0

من برای گذشته و آینده‌ام سپاسگزارم (قدم ۶)

اندازه متن

آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ای است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز و فرداهای زندگی تان است.

شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید.

خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود. برای آنچه هستید شکرگزار خداوند باشید تا برای آنچه می خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید.

گذشته من

همیشه در زندگی از والدینم ناراضی بودم و آنها برای آنچه بودم سرزنش می کردم.

اولین موضوعی که از سنین نوجوانی باعث دلخوری من از آنها شده بود چاقی بود. پذیرش این نگرش که چاقی من ارثی است باعث شده بود بارها نسبت به تاثیر آنها در سرنوشتم گله و شکایت داشته باشم.

موضوع بعدی وضعیت تحصیلی بود. هرچقدر که مقطع تحصیلی من بالاتر می رفت والدینم را مقصر ضعف تحصیلی خودم می دانشتم و بارها به آنها گفته بودم که اگر از روز اول که مرا به مدرسه فرستاده بودید نسبت به درس و مشق من اهمیت می دادید الان اوضاع بهتری داشتم.

البته دیدن همسن و سالهای خودم که به واسطه زور و اجبار والدین در کلاس های مختلف حضور داشتند نگرش کم کاری پدر و مادرم را در من تقویت می کرد. تصور می کردم که اگر آنها هم مرا به زور و اجبار در کلاس های مختلف تقویتی ثبت نام می کردند شرایط تحصیلی من بهتر بود.

در زمینه موفقیت مالی هم به شدت نسبت به والدینم گله و شکایت داشتم. عقیده داشتم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا از قبل به فکر خرید مغازه و خانه و … برای من بودند الان من انقدر در رنج و سختی زندگی نمی کردم.

جالب اینکه در برخی موارد که والدینم مرا به انجام کارهایی مجبور کرده بودند نیز نسبت به آنها گله و شکایت داشتم که این همه به من فشار آوردید که فلان و بهمان کنم الان چه چیزی از آن همه فشار و سخت گیری عاید من شد.

به خاطر دارم تا سن ۳۲ سالگی که هنوز با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا نشده بودم به شدت نسبت به گذشته خودم از خداوند گله و شکایت داشتم.

اینکه چرا خداوند مرا در خانواده ای ثروتمند متولد نکرده است، چرا من در آمریکا، آلمان،‌ فرانسه یا کشور دیگری که سر و سامان داشته است متولد نشده ام.

چرا خداوند مرا جوری خلق کرده است که چاق باشم.

چراهای زیادی در ذهنم بود که نشات گرفته از مشکلات و سختی های زندگی بودند و مقصر آن را اول خداوند و سپس والدینم می دانستم به همین دلیل همیشه نسبت به آنها گله و شکایت داشتم.

خالق زندگی بودن

خالق زندگی بودن

در همان روزهای اول که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم مواجه شدن با این عبارت که: «من خالق زندگی خودم هستم» برای من بسیار عجیب و غیرقابل باور بود.

به هیچ وجه قبول نداشتم که من خالق زندگی ام بوده ام. اطمینان داشتم که والدینم در سرنوشت و شرایط فعلی من دخالت و تاثیر داشته اند.

مطمئن بودم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا پدرم از سالها قبل که قیمت همه چیز پایین تر بود برای من مغازه، خانه، ماشین و … خریده بود الان من در شرایط بسیار متفاوت و بهتری زندگی می کردم. البته که دیدن اطرافیانم که به واسطه کمک های والدین خود در شرایط بسیار بهتر از من زندگی می کردند پذیرش اینکه خودم خالق زندگی هستم را سخت تر می کرد.

مطمئن بودم که اگر مادرم به شکل دیگری با من رفتار کرده بود الان من چاق نبودم و انقدر بخاطر چاقی رنج و سختی متحمل نشده بودم.

شک نداشتم که اگر در شهر بهتر یا کشور دیگری متولد شده بودم زندگی بسیار متفاوت و شرایط بهتری داشتم.

دلایل منطقی زیادی برای اینکه من خالق زندگی ام نمی توانستم باشم داشتم که اگر در گذشته شرایط من به شکل دیگری بود الان من فرد دیگری بودم که در شرایط کاملا مساعد زندگی می کرد و احساس خوشبختی داشتم.

اما هرچه بیشتر مطالب مربوط به قانون جذب و قدرت ذهن را مطالعه می کردم بیشتر درک کردم که چرا و چگونه من خالق زندگی خودم هستم.

این موضوع زمانی بیشتر برای من باورپذیر شد که متوجه شدم خداوند در قرآن نیز به این موضوع تاکید کرده است که انسانها خالق زندگی خویش هستند.

۱- خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنوای داناست. (انفال ۵۳)

۲- در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد، هیچ برگشتی برای آن نیست، و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود. (رعد ۱۱)

۳- و اگر خدا می‌خواست، قطعاً آنان را امتی یگانه می‌گردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمی‌آورد و ستمگران نه یاری دارند و نه یاوری. (شوری ۸)

در آیه اول تاکید شده که خداوند شرایط انسان را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در دل دارد را تغییر دهد و جالب اینکه از عبارت «خداوند شنوای داناست» استفاده شده است.

خالق زندگی بودن

بنابراین اگر می خواهید شرایط زندگی خود را تغییر دهید باید آنچه در دل دارید را تغییر دهید.

چه چیزی در دل دارید؟ چه چیزی در دل ایجاد و شکل می گیرد؟ انتظار

انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد.

و از آنجا که خداوند شنوای داناست برای تغییر آنچه در دل ایجاد و شکل می گیرد باید درخواست ها و دعاهای خود با خداوند را تغییر دهیم.

از چه چیزی با خداوند صحبت می کنید یا چه خواسته ای از او دارید؟! او همان را به سمت شما بر می گرداند.

پس باید کلام، نگرش و انتظار خود از زندگی را تغییر دهید تا شرایط زندگی تان تغییر کند و آنوقت است که می توانید خالق زندگی خود باشید.

در آیه دوم نیز تاکید شده است که خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنها حال خود را تغییر دهند.

بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم خداوند به فکر بهبود شرایط زندگی ما باشد یا به عبارتی او خالق زندگی ما باشد فکر و نگرش بی هوده ای است بلکه باید خودمان به فکر تغییر حال خود باشیم تا خداوند نیز بر مبنای حال جدید، شرایط جدید را وارد زندگی ما کند.

همچنین تاکید شده است وقتی خداوند بر قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست. چون این آسیب به واسطه حال آن قوم به سوی شان روانه شده است و هیچ نیرویی قادر به جلوگیری از آن نیست مگر خود آن قوم که می توانند با تغییر حال خود شرایط را تغییر داده و خالق زندگی خود باشند.

در این آیه خداوند تاکید کرده است که تنها حمایتگر برای انسان خداست. یعنی هم خداست که نتایج را رقم می زند و هم خداست که حمایتگر انسانهاست. بنابراین واضح است که خداوند پاسخ دهنده به حال و انتظار انسانهاست. هم می تواند مشکل و رنج ایجاد کند و هم راحتی و آسایش چون واکنش دهنده به درخواست و احساس انسانهاست.

در آیه سوم تاکید شده است که اگر خداوند می خواست آنها را امتی واحد و یگانه قرار می داد. اما خدا نخواسته که خالق زندگی همه انسان ها به یک شکل باشد و همه در یک شرایط یکسان زندگی کنند بلکه این اختیار را قرار داده که هر انسانی هر آنچه می خواد رو طلب کرده و خداوند شرایط را برای او فراهم می کند. در این صورت اصل مختار و آزاد خلق شدن انسان برای خالق زندگی خود بودن تحقق پیدا می کند.

بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگه همسو با قوانین خداوند عمل کنم مورد رحمت قرار خواهم گرفت چون خداوند سیستم جهان هستی را به این شکل طراحی کرده است و اگر همسو با قوانین خداوند قرار نگیرم مورد رحمت قرار نخواهم گرفت بلکه در رنج و سختی زندگی خواهم کرد.

به این ترتیب توانستم باور کنم که من خالق زندگی ام هستم و اگر می خواهم شرایط زندگی بهتری داشته باشم باید خودم دست به کار شوم و دیگر انتظار کشیدن برای دریافت کمک یا تغییر شرایط کشور و خوب شدن شرایط زندگی ام بی فایده است و این شروع قدم گذاشتن من در مسیر تغییر کردن بود.

خالق زندگی بودن

پذیرش گذشته و شرایط فعلی

پذیرش این موضوع کن من خالق زندگی ام هستم نیاز به درک و پذیرش این عبارت دارد که من مسئول شرایطم در زندگی هستم.

برای تغییر شرایط زندگی نیاز است مسئولیت ۱۰۰٪ شرایط فعلی را بپذیریم.

اگر پذیرش این مساله برای تمام جنبه های زندگی سخت است، بهتر است موضوعی که قصد بهبود آن را دارید انتخاب کرده و از پذیرش ۱۰۰٪ مسئولیت شرایط فعلی خود در آن جنبه از زندگی شروع کنید.

برای من این روند از پذیرش شرایط بدهکاری شروع شد.

تا قبل از این تصور می کردم که شرایط مالی خانواده یا اوضاع نابسامان اقتصادی کشور یا به ارث نبردن ثروت و … دلیل بدهکار شدن من در زندگی شده است. اما وقتی تصمیم گرفتم خالق زندگی بدون بدهکاری باشم به خودم گفتم که من مسئول تمام بدهکاری هایی هستم که در زندگی ایجاد کرده ام.

بنابراین خودم باید راهکار مناسب برای حل این مشکل پیدا کنم و نباید منتظر تغییر شرایطی باشم که اختیار آن دست من نیست. بلکه من باید به دنبال تغییر در شرایط مربوط به زندگی خود باشم تا وضعیت بدهکار بودنم تغییر کند.

اگر گذشته خود را نپذیرید نمی توانید به سادگی شرایط فعلی خود بپذیرید و تا وقتی شرایط فعلی خود را نپذیرید نمی توانید آگاهانه خالق زندگی و سرنوشت خود باشید.

بنابراین من آنچه از گذشته مورد اعتراض و عدم پذیرش بود را به صورت کامل‌ پذیرفتم و تصمیم گرفتم خالق زندگی خود به شکلی که دوست دارم باشم.

خالق زندگی بودن

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات پدرم می دیدم هرگز قادر نبودم برای آینده خودم فکر و اندیشه ای نو داشته باشم چون خودم را اسیر سرنوشت و تصمیمات پدرم می دیدم.

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات دولت مردان می دیدم هرگز نمی توانستم نسبت به تغییر شرایط و خالق زندگی بودن امیدواری و احساس مسئولیت داشته باشم و تصور می کردم در این شرایط که همه چیز در کشور نابسامان است چگونه می توانم زندگی بهتری داشته باشم؟!

به صلح رسیدن با شرایط خانواده ام و آنچه پدر و مادرم برای من انجام داده بودند نقطه آغاز به صلح رسیدن با شرایط فعلی زندگی ام بود.

