برنامه الهی تقدیر یا سرنوشت نیست که خداوند از قبل برای من مشخص کرده باشد و مرا مجبور به حرکت در مسیر رسیدن به آن کند.
بلکه نقشه ای است که خداوند برای تحقق خواسته های من ترسیم کرده است و من فقط کافی است به برنامه الهی خود برای تحقق رویاهایم ایمان داشته باشم.
بی هدف زندگی نکنید
سال های زیادی از عمرم را باری به هر جهت سپری می کردم. هر مساله ای در زندگی ام رخ می داد برای برطرف کردن آن تلاش می کردم و باز مساله دیگر فرا می رسید و من همواره در حال حل و فصل مسائل و مشکلاتم بودم.
بسیاری از انسانها در حال حاظر به همین شیوه زندگی می کنند. هیچ طرح و برنامه ای برای زندگی خود ندارند و هر روز روند زندگی تکراری را در پیش می گیرند و هر مساله ای در این مسیر رخ دهد از آن به عنوان یک مشکل، مصیبت، بدبختی یا هر عنوان دیگری یاد می کنند.
نسبت به آن مساله و کل زندگی گله و شکایت دارند و هیچ امیدی به بهبود شرایط یا انگیزه ای برای تغییر شرایط خود ندارند.
اگر بدون داشتن هدف و برنامه مشخص زندگی کنید جهان هستی بهم ریختگی های زیادی وارد زندگی تان خواهد کرد تا مشغول مرتب کردن آنها شوید.
در واقع جهان هستی و خداوند اجازه نمی دهد هیچ موجودی در جهان بی اثر و بی فایده باشد. بنابراین حتی اگر به نظر خودتان کار مفیدی انجام نمی دهید یا زندگی شما باری به هر جهت سپری می شود اما از نظر قوانین جهان هستی شما در پروسه زندگی نقش دارید.
نقش شما ممکن است باعث بهبود شرایط یا کمک به دیگران شود ولی برای خودتان تاثیر مثبت و روحیه بخشی نداشته باشد چون شما با برنامه زندگی نمی کنید.
از خداوند برنامه الهی خود را طلب کنید
برای لذت بردن از زندگی و تجربه لذت ها و نعمت های بیشمار خداوند باید بر اساس برنامه الهی خود زندگی کنید.
بدین شکل که برای خود هدف یا آرزو تعیین کنید و برای رسیدن به آن تلاش کنید.
مهم نیست که برنامه ریزی شما برای رسیدن به هدف چقدر صحیح یا غلط باشد بلکه فقط مهم است که برای زندگی کردن هدف داشته باشید و در جهت تحقق خواسته خود قدم بردارید.
وقتی شروع به اقدام کردن برای تحقق خواسته خود می کنید خداوند برنامه الهی یا نقشه راهی که شما را به هدف خود می رساند طرح ریزی کرده و قدم به قدم آن را به شما الهام می کند.
این امر نه تنها موضوع عجیب و باورنکردنی نیست بلکه همه شما در زندگی بارها به شکل ناخودآگاه این مساله را تجربه کرده اید که وقتی برای تحقق خواسته ای تلاش کرده اید ایده ها و اتفاقاتی در مسیر زندگی شما رخ داده است که باعث آسان شدن برآورده شدن خواسته شما شده است.
این همان طرح و برنامه الهی است که وقتی فردی رویا یا خواسته ای داشته باشد و برای تحقق آن حرکت کند به مرور خداوند حرکت فرد را در مسیر و نقشه راهی که خود برای او ترسیم کرده است متمایل می کند و فرد اتفاقات عالی را در مسیر رسیدن به خواسته خود تجربه می کند که عقیده دارد فقط کار خدا بوده است و در زندگی او معجزه رخ داده است.
برای شرح عملی چگونگی طلب کردن برنامه الهی از خداوند و نحوه اجرای آن درباره عرضه یکی از خواسته های خودم به خداوند و چگونگی شکل گیری و اجرای برنامه الهی برای تحقق آرزویم را شرح می دهم.

آرزوی کسب و کار اینترنتی
زمانی که درک کردم می توانم هر خواسته ای از خداوند داشته باشم این علاقه در من شکل گرفت که کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا بتوانم در هر زمان و مکانی که دوست داشتم زندگی کنم و همزمان کسب و کار خودم را مدیریت کنم.
در آن زمان من صاحب مغازه ابزار و یراق بودم و هیچ ایده ای برای داشتن کسب و کار اینترنتی نداشتم و اصلا هیچ اطلاع و آگاهی از موضوع اینترنت و سایت و … نداشتم.
در قدم اول: من خواسته خود را به خداوند عرضه کردم:
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم.
برای قدم دوم: دلایل و منطق خواسته خود را به صورت انشایی شرح دادم.
لازم به ذکر است انجام این مرحله به منظور تفهیم دلیل درخواست به خداوند نیست چون هر خواسته ای برای خداوند مقدس و لازم الاجرا است بلکه برای واضح تر شدن دلیل علاقه به کسب و کار اینترنتی درباره دلیل علاقمندی ام به کسب و کار اینترنتی تمرین نوشتاری انجام دادم.

درخواست برنامه الهی تحقق آرزو
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا آزادی زمانی و مکانی را تجربه کنم و بتوانم بدون وابسته بودن به مکان خاص زندگی کنم و آزادی الهی را تجربه کنم.
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم تا درآمد و ثروت بیشتری وارد زندگی ام شود چون گسترش کسب و کار اینترنتی بسیار بیشتر از داشتن یک مغازه در یک خیابان از یک شهر می باشد.
من دوست دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم چون هم به کار کردن با کامپیوتر علاقه دارم و هم از اینکه در کسب و کار ابزار و یراق مجبور بودم برای هر فروش با مشتری به صورت رو در رو صحبت و ارتباط داشته باشم خسته شده بودم و دوست داشتم شرایطی را تجربه کنم که به صورت مستقیم با مشتری برخورد نداشته باشم.
لازم به یادآوری است که در آن روزها هیچ ایده ای برای اینکه چگونه باید کسب و کار اینترنتی داشته باشم را نداشتم.
چند روز به صورت پراکنده زمان می گذاشتم و نوشته های خودم درباره دلایل علاقمندی ام به داشتن کسب و کار اینترتی را می خواندم و آن را تکمیل و تکمیل تر می کردم.
بعد از آن نوبت به اقدام کردن بود و باید یک حرکت یا اقدامی برای تحقق خواسته خود انجام می دادم.
توجه داشته باشید این مراحل برای ثابت کردن به خودم و خداوند بود که من آرزو دارم کسب و کار اینترنتی داشته باشم و حاظرم برای تحقق آزوی خود حرکت کرده و قدم بردارم.
با خودم فکر کردم که برای قدم برداشتن به سمت تحقق آرزوی خودم چه اقدامی می توانم انجام دهم؟!
هیچ ایده یا راهکاری به نظرم نمی رسید.!
اینجاست که خداوند برنامه الهی خود را به شکل ایده و الهام به انسان عرضه می کند و در واقع او را در مسیر رسیدن به خواسته اش هدایت می کند.

شروع برنامه الهی برای تحقق آرزو
در ذهنم این ایده شکل گرفت که کالاهایی که در مغازه دارم را به شکل اینترنتی بفروشم و کسب و کار خودم را علاوه بر حضوری به شکل غیرحضوری گسترش دهم.
لازم به ذکر است که این ایده من در سال ۱۳۹۳ بود که هنوز جهان درگیر بیماری فراگیر و غیرحضوری شدن بسیاری از کسب و کارها نشده بود.
به نظرم ایده خوبی بود و من تصمیم گرفتم تا کالاهایی که در مغازه دارم را در یک سایت به شکل اینترنتی بفروشم.
ایده به نظر خوبی بود اما هیچ اطلاع یا آگاهی درباره چگونه انجام دادن این کار نداشتم.
اولین اقدام خداوند
در آن زمان مغازه کناری من خدمات کامپیوتری بود که ملزومات مصرفی کامپیوتر مثل موس و کیبورد و … می فروخت و صاحب اون فروشگاه کارمند دانشگاه بود و فقط بعد از ظهرها خیلی دست و پا شکسته مغازه را باز می کرد.
یک روز عصر که برای باز کردن مغازه اومده بود، از جلوی مغازه من رد شد. ناخودآگاه و بدون برنامه قبلی بعد از سلام کردن او را صدا زدم و درباره اینکه می خوام سایت فروش ابزار و یراق تاسیس کنم به او گفتم.
گفت ایده خیلی خوبیه و اتفاقا تا حالا برای چند نفر سایت راه اندازی کرده است.
من از شنیدن این حرف تعجب کردم چون اصلا فکرش را نمی کردم این فرد قادر به انجام این کار باشه و با اینکه چند سال بود این فرد را می شناختم ولی هیچ وقت درباره این موضوع حرفی از این فرد نشنیده بودم.
اینجا بود که باور کردم خداوند به محض اینکه من برای تحقق آرزوی خودم اقدام کنم برنامه الهی خودش را اجرا کرده و کارها را برای من آسان می کند.
فردای آن روز این فرد تمام کارهای لازم برای داشتن سایت را برای من انجام داد و یک آدرس اینترنتی به من داد و گفت آقای عطار سایت شما آماده شده و می تونید محصولات را بهش اضافه کنی.
من شوکه شده بودم که چطور به این سرعت ایده داشتن سایت اینترنتی برای من به واقعیت تبدیل شد.
آدرس سایت را در مروگر گوگل وارد کردم و دیدم یک سایت باز شد به اسم ابزار و یراق عطار.
از دیدن این صحنه لذت بردم و خدا را شکر کردم که چقدر زود همه کارها را برای من انجام داد و من صاحب سایت اینترنتی شدم.

استمرار برای بهبود تحقق آرزو
چالش بعدی این بود که سایت باز می شد ولی اطلاعاتی که من دوست داشتم یا نیاز داشتم در سایت نبود و همه تصاویر و نوشته ها به صورت پیش فرض قرار داده شده بود که باید با مطالب مورد نظر من جایگزین می شد.
شروع کردم به تحقیق در اینترنت که چطور باید اطلاعات را وارد سایت کنم.
ساعت ها وقت صرف کردم و جلسات آموزشی را انجام دادم و در حد خیلی جزئی تونستم مطالب در سایت وارد کنم.
با اینکه از انجام همان چند حرکت ساده بسیار خوشحال بودم اما کافی نبود و چیزهای خیلی زیادی بود که باید هنوز یاد می گرفتم و چون به صورت اصولی و گام به گام مطالب آموزشی وجود نداشت و من هم پراکنده در هر سایت یه چیزهایی می خوندم نمی تونستم بیشتر از این با تحقیق و پیگیری کار کردن با سایت را یاد بگیرم.
چند روز به همین شکل گذشت و من در تلاش برای یادگیری بودم. و به این فکر می کردم که کاش یه جایی بود که می تونستم برم کلاس حضوری اما کار مغازه این فرصت را بهم نمی داد و از طرفی می دونستم که در کلاسهای آموزشی خیلی مسائل حاشیه ای گفته می شه که مورد نیاز من نیست.
من دوست داشتم که شرایطی فراهم می شد تا فقط چیزی که نیاز من برای کار کردن با سایت هست را یکی بهم یاد می داد.

دومین اقدام خداوند
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: یک روز بعد از ظهر برادر من برای دیدم به مغازه آمد.
در لابلای صحبت های روزمره درباره تاسیس کردن سایت اینترنتی با برادرم صحبت کردم و سایت را بهش نشون دادم و گفتم که خیلی کار داره و تازه شروع کردن به یادگیری ولی خیلی سردرگم هستم که باید چطور مراحل یادگیری را دنبال کنم.
برادر من کارمند آب و فاضلاب روستایی بود و فردای اون روز در محل کار کامپیوتری که باهاش کار می کرده با مشکل مواجه می شه و فردی که مسئول پشتیبانی فنی کامپیوترهای اداره بوده برای تعمییر به اتاق کار برادرم می ره و مشغول رفع مشکل میشه.
در حین انجام کار و صحبت کردن، برادرم درباره اقدام من جهت تاسیس سایت و علاقه ام به یادگیری کسب و کار اینترنتی به برای این فرد صحبت می کنه و اون فرد خیلی تعجب می کنه که یه نفر در شهر دزفول داره سایت فروش ابزار و یراق تاسیس می کنه.
به برادرم میگه که من چند سال در یک شرکت بزرگ در شهر قم پشتیبانی سایت اینترنتی را انجام دادم و به انجام این کار کاملا مسلط هستم و اگه برادرت دوست داره می تونم بهش کمک کنم که بتونه با سایتش کار کنه.
برادرم با من تماس گرفت و موضوع را مطرح کرد و من خیلی خوشحال شدم و بلافاصله گفتم حتما می خوام یاد بگیرم و اتفاقا خیلی هم مشتاق هستم و شماره اون فرد را به من داد.
با اون فرد تماس گرفتم و داستان را براش تعریف کردم و اون فرد گفت که چند جلسه به شکل حضوری میاد مغازه من و کار کردن به سایت را به من آموزش می ده.

یعنی من با شنیدن این خبر تو ابرها بودم و خدا را شکر می کردم که چقدر ساده و بدون اینکه من کاری انجام بدم چیزی که نیاز من برای تحقق آرزوم هست را به سمت من می فرسته.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: در اولین جلسه آموزشی متوجه شدم که این فرد پشتیبان یکی از معتبرترین سایت های نرم افزایی بوده که خودم همیشه از این سایت برنامه ها را دانلود می کردم یعنی کاملا حرفه ای و مسلط به این کار بود.
ظهرها که باید می رفتم خونه، نمی رفتم و درب مغازه را می بستم و این فرد هر روز حدود ۲ ساعت درباره چگونه کار کردن با سایت به من آموزش می داد.
و من با اشتیاق تمرینات را انجام می دادم و چند روز به همین شکل گذشت و من یواش یواش کار کردن با سایت و اینکه چطور عکس و مطالب و منوها و قیمت ها و هرچی لازم بود را در سایت ایجاد کنم را یاد گرفتم.
بعد از چند روز برگزاری کلاس خصوصی آموزشی هرچقدر از این فرد درخواست کردم که هزینه برگزاری این کلاس ها را اعلام کنه تا پرداخت کنم قبول نکرد و گفت کار من چیزه دیگه است ولی چون برادرت گفت که علاقه به سایت داری و دیدم سایت را هم تاسیس کردی دوست داشتم به همشهری خودم کمک کنم.
این کار خداست که وقتی برنامه های الهی برای تحقق آرزوها را اجرا می کنه نتیجه اون بسیار فراتر از انتظار فرد خواهد بود.
دقت کنید من چند روز بعد از اینکه خواسته داشتن کسب و کار اینترنتی را به خداوند عرضه کردم و بعد از اینکه اشتیاق خودم را نشون دادم و اولین قدم که فکر کردن به این بود که چه کاری می تونم برای تحقق خواستم انجام بدم درهای رحکت خداوند باز شد.
توسط دستان خداوند که هر کدام به شکل خاص وارد زندگی من شدند من هم صاحب یک سایت شدم و هم نحوه کار کردن با سایت را یاد گرفتم به شکل کاملا رایگان و به راحت ترین شکل ممکن که حتی لازم نبود به کلاس آموزشی برم و در مغازه خودم توسط یک فرد کاملا حرفه ای آموزش دیدم.
بیش از شش ماه تمام وقت آزادم در طول روز را صرف وارد کردن اطلاعات و تهیه عکس ها و کامل کردن سایت ابزار و یراق عطار کردم و تقریبا سایت آمده شده بود و ظاهر و عملکرد قابل قبولی داشت.

سومین اقدام خداوند
در این مرحله از مسیر تغییر کردن بود که ایده لاغر شدن با قدرت ذهن در من شکل گرفت و مصمم شدم که این موضوع را اجرا کنم و با قدرت ذهنم لاغر بشم.
باز هم در اون لحظه هیچ ایده و اطلاعی درباره چگونگی انجام این کار نداشتم اما دیگه طریقه هدایت شدن و باز شدن درهای رحمت خداوند برای تحقق آرزوها را تجربه کرده بودم و به همان شکل که برای تحقق آرزوی سایت اینترنتی اقدام کرده بودم برای تحقق رویای لاغری با ذهن نیز عمل کردم.
روزها درباره خواسته خودم می نوشتم.
اینکه چرا می خواهم لاغر شوم.
چرا می خواهم با استفاده از قدرت ذهنم لاغر بشم.
حتی درباره این موضوع می نوشتم که از خدا انتظار دارم که همانطور که خیلی ساده و راحت همه کارها برای تحقق رویای سایت را انجام داد برای تحقق رویای لاغری هم من را کمک کند و البته ایمان داشتم که اینگونه خواهد بود.
بعد از تعیین خواسته لاغری با ذهن به این فکر کردم که خوب، برای اولین قدم من چه کاری می توانم انجام دهم؟
اولین ایده این بود که از این به بعد هر کتابی در زمینه قانون جذب می خوانم یا هر فیلم و مطلب آموزشی که تماشا می کنم تمرینات آن را به تمرینات مربوط به لاغری تغییر داده و آنها را انجام دهم.
به عنوان مثال وقتی در کتاب یا فیلم آموزشی درباره اینکه اگر می خواهید ثروتمند شوید باید احساس ثروتمند شدن داشته باشید یا سعی کنید درباره اینکه اگر ثروتمند شوید چگونه خواهید بود فکر کنید و درباره آن بنویسید تا باور ثروتمند شدن در ذهن ناخودآگاه شما ایجاد شود، من این تمرین را برای لاغری انجام می دادم.
درباره مزایای لاغر شدن می نوشتم و اینکه چه احساسی خواهم داشت و چه تغییر و دگرگونی در زندگی من ایجاد خواهد شد می نوشتم.
اینکه اگر لاغر بشم از خریدن و پوشیدن لباس های رنگ شاد چه احساسی خواهم داشت می نوشتم.
اگر لاغر بشم چه تغییری در اعتماد به نفس و احساس شادی و رضایت من از زندگی ایجاد خواهد شد.
به شکل های مختلفی درباره مزایای لاغری می نوشتم و هرچه بیشتر می نوشتم اشتیاق و انگیزه من برای لاغر شدن بیشتر میشد.

ماه ها به همین شکل گذشت و در کنار کار کردن روی سایت ابزار و یراق تمرینات لاغری با ذهن را انجام می دادم و ایده های مختلف برای انجام تمرینات ذهنی برای لاغر شدن را اجرا می کردم.
در این مدت هم به شکل های معجزه وار که البته می دانستم همه آنها برنامه های الهی است که در جهت برآورده کردن آرزوی لاغری من می باشند به کتابها و مطالبی هدایت می شدم که ایده های کارآمدتری برای لاغری با ذهن بود و به شکل قدم به قدم تمرینات موثرتری برای تنظیم ذهن ناخودآگاه برای لاغر شدن انجام می دادم که شرح کامل این تمرینات در دوره ورود به سرزمین لاغرها به طور مفصل توضیح داده شده است.
بعد از حدود ۱۵ ماه نشانه های لاغری در جسم من از طریق دیگران مشاهده شد. کم کم افرادی که بعد از مدتی من را می دیدند می گفتند که رضا چیکار کردی لاغر شدی؟! بعضی ها می گفتند احساس می کنم نسبت به قبل لاغر شدی! و این شروع نشانه های تحقق آرزوی لاغری من بود.
با اشتیاق و انگیزه بیشتری به مسیر خودم ادامه دادم و در مدت کوتاهی نتایج جسمی من واضح و واضح تر شد به طوری که هرکس مرا می دید از لاغر شدن من تعجب می کرد و بلافاصله درباره روشی که برای لاغری استفاده کرده بودم از من سوال می کردند.
به همه می گفتم که با روش لاغری با ذهن لاغر شده ام اما هیچکس باور نمی کرد چون اصلا نمی دانستند این چه روشی است و چطور می شود با ذهن لاغر شدن. جالب اینکه خودم هم نمی دانستم که چطور باید این موضوع را شرح بدم چون برای بار اول بود که بدون رژیم و ورزش لاغر شده بودم و خودم هم نمی دانستم روند لاغری من چگونه بوده است که آن را برای دیگران توضیح بدم.
بعد از چند وقت یکی دو نفر از اطرفیان من که اضافه وزن داشتند علاقمند به اطلاع از روش لاغری با ذهن شدند و از من درباه چگونه لاغر شدن با ذهن سوال می کردند.

چهارمین اقدام خداوند
خیلی برای آنها توضیح می دادم ولی متوجه نمی شدند تا اینکه این ایده در ذهن من شکل گرفت که به جای توضیح دادن نوشته ها و تمریناتی که انجام داده ای را به آنها هم بگویم تا انجام دهند و به این شکل خودبخود لاغری با ذهن را یاد خواهند گرفت.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: گروهی در تلگرام تشکیل دادم و من به همراه دو نفر از علاقمندان به لاغری با ذهن عضو این گروه شدیم.
هر روز درباره تمریناتی که انجام داده بودم و کلا لاغری با ذهن مطالبی را به شکل نوشتاری در گروه منتشر می کردم.
یکی از دوستان من که اتفاقا کاملا متناسب بود جهت کنجکاری از من خواست که او را عضو گروه کنم تا ببیند من دارم چه کاری انجام می دم.
این فرد را عضو گروه کردم.
اتفاقا برادر این فرد هم مرا می شناخت و در یک مکالمه تلفنی وقتی دوست من درباره لاغر شدنم و اینکه ادعا می کنم با ذهنم لاغر شده ام صحبت کرده بود او نیز کنجکاو شده بود و توسط برادرش عضو گروه لاغری با ذهن شد و گروه ما پنج نفره شد.
چند روز به همین شکل گذشت تا اینکه برادر دوستم که تهران زندگی می کرد و اصلا با من در ارتباط نبود درباره موضوع لاغری با ذهن با همسرش که اتفاقا اضافه وزن دارد و سالهاست برای لاغر شدن تلاش می کند صحبت می کند و به او پیشنهاد می دهد که عضو گروه بشه و نوشته های من را مطالعه کند، شاید بتونه سر در بیاره که من چی می گم.
البته به همسرش گفته بود که این فرد را می شناسم و خودش چاق بوده و الان لاغر شده و همین تایید برادر دوستم باعث میشه تا همسرش کنجکاو بشه که لاغری با ذهن چیه و عضو گروه شد.
آن خانم چندتا از نوشته های من در گروه چند نفره را می خواند و احساس خوبی پیدا می کنه و براش جالب و جدید می یاد.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: از سر شوق که انگار راه جدیدی برای لاغری پیدا کرده لینک گروه چند نفره ما را در یک گروه خانوادگی که تعداد اعضای زیادی داره قرار میده و میگه که این گروه درباره لاغری هست و صاحب این گروه را می شناسه که خودش چاق بوده و از این روش لاغر شده و حالا داره به بقیه آموزش میده.
در طی چند ساعت گروه چند نفره ای که برای توضیح لاغری با ذهن تاسیس کرده بودم به بالای صد نفر عضو رسید. صد نفری که همه مشتاق یادگیری لاغری با ذهن بودند و این سرآغاز تحول در زندگی من و برآورده شدن آرزوی داشتن کسب و کار اینترنتی من بود.

واضح تر شدن برنامه الهی من
بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که سایت ابزار و یراق اون چیزی نیست که من دوست دارم داشته باشم بلکه دوست دارم کسب و کار اینترنتی من در جهت علاقه اصلی من که لاغری است باشه و به همین دلیل سایتی که چندین ماه شبانه روز براش زحمت کشیده بودم را پاک کردم و مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم.
در پیروی از برنامه الهی من جهان به این شکل رقم خورد که: چند سال به همین شکل سپری شد و به لطف خدا اعضای اون گروه چند نفره به حدود دو هزار نفر رسید و در طی این چند سال افراد زیادی نتایج شگفت انگیزی کسب کردند و روز به روز اشتیاق و انگیزه من برای ادامه دادن و گسترش لاغری با ذهن بیشتر شد تا روزی که این ایده در ذهن من شکل گرفت که سایت آموزشی لاغری با ذهن را تاسیس کنم.
اما این بار دیگر شرایط تاسیس سایت تناسب فکری با سایت ابزار و یراق کاملا متفاوت بود چون من از سالها قبل کار کردن با سایت را یاد گرفته بودم و همه تمرینات و آزمون و خطاها را قبلا روی سایت ابزار و یراق انجام داده بودم.
همین امر سبب شد که سایت تناسب فکری در مدت خیلی کمتر و به شکل خیلی بهتری شروع به کار کرد و در همان سالی که تلگرام در ایران فیلتر شد من از چند ماه قبل سایت تناسب فکری را تاسیس و آماده کرده بودم و فیلتر شدن تلگرام هیچ خللی در روند رشد لاغری با ذهن ایجاد نکرد.
من بر اساس برنامه الهی خودم حرکت کرده بودم و هرآنچه برای تحقق آرزوی داشتن کسب و کار اینترنتی نیاز داشتم در زمان مناسب به بهترین شکل در مسیر زندگی من قرار می گرفت و من فقط از این فرصت ها استفاده می کردم.
قدم به قدم حرکت کردم. ابتدا ایده تاسیس سایت ابزار و یراق را اجرا کردم. حدود یک سال بعد ایده لاغری با ذهن به من الهام شد و حدود ۲ سال بعد سایت مشغول آموزش لاغری با ذهن در تلگرام شدم و تقریبا دو سال بعد از آن سایت تناسب فکری که رویای اصلی من بود ولی در ابتدا به شکل سایت ابزار و یراق شکل گرفته بود به واقعیت همیشگی من تبدیل شد.

لزوم داشتن آرزو در زندگی
برای لذت بردن از زندگی باید هدف یا آرزو داشته باشید. آرزویی که مشتاق برآورده شدن آن باشید.
آرزویی که واقعا با برآورده شدنش تحول و دگرگونی در زندگی شما ایجاد شود.
اگر آرزوی شما دارای این شرایط و ویژگی ها باشد از فکر کردن به آن لذت می برید و هرگز خسته نمی شوید.
از اینکه برای تحقق آرزوی خود قدم بردارید احساس شادی و رضایت خاطر دارید.
قدم برداشتن می تواند مطالعه کردن درباره آن آرزو باشد. قدم برداشتن می تواند صحبت کردن درباره آرزوی خود با فرد مناسب و یا حتی نوشتن درباره آن برای خداوند باشد.
باید از طریق نوشتن و صحبت کردن بر آرزوی خود متمرکز شوید تا ارزش این آرزو و خواسته بیشتر و بیشتر شود و پیام شما مورد تایید خداوند قرار گرفته و برنامه الهی برای تحقق آرزوی شما طرح و به شما عرضه شود.
در اجرای مراحل بعدی دیگر شما تنها نیستید. بلکه خداوند را به عنوان مدیر برنامه الهی خود همراهتان دارید و در بهترین زمان بهترین تصمیم و ایده ها را به سمت شما جاری می کند.
شما فقط کافی است به ایده های الهامی خود عمل کنید. این ایده ها بسیار ساده هستند و با شرایط فعلی تان می توانید آنها را انجام دهید.
فقط لازم است به برنامه الهی خود ایمان داشته باشید و تصور نکنید چرا چند روز گذشت ولی اتفاق خاصی رخ نداد.
اینگونه فکر نکنید که آرزوی من خیلی بزرگ است و این حرکت ها یا اقدامات کوچک چه فایده ای دارد؟
خواسته یا آرزوی من نیاز به چقدر پول و سرمایه دارد و من هیچ پولی ندارم و چگونه قرار است این پول به من داده شود؟!
هرگونه فکر کردن به چطور و چگونه اجرا شدن برنامه الهی برآورده شدن خواسته و آرزویتان باعث ایجاد اختلال در روند اجرای برنامه الهی تان می شود.
بنابراین بدون مقاومت هر اقدامی که فکر می کند در مسیر تحقق آرزویتان است را با اطمینان و اشتیاق انجام دهید هرچند که به نظر خیلی کوچک و بی تاثیر باشد.
برنامه الهی با برنامه های دنیایی بسیار متفاوت هستند و نتایج آنها نیز فراتر از انتظار زمینیان است.
به برنامه الهی خود ایمان داشته باشید و حرکت خود را آغاز کنید.
تمرین:
۱- با توجه به آگاهی های این جلسه درک و برداشت خود برای ادامه زندگی را شرح دهید.
۲- تاکنون در زندگی چه اهدافی را تعیین و به آن رسیده اید؟ بزرگ یا کوچک بودن ندارد، هر هدفی که تعیین کرده و به آن رسیده اید را شرح دهید.
۳- روزهایی که مشغول رسیدگی به اهداف خود بوده اید با چه حال و احساسی زندگی می کردید، درباره ذوق و شوق و انگیزه زندگی کردن در اون دوران شرح دهید.
۴- لیست آرزوهای خود در فایل مقدمه را مرور کنید و سعی کنید از نظر خداوند مسیر رسیدن به خواسته های خود را به شکل ساده ترسیم کنید. به این معنی که اگر شما خدا بودید چگونه به ساده ترین شکل ممکن این خواسته ها را برای بنده خود برآورده می کردید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 91 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام
من از این فایل درک کردم که زندگی هدفمندی را باید داشته باشیم البته من خودم خیلی وقته که اهدافی را در نظر گرفتم که منتظرم خدا مسیر آنها را به من الهام کند البته به یکی از آن اهداف که دوست داشتم یه دوچرخه سوار خوب بشم رسیدم و الان خدا را شکر به آن رسیدم و امیدوارم که به بقیه ی اهدافم هم مثل دوچرخه سواری که چه راحت رسیدم برسم و آنها را در دفترم برای خداوند نوشتم البته این اهداف را همسرم هم میدونه فقط میدونه که در آینده پیش رو ما این مسائل را باید با کمک خداوند حل کنیم وگرنه در مورد فعالیت من در سایت در این رابطه چیزی نگفتم چون میدانم اگه متوجه بشه آخه خیلی بلده آدمو بزنه تو ذوقش
اتفاقا امروز هم داشتیم در مورد بعضی از آنها حرف میزدیم واقعا وقتی حرف میزنیم چقدر آدم ذوق و شوق داره من به معجزات الهی ایمان دارم .
سپاس استاد عزیز
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
من با خواندن مطالب این جلسه فهمیدم که یا در زندگی باید هدف داشته باشی یا در مشکلات دست و پنجه نرم کنی و خدا را شکر از زمانی که برای خودم هدف دارم دیگه با مشکلات سر و کله نمیزنم و هر روز برای خودم هدف های روزانه تهیه میکنم و هر هفته به آنها امتیاز میدهم. خب من هدف داشتم که گواهینامه بگریم و گرفتم و هدف دوچرخه سواری داشتم هدف داشتم وزن خودم را کم کنم و انجام دادم و خب ادامه میدم این مسیرو چون هنوزم هدفم هست و هزاران هزار هدف دیگه
خب روزهایی که کلاس گواهینامه میرفتم با هزار شور و شوق میرفتم همش تصور میکردم که گواهینامه گرفتم پشت ماشین میرم اینور اونور خلاصه تو رویا بودم یا برای وزن کم کردن چون لاغری با ذهن را بلد نبودم هر روز شش صبح با ذوق میرفتم و ورزش میکردم و باشوق و ذوق گام برمیداستم و خودم را در لحظه رسیدن به هدف تجسم میکردم و دیگه اعتماد به نفس بالا بود و همه چیز عالی بود خدا را شکر
و برای قسمت آخر واقعا هیچی ندارم بنویسم مثلا از طریق یوتیوب ویدیوها را گسترش میدادم تا اساتید بزرگ موسیقی استعداد بی نظیر منو کشف کنند و حمایت کنند یا مثلا قسمتی هست که یادگیری دستگاه های موسیقی هست به دل استادم مینداختم و خودمم مصمم میکردم که یچباید از همین هفته دستگاه ها را یاد بگیریم
به نام خداوندبخشنده وبخشایشگر خدایا نقشه راه درنزدتوست یاریم کن ای هدایتگر جهان هستی ونیستی کمک کن که من به جزتو کسی راندارم کمک کن تاطرح الهی ام رواجرا کنم وبه خواسته هایم برسم .(درست همان گونه که تصویر کامل درخت بلوط درتخم آن وجود دارد،الگوی الهیِ حیات آدمی نیزدرهوشیاری برتر خوداو نقش بسته است)
درطرح الهی محدودیت وجودندارد. آنچه هست سلامت کامل است وثروت کامل وبیان کامل نفس
اگرخداوندخانه رابنا نکند،بنایانش زحمت بیهوده می کشند.
ازهرچه که درمشیت الهی زندگیم نیست دست می شویم ،وطرح الهی زندگیم هم اکنون آشکار می شود
سلام استاد بزرگوارو ودوستان گرامی ورفقای سایت تناسب فکری
ادامه تمرین اول؛ حق الهیِ من نمی تواند ازمن گرفته شود.
خواست خدا برای من درمنتهای کمال است وپایدار واستوار.
من راه جادو ئی شهود رادر پیش میگرم ودر پرتو لطف الهی،خود را درارض موعد خویش می یابم.
اکنون ذهن وتن امورم همنواخت بالگوی الهیِ درونم شکل گرفته اند.
جزخدا قدرتی وجود ندارد واین قدرت در باطن خودم نهفته است. جزخواست خدا،خواست دیگری وجود ندارد واین مشیت هم اکنون عیان می گردد.
خدا راشکر که هم اکنون هرچه راکه آرزوهای درست دلم را برمی آورد،ازآن ذات کل می ستانم.
هم اکنون طرح الهیِ زندگیم آشکارمی شود تاجایی را پُرکنم که جزمن کسی نمی تواند آن راپُرکند. هم اکنون به کارهایی دست می زنم که جز من کس دیگری قادر به انجام آن نیست.
من برای طرح الهیِ زندگیم کاملاً مجهزم . من دربرابر هروضعی ،نه برابر که بالاترم.
هم اکنون – به یُمن لطف الهیِ_ همه درها ودروازها برای شادمانیهای نامنتظر گشوده می شوند، وخداوند درطرح الهیِ زندگیم شتاب می ورزد.
استاد بزرگوارباکسب اجازه نگاه کردم به کتاب بازی زندگی دزسم را خدمت شما پس دادم واقعا برداشت من این بوددراین لحضه که مینویسم خدمت شما
تمرین دوم؛ هدفها ورسیدن به آن
من ازدوران کودکی پدرثروتمندی داشتم ۳۰ سال پیش که پدرم به رحمت خدا رفت من ۱۳ الی ۱۴ سال داشتم وکلی ملک ،مغازه ،وسیله و...چه فایده فقط طوطی وار خدارو می شناختم الان وضعیت قبل رو ازنظر مادیات ندارم ولی به لطف خدا ثروتی دارم که نمی توان قیمت گذاشت (رب) وعاشقانه دوستش دارم خدایا سپاسگزارممممممممم ...
تمرین سوم؛ حس حال ذوق،شوق وانگیزه زندگی
من کارم روباعشق انجام میدادم پول رودرنظر نمیگرفتم همیشه کارکه انجام میدادم باید درست ودقیق بدون عیب انجام میشد والانم درکارا همین طور هستم وکلی پیشرفت کردم یادم میاد سال تقریبا ۹۰ ازنظر مال منفی ۵۰۰میلیون شدم فقط درزنگیم ۸۰هزارتومان داشتم سوار اتوبوس شدم وناخودآگاه به سمت بندرعباس حرکت کردم وبا کمتر ازیکسال پول خودروی پراید روکارکردم وبرگشتم البته به لطف خداوند اون موقع که با ۸۰هزار به غربت رفتم نمی خندیدم ولی ازردرون امید ود
لم راضی بود خدایاشکرشکرشکروسپاسسسسسسسسسسسسگزارم
تمرین چهارم؛ اگرمن خدا بودم
تجربه من میگه اگه توضیح بدم به عملکردام نگاه میکنم ودرواقع درکارخدا دخالت میکنم ومنتظرمیشم تا بهم گفته شه.خدایا همیشه منو هدایت کن من درمقابل خدا تسلیم هستم وهر خیری که ازجانبش به من میرسد فقیرم ودرمقابل غیر خداوند سرم بالاست ما اگه به جای خدابشینیم طبق عملکردامون عمل میکنیم وواقعا بگیم ما هیچی نمیدونیم تسلیمیم کارها بهتر پیش میره وانسان خدا گونه میشیم ودرمقابل خداوند عاجزمیشیم اگرمن خیلی باهوش باشم طبق قرآن به خردمندی برسم به خدا میگم من هیچی نمیدونم فقط تومرجعی وبهتر پیشرفت میکنم این جواب خوبی بود دراین لحضه به سوال ۴ استادسپاسگزارم
به نام خدای مهربان
با سلام خدمت استاد تلاشگرم
من از این فایل درک کردم فقط کافیه بخواهیم البته با ذوق و شوق بخواهیم و استارت بزنیم خدا دیگه خودش برنامه رو کنترل میکنه چون از قبل طراحی کرده
من درزندگی اهداف زیادی داشتم که با ذوق انجام دادم و خدا من رو در مسیر اجرا قرار داده مثلا من خیلی ذوق داشتم استخدام بشم همیشه درذهنم شغلم رو تصور میکردم و رفتم اون رشته رو خوندم و درس خوندم امتحان دادم و قبول شدم خدایا شکرت الان ۲۰ ساله دارم کار میکنم و هنوز هم شوق دارم برای کارم
یا ذوق داشتم کارشناسی رشته ام رو بگیرم درس خوندم و قبول شدم و الهی شکر خیلی در زندگیم تاثیر داشت
یا اینکه دوست داشتم به این شهری که هستم انتقال پیدا کنم و تلاش کردم ولی خدا اینقدر راحت کار من رو انجام داد که نفهمیدم چطور اومدم
و اما مسر لاغری با ذهن که الان در مسیرش قرار دارم هم جز اهداف خیلی مهم زندگی من هست خیلی مهم ،من از خدا خواستم کمکم کنه و نفهمیدم الان چطور تو این مسر هستم و اینقدر ذوق دارم که دوست دارم ساعتها بشینم تک تک فایلهارو هزار بار گوش کنم دوست دارم سر کار با کسی حرف نزنم کسی حواسم رو پرت نکنه فقط فایل گوش کنم تو ی عمرم اینقدر ذوق نداشتم تا الان هم نتیجه خوبی داشتم خداروشکر
من اگه خدا بودم به همه بندگانم این مسر لاغری رو نشون میدادم نه برای لاغری بلکه برای رسیدن به همه آرزوهاشون و اونا رو به هدفشون میرسوندم خیلی سریع ولی خداوند چون میداند چه موقع باید این هدف رو برآورده کند زمان او با ما فرق دارد
خدایا متشکرم ممنونم
سلام به همگیی دوستان عزیزم🌹
✨ایمان داشتن به برنامه الهی :
تا قبل از آشنا شدن با این مطالب، فکر میکردم بخش های مهم زندگی آدما از قبل از تولد توسط خداوند تعیین است مثل خانواده ،شغل ،همسر ،تعداد فرزندان و بعضی وقتا مقدار رزق و روزی رو هم راجبش اینجوری فکر میکردم …به مرور که بزرگتر شدم و وارد دانشگاه شدم فکر میکردم همین اتفاقا هست ولی باز آدم میتونه با تلاش و سخت کوشی وضعیت رو بهتر کنه و باید زحمت بکشی تا بتونی موفق بشی و به رفاه برسی.
به لطف خدا این افکار زیاد ادامه دار نشد و من با هدایت شدنم به این مسیر و علاقه مند شدن به مسیر تغییر زندگی و دیدن فایل ها و استفاده کردن از محتویات همین سایت طرز تفکرم عوض شد.
میزان آرامشم در زندگی،سامان یافتن افکارم،به صلح رسیدنم با خودم با زندگی و با خدا ،اینکه من سرنوشت از پیش تعیین شده ندارم و خدا منو مجبور نکرده توی شرایط سخت زندگی کنم ،اصلا قرار نیس انسان ها زندگی سختی داشته باشن و…
همه و همه به خاطر دنبال کردن و استفاده از همین فایل هاست…
به نظرم هنوزم باید ادامه بدم باید استمرار داشته باشم پر این مسیر تا تغییرات در زندگیم بزرگتر و عالی تر بشه و خودمم به عین الیقین برسم…
۲-اهدافی که تا الان بهشون رسیدم:
۳- روزایی که برای اهدافم تلاش میکردم :
بعضی از اهداف رو با سختی و زجر به دست آوردم و حتی الانم به تلاش اون زمان فکر میکنم می بینم خیلی خودم رو اذیت کردم براشون و به نظرم ارزش اون همه حجم از استرس رو نداشت
ولی از زمانی که یاد گرفتم از خداوندم برای خواسته هام کمک بگیرم( دوران دانشگاه) و اون توی همه مسایل میتونه حامی و پشتیبان باشه و هست ، اتفاقای خوب زندگیم به راحتی می افته و من از مسیر لذت میبرم و در آرامش کارام رو انجام میدم.
۴-اگه خدا بودم:
اگه خدا بودم چون به همه چی آگاهی داشتم قطعا مسیر همه چی رو میدوستم بنابراین خیلی زود از جایی که بنده ام فکرش رو نکنه ماشین مورد علاقه اش رو به زندگیش وارد میکردم
یا شرایطی رو به صورت خیلی راحت براش پیش می آوردم که یه سفر تفریحی توپ برده و کلیم بهش خوش بگذره
یا مثلاً بهترین آداما رو در مسیر زندگیش قرار میدادم به شیوه های مختلف ، تا اون با آدمای عالی برخورد داشته باشه و اتفاقای عالی توی زندگیش بیفتع در تمام زمینه ها.
البته الان که دارم فکر میکنم خدا هم داره همین کار رو میکنه فقط زمانبندیش با مال ما فرق دارع.
خوشحالم که تونستم بهای استفاده از گام سوم رو هم پرداخت کنم🌱🌱🌱
خدایا بی نهایت ممنونم که همیشه بودی و هستی و خواهی بود 🧡
ممنون از استاد عطار که آگاهی های فوق العاده رو برامون منتشر میکنند
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
من هم سالهی زیادی از عمرم باری به هر جهت ز ندگی کردم
سالها هر چه پیش آید خوش اید بود خوب من آگاهی نداشتم که میشه جوری دیگه هم زندگی کرد خیلی شنیده بودم ما انسانها یعنی ما که نه اونهایی که نابغه هستند چیزی اختراع میکنن تازه تونستن یه ذره از ذهنشون استفاده کنن انسانها میتونن خیلی از ذهنشون استفاده کنن اینا
تا این شد که من خیلی علاقه پیدا کردم به این موضوعات یه روز تلوزیون میدیدم دیدم شخصی صحبت میکنه که درباره مثبت اندیشی اینا منم علاقه مند شدم گوش کردم دیدم اون شخص نامش استاد مرتضی احمدی منش بود
اینجوری یکم من یاد گرفتم مثبت اندیش باشم متوجه شده بودم که آدم وقتی فکر کنه میتونه مثلا مقداری پول دارد زندگیش کنه خیلی سعی کردم ولی وسط راه پشیمون شدم رها کردم
و از اون به بعد دیگه مثبت سعی میکردم صحبت کنم تا اینکه با این سایت شگفت انگیز و معجزه گر آشنا شدم تونستم آگاهیهای بسیاری کسب کنم زندگیم تغییر بدم خدایا شکرت
واقعا هیچ هدفی نداشتم هر اتفاقی میافتاد که خوشحال کننده بود خوشحال میشدم هر اتفاقی که میافتاد ناراحت کننده بود ناراحت میشدم خودم بلد نبودم که چطور اتفاقات کنترل کنم
استاد من واقعا این موضوع درک کردم که چند روز شد یکم فقط تمرکزم از روی آموزشی رفت دیدم اتفاقاتی رخ میده خیلی ساده مثلا دخترم میاد خو نمون من مجبور میشم ساعتها باهاش حرف بزنم بعد همسرم میومد خونه باید برای اون غذا حاظر میکردم بعد باید شام میپختم بعد میرفتم با دخترم پیاده روی خلاصه همین اتفاقات ساده باعث میشد که من دو سه روز وقت نکنم درسم بخونم و یه زندگی بی هدفی تجربه کنم
و اینجوری همش نگران بودم اعصابمخورد بود نمیتونستم یه زمانی بین اینا خالی کنم تادرسمو بخونم نگران بودم همش میگفتم کی بشه دخترم بره خونشون من بتونم درسم بخونم خلاصه بی هدف زندگی کردن خیلی چیز بدی اصلا آرامش نداری
ولی وقتی هر روز گام ا ون روزم برمیدارم خیلی آرامش میاد تو وجودم خیلی لذت میبرم هم برای اینکه تونستم گام اون روزم بردارم هم اینکه تونستم تمرینات قبلم انجام بدم تکرار کنم تا در ذهنم ثبت و ذخیره بشه خدایا شکرت
من خیلی زیاد دوست دارم طبق برنامه الهی خودم پیش برم و از خدا وند همین الان درخواستم میدم خدایا من میخوام برنامه الهی منو به من هدیه کنی تا طبق اون پیش برم زندگیم دگر گون کنم خالق زندگی خودم باشم
خدایا من هم میخوام منو به مسیری هدایت کنی راهی به من نشون بدی تا بتونم برنامه الهی مو درک و عمل کنم
استاد میدونید من این تمرین رو انجام دادم که یه خواستهای رو اعلام کردم به خدا و درباره اون موضوع نوشتم که
خدایا من میخوام شفا الهی گوشهام تجربه و زندگی کنم
و دربارش نوشتم
وقتی من شفا الهی تجربه کنم خوب حالم خیلی خوبه آرامش ذهنی بیشتری دارم
وقتی من شفا الهی رو تجربه کنم خوب دیگه مجبور نیستم کلی دارو مصرف کنم و مجبور نمیشم تند تند برم دکتر و کلی از هدر رفتن پولم جلوگیری میشه
وقتی من شفا الهی تجربه کنم اطرافیانم به آرامش میرسن خیالشون راحت میشه با آرامش به کار خودشون رسیدگی میکنن با آرامش میرن سر کارشون
و پراکنده هم گاهی میخونم و من الان میخوام اقدام کنم نمیدونم باید چکار کنم پس خدایا من از تو درخواست دارم که برنامه الهی به من هدیه کنی تا من طبق اون برنامه الهی تو خدای مهربانم برای من در نظر گرفتی اقدام کنم گام به گام پیش برم و شفا الهی برای گوشهام تجربه کنم و بیماری سرگیجه بی حالی عدم شنوایی کامل تورم گوش رو از بدن من کلا خارج کنی مت یکبار دیگه آرامش الهی تجربه و زندگی کنم خدایا شکرت
و خدایا من میخوام طبق برنامه الهی که تو از ا ل خلقتم به بهترین شکل ممکن برای من مقرر کردی رفتار و زندگی کنم الهی آمین
برای من اولین قدم خداوندبرای تحقق خواسته من این بود که یعنی من از خداوند سوال کردم پاسخی که دریافت کردم این بود فعلا تو داروهاتو مصرف کن و سعی کن هنگام مصرف تمرین در لحظه حال زندگی کردن انجام بدی و من الان دارم همین کارو انجام میدم از دیشب که داروهای شروع کردم سعی میکنم اون لحطه فقط به خوردن دارو ها و شفا اینها فکر کنم
و من هم الان این ایده اومد که بگو خدایا من میخوام افرادی وارد زندگی من کنی که بتونن در این باره به من کمک کنن تا من زودتر شفا گوشم هامو تجربه ک زندگی کنم
میدونی استاد من هر کاری کردم نمیتونستم بگم خدایا افرادی رو با من آشنا کن وارد زندگیم کن تا بتونن به من کمک کنن تا من شفا الهی زودتر تجربه کنم ولی دیدم نیاز نیست وقتی برنامه الهی دارم خداوند طبق اون برنامه منو هدایت میکنه و من شفا الهی یکبار دیگه تجربه خواهم کرد
همش فکر میکنم زشته که من بخوام با افرادی آشنا بشم که بتونن به من کمک کنن تا من شفا تجربه کنم
استاد الان یادم اومد که من برای دفعهای قبل که شفا الهی تجربه میکردم طبق برنامه الهی ام عمل کردم یادم که مثلا وقتی قرص میخوردم میگفتم تو خدایی به این شکل تبدیل شدی تا من بخورم بری تو بدن من به سلامتی تندرستی شفا من تبدیل بشی و اینو یه مدت میگفتم بعد یه ایده دیگه میومد که حالا دیکه اینو نگو اینو بگو که خدارو شکر که الان مثلا دردم یکم کمتر شده بعد میگفت بگو خدارو شکر دردم خیلی کمتر شده بعد میگفت خدارو شکر دیکه دارم خوب میشم دردم یکیشون مونده که بزودی اینم تموم میشه و
واقعا همین طور میشد میگفتم دردم یکم کمتر شده واقعا بعد از چند روز یکم کمتر میشد و وقتی شفا الهی تجربه میکردم کلی سپاسگزاری میکردم مثلا قرصم میدیم میگفتم خدارو شکر دیگه به این قرص نیاز ندارم و بعد از مدتی با اطمینان اونها رو میریختم دور و الان درک کردم که اونها برنامه الهی من برای تجربه شفا الهی برای اون منطور بوده خدایا شکرت
و خدایا الانم برنامه الهی خودم میخوا ام به منظور تجربه شفا الهی گوشهام تا بر اساس اون عمل کنم یکبار دیگه شفا گوشهام تجربه کنم الهی آمین
اتفاقا ایده منم برای شفا بیماری پوستیم همیت بود که من هر فایلی گوش میدادم ربطش میدادم به شفا الهی خدایا شکرت
مثلا من آرزو دارم شفا گوشهام تجربه کنم ساده ترین شکل ممکن برای تحقق این آرزو من اینکه خداوند فرمان کن فیکون خودش صادر کنه و منو به آرزوم برسونه
یا اینکه همزمانیهایی رو برای من رقم بزنه که من زودتر آرزو م تجربه ک زندگی کنم
و آرزو تناسب اندام ایدهالم من گفتم دوست دارم خداوند روزی ۱۰۰گرم از وزنم کم کنه روزی نیم سانت از سایز کم کنه و روزی نیم سانت به قدم اضافه کنه
از اونجاییکه خدا ند همیشه خیلی خیلی فراتر از انتظار من عمل کرده برای من من راه حل ساده تری دارم که خداوند بیاد روزی یک کیلو از وزنم کم کنه روزی یک سانت از سایز کم کنه روزی یک سانت هم به قدم اضافه کنه اینجوری ور کمتر از دو هفته من میتونم آرزوم زندگی کنم
خداوند خودش گفته من میت نم در کسری از ثانیه زندگی شما رو دگرگون کنم خداوند خودش گفته من دعای دعا کننده را پاسخ میدهم وقتی به من ایمان بیاره و منم ایمان دارم اطمینان دارم خدا ند میتونه بر یک چشم بر هم زدن آرزو من محقق کنه
چرا که خداوند برای من اینکارو قبلا انجام داده یه روز هنذفری میخواستم و اونجا هیچ بوفهای نبود بجز لوازم موبایل و من رفتم از اونجا هنذفری تهیه کردم و جالب اینکه اونجا هیچ غرفه ای تاسیس نشده بود بجز اون لوازم یدکی موبایل و من خواستم کمتر از ۱۰ دقیقه زندگیش کردم
یه روز دیگه من دلم شیرینی میخواست و از ا نجاییکه مسئولیت زندگی خودم پذیرفته بودم به کسی نمیگفتمچیزی برای من بخرن اگر خودم پول داشتم میخریدم و گر نه نمیخریدم یهو دیدم دخترم وارد شد با یه جعبه شیرینی کوچک و من این بار هنوز حرفم با خدا تموم نشده بود که شیرینی اومد خدایا شکرت
پس ایمان دارم یقین دارم اطمینان دارم که خداوند میتونه
در کسری از ثانیه آرزو منو محقق کنه خدایا شکرت
آرزو بعدی داشتن شغلی که من بتونم درآمد ازش کسب کنم خداوند خودش گفته که مگه آرزوی شما چقدر بزرگه که در من نمیبینی من بتونم اون آرزو رو برای تو محقق کنم
منم میگم خدایا من میدونم که تو توانمندی تو قدرتمندی برای همین که من فقط از تو میخوام که آرزوهای منو برآورده کنی و خودت قول دادی هر خواستهای داری من محقق میکنم من به معجزهای تو ایمان دارم و انتطار دارم که به شکل یه معجزه آرزو منو برآورده کنی الهی آمین
آرزو بعدی اینکه من یه خونه بزرگتر ۱۰۵ متری در محمدشهر کرج زندگی کنم و میخوام خداوند منو با شخصی آشنا کنه که یه خونه عالی در تهران خریده و عشقش کشیده اون خونه رو به من هدیه کنه با تمام وسایلش
با سلام
ممنون از این همه آگاهی ناب
بی هدف زندگی نباید بکنیم باید با ایمان خواسته یا هدف مون و درنظربگیریم و از خداوند هدایت بخوایم و مطمعن باشیم خداوند طبقگفته خودش اجابت میکنه درخواست مونو
و از خداوند برنامه ی الهی مونو طلب کنیم و براساس برنامه ی الهی خداوند پیش بریم هدف مونو تعیین و تلاش برای رسیدن به هدفکنیم تلاشی در راستای الهامات
خداوندم به این ترتیب راهنمایی هاشو بهمون الهام میکنه ،در مییر ممکنه جالش هایی پیش بیاد که ما با توجه به ایمانی که به خداوندداریم باید صبور باشیم و از مسیر خارج نشیم یعنی ناامید نشیم و ادامه بدیم .
اهدافی که تاکنون به ان رسیدم :گرفتن مدرک و رفتن به کلاس های میکاپ که با هدایت خداوند انجام شد
هدف لاغری که با هدایت به این سایت انجام شد
هدف زندگی شاد توام با سلامتی عظق و ثروت که به کانال استاد عباس منش و این سایت هدایت شدم
روزهایی که دارم روی خودم کار میکنم تا به اهدافم برسم یا در جهت رسیدن به اون ها هستم بسیار خوشحالم
با سلام خدمت استاد عزیز عطاروشن
من همیشه در زندگی خیلی برای خواسته هایی که میخواستم اتفاق بیوفته و دوست داشتم بهش برسم نگران بودم و الان هم تقریبا همین هستم… همیشه دنبال چگونگی و چرایی اتفاقاتی بودم که برای من میوفتاد و در حال تحلیل کردن اینکه چرا خواسته خوب برای من اتفاق نمیوفته
سالها غصه خوردم و تلاش های بیهوده کردم و خودم رو به در و دیوار کوبیدم به اون خواسته ها برسم و بیشتر از اون خواسته ها دور و دورتر میشدم و هیچ هدف و برنامه ای برای رسیدنشون نداشتم و فقط تلاش های بیهوده میکردم و یا منتظر بودم اتفاقاتی بیوفته که تا بتونم اون کار و برنامه رو شروع کنم…. سالها بود که زندگی ام رو پذیرفته بودم و تلاش برای رسیدن به آرزوهام رو تعطیل کرده بودم
الان متوجه شدم نه نیازی به برنامه ریزی هست نه نیازی به غصه خوردن فقط باید از ته ته دلم بخواد با هدفی برسم… فکری رو به عمل تبدیل کنم،باید شروع کنم به حرکت تو جاده تاریک و مطمئن باشم که نور خدا مسیر جلو رو برام روشن میکنه و من میخوام به هدفی برسم و برای من فرقی نداشته باشه که کی و چطور به اون هدف یا خواسته یا اون فکر میرسم و خود خدا همه مراحل رو برای من آشکار میکنه
من هم دلم میخواد یه شغل و حرفه یا آنلاین شاپ داشته باشم ولی نمیدونم چه کاری …. فقط میدونم خدا فکر و ایده ای رو به ذهنم الهام میکنه و میدونه چه کار کنم و مرحله مرحله من رو به هدفم برسونه
🪼🪼🪼🪼🪼🪼🪼🪼🪼🪼🪼🪼
من همیشه دلم میخواست فسنجون خوبی درست کنم ولی همیشه یه چیزی زیاد یا کم میشد و اصلا خوشمزه نمیشد…. همیشه توی اینترنت دنبال طرز پخت فسنجون بودم یه شب فرداش مهمان داشتیم و میخواستم فسنجون درست کنم و واقعا نمیدونستم چه کار کنم چون واقعا ناامید بودم بتونم فسنجون خوبی درست کنم….. با ناامیدی داشتم تو اینستاگرام میگشتم که یه فیلم دیدم که خانمه کاملا توضیح داده بود…. من طبق همون درست کردم و جای تمام دوستان خالی بهترین چیزی بود که تا حالا پخته بودم
میدونم که خدا بهم هدایتم کرد چون واقعا برای من واقعا از ته ته دلم و واقعا میخواستم که روش خوبی پیدا کنم که پیدا شد و تمام غذاهایی که هیچوقت نمیتونستم خوب درست کنم همینطور راه درست کردنشون رو پیدا کردم
و
همیشه ته ته قلبم از اینکه رژیم بگیرم واقعا نگران بودم چون سلامتی ام به خاطر رژیم های سخت به خطر میوفتاد و به فکر عمل اسلیو افتادم و سالها تو این فکر بودم که عمل کنم و موقعیتش جور نمیشد و وقتی موقعیت جور شد و تونستم و خواستم که اقدام کنم کرونا شروع شد و من خیلی عصبانی و ناراحت شدم… تو همون دوران با دوستی آشنا شدم که من رو با تغذیه شهودی آشنا کرد و من دست از تصمیم عمل اسلیو برداشتم و یکی از دوستانم سایت شما رو بهم معرفی کرد و من شروع به خواندن سایت کردم و الان با کمک خدا و شما وزن کم کردم و میدونم بقیه اش هم کم میشه و من بدون رژیم، بدون درد و دردسر عمل و بدون بقیه راههای لاغری لاغر میشم چون خدا راه بهم نشان داده است
🐝🐝🐝🐝🐝🐝🐝🐝🐝🐝🐝🐝
از وقتی که با روش لاغری با ذهن آشنا شدم و خودم رو رها کردم و دست از افکار رژیم برداشتم و دارم زندگی ام رو میکنم و ورزش میکنم و خوب غذا میخورم و خوراکی های مورد علاقه ام رو میخورم حالم خیلی خوب شده، خیلی انرژی دارم… کارها رو به زمان دیگری موکول نمیکنم و در اسرع وقت انجام میدم و با آرامش زندگی میکنم و قدم به قدم دارم به لاغری نزدیک میشم و میدونم خدا مرحله به مرحله کمکم میکنه و بهم الهام میکنه که لاغر بشم و نور امید به قلبم تابیده 🌞🪐🌠
🐣🐣🐣🐣🐣🐣🐣🐣🐣🐣🐣🐣
بنده عزیزم فرانکم دخترم
من پروردگارت هستم، تو را آفریدم و به تو بدن دادم و از روح خودم در تو دمیدم.. من خالق بی همتای تو هستم… تو در نوع خودت منحصر بفردی… تو انسانی هستی که من با تمام وجودم تو را آفریدم، سالهاست در قرآن به تو وعده تحقق هر چه خواستی داده ام ولی به من شک کردی…..بنده ام تو رو نیافریدم که حسرت به دل آرزوها و رویاهایت بگذارم به من توکل و خودت را به دستان من بسپار و بدان من از رگ گردن به تو نزدیکترم و هر وقت که بخواهی من حرفت را میشنوم
فرانکم تو به زودی زود پول لوازم نقاشی ات رو به تو میدهم از راهی که خودم برایت در نظر دارم، تو فقط به من اعتماد کن….
به زودی زود تو لاغر میشوی، تو بخور و بیاشام و با خیال راحت از نعمت های من استفاده کن… بخور و لذت ببر که تمامش برای تو و بندگانم آفریده شده و مطمئن باش که من اسباب لاغری تو را فراهم کرده ام و تو را به هدفت لاغری میرسانم فقط صبور باش و توکل کن
تو با بهترین مردی که برای تو آفریده ام ازدواج میکنی… تو و او را در زمان معین در سر راه او قرار میدهم و مهر او رو در دل تو و مهر تو را در دل اومی اندازم و چنان عاشق میشوید که راهی به جز ازدواج ندارید و قرار است طعم خوش خوشبختی را به تو بچشانم
توبه زودی زود برایت تمام لوازم مورد نیاز نقاشی را مهیا میکنم و تو میتوانی کلاس مورد نظرت شرکت کنی و میتوانی با توکل به من و تلاش خودت به رویای دیرینه ات تصویرسازی کتاب کودک برسی و دنیای کودکان رو پر از رنگ کنی
برای تو بهترین معلم سلفژ و تئوری را استخدام میکنم و تو میتوانی بهترین ساز ویولن را بخری و از معلم مهربان و دوست داشتنی مورد نظرت ویولن یاد بگیری و مطمئن باش که با کمک من و تلاش خودت و با علاقه ای که من در دلت انداخته ام نوازنده ارکستر سمفونیک بشوی
به زودی زود زندگی ات را سرشار از برکت میکنم و مطمئن باش به تمام خواسته های مالی ات میرسی و ماشین BMW شاسی بلند را برایت فراهم میکنم.
بنده عزیزم تو از عشق من در قلبت داری و من فرمانروای عالمم و خواسته های تو برای من آسان است و تو برای من عزیزی و همیشه تو را کمک کرده ام و میکنم و من پناه تو و همه کسانی هستم که به من ایمان دارند
🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄🦄
من به برنامه های الهی ام ایمان دارم 🐝
من به برنامه های الهی ام ایمان دارم 🪼
من با برنامه های الهی ام ایمان دارم 🐞
من به برنامه های الهی ام ایمان دارم 🦩
من به برنامه های الهی ام ایمان دارم 🦄
خدایاشکرت 🪐
خدایاشکرت 🌠
خدایاشکرت 🌞
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان ، سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوب هم مسیر
قدم سوم
( من به برنامه الهی ام ایمان دارم )
در گذشته منم مثل بسیاری از آدمها که شناخت درستی نسبت به خدا نداشتیم فکر میکردم که سرنوشت منو خدا اینطوری رقم زده که روی آرامش را نبینم و هر روز در گیر مشکلات و گرفتاریهای زیادی باشم ، خوشبختی تو ذهن من یک جای دور و دست نیافتنی بود شاید اون دنیا ، برای همین به سختی ها عادت کردم میگفتم اشکالی نداره الان خدا برام اینطوری خواسته بعداً تو اون دنیا بهم پاداش میده ، وقتی فکر میکردم که سرنوشت دست من نیست پس هیچ برنامه و هدفی هم برای خودم نداشتم ، در مشکلات زندگی همینطوری روتین و تکراری جلو میرفتم بدون انگیزه بدون شادی ، الان که فکر میکنم میبینم من سالهای زیادی از عمرم را فقط زنده بودم و زندگی نکردم ، بدون هدف ، بدون شوق یادگیری ، بدون لذت بردن و چون برنامه ی مشخصی برای خودم نداشتم تلاشهای پراکنده ای هم که داشتم برام هیچ سودی نداشت بیشتر هزینه و دردسر بود ، الان درک میکنم که هیچ سرنوشت از پیش تعیین شده ای وجود نداره و برنامه ی الهی فقط نقشه ی خداوند برای رسیدن به خواسته هاست که از راههای بسیار ساده ای انجام میشه .
از وقتیکه با قانون جذب آشنا شدم فهمیدم برای لذت بردن از زندگی باید حتما هدف و برنامه داشته باشم ، مهمترین هدفم شد لاغری که به سایت تناسب فکری هدایت شدم و از اون روز تقریبا با هدف زندگی کردم چون در کنار لاغری تغییرات زیادی در زندگیم ایجاد کردم ، تغییر در شرایط مالی ، تغییر در بهتر شدن روابطم با دیگران ، تغییر در سلامتی ، خلاصه همیشه یک هدفی برای تغییر کردن داشتم و بسیار از این کار لذت میبردم و زندگیم شکل تازه ای پیدا کرد که بیشتر وقتم برای بهبود خودم و زندگیم پیش میرفت در صورتیکه قبلاً تمام وقتم صرف آدمای اطرافم و خدمت رسانی به آنها میشد نتیجه ش هم معلوم بود من ی آدم عصبی داغون خسته پر از گله و شکایت از قدرنشناسی و توقع دیگران شده بودم ، وقتی برای خودم هدف تعیین کردم خدا وقتم را آزاد کرد و اطرافم از آدمهای زیادی خالی شد ، من چون قبلا برای خودم ارزش و اهمیت قائل نبودم خداوند منو با کار آدمهای دیگه مشغول کرد که هیچ نفعی به خودم نمی رسید ، کار جهان اینه که هیچ جایی را خالی نمیزاره ، اگه وقتتو برای بهبود خودت پر نکنی خداوند با کارهای بیهوده پرش میکنه .
( من به برنامه الهی ام ایمان دارم )
برنامه الهی خداوند به شکل ایده های ساده و قابل اجرا به قلب آدم الهام میشه ، خدا همیشه به همه ی آدمها خیر و شرشون را الهام میکنه اگه در جهت خواسته هامون حرکت کنیم الهامات خداوند قدم به قدم به ما گفته میشه که چه کار کنیم این در حالیه که احساسمون خوب باشه شور شوق و انگیزه رسیدن به خواسته مونو داشته باشیم ، خداوند همه ی کارها را برامون ساده میکنه و آدمها ، موقعیتها و شرایط را برامون جور میکنه و ما قدم به قدم به خواسته مون میرسیم .
برای اینکه از زندگی لذت ببریم باید حتما هدف و آرزو داشته باشیم ، آرزویی که برای رسیدن بهش مشتاق باشیم و در موردش قدمهایی برداریم قدم اولیه اینه که در مورد آرزومون مطالعه کنیم ، حرف بزنیم تو ذهنمون یا با کسی که ما را تشویق میکنه و یا با جزییات برای خدا بنویسیم بعد بقیه قدمها را بسپاریم به خدا و هر کاری که به دلمون افتاد را انجام بدیم باید به طرح الهی خداوند و الهاماتش اعتماد کنیم و ایمان داشته باشیم که خدا بهمون کمک میکنه .
۱_ تاکنون در زندگی چه اهدافی تعیین کرده و به آن رسیده اید ؟
من اعتقاد داشتم که یک سری از مشکلات جسم با ورزشهای اصلاحی حتما خوب میشه ، دوست نداشتم از این دکتر به اون دکتر برم ، به خدا سپردم گفتم خدایا منو به یک مربی خوب هدایت کن ، چند روز بعد دوستم بهم زنگ زد و یک مربی خوب ورزشی را بهم معرفی کرد یه مدتی باهام کار کرد و نتیجه خوب سلامتی هم گرفتم اما به حدی که میخاستم نرسیدم بعد یکی دیگه از دوستانم که شرایطمو دید یک مربی دیگه که فیزیوتراپ هم بود بهم معرفی کرد و من چند ماه باهاش کار کردم که هم دردهای جسمی خیلی خوب شد هم بدنم عضلانی تر شد ، همه اینها را خدا برام انجام داد چون درخواست من از خدا سلامتی کامل بود که براحتی انجام شد
۲_ روزهایی که مشغول رسیدگی به اهداف خود بودید با چه حال و احساسی زندگی میکردید درباره ذوق و شوق و انگیزه تان بنویسید ؟
در مدتی که به نیت سلامتی با مربی های بسیار خوبم ورزشهای اصلاحی انجام میدادم حالم خیلی خوب بود خیلی خوشحال بودم با انگیزه ورزش میکردم همیشه تو باشگاه حاضر بودم ، کوچکترین تغییرات مثبت بدنم را با ذوق به مربی و دیگران میگفتم مربیها بهم میگفتن تا حالا شاگردی به این منظمی و با انگیزه نداشتیم و همیشه منو الگوی بقیه شاگردها قرار میدادن ، اینقدر حالم خوب بود که روی تمام جنبه های زندگیم اثر گذاشته بود من آدم شاد و پر انرژی بودم که حال خوبمو به همه انتقال میدادم
لیست آرزوهای خود را در فایل مقدمه مرور کنید و سعی کنید از نظر خداوند مسیر رسیدن به خواسته های خود را به شکل ساده ترسیم کنید به این معنی که اگر خدا بودید چگونه به ساده ترین شکل ممکن این خواسته را برآورده میکردید ؟
یکی از آرزوهای من خرید یک آپارتمان تک واحدی ۱۸۰ متری با ویو فضای سبز در بهترین خیابون شهرم است که خداوند قدم اول را به سادگی برام برداشت من هدایت شدم به باشگاهی در اون خیابون چون مربیم از باشگاه نزدیک خونه ی من رفت به اون باشگاه ، منم با اینکه راهم خیلی دور شده بود رفتم اون باشگاه ، همیشه آرزو داشتم تو اون خیابون خونه داشته باشم الان چند ماهه که به باشگاه اون خیابون میرم و هر روزی که باشگاه میرم تجسم میکنم که خونه ی من کنار اون باشگاهه و من هر دفعه با ذوق و شوق و لذت فراوان تو اون باشگاه ورزش میکنم ، باشگاه اون خیابون برام نشونه ی بزرگیه که بزودی اونجا خونه ی دلخواهمو میخرم ، خدایا شکرت که همه کارهامو براحتی برام انجام میدی
سلام استاد عزیزم چونکه دیدگاهم تغیر کرد خواستم این تمرین رو باز انجام بدم .اگه جای خدا بودم چ مسیر راحت و آسونی رو برای اهدافم در نظر میگرفتم .
صاحب خانه شدن : یک انسانی که وضع مالی خیلی خوبی داره و قصد مهاجرت داره با من تماس میگیره و میگه توی شهرستان خوش آب و هوا یه واحد آپارتمان داره که نوساز و تروتمیز و یکسری لوازم اولیه رو داره برای شروع یک زندگی . و میخواد انفاق کنه و اون بده به یک خانم . و منو خیلی هدایتی از یه سایتی پیدا کرده . بعد که پیگیر میشم میبینم اون خونه همه شرایط ش با من جوره و من قبول میکنم و صاحب قانونی اون خونه میشم .
ماشین : پدرم وقتی ساختمونش رو تکمیل میکنه اوضاع مالیش بهتر میشه و برای من یه کویک سفید میخره .
پسرم : وقتی منو میبینه که پشت ی ماشین جدید نشستم و براش تعریف میکنم که صاحب خونه شدم . خیلی ذوق میکنه و میگه مامان منو ببر پیش خودت .
درآمد: همونطور که تو تمرین قبلی نوشتم مهریه ام به راحتی هر ماه پرداخت میشه . و از طرفی محصولات خودم هم به بالاترین قیمت فروش میره . و من با تولید محتوا در روبیکاهم کسب درآمد میکنم .