خیلی از آدمایی که اضافهوزن دارن فکر میکنن چون انگیزه برای لاغری ندارن، نمیتونن لاغر بشن 😔
در حالیکه اگه یه نگاهی به گذشته بندازن، میبینن زمانهایی بوده که با کلی انگیزه و اشتیاق 💪🔥 تصمیم گرفتن لاغر بشن…
اما بازم نتونستن نتیجه بگیرن! 🤷♀️
انگیزه برای لاغری داشتن یعنی چی؟ 🤔💭
همهمون دوست داریم لاغر بشیم، خوشاندام باشیم و راحت لباسهایی که دوست داریم رو بپوشیم 😍👗

ولی واقعیت اینه که خیلی وقتا انگیزه برای لاغری نداریم یا خیلی زود از بین میره 😓
در حالیکه اشتیاق داشتن برای لاغر شدن یکی از مهمترین پایههای موفقیته 💪✨
اما یه نکتهی مهم اینه که همین انگیزه، اگه درست نشناسیش، میتونه تبدیل بشه به یه مانع بزرگ تو مسیر لاغری 😮💨❌
تو مسیر لاغری با ذهن فقط هدفمون لاغر شدن نیست، بلکه قراره یاد بگیریم چطور با ذهنمون زندگی دلخواهمون رو خلق کنیم 🌈🧠
و وقتی میفهمیم از این مسیر قراره چی به دست بیاریم، خودبهخود انگیزه برای لاغری توی وجودمون جون میگیره 🔥🌟
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط یکی از صدها هدفیه که میتونیم توی زندگیمون تعیین کنیم 🎯
اما وقتی اضافهوزن داریم و نتونستیم به هدف لاغری برسیم، کمکم باور میکنیم که نمیتونیم به هیچ هدف دیگهای هم برسیم 😔
یادم میاد اون سالها که چاق بودم، خیلی چیزا برام بیاهمیت شده بود…
موفقیتهای هنری، تحصیلی، حتی رویاهام… چون ته دلم فکر میکردم:
“من که عرضه لاغر شدن ندارم، پس به هیچ چیزی نمیرسم!” 😞💔
و اینجوری بود که نداشتن انگیزه برای لاغری کمکم باعث شد هیچ انگیزهای برای زندگی هم نداشته باشم.
اون روزا فقط داشتم زنده میموندم، نه اینکه واقعاً زندگی کنم. هر روز فقط درگیر حل کردن مشکلات و گذروندن روزها بودم 😵💫
ولی الان که مسیرم عوض شده و تونستم از اون دوران بیام بیرون، با تمام وجود میفهمم که:
زنده موندن با زندگی کردن زمین تا آسمون فرق داره ✨💖

انگیزه برای لاغری و هدف از لاغر شدن 🎯💪
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی وقتا انگار هیچ انگیزهای برای لاغری نداریم؟ 😔
واقعیت اینه که وقتی فقط میخوایم زنده بمونیم و روزها رو به نحوی فقط بگذرونیم، دیگه هدف داشتن توی زندگی برامون معنی نداره.
همینجاست که خیلی از افراد چاق، وقتی انگیزه برای لاغری رو از دست میدن، با خودشون فکر میکنن:
«من دیگه نمیتونم لاغر شم…»
و نه فقط از لاغری، بلکه از خود زندگی هم دل میکَنن 😢💔
چرا؟ چون مهمترین هدف زندگی، لذت بردن از لحظههاست 💖
ولی وقتی کسی از بدنش، از آینه، از سبک زندگیاش راضی نیست، کمکم انگیزهاش برای همهچی کمرنگ میشه.
در این حالت فقط سعی میکنه یهجوری کارهاشو انجام بده، روزها رو بگذرونه و فقط زنده بمونه ⏳
اما کسی که میخواد زندگی کنه، از هر مشکلی که سر راهشه برای رسیدن به اهدافش استفاده میکنه 💡✨
یه دنیا فرق داره بین اینکه هر روز فقط دنبال حل کردن مشکلات همون روز باشی، یا اینکه از حل اون مشکلات، یه پله بری بالاتر، به سمت هدفی که خودت انتخاب کردی! 🪜🌈
توی مسیر لاغری با ذهن، هدف فقط لاغر شدن نیست… بلکه میخوایم انگیزه برای لاغری رو بهانهای کنیم برای برگشتن به زندگی، برای ساختن روزهایی که لایقش هستیم 🌟😊
درسته، با چاقی هم میشه زنده موند، نفس کشید و روزها رو گذروند… اما کسی که هدفش لاغر شدنه، انتخاب کرده که تغییر کنه ✨
حتی اگر هنوز چاقه، حتی اگر هنوز مشکلات زیادی داره، ولی داره هر روز یه قدم کوچیک برمیداره 👣🔥
اون شخص، چاقی رو به عنوان سرنوشت قبول نکرده! میخواد از این مانع رد بشه و برسه به خواستههایی که سالها ته دلش دنبالشون بوده… 🎈💭
برای همینم هست که باید یاد بگیریم ذهنمون چطوری کار میکنه تا هم مسیر لاغر شدن کوتاهتر بشه، هم سادهتر، هم لذتبخشتر 🤗🧠

هدف لاغری رو سخت و دستنیافتنی تعیین نکن! 🎯🚫
شاید تو هم مثل من بارها شنیده باشی که باید “هدف بزرگ تعیین کنی تا پیشرفت کنی!” 📚💥
یا توی کتابهای موفقیت خوندی که میگن:
«اگه هدفت دستنیافتنی نیست، پس به اندازه کافی بزرگ نیست!» 😵💫
درسته، هدف بزرگ ممکنه به ظاهر انگیزهت رو زیاد کنه، ولی همیشه اینطوری پیش نمیره…
منم یه زمانی با اشتیاق زیاد رفتم سراغ کتابهای موفقیت، قانون جذب و قدرت ذهن 📖✨
با خودم گفتم: “خب، پس باید هدفهای خیلی بزرگ بچینم تا نشون بدم من قویام، باارادهام، و آماده تغییرم!” 💪🔥
مثلاً میگفتم:
«من باید ۳۰ کیلو وزن کم کنم!»
«من باید توی ۳ ماه یه آدم جدید بشم!»
