آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ای است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز و فرداهای زندگی تان است.
شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید.
خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود. برای آنچه هستید شکرگزار خداوند باشید تا برای آنچه می خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید.
گذشته من
همیشه در زندگی از والدینم ناراضی بودم و آنها برای آنچه بودم سرزنش می کردم.
اولین موضوعی که از سنین نوجوانی باعث دلخوری من از آنها شده بود چاقی بود. پذیرش این نگرش که چاقی من ارثی است باعث شده بود بارها نسبت به تاثیر آنها در سرنوشتم گله و شکایت داشته باشم.
موضوع بعدی وضعیت تحصیلی بود. هرچقدر که مقطع تحصیلی من بالاتر می رفت والدینم را مقصر ضعف تحصیلی خودم می دانشتم و بارها به آنها گفته بودم که اگر از روز اول که مرا به مدرسه فرستاده بودید نسبت به درس و مشق من اهمیت می دادید الان اوضاع بهتری داشتم.
البته دیدن همسن و سالهای خودم که به واسطه زور و اجبار والدین در کلاس های مختلف حضور داشتند نگرش کم کاری پدر و مادرم را در من تقویت می کرد. تصور می کردم که اگر آنها هم مرا به زور و اجبار در کلاس های مختلف تقویتی ثبت نام می کردند شرایط تحصیلی من بهتر بود.
در زمینه موفقیت مالی هم به شدت نسبت به والدینم گله و شکایت داشتم. عقیده داشتم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا از قبل به فکر خرید مغازه و خانه و … برای من بودند الان من انقدر در رنج و سختی زندگی نمی کردم.
جالب اینکه در برخی موارد که والدینم مرا به انجام کارهایی مجبور کرده بودند نیز نسبت به آنها گله و شکایت داشتم که این همه به من فشار آوردید که فلان و بهمان کنم الان چه چیزی از آن همه فشار و سخت گیری عاید من شد.
به خاطر دارم تا سن ۳۲ سالگی که هنوز با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا نشده بودم به شدت نسبت به گذشته خودم از خداوند گله و شکایت داشتم.
اینکه چرا خداوند مرا در خانواده ای ثروتمند متولد نکرده است، چرا من در آمریکا، آلمان، فرانسه یا کشور دیگری که سر و سامان داشته است متولد نشده ام.
چرا خداوند مرا جوری خلق کرده است که چاق باشم.
چراهای زیادی در ذهنم بود که نشات گرفته از مشکلات و سختی های زندگی بودند و مقصر آن را اول خداوند و سپس والدینم می دانستم به همین دلیل همیشه نسبت به آنها گله و شکایت داشتم.

خالق زندگی بودن
در همان روزهای اول که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم مواجه شدن با این عبارت که: «من خالق زندگی خودم هستم» برای من بسیار عجیب و غیرقابل باور بود.
به هیچ وجه قبول نداشتم که من خالق زندگی ام بوده ام. اطمینان داشتم که والدینم در سرنوشت و شرایط فعلی من دخالت و تاثیر داشته اند.
مطمئن بودم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا پدرم از سالها قبل که قیمت همه چیز پایین تر بود برای من مغازه، خانه، ماشین و … خریده بود الان من در شرایط بسیار متفاوت و بهتری زندگی می کردم. البته که دیدن اطرافیانم که به واسطه کمک های والدین خود در شرایط بسیار بهتر از من زندگی می کردند پذیرش اینکه خودم خالق زندگی هستم را سخت تر می کرد.
مطمئن بودم که اگر مادرم به شکل دیگری با من رفتار کرده بود الان من چاق نبودم و انقدر بخاطر چاقی رنج و سختی متحمل نشده بودم.
شک نداشتم که اگر در شهر بهتر یا کشور دیگری متولد شده بودم زندگی بسیار متفاوت و شرایط بهتری داشتم.
دلایل منطقی زیادی برای اینکه من خالق زندگی ام نمی توانستم باشم داشتم که اگر در گذشته شرایط من به شکل دیگری بود الان من فرد دیگری بودم که در شرایط کاملا مساعد زندگی می کرد و احساس خوشبختی داشتم.
اما هرچه بیشتر مطالب مربوط به قانون جذب و قدرت ذهن را مطالعه می کردم بیشتر درک کردم که چرا و چگونه من خالق زندگی خودم هستم.
این موضوع زمانی بیشتر برای من باورپذیر شد که متوجه شدم خداوند در قرآن نیز به این موضوع تاکید کرده است که انسانها خالق زندگی خویش هستند.
۱- خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنوای داناست. (انفال ۵۳)
۲- در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمیدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد، هیچ برگشتی برای آن نیست، و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود. (رعد ۱۱)
۳- و اگر خدا میخواست، قطعاً آنان را امتی یگانه میگردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمیآورد و ستمگران نه یاری دارند و نه یاوری. (شوری ۸)
در آیه اول تاکید شده که خداوند شرایط انسان را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در دل دارد را تغییر دهد و جالب اینکه از عبارت «خداوند شنوای داناست» استفاده شده است.

بنابراین اگر می خواهید شرایط زندگی خود را تغییر دهید باید آنچه در دل دارید را تغییر دهید.
چه چیزی در دل دارید؟ چه چیزی در دل ایجاد و شکل می گیرد؟ انتظار
انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد.
و از آنجا که خداوند شنوای داناست برای تغییر آنچه در دل ایجاد و شکل می گیرد باید درخواست ها و دعاهای خود با خداوند را تغییر دهیم.
از چه چیزی با خداوند صحبت می کنید یا چه خواسته ای از او دارید؟! او همان را به سمت شما بر می گرداند.
پس باید کلام، نگرش و انتظار خود از زندگی را تغییر دهید تا شرایط زندگی تان تغییر کند و آنوقت است که می توانید خالق زندگی خود باشید.
در آیه دوم نیز تاکید شده است که خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنها حال خود را تغییر دهند.
بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم خداوند به فکر بهبود شرایط زندگی ما باشد یا به عبارتی او خالق زندگی ما باشد فکر و نگرش بی هوده ای است بلکه باید خودمان به فکر تغییر حال خود باشیم تا خداوند نیز بر مبنای حال جدید، شرایط جدید را وارد زندگی ما کند.
همچنین تاکید شده است وقتی خداوند بر قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست. چون این آسیب به واسطه حال آن قوم به سوی شان روانه شده است و هیچ نیرویی قادر به جلوگیری از آن نیست مگر خود آن قوم که می توانند با تغییر حال خود شرایط را تغییر داده و خالق زندگی خود باشند.
در این آیه خداوند تاکید کرده است که تنها حمایتگر برای انسان خداست. یعنی هم خداست که نتایج را رقم می زند و هم خداست که حمایتگر انسانهاست. بنابراین واضح است که خداوند پاسخ دهنده به حال و انتظار انسانهاست. هم می تواند مشکل و رنج ایجاد کند و هم راحتی و آسایش چون واکنش دهنده به درخواست و احساس انسانهاست.
در آیه سوم تاکید شده است که اگر خداوند می خواست آنها را امتی واحد و یگانه قرار می داد. اما خدا نخواسته که خالق زندگی همه انسان ها به یک شکل باشد و همه در یک شرایط یکسان زندگی کنند بلکه این اختیار را قرار داده که هر انسانی هر آنچه می خواد رو طلب کرده و خداوند شرایط را برای او فراهم می کند. در این صورت اصل مختار و آزاد خلق شدن انسان برای خالق زندگی خود بودن تحقق پیدا می کند.
بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگه همسو با قوانین خداوند عمل کنم مورد رحمت قرار خواهم گرفت چون خداوند سیستم جهان هستی را به این شکل طراحی کرده است و اگر همسو با قوانین خداوند قرار نگیرم مورد رحمت قرار نخواهم گرفت بلکه در رنج و سختی زندگی خواهم کرد.
به این ترتیب توانستم باور کنم که من خالق زندگی ام هستم و اگر می خواهم شرایط زندگی بهتری داشته باشم باید خودم دست به کار شوم و دیگر انتظار کشیدن برای دریافت کمک یا تغییر شرایط کشور و خوب شدن شرایط زندگی ام بی فایده است و این شروع قدم گذاشتن من در مسیر تغییر کردن بود.

پذیرش گذشته و شرایط فعلی
پذیرش این موضوع کن من خالق زندگی ام هستم نیاز به درک و پذیرش این عبارت دارد که من مسئول شرایطم در زندگی هستم.
برای تغییر شرایط زندگی نیاز است مسئولیت ۱۰۰٪ شرایط فعلی را بپذیریم.
اگر پذیرش این مساله برای تمام جنبه های زندگی سخت است، بهتر است موضوعی که قصد بهبود آن را دارید انتخاب کرده و از پذیرش ۱۰۰٪ مسئولیت شرایط فعلی خود در آن جنبه از زندگی شروع کنید.
برای من این روند از پذیرش شرایط بدهکاری شروع شد.
تا قبل از این تصور می کردم که شرایط مالی خانواده یا اوضاع نابسامان اقتصادی کشور یا به ارث نبردن ثروت و … دلیل بدهکار شدن من در زندگی شده است. اما وقتی تصمیم گرفتم خالق زندگی بدون بدهکاری باشم به خودم گفتم که من مسئول تمام بدهکاری هایی هستم که در زندگی ایجاد کرده ام.
بنابراین خودم باید راهکار مناسب برای حل این مشکل پیدا کنم و نباید منتظر تغییر شرایطی باشم که اختیار آن دست من نیست. بلکه من باید به دنبال تغییر در شرایط مربوط به زندگی خود باشم تا وضعیت بدهکار بودنم تغییر کند.
اگر گذشته خود را نپذیرید نمی توانید به سادگی شرایط فعلی خود بپذیرید و تا وقتی شرایط فعلی خود را نپذیرید نمی توانید آگاهانه خالق زندگی و سرنوشت خود باشید.
بنابراین من آنچه از گذشته مورد اعتراض و عدم پذیرش بود را به صورت کامل پذیرفتم و تصمیم گرفتم خالق زندگی خود به شکلی که دوست دارم باشم.

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات پدرم می دیدم هرگز قادر نبودم برای آینده خودم فکر و اندیشه ای نو داشته باشم چون خودم را اسیر سرنوشت و تصمیمات پدرم می دیدم.
تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات دولت مردان می دیدم هرگز نمی توانستم نسبت به تغییر شرایط و خالق زندگی بودن امیدواری و احساس مسئولیت داشته باشم و تصور می کردم در این شرایط که همه چیز در کشور نابسامان است چگونه می توانم زندگی بهتری داشته باشم؟!
به صلح رسیدن با شرایط خانواده ام و آنچه پدر و مادرم برای من انجام داده بودند نقطه آغاز به صلح رسیدن با شرایط فعلی زندگی ام بود.
