انسان های زیادی در مدت حیات خود خواسته های زیادی در وجودشان شکل می گیرد، حتی ایده های در ذهنشان مرور می شود که قدم اول برای حرکت به سمت تحقق رویاهایشان است. اما اطمینان لازم برای حرکت کردن را ندارند.
دعا کردن، درخواست کردن، مطالعه کردن، نوشتن و … برای درک آگاهی های زندگی با کمک خداوند در صورتی تاثیرگذار خواهد بود که اعمال تان بر اساس ایمان به هدایت الهی باشد.
مشورت گرفتن از دیگران
سال های زیادی از زندگی ام وقتی تصمیم به انجام کاری داشتم سعی می کردم از افرادی که در این زمینه آگاهی دارند مشورت بگیرم. همیشه پدرم به من توصیه می کرد در انجام کارها مشورت بگیر و این ضرب المثل را به کار می برد:
نادان نمی داند و نمی پرسد اما دانا می داند و می پرسد.
اولین سالی که کنکور شرکت کردم در دو رشته دانشگاه تهران پذیرفته شدم. یک رشته روزانه بود و دیگری شبانه.
من دوست داشتم رشته شبانه را برای ادامه تحصیل انتخاب کنم اما در مشورت هایی که پدرم با افراد به اصطلاح آگاه انجام داد به این نتیجه رسید که اصلا رفتن به تهران برای درس خواندن صلاح نیست و به این ترتیب علاقه من نادیده گرفته شد.
البته که خودم هم از رفتن به تهران ترس داشتم چون تصورم این بود که زندگی در شهری به این بزرگی با جمعیت زیاد کار سختی است. بنابراین با اولین مخالفت های پدرم من هم اصرار نکردم اما بعد ها همیشه آنها را مقصر عدم پیشرفت خودم می دانستم.
سال بعد بدون تلاش خاصی برای آماده شدن جهت کنکور در دانشگاه علمی کاربری رشت قبول شدم و این بار با کسی مشورت نکردم و چون دوست داشتم زندگی در شمال کشور را تجربه کنم راهی رشت شدم و چند سالی که در شمال کشور زندگی کردم بهترین سال های زندگی ام بود.
بعد از اتمام دانشگاه وارد کسب و کار آزاد شدم و به همراه یکی از دوستانم مغازه تایپ و خدمات کامپیوتری تاسیس کردیم که خیلی ساده و ابتدایی بود. خیلی زود دوستم منصرف شد و عهده دار مسئولیت مغازه شدم و به آرامی شرایط مغازه بهتر می شد.
دو سه سال بعد به پیشنهاد یکی از آشنایان به کار در یک شرکت دولتی دعوت شدم. خودم به هیچ عنوان کار دولتی را نمی پسندیدم اما مشور با دیگران باعث شد که برخلاف میل خودم مغازه رو جمع کردم و وارد کار اداری شدم که قبلا شرح حال آن را داده ام.
۸ سال مشغول کار اداری بودم که ۵ سال آخر هر روز شرایط سخت تر می شد اما جرات ترک کار را نداشتم.
با هر کسی مشورت می کردم به شدت من را از ترک کار منع می کرد و عصبانی می شدند که همه دنبال کار اداری هستند آنوقت تو می خوای کار رسمی رو ترک کنی بری سراغ کار آزاد!!!!
چند سال به این روال سپری شد تا با فردی که مهارت فنی داشت و چندین شغل موفق را ایجاد کرده بود مشورت کردم که برخلاف دیگران به من امید و انگیزه داد که اگه دوست داری وارد کار آزاد بشی خیلی خوبه ولی باید تصمیم بگیری که برای بهتر شدن شرایط ادامه زندگی ات تلاش کنی. اگه از شرکت بیای بیرون و شرایط بدتر بشه اونوقت خیلی اذیت می شی.
نکته ای که بعدها متوجه شدم این بود که فردی که با او مشورت کردم عقیده داشت که نتیجه کار دست خودته و به انگیزه و تلاش خودت بستگی داره بخاطر همین تاکید می کرد که اگه می خوای از شرکت بیای بیرون مشکلی نیست ولی باید تصمیم بگیری که در شغل آزاد تمام تلاشت رو به کار بگیری که شرایط زندگی ات بهتر از قبل بشه.

هدایت الهی جایگزین مشورت انسانی
از سال ۹۳ که در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و خیلی زود متوجه شدم که برای تغییر زندگی فقط باید روی هدایت الهی حساب کنم هرگز برای تصمیماتی که در این چند سال اتخاذ کردم از کسی مشورت نگرفتم.
تصمیمات زیادی در این چند ساله اتخاذ کردم که برخی از آنها بدین شرح است:
- برای پرداخت بدهکاری ها تصمیم گرفتم بیمه نامه های فرزندانم را با ۵۰ درصد جریمه باطل کنم.
- تصمیم گرفتم تمام اقساط بانکی را قبل از موعد مقرر تسویه کنم.
- تصمیم گرفتم دوره های آموزشی متعدد برای تغییر زندگی خریداری کنم.
- تصمیم گرفتم برای رهایی از بدهکاری دسته چک های بانکی رو پاره کنم.
- تصمیم گرفتم فروش مغازه ابزار و یراق فقط نقدی باشه.
- تصمیم گرفتم برای لاغر شدن از قدرت ذهن استفاده کنم.
- تصمیم گرفتم لاغری با ذهن را به دیگران آموزش دهم.
- تصمیم گرفتم برای تمرکز بر آموزش مغازه رو جمع کنم.
- تصمیم گرفتم کسب و کار اینترنتی راه اندازی کنم.
- تصمیم گرفتم هرگز در زندگی ام وام و قرض نگیرم.
تصور کنید برای هر کدام از این تصمیمات با اطرافیانم مشورت می کردم. چه اتفاقی می افتاد؟
جالب اینکه هنوز برخی از نزدیکانم به من می گویند اشتباه کردی مغازه رو جمع کردی اگه داشتی الان سرمایه ات چند برابر شده بود.
من از همان روزهای اول تصمیم گرفتم به جای مشورت کردن با انسانها فقط به هدایت الهی و ایده های خداوند که در ذهنم ایجاد می شود و به عمل کردن به آنها ترغیب می شوم عمل کنم.
حتی برخی مواقع هدایت الهی از طریق شنیدن صحبت های دیگران یا خواندن عبارتی در یک کتاب یا حتی حرفی که از زبان فرزندانم به من زده شده است که آن قدم بعدی من برای تحقق آرزویم بوده است و باید به آن عمل می کردم.
خیلی جاها تصمیماتی گرفتم که به شدت ترسناک بود چون هیچ سابقه از از نتیجه همچین تصمیماتی نداشتم ولی با هر ضرب و زوری بود به ایده هایی که در ذهنم مرور می شد عمل می کردم.

تصور کنید زمانی که فروش مغازه بهتر شده بود این ایده در وجودم شکل گرفت که فروش نسیه ای رو متوقف کن و به مشتری ها اعلام کن که فقط فروش نقدی خواهد بود.
عواقب این کار برای من واضح بود که قطعا خیلی از مشتری هایی که سالهاست نسیه کار می کنند دیگر به من مراجعه نخواهند کرد ولی نتیجه این هدایت الهی برای من واضح نبود چون هیچ سابقه ای در ذهنم برای این گونه تصمیمات نداشتم.
خیلی مردد بودم و احساس ترس از عواقب این تصمیم داشتم. از خداوند درخواست هدایت کردم و گفتم خدایا چطور بر ترسم غلبه کنم و به ایده هایی که در وجودم ایجاد می کنی عمل کنم.
به طور واضح درک کردم که به این فکر کن که وقتی به این ایده عمل کنی از نتیجه ان چه احساسی خواهی داشت. اگر احساس خوبی داشتی مطمئن باش و عمل کن.
وقتی به این فکر کردم که فروش مغازه فقط نقدی شده و دیگه نیاز نیست تماس بگیرم و درخواست کنم افراد مقداری از حسابشان را پرداخت کنند و دیگه نیاز نیست روی اقساط مشتری ها حساب کنم و همه چیز واضح و ساده خواهد شد خیلی احساس خوبی داشتم.
