خیلی از آدمایی که اضافهوزن دارن فکر میکنن چون انگیزه برای لاغری ندارن، نمیتونن لاغر بشن 😔
در حالیکه اگه یه نگاهی به گذشته بندازن، میبینن زمانهایی بوده که با کلی انگیزه و اشتیاق 💪🔥 تصمیم گرفتن لاغر بشن…
اما بازم نتونستن نتیجه بگیرن! 🤷♀️
انگیزه برای لاغری داشتن یعنی چی؟ 🤔💭
همهمون دوست داریم لاغر بشیم، خوشاندام باشیم و راحت لباسهایی که دوست داریم رو بپوشیم 😍👗

ولی واقعیت اینه که خیلی وقتا انگیزه برای لاغری نداریم یا خیلی زود از بین میره 😓
در حالیکه اشتیاق داشتن برای لاغر شدن یکی از مهمترین پایههای موفقیته 💪✨
اما یه نکتهی مهم اینه که همین انگیزه، اگه درست نشناسیش، میتونه تبدیل بشه به یه مانع بزرگ تو مسیر لاغری 😮💨❌
تو مسیر لاغری با ذهن فقط هدفمون لاغر شدن نیست، بلکه قراره یاد بگیریم چطور با ذهنمون زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم 🌈🧠
و وقتی میفهمیم از این مسیر قراره چی به دست بیاریم، خودبهخود انگیزه برای لاغری توی وجودمون جون میگیره 🔥🌟
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط یکی از صدها هدفیه که میتونیم توی زندگیمون تعیین کنیم 🎯
اما وقتی اضافهوزن داریم و نتونستیم به هدف لاغری برسیم، کمکم باور میکنیم که نمیتونیم به هیچ هدف دیگهای هم برسیم 😔
یادم میاد اون سالها که چاق بودم، خیلی چیزا برام بیاهمیت شده بود…
موفقیتهای هنری، تحصیلی، حتی رویاهام… چون ته دلم فکر میکردم:
“من که عرضه لاغر شدن ندارم، پس به هیچ چیزی نمیرسم!” 😞💔
و اینجوری بود که نداشتن انگیزه برای لاغری کمکم باعث شد هیچ انگیزهای برای زندگی هم نداشته باشم.
اون روزا فقط داشتم زنده میموندم، نه اینکه واقعاً زندگی کنم. هر روز فقط درگیر حل کردن مشکلات و گذروندن روزها بودم 😵💫
ولی الان که مسیرم عوض شده و تونستم از اون دوران بیام بیرون، با تمام وجود میفهمم که:
زنده موندن با زندگی کردن زمین تا آسمون فرق داره ✨💖

انگیزه برای لاغری و هدف از لاغر شدن 🎯💪
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی وقتا انگار هیچ انگیزهای برای لاغری نداریم؟ 😔
واقعیت اینه که وقتی فقط میخوایم زنده بمونیم و روزها رو به نحوی فقط بگذرونیم، دیگه هدف داشتن توی زندگی برامون معنی نداره.
همینجاست که خیلی از افراد چاق، وقتی انگیزه برای لاغری رو از دست میدن، با خودشون فکر میکنن:
«من دیگه نمیتونم لاغر شم…»
و نه فقط از لاغری، بلکه از خود زندگی هم دل میکَنن 😢💔
چرا؟ چون مهمترین هدف زندگی، لذت بردن از لحظههاست 💖
ولی وقتی کسی از بدنش، از آینه، از سبک زندگیاش راضی نیست، کمکم انگیزهاش برای همهچی کمرنگ میشه.
در این حالت فقط سعی میکنه یهجوری کارهاشو انجام بده، روزها رو بگذرونه و فقط زنده بمونه ⏳
اما کسی که میخواد زندگی کنه، از هر مشکلی که سر راهشه برای رسیدن به اهدافش استفاده میکنه 💡✨
یه دنیا فرق داره بین اینکه هر روز فقط دنبال حل کردن مشکلات همون روز باشی، یا اینکه از حل اون مشکلات، یه پله بری بالاتر، به سمت هدفی که خودت انتخاب کردی! 🪜🌈
توی مسیر لاغری با ذهن، هدف فقط لاغر شدن نیست… بلکه میخوایم انگیزه برای لاغری رو بهانهای کنیم برای برگشتن به زندگی، برای ساختن روزهایی که لایقش هستیم 🌟😊
درسته، با چاقی هم میشه زنده موند، نفس کشید و روزها رو گذروند… اما کسی که هدفش لاغر شدنه، انتخاب کرده که تغییر کنه ✨
حتی اگر هنوز چاقه، حتی اگر هنوز مشکلات زیادی داره، ولی داره هر روز یه قدم کوچیک برمیداره 👣🔥
اون شخص، چاقی رو به عنوان سرنوشت قبول نکرده! میخواد از این مانع رد بشه و برسه به خواستههایی که سالها ته دلش دنبالشون بوده… 🎈💭
برای همینم هست که باید یاد بگیریم ذهنمون چطوری کار میکنه تا هم مسیر لاغر شدن کوتاهتر بشه، هم سادهتر، هم لذتبخشتر 🤗🧠

هدف لاغری رو سخت و دستنیافتنی تعیین نکن! 🎯🚫
شاید تو هم مثل من بارها شنیده باشی که باید “هدف بزرگ تعیین کنی تا پیشرفت کنی!” 📚💥
یا توی کتابهای موفقیت خوندی که میگن:
«اگه هدفت دستنیافتنی نیست، پس به اندازه کافی بزرگ نیست!» 😵💫
درسته، هدف بزرگ ممکنه به ظاهر انگیزهت رو زیاد کنه، ولی همیشه اینطوری پیش نمیره…
منم یه زمانی با اشتیاق زیاد رفتم سراغ کتابهای موفقیت، قانون جذب و قدرت ذهن 📖✨
با خودم گفتم: “خب، پس باید هدفهای خیلی بزرگ بچینم تا نشون بدم من قویام، باارادهام، و آماده تغییرم!” 💪🔥
مثلاً میگفتم:
«من باید ۳۰ کیلو وزن کم کنم!»
