هدفی مقدس تر از تغییر کردن در زندگی وجود ندارد و انسان هایی که در مدت حیات خود به دنبال شروع تغییر در زتدگی خود هستند، تاثیری ماندگار در زندگی خود و جهان اطرافشان ایجاد کرده اند.
شروع تغییر کردن
تغییر، همانند جریان آب، بخشی جداییناپذیر از زندگی است.
جهان پیرامون ما دائماً در حال تحول است و برای سازگاری با آن، ما نیز باید تغییر کنیم.
شروع تغییر میتواند کوچک و تدریجی باشد، مانند یادگیری یک مهارت جدید، یا بزرگ و ناگهانی، مانند تغییر شغل یا نقل مکان. در هر صورت، تغییر فرصتی برای رشد، یادگیری و کشف جنبههای جدید از خودمان است.
به عقیده من شروع تغییر به دو شکل در زندگی هر انسانی ایجاد می شود:
1- شروع تغییر بر اساس دنیای پیرامون
2- شروع تغییر بر اساس دنیای درون
بسیاری از ما تجربه شروع تغییر کردن بر اساس دنیای پیرامون را داریم.
زمانی که هوا سرد می شود طریق لباس پوشیدن خود را تغییر می دهیم.
زمانی که به خاطر تکرار یک رفتار نادرست به خودمان آسیب وارد می کنیم تصمیم می گیریم آن عادت را تغییر دهیم.
وقوع زلزله یا سیل یا هر اتفاقی که در دنیای پیرامون اتفاق می افتد و باعث بروز خسارت می شود، انسان را ملزم به تغییر روش زندگی خود می کند.
نکته جالب توجه اینکه شروع تغییراتی که به واسطه تغییر دنیای بیرون در خود ایجاد می کنیم همواره سخت و مستلزم تحمل رنج و سختی فراوان است.
نوع دیگری از شروع تغییر بر اساس دنیای درون صورت می گیرد.
این طریق نیاز به درک توانایی های درونی و ایجاد نگرش صحیح در رابطه با خداوند به عنوان خلق کننده دارد.
شروع تغییراتی که بر اساس تمرکز بر تغییر دنیای درون در زندگی ایجاد می شود همواره ساده، لذتبخش و بدون سر و صدا می باشد و این از ویژگی های منحصربفرد این طریق تغییر کردن است.
در شروع تغییر بر مبنای دنیای بیرون نیاز است تا جوانب زیادی را مدنظر قرار داده و همواره مراقب باشیم تا مرتکب اشتباه نشویم اما در شروع تغییر بر مبنای دنیای درون، نیاز نیست تا نگران جوانب و چگونگی شکل گیری تغییرات باشید. فقط لازم است با آرامش و اطمینان به قدرتی که خداوند در وجود شما قرار داده است به مسیر خود ادامه دهید و از تغییرات ایجاد شده در زندگی تان لذت ببرید.
تغییر، یک فرصت است نه یک تهدید. با پذیرش تغییر و تلاش برای رشد و بهبود، میتوانیم زندگی پربارتر و رضایتبخشتری داشته باشیم. به یاد داشته باشید که شروع تغییر، بخشی طبیعی از زندگی است و مقاومت در برابر آن، تنها باعث ایجاد استرس و ناراحتی میشود.

نقطه شروع تغییر
تغییر، همانند نسیمی تازه، میتواند زندگی را دگرگون کند. این دگرگونی میتواند هم چالشبرانگیز باشد و هم فرصتساز. اما نتایج نهایی شروع تغییر، اغلب به سمت رشد، پیشرفت و رضایت بیشتر سوق مییابند.
به طور خلاصه، تغییر یک نیروی قدرتمند است که میتواند زندگی ما را به سمت بهتر شدن سوق دهد. با پذیرش تغییر و تلاش برای ایجاد تغییرات مثبت در زندگی، میتوانیم به رشد شخصی، بهبود روابط و افزایش رضایت از زندگی دست پیدا کنیم.
نقطه شروع تغییر دنیای درون از تغییر افکار شروع می شود.
اکنون که شما در حال مطالعه این نوشته هستید اطمینان داشته باشید در نقطه شروع تغییر شرایط زندگی خویش یا همان سرنوشت خود قرار دارید.
در این روش نیاز است تنها بر آنچه در ذهن خود مرور می کنیم توجه داشته باشیم.
فقط کافی است مهارت شناسایی و مدیریت افکار را بیاموزید تا بتوانید به افکاری که نتیجه احساسی خوبی در شما ایجاد می کند اجازه مرور شدن بدهید و مانع مرور افکاری شوید که نتیجه احساسی آنها ناامید کننده است.
به این ترتیب شما دنیای درون خود را از هرگونه افکار نامناسب پاکسازی می کنید و به شکل مستمر در احساس خوب قرار می گیرید.
احساس خوب، فراتر از یک احساس گذرا است. این احساس، تأثیرات عمیقی بر زندگی ما میگذارد و به بهبود کیفیت زندگیمان کمک میکند. به جرأت می توان گفت که احساس خوب داشتن مهمترین پارامتر برای شروع تغییر است.

در کل، احساس خوب یک چرخه مثبت را ایجاد میکند. وقتی احساس خوبی داریم، رفتارهای مثبتی از خود نشان میدهیم که به نوبه خود، احساس بهتری را در ما ایجاد میکند. این چرخه مثبت، به ما کمک میکند تا زندگی شادتر و موفقتری داشته باشیم.
نتیجه احساس خوب داشتن، تغییر نگرش به دنیای پیرامون است و نتیجه تغییر نگرش، تغییر انتظار از زندگی است.
خداوند به عنوان پاسخ دهنده و برآورده کننده آرزوها به انتظار شما از دنیایی که در آن زندگی می کنید پاسخ می دهد و اتفاقاتی را وارد زندگی شما می کند که از قبل انتظار آن را دارید.
از آنجا که از کودکی در معرض افکار نامناسب قرار داشته ایم طبیعی است که اکنون گرفتار مرور افکار نامناسب و در نتیجه شکل گیری انتظار نامناسب از زندگی در ذهن خود باشیم.
اما نکته امیدبخش این است که هربار تصمیم به شروع تغییر بگیریم و شرایط زندگی خود را از طریق تغییر دنیای درون آغاز کنیم این فرصت برای ما مهیاست و از طرف خداوند مورد تایید و تحسین قرار می گیرد.
تحسین خداوند را از طریق هدایت شدن به مسیرهای درست دریافت می شود و این تجربه ای است که در انتظار شماست.
منتظر خواندن نوشته های شما هستم
همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن
متن فایل تصویری برای ناشنوایان 🧏
متن فایل تصویری شروع تغییر: (توسط خانم نگار ملکزاده عزیز)
اگر مراقب ذهنمون نباشیم همیشه دوست داره به اون چیزی توجه کنه که اصلاً به درد ما نمیخوره اصلاً باهاش حال نمیکنیم اصلاً لذت نمیبریم و این اشتباهیه که همهمون داریم هر روز مرتکب میشیم که به گذشتهمون توجه میکنیم به اون چیزی که توی زندگیمون هست توجه میکنیم و انتظار داریم که خداوند آینده ما رو تغییر بده.
انتظار داریم که خداوند روزهای جلوی روی ما رو تغییر بده و این اتفاق رخ نخواهد داد تا وقتی که ما داریم به اشتباه هر روز به اون چیزی که دوست نداریم توجه میکنیم.
اون چیزی که من دیروز تجربه کردم چیزی بوده که من خودم در دنیا خلق کردم و تجربهاش کردم اگر بخوام به اون توجه کنم برای امروز، من روزهای بعدم رو هم مثل روزهای قبل تجربه خواهم کرداین اتفاقیه که داره توی زندگی همهمون میفته اما اگر آگاه باشیم و بدونیم که امروزِ من یک روز جدیده و هیچ ربطی به گذشته تو نداره.
امروز تو میتونی بهتر فکر کنی، میتونی شروع کنی به اون چیزی که دوست داری توجه کنی، میتونی کتاب خوب بخونی، میتونی آهنگ خوب گوش کنی، میتونی از محتواهای خوب استفاده کنی، هیچ ارتباطی به گذشتت نداره.
فکر نکن که اگر تو امروز تصمیم بگیری که زندگیت رو تغییر بدی خدا میگه نه تو ۳۰ ،۴۰ سال بد زندگی کردی دیگه تموم شد، دیگه من به تو این اجازه رو نمیدم، خیلیهامون اینجوری فکر میکنیم.