مرور کردن این افکار و نگرش ها در این امر نقش مهمی داشت:
- من باور دارم که والدینم نهایت تلاش خود را برای فراهم کردن نیازهای من انجام داده اند.
- من باور دارم که آرزوی والدینم خوشبخت کردن فرزندانشان بوده است.
- من باور دارم که والدینم در زمان خود تلاش کرده اند تا شرایط زندگی خودشان و من را بهبود دهند.
- من باور دارم که والدینم در حمایت و پشتیبانی من در زندگی کم کاری یا خصومتی نداشته اند و هرآنچه آموخته بودند را اجرا کرده اند.
همین نگرش ها را به شکل های متفاوت درباره آنهایی که در ذهنم مقصر زندگی ام بودند اجرا کردم.
درباره والدینم که آنها را مقصر شرایط زندگی ام می دانستم، درباره برخی از نزدیکانم که آنها را مقصر شرایط شغلی خود می دانستم، در مورد مسئولین کشور که آنها را مقصر شرایط نابسامان زندگی ام می دانستم و همچنین در مورد خداوند که او را مقصر شرایط فعلی زندگی ام می دانستم.
و این کار را ادامه دادم تا به شکل درونی و عمیق نسبت به مقصرهای زندگی ام در صلح و آرامش قرار گرفتم.
از نشانه های موفقیت آمیز بودن این فرایند رسیدن به احساس آرامش، نداشتن خشم و کینه نسبت به انسانها و داشتن امید و ذوق و شوق بهبود شرایط زندگی است.

بهبود دهنده باشید
زندگی جریانی است که از گذشته تا آینده ادامه خواهد داشت. روزی از طریق متولد شدن وارد این مسیر می شویم و روزی از طریق مردن از این مسیر خارج می شویم.
آنچه مسلم است هر نوزادی در خانواده ای متولد می شود برای تداوم نسل بشر و ادامه شجره آن خانواده است.
والدین ما انتقال دهند نگرشها، عقاید و عادت های گذشتگان خود به ما بودند و ما نیز این روند را ادامه داده و به فرزندان خود منتقل می کنیم.
در این میان آنان که فقط انتقال دهنده نیستند بلکه بهبود دهنده هستند شرایط و جایگاه بهتری در زندگی و آخرت خواهند داشت.
اگر تمام نگرش ها، عقاید، خوبی ها و ارزش های خانوادگی خود را به نسل بعد از خود انتقال دهید شما فقط یک انتقال دهنده عالی بوده اید که هرآنچه آموخته است را به شکل عالی به نسل بعد از خود انتقال داده است.
اما اگر نسبت به علت اصلی حیات و جضورتان در دنیای مادی آگاه باشید نه تنها یک انتقال دهنده عالی خواهید بود بلکه سعی می کنید با درک و بهبود عملکرد خود آنچه از گذشتگان دریافت کرده اید را بهبود داده و به نسل بعد از خود منتقل کنید.
انسان های زیادی در طول تاریخ با بهبود افکار و نگرش های خود باعث ایجاد تغییرات در سطح گسترده در دنیای مادی شدند.
اما برای جاودانه شدن نیاز نیست حتما در سطح جهانی تغییر ایجاد کنید. همین که بتوانید در افکار، عقاید و نگرش هایی که از طریق شما به فرزندان و اطرافیانتان انتقال پیدا می کند بهبود ایجاد کنید به همان اندازه مهم و ارزشمند است که بتوانید در سطح جهانی تحول ایجاد کنید.
تصور کنید این نگرش در شما از گذشتگان ایجاد شده است که چاقی ارثی است. این نگرش باعث شده که اکنون شما چاق باید و همین نگرش و عقیده را از طریق گفتار، رفتار و عملکرد خود به فرزندانتان منتقل می کنید.
حال اگر شما از طریق کسب آگاهی و علم لاغری با ذهن بتوانید در افکار و عملکرد خود و نتیجه زندگی خود تغییر ایجاد کنید توانسته اید نگرش های گذشتگان خود را بهبود داده و به نسل بعد منتقل کنید.
به این فکر کنید که شما زنجیره چاقی در شجره خانوادگی تان را پاره کنید. در این صورت شما خالق زندگی خود در وضعیت متناسب هستید.
تاثیری که اکنون شما در زندگی خود ایجاد می کنید و سپس به اطرافیان خود منتقل می کنید چه تاثیری و تغییری در نسل های بعد از شما ایجاد خواهد کرد.
بنابراین قدرت خلق کردن . خالق زندگی بودن فقط معطوف به شرایط زندگی خودتان نمی شود بلکه روند زندگی نسل بعد از خود و نسل های آینده را تحت تاثیر قرار خواهید داد.
آنچه شما هستید حاصل افکار و نگرش های چند صد سال زندگی پیشینیان شما بوده است که به مرور توسط افرادی که قبل از شما زیسته اند تغییر و در برخی موارد بهبود پیدا کرده است.
اکنون شما فرصت دارید به لطف خدای مهربان به واسطه هدایت شدن به سایت تناسب فکری افکار و نگرش هایی که در ذهن خود ثبت کرده اید را اصلاح کرده و خالق زندگی خود بودن را تجربه کنید. همچنین افکار و نگرش های دریافت کرده از نسل قبل از خود را به شکل بهبود یافته به نسل بعد منتقل کنید.

بازبینی الطاف گذشتگان
همه ما خاطراتی در ذهن داریم که افرادی در گذشته به شکل های مختلف باعث ایجاد نگرش و عملکردهایی در ما شده اند.
شاید مادر بزرگی داشتید که همیشه برای شما دعا می کرده است و آن گفته های دلنشین همیشه در ذهن شما باقی مانده اند.
شاید پدر بزرگی داشتید که همیشه با شما به خوبی و احترام صحبت می کرده است و احساس ارزشمندی را در شما تقویت کرده است.
شاید عمه، دایی، خانه، عمو، برادر، خواهر، همسایه، معلم و …. ای داشته اید که از طریق کلام خود در شما احساس خوب و ارزشمندی ایجاد کرده اند. بخشی از آنچه هستید مربوط به برکت حضور و عمل آن بزرگواران در زندگی شماست.
همچنین حتما افکار، نگرش ها و سخن هایی از گذشتگان خود شنیده اید که باعث ایجاد رنجش و احساس نامناسب و حتی شاید شکل گیری عادت و رفتاری در شما شده باشد.
بنابراین اکنون نوبت شماست که آنچه از گذشته را دریافت کرده اید بهبود داده و از نتایج آن در زندگی فعلی خود و تاثیر آن بر زندگی آیندگان بهره مند شوید.
صدها نفر در گذشته به شکلی بر مسیر زندگی شما تاثیر گذاشته اند که اکنون شما در اینجا و این شرایط هستید. فارغ از اینکه این شرایط تا چه حد مورد رضایت شماست وظیفه دارید آنچه دریافت کرده اید و هستید را بهبود داده و یک نسخه بهبود یافته از گذشتگان را به نسب بعد از خود انتقال دهید.
قطعا همه ما در زندگی دریافت کننده پاداش هایی بوده ایم که از گذشتگان ما که از صدها سال پیش زیسته اند به دست ما رسیده است.
اگر این تجربه را دارید که فردی بدون اینکه شما را بشناسد فقط به واسطه اینکه متوجه می شود فلانی که سالها قبل زندگی میکرده و با او آشنا و همصحبت بوده با شما نسبت داشته است در انجام کارهای شما و رساندن خیر و برکت به زندگی شما در اعمال خود تغییر ایجاد می کند.
در انجام کارهای شما تعجیل می کند، شما را راهنمایی می کند، شما را به فردی معرفی می کند که او می تواند روند کار را بهبود دهد و به صدها شکل مختلف می تواند این کمک ها انجام شود. در این شرایط شما دریافت کننده برکت حضور آن شخص که حتی ممکن است قبل از به دنیا آمدن شما از دنیا رفته باشد، در زندگی خود هستید.
ما به گذشته و آینده خود وصل هستیم و این به دلیل یکی بودن مان با خداوند است.

احتمالا آن فردی که امروز شما از برکات حضورش در دنیا بهره برده اید نمی دانسته است که رفتار و عملکردش با انسان ها در صد سال بعد در زندگی یکی از نوادگان خود تاثیرگذار خواهد بود.
شاید آنها امروز در دنیای مادی به شکل فیزیکی حضور ندارند اما برکات حضور و تاثیری که بر دنیای اطراف خود گذاشته اند تا ابد در این دنیا جریان خواهد داشت.
بنابراین تصور نکنید که افکار، نگرش ها و عملکرد شما فقط مربوط به زندگی خودتان است بلکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر آیندگان شما نیز تاثیرگذار خواهد بود بنابراین خیلی باید نسبت به زندگی نگاه مسئولانه تری داشته باشیم.
به اندازه ای که بتوانید شرایط زندگی خود را با کسب آگاهی و تغییر افکار و نگرش های خود تغییر دهید تاثیری ماندگار و پیش رونده در نسل های بعدی خود به جای خواهید گذاشت و این همان باقی الصالحات است که در قرآن هم به آن اشاره شده است.
مال و پسران زیور زندگی دنیایند، و نیکیهای ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید بهتر است.
سوره الکهف آیه ۴۶
نیکی های ماندگار از نظر پاداش برتر از دارایی های زندگی است. یعنی آنچه ما می کوشیم برای دستیابی به نعمت های زندگی کار پسندیده ای است اما سعی ما بر انجام نیکی های ماندگار بهتر و ارزشمند تر می باشد.
چه نیکی ماندگارتر از اینکه با بهبود افکار و نگرش های خود تاثیر مثبتی در زندگی خود و آیندگان خود ایجاد کنید.
در آن زمان که ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغری در وجود من شکل گرفت هرگز تصور نمی کردم این عمل و اقدام به نیکی ماندگار ختم شود.

تصور کنید من از طریق تغییر افکار و نگرش های خود توانستم تغییر در شرایط جسمی و زندگی ام ایجاد کنم و شما دوست عزیز از طریق استفاده از آموزش های سایت تناسب فکری در افکار و نگرش های خود تغییر ایجاد کرده و متناسب می شوید.
این اصلاح افکار و رفتاری که در شما به واسطه استفاده از آموزش های لاغری با ذهن ایجاد می شود به سادگی به فرزندان و اطرافیان شما سرایت کرده و باعث بهبود شرایط ذهنی و جسمی آنها می شود.
این روند هرگز متوقف نخواهد شد و از فرد به فرد دیگر و از نسل به نسل دیگری منتقل و پیش خواهد رفت.
جالب توجه اینکه همه آنان که در سال های زندگی ام به طریق مختلف باعث رنج و آزار من به خاطر چاقی شدند در واقع از این رویداد نیک و ماندگار بهره خواهند برد.
اگر آن حرف ها، نصیحت ها و تذکرها نبود چه بسا چاق بودن در نظر من به قدری رنج آور نمی شد که سالها برای لاغر شدن تلاش کنم و در نهایت به مسیر لاغری با ذهن هدایت شوم.
