مغز ما یه جورایی مثل یه فرمانده پنهانیه 🎩🧠 که همیشه داره بیوقفه دستور میده! این فرمانها تبدیل میشن به رفتارهایی که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهشون نیست. همین رفتارهای به ظاهر کوچیک، همون عادتهایی هستن که سالهاست ما رو بیصدا به سمت چاق شدن هدایت کردن 😯🍩
اما خبر خوب اینه که توی این مقاله قراره با هم بریم سراغ کشف فرمول های چاقی! 📜💥
ببینیم دقیقاً این فرمولها چی هستن و چطور میتونیم با تغییرشون، یه مسیر جدید برای بدن و ذهنمون بسازیم. مسیری که ما رو به سمت حال خوب، سبک شدن و زندگی سالمتر هدایت میکنه 🌈🚶♀️✨
چاقی چیست؟ 🤔
تصور کن یه روزی بود که اصلاً خودتو نمیشناختی… نه تصویر روشنی از خودت داشتی، نه میدونستی اون عادتهای کوچیکی که هر روز تکرار میکنی، قراره یه روز تبدیل بشن به فرمولهای پنهانی چاقی 😮🍟

شاید الآن که این مقاله رو میخونی، دلت از دست چاقی حسابی گرفته باشه.
شاید خستهای از اون همه تلاش بینتیجه… از دست فرمول های ذهنی چاقکنندهای که یواشیواش توی ذهنت جا خوش کردن و بیخبر تو رو کشوندن به اینجایی که الان هستی 😓
اما یه خبر خوب دارم برات:
❌ نه رژیم میخوای، ❌ نه دارو، ❌ نه ورزشهای سنگین
✅ فقط باید با ذهنت آشنا بشی، ✅ فرمول های چاقی رو بشناسی، ✅ و کمکم تغییرشون بدی…
🌟 این مسیر تغییر، کاملاً در دستان توئه! آمادهای برای یه سفر شگفتانگیز ذهنی؟ 🚀
تنها مسیر واقعی لاغری کجاست؟ 🌈
✅ تنها راهی که واقعاً جواب میده، «لاغری با ذهن»ـه.
این روش یعنی یاد بگیری چطوری اون فرمول های چاقی رو از ذهنت پاک کنی و به جاشون فرمولهای لاغری بسازی؛ بدون جنگیدن با خودت، بدون اجبار، بدون محرومیت 🙌
فرمول های چاقی چطور کار میکنن؟ 🧠📊
یکی از جذابترین بخشهای این روش اینه که ما دقیقاً میفهمیم چی توی ذهنمون داره باعث چاقی میشه.
فرمول های چاقی همون برنامههای ناخودآگاهیان که سالهاست ذهنمون بهصورت خودکار اجراشون میکنه. برنامههایی مثل:
- باید همیشه بشقابت رو تموم کنی 🍽️
- اگه غذا نخورم، حالم بد میشه 😵
- دسر بعد از غذا لازمه! 🍰
ولی ما قراره اینجا چی کار کنیم؟ 💡
۱. این فرمولهای پنهونی رو شناسایی کنیم 🔍
۲. بعدش با تمرین و آگاهی، جای اونا فرمولهای لاغری ذهنی رو بذاریم 🌱
نتیجه نهایی؟ 🎉
راه لاغری از همون ذهنی میگذره که سالها با فرمولهای چاقکننده ما رو توی اضافه وزن نگه داشته!
این بار فقط قراره مسیر آشنا رو با یه مقصد جدید طی کنیم: تناسب اندام پایدار 🏖️🌟

چرا چاقی سریع تر از لاغری است
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، بر این باورند که روند چاقتر شدن آنها سریعتر از لاغری است. اما حقیقت این است که توجه به چاقی نقش اصلی را در این احساس بازی میکند.
هرچه بیشتر به چاقی توجه کنیم، در واقع فرمول های چاقی ذهنیمان را تایید کردهایم. این تمرکز نه تنها باعث تقویت فرمولهای ذهنی مرتبط با چاقی میشود، بلکه احساس ضعف و ناتوانی در برابر چاقتر شدن را در ما به شدت افزایش میدهد. 😞
برای رهایی از این شرایط و تغییر روند به سمت لاغری، باید تصمیمات و رفتارهای خود را تغییر دهیم. به این معنی که باید طوری زندگی کنیم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خود هستیم. 🏋️♀️✨
این تغییرات به مرور زمان باعث میشود که فرمول های چاقی ذهنیمان کمرنگتر شوند.
این تغییرات از ذهن آغاز میشوند و به تدریج به رفتارهای روزمره ما منتقل میشوند. با این کار، شخصیت ما از فردی که خود را چاق میبیند به فردی تبدیل میشود که در ذهن و رفتار، متناسب است. 💪
این فرآیند منجر به ایجاد تصاویر ذهنی جدیدی میشود. از آنجایی که ذهن ما تصویری است، این ذهن شروع به ایجاد تغییرات در جسم ما میکند تا آن را با تصاویر جدید و متناسبتر از قبل، منطبق کند. 🧠✨
فرمول های چاقی که روزگاری ما را درگیر کرده بودند، حالا در حال تغییر و جایگزینی با فرمولهای لاغری جدید هستند! 🌟

🕰️ نقش زمان در چاقی
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها یواشیواش باعث میشه بیشتر از قبل حواسمون به چاقی جمع بشه، تعیین زمان برای لاغریه! ⏳
فکرشو بکن… یه روزی با خودت عهد میبندی که مثلاً تا عید یا فلان تاریخ خاص باید حتماً لاغر بشی. حالا هر چی از اون تاریخ میگذره و خبری از لاغر شدن نیست، ناامیدی بیشتر میشه…
و چی میشه؟ 🤯
بجای اینکه تمرکزت بره سمت لاغری، ذهنت مدام درگیر چاقی میشه. 😞
ولی چرا این اتفاق میافته؟!
جواب توی همون فرمول های چاقی پنهونه! 🧠
ذهن ما با برنامهریزیهای ناخودآگاهی که سالها براش تکرار کردیم، عادت کرده بیشتر به چاقی فکر کنه تا لاغری. هر بار که زمان میذاری و بهش نمیرسی، ذهن دوباره یادآوری میکنه: «دیدی نشد؟ تو همیشه چاق میمونی!»
این افکار ناامیدکننده، درست مثل یه دام ذهنی هستن که ما رو وارد چرخهی تکرار و شکست میکنن 🔁
چرا تعیین زمان، باعث شکست میشه؟ 🚫
یکی از دلایل اصلی که باعث میشه خیلی از آدمها توی مسیر لاغری جا بزنن، همین تمرکز زیاد روی زمانه.
چون ذهن، به جای اینکه درگیر تغییر فرمولها بشه، درگیر تقویم و تاریخ میشه! 📆
هر روزی که از اون زمان تعیینشده میگذره، احساس شکست، اضطراب و سنگینی بیشتری میاد سراغمون…
اما نگران نباش! 😊
توی دورهی لاغری با قدرت ذهن، دقیقاً به این موضوع پرداخته شده و بهت آموزش داده میشه چطور این استرس زمانی رو بذاری کنار و سبکتر ادامه بدی. 🌿🧘♀️
یه پیشنهاد مهم برای تو 🎥💡
حتماً فایل تصویری این جلسه رو چند بار با دقت ببین 🎬 و خوب به حرفها فکر کن…
🔎 آیا تو هم این رفتارها و افکار رو توی خودت میبینی؟
اگه بله، بدون که تغییرشون شدنیه 💪 کافیه تمرکزت رو بذاری روی درک بهتر فرمول های چاقی و قدمبهقدم به سمت ساختن فرمولهای جدید و متناسب پیش بری.
✨ این مسیر، همون چیزیه که تو رو به سمت تصویر ذهنی جدیدت هدایت میکنه.
تصویری که توش خوشحالتر، سالمتر و رها از فشارهای ذهنی هستی! همهچی از ذهن شروع میشه… و تو آمادهای برای این شروع تازه! 💫🌱

تغییر مسیر با لاغری ذهنی 🌱
حالا که میدانیم توجه به چاقی چه تأثیراتی دارد، گام بعدی این است که یاد بگیریم چطور توجه خود را به سمت تناسب اندام و لاغری ذهنی معطوف کنیم.
برای این کار، نیاز داریم به طور مداوم در فکر خود تمرکز کنیم تا فرمول های چاقی جای خود را به فرمولهای لاغری بدهند.
این تغییر مسیر، با تمرینهای ذهنی، تصویرسازی مثبت و تغییر افکار منفی درباره چاقی در دوره ورود به سرزمین لاغرها به تدریج رخ میدهد و باعث میشود که ذهن ما به جای تقویت چاقی، به سمت تناسب اندام هدایت شود. 💪
این رویکرد نه تنها راهی برای رهایی از چاقی است، بلکه به شما این امکان را میدهد که در زندگی روزمرهتان آزادی بیشتری داشته باشید، بدون اینکه ذهن شما به دام فرمول های چاقی بیافتد. 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
✨ تمرین ویژه: شکستن فرمول های چاقی ✨
📌 مرحله اول: قطع عادت صحبت درباره چاقی
یکی از فرمول های چاقی، صحبت مداوم درباره چاقی است. این کار مثل ریختن بنزین روی آتش اضافهوزن عمل میکند! 😱
حالتهای مختلف این عادت مخرب شامل:
- 📣 گله و شکایت از چاقی
- 😅 شوخی و مسخره کردن خود یا دیگران به خاطر اضافه وزن
- 🙄 حرف زدن درباره لاغر نشدن
- 🥲 حسرت لاغر بودن را خوردن
✍🏻 حالا زمانشه! به صورت انشایی بنویسید:
- چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
- این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!
📌 مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت
یکی از اصلیترین فرمول های چاقی، نفرت از بدن فعلی است. 🥺
وقتی با جسم خودت قهر باشی، ناخودآگاه چاقتر میشوی. راهش چیه؟ آشتی کردن با خودت! 🤗
✍🏻 بنویسید:
- چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
- آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
✍🏻 سپس متعهد شوید:
- شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی میپذیرم. 💗
- با جسمم آشتی میکنم. 🤝
- راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلحآمیز با خودم تعیین میکنم و عمل میکنم. ✅
مثلاً:
- 👗 پوشیدن لباسهای رنگ روشن دلخواه
- 📸 عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانیها
- 🪞 لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی
- 💬 حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه.
📌 مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر! 🔮
یکی از قویترین فرمول های چاقی، تمرکز بر اضافه وزن است. اما تو میخواهی فرمولهای لاغری را فعال کنی! 🌟
✍🏻 بنویس:
- لاغری چه مزیتهایی برایت دارد؟ 🎯
- چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمیات خواهد داشت؟ 🧘♀️
- در روابطت چه تغییری ایجاد میشود؟ 👨👩👧👦
- اعتماد به نفست چطور بالاتر میرود؟ 💪
- در کسبوکار و شغلت چه تحولاتی رخ میدهد؟ 💼
- چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟ 🌈
✨ هر چه دقیقتر و با جزئیات بیشتر بنویسی، ذهن ناخودآگاهت پرقدرتتر برای تحقق آینده لاغرت آماده میشود.