«من باید توی ۳ ماه یه آدم جدید بشم!»
به این شکل می خواستم انگیزه برای لاغری رو در خودم افزایش بدم.
ولی راستشو بخوای… این هدفهای عجیب و غولپیکر نهتنها کمکم نکرد، بلکه باعث شد از همون اول ناامید بشم 😞🚫
چرا؟ چون ذهن ما وقتی با یه هدف خیلی دور و بزرگ روبهرو میشه، سریع شروع میکنه به ترسیدن، شک کردن، عقب کشیدن 😖🧠
و نتیجهش چی میشه؟
حرکت نمیکنی! شروع نمیکنی! یا نصفه رها میکنی! 😔
اما از وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم و تونستم به تناسب اندامی برسم که حتی توی رویاهام هم نبود ✨👗
فهمیدم که واسه داشتن انگیزه برای لاغری راهش این نیست که خودتو غرق هدفهای سنگین کنی…
✅ راهش اینه که هدف لاغری رو ساده، واقعی و قابلانجام تعیین کنی.
یه قدم کوچیک، ولی واقعی! 👣🌱
«من میخوام این هفته فقط یاد بگیرم چطور آگاهانهتر غذا بخورم.» یا «میخوام این ماه فقط یک کیلو سبکتر بشم.»
همین هدف کوچیک میتونه کلی احساس خوب و انگیزه برات بیاره 🤩💚 و کمکم ذهنتم یاد میگیره بهت اعتماد کنه و باهات همکاری کنه ✨🧠
پس یادت باشه:
هدف لاغری باید جوری باشه که بشه برداشتش، نه فقط نگاهش کرد! 😉🎯
🎯 هدفهای کوچیک برای لاغری انتخاب کن!
راستش رو بخوای، منم بارها تو مسیر تغییر کردن، دچار افت انگیزه شدم 😞 یهجایی وسط راه، اون اشتیاق اول مسیر کمرنگ شد و هی با خودم فکر میکردم:
“نکنه من نمیتونم ادامه بدم؟ نکنه این مسیر برای من نیست؟”
اما وقتی عمیقتر به قضیه نگاه کردم، متوجه شدم مشکل از خودم نبود…❗ مشکل از اون هدفهای بزرگ و ترسناکی بود که برای خودم تعیین کرده بودم.
واقعیت اینه که وقتی یه هدف زیادی بزرگ و سنگین باشه، ذهن ناخودآگاه ما باهاش مشکل پیدا میکنه.
یعنی به جای اینکه کمکمون کنه حرکت کنیم، شروع میکنه به ترسوندنمون، بهونه آوردن، و در نهایت منصرف کردنمون 😬🧠
مثلاً شاید تو هم شده تصمیم بگیری لاغر شی، اما وقتی خاطرات بقیه رو میشنوی که چقدر رژیم سخت گرفتن، چقدر ورزش سنگین کردن یا چقدر زجر کشیدن…
همه اون شور و اشتیاقت تو چند دقیقه دود میشه و میره هوا 😶🌫️💭
اینا اثر مستقیم اطلاعاتیه که ذهن ناخودآگاهت گرفته.
هرچی بیشتر به سختیها فکر کنیم، ذهنمون بیشتر مارو از ادامه راه منصرف میکنه 🙅♀️
✅ راه حل چیه؟
خیلی سادهست: هدفهای کوچیک و شدنی برای خودت بچین! 💡👣
- این هفته فقط یاد میگیرم کی سیرم و کی واقعاً گرسنهم. 🍽️
- امروز فقط آگاه غذا میخورم، بدون قضاوت. 😌
- این ماه فقط ۱ کیلو وزن کم میکنم، نه ۱۰ کیلو! ⚖️
اینجوری انگیزه برای لاغری در تو زنده میمونه ❤️ و هر موفقیت کوچیک، یه قدم بزرگ برای روحیه و عزتنفس توئه.
با هدفهای کوچیک، ذهن تو هم باهات رفیق میشه نه دشمن 😊✨
مطالعهای در مرکز پزشکی استرلینگ نشان داد که کاهش حدود ۰.۵ تا ۱ کیلوگرم در هفته، نه تنها قابل دستیابیتر است، بلکه احتمال بازگشت وزن را نیز کاهش میدهد.
این پیشرفتهای کوچک منجر به بهبود سلامت کلی و کاهش خطر بیماریهای مزمن میشود.
این رویکرد باعث میشود که افراد با هر پیشرفت کوچکی، احساس رضایت و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند.
پس یادت باشه: کوچیک شروع کن، ولی با عشق ادامه بده! 💕
چون همون قدمهای کوچیک، آخرش میرسن به یه تغییر بزرگ و موندگار 🌈
✍️ تمرین آموزشی 📖
در مسیر لاغری با ذهن، مهمترین سوخت شما برای ادامه دادن، انگیزه برای لاغری است. با همین تمرین قراره شعلهی این انگیزه رو توی وجودتون روشنتر کنید 🔥
مراحل تمرین:
- محتوای نوشتاری مربوط به انگیزه برای لاغری رو با دقت بخونید 📚
- ویدیوی آموزشی مربوطه رو ببینید 🎥
- به سوالهای زیر بهصورت انشایی و با صداقت پاسخ بدید 🖊️
📌 سوالات تمرینی:
- 💭 به نظر شما برای لاغر شدن باید هدفهای بزرگ تعیین کرد یا هدفهای کوچیک؟ چرا؟
- 📆 در گذشته برای لاغر شدن چطور هدفگذاری میکردید؟ نتیجهاش چی بود؟
- ⚖️ آیا تا حالا برای چاق شدن هدفگذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاقتر شدید؟
- ❓ به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک میکنه یا مانعش میشه؟
- 🎯 توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟
🧠 بعد از دیدن ویدیو، یه تمرین ذهنی برای خودت طراحی کن و توی بخش نظرات بنویس که چه کاری قراره انجام بدی تا انگیزهات بیشتر بشه.