مرور کردن این افکار و نگرش ها در این امر نقش مهمی داشت:

  • من باور دارم که والدینم نهایت تلاش خود را برای فراهم کردن نیازهای من انجام داده اند.
  • من باور دارم که آرزوی والدینم خوشبخت کردن فرزندانشان بوده است.
  • من باور دارم که والدینم در زمان خود تلاش کرده اند تا شرایط زندگی خودشان و من را بهبود دهند.
  • من باور دارم که والدینم در حمایت و پشتیبانی من در زندگی کم کاری یا خصومتی نداشته اند و هرآنچه آموخته بودند را اجرا کرده اند.

همین نگرش ها را به شکل های متفاوت درباره آنهایی که در ذهنم مقصر زندگی ام بودند اجرا کردم.

درباره والدینم که آنها را مقصر شرایط زندگی ام می دانستم، درباره برخی از نزدیکانم که آنها را مقصر شرایط شغلی خود می دانستم، در مورد مسئولین کشور که آنها را مقصر شرایط نابسامان زندگی ام می دانستم و همچنین در مورد خداوند که او را مقصر شرایط فعلی زندگی ام می دانستم.

و این کار را ادامه دادم تا به شکل درونی و عمیق نسبت به مقصرهای زندگی ام در صلح و آرامش قرار گرفتم.

از نشانه های موفقیت آمیز بودن این فرایند رسیدن به احساس آرامش، نداشتن خشم و کینه نسبت به انسانها و داشتن امید و ذوق و شوق بهبود شرایط زندگی است.

خالق زندگی بودن

بهبود دهنده باشید

زندگی جریانی است که از گذشته تا آینده ادامه خواهد داشت. روزی از طریق متولد شدن وارد این مسیر می شویم و روزی از طریق مردن از این مسیر خارج می شویم.

آنچه مسلم است هر نوزادی در خانواده ای متولد می شود برای تداوم نسل بشر و ادامه شجره آن خانواده است.

والدین ما انتقال دهند نگرشها، عقاید و عادت های گذشتگان خود به ما بودند و ما نیز این روند را ادامه داده و به فرزندان خود منتقل می کنیم.

در این میان آنان که فقط انتقال دهنده نیستند بلکه بهبود دهنده هستند شرایط و جایگاه بهتری در زندگی و آخرت خواهند داشت.

اگر تمام نگرش ها،‌ عقاید، خوبی ها و ارزش های خانوادگی خود را به نسل بعد از خود انتقال دهید شما فقط یک انتقال دهنده عالی بوده اید که هرآنچه آموخته است را به شکل عالی به نسل بعد از خود انتقال داده است.

اما اگر نسبت به علت اصلی حیات و جضورتان در دنیای مادی آگاه باشید نه تنها یک انتقال دهنده عالی خواهید بود بلکه سعی می کنید با درک و بهبود عملکرد خود آنچه از گذشتگان دریافت کرده اید را بهبود داده و به نسل بعد از خود منتقل کنید.

انسان های زیادی در طول تاریخ با بهبود افکار و نگرش های خود باعث ایجاد تغییرات در سطح گسترده در دنیای مادی شدند.

اما برای جاودانه شدن نیاز نیست حتما در سطح جهانی تغییر ایجاد کنید. همین که بتوانید در افکار، عقاید و نگرش هایی که از طریق شما به فرزندان و اطرافیانتان انتقال پیدا می کند بهبود ایجاد کنید به همان اندازه مهم و ارزشمند است که بتوانید در سطح جهانی تحول ایجاد کنید.

تصور کنید این نگرش در شما از گذشتگان ایجاد شده است که چاقی ارثی است. این نگرش باعث شده که اکنون شما چاق باید و همین نگرش و عقیده را از طریق گفتار، رفتار و عملکرد خود به فرزندانتان منتقل می کنید.

حال اگر شما از طریق کسب آگاهی و علم لاغری با ذهن بتوانید در افکار و عملکرد خود و نتیجه زندگی خود تغییر ایجاد کنید توانسته اید نگرش های گذشتگان خود را بهبود داده و به نسل بعد منتقل کنید.

به این فکر کنید که شما زنجیره چاقی در شجره خانوادگی تان را پاره کنید. در این صورت شما خالق زندگی خود در وضعیت متناسب هستید.

تاثیری که اکنون شما در زندگی خود ایجاد می کنید و سپس به اطرافیان خود منتقل می کنید چه تاثیری و تغییری در نسل های بعد از شما ایجاد خواهد کرد.

بنابراین قدرت خلق کردن . خالق زندگی بودن فقط معطوف به شرایط زندگی خودتان نمی شود بلکه روند زندگی نسل بعد از خود و نسل های آینده را تحت تاثیر قرار خواهید داد.

آنچه شما هستید حاصل افکار و نگرش های چند صد سال زندگی پیشینیان شما بوده است که به مرور توسط افرادی که قبل از شما زیسته اند تغییر و در برخی موارد بهبود پیدا کرده است.

اکنون شما فرصت دارید به لطف خدای مهربان به واسطه هدایت شدن به سایت تناسب فکری افکار و نگرش هایی که در ذهن خود ثبت کرده اید را اصلاح کرده و خالق زندگی خود بودن را تجربه کنید. همچنین افکار و نگرش های دریافت کرده از نسل قبل از خود را به شکل بهبود یافته به نسل بعد منتقل کنید.

خالق زندگی بودن

بازبینی الطاف گذشتگان

همه ما خاطراتی در ذهن داریم که افرادی در گذشته به شکل های مختلف باعث ایجاد نگرش و عملکردهایی در ما شده اند.

شاید مادر بزرگی داشتید که همیشه برای شما دعا می کرده است و آن گفته های دلنشین همیشه در ذهن شما باقی مانده اند.

شاید پدر بزرگی داشتید که همیشه با شما به خوبی و احترام صحبت می کرده است و احساس ارزشمندی را در شما تقویت کرده است.

شاید عمه، دایی، خانه،‌ عمو، برادر، خواهر، همسایه، معلم و …. ای داشته اید که از طریق کلام خود در شما احساس خوب و ارزشمندی ایجاد کرده اند. بخشی از آنچه هستید مربوط به برکت حضور و عمل آن بزرگواران در زندگی شماست.

همچنین حتما افکار، نگرش ها و سخن هایی از گذشتگان خود شنیده اید که باعث ایجاد رنجش و احساس نامناسب و حتی شاید شکل گیری عادت و رفتاری در شما شده باشد.

بنابراین اکنون نوبت شماست که آنچه از گذشته را دریافت کرده اید بهبود داده و از نتایج آن در زندگی فعلی خود و تاثیر آن بر زندگی آیندگان بهره مند شوید.

صدها نفر در گذشته به شکلی بر مسیر زندگی شما تاثیر گذاشته اند که اکنون شما در اینجا و این شرایط هستید. فارغ از اینکه این شرایط تا چه حد مورد رضایت شماست وظیفه دارید آنچه دریافت کرده اید و هستید را بهبود داده و یک نسخه بهبود یافته از گذشتگان را به نسب بعد از خود انتقال دهید.

قطعا همه ما در زندگی دریافت کننده پاداش هایی بوده ایم که از گذشتگان ما که از صدها سال پیش زیسته اند به دست ما رسیده است.

اگر این تجربه را دارید که فردی بدون اینکه شما را بشناسد فقط به واسطه اینکه متوجه می شود فلانی که سالها قبل زندگی میکرده و با او آشنا و همصحبت بوده با شما نسبت داشته است در انجام کارهای شما و رساندن خیر و برکت به زندگی شما در اعمال خود تغییر ایجاد می کند.

در انجام کارهای شما تعجیل می کند، شما را راهنمایی می کند، شما را به فردی معرفی می کند که او می تواند روند کار را بهبود دهد و به صدها شکل مختلف می تواند این کمک ها انجام شود. در این شرایط شما دریافت کننده برکت حضور آن شخص که حتی ممکن است قبل از به دنیا آمدن شما از دنیا رفته باشد، در زندگی خود هستید.

ما به گذشته و آینده خود وصل هستیم و این به دلیل یکی بودن مان با خداوند است.

خالق زندگی بودن

احتمالا آن فردی که امروز شما از برکات حضورش در دنیا بهره برده اید نمی دانسته است که رفتار و عملکردش با انسان ها در صد سال بعد در زندگی یکی از نوادگان خود تاثیرگذار خواهد بود.

شاید آنها امروز در دنیای مادی به شکل فیزیکی حضور ندارند اما برکات حضور و تاثیری که بر دنیای اطراف خود گذاشته اند تا ابد در این دنیا جریان خواهد داشت.

بنابراین تصور نکنید که افکار،‌ نگرش ها و عملکرد شما فقط مربوط به زندگی خودتان است بلکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر آیندگان شما نیز تاثیرگذار خواهد بود بنابراین خیلی باید نسبت به زندگی نگاه مسئولانه تری داشته باشیم.

به اندازه ای که بتوانید شرایط زندگی خود را با کسب آگاهی و تغییر افکار و نگرش های خود تغییر دهید تاثیری ماندگار و پیش رونده در نسل های بعدی خود به جای خواهید گذاشت و این همان باقی الصالحات است که در قرآن هم به آن اشاره شده است.

مال و پسران زیور زندگی دنیایند، و نیکی‌های ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید بهتر است. 

سوره الکهف آیه ۴۶

نیکی های ماندگار از نظر پاداش برتر از دارایی های زندگی است. یعنی آنچه ما می کوشیم برای دستیابی به نعمت های زندگی کار پسندیده ای است اما سعی ما بر انجام نیکی های ماندگار بهتر و ارزشمند تر می باشد.

چه نیکی ماندگارتر از اینکه با بهبود افکار و نگرش های خود تاثیر مثبتی در زندگی خود و آیندگان خود ایجاد کنید.

در آن زمان که ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغری در وجود من شکل گرفت هرگز تصور نمی کردم این عمل و اقدام به نیکی ماندگار ختم شود.

خالق زندگی بودن

تصور کنید من از طریق تغییر افکار و نگرش های خود توانستم تغییر در شرایط جسمی و زندگی ام ایجاد کنم و شما دوست عزیز از طریق استفاده از آموزش های سایت تناسب فکری در افکار و نگرش های خود تغییر ایجاد کرده و متناسب می شوید.

این اصلاح افکار و رفتاری که در شما به واسطه استفاده از آموزش های لاغری با ذهن ایجاد می شود به سادگی به فرزندان و اطرافیان شما سرایت کرده و باعث بهبود شرایط ذهنی و جسمی آنها می شود.

این روند هرگز متوقف نخواهد شد و از فرد به فرد دیگر و از نسل به نسل دیگری منتقل و پیش خواهد رفت.

جالب توجه اینکه همه آنان که در سال های زندگی ام به طریق مختلف باعث رنج و آزار من به خاطر چاقی شدند در واقع از این رویداد نیک و ماندگار بهره خواهند برد.

اگر آن حرف ها، نصیحت ها و تذکرها نبود چه بسا چاق بودن در نظر من به قدری رنج آور نمی شد که سالها برای لاغر شدن تلاش کنم و در نهایت به مسیر لاغری با ذهن هدایت شوم.

