مغز ما یه جورایی مثل یه فرمانده پنهانیه 🎩🧠 که همیشه داره بیوقفه دستور میده! این فرمانها تبدیل میشن به رفتارهایی که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهشون نیست. همین رفتارهای به ظاهر کوچیک، همون عادتهایی هستن که سالهاست ما رو بیصدا به سمت چاق شدن هدایت کردن 😯🍩
اما خبر خوب اینه که توی این مقاله قراره با هم بریم سراغ کشف فرمول های چاقی! 📜💥
ببینیم دقیقاً این فرمولها چی هستن و چطور میتونیم با تغییرشون، یه مسیر جدید برای بدن و ذهنمون بسازیم. مسیری که ما رو به سمت حال خوب، سبک شدن و زندگی سالمتر هدایت میکنه 🌈🚶♀️✨
چاقی چیست؟ 🤔
تصور کن یه روزی بود که اصلاً خودتو نمیشناختی… نه تصویر روشنی از خودت داشتی، نه میدونستی اون عادتهای کوچیکی که هر روز تکرار میکنی، قراره یه روز تبدیل بشن به فرمولهای پنهانی چاقی 😮🍟

شاید الآن که این مقاله رو میخونی، دلت از دست چاقی حسابی گرفته باشه.
شاید خستهای از اون همه تلاش بینتیجه… از دست فرمول های ذهنی چاقکنندهای که یواشیواش توی ذهنت جا خوش کردن و بیخبر تو رو کشوندن به اینجایی که الان هستی 😓
اما یه خبر خوب دارم برات:
❌ نه رژیم میخوای، ❌ نه دارو، ❌ نه ورزشهای سنگین
✅ فقط باید با ذهنت آشنا بشی، ✅ فرمول های چاقی رو بشناسی، ✅ و کمکم تغییرشون بدی…
🌟 این مسیر تغییر، کاملاً در دستان توئه! آمادهای برای یه سفر شگفتانگیز ذهنی؟ 🚀
تنها مسیر واقعی لاغری کجاست؟ 🌈
✅ تنها راهی که واقعاً جواب میده، «لاغری با ذهن»ـه.
این روش یعنی یاد بگیری چطوری اون فرمول های چاقی رو از ذهنت پاک کنی و به جاشون فرمولهای لاغری بسازی؛ بدون جنگیدن با خودت، بدون اجبار، بدون محرومیت 🙌
فرمول های چاقی چطور کار میکنن؟ 🧠📊
یکی از جذابترین بخشهای این روش اینه که ما دقیقاً میفهمیم چی توی ذهنمون داره باعث چاقی میشه.
فرمول های چاقی همون برنامههای ناخودآگاهیان که سالهاست ذهنمون بهصورت خودکار اجراشون میکنه. برنامههایی مثل:
- باید همیشه بشقابت رو تموم کنی 🍽️
- اگه غذا نخورم، حالم بد میشه 😵
- دسر بعد از غذا لازمه! 🍰
ولی ما قراره اینجا چی کار کنیم؟ 💡
۱. این فرمولهای پنهونی رو شناسایی کنیم 🔍
۲. بعدش با تمرین و آگاهی، جای اونا فرمولهای لاغری ذهنی رو بذاریم 🌱
نتیجه نهایی؟ 🎉
راه لاغری از همون ذهنی میگذره که سالها با فرمولهای چاقکننده ما رو توی اضافه وزن نگه داشته!
این بار فقط قراره مسیر آشنا رو با یه مقصد جدید طی کنیم: تناسب اندام پایدار 🏖️🌟

چرا چاقی سریع تر از لاغری است
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، بر این باورند که روند چاقتر شدن آنها سریعتر از لاغری است. اما حقیقت این است که توجه به چاقی نقش اصلی را در این احساس بازی میکند.
هرچه بیشتر به چاقی توجه کنیم، در واقع فرمول های چاقی ذهنیمان را تایید کردهایم. این تمرکز نه تنها باعث تقویت فرمولهای ذهنی مرتبط با چاقی میشود، بلکه احساس ضعف و ناتوانی در برابر چاقتر شدن را در ما به شدت افزایش میدهد. 😞
برای رهایی از این شرایط و تغییر روند به سمت لاغری، باید تصمیمات و رفتارهای خود را تغییر دهیم. به این معنی که باید طوری زندگی کنیم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خود هستیم. 🏋️♀️✨
این تغییرات به مرور زمان باعث میشود که فرمول های چاقی ذهنیمان کمرنگتر شوند.
این تغییرات از ذهن آغاز میشوند و به تدریج به رفتارهای روزمره ما منتقل میشوند. با این کار، شخصیت ما از فردی که خود را چاق میبیند به فردی تبدیل میشود که در ذهن و رفتار، متناسب است. 💪
این فرآیند منجر به ایجاد تصاویر ذهنی جدیدی میشود. از آنجایی که ذهن ما تصویری است، این ذهن شروع به ایجاد تغییرات در جسم ما میکند تا آن را با تصاویر جدید و متناسبتر از قبل، منطبق کند. 🧠✨
فرمول های چاقی که روزگاری ما را درگیر کرده بودند، حالا در حال تغییر و جایگزینی با فرمولهای لاغری جدید هستند! 🌟

🕰️ نقش زمان در چاقی
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها یواشیواش باعث میشه بیشتر از قبل حواسمون به چاقی جمع بشه، تعیین زمان برای لاغریه! ⏳
فکرشو بکن… یه روزی با خودت عهد میبندی که مثلاً تا عید یا فلان تاریخ خاص باید حتماً لاغر بشی. حالا هر چی از اون تاریخ میگذره و خبری از لاغر شدن نیست، ناامیدی بیشتر میشه…
و چی میشه؟ 🤯
بجای اینکه تمرکزت بره سمت لاغری، ذهنت مدام درگیر چاقی میشه. 😞
ولی چرا این اتفاق میافته؟!
جواب توی همون فرمول های چاقی پنهونه! 🧠
ذهن ما با برنامهریزیهای ناخودآگاهی که سالها براش تکرار کردیم، عادت کرده بیشتر به چاقی فکر کنه تا لاغری. هر بار که زمان میذاری و بهش نمیرسی، ذهن دوباره یادآوری میکنه: «دیدی نشد؟ تو همیشه چاق میمونی!»
این افکار ناامیدکننده، درست مثل یه دام ذهنی هستن که ما رو وارد چرخهی تکرار و شکست میکنن 🔁
چرا تعیین زمان، باعث شکست میشه؟ 🚫
یکی از دلایل اصلی که باعث میشه خیلی از آدمها توی مسیر لاغری جا بزنن، همین تمرکز زیاد روی زمانه.
چون ذهن، به جای اینکه درگیر تغییر فرمولها بشه، درگیر تقویم و تاریخ میشه! 📆
هر روزی که از اون زمان تعیینشده میگذره، احساس شکست، اضطراب و سنگینی بیشتری میاد سراغمون…
اما نگران نباش! 😊
توی دورهی لاغری با قدرت ذهن، دقیقاً به این موضوع پرداخته شده و بهت آموزش داده میشه چطور این استرس زمانی رو بذاری کنار و سبکتر ادامه بدی. 🌿🧘♀️
یه پیشنهاد مهم برای تو 🎥💡
حتماً فایل تصویری این جلسه رو چند بار با دقت ببین 🎬 و خوب به حرفها فکر کن…
🔎 آیا تو هم این رفتارها و افکار رو توی خودت میبینی؟
اگه بله، بدون که تغییرشون شدنیه 💪 کافیه تمرکزت رو بذاری روی درک بهتر فرمول های چاقی و قدمبهقدم به سمت ساختن فرمولهای جدید و متناسب پیش بری.
✨ این مسیر، همون چیزیه که تو رو به سمت تصویر ذهنی جدیدت هدایت میکنه.
تصویری که توش خوشحالتر، سالمتر و رها از فشارهای ذهنی هستی! همهچی از ذهن شروع میشه… و تو آمادهای برای این شروع تازه! 💫🌱

تغییر مسیر با لاغری ذهنی 🌱
حالا که میدانیم توجه به چاقی چه تأثیراتی دارد، گام بعدی این است که یاد بگیریم چطور توجه خود را به سمت تناسب اندام و لاغری ذهنی معطوف کنیم.
برای این کار، نیاز داریم به طور مداوم در فکر خود تمرکز کنیم تا فرمول های چاقی جای خود را به فرمولهای لاغری بدهند.
این تغییر مسیر، با تمرینهای ذهنی، تصویرسازی مثبت و تغییر افکار منفی درباره چاقی در دوره ورود به سرزمین لاغرها به تدریج رخ میدهد و باعث میشود که ذهن ما به جای تقویت چاقی، به سمت تناسب اندام هدایت شود. 💪
این رویکرد نه تنها راهی برای رهایی از چاقی است، بلکه به شما این امکان را میدهد که در زندگی روزمرهتان آزادی بیشتری داشته باشید، بدون اینکه ذهن شما به دام فرمول های چاقی بیافتد. 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
✨ تمرین ویژه: شکستن فرمول های چاقی ✨
📌 مرحله اول: قطع عادت صحبت درباره چاقی
یکی از فرمول های چاقی، صحبت مداوم درباره چاقی است. این کار مثل ریختن بنزین روی آتش اضافهوزن عمل میکند! 😱
حالتهای مختلف این عادت مخرب شامل:
- 📣 گله و شکایت از چاقی
- 😅 شوخی و مسخره کردن خود یا دیگران به خاطر اضافه وزن
- 🙄 حرف زدن درباره لاغر نشدن
- 🥲 حسرت لاغر بودن را خوردن
✍🏻 حالا زمانشه! به صورت انشایی بنویسید:
- چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
- این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!
