدن بوده و غافل از این بودم که اتفاقا با اینکار حال خودم رو بد میکنم و چون منتظر بودم کلی وزنم کم بشه ونشده یا سایزم تغییری نکرده احساسم بد شده نا امید شدم و همین یعنی به دنبال نجوای ذهنم رفتن…. و در قرآن هم داریم انماالنجوی من الشیطان…. وهمین نجواها رو اگه توجه کنیم به راحتی مسیر رو رها میکنیم ولی خدا رو شاکرم با وجود تمام این تخطی از قانون و نا امید شدن و توجه به شرایط بیرونی باز هم ادامه دادم و الان که به عدد حضورم در سایت توجه میکنم حسرت ندارم که من که اینهمه وقته اینجام چرا تغییر نکردم چون خودم میدونم که چقدر تغییر کردم
درک من از فایلها چقدر بالاتر رفته اشتیاقم چقدر متفاوت شده واینکه هر فایل رو که گوش میدم دنبال لاغر شدن نیستم
متوجه شدم که میزان درک آدمها میزان اشتیاقشون برای یادگیری امیدشون و باورشون به متناسب شدن و تمرکزشون بر لاغری با ذهن متفاوته که باعث میشه نتایج اونا متفاوت بشه یکی زودتر و بهتر نتیجه بگیره یکی دیرتر و کمتر…ولی حتی اینم اهمیت نداره ….چون با هر سرعتی که حرکت کنیم وقتی مسیر درسته درنهایت به مقصد میرسیم .در موضوعات ذهنی به قول شما تعیین کردن زمان اصلا به موضوع انحرافی هست وقتی ما زمان تعیین میکنیم اتفاقا خودمون رو از هدفمون دورتر میکنیم لحظه حال رو از دست میدیم و توجه و تمرکزمون رو میذاریم روی اینکه پس چرا نتیجه نمیگیرم پس چرا فلانی که کمتر وقت گذاشته بهتر نتیجه گرفته پس اینا همش بی فایده است بهتره ولش کنم و….از این حرفا….در صورتیکه محتویات ذهن آدمها با هم فرق میکنه و موضوعاتی که هر کسی باهاش درگیره از نظر ذهنی با هم متفاوته حتی واکنش آدمها به شرایط بیرونی کاملا با هم فرق میکنه یکی راحت تر میگیره و زودتر ازش میگذره یکی گیر میده و مدتها درگیری ذهنی داره باهاش بدون اینکه راه حل پیدا کنه…
اصلا میزان اهمیتی که برای لاغر شدن داری هم یه موضوع دو لبه است ممکنه این اهمیت به قدری زیاد بشه که تو رو از لاغری دور کنه ممکن هم هست باعث افزایش تمرکزت بر لاغری بشه و زودتر نتیجه بگیری….در هر حال اگه ادامه بدین و تمرین و تکرار کنی نتیجه میگیری….
همه موضوعات زندکی ما نتیجه همین تمرین و تکرار هست چاقی نتیجه تکرار ورودیهای مشابه اشتباهه تکرار و تمرین رفتارهای چاق کنندا است تکرار افکار چاق کننده است تکرار توجه بر نافرمیهاست تکرار توجه به حرفهای مربوط به چاقیه تکرار احساس بده و تکرار موندن در احساس بد….