البته که آنها خودشان از این تاثیر بی خبر هستند اما آنچه مسلم است جهان هستی به طریق مختلف ما را به سمت تغییر کردن و خالق زندگی بودن تشویق می کند.

حتما این تجربه را دارید که در جنبه های مختلف زندگی به طریق مختلف از طرف اطرافیان خود مورد انتقاد،‌ نصیحت و یا حتی سرزنش قرار گرفته اید و شاید مدت ها دیگر احساس بد آن گفتگو و برخورد بوده اید.

اگر تغییر نکنید همه آن نیش و کنایه ها در وجود شما تبدیل به کینه و نفرت خواهد شد و آرام آرام وجود شما را از نیکی ها و احساس خوب تهی می کند.

اما اگر قدم در مسیر تغییر کردن و خالق زندگی بودن بگذارید و در این مسیر ثابت قدم باشید نه تنها برکت این اقدام سراسر زندگی شما را در بر خواهد گرفت بلکه همه آن کینه و نفرت ها از وجود شما پاک خواهد شد و چه بسا مانند من در وجود خود از همه آنهایی که باعث رنجش و ناراحتی تان شدند سپاسگزار باشید که باعث حرکت شما به سمت تغییر سرنوشت تان شدند.

علاوه بر همه این برکات شما صاحب عنوان بهبود دهنده زندگانی خواهید شد. نتایج خالق زندگی بودن و تغییری که در افکار و زندگی شما ایجاد می شود به فرزندان و اطرافیان تان منتقل شده و موجب گسترش برکات حضور شما در دنیای مادی خواهد شد.

خالق زندگی بودن

رحمت الهی را ذخیره کنید

در قرآن کریم جمع آوری پاداش و رحمت الهی را در گرو انجام عمل نیک یا عمل صالح معرفی کرده است.

  • هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. (بقره ۶۲)
  • هر کس کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای، حیات بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد. (النحل ۹۷)
  • کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من از تسلیم‌شدگانم» (فصلت ۳۳)
  • پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.» (الکهف ۱۱۰)
  • هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانی که کار شایسته کنند،به سود خودشان آماده می‌کنند. (روم ۴۴)

نکته جالب توجه اینکه خداوند همواره انسان را به انجام عمل صالح به طریق مختلف دعوت کرده است اما در هیچ آیه ای درباره نوع و چگونگی انجام آن توضیحی داده نشده است.

به این معنی که خداوند لیستی از کارهایی که از نظر او عمل صالح هستند را مشخص و انسان را به انجام آن کارها مکلف نکرده است.

بنابراین هر عملی می تواند عمل صالح باشد اگر هم برای انجام دهنده منجر به احساس خوب و آرامش قلبی شود و هم برای دریافت کننده باعث ایجاد احساس خوب، آرامش و تغییر در افکار و نگرش او شود.

هرچقدر ما در زندگی و مدت حیات خود عمل صالح بیشتری انجام دهیم علاوه بر اینکه خالق زندگی بهتری برای خود خواهیم بود در واقع کار را برای کسانی که بعد از شما قدم به این جهان مادی خواهند گذاشت آسان تر خواهید کرد و بدین شکل در رشد و گسترش جهان مادی که هدف خداوند از خلقت آن بوده است مشارکت کرده اید.

خالق زندگی بودن

حتی زمانی که در برابر وسوسه انجام کاری که در ابتدا موجب بروز استرس و نگرانی در خودتان و سپس در وجود طرف مقابل می شود مقاومت کرده و پیروز می شوید موجب بهبود افکار و عملکرد خود در جهان و تاثیر مثبت بر اطراف خود شده اید.

جلوگیری از بروز مشکل در جریان زندگی چیزی کم از تلاش برای بهبود آن ندارد.

  • هر زمان که با مهربانی و احترام رفتار می کنید.
  • اگر به نیازمندی کمک می کنید.
  • زمانی که از عمل یا واکنش دیگران نسبت به خود گذشته و آنها را می بخشید.
  • زمانی که از دارایی و امکانات خود بخشی را به دیگران هدیه می دهید.

شما در حال انجام خدمت و عملی هستید که منجر به ذخیره سازی رحمت الهی می شود.

این ذخیره سازی نه تنها باعث بهبود شرایط شما در دنیا و آخرت خواهد شد به واسطه تاثیری که بر جهان پیرامون خود می گذارید می تواند منجر به دریافت برکات الهی برای فرزندانتان یا نسل بعد از خود تا بی نهایت زمان شود.

برای آنچه از گذشته تا کنون بر شما گذشته است سپاسگزار خداوند باشید. شاید درک برکت برخی شرایط و جریانات در زندگی برای ما سخت و غیرممکن باشد اما اگر به مدیریت خداوند در زندگی خود ایمان داشته باشید قطعا هرآنچه در مسیر زندگی تجربه کرده اید برای بهبود شرایط و کمک به شما بوده است تا خالق زندگی خود باشید.

برای آنچه از اکنون تا آینده بر شما خواهد گذشت سپاسگزار خداوند باشید. قطعا درک برکت برخی جریانات در ادامه زندگی برای ما دشوار است اما با توسل به قدرت ایمان می توانید مشاهده گر جریان زندگی خود باشید و هرآنجا که از توان و عهده شما برآمد برای بهبود دادن آن تلاش کنید.

باشد که مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و پاداش عظیم تجربه زندگی شما در دنیا و سرای آخرت باشد.

تمرین:

۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 61 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=42344
67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۴ ۱۷:۴۲
      مدت عضویت: 1047 روز
      امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 566 کلمه

      سلام استاد عزیزم امدم تا بهای این قدم با ارزش هم پرداخت کنم .

      ۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      مادرم . بخاطر اینکه با خالم مقایسه اش میکردم و  و فکر میکردم دخترخالم از من خوشبخت تره . فکر میکردم اگه مامان منم تحصیلات داشت و سرکار میرفت من خیلی خوشبخت میشدم . 

      پدرم . بخاطر اینکه اونقدر که من میخواستم پولدار نبود .

      معلم هایم . بخاطر اینکه بد اخلاق بودند .

      دختر بودنم . چون فکر میکردم آزادی عمل ندارم و باید همیشه زیر دین یک مرد باشم . 

      ایرانی بودن . چونکه همیشه مورد ظلم واقع میشه .

      مذهبی بودن خانواده ام . چون که جلوی راحتی و خوشگذرانی را می‌گیرد.  

      خدا . چونکه منو خوشبخت نیافرید .‌

      آمریکا.  چون میخواد به ایران حمله کنه .

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      من خالق زندگیم هستم چون خداوند این قدرت را بمن داده و خداوند هیچ سرنوشتی را برای من از قبل ننوشته و لازم بوده من برای اینکه ثابت کنم بنده شایسته ای هستم وارد این دنیای مادی بشم و با یکسری تعارض ها روبرو بشم و با وجود اونها پیشرفت کنم در همه زمینه ها . من قادرم تا آینده رو اونجوری که می‌خوام خلق کنم . چون قدرت ذهن و تفکر دارم . 

      من اصلا و ابدا قبول ندارم که این دنیا واتفاقاتش بی دلیل و الابختکی.  من قبول دارم که جهان هستی  قانونمند . من قبول ندارم که دنیا ناعادلانه است . من به عدل خداوند ۱۰۰۰ درصد اعتماد دارم ‌‌. 

      من خالق زندگیم هستم و به هرچیزی خوب یا بد فرقی نمیکنه به هرچیزی توجه میکنم اونو تو زندگیم خلق میکنم . از کم اهمیت ترین چیزها تا مهم ترین . 

      من همیشه دوستداشتم اسم همسرم از نوع ایرانی باشه . که شد . من همیشه دوسداشتم فرزندم پسر باشه که شد . من دوستداشتم همسرم اخلاق های خاص داشته باشه . که داشت و البته من اون زمان به اندازه الان عاقل نبودم و تحت تاثیر فیلم و سریال و تخیلات فانتزی بچگیم بودم . من از عروسی های محلی خوشم می آمد و عروسیم تو روستا برگزار شد . البته اون زمان اصلا راضی نبودم . من از وقتی عاشق ماشین سوزوکی شدم هر بار که بیرون میرم دوتا میبینم . از وقتی از ماشین جک s5 مشکی خوشم آمد اونم زیاد میبینم . حتی میان کنار خونمون پارک میکنن . چند روز پیش رفته بودیم مزرعه اونجا یه موش دیدم و همش حواسم بهش بود بعد که امدم خونه وقت خواب تو اتاق هم باز یه موش دیدم . من همیشه دوستداشتم که چیزهایی رو درک کنم و بفهمم که بتونم خیلی راحت تر از بقیه به خواسته هام برسم و از زندگیم لذت ببرم و دقیقا همین شد با کمک استاد عباسمنش و استاد عطارروشن.  من همیشه میخواستم ببینم چاق بشم چجوری میشم که ۴ سال چاق بودم ولی با کمک استاد عطارروشن به راحتی آب خوردن دارم وزن کم می‌کنم.  خواهرم عاشق شغل روانشناسی و بازیگری بود الان ی شغلی داره که همه اینا توش گنجانده شده و عاشق کارشه . 

      هزاران مثال هست برای اینکه بگم هرچیزی که بهش توجه می‌کنیم رو وارد زندگیمون می‌کنیم.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۱ ۱۱:۴۴
      مدت عضویت: 1395 روز
      امتیاز کاربر: 79130 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 793 کلمه

      سلام 

      خیلی خیلی زیبا بود همیشه در این پیج های اگاهی نیشنیدم احداد ما احداد ما 

      پاکسازی کنیم 

      راستش من درگیر این ها بودم اما از ی جایی ب بعد گفتم بسه و من فقط رو ی ذهن کار میکنم 

      همه اونها میگفتن از اجداد بما انتقال پیدا کرده و انرزی شون در بدن ما مونده و من اینو وجودم نمیپذیرفت اما با این متن زیبا وشیوای شما درک کردم ک اموزه های اونها ب ما انتقال میدا کرده و من میتونم با تغییر افکار باور عملکردم باید  تغییرش بدم ن اینک تا اخر عمرم اسیرشونم و باید پاکسازی کنم اینومن نمیتونم بپدیرم 

      الان زندگی هر کی اطراف من هس عقید هاش با من متفاوته چن من خواستم تعییر کنم متفاوت یا بهتره بگم جور دیگر نگاه کنم 

      من خیلی سختی کشیدم خیلی 

      اما اینجای زندگیم راضیم چن احساسم خوبه چن احساس میکنم ب خدا نزدیگترم اصلا احساسش میکنم 

      اما تموم ادمهای اطرافم خانوادم همسرم مثل ی ربات دارند عمل میکنند جالبه همسر من اخبار نگا میکنه بعد ایراد میگیره میگم خب دوس مداری چرا نگا میکنی اما اون عادت کرده پدر مدام اخبار نگا میکنه میگم بزن ی چیز شاد ببین میگه ا من نفهمم ک تو این دنیا چی میگدره جالبه اینها ب هیچ چیز ب اندازه این اخبار دیدن سرموقع متعهد نیستند 

