آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ای است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز و فرداهای زندگی تان است.
شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید.
خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود. برای آنچه هستید شکرگزار خداوند باشید تا برای آنچه می خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید.
گذشته من
همیشه در زندگی از والدینم ناراضی بودم و آنها برای آنچه بودم سرزنش می کردم.
اولین موضوعی که از سنین نوجوانی باعث دلخوری من از آنها شده بود چاقی بود. پذیرش این نگرش که چاقی من ارثی است باعث شده بود بارها نسبت به تاثیر آنها در سرنوشتم گله و شکایت داشته باشم.
موضوع بعدی وضعیت تحصیلی بود. هرچقدر که مقطع تحصیلی من بالاتر می رفت والدینم را مقصر ضعف تحصیلی خودم می دانشتم و بارها به آنها گفته بودم که اگر از روز اول که مرا به مدرسه فرستاده بودید نسبت به درس و مشق من اهمیت می دادید الان اوضاع بهتری داشتم.
البته دیدن همسن و سالهای خودم که به واسطه زور و اجبار والدین در کلاس های مختلف حضور داشتند نگرش کم کاری پدر و مادرم را در من تقویت می کرد. تصور می کردم که اگر آنها هم مرا به زور و اجبار در کلاس های مختلف تقویتی ثبت نام می کردند شرایط تحصیلی من بهتر بود.
در زمینه موفقیت مالی هم به شدت نسبت به والدینم گله و شکایت داشتم. عقیده داشتم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا از قبل به فکر خرید مغازه و خانه و … برای من بودند الان من انقدر در رنج و سختی زندگی نمی کردم.
جالب اینکه در برخی موارد که والدینم مرا به انجام کارهایی مجبور کرده بودند نیز نسبت به آنها گله و شکایت داشتم که این همه به من فشار آوردید که فلان و بهمان کنم الان چه چیزی از آن همه فشار و سخت گیری عاید من شد.
به خاطر دارم تا سن ۳۲ سالگی که هنوز با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا نشده بودم به شدت نسبت به گذشته خودم از خداوند گله و شکایت داشتم.
اینکه چرا خداوند مرا در خانواده ای ثروتمند متولد نکرده است، چرا من در آمریکا، آلمان، فرانسه یا کشور دیگری که سر و سامان داشته است متولد نشده ام.
چرا خداوند مرا جوری خلق کرده است که چاق باشم.
چراهای زیادی در ذهنم بود که نشات گرفته از مشکلات و سختی های زندگی بودند و مقصر آن را اول خداوند و سپس والدینم می دانستم به همین دلیل همیشه نسبت به آنها گله و شکایت داشتم.

خالق زندگی بودن
در همان روزهای اول که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم مواجه شدن با این عبارت که: «من خالق زندگی خودم هستم» برای من بسیار عجیب و غیرقابل باور بود.
به هیچ وجه قبول نداشتم که من خالق زندگی ام بوده ام. اطمینان داشتم که والدینم در سرنوشت و شرایط فعلی من دخالت و تاثیر داشته اند.
مطمئن بودم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا پدرم از سالها قبل که قیمت همه چیز پایین تر بود برای من مغازه، خانه، ماشین و … خریده بود الان من در شرایط بسیار متفاوت و بهتری زندگی می کردم. البته که دیدن اطرافیانم که به واسطه کمک های والدین خود در شرایط بسیار بهتر از من زندگی می کردند پذیرش اینکه خودم خالق زندگی هستم را سخت تر می کرد.
مطمئن بودم که اگر مادرم به شکل دیگری با من رفتار کرده بود الان من چاق نبودم و انقدر بخاطر چاقی رنج و سختی متحمل نشده بودم.
شک نداشتم که اگر در شهر بهتر یا کشور دیگری متولد شده بودم زندگی بسیار متفاوت و شرایط بهتری داشتم.
دلایل منطقی زیادی برای اینکه من خالق زندگی ام نمی توانستم باشم داشتم که اگر در گذشته شرایط من به شکل دیگری بود الان من فرد دیگری بودم که در شرایط کاملا مساعد زندگی می کرد و احساس خوشبختی داشتم.
اما هرچه بیشتر مطالب مربوط به قانون جذب و قدرت ذهن را مطالعه می کردم بیشتر درک کردم که چرا و چگونه من خالق زندگی خودم هستم.
این موضوع زمانی بیشتر برای من باورپذیر شد که متوجه شدم خداوند در قرآن نیز به این موضوع تاکید کرده است که انسانها خالق زندگی خویش هستند.
۱- خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمیدهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنوای داناست. (انفال ۵۳)
۲- در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمیدهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد، هیچ برگشتی برای آن نیست، و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود. (رعد ۱۱)
۳- و اگر خدا میخواست، قطعاً آنان را امتی یگانه میگردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمیآورد و ستمگران نه یاری دارند و نه یاوری. (شوری ۸)
در آیه اول تاکید شده که خداوند شرایط انسان را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در دل دارد را تغییر دهد و جالب اینکه از عبارت «خداوند شنوای داناست» استفاده شده است.

بنابراین اگر می خواهید شرایط زندگی خود را تغییر دهید باید آنچه در دل دارید را تغییر دهید.
چه چیزی در دل دارید؟ چه چیزی در دل ایجاد و شکل می گیرد؟ انتظار
انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد.
و از آنجا که خداوند شنوای داناست برای تغییر آنچه در دل ایجاد و شکل می گیرد باید درخواست ها و دعاهای خود با خداوند را تغییر دهیم.
از چه چیزی با خداوند صحبت می کنید یا چه خواسته ای از او دارید؟! او همان را به سمت شما بر می گرداند.
پس باید کلام، نگرش و انتظار خود از زندگی را تغییر دهید تا شرایط زندگی تان تغییر کند و آنوقت است که می توانید خالق زندگی خود باشید.
در آیه دوم نیز تاکید شده است که خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنها حال خود را تغییر دهند.
بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم خداوند به فکر بهبود شرایط زندگی ما باشد یا به عبارتی او خالق زندگی ما باشد فکر و نگرش بی هوده ای است بلکه باید خودمان به فکر تغییر حال خود باشیم تا خداوند نیز بر مبنای حال جدید، شرایط جدید را وارد زندگی ما کند.
همچنین تاکید شده است وقتی خداوند بر قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست. چون این آسیب به واسطه حال آن قوم به سوی شان روانه شده است و هیچ نیرویی قادر به جلوگیری از آن نیست مگر خود آن قوم که می توانند با تغییر حال خود شرایط را تغییر داده و خالق زندگی خود باشند.
در این آیه خداوند تاکید کرده است که تنها حمایتگر برای انسان خداست. یعنی هم خداست که نتایج را رقم می زند و هم خداست که حمایتگر انسانهاست. بنابراین واضح است که خداوند پاسخ دهنده به حال و انتظار انسانهاست. هم می تواند مشکل و رنج ایجاد کند و هم راحتی و آسایش چون واکنش دهنده به درخواست و احساس انسانهاست.
در آیه سوم تاکید شده است که اگر خداوند می خواست آنها را امتی واحد و یگانه قرار می داد. اما خدا نخواسته که خالق زندگی همه انسان ها به یک شکل باشد و همه در یک شرایط یکسان زندگی کنند بلکه این اختیار را قرار داده که هر انسانی هر آنچه می خواد رو طلب کرده و خداوند شرایط را برای او فراهم می کند. در این صورت اصل مختار و آزاد خلق شدن انسان برای خالق زندگی خود بودن تحقق پیدا می کند.
بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگه همسو با قوانین خداوند عمل کنم مورد رحمت قرار خواهم گرفت چون خداوند سیستم جهان هستی را به این شکل طراحی کرده است و اگر همسو با قوانین خداوند قرار نگیرم مورد رحمت قرار نخواهم گرفت بلکه در رنج و سختی زندگی خواهم کرد.
به این ترتیب توانستم باور کنم که من خالق زندگی ام هستم و اگر می خواهم شرایط زندگی بهتری داشته باشم باید خودم دست به کار شوم و دیگر انتظار کشیدن برای دریافت کمک یا تغییر شرایط کشور و خوب شدن شرایط زندگی ام بی فایده است و این شروع قدم گذاشتن من در مسیر تغییر کردن بود.

پذیرش گذشته و شرایط فعلی
پذیرش این موضوع کن من خالق زندگی ام هستم نیاز به درک و پذیرش این عبارت دارد که من مسئول شرایطم در زندگی هستم.
برای تغییر شرایط زندگی نیاز است مسئولیت ۱۰۰٪ شرایط فعلی را بپذیریم.
اگر پذیرش این مساله برای تمام جنبه های زندگی سخت است، بهتر است موضوعی که قصد بهبود آن را دارید انتخاب کرده و از پذیرش ۱۰۰٪ مسئولیت شرایط فعلی خود در آن جنبه از زندگی شروع کنید.