مثلاً: “من از فردا هر شب قبل خواب، ۲ دقیقه تصور میکنم بدن متناسبم رو و حس لذت لاغر شدن رو تو ذهنم میسازم” ✨
با انجام این تمرین، هم ذهن شما آموزش میبینه، هم کمکم از درون تغییر میکنید. مهم نیست چقدر راه مونده، مهم اینه که شما با انگیزه برای لاغری قدم گذاشتید تو مسیر درست 💪🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.40 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
راستش سوال اخر رو دوس داشتم از زبون خودتون بشنوم. هدفگذاری برای من خیلی مبهمه و سوال های مختلفی براش دارم. مثلا ایا باید تاریخ مشخص کرد یا نه؟
یه جا تو فایل شنیدم نباید تاریخ مشخص کنیم. باز از یک طرف وقتی یک تاریخ مشخص رو انتخاب نمی کنم و بر اساس اون هدف رو ریز نمی کنم، احساس می کنم سرعت رشدم از دستم در میره. یعنی دقیقا نمی دونم دارم فشار میارم به خودم یا نه خیلی اهسته پیش میرم. حتی چطور در روز برامه ریزی کنم…
چیزی که فعلا به ذهنم می رسه اینکه 2 ساعت یا بیشتر در روز زمان بذارم برای تناسب. اینکه کی لاغر میشم رو هم میسپارم به خدا. اگه می خوام سرعتش بیشتر بشه هم بیشتر زمان بذارم. البته 2 الی 3 ساعت در روز طبق تجربیاتم فوق العاده سریع متناسب می کنه. اولاش سخت بود برام 3ساعت اما کم کم چون مقاومتم به مطالب کمتر شد و نوشتن و خوندن هم که اونقدر جذابه یادت می ره چند ساعت گذشته، خلاصه برام خوبه.
در کل اینم بگم عجله کردن و ایده ال گرا بودنم هست که باعث میشه تکامل رو نادیده بگیرم و سعی کنم فشرده تر عمل کنم. یعنی در کنارش اینم در من هست. یکی از پاشنه اشیلامه.
جواب سوالا:
اینم بگم نمیدونم هدفگذاری برای لاغری منظور چی هست. فقط میزان تمرین کردن به ذهنم میرسه.
دنبال این نبودم وزن اضافه کنم یا بصورت منطقی و اگاهانه اصراری برای اضافه کردن وزن نداشتم. تنها چیزی که بسیار متعهد بودم براش استمرار و زمان گذاشتن برای فکر کردن به چاقیبود! یعنی تا جایی که یادم میاد هر روز به چاقی فکر می کردم از طرق مختلف. مثلا حتی فیلم نگاه می کردم یه خانم که اندامش خوب بود حسادت و حس بد پیدا می کردم…اره این حس یادمه خیلی استمرار داشت.
خب چاقی هم هی بیشتر می شد خودبخود.
میدونین استاد انگار من یه برنامه ی روزانه رو بدون ناراحتی و حتی بدون اشتیاق انجام میدادم(فکر کردن به چاقی) و اصلا به نتیجه فکر نمی کردم. بنابراین چاقی با یک مسیر خیلی اسون رقم می خورد.
اگه این هدف مثلا تعیین کردن این باشه که تا فلان تاریخ اینقدر شده باشم…به نظرم خوب نیست. برای من بیشتر تمرکزمو می بره روی انتظار کشیدن. یعنی یه ذوق بدون عمل. یعنی یادم میره تمرینات اگر انجام بشن اون هدف سر موقع تیک می خوره.
تنها کاری که می کنم اینه بیشتر به خودم بقبولونم یا عادت بدم خودمو(بدون فکر کردن به لاغری) که هر روز این تمرینات رو باید انجام بدی تا اخر عمر. اصلا سبک زندگیته. برای اینکه یه سری نعمتا همچنان جریان داشته باشه باید این کاراو بکنی هر روز. این مقاومت ذهنمو کمتر می کنه.
سلام و درود
حال خوب مهمترین موضوع زندگی است
زمان مهم نیست
تلاش فیزیکی مهم نیست
تمرکز هم مهم نیست اگه حال خوب نداشته باشیم
پس هر وقت اینجایی به هدف حال خوب داشتن و ارزش قائل شدن برای خودت باشه
لاغری و هرچی نیازه به دست میاری
موفق باشی
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام روزتون بخیر
فوق العاده تاثیر گذار بود. ممنونمممم
عجیب بود اصلا انگار منو کشید از خیابونای شلوغ بیرون و برد بالای یه برج بلند و ازونجا همه چیو میبینم. این حسی بود که از توصیه تون گرفتم.
حتی فکر اینکه ازین به بعد واسه دل خودت واسه حس خوب کاری رو انجام بدی هم همین الان حالمو خوب کرد.
چشم حتما…چرا بیام ازمون و خطا کنم اخرش به حرف شما برسم! خب الان اجراش می کنم.
نشان های دریافت شده
سلام براستاد عزیز و دوستان همراه
منم وقتی که دوره رو شروع کردم فکر کردن به اینکه متناسب بشم برام سخت بود و نیتم این بود حداقل این وضعیت نابسامان جسمانیم یه خرده هم بهتربشه خدا رو شکر میکنم
چونکه مرتب درحال افزایش وزن بودم و این خواسته هم برام آرزوی بزرگی بود .