      ب همسرم میگم مگه اخبار عوض میشه خب همون حرفها رو داره میگه عین قرص ۴ ساعن ۴ ساعت دارند میبینید 

      اما نخواستم مثل بقیه باشم چن اینجا رو دیدم نگرشی متفاوت رودیدم و اصلا اونقدر تو مست میشی ک اصلا نمیتونی جور دیگه دوم بیاری 

      همیشه میشنیدم تو بهشت جام می هس شراب هس همیشه مسخره میومد بر ام

      ولی واقعاالان درک میکنم کسی ک تو این راه باشه ک خودش مسیول بدون اون انتطار رو نداشته باشه خودشو خدا رو ببینه شرابی مینوشه ک همیشه مزش ب دهنش میمونه و چیز دیگه بهش مزه نمیوه 

      افرادی کنارم هستند ک مدام گله وشکایت از این دارند ک پدرم فلان باشه مادرم فلان باشه با اینک خودش الان ۴ سالشه برا همه چی از پدرو مادر انتطار داره و همیشه با ی حالت کینه و دشمنی باهاشون حرف میزنه همین ادم تا اینها بمیریند خودشو میکشه 

      نفرت کینه دشمنی همش از انتطار بیخودی است ما از ادم قبلی خودمو نداریم 

      درحالی ک اون اونو بلد بود هیچی پدر مادر برا فرزندش کم نمیزاره هیچ 

      اره منم همیشه پدرم رو مقصر نارحتی مامانم یا غم  عدم نشاط تو خونم میدونستم مقصر خیلی چیزهام 

      اما واقعا اگه من جای پدرم بودم ازا ون بهتر بودم 

      یا جای هر کس دیگه پدر من همه توانشو گداشته ک بهترین هارو برا من بزاره 

      یا دولت رو مقصر این میدونیتم ک کار پیدا نکردم چن پارتی ابزی کروند وفلان اما من قدرت رو ب کی میدادم 

      ایا اون موقع خدا رو اصلا کاره ای میدیم یا دولت رو کاره ای میدونستم 

      یا همسرمو مقصر همه مربضی هم و دردهام بدبخنی ها شرایط الانم میدونستم اما ایا واقعا اون مقصر ه

      ن من مسیول شرایط الانم هستم مریضی من ب خاطر افکارو تمرکز و توجه منه بوده یا باور حرفهاییک هیچ کدوم حقیقت مدارند 

      تو این دنیا هیچ کس جز خدا هوایم ارو نداره 

      خودت باید هوای خودتو داشته باشی 

      خودت 

      این همسر این پدر این فلانه اینها فقط عنوان هستند برچسب هستمد این ها مسیول حال خوب من یا احساس من نیستند اینها مثل من انسان هستند مثل من 

      اره سخته قبول کردنش ونیاز ب تمرین داره چن مدام برعکسشو شنیدیم دیدم تو فیلمها تو زندگیها 

      چقدر هوای خودتو داری فریبا 

      چقدر خودت برا خودت مهمی 

      مهم نیس طرف مقابل چ نقشی داره چ برچسب چ نسبتی اون ی امسان جدا از توست و تو نباید ب هر حرفی بها بدی هر حرفی رو باور کنی 

      زمانی زندگی زیبا میبینی ک برا خودت زندگی کنی 

      و محافظ خودت باشی 

      مسئول فکر شنیدها و گفتار خودت باشی 

      مثل اینکی نوزادی داری ک نیاز ب مراقبت داره 

      دیروز دخترم تکالیفشو انجام میداد نوشنه بود ک خدا ظالم رو دوست ندازه بعد دخترمم گف مامان این چرا دورغ میگه خدا همه رو دوس داره 

      واین برای من لذت بخترین پاداشی بود ک گرفتم 

      تموم کتابها پر از این حرفهای بیخودی هیتند ک نگو 

      بحای اون میتونند بگندک ظلم ب دیگران عیننا ظلم بخود هس اما میاند جوری میگند ک اصلا اوم میمونه ک چرا باید ب بچه ۷ ساله اینها رو بخونه 

      یا زمانیک اصرار مادرشوهرمو ب دخترم میبینم ک بخور بخور 

      دخترم میگه مامان اینها چرا اینجوری میکنند میل داشت هباشم میخورم دیگه 

      من شادترینم اون موقع سپاس از خداوندی ک منو تو این مسیر قرار داد ک تعییر دهنده ادمهای بعد خودم باشم وسپاس از استاد گرانفدر ک واقعا مثل ی پدر ی دوست وبرادر ب ما کمک میکنند 

      همیشه دخترم نگا ک ب اسمون میکنه میگه مامان مامان ما ه ببین ستاره رو ببین همسرم مسخره میکنه ک اینها ولیم ن شادترینم ک دخترم زیبایی ها رو میبینه 

      خیلی دوس دارم بیشتر وبیشتر تعییر کنم تا ب دخترم باورهای مناسب بدم خدایا کمکم کن 

      و حتی این از برکت وجود دخترم هس ک خدا برای من داشته 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۲ ۰۶:۳۷
      مدت عضویت: 857 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 727 کلمه

               به نام خالق خلّاقم

      سلامی به روشنایی صبح به همه شما عزیزان واستاد گرامی

      الهی شکر که بازم یک گام فوق العاده به سویش برداشتم (خالق زندگی خودت باش)راستش حتی موقع خوندن هم برام سخت بود که بگم من خالق زندگیمم چون هی به‌خودم میگفتم پس خدا چی؟!

      حالا یه جواب دارم که قانعم کنه :خدا خالق منه وبه من این قدرت رو داده که خالق زندگیم باشم یعنی قدرته از سوی خداست اما تو میسازی بهت حق انتخاب داده تا هرطور دوست دارم دنیا تو بسازی 

      اره پس باید طرز فکرتو عوض کنی‌ یه نگرش هرچقدر هم قدیمی باشه اگه درست نباشه نباید باورش کنی وبلعکس اگه یه نگرش جدید بود اما درست باید باور کنی زینت تومسئولی دربرابر زندگی نسل بعد از خودت پس اصلاحش کن ونگرش درست را ادامه بده که هر‌‌خرافاتی نره تو زندگی ایندگان یادت نره هرچی که الان هستی به دلیل باور های گذشتت بوده و هرچی هم که قراره بشی به دلیل نگرش الانت هست پس درست فکر کن که هم زندگی خودتو اباد کنی هم نسل بعد از خودتو یاعلی مدد

      تمرین اول:من شاید بهشون چیزی نگفته باشم اما الان که فکر میکنم اون ته ته های دلم همش میگفتم چرا پدر ومادرم چاقی رو به من انتقال دادن 

      اما خدارو شکر الان خیلی راضی هستم مخصوصا که در این کشور ودر این خانواده هستم 

      راستش‌بعضی وقت‌ها میشد که میگفتم‌اگه در فلان کشور بودم شرایطم‌فرق میکرد یادر فلان خانواده و. از این طور چرند ها اما الان توبه میکنم از اون حرف هام وخدارو بی نهایت سپاس گذارم که در بهترین خانواده وکشورم 

         تمرین دوم :باور کنید که ما خالق زندگی خودمونیم چطوری ؟!این طور که زندگی ما طبق باور هامونه وما هرطور که فکر کنیم همان طور عمل خواهیم کرد خب باور هارو مابه ذهنمون راه میدیم دیگه پس ما‌خالق زندگیمونیم و با قدرتی که خالق ما بهمون داده زندگی خودمونو میسازیم حالا ما باید درست باور کنیم چون ما.در برابر نسل بعد مسئولیم چرا؟!اگه به نگاه به افکارت کنی میفهمی که خیلی از باور هامون از گذشتگانمون به مارسیده 

      بعضی از ماهاهم فکر میکنیم چون فلانی بزرگ هسته و سنی ازش گذشته هر باوری داشته باشه درسته نه گلم سن ملاک نیست اتفاقا به نظر من باور های بچه ها خیلی هاشون درست ترن چون ذهنشون از اشتباهات پاکه 

      پس برو جست و جو من اگه درست بود باور من تا یک باور درست انتقال بدی و باعث خوشبختی بقیه هم بشی که یک ثواب بزرگ برای اخرت هم باشه 

      برای اثبات این حرف به خودم میتونم مثال بزنم :بعضی از اطرافیانم فکر میکنن برای نمره ۲۰اوردن فقط باید کلی بخونن چون باورشون اینه که هر سختی بارنج به دست میاد و فکرشون درباره من اینه که من همش درحال خوندنم در صورتی که من خودم شاهدم که خیلی بیش تر از من میخونه اما مثل من نمیشه نمره هاش براش هم همیشه سواله که چرا  این طوره منم میگم من به بار میخونم ولی درست میخونم و به نظرم اصلا کار سختی نیست و‌خب خلاصه همیشه میگن تو چطوری میخونی که این طور هستی نمیدونن من اصلا خیلی کاری نمیکنم فقط نگرش اونا رو ندارم الانم امتحان دارم کتاب جلوم بازه اما اینجام 

      و راستش 

      الان قشنگ فهمیدم که ما طبق نگرش هامون زندگی میکنیم اگه درست باور کنیم باید بگم خوش به حال نسل بعد از ما که همچین الگوهایی دارن

      پس درست فکرکن با علی مدد

      تمرین سوم:من در همه چی خالق زندگی‌خودم بودم و حالا میخوام مسئولیتم رو به عهده بگیرم و اشتباهاتم رو اصلاح کنم:من میپذیرم که خودم مسئول چاقیم،عصبانیتم،چشمم،بدبودنم،و…… بودم و حالا جلوی همه شماها قول میدم که تمام تلاشمو بکنم که با اصلاح فرمول های اشتباه ذهنم زندگیمو تغییر بدم من میپذیرم که خالق تشکیل این ها بودم

      ومن حالا مسئول وخالق لاغری،مهربونی،خوب بودن.و… خودم هم هستم و توکلم به خداست

      تمرین چهارم :میتونم این و مثال بزنم که وقتی فهمیدن من نوه کی هستم بیشتر تحویلم گرفتن حالا درجاهای مختلف

      تمرین پنجم:اینجانب من سر باز امام زمانم متهد میشم که با تغییر نگرش های ذهنی خودم نه تنها خودم بلکه در خانوادم هم تاثیر بگذارم و بهبود دهنده جریان زندگی خانوادم هم باشم الهی به این تو 

      و در اخر:من به خدای خودم توکل میکنم ،بار ها با خودم تکرار میکنم خدای من بزرگه و …… شکر خدارا به جا میارم بهش اعتماد میکنم وکلی کار دیگه که هر چی بگم تمومی نداره 

      خدای من خیییلییی عالییییییه

      یاالهی بیییینهااااایییت شکررررت

      الهی که زندگیاتون به شیرینی عسل باشه

      ممنون استاد اجرتون باخدای بزرگ

      خداست شکرت که هدایتم کردی

      یاحق مدد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۱/۰۵ ۰۲:۲۶
      مدت عضویت: 2327 روز
      امتیاز کاربر: 19476 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 552 کلمه

      سلام استاد عزیزم و سلام به همه ی دوستان چقدر زیبا فرمودید که باید خالق زندگی خود باشیم برای این کار باید مسولئت ۱۰۰%گذشته و حال خود را داشته باشیم چون اینطوری تمام قدرت را به خودمان می دهیم.