فکر میکنیم اگر من امروز تصمیم گرفتم خوب زندگی کنم پس گذشتم چی میشه؟! پس گناههایی که انجام دادم! نمازهایی که نخوندم! روزههایی که نگرفتم! چطور ممکنه خدا به من اجازه بده که من زندگیم رو تغییر بدم یا زندگی بهتری داشته باشم؟!
خدا هیچ چیزی از گذشته تو رو برات حساب نمیکنه، فکر نکن اگر تو امروز بخوای بهتر زندگی کنی خدا میگه نه بزار حالا من بررسی کنم ببینم تا دیروز چطور زندگی میکردی. اصلاً اینجوری نیست، هیچ وقتی خداوند به گذشته شما کاری نداره به همین دلیله که در قرآن خدا میگه که شما هر بار که توبه کردید دیگه تموم شد، بارها به پیامبر توصیه میکنه که اگر این افراد اینجوری کردن باهاشون برخورد میکنی و هرجا این افراد توبه کردن تمام شد دیگه، باید ببخشید چون خدا رئوف و بخشنده است.
چرا میگه هر باری که هرجا که کافران یا هر کسی اشتباهی کرده توبه کرد دیگه تمام شد دیگه حق نداری به اونها حمله کنی یا اونها رو اذیت کنی یا اسیری،،،چرا میگه؟؟ به خاطر اینکه هر لحظهِ تو ارتباطی نداره به گذشتت.
اگر الان تصمیم گرفتی بهتر زندگی کنی این نیست که خدا بگه نه تو دیگه چند روزه داری بد میگی چند روزِ خوب زندگی نکردی شما ۴۰ سال افکار نامناسب داشتی و من دیگه نمیذارم تو خوب زندگی کنی.
به هیچ وجه اینجوری نیست. ذهن شما هر روز خالیه، خداوند هر روز نگاهش به شما به عنوان یک انسان پاکِ، یک انسانی که میخوام ببینم امروز چطور میخواد زندگی کنه، چه چیزی برای من میفرسته، آیا افکار مناسب میفرسته یا همون افکار نامناسب دیروزی رو میفرسته و ادامه میده.
هیچ انتخابی از طرف خداوند برای من و شما نیست که بگه نه این دیگه از اون آدم بدهاست دیگه اینو نمیذارم خوب زندگی کنه یا هرچی نعمت داریم بره سمت اون افراد اصلاً همچین چیزی نیست. هر چیزی که خودت میخوای رو خدا میگه باشه من حرفی ندارم که.
چون همه این شرایط رو داره، کسی که همه چی داره چه فرقی براش میکنه که تو از چی استفاده کنی، مشکل اینه که ما نگاهمون به خدا انسانیه و فکر میکنیم که همون جوری که خود من که فلانی از من یه چیزی خواست گفتم نه، یادته اون دفعه به تو چیزی دادیم تو تشکر نکردی پس دیگه نمیدم. فکر میکنی خدا هم با ما اینجوری رفتار میکنه. در حالی که اینجوری نیست.
خیلی از ما در مورد اضافه وزنمون هم همین فکرو داریم، فکر میکنیم دیگه ما لاغر شدنی نیستیم چرا؟؟ چون ۴۰ ساله من چاقم، خب ۴۰ ساله اونجوری فکر کردی اونجوری رفتار کردی نتیجهات هم همینه که الان هست، خب الان میخوای لاغر بشی باید جور دیگه فکر کنی، باید جور دیگه رفتار کنی، باید جور دیگه ببینی و نگرش داشته باشی.
اگر میخواهی همون افکار و رفتار گذشته رو داشته باشی و آرزوت هم این باشه که لاغر بشی هرگز لاغر نمیشی. کسی که تعارف نداره، به گریه و زاری و اینا نیست. خدا که نمیاد که بدن شما رو امروز بتراشه تحویل شما بده. کاری بوده که خودت کردی بپزیریدش. حالا اذیتی، ناراحتی، باشه، بپذیر که خودم بودم اگر بپذیری خودم بودم حتی اذیتم بشی دیگه خیلی برات سخت نیست.
همه اون چیزی که ما امروز در زندگی داریم و باعث اذیتمون میشه چیزیه که خودمون به وجود آوردیم چیزیه که خیلی وقتها شاید خودمون از خدا خواستیم و یادمون رفته که ما اینو از خدا میخوایم حالا که توی زندگیمون هست این دفعه داریم از این گله و شکایت میکنیم.
امروز داشتم با خودم فکر میکردم که اول صبحی افکار منفی داشت میومد برام، راه حلش این بود که بیام فکر کنم چه چیزی توی زندگی من الان هست که قابل لذت بردن و سپاسگزاری کردنه؟! دیدم اول اینکه من امروز صبح لازم نیست برم سر کار بیرون از خونه، دارم میام سر یه کاری که عاشقشم و با خودم فکر کردم گفتم تا همین چند سال پیش من هر روز که داشتم میرفتم کارخونه از خدا میخواستم که خدایا یه شرایطی رو جور کن من از این کارخونه فلان فلان رها بشم، من از این کار لعنتی بیام بیرون.
خب دو سه سال بعد من اومدم دزفول، رفتم نجاری کار کردم توی اون شرایط، بعد دوباره از اون کار خوشم نیومد بعد اومدم رفتم ابزار یراق کار کردم، چند سال بعد از اون کار خوشم نیومد الان این چیزی که الان هستم اون چیزیه که خودم از خدا خواستم.
میلیونها بار به خدا گفتم خدا شرایطی باشه من برای خودم کار کنم الان همون شرایطِ، چرا بازم ناراحتم! پس چرا باز گله و شکایت دارم! این چیزیه که خودم یه زمانی آرزو داشتم. فکر میکردم اگر این باشه دیگه تمام، من خوشبختترین آدم روی زمینم.
اومدم از پله پایین، دیدم این همون ماشینیه که من چند سال پیش رویاشو داشتم، الان تو پارکینگ خونم هست این همون چیزیه که خودم از خدا خواستم و الان دارمش پس بابت این هم باید سپاسگزار باشم.
بابت همین خونهای که هست درسته الان من مادرم نیست ولی خب خونش هست من هر روز میام اینجا از فضای این خونه از اون کارهایی که انجام داده از اون چیزهایی که توی خونه داره من لذت میبرم و دارم باهاش زندگی میکنم و چه چیزی برای من ارزشمندتر و لذت بخشتر از اینه که صبح بیام اینجا توی فضایی که من حسش میکنم، هست همه کارهایی که انجام داده، همه نظمی که توی این خونه هست، چیدمان خونه، همه کار مادرمه و میام اینجا از وسایلش استفاده میکنم و لذت میبرم.
سکوت فوق العاده، چه چیزی میتونه ارزشمندتر و بالاتر از این باشه! این چیزیه که شاید زمانی توی رویای منم نبود من خودم هزاران بار از خدا خواستم که اینجور باشه.
چند سال همسرم میگفت کاش یه جور بشه تو همش خونه باشی الان همون جوریه ولی به راحتی میتونه این ذهن کاری کنه که همین چیزی که تو از خدا خواستی را برات سیاهش کنه برات زندگی رو تیره و تار کنه و یه لحظهای میرسه که واقعاً زندگی برای همیشه تیره و تار میشه و چشای ما بسته میشه و ما از این دنیا میریم و دیگه هیچ چیزی رو نخواهیم دید. هیچ مشکلی وجود نخواهد داشت. هیچ فکر منفی وجود نخواهد داشت و اون وقتم تازه ما دوباره حسرت میخوریم.
چیزی که قرآن میگه، خدا میگه، که اسم قیامت را گذاشته یوم الحسرت، که آدمها حسرت میخورن که چرا زندگی نکردم! حالا به ما گفتن که حسرت میخوری که چرا نماز و روزه بیشتری نگرفتی و نخوندی ولی من عقیدم اینه که اونجا هم ما تازه دوباره حسرت میخوریم که ای دل غافل زندگی تموم شد چشام رو بستم اونم دوباره حسرت میخوریم و کل زندگیمون داره با حسرت میگذره.
حسرت زندگی این، حسرت اینکه چرا فلانی اینجوریه، حسرت اینکه چرا اون لاغره، چرا اون پولداره، چرا اون خونش چند تاست و هر روزمون داره با توجه کردن به اون چیزی که نمیخواهیم از زندگی خودمون و دیگران میگذره و آینده ما هم به همین شکل داره رقم میخوره.
بازم تاکید میکنم اون چیزی که الان هستی رو اینو بپذیر شاید نتونی براش دلیل پیدا کنی اون چیزی که الان هستی رو یقین داشته باش که خودت از خدا خواستی. شاید ندونی چطور و کی خواستی ولی خودت از خدا خواستی و الان داری تجربش میکنی.