و بعد مدتی که احساس کردم رفتارغذاییم یه مقدار تغییرکرده کلی خوشحال شدم و بعد چند ماه یه خرده لباسهام از حالت چسبون درآمده امید بیشتری گرفتم برای ادامه دادن مسیر .
من خودم به خاطر برداشت نامناسبی که از قانون جذب داشتم و روی این قانون حساب باز میکردم بارها دچار مشکلات ورنج های زیادی شدم .
یه همکاری داشتم که تعریف میکرد که میخاستم مرغداری بزنم و روی این حرفه کارکنم و یک سوله وشرکت بزرگی تاسبس کنم و روی این کار سرمایه گذاری کنم ایشون برای مشورت پیش باجناقش رفت و باجناق درخصوص تصمیمش بهش گفت بهتره اول یک مکان کوچکی رو اجاره بکنی و مدتی مشغول باشی و چالشهای این کار رو ببینی اگه خوشت اومد حالا سرمایه گذاری کن روی این کار.
ایشون گفتند به حرف باحناقش گوش دادند و یک مکانی رواجاره کردند و تعدادی جوجه و مرغ آوردند و مواد غذایی وکارگر و…
بعد مدتی میگفت تصمیم گرفتم که جمعش کنم و منصرف شدم ازش دلیلش رو پرسیدم گفتش مرغ موجود زنده ای هست وخیلی چالشهای زیادی داره که اکه حواست نباشه کلی ضرر میکنی .
مثلا یکی اش اینه مرغی مریض باشه و تو حواست نباشه چون مرغها به پشت هم نوک میزنن این مرغ مریض این بیماری رو به باقی مرغها منتقل میکنه و باقی مرغها هم بیمار میشوند .
یا یه شب برق بره و تومتوجه نباشی و تهویه خاموش باشع و..
و این کار با روحیه ایشون سازگار نبود واونجا کلی از باجناقش تشکر کرد که این راهکار رو بهش معرفی کرد .
و وارد حرفه موردعلاقش در شهرداری شد والان میگه بااینکه دوشیفت کلرمیکنه ولی چون گل وگیاه رو دوست داره خیلی راضیه
یانمونه های اینچنینی .
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️
سلام🙋
مسیر لاغری من : گام 17 : چگونه انگیزه برای لاغری داشته باشیم 💪
تمرین آموزشی ✍️✍️✍️
در گذشته هر وقت از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده میکردم از همون اول قبل از هر چیز حواسم به کل وزنم مثلاً 80 کیلو بود بعد با توجه به قد و وزنم حساب میکردم و مثلاً 20کیلو اضافه وزن داشتم بعد با خودم می گفتم وایی یعنی من باید این اضافه وزن و رها کنم و از همون اول کم کردن وزن 20کیلو تو ذهنم خیلی بزرگ بود ولی به عشق رسیدن به لاغری شروع میکردم ، روزای اول با اشتیاق و انگیزه پیش میرفتم و هر طور که بود محدودیت و سختی های اون روش و تحمل میکردم چند روز که میگذشت دوباره حواسم میرفت پی اون بیست کیلو اضافه وزن و با خودم میگفتم بابا من هر کاریم که بکنم لاغر بشو نیستم چون به شدت اعتقاد داشتم که چاقی من ارثیه و با خودم میگفتم حالا من چه طور میخوام بیست کیلو اضافه وزن و رها کنم و مدام با خودم گفت و گوی ذهنی داشتم که حالا گیریم که من با تمام رنج و سختی و تلاش لاغرم شدم خب بعدش چی دوباره چاق میشم یعنی اصلا خودمو توانمند نمیدونستم اصلا خودمو لایق داشتن اندام متناسب نمیدونستم و انتظارم از خودم لاغری نبود و چاقی و داشتن اضافه وزن و حق خودم میدونستم و اگه یک مرتبه در استفاده از روشی مرتکب اشتباه میشدم و خطایی در خوردن داشتم به عنوان مثال اگه در یک روش خوردن بستنی ممنوع بود و من هوس میکردم و میخوردم دیگه رها میکردم و با خودم میگفتم همه چیز خراب شد و دوباره شروع به خوردن با حرص و ولع میکردم.😬😬😬
الان مدتیه که دارم روی خودم کار میکنم کلی از باورام تغییر کردن ، انتظارم از خودم داشتن کاهش وزن و لاغر شدنه ، داشتن تناسب اندامی زیبا و ایده آل و حق طبیعی و الهی خودم میدونم و در این مسیر با هر گامی که بر میدارم یه آگاهی جدید بهم اضافه میشه و یکی از موانع ذهنیم شناسایی و رفع میشه 👏👏👏
و در این گام یاد گرفتم که برای اینکه بتونم بهتر و آسانتر به مقصد برسم باید هدفم و کوچک کنم یعنی واسه من که فکر کنم 7-8 کیلو اضافه وزن دارم اگه تا الان با خودم میگفتم باید هشت کیلو از وزنم و رها کنم الان دیگه کم کردن کل اضافه وزن مو مدام به خودم یاد آوری نکنم به جاش بگم من میخوام مثلاً ماهی 300 گرم از وزن مو کم کنم تا برای ذهنم این مقدار کم کردن ساده و راحت باشه همین الان که دارم این مقدار کم از کم کردن رو مینویسم خنده به لبم نشست و حالم خیلی خوب شد و همین نشون میده که کوچک کردن هدف باعث بالا بردن انگیزه و اشتیاق آدم میشه و بزرگ کردن هدف باعث کاهش اشتیاق و علاقه به ادامه دادن مسیر میشه
منم با نظر استاد موافقم که کوچک کردن هدف در همه جنبه های زندگی جواب میده مثلاً برای خودم بارها پیش اومده که با بچه هام پیاده رفتیم پارک و مسیر پارک تا خون مون تقریباً میشه گفت دوره و اینم بگم من سه تا بچه دارم و چون دو تا از دخترام پیاده راه رفتن و خیلی دوست دارن و مسیر هر چقدرم که دور باشه اصلا غر نمزنن ولی پسرم که 7 ساله شه تو راه خسته میشه و مدام غر میزنم و هی میپرسه مامان چه قدر دیگه مونده پس کی میرسیم منم هی بهش میگم یه کوچولو دیگه مونده الان میرسیم ه سختی راه برای آسون بشه و متوجه طولانی بودن مسیر نشه اونم باذوق هی همراهی میکنه تا رسیدیم به پارک اونجام کلی با اشتیاق بازی کرده و اصلأ متوجه نشده که چقدر راه رفتیم و الان از این گام درس گرفتم و آموختم که از همین ترفند برای راحت تر لاغر شدن استفاده کنم و مرتب به خودم یادآوری کنم که که من آرام آرام چاق شدم و گرم به گرم به وزنم اضافه شده پس الانم باید آرام آرام لاغر شوم و گرم به گرم از وزنم کم بشه تا متناسب بشم .