یادت نره! گزارش تمریناتت رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بذار! 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
امتیاز 3.95 از 244 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


فایل “گام شصت و دوم”:
🚩برنامه های ذهنی چه تاثیری دررفتارها ی من تا الان ایجاد کرده است؟
من هر موقعی که ميخواهم چیزی بخورم مثل اسنک یا اینکه اگر هوس میکنم که مثلا بستنی بخورم، از خودم میپرسم: ایا واقعاً قدرت دست من است یا دست ان ماده خوراکی؟ ، گاهی هم که مطمئن نیستم سیر شدم یا نه، کمی مکث میکنم و صبر میکنم، اگر احساس سیری کردم، دیگر ادامه نمیدهم چون این مثل این میماند که اگر من پولی را پیدا کنم،دران حالت ،من ان را براي خودم ، بر نمیدارم ، پس غذای اضافه را هم از ان خودم ، نمیبینم.💮
هر دو مورد فوق ،خیلی به من کمک کرده است که من حجم کمتر ی از مواد غذایی را استفاده کنم والان احساس سبکی بیشتری کنم، با اینکه من در محدودیت نیستم و رژیم ندارم؛ پس نه تنها فشاری را تحمل نمیکنم ، بلکه احساس ارامش درونی بعد از سبکی دارم و احساس متناسب شدن را هر روز بيشتر از دیروز دارم. 💮
🚩برنامه های ذهنی چه تاثیری دررفتارها ی اطرافیان من تا الان ایجاد کرده است؟
همسر من، خیلی رفتارش و طرز برخورد اش با من فرق کرده است. احساس میکنم خیلی با حوصله تر شده است .✅
وقتی بهش گفتم دارم تمرين میکنم که وقتی از موضوعی عصبانی میشوم ، سعی میکنم بیشتر از3 دقیقه عصبانیتم را ادامه ندهم؛ او هم قبول کرد و این مساله را تمرین کرد وخداییش کنترلش در کمتر عصبانی شدن و یا کنترل موقع عصبانی شدنش ،خیلی بهتر از من است.✅
بعلاوه ،همسرم “نه گقتن به ديگران” برایش راحت تراز قبل شده است، ولی قبلا هميشه دوست داشت که هوای فامیل را داشته باشد و “نه گفتن” را بی احترامی به انها میدانست ،ولی چند روز پیش که یکی از اعضای فامیل بهش بی احترامی کرد و باهاش قهر کرد وحتی 3 بار حاضر نشد با همسرم تلفنی حرف بزند و مساله را حل کند؛ دیگرهمسرم بی خیال داستان شد و مثل قبل نرفت که بابت به دست اوردن دل طرف و ناراحت نشدنش ،از خودش بگذرد و خودش را زیر پا بگذاردو به دست و پای ان اقا بیفتد؛ با انکه همیشه وقتی حق هم ،با او بود همیشه حق را به ديگران میداد و برای خودش ارزشی قائل نمیشد. ✅
این را بگويم که همسر من بسیار متناسب است و همه عمرش هم متناسب بوده است.✅
🚩کارهایی که دوست داشتم لاغر و متناسب بشوم و انجام بدهم، ولی الان دارم انجام ميدهم:
🚩چطور به لاغری و تناسبی که در من وجود ندارم توجه میکنم؟
به صورت افراد توجه میکنم، ولی اگر افراد متناسب را میبینم به اندام انهاهم نگاه میکنم و خودم را چند ثانيه جای انها ميگذارم و به خودم میگویم من هم مثل انها میشم ،خیلی به اسانی لاغر میشوم. 💠
چون عکس متناسب خودم را که روی دو تا صفحه ام مانیتور Screen سر کارم قرار داده ام ، دائما در موقع کار، نگاهم به انها میافتد و نا خدااگاه احساس میکنم که ان تصویر درذهن من نقش بسته ؛پس تمرین میکنم که موقع نگاه در اینه هر روز، صورت الان خودم را با اندام متناسب درون ذهنم که مثل عکسم کاملاً متناسب است، در اینه ببینم.💠مرتب تمرین می کنم که خود م را همین طور که هستم، دوست بدارم و به خودم لبخند بزنم.دارم تمرین میکنم که زیبایی خودم را بیشتر از قبل ببینم. 💠
🚩داستان متناسب شدن من دریک روز :
🔛براي گذاشتن خودم در موقعيت لاغری و تناسب اندام دلخواهم، از جزییاتی مثل ذکر ساعت استفاده کرده ام تا کاملاً ذهنم تصویر لاغری و متناسب شدنم را حس کند. 🔛
ساعت 5 صبح است. من تازه بیدار شدم. میروم که اماده بشوم که به قصد رفتن به سر کار، وسایلم را هم اماده کنم. ⏰
وقتی میثاق نامه را جلوی اینه گفتم و بعد از اینکه لباسها ی سایز Small ام را میپوشم ، ظرف غذا ی خودم را که از شب قبل اماده کردم با خودم بر میدارم که هم شامل ناهارم و هم صبحانه ام است .⏰
لپ تاپ کارم را هم در دست ديگرم میگیرم. الان ساعت 5:30 صبح است که شروع میکنم به رانندگي به سمت پارکی که در 5 دقیقه ای محل کارم است . ⏰
ساعت تقريبا 5:45 است که من با گذاشتن هدفون خودم را در پارک میبینم که دارم با گوش دادن به یکی از فایلهای پیاده روی ،مشغول لذت بردن از فضا ی زیبای پارک ، انرژي اولیه صبح دل انگیز و هوای پاک اول صبح هستم.⏰
افرادی که در پارک قدم میزنند، من را که یک خانم متناسب و لاغر هستم، میبینند و با چشمهایشان به زیبایی اندام من، لبخند میزنند.⏰
فایل تمام میشود و من حسابی لذت برده ام. ممنونم استاد. الان ساعت 6:45 صبح است. من سوار ماشین میشوم و به محل کارم میروم.⏰
حدود 6:50 صبح انجا میرسم. همکارانم همه ازدیدن زیبایی لباس در اندام متناسب من، شگفت زده میشوند و چند تا از همکاران خانمم به من میگویند چقدر اندام خوبی داری ، هر چی بپوشی بهت میاد.⏰
من تا ساعت 3:30 کار میکنم و بعد به سمت خانه بر میگردم. بعد از دوش گرفتن و خوردن شام و کمی استراحت ، ساعت 5:30 سری به سایت تناسب فکری میزنم و به جزوه خودم که مشخص میکند، فایل موردنظری که امروز باید دنبال کنم را مییابم.⏰
بعد از یک ساعت تمرین فایل، حدود 6:30 شب است که به ایمیل هایم سری میزنم تا نظر دوستانی که انها را در سایت تناسب فکری دنبال میکنم را بخوانم، پس هم تفریح می کنم و لذت و هم مطلب یاد می گیرم.⏰
الان دیگر 7 شب است که تصميم میگیرم با پسرم و یا همسرم اگر در سفر کاری نباشد، وقت بگذرانم. ارامش در کل خانه موج میزند.⏰
ما از کنار هم بودن لذت میبریم و این خیلی مهمتر از این است که مثلا من همه ظرفها ی داخل ظرفشویی را شب بشویم یا نه، بعداً بشویم .⏰
اگر پسرم به کمک من برای تکالیف درسی اش نیاز ندارد ، من کمی خانه را مرتب میکنم و در دلم بابت این اندام متناسب زیبا و ارامش درونی ام شکر گزاری میکنم.⏰
الان ساعت 8:30 شب است بعد از زدن مسواک ما به هم شب بخیر میگوییم و بعد ازسپاس از خداوند متعالی برای داشتن همدیگردر این زندگی زیبا ، من به خواب میروم تا برای تجربه یک فردا ی زیباتر به بدنم استراحت کافی داده باشم. ⏰
🚩تاثیر شنيدن نتایج هنر جوی عزیز خانم مژگان:
وقتی صدای خانم مژگان را شنیدم، نتوانستم جلوی خودم را بگيرم و تمام مدت همراه با شنیدن صدای زیبای ایشان، گریه شادی سر دادم.⭐
الان هم در حالی که اشک شوق میریزم این قسمت را اینجا مینویسم. ⭐
استاد متاسفانه صدای خانم مریم برای من پخش نشد و حتی خواستم فایل صدا را دانلودکنم ولی به من اعلام میکند که این فایل در سایت وجود ندارد.🔴 The file was not found on this server
میشه لطفاً بررسی کنید و اطلاع بدهید. اینقدر تجربه دوستان در این سایت ،با ارزش است که واقعاً نمیشه از نشنیدنش ساده گذشت.🔴
روز یک شنبه 23 خرداد ماه سال 1400
سلام دوست عزیز
از اینکه با احساس عالی در مسیر لاغری با ذهن حرکت می کنید خیلی خوشحالم
فایل صوتی که اعلام کردید اصلاح شد
مرسی
سپاسگزارم استاد.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و خرد
با سلام
فرمولهای چاقی دستور العمل هایی هستن که مغز به صورت فرمان های عصبی صادر میکند و باعث میشه ما وقتی خوشحال هستیم یا ناراحت و عصبی هم باشیم به خوردن پناه میبریم و اسمش رو پرخوری عصبی گذاشته ایم و باعث چاقی خودمون شدیم و در مسیر چاق شدن اصلا سختی نکشیدیم و با لذت چاق شدیم 😉
زمانی که از چاقی خسته شدیم سعی کردیم لاغر بشیم و به جسم فشار آوردیم و چون روشهای مختلف مثل رژیم و ورزش های سخت و دمنوش و…..به دلیل اینکه مسیر لذت بخشی نیست زیاد طول نمیکشید و چون خسته میشیم ادامه نمیدیم و باز برمیگردیم به وزن قبل .
توجه کردن موضوع بسیار مهمی است که باعث چاقی بیشتر میشه توجه کردن به چاقی یعنی تایید فرمولهای چاقی در ذهن که باعث اضافه وزن میشه توجه به چاقی باعث ایجاد احساس بد واحساس ناتوانی در برابر چاقی میشه .
یکی از مواردی که به چاقی توجه بیشتری میکنیم تعیین زمان برای لاغری است چون هر چه زمان میگذره و تغییری در خود نمیبیینیم بیشتر احساس ناتوانی و یاس میکنیم و نتیجه اش هم چاقی بیشتر میشه .
وقتی لاغری با ذهن رو شروع میکنیم یعنی افکار مون رو تغییر میدیم این تغییرات در فکر ما شکل میگیره و کم کم باعث میشه رفتارهای اشتباه کمتر بشه و فرمولهای صحیح جایگزین فرمولهای اشتباه میشه و رفتار غذایی تغییر میکنه و باعث تناسب اندام میشه . ولی در این مسیر باید اشتیاق و استمرار صبر و حوصله داشته باشیم چون در این مسیر عجله و تعیین زمان نباید باشه و هر چقدر به مطالب در این سایت به باور و یقین برسیم به شکل ساده تر و بهتری در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
با سلام خدمت دوستان و شما استاد عزیز
اول چند بند در مورد صدماتی که چاقی بهم وارد کرده بود .
خاطرات من از چاقی در سن کم زانو درد ،پا درد و مرتب مراجعه به پزشک ،وزن بالا تو بارداری و بعد از زایمان که اون وزن باقی موند ،مشکل زیاد برا خرید لباس گاهی میخواستم با فروشنده درگیر بشم انگار تقصیر اون بود .چقدر از تیپ خودم بدم میامد اگه بازم بنویسم دیگه حالم بد میشه .چند ماهی هست که تو سایت هستم تصمیم گرفتم دیگه هیچ وقت در مورد چاقی با کسی حرف نزنم و این کار،را هم کردم و احساسم خیلی خوبه .