برای من این روند از پذیرش شرایط بدهکاری شروع شد.
تا قبل از این تصور می کردم که شرایط مالی خانواده یا اوضاع نابسامان اقتصادی کشور یا به ارث نبردن ثروت و … دلیل بدهکار شدن من در زندگی شده است. اما وقتی تصمیم گرفتم خالق زندگی بدون بدهکاری باشم به خودم گفتم که من مسئول تمام بدهکاری هایی هستم که در زندگی ایجاد کرده ام.
بنابراین خودم باید راهکار مناسب برای حل این مشکل پیدا کنم و نباید منتظر تغییر شرایطی باشم که اختیار آن دست من نیست. بلکه من باید به دنبال تغییر در شرایط مربوط به زندگی خود باشم تا وضعیت بدهکار بودنم تغییر کند.
اگر گذشته خود را نپذیرید نمی توانید به سادگی شرایط فعلی خود بپذیرید و تا وقتی شرایط فعلی خود را نپذیرید نمی توانید آگاهانه خالق زندگی و سرنوشت خود باشید.
بنابراین من آنچه از گذشته مورد اعتراض و عدم پذیرش بود را به صورت کامل پذیرفتم و تصمیم گرفتم خالق زندگی خود به شکلی که دوست دارم باشم.

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات پدرم می دیدم هرگز قادر نبودم برای آینده خودم فکر و اندیشه ای نو داشته باشم چون خودم را اسیر سرنوشت و تصمیمات پدرم می دیدم.
تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات دولت مردان می دیدم هرگز نمی توانستم نسبت به تغییر شرایط و خالق زندگی بودن امیدواری و احساس مسئولیت داشته باشم و تصور می کردم در این شرایط که همه چیز در کشور نابسامان است چگونه می توانم زندگی بهتری داشته باشم؟!
به صلح رسیدن با شرایط خانواده ام و آنچه پدر و مادرم برای من انجام داده بودند نقطه آغاز به صلح رسیدن با شرایط فعلی زندگی ام بود.
مرور کردن این افکار و نگرش ها در این امر نقش مهمی داشت:
- من باور دارم که والدینم نهایت تلاش خود را برای فراهم کردن نیازهای من انجام داده اند.
- من باور دارم که آرزوی والدینم خوشبخت کردن فرزندانشان بوده است.
- من باور دارم که والدینم در زمان خود تلاش کرده اند تا شرایط زندگی خودشان و من را بهبود دهند.
- من باور دارم که والدینم در حمایت و پشتیبانی من در زندگی کم کاری یا خصومتی نداشته اند و هرآنچه آموخته بودند را اجرا کرده اند.
همین نگرش ها را به شکل های متفاوت درباره آنهایی که در ذهنم مقصر زندگی ام بودند اجرا کردم.
درباره والدینم که آنها را مقصر شرایط زندگی ام می دانستم، درباره برخی از نزدیکانم که آنها را مقصر شرایط شغلی خود می دانستم، در مورد مسئولین کشور که آنها را مقصر شرایط نابسامان زندگی ام می دانستم و همچنین در مورد خداوند که او را مقصر شرایط فعلی زندگی ام می دانستم.
و این کار را ادامه دادم تا به شکل درونی و عمیق نسبت به مقصرهای زندگی ام در صلح و آرامش قرار گرفتم.
از نشانه های موفقیت آمیز بودن این فرایند رسیدن به احساس آرامش، نداشتن خشم و کینه نسبت به انسانها و داشتن امید و ذوق و شوق بهبود شرایط زندگی است.

بهبود دهنده باشید
زندگی جریانی است که از گذشته تا آینده ادامه خواهد داشت. روزی از طریق متولد شدن وارد این مسیر می شویم و روزی از طریق مردن از این مسیر خارج می شویم.
آنچه مسلم است هر نوزادی در خانواده ای متولد می شود برای تداوم نسل بشر و ادامه شجره آن خانواده است.
والدین ما انتقال دهند نگرشها، عقاید و عادت های گذشتگان خود به ما بودند و ما نیز این روند را ادامه داده و به فرزندان خود منتقل می کنیم.
در این میان آنان که فقط انتقال دهنده نیستند بلکه بهبود دهنده هستند شرایط و جایگاه بهتری در زندگی و آخرت خواهند داشت.
اگر تمام نگرش ها، عقاید، خوبی ها و ارزش های خانوادگی خود را به نسل بعد از خود انتقال دهید شما فقط یک انتقال دهنده عالی بوده اید که هرآنچه آموخته است را به شکل عالی به نسل بعد از خود انتقال داده است.
اما اگر نسبت به علت اصلی حیات و جضورتان در دنیای مادی آگاه باشید نه تنها یک انتقال دهنده عالی خواهید بود بلکه سعی می کنید با درک و بهبود عملکرد خود آنچه از گذشتگان دریافت کرده اید را بهبود داده و به نسل بعد از خود منتقل کنید.
انسان های زیادی در طول تاریخ با بهبود افکار و نگرش های خود باعث ایجاد تغییرات در سطح گسترده در دنیای مادی شدند.
اما برای جاودانه شدن نیاز نیست حتما در سطح جهانی تغییر ایجاد کنید. همین که بتوانید در افکار، عقاید و نگرش هایی که از طریق شما به فرزندان و اطرافیانتان انتقال پیدا می کند بهبود ایجاد کنید به همان اندازه مهم و ارزشمند است که بتوانید در سطح جهانی تحول ایجاد کنید.
تصور کنید این نگرش در شما از گذشتگان ایجاد شده است که چاقی ارثی است. این نگرش باعث شده که اکنون شما چاق باید و همین نگرش و عقیده را از طریق گفتار، رفتار و عملکرد خود به فرزندانتان منتقل می کنید.
حال اگر شما از طریق کسب آگاهی و علم لاغری با ذهن بتوانید در افکار و عملکرد خود و نتیجه زندگی خود تغییر ایجاد کنید توانسته اید نگرش های گذشتگان خود را بهبود داده و به نسل بعد منتقل کنید.
به این فکر کنید که شما زنجیره چاقی در شجره خانوادگی تان را پاره کنید. در این صورت شما خالق زندگی خود در وضعیت متناسب هستید.
تاثیری که اکنون شما در زندگی خود ایجاد می کنید و سپس به اطرافیان خود منتقل می کنید چه تاثیری و تغییری در نسل های بعد از شما ایجاد خواهد کرد.
بنابراین قدرت خلق کردن . خالق زندگی بودن فقط معطوف به شرایط زندگی خودتان نمی شود بلکه روند زندگی نسل بعد از خود و نسل های آینده را تحت تاثیر قرار خواهید داد.
آنچه شما هستید حاصل افکار و نگرش های چند صد سال زندگی پیشینیان شما بوده است که به مرور توسط افرادی که قبل از شما زیسته اند تغییر و در برخی موارد بهبود پیدا کرده است.
اکنون شما فرصت دارید به لطف خدای مهربان به واسطه هدایت شدن به سایت تناسب فکری افکار و نگرش هایی که در ذهن خود ثبت کرده اید را اصلاح کرده و خالق زندگی خود بودن را تجربه کنید. همچنین افکار و نگرش های دریافت کرده از نسل قبل از خود را به شکل بهبود یافته به نسل بعد منتقل کنید.

بازبینی الطاف گذشتگان
همه ما خاطراتی در ذهن داریم که افرادی در گذشته به شکل های مختلف باعث ایجاد نگرش و عملکردهایی در ما شده اند.
شاید مادر بزرگی داشتید که همیشه برای شما دعا می کرده است و آن گفته های دلنشین همیشه در ذهن شما باقی مانده اند.
شاید پدر بزرگی داشتید که همیشه با شما به خوبی و احترام صحبت می کرده است و احساس ارزشمندی را در شما تقویت کرده است.
شاید عمه، دایی، خانه، عمو، برادر، خواهر، همسایه، معلم و …. ای داشته اید که از طریق کلام خود در شما احساس خوب و ارزشمندی ایجاد کرده اند. بخشی از آنچه هستید مربوط به برکت حضور و عمل آن بزرگواران در زندگی شماست.
همچنین حتما افکار، نگرش ها و سخن هایی از گذشتگان خود شنیده اید که باعث ایجاد رنجش و احساس نامناسب و حتی شاید شکل گیری عادت و رفتاری در شما شده باشد.
بنابراین اکنون نوبت شماست که آنچه از گذشته را دریافت کرده اید بهبود داده و از نتایج آن در زندگی فعلی خود و تاثیر آن بر زندگی آیندگان بهره مند شوید.