📌 مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت
یکی از اصلیترین فرمول های چاقی، نفرت از بدن فعلی است. 🥺
وقتی با جسم خودت قهر باشی، ناخودآگاه چاقتر میشوی. راهش چیه؟ آشتی کردن با خودت! 🤗
✍🏻 بنویسید:
- چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
- آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
✍🏻 سپس متعهد شوید:
- شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی میپذیرم. 💗
- با جسمم آشتی میکنم. 🤝
- راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلحآمیز با خودم تعیین میکنم و عمل میکنم. ✅
مثلاً:
- 👗 پوشیدن لباسهای رنگ روشن دلخواه
- 📸 عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانیها
- 🪞 لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی
- 💬 حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه.
📌 مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر! 🔮
یکی از قویترین فرمول های چاقی، تمرکز بر اضافه وزن است. اما تو میخواهی فرمولهای لاغری را فعال کنی! 🌟
✍🏻 بنویس:
- لاغری چه مزیتهایی برایت دارد؟ 🎯
- چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمیات خواهد داشت؟ 🧘♀️
- در روابطت چه تغییری ایجاد میشود؟ 👨👩👧👦
- اعتماد به نفست چطور بالاتر میرود؟ 💪
- در کسبوکار و شغلت چه تحولاتی رخ میدهد؟ 💼
- چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟ 🌈
✨ هر چه دقیقتر و با جزئیات بیشتر بنویسی، ذهن ناخودآگاهت پرقدرتتر برای تحقق آینده لاغرت آماده میشود.
یادت نره! گزارش تمریناتت رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بذار! 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
امتیاز 3.95 از 244 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به خوش هیکلای سایت
منم همیشه به چاقی توجه میکردم والانم گاهی اتفاق میافته
اینکه لباسای رنگیمو گذاشتم کنار این یعنی توجه به چاقی
توی باشگاه لباسای مشکی میپوشیدم که لاغرتر نشون بدم
دیگه پیاده روی نمیرفتم میترسیدم دوستانم منو ببینن وبگن هنوز تغییری نکردی
هر وقت پیش آینه رد میشدم زود رد میشدم که هیکلمو نبینم
لباسهای تو خونه ایی رو که برام تنگ شدن از جلو چشمم برداشتم
چندسال پیش که خیلی لاغر شدم لباسهای خوشگل خریدم واز پوشیدنش ن کیف میکردم ولی وقتی دوباره به کوچولو وزنم بالا رفت لباسا رو بخشیدم که جلو چشمم نباشن ویه جوری مطمعن بودم که دیگه به اون سایز برنمیگردم که بپوشمشون. اینا همش نشونه اینه که من خیلی به چاقی توجه کردم
اینکه همیشه خودمو سرزنش میکردم ومیگفتم چرا آخه من همش، چاق میشم
توی باشگاه همش نگران این بودم بهم بگن چقدر بدهیکلی
با دوستام کمتر بیرون میرفتم که کسی متوجه برگشت وزنم نشه
اگر وزنم پایین بیاد خیلی کیف میکنم چون قبلا بارها تجربه کردم
من الان به وزن ایده الم رسیدم وزنم ۶۳ کیلو هست وکلی خوشحالم واحساس عجیبی دارم انگار دوباره متولد شدم اعتماد به نفسم بالا رفته الان میتونم هر کاری که دلم میخواد بکنم. کلی لباسای رنگی وشاد بپوشم با دوستام برم بیرون. باشگاه برم ولباسهای رنگ روشن بپوشم. هر غذایی رو به اندازه نیازم بخورم
از همه مهم تر همسرم بهم توجه میکنه وتحسینم میکنه. میتونم الگوی خوبی برای بچه هام باشم. میرم پیاده روی وکلی کیف میکنم. دیگه هی سر سفره همه بهم تیکه نمیندازن. خدارو شکر میکنم که این موقعیت پیش اومد تا بتونم لاغری ماندگار رو تجربه کنم
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر عزیزان!
من اول که شروع کردم حدود یک سال و نیم پیش با فایلهای رایگان و الان دوباره دارم تکرار می کنم اولین بار تکرار دوره رایگان ولی انگار تا حالا اینا رو نشنیده بودم هر روز آدم باید تکرار کنه هر دفعه یه چیز جدیدی و کشف می کنه چون آدم فراموش می کنه به هر حال ولی من به صورت خیلی رندومی یه چیزهایی از فایلها هر روز میان توی ذهنم که مربوط نیستن به فایلهای اون روز !
قدم اول اینکه توجه به چاقی نکنیم دیگه حرف نزنیم ولی من عکسای قبلم و می بینم الان دیگه دوست ندارم کم کم خودم و پذیرفتم و یادم باشه این نکته ای که گفتین و تمرین کنم که با بدنم حرف بزنم منو ببخش که به این روز در آوردمت نمی دونستم ولی الان می خوام تو رو متناسب کنم اون موقع آگاهی نداشتم روش درست و بلد نبودم ولی الان می دونم چیکار کنم ! ممنون که هر روز بهم سرویس می دی و کارهام و انجام می دی انشالله زودتر سبکی و تجربه می کنی
من اگه متناسب بشم دیگه همه کار می کنم استخر میرم و ورزشهای گروهی و می رم مثل زومبا ! خودم و توی یونیفورم ببینم چه لذتی داره بقیه هم حرف آدم و بهتر می خونن!
نوشتن خیلی تاثیر داره بر روی ذهن من خیلی می نویسم و یه موقع ها نت برداری می کنم از فایلها !وقتی نگاه می کنم دیگه بعد از غذا خوردن احساس سنگینی و نفخ نمی کنم قبلا بعد از غذا همیشه سنگین می شدم نفخ می کردم و به خودم می گفتم نمی دونم چی خوردم که نفخ کردم خلاصه این احساس خوبیه و نشونه ای که هر روز من دارم به اون توجه می کنم !
الان خیلی دوست دارم وقتی لباسهای قبلیمو می پوشم آزادتر شدن عکس می گیرم از خودم مقایسه می کنم با قبلا خدا رو شکر
توجه کردن
افراد چاق خیلی به چاقی توجه می کنند…چون از یه سنی نظر اطرافیان برای شخص مهم میشه خیلی به چاقی توجه می کنه….شخص به خود چاقی توجه می کنه نه اینکه چکار کنیم تا لاغر بشه…
✔وقتی تلاش می کنی که چیزی رو از بین ببری هر لحظه توجهت به اون موضوعه
✔چاقی باعث میشه انتخابات محدود بشه و باعث میشد برای فرار از احساس بد سراغ فعالیتی بری که چاقی یه امتیاز باشه(طناب کشی)
پوشیدن لباس های تیره و گذاشتن علاقه به خاطر چاقی
شنا نرفتن به خاطر اندام زشت
در مهمانی ها همش فکر می کنی دیگران درباره چاقی تو حرف میزنن برای همین اشتیاقی نداری برای مهمونی و لذت بردن
هرچقدر بیشتر به چاقی توجه کنی به خاطر اینکه منزوی میشی و محدود میشی و هی سرزنش می کنی و از خودت بیشتر بدت میاد باعث توجهت به چاقی بیشتر میشه و چاقتر میشی
هرچقدر از حضور چاقی در خودم احساس ضعف بیشتری کنم باعث میشه چاقی در من بیشتر ظهور کنه
چقدر از چاقی خودت احساس بد داری…چه روابطی نداری..چه تاثیری در کارهای دلخواهت داره..چه تاثیری در عزت نفست داره…در کسب و کارت چه تاثیری داره؟
تا زمانی که از انجام دادن یه سری کارها طفره میری به خاطر چاقی داری به چاقی بیشتر توجه می کنی….
وقتی رژیم میگیری و تونستی وزن کم کنی یعنی بدنت تواناییشو داره و به خاطر اینکه همون زمان نگران چاقی بودی دوباره برگشتی…چون در ذهنت تصویر چاقی قبلت در ذهنت وجود داره…تصویر ذهنی که داری چاقتر از الانت بوده و چون میترسیدی تصویر شفافتر ایجاد میکردی
✅✅ و مغز در همان مسیر فرمان میده و هدایتت می کنه
✔✔تصمیمات مطابق میشه با تصویری که توی ذهن هست
چطور باید به لاغری توجه کنیم؟
لاغری نیاز به توجه داره…
اگر بخوای زمان تایین کنی کار اشتباهیست و نتیجه نمیده، چون برای چاقی زمانی درنظر نگرفتی و خود به خود انجام شد پس لاغری هم به همین شکل باید انجام بشه….