واما در مورد لاغری الان فرض کنم که ۳ سال از متناسب شدن من گذشته و من چقدر خوشم با لاغری احساسم خوبه با نشاط سر حال اعتماد به نفسم بالا رفته هر کاری که،قبلا نتونستم انجام بدم چه راحت انجام میدم .چه راحت خرید میکنم هر جا سایزمو دارن با لبخند از مغازه بیرون میام تمام لباسهام همه رنگی هستن چقدر خوش تیپ هستم تو جشن ها لباس خوش گل بدون گن می پوشم اندام متناسب و تراشیده وای چقدر لذت بخشه میرم استخر با لباس مناسب شنا دیگه اون روزها تمام شد که خجالت می کشیدم الان دیگه لذت میبرم از این همه خوش بختی دیگه نمی گم محاله میگم حقمه که اینجور خوش بختم چون تونستم با قدرت ذهن علاوه بر،اینکه متناسب شدم در جنبه های دیگر زندگیم هم موفق شدم تغییرات عالی در زندگی خودم بدم و من در این مسیر استمرار دارم تا تغییرات بزرگی را در زندگی تجربه کنم و تمام تلاش خودم را میکنم دوستان لاغری با ذهن واقعا تنها را پیشرفت برای لاغر شدن و موفق شدن در دیگر جنبه های زندگی هست فقط بایدایمان داشته باشیم به این مسیر و تمرینها را خوب انجام بدیم تا نتیجه عالی کسب کنید .اول از خدا تشکر میکنم و بعد از شما استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام گام ۶۲
خدایا سپاسگزارم که منو در مسیر زیبای تناسب فکری هدایت کردی .
وقتی که میخونم و می نویسم و گوش میدم و مهمتر از همه حرکتم رو استمرار میدم چقدر تاثیر این آموزشها رو در خودم بهتر حس میکنم .
من شاید قبلا خیلی عالی حرکت کرده بودم ولی به نکته ی استمرار داشتن خیلی توجه نمیکردم در حالیکه همین استمرار داشتن رو چقدر قشنگ و منظم در چاقی داشتم انجام میدادم .
استمرار داشتن باعث میشه توجه ما از روی موضوع چاقی و علی الخصوص چاقی جسممون برداشته بشه
وقتی ما به ترمیم بدن توجه می کنیم و اینکه خود این بدن هر لحظه داره چاقی ما رو برطرف می کنه به یه احساس آرامشی میرسیم .
حالا با تکرار نکردن چاقی ، ما اجازه میدیم روند لاغری در جسممون جاری بشه .
اما چه کارهایی رو ما نباید انجام بدیم .
باور خوردن بیشتر = چاقی در ذهنمون هنوز هست . البته خیلی خیلی کمتر از قبله ولی هنوز هست .
چرا که وقتی زیاده روی میکنم احساس چاقی هم سراغم میاد . اصلا همین که فکر میکنم دارم زیاده روی میکنم احساس چاقی هم پشتش میاد .
پس یا باید زیاده روی نکنم یا باید احساس چاقی بعد از اون رو فراموش کنم یاباید احساس چاقی و رنج چاقی رو بپذیرم و باید کاری کنم خوردن رو از چاقی جدا بدونم .
یا اصلا مقوله ی خوردن رو رها کنم و به خودم گیر ندم که هنوز درست نشدم و هنوز چاقی رو در رفتارم میبینم .
قطعا بهش توجه کردیم . وقتی توجهمون رو برداریم کمتر میاد توی رفتار . رفتار ما نمایشگر فرمول ذهنی ماست .
به چاقی توجه کردیم با عناوین مختلف و در رفتارمونم باز چاقی رو میبینیم .
پس کسی که خودشو پرخور تصور میکنه و این رفتار رو چاق کننده میدونه اول اینکه باز هم زمانهای زیادی از روز داره به چاقی توجه میکنه و چون در این توجه قرار داره رفتارشم بر مبنای چاقی تفسیر میکنه و باز بعد از اون میخواد جلوی خودشو بگیره ذهن میفهمه دستور خوردن بیشتر میده و چرخه ی چاقی و پرخوری ادامه دار میشه .
خودمون رو وارد این چرخه نکنیم . بیکار نیستیم که همش خودمون رو عذاب بدیم .
چیزی که هست اینه ما از چاقی رنج می کشیم .
یا باید این رنج رو کم کنیم تا توجهمون کمتر بره سمت چاقی یا باید رنج رو هدایتی بدونیم که اومده مارو به لذت لاغری برسونه . لذت تناسب خیلی شیرینه و وقتی بهش توجه کنیم دستورات ذهنی بر اساس لاغر شدن شروع به کار می کنند .
حواسمون رو ببریم سمت لذت بردن از لاغری . هرکجای چرخه ی چاقی هستیم ولش کنیم .
وقتی توجهمون بره روی یادگیری لاغری و کسب آگاهی و لذت بردن و نچسبیدن به نتیجه ی جسمی و فقط یادگرفتن و یادگرفتن دیگه کم کم میتونیم کم کم فرمولها رو تغییر بدیم . تازه خیلیهاش خودبخود در اثر یادگیری اصلاح میشن
من یه اردک دارم شاید روزی دو تا نون لواش میخوره . و ووزنش حدودا دو کیلو است . راه خاصی هم نمیره . هروقتم گرسنه میشه سر همه رو میخوره انقدر سرو صدا میکنه تازه حتی وقتی گرسنشه صدا کردنشم فرق می کنه . من قشنگ از روی صداش میفهمم وقت غداشه و غذا توی ظرفش نیست که داره اینجوری صدا می کنه . بعدشم با ولع غذاشو میخوره سیرم که بشه حتی اگه غذا داخل ظرفم باشه به راحتی کنار میره و مثلا دوباره که گرسنه بشه دوباره میخوره . جالبه اصلا شیرینی و یا غذایی که توش مواد افزودنی باشه نوک نمیزنه نون فانتزی نمیخوره فقط چندتا تا نون سنتی رو میخوره نون لواش بربری تافتون سنگک . برنج هم گه گاه که غذامون اضافه بیاد ولی بازم خیلی رغبت به برنج نداره . با اینحال برادر شوهرم میگه این از من بیشتر غذا میخوره که . این غذاها کجاش میره خودشم که دو کیلو بیشتر نیست . ولی از موضوع ذهن خبر نداره و نمیدونه که اون اردک ذهن نداره . خوردن فقط براش یه نیازه که داره برطرفش میکنه برطرف هم که شد باز ذهن نداره که بگه بیشتر بخور .
او طبق الگوهایی که خدای درونش براش قرار داده غذا مصرف میکنه اصلا هم چاق نیست.
پس فرمول خوردن = چاق شدن فرمول ذهنی ماست نه فرمول آفرینش .
همه ی ما فرمولهای آفرینش داریم و فرمولهای چاقی فقط در ذهن ماست . یعنی فرمولهای ثانویه است خودمون یادگرفتیم و تکرارش کردیم و خلقش کردیم .
چاقی فقط در ذهن ماست . حالا یه مثال دیگه گوریل با اون همه عظمت و وزن زیادش این حالت در آفرینشش هست نه در ذهنش .هیچ کس گوریل رو سرزنش نمیکنه تو چرا انقدر چاق و بزرگی چون گوریل ذهن نداره . برای همین کسی از گوریل توقع لاغر شدن نداره . گوریل گوریله همینه و هیچ وقتم تغییر نمیکنه ولی حتی اگه به رفتارهای اونم توجه کنیم باز میبینیم اونم برای رفتارهاش معیاری داره که متناسب خودشه .
اما تمام انتظارات از وجود انسانه .
ما انسانها هر کدوم معیار خاص خودمون رو داریم اما با این تفاوت که قادریم این معیارها رو تغییر بدیم .
ما وقتی پرخوری میکنیم فارغ از نتیجه ی چاقی حال خودمون بد میشه چرا چون ما خودمون رو انسان میدونیم و انسان یعنی اشرف مخلوقات که خداوند بهش قدرت خلیفه بودن داده . اون وقت این انسان چطور با این قدرت در خلق رفتاری زشت حرکت کرده . چرا چیزی رو یاد گرفته که منجر به پدید اومدن احساسات بد شده .
اما همین انسان میتونه تغییر کنه . ما انتظارمون از خودمون اینه تغییر کنیم . پس همین که این انتظار و داریم پس قدرت تغییر در ما هست . در آفرینش ما هست . برای همین از خودمون انتظار تغییر کردن داریم .
خب اما راه تغییر کردن آموزش هست . ما باید به یاد بیاریم تغییر کردن رو . تغییر کردن در حافظه ی الهی ما ثبته . هر لحظه داره اتفاق میفته . چیزی تحمیلی برای ما نیست . همین حالا ما با ده سال پیشمون کلی تغییر کردیم . منتها ما باید یاد بگیریم این تغییر رو برای ذهن خودمون به کار ببریم . ما اصلا لازم نیست برای تغییر کردن کاری انجام بدیم فقط به احساس خودمون توجه کنیم ببینیم در کدوم جهت جاریه . اگه در سمت چاقی جاریه هدایتش کنیم و بیاریمش سمت آموختن لاغری .
اما فرمولهایی که در من جاریه و بازم نیازمند تغییره .
توجه به خوردن
احساس چاقی
فرمول دیگه فعلا پیدا نمی کنم . خب من خیلی از فرمولها رو اصلاح کردم . خوردن هم تا حدود زیادی اصلاح کردم ولی هنوز گاهی اوقات با احساس بد همراهه . هنوز نیاز به تغییر داره فرمول خوردن = چاقی
اما توجهم به جسمم نیست . چون خوبم چاق نیستم . رنج چاقی در جسمم نیست . اما رنج چاقی در رفتارم رو میبینم .
اونم فقط خوردن . هنوز فرمول درستشو پیدا نکردم البته نه همیشه . گاهی اوقات وقتی کم میخورم ذهنم وسوسه ی خوردن داره گاهی اوقات وقتی زیاد میخورم ذهنم وسوسه ی عذاب وجدان داره .
هنوز اندازه ی نیازم رو پیدا نکردم . فقط بهترین فرمولی که پیدا کردم اینه که توجه به رفتارهای چاق کنندم نداشته باشم و فقط سعی کنم مطابق رفتاری که در آموزشها توضیح میده عمل کنم . خود اون رفتارها کم کم درست میشه . همونجور که تا الان خیلیهاش اصلاح شده تازه ممکنه خیلیهاش رو خودمم ندونم و یهو رفتار دلخواه ازم سر بزنه و بفهمم تغییر خودم رو .
حتی در مورد خوردن هم خیلی بهتر از قبل هستم ولی به همون اندازه که ذهنم میره سمت توجه به خوردن یعنی فرمولش در ذهنم هست و نیازه که تغییر کنه .
راستی یکی از دوستانم خشکی چشمش رو با ذهنش اصلاح کرد . یکی از دوستانم سرطان رو با ذهنش اصلاح کرد اون وقت چطور ما چاقی رو نتونیم با ذهن درمان کنیم .
نیروی ترمیم در بدن ما وجود داره . توجه به همین نیرو و اعتماد به همین نیرو ما رو از انجام کارهای چاق کننده باز میداره . تعمیر کردن کار خداست . خدا ذهن رو تعمیر می کنه . خدا در خدمت بشره . هرکاری اون بخواد خدا اجابت میکنه . خودش گفته . منتها ما تعداد بارهایی که چاقی رو خواستیم بیشتر بوده .