به این شکل می خواستم انگیزه برای لاغری رو در خودم افزایش بدم.
ولی راستشو بخوای… این هدفهای عجیب و غولپیکر نهتنها کمکم نکرد، بلکه باعث شد از همون اول ناامید بشم 😞🚫
چرا؟ چون ذهن ما وقتی با یه هدف خیلی دور و بزرگ روبهرو میشه، سریع شروع میکنه به ترسیدن، شک کردن، عقب کشیدن 😖🧠
و نتیجهش چی میشه؟
حرکت نمیکنی! شروع نمیکنی! یا نصفه رها میکنی! 😔
اما از وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم و تونستم به تناسب اندامی برسم که حتی توی رویاهام هم نبود ✨👗
فهمیدم که واسه داشتن انگیزه برای لاغری راهش این نیست که خودتو غرق هدفهای سنگین کنی…
✅ راهش اینه که هدف لاغری رو ساده، واقعی و قابلانجام تعیین کنی.
یه قدم کوچیک، ولی واقعی! 👣🌱
«من میخوام این هفته فقط یاد بگیرم چطور آگاهانهتر غذا بخورم.» یا «میخوام این ماه فقط یک کیلو سبکتر بشم.»
همین هدف کوچیک میتونه کلی احساس خوب و انگیزه برات بیاره 🤩💚 و کمکم ذهنتم یاد میگیره بهت اعتماد کنه و باهات همکاری کنه ✨🧠
پس یادت باشه:
هدف لاغری باید جوری باشه که بشه برداشتش، نه فقط نگاهش کرد! 😉🎯
🎯 هدفهای کوچیک برای لاغری انتخاب کن!
راستش رو بخوای، منم بارها تو مسیر تغییر کردن، دچار افت انگیزه شدم 😞 یهجایی وسط راه، اون اشتیاق اول مسیر کمرنگ شد و هی با خودم فکر میکردم:
“نکنه من نمیتونم ادامه بدم؟ نکنه این مسیر برای من نیست؟”
اما وقتی عمیقتر به قضیه نگاه کردم، متوجه شدم مشکل از خودم نبود…❗ مشکل از اون هدفهای بزرگ و ترسناکی بود که برای خودم تعیین کرده بودم.
واقعیت اینه که وقتی یه هدف زیادی بزرگ و سنگین باشه، ذهن ناخودآگاه ما باهاش مشکل پیدا میکنه.
یعنی به جای اینکه کمکمون کنه حرکت کنیم، شروع میکنه به ترسوندنمون، بهونه آوردن، و در نهایت منصرف کردنمون 😬🧠
مثلاً شاید تو هم شده تصمیم بگیری لاغر شی، اما وقتی خاطرات بقیه رو میشنوی که چقدر رژیم سخت گرفتن، چقدر ورزش سنگین کردن یا چقدر زجر کشیدن…
همه اون شور و اشتیاقت تو چند دقیقه دود میشه و میره هوا 😶🌫️💭
اینا اثر مستقیم اطلاعاتیه که ذهن ناخودآگاهت گرفته.
هرچی بیشتر به سختیها فکر کنیم، ذهنمون بیشتر مارو از ادامه راه منصرف میکنه 🙅♀️
✅ راه حل چیه؟
خیلی سادهست: هدفهای کوچیک و شدنی برای خودت بچین! 💡👣
- این هفته فقط یاد میگیرم کی سیرم و کی واقعاً گرسنهم. 🍽️
- امروز فقط آگاه غذا میخورم، بدون قضاوت. 😌
- این ماه فقط ۱ کیلو وزن کم میکنم، نه ۱۰ کیلو! ⚖️
اینجوری انگیزه برای لاغری در تو زنده میمونه ❤️ و هر موفقیت کوچیک، یه قدم بزرگ برای روحیه و عزتنفس توئه.
با هدفهای کوچیک، ذهن تو هم باهات رفیق میشه نه دشمن 😊✨
مطالعهای در مرکز پزشکی استرلینگ نشان داد که کاهش حدود ۰.۵ تا ۱ کیلوگرم در هفته، نه تنها قابل دستیابیتر است، بلکه احتمال بازگشت وزن را نیز کاهش میدهد.
این پیشرفتهای کوچک منجر به بهبود سلامت کلی و کاهش خطر بیماریهای مزمن میشود.
این رویکرد باعث میشود که افراد با هر پیشرفت کوچکی، احساس رضایت و انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر داشته باشند.
پس یادت باشه: کوچیک شروع کن، ولی با عشق ادامه بده! 💕
چون همون قدمهای کوچیک، آخرش میرسن به یه تغییر بزرگ و موندگار 🌈
✍️ تمرین آموزشی 📖
در مسیر لاغری با ذهن، مهمترین سوخت شما برای ادامه دادن، انگیزه برای لاغری است. با همین تمرین قراره شعلهی این انگیزه رو توی وجودتون روشنتر کنید 🔥
مراحل تمرین:
- محتوای نوشتاری مربوط به انگیزه برای لاغری رو با دقت بخونید 📚
- ویدیوی آموزشی مربوطه رو ببینید 🎥
- به سوالهای زیر بهصورت انشایی و با صداقت پاسخ بدید 🖊️
📌 سوالات تمرینی:
- 💭 به نظر شما برای لاغر شدن باید هدفهای بزرگ تعیین کرد یا هدفهای کوچیک؟ چرا؟
- 📆 در گذشته برای لاغر شدن چطور هدفگذاری میکردید؟ نتیجهاش چی بود؟
- ⚖️ آیا تا حالا برای چاق شدن هدفگذاری کردید؟ اگه آره، چطور چاقتر شدید؟
- ❓ به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغری کمک میکنه یا مانعش میشه؟
- 🎯 توی مسیر لاغری با ذهن چطور باید هدف تعیین کرد که هم عملی باشه هم انگیزه برای لاغری رو تقویت کنه؟
🧠 بعد از دیدن ویدیو، یه تمرین ذهنی برای خودت طراحی کن و توی بخش نظرات بنویس که چه کاری قراره انجام بدی تا انگیزهات بیشتر بشه.