بنابراین با اطمینان این موضوع را به استادکارها اعلام کردم. همانطور که فکرش را می کردم خیلی ها عصبانی شدند و رفتند و چند هفته مراجعه به مغازه به شدت کاهش پیدا کرد اما خداوند وفادار به وعده های خود است و پس از مدت کوتاهی سر و کله مشتری های جدید که فقط نقد می خریدند و اتفاقا حجم خرید آنها بیشتر از مشتری های نسیه بود به مغازه من مراجعه کردند و شرایط بهتر از قبل شد.
برای اجرای تک تک هدایت الهی دچار ترس و نگرانی می شدم اما همیشه با استفاده از راهکاری که خداوند به من داده بود به احساسی که از نتیجه اجرای اون ایده خواهم داشت فکر می کردم و اشتیاق من برای عمل کردن به اون ایده چندین برابر می شد و با اطمینان عمل می کردم.
حتی زمانی که خواستم برای تمرکز بیشتر بر کسب و کار اینترنتی مغازه ابزار و یراق رو جمع کنم باز دچار ترس و نگرانی شدم ولی به همین روش ایمان و توکلم به خداوند رو تقویت کردم و در کمتر از یک ماه همه اجناس رو به قیمت پایین تر از فاکتور فروختم.
خیلی ها سرزنشم می کردند که مغازه رو جمع نکن. یا حالا که می خوای جمع کنی چند ماه صبر کن که یواش یواش جنس ها رو به قیمت خوب بفروشی.
ولی من آگاه شدم زمانی را که باید صرف کنم تا اجناس مغازه رو به قیمت یه کم بیشتر بفروشم رو وقتی بذارم روی گسترش هدف جدیدم نتایج مالی خیلی بیشتر از مقداری خواهد بود که از بیشتر فروختن اجناس مغازه کسب خواه کرد.
و دقیقا همین اتفاق افتاد و چند ماه بعد از جمع کردن مغازه درآمد من هر ماه چندین برابر فروش مغازه ابزار و یراق شده بود.

عمل کردن بر اساس ایمان
گفتن عبارت (من به خداوند ایمان دارم) به تنهایی موجب تغییر شرایط زندگی تان نخواهد شد. خیلی ها در تمام عمرشان می گویند که به خداوند ایمان داریم اما تغییری در زندگی آنها ایجاد نمی شود.
ایمان به تنهایی باعث کسب نتیجه نخواهد شد بلکه باید با تکیه بر نیروی ایمان، عملکرد خود را تغییر دهید.
به این آیات در قرآن کریم توجه کنید:
- هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد. (سوره بقره آیه ۶۲)
- هر کس از زن و مرد عمل نیک انجام دهد در حالی که او (به خدا) ایمان دارد. (سوره نحل آیه ۹۷)
- کیست نیکو گفتار از آن شخص که به خدا دعوت کند و عمل نیک انجام بدهد. (سوره فصلت آیه ۴۱)
- هر کس به ملاقات پروردگار خود امیدمند است، حتما عمل نیک انجام دهد. (سوره کهف آیه ۱۱۰)
در قٰرآن همیشه عبارت ایمان و عمل پشت سر هم آمده است. یعنی ایمان به تنهایی موجب سعادتمندی نخواهد شد بلکه ایمان به همراه عمل صالح سبب خوشبختی در دنیا و آخرت می شود.
بنابراین باید سعی کنید بر اساس ایمان خود به هدایت الهی عمل کنید تا کمک خداوند را در زندگی خود تجربه کنید.
اگر به کمک خداوند ایمان دارید باید شجاعت گام برداشتن برای تحقق آرزویتان را داشته باشید.
خیلی از افراد مخصوصا خانم هستند که از سالها قبل دوست داشته اند رانندگی یاد بگیرند اما پس از سالها هنوز هیچ اقدامی نکرده اند. آرزو برای تبدیل شدن به واقعیت نیاز به عمل دارد.
اگر به خداوند ایمان دارید و بر اساس ایمان خود در قلب شما آرزوها و خواسته هایی شکل می گیرد اما ایمان شما منجر به حرکت کردن برای تجلی خواسته تان نمی شود خداوند اجباری به حرکت دادن آرزوهای شما به سمت زندگی شما ندارد.
این شما هستید که باید برای تجربه آرزوهایتان به سمت آنها حرکت کنید. خداوند هیچ آرزویی را به سمت شما حرکت نمی دهد.
به همین دلیل است که میلیارها میلیارد آرزو در وجود انسان های جهان شکل گرفته که هرگز به واقعیت تبدیل نشده است. فقط آن آرزوهایی به واقعیت تبدیل می شوند که صاحب آن آرزو برای تحقق خواسته خود حرکت کرده و گام بردارد. به محض اینکه حرکت خود را شروع کنید امدادهای غیبی از راه می رسند و شما را در تحقق آرزویتان یاری می کنند.

از خواسته تا تجربه
درخواست کردن اولین مرحله از تجربه نعمت های الهی است. مرحله بعدی مشتاق بودن برای عمل کردن به ایده های خداوند برای تحقق آن خواسته است.
من دوست داشتم شور و اشتیاق را در سایت تناسب فکری افزایش دهم. هیچ ایده ای هم برای این کار نداشتم فقط یک خواسته بود.
پس از آن به ایده هایی که به سمت آنها ترغیب می شدم عمل کردم.
به سمت تماشای تعدادی ویدیوی سخنرانی اساتید معنوی ترغیب شدم. بدون مقاومت و قضاوت کردن که چه نتیجه ای خواهد داشت چندین ساعت ویدیو با زیر نویس فارسی تماشا کردم.
شنیدن صحبت های آنها توجه من را به این ایده جلب کرد که برای افزایش شور و هیجان در سایت باید آموزش عملی برای تغییر زندگی ایجاد کنم.
این ایده از آنجا در من شکل گرفت که در یکی از ویدیو ها شنیدم که: اگر تونستی مشکلی را در زندگی ات برطرف کنی و می بینی که دیگران هم به این مشکل گرفتار هستند باید به آنها کمک کنی تا مشکل را برطرف کنند.
اگر خداوند به تو راه حل مساله ای را ارائه کرده است فقط برای خودت نبوده، بلکه خواسته از طریق تو، راه حل را به گوش انسان ها برساند.
به محض اینکه این عبارت را شنیدم مطمئن بودم این هدایت الهی برای من است و از همان لحظه بارش افکار در ذهنم شروع شد. در یک لحظه سناریوی طولانی در ذهنم شکل گرفت و کاملا واضح شد که درباره چه موضوعاتی باید صحبت کنم.
قدم بعدی اجرای سناریوی الهام شده بود که خواستم اولین ویدیوی تصویری را ضبط کنم که این ایده در وجودم شکل گرفت که باید به صورت نوشتاری باشد.
شروع کردم به نوشتن و یکی پس از دیگری کلمات و جملات پشت سر هم قرار گرفتند و معجزه الهی رخ داد و جریانی از آگاهی از دنیای غیب وارد جهان مادی شد.
به این نکته توجه کنید که من فقط اقداماتی که برایم مقدور بود را انجام دادم. هیچ اقدامی برای پیدا کردن مخاطب انجام ندادم.
فقط نوشتم و نوشتم و همچنان داری می نویسم.
به طریق هدایت خود به این نوشته ها فکر کنید تا بهتر درک کنید خداوند به چه طریق امدادهای غیبی خود را به سمت شما می فرستد.
زودتر از آنچه انتظار داشتم و تصور می کردم این نوشته ها مورد استقبال علاقمندان قرار گرفت. علاقمندانی که بدون کارت دعوت به این مهمانی الهی دعوت شدهاند.
من فقط به ایده هایی که یکی پس از دیگری به من داده شد عمل کردم.
چگونه بنویسم، چی موضوعاتی را مطرح کنم، نگرش های الهی را به صورت عکس در بین نوشته ها تکرار کنم، چه موسیقی برای هر قسمت قرار دهم و همه چیز به همین سادگی و واقعا بدون زحمت انجام شد و نتیجه فراتر از انتظار شده است.
بارها در نوشته های دوستان به این نکته اشاره شده است که چقدر موسیقی های متن متناسب با محتوا انتخاب شده است درحالی که من حتی به این موسیقی ها قبلا گوش نداده بودم. در یک لحظه برای هر قسمت موسیقی مناسب در مقابل دیدگان من قرار می گرفت.