چون عادت کردیم .عادت مجموعه ای از درخواستهایی هستند که بارها تکرار شدن . اصلش یکی هست . اصلش یه فرموله . تعداد تکرارش زیاد شده و شده عادت . ما هرلحظه داریم اجابت میشیم و چاقی ما دقیقا فرایند تکرار درخواستهای چاق کننده ی ماست که قدم به قدم با توجهات ما هماهنگ هست و اجابت درخواستها و توجهات خودمونه . هر توجه یک اجابت . تکرار این توجهات عادت و بعد چاقی پدیدار شده . ما به چاقی عادت کردیم .
پس الانم فقط کافیه این درخواستهای چاقی رو متوقف کنیم . این توجهات و احساس چاقی رو متوقف کنیم . وقتی ما یه کار چاق کننده انجام نمیدیم چرخه ی لاغری ما شروع به کار میکنه . به قول دوستی با شکم پر نمیشه به لاغری توجه کرد . خب اینم یه باوره . اما باوریه که قابل اجراست . اونقدر شکممون رو پر نکنیم که فرمول خوردن = چاقی به کار بیفته . چون احساس سرزنش هم بیشتر به خاطر چاقی میاد .
وقتی با یه تغییر رفتار ساده کلی میتونیم از این حالهای بد جلوگیری کنیم چرا نکنیم .
ما وقتی از رفتار غذایی خودمون راضی هستیم فرمول خوردن = چاقی در ما کمتر خودش رو نشون میده و توجه ما به راحتی میره سمت لاغر شدن . .
دیگه ملامت کردن نمیاد . احساس چاقی نمیاد . تصاویر چاقی بیشتر در ذهنمون نقش نمیبنده و کم کم ما بهتر لاغر شدن رو تجربه می کنیم . آها یه فرمول دیگه هم هست . ترس از چاق شدن . این فرمول هم هنوز دارم . البته وقتی آموزشها رو دنبال میکنم این ترس کم و کمتر میشه و تاثیر این تکرارها و تمرینها رو که در خودم میبینم به این اطمینان میرسم که در مسیر لاغری هستم و ترس از چاق شدن و همچنین ترس از لاغر نشدن از وجودم میره .
یه فرمول دیگه که همین الان در نوشته ام جاری شد همین ترس از لاغر نشدنه که با پیگیری آموزشها خیلی کمتر بهش توجه میکنم . اینا تقریبا فرمولهای چاقی منه . البته تا اونجایی که اومده در سطح خوداگاه مسلما نسبت به گذشته خیلی بهتر هستم و ایمان دارم این آموزشها با استمرار داشتن باز هم تاثیرات عالیتری روی من و ذهنم میزارن و من به راحتی لاغر میشم . استاد ازتون ممنونم . فاطمه ازت ممنونم خدایا سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
گام ۶۲ ،،سلام وقت بخیر ،،،شناسایی فرمول های چاق کننده ،مثل همون عیب یابی وسیله ایه که خراب شده و درست کار نمیکنه ،وقتیکه مشخص میشه ،ریشه اون مشکل کجاست ،براحتی میرن سر وقت همون قسمت آسیب دیده و بعد از تعمیر اون دستگاه ،مجدد قابل استفاده میشه ،، برای ما هم همینطوره ،الان مشخص شده ،مسئله ما در ،برنامه هاییکه در ذهنمون دانلود شده و بدن منهم که فرمان پذیر فرمان های مغز منه ،در راستای همون برنامه ریزی ها ،حرکت کرده ،برنامه داخل ذهن من ،همش در مورد چاقی و توجه بر عوارض چاقی بوده ،توجه بر چاقی ،چاقی بیشترو بدنبال داشته ،پس بدن و ذهن من کارشون درست بوده ،اطلاعات ذهن من نادلخواه من بودند و هستند ،در این دوره ها ،همون اطلاعات از ریشه ناخوداگاه ما شناسایی میشه و منهدم خواهند شد ،،،،حسرت لاغر شدن ،یکی از موانعی بود که بیشتر افراد چاق باهاش درگیر بودن و مرتب از دیدن افراد متناسب ،حالشون بد میشد و حسرت با حسودی قاطی میشد و معجون افسردگی و حس دوست نداشتنی بودن درست میشد که بسیار ناراحت کننده بود،چقدر اون زمانهاییکه داشتم حسرت بدن لاغرو میخوردم و از خودم متنفر تر میشدم ،در حال ارسال پیام ،*من خوب نیستم ،من شایسته نیستم،من بدرد بخور و زیبا نیستمو* به جهان میفرستادم و مدام در مسیر آدم هایی قرار میگرفتم که اون موضوع برام بولد تر بشه و باور کنم که من لایق چیزهای خوب حتی بدن متناسب نیستم،،و هر چقدر توجه من بر چاقیم بیشتر میشد ،تصویر منه چاق ،در من بزرگتر و بزرگتر میشد ،،،با بودن در مسیر ،رفتارهای ما تغییر خواهد کرد ،قبلا که مسافرت میرفتیم ،یه عالمه خوراکی و آبمیوه همراه خودمون میبردیم ولی این مسافرتمون ،چندین تا خوراکی هاییکه برده بودیم برگردوندیم ،،اینها تغییراتی هستند که همراه با بودن در آموزش ها ،برامون پیش میاد و باید آگاهانه ببینمیمشون و خودمونو تشویق کنیم ،نه اینکه ما عمدا اون خوراکی هارو نخورده باشیم ، فرمان های خوردن در ما متفاوت شده ،هر چند منفی بافم ،در مسافرت ،بهم گوشزد میکرد که مراقب باش چیزی الکی نخوری و میدونستم میخواد اذیتم کنه و میدونم سال آینده دیگه حتی اینجور مکالمات درونیمم تغییر خواهد کرد و آرام آرام پازل های ذهنیجدید من ساخته خواهد شد ،،یکی از مسائلی که در ذهن من وجود داره ،زمان رسیدن به هدفمه، یعنی ذهنم مدام رسیدن به هدفمو میندازه به زمان خیلی آینده ،که انگار اون زمان ازم خیلی دوره ،دلم میخواد این مسئله مو حل کنم که بتونم رسیدن به هدفامو به خودم نزدیکتر ببینم ،هر چند هم در مسئله لاغر شدن، هم ،بقیه جنبه های زندگیم،تغییرات زیادی داشتم ،ولی انگار برای ادامه ش ،نیاز دارم این موانعو هم از بین ببرم ،،،یکی دیگه از موانعی که شناسایی کردم و چندین ماه داشت اذیتم میکرد و تازه دیروز مچ خودمو گرفتم،این بود که از زمانیکه دوره های من تمام شد و من رفتم برای تکرار کردن ،انگار همون ترس های گذشته شروع شد که دوره ها هم تموم شد ،یه چیزی تو ذهنم ،منو میترسوند و نوید برگشت به جسم گذشتمو میداد ،من به اون ترس ها توجه نکردم و الان که ۶ ماه از اون احساسات میگذره و به خودم رجوع کردم متوجه شدم ،من مثل اون موقع ها که تایم رژیمم تموم میشد ،باور کرده بودم که باید مجدد برگشت وزن داشته باشم ،پس باید الان هم که دوره هام تموم شده ،برگشت وزن داشته باشم و مدام این ترس باهام بود ،از اونجاییکه این چند روز با خودم زیاد صحبت کردم ،از لابلای حرف های خودم ،متوجه قضیه شدم و قشنگ فهمیدم که یه فرمول مخفی ماه هاست داره جوانه های لاغری منو آلوده میکنه و من اصلا متوجه نشده بودم ،دیشب به خودم گفتم و خودمو مطمئن کردم که ،فریده تو در رژیم نیستی که الان تموم شده باشه ، تازه بعد از ۱۵ ماه بودن در مسیر ،جاده های تناسب در تو ساخته شده ،از این به بعدش مهمه ،که تو باشی و بمونی و نتیجه بگیری ،اون وقتا بعد از اتمام رژیم ،همه چیز برمیگشت به چاقی قدیم ،ولی الان تازه شروع حرکت بسمت هدفته ،تازه الان مثل وفتیه که نت های موسیقیو یاد گرفتی ،میخوایی شروع کنی به نواختن ،آهنگ های زیبا ،منم تازه نت های تناسب رو یاد گرفتم ،حالا با هر نتش میتونم حال و هوای زیبای لاغریو برای خودم خلق کنم،،،به این باور مخفی دست پیدا کرده بودم و متوجه شده بودم ،ترس هام از چیه البته هر چی جلوتر میرم با بازدارنده های متفاوت تری روبرو میشم ،همون هاییکه یه روزی در بچگی شنیدم ،قبول کردم و سالها تجربه شون کردم ،الان دارم شناساییشون میکنم و با نپذیرفتنشون از ذهنم و وجودم آزادشون میکنم و هر زمان که بیشتر با این قفل ها مواجه میشم ،قسمتی از ذهن من که در سالهای قبل گیر کرده ،آزاد میشه و فشار ترس ها از روی من برداشته میشه و وضوح دید من قویتر میشه ،از دیشب که متوجه این باوره مخرب قوی شدم ،دیدم که چقدر از درون آروم تر شدم ،بهخودم گفتم ،فریده تازه اول راهی ، تازه داری الفبای لاغری رو یاد میگیری ،حالا برو بیافرین هر آنچه میخواهی ،انگار تازه اول دوره هستم ،هر چی میگذره من متوجه میشم که هیچی نمیدونم و این کشف دیشبم ،حال هوای منو عوض کرد و دقیقا دست گذاشتم روی یک باور قوی که از دید من ماها مخفی بود ،،،خوشحالم که انقدر قدرتمند شدم که میتونم به درون خودم رجوع کنم و ریشه اون مسئله رو بخشکونم ،،از این به بعد شروع اتفاقات عالی برای جسم و روح منه که هر لحظه در حال آزاد شدن و رها شدن از هر آنچه در قبل باعث شده در رنج و ناراحتی باشه ،،،اصلا من احساس میکنم انقلاب تفکری من در مورد لاغری با ذهن از این ۲ ماه شروع شد که تمام اون دانسته های من الان داره به عمل تبدیل میشه و در زندگیم،زندگیشون میکنم و تا اندازه ای که بهشون عمل میکنم جواب میگیرم ،، این حال منو خوب میکنه ،از اینکه دیگران چقدر اصرار میکنن که ،دوره تموم بشه و به نتیجه برسن ،من تازه میگم بعد از ۱۵ ماه ،تازه فهمیدم چی به چیه و میخوام استارت جدیدی با تفکرات جدیدم بزنم ،،،اینکه فرمان های مغزی در ما خودبخود تصحیح میشه رو من متوجهش شدم ،ناخوداگاه ،تو، یک تایمی دست از خوردن برمیدارم که دیگه بهش خیلی فکر نمیکنم میدونم که به مرور زمان و طی کردن تکاملم ،این جریان برای مغزم عادی میشه و دیگه اون اضطراب های گذشته رو نخواهم داشت ،هر چند الان هم بینهایت از تغییراتم راضی هستم ،و میدونم که در مسیر درست هستم که آخرش تناسبه ،سلامتیه ،،،دقیقا تجربه احساسات بد و ناراحت کننده رو ،من هر روز و چندین بار در وجودم تکرار میکردم و با هر بار تکرار اون حس ها،توجه من بر چاقی بیشتر میشد ،از صبح که بیدار میشدم و خودمو در آینه نگاه میکردم شروع میشد ،در طی روز ،اگر جایی