صدها نفر در گذشته به شکلی بر مسیر زندگی شما تاثیر گذاشته اند که اکنون شما در اینجا و این شرایط هستید. فارغ از اینکه این شرایط تا چه حد مورد رضایت شماست وظیفه دارید آنچه دریافت کرده اید و هستید را بهبود داده و یک نسخه بهبود یافته از گذشتگان را به نسب بعد از خود انتقال دهید.
قطعا همه ما در زندگی دریافت کننده پاداش هایی بوده ایم که از گذشتگان ما که از صدها سال پیش زیسته اند به دست ما رسیده است.
اگر این تجربه را دارید که فردی بدون اینکه شما را بشناسد فقط به واسطه اینکه متوجه می شود فلانی که سالها قبل زندگی میکرده و با او آشنا و همصحبت بوده با شما نسبت داشته است در انجام کارهای شما و رساندن خیر و برکت به زندگی شما در اعمال خود تغییر ایجاد می کند.
در انجام کارهای شما تعجیل می کند، شما را راهنمایی می کند، شما را به فردی معرفی می کند که او می تواند روند کار را بهبود دهد و به صدها شکل مختلف می تواند این کمک ها انجام شود. در این شرایط شما دریافت کننده برکت حضور آن شخص که حتی ممکن است قبل از به دنیا آمدن شما از دنیا رفته باشد، در زندگی خود هستید.
ما به گذشته و آینده خود وصل هستیم و این به دلیل یکی بودن مان با خداوند است.

احتمالا آن فردی که امروز شما از برکات حضورش در دنیا بهره برده اید نمی دانسته است که رفتار و عملکردش با انسان ها در صد سال بعد در زندگی یکی از نوادگان خود تاثیرگذار خواهد بود.
شاید آنها امروز در دنیای مادی به شکل فیزیکی حضور ندارند اما برکات حضور و تاثیری که بر دنیای اطراف خود گذاشته اند تا ابد در این دنیا جریان خواهد داشت.
بنابراین تصور نکنید که افکار، نگرش ها و عملکرد شما فقط مربوط به زندگی خودتان است بلکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر آیندگان شما نیز تاثیرگذار خواهد بود بنابراین خیلی باید نسبت به زندگی نگاه مسئولانه تری داشته باشیم.
به اندازه ای که بتوانید شرایط زندگی خود را با کسب آگاهی و تغییر افکار و نگرش های خود تغییر دهید تاثیری ماندگار و پیش رونده در نسل های بعدی خود به جای خواهید گذاشت و این همان باقی الصالحات است که در قرآن هم به آن اشاره شده است.
مال و پسران زیور زندگی دنیایند، و نیکیهای ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید بهتر است.
سوره الکهف آیه ۴۶
نیکی های ماندگار از نظر پاداش برتر از دارایی های زندگی است. یعنی آنچه ما می کوشیم برای دستیابی به نعمت های زندگی کار پسندیده ای است اما سعی ما بر انجام نیکی های ماندگار بهتر و ارزشمند تر می باشد.
چه نیکی ماندگارتر از اینکه با بهبود افکار و نگرش های خود تاثیر مثبتی در زندگی خود و آیندگان خود ایجاد کنید.
در آن زمان که ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغری در وجود من شکل گرفت هرگز تصور نمی کردم این عمل و اقدام به نیکی ماندگار ختم شود.

تصور کنید من از طریق تغییر افکار و نگرش های خود توانستم تغییر در شرایط جسمی و زندگی ام ایجاد کنم و شما دوست عزیز از طریق استفاده از آموزش های سایت تناسب فکری در افکار و نگرش های خود تغییر ایجاد کرده و متناسب می شوید.
این اصلاح افکار و رفتاری که در شما به واسطه استفاده از آموزش های لاغری با ذهن ایجاد می شود به سادگی به فرزندان و اطرافیان شما سرایت کرده و باعث بهبود شرایط ذهنی و جسمی آنها می شود.
این روند هرگز متوقف نخواهد شد و از فرد به فرد دیگر و از نسل به نسل دیگری منتقل و پیش خواهد رفت.
جالب توجه اینکه همه آنان که در سال های زندگی ام به طریق مختلف باعث رنج و آزار من به خاطر چاقی شدند در واقع از این رویداد نیک و ماندگار بهره خواهند برد.
اگر آن حرف ها، نصیحت ها و تذکرها نبود چه بسا چاق بودن در نظر من به قدری رنج آور نمی شد که سالها برای لاغر شدن تلاش کنم و در نهایت به مسیر لاغری با ذهن هدایت شوم.
البته که آنها خودشان از این تاثیر بی خبر هستند اما آنچه مسلم است جهان هستی به طریق مختلف ما را به سمت تغییر کردن و خالق زندگی بودن تشویق می کند.
حتما این تجربه را دارید که در جنبه های مختلف زندگی به طریق مختلف از طرف اطرافیان خود مورد انتقاد، نصیحت و یا حتی سرزنش قرار گرفته اید و شاید مدت ها دیگر احساس بد آن گفتگو و برخورد بوده اید.
اگر تغییر نکنید همه آن نیش و کنایه ها در وجود شما تبدیل به کینه و نفرت خواهد شد و آرام آرام وجود شما را از نیکی ها و احساس خوب تهی می کند.
اما اگر قدم در مسیر تغییر کردن و خالق زندگی بودن بگذارید و در این مسیر ثابت قدم باشید نه تنها برکت این اقدام سراسر زندگی شما را در بر خواهد گرفت بلکه همه آن کینه و نفرت ها از وجود شما پاک خواهد شد و چه بسا مانند من در وجود خود از همه آنهایی که باعث رنجش و ناراحتی تان شدند سپاسگزار باشید که باعث حرکت شما به سمت تغییر سرنوشت تان شدند.
علاوه بر همه این برکات شما صاحب عنوان بهبود دهنده زندگانی خواهید شد. نتایج خالق زندگی بودن و تغییری که در افکار و زندگی شما ایجاد می شود به فرزندان و اطرافیان تان منتقل شده و موجب گسترش برکات حضور شما در دنیای مادی خواهد شد.

رحمت الهی را ذخیره کنید
در قرآن کریم جمع آوری پاداش و رحمت الهی را در گرو انجام عمل نیک یا عمل صالح معرفی کرده است.
- هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. (بقره ۶۲)
- هر کس کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزهای، حیات بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام میدادند پاداش خواهیم داد. (النحل ۹۷)
- کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من از تسلیمشدگانم» (فصلت ۳۳)
- پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.» (الکهف ۱۱۰)
- هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانی که کار شایسته کنند،به سود خودشان آماده میکنند. (روم ۴۴)
نکته جالب توجه اینکه خداوند همواره انسان را به انجام عمل صالح به طریق مختلف دعوت کرده است اما در هیچ آیه ای درباره نوع و چگونگی انجام آن توضیحی داده نشده است.
به این معنی که خداوند لیستی از کارهایی که از نظر او عمل صالح هستند را مشخص و انسان را به انجام آن کارها مکلف نکرده است.
بنابراین هر عملی می تواند عمل صالح باشد اگر هم برای انجام دهنده منجر به احساس خوب و آرامش قلبی شود و هم برای دریافت کننده باعث ایجاد احساس خوب، آرامش و تغییر در افکار و نگرش او شود.
هرچقدر ما در زندگی و مدت حیات خود عمل صالح بیشتری انجام دهیم علاوه بر اینکه خالق زندگی بهتری برای خود خواهیم بود در واقع کار را برای کسانی که بعد از شما قدم به این جهان مادی خواهند گذاشت آسان تر خواهید کرد و بدین شکل در رشد و گسترش جهان مادی که هدف خداوند از خلقت آن بوده است مشارکت کرده اید.

حتی زمانی که در برابر وسوسه انجام کاری که در ابتدا موجب بروز استرس و نگرانی در خودتان و سپس در وجود طرف مقابل می شود مقاومت کرده و پیروز می شوید موجب بهبود افکار و عملکرد خود در جهان و تاثیر مثبت بر اطراف خود شده اید.
جلوگیری از بروز مشکل در جریان زندگی چیزی کم از تلاش برای بهبود آن ندارد.
- هر زمان که با مهربانی و احترام رفتار می کنید.
- اگر به نیازمندی کمک می کنید.
- زمانی که از عمل یا واکنش دیگران نسبت به خود گذشته و آنها را می بخشید.
- زمانی که از دارایی و امکانات خود بخشی را به دیگران هدیه می دهید.
شما در حال انجام خدمت و عملی هستید که منجر به ذخیره سازی رحمت الهی می شود.
این ذخیره سازی نه تنها باعث بهبود شرایط شما در دنیا و آخرت خواهد شد به واسطه تاثیری که بر جهان پیرامون خود می گذارید می تواند منجر به دریافت برکات الهی برای فرزندانتان یا نسل بعد از خود تا بی نهایت زمان شود.