البته که آنها خودشان از این تاثیر بی خبر هستند اما آنچه مسلم است جهان هستی به طریق مختلف ما را به سمت تغییر کردن و خالق زندگی بودن تشویق می کند.
حتما این تجربه را دارید که در جنبه های مختلف زندگی به طریق مختلف از طرف اطرافیان خود مورد انتقاد، نصیحت و یا حتی سرزنش قرار گرفته اید و شاید مدت ها دیگر احساس بد آن گفتگو و برخورد بوده اید.
اگر تغییر نکنید همه آن نیش و کنایه ها در وجود شما تبدیل به کینه و نفرت خواهد شد و آرام آرام وجود شما را از نیکی ها و احساس خوب تهی می کند.
اما اگر قدم در مسیر تغییر کردن و خالق زندگی بودن بگذارید و در این مسیر ثابت قدم باشید نه تنها برکت این اقدام سراسر زندگی شما را در بر خواهد گرفت بلکه همه آن کینه و نفرت ها از وجود شما پاک خواهد شد و چه بسا مانند من در وجود خود از همه آنهایی که باعث رنجش و ناراحتی تان شدند سپاسگزار باشید که باعث حرکت شما به سمت تغییر سرنوشت تان شدند.
علاوه بر همه این برکات شما صاحب عنوان بهبود دهنده زندگانی خواهید شد. نتایج خالق زندگی بودن و تغییری که در افکار و زندگی شما ایجاد می شود به فرزندان و اطرافیان تان منتقل شده و موجب گسترش برکات حضور شما در دنیای مادی خواهد شد.

رحمت الهی را ذخیره کنید
در قرآن کریم جمع آوری پاداش و رحمت الهی را در گرو انجام عمل نیک یا عمل صالح معرفی کرده است.
- هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. (بقره ۶۲)
- هر کس کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزهای، حیات بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام میدادند پاداش خواهیم داد. (النحل ۹۷)
- کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من از تسلیمشدگانم» (فصلت ۳۳)
- پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.» (الکهف ۱۱۰)
- هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانی که کار شایسته کنند،به سود خودشان آماده میکنند. (روم ۴۴)
نکته جالب توجه اینکه خداوند همواره انسان را به انجام عمل صالح به طریق مختلف دعوت کرده است اما در هیچ آیه ای درباره نوع و چگونگی انجام آن توضیحی داده نشده است.
به این معنی که خداوند لیستی از کارهایی که از نظر او عمل صالح هستند را مشخص و انسان را به انجام آن کارها مکلف نکرده است.
بنابراین هر عملی می تواند عمل صالح باشد اگر هم برای انجام دهنده منجر به احساس خوب و آرامش قلبی شود و هم برای دریافت کننده باعث ایجاد احساس خوب، آرامش و تغییر در افکار و نگرش او شود.
هرچقدر ما در زندگی و مدت حیات خود عمل صالح بیشتری انجام دهیم علاوه بر اینکه خالق زندگی بهتری برای خود خواهیم بود در واقع کار را برای کسانی که بعد از شما قدم به این جهان مادی خواهند گذاشت آسان تر خواهید کرد و بدین شکل در رشد و گسترش جهان مادی که هدف خداوند از خلقت آن بوده است مشارکت کرده اید.

حتی زمانی که در برابر وسوسه انجام کاری که در ابتدا موجب بروز استرس و نگرانی در خودتان و سپس در وجود طرف مقابل می شود مقاومت کرده و پیروز می شوید موجب بهبود افکار و عملکرد خود در جهان و تاثیر مثبت بر اطراف خود شده اید.
جلوگیری از بروز مشکل در جریان زندگی چیزی کم از تلاش برای بهبود آن ندارد.
- هر زمان که با مهربانی و احترام رفتار می کنید.
- اگر به نیازمندی کمک می کنید.
- زمانی که از عمل یا واکنش دیگران نسبت به خود گذشته و آنها را می بخشید.
- زمانی که از دارایی و امکانات خود بخشی را به دیگران هدیه می دهید.
شما در حال انجام خدمت و عملی هستید که منجر به ذخیره سازی رحمت الهی می شود.
این ذخیره سازی نه تنها باعث بهبود شرایط شما در دنیا و آخرت خواهد شد به واسطه تاثیری که بر جهان پیرامون خود می گذارید می تواند منجر به دریافت برکات الهی برای فرزندانتان یا نسل بعد از خود تا بی نهایت زمان شود.
برای آنچه از گذشته تا کنون بر شما گذشته است سپاسگزار خداوند باشید. شاید درک برکت برخی شرایط و جریانات در زندگی برای ما سخت و غیرممکن باشد اما اگر به مدیریت خداوند در زندگی خود ایمان داشته باشید قطعا هرآنچه در مسیر زندگی تجربه کرده اید برای بهبود شرایط و کمک به شما بوده است تا خالق زندگی خود باشید.
برای آنچه از اکنون تا آینده بر شما خواهد گذشت سپاسگزار خداوند باشید. قطعا درک برکت برخی جریانات در ادامه زندگی برای ما دشوار است اما با توسل به قدرت ایمان می توانید مشاهده گر جریان زندگی خود باشید و هرآنجا که از توان و عهده شما برآمد برای بهبود دادن آن تلاش کنید.
باشد که مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و پاداش عظیم تجربه زندگی شما در دنیا و سرای آخرت باشد.
تمرین:
۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟
آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!
۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.
۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.
۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.
۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.
۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.34 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سه شنبه بیستم فوریه بیست بیست و چهار:
سپاسگزار خداوندی هستم که من را خالق زندگیم قرار داد
سلام به دوستان و همراهان مسیر رشد و پیشرفت
قدم شش
من پدر و مادرم را مقصر عدم موفقیتم میدانستم که اگر پدرم اون موقع که پول داشت، زمین میخرید وضع من بسیار بهتر بود
من جامعه و حکومت را هم مقصر میدانستم که هر سال که من تلاش میکردم و پول بیشتری در می آوردم، همه چیز گران تر میشد و سطح زندگیم تغییر نمیکرد
من بیشتر از همه خدا را مقصر میدانستم و اعتقاد داشتم که اگر پارتی داشتم میتوانستم به اهدافم برسم و توی ایران بدون پارتی هیچکاری امکان پذیر نیست و من هم جون پارتی ندارم به جایی نمیرسم مگر با تلاش خودم.
و اگر خدا کاری بمن نداشته باشه و بدشانسی برایم ایجاد نکند ، من تلاش میکنم و قطعا من به اهدافم میرسم
اونجاها که به هدفم میرسیدم میگفتم کار خودم بود و اونجاها که به هدفم نمیرسیدم میگفتم خدا نگذاشت و بعدتر که کمی به خدا اعتقاد پیدا کردم میگفتم خواست خدا بود و و خدا صلاح ندانست که من به اون خواسته ام برسم و خدا صلاح بندگانش را بهتر میداند
در هر حالتی خودم را خالق زندگیم نمیدانستم
من قبلا میگفتم چرا توی ایران بدنیا آمدم اگر اون زمانی که پدرم جوان بود و چند تا درخواست از شرکتهای مختلف برای مهاجرت داشت اگر میرفت من الان توی یک کشور خارجی بدنیا می آمدم که حداقل مشکل زبان نداشتم
اگر میخواهم به خواسته ام برسم باید آنچه که در دل دارم را تغییر بدهم.
من چه چیزی در دل دارم؟
آرزوها و خواسته هایم و انتظاراتم از خودم و زندگیو به خودم گفتم خواسته من ، ساختن شخصیت توحیدی بهتر هست، خواسته من رفاه و آرامش و ثروت هست پس چرا بهشون نمیرسم؟!؟
این قسمت را خیلی خوب نفهمیدم و وقتی کامنتهای دوستان هم مسیر را خواندم به کامنت سرکار خانم السا رسیدم که خیلی عالی ایشان توضیح داده بودند
«…. و اگه قراره شرایط زندگی مون رو تغییر بدیم، فقط یک راه داریم:
انتظارمون رو از زندگی، منطبق کنیم با خواسته هامون.
من اگر خواسته ام رسیدن به سایز 38 هست اما انتظارم سایز 40 حتی باشه، که چندان اختلاف زیادی با هم ندارن، هر کوششی هم کنم، باز از 40 پایینتر نمیرم. باید انتظارم برسه به 38 تا با خواسته هام منطبق شه.
اگر خواسته ی من یک رابطه ی سالم ایده آله، ولی انتظارم اینه مرد مناسب من نیست، هر اتفاقی هم بیفته، جهان به خواسته ی من جواب نمیده، تا وقتی انتظار درستی نداشته باشم.
اگر خواسته ی من درامد ماهی N تومنه ولی انتظارم از ماهی مثلا 10 تومن بالاتر نباشه، هیچ افزایشی تجربه نخواهم کرد.
پس مهمترین کلید، انتظاره: چه نگرشی در اهداف مون داریم؟ از چه چیزی با خدا صحبت میکنیم؟ به چی توجه میکنیم؟ قشنگی ها رو می بینیم؟ خوبی آدمها و قشنگی روابط رو می بینیم؟ قشنگی و خوبی خودمون رو می بینیم یا اضافه وزن مون رو؟
هر کدوم از این زاویه های دید، بخشی از انتظار ما رو تشکیل میده. و خداوند به انتظار ما پاسخ میده…..»
سپاسگزارم از سرکار خانم السا که بمن در درک بهتر موضوع کمک کردند
و بعد از خواندن کامنت ایشان یاد مبحث ترموستات ذهنی در دوره لاغری با ذهن افتادم اونجا هم وقتی ترموستات ذهنی مان را روی عددی ست میکنیم هر کاری که انجام بدهیم وزن مان از اون عدد پایینتر نمی ایداگر ترموستات ذهنی ام روی درآمد ده میلیون تومان باشد، هر کاری که انجام بدهم و هر فعالیتی که بکنم، اضافه کاری کنم و خرید و فروش بکنم در نهایت درآمد من همون ده میلیون تومان باقی می ماند .
این مورد را خودم بارها تجربه کردم که با اضافه کاری انجام دادن، میخواستم درآمدم بیشتر بشود ولی کلی از اون مبلغ بابت مالیات کسر میشد و در نهایت هم پولی که می ماند به خستگی کاری ام نمی ارزید!