شناسایی ایده های الهی
هدایت الهی همیشه با شرایط فعلی شما مطابقت دارد. خداوند بر اساس ویژگی های وجود شما ایده های مناسب برای تحقق خواسته هایتان را به شما الهام می کند.
عمل به هدایت الهی اگر نیاز به پول داشته باشد حتما پرداخت آن در توان شما می باشد. اگر برای تحقق آرزویتان ایده ای به ذهن شما آمد ولی برای اجرای آن باید وام بگیرید یا قرض کنید قطعا نجوای ذهنی است و ایده الهی نمی باشد.
عمل به هدایت الهی اگر نیاز به یادگیری مهارتی داشته باشد حتما مطابق با توانایی و استعداد شما می باشد.
هدایت الهی بر اساس توانایی فعلی شما می باشد و حتی نیاز به کمک فردی دیگر ندارد و اگر برای اجرای آن نیاز به حضور فردی باشد آن فرد خودش به شما مراجعه خواهد کرد یا در مسیر زندگی شما قرار خواهد گرفت.
برای عمل به هدایت الهی فقط نیاز به ایمان دارید.
ایمان که داشته باشید در هر شرایطی باشید برای عمل کردن به هدایت الهی اقدام می کنید.
سهم ما و سهم خداوند
تصور کنید زمانی که این ایده به من داده شد که فروش نسیه ای را متوقف کنم برای اجرای این ایده من فقط باید چند کلمه حرف می زدم. نیاز به هیچ کار یا امکانات دیگری نبود.
اما نتیجه ای که در کسب و کار من ایجاد کرد را اگر خودم می خواستم با عقل و منطقم ایجاد کنم باید چند تا وام می گرفتم و کلی جنس به مغازه اضافه می کردم تا بلکه فروش مغازه بیشتر بشه و شاید سود من هم افزایش پیدا کند.
ولی من فقط چند کلمه حرف زدم و باقی کارها را خداوند انجام داد. مشتری های جدید را خداوند به سمت من هدایت کرد.
خداوند آنها را ترغیب می کرد تا اجناس بیشتری از من خرید کنند.
من چگونه می توانستم مشتری های دست به نقد و عالی را از شهرهایی که هرگز آنجا نرفته بودم پیدا کنم؟!
اما خداوند این کار را به سادگی انجام داده بود و مشتری های جدید از شهرهای دیگر به سمت من هدایت شده بودند.

درباره سایت تناسب فکری هم همین روند شکل گرفته است.
من فقط به ایده های ساده ای که با شرایط آن لحظه من قابل اجرا بودند عمل کردم و به مرور سایت تناسب فکری به این تکامل رسید.
من سهم خودم را انجام دادم که شاید ۱٪ بوده است و خداوند سهم خودش را به خوبی انجام داده است که همیشه ایده های قابل اجرا با شرایط من را در اختیارم قرار داده است، افراد مشتاق را به سمت من هدایت کرده است. موضوعات کاربردی را به من الهام کرده است و …..
برای تحقق خواسته هایتان فقط کافی است سهم خودتان را انجام دهید که اتفاقا در مقایسه با سهم خداوند هیچ چیز نیست.
اما در بیشتر مواقع ما مغلوب افکار منفی ذهن خود می شویم و برای عمل به سهم اندک خود دچار مشکل می شویم.
در بیشتر موارد در مقابله با اولین موانع در مسیر رسیدن به خواسته هایمان ما خیلی زود تسلیم می شویم.
- من سعی خودم را کردم ولی جواب آنها منفی بود.
- من سعی کردم آن خانه را بخرم ولی مشاور املاک نامردی کرد و با فرد دیگری قولنامه کرد.
- من خیلی دوست داشتم هنر مورد علاقم را ادامه دهم اما شرایط زندگی من مساعد نبود.
- خیلی دوست داشتم رانندگی یاد بگیرم اما همسرم مخالفت کرد.
- من عاشق نقاشی بودم ولی خانواده ام اجازه ندادند در رشته نقاشی تحصیل کنم.
موارد زیادی در زندگی ما وجود دارد که با برخورد به اولین مانع از دنبال کردن خواسته مان منصرف شده ایم.
فردی که به کمک خداوند در زندگی عقیده دارد مصمم تر از این باید باشد.
نگرش شما به مسائل باید نگرش (حتما موفق می شوم) باشد.
در مسیر تحقق خواسته تان شاید نتوانید به راحتی از در وارد شوید، به سراغ پنجره بروید و دوباره سعی کنید.
شاید از پنجره هم نتوانید وارد شوید، به پشت بام بروید و به دنبال راهی برای دست یابی به خواسته تان باشید.
امدادهای غیبی خداوند فقط زمانی که در حال جستجوی دست یابی به خواسته تان هستید به سمت شما جاری می شوند. اگر ساکن بایستید کمک های خداوند متوقف می شوند چون خداوند فقط می تواند گسترش دهد نمی تواند و شما دستان او برای گسترش هستید.
تا زمانی که در مسیر خواسته خود حرکت کنید و سعی و تلاش کنید همواره امدادهای غیبی برای کمک به شما به شکل های مختلف به سمت شما جاری می شوند.
باید ایمان خود به خداوند را به عمل در زندگی تبدیل کنید.
باید فقط به یک مسیر برای تحقق خواسته هایتان اکتفا نکنید. شاید مسیری که شما انتخاب کرده اید یا سراغ دارید مسیر مناسبی نباشد. خداوند بر همه امور مسلط است بنابراین اگر مسیر رسیدن به خواسته شما مسدود شد مطمئن باشید مسیرهای دیگری وجود دارد که هنوز کشف نکرده اید.
اینکه فکر کنید مسیری برای تحقق آرزوی شما وجود ندارد ناسپاسی محسوب می شود. یعنی شما عقیده دارید که هدایت الهی برای تحقق خواسته شما وجود ندارد یا خداوند در تحقق آرزوی شما ناتوان است.

این لحظه بهترین زمان تحقق آرزوهاست
هر روزه در جهان میلیارها آرزو به فراموشی سپرده می شود چون بیشتر انسان ها با برخورد به اولین مانع در مسیر رسیدن به خواسته شان از ادامه مسیر منصرف می شوند و تصور می کنند تحقق این آرزو برای آنها میسر نیست.
به این جمله فکر کنید:
خداوند با این همه توانایی و قدرت بی نهایت مدت هاست با صف های خالی از درخواست کنندگان مواجه شده است.
آرزوهای زیادی وارد سیستم مدیریت خداوند شده اند اما صاحبان آرزو درخواست خود را رها کرده اند و خداوند می خواهد نقشه برآورده شدن آرزوها را به صاحبان آنها هدیه کند اما کسی نیست.
همه آرزوهای خود را گذاشته اند و آنجا را ترک کرده اند.
هم اکنون بهترین زمان در تاریخ خلقت است که می توانید خواسته های خود به خداوند عرضه کنید و برای دریافت نقشه راهنما و دریافت هدایت های لازم برای تحقق خواسته هایتان به خداوند مراجعه کنید.
از این فرصت استفاده کنید.
تا می توانید درخواست های بیشتری را به خداوند عرضه کنید. تا می توانید حواس خود را بر حرکت در مسیر صحیح تحقق آرزوهایتان متمرکز کنید.
تا می توانید سعی کنید ایمانتان به زندگی با کمک خداوند را به عمل در زندگی و اقدام کردن برای تحقق خواسته هایتان تبدیل کنید.
فرصت های زندگی خود را صرف تجربه نعمت های خداوند کنید که تنها راه سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت است.

تمرین:
۱- مواردی در زندگی که با دیگران مشورت کرده اید و کلا از تصمیم خود منصرف شده اید را شرح دهید.
۲- مواردی در زندگی که بعدها دیگران را مقصر کردید که مشورت با آنها باعث رها کردن خواسته و آرزویتان شده است را شرح دهید.
۳- مواردی در زندگی که بر اساس ایده و احساس خود عمل کرده اید و درحالی که دیگران مخالف تصمیم یا ایده شما بودند در نهایت نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید؟
۴- نگرش شما درباره سهم ما و سهم خداوند چیست؟ مواردی را در زندگی خود شرح دهید که سهم خود را انجام داده اید و خداوند نیز سهم خودش را انجام داده است و از نتیجه کار راضی بوده اید.