مثلاً: “من از فردا هر شب قبل خواب، ۲ دقیقه تصور میکنم بدن متناسبم رو و حس لذت لاغر شدن رو تو ذهنم میسازم” ✨
با انجام این تمرین، هم ذهن شما آموزش میبینه، هم کمکم از درون تغییر میکنید. مهم نیست چقدر راه مونده، مهم اینه که شما با انگیزه برای لاغری قدم گذاشتید تو مسیر درست 💪🌈
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.40 از 93 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
با سلام به نظر من اهداف کوچک با توجه به توضیحات فایل مسلما تسریع در پیشرفت تغییرات فرمولهای ذهنی ایجاد میکنه من خودم وقتی داشتم این فایل رو میدیدم به محض اینکه استاد گفتند بجای اینکه تمام وزنی که قصد کاهش دارید رو به ذهن بگین ،بهتره یک دهم اون رو هر بار به ذهن بگین یعنی ۲ کیلو ،به محض شنیدن ۲ کیلو ،یک حس خوبی در خودم داشتم مبنی بر سهولت وتوانستن
که به نظرم تاثیر خوبی داره😍
در گذشته مدام میگفتم باید بیست کیلو کم کنم که همیشه به نظرم یک کار نشدنی میومد وسختی رو بیشتر درک میکردم تا موفقیت!!!!!!
به نظرم تعیین هدف در ابتدا کار درستی هست ولی اینکه آدم زوم کنه روی هدف هم پیشرفت رو کند میکنه وهم برای ذهن کار سخت دیده میشه واحتمالا مقاومت میکنه پس موفقیت دست نیافتنی میشه در حالی که اگه زوم رو از هدف برداریم ودر مسیر زندگی کنیم علاوه بر اینکه از مسیر لذت میبریم وتغییرات در هر لحظه باعث افزایش انگیزه میشه
به نظر من با تقسیم هدف به قسمتهای کوچکتر یکی از راههای لذت بردن از مسیر هست
من برای چاق شدن هیچ وقت هدف تعیین نکردم وخودبخود با لذت بردن از لحظه های خوردن چاق شدم
به نظر من لاغر شدن هم اگر با لذت بردن از مسیر باشه خیلی بهتر وماندگارتر میشه
اینکه هدف اولیه وبزرگ رو به قسمتهای کوچکتر
تقسیم کنیم باعث میشه ذهن مقاومت نکنه وآسانتر قبول کنه وزمانیکه ذهن نترسه وکار رو آسون ببینه تغییرات زودتر اتفاق میفته ولذت بخش تر وهر کاری که لذت بیشتری برای فرد داشته باشه واحساس خوبتری ایجاد کنه ماندگاری اون بیشتره
من برای شب یلدا میخواستم برای خودم لباسی بدوزم ولی وقتی فکر کردم باید چقدر وقت صرف کنم حوصلش نبود ومیخواستم منصرف بشم ولی وقتی به خودم گفتم حالا فقط آستینهاشو بدوزم کافیه !!!!ورفتم سردوختن ولی در مسیر افتادم علاوه بر اینکه از دوختن لذت میبردم متوجه شدم که کامل لباس رو دوخته بودم وکاری که برای شروع بی حوصله بودم رو چند ساعته تموم کردم🤩
نشان های دریافت شده
سلام فرزانه هستم گام ۱۷از صدگام ،بنظرم این گام تو تمام جنبه های زندگی میتونه تاثیر گذار باشه ،من همیشه تو همه ی نوشته هام اولین هدفی که تعیین کردم که بهش برسم لاغری بوده و همیشه هم دنبال روشای کوتاه بودم که سریع به نتیجه برسم و الان بهش فکر میکنم فهمیدم علت شکستم همین بوده و چقدر تو این راه بدنمو اذیت کردم ،شاید باورتون نشه منی که هفته ای چند بار خودمو وزن میکردم از وقتی تو این مسیر قرار گرفتم فقط یکبار خودمو وزن کردم اونم گفتم ببینم این حس وحال خوبی که دارم نسبت به خودم در حد احساسه یا نه واقعا وزن کم کردم ،نمیدونم چرا ولی دیگه اصلا تمایلی ندارم برم رو ترازو همینکه از خودم راضیم و حالم خوبه کافیه برام معتقدم که بدنم هوشمنده و هزاران سلول در بدن من روزانه فعالیت میکنه که من در بهترین حالت ممکن خودم باشم ،من همیشه چاقی رو یک مانع میدونستم برای خودم مثلا اینجا چون زمستوناش مناسبه اسکی روی یخه من خیلی دوست دارم یاد بگیرم ولی اضافه وزنم و مانع میدونم یا شنا،دوچرخه سواری وکلی فعالیتای دیگه همش میگم بزار لاغر شم بعد ،بنظرم این خوبه که هدف و انگیزه ایجاد کنیم در خودمون برای لاغر شدن اینو چیز منفی و بدی نمیبینم اما اینکه میخوام بدنمو مجبور کنم که مثلا یک ماهه تو باید nکیلوکم کنی خیلی بده. مثل این میمونه که سرما خوردی همش به خودت میگی بسه دیگه چه خبرته خوب شو ،سرفه نکن،تب نکن درصورتی که این یه ویروسه در بدن و حتما باید زمان لازم سپری بشه و بدن به حالت قبلش برگرده و خوب شه.من الان میخوام به بدنم زمان بدم اذیتش نکنم ،سرزنشش نکنم ،ازش انتظار بیجا نداشته باشم (اینکه سریع لاغر شه ) بلکه به خودم و بدنم زمان بدم تو این مسیرم هرروز اگاهی مو بالا ببرم و اینجوری مطمئنم به نتیجه دلخواهم میرسم .