میرفتم،اگر خرید لباسی داشتم ،اگر کسی بهم گوشزد میکرد که چرا انقدر چاق شدی یا اگر میخواستم جایی برم و لباس مورد دلخواهم تو تنم زشت بود که دیگه اون لحظه زهرم میشد ،اون حجم از تلمبار غم و حس زشت بودن در من بود وانگار سالها کوله پشتیو با خودم حمل میکردم که خیلی سنگین بود ،تازه فکر میکردم که چرا من لاغر نمیشم ،،انقدر این حس ها در من زیاد بود که الان هم که سال هاست دارم روی خودم کار میکنم،گاهی احساس بی ارزشیه چنان میزنه بیرون که ۲۴ ساعت تو کما میرم و این حال بد ،روی تمام قسمت های زندگی ،اثر میذاره ،،کارهاییکه قبلا انجام نمیدادم که خیلی زیاد بودن ولی الان راحتر انجامشون میدم ،در حال حاضر تنها کاری که هنوز نتونستم انجام بدم ،پوشیدن دامن کوتاه و شلوارک کوتاهه که اونم دلیل دارم و فکر نکنم بتونم تا آخر عمرم هم بپوشم ،،وقتاییکه چاق میشدم ،حتی تو جمع ها هم دوست نداشتم وارد بشم،اعتمادبنفسم پایین بود،،از مسخره شدن میترسیدم،از انتخاب نشدن میترسیدم ،از طرد شدن و تنها شدن میترسیدم ،،بزرگترین چالش چاقی ،ترس از خوردنه که من بسیار زیاد داشتمش ،بلخره روزی ۳ وعده ،باید غذا میخوردم و در هر وعده ،مرتب میترسیدم و عوارض ترسیدن هم که دیگه مشخصه و نتایج هم گویای حال درونم بودند ،،، منکه خوشحالم با این متد آشنا شدم ،رسیدن به خواسته ها ،با قدرت ذهن ،،مثلا استاد عطارروشن وقتیکه وارد مسیرهای ذهنی شدند و زمانیکه اون دانسته هاشون به عمل تبدیل شد ،در اصل اون عملی کردن های دانسته هاشون ،شد عملکرد روتین و عادی زندگیشون ،هر آنچه رو که یاد گرفتند در جریان زندگی بکارش گرفتن، خب ما هم همینکارو باید انجام بدیم،مثلا من اینهمه مطلب یاد گرفتم ولی برم بازم از خود قدیمم استفاده کنم ،در اصل اون آموزشها هیچ فایده ای نداشته ،وقتیکه من یاد گرفتم ،فقط در موقع گرسنگی غذا بخورم و ازش استفاده کنم که بنفع من هم هست ،اخه چرا بعد از۴ سال بخوام برگردم به زمان قدیمم؟ وقتیکه من در مسیر رفع موانع ثروت هستم ،چرا بعد از ۴ سال بخوام برگردم به مسیر فقر؟ خب تا آخر عمر از اون اطلاعات در زندگیم استفاده میکنم و زندگیشون میکنم،کاری که الان ما در حال تمرین کردنشون هستیم و با ادامه دادن به اون نتایج محکمتر خواهیم رسید ،وقتی راه راحت رسیدنش اینه ،چرا لجبازی کنیم ،،،اولین قدمی که در این دوره ها برداشتم ،توقف،صحبت کردن در مورد چاقی خودم ودیگران بود و چقدر انجام ندادنش حالمو بهتر کرد ،،فقط کافیه کارهای اشتباهی که انجام میدادیم رو انجام ندیم ،نیازی نیست کار خاصی انجام بدیم ،،چقدر فهم این جمله 👉 به ما کمک میکنه که بتونیم راحتر از این مسیر بهرهمند بشیم ،،سرزنش کردن خودم و دیگران که کار مورد علاقه من بود و با سرزنش کردن خودم ،چقدر حالم بد میشد و از خودم بدم میومد و احساس دوست نداشتنی بودن داشتم ،جالبه این حس نزدیک نشدن به خودمون انگار از بچگی با ما بوده ،امروز داشتم این فایلو نگاه میکردم و کامنت مینوشتم ،خواهر زاده م که ۴ سالشه اومد تو اتاقم و داشت باهام صحبت میکرد ،به تازگی عینکی شده و دید که منم عینک زدم ،بهم گفت عینکتو دوست داری ،چونکه مقاومت زیادی میکنه برای استفاده نکردن عینک ،،،بهش گفتم آره عینکمو دوست دارم و اگر ازش درست استفاده کنم تا یه مدت دیگه چشمام قویتر میشه و دیگه استفاده ش نمیکنم ،خلاصه بحث به اونجاییکه کشیده شد که بهش گفتم من خودمو دوست دارم ،تو هم خودتو دوست داری؟ خندید گفت آره ،گفتم خودتو تو آینه نگاه کن و بگو نیکا عاشقتم دوست دارم ،خندید و خجالت کشید ،تو اینه میز آرایشم به خودش زیر چشمی نگاه کرد و گفت نمیتونم بگم ،در انتها تو آینه نگاه نکرد و به خودش نگفت دوست دارم ،انگار اون شخصیت تو آینه رو نمیشناخت و متوجه شدم ما همینجوری از خودمون دور شدیم ،،قبلا دوست داشتم آینه قدی اتاقمو بپوشونم که خودمو نگاه نکنم ،عکس قدی که به هیچ عنوان نمیگرفتم البته زمان هاییکه چاق میشدم ،،واقعا چه رفتار زشتی با جسم نازنین خودم داشتم و گاهی الان هم دارم ،چقدر ازش بدم اومده،از شل شدنش ،از مدلش وووو و مدام در حال کوبیدن جسمم بودم 😐 یادمه ۲۰ روز قبل از اینکه وارد این دوره ها بشم و متوجه شده بود سایزم داره نزدیک ۴۸ میشه و رفته بودم که پالتو بخرم ،وقتی فروشنده گفت سایز بزرگتر هم داریم ،چشمام پر از اشگ شد و با گریه و بغز اومدم بیرون،گفتم محاله سایز بزرگتر بخرم باید سایزمو کوچیکتر کنم ،در راه اومدن به خونه ،به خودم و بدنم ،میگفتم ،فریده انقدر بهت غذا نمیدم بخوری که بمیری ،یا بگی دردت چیه که داری روز به روز چاقتر میشی ؟و با همون حال بد وارد ،رژیم سختی شدم که بیشتر از ۱۵ روز ادامه ش ندادم و هدایت شدم اینجا😊 حالا که فکرشو میکنم ،متوجه میشم که جسمم یجورایی طرد شد و تنها شد 😶 و من خودمو نپذیرفتم ،،،منم میخوام بیشتر از اینها،خودمو ببینم با تمام کاستی هام ،بپذیرم ،نگاهش کنم ،نوازشش کنم و کودکی که سالهاست تنها مونده رو بغل کنم ،ازش معذرت بخوام ،بهش احترام بذارم و کمکش کنم که با کیفیتر زندگی کنه ،،،من اینهمه بلا سر بدن خودم آوردم ،نمیدونستم ،اطلاعاتی نداشتم ،،حالا متوجه شدم و میخوام خودمو تغییر بدم ،هر چند تغییرات درونی من از شروعم در دوره ها استارت خورد ولی اینجا برای چندین بار قول میدم که حامی خودم و جسمم باشم ،کمکش کنم که بتونه خودشو ترمیم کنه ،سرزنشش نکنم،تشویقش کنم،مهربانتر باشم،برای خودم مادری کنم،ازادش کنم از هر چی ،حال بد ،حس غم ،زشتی و دوست نداشتنی بودنها ،میخوام ،جسم عزیزم دوباره جون بگیره ،عزت نفسش بره بالا که اگر اون قوی بشه ،مسیرهای قدرتمندانه برای من محیا خواهد شد،میخوام شخصیت متفاوتی بسازم ،اون جوری که خودم دلم میخواد نه اونجوری که الگوهام خواستن ،،،من به جسمم کمک میکنم تا در مسیر بهتر قرار بگیره و میدونم جسم هوشمند و قدرتمند من هم بمن کمک خواهد کرد و ما در کنار همدیگه ،مای قوی خواهیم شد😊 تمام مدتی که از جسمم فرار کردم ،در حال انتقال انرژی تنفر به بدنم و اطرافم بودم ،حس تنهایی ،حس شکست ،،،از این به بعد اتفاقا به خودم خوب و قشنگ نگاه میکنم به همون قسمت های چاقم و بهشون حس خوب میدم نه تنفر ،اول بپذیرمشون که اونهارو خودم خلق کردم و وقتی که پذیرفته شدن ،خیالشون راحت میشه ،خودشون از وجودم کمرنگ میشن ،،مثل پسر بچه شیطونی که مدام کارهای مخربیو انجام میده که مورد توجه قرار بگیره و اگر بازم بهش توجه نشه اون کارو مخربتر انجام میده، زمانیکه خودمو ببینم ،درونم آرومتر میشه و اون آرامش در من انرژی تولید میکنه که منو هل میده بسمت هدف هام ،،،مزیت های متناسب بودن من 👈 منکه لاغر باشم میتونم آزاد و رها مثل تمام انسان های نرمال ،نرمال زندگی کنم ،با آرامش،بدون ترس ها،استرس ها،غم ها، عزت نفسم بالا میره،خودمو بیشتر دوست خواهم داشت ،احساس رضایت بیشتری خواهم داشت،حالم که خوب باشه اتفاقات خوبو جذب میکنم، وقتیکه احساس لیاقت و شایستگی داشته باشم و خودمو محق در داشتن هام بدونم ،در تمام جنبه های زندگیم قوی و توانمند عمل میکنم و در مدار قدرت قرار خواهم گرفت که در آن مدار هر آنچه که خوب است ،هست ،سلامتی م کامل میشه ،احساس سبکی دارم ،خوشگلتر میشم،جوانتر میشم ،هر لباس شیکی به تنم میاد ،لذت پوشیدن لباس های رنگی و کوتاهو میبرم ،اطرافیانم از داشتن منه متناسب احساس رضایت خواهند داشت ،همه تحسینم میکنند،خانوادم آرامش بیشتری خواهند داشت از اینکه استرس چاقتر شدن منو ندارن ،دخترام به داشتن مادر خوشتیپ و جوان افتخار میکنن ،خریدن سایز مدیوم برام لذت بخشه وووو یکی از لذت های بودن در این مسیر ،نوشتن در مورد اون آگاهی هاست که با نوشتن انگار زمین ذهنی ما شخم میخوره و آلودگی های اون زمین بیرون میاد و از زمین ذهنمون خارج میشه ، با نوشتن اطلاعات مدفون شده در ذهن ناخوداگاهمون به سطح خودآگاه میاد و میتونیم براحتی از ذهنمون کمرنگش کنیم ،،،موفقیت ،موفقیت میاره ،،،،موفقیت اعتماد بنفس میاره ،،،لاغر شدن ،اعتماد بنفس میاره ،موفقیت میاره،حال خوب میاره،سلامتی میاره،عشق میاره،پول میاره،شادی میاره،عزت نفس میاره ،آرامش میاره وووو ذهن همیشه بدنبال انجام کارهای سخته برای لاغر شدن ،برای همین ،این روش که راحتره رو قبول نمیکنه ،، حق ما متناسب بودنه و باید برای گرفتن حق الهی خودمون تلاش کنیم ،،این فایل مثل فایل های قبل عالی بود
تمرين اول چقدر چاقي رو من روش تمركز كردم؟
من عادت داشتم از اون لحظه صبح كه چشمامو باز ميكردم به اينكه چقدر چاقم فكر ميكردم اينكه نميخواستم از خودم عكس بندازم اينكه نميخواستم مهموني برم اينكه بيچاره مخ مامانمو دوستامو هر روز خوردم و از چاقي حرف زدم تنها موضوع مورد علاقه من چجوري وزن كم كنم بود! هر روز روزي چند بار سرچ ميكردم چگونه لاغر شم! لاغري در يك هفته! ليپوماتيك! جراحي باي پس معده!