برای آنچه از گذشته تا کنون بر شما گذشته است سپاسگزار خداوند باشید. شاید درک برکت برخی شرایط و جریانات در زندگی برای ما سخت و غیرممکن باشد اما اگر به مدیریت خداوند در زندگی خود ایمان داشته باشید قطعا هرآنچه در مسیر زندگی تجربه کرده اید برای بهبود شرایط و کمک به شما بوده است تا خالق زندگی خود باشید.
برای آنچه از اکنون تا آینده بر شما خواهد گذشت سپاسگزار خداوند باشید. قطعا درک برکت برخی جریانات در ادامه زندگی برای ما دشوار است اما با توسل به قدرت ایمان می توانید مشاهده گر جریان زندگی خود باشید و هرآنجا که از توان و عهده شما برآمد برای بهبود دادن آن تلاش کنید.
باشد که مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و پاداش عظیم تجربه زندگی شما در دنیا و سرای آخرت باشد.
تمرین:
۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟
آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!
۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.
۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.
۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.
۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.
۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.34 از 61 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بنام خدای یکتا من ایمان دارم که هر انسانی باید خالق زندگی خودش باشه
همه ما تحت تاثیر رفتار کردار نگرش وباورهای گذشتگان بودیم یعنی پدر و مادر من هم تحت تاثیر گذشتگان بودن وهمه مون الگو برداری مون از خانواده بوده و بس واقعا اینو تو رفتار همه افراد میشه مشاهده کرد
مثلا من در یک خانواده چاق متولد شدم پس بنابراین جو خانواده و صحبت ها و باورهای چاق کننده درمن نفوذ کرده و تا هفت سالگی کاملا متناسب بودم ولی بعد از رسیدن به فهم و شعور کافی تاثیر خانواده در من باعث چاقی شد حالا شاید در موارد دیگه مثلا مذهبی بودن یا نبودن اعتقادات در مورد هر مسأله ای در زندکی برگرفته از کانون خانواده هست
سالها بعد من هم که ازدواج کردم همون باورها رو به فرزندان خودم انتقال دادم واین یه امر عادی به حساب میاد ولی دلیل بر صحیح بودن این رفتارها نیست یعنی هیچ کدوم از ما نخواستیم خودمون در مورد چیزهای که از نسل پیش یاد گرفتیم تحقیق کنیم اصلا به خودمون زحمت ندادیم در مورد درست یا غلط بودنش حتی فکر کنیم مثلا یه باور بود که همیشه از بزرگترا میشنیدم این بود که خدا خاسته این مدل زندکی کردن رو برای توواصلا نباید تو کار خدا دخالت کنید
خدا برای بعضی بنده هاش میخاد برای بعضی هم نمیخاد خب باور کردیم و خودمون هیچ تغییری در زندکی ندادیم و هرچی بود و نبود رو انداختیم گردن خداوند چند روز پیش با خواهرم صحبت میکردم داشت گله میکرد از دختر نوجوانش که قرار هست کاری انجام بده خواهر من اجازه نمیده حالا به دلیل این که تابع حرفهای گذشتگان وباورهای قدیمی زیادی قرار داره
خب من با توجه به آگاهی هایی که بدست آورده بودم و نگرشم تغییر پیدا کرده بود باهاش صحبت کردم و گفتم که ببین قرار نیست هر رفتاری که پدر و مادر با ما انجام دادن ماهم همون هارو تکرار کنیم برای فرزندان خودمون باید متفاوت باشیم کمی تفکر کنیم شاید حرفهای اونا همیشه هم درست نبوده باشه وکاملا حق رو به دخترش دادم
وازش خاستم که بزاره اون کار انجام بده وبعد چند روز با من تماس گرفت وکلی تشکر کرد که چقدر خوب شد که با دخترش موافقت کرده بوده و نتایج عالی در بر داشته و اعتراف کرد که راست گفتی باید ما با باورهای خودمون تصمیم بگیریم
این مثال رو زدم که بگمهر انسانی باید خودش سرنوشت خودش رو تغییر بده ورقمبزنه وبابهره گیری از اراده و توکل خداوند میشه به موفقیت دست پیدا کنی و تسلیم سرنوشت نشد
من از وقتی وارد سایت شدم وبه آگاهی رسیدم متوجه این موضوع شدم که چقدر گول خوردم وسالهای زیادی از عمر خودم رو تابع قوانین قومی و فامیلی بودم لذت نبردم ولی الان دیگه رحمت الهی و با چشم خودم میبینم
و ایمان دارم هرچه در وجود من هست ودر ذهن من است برای من اتفاق میفته وخوب بودن یا بد بودن همه اش خودمن هستم که برای خودم رقممیزنم وهیچموجودی تا به الان مقصر زندکی من نبوده الا خودم باید بیشتر تفکر میکردم این خودم هستم که کیفیت زندگی وجسم خودم رو رقم میزنم وخدایم همراه من است در همه جا و همه حال و خداوند از خوشحالی من خوشحال میشود واز بدحالی من بدحال میشود
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام خدمت استادبزرگوارودوستان گرامی سایت
تمرین ؛
۱_درسالهای زندگی که پشت سرگذاشته ایدبه چه دلایلی دیگران رامقصرشرایط زندگی خودمی دانسته اید؟
من ورشکستگی مالی شدام وعلت این را بازاروشریک وچک کشیدن وشرایط اقتصادی کشور میدونستم اما ۱۳سال ازاون موضوع میگذره باآشنای با قانون جذب دیگه به این شکل فکر نمیکنم
آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟! نه شاید اگه یکی راجع این موضوع صحبت میکردمن برگی درباد بودم همراهی میکردم چون اون زمان باقانون آشنا نبودم
۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.
۱_من مسئول چاقی هستم
۲_ من مسئول بدهکاریم هستم
۳_من مسئول روابط نابسامانم هستم
من ازطریق افکار،نگرش وعملکردشرایط زندگی خودرا تغییرمی دهم به امیدالله یکتا خدایالطفی که درحق من کردی سپاسگزارم
۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.
پدر،مادرناطنین،عمه،پدربزرگ ومادربزرگ که بهشتی شده انددرصورت شناختن مورد لطف ومحبت میشوم خدایا شکر وسپاسگزارم
۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.
به لطف الله یکتا وآشنائی قانون جذب وتکرارتمرین روی افکارمتعهد میشوم که بهبود دهنده جریان زندگی خود وخانواده ام باشم خدایا شکر وسپاسگزارم
۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.
۱_مثبت فکرکردن
۲_احساس خوب
۳_درکارها ازخدا کمک خواستن ودرمسیر بودن
۴_به نیازمندان درحد توان کمک کردن
۵_ به حق خود قانع بودن
۶_رضایت مشتری ازکارودرست انجام دادن کاروووو…
خدایا شکروسپاسگزارم من برای گذشته وآینده ام سپاسگزارم درپناه یکتا شادوسالم استاد سپاسگزارم
سلاممم به همه دوستای گلم🌱
این گام برای من عالییی بود 😍🔥
تمرینات
۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟
آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!
بله به شدت زیااد،من خیلییی زیاد مقایسه میکردم یعنی اصن هر چیزی که جلوی چشمم بود و توجه ام رو جلب میکرد ناخودآگاه به سمت مقایسه کردنش میرفتم ،
بعد شما فکر کنید که من چقدر زیاد در ذهنم به مقایسه کردن شرایط و خانواده و خودم و دولت و کشور و…میپرداختم !!!
۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.
ما خالق زندگی مون هستیم
اصن باورش نداشتم به نظرم مسخره بود،چطور ممکن بود من خودم این شرایط رو به وجود آورده باشمم؟!
کار خدا،دولت،پارتی ها و آدما بود شرایط زندگی ها…
کار شانس و پدر پولدار بود و ماها باید برای رضای خداوند همه چی میپذیرفتیم در غیر این صورت به خشم خدا گرفتار میشدیم و شرایط از اینم بدتر میشد(اینا مال زمانیه که تازه با این مباحث آشنا شده بودم)
الانم نمیتونم بگم به طور ۱۰۰ درصد مطمئنم که این جمله درسته شاید به خاطر اینکه تا قبل از این ذهنم پر بوده از موارد بی عدالتی ها در دنیا …
ولی وقتی آیاتی رو در قرآن دیدم که در مورد تفاوت افراد باایمان و بی ایمان صحبت میکرد ،تفاوت نور و تاریکی تفاوت سپاسگزار و ناسپاس و مواردی از این قبیل تونستم قبول کنم که انسان ها نقش مهمی رو در زندگی هاشون دارند و می تونند با تغییر افکار و نگرش و عملکردهاشون در زندگی به آرومی شرایط رو تغییر بدن به سمت خواسته هاشون.
۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.
۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.
۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.
من به امید تغییر زندگی پا در این مسیر گذاشتم، به مسائل فکر میکنم.سعی میکنم در زندگی مثال پیدا کنم و در زندگی هم سعی میکنم بهتر عمل کنم تا به کمک خدا شرایط هم برام بهتر بشه
۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.
با آروم بودنم
با احساس خوبم توی زندگی با مثبت فکر کردنم
با لبخند داشتنم و در نتیجه سپاسگزار بودنم و بعدش بهتر زندگی کردن برای خودم
با ارتباط خوبم با نزدیکانم با انجام دادن کارام به شکل عالی
با کمک کردن به خودم و اطرافیانم در زندگی
اینم بهای استفاده از این گام 😍🌱
ممنون ازتون استاد
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
من در گذشته پدر و مادر خودم را مقصر نرسیدن به خواسته هایم میدانستم ارث در چاقی اعتیاد پدرم در بی پولی محدود کردن خانواده بخاطر دختر بودن و خلاصه کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس بخاطر تربیت نادرست خانواده و همه چیزهایی که نداشتم را مربوط به خانواده میدانستم و فکر میکردم اگر در خانواده ای پولدار دنیا می آمدم یا در کشوری دیگر قطعا شرایطم بهتر و زیباتر بود.
نگرش من در جمله ما خالق زندگی خودمون هستیم بعضی جاها ذهن من مقاومت داره درمورد این موضوع و خیلی جاها خیلی بهتر شدم چون با دلیل بهم ثابت شده من همیشه تصور میکردم که انسان مومن و نماز خوان عاقل و کسی که به خانوادم احترام میگذاره همسرم میشه و همین شد در دوران دبیرستان همیشه گوشه ی کتاب هایم مینوشتم زنی ز نی زنی زنی خوشش آمد یعنی زنی از نی زدن زنی خوشش آمد بعد بطور مدام همیشه روی کتاب هام این جمله بود و به دوستام میگفتم بخونید همیشه مینوشتم و در نهایت خودم به مسیر موسیقی از قضا نی نوازی هدایت شدم و الان تو کار نی نوازی هستم و زن هستم پس اینو نشون از اینکه خالق زندگی خودم هستم همیشه تصورم این بود که هجده سالگی بلافاصله گواهینامه میگیرم و دقیقا همین شد همیشه دوست داشتم مدت زمان زیادی تنها باشم اما بواسطه مشترک بودن اتاق با خواهرم نمیتوانستم و در نهایت بعد از ازدواج من مدت زمان زیادی را تنها هستم و حسابی روی خودم و افکارم کار میکنم چون همسرم سرکار هست و شب ها می آید خانه پس تمام این ها ثابت میکند که من خالق شرایط خودم هستم و زندگی خودم را بهتر و بهتر میکنم با افکار و رفتار درست.
من میپذیرم که مسئول چاقی فقر روابط عاطفی داغون نداشتن دوست صمیمی و مریض های جزئی و پیشرفت نکردن زیاد در موسیقی خودم هستم و اکنون با تغییر افکار و نگرش شرایط را به سمت شرایط دلخواه هدایت میکنم.
یادم چند وقت پیش تو خیابون دوچرخه ام خراب شد و رفتم پیش دوچرخه سازی پول همراهم نبود گفتم دختر فلانی هستم برگشت گفت برو اصلا پول نمیخواد خواهرم بیمارستان کار میکند و بارها شده که گفتم خواهر فلانی ام فوری کارم را راه انداخته است یا چندین بار شده که جایی گفتم داییم فلانی هست یا نوه فلانی هستم و فوری کار مرا راه انداخته آمد خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت بابت انسان های خوب از گذشته تا الان و آینده در زندگی ام.
من متعهد میشوم که بهبود دهنده زندگی خود و خانوادم باشم و شرایط را روز به روز بهتر کنم.
من با یادگیری موسیقی و دادن خس شادمانی و آرامش به دیگران برگزاری کنسرت ها رحمت الهی را ذخیره میکنم با خوش رفتاری با همسر و خانواده و همه انسان ها با بخشیدن مقداری از مالم با گفتن سخنان خوب و با بهبود شرایط زندگی رحمت الهی را ذخیره میکنم
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
استاد من کاملا باور دارم که من خالق زندگی خودم هستم چیزهاییکه الان دارم تجربه میکنم دقیقا حاصل افکار و احساس و عملکرد دیروز پریروز هفته پیش ماه پیش من بوده و چیزی هائیکه در آینده تجربه خواهم کرد نتیجه افکار و احساس و عملکرد امروزم فردای ماه بعد منه پس تینا ثابت میکنن برای من که من خالق زندگی خودم هستم و من الان دقیقا دارم با افکار و احساس قبلم زندگی میکنم
هر جا که حالم خوبه شادم سلامتم و…نشان از افکار احساس خوب منه و هر کجا که افکار و احساس خوبی ندارم نتیجه افکار و احساس بد منه که قبلا داشتم
استاد احساس میکنم هنوز نزدیک بودن خداوند به خودم خیلی درک نکردم تازه دارم درک میکنم در صورتیکه داستان یا فایلهای خدا نزدیک است گوش دادم خیلی لذت بردم که خداوند مرحله به مرحله به شما کمک کرده تا به مقصد برسید
وقتی الان فکر میکنم میبینم خدا ند به منم نزدیک مرحله به مرحله به من کمک کرده تا من شفا الهی تجربه کنم وقتی فکر میکنم میبینم خداوند مرحله به مرحله مرا همراهی کرده تا کم کم بزرگ بشم رشد کنم راه رفتن حرف زدن و ایستادن و…رو یاد بگیرم
خداوند مرا همراهی کرده تا مدرسه برم درس بخونم ازدواج کنم بچه دار بشم و به این سن برسم و بازم مرحله مرحله کمک میکنه تا لحظه ای که مرگ تجربه کنم پس خداوند در تمام لحظه ها به من نزدیک است خدایا شکر ت
منم از گذشته خودم ناراضی بودم اینکه هیچ اسباب بازی نداشتم اینکه با من قهر کردن هیچ چیزی برای من نمیکردن حتی عیدها به زور گفتن باید با فلانی ازدواج کنی نخریدن جهیزیه یه مقدار خیلی خیلی کم خریدن بعد کل چیز دیگه ولی خیلی گله و شکایت نمیکردم انگار بلد نبودم موقع سیسمونی خیلی خوب گله و شکایت میکردم باید برای من سیسمونی حسابی بخرین من مردم از بس سرزنش شدم برای کم بودن جهیزیه
و تازه بزرگ که شدم هم کلی دیگران مقصر میدونستم اگر فلان چیز گرون نبود منم میتونستم بخرم و…و کم کم درک کردم که گله و شکایت نکنم مسئولیت صد در صد زندگیم بپذیرم اینکه همه چیز خودم انتخاب کردم و…تونستم دیگه کمتر گله و شکایت کنم
استاد برای من هم اولش سخت بود من خالق زندگیم هستم یعنی چه یه عمری شنیده بودم خداوند خالق همه چیز الان میشنوم من خالق زندگیم هستم درکش برام سخت بود و نمیتونستم باور کنم چجوری میشه که من خالق زندگی خودم باشم
من اوایل ازدواجم زندگی متشنجی داشتم و همیشه مادر همسرم را که وقتی من سه ساله بودم بهشتی شدن به مادر من وصیت کرده بود از سه تا دخترها ت یکیش برای پسر من ایشون دو تا پسر داشت و من و همسرم دخترعمه پسر دایی هستیم و خواهر همسرم بدون اینکه از من سوالی بپرسن یه حلقه که مال نامزد قبلی بور یه چادر یه کله قند برای من آورده بود زمانی که من نبودم بعنوان خواستگاری بماند بقیه اش
من همیشه وقتی با هم دعوا میکردیم اونها رو نفرین میکردم که باعث شدن من با همسرم ازدواج کنم البته ایشون هم خیلی تمایل نداشته چون مادرش وصیت کرده هیچی نگفته
مادرو پدرم مقصر شرایط زندگیم میدونستم چون برای من جهیزیه کم خریدن و علتهایی که گفتم
جامعه رو مقصر میدونستم چون همه چیز گرون کرده بودن من هم یه جورایی آرزوهام بدلم مونده بود یعنی نتونسته بودم برآورده کنم چون همه چیز گرون شد
فلانی رو مقصر شرایطم میدونستم چون سرم کلاه گذاشته یود با نقشه قبلی وارد زندگیم شد نه بعدا از سادگی من سواستفاده کرد گفتم بعدها پازل ها کنار هم چیده میشد در ذهنم مسئله برام فاش میش
مثلا پسر خاله فلانی زنگ زد به من اول ما همسایه مون که مستجر ما بود ازشون خواستیم خونه ما رو تحویل بدن برن جای دیگه زندگی کنن