میخوام یه چیزی رو تعربف کنم براتون شاید خیلی مرتبط به این گام نباشه اما دوست دارم براتون بگم،من هفته گذشته چند روزی رو از نظر خودم عملکرد خوبی نداشتم تمرینامو مرتب انجام دادم اما واقعیتش حس خوبی نداشتم چون چندین بار پیش اومد که گرسنه نبودم ولی پر خوری کردم و مصرف شیرینیمم زیاد بود اصلا خودمو سرزنش نکردم ولی حال درونیم خوب نبود و اصلا نمیدونستم باید براش چیکار کنم تا امروز که گرسنه نبودم و خواهرم بهم گفت بیا غذا بخور و با اینکه اون غذا رو دوست داشتم گفتم گرسنه نیستم نمیخورم ممنون،همین تکرار این جمله که گرسنه نیستم باورتون نمیشه چقدر عمیقا روی من تاثیر گذاشت و الان خیلی حس خوبی دارم نسبت به خودم و اون حس درونی منفی از بین رفته و امروز متوجه شدم که تو این راه خیلی خیلی مهمه که احساس مون خوب باشه نه اینکه فقط لفظی بیان کنیم که من خوبم بلکه عمیقا از ته قلبمون اون حس و باور کنیم من تغییراتم هفته اول خیلی بهتر از هفته دوم بود و مطمئنم که علتش همین احساس من بوده ،دوستای گلم خیلی مراقب خودتون و احساس تون باشین اینکه تو چه جمعای میرین کنار چه آدمای قرار میگیرین همینجوری که خوراک جسم مهمه خوراک روحمونم خیلی مهمه ،مهمه با کیا همکلام میشیم،همنشین میشیم اصلا اون آدما چه انرژی و فرکانسی دارن .خیلی دوستتون دارم ممنومم که وقت گذاشتین نوشته منو خوندین براتون بهترینا رو آرزون دارم♥️♥️
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم.سپاس خدای یکتا و بی همتارا. سلام استاد عزیز،وای که خداقوت بهتون. خداقوت به این فایل.چقدر درس داشت این فایل اگر تا اخر عمرم هر روزم گوش بدم بازم کمه.به یاری خدا باید از عمل کنندگان به این فایل باشیم. چه مثالهایی یادآوری شد بهم چه مستندهایی بهم یادآوری شد. یادمه وقتی عروسکی را شروع میکردم به بافتن حوصلم نمیگرفت بشینم ببافم یه روز میبافتم ده روز نمیتونستم ببافم. همین چند وقت پیش یک دامنی باید پنجاه ردیف بافته میشد،باخودم گفتم اوه پنجاه ردیف طولانی کی میبافه،بعد گفتم قرار نیست که همشو یکدفعه ببافی زهرا،روزی پنج ردیف بباف. بعد من حین مرور فایلها اینو میبافتم و یهو میدیدم عه ده رج بافته شده.تازه یک کار دیگه هم میکردم میگفتم خب پنجاه رج الان مثلا ده رجشو بافتم همش موند چهل رج ببین ده رج افتادی جلو،وقتی چهل رج شد گفتم زهرا همش ده رج مونده و وقتی پنجاه رج شد گفتم آفرین بالاخره تموم کردی دیدی سخت نبود فقط الکی گندش کرده بودی اتفاقا الانم دارم پای عروسک را میبافم که اول سی و هشت رج بود با خودم گفتم همش ده رج بباف. امروزم هفت رج بافتم هفده رج از سی و هشت رج بافته شد و بقیشم میبافم. خب مثال بعدی در زمینه موسیقی هست. همیشه استادم یک قطعه ای را درس میده میگم آه این همه نت کی میخواد یاد بگیره. اما وقتی میام یک صفحه اهنگ را شروع میکنم یک خط یا دو خط یادگیری و تمرین در اخر دو هفته یا اخر یک ماه میبینم که اون قطعه را یاد گرفتم و مینوازم.پس تو لاغری هم همین راه را در پیش میگیرم. اما استاد اینجا یک سوال دارم من از زمانی که دوره های رایگان دوازده قدم و الانم صدگام را شروع کردم نه وزن نه سایز کردم خودمو الان حتی نمیدونم چند کیلو هستم و چند کیلو هم باید کم کنم چطوری بفهمم که مثلا این دو کیلویی که به عنوان هدف گذاشتم کم کردم یا نه؟؟
حالا بریم سراغ تمرین:۱,برای لاغر شدن باید هدف کوچک تعیین کرد،چرا که ذهن ناخودآگاه هیچگاه لقمه بزرگتر از دهنش را نمیپذیره،پس خواسته خود را با تنظیمات ذهن ناخودآگاه اوکی کنیم تا به هدف نهایی خود برسیم.
۲,در گذشته هدف کلی را مطرح میکردم مثلا من باید ۵۶کیلو بشم یا باید بیست کیلو سی کیلو کم کنم. و نتیجه ان شکست بوده و رها کردن.
۳,خیر،من برای چاق شدن هدفی تعیین نکرده ام بلکه بصورت ناخوداگاه و تدریجی و یک کیلو یک کیلو چاق شدم.
۴,به نظر من هدف تعیین کردن برای لاغری اگه خیلی بزرگ یا خیلی کوچک باشه مانع بزرگی برای رسیدن به ان هست ولی اگر هدف در حدی باشه که برای ذهن قابل قبول باشه درست هست و انگیزه بسیار خوبی برای خرکت هست.
۵,در مسیر لاغری با ذهن باید تنظیمات خواسته خود را با تنظیمات ذهن ناخوداگاه اوکی کنیم و هدف های خود را به گامهای کوچک تبدیل کنیم مثلا بجای کم کردن بیست کیلو باید دو کیلو کم کنم هم انگیزه ایجاد میشه هم راحت و سریع بهش میرسیم.
۶,اهداف بزرگ خودم را به قطعات کوچک تبدیل کنم و هر روز یک گام برای رسیدن بهش بردارم. این تمرین هست.
حالا من میخوام کلا دو کیلو از وزن خودم را کم کنم.