      من اگه استاد شیخ را مقصر ننوشتن مقالاتم میدانم و ترس خودم را به علت صحبتهای ایشان دارم.

      هرگز نمی تونم مقاله بنویسم چون تمام قدرت انجام ندادن اون کار را دادم به صحبتهای استادم.

      ولییییییی 

      الان فهمیدم مقصر خودم بودم خودم بله خود خودم راهای زیادی برای تقویت قلمم وجود داره من نباید با یک حرف جا بزنم و دیگران را مقصر بدانم.

      من برای انتخاب همسر همیشه پدرم را مقصر می دانستم .

      ولیییییی 

      الان می فهمم که این ذهن من بوده که زندگی الان من را شکل و جهت داده بله من و انتخاب من .

      اگر من بیمار شدم کسی مقصر نیست .

      باید سپاسگزار خداوند باشم که این بیماری سبب شد تا جاهای رویایی زیادی را در زنجان ببینم.

      سپاسگزارم خداجونم که تجربه پرواز را به من دادی.

      سپاسگزارم خدا جون که انتقالیمو جور کردی.

      سپاسگزارم که بهترین دکتر با کمترین هزینه من را عمل کرد.

      سپاسگزارم خداجونم که حقوقم اضافه شد.

      سپاُگزارم که هزینه داروها را برام مدیریت کردی و من راحت تزریق گردم.

      سپاسگزارم که توی این شرایط من برای خودم طلا گرفتم.

      سپاسگزارم که مجانی تا بیشتر از یک ماه درمان شدم.

      سپاسگزارم که ۶زینه عملم را خودتت برام جور کردی در بهترین و مجهزترین کلینیک.

      سپاسگزارم که الان هستم و این تمرین را می نویسم.

      ۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      من معذور بودن همسرم را مقصر می دانستم.

      من تبعیض گذاشتن مادر شوهرم را مقصر می دانستم.

      من ناامید کردن استاد شیخ به قلمم را مقصر می دانستم 

      آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

      خیر

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      من ایمان دارم که خالق زندگی ام خودم هستم و باید ۱۰۰%گذشته خودم را بپذیرم بله ۱۰۰%نه ۹۹% بلکه ۱۰۰%.

      اگر همسرم معلول هست این را خودم جذب کردم .

      من از این موقعیت همسرم به خیلی چیزها رسیدم  در دانشگاه خیلی اساتید جنبه طرفداری من را داشتند و من ممنون خدای خودم هستم.

      هیچ گس مقصر نیست نه خدا و نه بنده ی خدا خود خودم در ذهنم یک جایی یک زمانی خواستم که با این شرایط بتوانم به نفع خودم زندگی را در پیش بگیرم

      ۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

      من می پذیرم که اگر پول زیادی در حسابم نیست و فقط حقوقم هست .

      می پذیرم که خالق این شرایط هستم و می خواهم با تغییر افکارم نگرش و عملکردم شرایطم را تغییر دهم.

      ۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

      خدایا شکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۹ ۲۱:۲۲
      مدت عضویت: 1850 روز
      امتیاز کاربر: 6895 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,506 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      برای زندگی و هر انچه دراین زندگی از اغازین روزم دراین دنیا به من دادی تا پایان عمرم بینهایت سپاس

      سلام استاد عزیزم و دوستان خوبم 

      زندگی من نتیجه گذشته منه ونتیجه امروز من در اینده نشون داده میشه 

      من خالق زندگی خودم هستم 

      یعنی این واقعیت داره یا سرنوشتی که خداوند از قبل برای من تعیین کرده رو باید زندگی کنم 

      من وقتی در خانواده با وضعیت اقتصادی متوسط به دنیا اومدم پدرم معلم بود و مادرم خانه دار ومشکلات مالی فراوان و همیشه خیلی از خواسته هامو قورت میدادم که نکنه بگم و پدرم سر افکنده بشه اگر نتونه خواسته هامو براورده کنه و چون به قول جامعه افراد پول دار دنبال افراد پول دارهستن پس شانس ازدواج با فرد پول دار هم ندارم به واسطه این خانواده در سطح متوسط 

      وقتی ازدواج کردم بازم از لحاظ اقتصادی در مزیقه بودم و بازم وضعیت اقتصادی متوسطی داشتم و ارزوی داشتن خیلی چیزها رو بازم قورت دادم تا شوهرم شرمنده من نشه 

      به جای داشتن خونه تو خونه اجاره ای بودم و سعی در تهیه اجاره خونه 

      به جای داشتن ماشین سوار موتوری که توسرما یخ میزدم 

      همش از خدا گله مند بودم که چرا دراین خانواده با این سطح مالی بودم ولی به پدر ومادرم نمیگفتم وچرا پدر مادرم غیر از چاقی هیچ ارث دیگه ای به من ندادن چرا من در این خانواده هستم نمیشد درخانواده پول دار و لاغر و ارام و شاد به دنیا میومدم و تک فرزند بودم و هر چی میخواستم می تونستم بخرم 

      نمیشد من تو یک کشور دیگه به دنیا میومدم که از رفاهیات و ازادی های متفاوتی برخوردار بودم 

      ولی من خالق زندگی خودم هستم 

      درسته که در خانواده متوسط ایرانی به دنیا اومدم و در خانواده چاق به دنیا اومدم ولی میتونم زندگی جدید برای خودم بسازم 

      خداوند در قران فرمود که حال هیچ قومی تغییر نمیکنه مگر اینکه انان حال خود رو تغییر بدن 

      پس بدون هیچ اقدامی نمیشه سرنوشتت تغییر کنه ولی میشه با اقدام کردن 

      من چجوری اقدام کنم باید نگرش و افکار و حالم رو تغییر بدم تا سرنوشتم تغییر کنه تا زندگی رو که دوست دارم تجربه کنم 

      خداوند شنونده داناست پس من هر چی فکر کنم وتمرکز کنم خداوند اونو به سمت من برمیگردونه 

      پس من اگر کلام و نگرش و انتظارم رو از زندگی تغییر بدم میتونم خالق زندگی خودم بشم 

      وقتی من به واسطه حالم اسیب ببینم هیچ کس نمیتونه این اسیب رو برطرف کنه ولی من میتونم  با تغییر حالم این شرایط رو تغییر بدم 

      تنها حمایت گر من خداست و خداست نتایج رو رقم میزنه خداست که حال وانتظار منو پاسخ میده و این پاسخ بسته به حال من میتونه باعث رنج و سختی من باشه ویا باعث راحتی من بشه 

      من قبل از اشنایی با این دوره حالم بد بود و افکارم و نگرشم منفی بود و انتظارم از این دنیا فقط رنج و سختی بود چون گفته بودن مومن دراین دنیا اومده که خدا هی امتحانش کنه و اون هم اگر پیروز در بیاد باز یک امتحان دیگه میشه و من دیگه با مشکلات فراوان از لحاظ روحی و مالی و جسمی دیگه در خودم توان امتحانات خدارو نمیدیدم و خودم رو از خدا دور میدیدم که نمیتونم امتحانات اونو پیروز و سربلند بیرون بیام خب خداوند که به این کار نداشت که من بر اساس اطلاعاتی که از والدین و جامعه و اونا هم از گذشته گرفتم و این اطلاعات حالم رو بد میکرد و اتفاقات بد بر اساس این حالم برام رقم میزد و هر چی بیشتر حالم بد میشد اتفاقات از درو دیوار برام میریخت هر چی بیشتر گریه میکردم و از اون میخواستم وضعیتم بهتر بشه باز بدتر میشد و یک اتفاق جدید برا م میوفتاد میگفتم دیگه خدا منو نمی بینه و صدامو گوش نمیکنه میگفتن نه خدا صدای تو رو دوست داره و این امتحانات الهی برای خدا خدا کردن تویه اخه چقد امتحان دیگه خسته شده بودم ولی اتفاقات تمومی نداشت 

      وضع بد مالی 

      ناساز گاری دخترم 

      حال بد و قلب دردناک 

      خلاصه همش انتظار داشتم امروز که بیدار میشم نمیشه یک اتفاق خوب برام بیوفته 

      فکر میکردم دنیا فقط جبره اخه میگفتن این سرنوشتی هست که در عالمی به نام زرع خودم انتخاب کردم و تازه اینو بین بد وبدترانتخاب کردم و میگفتم خدا یا چرا من چرا این سرنوشت ولی فایده نداشت 

      ولی از زمانی که وارد این دوره شدم یاد گرفتم باید همسو با قوانین الهی باشم تا مورد رحمت او قرار بگیرم و اگر همسو نباشم این رحمت شامل من نمیشه و در رنج و سختی قرار میگیرم 

      پس من خالق زندگی خودم هستم 

       من مسئولیت زندگی الانم رو به عهده میگیرم 

      من مسئولیت 100درصدی زندگی فعلی خودم رو به عهده میگیرم 

      من مسئولیت رفتارم با فرزندم رو به عهده میگیرم 

      من مسئولیت چاقی خودم رو به عهده میگیرم 

      من مسئولیت مشکلات و اتفاقات بد زندگیم رو به عهده میگیرم 

      من برای گذشته و اینده ام سپاسگزارم 

      من تازمانی که پدر و مادر.و جامعه و دولت رو مقصر شرایط زندگیم بدونم نمیتونم زندگیمو تغییر بدم 

      من اول باید با این  شرایطی که دارم کنار بیام و در صلح قرار بگیرم 

      من شرایط فعلی زندگیمو میپذیرم و مسئولیت بودن در این شرایط رو میپذیرم 

      من با  تمام کسانی که فکر میکنم مقصر این زندگی کنونی من هستن در صلح قرار می گیرم تا به ارامش و نداشتن خشم و کینه برسم و به امید وشوق بهبود شرایط در زندگی برسم 

      من وقتی انتقال دهنده نگرش های گذشتگان به ایندگان نباشم و در بهبود شرایط نقش داشته باشم هم در بهبود زندگی خودم و هم بهبود زندگی نسل اینده نقش دارم  هم در زندگی و هم دراخرت جایگاه بهتری رو کسب میکنم 

      من اگر حلقه این زنجیر ارتباطی رو قطع کنم ارزشمندی رو هم به زندگی خودم و هم نسل بعد از خودم هدیه میکنم 

      من سعی میکنم یک انتقال دهنده عالی باشم و اگر بتونم نگرش و افکار بهبود یافته رو به نسل بعدی انتقال بدم خیلی ارزشمندم 

      مثلا من از والدینم و مادر بزرگم شنیدم که چاقی ارثی است و اونا از والدینشون شنیدن ولی من این باور رو اصلاح میکنم و به نسل بعدی خودم انتقال میدم و پسرم که لاغر ه و تمرینات منو میشنوه یک روز که در یک جمع شنید که چاقی ارثی است گفت نه پس چرا من لاغرم و مامانم چاق بوده والان لاغر شده پس چاقی ارثی نیست همین یک نگرش میتونه این حلقه های زنجیره رو قطع کنه 