و لاغری دقیقا برعکس اونه و با تکرار آموزشهای صحیح با تکرار و تمرین رفتار صحیح با تکرار لذت بردن از غذاها تکرار با صلح بودن با خودت با تکرار لذت بردن از جسمت در هر وضعیتی که هست و با تکرار توجه به تغییرات ظریف رفتاری افکاری و جسمت اتفاق می افته ….به قول شما لاغری حاصل برنانه بلند مدت نیست فقط کافیه برنامه همون روزت رو انجام بدی فایل همون روزت رو گوش کنی و تمرین همون روز رو انجام بدی بدون توجه به نتیجه اش اونوقت که برنانه ریزی ذهنت تغییر کنه چه بخوای چه نخوای لاغر میشی شک نکن چون ذهن تغییر کرده و نیاز به هیییییچ محدودیت و فشاری بر جسم نیست خود به خود انجام میشه و خودبه خود تو لاغر میشی و خودبه خود لاغر میمونی🙂👌
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز در گروه تناسب فکری.خدا مهربانم را شکر می کنم که به من توفیق داد تا الان این تمرین را بنویسم موانع ذهنی این فایل خیلی برایم درسهای با ارزشی داشت اینکه لاغری خیلی راحت فقط باید موانع را برداری با برداشتن موانع خود به خود لاغری به وجود می آید یکی از موانع ذهنی که خیلی مخرب هست نظر دیگران نسبت خودمون ما باید اول با خودمان آشتی کنیم نظر خودمان مهم تر از نظر دیگران باشه اینجوری آرامش پیدا می کنیم ولی اگر بخواهیم برای جلب رضایت و نظر دیگران کاری بکنیم همواره احساسمان خرابه پر از استرس پر از تشویش .و احساس تنها چیزی هست که نشان می دهد که ما در مسیر هستیم یا نه اگر احساسمان خوب هست از خودمان لذت می بریم؟ دیگه از نگاه کردن به آیینه متنفرنیستیم دیگه دیدن نقاط چاق بدنمان ما را اذیت نمی کنه از خودمون خودمون می یاد عاشق خودمون می شیم.یکی دیگر از موانع ذهنی این هست که من برای لاغری دنبال عوامل بیرونی بودم مثلا وقتی سر سفره می نشستم همش مواظب لقمه هام بودم و این باعث لذت نبردن از غذا می شد و رسیدن به حس بد و این پارامتر حس بد یعنی من در مسیرنیستم .پس باید به منفی بافم بگم که باید بدانم که خوردن غذا آم را چاق می کنه ولی غذا خوردن آدم را چاق نمی کنه .غذا خوردن یعنی اندازه ای از غذا که جسم و بدن ما آن اندازه را می داند ولی اگر من بیشتراز نیاز بدنم (خوردم) پس اختلال ایجاد کردم وگرنه جسم من و بدن من خودش بلده که چطوری متناسب بشه و متناسب بمونه اصلا بدن من عاشق متناسب شد ن هست س با آرامش سر سفره غذا می نشینم و به اندازه غذا می خورم از کجا بدانم که به اندازه نیاز بدنم غذا خوردم باید به نگاه کنم که اگر مزه غذا تغییر کرد این یعنی زنگ مغز به سیستم گوارش که دیگه بسه حالا اگر من برای تغییر طعم غذا سراغ طعم متفاوت بشویم مثلا دارم قرمه سبزی می خورم و طعم غذا مثل لحظه اول خوردن نیست پس می رم سراغ ترشی یا ماست این یعنی اختلال در کار مغز و نتیجه می شود خوردن زیاد و جسمی چاق.وقتی در ذهن من مسیر لاغری کم کم ترسیم شده دیگه به راحتی لاغر می شوم دیگه نگران نیستم به راحتی لاغر می شوم. یکی دیگه از موانع ذهنی تعیین زمان هست که خودش پر از استرس هست و احساس ما را بد می کنه و ما را از مسیر دور می کنه وقتی که با اطمینان در دوره باشیم از هر لحظه زندگی مان لذت می بریم و نمی گیم اگه تا تین زمان وزنم کم شد دیگه من لذت می برم اصلا همچنین چیزی رخ نخواهد داد چون همواره احساسمان بد هست پس مانع ذهنی تعیین زمان را کنار می گذارم و با لذت پیش می روم. خدای خدای من به من موانع ذهنی را نمایان کن تا با آگاهی هر روز بیشتر به سمت تناسب اندام پیش بروم .خدای من ممنونم که یکی از بندگان نیک خودت را مثل آقای عطا روشن را در مسیر زندگی من قرار دادی تا بتوانم هر لحظه به آگاهی خودم در لاغری اضافه کنم استاد گرامی ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام
یکی از باورهای مخرب که مانع رسیدن ما به هدفمون خصوصا متناسب شدن میشه تعیین زمان برای آن هست .
مگه ما به تنظیمات جسممون دسترسی داریم مثلا تپش قلب . تنفس و… که بیایمم سرعتش رو زیاد کنیم .
ما فقط به ذهنمان دسترسی داریم ومیتونیم با کارکردن روش به خواستم هامون برسیم .
ما ورودی هایی که برای متناسب شدن میخواهیم بهش میدیم دیگه به بقیش کاری نداریم و بدن روند خودش رو از دستورات مغزی طی میکنه .
وقتی ذهنمان رو مرتب از افکار و باورهای چاقی پر میکنیم دقیقا داریم برنامه ریزی میکنیم برای چاقی. و خودمون نقشه اش رو تو ذهنمان میچینیم و مراقب ورودی ذهنمان نیستیم چه انتظاری داریم که لاغربشیم.