خدایا شکرت
سلام زهرا خانم خیلی عالی بود ممنون از مطالب عالیتون
سلامخدمت استاد ودوستان عزیز موضوع فایل امروز خیلی برایم جالب بود برخلاف آنچه که همیشه فکرمیکردم خونده یا شنیده بودم که باید هدف نهایی رو در نظر داشته باشیم من در حال حاضر ده کیلو اضافه وزن دارم مدتیه که وزنم ثابت مونده من خودمو چند ساله که وزن نمیکنم اما از سایز لباسم متوجه میشم شایدیکی از دلایلی که ثابت موندم همین باشه باید خواسته ام رو کوچیک کنم به گفته استاد مثلا یک کیلو یک کیلو زمان هم تعیین نکنم فقط در مسیر باشم مخصوصا با حس وحال خوب ممنونم استاد ازاین آگاهیها.خوبی که باسخاوت بسیار دراختیار ما میگدارید
نشان های دریافت شده
سلام مانع لاغری فکردن به عوانل چاقی مثل ارث وژنتیک وبیماری بستگی دارد اصلا ربطی نداره هیچ کدوم ننیتونه مانع باشه نبایدبگیم مثلا من ۱۵کیلواضافه وزن دارم وبایدلاغرکنم مغز شروع میکنه به مقاومت وماموفق نمیشیم پس هدف گذاری کنیم بگیم ۳کیلودرماه به راحتی برامغز امکانپذیره خواسته ها براساس ذهن ناخوداگاه تنظیم بشه راحته وبه لاغری میرسیم درگذشته تامیگفتم میخوام ۲۰کیلوکم کنم مغزمقاومت میکرد خواسته خودش مانع ایجادمیکنه برالاغری هدف کوچیک گام بلندباعث موفقیت میشه نزاریم خواسته باعث مانع رسبدن به هدف نشه
نشان های دریافت شده
به نظر شما برای لاغر شدن باید اهداف بزرگ تعیین کرد یا هدف ها کوچک؟ چرا؟
اهداف باید کوچک باشند تا برای ذهن ما باور پذیر باشن واقعا تا اینجا که اومدم این خیلی رو مخم بود که باید ۳۳ کیلو کم کنم البته اول ۳۶ تا بود الان شده اینقد به هر حال من همش حس میکردم مسیر خیلی طولانیه ولی با این حال که اذیت بودم اما متوجه اذیت بودنم نبود حالا میفهمم که این خودش یه مانع هست از الان من به خودم میگم که فقط ۲ کیلو میخوام کم کنم و این برای ذهن من خیلی اسون و باور پذیره دو کیلو واقعا چیزی نیست . الان میفهمم چرا هرگز برای کارم سراغ تبلیغ توی اینستا نرفتم من خیلی کمالگرا بودم فک میکردم اوه من چقد باید کار کنم تولید محتوی کنم دونه دونه فالور بگیرم تا برم اکسپلو و این جور موانع و هرگز انجامش نمیدادم الان چند روزی هست همش پست میزارم ولی باز یه چیزی طولانی بودن مسیر اذیتم میکرد و الان من فهمیدم باید چکارش کنم .
در گذشته برای لاغر شدن چگونه هدف گذاری می کردید و نتیجه آن چه بوده است؟
من خیلی سختش میکردم واسه خودم میگفتم می خوام بشم ۶۰ کیلو و هرگز من به اون وزن نرسیدم حتی ۶۵ شدم اما ۶۰ نه تازه این کمالگرایی باعث شده بود من زمانی که ۶۵ کیلو یا ۷۴ کیلو بودم با خودم فک کنم من هنوز چاقم هنوز باید کم کنم و بعد با این ذهنیت من دوباره با رها کردن رژیمی که ازش خسته بودم وزنم برمیگشت به اول و یا حتی خیلی بیشتر .
اولین بار که ۹۰ کیلو شدم باورم نمیشد گفتم من هیچ وقت این وزن نبودم این وزن من نیست خود بخود کم میشه من تو هیچ وره ای اینقد نبودم باورش نکردم فک نکردم طبیعیه میگفتم غیر طبیعیه و وزن من با رژیم و ورزش اومد پایین دومین بار بعد از حاملگی وزنم ۹۴ کیلو شد و این بار من خیلی راحتتر باورش کردم و قبولش کردم و الان با این باور کردن من اینجام
آیا تاکنون برای چاق شدن هدف تعیین کرده اید؟ شرح دهید چگونه چاق تر شدید؟
اره ۷۹ کیلو بودم میگفتم وای نکنه بشم ۸۰ تا . بعد چند وقت میدیدم شدم ۸۱ کیلو و بعد میگفتم نکنه ۸۵ بشم وای خدا نکنه بعد میدیدم شدم ۸۴ این بار بیشتر وحشت میکردم رژیم و ورزش و میشدم مثلا ۷۰ کیلو اونجا خسته میشدم ول میکردم بعد با خودم میگفتم الان رژیم ندارم بزار وزن کنم ببینم چند شدم بعد همینجور دو کیلو دو کیلو بیشتر و بیشتر میشد و الان ۹۶ کیلو بودم موقع پیوستن به سایت و الان ۹۳ کیلو هستم شایدم کمتر اخرین بار من یک ده روز پیش وزن کردم برا همین دقیق نمیدونم . چون گفتن وزن نکنید من یه لباس شاهد برا خودم گذاشتم لباسی که برام کیپ بود ۲۰ روز بعد میپوشم ببینم راحتتر شده باشه میفهمم کم کردم دو کیلو رو .
به نظر شما هدف تعیین کردن برای لاغر شدن باعث لاغری می شود یا مانع آن؟
هدف بزرگ تعیین کردن مانع هست اما هدف کوچیک تعیین کردن هیچ مانعی نمیشه حتی بیشتر انگیزه بخش هم هست از طرفی ذهن هی میگه دو کیلو کم کردم بزار برم سراغ دو کیلوی بعد و چند بار که اینطور بشه فوق العاده راحتتر قبول میکنه این موضوع رو .
این که از اول بگیم من لاغر لاغر میشم باور ناپذیره و کلی باید زور بزنی که باورش کنی اما هدف کوچیک نیاز به زور زدن برای باور کردنش نداری چون برات اسونه و باور داری که میتونی انجامش بدی برای همین کار اسونه .
و من الان با هر گام تازه میفهمم که یک راهنما داشتن توی چنین مسیری خوب و عالیه
اون راه رو رفته تمام سختی هاشو دیده و اونا رو براحتی بهمون اموزش میده و اینکه چنین محتوی ارزشمندی رو رایگان در اختیار همه قرار دادین بسیار سپاسگذارم
در مسیر لاغری با ذهن چگونه برای لاغر شدن باید هدف گذاری کنید و انگیزه برای لاغری را در خود ایجاد کنید؟
من ۲ کیلو ۲ کیلو میخوام کم کنم این برای ذهن من خیلی باور پذیر و عالیه و هیچ زوری نمیخوام بزنم برای ذهن ناخود آگاهم و اون همراهیم میکنه و این عالیه .