۱.اولین گام اینه که دیگه درباره چاقی هیچ کجا حرف نزنیم(مادرستش اینه که متناسب باشیم بنابر خلقت خداوند فقط لازمه نادرست هارو انجام ندی)نیاز نیست کار خاصی انجام بدی و وقتی انجام ندی کارهایی که حالت رو بد می کنه، خود به خود حالت خوب میشه چون در یه حالت قرار داری در یه لحظه یا حس بد یا حس خوب، پس وقتی حس بدی رو به خودت القا نکنی حالا به هر طریقی حست خوبه
۲.گام دوم سرزنش کردن خودت ممنوعه(از خودت فرار می کنی از خودت عکس نمیگیری، خودتو در آینه نگاه نمی کنی، لباسایی نمیپوشی که چاقیت مشخص بشه، باشگاه نمیری، استخر نمیری چون از اندامت خجالت می کشی،تو جمع دوستان متناسبت نمیری یا اگه بری خیلی معذبی،در واقع همش در حال فرار از خودتی، خودت که تو به وجودش آوردی با توجهت…ما سه بخشیم روح و جسم و ذهن…وقتی از جسمت فرار می کنی داری ازش فاصله میگیری، ذهنت میگه این از ما جداست،وقتی از جیزی نفرت داری اوضاع بدتر و بدتر میشه)خودت رو بپذیر و قبول کن که خودت کردی و بپذیر مسئول این حالت خودتی و به خودت اطمینان بده که درستش می کنی، عاشق خودت باش هرطور که هستی،اگر عاشق خودت باشی بیشتر به خودت اهمین میدی و اونوقت کاریو انجام میدی که لایقشی، کسی که عاشق خودشه برای خودش بهترینهارو میخواد، وقتی یه نفر عاشق گلشه به موقع آبیاریش می کنه بهترین جای خونه که نوگیر هستش میزارتش تا آسیبی نبینه، وقتی ماهم واقعا عاشق خودمون به هرشکلی که هستیم باشیم وقتی دوست داشتن خودمون رو شروع کنیم بهترینهارو برای خودمون انجام میدیم،مراقب خودمون هستیم
۳.گام سوم بنویس درباره لاغر شدن،(چه مزیت هایی برای شما داره.. تا دلت میخواد براش وقت بزار هرچقدر بیشتر بنویسی بیشتر لاغر میشی)
لیستی از مواردی که چاقی باعث شده بهت ضرر بزنه بنویسید؟
۱.من خیلی از لباس هایی که دوست داشتم بپوشم رو دیگه نرفتم سراغشون مثل تاپ برای اینکه چاقی بازوهام به چشمم نیاد و حرص نخورم،شلوارهای فاق کوتاه که پهلوهام نزنه بیرون، لباس های نیم تنه به خاطر شکمم و لباس های رنگ سفید که عاشقشونم حتی الان که چندتاشونو دارم و تو کمد دارن خاک میخورن،لباسهای جذب که خیلی دوست دارم رو خیلی وقته نپوشیدم
۲.از جمع دوستام فاصله گرفتم چون اونا خیلی متناسب و خوشتیپ تر بودن و من کنارشون حس گنده بودن داشتم
۳.استخر یکی دو مورد رفتم اونم فقط به خاطر اصرار دختر کوچولوم
۴.خیلی کم لباس میخرم چون رفتن به لباس فروشی و گفتن سایزم برام خیلی سخت بود مخصوصا شلوار خریدن
۵.وقتی میرفتم باشگاه ورزش های انفرادی رو مثل کار با دستگاه رو انتخاب میکردم نه گروهی، همیشه اون موقع ها برام سوال بود چرا میددنم اونارو دوست دارم ولی انتخاب نمی کنم و کلی بهونه میاوردم که این مزیتش بیشتره ولی الان که میبینم به خاطر چاقی بود که نمیتونستم راحت اون ورزشارو انجام بدم و کم میاوردم و این باعث خجالت میشد
⏪وقتی به تناسب اندام برسی چه حسی داری؟
خوب خیلی لذت بخشه چی میتونه هیجان انگیزتر از این باشه که من انقدر متناسبم انقدر اندامم عالیه و شیکم که هیچوقت بدنم نمیتونه منو محدود کنه، نه تو لباس پوشیدن نه تو تحرک و نه توی اجتماع بودن و نه تو عزت نفس، توی زندگی زناشویی و سفر ها که من عاشقشونم همه و همه
خوب بخوام ریزتر و جزیی تر بگم اول از همه اینه عزت نفس منو خیلی میبره بالا، چون ادم هروقت به یه موفقیتی دست پیدا می کنه کلی انرژی میگره برای هدف بعدی و این باور که میتونه و ازپسش بر میاد توش بیشتر ریشه می کنه و از لحاظ عمل به ایمانش خیلی قویتره…خوبی این عزت نفس اینه که توی همه چیز خودشو نشون میده ،و حضور شیک و زیبا باعث بالارفتن اعتماد به نفس میشه،اینکه وقتی نشستی پای غذا توی مهمونی و دهنت آب نمیوفته و هول غذا خوردن نیستی و غذا خوردن یه نیازه نه یه تفریح و از همه مهمتر اینه که وقتی درحد نیاز میخوری سبک و پرانرژی اعتماد به نفستو بالا میبره،
مورد بعدی پوشیدن لباس های جذاب و رنگانگی که خیلی دوسشون دارم اون هم همه مدلشو و احساس بینظیر خوشتیپ بودن و زیباتر بودن و اینکه وقتی میری لباس بخری محدودیت سایز و رنگ نداری
مورد بعدی سبک شدنمه که میتونم به راحتی تحرک داشته باشم از هرکوهی بالابرم و پیاده روی عالی داشته باشم بدون اینکه خسته بشم و بدون اینکه به زانوهام فشار بیاد و بعد ش کمردردو پادرد نداشته باشم
قرار گرفتن دوبارم توی جمع دوستانم که منم مثل اونها خوشتیپ و متناسبم وهمین الانشم میتونم خنده هام و حس فوق العادمو ببینم و اینکه اوناهم در شگفتین که من چقدر عالی شدم و تحسینممی کنن چقدر عالیه
توی روابطم با همسرم خیلی احساس بهتری دارم، چون از اول ازدواجم همسرم هی بهم تاکید میکرد که دوست نداره من چاق بشم چون توی خانوادش مادرو خواهرش چاق بودن میگفت من به اندازه کافی دیدم نمیخوام زنم اینطوری باشه و شاید از ترس این که چاق بشم هربار من وزنم اضافه میشد عزت نفسم کمتر میشد ولی حالا که لاغرم حس فوق العاده ای دارم و هرروز خودمو تحسین می کنم وبا قدرت رابطمو پیش میبرم
خوب توی رابطه با دخترم من خیلی پیشرفت می کنم چون الان هی در حال بدو بدو و اینور و اونور رفتنه و در حال دوچرخه سواری منم که لاغرم پابه پاش به راحتی میدوئم و دوچرخه سواری می کنم و یه مادر شادم برای بچم چی بهتر ازین میتونه باشه برای بچه داشتن پدر مادری شاد و سرحال که همه جوره پایه باشن و تو هرمرحله بچشونو همراهی کنن
سلامتی هم که مشخصه همه چیز نرمال و رو به عالی شدنه چون بدنم تمام انرژیش صرف سلامتیم و ایمنی بدنم و زیبایی بدنم می کنه نه ذخیره کردن چربی،راحت نفس میکشم بدون حراس میخورم هرچی که بدنم ازم بخواد به هراندازه ای که نیاز داره، بعد ازغذا معدم سبک و سرحاله،موهای پرپشت ترو بلند تر و ناخن های زیباتر پوست شفافتر و تمیز تر چون تمام انرژی که بهش میرسه صرف خود بدنم میشه نه اضافاتش، قلب سالمتر،پاها و کمری که در سلامتی کامل همراهیم میکنن
از همه مهمتر دیگه دغدغه چی بخورم و چقدر بخورم رو ندارم و ذهنم انقدر آزاد میشه که میتونم به هدف های بزرگتری قکر کنم و تلاش کنم براشون و دغدغه گشنگی و آی الان قندم بالا و پایین میشه و فشارم میوفته و ضعف میرم و پاهام بی جون میشه رو ندارم و غذا خوردم مثل نفس کشیدن یه امر طبیعی میشه و نیاز به مدام فکر کردن بهش نداره، و حرص الان نخورم بعدا شاید گیرم نیاد رو ندارم و این باعث میشه ایمانم به فراوانی بیشترو بیشتر بشه
سلام دوست عزیزم از نوشتتون لذت بردم…جسارتا میشه بپرسم چه مدت با دوره های ذهنی کارکردین که به وزن متانسبتون رسیدید؟
نشان های دریافت شده
سلام
از ۱۰سالگی که شدت تپل بودنم چشمگیر شد از چاقی وخودم وبدنم متنفر شدم ،گوشه گیر شده بودم،اگر تو جمعی پسری بود با خجالت وارد میشدم میدونستم نقل مجلس اونا برای مسخره کردن من هستم،نمیتونستم خودی نشون بدم،تیپای زشتی میزدم با رنگ تیره ،یعنی لباسی به تنم قشنگ نمیومد،حالم از خودم بد بود،سبک نبودم،احساس بی ارزشی شدیدی داشتم و وقتی متوجه شدم مسخره م میکنن خودمم شدم پایه برای مسخره شدن خودم،دلقک بازی در میوردم که همه حواس ها از روی چاقی من بره روی کارای بامزه من ،هنوزم این حالتو گاهی دارم ،حس بی لیاقتی در رفتارم موج میزد ومن گرفتار درون ضعیف خودم بودم وبرای پنهان اون قسمت های ضعیفم ،کارهای سخت بیرونی زیادیو انجام میدادم که همه فکر کنن من دختر با اعتماد بنفسی هستم ،دیگه به داشتن پشتکار و اراده معروف شده بودم،حتی زمان هاییکه با رژیم و ورزش لاغر میشدم بازم از عمق وجودم ضعف داشتم ومیدونستم اون وضعیت لاغریم استیبل نیست ،نمیتونستم تو جمع ها راحت شرکت کنم، تو ورزش کم میوردم ،لباس پوشیدن وخریدنم عذاب بود واسم،دلم نمیخواست مهمونی برم ،همیشه گیر انتخاب لباسی بودم که تیره باشه ومنو جمعتر نشون بده، هر سال لباس میخریدم مطمئن بودم سال بعد دیگه اندازم نیست ،مسائل زیادی با اضافه وزنم داشتم