اگر از تجربهاش راضی نیستی اشکال نداره تغییرش بده چرا چسبیدی به این تجربه چرا چسبیدی به این چهار تا فکر منفی چرا چسبیدی به اون رفتارهای بدی که فلانی باهات کرده اون حرفهایی که به تو زده بیا زندگیت رو تغییر بده بیا از نگرشت شروع کن و اونو تغییر بده انتخاب کن چی میخوای چی نمیخوای فکرت رو درست کن و این نیاز به آموزش داره این نیاز به آموزش داره.
این نیست که تو بخوای بگی باشه من امروز میخوام فکرم رو عوض کنم پس چرا فردا زندگیم تغییر نکرد سالها برای من طول کشید خداوند اینجوری رویای شما را برآورده میکنه رویای منو برآورده کرده چندین سال طول کشید تا از اون کارخونه من اومدم بیرون رفتم کار نجاری انجام دادم دو سال نجاری کردم بعد اومدم ۵، ۶ سال مغازه ابزار یراق داشتم و الان چهار پنج ساله دارم همین کارو انجام میدم
چندین سال زمان برد تا اون رویای من تکمیل شد و من نمیدونستم اصلاً قرار تکمیل بشه من اصلاً چرا هر روز از خدا میخواستم که خدایا شغل منو عوض کن کاری کن من از اینجا از این کار لعنتی بیام بیرون برم واسه خودم کار کنم چون اصلاً فکر نمیکردم بشه ولی هر روز از خدا میخواستم فکر نمیکردم که اصلاً همچین شرایطی بشه رخ بده تو زندگیم،
چرا؟! چون فکر میکردم خب من چطوری میتونم زندگی بهتری داشته باشم من که مدرک ندارم من که پول ندارم من که سرمایهای ندارممن که پارتی ندارممن که هیچی ندارمو چطور خدا میخواد زندگی من عوض بشه و من اصلاً نمیدونستم که وقتی تو بخوای خدا عوضش میکنه.
برای جسمم هم همینجور بود من نمیدونستم واقعاً میشه لاغر شد و لاغری با ذهن رو شروع کردم به عنوان یه تفریح عشق بود وگرنه هیچ عقیدهای هم نداشتم که میشه از لاغری با ذهن لاغر شد چون اصلاً تجربهای برای لاغر شدن نداشتم اگر کسی از من درباره چاقی میپرسید بله ذهن من پر بود از خاطرات چاقی از موفقیتهام در چاقتر شدن ولی من اصلاً هر چقدر هم تلاش کرده بودم برای لاغر شدن مقطعی بود و دوباره از بین میرفت و اصلاً من امیدی نداشتم که بخوام لاغر بشم.
اما بازم شد بازم رویای من الان در حال زندگی کردنشم و دوباره دارم اون چیزی رو که بهم لذت میده استفاده میکنم و لذتش رو میبرم.
اون چیزی که الان هست چه جسمته چه شرایط زندگیته چه هر چیزی که هست چیزیه که خودت از خدا خواستی و الان توی زندگیته شاید نتونی دلیلش رو پیدا کنی شاید نتونی بگی خب من کی خواستم من نمیدونم کی خواستی و چطور خواستی برای خودمم نمیدونم کی خواستم ولی میدونم که اینو پذیرفتم که اون چیزی که الان هست اون چیزیه که خودم قبلاً از خدا خواستم و الان توی زندگیمه و بیام به خاطرش سپاسگزار باشم حتی اگر فکر میکنم خوب نیست سپاسگزار باشم که اون چیزی که میخوام الان بهم داده شده.
خیلیا هستن از خدا بچه میخوان سالهاست بهشون داده میشه چند ماه بعد شروع میکنن به گله و شکایت. خیلیا هستن دنبال خونه هستند خونه بهشون داده میشه از چند وقت بعد فقط شروع میکنند گله و شکایت که جاش بده فلانه همسایهام اینجوریه دم درش اینجوریه فروشگاه دوره اینجا اینجوریه نزدیک اصلیه تو فرعیه میلیاردها دلیل میتونی پیدا کنی برای اینکه حالت رو بد کنی اما فقط یه دلیل کافیه برای اینکه خوب زندگی کنی اونم به نظر من این دلیله که شاید امروز روز آخر باشه.
هر وقتی تو خیابون دارم میگذرم اعلامیههای فوت افراد رو میبینم به خودم یادآوری میکنم که این فرد دیروز زنده بود امروز نیست شاید فردا تو نباشی پس سعی کن خوب زندگی کنی یه روز خوب زندگی کن لااقل که اگر فردا من نبودم بگم من یه روز خوب زندگی کردم اگر چشای من بسته شد دیگه باز نمیشه.
بنابراین خدا هم کاری نداره به اینکه تا دیروز شما چیکار کردید چه کارهایی کردی اون چیزهایی که بهت گفتن آیا اینجوری زندگی کردی دعا کردی فلان کردی التماس کردی نمازت رو خوندی نخوندی خدا نمیدونه که شما چی تا دیروز فرستادی امروز میخوای تغییرش بدی بفرست. فکر جدید، فرکانس جدید بفرست و این نیاز به آموزش داره روی هوا نمیشه چیزی رو درست کرد.
این ذهن ما پر از افکار منفی پر از اشتباهاتیه که فکر هم میکنیم تازه صحیحه ولی غلطه وقتی میای چهار تا کتاب بخونی چهار تا فایل گوش بدی یواش یواش یه چیزایی دستگیرت میشه و میفهمی که چطور باید ذهنت رو تغییر بدی و از مطالب سایتم میتونید بیشتر استفاده کنید.
نوشتههای زندگی با اراده خداوند فوق العاده است و فایلهایی که توی بخش تغییر زندگی هست فوق العاده است فایلهای تناسب که بینظیرن و تصمیم بگیر هر روز محتوای جدید به خودت بده به اینم فکر نکن که چطور؟! مهم نیست کجای دنیایی، مهم نیست چقدر ناراحتی از وضعیتت، مهم نیست چقدر چاقی، مهم نیست چقدر اوضاع مالیت خرابه، همه اینا رو من بودم.
مهم اینه که تصمیم بگیری زندگی رو تغییر بدی خود خداوند راهش رو هم بهت میگه یواش یواش پیدا میکنی فقط تو شروع کن قدمهات رو بردار خودش بهت میگه که چطور باید بهتر زندگی کنی.
امتیاز 4.55 از 83 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
وقت بخیر عزیزان
واقعا همینطوره که اگر مراقب ذهن نباشیم همیشه دوست داره به چیزی توجه کنه که اصلا حال نمی کنیم و همش می بره ما رو به گذشته . واقعا من این روزها نمی دونم چرا از یه چیزی که یه ساله ازش گذشته باز هر روز یه جوری منو می بره به اون موضوع و هر روز سعی می کنم که روز جدید و شروع کنم . این چند روز تعطیل بود اینجا هفته شکرگزاری و اینها منم دخترم اومده بود و مهمون و اینها خلاصه بعدش که می خواستم برم کلاس یوگا بعد ذهن بازی در میاورد می گفت حالا نمی خواد خسته ای این هفته استراحت کن …. ولی باز من موفق شدم که برم و دوباره امروز همینطور و خلاصه به هر نحوی .تا وقتی داریم توجه می کنیم به قبل هیچی عوض نمی شه و نباید توجه کنیم ..امروز یه روز جدیده و ربطی به گذشته نداره می تونی بهتر فکر کنی کتاب بخونی … مثلا باز من امروز به خودم انگیزه دادم بلند شدم صبحونه خوردم رفتم کلاس تای چی خیلی ورزش خوبیه دوس دارم و باز بعدش رفتم چند تا چیز می خواستم خریدم و دیدم فردا مهمونیم جایی بعد نگاه کردم دیدم ناخنام لاک لازم داره هی ذهن می گفت ولش کن نمی خواد بابا من همیشه لاک نمی زنم هر از گاهی برای فان جایی برم ولی باز گفتم نه بهتره برم رفتم و لاک و زدم و اومدم خونه .