اول گفتم ۳ کیلو اما دیدم یه خورده برام سخت شد برای همین دو کیلو برام اوکیه و عالیه .
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان و بخشنده
سلام به همه دوستان عزیزم
داشتن هدفهای بزرگ مخصوصا با تایین وقت مثلا در فلان زمان باید به اندام دلخواهم برسم یا فلان کار باید تموم بشه باعث میشه که همش ذهن آدم مشغول باشه چیکار کنم که به هدفم برسم یا چقدر راه هست تا به این هدف رسید من که از عهده اش بر نمیام و در نهایت دیگه از انجام کار منصرف میشیم اما وقتی هدفهامون رو کوچک میکنیم رسیدن به اون هدف تو رهنمون خیلی راحت میاد و به قول استاد منی که میخوام ده کیلو لاغر بشم اگر اون رو به اهداف کوچکتر مثل دو کیلو لاغر بشم این هدف برام دست یافتنی تر هست و ذهنم باهاش راحت کنار میاد نه اینکه مثل هدفهای قبلی برای لاغری که نه تنها ورچزن تایین می کردم حتی کی باید بهش برسم رو تایین میکردم و روزها میگذشت و من اندر خم یک کوچه بودم و در نهایت روزهای آخر دیگه امام توان و فشارم رو زیاد میکردم که مثلا کم نیارم و چه عذابها به خودم وارد نمیکردم
همون طور که برای چاق شدنمون وقت و وزن تایین نکردیم و خیلی راحت و خوشمزه به چاقی الانمون رسیدیم برای لاغری هم باید هدفهای اونقدر کوچیک باشه که هیچ فشاری بهمون وارد نشه که بخواهیم این راه رو هم کنار بزاریم
من این مشکل هدف گذاری رو برای همه ی کارهام دارم مثلا چند سال هست که برای کار خودم میخوام وارد کار آنلاین بشم اما اونقدر هدفگذاری بزرگی دارم که دلم میخواد همه رو باید با هم انجام بدم یا بهتره انجام ندم یعنی دلم میخواد یه کاری رو خوبه خوب انجام بدم اگر اینطور نباشه اصلا انجام نشه بهتره این هم یکی از موانع ذهنی من هست و حالا که فکر می کنم اگر هدف هام کوچیک بود الان در کارم به صورت آنلاین چقدر پیشرفت کرده بود و به اون ایده آلی که مدنظرم هست رسیده بودنم
از امروز تصمیم گرفتم نه تنها برای لاغری بلکه برای همه ی کارهای عقب افتاده ام هدف ها رو تا حد امکان کوچیک کنم و پس زهرا خانوم پیش به روی پیشرفت
بزرگی هست درعالم خدانام که دل با یاداومی گیردارام
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان هم مسیر
من خودم چند وقت بود تصمیم گرفته بودم صد
گام رو شروع کنم و اومدم تا گام دقیقا یادم نیست
فک کنم ۱۵ با ۱۶ بود تو این فکر افتادم که بیام
کارایی عقب افتادم رو انجام بدم بعد دخترمم رفت
مدرسه کلا کارام زیاد شد با خودم گفتم همشون
رو باید انجام بدم ،یه وقتی اومدم به خودم دیدم
نزدیک دو سه هفته س که نه صدگام رو رفتم نه
کارای عقب افتادم رو انجام دادم فقط با اعصاب
خراب هیچ کاریم نکردم ،کارایی عقب افتادم چندتاشون
یاد گرفتنیه باید هر روز زمان بزارم اومدم گفتم چی کار
کنم که بتونم دوتایشون رو انجام بدم ،
اخه کارایی عقب افتادم زیاد بودن باید حتما
انجامشون بدم بعد گفتم بیام یه روز درمیونش
کنم یه روز کارایی عقب افتادم رو انجام بدم
یه روز یک گام از صدگام رو برم ،در کنار اینا
بچه کلاس اولی دارم کلی تمرین داره تو روز
باید باهاش انجام بدم ،کارایی منزلمم هست
و بعضی اوقاتم خوب مهمون میاد مهمونی
میریم زیاد میشه کارام وقت نمیکمم حالا
الان چند روز خدا رو شکر تا الان تونستم
جلو بیام به امید خدا بقیشم برم ،با تشکر
از استاد عزیز ،همین طور که گفتید یکی از
خصوصیات نا خود آگاه اینه که زیر کار
زیاد نمیره و انجام نمیده صد درصد در لاغری
هم همین طوره همین طور که همه دوستان
خودشون تجریه کردن که وقتی ما در روش هایی
قبلی هدف بزرگ انتخاب میکردیم ،ذهن قبول نمیکنه
و هیچ کدوم از اون انتخاب ها به نتیجه نرسیدان
و نصفه رها شدن در لاغری با ذهن هم باید هدف رو
خورد کنیم،تا ناخود آگاه ما رو در اجرایی کارهایی
که باید انجام بدیم همکاری کنه ،ما باید توجه رو از
روی چاقی برداریم و روی لاغری بزاریم برای چاقی
هیچ هدفی تعیین نکردایم و ما همین طور هفته به
هفته ماه به ماه از ماه هایی قبلی چاق تر میشیدم
هدف هایی خورد انتخاب کردن در لاغری با ذهن
تاثیر گذار هست ،و انشالله بتونیم به این آگاهی
ها عمل کنیم با تشکر از استاد عزیز و زحمت کش
که اینقدر زمان میزارن برای سایت واین اطلاعات
که به راحتی ازشون استفاده کنیم
نشان های دریافت شده
سلام استاد
دقیقا ۳۱ روز پیش که من اومدم اینجا بزرگترین سایز شلواری که داشتم یعنی سایز ۵۰ دکمه ش بسته نمیشد و من که نمیخواستم برم سایز ۵۲ بخرم موقع نشستن تو ماشین دکمه و زیپ شلوارمو زیر مانتو موقع نشستن باز میزاشتم کسی هم متوجه نمیشد ولی وقتی پیاده میشدم سریع میبستمش ایستاده بسختی بسته میشد و کمی گوشت شکمم رو اذیت میکرد ولی چاره نداشتم