استاد هم در فایلهای اولیه دوره لاغری فرموده بودند که باید افکارت و عملکردی به خواسته ات همسو باشد یعنی اگر من میخواهم متناسب باشم و وزنم هشتاد باشم باید مانند یک فرد متناسب هشتاد کیلویی رفتار کنم
اگر میخواهم بیزینس خودم را داشته باشم و مدیرعامل شرکت خودم باشم و در مذاکرات موفق بشوم انوقت باید از همین الان جوری رفتار کنم که انگار اون بیزینس را دارم و مثلا وقتم را تلف نکنم و عملکردی همسو با خواسته ام داشته باشم و هنر مذاکره و فروش را خیلی عالی یاد بگیرم و تمرین کنم
وقتی من انتظار دارم که شخصیت توحیدی بهتری از خودم بسازم و آرامش و رفاه داشته باشم یعنی نباید غر بزنم و گله و شکایت کنم باید خودم را مسوول زندگی خودم بدانم و برای رفاه خودم اقدام کنم
اگر من بپذیرم که خودم مسوول تمام شرایط و اتفاقات زندگی ام هستم انوقت میتوانم اونجاهایی که دوستشان ندارم را تغییر بدهم و یا بهبود ببخشم
اگر فکر کنم که پدر و مادرم و ژنتیک و محیط و و همسرم و دولت مردان و … تعیین کننده شرایط حال حاضرم هستند ، از انجایی که نمیتوانم بعضی از موارد را تغییر بدهم انوقت بدون اینکه اقدامی انجام بدهم یک گوشه میشینم و فقط غر میزنم
تنها راه نجات از وضعیت کنونی این هست که بپذیرم خودم با افکارم و ورودی های ذهنی ام و پیش فرضهای ذهنی ام تبدیل شده ام به فردی با چنین خصوصیات و شرایطی! حالا اگر دوستش ندارم باید سطح آگاهی هایم را تغییر بدهم و اقدام کنم تا از اون شرایط بیرون بیایم. اگر تغییر ورودی ها و افکار منجر به اقدامم نشود وضعیت و جایگاهم هم تغییر نخواهد کرد
من قبلا اینجوری فکر نمیکردم و از زمانی که دوره لاغری با ذهن را شروع کردم تصمیم گرفتم که خالق شرایط زندگی خودم باشم و زندگی ام در تمامی جنبه ها تغییر کرد
وقتی مهاجرت کردیم همسرم زبان انگلیسی اش در حد صفر مطلق بود و رفت کلاس زبان و روزی شانزده ساعت فقط زبان میخواند و در مدت بسیار کوتاهی سطح زبانش خیلی بالا رفت و الان به جایی رسیده است که به کانادایی ها در زمینه تخصص خودش، آموزش میدهد از زمانیکه تصمیم گرفت خودش شرایطش را تغییر بدهد با جدیت مشغول زبان خواندن شد
تمرین ۳:
من میپذیرم که خالق شرایط مالی زندگی ام هستم و اکنون میخواهم از طریق افکار و نگرش و عملکرد، شرایط زندگی ام را تغییر بدهم.
من میپذیرم که خالق رابطه عاطفی ام با همسرم هستم و اکنون میخواهم از طریق افکار و نگرش و عملکرد، شرایط زندگیم را تغییر بدهم.
من میپذیرم که خالق شرایط اضافه وزن خودم هستم و اکنون میخواهم از طریق افکار و نگرش و عملکرد، شرایط زندگیم را تغییر بدهم.
من مسوولیت صددرصد اینکه میخواهم پدر بشوم را میپذیرم و تلاش میکنم که با تغییر افکار و نگرش و عملکردم، پدر عالی برای فرزندم باشم.
تمرین ۴:
بخاطر اینکه مادرم معلم ورزش بود، من در دوران مدرسه بهیچوجه امتحان ورزش ندادم و همیشه نمره بیست را بهم میدادند! بخاطر اینکه پدرم را میشناختند، همه جا بهم احترام میگذاشتند
تمرین ۵:
من مهرداد ذبیحی، متعهد میشوم که بهبود دهنده جریان زندگیم و خانواده ام باشم
با خواندن متن این قسمت یاد شعر زیر افتادم:
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
من شاید الان ندانم که هدف و رسالتم توی این دنیا چیست، ولی این را میدانم که میخواهم منفعل نباشم و میخواهم تاثیرگزار باشم
تمرین شش:
من انسان تاثیرگذاری هستم و انسان حامی هستم و ایمان دارم که میتوانم با دانشی که دارم تاثیر مثبتی بر شرایط زندگی دیگران ایجاد کنم.
توی این فایل راجع به عمل صالح صحبت شد، یاد یکی از فایلهای فوق العاده سایت افتادم به نام «ایمان و عمل صالح در زندگی» که باید بروم و دوباره انرا گوش کنم.
کامنتهای دوستان عزیزم سرکار خانم الهام خضرلو و آقا رضای عزیز هم بسیار تاثیرگزار بودند
کامنت سرکار خانم الهام خضرلو ، بهم مجددا یاداوری کرد که من از بین هزاران انسان دیگر توسط خداوند انتخاب شده ام که الان لیاقت دریافت این آگاهی ها را دارم، چون خودم میخواستم روی باورهای توحیدی ام کار کنم درخواستش را به خداوند داده بودم و الان در زمان مناسب، در موقعیتی هستم که میتوانم این مطالب را بخوانم.
من خودم شاید ندانم ولی از بین اینهمه افرادی که سایت را بهشون معرفی کرده ام افراد زیادی مطالب را دنبال نکردهاند و این موضوع اتفاقی نیست!
آقا رضا خیلی عالی جمله «من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم» را منطقی کرده بودند و از متن ایشان بسیار یاد گرفتم
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی
من به خاطر گذشته ام از خداوند سپاسگذارم چون باعث شد وارد سرزمین لاغرها شوم و بتوانم خودم را تغییر دهم.
من در گذشته همه رو مقصر زندگی خودم میدانستم مخصوصا پدرم چون پدرم مدام من رو با بقیه مقایسه میکرد و میگفت بچه های مردم چقدر پیشرفت کردند ولی تو هیچی نشدی در صورتی که من نسبت به جایگاه خودن خیلی سرتر بودم و عالی بودم ولی نمیدونم چرا مدام این غر زدن از طرف پدرم به من بود که الان متوجه شدم خودم مقصر بودم که تمرکزم رو ویژگی های بد پدرم بود و در هم زمانی اخلاق بد پدرم قرار میگرفتم، و پدرم همیشه مقصر زندگیم میدونستم که چرا اجازه نداد من برای دکترای نفت ام برم کانادا و مجبورم اینجا با حقوق خیلی کم که در حد لیاقت من نیست زندگی کنم ولی مادرم رو هیچ وقت مقصر زندگیم نمیدونستم و برکت زندگیم میدونستم و همیشه مادرم هوای من رو داشت و بعد ازدواج هم شوهرم رو دلیل وضعیت بد مالی مان میدیم و اینکه چرا شوهرم اینقدر کار میکنه ولی وضعیت مالی ما در حد عالی نیست و دولت رو هم مقصر میدیم که فضای برای کار جوانان ایجاد نمیکنه و دولت بی لیاقتی که بستری برای شغل ما فراهم نمیکنه و من تا قبل از ورودم به سایتم و آشنایی با این مباحث ۴ سال بود ازدواج کرده بودم و اضافه وزن داشتم و فوق لیسانس بودم که کار مورد علاقه ام رو پیدا نکرده بودم حقوق شوهرم پایین بود و یک ماشین پراید داشتیم و از همه گله و شکایت داشتم و به شدت غر میزدم و مریض بودم و شوهرم هم فشار خون داشت و خودم و شوهرم از این دکتر به این دکتر هم برای بچه هم برای سلامتی مان میرفتیم و همان حقوق پایین رو هم خرج بیمارستان و خرابی ماشین میکردیم بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری و این مباحث آرام آرام حالم بهتر شد سپاسگذار نشدم ولی دیگه کمتر غر میزدم پول نداشتم وسایل مورد نیازم رو بخرم ولی هیچی نمیگفتم و با خودم میگفتم بعدا میخرم اشکال نداره و وارد دوره سرزمین لاغرها شده ام و اونجا باید مسئولیت صد در صد چاقی خودم رو به عهده میگرفتم و منی که قبلا پدر و مادرم رو مقصر چاق بودن و ارثی بودن چاقی ام میدونستم الان باید انقلابی در خودم شروع میکردم و مسولیت رک به خودم میدادم هم حس خوبی بود و هم حس ترس بود که قراره چی بشه و من شدم خالق لاغری خودم از زمانی که مسئولیت چاقی ام رو به عهده گرفتم و خواستم تغییر کنم و قدم اول رو برداشتم شدم خالق زندگیم من تونستم کاملا لاغر و متناسب بشم و آرامش بیشتر شد احساس سلامتی و جوانی پیدا کردم و هر کس من رو میدید میگفت آرزو نسبت به سال قبل ۱۰ سال جوانتر شدی دیگه جر و بحث با شوهرم نکردم و بواسطه اینکه من حالم عوض شد و اخلاقم تغییر پیدا کرد و بعد با خودم میدیدم که بعضی اوقات میگم خدایا شکرت به خاطر داشته هایم و من چقدر عوض شدم و من در طول چند سالی که عضو سایت بودم و از همان روز اول متعهد شده بود که باید تغییر کنم و این تغییر آرام آرام انجام شد و من به خودم که اومدم آنچنان تغییر کرده بودم و خیلی خیلی نسبت به گذشته ام بهترم شده ام من سلامت تر و جوانتر و متناسب تر شدم من باروری و زایش در ذهنم آسان شده است و الان هر بچه ای رو که میبینم نگاه حسرت ندارم و با خودم می گویم که وقتی هست برای من نیز هست و خیالم راحت و آرامش پیدا کردم و در مسیر بهتر شدنم ادامه میدهم و تونستم مدرک مربیگری زبان انگلیسی رو بگیرم و مدرس زبان انگلیسی بشوم و در مسیر علاقه ام حرکت کنم تونستیم خونه بخریم و از ماشین پراید به سورن پلاس صفر کیلومتر برسیم و افزایش درآمد فوق العاده بالا را شوهرم تونست کسب کنه حتی تغییر حال و فرکانس من مستقیم روی شوهرم تاثیر داشت و اون هم متناسب تر شد و تونست مدرک فوق لیسانس اش رو بعد از چند سال دوری از داشنگاه دوباره برگرده به دانشگاه و ادامه تحصیل بده م مدرک فوق لیسانس اش رو بگیره و سلامت تر بشه و حتی شوهرم هم جوانتر شده و سلامت تر و متناسب تر شده و افزایش حقوق عالی رو تجربه کنه و من واقعا متوجه شده ام که من خالق صد در صد زندگیم هستم چون در گذشته افکار و نگرش من چه اوضاعی رو برام ایجاد کرده بود و الان به لطف خداوند با تغییر افکار و نگرش ام آنچنان نتایج من بهتر شده است که واقعا من این تغییرات در خودم و شوهرم دیدم و وقتی من تغییر را در خودم شروع کنم باعث تغییر در دیگران هم میشود من الان رابطه خوب و آرامش بخشی با شوهرم و اطرافیان دارم ودخیلی آرام تر شدم و بیشتر اوقات لبخند دارم و واقعا انگار رنگ دنیا برام عوض شده و حتی نفس کشیدن هم برای من آسانتر شده.