ما در طی چندین سال معمار ساختمان چاقی خودمون بودیم . بنای محکمی از چاقی رو اول تو ذهنمان ساختیم با آجر به آجر باورهای غلط و فرمولهای غلط.
حالا هم میتونیم معمار ساختمان لاغری در ذهنمان باشیم وبنای محکمی از لاغری رو تو ذهنمان بسازیم با آجر به آجر باورهای لاغری و آگاهیهای لاغری .
کار معمار ساختن هست وقتی تونستم اون ساختمان چاقی رو بسازم پس میتونم ساختمان لاغری رو هم بسازم .
ودر این کار معماری بایستی مثل معمار نقشه بچینم و وقت بزارم .
نشان های دریافت شده
گام ۸۸ ،، کاهش وزن با اصلاح موانع ذهنی ،، سلام وقت بخیر ،،، کاهش وزن مهمترین دغدغه ذهنی افرادی است که اضافه وزن دارند ، کاملا با این جمله موافقم ، کار از دغدغه گذشته بود ،این آخریا برای من شکل یه مسئله بدون راه حل بود، مسئله ای که ۹۵ درصد فکر منو اشغال کرده بود و هر چقدر بیشتر غرقش میشدم ناراحتر بودم و زمانیکه چندین کیلو کم میکردم تازه ترس جدید شروع میشد که نکنه دوباره چاق بشم و این اتفاق رخ میداد ،با سختی بصورت موقت لاغر میشدم و بسرعت تمام وزن رفته برمیگشت ،حالا که فکرشو میکنم ،من چندین بار ۳۰ کیلو کم کردم ،اونهمه چربی از بدنم خارج میشد و بسرعت تمامشون برمیگشت ، یعنی کارخونه ساخت چربی بدن من انقدر سرعت داشت، در واقع دستورات مغزی من به اون شکل عمل میکرده 😒 همه چیز برمیگرده به محتویات ذهنی که منجر به گفتگوهای درونی میشه ، محتویات ذهن چاق ،مدام گفتگوهای منفی در ما تولید میکرده ، از جلوی آینه رد میشدیم ،یدفعه میگفت ،وای انگار چاقتر شدی ،یا تو هم که اصلا لاغر نمیشی ، میخواستی چیزی بخوری، میگفت ،برنج چرب میخوری ؟ شب میگفت ،دیگه دیر وقته چیزی نخور ،گرسنه بمونی بهتر از چاق شدن بیشتره ، میخواستی مهمونی بری میگفت ،حالا اونجا خوراکی های متنوع زیادی هست ،نخوری ها ، که چاق میشی ووووو ،، افکاری که سالها مارو در موقعیت های ناخوب قرار داد ، ما باور کرده بودیم که دلایل بیرونی مقصر چاقی ما هستن و محکوم به چاقی هستیم ، بر اثر لاغر شدن های غیراستاندارد ،بدن از حالت های طبیعی خودش خارج میشد ، پوست آویزون میشد ،صورت زرد میشد ،دور چشم ها کبود میشد ، عوارضش بیشتر از منافعش بود ، یادمه چندین سال پیش که رژیمی بر اساس گروه خونی داشتم که کنارش قرص های چربی سوز هم میخوردم و باید همراهش ورزش هم میکردم ،تقریبا ۱۲ کیلو در ۸ ماه لاغر شدم ، انقدر زشت لاغر شده بودم که دختر دایی م تو عروسی خواهرزاده م منو دید گفت مواد میزنی ؟ انقدر بهم ریختی 😒 صورتم سوراخ های ریز میزد و بشدت زرد و بی حالو و بد رنگ شده بود ،لاغر شدن بدنم چروکیده و زشت بود ، از همون زمان از لاغر شدن بیشتر ترسیدم ،اون زمان به وزن ۶۷ رسیدم ولی بدنم و خودمو نابود کرده بودم ،شاید برای داشتن همون خاطره ناراحت کننده است که میترسم مجدد ۶۷ کیلو بشم ،۶۷ کیلو شدن برای من مساویست با بدن چروکیده ،زشت ،بدرنگ و بی حال ، بلخره تاثیر گذاشته روی ذهنیات من ،برم یکمی فکر کنم روی این موضوع 🤔 تازه بعد از اونهمه سختی ،با رها کردن قرص و رژیم ،بسرعت اون وزن برگشت بسمت بالای ۷۷ کیلو ،،،منکه بشخصه انقدر مسیرهای زیادی برای لاغر شدن رفتم