دیدن بدن چاقتر شده خودم وگقتن وتایید کردن دیگران یکی از بدترین حس ها بود که ۳۰سال تجربه ش کردم
یکی از بهترین راه های باورسازی برای تناسب اندام خوندن نظرات دوستانه ونوشتن تجربیات خودمونه
من ۶ماهه در مورد این موضوع با هیچ کس حرفی نزدم وتو جمع اشخاصی هم که در موردش صحبت کردن قرار نگرفتم
جسممو پذیرفتم ،خودمو مرتب نوازش میکنم،احترام میذارم،اعتماد میکنم بهش و امروز رفتم یه دوچرخه خیلی خوشگل و لاکچری برای خودم خریدم و قراره هر زمان دلمون خواست بریم دوچرخه سواری و تفریح ،اینم جایزه بدن وجسم عزیزم که سالها با من راه اومده وهنوزم در کنار منه ،هر روز تشویقش میکنم ،دوسش دارم ومیبوسمش
الان ۱سال ونیم گذشته و من به حق الهی خودم رسیدم با آموزش هاییکه دیدم
این روزها حالم عالیه،احساس قشنگ تناسب اندام،بدن سفت ،خوش تراش،سایز ۳۸، لباس های رنگی ،کوتاه،بلند،چین دار،شلوارک وهر مدل ورنگی دوست دارم میپوشم ،لباس سفید که عاشقشم ،تمام لباس تیره هامو ریختم دور 🙂
هر چی دلم میخواد به اندازه وبا کلاس میخورم،،در کنار افراد متناسب زندگی خوبیو دارم ،اعتماد بنفس وعزت نفسم بالاست،تو تمام جنبه های دیگه زندگی هم پیشرفت های زیادی داشتم،ارتباطات بهتری دارم،مالی م رشد بالایی داشته،،ارامش بیشتر ،سلامتی در تمام قسمت های بدنم دارم ،،سبک و فرز تر شدم،تو ورزش تنیس پیشرفت های چشمگیری داشتم وبراحتی تونستم تو مسابقاتم مقام بیارم،تو رقصم خیلی پیشرفت داشتم، ،حالم خوبه ،شادم ،مثل یک انسان نرمال زندگی میکنم،احساس خوشبختی زیادی میکنم ،زندگی مرفه وایده آل قشنگیو دارم تجربه میکنم وخدارو شاکرم که ۲سال پیش انتخاب کردم یه خانم خوش اندام باشم وخدا هم زیبا وآسان منو هدایت کرد در این مسیر عالی
ممنونم استاد
سلام استادگرامی
واینمیدونم به چه نحوی ازتون تشکرکنم .خیلی خیلی این فایل روی روح روان وذهن من تآثیرگذاشته امروزروزچهارم که من دارم ای فایل هفتم راگوش میکنم ازبس زیباست دراین چندروزروزی چندین بارگوش گردم وهردفعه لذت بیشتری بردم وچیزای بیشتری یادگرفتم
من درزمان کودکی وحتی بعدازازدواجم اندامی متناسب داشتم ولی بعدازبهدنیااومدن بچه دومم کم کم روز به روزاضافه وزنم بیشترشد وتاحالا که حدود۲۵ کیلواضافه دارم
سالهاست هرکجارفتم چون ازاندامم بدم میومدخودم بحث رامیکشیدم به رژیم واصافه وزن ودردهائیکه م جب اضافه وزن میشه ومیخواستم اینجوری به افرادحاضرثابت کنم که ای بابا من تقصیری ندارم این تیروئید منه که باعث چاقیم شده
ویااینکه این داروهائیکه براپادردمصرف کردم وبنا به گفته پزشکم داروهاباعث چاقیم شده ویااینکه قرص وآمپولای هورمونی که مادرم دربارداری من مصرف کرده الان اثرش را گذاشته
خلاصه به هرنحوی بود میخواستم خودم وتبرئه کنم وثابت کنم همه وهمه چیز مقصرند به جز خودم .این درموردبحث چاقی درجمع
وحالاراجب اینکه چاقی مانع چه کارهائی شده
یکی اینکه من خیلی ازشناخوشم میومدولی بخاطرچاقیم مرتب بهانه میاوردم وازشرکت درکلاسهای آموزشی دوری میکردم تاچندسال قبل که بالاخره رفتم ودوره دیدم ولی درموقع شیرجه اصلا موفق نشدم چونکه به قول استاد باید کمی پرش داشته باشم که من حتی دوسانتم نمیتونم بپرم
یکی دیکه ازکارهائیکه علی رغم دوستداشتنم دیگه انجامش ندادم رقصیدنه
من درزمانیکه متناسب بودم زیاد میرقصیدم ولی باشروع اضافه وزنم کم کم گذاشتمش کنار چون خجالت میکشیدم
یکی دیگه طناب بازی وپرش که واقعا حتی ۵ تاطنابم نمیتونم بزنم واصلا پرشی ندارم که طناب اززیر پاهام رد بشه
وخلاصه ازاین جورمواردبسیاردارم
در۲۰ سال گدشته که وزنم مرتب اضافه شده دیگه درجمعها عکس نگرفتم چون باورم این بوده که عکس بقیه راهم زشت میکنم
همیشه ازجلوی آئینه به سرعت ردمیشم که مبادا اندام کاملم راببینم
ولی استادتواین چندروز نمیدونید چقدر جلوی آئنه خودمو برانداز کردم وقربون صدقه خو م رفتم خودم خودمو بغل میکنم ومیبوسم حتی بازوهامو که سعی میکردم حتی توخونه هم لباس بدون آستین نپوشم که نبینمشون حالا میبوسمشون وقربونشون میرم
خیلی خیلی لذت میبرم وخودمودوست دارم وبه خودم احترام میزارم خیلیم خوشحالم دیگه ازخودم حالم بد نمیشه .تصمیم دارم اگهبه مهمونی رفتم دیگه راجع به چاقیم حرف نزنم واجازه ابراز عقیده راجع به خودم به کسی ندم ولباس بدون آستین بپوشم
احساس سبکی میکنم احساس آرامش احساس راحتی وخداراشکر که پس ا سالها با این دوره آرامش رااحساس کردم
حالادیگه ازخوردنم لذت میبرم وعذاب وجدان ندارم وحتی از نخوردنام هم خیلی خیلی لذت میبرم ودیگه دلم نمیسوزه که چراباید کم بخورم دیگه کاری ندارم چند مدل غذاهست وبقیه چقدرمیخورند من به اندازه نیازم مزخورم وخیلی هم راضیم
خداراشکر خد اشکر به خاطر وجودشما استاد وخداراشکر به خاطر حضورهمیشگیتون
ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
من تو دوران مدرسه متناسب بودم زیاد تناب بازی و توپ بازی و خونه بازی می کردم و همیشه دوتا توپ کوچیک داشتم همه جا با خودم می بردم و دنبال فرصت می گشتم برای بازی چون متناسب بودم بعد که ازدواج کردم می گفتن دیگه بازی کردن خوب نیست بزرگ شدی وقتی بخاطر بار داری چاق شدم اول ناراحتی و اعصاب خوردی من بود همیشه دنبال راهی می گشتم که متناسب بشم ولی بعداز مدتی که خسته می شدم دو باره وزنی که کم کرده بودم بر می گشت فکر می کردم مقصر خودم نیستم وقتی خواهر شوهرم گفت زیاد می خوری خیلی ناراحت شدم گفتم خواهر شوهر دیگه چرا رژیم های سختی که می گیرم و چیزی نمی خورم و لاغر نمی شم همه را مقصر میدونستم غیر از خودم همیشه حسرت لباس های جلو باز و چسبون داشتم مانتو جلو باز شیک که به تن بچسب ولی به تن من بد بود لای دکمه هام باز می شد خیلی بدم میومد
ولی حالا که متناسبم خیلی حالم خوبه شادم خودمو خیلی دوست دارم سفر میرم نمازم رو ایستاده می خونم دیگه پام درد نمی کنه میتونم زیاد راه برم دوباره تناب بازی می کنم خیلی سبک شدم حسرت هیچ غذایی را ندارم با لذت غذام را به اندازه نیازم می خورم لباس هایی که دوست داشتم خریدم به خصوص مانتوی جلو باز و دیگر حسرت چیز را ندارم
استاد عزیزم ممنونم که کمکم کردی تا لاغر بشم و شاد باشم و خودمو دوست داشته باشم و از زندگیم لذت ببرم سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
سلام ودرودخدمت دوستان واستادگرامی
من قبل ازشرکت دراین دوره عالی لباسهای رنگ شادمیپوشیدم ولی گشادبودندوبقولی مناسب سن بالاترازسن من بودندوهیچ وقت احساس رضایت ازپوشیدن رنگهای شادنداشتم وهمیشه حسرت اطرافیانم رامیخوردم که چه لباسای زیبایی میپوشند ولباسای من زشته همیشه دوست داشتم لباسام مدلاش عوض بشندولی ناخودآگاه به سمت مدلای قبلی میرفتم وهمیشه ناراضی بودم ولی درحال حاضرخیلی ازخودم وازلباسام لذت میبرم ودیگه برام اهمیتی نداره که بقیه چی میگندوحسرت هم نمیخورم مدام توی ذهنم حفای استادروشن راتکرارمیکنم وبرای خودم عشق میکنم ولذت میبرم ازمطالب جدیدی که یادمیگیرم وهربارکه فایل گوش میکنم نکته ی جدیدی ذهنم رامشغول میکنه وانگاراصلااون فایل راگوش نداده ام من سعی میکنم وقتی فایلهاراگوش میکنم هربرداشتی ازاون فایل دارم رامینویسم والان یک سررسیدکامل دارم که پرازحرفای استاده وقتی برگ میزنم لذت بینهایتی میبرم ودرکناراون صفحات چیزی که به ذهن خودم میرسه هم یادداشت میکنم گاهی اوقات میره بسمت شکرگزاری وحرف زدن باخدای بزرگم که خیلی حسم راعالی میکنه من تمرین نوشتن راخیلی دوست دارم واینطورمطالب بهترتوی ذهنم میمونه بسیارسپاسگزارم ازخداوندمتعال وازاستادعزیزم که همیشه همراه منه 🤗
بخش سوم جلسه هفتم لاغری باذهن:
تمرین دوم: سرزش کردن خودت ممنوع است. خودتان را بپذیرید.