من مسولیت صددرصد اینکه میخواهم مادر شوم و باردار شوم را به عهده میگیرم و سعی میکنم با تغییر افکار و نگرش ام عملکرد عالی در این دوران داشتم.
من مسئولیت صد در صد در آمدزایی خودم را به عهده میگیرم و میدانم با تغییر افکار و نگرش ام میتوانم عملکرد و در آمدزایی ام را افزایش دهم.
من مسولیت صد در صد رفتارم رو به عهده میگیرم که باید با تغییر افکار و نگرش ام رابطه ایده آل و عاشقانه با همسرم داشته باشم.
و من متعهد هستم و تصمیم گرفتم که مسئولیت صد در صد جریانات زندگیم را به عهده ام بگیرم و در این مسیر قدم برمیدارم و با تغییر افکار و نگرش ام عملکردم را بهبود ببخشم و نتایج عالیتری را وارد زندگیم کنم .
و میخواهم در مسیر تغییر زندگیم با آرامش و ایمان به خداوند هر آنچه که میخواهم را تحسین کنم و مطمئن باشم که من هم در صف دریافت کنندگان نعمت های خداوند هستم.
نشان های دریافت شده
الان چند روزه میخوام بهای این قسمت را پرداخت کنم و هر بار این مطلب با ارزش را میخوندم و نمی فهمیدم،درکش نمیکردمکامنتها را خوندم ولی انگار متوجه نشدممتعهد بودم تا کامنتی ننویسم اونهم با درکم با عملم سراغ قسمت بعدی نرمدیشب هم باز دوباره اومده شروع کردم ولی تا وسط های متن اومدم و کاری پیش اومد و ادامه ندادم تا امروز ظهر از اول شروع کردم و همین سر فصل
من برای گذشته و آینده ام سپاسگذارم
که بسیار جذاب اول نجوایی اومد که یعنی چی؟؟؟چه سپاسگذاری ای ؟؟؟؟چه گذشته با شکوهی داشتی ؟؟؟چه دستاوردی داشتی؟؟؟و چه آینده ای؟؟؟مگه هنوز آینده اومده که براش قدردان باشی؟؟؟و بسیار با جلال و جبروت بسیار شکوهمند بسیار معجزه آسا هدایت خدا که همینه کدام را قبول میکنی نجوایی که همیشه بهش عمل کردی و یا متفاوت بودن را ؟؟؟
آره هر گذشته ای داشتم امروزم را ساختم پس براش سپاسگذارم که الان اینجایم در این لحظه در این سایت در این جمع الهی امروزم سرآغاز فردایم هستم امروزم را زیبا شروع میکنمزیبا ادامه میدهم و زیبا به پایان میرسونمولی با امروزم فردایی شکوهمند ایجاد میکنم
خداوندا سپاسگذارتم بخاطر این توانایی در استمرار و ادامه دادنم و بخصوص ظرف درکم ظرف وجودم که وسعت یافته
به این قسمت متن رسیدم
در همان روزهای اول که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم مواجه شدن با این عبارت که: «من خالق زندگی خودم هستم» برای من بسیار عجیب و غیرقابل باور بود.
به هیچ وجه قبول نداشتم که من خالق زندگی ام بوده ام. اطمینان داشتم که والدینم در سرنوشت و شرایط فعلی من دخالت و تاثیر داشته اند.
و دقیقا به این توضیحات شما هدایت شدم که میگفتید نتایج گذشته شما چی میشه جواب اونها را باید بگیرید و زمانی که این را شنیدم درک نکردم و کلی هم در برابرش مقاومت داشتم
و امروز این لحظه درکش کردمکه خداوند میبخشاید هر آنچه در گذشته داشته ام و بابت اونها مورد سوال قرار نمیگیرم به شرطی که من تغییر کرده باشمتغییری که استمرار داشته باشد تغییری که در وجودم نهادینه شده باشدبا یک روز تغییر اتفاق خاصی نمیوفته ولی با استمرار نتایج معرکه و متفاوت هستند من در مسیر متفاوتی هستم در مسیر الهی نتایجم هم متفاوت هست ولی افکار و گذشته من هنوز در بعضی جهات با من هستند و هر چقدر بیشتر باورهایم را تغییر بدهم متفاوت دریافت میکنمچیزی هایی که به ظاهر بد هستند تبدیل به خیر و خوشی برای من میشوند
با تغییر نگرش با سپاسگذاری کردنبا تواضعبا اینکه هر آنچه هست به نفع من هست
و برای موفقیت و پیشرفت من اومده
چه چیزی در دل دارید؟ چه چیزی در دل ایجاد و شکل می گیرد؟ انتظار
انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد.
انتظارات من چیه؟؟؟انتظارات من از دیگران بود و چراهایی که مداوم دیگران را مقصر میدانستمولی یک مقصر اصلی داشتم واقعیت جامعه و اجباراینکه با این شرایط و این موقعیت مجبورم که این کار را انجام دهم مجبورم و محکوم به زندگیکاری نمیشه کرد و دست من هم نیستحتی به این فکر که حالا که شرایطی را پذیرفته ام با این آگاهی الانم ولی باز خیلی چیزها دست من نیست مثل اتفاقاتی که ممکنه در محل کار و برخوردهایی که رخ میدهد ولی الان میدانم و درک میکنم که حتی پشه ای هم که در جمعی فقط به سمت من میاید به افکار من مربوط هست درسته که الان دلیلش را نمیدونم و چگونه میتونم بهتر باشم ولی این درک برایم باعث میشه غُر نزنم،ناله نکنم،عصبی نشوم،پذیرا شوم و در جهت بهبود خودم گام بردارم
من مسئولیت تمام و کمال زندگیم را به عهده میگیرم
اما برای جاودانه شدن نیاز نیست حتما در سطح جهانی تغییر ایجاد کنید. همین که بتوانید در افکار، عقاید و نگرش هایی که از طریق شما به فرزندان و اطرافیانتان انتقال پیدا می کند بهبود ایجاد کنید به همان اندازه مهم و ارزشمند است که بتوانید در سطح جهانی تحول ایجاد کنید.
من یاد گرفتم موقعی که فروشگاهی میروم و یا جایی شخص برایم کاری انجام میدهد ازش تشکر کنم و برخوردی مهربان
و مدتی هست انجام میدهم و چقدر در خودم باعث ایجاد اعتماد به نفس و قدرت شده و اینکه برخورد زیبا چقدر انرژی را بالا میبرد و همین رفتار من در همسرم هم باعث شده که او هم مانند من رفتار کند اما چگونه تصمیم گرفتم برای خودم ارزش قائل بشوم و بجای اینکه خودم را مسبب ناراحتی کسی بدانم خودم را ارزشمند بدانم چون یاد گرفته بودم در هر جایی در هر فروشگاهی چه خرید انجام دهم و چه برای سوال کردن و دیدن باشد بعدش جمله معروف که
ببخشید مزاحم شدم
ولی تصمیم گرفتم تغییرات خودم را حتی در کلامم تغییر دهم و از خودم شروع کردم و اجباری در برخورد دیگران نداشتم ولی میدانستم رفتارها مُسری هستند و دیشب این امر برایم ثابت شد چند فروشگاهی رفتیم برای دیدن و انتخاب کفش که کدام بهتره و حالا بعد بخریم و در رفتار همسرم میدیم که حتی بیشتر و سریع تر از من واکنش نشان میدهد چون ناخودآگاهش شده بود و چقدر اعتماد به نفسش بیشتر شده بودو برای خودم بیشتر قابل تایید که من فقط برای خودم شروع کردم دوست داشتم خودم باشم درست بودن را انتخاب کردم و تاثیرات در اطرافیان چقدر زیباست
من ادامه میدهم
برای خودم برای قوی تر کردن خودم
و خدایی که به شدت کافیست
۱۴۰۲.۱۱.۲۹
با سلام و احترام
بنده موضوع خالق زندگی خود بودن را با فرمول انیشتین برای رابطه انرژی و ماده درک کرده ام و اسم این فرمول را “ فرمول هستی” گذاشته ام . در این فرمول E=MC^2 گفته شده شما با ارسال انرژی مثبت یا منفی (E) قادر خواهید بود ایده ها، شرایط و چیدمان افراد و وقایع (M) را به سرعت نور برای خودتان فراهم کنید و این موضوع با تمام آیات ذکر شده توسط شما استاد گرامی تطابق کامل دارد و نکته دیگر این فرمول این است که ما قادر نخواهیم بود برای دیگران خیر و شری طلب کنیم، مگر آنکه خود آن افراد با ارسال انرژی (فرکانس) خود را در مسیر آن قرار دهند.
همچنین نکته دیگر این فرمول موضوع انرژی یا فرکانس است. این فرکانس وقتی از بدن ما خارج شود، تعیین کننده خواهد بود. یعنی چه؟ یعنی اینکه در داخل بدن میان باورهای قدیم و آنچه تاکنون از اطرافیان و گذشتگان به ما ارث رسیده از یک طرف و باورها و خواسته های جدید از طرف دیگر، یک جنگ دائمی وجود دارد. به هر میزانی که هر کدام از این دو طرف موفق شوند، میزان و نوع انرژی خروجی از بدن متفاوت و نتایج ایجاد شده در زندگی ما نیز به همان میزان متفاوت خواهد بود.
شدت این انرژی (که وقایع اطراف ما را ایجاد می کند) می تواند به میزانی زیاد باشد که باعث بروز پدیده ای به نام “ معجزه” گردد. در این حالت این دیگران هستند که تصور می کنند معجزه ای رخ داده و لیکن از نظر خود شخص مومن و باایمان (همچون اولیاء الهی و پیامبران) موضوع کاملا طبیعی و بر اساس فرمول بوده است.