لاغر شدن خیلی راحت و آسونه فقط باید تو مسیر باشی و حرکت کنی و از مسیر خارج نشی🌹
خدایا شکرت بخاطر هدایتم به این مسیر زیبا 🙏🙏🌹
ممنون استاد از زحمات بیدریغ تون .🙏🙏🌹
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز روز بخیر
اومدم کامنت ها رو بخونم تا ابهاماتم برای هدفگذاری برطرف شه. کاملا شما اونجاییش که گفتین مثلا اول 300 گرم کم کنم.
این برام جالب بود فهمیدم اینجوری به خودم بگم که ادامه میدم تا اول یکم متعهد بشم و تمریناتم رو ادامه بدم. یکم صبوری رو یاد بگیرم. یعد ادامه میدم تا یکم لباسام ازاد تر بشه از قبل.
این مدل هدافگذاری احساس خوبی بهم داد و اتفاقا انجام هم شده. الان سایزم کوچیکتر شده.
سلام دوست عزیز ممنون که وقت گذاشتید و نوشته منو خوندید و همچنین خوشحالم که نوشته من برای شما تأثیر گذار بوده هر جا که هستید براتون آرزوی موفقیت و شادکامی و تناسب اندام دلخواه تونو دارم.
به نام خداوند هستی بخشم
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان همگام
خوب میدانم در چه مسیری قدم گذاشتم و خداوند را بسیار سپاسگزارم برای این هدایت و قرار گرفتن در مسیر درست زندگی خوب برویم سراغ گام امروز انگیزه و اشتیاق لاغری همانطور که همگی ما بارها امتحان کرده ایم و از روشهای مختلف خواسته ایم به هدف بزرگ کاهش وزن خود برسیم در ابتدا با حجم عظیمی از چربی و اضافه وزن روبرو شده ایم و دچار استرس شدیم که یا خدا حالا چه کنیم !!!؟؟؟دنبال روشی بودیم که در کمترین زمان ممکن بهترین و بیشترین کاهش وزن را داشته باشیم و قدم در مسیرهای اشتباهی گذاشتیم که جز تلف کردن وقت و هزینه و انرژی عواقبی چون نا امیدی و افسردگی و سرخوردگی را هم در ما بوجود آوردند ابتدای رژیمها کلی انگیزه داشتیم و وقتی روی ترازو میرفتیم چون انتظار کاهش وزن بیشتری داشتیم حالمان بد شد و گاها رها کردیم و پذیرفتیم که این سرنوشت و تقدیر ماست و باز هم مثل آپاچی ها به سمت مواد غذایی با ولعی وصف نشدنی حمله ور میشدیم البته شاید اوایل قطع رژیم کمی مراعات میکردیم و به خودمان قول میدادیم دیگر درست با مواد غذایی برخورد کنیم اما بعد مدتی دوباره روز از نو بود و روزی از نو و ما و اعداد وحشتناک متر و ترازو ؛
اما حالا در مسیر درست تناسب قرار داریم در این مسیر توجه ما نباید به اعداد و ارقام متر و ترازو باشد نباید شتاب زده و هیجان زده باشیم نباید انتظار تغییر سایز و وزن در زمان کوتاه را داشته باشیم اینجا فقط باید صبور بود یاد گرفت و یاد گرفت و قدم برداشت این سبک درست زندگیست این تناسب اندام همیشگی است در کامنتهای دوستان متوجه شدم که متاسفانه گویا اصل صحبتهای استاد را متوجه نشده اند
در لاغری با ذهن هدف فقط لاغر شدن نیست بلکه یادگیری اصول عملکرد ذهن برای خلق شرایط دلخواه در زندگی است
در لاغری با ذهن هدف ایجاد انگیزه و اشتیاق زندگی کردن است نه فقط زنده ماندن
با کمی تامل در همین دو جمله ناب و پر مغز متوجه میشویم اعداد اصلا اهمیتی نباید داشته باشند سایز و وزن ملاک حال خوب نیست چه بسا ما بارها و بارها با هزاران رنج لاغر شده ایم و بعد کاهش وزن به این رسیده ایم که حالا که چی این همه تلاش کردم چی شد و همین سرد شدن آتش لاغری باعث رها کردن رژیم و ورزش و غیره شده است و دوباره چاقتر شده ایم
متاسفانه ما یاد گرفته ایم مدام دیگران ما را تایید یا تخریب کنند واقعا چرا برای خودمان زندگی نمیکنیم؟ کلی هزینه میکنیم برای داشتن فلان برند فلان وسیله که فقط پز بدهیم ما باید ذهنمان را درست کنیم تا زندگی آسان و لذت بخشتر شود ما باید به فکر متناسب شدن باشیم اول برای سلامت جسمی خودمان و بعد شخصیتمان؛
من در این مسیر پر از شوق و انگیزه یادگیری و گام برداشتنم الان که مثل شخص متناسب با مواد غذایی رفتار میکنم کسانی که پرخوری میکنند و یا همش دنبال ذهن چاق حرکت میکنند را که در اطرافم میبینم خدا را شکر میکنم که من را هدایت کرد و هر لحظه برای استاد عطار روشن و خانواده اش دعای خیر میکنم که اینطور بدون چشم داشت آنچه خودشان با سالها تلاش و زحمت بدست آورده اند در طبق اخلاص به سایر بندگان خداوند هم بهره می رسانند خدایا عمرشان را دراز کن و به قلبشان آرامشی ناب هدیه کن بی نهایت سپاسگزار خداوند و استاد روشنگرم هستم هر چند کلمه استاد هم برای شما کم است پاینده باشید
سلام استاد .