نمیدونم رو چه حسابی با پسر خاله اش صحبت کرده بود ایشون هم به من زنگ زد گفت ندارن بدبختن دارن میرن یه خونه ای پیش خرید کنن که فقط چهار تا دیوار داره تو سرما زمستون و…گذشت یه روز پسر خاله دچار حادثه سوختگی شد اونها آوردن خونشون ازش مراقبت کنن ایشون عقیده داشته چون به من دروغ گفته سر منو کلاه گذاشته این حادثه براش اتفاق افتاده
منم خیلی براش ناراحت بودم بهشون گفتم الهی خدا شفا بده زودتر خوب بشید اینا فهمید اون چیزی که شنیده دروغ بوده گفت بذار بهش بگم همه جلوی دهنشو گرفتن نذاشتن حرف بزنه پسر خاله دیگه با اونا قط رابطه کرد بعدا که دخترم یه چیزهایی گفت متوجه شدم و اونو مقصر میدونستم چون از سادگی من خیلی خیلی خیلی سو استفاده کرد این فقط یه مورد بود
ولی خداروشکر آبان که فکر میکنم هیچ کسی رو مقصر شرایط زندگی خودم نمیدونم میدونم خودم خالق زندگیم هستم اونها اومدن تا من بزرگتر بشم از کسی کینه ای بدل ندارم ولی گاهی که دخترم جیزو ولیزش در میاد خیلی حالم بد میشه و دیگه گذشته خودم پذیرفتم و رها کردم و شرایط فعلی خودم و آینده خودمم پذیرفتم میدونم ایمان دارم که خودم این شرایط ساختم حالا یا خواسته یا ناخواسته و سعی زیادی میکنم گله و شکایت نکنم مسئولیت صد در صد زندگیم بپذیرم
منم به این موضوع خیلی فکر میکردم فقط زمانی که غصه داشتم ناراحت میشدم مخصوصا قبل از ازدواجم چون مادرم همیشه مواقعی که از دست من عصبانی میشد میگفت تو بچه سر راهی هستی یعنی پدر مادر اصلی من منو سر راه گذاشتن این پدر مادرم منو برداشتن به فرزند خوندمش پذیرفتن همیشه فکر میکردم پدرو مادر اصلی من کی بودن اینا وقتی یکبار مادرم جلوی خواهرم گفت خواهرم با مادرم تند ب خورد کرد که این چه حرفی به بچه میزنی باور کرده خواهرم عکسهای خانوادگی رو به من نشون داد کلی با من حرف زد که تو خواهر واقعی ما هستیم طوری که میخواست ببره آزمایش دی ای آن بگیره پن باور کردم پذیرفتم
ولی بعد از ازدواج دیگه این فکر کلا از سرم رفته بود تکرار نشد خداروشکر
من مسئولیت صد در صد زندگیم میپذیرم خدایا من میخوام افکارم نگرش عملکردم تغییر بدم و شرایط جدیدی ب ای خودم بسازم و میپذیرم که من خالق کل زندگیم هستم
من مسئولیت صد در صد سلامتی و تناسب اندام ایدهالم میپذیرم و از خداوند منان خو استادم که به من کمک کنه تا من میپذیرم خالق این شرایطم بودهام و میخواهم که اکنون با تغییر افکار رفتار نگرشم شرایط جدیدی رو برای خودم خلق کنم الهی آمین
من میپذیرم که مسئول صد در صد شرایط شغلی خودم هستم و میپذیرم که این شرایط بیکاری و بی شغلی و بی پولی رو خودم خلق کردم و اکنون از خدا وند بزرگم خواستارم به من کمک کند تا با تغییر افکار رفتار عملکرد نگرشم شرایط بهتری را برای خودم خلق کنم الهی آمین
من میپذیرم که مسئول صد در صد زندگیم هستم و میپذیرم که این شرایط خودم ناخواسته خلق کردم و از خداوند متعال خواستارم که به من کمک کند تا با تغییر افکار نگرش عملکردم شرایط کاملا متفاوتی را برای خودم خلق کنم الهی آمین.
من صد در صد نه هزار در هزار ایمان دارم که من خالق شرایط زندگی خودم هستم و کاملا با اطمینان موافقتم را اعلام میکنم
چرا چون من همین یک ساعت پیش اینجا فروشگاهای نمیدونم فکر کنم دولتی داریم بنام کوروش رفاه و…که گاهی از اونها پیامکی میرسد حاوی کد تخفیف برای تهیه کالا مشخص شده گاهی اوقات هم کالاهایی که من نیاز دارم میتونم تهیه کنم با استفاده از کد
امروز برام یه کد تخفیف اومد منم نگاه به لیست پر تخفیف کردم خیلی وقت بود دلم شکلات صبحانه لیوانی با طعم فندق داشت دیدم اینجا داره من سریع از کدم استفاده کردم خریدم
حالا این موضوع چه ربطی داره به اینکه پن خالق زندگی یا شرایط خودمهستم
چند روز پیش من با هوس کردن شکلات صبحانه من با نون نمیخورم گاهی میخرم خالی میخورم به خداوند درخواست دادم با دیدن شکلات صبحانه لیوانی در مغازه لبنیاتی محل اونجا گرون بود نخریدم
خوب من سفارش دادم به خدا که من شکلات صبحانه فندقی میخوام و خداوند همزمانیهایی رو رقم زد که نمیدونم به چه دلایلی اکالا یا کوروش این فروشگاه تخلفاتی برای بعضی از اقلام خود در نظر گرفتن که یکی از اونها شکلات صبحانه مورد علاقه من بود که چند وقت پیش به خدا درخواست داده بودم از طرفی هم خداوند همزمانی برای من رقم زد کد تخفیف اومد تا من بتونم به راحتی به خواسته خودم برسم یا خواسته خودم وارد زندگیم کنم لمسش کنم بخورم لذت ببرم سپاسگزار خدوا ندم بشم پسره این شکل من خالق زندگی خودم یا خالق شرایط زندگی خودم هستم و خدارو شکر میکنم شاید سه هفته طول کشید تا من به خواسته ام برسم خدایا شکرت
موارد خاصی ندارم ولی الان که بزرگ شدم بخاطر پدرو مادرم بخاطر اینه اونها اقوام نزدیک پدرو مادر من هستم با من احوال پرسی میکنن و مرا سرشار از لطف و محبت خود میکنن و محبت خودشون نثار من میکنن با من احوالپرسی گرمی دارن
یا خواهر بزرگم به من محبت داشته و از شیره توتی که درست کرده برای من مقداری آورده بخاطر پدرو مادر بوده که ما خواهر شدیم
من تصمیم گرفتم و عاشق اینم که بهبود دهنده زندگی و شرایط خودم باشم و همچنین زندگی و شرایط تک تک خانوادهام باشم و من فکر میکنم وقتی من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم لمس کنم خدا ند به من هدیه کند من دستان خدا وند خو اهم شد و باعثبهبود عده زیادی از همشهریان آشنایان اقوام خود خواهم بور الهی آمین و خدارو شکر
و اینم بگم همین الانم پن در زندگی همسرم و فرزندانم تاثیر چشمگیری گذاشتم چرا که دختر کوچکم چاق بور الان گلی وزنش کم شده همسرم خدا شاهده اگر من چیزی به او گفته باشم ایشون خود به خود درسهای منو تکرار میکنه بعنوان نصیحت به دخترم میگه مثلا امروز میگفت مسئولیت زندگیت بپذیر کسی رو مقصر نکن در صورتی که نه یک کلمه از فایلهای منو گوش داده یا من حرفی بهشون زده باشم
و من متعهد میشم برای بهبود زندگی خودم و اطرافیانم تلاش کنم تا بوسیله من بتونن شرایط زندگیشونو تغییر بدن خدایا کمکم کن
من سعی زیادی دارم انجام میدم که بتونم سپاسگزار خداوند م باشم تا بتونم مورد لطف و رحمت خداوند قرار بگیرم سعی میکنم گذشته خودم بپذیرم و سعی میکنم افرادی که از اونها ناراحت هستم ببخشم سعی میکنم گله و شکایت نکنم سعی میکنم مسئولیت تک تک جنبهای زندگیم بپذیرم سعی میکنم خالق زندگی خودم باشم سعی میکنم برای بهبود زندگی خودم و اطرافیانم تلاش کنم تا بتونم مورد لطف و محبت خداوند قرار بگیرم الهی آمین
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد ودوستان عزیز
من هم مانند همه ،پدر ومادرم رو در زندگیم مقصر میدانستم،با سخت گیری زیاد نسبت به دخترها وپسر دوست بودن باعث شدن من عزت نفس پایینی داشته باشم وموقعی که منو برادم همزمان دانشگاه قبول شدیم به خاطر حرف پدرم که پسرها در جامعه باید شغل بهتری داشته باشند تا خرج زندگیشون رو در بیاورند به نفع برادرم کنار کشیدم واو رفت دانشگاه ومدرک تحصیلیش هم هیچ وقت به دردش نخورد،
به خاطر سخت گیری پدرم ومحدود بودن اجازه نداشتیم به غیر مدرسه جایی بریم ،سر کار بریم و…
ترسو وبی تجربه بودم.وخیلی چیزهای دیگر
همیشه فکر میکردم اگه تویه خانواده فرهیخته به دنیا می اومدم حتما تحصیلات عالیه داشتم وبه شغلی که دوست داشتم می پرداختم !