که واسه خودم یه پا متخصص تغذیه شده بودم ،برای دیگران هم نسخه مینوشتم ، میتونستم ساعتها در وصف رژیم صحبت کنم با تمام جزئیات ،، و همیشه این سئوال برام پیش میومد که منکه ورزش میکنم چرا لاغر نمیشم و تازه تو بهترین حالتش رو مرز ۷۰ و چند کیلو بودم ،یعنی با اونهمه تجهیزات رژیمی من ۱۰ کیلو هم اضافه داشتم و دلمم خوش بود که لاغر شدم و هیچ وقت خودمو محق وزن طبیعی خودم نمیدونستم ،هیچ وقت به ۶۵ کیلو فکر نمیکردم ،اگر فکر میکردم ، یه چیزی در درونم میگفت ،بسه دیگه ،انقدر پرو نشو ، دیگه چی ،میخوایی ۶۵ کیلو هم بشی ،! ،بسه ،بسه ،همینکه ۹۰ کیلو نشدی خدارو شکر کن 🥴 آخه چرا خودمو تو اون وزن قبول نداشتم ؟ منکه همش تو رژیم بودم پس چرا؟ همه همینو بهم میگفتن ،چرا با اینهمه رژیم و ورزش لاغر نمیشی؟ شاید کلک میزنی و یواشکی چیزهایی میخوری ؟ مادرم که مدام بهم میگفت ،نه ،اگر نخوری که باید لاغر بشی حتما چیزی میخوری ووو و جالبه الان که تو این مسیرها نیستم و توجهم به اونجاهای قبلی نیست ،دیگه خبری هم از حرف های دیگران نیست ،،،در واقع از قبل تصویر منه چاق در من بوده ،فرمول های چاقی بودن ،فقط در مسیر زندگیم ،دونه دونه اجرا شدن ، مثل مین که وقتی بهش نزدیک بشی منفجر میشه ،،، دستگاه کامپیوتر مغز من روی وزن بالا تنظیم شده بوده ، من هر چقدر تلاش میکردم که وزنمو پایین بیارم ،فایده ای نداشته ،بمحض رها کردن رژیم ها ،تنظیمات قبلی من شروع به فعالیت میکردن و منو برمیگردوندن به موقعیت قبلیم ،،،،، با دیدن بعضی از کارتون هاییکه ما در کودکی دیدیم برنامه ریزی شدیم برای عجله کردن ،مثلا تو کارتون سیندرلا ،اون چوب جادویی که به سیندرلا زده میشد بسرعت برق ،لباسهاش تغییر میکرد ،یا غول چراغ جادو رو میدیدم که همه چیز با یه اجی مجی عوض میشد ،پس برنامه عجله و به سرعت رسیدن ،در ذهن ما برنامه ریزی شده ، تو لاغر شدن که فقط بدنبال راه هایی بودیم که سر تاریخ مشخصی لاغر بشیم وگرنه اون رژیمو بدرد نخور میدونستیم ،یادمه وقتی ۲۱ ساله بودم و میخواستم یه عروسی برم و لباسم برام تنگ شده بود ، یه رژیم ۱۵ روزه گرفتم که فقط نهار نصفه سینه مرغ آبپز بدون نون و برنج میخوردم ، ۸ کیلو تو ۱۵ روز کم کردم ،کلی هم خوشحال بودم و وقتی رژیمو رها کردم ۸ کیلو بسرعت برگشت ،انگار سالها در حال باد کردن خودمون بودیم ،اگر فیلمو تند کنن ،چقدر خنده دار میشدیم، مدام ،باد میشدیم ،خالی میشدیم😄 چقدر خوبه که هر روز به خودمون تاکید کنیم که جسم ما فابریکی باید سلامت باشه ،باید متناسب باشه چونکه سالها ما برعکسشو شنیدیم ، سالها از الگوهامون در مورد دردهای جسمشون شنیدیم،در مورد دردهای زندگیشون شنیدیم ، منکه بشخصه باورهای خوبی در مورد زندگی نداشتم بدلیل گفتن های مکرر مادرم و اطرافیانش ،از همه چیز بد شنیدم ،از آدم ها،از شرایط،از پول،از عشق،از رابطه ،از خیانت،از دردسر،از غم،از شکست،از قربانی بودن ووووو که اگر بخوام بنویسم خیلی طولانی میشه ،تمام اون شنیده ها ،سالهای زندگی مارو رقم زدن ،مخصوصا اینکه ما چقدر اون حرف هارو پذیرفتیم مهمه ، نتایج ما در هر قسمت از زندگیمون نشان دهنده عقاید ما هستند ، اگر بمن