۵- نگرش شما درباره بهترین زمان انجام ایده ها چیست؟ ایده هایی که تصور می کردید از زمان آن گذشته یا الان زمان مناسب نیست و اجرا نکرده اید را شرح دهید.
۶- مواردی که دیگران اصرار داشته اند الان زمان مناسب برای این کار یا اجرای تصمیم نیست ولی شما بر اساس ایده و الهام قلبی خود تصمیم گرفته اید و نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.67 از 49 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان و هدایتگر.
من به عمل کردن به هدایت الهی ایمان دارم.
من دستان خداوند هستم،کار خداوند گسترش هست و تنها با عمل کردن به هدایت میتوانم باعث گسترش بشوم. بهتر است در کارها از خدا مشورت بگیریم تا دیگران. الان بهترین زمان تحقق خواسته های من هست. من نمیترسم و از خدای رحمان بهترینها را درخواست میکنم.
مواردی در زندگی که با دیگران مشورت کرده اید و کلا از تصمیم خود منصرف شده اید را شرح دهید.
برای مثال چند سال پیش خواستیم دستگاه آب شیرین بخریم اما مادرم گفت نه شما مستاجر هستید و جا به جایی سخته و ما کلا از خرید آن منصرف شدیم.
۲- مواردی در زندگی که بعدها دیگران را مقصر کردید که مشورت با آنها باعث رها کردن خواسته و آرزویتان شده است را شرح دهید.
من شرکت رفتم یک روز کار کردم و کمی بدن درد داشتم به شوهرم گفتم،گفت اذیت میشی نرو منم نرفتم و بعدا گفتم بدن من خام بود باید بهم انگیزه میدادی نه اینکه بگی نرو اذیت میشی خخخخ یا مثال آب شیرین بالا مادرمو مقصر میدونستم.
۳- مواردی در زندگی که بر اساس ایده و احساس خود عمل کرده اید و درحالی که دیگران مخالف تصمیم یا ایده شما بودند در نهایت نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید؟همسرم وقتی میخواست از شرکت دربیاد و بره کار نجاری همه مخالف بودن همه به من میگفتن پشتش واینستا،ولی الآن منو همسرم خیلی راحت تر از قبل هستیم و کلی پیشرفت کردیم. خودمم وقتی کلاس میرفتم پدرم میگفت استادت مرد هست تنها نرو بهش گوش ندادم و الآن کلی در موسیقی موفقم.
۴- نگرش شما درباره سهم ما و سهم خداوند چیست؟ مواردی را در زندگی خود شرح دهید که سهم خود را انجام داده اید و خداوند نیز سهم خودش را انجام داده است و از نتیجه کار راضی بوده اید. مثلا همین دیروز از خودم سوال پرسیدم خدایا چطور میتونم راحت تر دستگاه های موسیقی را بفهمم و درک کنم. درخواست سهم من بود. ایده الهام شده تو یوتیوب سرچ کردن بیات ترک بود و فیلم عالی که بهش هدایت شدم،خداوندا بلافاصله پاسخ داد و منم عمل کردم و نتیجه عالی شد. خداوند همیشه سهمشو به درستی انجام میده.
۵- نگرش شما درباره بهترین زمان انجام ایده ها چیست؟ ایده هایی که تصور می کردید از زمان آن گذشته یا الان زمان مناسب نیست و اجرا نکرده اید را شرح دهید. به نظر من هر زمان که شروع کنی خوبه،ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه هست،هیچگاه معنی نداره زمان خدا بی قید مکان و زمان هست.
۶- مواردی که دیگران اصرار داشته اند الان زمان مناسب برای این کار یا اجرای تصمیم نیست ولی شما بر اساس ایده و الهام قلبی خود تصمیم گرفته اید و نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید. من میخواستم ماشین ظرفشویی بخرم به همسرم تاکیید کردم که مادرم نفهمه که نذاره مثل دستگاه آب شیرین میدونستم مخالفت میکنه نه مستاجری و فلان و بهمان. پول پیش و باورهای کمبود پس با همسرم رفتیم خریدیدم و بعد مادرمو در جریان گذاشتیم. نتیجه هم الان من دارم عالی از این نعمت خدا میکنم.
استاد بگم از مشورت کردن کار همسرم جوری شده که به امید خدا و پیشرفت بهتر احتمالا بریم تهران. به مادرم وقتی گفتم،گفت نه و فلان و بهمان و من بجز دوتا بچه کیو دارم بزاری بری و این حرفها خلاصه. اتفاقا همین دیروز بود که من این قسمت مشورت کردن یا نکردن با دیگران را وارد دفترم کردم پس منم دیگه بحثو ادامه ندادم و فقط گفتم شوخی کردم همسرم چند روزی تهران کار داره میره برمیگرده. بعد اومدیم خونه به همسرم گفتم نتیجه مشورت با دیگران میشه سیل انبوهی از نجواهای شیطانی ترس عذاب وجدان نگرانی و دوری از خانواده و… دیگه درمورد تهران رفتن صحبت نمیکنم با کسی و فقط به خدا توکل میکنم و از خدا یاری میطلبم، والسلام. همسرمم تایید کرد و گفت درسته. در نهایت مشورت با دیگران یعنی نرفتن تو دل ترسها و موفق نشدن.
به نام خدای مهربان و بخشنده
سلام به استاد عزیزم و همراهان گرامی🌱
۱- مواردی در زندگی که با دیگران مشورت کرده اید و کلا از تصمیم خود منصرف شده اید را شرح دهید.
۲- مواردی در زندگی که بعدها دیگران را مقصر کردید که مشورت با آنها باعث رها کردن خواسته و آرزویتان شده است را شرح دهید.
۳- مواردی در زندگی که بر اساس ایده و احساس خود عمل کرده اید و درحالی که دیگران مخالف تصمیم یا ایده شما بودند در نهایت نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید؟
۴- نگرش شما درباره سهم ما و سهم خداوند چیست؟ مواردی را در زندگی خود شرح دهید که سهم خود را انجام داده اید و خداوند نیز سهم خودش را انجام داده است و از نتیجه کار راضی بوده اید.
۵- نگرش شما درباره بهترین زمان انجام ایده ها چیست؟ ایده هایی که تصور می کردید از زمان آن گذشته یا الان زمان مناسب نیست و اجرا نکرده اید را شرح دهید.
به نظرم هر موقع که اون ایده یا فکر به ذهنمون رسید باید انجامش بدیم .«به قول دکتر نبی که پرنده بدون اذن خداوند پر نمیزنه پس فکرایی هم که به ذهن ما میان بیهوده نیستن »پس هر موقع ایده ای به ذهنمون رسید باید براش اقدام کنیم.
من خودم اقدامات لازم برای خرید ماشینم رو انجام ندادم، ایده های که به سرم میزد برای اجرای اون رو ، چون فکر میکردم لازم نیس ،حالا بزا ببینم چی پیش میاد !! و چیز خاصی پیش نیومد، با اینکه من
۶- مواردی که دیگران اصرار داشته اند الان زمان مناسب برای این کار یا اجرای تصمیم نیست ولی شما بر اساس ایده و الهام قلبی خود تصمیم گرفته اید و نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید.
الان اکثر آدمای اطرافم معتقدند زمان مناسبی برای ادامه تحصیل نیس ، لازم نیس خودمو اذیت کنم و توی دانشگاه خوب درس بخونم چون سخته ! منکه به هر حال معلم هستم پس دیگه نیاز نیس کاری انجام بدم، ولی با وجود این مخالفت ها من علاقه دارم توی یه دانشگاه خوب ادامه تحصیل بدم و از اونجایی که با این مباحث آشنام تصمیم گرفتم این کار رو انجام بدم.از نتایج این تصمیم بعدها بهتون میگم.