الان که سالها از اون موقع گذشته وبا این آگاهی ها آشنا شدم میبینم اشتباه بوده تمام تفکرات وانتخابهای من،من خالق همین زندگی هستم که دارم،اگر اون موقع با تفکر درست واعتماد به خدا و…حتما الان تو موقعیت بهتری بودم،
من همسرم رو با تمام مخالفت های خانواده ،خودم انتخاب کردم وهمسر خوبی دارم وراضی هستم از انتخابم هر چند مشکلات مالی داشتم والان با آگاهی از تغییر نگرش در مورد خدا وخودم،تلاش میکنم تا در مورد مسایل مالی هم پیشرفت داشته باشم
من تصمیم گرفتم که بهبود دهنده شرایط زندگی خانواده خودم باشم ،با تمریناتی که تاکنون انجام دادم دخترم به من گفت مامان چقدر تغییر کردی ،پرسیدم خوبه یا بده؟گفت خوبه ادامه بده .این جملات منو مصمم گرد که باید ادامه بدم
من با لبخند زدن ومهربانی وایجاد حس خوب در خانواده وشکر گزار بودن میتوانم رحمت الهی را ذخیره کنم
خدایا شکرت،من برای گذشته وآینده ام از خداوند سپاسگزارم وخودم رو خالق زندگی خود میدانم من با انتخابهای خودم در این جایگاه هستم پس با انتخابهای درست وتغییر نگرش وافکار خودم خالق بهترینها در زندگیم خواهم بود
با سلام
من درگذشته مادرم را مقصر ازدواجم میدانستم و همیشه و مقصر هر اتفاق بدی که در رابطم باهمسرم می افتاد
یا پسرم را مقصر دعوای بین من و پدرش
یا مقصر اعصاب خوردشده ام میدانستم
پدرم را مقصر بهم خوردن زندگی زناشویی مادر وپدرم میدانستم
همسرم را مقصر رفتار خانواده اش با من میدانستم
جاری ام را مقصر رفتار مادرشوهرم با من میدانستم
همسرم را مقصر حال بدم میدانستم
جامعه را مقصر شرایط شغلی ام میدانستم
و …
بله بارها فکر میکردم اگر زندگی پدر و مادرم خراب نمیشد شرایطم فرق میکرد اگر در خانواده ی بهتری بودم زندگی ام بهتر بود
با توجه به این که خداوند پاسخ میده و اجابت میکنه مارو به هر سمتی که خودمون بخوایم پس بله ما خالق زندگی خودمونیم چون خداوندفقط پاسخ فرکانس های مارو به صورت شرایط افراد و اتفاق ها میده ،مامیتونیم با تغییر افکار ونگ ش هامون زندگی مونو تغییر بدیم وخداوند پاسخ میده بهمون
من میپذیرم که خودم خالق رابطه ام با همسرم و فرزندانم و تمام اطرافیانم هستم
من میپذیرم که خودم خالق شرایط مالی ام هستم
من میپذیرم که خودم خالق سالامتی روحی و جسمی ام هستم
من میپذیرم که خودم خالق برخورد دیگران با خودم هستم
من میپذیرم که خودم خالق آزادی همه جانبه ام هستم
من میپذیرم که خودم خالق رفتارهمسروفرزندانم با من هستم
من میپذیرم مه خودم خالق خانه و ماشین و هروسیله ای که دارم هستم
من میپذیرم که خودم خالق زیبایی ام هستم
من میپذیرم که خودم خالق شرایط و اتفاقات زندگی ام هستم
و اکنون میخوام از طریق تغییر افکارم شرایط را تغییر دهم .
بارها شده که بخاطر این که همسرم یا مادرم یا پدرم یا خواهرم را میشناختند به من کمک کرده اند
من تعهد میدهم که بهبود دهنده شرایط خودم درون خودم باشم تا هم خودم و هم اطرافیانم تغییر کنند
ذخیره سازی رحمت الهی :
لبخند بزنم به دیگران
کمک مالی بکنم در حد توانم
با افریدهای پروردگارم از بدن خودم گرفته تا هرجود زنده ای تا هر انسانی تا هر وسیله ای یا هرچیزی در طبیعت درست و مناسب واحساس خوب رفتار کنم .
مراقب افکار و احساس و نگرش هایم باشم
سلام به استاد عطاروشن و دوستان
من همیشه در زندگی ام شرایط مختلف و آدمهای رو دخیل سرنوشتم میدونستم
پدر و مادرم که در زمان انتخاب رشته اجازه ندادن من به هنرستان بروم و هنر بخوانم و رشته ای که در دبیرستان خواندم رو هیج وقت دوست نداشتم و…..
مادرم که برای تربیت کردن ما عزت نفس ما رو نابود کردن که بچه های خوب و حرف گوش کن باشیم
مادرم برای اینکه مثل خاله ام تعریف ما رو حتی به دروغ پیش اقوام و آشنایان نمیکرد و همیشه بدی های ما رو میدید و باور ما به خودمون رو از بین برده بود
پدرم برای اینکه شغلی انتخاب کرده بود که درآمد زیادی نداشت و ما زندگی مرفهی نداشتیم
پدرم چون سنتی بود و نمیذاشت من و خواهرم بیرون بریم و اگر می رفتیم باید اونقدر زود برمی گشتیم که با بیرون نرفتن فرقی نداشت و همیشه فکر میکردم اگر پدرم اجازه میداد ما بیرون بریم هم عزت نفس بیشتری داشتیم و هم خجالتی نبودم
خودم چون در برابر حرفها و نظرات دیگران بسیار زود رنج هستم و نمیتوانم از خودم دفاع کنم و برای آنچه که میخواستم تلاش نکردم و پافشاری نکردم
خودم چون همیشه به خاطر اینکه فکر میکردم فقط و فقط خودم در تغییر آنچه که میخواستم دخیل هستم و کمک خدا رو کلا نادیده میگرفتم و یا کلا به خدا امیدی نداشتم
ژنتیکم که فکر میکردم اگر ژنتیکی لاغر بودم اینقدر زجر چاقی و متحمل نمیشدم و با اینکه حدود 1200 روز هست عضو سایت هستم تمام گنجینه این سایت را نادیده گرفتم و اگر زودتر شروع کرده بودم زودتر به اون چیزهایی که میخوام رسیده بودم
تفکر رژیم که باعث شد من سالهای سال از لذت غذا خوردن محروم باشم و هر روز به جای اینکه لاغر بشم چاق تر بشم و عزت نفس و حال خوب بدنی ام رو از دست بدم
همیشه به این فکر کردم اگر در یه خانواده متمول بزرگ شده بودم شاید از نظر مالی میتونستم کارهای دیگه ای برای لاغری بکنم و الان لاغر بودم،اگر در خانواده دیگه ای بودم من الان یه هنرمند بودم و آنچه میخواستم بودم…. اگر یه کشور دیگه مثل کشورهای اروپایی یا آمریکا بودم میتونستم زندگی راحتتر و بی دغدغه ای داشتم
اگر مادر و پدر سنتی نداشتم میتوانستم دنیا رو ببینم و خوش گذرونی کنم و شاید یه توریست میشدم و عکاسی میکردم و دنیای دیگه ای داشتم
اگر خانواده متمولی داشتم میتونستم بدون دغدغه زندگی کنم و هزار چیز دیگه ای که تو زندگی ام میخواستم و الان ندارم رو داشتم
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
من خالق زندگی خودم هستم…. وقتی تو ارتعاش و حال خوب باشم و زندگی ام رو به خدا بسپارم و نگاهم به خدا باشه و هر چیزی که میتوان رو از خدا بخوام و من حرکت کنم و تلاش کنم که همیشه میگن از تو حرکت، از خدا برکت… اونوقت زندگی طعم و رنگ و بوی دیگه ای داره…..اینکه بدونم که خیلی ها بودن با شرایط خیلی خیلی بد تونستن به آرزوهاشون برسن با توکل به خدا و همت و تلاش و اینکه تو هر لحظه از خدا کمک خواستن و مطمئن باشم که خدا کمکم میکنه و خودم باید برای زندگی ام تلاش کنم و یادم بمونه که تک تک مسؤولیت های زندگی خودم رو بپذیرم و روی پای خودم باشم و چشم انتظار این نباشم که ناجی ای پیدا بشه و من رو به عرش برسونه و به ذهنم باور داشته باشم که زندگی ام براساس قانونمندی جهان هستی پیش رفته تا حالا و هر چه به جهان هستی دادم اون بهم باز گردانده و دنیا بازتاب فکر و باور منه…. خالق جهان خودم هستم از وقتی که دلم خواست تصویرسازی یاد بگیرم صفحه های هنری زیادی اینستاگرام یا بهم درخواست میدن یا بدون اینکه هنرمند باشم دوستان هنرمندی دارم که من رو به گالری هاشون دعوت می کنند