گفته بودن تو باید لاغر باشی و این طبیعی نیست که چاق باشی که الان من متناسب بودم ،اگر مدام حرف از سلامتی زده بودن که الان وضعیتم بهتر بود ،که خدارو شکر با آشنا شدنم با مطالب ذهنی ،رشد بسیار زیادی در باورسازی های سلامتیم ،ثروت و روابطم داشتم و اجازه نمیدم هر کسی محتویات ذهنیشو در من تزریق کنه و آگاهانه مراقب خودم هستم ،،منم عاشق این جمله طلایی هستم که ***وقتی برنامه ریزی ذهنت عوض بشه چه بخواییم چه نخواییم لاغر میشیم ،ثروتمندتر میشیم،سلامت میشیم*** وقتی محتویات ذهنمون تغییر میکنه بسمت لاغر شدن ، یعنی موانع شناسایی و برطرف شدن ، پس بدن میره بسمت تناسب بیشتر ، در واقع ما مشاوره اعظمی در درونمون داریم که اون به ما میگه چی خوبه ،چی بده و مسیرهای مارو تعیین میکنه و گفتگوهای درونی ما تنظیم شده همون مشاوره درون ماست ، وقتی فرمول ها تغییر میکنن ،گفتمان اون مشاور هم تغییر میکنه ،فرمان ها و مشاوره هاشم متفاوت میشه ، میره به مسیرهای مورد علاقه ما ،که تو اون مسیرها ،هر آنچه ما نیاز داشته باشیم هست ، تناسب هست،سلامتی هست ،پول هست ،روابط هست ، هر چقدر ما کارهای بیرونی انجام بدیم ولی باورمون ناسالم باشه به جایی نمیرسیم ،همونطور که مدام در رژیم های مختلف بودیم ،در شغلهای متنوع رفتیم ،در رابطه های زیاد قرار گرفتیم ولی بی فایده بود ،اشکال در ذهنیت های ما بود ،،، مثلا زمان هاییکه رفتیم و به یک کلاهبردار اعتماد کردیم که سختی نکشیدیم با پاهای خودمون با خوشحالی رفتیم و همه پولو تقدیمش کردیم ، وقتی چاق شدیم که دردی نکشیدیم با لذت چاقتر شدیم ، تو هر کاری که رفتیم و یه آسیبی به خودمون زدیم که رنجی نبردیم ،همشونو به آسونی انجام دادیم ،خب وقتی هم که ذهنیت هامون ساخته بشه ، به همون شکل کارهای ما راحتر به سرانجام میرسه ، بدون اینکه ما متوجه بشیم ،میریم در مسیر راه جدیدمون که مسیر موفقیته ،،،اگر همین مسئله رو بفهمیم و درک کنیم که البته درک کردنش مهمه ، میتونیم به جایگاه های بالاتری برسیم ،،،تو آموزش های ذهنی ،نباید عجله کرد ، تا چندین ماه که مطالب برامون ناآشناست ،تا بیاد مطالب بره تو ذهن ،یه زمانی طول میکشه ،بعد تازه با قرار دادن گوش و چشم و حواس با مطالب جدید و تکرار و تکرار ،انگار فیلترهای مغز تازه باز میشن ،با بودن بیشتر ،مدارها آرام آرام تغییر میکنن و ما به پله های بعدی هدایت میشیم و ما به اندازه باورهامون اون مطالبو میشنویم ،درک ما به مرور بهتر میشه ، انگار با هر بار بودن در مسیر ،لایه هایی از جلوی چشمان ما کنار میره ،بعد از اون ،موقعیت ها و شرایطو ،یجور دیگه ای میبینیم ،درک میکنیم که شاید بقیه متوجهش نشن و این راه ادامه داره ،، پس بهتره دنبال اشکال کار خودمون نباشیم ،فقط ادامه بدیم و بریم ،دیروز داشتم با خودم فکر میکردم ، به خودم گفتم ببین فریده اگر تو چند ماه پیش که دوره هات تموم شده بودن و منفی بافت بشدت اذیتت میکرد ،اگر ازش تاثیر میگرفتی ونا امید میشدی و رها میکردی و میگفتی ،خب دیگه دوره هام تمام شدن ،منم که سایزم به حد نرمالی رسیده دیگه ول کنیم بریم دنبال زندگیمون ، چه اتفاقی میفتاد ؟ اولا که تمام این راهی که رفته بودی خراب میشد چونکه هنوز مسیرهای محکم لاغری در تو ساخته نشده بود،با اون حجم از ناامیدی و افکار منفی هم که آخرش مشخص بود که به ناکجا آباد میرسیدی ، ولی موندی و ریشه یابی کردی درونیاتت رو ، دلیل حال بد خودتو پیدا کردی و این پیدا کردن برای من ۸ ماه طول کشید ،یعنی من از مهر پارسال درونیاتم بهم ریخته بود و ترسیده بودم از اتمام دوره هام و مدام رفته بودم تو ترس ،مسائل جانبی زیادی هم در زندگیم داشتم که مزید بر علت شده بودن و نمیذاشتن حال من نرمال بره جلو ،، منم خودمو رها نکردم ،بدون اینکه راه حلی داشته باشم فقط ادامه دادم ،تا تقریبا ۱ ماهه پیش که قفل های ذهنی من یکی یکی باز شدن و کدهای بیشماری در ذهنم ،شناسایی شد ، اگر رها کرده بودم که به این درک از درونم نمیرسیدم ، من سالها بخاطر چاقیم جنگیده بودم ،خسته بودم از نرسیدن هام ،باید اینجا همه چیز درست میشد ، باید به دونه دونه زخم های درونیم دسترسی پیدا میکردم ،درمانشون میکردم و میومدم بیرون و تازه راهشو یاد گرفتم ،در هر فایلی که گوش میدم یا میخونم و مینویسم از خودم میپرسم ،این فایل ، این آگاهی داره به تو چی میگه ؟ چی ازت میخواد؟ چیو باید در خودت اصلاح کنی؟ و پاسخ ها گفته میشه و من لذت میبرم از این قدرت درونیم 😊 پس اگر ادامه بدیم خودمون به اشکالات خودمون پی میبریم ،،، بنظر من تمام دوره ها و آگاهی ها مکمل همدیگه هستند ،من به عنوان هنرجویی که همه دوره هارو استفاده کردم و الان هم اینجا هستم، هر کدوم از فایلها ،قسمتی از ذهنیت های قدیم مارو در هم میشکنه، نقضشون میکنه و قسمتی از ذهنیت های جدید مارو میسازه ،انگار در این دوره ها داریم ،آجر به آجر یک ساختمانو میچینیم روی هم ، ولی در دوره پیشرفته ،تمام اون ترس هاییکه از خوردن غذا و خوراکی ها داشتیمو به یدفعه فرو میریزه ،انگار اونهمه اطلاعاتی که در دوره مقدماتی و پاکسازی کسب کرده بودیمو جمع بندی میکنه و ذهنیت هامونو دگرگون میکنه ،، ،،، الان که کلاس رقص و انعطافم تموم شد و بعد از ۲ ساعت فعالیت بدنی کششی سنگین، داشتیم با دوستم برمیگشتیم خونه ، دوستم پیشنهاد داد بریم نوتلا بار ،منم خیلی علاقه زیادی ندارم ،شاید سالی ۱ بار برم ،بیشتر دیزاینشونو دوست دارم ،ولی قبول کردم و رفتیم یدونه وافل با بستنی و توت فرنگیشو سفارش دادم و با لذت خوردم ،به دوستم گفتم قبلا چقدر از این حرکت میترسیدم،بعد از ورزش تا ۲ ساعت فقط آب میخوردم ،اگر کسی چیزی میخورد دعواش میکردم ، تازه شیرینی جات که خط قرمز من بودن و سالهای طولانی اصلا نمیخوردم ،داشتم با لذت میخوردم ،با خودم فکر کردم ،که ببین فریده چقدر تغییر کردی ، الان یجور دیگه ای زندگی میکنی ،مثل آدم های رلکس متناسب که اگر هم دلشون وافل نوتلا خواست میخورن ،بدون اینکه بترسن ، تازه حالمم بد نشد ،کلی به خودم و گفتگوهای جدیدم افتخار کردم و متوجه شدم داره شخصیت و هویت من عوض میشه ،منه همیشه ترسان و نالان گذشته ،تبدیل شده به یک فرد جدید که به خودش حق زندگی کردن میده ،به خودش احترام میذاره ،آگاهانه زندگی میکنه حتی بهتر از آدم های متناسب ،چونکه تو ذهنیت های آدم های متناسب هم گاهی ترس هایی میبینی ،مثلا اون هفته برای یکی از بچه های کلاس یه اتفاق خوبی افتاده بود ،بچه ها هی بهش گفتن ،باید شیرینی بدی ، گفت باشه شیرینی میگیرم ،من بهش گفتم لطفا شیرینی خامه ای باشه ، یدفعه همین دوستم گفت وای نه چاق میشیم ،با اینکه خودش بسیار متناسبه و شاید کمبود وزن هم داشته باشه ،در واقع بعضی از باورسازی ها نسبت به خوراکی ها ، باورهای جمعی شده و یجورایی ترس تو وجود آدم ها هست ،،،،، ۱۰۰ درصد میدونم ،ایندفعه که وارد دوره مقدماتی و حتی پیشرفته برای تکرار مجدد میشم ،مطالبو یجور دیگه میفهمم ،میدونم کد های بیشماری منتظر هستند که در من باز بشن و مسیر منو روشنتر و راحتر کنن ،،،، اون زمانها که مدام بدنبال یه راهی برای لاغر شدن بودم و یک کانالی از دکترای طب گیاهیو در تلگرام دنبال میکردم و مطالبشو نگاه میکردم و تا حدودی انجام میدادم ،اون دکتر میگفتن که خانم ها طبعشون سرده و باید مدام گرمی جات بخورن تا لاغر بشن و آقایون هم اصلا نهار نخورن ،دوستم شروع کرد به نهار نخوردن و من گرمی خوردن ،تا ۱ ماهی ادامه دادیم و هر دو خسته شدیم ،نهار نخوردن که برای من حتی فکرش هم فاجعه بود ، انقدر از ابنجور کارهای گیاهی انجام دادم و بعدا متوجه میشدم فقط بازیچه دست متدهای آدم ها و متخصصینی شدم که در حال تست کردن روش هاشون هستن ،منکه نتیجه نگرفتم ، چند سال پیش یه بسته ۵۰ تایی دم نوش گیاهی از یکی از دوستانم گرفتم که از مالزی وارد میکرد ، چند تا بسته شو خوردم ، ،انقدر دستگاه گوارش منو مختل کرده بود که ادامه ندادم و انداختمش دور ،، یا چند سال پیش یه فیلم از یه دکتر هندی دیدم که چندین تا پودر گیاه های مختلفو قاطی میکرد و میگفت قبل از صبحانه نهار شام بخورید ،یه نمونه نمک سیاه هم گفته بود که بگیریم و خیلی هم نایاب و گرون بود ،سنگ آب گرم های طبیعی بود که بوی وحشتناک گوگرد میداد،وقتی میخواستم بخورم ،دماغمو میگرفتم و انقدر اوق میزدم ولی چندین ماه میخوردم ،انقدر بد بو بود که مجبور بودم بیرون از ساختمونمون نگهداریش کنم 😶 آخه این چه کارهایی بوده که من انجام میدادم🥴چه بلاهایی که سر خودم نیوردم ،برای همین الان دارم با گوشت و پوستو استخونم لذت میبرم ،اونجوری زندگی میکنم که دلم میخواد 😊 یکی از اساتیدم در مورد باورهای مالی میگن ، که آخه کائنات ،خدا و جهان ،کی گفتن که محل پول در آوردن فقط تو اداره ها،شرکت ها،کارخونه ها و محل کارهاست ؟ کجا نوشته شده اگر پول میخوایید باید برید یجای خاص ، ما با افکارمون مناطق پول در آوردنو منوط کردیم به جاهای خاص ، پول باید هر جایی من هستم باشه ، ما باور کردیم که نفس کشیدن به این راحتی حق ماست ولی باور نکردیم پول در آوردن هم مثل نفس کشیدنه ، ما باور کردیم خداوند به ما نفس کشیدن داده ولی باور نکردیم پول هم داده ، ما هر چیزیو دوست داشتیم باور کردیم ، ما هر چیزیو باور کردیم انتخابشم کردیم ، و متاسفانه پولو انتخاب نکردیم ،پول داشتن برای ما سخت و رویا شد ولی فقر و ناتوانی عادی شد ، برای همین سالها بدنبال سلامتی و ثروت هستیم ،چونکه میدونیم حق ما نیست ،اگر بتونیم همونجوری که نفس کشیدنمو باور کردیم ثروت رو هم باور کنیم ،ثروتم