نشان های دریافت شده
بنام خدای قلبها
من به عمل کردن به هدایت الهی ایمان دارم زمانی که خاسته خود را از خداوند خاستم وایمان به هدایتش پیداکردم شروع کردم به جستجو وبا سایت استاد عطا روشن آشنا شدم
واغاز فعالیت کزدنم وانجام تمرینات البته بگم که ابتدا از مطالب رایگان شروع کردم وهر روز داشتم شرایطی برای خودم درست میکردم که بتونم یکی از محصولات رو خریداری کنم و تا این که در مدت کوتاهی هزینه برام جور شد دوره لاغری با ذهن رو تهیه کردم
خاستن توانستن است دارم به این فکر میکنم چقدر آرزوها ی قشنگ هست که همش دفن شده و صاحبان این آرزوها فقط نشستن دارن به این فکر میکننن که بیاد و در خونه مارو بزنه و آرزو رو تحویل ما بدن و برن وقتی هم که برآورده نمیشه گله مند و شاکی از خدا و شانس خود هیچوقت لذت نمیبرن
صد افسوس که برای تحقق آرزوهای خودشون هیچ اقدامی نمی کننن وهیچ تغییری در زندکی خود نمیدهند
به نظر من باید ابتدا خاسته خود را مطرح کنی وبعد در جهت برآورده شدن خاسته اشتیاق داشته باشی وسپس در جهت آن خاسته اسرار و پافشاری کنی وقدم برداری ودررادامه همسو شدن خاسته ما و اراده خداوند بترتیب راه ها هموار میشود و در نتیجه موفقیت حاصل میشود
زندگی کردن بر اثاث عقاید دیگران کار اشتباهی هست چون هر فردی ذهن و فکر خودش رو داره وبر اثاث همون تصمیم میگیره بنابراین باید هر فردی خودش برای زندگی خودش وبر اثاث هدایتی که خداوند برایش انجام میدهد راهش رو پیدا کند
شخص خودمن بارها با مشورت کردن با دیگران مانع رسیدن به اهداف خودم شدم ولی زمان هایی که خودم بصورت هدایت شدن و الهام از خداوند کاری را انجام دادهام نتیجه برایم فوق العاده بوده عقیده دارم که دقیقا همان طور که در متن بالا بهش اشاره کردن استاد عطا روشن خداوند بر اثاث شرایط هر فردی بهش ایده میدهد فقط باید هر کسی خودش بفهمه که این ایده از طرف خداوند هست و بدون ترس انجامش بده ندای درون هر انسانی فقط به خودش ندا میده مثلادر همین سایت تناسب فکری هم همینطور هست یک نفر تمام آمورش هارو برای ما قرار میدهد یعنی استاد برای همه یکمدل توضیح میدهد وفایلی شخصی نداریم همه افراد با هر زبان و هر جنسیت ی که داشته باشند میتوننن یه مدل فایل رو ببینن ولی برداشت و نتیجه برای همه افراد قطعا یکسان نیست و تفاوت دارد واز نظر من تا به الان که در این مدت در سایت هستم و کار کردم میزان نتیجه بستگی به باور کرد ناین راه باور کردن خودم مون انجام دادن تمرینات هر روز و استمرار داشتم و درک شخصی افراد و آگاهی دهنی که هر کدوم از ما داریم میزان موفقیت رو رقم میزنه
پس خداوند مهربان هم برای همه بندگان یه روش داره همه رو هدایت میکنه نعمتها برای همه یکسان هست
واین خود ما هستیم که چطور استفاده کنیم و بهر ه ببریم خدا شبانه روز منتظر بندگانش هست تا ازش درخواست کنن و اقدام کننن و پافشاری کننن و قدم بردارند و بهترین هارو بهشون میده اتفاقا همیشه هم راه رو بهمون نشون میده و هدایت مون میکنه
استاد دیشب داشتم یه فیلمی میدادم
شخصیت اون فیلم داشت میکفت خدایا چقدر به پولدارها حال میدی چرا به ما نمیدی وازاین دست حرفها و بقیه هم جمعا همه تابیدش میکردن
ومنی که به آگاهی رسیدم و خدایم رو شناختم بیشتر از قبل چقدر برایم سنگین بود این حرفها چون فهمیدم که خدا وند مهربان من چه نگاهی به ماها داره و ما بندگان چطور با نادانی و ازش درخواست میکنیم فقط،در جهت خاسته های خودمون و هیچ وقت هم نتیجه نمیبینیم از خدا خاستم همه افراد رو به خود شناسی وخدا شناسی برسونه و دیدم که چقدر خداوند به ما نزدیک هست ولی ما اونو از خودمون دور میپنداریم
نشان های دریافت شده
به نام خدای هدایت کننده
از تو حرکت از خدا برکت.ضرب المثلی که از بچگی بارها شنیدیم،باید خدارو بشنویم بهش اعتماد کنیم وجلو بریم ،خودش مسیر رو برامون بازمیکنه،خدا به وعده هاش عمل میکنه،خداوند همه چیز رو مهیا کرده فقط منتظر تغییر افکار ما واعتماد ما وحرکت ماست
من هم از مشورت کردن ضربه خوردم ،واقعا مشورت کردن یه جورایی شرک محسوب میشه،خدایا مارو ببخش ودر مسیر هدایت قرارمان بده
هدایت به این سایت ودریافت این آگاهی ها وتلاش برای تغییر افکارم وبالا رفتن اعتماد به نفسم وداشتن احساس خوب همه از لطف خداوند است🌹
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
ترکیب این فایل با فایل نه گفتن وقعا عالی هست امروز کاری که چند روزی بود بهم الهام شده بود و دوار تردید بودم انجام بدم یا نه با خوندن این مطلب انجام دادم گفتم خدا هدایت کرده که این درخواست را بدم حالا منم گوش میکنم اگر گفتند بله چه عالی اگر گفتند نه خب چیزی از من کم نشده خب نیازی در این مکان به هنر من نبود از طرفی اونجا که نوشته بودید به نتیجه فکر کنید اگر حستون خوب بود انجام بدید خب من فکر کردم اگر قبول کنند چقدر عالی میشه و من درخواست را دادم و گفتند اتفاقا نیازمند هستیم به چنین چیزی لطفا نمونه کار بفرستید که فردا به امید خدا میفرستم واقعا ترکیب این دو فایل به نظرم عالیه.
من به هدایت های الهی در زندگی ام ایمان دارم.
من به معجزات الهی در زندگی ام ایمان دارم.
من به وفاداری خداوند ایمان دارم.