نشانه های سرزنش کردن خود:
(اسم این قسمت رو من گذاشتم ادب از که آموختی، از بی ادبان! در واقع هر کاری که افراد بی ادب میکنند افراد با ادب اون رو انجام نمیدهند یعنی برعکسش رفتار میکنند، پس هر کاری که افراد چاق میکنند رو ما برعکسش رو انجام میدیم)
🔴 هر وقت در آینه میری، نصفه میری که جسمت رو نبینی.
🔴 از خودت فرار میکنی، از خودت عکس نمیگیری و خودت رو در آینه نگاه نمیکنی و از خودت دور میشی.
🔴 تو هیچ عکسی نباید باشم
🔴 لباس رنگ شاد تن جسمم نمیکنم
🔴 باشگاه نمیرم که کسی جسم مسخره رو ببینه
🔴 این چربی های داغان اعصابم رو خراب کرده
🔴 از جسمت متنفر هستی
ما سه بخش هستیم. جسم و روح و ذهن. وقتی ذهنت و روحت رو از جسمت جدا کردی و نمیخواهی جسمت رو ببینی، عکس از جسمت نمیگیری، میگی تو هیچ عکسی نباید باشم، لباس رنگ شاد تن جسمم نمیکنم، باشگاه نمیرم که کسی جسم مسخره رو ببینه، استخر شرکت نمیکنم که کسی جسم آویزونم رو ببینه، این چربی های داغان اعصابم رو خراب کرده، یعنی داری از جسمت فاصله میگیری و وقتی از جسمت متنفر هستی انتظار نداشته باش مغزت و ذهنت عاشق جسمت بمونه و تلاش کنه بزار این جسم رو تغییر بدیم و دوستش داشته باشیم. میگه این خودش دوستش نداره ولش کن دیگه. این از ما جداست و هی بدترش میکنن
وقتی از چیزی نفرت داری هی اوضاع سخت تر و بدتر میشه. خیلی مهمه که خودت رو بپذیری با همین شرایطی که هستی. بابا جسم خودته باید بپذیریش. خیلی هم سخته. که در نگاه کردن به خودم تنفر نباشه. دیگه خودم رو میبینم اذیت نشم و نگاهش کنم و بپذیرم که این کار خودمه.
مسئولیت جسم ات رو هم باید به عهده بگیری. ازش فرار نکن. جسمت رو در آغوش بگیر و بپذیرش. با عشق اون رو بپذیر. باهاش صحبت کن. بگو میدونم من این کار رو کردم من این بلا رو سرت آوردم. نمیدونستم. اما میخوام تغییرش بدم. میخوام افکار و رفتارم رو تغییر بدم و ببین جسمت چقدر بهتر در مسیر قرار میگیره تا هی بخوای سرزنش کنی خودت رو و خودت رو از جسمت جدا کنی و فرار کنی از خودت.
به بچت به همسرت بگو من از تو متنفرم چه رفتاری باهات انجام میده و چه رفتاری باهات انجام میده و چه احساسی میکنه؟ چه شرایطی در زندگیتون بعد اون حرفها بوجود میاد؟ خب مطمئناً بدتر میشه. وقتی تو با جسمت هم این رفتار رو انجام میدی تفاوتی نداره. احساست بد میشه. حال بد یعنی توجه به چاقی و ضعیفتر شدن و فرصت رو محیا کردن برای اینکه چاقی بیشتر وارد ما بشه.
خودت رو نگاه کردی به جای اینکه خود رو تحقیر کنی به خودت اطمینان بده و انگیزه بده که من درستش میکنم. تحقیر نکن خودت رو با تحقیر کردن هیچی درست نمیشه. نگو من هیچ لباسی رو نمیپوشم تا لاغر نشم. بین خودت و جسمت داری فاصله میاندازی و این فاصله انداختن کار رو بدتر میکنه بپذیرش. جسمت ماله خودته. هر گرمی که به بدنت اضافه شده خودت انجامش دادی. خودت بارها به اشتباه دستت رفته غذا رو برداشتی هیچ غذایی علاقه نداشته به زور وارد دهان شما بشه. هیچ رقابتی بین غذاها نبوده که وارد دهان شما بشه. تک تک لقمه ها رو با دستهای خودت برداشتی. چرا برداشتی؟ چون مغزت فرمان داده. خیلی از جاها میدونیم سیر هستیم اما این دسته کار میکنه. مغز هی فرمان میده بخور بخور بخور کم میاد. بخور دیگه نیست ها. بخور از این گیرت نمی آید. بخور این گرونه رو آوردن اگه نخوری نیست. مهمونی رفتی بخور تا هست. میخوای پولش رو بدی؟؟؟ هر چی هست رو بخورش. اینها فرمانه. اینها خاطرات ماست که باعث میشه فرمانهایی رو مغز ما صادر کنه. و اینها در دوره لاغری با ذهن اصلاح میشه
گام سوم: «بنویس لاغر شدن چه مزیتهایی رو برای شما به ارمغان میاره.»این تمرین خیلی کمک میکنه. دست به قلم بشوید و بنویسید در مورد لاغر شدن. بنوسید لاغر شدن چه مزیت هایی رو برای شما به ارمغان می آوره. همون قدر که دست به غذا بودن شما رو چاق میکنه به همون اندازه دست به قلم بودن شما رو لاغر میکنه. این جمله رو از من به یادگار داشته باشید.
🔵 لاغر شدن برای من اعتماد به نفس بیشتر میشه که من میتونم هر آنچه میخواهم را در زندگیام خلق کنم
🔵 لاغر شدن برای من عزت نفس بیشتر میشه که من لایق بهترین نوع غذاهایی هستم که بدنم به اونها نیاز داره و من ارزشمندتر از این حرفها هستم که فقط به خاطر هوس غذا بخورم. بدن من ارزشمنده و لایق بهترین حجم و کیفیت و نوع غذاست و من به بهترین شکل بهش انرژی میدم. انرژی خوب و سالم. نه زیاد بهش میدم نه آشغال و انرژی بد. چون من ارزشمندم.
🔵 لاغر شدن گامی مهم برای رسیدن به زیبایی اندام پایدار هست. قبل از اینکه بدن خوبی بسازی باید به تناسب برسی.
🔵 لاغر شدن باعث میشه انرژی بدن من بیشتر بشه، من بیشتر کارمفید برای خودم انجام بدم. بیشتر جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن بکنم
🔵 لاغر شدن باعث تسلط ذهن بر جسم میشه و این یعنی حرکت کردن به سمت شخصیتی بهتر. حرکت کردن به سمت زندگی بهتر. حرکت کردن به سمت پیشرفت
🔵 لاغر شدن به من کمک میکنه که سرحال تر و شاداب تر باشم
🔵 لاغر شدن به من کمک میکنه که الگویی باشم برای هر فردی که میخواهد به خواسته اش برسه
🔵 لاغر شدن به من کمک میکنه که بدنم سلامتی بیشتری بدست بیاره و سیستم قویتر و هماهنگ تری داشته باشه
🔵 لاغر شدن به من کمک میکنه که در ورزش ام سبک و شاداب تر باشم
🔵 لاغر شدن به من کمک میکنه اعتماد به نفس بیشتری در ارتباطاتم داشته باشم
🔵 لاغر شدن به من کمک میکنه که عضلاتی که میسازم بیشتر از گذشته من رو خوش اندام کنه
وقت بگذار. ارزش این زمانی که میگذاری مینویسی در مورد لاغری از هر چیز دیگه ای بیشتره.
وقتی لاغر بشی اعتماد به نفست میره بالا
موفقیت هات ۱۰۰ برابر میشه
وقتی لاغر بشی – که در ذهنت سخت ترین کار دنیاست و تبدیلش کنی به آسون ترین کار دنیا به صورت اصولی – دیگه هر کاری برات آسون میشه. تحصیلات آب خوردن میشه. یک چیز دیگه یاد گرفتن برات دیگه چیزی نیست چونکه صد آید نود هم پیش ماست وقتی که صد رو بدست بیاری که متناسب شدن دیگه هر چیز دیگه ای سادست و میتونیم بدست بیاریم.
من موفقیتهای خودم رو مدیون تناسب شدنم هستم. وقتی متناسب شدم خیلی از کارهای دیگه رو تونستم انجام بدم.
چرا الان میتونم جلوی دوربین بشینم و صحبت کنم؟ چرا اینجوریه؟ چون متناسب شدم و اعتماد به نفسم رو بدست آوردم که الان میتونم بیام در مورد این موضوع صحبت کنم.
و به شما توصیه میکنم که بشنید بنویسید متناسب شدن چه تأثیری توی زندگیتون میگذاره. در سلامتیتون. چه تأثیری در کسب و کارتون میگذاره. چه تأثیری در بهتر انجام دادن کارهای روزمرتون میگذاره. چه تأثیری در دیگران میگذاره. چه تأثیری در اعتماد به نفس شما میگذاره. چه تأثیری در لذت بردن از زندگی میگذاره و انقدر میتونید بنویسید که میشه دفتر پر کرد و اینها همش خلق رویاست.
نوشتن درباره اینکه لاغری چه تأثیری در زندگیتون میگذاره میشه خلق رویا. وقتی شما داری مینویسی و وقتی شما داری توجه میکنی به لاغری و تأثیرش در زندگیتون، تمام توجهتون به لاغریه. مثل قبلاً که تمام توجهتون به چاقی بوده الان تمام توجهتون به لاغریه. نوشتههای دوستان رو در سایت بخونید. آلبوم شگفتی ها هرکدوم از دوستان توضیح دادن در مورد احساسشون در مورد شرایطشون در مورد لاغری، وقت بگذارید اونها رو بخونید. وقتی داری نوشته یک دوست رو در مورد لاغری میخونی ذهن شما اصل رو بدل تشخیص نمیده. ذهنت نمیدونه که این نوشتاری که داری میخونی نوشته زهرا محمد حسن یا نوشته فلانیه. اون اینها رو خاطرات خودت به حساب میاره. اون اینها رو سعی خودت برای لاغر شدن به حساب میاره و خودت رو برات مجسم میکنه. وقتی شما داری احساس خوب یکی رو در مورد لاغری میخونی درواقع داری به ذهنت اطلاعات صحیح درباره لاغر شدن میدهی. داری تصویر سازی صحیح میکنی. تاکید می کنم که بنویسید و بخونید.