ایمان به این فرمول یعنی ایمان کامل به خداوند و قرآن کریمش. خدا رو شکر بابت این آگاهی. ممنونم خداجون
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان عزیز در این مسیر و استاد عزیز
خدارو سپاسگذارم که در این مسیر قرار گرفتم و یک روز دیگه به آگاهی هام افزوده شد
بیشتر ماها همیشه دوست داریم در زندگی دلیل مشکلات رو گردن دیگران و اطرافیان مون بندازیم چون اینجوری دیگه عدای وجدان کم کاری نداریم و همچنین بهانه خوبی میشه که کار و قدمی در جهت درست کردن اون مشکل برنداریم چون میگیم دیگه تقصیر من نیست که پس نمیتونم این شرایط رو عوض و مشکل رو حل کنم ولی بنظرم در این دنیا فقط مرگ چاره ای ندارد که البته مرگ رو هم باید بپذیریم ولی درکل برای هرچیزی یه راه حلی هست و این اط تنبلی و یا سرباز کردن و نااگاهی ما هست که مثلا وضع مالی مون خوب نیست بجای تلاش کردن و روتین مناسب در جهت بالا بردن درامد و ارتقاع کسب و کار میشینیم از نداشتن خانواده پول دار مینالیم یا میگیم نه ما حتی بهترین بیزینس رو هم ایجاد کنیم تو این مملکت که نمیشه یا میگیم به ما ارث زیادی نرسید که سرمایه داشته باشیم و فلان کار رو مثل فلانی راه بندازیم و پولدار شیم و هزاران دلیل دیگه
اما اگر بجای این حرف ها و فکر ها اول خواسته مونو به خداوند اعلام کنیم که درآمد بالا و شغل موفقی میخوایم و بعد در جهتش تلاش کنیم و روتین مناسبی در جهت درست کار کردن و ارتقا کار مکن داشته باشیم و انتظار بالا رفتن درآمد مونو داشته باشیم میبینم که خداوند بع خواسته مون پاسخ داده و تلاش هامونو محقق میکنه و به خواسته مون میرسیم
پس خالق زندگی مون خودمون هستیم چون عصر، عصر تکنولوژی هست ما میتونیم به تمام افکار و آگاهی های درست دسترسی داشته باشیم و حتی اگر فرمول های ذهنی نادرست مثل پول برای خانواده ما نیست و غیره بع ذهن ما منتقل کرده باشن ما میتونیم با کمک از هزاران کتاب و فایل های اسناد اون رو تغییر بدیم و خود خداوند مسیر رو نشون مون میده همونطوری که ما فقط خواستیم به طور صحیح لاغر شویم و هرکدوم ما به طور معجزه واری با سایت استاد عطار روشن آشنا شدیم و تمام فرمول های غلط ذهنی مکن با تلاش خودمون از بین رفت یا داره میره
خدای عزیزم مرسی بابت گذشته ام شاید اگر گذشته ام به همون شکلی که بود نبود من الان با این همه آگاهی مواجه نمیشدم
خدای معجزه گر ممنونم بابت تمام نعمت های زندگیم
نشان های دریافت شده
بنام خدای مهربان
با عرض سلام مجدد و تشکر فراوان در این تمرین شگفتی ساز
۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.
این سوال خیلی ذهن منو به چالش کشید و خیلی درباره اش فکر کردم و خیلی نکات کوچک و ریزی به یادم اومد که کاملا برام بی اهمیت بودن و زیاد بهشون فکر نمیکردم
من چون شدیدا از خودم بیزار بودم لطف و محبتی هم در حق خودم نه میدیدم و نه خودمو لایقش میدونستم
مثلا مادربزرگم هر کار خوبی میکردیم میگفت خیر ببینی ولی نه باورش داشتم و نه تاثیر خاصی رو من میزاشت و خودم مسئولشم صد در صد
با پدربزرگمم که شیخ بودن خیلی خیلی فاصله داشتیم و اصلا روابط خاصی بین ما نبود فقط ما بچه بودیم همش اصول الدین رو یاد ما میدادن و وقتی درست جواب میدادیم جایزه میگرفتیم ازشون و شدیدا برامون ابهت داشت و همیشه دلم میخاست بابابزرگی داشتم که باهاش بتونم عین تو فیلما صمیمی بشم و حسرت پدربزرگ و مادربزرگ صمیمی داشتم
مامان مامانم با دخترخاله ام خیلی صمیمی بود ولی ماها دورتر بودیم همش ما رو به نماز اول وقت سفارش میکرد و خیلی اهل روضه رفتن بود و گاهی که ما هم باهاش میرفتیم مسجدی یا نماز جمعه یادمه از این که نوه اش هستیم لبخندشون رو میدیدم و تشویق میشدم که حجابم خوبه و نوه خوبی هستم و ماشالله میگفتن بهم و حس خوب میداد
یا دوستان پدرم مخصوصا بقالی محلمون که برنج کوپنی میاورد و صف خیلی شلوغی بود چون بابام سرباز فراری بود و من کلاس چهارم بودم سربازی بود همیشه خودش با گاری برامون برنج رو میاورد در خونمون و همه اعتراض میکردن چقدر به ما لطف داره یجورایی
همسایه دیوار به دیوارمونم زمان سربازی بابام خیلی خدمتها به ما میکرد و هوامونو داشت به خاطر زن و بچه رفیقش مثلا کپسول گاز تموم میشد برامون گاز میکرد و من خیلی یادمه از بچگی اینو که همسایه خوب واقعا نعمته
ولی الان بیشتر فهمیدم ودرک کردم با این گام که حتی رنجشهای من مخصوصا چاقی من چقدر عامل رشد و پیشرفت من بوده و تمام زخم زبانها و غصه هایی که براش خوردم به نفع من بوده و من با چاقی خودم به پذیرش و آرامش بیشتری رسیدم و همه رو بخشیدم که حرفا به ظاهر ناخوشایند بوده ولی برای رشد و تغییر من لازم بوده و هیچ کار خدا بی حکمت نیس و تمام اینا محبت و نعمتی بزرگ بوده از جانب خدای مهربانم
مخصوصا که بار کج به منزل نمیرسید و من بسیار شجاع و توانمند بودم که هر بارم به در بسته خوردم باز از اول شروع کردم و نا امیدی فقط برای مدتهای کوتاهی بود با اینکه هیچ آگاهی نداشتم همیشه در حال تلاش بوده ام با وجود برچسبهایی که بهم میزدن خسته میشدم ولی حرف مامانمم همیشه آویزه گوشم بود که کی خستس دشمن
و اتفاقهای به ظاهر نامطلوب زندگی من همه محبت و لطف بودن که حالا دارم درکشون میکنم و خدا گام به گام حقایق رو برام واضح تر میکنه
و این خود من بودم که رنج رو برای خودم شدیدتر میکردم چون با اختیار خودم در افکار منفی فرو میرفتم و بارها سرم رو در کیسه زباله ای میکردم و با تهوع شدید بو میکشیدم
من فقط از این محبت باید درسشو میگرفتم و به مدار بالاتر میرفتم ولی گاهی گیر میکردم در یه حرف رنج آور کوچک و بارها و بارها در وجودم تبدیل به نیش زهرآگینش میکردم و ایجاد حس خشم و تنفر بیشتر از خودم و حس ناتوانی این من بودم که به جای پیشرفت پسرفت میکردم و در باتلاق افکار منفی سقوط و خودم خالق شرایط بدتر میشدم
با کتاب شفای زندگی لوییز هی خیلی تونستم با تمرین صندلی بخشش در صحنه تئاتر خودمو رها کنم ولی گاهی فکر میکردم دوباره باید تکرارش میکردم و نتایج عالیشو مستمر میکردم
اما خدا برنامه های الهی بیشتری رو برام در نظر داشت که هدایت و حمایت هم شدم و بینهایت فوق العادست و هر روز شگفتی جدیدتر چون من عاشق مسیرهای جدیدم و خیلی خدا رو شاکرم به خاطر محبتها و نعمتهاش
۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.
از وقتی که پا تو این سرزمین بهشتی گذاشتم خیلی خیلی تغییر کردم و زندگی من متحول شد و خیلی نور آگاهی قسمتهای تیره و ظلمانی زندگی منو روشن کرد و کاملا هم تغییر رفتار اطرافیانم رو میدیدم
بعضی ها که منو ساده میدونستن کلی از سادگی من سواستفاده میکردن و من به شدت حس مظلوم بودن داشتم و خودم اجازه میدادم بهم ظلم بشه
و الان که تغییر کردم حتی بهم میگن تو خیلی تغییر کردی و ما نمیشناسیمت و اون اسیه افسرده که همش تاج قربانی بر سرش بود وجود خارجی نداره و خیلی بهبودها تو زندگی من اتفاق افتاده
چون الگوها و فرمولهای زندگی من تغییر کرده و من عوامل بیرونی رو مقصر نمیدونم و همه چی از درون منه که شرایط بیرونمو رو میسازه
و تغییرات رضایت بخش خودم اطرافیان منم بهبود میده و روابطشون کاملا عوض میشه
واقعا با جنگ و دعوا و نفرین و ناله و پرخاشگری به هیچ موفقیتی نمیرسیدم که هیچ روابطمم خراب تر میشد و من هرگز لایق چنین روابطی نبودم و هر چقدر بتونم رو خودم کار کنم صد در صد مدارم بالاتر میره و این تاثیر برای تمام اطرافیانمم هست
من همیشه آرزوم بوده بتونم به دیگران کمک کنم و چاقهای ساده زیادی رو نجات بدم از دست روشهای غلط سواستفاده گران و اعتمادشون زیاد میشه به این مسیر خوشبختی برای نجات از گمراهی
و مطمئنم تناسب فکری منو به تناسب اندام همیشگی و با لذت میرسونه
و من نقش مهمی دارم از اینکه باورهای اشتباه خودمو به خواهر زاده هام منتقل نکنم
مخصوصا باورهای ریشه دار اصرار به خوردن و انتقال دهنده فرمولهای چاقی اشتباه به اونا نباشم و من نقش بزرگی دارم برای خراب نکردن تنظیمات کارخانه ای که خدا آفریده
و من باید از رفتار متناسب اونا یاد بگیرم که رو سیستم عالی خدا و بی دستکاری هستن و هنوز باورهای مخرب در اونها نیس
درسته که من ازدواج نکردم و نسلی از من نیس ولی اطرافیان خیلی زیادی دارم که نباید تاثیر مخرب روشون مخصوصا در مورد فرمولهای چاقی و اصرار به بیشترین خوردن داشته باشم و همه چی خود به خود و ناخودآگاه اتفاق میفته