نشان های دریافت شده
چهارشنبه سوم جولای بیست بیست و چهار
دوره زندگی با کمک خداوند – قدم هجدهم
من به عمل کردن به هدایت الهی ایمان دارم
سلام و درود به استاد عزیزم و همراهان مسیر رشد و پیشرفت
عمل به الهامات و هدایت الهی
من بعد از خواندن متن این جلسه یاد فایل « ایمان و عمل صالح در زندگی » افتادم و اون را هم بعنوان مکمل این جلسه گوش کردم
بارها توی زندگیم راهکار حل مسایل بهم الهام شده است و اونهایی را که بهشون عمل کرده ام نتیجه ای فراتر از انتظارم دریافت کرده ام مثل مهاجرت ، ازدواج، درس خواندن برای کنکور، پیدا کردن شغل، خرید خانه و خرید ماشین و …
به اون الهاماتی که عمل نکردم و روی عقل و منطق خودم حساب کردم فقط دور باطل زدم و گره مشکل کورتر شد و به دردسر افتادم
در رابطه با مشورت استاد فایل خیلی عالی در دوره لاغری با ذهن دارد، من همیشه دوست داشتم که مشورت کنم، مخصوصا با افرادی که توی اون زمینه تخصص دارند. البته نه از جایگاه کسب اطلاعات بیشتر بلکه میخواستم مسوولیت کارم را بر عهده نگیرم و اگر به راهنمایی اون افراد گوش دادم و موفق نشدم بگویم که تقصیر من نبوده و من تمام تلاشم را انجام داده ام
چون ترس از شکست داشتم و دنبال تایید دیگران بودم و نمبخوایتم که مسوولیت شرایط زندگیم را بر عهده بگیرم با بقیه مشورت میکردم
بارها شده است که مشورت کرده ام و نظرم تغییر کرده است و بعد فهمیده ام که ای کاش به نظر اون افراد گوش نمی دادم مثلا شروع کار برای خودم و …
بعضی اوقات هم بنا به پیش فرض های ذهنی ام، به ایده های الهی عمل نکردم و بعدا بشدت پشیمان شدم مثلا من امکان مهاجرت بعد از تحصیل را داشتم ولی با پیش فرضها و باورهای ذهنی نادرست که اگر مهاجرت کنم، انوقت والدینم را تنها میگذارم و قدردان والدینم نیستم مهاجرت نکردم
در رابطه با دوره های خودشناسی، و یا لاغری با ذهن و یا مهاجرت و … به الهامات خداوند اطمینان کردم و نتیجه گرفتم مثلا در رابطه با لاغری با ذهن خودم هم به مسیر و دوره و مخصوصا خودم و توانایی هایم و اراده ام اطمینان نداشتم ولی ادامه دادم و نتیجه ای فراتر از انتظارم را گرفتم
با توجه به تجربیاتی که کسب کرده ام، هر وقت به ایده های الهامی عمل کردم، فقط کافی بود کار های بسیار ساده و کوچکی را انجام بدهم و بقیه کارها را خداوند برایم انجام میداد و البته خیلی از آنها هم برایم ترسناک بود ولی امکان انجامش را داشتم و یک جورایی خروج از ناحیه امنم بود مثلا در رابطه با پیدا کردن خانه من باید وقتیکه پولی در حسابم نداشتم میرفتم و درخواست بازدید میکردم و خودم میدانستم که واجد شرایط دریافت وام هم نیستم ولی میرفتم و خانه ها را میدیدم
و یا برای مهاجرت من رفتم و مدارک لازم را تهیه کردم و زبان انگلیسی ام را تقویت کردم و بقیه هماهنگی ها را خداوند برایم انجام داد ، نمونه کوچک آن هم مصاحبه در سفارت بود که از مدارکم ایراد گرفتند و من هر چیزی که خداوند بهم میگفت را بیان کردم
در رابطه با بهترین زمان برای انجام ایده ها؛ میتوانم بگویم که همون زمانی که بهمون گفته میشود بهترین زمان انجام اونهاست. مثلا برای یادگیری نرم افزاری اقدام کردم ولی اصلا ادامه ندادم و بهم الهام میشد که این نرم افزار خیلی بدرد میخورد ولی گوش ندادم و در نهایت هم بعد از سالها آن را یاد گرفتم
این را هم تجربه کرده ام که خداوند تمام مراحل بعدی را بهتون نمیگوید و فقط بک قدم جلوتر را برایتان بیان مبکند و اگر ام قدم را بردارم انوقت دوباره قدم بعدش را بهم میگوید و وقتی که بعدها به مسیری که طی کردم نگاه میکنم شگفت زده میشوم
مثلا لاغر شدن جزو صد تا ارزو و خواسته من هم نبود و خودم را انسان بی اراده ای برای لاغر شدن میدیدم، ولی وقتی دوباره به دوره هدایت شدم بهم الهام شد که به پلن خداوند ایمان داشته باشم ( استاد هم توی دوره لاغری با ذهن میگوید) و ادامه دادم و هر چقدر هم طول بکشد من ادامه میدهم و نتایج این تغییرات در زندگیم بسیار زیاد بوده است که کوچکترین آنها تناسب اندام بوده است
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
نشان های دریافت شده
به نام خدا
به نام انرژی برتر این جهان هستی که هر لحظه با سوپرایزها و معجزات زیباش ما را شگفتزده میکند.
ما در هر لحظه از زندگیمان در حال درخواست کردن هستیم نه اینکه لحظه مخصوصی به اسم شب قدر یا شب آرزوها یا در مراسمات مذهبی یا سر نماز و قرآن خواندن از خداوند درخواست کنیم به نظرم این نوع درخواست کردن ها در این شرایط یعنی خواسته ی من خیلی بزرگ و من از عهده آن برنمی آیم و باید با راضی کردن خداوند و انجام برخی اعمال دل خداوند را برای رسیدن به خواسته ام بدست بیاورم و وقتی خواسته در ذهن بزرگ باشد و راه رسیدن به خواسته سخت باشد در ذهنمان معمولا از آنجائییکه که ذهن مسیر سخت رو نمیپذیرد و حرکت نمیکند و همیشه دوست دارد در صرف انرژی بهینه باشد حالا ما هی بریم در امام زاده ها و شب های قدر با گریه و زاری درخواست هایمان را به خدای آسمان ها عرضه کنیم و دست ها را بالا بگیرم و به آسمان نگاه کنیم و بگویم الهی آمین بلکه این خواسته ها وارد تجربه زندگی من شود و سال ها وسالها این کار رو تکرار میکنیم ولی خبری از برآورده شدن نیست و خیلی راحت میگویم به صلاح ما نبوده و رها میکنیم در صورتی که ما اول باید خواسته برای ما طبیعی باشد که براحتی وارد زندگی من میشود و اصلا نیازی به انجام چنین کارهایی نیست من نمیگم قرآن خواندن یا نماز خواندن یا روزه گرفتن خطا بر عکس به نوعی مدیتیشن حساب میشود برای رهایی از افکار منفی و ایجاد احساس آرامش نه معامله کردن با خدا و از سر ترس این اعمال را انجام دهیم که خود ترس آشفتگی ایجاد میکند و از ترس و نرسیدن باز هم دعاها بیشتر و درخواست خواسته در روز بیشتر تکرار میشود خوب اگه من آرزو به خدا ایمان دارم چرا اینقدر خواسته ام رو در روز ده بار تکرار میکنم فقط میتونه از بی ایمانی من سرچشمه بگیرید.
من قبلا درخواستی از خداوند داشتم روز اول فقط سر نماز صبح از خدا درخواست میکرده ام دیدم سر نماز ظهر هم درخواستم رو تکرار میکرده ام، سر نماز شب هم تکرار میکرده ام و دیدم فایده نداره و رفتم کتاب ادعیه خریده ام که بعد از نماز هم دعاها رو بخونم بعد درخواستم رو تکرار کنم باز هم این چرخه تمامی نداشت و رفتم نذر میکرده ام و فایده نداشت میرفتم امامزاده برای طلب حاجتم و فایده نداشت در آخر گفتم شاید به صلاحم نیست که برای دکترا برم کانادا و براحتی روی خواسته ام خط کشیده ام و گفتم به صلاحم نیست در واقع تمام این کارها در ظاهر نشان دهنده نزدیکی من به خدا بود ولی من فرسنگ ها از خواسته ام دور بوده ام این کارها نشان بی ایمانی من به خدا بود من اگر ایمان به خدا داشتم فقط کافی خواسته ات رو در خیابان ببینی به خدا کلید خواسته ات زده میشه و اصلا نیاز به این همه استرس و ترس نرسیدن نداره بلکه باید اون موقع که من دوست داشتم تجربه کنم دکترای نفت کانادا رو با چند نفر مشورت کرده ام و همه گفتن یک دختر تنها در کشوری دیگر خیلی خطرناک و باعث شدن که پدرم هم راضی نشه و من هم دست به دامان دعا و نذر و نیاز شده ام ولی فایده ای نداشت اگر من سماجت کرده بوده ام یکبار نه شنیده بوده ام بار دوم اصرار میکرده ام و خودم دست به اقدام میزده ام و همه مراحل رو با ایمان نه از سر ترس چون خودمم هم یه جورایی ترس داشتم که برم و این خودش یک مانع برای من حساب میشد اگه من خواسته رو برای خودم منطقی میکردم و برای خودم مثال می آورده ام که این همه افراد رفتند و درس خوندن هیچ مشکلی برای آنها پیش نیومده و خیلی راحت یا برگشتن یا موندن اونجا و کار کردند و به خودم آرامش میدادم پدر من هم موافقت میکرد درسته مشورت کرده ام و نشد و پدرم هم مخالفت کرد ولی مقصر خودم بوده ام که نتونستم خواسته ام رو برای خودم منطقی و طبیعی کنم که اطرافیان هم راضی شوند و من به خواسته ام برسم.