      گاهی به خاطر پدر بزرگ و مادر بزرگ و یا پدر و مادر افرادی سر راهمون قرار میگیرن که به ما یاری میرسونن 

      ریس من چند سال پیش شاگرد پدرم بوده و خیلی به همین خاطر بهم احترام میزاشت و کارم رو راه میانداخت 

      اولین زایمانم وقتی مسئول بیهوشی فهمید که ادامه فامیل من چیه و با هم اشناییم بنده خدا تا زمانی که بهوش اومدم کنارم بودم میخواست مطمعن بشه که من حالم خوبه 

      من به خاطرپدرم و دوستش که خیلی به پدرم احترام میزاره این کار رو دارم 

      پس من هم میتونم با بهبود شرایط زندگی خودم برای اینده گان هم مفید باشم 

      ما نمیتونیم از گذشته و اینده جدا بشیم و همه به هم وصلیم 

      این نام نیک است که به یادگار میمونه و نیکی های من و این که بتونم زندگیم رو بهبود ببخشم بهترین نیکی است که برای نسل اینده به جا میگذارم 

      ولی گذشتگان من که از این قانون بی اطلاع بودن در بهبود زندگیشون هیچ کاری نکردن و ترس از این دارن که اگر طبق گذشته گانشون کاری رو انجام ندن شاید به مشکل بخورن 

      پس من میتونم خالق زندگی خودم باشم و تعهد میدم در این مسیر ثابت قدم باشم و ادامه بدم تا هم زندگی خودم رو بهبود ببخشم و هم برای نسل اینده از خودم یادگاری بگذارم که در بهبود شرایط زندگیشون مفید باشه 

      در قبال عمل نیک یا عمل صالح من میتونم به جمع اوری پاداشو رحمت الهی  دست پیدا کنم 

      خداوند در قران مارو به انجام کار صالح و شایسته دعوت کرده ولی اصلا مشخص نکرده که این کار چیه 

      عمل صالح عملی هست که منجر به احساس خوب در من و در دریافت کننده بشه 

      پس من با مهربانی و احترام رفتار کنم 

      به فردی کمک کنم 

      وقتی از مال خودم به دیگران هدیه بدم 

      باعث ذخیره سازی رحمت الهی میشه و برکات الهی رو دریافت میکنم و این برکات هم شامل زندگی خودم میشه وهم شامل زندگی نسلهای اینده من 

      خدایا شکرت برای انچه در گذشته تا کنون بر من گذشته 

      من میخوام رحمت الهی رو ذخیره کنم با یاری رسوندن به دیگران سرکار و یاهر جایی که از کاری ازدستم برمیاد و یا حتی با لبخندی میتونم این رحمت الهی رو داشته باشم 

      وقتی با رفتارم باعث خوب شدن حال فرد مقابلم بشم شامل رحمت الهی میشم 

      تصمیم دارم که رحمت الهی رو ذخیره کنم 

      با کمک به پدرو مادرم که ناتوان شدن و من رفتم برا خونه تکونیشون و خوشحال شدن 

      با کمک به ارباب رجوع زمانی که هیچ کس جوابی براش نداره و کارش گیره 

      میخوام با لطف خوش ولبخند به دیگران روحیه بدم و شامل رحمت الهی بشم 

      میخوام هر رور بایاد خدا و خدمت به خلق رو بگذرونم تا رحمت الهی رو ذخیره کنم 

      قلکم رو اماده میکنم تا با هر خوبی ومهربونی و بخشش  وبیرون کردن کینه ها از دلم و کمک به دیگران این قلک رو پر از رحمت های الهی کنم 

      ورحمت های الهی روذخیره کنم تا در بهبود شرایط زندگیم و نسل اینده موثر باشه 

      خدایا یاریم کن تا رحمت های الهی تورا ذخیره کنم 

      در پناه خداوند رحمان باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۴ ۲۲:۲۹
      مدت عضویت: 1072 روز
      امتیاز کاربر: 2945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      هوالرزاق

      درودخدمت استاد

      وقتی توسن ۱۳سالگی ۷۵کیلوبودم همش مادرم رومقصرمیدونستم که چرا این قدر غذاهای مقوی به من داده وباعث چاقی من شده وباعث مسخره شدنم توسط دیگران شده

      وقتی بچه دارشدم وبچم مریض میشدخانواده ام رومقصرمیدونستم که منوبه راه دوردادندونمیتونستندهمیشه دردسترسم باشند

      وقتی ورشکست شدیم بازم بقیه رومقصردونستم که اگرکمک همسرم کرده بودنداینجورنمیشدوسالهابعدم میگفتم هیچکسی راهنماییمون نکرد

      ✅️اماباورودبه دوره هامتوجه شدم همه چیزروبایدبپذیرم این من هستم که زندگیم رومیسازم وکسی مقصرنیست 

      وبادرست شدن این باورزندگیم روزبه روزبهتروعالیترشد

      قبلاخیلی فکرمیکردم اماهیچ وقت جرات پروبال دادن به این موضوع رونداشتم که جای دیگه ودرخانواده دیگه

      باشم

      ۲..اینکه من خالق زندگی خودم هستم خیلی زیباست چون خداوندبارها درقران فرموندکه آنچه کسب کردیدوپیش فرستادید

      یعنی وقتی من شکرگزاری میکنم وهرچه که دریافت میکنم روصددرصدقبول دارم که خودم باعثش بودم یعنی خودم خالقش بودم

      من لاغری روخلق کردم .چون خواستم 

      پس میتونم رابطه ام روباخدا قوی ترکنم اگربخوام ویه رابطه زیباخلق کنم

      ۳…درموردثروت ..

      میپذیرم که به ثروت زیادنرسیدن روخودم خلق کردم چون باورهای اشتباه زیادداشتم وترمزهای فراوان که هنوزم هست ودارم پیدامیکنم

      ومیخوام ازطریق افکار.نگرش وعملکردزندگیم روتغییربدم

      ۴.بارهابه خاطرپدرم وام بهم دادن به سرعت و….

      ۵.من متعهدمیشم که بهبو دهنده زندگی خانواده ام بشم

      مثل لاغری .که من لاغرشدم وکل خانواده لاغرشدندوالانم که روی ثروت کارمیکنم تمام خانواده جذب دارند

      ۶.. ۱-ازچیزهایی که استفاده نمیکنم ودرحدنوهستندبه دیگران ببخشم

      ۲_خیلی خیلی دوست دارم یه مسجدومدرسه بسازم

      ۳_باکمک به دیکران۸باکارهای کوچیک اونهاروشادکنم

      ۴_بیشتربه پدرومادرم خدمت کنم باعشق

      ۵_به خواهربرادرم درحدتوان کمک کنم

      یاعلی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۴ ۰۳:۲۴
      مدت عضویت: 2538 روز
      امتیاز کاربر: 8684 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 535 کلمه

      سلام ‌و درود به استاد عزیزم و همراهانم

      مدتهاست که من مادر و پدرم رو بخشیدم بخاطر آسیب‌های روحی و روانی که به من زدن اون تحقیرهایی که شدم بخاطر متفاوت بودنم با بقیه خواهرها و برادرم از نظر چهره از نظر درس خون نبودنم با اینکه من تمام وجودمو گذاشتم توی کودکی و نوجوانیم که بچه حرف گوش کنی باشم آرام باشم خیلی کمک کنم توی خونه و بی مصرف نباشم ،سرکار برم و نان آور خونه باشم اما هرگز به من محبتی که حقم بود نشد کتک هایی که از پدرم خوردم هرشب کابوس بود برام اما با همه وجودم سعی کردم زخم هامو التیام بدم وتا حدودی موفق بودم ،پدر و مادرم رو بخشیدم خدا رو بخشیدم که چرا منو متفاوت خلق کرده ،به مادرم همین چند وقت پیش گفتم من اصلا ازت ناراحت نیستم هیچ وقت بخاطر گذشته خودتو سرزنش نکن چون اون گذشته باعث شد من آدم قوی بشم روی پای خودم وایسم احساساتی نشم توی هر مسئله ای و از همه مهمتر آدم وابسته ای نباشم نسبت به هیچ کس ،و هرگز مشکلاتم رو به کسی نگم حتی خوانوادم ،چقدر شخصیت قوی خودمو دوس دارم ،به مادرم گفتم تو و بابا باعث شدین من این بشم واگر جور دیگه ای بودین من به تضاد برنمیخوردم ودرخواست شرایط بهتر رو نمیکردم از خدا ، ازش تشکر کردم و دستش رو بوسیدم .هرگز نمیخوام مادرم غمخوار من باشه چون به اندازه کافی دو خواهر و برادرم هستن که تمام بار مشکلاتشون رو رو شونه مادرم انداختن .

      هنوزم در حال التیام خودم هستم باهمه وجودم میخوام که رشد کنم اون عزت نفسی که نابود شده رو ترمیم کنم ،چون من خالقم من میتونم همه چی رو تغییر بدم هرچند که برام واقعا سخته اما تلاش خودمو میکنم که نجواها رو برعکس کنم اون نجواهاکه همیشه بر علیه من بودن که تو تنبلی تو خنگی تو زشتی تو اضافی هستی تو باید زجر بکشی تو نباید خوشی رو ببینی ،نه من یه آدم باهوشم من زیبام من لایقم ،لایق همه نعمتهای بی نظیر خداوندم ،خداوندی که من رو خالق آفرید تا این لحظم رو اونجور که میخوام خلق کنم ،گذشته من دیگه اهمیتی نداره چون درساشو گرفتم و فهمیدم که خیلی چیزا به نفع الان من بوده ،شاید اون موقع نمیفهمیدم و ناراحت بودم اما الان کاملا آگاهم .

      من خالقم چون شرایط الانم رو خودم رقم زدم ،مهاجرتم رو ازدواجم با یه آدم فوق العاده رو آدم های خوب و دوست داشتنی اطرافم رو ،کارهایی که میخوام انجام بدم آدم‌های بینظیری که دست خدا میشن وهمه چی به راحتی پیش میره ،احترامی که دریافت میکنم از همسرم و اطرافیان و حتی مادرم .

      هدایت شدنم از سمت پروردگارم و تمام سؤال‌هایی که پاسخشون رو بهم داد تا بفهمم جهانش چطور عمل میکنه .

      تصمیم من اینه که ثروتمند باشم ،بی نهایت ثروتمند که اول از همه خودم رو غرق نعمت کنم و لذت ببرم از دنیام و با این کار الهی نسل های بعداز من از این نعمت استفاده کنن ،که برای ثروتمند شدن قطعا باید افکار درست داشته باشم و فراوانی رو باور کنم تا این افکار هم به نسل های بعد انتقال داده بشه چون افکار وباورهای درست مهمن برای دریافت نعمتها.