ابتدا باید به شما استاد عزیز خسته نباشید بگوییم بابت زحماتی که برای این سایت میکشید من دیروز این سایت را خواندم و نتوانستم نظرم را بنویسم الان امروز امدم دیدم عسکهای سایت عوض شدند و تمرین هم برایمان گذاشتید بازم ممنون
چقدر واضح درمورد موانع ذهنی شما صحبت میکنید این در حالی است که همه افراد این موانع را نمیبینند و حتی برای رسیدن به لاغری ان را لازم میدانند و ممنون از شما چون من هم همیشه به خودم میگفتم میخواهم برسم به وزن 70کیلو یعنی با 30کیلو کاهش و در گوشه ای از ذهنم میگفت نمیتوانی و خیلی سخته ؟ و الان جواب سوالم را گرفتم که باید وزن را خرد خرد کرده تا به ان برسیم مثل وزنی که ما به بدنمان اضافه کردیم من 30کیلو را یکبار اضافه نکردم در طی 40 سال پس باید کمکم و بدون عجله و خرخرد آن را از بدنم کم کنم و جواب سوالات
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊
جواب درست اینه که فرد تمرینات رو انجام بده
هر جوابی بده چون بر مبنای محتوا ذهن خودش جواب داده قطعا جواب درسته
با ادامه دادن درک موضوع لاغری با ذهن واضح تر میشه و خود فرد متوجه چگونگی بهبود پاسخ هاش میشه
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلام به استاد عزيزم
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند به بیشتر اهداف خود نمی رسند چرا که آنها موفق به عبور از مانع چاقی و رسیدن به هدف لاغری خود نیستند.
من نشانه بارز اون فرد هستم كه با اضافه وزنش به اهداف چند سال گذشته اش نرسيده
قبلا هم در فايل هاي نتايج شما ديده بودم كه از تيكه تيكه كردن كارها صحبت كرده بوديد
امروز كه در اين فايل هم ديدم متوجه شدم بايد روي اين آموزش كار كنم چون از شما دوبار شنيدم
من هم كاهش وزنم رو ميكنم 3 كيلو به 3 كيلو
زمان هم نميزارم براي اينكه چند روزه 3 كيلو رو كم كنم …ولي بي خيال هم نيستم كه بزارم به حال خودش …مثل شما كه يك ميليون اول رو حتما پرداخت كرديد تا استارت بخوره اين روند
دوست ندارم برم روي وزنه چون دارم ترك ميكنم وابستگيم رو به وزنه
يعني دارم قدرت رو از وزنه ميگيرم
اين قدرتي كه به وزنه دادم بر عليه خودم استفاده شده
اين وزنه ابزاري هست براي مهمان ناخوانده …من دارم يكي يكي ابزارها رو از مهمان ناخوانده ميگيرم
بايد بگردم يك روشي براش پيدا كنم
شايد براي اولين سه كيلو قبل و بعدش رو با سانتيمتر بدنمو اندازه گيري كنم بعد برم روي وزنه تا يك معياري دستم بياد كه با سه كيلو چند سانت از هر كدوم قسمت هام كم ميشه …اينطوري ميتونم با وزنه هم خداحافظي كنم
استاد من اين روش رو كه فقط يكم اول يه كاري رو بگم رو انجام ميدادم و خيلي جواب ميگيرم …مثلا آخر هفته ها كه ميخوام چندتا فروشگاه برم با همسرم…بهش نميگم چند تا فروشگاه قراره بريم…فقط اسم يه فروشگاه رو ميارم و ميگم ميخواهيم بريم اونجا…قبلانا كه عادت نداشت به اين اخلاق من…بعدت از شش ساعت كه با من داشت توي فروشگاهها مي گشت …به من ميگفت اصلا فكر نميكردم انقدر طول بكشه فكر ميكردم يه ساعت قراره طول بكشه ..
و خوب گذشت و گذشت و به اين اخلاق من عادت كرد
الان كه اشاره كرديد از اين تكنيك در تمام جنبه ها استفاده كنيد من به خودم گفتم بايد آگاهانه بيشتر ازش استفاده كنم
خيلي پيش اومده كه از صب به خودم گفتم امروز كل خونه رو تميز مي كنم و تا شب هيچ كاري نكردم و مقابلش ، پيش اومده كه به خودم گفتم درسته كه كل خونه نياز به تميز كردن داره ولي من فقط آشپزخونه رو تميز ميكنم…و بعد شاهد بودم كل خونه رو تميز كردم…چون خورد خورد نشون ذهنم دادم
مثل مثال همون فيل مرده وسط خونه كه در كامنت هاي ديگرم بهش اشاره كردم
ذهن تا ميبينه يك فيل وسط خونه مرده شروع ميكنه به انرژي منفي دادن كه ديگه تموم شد تو نميتوني اينو از خونه ببري بيرون خونه رو گند ميگيره …
ولي وقتي به ذهن ميگم من هر روز يك بخشي از بدن فيل رو جدا ميكنم و ميبرم بيرون، ذهن ساكت ميشه و بعد از چند روز خونه پاكسازي ميشه…يادمه اين مثال رو در يك كتابي خوندم كه اسم كتاب رو يادم نيست
يادمه يه ماه پيش كه رفتيم كوه من نفسم خيلي ميگرفت ..به همسرم گفتم اون جايي كه هميشه ميرفتيم چقدر با ما با فاصله داره گفت 45 دقيقه …گفتم خوب ده دقيقه ميريم آروم آروم و بعد بر ميگرديم..من نفسم ميگيره و نميتونم بيام تا اونجا …گفت باشه
ده دقيقه رفتم…يكم استراحت كرديم …دوباره گفتم ده دقيقه ديگه بريم …بعدش برميگرديم….