من در یک مصاحبه که با خانم دکتر مقیمی بود دیدم خانوم دکتر گفتن که من خیلی دوست داشتم شرکت حمل و نقل بزنم ولی همه مخالف بودند به جز شوهرم ولی من روی خواسته ام پافشاری ام کرده ام و مرتب میرفتم ودرخواست ثبت شرکت ام رو داشتم و هر بار میگفتن ما به زن مجوز شرکت حمل و نقل رو نمی دهیم ولی ناامید نشدم و شوق رسیدن به خواسته ام رو داشتم و در این رفت و آمدها هم سعی میکردم دانش ام و آگاهی ام رو در زمینه کاری بالا ببرم و همیشه مطالعه داشتم ، روزی رفتم نماز جماعت که آقای رفسنجانی داشتند راجع به حضرت خدیجه و اینکه یک زن تاجر بود و خیلی شتر و کاروان و ساربان داشت و چقدر از پول و ثروتش برای گسترش اسلام استفاده کرد و گفت همان جا جرقه در ذهن من زده شد که من نفر اول شرکت حمل و نقل که میخواهم بزنم نیستم بلکه الگو دارم و اون هم حضرت خدیجه است و فردا دوباره رفتم برای ثبت شرکتم و گفتم که من میخواهم شرکتم رو ثبت کنم و اصرار کرده ام و گفتم که همانطور حضرت خدیجه شترها برای حمل و نقل داشت من هم میخواهم که شرکت حمل و نقل داشته باشم و مجوز شرکت مشروط رو به من دادند و تونست الان ثروت زیادی رو کسب کنه یعنی مثال برای خودش آورد و خواسته اش برایش طبیعی شد و الگو آورد و وقتی در مسیر خواسته ات باشی هدایت ها و ایده های خداوند هم به کمک ما می آید.
من در مقطع فوق لیسانس در شهر دیگر قبول شده ام با همه مشورت کرده ام و همه گفتن نباید بری و خطرناک ولی خودم شاید اول ترسیده ام ولی دیدم خیلی از دخترها دارند در خوابگاه ها دور از خانواده ها درس میخونن برای خودم منطقی شد و آرامش پیدا کرده ام و دوست داشتم که تجربه متفاوت داشته باشم و دیدم خانواده ام من هم راضی شدند و من براحتی رفتم شهر دورتر و درس خونده ام و برای من موفقیت داشت.
برای گواهی نامه گرفتن هم همه من رو مسخره میکردند که نمیتونی ولش کن حالا گواهی نامه به چه درد میخوره ولی من انگار این حرفا مصمم ترم میکنند و رفتم و بارها و بارها در امتحان عملی رد شده آپ ولی کوتاه نیومده ام و قبول شده ام و چقدر برام لذت بخش بود.
من در هر کاری که میخواستم استارت بزنم برچسب جنسیتی رو میزدند و میخواستن متوقف بشوند ولی از نظر من روح خداوند در زن و مرد یکی، و هر چقدر اطرافیان برای انجام کاری بخواهند من را متوقف کنند ولی خودم اون خواسته رو بخوام نمیتونن و اگر خودم خواسته رو نخواهم و دیگران از بیرون به اصرار بگن انجام بده، انجام نمیده ام ولی اگه خیلی اصرار کنن حتی اگر انجام هم دادند احساس خوبی به من نمیدهد.
من با اصرار پدرم رفتم رشته زمین شناسی رو خونده ام که بعدا در شرکت نفت استخدام شوم چون من رشته دیگه هم قبول شده بوده ام که اگر اون رشته رو میرفتم موفق تر بوده ام ولی به خاطر اینکه دانشگا آزا بود و من باید به فکر برادرهایم میبوده ام براحتی روی خواسته ام خط زده ام و درسته پشیمان هستم ولی شکر خدا الان دررمسیر علاقه ام هستم و این هم برای من لذت بخش است.
ما در مسیر زندگیمان بارها بارها دچار خطا و اشتباهات و تصمیم نادرست میشویم و مشورت ها نابه جا که پشیمانی می آورد ولی یه لحظه باید بایستیم و با خودم بگویم آرزو نمیخواهی تغییر کنی وقتی نتایج ات قوی نیستند یعنی مقصر خودت هستی با طرز افکار و رفتارت و باید تغییر کنی تا زندگی بهتری داشته باشی.
من یک مصاحبه از آقای مهران مدیری در خصوص اکران فیلم خائن کشی دیده بوده ام که ازشون پرسیده اند چی شد اینقدر موفق شدید گفتن من داشتم نتایج ضعیف در زندگیم میگرفتم و با خودم تصمیم گرفتم که مهران باید تغییر کنی و من تمام تلاش ام رو کرده ام که تغییر کنم و از روزی که این تصمیم رو گرفته ام روند زندگیم بهتر شد.
پس الان که ما در سایت تناسب فکری هستیم درسته تصمیم به تغییر گرفته ایم ولی با تمام وجود و تلاش باید همت کنیم و تغییر کنیم و نتیجه این تغییر افکار و رفتار خودش رو براحتی در زندگی ما نشان میدهد.
من بارها خواسته ای که داشتم و طرف خودم رو درست میکرده ام و تجربه خواسته را به خدا واگذار میکرده ام با ایمان واقعی خداوند هم به طرز عالی پاسخگو بود از جمله خرید ماشین و خونه و لاغر شدن که ما در مسیر رسیدن به خواسته لاغری قدم در مسیر لاغری با ذهن میگذاریم که من وقتی وارد سرزمین لاغرها شده ام دیدم خیلی از دوستان نتیجه گرفته بودند و من به جای حسادت اون ها رو تحسین کرده ام و با خودم گفتم من ایستگاه اول هستم یا همان اول دبستان اگر میخواهم به مقاطع بالاتر بروم باید هم تلاش رو بیشتر کنم و هم سطح یادگیری و دانش ام رو بالاتر ببرم و عجله ای هم نداشته باشم و ایستگاه به ایستگاه پیش میروم و وقتی سطح دانش و یادگیری بالاتر میرود ترس ها کمتر میشود و تجربه خواسته منطقی تر میشود و کم کم خواسته وارد زندگیمان میشود در واقع ما هم فرکانس با خواسته مان میشویم و اون خواسته رو تجربه میکنیم.
ما سمت خودمان رو درست کنیم خداوند سمت خودشان رو عالی تنظیم میکند ولی ما نباید عجله در خواسته مان داشته باشیم.
نه تنها الان و یا گذشته و یا هر زمان دیگر به نظرم شرایط کاملا ایده آل برای حرکت ما به سمت خواسته هایمان هست ولی نباید تسلیم حرف دیگران شویم بلکه تمرکز ۱۰۰ درصد روی خودمان و توانمندی هایمان بزاریم و حرکت کنیم و مطمئنا خداوند با ایده ها و الهامات ما را هدایت میکند.
یک زن کارآفرین ایرانی گفت من سنم بالا بود و ۶ تا هم بچه داشتم دوست داشتم که مفید باشم و پولسازی کنم شروع کرده ام به خیاطی کردن و همه در شروع مسیر من رو ناامید میکردند ولی شروع کرده ام و روی کارم تمرکز کرده بوده ام و آنچنان خوب پیشرفت کرده بوده ام که رفتم مغازه اجاره کرده ام که بعد متوجه شده ام فروش مغازه داره کم میشه خیلی نگران بوده ام و از خداوند کمک خواستم و گفتم در خیابان بوده ام و باد شدیدی میومد یهو یک تیکه از یک روزنامه اومد به کفش ام گیر کرد و من خم شده ام که از کفشم جداش کنم دیدم نوشته که ما نفری رو میخواهم که یونیفرم شرکت مربوطه رو برای ما بدوزد و من همان جا رفتم به آدرس که در روزنامه بود و رئیس اون قسمت کار خیاطی من رو دید و اوکی داد و من تونستم که پولسازی رو شروع کنم و الان چندین نفر مستقیم و غیر مستقیم دارن برای من کار میکنن .
چقدر زیبا وقتی در مسیر خواسته ات حرکت کنی و اصرار به انجام خواسته ات داشته باشی خداون هم در مسیر بهت کمک میکنه و باز هم باید حرکت کنی تا بتوانی هم به خواسته ات برسی و هم شخصیت بهتری کسب کنی و این مسیرها باید همچنان ادامه داشته باشند و در تمام مسائل زندگی و مسیر کسب خواسته هایمان ایمان داشته باشیم که من حتما موفق خواهم شد.