مثلا من در شبهای قدر تمام باورهای خودمو که از گذشتگان میدونستم و بهم انتقال داده شده بود با سوالاتی که ازم درباره خدا میپرسیدن به خواهرزاده هام میگفتم که بعدها خواهرم میگفت تو چه حرفی به اینا زدی هر چی میگم قبول نمیکنن میگن خاله آسی اونجوری یادمون داده که خودمم یادم نمیومد چه باورهای اشتباهی بهشون انتقال دادم ناخودآگاه و خیلی بیشتر مراقب حرفام شدم چون من خیلی تاثیر گذارم براشون
خودمم به حرفایی که در بچگی میشنیدم یادمه مقاومت نداشتم و هر چی بهم میگفتن بی چون و چرا قبول میکردم
و وقتی من دیگه ادامه دهنده خرافات یا عقیده اشتباهی نباشم صد در صد تاثیر گزار و بهبود دهنده میشه و نسل جدید آگاه تر و هوشمندتر و پاک تر ادامه پیدا میکنه و بهبودی اتفاق میفته
و استادی داشتم که قسم آخر کلاس میخورد و من عاشق این قسم هستم که
من قسم میخورم که خواهران و برادرانم رو قضاوت نکنم و دردشون رو کوچک نشمارم
ومن قسم میخورم که همه گذشتگانم رو ببخشم چون آنها حلقه معیوبی در زنجیره نفر قبلی بودند
و من قسم میخورم که با نور آگاهی قطع کننده این زنجیره معیوب باشم و اگر از جایی که هستم راضی نیستم جامو عوض میکنم چون من یک درخت نیستم
من زنده ام من بهترینم و هر چی که بخوام رو بدستش میارم
من تعیین کنندم که تو زندگیم چه اتفاقی میفته خدای من خواسته که من باشم پس هستم
خدای من خواسته که به من جبرا اختیار داده که من سرنوشت رو از سر بنویسم پس مینویسم ایندفعه خوش خط مینویسم ایندفعه قشنگ مینویسم ایندفعه جوری مینویسم که خودم میخام
اصل خودت باش تمام
۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید
برنامه من دقیقا بر اساس برنامه ریزی دقیق الهی هست که برام در نظر گرفته با توجه به تغییراتی که خودم برای رشد و پیشرفت برای رسیدن به تمام آرزوهام دارم اموزش میبینم
و من با عمل صالحی که در قران مدام سفارش شده و لیست خاصی هم خدا براش تعیین نکرده
و این رسالت الهیه منه که در این سایت مشغول به تغییر اول خودم هستم و انسان سازی و صد در صد بهبود دهنده زندگی اطرافیانم هستم و میتونم عمل صالح انجام بدم و رحمت الهی شامل حال خوش من میشه
بر اساس الگوها و فرمولهایی که در قران اومده مخصوصا شرایط انفاق انجام بدم که در دوره فوق العاده ماه رمضان یاد گرفتم انفاق کردن هم فقط ثروت مالی نیس
انفاق از لبخند انفاق از چیزهایی که خودم دوستشون دارم و گنج من هستن
و به طور مثال وقتم همین نوشتن در سایت که ممکنه برای کسی واضح کننده مسیر باشه چون خودمم از خوندن دیدگاه تمام دوستانم لذت میبرم و خیلی درسها برام دارن و ایجاد اشتیاق برای ادامه دادن و حال پر از نشاطشون به منم ذخیره میشن و بی نهایت نتایجشون در من انگیزه بخش الهی هست
حتی خودم حس رضایت دارم از این عمل صالح و حالمو شدیدا خوب و رضایت بخش میکنه و دقیقا به این عمل صالح اعتقاد دارم
و ایمانم تقویت میشه که نه غمی از گذشتگانم داشته باشم و نه ترسی برای آینده
و من برای گذشته و آیندهام سپاسگزارم
و یاد بگیرم از احساس گناه دوری کنم و عذاب وجدانی که خودم برای خودم تعریف کردم بر اساس باورهای اشتباه که حس لیاقت و ارزشمندی رو برام کم رنگ میکنه و باعث میشه خودمو لایق رحمت الهی ندونم با نور آگاهی
مخصوصا از گناههای بزرگ قضاوت دیگران تهمت زدن گله و شکایت کردن خودمو رها کنم و لایق جانشین خدا بودن قرار بدم و جا برای نعمتهای پاک الهی باز میکنم
تو کوله بارم بار حسادت و چشم و هم چشمی به زندگی دیگران وجود نداره و زباله های وجودیمو دور میریزم و مدام پاکسازی میکنم و آلارم چی پی اسم کاملا هوشیاره و سنسورامو دارم تمیز میکنم
چون فنجون وجودی من خالی میشه برای دریافت و ذخیره چیزهایی که برای خوشبختی این دنیا و سعادت آخرت بهش نیاز دارم و وقتی ظرفیت وجودی من جای خالی وجود داشته باشه میتونم ذخیره سازی انجام بدم
چون وقتی پر از انرژیهای منفی باشم انرژیهای مثبت جدید که دارم تولید میکنم از وجودم سر ریز میشه و قابل ذخیره کردن نیس و من وجودمو با نور هدایت الهی پاکسازی میکنم از تمام باورهایی که حس منو خراب میکنن
تمام نشانه ها رو توجه میکنم و نمیزارم تو بیراهه بیفتم و گمراه بشم و از باتلاق در جا زدن رهایی پیدا کردم و باری به هر جهت زندگی نمیکنم و اونجوری زندگی میکنم که دلم میخاد و تمام رویاهای خواستنی من تبدیل به داشتنی میشن
و هر چقدر بتونم با شکر گزاری کلامی و قلبی و عملی در زندگیم باعث فراونی بشم و از نعمتهای فراوان با توجه به منابع پایان ناپذیر الهی زندگی کنم یعنی ذخیره رحمت الهی شامل حالم میشه
و من هر چقدر خوشبخت تر زندگی کنم به اون خانه ای تبدیل میشم که خدا خاسته برای اشرف مخلوقاتش که بهش احسنت گفته موقع آفرینش
و عمل کردن به قوانین الهی که باعث ذخیره بیشتر و بیشتر رحمت الهی میشه
خدای من بیشتر از من میخاد رحمتشو شامل حالم کنه و من تا به حال مانع و حجاب بودم و سد محکم و این سد در من شکسته شده و به راه راست و مستقیم هدایت شدم
و نشانه پر رنگ در من اینه که حالم خیلی خیلی خوبه و همه چیز در جهانم زیبا و نیکوست و رو به افزایش فراتر از انتظار من
خدا جونم به خاطر تمام رحمتها و نعمتهایی که شامل حالم کردی بی نهایت سپاسگزارم
استاد عزیز برای گامهای متوالی و انرژی بخش و شگفتی سازتون بی نهایت متشکرم
آسیه جونم به همراه فرشته خوشبختی وجودم لایق بهترینها هستید و بهت افتخار میکنم
در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و در حال رشد و پیشرفت به سوی خوشبختی روزافزون و در مسیر بهترین نعمتها ثروت سلامتی آرامش
نشان های دریافت شده
با یاد و نام خدا
من برای گذشته و آینده زندگیم سپاسگزار خداوند هستم.
من از گذشته زندگیم خیلی راضی نبودم البته پدر و مادرم انسان های دوست داشتتی و شریفی بودن ولی خوب وضعیت مالی زندگی ما خیلی خوب نبود و من همیشه گله می کردم که خدایا چرا خانواده ثروتمندی ندارم!
چرا وضعیت من نسبت به دوستام پایین تره!
گاهی هم می گفتم کاش توی خانواده ای زندگی می کردم که می تونستم خواسته هامو به دست بیارم.
اونوقتا خیلی دلم می خواست کلاس ورزشی شرکت کنم اما خونه مون از سالن ورزشی دور بود ما هم ماشین نداشتیم و پدرم قبول نمی کرد تو اون شرایط برم ومن همیشه از بابت این موضوع ناراحت بودم.
در مورد سوال دوم راستش تا چند سال قبل من همه ی زمین و زمان را مقصر شرایط زندگیم می دونستم و اصلا نمی تونستم بپذیرم که من تو این شرایط تاثیر گذارم.
مثلا می گفتم چرا پدر ومادر من پولدار نبودن؟
چرا ارث ومیراثی برامون نداشتن؟
چرا همسرم شرایط مالیش تغییر نمی کنه؟ چرا سطح درآمدشو بالاتر نمی بره؟ چرا شرایط زندگیم اجازه نمیده سطح تحصیلاتم رو بالاتر ببرم؟ چرا چرا و هزاران چرای دیگر که همه به دیگران برمی گشتن و خودمو تو ایجاد این وضعیت مقصر نمی دونستم.
اما از وقتی با استاد آشناشدم و دوره های مختلف شرکت کردم متوجه شدم که هر شرایطی که الان تو زندگیم دارم مقصر صد در صدش خودم هستم. باورهای من و چیزهایی که در ذهنم ثبت شده و مرتب به اونا فکر می کنم و بهشون پروبال میدم زندگیمو می سازند
هر چیزی را که بیندیشیم، خلق خواهیم کرد…هرچه را که احساس کنیم، جذب خواهیم کرد…هرچه را که تصور کنیم،همان خواهیم شد…چون زندگی یک پژواک است…هرآنچه می فرستیم باز می گردد…هرآنچه می کاریم درو می کنیم…هرآنچه که می دهیم باز می گیریم.
کلا همه چیز به خودمون ربط داره باید از درون شروع کنیم باید با خودمان به صلح درونی برسیم تا دنیای بیرون اصلاح بشه.
من خالق شرایط زندگی خودم هستم و این نکته رو می پذیرم که اکنون در هر شرایطی هستم خودم اونو جذب زندگیم کردم واگه قراره تغییری اتفاق بیفته خودم باید باورها و خواسته هامو تغییر بدم.
من تلاش می کنم که این اطلاعات وآگاهی ها را در زندگیم وارد کنم که من برتمام کائنات و همچنین بر آینده ی خودم ،خانواده و حتی دیگران تاثیرمستقیم دارم پس هیچ کار خیر و نیک وزیبایی را کوچک وبی ارزش نمی دانم وبه دنبال جمع آوری کارهای مثبت در زندگیم هستم چون می دانم که می توانم منبع خیر وبرکت برای خودم وسایرین باشم و به گسترش جهان هستی کمک کنم و دست خداوند در این جهان باشم.