خیلیها متأسفانه نمیتونن باور کنن که نوشتن و خوندن چه تأثیری داره در لاغری … از کنار این فرمول معجزه انگیز رد میشن. بابا تأثیرش اینه .. خب ببینید من رو.. بینید دوستانی که متناسب شدن رو.. خب همین کارها رو کردن چرا باور نمیکنید؟ چرا الان اگر من بیام بگم یک برنامه رژیمی دارم اینو الان فلان پروفسور در جزایر غناری نوشته و یک فرمول شگفت انگیز هست یک برنامه لاغری دادن که هرکسی استفاده کرده نتیجه گرفته همون موقع آماده اید که شروع کنید. ولی وقتی میام میگم در مورد لاغری بنویس احساست رو خوب کن ببین چه تأثیری در زندگیت داره هیچی. نگاه میکنن نه بابا مگه میشه؟ هر جایی در مورد موضوعاتی که من میگم شیطان ذهنت گفت نه بابا مگه میشه بدونید که اون موضوع میشه. این مقاومت ذهنی که خیلیها در موردش حرف میزنن همینه دیگه. نمیگذارن شما تغییر کنید چون نتیجه رو از قبل میدونه. میدونه شما حواست رو بری بدی به متناسب شدن خود به خود رفتارت شروع میکنه به عوض شدن و از همون اول نمیزاره شما اقدام کنی. پس بدونید هر جا ذهنت گفت نکن این کار رو وقتت رو تلف نکن حالا برو فلان کار رو انجام بده بعداً مینویسی بدون که این نوشته خیلی مهمه.
سپاسگزارم به خاطر این آگاهی های ارزشمند
سلام. دوستان خوبم سپاسگزارم که متن من رو مطالعه میکنید و روی باورهاتون کار میکنید.
جلسه هفتم جز جلساتی هست که درک کردنش نسبت به جلسات قبلی برای من کار بیشتری میبره. امیدوارم به خوبی این جلسه رو درک کنم، درکی که منجر به عملکرد صحیح و درست بشه و این آرزو رو برای همه ی هم فرکانسی های عزیزم هم دارم امیدوارم خیلی عالی درک و عمل کنید.
بخش دوم:
تا وقتی شما از انجام یک سری کارها تفره میری و انجامشون نمیدی شما همچنان داری به اضافه وزنت توجه میکنی و توجه کردن به اضافه وزن یعنی ضعیفتر شدن در برابر چاقی
در مواردی که رژیم های سنگین گرفتی و ورزش کردی و ده بیست کیلو وزنت کم شده و اگر وزنت برگشته یکی از دلایلش این هست که شما در تمام مدتی که رژیم میگرفتی و ورزش میکردی نتونستی توجهت رو از چاقی برداری
دوستان زیادی که بهم گفتن از فلان طریق بیست سی کیلو کم کردم و من بهشون تبریک میگم اما اونها میگن چه فایده برگشت. من میگم این مهم نیست که برگشت مهم اینه که شما تونستی کم کنی. این خیلی چیزها رو ثابت کرد. ثابت کرد بدنت توانایی کاهش وزن رو داره. ثابت کرد انگیزه و اشتیاق و توانایی کاهش وزن رو داری حالا اگر برگشته به خاطر اینه که مسیرت اشتباه بوده و این چیزی از ارزش کار کم نمیکنه
حتی زمانی که بیست کیلو سی کیلو کم کردی به خاطر اینکه نگران چاق شدن بودی – یعنی داشتی توجه میکردی به چاقی – هنوز در ذهنت تصویر ذهنی چاق قبلی وجود داشته و به همین دلیل نگران بودی
خودم وقتی از روشهای دیگه کار میکردم و یک سایز دو سایز کم میکردم خیلی حسم بهتر میشد و به مادرم میگفتم این لباس برام گشاد شده یکم تنگش کن میگفت یکم صبر کن ببینمی میمونی؟ یعنی مادرم باور نمیشد من در اون سایز پایینتر بمونم و خودمم باورم نمیشد. چون تصویر ذهنی که از خودم داشتم همیشه یک رضای چاقتر از وضعیت فعلیام بود چون میترسیدم از چاقی.
هرچقدر شما به چاقی بیشتر توجه کنی و خودت رو محدودتر کنی درواقع داری تصویر شفافتری از چاقی در ذهنت ایجاد میکنی و ذهن ما کاملاً تصویریه
وقتی شما تصویری در ذهن ایجاد میکنی تمام تلاش ذهن این هست که شما رو به واقعیت اون تصویر برسونه
تصویر ذهنی خیلی اهمیت داره در مسیر حرکت شما. و مسیر حرکت رو به سمتی که تصویر ذهنی ساخته شده مغز شما فرمان میده که شما در اون مسیر حرکت کنید
چرا وقتی شرایط اقتصادی شروع میکنه به بد شدن به مرور آدمها وضعیتشون بد میشه؟ چون شرایط بد رو در موردش میشنون و میبینن و تصویر ذهنی از بدی اوضاع در ذهنشون پررنگ و پررنگ تر میشه و به مرور کسب و کارشون دچار رکود میشه و اونها به این سمت هدایت میشن و تصمیماتی میگیرن که نشان دهنده این هست که اوضاع داره خراب میشه. سفارش کمتر میده و انگیزه کمتری داره و دیگه دیرتر میره کسب و کارش رو شروع میکنه زودتر تعطیل میکنه و میگه مشتری نیست و فلان نیست و تصمیماتش مطابق میشه با اون تصویری که در ذهنش هست
در مورد چاقی هم همینه. هرچقدر در سالهایی که اضافه وزن داشتی بیشتر به چاقی توجه کردی تصویر چاقتری در ذهنت ایجاد کردی و فرمانهای مغزی شما هم در مسیری هست که در نهایت شما رو به اون تصویر ذهنی چاق برسونه.
دلیل اینکه بارها لاغر شدیم و دوباره برگشتیم همین هست که تصویر ذهنیمون عوض نشد و بعد از اینکه از باشگاه رفتن و پیاده روی خسته شدیم از خوردن دارو اذیت شدی و رهاش کردیم خیلی آرام مغزت دستورات قبلی رو صادر میکنه و از یک لقمه بیشتر شروع میشه و دوباره یواش یواش برمیگردیم به رفتارهایی که قبلاً داشتیم و نهایتاً جسممون میشه همون جسمی که قبلاً داشتیم
چطور باید به لاغری توجه کنیم؟
این خودش خیلی کار داره. لاغری نیاز به توجه داره چون میخوای به چیزی توجه کنی که نیست و این کار سخت تره. به چاقی توجه کردن آسون تره چون وجود داره. اضافه وزن رو توی آیینه میبینیم و خیلی راحتتر میشه توجه کرد. ما میخواهیم با توجه کردن به لاغری و با ساختن فرمول های ذهنی مناسب برای رسیدن به لاغری این توجه رو ایجاد کنیم و یواش یواش رفتار ما از انجام کارهایی که ما رو چاقتر میکنه تغییر میکنه و رفتارهایی رو انجام میدیم که ما رو متناسب میکنه که این زمان میبره و کار با یک روز دو روز یک هفته و یک ماه انجام نمیشه.
زمان رو از ذهنتون بندازید بیرون برای لاغر شدن. چون کاملاً کار اشتباهی و شما رو شکست میده. که من باید تا عید لاغر بشم. تا عروسی برادرم. تا عقد خودم. یا هر چیزی دیگه.
خیلی از شرکت هایی که ابزارهایی برای لاغری معرفی میکنن از این حربه زمان استفاده میکنن که یک ماه مصرف کن هشت کیلو کم کن دو ماه مصرف کن چهار سایز کم کن و این تعیین کردن نشون میده که این کار به دلیل آگاهی اونها از ضعف ذهنی ماست که خیلی دوست داریم در یک مدت کوتاهی از چاقی رها بشیم و زمان تعیین میکنند به شکل وسوسه انگیز آدم رو ترغیب میکنن به استفاده از اون محصول و بعد ما استفاده میکنیم و نتیجه نمیگیریم و به خودمون میگیم بابا تقصیر منه و من عرضه لاغری ندارم من شانس ندارم و خودمون رو سرزنش میکنیم چون در تبلیغات میبینیم یک عده استفاده کردن و چقدر خوب نتیجه گرفتند و ما وقتی نتیجه نمیگیریم به جای اینکه شک کنیم به این مسیر و محصول به این روش میایم به خودمون شک میکنیم و سرزنش میکنیم و هی ناامید تر میشویم. بنابراین موضوع زمان رو فراموش کنید مخصوصاً در لاغری با ذهن
برای خودت اینجوری تعیین کن که من میخوام یک روشی رو یاد بگیرم و تا ابد ازش استفاده کنم حالا یک سال طول کشید چه اشکالی داره؟ سه سال طول کشید چه اشکالی داره؟ این سبک زندگی منه.