به نام خدای مهربان
با سپاس از استاد عزیزم
استاد در زندگی پیش میاد که ما با دیگران مشورت کردیم و خیر داشته ولی بعضی وقتها هم مشورت خوب نبوده
من یه جایی از کسی مشورت گرفتم موفق نشدم ولی الهی شکر همون موفق نشدن برام خیر داشت و صاحب یه چیز با ارزش شدم
وقتی خواستم استخدامی شرکت کنم همه گفتن راه دور بری اونجا اصلا روستاست خیلی بد مسیره ولی من رفتم و موفق شدم
به نظرم انسان در هر لحظه هر ایده ای داره باید زود انجام بده چون عمر میگذره اگر مثلا مدرک میخواد چه بهتر در جوانی بگیره یا خیلی چیزای دیگه
من میخواستم برم کارشناسی بگیرم همه میگفتن با بچه سخته نمیخواد برای چیه ولی من رفتم و هر روز خدارو شکر میکنم که رفتم
با سلام به نام الله یکتا
بنظر من مشورت کردن نوعی شرک است و شریک قائل شدن برای خداوند
و بسیار مواقع بوده که بجای نداری ندرونم و الهام پروردگارم با دیگران مشورت کردم و طبق گفته ان ها تصمیم گرفتم و پشیمان شده ام
خیلی اوقات ام بوده که بر اساس احساس درونی ام پیش رفته ام و بسیار موفقیت آمیز بوده مانند شغلم مانند همین سایت همین آگاهیها
سهم ما همین است که شرک نداشته باشیم ایمان به الله یکتا فقط و باور به صفات الله یکتا و بقیه سهم خداوند است که خیلی عالی انجاممیدهد
خداوند بی نهایت است پس زمان هیچ معنی ندارد هیچ وقت دیر نیست
نشان های دریافت شده
به نام الله توانا🥰
سلامی به زیبایی گنبد حرم امام رضا به همه شما مخلوقات خدا👋🏻
و سلام به استاد عزیز👋🏻🌹
و هم اکنون در مشهد الرضا هستم🖤🥺
نائب زیاره همه هستم 😭
وقتی که تونستم نکته برداری میکنم انشاالله
اخه خیلی قشنگ بود …
از خدا مشورت بگیری خیلی قشنگ تر از اینه که از مخلوقش بگیری ،پس به خالقم که هدایتم میکنه ایمان دارم
و من میدونم که ایمان خالی ااصلا به درد نمیخوره کنارش عمل هم مهمه
استاد ممنونم
کلی حرف دارم اما الان واقعا باید لحظه هامو غنیمت بشمارم ،تا میتونم ،با اقام حرف بزنم 😭
میریم سراغ تمرینات یاعلی مدد:
۱- مواردی در زندگی که با دیگران مشورت کرده اید و کلا از تصمیم خود منصرف شده اید را شرح دهید.
مسابقه دومیدانی که به من گفتن چون دختر آرومی هستی نمیتونی و منم چون شنیده بودم چقدر باید بدوم ولش کردم ، من خودمم اصلا پیشو نگرفتم
وگرنه میدونم که میتونستم
البته اینم بگم که خیلی ها هم بودن که مطمئنم خدا سر راهم قرار داد و. وسیله هدایت الهی بودن
کسایی که در اوج ناامیدی ،یا مواقعی که اصلا به فکر کاری نبودم و رهاش كرده بودم
اومدن و بهم قدرت خدا رو نشون دادن و واقعا اتفاق افتاد چیزی که فکر نمیکردم
من یه ویژگی عالی دارم که نمیدونم از کی دارمش ولی کشفش کردم .که من الان ها اصلا زیر بار زور نمیرم یعنی یکی اگه بخواد منو از نظرم که میدونم درسته منصرف کنه بهش اهمیت نمیدم .ازش دوری میکنم تا حد توانم.
راحت تر بگم اگه بخوام کاری کنم و بدونم درسته و
خیلی بهش علاقه داشته باشم دیگه با تمام تلاشم ادامه میدم الهی شکر❤
۲- مواردی در زندگی که بعدها دیگران را مقصر کردید که مشورت با آنها باعث رها کردن خواسته و آرزویتان شده است را شرح دهید.
در مورد لاغری که وقتی به این جا هدایت شدم تمام اطلاعات غلط رو که در ذهنم بود به گردن اونایی که قبلا برا لاغر شدن ازشون کمک خواستم میدیدم و…
فکر میکردم که به خاطر حرف هایی که بهم گفتن باعث شدن این طور بشه
در صورتی که من میتونستم باور نکنم …
۳- مواردی در زندگی که بر اساس ایده و احساس خود عمل کرده اید و درحالی که دیگران مخالف تصمیم یا ایده شما بودند در نهایت نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید؟
در مورد لاغری درسته خیلی به بدنم بد کردم و کلی به خودم زجر دادم ولی ادامه دادم بد جور پافشاری کردم و زیر بار حرف کسی نرفتم و در زمان خیلی کم ۷-۸کیلو. کم کردم
۴- نگرش شما درباره سهم ما و سهم خداوند چیست؟ مواردی را در زندگی خود شرح دهید که سهم خود را انجام داده اید و خداوند نیز سهم خودش را انجام داده است و از نتیجه کار راضی بوده اید.
سهم من در برابر. خدا هیچه من یک قدم بردارم اگه با ایمان بردارم یعنی هم عمل کردم و هم ایمان داشتم .و اون وقته که خدا برام چندین هزار قدم بر میداره چون ما هر کارم کنیم نمیتونیم بدون خدا به آرزومون برسیم
به اشتباه فکر نکنید که بعضی از بی ایمان ها خوشبختن نه اصلا این طور نیست اگه دیدی کسی خوشبخته حتما ایمان داره حتما که قرار نیست جلوی تو با خدا حرف بزنه …دست از قضاوت برداریم ،و کاری هم به کار بقيه که قضاوتت میکنن نداشته باش
خلاصه که با ایمان به خدا و قدم در مسیر رویا هامون ،بهتون قول میدم که بقیه ی گام هارو خدا براتون اسون میکنه و براتون بر میداره
مثل قرائت قران که بهش توکل کردم و همیشه دلم میخواست یه روز قران رو به صوت بخونم تمرین کردم. بدون اینکه کلاسی برم منو کمک کرد و من در مسابقات قران شرکت کردم بدون اینکه اصلا فکرم به مسابقات رفته باشه ..
رتبه آوردم 🥰
الهی شکر
۵- نگرش شما درباره بهترین زمان انجام ایده ها چیست؟ ایده هایی که تصور می کردید از زمان آن گذشته یا الان زمان مناسب نیست و اجرا نکرده اید را شرح دهید.
تا زمان هست زندگی باید کرد😉
خیلی وقت ها فکر میکردم دیر شده و انجام ندادم
یا مثلا اوایل که توی این سایت اومده بودم و اشنا شده بودم فکر میکردم هنوز مناسب من نیست
اما وقتی عکس یک شگفتی ساز کم سن و سال رو دیدم فهمیدم که نه خیر من میتونم
یا مثلا میخواستم زمان هایی شده که میخواستم کار هایی مثل برنامه ریزی انجام بدم بعد گفتم الان دیگه دیره باید از قبل بنویسم و… کلی مثال دیگه
۶- مواردی که دیگران اصرار داشته اند الان زمان مناسب برای این کار یا اجرای تصمیم نیست ولی شما بر اساس ایده و الهام قلبی خود تصمیم گرفته اید و نتایج عالی کسب کردید را شرح دهید.
الان حضور ذهن ندارم اما میتونم به قطع بگم که حتما بارها شده که مخالفم باشن ولی من رفته باشم و عالی نتیجه گرفته باشم
مثل لاغری که میگفتن نه و من ادامه دادم.ودیدم که واقعا رسیدم بار ها بهم الهاماتی شد که چکار کنم و کردم و حالا خوشحالم چون با همون اقدامم به این سایت هدایت شدم االهی شکر❤
و در اخر تمرین عملی اینکه به هدایت خدا اطمینان داشته باشیم
وقتی کامل مطمئن باشی و ایمان به خدا داشته باشی چه معنی میده مشورت کنی با مخلوقش؟!
الهامات خداوند را جایگزین مشورت بامخلوقش کنیم
باور کنید که حرفی که از خدا باشه و شروع شه دیگه تمام نمیشه اما الان حال دلم هواییه 🥺😭
خلاصه کردم ،اما نکات رو مینویسم و به این درسی که گرفتم عمل میکنم انشاالله🤲🏻
یه دنیا ممنون استاد ،برای همتون دعا میکنم ،اجرتون بعد خدا با تمام رضا (ع)🖤🥺
الهی که زندگیاتون باصفا عین حرم اقام باشه 😭🤲🏻
یاحق مدد👋🏻