توی قران هم خدا گفته که هر بار که توبه کردی تموم شد . هر جا توبه کردن بخشش کامل .. هر لحظه تو ارتباطی نداره به گذشتت .ذهن شما هر روز خالین و خداوند نگاهش هر روز به شما به عنوان یه انسان پاک نگاه می کنن و هر چیزی و که خودت می خواب خدا می گه من حرفی ندارم .وبه راحتی ذهن می تونه همینی که خواسته بودی و برات تار کنه .قیامت یا همون یوم الحسرت آدمها حسرت می خورن که چرا زندگی نکردن منم همینطورم گاهی می گم چیزشد هیچی نفهمیدم هیچ کاری نکردم برای همینه تند تند الان دارم چیزهایی و انجام می دم که تا حالا تجربه نکرده بودم مثلا درست کردن بعضی غذاها و خیاطی و نقاشی و ورزش … من خیلی به زندگی دیگران توجه نمی کنم نه اینکه اصلا ولی کمتر بیشتر حواسم به خودمه که چه کارهایی و باید انجام می دادم که ندادم و بلد نبودم و اگاهی نداشتم .
باید اون چیزی که الان هستی و بپذیری و تغییر داشته باش که خودت از خدا خواستی و الان داری تجربش می کنی اگر دوست نداری تغییرش بده انتخاب کن چی می خوای چی نمی خوای
بعضی ها همینطورن بچه خدا می ده خونه می ده بهشون باز هم شکایت می کنن . خونه جاش بده بچه اینطوره و هیچ وقت قدر نمی دونن و شکرگزار نیستن .سعی کنیم اقلا یه روز رو خوب زندگی کنیم .خدا کاری نداره تا دیروز چیکار کردی دعا کردی التماس کردی .امروز می خوای تغییر بدی بفرست فرکانس جدید و . ذهن پر از افکار منفی و اشتباهه .
هر روز محتوی جدید به ذهنت بدن و شروع کن قدمات رو بردار و خدا خودش بهت می گن که چطور باید زندگی کنی .
و هر روز باید به خودمون انگیزه بدیم . و اگر احساسمون خوب باشه و ارامش داشته باشیم یعنی در مسیریم همسو با اراده خداوندیم و این فوق العادس .
نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد گرامی این فایل را برای بار دوم گوش دادم قبلا خیلی گذشته ها رو مرور میکردم خیلی زیاد کلا در اتفاق هایی که در گذشته برام رخ داده بود زندگی میکردم و پشت سر هم چند اتفاق ناجور برای من افتاد ولی کم کم نیاز به تغییر در من بوجود اومد والان خیلی سعی میکنم که در گذشته ها نباشم زمان زندگی من الان است خدا در گذشته ها و اینده من نیست خدا فقط الان و همین زمان در کنار من است و در من حضور دارد خدا همین جاست تو لحظه ی حال و من کامل درکش کردم سعی میکنم هر وقت ذهن من میخواد به گذشته بره سریع دستشو بگیرم و بیارمش به زمان حال خیلی زیبا بود گفتین خدا همیشه منتظر ماست منتظر حس های خوب ما منتظر افکار خوب ما منتظر شکرگذاری های ما بله خدا همیشه منتظر ماست که شاد باشیم خوب باشیم حس خوب داشته باشیم پاک زندگی کنیم همیشه باید شکر گذار نعمتهایش باشیم خیلی عالی بود من هر روز صبح که بیدار میشم برای نماز ابتدا زبان به شکر گذاری باز میکنم و خدا رو شکر میکنم که به من اجازه داد دوباره باشم و خدمت کنم به خلق خودش و حس های خوب بوجود بیارم خدا به دیروز های من کاری نداره خدا میخواد من همیشه مث خودش باشم مث خدا یعنی چی یعنی همیشه حال خوب داشتن و مهم نیست ما کجا به دنیا اومدیم در چه خانواده و شرایطی بودیم الان دیگه خودمون باید زندگی رو تغییر بدیم و اونجور که میخوایم زندگی رو بسازیم یه زندگی شاد پر از حس های خوب و پذیرفتن مسولیت زندگی مون و تصمیم به تغییر داشتن این سه تا برداشت من از گوش دادن به سه فایل اول چله تغییر زندگی زندگی تون پر از حس های خوب
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن راضی بودن و تغییر کردن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد میدونید من خیلی دوست دارم که اون حال و هوا رو تجربه و زندگی کنم دوست دارم یه روزی بیام اونجا اون منظره رو از نزدیک ببینم میخوام ببینم من چه چیزی از اون حال و هوا رو درک میکنم میخوام بهشت تجربه کنم البته اینجا هم روزهایی هست که هواش نه سرد که یخ کنی نه گرم که اذیت بشی یه هوای نیمه ابری ملایمی
استاد اینجا هم ما یه فضایی داریم تقریبا همین جوری بعضی از قسمتهای اون گندم کاشته شده بعضی ها بلال کاشتن بعضی ها کاهو کاشتن جای خوبی کلی همسر من میگه من خودم باغ دارم برم اونجا و نمیاد و نمیذاره ما هم بریم
استاد در این دو هفته ای که من با انسانهای بیشتری برخورد داشتم این تفاوت منم در خودم احساس کردم میبینم چیزهایی که من میبینم اونا اصلا نمیبینن
من میگم بذار به این آقا کنار خیابون یه پولی بدیم اونا میگن چراغی که به خونه رواست به مسجد حرام
مثلا من با همه صحبت میکنم اما اونا میگن ولش کن بابا حوصله داری آنقدر حرف میزنی ولی من لذت میبرم از اینکه اونا باردار هستند بهشون تبریک میگم براشون دعای خیر دارم اما اطرافیان من اینو فضولی میدونن ولی من میگم عشق ورزیدن
برای من هم احساس مهمترین چیز من در طول روز خیلی سعی میکنم احساس خوبی داشته باشم برای همین سعی میکنم که به چیزهایی موضوعاتی که حال منو بد میکنه توجه نکنم
من سعی میکنم در طول روز به چیزهایی توجه کنم که حال منو بهتر میکنه چون وقتی حالم خوب باشه قطعا احساسم خوب
من عاشق پول هستم چند تا شاید ۲۰ الس ۳۰ تا عکس پول دلار اسکرین کردم هر روز بهشون نگاه میکردم
اما الان تصمیم گرفتم به اونها با شوق و ذوق توجه کنم خوشحال باشم از اینکه آنقدر پول دارم میخوام احساس خوبم تقویت کنم درستکه این احساس خوب فیزیکی ولی اگر ادامه دار بشه هر روز این کارو انجام بدم احساس خوبم پایدار میشه من هر وقت پول ببینم حالم خوب میشه
استاد من عاشق پول نو طا نخورده هستم همیشه برای عید پولهای عابر ها نو میشن من پارسال دو تا ۱۰۰ هزار تومنی از عابر گرفتم از وقتی این پول از دستگاه اومد بیرون من قه قهه میزدم هر وقت هم یادم میافتاد حسم خیلی خوب میشد الانم یادم میافته حالم خوب میشه
واقعا اینو زندگی کردم وقتی حالم بد بود هیچ چیزی برام معنی نداشت ارزش نداشت در صورتی اون چیز شاید تا یک لحظه پیشش من آرزو داشتنش داشتم ولی وقتی حالم بد بود اونو نمیدیدم میگفتم که حالا چه بدرد میخوره اصلا ببینم من زنده میمونم که بخوام از اون استفاده کنم حتی همون پولی که من عاشقش بودم من اون زمان بیمار بودم ولی خدارو شکر الان خیلی حالم خوبه
من احساسم خوب چون من الان همین تجربه میکنم امروز رفتم به یک بیمارستان دولتی اونجا شلوغ بود
یه خانمی داشت هفتمین فرزندش بدنیا میآورد همه غر میزد یه چیزی میگفتن ۷ تا بچه میخوای چکار کنی کلی تیکه مینداختن ولی برای من مهم نبود میگفتم به من ربطی نداره دوست داره میاره
من اونجا تنها بودم که هیچ چیزی نگفتم با خودم حرف میزدم یکی بلند گفت چکار دارید دوست داره مگه شما میخوای نونشو بدید
من کاری به کسی نداشتم اونجا کارهایی انجام میدادم که دوست داشتم از انجام اون لذت میبردم
استاد اینو براتون تعریف کنن بخدا تجربش کردم
زمانیکه من بیمار بودم دو سه سال پیش روزها که میشد از روی ناراحتی یادم نمیاد چه جمله ای بکار میبردم ولی میدونم حتما یه چیزی میگفتم مرگم نمیخواستم مثلا نا امید بودم میگفتم اینم زندگی که آنقدر اذیت میشم