      در این راه از خداوند یاری میطلبم که او دانای بی همتاست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        شاید ظاهر داستان غم انگیز باشه ولی نتیجه داستان بی نظیره
        زندگی به نظر من مثل یک کتاب با فصل های متنوع هست که هر فصل انسان رو آماده میکنه برای فصل بعدی
        و شما اینو خیلی خوب درک کردی و الان در فصل رهایی و آزادی و تجربه خلق کنندگی زندگی ات هستی
        بهت تبریک میگم و منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          ۱۴۰۲/۱۲/۱۴ ۱۵:۲۱
          مدت عضویت: 2538 روز
          امتیاز کاربر: 8684 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 10 کلمه

          درود به شما استاد عزیزم

          سپاسگزارم بخاطر تحسین و توجهتون 🙏🌸

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۰ ۰۸:۴۸
      مدت عضویت: 2145 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 858 کلمه

      بنام خدا

      درگذشته از پدرو مادرم متنفر بودم که نمیتونستم بااونها حرف بزنم چون  مدام درحال بحث باهم دیگه بودن و فکرمیکردم  بی ارزشم چون هیچ کدوم وقت نمیگذاشتن وبامن حرف بزنن و معمولا هم اگه حرف می‌زدیم منومسخره میکردن . بااینکه ازنظر اونها شوخی بود اما بیشتر مسخره کردن بود . و باخودم میگفتم اگر حداقل بامادرم هم صحبت بشم .  دیگه به این نیاز ندارم که تومدرسه دنبال . یک هم صحبت باشم و وقتی هم مدرسه تموم شد بیشتر از قبل احساس تنهایی کردم تا رو آوردم  دوباره به نقاشی و طراحی کردن   وتوزندگی اوایل ازدواجم وحتی الان هم هنوز درموردخیلی چیزا مثل رشته ی تحصیلیم که منوبه جای هنرستان به رشته ای که اصلا مورد علاقه نبود فرستادن ومن به خاطر این موضوع از اونها دلگیرم بااینکه توی دیدگاهی گفتم که فهمیدم مقصرمنم اما هنوز نفوذ نکرده .درونم به خاطر همین میگم.قبلا اصلا موافق این موضوع نبودم شایدتا چندوقت قبل از سایت .اما دوسه ماه پیش کاملا بهش پی بردم که من خالق زندگیم هستم .وهرروز خودم دارم روزم روخلق میکنم .روز برای همه هست امامهم اینه که من توان روز چیکار میکنم که حال من خوب باشه یابد .طی مسأله هاییکه گفتم چندبارتوی یه سری از دیدگاه ها بهش به یقین پی بردم و حتی . .حالا متوجه هم دارم میشم که من خالق زندگی خودم هستم بااحساس  همراه بافکارم و تصاویر ذهنم چون وقتی تصویر به وجود بیاد احساس به وجود میاد عمل به وجودمیاد  بنابراین .من دارم مقابل خودم افکارم روتجر به میکنم  وبه همین خاطر برام یه سری چیزا واضح ترمیشه من خودموچاق کردم ومن مسولیت چاقی خودمو به عهده میگیرم .من حال خودموبدکرم واحساس بی ارزشی کردم ودرروابطم باطرافیان به شکل‌های مختلف  خدشه به وجود آوردم پس مسولیت اونهاروبه عهده میگیرم واز طریق تغییر وعملکردم . نتایج زندگیمو تغییر میدم ودراین راه دست از هر تلاشی برنمیدارم .  یادمه یه بار رفته بودیم.یه بار برای تولدپدرشوهرم خرید کنیم و ازاونجای که مابه زبون اصلی خودمون حرف می‌زدیم . یه آقای سن بالایی تومغازه نشسته بود . همراه بایه پسر جوان که اون مسول مغازه بود . بعد وقتی حرفامونو شنید وازمون ناخودآگاه شهرمون روپرسید وگفت شما شبیه فلانی ها هستید وهردوتونم خیلی بهشون رفتین  از نطرقیافه و به ایشون گفتیم که خب ما نوه هاشون هستیم و ایشون نه تنها که خودمان وپدربزرگها رومیشماخت که کل خانواده از قبل از پدربزرگانمون روهم میشناخت .وانقدر محبت کرد واحترام گذاشت که واقعا هنوز هم با خودم تصویرش میاد تو ذهنم . که توی شهر غریبه چطور. وچندبار هم من برای نوبت دکتر رفتن برای یه دکتر خوب پیداکردن دوست همسرم خانمشون دکتر هست  منوپیش همسرش فرستادن  باصبر وحوصله ی تمام بامن حرف زدن و معاینه ی سرپایی کردن بدون حتی یک قرون پول ویزیت گرفتن ..واین بیشترین و خیلی هم بودن دراین راستا افرادیکه بر سر محبت به خاطر شناخت همسرم به من  محبت داشتن و کمک کردن در بهبود وضعیت سلامتی.من متعهد شدم که جریان زندگیمو بهبود بدم وخیلی از مسولیت هاییکه مربوط به خودم وشخصیت خودم هست روبه عهده بگیرم

      من تصمیم گرفتم که افرادی رومن ازشون کینه به دل دارم یامقصر زندگیم میدونم از پدرو مادر گرفته تا خدا ببخشم .چیزی که دیروز درک کر دم این بود که من درهرشرایطی هستم حقم همونه و اون آدمها واون اشخاص که ازشون متنفرم حقشون همونه شاید سخت باشه پذیرفتنش ولی من دیروز این روپذیرفتم واومدم بنویسم که هرکسی توهرجابگاهی بوده از اون اشخاص حقش همون بوده چون اون زمان اون شاید تنها کاری بوده که میتونسته انجام بده وتمام توانش تواون لحظه فقط همون بوده پس نباید کینه به دل داشته باشم این طوری هم از باری که روی شونه هام حس میکنم . خالی میشم وارامش پیدامیکنم وهم اینکه دیگه از اون اشخاص نفرت ندارم و نخواهم داشت . پس من . اینطوری میتونم راحت به زندگیم ادامه بدم . بدون احساس فشاری که بروجودم میومد وحالا آزاد داره میشه . چون قبلاً تادوروز گذشته این حس سنگین بودن احساس شعله ور بودن درونم رو میتونستم واضحتراز قبل تجربه کنم از نظرمن جهنم واقعی توی ذهنم رخ میده هربار که متنفر میشم هربار که کینه به دل میگیرم یک حس سوختنی توتمام اعضای بدنم به صورت کاملا درونی احساسش میکنم چیزی که اگه فیزیکی باشه حتما منو میسوزونه و درخودش میبلعه .وبعداز اون که دوباره بازم حالم بدبشه انگارمنو تواب یخ میزارن ومیارن بیرون ا ین تصویری هست که از دور ازخودم دررابطه بااحساس کینه ونفرت .حسادت حس بی ارزشی دارم واحساس قفل و زنجیر بودن درتاریکی واین همون جهنم واقعیه . پس من دیروز ظهر بااین فکر که هرکسی همون زمان تنها کاری که میتونسته انجام بده وتوانش بوده همون بوده اگر به نظرم اشتباهی پیش اومده ومقصرزندگیم بوده . واگرمن هم توهر حالتی بودم  این به این خاطر بوده که حق من همون بوده و من تواون زمان تنها کاری که میتونستم انجام بدم وتوانم در همون اندازه بوده فقط پس بار ازرودوشم برداشته شد و اینکه خداروهم نباید مقصربدونم چون من تواون زمان همون قدرتوان داشتم خداهم همون اندازه داشته چون خدابه من وتوان من تواون لحظه پاسخ داده پس مسولیتی برگردنش نیست واون زمان هم داشته برای من خدایی می‌کرده اما بازهم تواون لحظه اونقدر در حق من توانش بوده  که خدایی کنه .. 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۸ ۰۴:۴۱
      مدت عضویت: 2548 روز
      امتیاز کاربر: 21590 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 662 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      وقت بخیر عزیزان 

      من هم واقعا همه چیز زو می نداختم گردن این و اون همسرم و مادرم و یه وقتها حتی خودم رو مقصر می دونم مثلا پیش خودم می گم کاشکی مثلا منم با دخترم وقتی بچه بودم این رفتار رو داشتم اینجا می بردمش این کار رو می کردم الان که مخصوصا در خونه هستم و کار نمی کنم خیلی فکر می کنم و یه چیزهایی برام مرتب مرور می شه ولی چند وقته پیش یه اتفاقی پیش اومد که باز من می خواستم با یه نفر حرف بزنم و بگو  کنم و اینها ولی بعد فکر کردم فایده ای نداره باید من خودم و سرزنش کنم و مسیولیت تمام اونجه که اتفاق افتاده برای کسی از نزدیکانم خودم بپذیرم . و بعد از سه ماه تقریبا این موضوع حل شد تا حدودی و نشانه هاش و دیدم هیچ کاری نکردم نگفتم نه تقیر توعه … فقط هی با خودم فکر کردم گفتم مقصر اصلی خودم هستم و از خداوند کمک خواستم شب و روز و بعضی وقتها هم می نوشتم که خدایا تو با این همه قدرت و عظمت این کار برات چیزی نیست می گویی باش و اون هم هست با اینکه در بعضی مواقع ما نشانه ها رو به طور واضح نمی بینیم ولی خدا داره کارها و انجام می ده و چند روز پیش فهمیدم که بله کار درست شده و نشونه هاش و دیدم خدایا شکرت سپاسگزارم و برای بقیه اش هم دوست دارم که نتیجش اونچه که دلخواهمه باشه انتظار خوبی دارم و می دونم انجام می شه . 

      من درباره اینکه خالق زندگی خودم هستم جدیدا دارم یه چیزهایی یاد می گیرم اینجا و یه سری چیزهای جسته گریخته ولی باور دارم .آدم می تونه اون چیزی و که می خواد خلق کنه در نتیجه من بیشتر سعی می کنم توجهم و روی چیزهایی بزارم که دوست دارم و حال خوب بهم می ده . خیلی دوست ندارم چیزهایی و بگم که دوست ندارم البته هنوز حرف می زنم بعضی وقتها بعد که یادم میاد ادامه نمی دم .

      همینطور که با لاغری با ذهن آشنا شدم دارم هی متناسب می شم و خودم با ذهنم این کار رو یاد گرفتم انجام بدم با این دوره ها پس اون هیکلی که می خوام دارم بدست میارم .

      مادر بزرگ من همیشه حرفهای خوبی به من می زد البته متاسفانه الان دیگه منو یادش نمیاد .ولی همیشه می گفت من برای تو و همسر و دخترت هر روز دعا می کنم و همیشه از من تعریف می کرد تنها کسی در خانواده که عشقش به من الهی بود بدون قید و شرط من و دوست داشت و الان هم داره وقتی باهاش حرف می زنم اونم آرام می گیره من هم همیشه باهاش مهربون بودم و همیشه تا اونجایی که می تونستم حمایتش کردم .

      منم هر روز سعی می کنم یه کار خوب عمل صالح انجام بدم . هر روز سعی ام و می کنم که احساسم خوب باشه . اول صبح دوست دارم بزنم بیرون اگه کاری نداشته باشم می رم کوه مثلا امروز رفتم حالم خوب می شه احساس خوبی می کنم اونجا آدم‌ها میان صبح بخیر می گم لبخند می زنم بهشون .و خلاصه این حال منو خوب می کنه .