روزي ميليون ها بار به اينكه چي بخورم فك ميكردم
همه صفحه هاي رژيم و فالوو ميكردم
خلاصه فقط تو مسير چاقي چاق تر شدم و تمام توجه ام روي چاقي بود.
حالا عوض ميكنم اين مسيرو به لاغري
اگه لاغر بشم چي ميشه
اصلا دنيام عوض ميشه
يه چيزي رو اعتراف كنم باور كنين من از خدا خواستم منو به وزن ٥٠ برسون و ديگه من آرزويي ندارم جونم مال تو!
ديوونه تا اين حد!
من كمد لباسم پر از بهترين لباسا همه برند هاي خارجي سايز ٣٨ هست اول همه اونا تنم ميشه
الان من سايز ٤٢-٤٤ هستم
اصلا من دليل اينكه هنوز ازدواج نكردم اين چاقيمه! ميدونم فك ميكنين من خيلي چاق نيستم ولي ٢٠ كيلو اضافه وزن واسه من چاقي محسوب ميشه اعتماد بنفسم خيلي پايين اومده
ابا خيال راحت ازدواج ميكنم و طرف مقابلمم هم اذيت نميكنم بخاطر عقده لاغريم !
همه مهموني ها ميرم بدون اينكه از خودم خجالت بكشم با اعتماد بنفس كامل
از خودم راحت عكس ميگيرم و ديگه فتوشاپ نميكنم تا صورتم لاغر شه!
مث پرنده كوچولو راحت و رها پرواز ميكنم همه جا پياده ميرم و احساس سبكي ميكنم
عادت ماهيانه و تمام مشكلات هورمونيم تنظيم ميشه
چون خودمو بيشتر دوست دارم به بقيه هم عشق و دوست داشتن و راحت تر ميدم و از آدمهاي لاغر بدم نمياد
واي خدا اين حسرت و كينه از دلم خارج ميشه جاشو به محبت و عشق ميده
به خداي مهربون نزديك تر ميشم چون ميدونم كه خدا معجزه ميكنه و منو كامل آفريده و من خودم بودم كه خودمو به اين روز انداختم
ببين عزيزم
حالا هر چي كه شده تو گذشته بوده و من امروز روز چندمي هست كه با اين سايت آشتا شدم بخدا خيلي عوض شدم
شايد بگيد برو بابا ما چندين ماهه عضويم لاغري زمان ميبره
اما گاها يه حرف حقي به دل ميشينه شما دل و عقلتون دوتايي پذيرا ميشن و سريع نتيجه ميده چون با عشق انجام ميدين
بخدا از ديروز من كلي بخدا كلي كمتر ريزه خواري و پرخوري كردم
ناظر بودم
آگاه بودم
با خودم دوست بودم
هر بار خواستم برم آشپزخونه اول از خودم پرسيدم واسه چيه و مهربانانه روش فك كردم
بارها رفتم و دست خالي برگشتم چون جواب سوال آيا گشنه اي نه بود
به خودم گفتم بخدا هر چي تو يخچاله ميتوني بهترينشو بخوري اما فقط زماني بخور كه گشنه ته نه زماني كه دلت گرفته و بيكاري
خلاصه من تو اين دو روز كلي سبك شدم
اين تمرينات ادامه ميخواد تمرين ميخواد تكرر ميخواد تا جاشو بده جاي اون فرمول چاقيا كه بشه عادت و ما بشيم لاغر
خداروشكر كه اينجام
ميرم كه باز بنويسم و فكر كنم راج به مزاياي لاغري
خدا كمك هممون باشه عزيزاي دلم
الهام ❤️
نشان های دریافت شده
سلام الی جان چقدر نوشته ی شما حال منو خوب میکنه . من عاشق این خودباوری شما هستم .شما قوی هستی و من با خوندن نوشته ات توجهم به حس قدرتم بیشتر میشه .
شاید شما تازه با سایت آشنا شدی اما ایمان دارم ذهنتون خیلی عالی در مسیر قرار میگیره .
درسته راه ما استمرار میخواد اما مهم اون هماهنگی ذهن و روح و جسم هست . حالا این هماهنگی برای بعضی ممکنه ده سال طول بکشه برای بعضی ۵ سال برای بعضی سه سال و برای برخی شاید حتی یک روزه این اتفاق بیفته . البته لاغر شدن یک روزه نیست اما ایمان یک لحظه است . جرقه یک لحظه است . روشن شدن و تغییر مسیر دادن یک لحظه است .
من نور ایمان به راهمون رو در صورت زیبای شما میبینم و همین خیلی حس خوبی به من میده. ازت ممنونم که هستی و با اشتیاق این مسیر زیبا رو ادامه میدی .
میدونی زیبایی راه ما چیه . زیبایی راه ما اینه ما نگرشمون به خودمون تغییر میکنه . میفهمیم چقدر دوستداشتنی هستیم . میفهمیم چقدر زیبا هستیم . میفهمیم چقدر توانمند هستیم . میفهمیم تمام اون تفکرات و احساس ضعف و نتوانستنهای گذشته ساخته و پرداخته ی ذهن ماست نه حقیقت وجود ما .
خدایا شکرت که مارو هدایت کردی تا نوع دیگری ببینیم . تا زیباییهای خودمون رو ببینیم . تا بهتر زندگی کنیم .
دوست عزیز و توانمندم من از همین حالا شمارو جزء شگفتی سازها میبینم . چون هماهنگی بین روح و جسم و ذهنتون رو درک میکنم . البته استمرار خیلی مهمه . استمرار این هماهنگ شدن رو حفظ می کنه .
شما خیلی عالی دارید حرکت میکنید و خدا میدونه در این سرزمین به چه زیباییهایی خواهید رسید .
سلام فاطمه جان
ممنون عزيزم
من اين نظرو اون يكي دو روز اول نوشتم كه زيادم وارد نبودم !
ولي خب خيلي ميخواستم منم بنويسم
بعد از بار سوم بهم يه مدال طلايي دادن من خيلي تشويق شدم و با تمركز بيشتري نوشتم
حالا شما مدت زيادي هست كه تو اين مسير هستي و هر چه بيشتر مطالعه ميكني و فايل گوش ميدي و مينويسي ميبيني كه نظراتت پر محتواتر و مرتبطتر با موضوع ميشه.
خداروشكر كه ما همه تو اين مسير باهم جلو ميريم و خيلي خوبه كه ما همگي مثبت هستيم و از موفقيت هم خوشحال ميشيم.
دوستتدارت
الهام ♥️
نشان های دریافت شده
الهام خانم عزیزم سلام
آفرین به تو ، آفرین به این تغییرات فکری بزرگ که پیدا کردی ، آفرین به شگفتی ساز آینده ای نزدیک ،
واقعا که شما شایسته لاغری هستی لیاقت بهترینهارو داری ، اصلا شک نکن که شگفتی ساز خواهی شد . و ما تصویر زیبای تو رو با تغییرات شگرف خواهیم دید و لذتشو خواهیم برد .
خیلی دوستت دارم
الهی خوشبخت بشی
ارادتمند باقری
سلام شهربانوي مهربون
خيلي ممنون از پيام هميشه قشنگت و من خيلي خوشحالم تو اين مسير مثبت با آدمهاي مهربون و مثبتي مثل شما اشنا شدم.
من ميدونم كه شما و من و همه ي دوستاي ديگه مون همگي به بيشتر از اون چيزي كه بخاطرش اينجا اومديم خواهيم رسيد.
دوستدارت
الهام ♥️
نشان های دریافت شده
مرسی از الهام عزیز بخاطر این احساس خوبی که بهم داد.