شب که میشد من دارو میخوردم دیگه قرص خوابم میخوردم خوابم برده بود در اون اوج خوابم یهو احساس میکردم ضربان قلبم آنقدر تند میزد که من احساس میکردم الانه که قلب من از جای خودش در بیاد
من اونجا اومدن فرشته مرگم احساس میکردم بشدت میترسیدم ولی خدا شاهده که به محض اینکه میگفتم خدایا ایمان دارم خدایا ایمان دارم چنان قلب من آرام میشد یه آرامش الهی رو در وجودم احساس میکردم که انگار تک تک سلولهای بدن من خوابن ساکت آرام میشدم نفس من آرام به حالت طبیعی خودش میزد که من تعجب میکردم و واقعا همانا دل به یاد خدا آرام گیرد به معنی واقعیش تجربه کردم الهی همیشه همه سالم و سلامت و تندرست باشن این آرامش الهی به گونه دیگه ای تجربه کنن الهی آمین
اینم تجربه کردم زمانیکه خدا تو زندگیم نبود اصلا احساسش نمیکردم
من یکم همسو هستم با خدای خودم خدارو شکر چون این نشانه هایی که فرمودید من دارم گاهی هم ندارم
من سعی میکنم مستمر حالم خوب کنم کارهایی انجام میدم دوست دارم خوشحالم میکنه شادم میکنه و من بیشتر اوقات حالم خوبه میگم گاهی هم میشه اوقات منو تلخ میکنن ولی بازم سعی میکنم به اون توجه نکنم من یاد گرفتم من مقصرم اگر کسی با من تند صحبت میکنه یا غر میزنه من چکار کردم که اون زمان در اون همزمانی قرار گرفتم با حال بد اون طرف همزمان شدم و میپذیرم حال خودم سریع خوب میکنم نمیذارم حس بد در من بمونه گاهی هم نمیشه مثل زمانیکه پدرم بهشتی شده بود
من همیشه سعی میکنم خوشحال باشم اما همیشه راضی نیستم غر میزنم میگم چرا من هنوز اینجا هستم میدونم حق منه میدونم اشتباهی رخ نداده میدونم خودم مقصر شرایط فعلی خودم هستم چون دارم به این شرایط فعلی توجه میکنم اما گاهی یادم میره
این احساس هم دارم چیزهاییکه دیگران اذیت میکنه برای من چیز مهمی نیست و چیزهایی منو اذیت میکنه برای اونا مهم نیست
امروز ما پنج نفری رفتیم بیرون سر موضوعی بحث میکردن هر کسی یه چیزی میگفت اما من ساکت بودم خدارو شکر حرفی برای گفتن نداشتم
بله اینم تجربه کردم مثلا من مشکل بیخوابی داشتم دکتر به من قرص خواب داده من با اون قرص تا فردا ظهر میخوابیدم ولی مشکلی از منو حل نمیکرد من سیراب خواب نمیشدم من بدنم به خواب طبیعی نیاز داشت این یه خواب مصنوعی من با قرص بخوابم بگذریم من قرص کم کمتر کردم دیدم هیچ فرقی نمیکنه بازم بدن من به خواب طبیعی نیاز داره
من الان دیگه اون قرص نمیخورم
پس استاد من باید چطور احساس خوب داشته باشم
من فایل گوش میدم تمرین مینویسم مثلا عکس پول میبینم یا به شخصی صحبت میکنم میخندم بهش من با این کارها احساسم خوب میکنم من گیج شدم که چکار کنم احساس خوب پایدار تجربه و زندگی کنم
منم همین طور من دوست داشتم یه گوشی دیگه داشته باشم روی اون اپلیکیشن مترجم دوربین دار نصب کنم که هر وقت پیام انگلیسی میاد من بتونم اونو معنی کنم
اگر به من میگفتن بعدا مثلا چند سال بعد تو یه تبلت میخری اصلا باور نمیکردم و الانم اگر تبلت قدیمی مقصر خودم هستم من گفتم یه گوشی میخوام استوک هم باشه اشکالی نداره شاید هم خودم لایق تبلت نو نمیدیدم و خداوند هم پاسخ احساس منو داد تبلتی که قدیمی و سیم کارت میخوره ولی مثل اینکه شرکت هزینه اونو پرداخت نکرده منم نمیتونم سیم کارت براش تهیه کنم
استاد یه چیزی بکم شاید ربطی به درس امروز نداشته باشه همسر من شغلش شیشه بر و نصاب شیشه نشکن امروز داشت یه جایی نصب میکرد تو یه خونه بود درب خونه باز بود جلوی در دوتا از این ماشینهای برقی گذاشته شده بود
منم تو ماشین نشسته بودم منتظر بودم تا همسرم بیاد یهو دیدم یه بچه از جلوی در رد شد یهو دستشو از دست مادرش جدا کرد و برگشت اون ماشینها رو یه نگاه کرد چند لحظه یا ثانیه ایستاد به ماشین نگاه کرد و رفت اونجا گفتم خدایا این دختر بچه همین الان سفارش اون ماشین به تو داد و رفت
منم تجربه کردم سریع الجواب بودن خدا رو گفتم من رفتم مترو منتظر دخترم شدم دو سه ساعت باید منتظر میموندم از متصدی مترو اجازه گرفتم که روی پله بشینم رفتم نشستم و اونجا گفتم ای بابا کاش من هنذفری با خودم میوردم
اونجا هیچ مغازه ای نبود بجز یه غرفه که تازه افتتاح شده بود روی شیشه اون کلی کاغذ چسبانده شده بود هنذفری و….و من بلند شدم رفتم یه هنذفری خریدم گرون حساب کرد ولی خریدم و اونجا فایل گوش دادم تا اون مدت تمام شد دختر من اومد من اینجا سریع الحساب بودن خدا رو زندگی کردم شاید کل این تایمی که فکرش اومد تو ذهنم هنذفری تهیه کردم ده دقیقه نشد و من بعد نهایت ده دقیقه خواسته خودم تجربه و زندگی کردم خدایا شکرت
بله واقعا پیش میاد دیشب من مهمون داشتم و با بچه ها نرفتم بیرون اونا رفتن خرید منم خونه رو تمیز کردم اونا یه لباسی دیدن برای من عکسشو فرستادن ک تهیه کردن پیش اومد خودشون تصمیم به خرید گرفته بودن من حرفی نزده بودم
لباس کارد زندگی من شد من خوشم نیومد اونا گفته بودم اگر مادرم خوشش نیاد میاد عوض میکنه و امروز رفتم عوض کردم یه لباس خیلی بهتر از اونو خریدم پیش اومد من اصلا دخالتی در اون نداشتم خدایا شکرت
من نمیخوام متوقف بشن دوست دارن اتفاقات خوب پشت سر هم برام اتفاق بیافته من لذت ببرم سپاسگزار خداوندم باشم
خوب اینو به من یاد داده بودن گفته بودن باید به خدا توکل کنی خدا خودش بهتر میدونه چی به صلاح توعه همون برات انجام میده اگر هم نداد بدون که اون چیز به صلاح تو نبوده اگر تو لگاونو تجربه میکردی حتما انسان بدی میشدی منم سریع تسلیم میشدم دیگه الان درک کردم یعنی چی
منم ندیدم ۴۸ سال اینجوری زندگی کردم هیج اتفاقی هم نیافتاد فقط خواستهای من تبدیل به آرزو محال میشدن
وقتی من بهتر زندگی کنم یعنی راضی هستم وقتی راضی باشم یعنی سپاسگزارم خدارو شکر میکنم که من در خیلی از جنبهای زندگیم راضی هستم پس من انسان سپاسگزاری هستم
وقتی من شاد باشم وقتی من آرامش داشته باشم هم سپاسگزارم چون در این صورت من راضی هستم دیگه
منم خیلی تمرین انجام دادم خوشحالم اگر اونها رو انجام نمیدادم الان درک من عالی نبود
خوب هنوز به اون حد درک نرسید م که کل روز راضی باشم ولی روزی میرسه که من کل روز راضی باشم خدایا شکرت برای اون روزها
استاد واقعا منم اینجوری هستم چیزی که شما برای من مینویسد شاید دو تا جمله باشه ولی چنان به من انرژی میده که اون میشه الگو پن برای همین بچها هم دوست دارن نظر شما رو جویا بشن بینهایت سپاسگزارم برای جملاتتون خیلی حال منو خوب میکنه
استاد من الان شاید حدود سه ماه بشه که تبلت خریدم و الانم بهش نگاه میکنم ازش استفاده میکنم لذت میبرم
ولی میپذیرم که باید احساس خوبم درونی باشه ولی الان گیج شدم یادم نمیاد چطور باید احساس خوب درونی داشته باشم
من درک میکنم منم از اون فرزانه ایکه چهار سال پیش بودم با فرزانه الان زمین تا آسمان تفاوت دارم خیلی از اون فرزانه فاصله دارم در تمام جنبهای زندگی