و بعد از اون ده دقيقه دوم دوباره كمي استراحت كردم…
تا اينجا فقط بيست دقيقه فاصله داشتم با جايي كه قبلا قبل از اضافه وزنم ميرفتيم….
و ايدفعه ديگه بيست دقيقه رو رفتيم و رسيديم به اون نقطه هميشگي …و به همسرم گفتم ذهن عجب چيز پيچيده ايه
من به تازه گي متوجه شدم با ذهن بايد مثل بچه رفتار كنم بايد يواش يواش كه ناراحت نشه چيزها رو بهش بگم
در اينصورت اون به كمكم مياد تا اون خواسته ام رو انجام بدم
چند روزه هر روز به بدنم كه ذهنم هم بر اون تسلط داره ميگم …بيا فقط امروز رو تلاش كنيم تا بريم سمت متناسب شدن…و آخر شب نتايج برام خيلي خوشايند هست
موفق باشد
سلام به همه دوستان
مرسی از استاد عزیزم اینکه همیشه در تلاشین تا موانع ذهنی رو هم برای خودتون هم ما پیدا کنید
دقیقا همینطوره ذهن ما در برابر اعداد بزرگ مقاومت داره
اضافه وزنی ک دارم راحت حاصل ۱۰سالی میشه
ولی امان از عجله کردن خب واقعا این چه درخواستیه چ منطقیه که از بدن داریم ک انتظار داریم مثلا تو سه ماه کل این وزن رو برگردونیم به وزن قبلی
معلوم ک ذهن مقاومت میکنه
خیلی جالبه رو برگه ای ک به کابینت آشپزخونه چسبوندم نوشتم اسم من زینب ۵۸کیلو وزن ایده عالم خب معلومه ک ذهن میخواد مقاومت کنه دیگه ۷۵ کجا ۵۸ کجا😐😑
مثال دیگه ک من اصلا فکرشم نمیکردم بتونم برم لیسانس بگیرم ولی دوستم باعث شد اول منو به کاردانی کشوند بعد به کارشناسی
تازه کارشناسی برام راحت ترم بود با اینکه فک میکردم سخت تره چون مدرک بالاتریه بالخره 😂😂
از این به بعد تمرکزم به دو کیلو کم کردن
مرسی از تموم زحمت هایی ک برای ما میکشین
خداروشکر میکنم بابت وجود شما
الهی شکرت
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان هم مسیر
واقعا موضوع مهمی بود
نمیدونم چرا باید اینجوری باشه ولی در طول زندگیم هر چیزی که ذوق و اشتیاقم خیلی زیاده براش، نتیجه خوبی نداشته.
حتی غذا ، وقتی یه جاییم و میبینم غذای مورد علاقه ی من رو درست کردن میگم وااااای من عاشق این غذام، یه دفعه میبینم که مو توش هستش :((
مثلا ازدواج اولم احساس میکردم از این انتخاب بهتر امکان نداره ، در حالی که بدترین انتخاب بود به عنوان شریک زندگی .
یه مثال دیگه هم یادم اومد،
من ۸سال پیش از یه کوچه ای عبور کردم گفتم چقدر خوبه آدم خونش اینجا باشه به هر جایی دسترسی داره،
اون جوری نبود که حسرت داشته باشم و بیش از حد باشه،
فقط میخواستم،
بعد یه سال یه پسر که خونشون همون کوچه بود ازم خواستگاری کرد و الان ۷ساله که اونجا زندگی میکنیم 🙂
یعنی کلا اگه هیجانم بیش از حد نباشه واسه هر چیزی، خیلی خوب و عالی میشه،
همین دیروز که رفتیم باغ یکی از آشناهامون
ون انتظار خاصی نداشتم، میگفتم یه دیدار خوبی شاید بشه ، خیلی بهم خوش گذشت، همش شاد بودم و میخندیدم .
مثلا کارهای خونه رو وقتی بگم امروز باید تموم کارها رو انجام بدم خیلی برام سخته،
اما وقتی شروع میکنم به جارو کردن، وقتی تموم شدم میبینم هنوز انرژی دارم واسه شستن ظرف،
و خیلی وقتا بوده بعد اون انرژی داشتم واسه تمیز کردن سرویس بهداشتی،
اما اگه تمرکز کنم رو کل کارها، خیلی سخته واسه ذهن ناخودآگاهم و دوست ندارم انجامش بدم .
حالا یاد گرفتم هدفم رو خورد کنم ،خواستم رو کوچیک کنم، من که میخوام ۱۰کیلو کم کنم باید از این به بعد بگم من یک کیلو میخوام کم کنم،
واسه ذهنم کار رو راحت کنم .
استاد ممنونم از فرمایشات با ارزشتون
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام
من این فایل را قبلا گوش دادم اما عجیب چرا امروز گوشش کردم احساسی که الان دارم را قبلا نداشتم الان خیلی خوشحالم فوری رفتم توی دفتر عدد وزنی خودم را کوچک نوشتم گفتم من میخوام یک کیلو کم کنم رفتم بدهی که داریم یعنی پول دستی را که قرض گرفتم را گفتم من یک میلیون یک میلیون میخوام پس بدهم دفتر های قسطی که دارم را تقسیم کردم از عدد کوچک شروع کردم و گفتم میخوام بروز باشن وام های من
ماشینی که داریم و دیگه خستمون کرده همین الان هم همسرم برد تعمیر گفت ولا من روم نمیشه از مکانیکی که ببرمش خواستم و کوچک کردم و نوشتم یه چند مدل بالاتر بخرم که خیلی تعمیر نره .