خواهیم دید ، منتها انقدر افکار ما زنگ زده است که نیاز داره خوب زنگ زدایی بشه تا تازه به قدرت خودمون آگاه بشیم ،که حتی شنیدن و درک کردن همین گفته ها هم قدرت درک کردن میخواد ،البته اگر ذهن جان اجازه بدن و فیلتر نکنن ،،،امروز مربی مون داشت ارشادمون میکرد که آفرین بچه ها ممارست داشته باشید ببینید تا الان چقدر تغییر داشتید ،تازه بدنتون داره منعطفتر میشه ،منم بهشون گفتم ،تکرار مادر موفقیت هاست ،کلی بچه ها خوششون اومد ،الان که استاد میگن تکرار داشته باشیم ،دقت کردم دیدم من هنوز ۱ سال نشده که میرم انعطاف ، تازه ما هر هفته ۱ جلسه تمرین میکنیم ، ولی بدن من براحتی به هر جهتی حرکت میکنه ، امروز تو یه تمرینی که راحتم نیست پیشونی من به زمین رسید که قبلا نرسیده بود، تقریبا تا یه مدت کوتاه دیگه ما میتونیم ۱۸۰ بزنیم ،روسی بزنیم و اینها فقط با تمرین و تکرار بوجود اومده ، امروز حین تمرین وقتیکه به بدنم فشار زیادی میومد و چونکه ماسک هم داریم و تنفسم سختره ، وقتی غر غرویه وجودم میخواست غر بزنه ،بهش گفتم ساکت شو ،برای داشتن بدن نرم و منعطف، من باید این تمریناتو انجام بدم ،نمیمیری که ،پس انجام بده ،برای تمرینات رقصت مکمله و راهی نداری جز انجام دادن و بعد از چند دقیقه دیدم صدای غرغروی درونم خاموش شد ،در اصل ذهن دوست نداره انرژی برای کارهای جدید آزاد کنه ، همین زبان انگلیسیمو که مجدد شروع کردم به دوره کردن ، هر وقت میخوام فایلی بذارم و گوش کنم و تکرار کنم ،غرغروی درونم میگه ،حالا که نمیتونی سفرهای خارجی بری ،ولش کن ،هر وقتم که مهاجرت کردی اونجا تو محیط ،تمام آموزشات یادت میاد ،ولی من باز هم بهش توجه نمیکنم و همین الان بعد از اتمام کامنتم میخوام برم درس ۷ زبانمو گوش کنم 😊 از زمانیکه دوره هارو شروع کردم و کانون توجه خودمو از روی چاقیم برداشتم و بیشتر به خود متناسبم توجه میکنم و نوع نگاهم به خودم تغییر کرد،یعنی کمتر خودمو سرزنش کردم ،مقایسه نکردم ،تحقیر و تخریب نکردم ،با خودم گفتگوهای زیبا داشتم ،خودم رو هر روز ده ها بار بوسیدم و به خودم گفتم که فریده بهت افتخار میکنم ،فریده تو همونی هستی که از پایین ترین نقطه ذهنی به جایگاه بهتری رسیدی ، تو همونی هستی که مسئولیت خودتو پذیرفتی ، تو همونی هستی که ۱۸۰ درجه تغییر کردی ووووو با انجام یک عالمه تمرینات متفاوت ، یواش یواش عکس العمل های جهان نسبت بمن تغییر کرد و هر روز نوازش های زیادیو از جهان دریافت میکنم ،مربی م بهم احترام ویژه ای میذاره و مرتب بهم میگه که بهم افتخار میکنه ،چهره مثبت و پرانرژی کلاسمون من هستم و هر روز از همه طرف داره بمن محبت میشه ،دیگه کسی از چاقی من نگفته و نمیگه چونکه من توجهمو از روی جسمم و نازیبایی هاش برداشتم و جهان هم که مثل آینه عمل میکنه ،توجهشو از روی جسم من برداشته و گذاشته روی زیبایی های درونی من ،اگر میخواییم دیگران نگاه جذابتری به ما داشته باشن ،اولین قدم اینه که ، خودمون باید نگاه جذابی به خودمون داشته باشیم ،،،**بنظر من اونیکه که بخواد کاریو انجام بده راهشو پیدا میکنه اونیکه نخواد ،بهانه هاشو پیدا میکنه** و بدونیم که انجام بدیم انجام میشه 😊