فقط یه نمونش براتون میگم من پکیج بیماری بودم شنیده بودم میشه با قدرت ذهن شفا الهی تجربه کرد اما اصلا فکرشم نمیکردم که منم بتونم با قدرت ذهنم شفا الهی رو تجربه کنم اونم چند بار خدایا شکرت
استاد خجالت میکشم بگم ولی با این اوصاف من از خدای خودم خیلی راضی نیستم میگم چرا من این همه دارم تلاش میکنم اما اون منو از این شرایط جدا نمیکنه منظورم از اون شرایطی که هنوز تغییر نکردم نثل کسب و کار یا متناسب شدن
استاد تا دلتون بخواد من از خدا درخواست دارم اینو میخوام مثلا میگم دو تا خونه میخوام تو خیابون فرشته عظیمیه خونه تهران میخوام نزدیک دانشگاه دخترم سلامتی شادی آرامش حال دل خوب احساس خوب پایدار تناسب اندام ایدهالم لذت بردن از زندگی بهتر زندگی کردن راضی بودن تعییر کردن پولدار شدن ثروتمند شدن میلیاردر شدن و کلی چیز دیگه هم از خدا میخوام
میگم خدایا من تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم پس هیچ کس نمیتونه به من کمک کنه بار تو خدای مهربانم پس به من ببخشا چیزهایی که نیاز دارم برای داشتن یه زندگی بهتر الهی آمین
و سعی میکنم راضی باشم خدارو شکر آرامش دارم ایمان دارم که خدا میتونه هر چیزی من بخوام به من بده منم منتظرم
استاد میدونید احساس میکنم شنیدیم که میگفتن پیامبر مبرفته تو غار حرا با خدا رازو نیاز میکرده احساس میکنم اینجا هم برای شما حکم همون غار حرا رو داره براتون بهترین لحظات خوبترین زیباترین شادترین لحظات با خدای خودتون آرزو دارم در پناه همون خداوند باشید لذت میبرم که کسی هم هست بعد از پیامبر که آنقدر به خدای خودش ایمان داره درکش میکنه و ایمان دارم روزی منم در این جایگاه شما قرار میگیرم چون منم دارم راه شما رو ادامه میدم خدایا شکرت
من قبلا براتون گفتم که قبلنا میگفتن تاریخ تعیین کنید و من تاریخ تعیین میکردم چی میشد استرس نگرانی نا امیدی میومد سراعم و فقط تاریخ ها رو تمدید میکردم و من هیچ وقت خواستم تجربه نکردم و
که الان اینجا هستم
واقعا دوره خدا هرگز دیر نمیکند بینظیره اگر من قبلنا بودم الان این آرامش نداشتم من الان ۱۰ روزه پدرم از دشت دادم همه این آرامش نشانه این دوره بینظیره
این دوره رو تجربه کنید تا خودتون حرفهای منو زندگی میکنید الهی که همیشه سایه پدرو مادر بالای سرتون باشه منظورم حس خوب این دوره است
نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و راضی بودن
سلام خدای مهربون
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد منم اینجوری هستم همیشه صبحها که بیدار میشم اولین فکری که مرور میشه ادامه همون فکر دیشبی
بعدش هم فکرهایی مرور میشه که من دیروز خیلی به اونها توجه کردم گاهی فکرهای خوب گاهی نه فکری نیست که من دوستش داشته باشم ولی اگر دوست نداشته باشم سریع قط اش میکنم حداقلش دیگه اون فکر تکرار نمیکنم
استاد منم تازه درکم بهتر شده که من میخوام امروز بهتر زندگی کنم متفاوتر از دیروز زندگی کنم و اینم یکی از تفاوتهای امروز با دیروزم که الان در این ساعت دارم تمرین مینویسم من دیشب این موقع خواب بودم
استاد دقیقا یادم چه تمرینی بود الان جز نکات مهم یاد داشت کردم که دوباره انجامش بدم خیلی دوستش دارم اگر جوابشو مثبت باشه که دیگه عاشقش میشم
استاد منم دوست دارم امروز خوب زندگی کنم من دارم یاد میگیرم که نه داره درکم بهتر میشه چون قبلا یادش گرفته بودم
میخوام هر صبح که بیدار میشم خوشحال و شاد باشم به همه چیز عشق بورزم تا بتونم یک روز خوب زندگی کنم و اینم درک کردم که اگر یک روز خوب زندگی کنم جهان هستی هم پاسخ حس خوب منو میده و قانون جذب هم کمکم میکنه اون اتفاق در زندگی من گسترش میده در نتیجه من روزهای بیشتری و شاد و خوشحال هستم و در نهایت من کل زندگیم شاد خوشحال هستم خدایا خیلی دوستت دارم که این قانونها رو ایجاد کردی تا من بتونم زندگیم تغییر بدم خدایا شکرت
استاد واقعا همین جور من به وقتی هواسم نباشه همیشه به چیز بد فکر میکنم فورا شیطان یه تکه پازل از اون زیرا در میاره میده دست من منم یوم باهاش میرم ولی خدارو شکر زود یادم میاد که نه این درست نیست من نباید باهاش برم و خدارو شکر سریع قط میشه من برمیگردم
منم میپذیرم که تا وقتی به شرایط فعلی خودم توجه کنم آینده منم همین خواهد شد که الان دارمتجربه میکنم خدارو شکر در بعضی از جنبهای زندگیم راضی هستم
اما معمولا ما به چیزی که راضی هستیم کاری نداریم بهشون قسمتهایی از زندگی که راضی نیستم مشگل داریم و دوستش نداریم فکر میکنیم
توجه به شرایط گذشته خوب شرایط فعلی منو برام به ارمغان آورده خدارو شکر میکنم که خدا به منم جواب میده
پس من میخوام آینده من خوب باشه میام میبینم اگر الان مثلا در جنبه اوضاع مالی اگر مشکل دارم دیگه به اون فکر نمیکنم میگم اگر اوضاع مالی من خوب بشه چه چیزی میشه فکر میکنم
در اصل میام به چیزی که دوست دارم وارد زندگی من بشه فکر میکنم نه به چیزی فکر کنم که ازش بدم میاد الان مشکل دارم
واقعا امروز یه روز جدید خداوند به دیروز من گاری نداره پس من میام سعی میکنم امروز متفاوتر زندگی کنم
میگم دیروز چکار کردم مثلا صبح که از خواب بیدار شدم چه فکری داشتم اگر خوب نبود دیگه ا ن فکر تکرار نمیکنم
میام متفاوت عمل میکنم شاد و خوشحال خودم نشون میدم درستکه شرایط من طوری که نمیتونم خیلی شاد باشم اما سعیم میکنم خودم شاد نشون بدم خوشحال باشم خدارو شکر کنم خدایا شکرت که من امروز زنده هستم یه فرصت دیگه دارم با عزیزانمباشم اونها رو ببینم بهشون عشق بورزم این میشه متفاوت زندگی کردن
من تازه متفاوت زندگی کردن درک کردم منم داشتم سعی میکردم متفاوت زندگی کنم
شاید تا یکماه پیش من کتاب نمیخوندم اما الان دارم کتاب میخونم دارم کتاب خوندن جز کارهای ضروری هر روزم قرار میدم تا ذهنم یاد بگیره این تایم من باید کتاب بخونم پس میخونم این متفاوت زندگی کردن
یا قبلنا هر مسئله ای منو ناراحت میکرد اما الانسعی میکنم ناراحت نشم یا حد اقل کمتر ناراحت بشم این متفاوت زندگی کردنه
من سعی میکنم حال دلم خوب نگه دارم گاهی هم حالم بد میشه ولی سعی میکنم بیشتر روزم حالم خوب باشه فایل گوش میدم حال خوبم بیشتر کنم تمرین مینویسم کتاب میخونم نکات مهم میخونم به چیزهای منفی توجه نمیکنم سعی میکنم از جملات منفی کمتر استفاده کنم
الان چون تازه این تصمیم گرفتم یکم سخت ولی چند بار تکرار کنم عادتم میشه خودبه خود به چیزهایی توجه نمیکنم
بله استاد من دارم تجربه میکنم میبینم که خدا به افکار من به احساس من پاسخ میده چکار داره ببینه این افکار خوب یا بد اون پاسخش میده
این من هستم با افکارم با احساسی که از اون افکار در من ایجاد میشه فرکانسی ارسال میکنم و خداوند هم پاسخ چیزی که ارسال کردم میده
بله استاد ۴۸ سال اشتباه فکر کردم هر چیزی که هر کسی گفت پذیرفتم نتیجه زندگیم اینه من الان تو زندگیم مشکل دارم