      مثلا اون چند روز پیش که آخر عهفته بود هوا خوب بود رفتیم نزدیک دریا همسرم گفت دوچرخه بگیرم دوچرخه سواری کنیم من بعد از این همه سال یعنی فکر کنم آخرین بار مثلا کلاس سوم یا دوم بودم دیگه سوار نشده بودم یه عالمه خوشحال شدم و حس خوبی بهم دست داد .صبح ها بلند می شم می گم امروز یه هدیه است پس اول برو پیاده روی بعد بقیه کارها و انجام بده .مثلا من سعی می کنم تقریبا هر روز با مامان بزرگم تلفنی حرف بزنم این هم خوبه چون یه شهر دیگس خیلی دوره ولی من تماس می گیرم با هاش . به گل و گلدونام می رسم . با دخترم تکست می کنم صبح و شب وسط روز یه کوچولو که از حالش باخبر باشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۷ ۱۸:۱۹
      مدت عضویت: 2103 روز
      امتیاز کاربر: 46680 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,280 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز 

      من خالق زندگی خودم هستم 

      در ابتدا که تازه با این محصولات آشنا شده بودم برام سخت بود بپذیرم هر آنچه دارم خودم خلق کردم بعنی اینهمه مسائل و مشکلات رو خودم خلق کردم ولی یواش یواش که در این مسیر ادامه دادم شناخت بهتری از خودم ،خداوند،قوانین هستی یاد گرفتم متوجه شدم که بله من خالق زندگی خودم هستم صفر تا صد 

      خداوند در قرآن فرموده:

      حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنها حال خود را تعییر ندهند و چون خداوند برای آنها آسیبی بخواهد ،هیچ برگشتی برای آن نیست و عیر از خداوند هیچ حمایتگر ی نیست 

      پس برای تعییر زندگی مون باید آنچه در دل داریم تعییر بدیم یعنی انتطارمون از زندگی رو باید تعییر بدیم و اونوقت میتونیم خالق زندگی خودمون باشیم اونطوری که دوست داریم 

      خداوند شرایط یکسانی رو برای همه انسانها قرار داده و به انسانها اختیار داده که هر طوری که دوست دارند زندگی کنند و خداوند ما رو به سمت خواسته هامون هدایت میکنه 

      اگر با قوانین خداوند همسو باشیم مورد رحمت خداوند قرار می‌گیریم و اگر نا هماهنگ باشیم مورد رحمت خداوند قرار نمیگیریم و در رنج و سختی خواهیم بود ،خداوند سیستم جهان رو به این شکل خلق کرده 

      من مسئولیت ۱۰۰٪زندگیم رو می‌پذیرم و منتطر کسی نمیمونم من شروع میکنم به بهبود دادن زندگیم در جنبه سلامتی و تناسب اندام و احساس آرامش داشتن و وضعیت مالی و ارتباطات 

      من میدونم با افکار و باورها و نگرش خودم باعث چاقیم و وضعیت مالیم و احساسم و سلامتی شدم پس میتونم با اصلاح نگرش و باورها و افکارم به سمت سلامتی شادی وضعیت مالی بهتر حرکت کنم و خداوند منو به سمت خواسته ام هدایت و حمایت میکنه ،خدایا سپاسگزارم 

      والدینم و اطرافیانم هیچ خصومتی با من ندارند و هر کاری از دستشون بر اومده برای من انجام دادن و انجام میدن پس هیچ کس در ایجاد شرایط زندگی من مقصر نیست به غیر از خودم 

      والدین و گذشتگان ما انتقال دهنده های خوبی بودن و اعتقادات و باورهای خودشون رو به خوبی به ما انتقال دادن و البته یه جاهایی هم باورهاشون رو بهبود دادن و بعد انتقال دادن 

      و من بسیار خوشحالم که با بهبود نگرشهام و افکارم باعث ایجاد تغییرات در سطح گسترده در دنیای مادی هستم 

      من فقط میخواستم بهتر زندگی کنم و الان متوجه شدم که این مسیری که انتخاب کردم برای تعییر خودم و زندگیم چه تاثیری در سطح جهانی خواهد داشت خدایا بینهایت سپاسگزارم که منو به این مسیر هدایت کردی و استاد عزیز هم بینهایت سپاسگزارم که مسیر اصلاح نگرش‌ها و باورها رو برای ما ایجاد کردند و باعث چنین تعییر گسترده ای در جهان هستی شدن

      بخشی از آنچه هستم مربوط به برکت حضور و عمل آن  بزرگواران که در گذشته بودند ،هست 

      و الان نوبت منه که آنچه از گذشتگان یاد گرفتم رو بهبود داده و از نتایجش در زندگیم و تاثیر ش بر آیندگان بهره مند بشم 

      ما به گدشته و آینده خود وصل هستیم و این به دلیل یکی بودنمان با خداوند هست 

      *من برای گدشته و آینده ام سپاسگزارم *

      دنیا همیشه منو به سمت خواسته هام تشویق می‌کرد و الان که فکر میکنم حتی اون اتفاقات به ظاهر بد هم داشتن منو به مسیر تغییر زندگیم هدایت میکردن 

      چقدر این جمله رو دوست دارم: 

      نتایج خالق زندگی بودن و تغییری که در افکار و زندگی من ایجاد می‌شود به فرزندان و اطرافیان من منتقل شده و موجب گسترش برکات حضور من در دنیای مادی خواهد شد 

      خداوند همواره انسانها را به عمل صالح، دعوت کرده اما هیچ وقت از نوع و چگونگی اون صحبتی نکرده 

      بنابراین هر عملی که در ما و طرف مقابل احساس خوب ایجاد کنه میشه عمل صالح 

      هر چقدر ما در مدت زندگی خودمون عمل صالح بیشتری انجام بدیم علاوه بر اینکه خالق زندگی بهتری برای خودمون هستیم کار رو برای دیگران آسان‌تر میکنیم و در رشد و گسترش جهان مادی با خداوند همکاری میکنیم 

      من امروز کاری داشتم و رفتم به یک اداره و جالب اینکه کارم انجام نشد سایت بسته بود و گفت یه روز دیگه بیا ،یه خانوم مسنی بود که اسکاچ میفروخت من گفتم یه دونه ازش بخرم ولی گفتم پنجاه تومنی دارم اون خانوم با خنده گفت دو تا بردار و من دو تا برداشتم و بقیه اش رو هم بهش بخشیدم خیلی برام جالب بود که من توی این برف و یخ اومده بودم که دقیقا تو اون لحظه با اون خانوم همزمان بشم و خودم رو بسنجم ،خدایا بینهایت سپاسگزارم و لا حس خوب برگشتم خونه   

      برای آنچه از گدشته تا کنون بر من گدشته سپاسگزارم خدای مهربانم 

      برای انچه از اکنون تا اینده بر من خواهد گدشت سپاسگزار خداون مهربانم 

      همیشه چاقی و کم پشتی موهام رو ارثی از طرف مادرم میدونستم و فکر میکردم مثل خانواده پدرم که راننده های خوبی نیستند هستم و از رانندگی کردن میترسم و مادرم رو مقصر میدونستم که به ما یاد داد که تلاش کنیم دیگران رو از خودمون راضی  کنیم   نه خودمون رو 

      و همیشه فکر میکردم که خداوند همین روزی رو برامون قرار داده و خدا رو مقصر میدونستم البته همیشه سعی می‌کردم راضی باشم چون خداوند برام خواسته!

      ولی هیچ وقت فکر نکردم که اگه تو یه خانواده و یا شهر یا کشور دیگه به دنیا میومدم شرایط بهتری رو داشتم 

      قبلا که خودم رو اصلا در شرایط زندگیم دخیل نمیدونستم و فکر میکردم خداوند اینطوری خواسته قسمتم این بوده ولی الان که خودم رو بهتر شناختم و خداوند رو بهتر شناختم و قوانین جهان هستی رو شناختم البته سر سوزنی بهتر از قبل تازه متوجه شدم که هر شرایطی که در زندگی داشتم و دارم همه همه به خاطر افکار و باورها و عقاید و عملکرد خودم بوده و خودم مقصر شرایط نادلخواه زندگیم هستم و از زمانی که پذیرفتم خودم شرایطم رو خلق کردم تازه به توانمندی خودم آگاه شدم و متوجه شدم من که تونستم زندگی رو به این حالتی که الان هست خلق کنم پس میتونم دوباره با تغییر افکار و باورهام و عملکردم زندگیم رو خلق کنم البته این بار آگاهانه اونطوری که دوست دارم 

      من مسئولیت چاقیم رو به عهده میگیرم و میتونم با تغییر باور ها و افکار و رفتارم متناسب بشم همونطوری الان متناسب تر از قبل خودم شدم 

      من مسئولیت شرایط مالی و درآمد کمم رو به عهده میگیرم و میتونم با تغییر افکار و باورهام ونگرش و عملکردم اوضاع مالیم رو بهبود بدم 

      من مسئولیت مستاجر بودنم رو قبول میکنم و میتونم با تغییر نگرش و افکار و باور هام خونه بخرم 

      و همینطور مسئولیت تمام شرایط خوب زندگیم رو  هم می‌پذیرم، من تونستم شرایط بهتری رو برای خودم درست کنم و میتونم بازم با ادامه دادن شرایط رو بهتر و بهتر کنم 

      من نمونه های زیادی رو دیدم که از چیزی میترسیدن و براشون اتفاق افتاده مثلا از یه بیماری میترسیدن و دچارش شدن 

      مثلا مادرم من خیلی راجع به بیماری ها توضیح میدن و نیپرسن و خوب بیماری های زیادی هم دارن و پدرم تا زمانی که سرکار میرفت بیماری خاصی نداشتم ولی از وقتی خونه هست و در کنار مادرم دچار بیماری های بیشتری شده یعنی باورهایی داشته و در کنارش شنیده هاش رو هم باور کرده و دچار بیماری های بیشتری شده 

      و کسانی رو هم دیدم که از شرایط مالی بد به شرایط مالی خیلی بهتر رسیدن ،باور کردن که میتونن و شروع کردن به کسب و کاری که درآمد بهتری داشته 

      من خودم همیشه از خانوم‌های مستقل خوشم میومد و الان در شرایطی هستم که حس میکنم به خانوم مستقل هستم که دارم سعی میکنم با تغییراتی که در افکار و نگرشم ایجاد میکنم زندگی بهتری رو تجربه کنم و این حس توانمندی برام لذتبخشه 

      من متعهد هستم که بهبود دهنده جریان زندگی خودم و خانواده ام باشم 

      من سعی میکنم خوبی رو گسترش بدم ،با دیگران مهربون باشم و هدیه بدم و با حرفه‌ام حس خوب به دیگران بدم و اگه از کسی ناراحت میشم ببخشمش و همسو با خداوند رفتار کنم 

      خدای مهربانم بینهایت سپاسگزارم 

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا