مغز ما یه جورایی مثل یه فرمانده پنهانیه 🎩🧠 که همیشه داره بیوقفه دستور میده! این فرمانها تبدیل میشن به رفتارهایی که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهشون نیست. همین رفتارهای به ظاهر کوچیک، همون عادتهایی هستن که سالهاست ما رو بیصدا به سمت چاق شدن هدایت کردن 😯🍩
اما خبر خوب اینه که توی این مقاله قراره با هم بریم سراغ کشف فرمول های چاقی! 📜💥
ببینیم دقیقاً این فرمولها چی هستن و چطور میتونیم با تغییرشون، یه مسیر جدید برای بدن و ذهنمون بسازیم. مسیری که ما رو به سمت حال خوب، سبک شدن و زندگی سالمتر هدایت میکنه 🌈🚶♀️✨
چاقی چیست؟ 🤔
تصور کن یه روزی بود که اصلاً خودتو نمیشناختی… نه تصویر روشنی از خودت داشتی، نه میدونستی اون عادتهای کوچیکی که هر روز تکرار میکنی، قراره یه روز تبدیل بشن به فرمولهای پنهانی چاقی 😮🍟

شاید الآن که این مقاله رو میخونی، دلت از دست چاقی حسابی گرفته باشه.
شاید خستهای از اون همه تلاش بینتیجه… از دست فرمول های ذهنی چاقکنندهای که یواشیواش توی ذهنت جا خوش کردن و بیخبر تو رو کشوندن به اینجایی که الان هستی 😓
اما یه خبر خوب دارم برات:
❌ نه رژیم میخوای، ❌ نه دارو، ❌ نه ورزشهای سنگین
✅ فقط باید با ذهنت آشنا بشی، ✅ فرمول های چاقی رو بشناسی، ✅ و کمکم تغییرشون بدی…
🌟 این مسیر تغییر، کاملاً در دستان توئه! آمادهای برای یه سفر شگفتانگیز ذهنی؟ 🚀
تنها مسیر واقعی لاغری کجاست؟ 🌈
✅ تنها راهی که واقعاً جواب میده، «لاغری با ذهن»ـه.
این روش یعنی یاد بگیری چطوری اون فرمول های چاقی رو از ذهنت پاک کنی و به جاشون فرمولهای لاغری بسازی؛ بدون جنگیدن با خودت، بدون اجبار، بدون محرومیت 🙌
فرمول های چاقی چطور کار میکنن؟ 🧠📊
یکی از جذابترین بخشهای این روش اینه که ما دقیقاً میفهمیم چی توی ذهنمون داره باعث چاقی میشه.
فرمول های چاقی همون برنامههای ناخودآگاهیان که سالهاست ذهنمون بهصورت خودکار اجراشون میکنه. برنامههایی مثل:
- باید همیشه بشقابت رو تموم کنی 🍽️
- اگه غذا نخورم، حالم بد میشه 😵
- دسر بعد از غذا لازمه! 🍰
ولی ما قراره اینجا چی کار کنیم؟ 💡
۱. این فرمولهای پنهونی رو شناسایی کنیم 🔍
۲. بعدش با تمرین و آگاهی، جای اونا فرمولهای لاغری ذهنی رو بذاریم 🌱
نتیجه نهایی؟ 🎉
راه لاغری از همون ذهنی میگذره که سالها با فرمولهای چاقکننده ما رو توی اضافه وزن نگه داشته!
این بار فقط قراره مسیر آشنا رو با یه مقصد جدید طی کنیم: تناسب اندام پایدار 🏖️🌟

چرا چاقی سریع تر از لاغری است
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، بر این باورند که روند چاقتر شدن آنها سریعتر از لاغری است. اما حقیقت این است که توجه به چاقی نقش اصلی را در این احساس بازی میکند.
هرچه بیشتر به چاقی توجه کنیم، در واقع فرمول های چاقی ذهنیمان را تایید کردهایم. این تمرکز نه تنها باعث تقویت فرمولهای ذهنی مرتبط با چاقی میشود، بلکه احساس ضعف و ناتوانی در برابر چاقتر شدن را در ما به شدت افزایش میدهد. 😞
برای رهایی از این شرایط و تغییر روند به سمت لاغری، باید تصمیمات و رفتارهای خود را تغییر دهیم. به این معنی که باید طوری زندگی کنیم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خود هستیم. 🏋️♀️✨
این تغییرات به مرور زمان باعث میشود که فرمول های چاقی ذهنیمان کمرنگتر شوند.
این تغییرات از ذهن آغاز میشوند و به تدریج به رفتارهای روزمره ما منتقل میشوند. با این کار، شخصیت ما از فردی که خود را چاق میبیند به فردی تبدیل میشود که در ذهن و رفتار، متناسب است. 💪
این فرآیند منجر به ایجاد تصاویر ذهنی جدیدی میشود. از آنجایی که ذهن ما تصویری است، این ذهن شروع به ایجاد تغییرات در جسم ما میکند تا آن را با تصاویر جدید و متناسبتر از قبل، منطبق کند. 🧠✨
فرمول های چاقی که روزگاری ما را درگیر کرده بودند، حالا در حال تغییر و جایگزینی با فرمولهای لاغری جدید هستند! 🌟

🕰️ نقش زمان در چاقی
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها یواشیواش باعث میشه بیشتر از قبل حواسمون به چاقی جمع بشه، تعیین زمان برای لاغریه! ⏳
فکرشو بکن… یه روزی با خودت عهد میبندی که مثلاً تا عید یا فلان تاریخ خاص باید حتماً لاغر بشی. حالا هر چی از اون تاریخ میگذره و خبری از لاغر شدن نیست، ناامیدی بیشتر میشه…
و چی میشه؟ 🤯
بجای اینکه تمرکزت بره سمت لاغری، ذهنت مدام درگیر چاقی میشه. 😞
ولی چرا این اتفاق میافته؟!
جواب توی همون فرمول های چاقی پنهونه! 🧠
ذهن ما با برنامهریزیهای ناخودآگاهی که سالها براش تکرار کردیم، عادت کرده بیشتر به چاقی فکر کنه تا لاغری. هر بار که زمان میذاری و بهش نمیرسی، ذهن دوباره یادآوری میکنه: «دیدی نشد؟ تو همیشه چاق میمونی!»
این افکار ناامیدکننده، درست مثل یه دام ذهنی هستن که ما رو وارد چرخهی تکرار و شکست میکنن 🔁
چرا تعیین زمان، باعث شکست میشه؟ 🚫
یکی از دلایل اصلی که باعث میشه خیلی از آدمها توی مسیر لاغری جا بزنن، همین تمرکز زیاد روی زمانه.
چون ذهن، به جای اینکه درگیر تغییر فرمولها بشه، درگیر تقویم و تاریخ میشه! 📆
هر روزی که از اون زمان تعیینشده میگذره، احساس شکست، اضطراب و سنگینی بیشتری میاد سراغمون…
اما نگران نباش! 😊
توی دورهی لاغری با قدرت ذهن، دقیقاً به این موضوع پرداخته شده و بهت آموزش داده میشه چطور این استرس زمانی رو بذاری کنار و سبکتر ادامه بدی. 🌿🧘♀️
یه پیشنهاد مهم برای تو 🎥💡
حتماً فایل تصویری این جلسه رو چند بار با دقت ببین 🎬 و خوب به حرفها فکر کن…
🔎 آیا تو هم این رفتارها و افکار رو توی خودت میبینی؟
اگه بله، بدون که تغییرشون شدنیه 💪 کافیه تمرکزت رو بذاری روی درک بهتر فرمول های چاقی و قدمبهقدم به سمت ساختن فرمولهای جدید و متناسب پیش بری.
✨ این مسیر، همون چیزیه که تو رو به سمت تصویر ذهنی جدیدت هدایت میکنه.
تصویری که توش خوشحالتر، سالمتر و رها از فشارهای ذهنی هستی! همهچی از ذهن شروع میشه… و تو آمادهای برای این شروع تازه! 💫🌱

تغییر مسیر با لاغری ذهنی 🌱
حالا که میدانیم توجه به چاقی چه تأثیراتی دارد، گام بعدی این است که یاد بگیریم چطور توجه خود را به سمت تناسب اندام و لاغری ذهنی معطوف کنیم.
برای این کار، نیاز داریم به طور مداوم در فکر خود تمرکز کنیم تا فرمول های چاقی جای خود را به فرمولهای لاغری بدهند.
این تغییر مسیر، با تمرینهای ذهنی، تصویرسازی مثبت و تغییر افکار منفی درباره چاقی در دوره ورود به سرزمین لاغرها به تدریج رخ میدهد و باعث میشود که ذهن ما به جای تقویت چاقی، به سمت تناسب اندام هدایت شود. 💪
این رویکرد نه تنها راهی برای رهایی از چاقی است، بلکه به شما این امکان را میدهد که در زندگی روزمرهتان آزادی بیشتری داشته باشید، بدون اینکه ذهن شما به دام فرمول های چاقی بیافتد. 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
✨ تمرین ویژه: شکستن فرمول های چاقی ✨
📌 مرحله اول: قطع عادت صحبت درباره چاقی
یکی از فرمول های چاقی، صحبت مداوم درباره چاقی است. این کار مثل ریختن بنزین روی آتش اضافهوزن عمل میکند! 😱
حالتهای مختلف این عادت مخرب شامل:
- 📣 گله و شکایت از چاقی
- 😅 شوخی و مسخره کردن خود یا دیگران به خاطر اضافه وزن
- 🙄 حرف زدن درباره لاغر نشدن
- 🥲 حسرت لاغر بودن را خوردن
✍🏻 حالا زمانشه! به صورت انشایی بنویسید:
- چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
- این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!
📌 مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت
یکی از اصلیترین فرمول های چاقی، نفرت از بدن فعلی است. 🥺
وقتی با جسم خودت قهر باشی، ناخودآگاه چاقتر میشوی. راهش چیه؟ آشتی کردن با خودت! 🤗
✍🏻 بنویسید:
- چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
- آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
✍🏻 سپس متعهد شوید:
- شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی میپذیرم. 💗
- با جسمم آشتی میکنم. 🤝
- راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلحآمیز با خودم تعیین میکنم و عمل میکنم. ✅
مثلاً:
- 👗 پوشیدن لباسهای رنگ روشن دلخواه
- 📸 عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانیها
- 🪞 لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی
- 💬 حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه.
📌 مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر! 🔮
یکی از قویترین فرمول های چاقی، تمرکز بر اضافه وزن است. اما تو میخواهی فرمولهای لاغری را فعال کنی! 🌟
✍🏻 بنویس:
- لاغری چه مزیتهایی برایت دارد؟ 🎯
- چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمیات خواهد داشت؟ 🧘♀️
- در روابطت چه تغییری ایجاد میشود؟ 👨👩👧👦
- اعتماد به نفست چطور بالاتر میرود؟ 💪
- در کسبوکار و شغلت چه تحولاتی رخ میدهد؟ 💼
- چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟ 🌈
✨ هر چه دقیقتر و با جزئیات بیشتر بنویسی، ذهن ناخودآگاهت پرقدرتتر برای تحقق آینده لاغرت آماده میشود.
یادت نره! گزارش تمریناتت رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بذار! 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
امتیاز 3.95 از 244 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به دوستان الان عکس اقای فواد دیدم گفتن باهمسرشون شرکت کرده بودند خواستم بهشون تبریک بگم خیلی خوشحال شدم که دو نفر دیگه به زندگی عادی خودشون برگشتن واز این به بعد ی زندگی متفاوت ولذت بخشی تجربه میکنن در پناه خدا باشید وتشکر وصد تشکر از استاد که این فایلهارو برامون تهیه کردن زندگی به کام
نشان های دریافت شده
سلام دوستان تمرین جلسه هفتم لاغری با ذهن توجه کردن به چاقی من هر وقت میخواستم لباس بپوشم کلی اعصابم خورد میشد مخصوصا اگه یکم تنگ بود تمام برجستیگها که براثر اضافه وزنم بود میافتاد بیرون کلی بدم میومد وقتی میخواستم برم بیرون ی مانتو میخواستم بپوشم که هیچی اخ اینجاش بد نباشه بدنم معلوم نباشه خلاصه همیشه اسپرت میپوشیدم که گشاد باشه تو خیابون همش هواسم بود که مانتوم به تنم نچسبه از وقتی چاق شدم کلی بیماری گرفتم پا درد کمر درد زانو درد آز بسکه رژیم گرفتم سیستم دفاعی بدنم خیلی ضعیف شده اصلا نمیتونم کارهای روانه امو انجام بدم وقتی ظرف میشستم وجارو میکردم دیگه دیگه بدنم جون نداشت تا بقیه کارهامو بکنم ومجبور میشوم ولش کنم خیلی تنبل شده بودم وحوصله کار کردنو نداشتم خلاصه اگه بخوام همه رو بنویسم حوصلتون سر میاد تو دفترم مینویسم تمرین دوم گام اول من قول میدم به خودم که دگه هیچ وقت در مورد چاقی با کسی صحبت نکنم ایشالا به اتید خدا گام دوم قول میدم که با اعتماد به نفس جلوی اینه برم واز خودم بدم نیادو وخودمو سرزنش نکنم واز خودم فرار نکنم از جسمم فرار نکنم خدومو با این جسمم بپذیرم وبه خودم تو اینه قول بدم که تغییر میدم جسم بپذیرم کا کار خودم بوده گام سوم داستان لاغر شدن من من از وقتی که لاغر شدم خیلی احساس خوبی دارم خیلی خوشحالم وخیلی سبک شدم واحساس میکنم از سبکی میتونم پرواز کنم وسرشار از اعتماد به نفسم ودیگه هیچ بیماری ندارم ودیگه تمام کارهامو زود انجام میدم واز پله ها یکضرب میرم بالا بدون اینکه به پته پته بیافتم وقتی لباس میپوشم هیچ چیز اصافه ندارم وخیلی خوشتیپم وبا غرور راه میرم دنیا راه برم خسته نمیشم از وقتی به وزن ایدالم رسیدم مشکلاتم همش برطرف شده ی معجزه بزرگ تو زندگیم اتفاق افتاده ومن ببنهایت خوشحالم وبینهایت از خدای بزرگم واستاد سپاسگزارم
حق من که متناسب بشم و متناسب بمانم این حق رو از خودم نمیگیرم
برای اینکه این حق رو از خودم نگیریم خیلی از کارهایی رووکه قبلا انجام میدادم رو حالا دیگه نباید انجام بدهم مثل اینکه درمورد چاقیم با کسی حرف نزنم و درد و دل نکنم که بابا من چیزی نمیخورم همش یه وعده یه وعده هم کم میخورم و …
به هیچ عنوان خودم رو سرزنش نمیکنم که وای این چه جسمی که من دارم چرا اینقدر چربی دارم چرا شکمم اینطوره یا اصلا لباس رنگ شاد نبپوشم که اینا رو نبینم یا عکس نگیرم از خودم یا اینکه داخل ایینه نرم که خودم رو نببینم اینکار رو نکنم اخه خودم به این روز خودم رو در اوردم مسولیتش رو پدیرفتم پس باید دوسش داشته باشم و خودم رو بعل کنم و به خودم عشق بدم
و اما زمانی که در چاقی بودم چه محدودیتهایی داشتم
جلوی همسرم خجالت میکشیدم با این همه نا فرمی و چاقی راه برم
تو جمع ها روم نمیشد خودم رو اونجور که دوست دارم ببینم و حاصر بشم
داخل عروسیها اصلا روم نمیشد که برقصم یا بلند بشم
خیلی چهرام رو پیرتر و نازیبا میکرد
محدودیت تو خرید داشتم و اصلا تمام معازها رو میگشتم تا چیزی که اصلا سلیقه ای من نبود ولی اندازم بود میخریدم
تو خوردن عجله میکردم و خیلی حرص و ولع داشتم که اصلا با کلاس نبود نه جلوی همسرم نه فرزندانم نه بقیه
حتی سایز پام خیلی تغییر کرده بود که مجبور بودم یه کفش طبی خیلی زشتی به پا کنم که احساس میکردم پیر شدم
زانو درد و کمر درد گرفته بودم که خیلی نراحت بودم
با تنگتر شدن لباسهام برام هر روز افسرده تر و ناراحت تر میشدم و عصبی میشدم
ولی دیگه نمیخوام به چاقی توجه کنم میخوام به لاغری که الان در من نیست و وجود نداره اگاهانه توجه کنم تا به اون برسم
من قبلا هر کاری میکردم مثل ورزش و رزیم و راهکار لاعری پیدا کنم وبا کسی در مورد خودم و مشکل چاقیم حرف میزدم فکر میکردم لاعر میشدم در صورتی که نتیجه عکس میداد ولی حالا اگر من لاعر بشم
تفریحاتم بهتر میشن
لدت بیشتری از عداها میبرم
اعتماد به نفسم عالی میشه
چهره ای شداب و زیبا پیدا میکنم
جوانتر به نطر میرسم
ازادی در خرید کردن دارم
هر چی بخواهم لباس حتی سایز مانکن رو به راحتی میخرم و تنم میکنم
سبک و رها در تمام لباسها هستم و احساس شادابی وشادی دارم
همه جا با اعتماد به نفس طاهر میشم
مثل ملکه ها غدا میخوزم ارام و اهسته
خیلی خوش لباس و خوشتیپ میشم
روباط عالی با همه پیدا میکنم
لاعر شگفت انگیزی میشم که هر چی میخوام میخورم و جسم ایده الی رو دارم
با لباس مجلسی دلخواهم در عروسی و مراسم ها حصور پیدا میکنم
با بهترین لباسها در باشگاه طاهر میشم و برای شادابی خودم باشگاه میرم
و در کل من با توجه کردن به لاغری تصویز لاعری در دهن خودم ایجاد میکنم و دهن هم به سوی ان تصویر حرکت میکنه پس من لاعری رو انتخاب میکنم و به اون توجه میکنم تا به اون سمت برم
زمانی که من به لاعریم برسم به اولین هدفم ار طریق ذهنی رسیدم پس بقیه موفقیتها هم برام از این طریق خیلی راحتتر به وجود میاد موفقیت در زمینه روابط و ثروت و سلامتی و اعتماد به نفس
تصویر سازی صحیح با خواندن و نوشتن برای خودتون ایجاد کنید
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد و دوستان گرامی
تمرینجلسه هفتم
موضوع فرمولهای چاقی و اثرات توجه کردن به چاقی
اول از همه تمرین اول رو به توصیه استاد می نویسم :
محدودیتهای انتخاب که بخاطر چاقی برامون ایجاد شد چه مواردی بودن محدودیتهایی کهباعث شد به یکسری از موفقیتهامون نرسیم
و دچار احساسات بد بشیم .:
سعی صد درصد می کنمکه این آخرین باری باشه که راجع به چاقیم با کسی صحبت می کنم
چاقی باعث شد توی کوچه و خیابون در رفت و آمدها دچار فشار روانی و خشم بشم به دلیل جلب توجه مردانی با افکار بیمار
چاقی باعث شد دچار بیماری ریفلاکس معده بشمکه از عواقبش سوزش سر دل و گلو بود
کمر و زانوهام تحت فشار قرار گرفتن و دیگهنتونستم به چالاکی از پله ها بالا و پایین کنم از سرپا ایستادن زود خسته میشم و نمی تونم مسافتی رو براحتی به دویدن اختصاص بدم
غبغب شکل صورتمو خراب کرد و به زیباییش لطمه زده
چاقی باعث شد نتونم سحر خیز باشم و از هوای فرح بخش صبحگاهی استفاده کنم کاهل نماز شدم و اگر هم توفیق پیدا کنم بخونم باید روی صندلی بشینم که اصلا دوست ندارم خصوصا جلو ی دید همسرم چون به ذهنش می آد که زن منم دیگه پیر شد باید نشستهنماز بخونه با اینکه خودشم روی صندلی نماز می خونه اما به من سختمیگذره که بخوام جلوش نشستهنماز بخونم روی صندلی حس خوبی ندارم به اینکار شاید یک دلیل کاهل نمازیمم همین باشه
چاقی باعث شد از نگاه در آینه فراری باشم واز
آینه قدی بدم بیاد فقط جلوی آینههای کوچک در ارتفاع بالاتر از بالاتنه ام فقط صورتمو ببینم
چاقی باعث شد نگاه همسرم به من تغییر کنه
و برداشتم از نگاهش و افکاری که پشت این نگاه هست حس خوبی نیست اصلا
چاقی باعث شد از پوشیدن کفشای زیبای پاشنه بلند و رقص در مجالس زنانه اجتناب کنم با اینکه عاشقشونم
چاقی باعث شد در اخذ گواهینامه رانندگی ناموفق باشم چون مربی دایم بهم گفت لاغرا خیلی راحت تر از چاقها گواهینامه می گیرن
چاقی باعث شد دچار حرارت داخلی بدن بشم
چرا که قشر چربی خاصیتش تولید گرمای اضافه اس در صورتی که عاشق خنکی ام
چاقی باعث شد زخمهای احنمالی و بریدگی ها دیر التیام پیدا کنن و تبدیل بشم به یه آدم بد زخم بد رگ هم شدم به دلیل همینچاقی موقع سرم زدن رگ دستم براحتی آماده آنژیوکت نمیشه اذیت میشم
سایز سینه هام بالا رفت و به ۹۰ رسید و باعث شده به کتف و گردنم فشار وارد کنه و قوز کرده بشینم و راحت نتونم به پهلو ها بخوابم و مدل خوابم بشه افتادن روی شکم و تاب برداشتن ستون فقرات
یکی از آسیبهای روحی کهچاقی به من زد محدودیت در انتخاب طرح و رنگ لباس ومانتو و شلوار بوده …..
میگن چاقها امکان ابتلا به بیماری های سختی در کمینشونه و اینمنو در ترس دایم نگهداشته
خلاصه که اینچاقی بد دردیه
تمام موارد بالا که ذکر کردم همهباعث توجه بیشتره من به چاقی بوده و هست
طبق فرمایشات استاد توجه به چاقی باعث استمرار و چاقی بیشتره
و این توجه براحتی از لاغر شدن جلوگیری می کنه
عامل توجه مث شمشیر دو لبه اس
یک سمتش باعث چاقی و یک سمتش کمکبه لاغری و تناسب
توجه به چاقی در سالهای اخیر مارا چاقتر کرده و سرعت اونو بیشتر
در نتیجه باید هر رفتار ی رو که نشون دهنده ی توجه ما به چاقیه متوقف کنیم به این ترتیب خودبخود به سمت تناسب هدایت میشیم توجه به لاغری در عینچاق بودنمون کار بسیار سختیه
اما شدنیه
چه راهکارهایی داریم برای برداشتن توجه از چاقی و معطوف کردن آن به لاغری
یکی از عوامل توجه به چاقی حالت ترس از چاقتر شدنه که اتفاقا باعث چاقی بیشتر میشه
فرض کنیم در وزنهشتادیم و دایم می ترسیم که بیشتر نشیم در اینحالت ما برای اندامی سنگینتر از وزنهشتاد تصویر سازی می کنیم و خودمونو در وزنهای بالاتر مثلا ۸۲ یا ۸۵ می بینیم و چونمغز بر اساس تصویر سازی کار می کنه ما رو به سمت چاقتر شدن هدایت می کنه و تلاش ما رو برای کاهش وزن با شکست مواجه می کنه
ما ترسمون از چاقی رو با ترسیدن از غذاها به نمایش می ذاریم
ما باید با راهکارهای مناسب ترس از غذاهارو متوقف کنیم
افکارمونو راجع به اثرات مواد غذایی در بدن تغییر بدیم به لاغرهایی فکر کنیم و به تصویر بکشیم که با خوردن همین غذاها خیلی هم متناسب و لاغرن
پس در نتیجه باید این فکر که میگه غذاها سبب چاقی و اضافه وزن هستن روبذاریم کنار
ما می تونیم در نهایت با یک دیدگاه جدید فقط در صدد کمتر خوردن بربیاییم
دیدگاه جدیدم به من میگه کمتر بخور تا با خالی بودن سر معده آنزیم ها برای هضم و جذب غذا بخوبی و راحتی ترشح بشن و انرژی غذاها برای کار و فعالیت آزاد بشه و تبدیل به چربی نشه
کمتر بخور تا مثل لاغرها حالت خوبی از خودت به نمایش بذاری کمتر خوردن روش عالی و ممتاز لاغرهای طببعیه
من کمتر می خورم نه با این فکر که غذا باعث چاقیه نه بلکه کمتر خوردن یک روش درست غذا خوردنه برای انرژی گرفتن به مقدار کافی و راحتی و آسایش دستگاه گوارش ….پرخوری روش درستی نیست نه نمایش خوبی داره و نه اثر خوبی در دستگاه گوارش بلکه یکخصلت و یکعادت قشنگه
حالا منچطوری سعی کردم این عادت زیبا و صحیح رو به خودم یاد بدم تا بشه ملکه ذهنم
با یه روش خیلی ساده
نه با قرص وکپسول خوردن و احساس فشار جسمی و روحی
به این شکل که غذامو طبق مقدار معمول روی سفره یا توی سینی می ذارم از هر چیزی یک لقمه یا یکی دو قاشق میل می کنم و سرمو به یه کار ۱۰ دقیقه ای گرممی کنم
مثلا میرمپای ظرفشویی یا صحبت با همسرم یا خواندن دیدگاههای لاغری در سایت خلاصه یه ۱۰ دقیقه زمان می خرم برای خودم
بعد که می آم برای صرف باقی غذام می بینم به مقدار زبادی ولع و احساس گرسنگیم کم شده و با آرامش و طمانینه مشغول صرف غذا میشم
و براحتی می تونم از چند قاشق آخر غذام صرف نظر کنم و اونو کنار می ذارم و اینکار چه لذت بخشه
من با این روش ساده طی دوماه گذشته دو سایز کمکردم به همین راحتی و خوشمزه گی
😃😃
استاد عزیز برای تغییر دادن کانون توجه ما از چاقی به لاغری چند راهکار جلو پامون گذاشتن که عبارتند از
یک از این به بعد دیگه هیچ جا و در مقابل هیچکس حتی خودمون صحبتی از چاقیمون نکنیم به هیچ وجه هرکسی هم بحثو کشید وسط مودبانه از ادامه بحث منصرفش کنیم یا اونمحل رو ترککنیم اگر امکان داره
دو با آینه و نگاه به بدنمون در آینه های قدی آشتی کنیم
با بدنمون حرف بزنیم بدن عزیزم لطفا منو ببخش که با نا آگاهی و بی توجهی به این حال و روز انداختمت واقعا متاسفم ازت ممنونم که این همه سال به من خدمت کردی و با وجودی که با فشاری که بهت وارد کردم بازم مقاومت کردی و وظیفه اتو انجام دادی در قبال من
من دوستت دارم تو هم بیا بامن همکاری کن تا زودتر به شکل ایده ال اولیه بسازمت
از اینکه با نفرت به اندام چاقمون نگاه کنیم دست برداریم به هر چیز نفرت بدیم اوضاعو خرابتر می کنیم عشق چاره کاره نه نفرت و انزجار
اینجوری به خودمون کمک شایان توجهی می کنیم
راهکار سوم نوشتن محسنات و اثرات مثبت لاغر شدن در جسم و روابط و زندگیمون
حسابی داستانسرایی کنیم و با گفتن این داستان براحتی تصویر لاغرمونو در ذهنمون ببینیم
می تونیم داستانمونو که نوشتیم بخونیم و صدامونو ضبط کنیم و شبها قبل خواب در حالت آلفا اونو گوش بدیم تا خوابمون ببره
اونوقت می بینیم که اینکار چه اثرات شگفت انگیزی برامون رقم خواهد زد
من همینجا نوشته خودمو به پایان می برم
راستش کمی خسته شدم
داستان لاغری خودمو در دیدگاه بعدی براتون خواهم نوشت
ارادتمند شما خانوم شهربانو ۵۳ ساله از تهران ۲۱ مهر ۱۳۹۹ ساعت ۲ بامداد
نشان های دریافت شده
تمرینات امروز
اول از اینکه دیگه بع هیچ عنوان در مورد چاقی خودت با هیچ کس هیچ کس حرف نمیزنی
تمرین دوم چه کارهایی کردی که در زندگیت به چاقی توجه کردی؟
تا کلاس پنجم همیشه لباس های سایز بزرگ برام میخریدند و پاچه ها و آستین هایشان را کوتا میکردند همیشه لباس ها تیشرت ها ومانتوهای تیره نپوشیدم که چاقی من کمتر مشخص شود وقتی زنگ ورزش میشد تمام غصه های دنیا رو دلم جمع میشد حرف های هم کلاسی ها که بهم میزدند حرف های خانواده که میگفتند کمتر بخور به اسم های مختلف صدام میکردن کپل تپل خپل گنده چاق گامبو بچه فیل گندبک…..و و و
به جای شلوار راحتی دخترونه صورتی شلوارهای گشاد بدرنگ میپوشیدم از عکس گرفتن متنفر بودم آرایش نمیکردم کفش پاشنه بلند نمیپوشیدم همیشه کت دامن برا عروسی میدوختم موهامو صاف میکردم و مدل درس نمیکردم که چاقتر به نظر نیام نمیرقصیدم
شنا نمی رفتم زیاد حرف نمیزنم
بازار برای خرید نمی رفتم رستوران نمی رفتم غذا نمیختم
تمرین بعدلاغر شدن چه مزایایی دارد؟
۱.اعتماد بنفسم بالا میره۲ .شاد میشوم ۳.سبک میشوم وبه راحتی تمام کارهای شخصی خودم وکارهای خانه را انجام میدم
۴.شیک پوش میشوم۵ لبای های شیک اندامی و رنگ روشن سایز ۴۰ می پوشم و لذت میبرم
۶.به راحتی راه میروم واز پیاده روی لذت میبرم
۷.سلامت میشوم و از زندگیم لذت میبرم
۸.به راحتی با بچام بازی میکنم و از وقت گذراندن با آنها شاد میشوم
۹.روابطم با همسرم عالی میشود
تمرین سوم
فک کن چند سال گذشته و در تناسب اندام کامل هستی از احساس خودت بنویس؟
من بهمن ۹۷ زمانی که باز از یک برنامه ی رژیمی و ورزش شدید خسته و کلافه بودم با این روش آشنا شدم هروز با اشتیاق ادامه دادم روز به روز تغییرات روحی وروانی عالی در خودم میدیدم خیلی حالم بهتر شد و ماه به ماه بهتر میشدم بعد از مدتی که ذهن من آموزش دید و من استمرار به خرج دادم و ادامه دادم هروز هروز
وقتی ذهنم یواش یواش متناسب شد جسمم شروع به متناسب شدن کرد حالم روز به روز بهتر میشد جسم من یواش یواش لاغر شد و به سایز ۴۰ رسید و من به آرزوی خودم رسیدم و الان بدنی متناسب زیبا جذاب بدن ذره ای شل شدن و بدون ذره ای ترک به وزن ۶۸ رسیدم الان لباس های شیک واندامی سایز ۴۰میپوشم و خیلی لذت میبرم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
یکی از مهمترین تاثیراتی که اضافه وزن در زندگی من گذاشت این بود که باعث شد که ارتباطات من با فامیل و دوستان محدود بشه چون واقعا خجالت میکشیدم که توی جمع اونا حاضر بشم آخه دوستام و اقواممون همه متناسب بودن.
همین امر موجب شد که من روز به روز گوشه گیر و منزوی بشم و کلی فرصت های خوب رو در زمینه های مختلف (تحصیل، ازدواج و …) از دست بدم.
به عنوان مثال: زمانی که دانشجو بودم (چه دوره کارشناسی و چه ارشد) اساتید برای برخی دروس نمره کمکی در نظر گرفته بودن و به این شکل بود که باید یک درس رو تدریس میکردیم تا نمره کمکی دریافت میکردیم. من هم خیلی به تدریس کردن علاقه داشتم، و هم اینکه به کامپیوتر و طراحی پاورپوینت که برای تدریس لازم بود مسلط بودم. اما به خاطر اضافه وزن خجالت میکشیدم که جلو 27 نفر بایستم و شروع به تدریس کنم. همین موجب شد که کلی نمره کمکی از دست بدم و به خاطر اضافه وزن بارها خودم رو سرزنش کنم.
نمونه دیگه اینکه در جشن فارغ التحصیلی دانشگاه، چون باید بالای سن میرفتیم تا لوح تقدیر و تندیس دریافت میکردیم و با همکلاسیامون عکس میگرفتیم من به خاطر اضافه وزن اصلا در این جلسه فارغ التحصیلی شرکت نکردم و کلی حسرت خوردم که مردم همه آرزوشون هست که دانشگاه تهران قبول بشن، اما من فارغ التحصیل ارشد دانشگاه تهران به خاطر اضافه وزنم خجالت میکشیدم که حتی یه عکس توی دانشگاه تهران بندازم.
نمونه دیگه اینکه در دوران مدرسه از زنگ ورزش متنفر بودم و اکثرا بازی شطرنج رو واسه ورزش انتخاب میکردم چون نیازی به تحرک نداشت.
من از امروز 99/6/31 متعهد میشم که دیگه در مورد اضافه وزنم با کسی صحبت نکنم و خودم رو سرزنش نکنم و خودم رو با همین شرایط بپذیرم😊.
لاغری چه مزیت هایی براتون به ارمغان میاره؟
اول از همه سلامتی برام به ارمغان میاره و میتونم راحت و بدون نفس نفس زدن پیاده روی کنم و همچنین راحت از پله بالا و پایین برم.
مزیت دیگه، اعتماد به نفسم بالا میره و به راحتی در هر جشن و مراسمی شرکت میکنم بدون این که بخوام مورد سرزنش دیگران واقع بشم.
مزیت دیگه، اینکه میتونم هر لباسی که دوستش دارم رو بخرم و نگران این نیستم که آیا این لباس اندازه ام میشه یا نه.
مزیت دیگه، مانتوهای رنگ شاد میپوشم و از پوشیدنشون لذت میبرم.
مزیت دیگه، به راحتی با دوستام عکس میگیرم و از تناسب اندامم لذت میبرم😊.
ضربه هایی که چاقی به من زده اینه که همیشه لباس که میپوشم جلوی آینه به خودم نگاه میکنم و به شکمم و از خودم بدم میاد نمیتونم هر لباسی بپوشم چون خجالت میکشم مشکلات اندامم معلوم بشه همیشه خودمو سرزنش میکنم که چرا باید این اندامو داشته باشم و هر جا میرم احساس میکنمدیگران تو دلشون دارن مسخرم میکنن
و اما از حسن های لاغری اینکه میتونم لباشهای جذب بپوشم در مهمانی ها با اعتماد به نفستر میشم و احساس لذت میکنم
سلام من قسمت اول که ضربه های چاقی بود رو نوشتم حالا میخوام قسمت دوم تمرین که تاثیرات لاغری هست رو بنویسم.
اینجا به صورت خلاصه مینویسم ولی واقعا یه سری چیزایی که درمورد لاغری فکر میکنم حتی قابل گفتن و نیست و زبون قاصره لاغری یکی از قشنگ ترین و شیرین ترین آرزو ورویای منه،واحساس میکنم اگه دیگه این چیزو به دست بیارم خوشبخت ترین باشم….
بالاغری ادم خیلی موقعیت های عالی پیدا میکنه مثل موقعیت های شغلی که برام پیش اومد که به خاطر چاقی کنسل شد ویا کارایی که میتونستم بکنم ولی چون چاق بودم ممنوع بود برام😑
شیک پوش بودن که وای نگم براتون که عاشق خریدم،دوست دارم برم خرید بدون فکر به سایز و اندام،هرچیزی که اراده میکنم باهررنگ ومدلی بخرم و لذت ببرم،مثل لباس عروسم که دوست دارم انقدر متناسب شده باشم که برای انتخاب مدل و طرح وپارچه محدودیت نداشته باشم
اعتمادبه نفس فوق العاده بالامیره
آرامش پیدا میکنیم که واقعا یه نعمت بزرگه که خدا برای انسان گذاشته
زندگی بدون دغدغه خوردن و چاقی و رژیم و……
نگاه مردم از رومون برداشته میشه….
حسادت و تعجب اونایی که تیکه مینداختن و مسخره میکردن به خاطر چاقی،اوناهم دیدن داره😂
پرسیدن همه که راز لاغریت چی بوده
سلامتی و شادابی و سرحالی
متناسب شدن قد باوزن و سن،من الان۲۱سالمه ولی هرکی منو میبینه میگه بهت نمیخوره ۲۱ سالت باشه خیلی بیشتر میخوره و این خیلی ناراحتم میکنه….
بالاغری و لاغر موندن نصف بیشتر غم وغصه وفکروخیال من کم میشه…
بالاغری خیلی ازمشکلات زنانگیم حل میشه،میتونم دیگه نگران بارداریم نباشم چون دکتر زنان خیلی بهم تاکید میکنه که تا لاغر نشی امکان بارداری صفره.درسته هنوز عروسی نکردم که بخوام بچه بیارم،ولی همین الان هم این چیز باعث استرس و ناراحتیه….
بالاغری ادم زیباترمیشه،من صورت زیبایی دارم ولی بابلایی که سر بدن بیچاره اوردم این صورت زیباهم تحت تاثیر قرارگرفته و غمگین و ناراحت وپوست خراب شده….
لاغری باعث میشه من به دوستان و اشناها بفهمونم که هیکل تو روابط مهم نیست…توی رابطه مهم مرام و معرفت و اخلاقه….
لاغری باعث آزادی عمل میشه…
لاغری برا من مثل زندگی دوباره س چون چاقی بهم اسیب های زیادی زده که فقط بالاغری درست میشه…
لاغری باعث میشه من قشنگ و راحت توبغل عزیزانم جا بشم،نه مثل الان که حتی همسرم دستاش بهم نمیرسه که بغلم کنه….
لاغری باعث میشه تمام مهمانی ها بهت خوش بگذره وترس و استرس چیزی رو نداشته باشی
لاغری باعث میشه دیکه سختی نکنشیم….حداقل یکی از سختی های زندگیمون کم میشه
لاغری باعث میشه حتی عزیزانم خوشحال تر باشن…خانواده بیچارم خیلی غصه چاقی منو میخورن ولی نمیدونن که از کودکی خودشون باعث شدن فکر من به سمت چاقی بره و پرورش پیدا کنه….دلم براشون میسوزه مخصوصا برای مادرم که جقدر برا لاغری من نذرونیاز و پول خرج کرده….
لاعری باعث میشه مورد تحسین قراربگیری که وای چه هیکل زیبایی داری..خسته شدم انقدراز هیکلم بدشنیدم….واقعا ازبدنم معذرت میخوام خیلی بدکردم درحقش….
این بود یه خلاصه از فواید لاغری…..
نشان های دریافت شده
سلام استاد. من تصمیم گرفتم حتما در دوره های آموزشی شما شرکت کنم.لطفا بهم بگین باید بقیه قسمت های رایگانم گوش بدم .خودم بسیار علاقه دارم له صخبت هاتون ولی آیا لازمه. و دیگه اینکه حتما باید از دوره ورود به سرزمین لاغرها شروع کنم. و پله پله برم جلو.یا میشه همون اول دوره های پیشرفته رو شرکت کرپ
سلام دوست عزیز
از اینکه همراه ما در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
هر زمان تصمیم به استفاده از دوره آموزشی گرفتید نیاز به ادامه دادن دوره رایگان ندارید
در دوره اصلی به شکل اصولی از اول مباحث متفاوتی رو با هم کار میکنیم که به شکل بسیار بهتری موضوع لاغری با ذهن برای شما واضح خواهد شد
در مورد ترتیب دوره های آموزشی تاکید میکنم از دوره ورود به سرزمین لاغرها باید شروع کنید
در غیراینصورت محتوای دوره های بعدی برای شما قابل درک نخواهد بود و به مشکل در یادگیری لاغری با ذهن بر میخورید
موفق باشید
به نام خدا
قسمت اول تمرین:ضربه هایی که از چاقی خوردیم و این توجهمون به چاقی چه چیزایی رو تغییر داده؟
خب خیلی ازتصمیمات وافکارمونسبت به خیلی چیزها تغییرداده و میده چون هنوز اضافه وزن شدید دارم ودارم سعی میکنم که توجهم برداشته بشه و نگران لاغری نباشم ولی برام واقعا سخته چون تماما به خاطر عروسیم و خرید لباس عروس تو استرسم،🥺😔حالاازقبلم بخوام بگم،مثلا توی بچگی و درمدرسه و چه موقعی که بزرگ شدم،دوست زیادی نداشتم،اگه دوستی پیدا میکردم معمولا تپل بودن یا کسایی بودن که نگاهشون به چاقی بدنبود،تو مدرسه توبازی ها من نبودم یا حضورم کمرنگ بود.
تواباس پوشیدن محدودبودم حالا زیاد رنگ تیره نمیپوشیدم چون سنم کم بود ولی خب اون لباس هایی هم که دوست داشتم مثل یه دختر بچه هایی که لباس پف پفی یا چین چینی یا عروسکی میپوشیدن،نمیتونستم بپوشم،همیشه خیاط برام میدوخت واخر اونی که میخواستم نبود.
همیشه ازخودم بدم میومدوضعف بزرگی برام بود بااینکه شاید خیلی از موقعیت های خوبی نسبت به بچه های دیگه داشتم الان که فکرمیکنم،ولی خب این ضعف باعث میشد هیچ لذت و خوشی رو نبینم و نفهمم و همش غصه دار باشم.
توباشگاه که فوتسال بازی میکردم،منو به خاطرچاقی همیشه میذاشتن دربازه بان چون میگفتن تو نصف دربازه رو میگیری نمیذاری توپ بره داخل،واینکه تحرک نداری و نمیتونی خوب بدویی با اینکه من خیلی تکنیک هارو بلد بودم و حمله ام خوب بودوشوت های قوی داشتم توتمرینات ولی خب مربی و گروه قبول نمیکردن.
کلا توتمام عمرم تا به الان من همش مسخره شدن از هرکس و ناکسی که فکرشو بکنید حتی پدرم.
توی جمع دوستان که کارفرهنگی میکردیم خیلی مکرد تمسخر بودم و به خاطر چاقی ایی که داشتم یه سری کارو نمیدادن انجام بدم بااینکه شاید بهترین کسی بودم که اون کارو بلد بودم.
همیشه خودمو مجبور میکردم به چادرپوشیدم تا کسی توی خیابون آویزونی گوشتامو و برجستگی هارو نبینه….
همیشه قبل مهمونی ها گریه میکردم و هرکاری میکردم تا نرم ویا دیده نشم و….الانم که دارم مینویسم حتی فکرش باز بغضم برام میاره….البته بااینکه الان نامزد کردم باز تاهمین ماه پیش همین بود حالم ولی حالا باز دارم سعی میکنم بپذیرم این بدنو که خودم نابودش کردم و چه بلای عظیمی سرش اوردم که تمام پوستم ترک ترک واویزون شده و سیاه به خاطر هی چاقی و لاغریهای متعدد.
😔😔😔😔من همیشهههه توجهاتم به چاقی بوده واگه هم گاهی میخواستم بهش فکر نکنم انقدر اطرافیانم میگفتن که دوباره توجهم جلب میشد،مثل الان که مدام میخوام توجهم برداشته باشه و دارم رو خودم کار میکنم ولی خانوادم همش میگن فکری برای چاقیت نمیکنی؟رژیماتو نمیگیری؟لباس عروس برات پیدا نمیشه و😭😭😭😭😭😭😭
توسن ۱۶ سالگی من۱۲۰کیلو بودم و یکی از بدترین اتفاقی که برام افتادو ضربه چاقیم بود رو توی این سن خوردم که هنوز فراموش نکردم، جریان ازاین قراره:باشوهرخواهرم و فامیلامیخواستیم بریم مسافرت وچندتا ماشین بودیم،موقعی که میخواستیم حرکت کنیم هیشکی قبول نمیکرد من تو ماشینش بشینم ومنو هی بازبون بی زبونی پاس میدادن اینکر به اونور ولی من که میفهمیدم برای چی اینکارمیکنن،یا میگفتن فنر های ماشینمون تحمل نمیتونه بکنه و ماشین به مشکل میخوره،یا ماشین نمیکشه راه بره خلاصه هزارو یک دلیل،توی تمام مدت سفر همیشه سراینکه من سوارکدوم ماشین بشم بحث بود غم عالم تو دل مادر بیچاره ام بود و بعدش هم خودم.که یه بار هم که میخواستیم بریم گردش و همه ماشینا راه افتادن و منم سوار یه ماشین بودم که اخرراه افتاد بعد به سر بالایی که رسید وهمه ماشینا رفتن و راننده که فامیل بود بهم گقت یه لحظه پیدا شو برو نوشابه بگیر بیا،من که پیاده شدم گاز ماشینو گرفت و رفت،من موندم تواون جاده که دیگه نگم براتون که بعد این اتفاق مادرم وخواهرم چه دعوایی کردن و ما برگشتیم.یعنی چاقی من خانواده هم درکیر و غصه دارکرده بود والانم همینه😭
من بعداین مسافرت تا مدت ها مریض بودم و افسرده و یه سری مشکلات از سر اعصاب برام پیش اومد،به نظرم برای دختر ۱۶ساله این ترد کردن به خاطر چاقیش واقعا دردناکه….
اولین باری که باهمسرم رفتم پارک ارم رفتم سوار یکی ازوسایل بازی هابشم که مرده جلوموگرفت و گقت خانم این صندلی هم اندازه شما نمیشه وهم تحمل وزن شمارو نداره نمیشه سوار بشید،جلوی همسرم آب شدم و کلی گریه کردم همسرم مشکلی با چاقی من نداره خداروشکر حتی الان که۴ساله عقدیم تاحالا فقط مدافع من بوده درمقابل تمسخر فامیلاشون یا دوستان و اشنایان ما.
(البته الان یه ماهه یه سری چیزا تغییرکرده….)
زمان عقدو نامزدیم لباس و کارهایی که میخواستم رو نتونستم انجام بدم چون نمیشدبه خاطرچاقیم
خیلی از مصاحبه کاری که موقعیت عالی بودبه خاطر چاقی ازدست رفت چون قبول نمیکردن
تمام مهمونی ها وتوخونه و کنار دوستا….بیشتراوقات حرف از لاغری وچاقی من بوده
تمام مسئله بزرگ زندگی من و غم و غصه و فکرو ذکرم همش چاقیم بوده و که چه جور لاغرکنم.
خداروشکر که همسرم مشکلی باچاقیم نداره ولی خب من همش تو خودم ضعف دارم،بااینکه به روی خودم کهمسرم این ضهف رو نمیارم و خیلی کنترلش میکنم ولی گاهی از دیتم خارجه….
وقتی همسرم ساعت ها برای پیدا کردن یه لباس که به سایزم باشه باهم میچرخیم وخسته میشه و به روی خودش نمیاره،هم ناراحتم میکنه و هم خوشحال،ناراحتیم هم برای اینکه به خاطر بلایی که خودم به سرخودم اوردم هم خانواده و هم همسرمو به دردسر و عذاب میندازم…واقعا گاهی از عذاب وجدان خفه میشم…
تابه این سن رسیدم کم کاری برای لاغرشدن نکردم….ولی نشده..
ازخدامیخوام توی این راه کمکم کنه که خسته ترینم،الان هم بابغض دارم مینویسم،حتی درموردلاغری هم فکر میکنم یا میخوام بنویسم بغض میکنم،میگم یعنی میرسم بهش؟یعنی دارم موفق میشم؟حس الانم رو نمیدونم،نمیدونم خوشحالم یا ناراحت.دعا کنید دوستان برام که موفق بشم میخوام توی عروسیم همه ی این چیزارو جبران کنم وبهترین خودم باشم….
(اگه بخوام ریز به ریز از ضربه های چاقیم بنویسم تموم نداره از مریضی ها و از به بادرفتن لحظه های شادی که میتونستم داشته باشم از گریه های شبونه و افسردگی ها واز عملی که کردم و جواب ندادو لاغر نشدم و…………..)
التماس دعا😔
سلام دوست عزیز منم کم نکشیدم حتی از ازدواج دوری کردم تا لاغر نشم به کسی جواب مثبت نمیدم حتی الان که ۳۴ سالمه میفهمم چی کشیدی دعا میکنم برایه تو وهمه دوستان و خودم به خواستمون زودتر برسیم و شاد زندگی کنیم😊