اونموقع که با لاغری با ذهن ناخودآگاه آشنا شدم و فهمیدم دیگه رو ترازو هم نباید برم پیش خودم گفتم ببین همین که همین شلوار سایز ۵۰ براحتی تنم بشه برای من دستاورد بزرگیه
یکفهته نشده بود که دیدم شلوار پنجاه بهم گشاد شد
هفته بعدش شلوار سایز ۴۸ رو بزور تنم میکردم تو تنم آزاد نبود اونم بزور بسته میشد ولی خوب من خوشحال بودم اینکه سایز کم کرده بودم
ده روز گذشت و من دیدم سایز ۴۸ تو تنم گشاد شده و شاید باورش برای بعضیا اینجا سخت باشه و فکر کنند من خالی میبندم حق میدم بهشون
شاید خودمم اگه یکی میگفت باور نمیکردم ولی الان که باهاتون صحبت میکنم ۳۱ روزه من اینجا هستم و الان شلوار سایز ۴۶ تنم میکنم البته اینم بهم تنگه و فیت تنمه و آزاد نیست
ولی خوب من هدفم رو خورد کردم مطمئنم بعد ده روز دیگه همین سایز ۴۶ تو تنم آزاد میشه
و چه بسا برم سراغ سایز ۴۴
شاید از همون ابتدا که اومدم بهمتون اعلام کردم که بابا من چهل کیلو اضافه وزن دارم ولی حقیقتا هیچ وقت ازهمون اول به کم کردن چهل کیلو فکر نکردم
با خودم گفتم اگه من ماهی پنج شش کیلو هم کم کنم یا یک تا دو سایز کم کنم عالی میشه
خوب الان میبینید دیگه تو ۳۱ روز حدودا هفت کیلو و از سایز ۵۰ رسیدم به ۴۶
الان تقریبا بظاهر متناسب شدم و ازون چاقی مفرط درومدم
خوب الان فقط به دو کیلوی بعدی فکر میکنم هدفم کم کردن دوکیلوی بعدی و رسیدن به سایز ۴۴ هست
خوشبختانه یکبار گفتم من از بس چاق و لاغر کردن برای همه ی سایزهام شلوار و لباس دارم
و همیشه هم نگهشون داشتم چون میدونستم دائم در نوسان خواهم بود
تو زندگیم هم مثلا من عاشق بدمینتون بازی بصورت حرفه ای و شرکت تو مسابقات هستم ولی مثلا امکان گرفتن مربی خصوصی رو بخاطر مالی و …نداشتم
چیکار کردم یه دوره کوتاه با مربی کار کردم اصول رو یاد گرفتم بعد با دیدن کلیپ های آموزشی خارجی و .آموزش میدیدم و بعد فردای اون روز میرفتم پارک تنیس جهانشهر کرج باغ فاتح و با یکسری بازیکن حرفه ای که صبحا میان تمرین و مسابقه میدادم
الان ۱۸ سال میگذره و من هر روز صبحا به صورت مستمر و تقریبا بیشتر سال میرم پارک و تمرین میکنم طوری شده که من به یه بازیکن حرفه ای تبدیل شدم و تقریبا حتی تمام آقایون حرفه ای پارک رو هم میبرم
و همه در تعجب بودند که من با این همه اضافه وزن چطوری همه رو تو بدمینتون شکست میدم
خوب من از اول انتظار یک شبه قهرمان شدن رو نداشتم و پله پله هر روز با سرعت کم فقط تمرین کردم و بازی کردم اونم با عشق و لذت
چون من با بدمینتون حالم خوبه چون عاشق این ورزشم هم ذهنم درگیر میشه تو این بازی هم جسمم
بیجورایی مثل شطرنج که بازی میکنم بازی فکری هستش
الان که به درجه ای از حرفه ای شدن رسیدم شاید با گرفتن یک دوره مربی حرفه ای اون حرکات طلایی و سخته این بازی رو هم دوره و آموزش بیشتر ببینم
پس میبینید من با قدمهای کوچک ولی مستمر ۱۸ سال طول کشیده تا الان به اینجا برسم و هنوزم مشتاقم با ذوق و شوق بدمینتون رو ادامه بدم نمیگم بابا من سنم بالا رفته ۴۳ سالمه ،برو به بچه داریت برس غذاتو درست کن
نه من شبا ناهار فردا مو درست میکنم صبحش میرم بازی میکنم و خوشبختانه پسرم هم تو درس و تحصیل موفقه و مثل خودم تو تیزهوشان درس میخونه و یه گیتاریست و هنرمند حرفه ای هستش که آهنگم میسازه
پس هیچ مانعی حتی مالی نتونست جلوی پیشرفت من رو تو بدمینتون بگیره
همون طوری که الان هیچ مانعی نمیتونه جلوی کم کردن سی و سه کیلو اضافه وزنم رو بگیره اولش چهل کیلو بودا الان شده ۳۳
من با ذوق با شوق با اشتیاق کامل میرم جلو ،هی نمیگم چرا و چگونه من با ذهن لاغر خواهم شد مگه میشه مگه داریم
نه قبول میکنم دیدم نتیجه رو تو این یکماه دیگه
چه دلیلی ازین قوی تر که من تو این ۳۱ روز حضورم اینهمه تغییر کردم
بابا اینهمه حال دلم خوب شده اینهمه سرحال شدم اینهمه آرامش پیدا کردم اینهمه تازه فهمیدم زندگی فقط فکر کردن به رژیم و لاغری نیست
تازه دنبال بیداری خدایی هستم دنبال مطالعه در مورد شمس و مولانا هستم دنبال پاک کردن ذهن ناخودآگاه برای جای دادن روح الهی درآنجا هستم
آره من چقدر خل بودم قبلا میشستم ساعتها فکر میکردم که چرا مثلا خواهر شوهرم به همسرم پیام میده و ازش بیگاری میکشه و نمیزاره این طفلک یه مغازه ش برسه
تو ذهنم همش اون فرد رو لعنت و نفرین میفرستادم خودمو اذیت میکردم اس مس هاش رو یواشکی تو گوشی همسرم چک میکردم و مدام حرص میخوردم
الان یاد گرفتم رهاش کنم اصلا ببخشمش ،یاد گرفتم ببین مژگان تو نمیتونی آدمای اطرافت رو تغییر بدی حتی از تلاش برای تغییر دادن همسرم هم دست برداشتم
روحم به آرامش رسید الان رو خودمو رو جسم و روح و روان خودم کار میکنم سعی میکنم خودم انسان بهتری بشم بتونم برای جامعه مردمم مفید باشم
بتونم به جای فکر کردن به خواهر شوهر ،مادرشوهر تو ذهنم به خدا فکر کنم
به داشته هام فکر کنم
از کوچکترین داشته های زندگیم شکر کنم
صبح که پا میشم لبخند بزنم از نور پنجره اتاقم که میتابیده به صورتم تشکر کنم
از جسم سالمم از اعضای بدنم از تشک و رختخوابم از تشکر کنم
از لمس یه گربه لذت ببرم از لمس تن درختان در طبیعت لذت ببرم
مهر بدم عشق بدم شادی و رقص بدم به آدمها
یاد گرفتم های کنم نور بیاد تو ذهنم نور خدا بر من جاری بشه همون طوری که الان شده
نمیدونید از وقتی که ذهنم از فکرهای بد منفی انسانهای بد خالی کردم همه جوره انسانهای خوب رهنما سر راهم قرار میگیرند
مثلا خدا استاد روشن رو در مسیر لاغری سر راهم قرار. داد تو اینستاگرام استاد مزدافر و دکتر قریشی و شمس و مولانا رو تو مسیرم قرار داد شعرهای خیام رو سر راهم قرار داد
و من دارم تازه به تازه جوانه میزنم و سبز میشم
میدونید این اتفاقها کی افتاد بعد سختی از دست دادن پدرو مادر بعد گرفتن سرطان بعد فوت عزیزانم تو کرونا
بعد کلی اشتباه در زندگی بعد اینهمه چاق و لاغر شدن و شکست تو لاغر موندن
میخوام بگم بعضی وقتا نورو روشنایی و آگاهی ذهنی درست بعد اینکه تو درمانده و خسته و ناامید شدی اتفاق میفته
گاهی وقتا فکر میکنم من باید اینهمه سختی رو میکشیدم تا الان قدر سلامتی م رو بدونم
من باید مواد مذاب شیمی درمانی از گلوم پایین میرفت موهام میریخت دندونام رو از دست میدادم و کلی وزن اضافه میکردم
تا الان به این درجه از آگاهی برسم و رشد کنم و از ترسام عبور کنم
من از رانندگی میترسیدم الان نمیترسم سوار میشم
من از پارک دوبل میترسم ولی دارم روش کار میکنم درستش کنم و دیگه از پارک دوبل نترسم
من قبلاً از غذا و کالری و چاق شدن میترسیدم ولی الان نمیترسم من اصلا دیگه به کالری و این چرت و پرتها و خاصیت و …فکر نمیکنم
راحت به اندازه طبق میلم میخورم سیر شدم دیگه نمیخورم
راحت هله هوله و ریزه خواری نمیکنم
راحت بستنی که اینهمه سال عاشقش بودم نمیخورم چون نمیدونم چطوری ولی میلم دیگه بهش نمیکشه
بابا خودمم نمیدونم بخدا نمیدونم ولی میلم به نون خامه ای بستنی نوشابه پنیر پیتزا کرانچی پفک چیپس تخمه نمیکشه
نه که بزور نخوام بخورم نه
من الان میلی به خوردن آت آشغال ندارم
من تازه ارزشمندی خودمو فهمیدم من نمیگم حیفه اومدی مهمونی یا پولشو دادی یا اضافه غذای پسرمه نه نمیخورم
من تغییر کردم روح من فکر من ذهن من و حالا جسم من تغییر کرده
اونقدر این کم کردن باقی اضافه وزنم برای راحت و کوچیک شده که دنبال هدفهای دیگه ای تو زندگیم میگردم
رسالت منه مژگان از اومدن به این دنیا چیه
من چه نقش هرچند کوچکی میتونم رو هم نوع هام بزارم
الان تو پیجم فقط از شادی و روحیه و رقص و آواز خوب و انرژی مثبت دادن حرف میزنم مطلب میزارم
برام مهم نیست جنگ شده همه از جنگ میگن من از جنگ و استرس حرف نمیزنم من راه خودمو میرم
من همون تاثیر کوچیکه مثبت تو زندگی شاید یکی تو این دنیا باشم
خیلی حرف زدم فعلا بسه برای امروز
دوستتون دارم و مطمئنم هیچ جایی به اندازه حضور در این سایت و دورهمی تلگرام افراد همدیگرو درک نمیکنند
از استاد روشن عزیز خیلی خیلی سپاسگزارم که چراغ راه من و خوردن اون جرقه روشنایی در من شدند
نشان های دریافت شده
سلام خانم نوحی جان احسنت به شما …چقدر هوشحال شدم برای تغییراتتون واینکه هیلی سریع اتفاق افتاده
برام عجیبه ..آیا شما دوره رو خریدین؟واینکه الان چند سایز کم شدین من فعلا نتیجه نگرفتم
نشان های دریافت شده
سلام طبق گفته استاددرفایل های قبلی مغزوذهن ناخوداگاه بعنوان عامل اصلی در لاغری باذهن میباشد وماهمیشه عامل چاقی روبه گردن ارث یا بیماری مینداختیم درصورتی هیچ کدوم ازاینانقشی نداشته وماباافکارعامل چاقی خودهستیم ازغذاها ترسیدیم وبهش قدرت دادیم درصورتی هیچ کدوم هیچ قدرتی ندارن وما باید برالاغری اهدافمونوکوچیک کنیم تابه هدف بزرگ برسیم درموردلاغری من ۱۵کیلواضاف دارم بایدبگم دوکیلومیتونم کم کنم وهمین بزرگترین کمک براکاهش وزن میباشد حتی توکارها باید اهداف کوچیک کردتا بتونیم به مقصدبرسیم چون ذهن ناخوداگاه اصل ازبدل رونمیشناسه وقتی یه فکری واردذهن میشه اونم خوداگاه بعد وقتی واردناخوداگاه شدتکرارمیکنه من عجله ندارم حتما ۱۵کیلوروسریع کم کنم از کم شروع بشه خیلی خوبه حتی توکارهام از کوچیک شروع میکنم تابه بزرگترین اهدافم برسم پس مامیتوانیم ازهمین اهداف کوچیک به هدف های بزرگ برسیم