خیلی وقت پیش دوست داشتم شاغل باشم دستم تو جیب خودم باشه اما هر وقت که حرفی زدم
یه چیزی شنیدم اون موقع که باید میرفتی سر کار نرفتی الان سر پیری کسی به تو کار نمیده
یا میگن همسرت دور از جون همه آقایان گروه میگن چشمش کور زن برده برای چی وظیفهاش نیازهای تو رو ساپورت کنه منم سریع میپذیرفتم میگفتم نه شغل نمیخوام و نتیجه اش چی شد هیچی به هیچی الان ۵۲ سالم هنوزم بیکارم الان
که خدارو شکر شغل دارم ولی نتونستم درآمد کسب کنم اینم نتیجه گوش دادن حرف دیگران
اما الان درک کردم که فرزانه خانم اگر دوست داری شاغل باشی نباید به حرف کسی توجه کنی تو کار خودت و انجام بده برای همین رفتم یه سری کاموا خریدم شروع به بافتن کردم میبافم در دیوار میذارم خدا خودش قول داده بهترین مشتریها رو برای من میفرسته
منم میپذیرم خودم بودم وقتی سیر بودم چیزی خوردم وقتی کسی حرف زد حرفشو سریع گوش دادم خودم بودم فلانی گفت همسرت وظیفه اش کوتاه اومدم گفتم نه خدا شغل نمیخوام
اما الان میگم خدارو شکر شغل دارم و میتونم درآمد کسب کنم دستم تو جیب خودم باشه به این شکل من میتونم آرزوی چندین و چند ساله ام تجربه و زندگی کنم
من ایمان دارم که چیزی که اان تو زندگیم هست خودم خواستم چرا چون دارم تجربه و زندگیش میکنم
من الان حالم خوبه خدارو شکر خودم خواستم الانم دارم تجربه اش میکنم
قبلا براتون گفتم اینجا هم میگم
داستان واقعی خودم
یه روزی دور از اینجا الهی سایه تون بالای سر خانواده تون باشه
یه خانمی در شهرستان ما بهشتی شد شاید این موضوع برای ۱۵ سال پیش باشه
همه میگفتن درد داشت اما به کشی نمیگفت میدونست انگار داره میمیره من گفتم چه خوب چقدر خوبکه آدم بدونه کی میمیره تند تند کارهایی که باید انجام بده رو میده این تمام شد تا حد اقل ۱۰ سال بعد
من بیماری گرفتم که درد بسیار زیادی داشت اصلا هم به خواسته خودم در ۱۵ سال پیش توجه نکردم حتی یادم نمیومد حتی مرورشم نکردم فقط یه چیزی گفتم تمام
به بیماری گرفتم که درد زیادی داشت دور از جون شماها الهی همیشه سلامت باشید
بعد دکتر جوابم کرد علنی به من گفت برو خوش باش هر کاری دوست داری انجام بده طوری حرف میزد که یعنی نهایت یک هفته دیگه زنده هستی
این میشد چی همون خواسته خودم که عه چقدر خوب درد داشته به کسی نمیگفته چقدر خوب میخواسته بمیره خودش میدونسته من اونو تجربه کردم
پس اینو بخوبی درک میکنم که هر شرایطی هستم حتما خودم خواستم شاید یادم نیاد ولی ایمان دارم خودم خواستم که معمولا هم یادم میاد
وقتی فکر کنیم یادمون میاد چه اتفاقاتی رخ داده که خودمون خواستیم حالا چه مثبت چه منفی
مثبتش میگم بازم قبلا گفتم
که گفتم خواهرم با مت قهر بود من در تجسمی که داشتم نمیدونم چرا اینجوری شد دیگه در یک نطقهای در شهرستان .فتم با من آشتی میکنه هفته پیش دقیقا دقیقا دقیقا همون نقطه با من آشتی کرد
واقعا در زندگی من هم خیلی چیزا هست که میتونم بخاطرش سپاسگزاری کنم امروز یه کلید طلایی دیگه یاد گرفتم
که هر وقت فکر منفی میاد تو ذهنم بجای اینکه بشینم به اون فکر توجه کنم در ذهنم مرور کنم بیام ببینم چه چیزی در زندگی من وجود داره که من میتونم بابتش سپاسگزاری کنم
الان ساعت ۲/۲۳دقیقه بامداد من خوابن نبرد گفتم میرم کتاب میخونم تا خوابم ببره چند تا پاراگراف خوندم یادم افتاد گفتم بسته بذار تمرینم بنویسم من از بچه ها عقب افتادم
بجای اینکه بشینم غصه بخورم اعصابم خورد کنم ای لابابتزم خوابم نبرد بگم
میگم خدارو شکر خوابم نبرد ولی چند تا پاراگراف کتاب خوندم سه تا چیز خوب آموزنده زندگی ساز سرنوشت ساز یاد گرفتم
خوابم نبرد میام تمرینم مینویسم خدارو شکر میکنم برای همین دفتر و قلمی که دارم همین اتودی که دستم نوکشم حاضر کردم اگر تموم شد دنبال نگردم همین دفتر ۲۰۰ برگی که در نظر گرفتم برای نوشتن همین گوشی من چند سال دارم ازش استفاده میکنم برای ت تک اونها سپاسگزار خداوندم باشم
که هستن من استفاده میکنم تمرین مینویسم هم حال دلم بهت میکنم هم یک گام دیگه به سمت هدفم برداشتم به هدفم نزدیکتر شدم هم سعیم میکنم خودم به بچهای گروهم برسونم پس خدایا شکرت
منم سپاسگزاری میکنم از خدای خودم برای سلامتی که الان دارم تجربش میکنم برای سلامتی که سالیان سال داشتمش و قدرشو ندونستم
من قبلنا همیشه سلامت بودم حتی یه سرما هم نمیخوردم آرزو داشتم خیلی خوشم میومد که سرما بخورم یه کدئین یه سرما خوردگی یا یه کلداکس بخورم یه خواب عمیقی تجربه کنم
خودم خواستم الانم دارم تجربش میکنه کلداکس نیست از اون خیلی بالاتره کلوزنازپام میخورم تا ظهر فردا میخوابم
الان یادم افتاد پس چرا من دارم گله و شکایت میکنم خودم خواستم الانم دارم تجربش میکنم
طوری شده که من آرزو دارم یه روز صبح زود از خواب بیدار بشم طلوع خورشید ببینم پس خودم خواستم دیگه گله و شکایت نمیکنم
و اما مشکل گوشام اینم خودم خواستم به من افکار منفی توجه کردم این افکار منفی زیاد شدن به شکل مشکل گوشام ظاهر شدن خودم کردم
و یه روزی یه خانمی گوشش عمل کرده بود من خیلی ترسیدم من خدارو شکر گوشام عمل کردنی نیست ولی مشکل داره دیگه همون حس بد من تجربه میکنم الان گله و شکایت میکنم الان آرزو دارم گوشهای منو خدا شفا الهی هدیه کنه پس چرا من ناراحتم
منم تو رویام هم نبود که بتونم از اون بیماری جون سالم بدر کنم شفا الهی تجربه کنم اما تجربه کردم آلان در بهترین و بالاترین حد سلامتی خودم هستم
بله استاد من میگم بیماری من داشتم دو ماه طول کشید تا شفا الهی تجربه کنم براتون نوشتم دو روز مونده بود به عید من شفا الهی تجربه کردم و الان بیشتر از دوسال از اون موضوع میگذره خدارو شکر من زنده سالم و سلامت هستم خدایا شکرت
استاد من زمانیکه بچه بودم یه خانمی باردار بود با بچه داخل شکمش با هم بهشتی شده بودن همه میگفتن خوش بحالش اون جاش تو بهشت اینا
منم گفتم چقدر خوبه آدم سر زا بره چون میره تو بهشت اما ذهن من که بهشت و جهنم سر زا نمیدونه چیه اون به خواسته من توجه میکنه اینو میخوای باشه
منکه تصمیم جدی داشتم که فقط یه بچه میارم طوری براش زندگی میسازم که مثل من زجر نکشه و….
و این کارو هم انجام دادم بعد از دقیقا ۱۱ سال یه روز کم دختر دومم بدنیا اومد
من تصمیم نداشتم بچه دار بشم همه اتفاقها با هم شدن تصمیم منو عوض کردن یه خانمی میگفت همین یه بچه رو داری بله نه نگو یه دونه خوب نیست چند سال دیگه همین شوهرت میگه یه بچه آوردی من بچه میخوام دیگه سنت از بچه دار شدن گذشته بهانه دستش میدی طلاقت میده منم ترسیدم دیگه
اون یکی میبینه میکه یه دونه بچه داری نه خوب نیست بچه ات تنها هم بازی نداره گناه داره
هر کسی یه چیزی گفت در نهایت من تصمیم گرفتم یه بچه دیگه بیارم بعد از ۱۱ سال خدارو شکر راضی هستم و من برای دختر دومم بارها بخش گفتم خدارو شکر میکنم که خداوند تو رو به من هدیه داد
بله مهم نیست الان چقدر مشکل در زندگیم هست من میخوام تغییر کنم خدایا کمکم کن
نشان های دریافت شده
با سلام.