خواهرم میخواست معماری بخونه… سالها بود که درسش تموم شده بود و حتی منابع کنکور رو نداشت…..وقتی شروع به خواندن درس برای کنکور کرد سازمان سنجش اعلام کرد دانشگاه با سوابق تحصیلی ایجاد شده … خواهرم ثبت نام کرد و رشته معماری قبول شد… دانشگاهی که خودش دلش میخواست، رشته ای دوست داشت
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
من میپذیرم خالق چاقی خودم هستم و از طریق افکار و نگرشم لاغر بشم و شرایط بدنی ام رو عالی کنم و من با افکار غلط و محدودیت های بسیار زیاد و رژیم های سخت و کفران نعمت کردن و گله و شکایت از چاقی و هر وقت روی وزنه میرفتم گریه کردن تمام اینها رو خودم بوجود آوردم
من میپذیرم خالق حال بد در دوران تحصیل در دانشگاه هستم و افسردگی و چاقی ای به وجود اومد من خلق کردم اگر همون زمان که میخواستم کنکور بدم رشته مورد علاقه ام کنکور میدادم، اگر وقتی میدیدم تو دانشگاه نمیخوام ادامه بدم و حالم بده از اون رشته بیرون میومدم و انصراف میدادم این شرایط الان نبود….. من تمام این ها رو خلق کردم چون فقط نمیخواستم حرف بقیه رو تحمل کنم
🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻🪻
برادرم میخواست کار پیدا کنه از اقوام همسر برادرم در عسلویه سلام کار میکرد و برای برادرم اونحا کار پیدا کرد و وقتی میخواست از عسلویه بیاد تهران چون همسرش باردار بود باید کار پیدا میکرد و پدر همسر برادرم براش تهران کار پیدا کرد
🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿
من مدتهاست که به دنبال تغییر شرایطم هستم…. شاید خیلی پیشرفت نکرده باشم چون واقعا متمادی تلاش نکردم و الان که دارم تمرینات رو انجام میدم الان فهمیدم که وقتی ذهن و نگرشم عوض بشه تمام غیرممکن ها ممکن میشه و همیشه به اطرافیانم امید میدم و نوشته های شما رو برای خواهرم می خوانم
🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
برنامه زندگی من به باز شدن در رحمت الهی اینه که
تصمیم گرفتم شاد باشم و شکرگزار… نعمت ها و موهبت هام رو ببینم و شکرگزار باشم و یه خدا توکل کنم و به خدا باور داشته باشم
تصمیم گرفتم به خودم اهمیت بدم و برای بهتر شدن حالم ورزش کنم و تحرک داشته باشم
تصمیم گرفتم هر روز بهت از روز قبل باشم و برای بهتر شدن بیشتر تو سایت بیام و بیشتر اینجا فعالیت داشته باشم و بیشتر مطالعه کنم
تصمیم گرفتم با خودم در صلح باشم و نه خودم رو با دیگران مقایسه کنم و نه برای من حرف دیگران مهم باشه و سرم به کار خودم باشه
تصمیم گرفتم محافظ خودم باشم و برای این کار بیشتر مدیتیشن کنم و عزت نفس رو بیشتر کنم
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱
من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱
من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱
من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱
من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 🌱
خدایاشکرت 🌸
خدایاشکرت 🌸
خدایاشکرت 🌸
سلامی دوباره . بخش سوم تمرین من
۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.
اول خداروشکر میکنم بالاخره یچیزی یادم آمد چون خیلی فکر کردم . احتمال داره بعدا باز چیزی یادم بیاد .
وقتی شوهر سابقم سربازیش تموم شد حدود یک سال تقریبا بیکار بود تا اینکه رفت سر کار درست حسابی و مشغول شد . بخاطر اینکه پسر خالش اونجا ار میکرد.
۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید
استاد عزیزم من خیلی وقته که هر روز به طور آگاهانه بدنبال بهبود شرایطم هستم و از نظر شخصیتی خیلی نیاز به بهبود داشتم و دارم چون وقتی شخصیت بهبود پیدا میکنه همه چیز بدنبالش آروم آروم بهتر میشه . من واقعا میخوام فردام بهتر از امروزم باشه . من تلاش میکنم و یک الگو مناسب میشم اول برای ذهن خودم بعد برای اطرافیانم .
۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.
استاد عزیزم برنامه من از خیلی وقت پیش و انشالله تا آخر عمرم برای ذخیره رحمت الهی اینه که اول به چیزهایی که باعث ایجاد حس بد درمن میشود اصلا فکر و توجه نکنم و بنابراین کارهایی که باعث حال بد میشود را انجام ندهم .
و دوم اینکه به چیزهایی فکر کنم و توجه کنم که باعث حس و حال بهتر در من میشود . و بنا براین کارهایی راانجام دهم که حال مرا بهتر میکند .
برنامه من اینه که هر روز یه ذره بهتر از قبل بشم . تا بتونم برای خودم و جهان انسان مفیدی باشم .
یاد اون شعر افتادم که میگه
آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم
بنظرم اگه حالمون خوب باشه و با خودمون در صلح باشیم نه به خودمون آسیب میزنیم نه دیگری . تازه همیشه خواه یا نا خواه . به خودمون و بقیه خیر و نیکی میرسونیم .
قسمت دوم تمرین های من
آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!
بله . و خیلی هم براش ذوق داشتم که اگه من تو کشوری بدنیا می آمدم که مسلمان نبودن چقدر خوب بود . یا اگه من تو یه خانواده ثروتمند بزرگ میشدم چقدر راحت تر بودم . زندگیم قشنگ تر بود . ولی الان دیگه میدونن در هر شرایط جغرافیایی یا خانوادگی هم که میبودم بالاخره به تضادهایی برخورد میکردم تا بتونم حرکت کنم تضاد هایی که باعث میشدن من خواسته هایم را بشناسم . پس دیگه برام فرقی نمیکنه . هرکجا باشم باید حرکت کنم و تلاش کنم . خداروشکر که آگاه شدم .
۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.
اینکه یه ازدواج نا موفق داشتم و هنوزم که هنوز اون داره تلاش میکنه از هر طریقی که میتونه اذیت کنه چون من خیلی دربرابر ضعف نشون دادم و اینکه کلا این آدم از نظر روانی سالم نبود . من بعد ۷ سال چند ماه پیش پذیرفتم که ایشون بیمار هستن . من پذیرفتم که خودمو بکشم هم در ایشون سرسوزنی تغیر مثبت پدیدار نمیشه . من پذیرفتم که این رابطه سمی رو خودم با افکارم خلق کردم . من میپذیرم که مدتی سخت میشود برایم تا مستقل شوم . ولی من میخواهم که زندگیم را تغیر دهم و بهتر شوم . من میخواهم زندگی ام آرامش داشته باشد . من میخواهم از زندگی لذت ببرم . و همه این تغییرات از تغیر نگرشم شروع میشود.
من مسؤلیت بی پولی ام را به عهده میگیرم و کسی را جز خودم مقصر نمیدانم چون من با تصميم های نادرست بیکار ماندم . من میخواهم این شرایط را تغیر دهم و درآمد داشته باشم . با تغیر نگرشم که منجر به تغیر عادت هایم میشود.
من مسؤلیت اضافه وزن م را برعهده میگیرم چون زمانهایی که گشنه نبودم به دلایل واهی غذا خوردم و عادت های اشتباه داشتم . و کسی مرا مجبور به چاقی نکرده بود . پس من میخواهم با تغیر نگرشم به غذا لاغر بشوم . که خداروشکر فعلا ۱۲ کیلو کم کردم .و ادامه میدهم.
من مسئولیت دوری از فرزندم را برعهده میگیرم چون خودم خواستم مدتی تنها باشم تا بتوانم آرامش داشته باشم و مستقل بشوم . من میخواهم زمانی که به اوضاع مالی خوبی رسیدم پسرم را پیش خودم بیاورم.