خدایا برای دریافت این آگاهی ها سپاسگزارم🙏
بنام یگانه فرمانروای هستی
سلام وعرض ادب خدمت استاد وتمام دوستان همفرکانسم
من برای آینده وگذشته ام سپاسگزارم
استاد عزیزم از خداوند برای خود وخانواده محترمتان بهترینها را طلب میکنم وسپاسگزار محبتهای بی دریغتان هستم که این آگاهیها را با ما رایگان به اشتراک میگذارید
تمرین اول : من قبلا خداوند را مقصر غم وغصه هام واعتماد به نفس پایینم میدیدم چون از همون بچگی مامانم را ازم گرفت ومن همیشه احساط کمبود میکردم واحساس میکردم در مقایسه با بچه های هم سن وسالم من یه چیزی کم دارم وخودم را از همه پایینتر میدیدم وخداوندم را سپاسگزارم که با اساتید عزیزی آشنا شدم که این نگرشم را تغییر دادم وهمچنین نزدیکانم را مقصر دانشگاه نرفتنم میدانستم بنا به دلایلی ولی بعدا فهمیدم که خودم خالق زندگیم هستم ودیگران هیچ تاثیری در زندگی من ندارند ومن همه آنها را میبخشم ورابطه ام را با خالقم بهتر وبهتر میکنم
تمرین دوم،من قبلا فکر میکردم که در بیشتر موارد مصلحت خداوند در زندگیم دخیله ولی خدارو شکر وبه لطف خداوآموزه های استاد نگرشمو تعییر دادم ومن خودم را خالق زندگیم ومسول گذشته وایندهام میدانم خداوند فقط طبق قوانینش وبا توجه به افکار واحساسات من عمل میکند وشرایط واتفاقات را وارد زندگیم میکند ومن همین جا مسولیت تمام زندگیم را صد در صد به عهده میگیرم
تمرین سوم ،من میپذیرم که خالق بیماری در جسمم فقط وفقط خودم هستم ومتعهد میشوم با تغییر افکار ونگرشم این شرایطم را به سمت سلامتی ام تغییر دهم
من مسولیت صد در صد نداشتن کسب وکار ی پر درآمدونداشتن پس انداز مالی را میپذیرم وتلاش میکنم که با تغییر افکار ونگرشم وهدایت خداوند در مسیر پیشرفت وموفقیت قدم بردارم
من مسولیت صد در صدی غمگین بودنم را میپذیرم وبا توکل برخداوند وتغییر افکارم سعی میکنم که شادی درونیم را بدست بیاورم
من مسولیت صدر در صد برخورد ها واتفاقات زندگیم را میپذیرم وتمام سعیم را میکنم که با تغییر افکار واحساساتم خودم را خالق زندگیم بدانم وهیچکس را مقصر ندانم بجز خودم وبه خودم بگم که هر اتفاقی که میافتد خزر من در آن هست ونگران ونارانت نباشم
تمرین چهارم ،من بارها در زندگیم به خاطر وجودمادرمرحومم مورد لطف ومحبت اطرافیان قرار گرفتم حتی کسانی بودن که من وخواهرام اونا را نمیشناسیم ولی اونا ما رو میشناسن وبه ما لطف ومحبت میکننند واز مادرم یاد میکنند بااینکه حدود ۳۰سال هست که مامانم به رحمت خدا رفتن ولی یاد وخاطره اش هنوز زنده هست ومن هم میخوام که بعدها مث مامانم به خوبی ازم یاد بشه
تمرین پنجم ،من متعهد میشوم که با استمرار در این مسیر معنوی وتعییر وتحول در افکارم نه تنها یکانتقال دهنده خوب باشم بلکه باعث تحول در زندگی خودم وخانواده ام ونسل بعد خودم باشم
تمرین ششم،من با مهربانی ومحبت نسبت به همسر وفرزندان و اطرافیانم میخوام که رحمت الهی را در زندگیم زیاد کنم ،با بخشش کسانی که با رفتار وحرفاشون دلمو شکوندن میخوام که رحمت الهی را زخیره کنم در زندگیم،با کنترل ذهنم وافکار مثبتم میخوام کا مورد رحمت خداوند قرار بگیرم، با دوری از جمع های که غیبت میکنند ،قضاوت نکردن دیگران وخودم ،باحضور در جاهای که احساسمو خوب میکنه ،با دوست داشتن خودم،با یکی دونستن خودم ودیگران با خداوند،باحرف زدن با خداوند وایجاد رابطه خوب با خدایم ،با کمک به دیگران ،با بالا بردن اعتماد به نفسم ،با قوی کردن ایمانم به خداوند وبا باور کردن خود وتوانایهام که همه باعث احساس خوب در من میشوند میخوام که رحمت الهی را در زندگیم زخیره کنم
خداوندرا بینهایت شاکرم بابت حصورم در این جمع وفضای معنوی
برای همه آرزوی موفقیت وسربلندی دارم
به نام خداوند بی همتا و یکتا و مهربان
با سلام و درود فراوان
خدای مهربانم در درک این مطالب بینظیر که برگرفته از کلام شماست یاریم ده
خدایا من رو در تامل و درس گرفتن و سپاسگزاری .از زندگی گذشته ام کمک کن.
هر گام بینطیرتر از گام قبل !!!!
در حصوص تمرین اول
من در سالهای گذشته خیای کم دیگران را مقصر شرایط زندگی خودم میدونستم طوری بود که اللن خیلی فکر کردم که آیا من در زندگی دیگران را مقصر دانسته ام اگه بله کی و کجا ؟
به این نتیجه رسیدم که باز همون ترس از خدا و اینکه سرنوشت همه در وست خداست و از قبل تعیین شده باعث شده که من بپذیرم که این شرایط لایق من بوده که خدا نصیبم کرده اما این رو همیشه تو ذهنم داشتم کاش همسرم از خانواده دیگه ای بود چون من عاشق همسرم بودم و خانواده پر از داستانی که داشت چندین بار به خودم میگفتم کاش همسرم در خانواده کم جمعیت و کم حاشیه ای بود اگه اینطور بود شاید ما زندگی بهتری داشتیم اما اللن با هدتیت به این سایت میگم
تمام مسئولیت زندگی و سرنوشتم رو خودم بر عهده دارم .
و این نتیجه ای که من در مورد سوال یک گرفتم دقیقا به جواب سوال دوم ربط داره
بله درسته من کاملا خالق زندگی خودم هستم اما فکر میکنم هنوز به درک کامل آن نرسیدم چرا? چون دارم فکر میکنم شرایط گذشته ام و زندگی فعلی ام رو که با این آگاهی میگم خودم ساختم و مبشه گفت مقصر اصلیش خودم بودم نه دیگران و اتفاقات و حواشی دیگران پس من الان به چه شکل و چطور باید خودم رو از حواشی بیرون بکشم و سرنوشت رو خودم بسازم ؟ تا حدودی با آموزش های این سایت یاد گرفتم اما خیلیییی مونده تا یاد بگیرم خااق زندگی خودم باشم باید عمل کنم فقط ک فقط عمل به آموزشها میتونهمن رو خالق زندگی جدیدم کنه
جواب تنرین ۳
من باید با تغییر رفتار رو نگرشم به تناسب اندام دلخواهم برسم و مسئولیت آن را بپذیرم من باید با تغییر افکار و نگرشم خودن رو از حواشی دیگران نجات بدم من باید با تغییر افکار و نگرشم دنبال راهکار احستس خوبم باشم من باید با تغییر افکار و نگرشم ثروت و فراوانی رو به زندگی ام وارد کنم من باید با تغییر افکار و نگرشم به خدای خودم خدای واقعی خودم نزدیک و نزدیکتر باشم تا با همراهی اون به آرامش و خوشبختی برسم .
من متعهد مبشوم با ادامه و استمرار در این مسیر و تغییر شرایط زندگی ام همسو با ویژگیهای خداوند خلاقیت و مهربانی و عشق و زیبایی و گستردگی و فراوانی و پذیرشش در همه جا بهبهود دهنده زندگی ام باشم و تاثیرات عالی برای نسل آینده ام داشته باشم
من باید از طریق ارتباط جدیدم با خدای عزیزم از طریق نزویک شدن به او از طریق راهنمایی او و عمل کردن به آنچه اک در جهت بهبودی زندگی ام گفنه با آمکزش های جدید و فراموشی نگرش های قبلی رحمت الهی را به زندگی خودم سرازیر کنم انشا اله با این تصمیم و روش جدید بیتونم یقین دارم میتونم رحمت الهی رو ذخیره کنم.
نشان های دریافت شده
یا حق
سلام و درود به همراهان سایت تناسب فکری و استاد عزیزم
من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🙏🙏🙏
همیشه پدر و مادرم رو مقصر این زندگی میدانستم و میگفتم کاش تو یه خانواده دیگری بودم الان اوضاع و شرایطم اینجوری نبود
کاش پدرم پولدار بود من الان تو این وضعیت نبودم
کاش مادرم کمی خوش صحبت باشه زبون نرمی داشت الان وضعیت زندگی من اینجور نبود
بخاطر مادرم هس که خانواده ی همسرم بهم اونجوری که میخام احترام نمیزارن
ببین فلانی مادرش چه زبون چرب و نرمی داره و همه احترامش دارن بخاطر مادرشه
پس منم اگه مادرم زبونش چرب و نرم بود الان جایگاه بهتری داشتم تو خانواده ی همسرم
همش مقصر رو ميندازم گردن مادر و پدر و
ولی از موقعی که با این دوره ها آشنا شدم و خودم رو مقصر چاقی خودم دونستم
متوجه شدم که خودم در تمام زندگیم مقصر ۱۰۰درصد هستم
با افکار اشتباهی که در سر دارم
این زندگی رقم میخوره
من همیشه دوست داشتم همسر آینده ام طوری باشه که وضع مالیش خوب باشه دوستش داشته باشم خانواده ی خوبی داشته باشه و من در این مسیر موفق شدم خداوند منو به آنچه دوست داشتم هدایت کرد
و شکرگزاری خداوندم که موفق شدم در مهمترین اصل زندگیم که ازدواج هستش 🙏
ولی در مورد وضعیت مالی همسرم الان اونجوری که بخوام راضی نیستم
خدا رو شکر میکنم هر روز برای این همه دارایی که خداوند نصیبمون کرده
ولی دوست دارم بخاطر اون همه زحمتی که میکشه بیشتر پاداش بگیره
اونم اگه خودش بخواد
چون همسرم قبلا مقصر اینکه وصع مالیش اون طوری که میخاد نیس رو گردن اربابش مینداخت
و میگفت مثلا پول بخوام بهم نمیده اون نمیزاره من پیشرفت کنم
و خیلی دلایل دیگه
ولی من مقصر صد در صد این کار رو خودش میدونم چون خودش نمیخاد بیشتر پیشرفت کنه بیشتر پول در بیاره چون ترس داره اگه خودش بره مغازه بگیره شاید شکست بخوره
و چون مانع سر راهش داره نمیتونه موفق بشه
یا میگه باید برادرم همرام باشه من از عهده ی این کار برنمیام
خودم نمیتونم و اگه دست به کاری بزنه هم موفق نمیشه چون خودش رو ناتوان میبینه
به همین دلیل موفق نمیشه
در صورتی که برادر کوچیکترش این کار رو انجام داد و از جایی که کار میکرد استفاء داد و خودش شروع به کار کرد نه ترسی داشت نه چیزی فقط امیدوار بوده به خداوند
که خداوند کمکش میکنه
الان اون برادرش بهترین شرایط مالی رو داره
و دست خدا شده برای کمک به این و اون
چون خودش خواسته چون ترس نداشته توکل کرده و خدا کمکش کرده
ادم اگر بخواد همه جی جور میشه
فقط کافیه تو بخواهی
خدا بهت میده
تو این دنیا پر از فراوانیه پراز نعمته
فقط کافیه بریم سمتش
نمیشه که ترس و اضطراب داشته باشی و دلت هم بخواد کاری انجام بدی و تو اون کار موفق نمیشی و بگی خدا نمیخاد
خدا برای من نمیخاد
نه جانم خدا برای همه خیر و نیکی میخاد
این ما هستیم که نمیخاهیم و میگیم خدا نمیخاد برامون
خداوند بهترین ها رو در اختیار ما گذشته
همه چی در این دنیا دو وجهیه
و این ما هستیم که تصمیم میگیریم کدوم سمت بریم
خودمون خالق زندگی خودمون هستیم
زندگی الانم نتیجه افکار و باورهای گذشته ام هس
و زندگی آینده ام به الان بستکی داره که چه افکار و باوری دارم برای زندگیم
خودمون زندگی خودمون رقم میزنیم و هر چه الان داریم از فکر و باورمونه
🥰🥰