توجه نکردن به اتفاقات گذشته مخصوصا افکار منفی.
ما معمولا افکار منفی از روزهای قبل را بیشتر مرور می کنیم
یکلحظه ای میرسه که زندگی تار میشه
اون چیزی که الان هستی رو بپذیر یقین داشته باش خودت از خدا خواستیش.
ولی هیچ جبری برای ادامه دادن با این شرایط وجود نداره ..میتونی درخواست هایت رو عوض کنی.
احساس خوب ، خود به خود اتفاقات خوب و افکار خوب را به دنبال می آورد.
توجه به نکات مثبت زندگی باعث می شود که احساس بهتری نسبت به خود داشته باشیم و اشتیاق زیادی برای ساختن زندگی داشته باشیم.
یکی از افکار منفی مخربی که من داشتم؛ اگر شاد باشم اتفاقات بد و به نوعی امتحان الهی سرم می آید. اما به لطف خدا این فکر را اصلاح کردم و الان با خیال راحت میتوانم شاد و سپاسگزار خداوند باشم.
شاید ترس از لاغری من هم به این فکر مربوط باشد که باید آن را اصلاح کنم.
برای خداوند شادی و ناراحتی من تفاوتی ندارد او به انتخاب من جواب می دهد..
و هر انتخاب میتواند در زندگی من پیوستگی داشته باشد..
باید هرروز را مجزا بدانم و به اخبار روز قبل اجازه نفوذ به روز جدید را ندهم..
و طبق این حدیث امام علی علیهالسلام: هر روز به کارهای همان روز بپرداز. کار هر روزی اختصاص به روز خود دارد.
در لحظه ی حال زندگی کنم و از نعمتی که دارم برای حس خوب و سپاسگزاری کمال استفاده را بنمایم.
به نام خدای مهربان
با تشکر از استاد عزیزم
فایل امروز هم زیبا بود ممنونم از فایلها که به ما انگیزه میده
کاملا درسته من الان جایی هستم که خودم قبلا خواسته بودم و از این شرایط هم راضی هستم و خداروشکر میکنم ولی بهترشو میخوام و شروع کردم به تعییر این شرایطی که الان هستم و امیدوارم خدا شرایط رو برای من فراهم کنه به امید خدا
سلام
استاد عطار روشن
خوشحالم از اینکه امروز وارد سایت شما شدم
من هم میخواهم تغییر کنم و از چاقی به تناسب اندام برسم به لطف خدا و سایت شما
متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام من میپذیریم تمام مشکلات رو برمیگرده یه جاههیی به بی سیاست بودنم میتونستم به یه صورت دیگه رفتار کنم خداواطرافیان مقصرنیستن خودم چراباید اعتنادکنم به هرکسی وباعث ضربه زدن بخودم بشم یادرموردلاغری خودم مقصرچاقیم هستم خداوکسی عاملش نیستن خداروشکر یه دختر خوب بمن داده همسرخوب وزندگیم بایدروخودم کارکنم هی استقبال نکنم ازفکرهای شیطانی وخودمومقایسه نکنم بادیگران حسرت زندگی کسی رونخورم خدابزرگترین نعمت روداده بماهمون سلامتی خدایا ممنونم خدایا شکرت
باسلام خدمت شما استادعزیز
همینطور که در گفتههاتون ود من هم همیشه احساس میکردم که خداوند نگاه به اعمال گذشته من میکنه و بعد نامه اعمالم رو حسابرسی میکنه،
اما همه کتابهای خوب همه فایلهای مفید همه جا میگفتند که خداوند در لحظه به احساس آدم گاه میکنه،به آن چیزی که با فکر خودمون به او میفرستیم و از او میخواهیم اگر گذشته ما ناراحت کننده بوده تماً احساس ناراحتی داشتیم اگر گذشتهمون تنها بودیم حتماً خیلی انتظار از دیگران داشتیم اگر احساس کمبود مالی در گذشته داشتیم به خاطر این که فقر و نداری رو در ذهنمون پرورش داده بودیم،
برای همین الان که به این درگاه آگاهی رسیدم که خدا به گذشته ما کاری نداره و ما رو بر اساس گذشته در مقابل اتفاقهایی که سر راهمون هست قرار نمیده،راحتم میتونم انتخاب کنم که در لحظه چطور احساس خوبی داشته باشم و چطور تصمیم بگیرم که اون روز خودم رو بهتر از دیروز زندگی کنم میتونم بهتر کنترل کنم افکارم رو رفتارم رو گفتههام رو و با هر بحث و هر شرایطی من خودم هستم و فکرم رو دارم باور های خودم رو نرمال هستم و یک شخصیت یکسانی دارم
همیشه حرف آدمها اینه که ما گناهکاریم و خدا ما رو ببخشید برای گناهانی که انجام دادیم و کارهایی که در گذشته کردیم،
اما این اگاهی رو ندارند که خدای مهربونم فقط در زمان حال و احساس خوب ما رو دریافت میکنه و به انتخاب ما توجه ما به هر چیزی که از دنیا میخواهیم همان را سر راهمون قرار میده،
من الان دیگه راحتتر میتونم توی جمع سکوت کنم اگر مخالف هستم با عقاید کسی،دیگه بهتر میتونم مواضب افکارم باشم تا هر چی میشنوم رو وارد ذهنم نکنم،دیگه بهتر درک میکنم رسیدن به خواسته هام با احساس خوب با توجه و افکاری که در طول روز در ذهنم میپرورانم،
امروزم رو هم تصمیم میگیرم که باز هم بهتر از گذشته و دیروز خودم زندگی کنم و بعد هر لحظه جوری زندگی کنم که انگار فردا دیگه نیستم پس میتونم بهترین افکار رفتار و توکل و ایمان رو داشته باشم،
من در این لحظه با گوش دادن فایل یه حس عجیبی پیدا کردم حس میکنم خدا رو درونم احساس میکنم جوری که دوستش دارم واقعاً غیر قابل گفتنه،وصف نشدنیه،
خیلی خوشحالم که باز هم میتونم برای حال خوب خودم با احساس خوب همه ی نعمت های خوب رو خواستم ها رو بدست میارم و برای همه ی نعکت ها و داشته های زندگیم سپاس گذارم ،
میدونم خدا چقدر منو دوست داری ،اومدم با ثلب و ذهنم بهت بگم الان دیگه من هم حس خوبی در کنارت دارم و تورا با تمام قلب و روحو جسمم دوست دارم،سپاس
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
سلام بر تغییر پذیران راه آگاهی
گام سوم چله :نقطه شروع تغییر
من همیشه تو زندگی عاشق تغییر رو به رشد بودم و دوست داشتم همیشه نقش مثبتی از من تو دنیا به یادگار بمونه شده با نشوندن لبخند و حس خوب در کسی
جهان مدام در حال تغییره و ما هم مجبوریم خودمون رو باهاش وفق بدیم
و اینطوری جنبه های جدیدی از ما کشف میشه و جدای از تغییرات بیرونی با تغییرات درونی ما رابطه ی صمیمانه ای با خدا برقرار میکنیم و پر از لذت و آرامش واقعیه و کسی هم ازش خبردار نمیشه چون در درون اتفاق میوفته
و من هر لحظه شکرش رو بجا می آورم اینکه برگزیده خدا شدم و زندگی من بواسطه ی آگاهی های استاد روشن عزیز زیرو رو شد
و من الان مژگان ۸۰ روز پیش نیستم
زندگی من کیفیت بالاتر و بهتری پیدا کرده و روابطم با همسر و پسرم بهبود پیدا کرده و از زندگیم و داشته هام عمیقأ راضی ام و شکر گذارم
تغییر افکار ===تغییر دنیای درون ===احساس خوب
اینجوری این چرخه مدام تکرار میشه و ما همیشه در حال خوب میمونیم من این روزها در این چرخه ام و زندگی شادی رو تجربه میکنم
کیفیت زندگی من بالاتر رفته و انتظارم از زندگی همش حال خوب و لذت و برکته
خوشحالم خدا ما رو برگزیده و احساسم میگه خدا هم از دیدن تغییرات جسمی و درونی ما داره لذت میبره و تحسین مون میکنه
دوستتون دارم
مژگان پر شور و انرژی خندان