الان شما ده سال پونزده سال اضافه وزن داری مگه زمان تعیین کردی که من میخوام در طی شش ماه چاق بشم و تا ابد چاق بمونم؟ چاقی یک پروسه زمان بره و کلاً داریم زندگیش میکنیم چاقی رو. پس وقتی موضوع لاغری هست بپذیرید که باید لاغری رو زندگی کنی و اینجوری نیست که یک مقطعی در نظر بگیری که من شش ماهه لاغر میشم نداشتیم و نداریم که کسی بخواهد شش ماهه لاغر بشه و لاغر بمونه. نه امکان نداره. اونی که میخواد از نظر مغزی و ذهنی خودش رو تغییر بده و تا ابد متناسب بمونه باید این مسیر رو درست انجام بده و ادامهاش بده و کاری هم با زمان نداشته باشه
داشتیم افرادی رو در چهار ماه پنج ماه حدود ۵۰ کیلو کم کردن و داشتیم افرادی رو در یکسال بیست کیلو کم کردن و داشتیم افرادی رو در یکسال هیچی کم نکردن
دلیل نمیشه هر کسی شروع کرد حتماً موفق بشه نه باید انجام بدی هر روز مانند رژیمی که میگرفتی و باشگاهی که میرفتی اینام باید انجام بدی و فایل صوتی و تصویری داره تمرین داره نوشتاری داره و اینها رو داره و کسی انجامش میده نتیجه میگیره نه فقط کسی که هزینه میده و ثبت نام میکنه
لاغر شدن کار میخواد، نه اینکه سختش کنم ها ولی اینجورم نیست که بگم خیلی آسونه که شما بگی خب بابا من ثبت نام میکنم دیگه تمام شد. کار میخواد زمان میخواد روزی ۳۰ دقیقه ۴۵ دقیقه واسش زمان بگذاری تا این هنر رو یادبگیری و بعد خود به خود در زندگیت استفاده میشه و به کار میگیری اون رو و متناسب میشی
دقیقاً مثل شرایطی که الان داری که هر رورز یک سری رفتار اشتباه که میدونی هم اشتباه هست رو داری تکرار میکنی و میگی از امروز از فردا درست میشم ولی نتونستی و سالهاست داری اون رفتار رو انجام میدی پس نتیجه هم همینه. چاقی.
لاغری هم همینه یک سری رفتارهای جدید رو یادمیگیری و حالا تفاوتش با رژیم این هست که اون سختیها رو نداره چون ما اصولی داریم یاد میدیم به ذهنمون لاغر شدن رو کار خیلی ساده تره ولی اینکه فکر کنید هیچ کاری نمیخواد بکنم فقط ثبت نام کنم و میبینم هر روز دارم آب میشم نه اینجوری نیست. کار داره تمرین داره گوش دادن داره استمرار داره همکاری و همفکری با هم داره و خیلی کارها رو با هم انجام میدیم
اولین تمرین: دیگه نباید در مورد چاقیتون جایی حرف بزنید.
ما خیلی لازم نیست کار جدید انجام بدیم ما لازمه خیلی از کارهایی که انجام میدیم رو متوقف کنیم. خود به خود راه درست میشه.
«سیستم بدنی ما بر اساس خلقت خداوند درست داره حرکت میکنه. درستش اینه که متناسب باشیم. درستش این هست که سلامت باشیم. درستش این هست که شاداب باشیم. اینها بر اساس خلقت خداوند هست و اصل اینه. حالا اگر کسی چاق هست چون داره نادرست رفتار میکنه اینطور شده. پس برای اینکه لاغر بشه نیاز نیست که یک سری کارهای دیگه رو یاد بگیره فقط باید نادرست ها رو انجام ندی وقتی نادرست ها رو انجام ندی خود به خود درست ها رو انجام میدی. خیلی سادست (واقعا)»
دلیل اینکه خیلی از افراد چاق دارن تلاش میکنن یک برنامه خاصی رو پیدا کنن و یک رژیم خاص پیدا کنن یک دستگاه خاص پیدا کنن و کرم خاص پیدا کنن و کلاً هر کار اضافهای که میخوایم انجام بدیم همه شکست میخورن. همه بلا استثناء شکست میخورن. نیاز نیست برای اینکه لاغر بشوی شما یک چیزی به خودت بمالی یا کمربندی رو ببندی و .. نیازه اون کاری رو که انجام میدهی انجام ندهی.
اون فکری رو که هر روز داری مرور میکنی درباره خودت و خودت رو سرزنش میکنی و فلان شده ریخت و قیافت رو ببین و .. اینها رو انجام ندی. وقتی انجام ندادی احساست بهتر میشه و لازم نیست برای احساس خوب کاری انجام بدی همین که کارهایی رو که انجام میدی حالت بد میشه رو انجام ندی خود به خود حالت خوب میشه.
تمرین اول: در مورد اضافه وزنتون با کسی صحبت نکنید از امروز. چه دلیلی داره هرجا نشستی سریع شروع صحبت کنی؟ من شانس ندارم، آبم بخورم چاق میشم. دیگه کلافه شدم. به خدا چیزی نمیخورم.. هی به همه میگم من تقصیر ندارم سه وعدم شده یک وعده. این چاقی بر من غلبه کرده. چرا داری توضیح میدی برای همه؟ نکن این کار رو. این یعنی توجه کردن به چاقی. دربارش حرف نزن بخشی از توجه به چاقی برطرف میشه.
سپاسگزارم از رضای عزیز.
نشان های دریافت شده
سلام از خوندن نوشته های شما بسیار لذت میبرم👏👏👏
سلام
عاشقتونم
این فایل رو برای خودم به چند بخش تقسیم کردم و الان بخش اولش رو کامنت میکنم.
نکاتی که از این فایل دریافت کردم به همراه تمرین
همه ی افرادی که اضافه وزن دارند دوست دارند لاغر بشوند، تفاوت ما با افراد اضافه وزن داری که فقط دوست دارند لاغر شوند و حرکتی نمیکنند این هست که با اینه از مسیر ناصحیح رفتیم و ناامید شدیم اما دوباره خودمون رو امیدوار کردیم و ادامه دادیم تا لاغر شویم و بنابراین به این مسیر هدایت شدیم که رویا و خواسته ما هست و حتما بهش میرسیم. (رویای من رسیدن به زیبایی اندام پایدار هست بدون برگشت به عقب و خداروشکر مسیر صحیح رو پیدا کردم و به امید خدای مهربان و قوانینش به زیبایی اندام پایدار میرسم)
به خودمون احسنت بگیم که جز افرادی نیستیم که فقط میخوان لغر بشن و هیچ کاری انجام نمیدن بلکه ما داریم روی خودمون کار میکنیم و در ذهن و باورهامون تغییر ایجاد میکنیم و در نهایت در جسممون تغییرات رو میبینیم (محمد صادق دمت گرم پسر تو فوق العاده ای و لایق بهترین ها هستی و لایق رسیدن به اهدافت)
تا به الان با استفاده از روش های قبلی میخواستیم با ورزش و رژیم جسممون رو تحت فشار قرار بدیم و خودمون رو محدود میکردیم. اما در لاغری با ذهن هیچ موقع برنامه ورزشی نخواهیم داشت هیچ وقت برنامه رژیمی داده نمیشه و هیچ وقت برنامه دارویی ای در کار نخواهد بود. ما فقط برنامه فکری میدیم
وقتی فرمول ها رو درست میکنیم مغز ما بر اساس اون فرمول ها فرمان های جدیدی رو صادر میکنه و اون فردی که یک ماه قبل دو ماه قبل خیلی آدم پرخور و حریص نسبت به غذا بوده و ترس از مواد غذایی داشته به مرور رفتارهای متفاوتی رو نشون میده و اون حرصو ولع و تفکر کردن نسبت به غذا رو نداره
ویژگی افراد چاق: مرتب به غذا فکر میکنند، به محض اینکه از خواب بلند میشند میگویند صبحانه چی بخورم؟
از روز قبل به این فکر میکنند که فردا صبحانه چی بخورم؟
اگر یک چیزی رو خیلی دوست دارن مثل خامه و عسل وقتی تهیه اش میکنند لحظه شماری میکنند که میشه آن را بخورم؟
به این فکر میکنند چی درست کنیم بخوریم؟ ناهار چی باشه؟ شام چی باشه؟
در لاغری با ذهن ما با انجام تمرینات برنامه ریزی ذهنی را تغییر میدهیم و از طریق انجام تمرین ها و گوش دادن به یک سری فایلها برانمه ذهنی رو ایجاد میکنیم که فرد یواش یواش برنامه هایی جدید درذهنش ایجاد بشه و وقتی اون برنامه ها به اجرا گذشته میشه طبیعتا رفتار فرد تغییر میکنه
در روش لاغری با ذهن خیلی مهمه ما بارها و بارها فایلها رو تکرار کنیم و تمریناتش رو انجام بدیم و فرمول های مغزی به این شکل عوض میشه و ما رفتارمون تغییر میکنه
در مسیر لاغری با ذهن استمرار داشته باشید و فایلها رو گوش بدید و فکر کنید به حرف هایی که زده میشه و ببینید چطور میتونید این حرف ها رو در زدنگیتون به عمل تبدیل کنید
من سالهای زیادی به چاقی توجه میکردم – در کودکی به دلیل اینکه نگاه دیگران برامون مهم نیست توجهی به اضافه وزن نمیکنیم و بازیمون رو میکنیم و میرقصیم و شادی میکنیم و اصلا برامون مهم نیست اضافه وزن داریم – به مرور وقتی بزرگتر میشیم و نظر اطرافیان برامون مهم میشه ما خیلی به چاقی توجه میکنیم به شکل مضرش ما به خود چاقی توجه میکنیم نه اینکه چه کاری انجام بدیم تا از چاقی رها بشویم.