چرا من خیلی خوشحالم از گوش دادن این فایل همین چند ساعت پیش همسرم خیلی ناراحت بود که خیلی بده کارم و با مردم چکار کنم شرمندشون نشم من گفتمش توکل به خدا روزی رسونه خداست توانا و قهاره بر هر چیزی وقتی ما را آفریده وقتی جهانی تحت فرمان اوست پس قادره زندگی منو هم تغییر بده من از منبع بی نهایت الهی درخواست نعمت میکنم و ایمان دارم که میشه البته اینا را با خودم می گفتم چون همسرم همان اول که گفتم توکل به خدا گفت یعنی چی من حقوقم همینه از کجا بدم برا همین ادامه ندادم باهاش اما تو دلم میگفتم خدایا ایمان دارم
و همسرم طبق معمول رفت تعمیرگاه منم گوشی را گرفتم رفتم نکات طلایی دیدم فایل ها را گوش دادم اما این فایل را دیدم گفتم باز کنم و گوش کردم که این مطالب بسیار ارزشمند را گوش کردم و حال منو دگرگون کرد و من ایمان دارم که فقط هدایت خداوند بود که من چند تا خواسته ی مهم خودم را روی کاغذ نوشتم و آنها را خرد کردم چقدر امیدوار تر شدم حالم خوب شد برا همین خیلی احساسم بهتر شد
ممنون استاد عزیز .
نشان های دریافت شده
سلام
خوب که به زندگیم نگاه میکنم بیشتر به عمق مطلب این فایل پی میبرم .
یادم میاد که من الان مدتی هست میخام یادگیری زبان انگلیسی رو به طور اصولی شروع کنم طوریکه اگه یه روز قصد مهاجرت کردم دغدغه زبان نداشته باشم .
اما هرسری به بهانه های مختلف ردش میکردم چون بارها شنیدم که این کار خیلی سخته نزدیک به ۴ سال زمان میبره بایستی بری اون ور آب . امتحان آیلس ازت میگیرن که خیلی سخته و از این حرفها .
چون در ذهنم آنچنان سختش کردم که قدرت خودم رو ندید گرفتم و هرسری منصرف میشدم . ولی اگر همون اول کوچیکش میکردم تا حالا گرفته بودمش .
یا وقتی چندسال پیش باشگاه میرفتم یه روز مربیمون گفت میخام درکنار کلاستون هیپ هاپ هم کارکنیم و من چون خیلی از قبل شنیده بودم که سخته وتمرکز بالایی میخاد خیلی مقاومت میکردم . و این باعث شد اوایل خیلی کند پیش برم اما کم کم وقتی دوستانم رو میدیدم که عالی پیش میرن منم ادامه دادم و کم کم پیشرفتم زیادتر شد .
یا موقع خونه تکانی که همه غصه شون میشه ما اومدیم گفتیم هرچند روز یک اتاق رو تمیز میکنیم تا بهمون فشار زیادی نیاد وبااین کار الانا خونه تکونی برامون خیلی راحت شد .
یا وقتی مدرسه میرفتیم اصلا به آخرش فکر نمیکردیم وهرساله میرفتیم با ذوق وشوق و یهو دیدیم تحصیلاتمون تمام شد .
در پروسه چاقی هم همینطوره اگه همون اولش به فکر میافتادم که بایستی ۱۵ کیلو کم کنم مطمنا نمیتونستم وقتی استاد عواقب عجله کردن رو میگفتن من تمام تلاشم رو میکردم که به نتیجه فکرنکنم وفقط به آنچه گفته میشه خوب عمل کنم .
واینکه بعضی از دوستان بعد مدتی استپ میخورن و دیگه لاغر نمیشن یه تجربه ای دارم که دلم میخاد باهاتون به اشتراک بزارم .
من وقتی روی یک موضوع ذهنی خیلی عالی کارکردم به طوریکه ۹۹ درصد اون موضوع حل شد و همش به همه میگفتم من باقدرت ذهن فلان مشکلم رو حل کردم بعد مدتی دیدم یواش یواش اون موضوع داره بر میگرده . علیرغم اینکه تمارینش رو انجام میدادم و در ذهنم بود .
کم کم متوجه شدم که من فقط روی قدرت خودم حساب باز کردم و جایگاه خداوند و الهاماتش رو در مسیر کلا نادیده گرفتم .
من فقط فایل ها رو گوش میدادم و تلاش میکردم این خدای بزرگ بود که تلاشم رو می دید الهامات رو در قالب شناسایی فرمولهای مخرب چاقی بهم میگفت وپاداش عملم رو میداد و من از این موضوع غافل شدم و قدرت رو به خودم واستاد دادم .
خداوند ذهن ما رو متناسب آفرید . خداوند سیستم بدنمون رو هوشمند آفرید . خداوند ما رو صاحب اختیار آفرید که بتونیم زندگیون رو خلق کنیم .
من فقط تلاش میکردم که موانع رو پیدا کنم این خداوند بودکه نتیجه تلاشمو با الهاماتش در هرزمان و مکان بهم میگفت و من اون فرمولهای مخرب رو پیدا میکردم .
خدایا منو ببخش که قدرتت رو نادیده گرفتم وقدرت رو به خودم واستاد دادم .
استاد دستانی از خداونده و من هدایت شدم به سمت دستان خداوند .
وخداوند با الهاماتش کمکم کرد تا به رویام برسم .
خدایا شکرت
از استادعالیقدر هم بابت آموزشهای نابش سپاسگزارم