وقتی تلاش میکنی یک چیزی رو از بین ببری مسلماً توجهت به اون چیزیه که الان وجود داره که اون چاقی هست، یعنی تلاش برای برطرف کردن چاقیه و توجهی به لاغر شدن نداری
محدودیتهایی که به دلیل اضافه وزن برامون بوجود میاد باعث میشه که حواسمون بیشتر به اضافه وزنمون باشه و بیشتر اضافه وزن رو درک کنیم (از نوع مضر) و با افزایش اضافه وزن تصمیماتی بگیری که بیشتر تحت تأثیر چاقی هست مثلا اضافه وزن من باعث میشد از ورزش گروهی که فعالیت دوندگی داشت فاصله بگیرم و انتخابم محدود تر میشد و بنابر اضافه وزنی که داشتم تصمیم میگرفتم چه کاری رو انجام بدم که احساس بدم کمتر بشه یعنی از چاقی فرار میکردم و جاهایی میرفتم که چاقی امتیاز خوبی هم بود و اینها میشه توجه به چاقی داشتن
توجه به چاقی یعنی خودم رو محروم میکنم و مرتب محدود تر میکنم یعنی دامنه فعالیت ام کم و کمتر میشه
در روابط هم توجه به چاقی داشتم سعی میکردم دوستانی رو انتخاب کنم که مثل خودم چاق یا چاقتر از من باشن که من احساس بدی پیدا نکنم و حرفی از لاغری نباشه
توجه به چاقی رفتار و تصمیمات من رو تغییر میداد و هر چی که بزرگتر شدم توجه به چاقی بیشتر زندگی من رو تغییر میداد و خیلی از کارها رو نکردم به خاطر اینکه میدونستم من چاق هستم و نباید برم سمت این کار و خودم رو محدود میکردم
اینها همش میشه توجه کردن به چاقی و باعث میشه ما بیشتر به سمت چاقی برویم و وقتی خودت رو از خیلی چیزها محروم کردی احساس تنهایی و ناتوانی بهت دست میده
من عاشق رنگ زشکی با ترکیب سبز بودم اما به خاطر چاقی تصمیم گرفتم لباسهایی بپوشم که لاغر تر نشونم بده و یا به جای لباسهای چارخونه پوشیدن که دوست داشتم لباس راه راه میپوشیدم
شنا رو خیلی دوست داشتم چون در شهری بودم که رودخانه داشت و دوستان در مورد شنا خیلی صحبت میکردن و اما من یواش یواش شنا هم نمیرفتم و خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب
در مهمانیها شور و اشتیاق نداشتم به خاطر چاقی
در غذا خوردن مرتب نگران نظر بقیه بودم که میگن این چقدر میخوره به خاطر چاقی و احساس خوبی نداشتم و خودم فکرم تو این بود که دیگران حواسشون به منه و چون احساسم این بود دیگران هم میگفتن
وقتی منزوی میشی و خودت رو محدود میکنی داری فرصت بیشتری به چاقی میدهی که بر تو غلبه کنه
اینجوری فکر کنید که شما دو نفر هستید و چاقی یک شرایطی هست که داره با شما قاطی میشه، این چاقی یک قدرت و زوری داره، من متناسب هم یک قدرت و زوری دارم. چاقی خودش رو من شروع کرده پیدا کردن و منتقل میکنه خودش رو به من. هرچقدر که من از حضور چاقی در وجودم احساس ضعف بیشتری کنم احساس ناتوانی بیشتری کنم فرصت رو بیشتر محیا میکنم که چاقی به من غلبه بیشتری کنه
همه ی افرادی که اضافه وزن دارن از یک مقطعهایی به بعد چاقتر شدنشون سریع تر شده. چرا؟ چون از یک مقطعی خیلی خودشون رو محدود کردن و احساسشون بد شده و منزوی شدن و خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن و از دیدن خودشون حالشون به هم خورده که احساس ناتوانی در برابر چاقی برای اونها شکل گرفته و خیلی راحتتر اضافه وزنشون بیشتر شده
رفتار و افکار خودت رو بررسی کن و ببین چقدر شما داری از چاقی خودت احساست بد میشه؟ چه توجهی به چاقی داری؟ یک لیستی تهیه کن که چه کارهایی رو انجام نمیدی به خاطر اینکه اضافه وزن داری؟ چه لباسهایی رو نپوشیدی به خاطر اینکه اضافه وزن داری؟ چه روابطی رو با دیگران نداری به خاطر اینکه اضافه وزن داری؟ اضافه وزن چه تأثیری در روابطت با همسرت داره؟ با اطرافیانت داره؟ چه تأثیری در کسب و کارت داره و یک لطمه هایی رو به شغلت وارد کرده؟ ممکنه استاد دانشگاه باشی و اضافه وزن در تو لطمه وارد کرده باشه در بروز خودت. در ابراز کردن سطح علم و آگاهی ای که داری. ممکنه در هر شغلی باشی که اضافه وزن به تو لطمه زده باشه. از همه اینها صورت تهیه کن که ببینی و آگاه باشی که اضافه وزن چه لطمه هایی به شما زده و شما چقدر بهش توجه کردی. و میخواهیم اینها رو یکی یکی برطرف کنیم
من در افکارم همیشه دوست دارم خوش تیپ و خوش استایل باشم و بمونم و وقتی در این حالت نیستم مسلما از خودم راضی نیستم
کارهایی که انجام نمیدم به خاطر اضافه وزنم معاشرت کردن با دوستان ورزشکار و خوش استیل هست
محدودیت دیگه ای که اضافه وزنم برام بوجود آورده این هست که اعتماد به نفسم در ارتباط برقرار کردن با افراد خوش هیکل و خوش اندام رو کم کرده و همچنین برای ورود عزیز دلم به زندگیم این وضعیت بدنی رو اصلا نمیپسندم و من هم همیشه یکی از خواسته هام این بوده که زوج خوش اندامی باشیم و برای به تحقق رسوندن این خواسته باید خیلی عالی تر باشم
اضافه وزن باعث میشه که کم انرژی باشی و بدن فشار زیادی بهش وارد بشه که این هم محدودیت هست
اضافه وزن و ذهن چاق باعث میشه که بدنت مرتبا در حال هضم کردن باشه و کلی بهش فشار وارد میشه و به قرار گیری در مسیر لاغری با ذهن از عضوهای بدنمون سپاسگزاری کردیم چون ازشون خوب مراقب میکنیم
اضافه وزن باعث میشه در مواقعی که استخر میری یا مکان های عمومی ساحل و .. به خودت بگی این چه اندامیه و اعتماد به نفست کم باشه
پایان بخش اول
یکی دیگه از محدودیت هایی که چاقی برای من بوجود آورده این هست که به من میگه تو نمیتونی به خواسته هات برسی! اما من با استفاده از مسیر قدرت ذهن صددرصد یواش یواش به هدفم یعنی زیبایی اندام پایدار میرسم.
سلام براستاد عزیز وهمه دوستان.
وای خدای من این فایل هفتم روکه گوش دادم معجزه بود چقدر ذهن من رو عوض کردو چقدر دوست دارم تمریناتش رو کامل انجام بدم.استاد مهمترین تاثیراتی که فقط با این هفت قسمت به دست آوردم تاالان اینه که اول ازهمه آرااااااااااامش خاصی بهم دست داده چون حس میکنم مسیر درستی رو درپیش گرفتم دومین تاثیرش هم اینه که واقعا دیگه براخوردن هیچ حرصی ندارم و اصلا به غذا خوردن فکر نمیکنم و خیلی ناخودآگاه هم پیش اومده قبل ازاین همیشه احساس سنگینی و عذاب وجدان داشتم بخاطر خوردنم و همیشه احساس نفخ معده داشتم طوری که احساس میکردم بیماری دارم و درمعده ام مشکلی وجود داره چقدرآزمایش دادم و دکتر میگفت هیچ چیزیتون نیست و همیشه حس میکردم بیمارم و دکترها هنوز نتونستن بیماریمو تشخیص بدن.و خیلی حس های بد دیگه.ولی همین هفت جلسه تا الان کلی اثرات شگفت انگیز درمن به جودآورده و همین باعث قوت قلب من شده و ایمان دارم که بقیش هم معجزات بیشتری درمن به وجود میاره.و خدارو بی نهایت شاکرم که شما وآموزشهاتون رو درمسیرم قرار داد تامنو به سمت بهترین مسیرها که یکیش لذت بردن از نعمت زندگی هست برسونه.فقط تا الان یک سوال درذهنم هست که نمیدونم در فایل های بعدی به جوابش میرسم یانه و اون درمورد چاقی موضعی هست و چطور میشه که بعضی ها فقط از شکم یا میان تنه چاق میشن مثل خودم و بعضی هاهم از ران یا بالاتنه و….
سلام من خیلی به چاقی توجه میکردم وقتی غذا میخوردم به اندازش توجه میکردم واین توجه باعث میشدچاقتربشم جلوی آینه خودمو سرزنش میکردم که چراچاقم این که از جسم خودم فرار میکردم جسمم نمی پذیرفتم ووقتی که به مهمونی میرفتم خیلی ناراحت میشدم اگر میگفتن چاقتر شدی واحساس بدی داشتم توجه که باعث چاقی من شد نرفتن به استخر به خاطر چربی های آویزون فرار از جسم خودم لباس های مورد علاقه خودمو نمی پوشیدم خیلی زجر آور بود وقتی میرفتم خرید لباس اندازه من نبود خیلی خجالت میکشیدم وحرف های قشنگ شما استاد عزیز ویه مدتیه که باجسمم آشتی کردم که خودم این بلای رو سرت آوردم جسمم رو بااغوش پر از عشق قبول میکنم دیگه بخودم افتخار میکنم جلوی آینه توجه نکردن به حرف های دیگران لذت بردن از غذا به اندازه بدنم مثل لاغر ها رفتا کردن چه مزییت های لاغری برایم به ارمغان می آورد لاغر برایم بهترین حس دنیاست ولذت بردن از زندگی کنارخانواده دوستان وخدارو شکر که به این مسیر قشنگ هدایت شدم