😃 استاد یگانه امون یه ایمیل درجه اول برای یکی از دوستانم فرستاده که امروز در دیدگاه دوشنبه هفته سوم دوره مقدماتی بازنویسی می کنم تا دوستان بیشتری مطالعه کنن حالشون بیاد سر جای خودش ..عاااالی بشن و برای ادامه مسیر مشتاقتر و آگاهتر …. اگر از نظر استاد مانعی نباشه کپی رو با ایمیل برات می فرستم .چون شما هنوز در دوره مقدماتی وارد نشدی وگرنه خودت می دیدی می خوندی
دوستدارت شهربانو خانم😉
سلام استاد ودوستان گرامی گام ۶۲ موضوع امروز بسیار مهمه وتاثیر گذاره هم در چاقی وهم در لاغری ما در لاغری از هر روشی که استفاده کردیم فقط برنامه ای بوده برای اذیت کردن جسممون فقط جسم رو تحت فشار قرار دادیم اما در لاغری با ذهن هیچ ورزش رژیمی نخوردنی رنج کشیدنی گرسنگی کشیدنی وجود نداره فقط وفقط برنامه ذهنی داره به مغز میدیم وقتی به سطحوعمل برسه وبه نتیجه برسه مغز بر اساس اون فرمولها فرمان جدید صادر میکنه واون فردیکه دو ماه قبل پرخوری داشته ترس از غذا خوردن داشته به مرور رفتارهاش تعییر میکنه ودیگه اون حرص ولع خوردن نداره افراد چاق اینجوری هستن همش به فکر خوردن هستن خدا رو شکر من اینجوری زیاد نبودم برعکس به چاقی توجه داشتم با گرسنه موندن دوست داشتم بخورم عاشق پیراشکی بودم ولی از ده دفعه ی دفعه شو خوردم همش زجر دادم خودمو و الان دیگه ناراحت نیستم چون در مسیر درست قرار دارم ویگه از این خبرا نیست زجر کشیدن واینا رو میگم حالا در لاغری با ذهن ما یاد میگیریم فایل گوش بدیم تمرین کنیم به عمل تبدیل کنیم یعنی وارد ندگیمون کنیم یعنی وقتی میگیم از خوردن نترسید سعی میکنیم موقع خوردن با استرس ونگرانی غذا نخوریم وی سری برنامه های جدید به مغزمون میدیم وقتی اجرا میکنیم اونا رو طبیعیه که رفتار ما تغییر کنه در لاغری با ذهن مهمه که ما دستورات جدید بپذیره واونا رو جز فرمولهای اجرایش قرار بده ودستوراتشو بر اساس اون فرمولهای جدید صادر کنه اونوقت میبینیم که بدن واکنش متفاوت نسبت به غذا نشون میده ودست ودهان ما نسبت به خورون فعالیتشون کمتر میشه اینا تغییره محدودیت نیست همه ما این باور داریم که میتونیم چاق بشیموچون ما اینو تجربه کردیم وموضوع امروز توجه کردنه شاید شنیده باشید که به هر چی فکر کنی همون میشه یا همون وارد زندگیت میشه وسالهای زیادی به چاقی فکر کردیم منم خیلی فکر کردم وتوجه ککردم چون چاقی من یهویی شد وبرای من عیر قتبل قبول بود منکه ا ۹ ماه پیسش ۵۲ کیلو بودم یهو بشم ۷۲ کیلو وبچه هم بدنیا بیاد تغییر انچنانی نداشته باشه وحشتناک بود ادم دیونه میشه وقتی فکر میکنم خدا رو شکر که اون روزا تموم شد ودوباره برمیگردم به ۵۲ کیلو وچون ما نظر اطافیانمون برامون مهمه باعث میشه به چاقی توجه کنیم وقتی داریم تلاش میکنیم ی چیزی رو برطرف کنیم در واقع داریم به اون چیز توجه میکنیم حالا اون چیز میتونه هر چیزی باشه چاقی فقر بدبختی بیماری هر چی باشه ما زمانیکه داریم تلاش میکنیم که لاعر بشیم به لاغری توجه نمیکنیم فقط داریم به چاقی توجه میکنیم اینا همه میشه توجه به چاقی وتصمیماتی میگیریم که تحت تاثیر چاقی بوده ورفتارمون تغییر میده وقتی بخاطر اضافه وزن خودتو از خیلی کارها منع میکنی احساس ناتوانی بهمون دست میده به بخاطر اضافه وزن علاقه مندیهامونو میذاریم کنار اینا همه بخاطر توجه کردن به چاقیه ودلیل اینکه ما تلاش کردیم وبه نتیجه نرسدیم اینکه ما نتونستیم توجه همونو از چاقی برداریم وبه لاغری بدیم واینکه ما تونستیم لاغر بشیم حالا حتی برای ی مدت کم ثابت کردیم که بدن ما توانایی لاغر شدن داره وانگیزه گرفتیم برای لاغر شدن چون روش ما صحیح نبوده بخاطر همین زمانیکه ما لتغر شدیم نگران چاق شدنمون بودیم به چاقی توجه میکدیم یعنی تو ذهنمون هنوز تصویر چاقی از خودمون وجود داشته حالا چطور باید لاغری توجه کنیم لاغری نیاز به توجه داره توجه به چاقی اسونه چون چاقی وجود داره ولی توجه به لاغری سخته چون تلان وجود نداره باید قبلامونو یادمون بیاد که لاغر بودیم وبهش توجه کنیم پس توجه به لاغری شروع میکنیم اولین گام اینکه دیگه از امروز درباره چاقی صحبت نکنیم ونیاز نیست که کاری انجام بدیم فقط کارهایکه انجام میدادیم دیگه انجام ندیم کافیه چون طبیعبت زندگی ما اینکه سالم باشیم لاغر باشیم سلامت باشیم ثروتمند باشیم وقتی در مورد چاقی ت داری برای کسی توضیح میدی داری توجه بهش میکنی گام دوم سرزنش کرون خودت ممنوعه اگر میری جلوی اینه از خودت فرار نکن خودتو کامل ببین وقتی از خودت عکس نمیگیری لباس رنگ روشن نمیپوشی باشگاه نمیری استخر نمیری وقتی داری به اینا فکر میکنی داری از جسمت فاصله میگیری خیلی مهمه بتونی شرایطتو بپذیری سخته ولی ممکن وقتی به خودت نگاه میکنی تنفر نداشته باش با خودت دوست باش جسمتو دوست داشته باش خودت این جسم پرورش دادی وبه این روز در اوروی اینو بپذیر با جسمت صحبت کن جلوی اینه بگو من میپدیرم که خودم کردم وتو رو به این روز دراوردم مغذرت میخوام من خودم درستش میکنم وتو رو به همون ۵۲ کیلو میرسونم گام سوم که خیلی کمکمون میکنه در مورد لاغری بنویس که وقتی لاعر بشی چه اتفاقاتی برات میافته لاغری چه مزیتهایی برات داره این همون توجه کرون به لاغریه همون قدر که دست به غذا بودن مارو چاق میکنه دست به قلم بودن ما رو لاغر میکنه جمله استاده که باید به یادگار ازش داشته باشیم درباره مزایای لاغری بنویس چه تاثیری روس سلامتیت داره توی روابطت داره توی ثروتت داره اعتماد بنفستو میبره بالا موفقیتهات صد برابر میشه وقتی لاعری رو تجربه کنی دیگه کارها برات اسون میشه اینا میشه خلق رویا تمرین اول لیستی از کارهاییکه اضافه وزن بهمون ضربه زده رو بنویسیم اینکه باعث شد یهو من ۱۹ کیلو اضافه کنموخیلی سنگین بشم ونیاز داشته باشم یکی کمکم کنه پادرد وکمر درد گرفتم بخاطر وزنم زیاد بود پاهام تحتل اینهمه سنگینی رو نداشت روی اعصابم خیلی تاثیر بدی گذاشت افسردگی بعد از زایمان گرفتم یهو لباسام تنگ شد لباس خریدن برم بسیار مشکل شد دیگه لباس مورد علاقه مو پیدا نمیکروم راه رفتن واز پله بالا رفتن برام بسیار مشکل وگام اول دباره چاقی صحبت نکنیم من ز امروز تصمیم گرفتم دیگه درباره چاقی با کسی صحبت نکنم گام دوم سرزنش کردن وتحقیر کردن خودت ممنوع ودیگه خودم بخاطر چاقیم واضافه های بدنم تحقیر وسرزنش نمیکنم ومیپذیرم که خودم باعث چاقیم شدم ومسئولیتشو میپذیرم وهمین طور مسئولیت لاعری رو هم میپذیرم گام سوم درباره متناسب شدن بنویسید وچه تاثیراتی میتونه در زندگی ما بذوقتی متناسب شدم ارامش روحی وذهنی پیدا کردم ولباسهام گشاد شدن دیگه به تنم خوشگل نیستن اونارو باید بذارم بیرون سری لباس خوب وشیک سایز ۳۶ و۳۸ بخرم من دیگه ۵۲ کیلو شدم خیلی شادم عاشق اینم که برم جلوی اینه وساعتها به خکدم نگاه کنم واز این جسم زیبا لذت ببرم من دیگه خوش تی
پ خوش هیکل شدم ودیگه هیچ چیز اضافه نداسالم وسلامت شدم ودیگه دیگه از اون همه بیماری خبری نیست شکر خدا دیگه سرگیجه ندارم دیگه زود خسته نمیشم دیگه کسل وبی حوصله نیستم بر عکس پر انرژی هستم بانشاط وشاد هستم وهمیشه لبخند روی لبامه ودیگه نیازی به هیچ قرص ودارویی ندارم حتی قرصهای ویتامین کاملا شفا گرفتم ودیگه هیچ غدهای هم تو بدنم نیست دیگه بهم نمیگن تخمه نخور چربیت میره بالا شیرینی نخور قندت میره بالا تو دیگه به این سن رسیدی باید رعایت کنی وهر چیزی نخوری ومن دیگه با اطمینان خاطر همه چیز در حد نیازم میخورم مثل ادمهای متناسب رفتار میکنم غذا میخورم دیگه دائم در حال شکر کرون خدا هستم چون وقتی مبینم که لاغر شدم وپوست صورتم به این صافی وشفاف شده وچروک نداره شکر خدا رو میکنم وقتی مبینم سالم هستم وشفا گرفتم وقتی میبینم دیگه روی اوپن دارویی نیست وقتی میتونم تمام کارهامو انجام بدم وقتی از پلها راحت میرم بالا وقتی دیگه مریض نمیشم دیگه سرگیچه نمیگیرم بابت تک تک این کارها خدا رو شکر میکنم دیگه الان که متناسب شدم ی خیاط ماهرم شدم واز این راه به راحتی کسب درامد میکنم ودرامد بالایی دارم ماهی ۲۰ ملیون درمیارم ودیگه ازادی دارم ازادی مالی هم دارم دیگه راحت وبدون مشکل دوره تهیه میکنم ودیگه ثروتمند شدم وسایزم شده ۳۶ و۳۸ وزنم شده ۵۲ و دیگه روی همین سایز تا اخر عمرم میمونم دمن دیگه توانمند شدم ومیتونم هر کاری رو انجام بدم بدون اینکه زود خسته بشم ودیگه اینکه من تونستم لاغر بشم
نشان های دریافت شده
سلام،🤩👣💐.
;گام 62در مسیر لاغری من
ما از زمانی که نظر دیگران برام مهم شد با چاقی خودم مبارزه میکردم با روش ها گوناگون از رژیم بگیر دمنوش بخور ورزش پیاده روی باشگاه ورزش ها سخت خلاصه حتی چند ساعت بخوابم که چاق نشم همه چی من روی چاقی تنظیم شده بود و کلا چاقی زندگی من فرا گرفته بود هرکاری میکردم که لاغر بشم ولی ماندگار نبود در حد چند کیلو لاغر میشدم اما به محضی که ول میکردم اون روش رو باز وزنم برمیگشت واز خودم بیزار بودم حالم بد بود همیشه از دیدن خودم متنفر بودم و عکس گرفتن که نگو دلم مرگم میخاست ولی عکس تو جمع نهه و این ها همش میشه توجه به چاقی نخواسته داشتم توجه میکردم به چاقی و همیشه دانبال روش ها مختلف واسه لاغر شدن بودم و مهم ذهن است من چاقی در ذهنم بود ولی داشتم جسمم محدودتر میکردم و تصویر چاقترین از خودم در ذهنم ایجاد میکردم
وذهن ما کاملا تصویری است و مغز ما براساس تصویر ذهنی که از خودمان در ذهن مان ایجاد کردیم فرمان میده
;باید ما به لاغری توجه کنیم تا لاغر بشیم خب اینجا یکم کار سخت میشه مخصوصا واسه افرادی که همیشه چاق بودن از کودکی مث خود من حالا با نوشتن یکبار فایل گوش دادن نمیشه گفت ما توجه میکنیم به لاغری زمان مبیرهولی شدنیه خب اول باید زمان بزاریم کنار واسه خودمان زمان تعیین نکنیم تا فلان زمان تا عقد داداشم تا دو ماه دیگه تا اینکه دوره تموم بشه منم متناسب هستم زمان کلا خط بزنیم و زمان تعیین کردن کلا اشتباه است و ممنوع کنیم خب حالا باید چکار کنیم کار خاصی نمیخاد کنی کارهایی که قبلا انجام میدادیم الان دیگه انجام ندیم از این تاریخ به بعد خود به خود لاغر میشیم جسم ما توانایی لاغر شدن داره فقط خودمان با رفتار اشتباه جلوش گرفتیم با توجه به چاقی وقتی این کارها نکنیم خود به خود لاغر میشم برای توجه به لاغری
اولین قدم درباره چاقی خودمان دیگه حرف نزنیم هیچگونه حرفی نزنیم نمیخواد به دیگران توضیح بدید بگی من این کار میکنم اون کار میکنم لاغر نمیشم چاق میشم باید چه کنم فلانی چکار کرده بزاریم کنار پس صبحت کردن ممنوع در مورد چاقی
دومین قدم سرزنش کردن خودمان ممنوع کاری که من همیشه میکردم در روش ها قبلی رو راست باشیم با خودمان بگیم خودمان با آموزش دیدن چاقی زندگی کردن چاقی
ترس از چاق شدن رفتارها اشتباه خودمان چاق کردیم حالا مسئولیت جسمان رو میپذیریم ما این کار کردیم خودمان هم درستش میکنیم با روش صحیح با عشق خودمان نگاه کنیم از دیدن خودمان ناراحت نشیم از خودمان عکس بگیریم با خودمان آشتی کنیم با جسمان و سرزنش نکنیم خودمان رو
گام سوم درباره مزایا لاغری بنویسیم هرچقدر میتونیم بنویسم چه مزایایی برای ما داشته لاغر شدن.
خب من الان میخوام از اشتباه خودم بگم من تو همین مسیر خیلی خوب پیش میرفتم هر روز تمرینم مرتب انجام میدادم و احساس لاغری میکردم یکماه خورده گذشت دیدم یکی از دوستان وزن کرده نوشته منم خیلی کنجکاو شدم ببینم من چقدر لاغر شدم رفتم وزن کردم چند کیلو کم کرده بودم خیلی خوشحال شدم و همش دلم خوش بود هی بیشتر تحریک میشدم که برو باز وزن کن بعد مدتی باز رفتم دیدم نیم اضافه کردم ناراحت نشدم ولی دیگه اون شوقم نداشتم و همش توجه میکردم به اندامم و جسم بد بود تا اینکه نزدیک عید شد همش استرس داشتم عید بشه خونمون شلوغ میشه و منم نمیتونم ادامه بدم حالا چکار کنم خیلی نگران بودم عیدم شد دقیقا روز دوم عید من دیگه نتونستم ادامه بدم چون واقعا وقتشم نداشتم و یه جور بی خیال شدم ولی همش اعصابم خرد بود که الان که ادامه نمیدم دارم چاق میشم و هر روز که میگذشت توجه من به چاقی بیشتر میشد از امروز که باز شروع کردم به ادامه دادن که خیلی نگران بودم از استاد پرسیدم من چکار کنم گفتن عادی است پیش میاد لیز خوردی ادامه بده خیالم یکم راحت شد و از امروز شروع کردم به ادامه دادن والان فهمیدم خیلی بدم نشده چون من داشتم بازم مسیر اشتباه طی میکردم چون این دوره مث رژیم میدونستم و ترس در من بوده که اگه دوره ول کنم چاق میشم و الان خیلی خوشحالم که فهمیدم اشتباه کردم و از این به بعد میخوام واقعا یاد بگیرم عمل کنم بهش میخام لاغری بشه جز از زندگیم وساده کنم لاغر شدن رو الانم خداروشکر میکنم که باز شروع کردم الان خیلی حالم خوبه خیالم خیلی راحت شده ومن ترس چاق شدن در خودم دیدم ودیدم هنوز این ترس دارم توجه میکنم به چاقی هنوز که الان بهش پی بردم پس خوشحالم و ادامه میدم با شوق اشتیاق
;توجه به چاقی خیلی مشکلات واسه من به وجود آورد اعتماد بنفسم صفر کرد هیچوقت لباس مورد علاقم نمیپوشیدم همیشه موقع خرید فقط فکرم این بود اندازم باشه کاری به رنگش جنسش نداشتم همیشه محدود بودم در تفریح در خوردن در خرید کردن احساس بد داشتم دلم نمیخواست توجمع حاضر شم نوعروس از رقصیدن خجالت میکشیدم از عکس گرفتن متنفر بودم کلا زندگی نمیکردم مث یک زندانی بودم کلی از خواستگارهام واسه همین که من چاقم زشتم طرز تفکر در مورد خودم از دست دادم دلم نمیخواست برم جایی کار کنم بخاطر چاقیم و زندگیم باخته بودم روی چاقی.;
من فرخنده متناسب هستم وزنم 60کیلو شده خیلی خیلی حالم خوبه انرژیم خیلی زیاد شده اعتماد بنفسم عالی شده همش دلم میخاد توجمع شرکت کنم همش دوس دارم از اندامم عکس بگیرم برقصم تو عروسی ها مانتوقرمزمبرام گشاد شده راحت دکمه های بسته میشه خیلی راحت میتونم شلوار لی بپوشم برم شهر پیاده روی مهمونی قدش برام گشاد شده کمرم خیلی باریک شده شکم پهلوم صاف شده پاهام کشیده شده لباس اسپورت مانتو کوتاه میپوشم خیلی بهم میاد همه ازم میپرسن چیکار کردی که لاغر شدی کیف میکنم از رفتار خودم که دیگه اصلا حرص وله ندارم واسه خوردن مانتو شلوار هرمدلی دلم بخواد گیرم میاد عاشق خودم شدم افتخار میکنم به خودم خیلی حالم خوبه قابل توصیف نیست احساسم عالی شده به خودم افتخار میکنم که عالی شدم نه فقط لاغر شدن بلکه در تمام جنبه ها زندگیم تاثیر گذاشته و همه چی عالی شده و احساس قدرت زیادی میکنم و الگو خانوادم دوستانم شدم و خیلی راحت به هدف های دیگم میرسم ،😍🤩😊
همه ی ما یک کارهایی برای لاغری انجام دادیم اما نتیجه نگرفتیم یا اگر گرفتیم مقطعی بوده چون راهمون اشتباه بوده .
پس حالا چون در مسیر درست هستید امیدوار باشید و با اشتیاق راهتون رو باید ادامه بدیدچون در مسیر درست هستید .(لاغری با ذهن چون داریم لاغری رو آموزشش میبینم تنها رله درست لاغری هست و من خوشحالم که در این راه هستم )
تا حالا برای لاغری ما هر روشی رو اجرا کردیم یا رژیم و ورزش داشتیم و یا محدودیت هایی داشتیم که باعث شده فقط جسممون رو تحت فشار بزاریم و اما در این روش لاغری با ذهن اصلا نه برنامه ی ورزشی داره نه رژیم داره فقط برنامه ی ذهنی رو تغییر میدیم و روی فرمولها ی ذهنی کار میکنیم .
و بعد از مدتی در این مسیر بودن ما متوجه میشیم که دیگه حرص و ولع نداریم و دیگه به غذا فکر نمیکنیم کاری که قبلا بر عکسش بود اگر در خانه غذای مورد علاقه ی من و یا غذای خاصی بود و یا شیرینی مورد علاقه ی من بود من شب خواب نداشتم که اون رو بخورم و در طول روز بخش زیادی از ذهنم به فکر کردن به غذا خوردن من مربوط میشد و از صبح فکر میکردم چی بخورم تا شب که میخواستم بخوابم .( منم قبلا همین طور بودم حتی یادم هست اگر در خونه چیپس و پفک داشتم باید همش رو میخوردم قبل از خواب تا راحت بشم و یا شب از داخل خواب پا میشدم میخوردم و یا حتی برای کلوچه های سنتی و یا حتی برای فست فود یا غداهای مورد علاقه ام قبلا من زیاد این کارها رو میکردم در حالی که سیر بودم اما میخوردم و چقدر بعدش ناراحت میشدم و عداب وجدان داشتم اما انگار دست خودم نبود و یا حتی شکم درد میگرفتم اما میخوردم انگار مجبور بودم )
اما با این دوره ها من دارم یک برنامه ی ذهنی ایجاد میکنم و یه سری برنامه های جدید به وجود میارم در روش لاغری با ذهن که باید مطالب رو بارها تکرار کنیم و تمرینها رو انجام بدیم تا ذهنم مملو از فرمولهای جدید بشه با دستورات جدید
.
در لاغری با ذهن باید استمرار باشه تا ذهن اون فرمولهای جدید رو بپذیره و بدن ما واکنشهای متفاوت نشان میده و دست و دهان ما فعالیتشان خیلی کمتر میشه و این محدودیت نیست فقط فرمولها تغییر میکنه .(واقعا خوردن من کمتر شده و خیلی جاها خودم متعجب میکنم بعدش که دیدی در این موقعیت من چه رفتاری داشتم اون غذا بود اما نخوردم یا با اون مقدار سیر شدم و خیلی خوشحالم که بدون زور کسی و محدود کردن و یا کار خاصی دارم رفتارهای درست رو اجرا میکنم و لدت میبرم از این آموزش لاغری از این حرص و ولع نداشتنها و دیگه حریص هیچ چیز نیستم هر وقت هر چیزی رو بخوام خیلی راحت به اندازه نیازم میخورم و اگر نخوام نمیخورم و آرامش،عالی در این مسیر دارم که از خدا وند برای هدایتم به این راه سپاسگزارم و بعد هم از استاد عزیز به خاطر این آموزشهای عالیشون )
همه ی ما باور مون این هست که به راحتی میتونیم چاق بشیم و همه ی ما در این کار استاد هستیم
(من بارها گفتم چقدر راحت چاق میشم اما به سختی و با زجر لاغر میشم اما الان دیگه چاقی برام سخت شده و هر کس که جلوی من حتی پرخوری کنه حالم بد میشه و میگم چطور با خودش همچین رفتارهایی داره و واقعا براشون ناراحت میشم و دوست دارم با این مسیر آشنا بشن و من وقتی سیریم اصلا از هیچ خوردنی لدت نمیبرم واقعا باید گرسنه باشم تا با لذت و آرامش غدا بخورم و به احساس سیری برسم و برای هر کس که در اطراف من سعی بر لاعر شدن از راه های غلط داره واقعا افسوس میخورم و اما دوباره میگم هر کس در مدار این حرفها باشه حتما بهشون میرسه و خودم رو آروم میکنم )
.
موصوع مهم امروز توجه کردن هست :
ما به چیزی توجه و فکر میکنیم همون در زندگی شما گسترش پیدا میکنه .(ما با توجه کردن اون چیز رو جدب میکنیم حالا میخواد دلخواه ما باشه یا نباشه پس تمام توجه و تمرکز حواس خودتون رو روی خواسته عای خودمون باید بزاریم )
من در گدشته که دچار چاقی بعد از ازدواج شدم سالهای زیادی به این چاقی توجه میکردم
و از یه سنی به بعد چون به نظر دیگران در مورد خودم اهمیت میدادم خیلی بیشتر به چاقی توجه میکردم و کار بسیار مضرر ی بود و هست . در واقع اون وقت که ما داریم رژیم میگیریم و یا ورزش میکنیم داریم بازم به چاقی خودمون توجه میکنیم چون داریم تلاش میکنیم چیزی رو از بین ببریم که اون چیز چاقی هست .
من خودم از زمانی که ازدواج کردم چاق شدم خوب یادم میاد در اون دوران از نامزدی من شروع شد من زیاد میخوردم انصافا میخوردم و وزنم هم داشت بالامیرفت و چون قبلش خیلی لاغر بودم همه میگفتن چقدر صورتت قشنگتر شده چقدر بهت میاد و اینطوری قشنگ هست و من اما متوجه میشدم چقدر وزنم بالا رفته و دیگه اون لباس پوشیدن و آزادیها رو ندارم و دیگه داشتم سنگین میشدم و محدودیتهام بیشتر میشد و میدیدم چقدر شکمم بزرگ شده و دیگه اون خوش تیپی رو ندارم و در جمع دوستانم خجالت میکشیدم چون من دچار اضافه وزن شده بودم و کلا فعالیت هام سخت شده بود و اما من خیلی سریع با رژیم گرفتن که خودم وعده ی شام رو حدف کردم به راحتی وزن کم کردم و عالی لاغر شدم و همه میگفتن چقدر تو اراده داری و خوب لاغر میشی و من در ذهنم حک شد من با رژیم میتونم لاغر بشم و چون بارها اطرافیان و خواهر خودم رو هم دیده بودم که با رژیم و ورزش خوب لاغر شدن پدیرفته بودم تنها راه لاغر شدن رژیم و نخوردن و ورزش هست و دیگه بعدش تصمیماتی میگرفتم که هی خودم رو بیشتر زجر بدم و محدود باشم که بتونم لاغر باشم و در جمعها با عتماد به نفس حضور داشته باشم و بتونم لباس بهتر بپوشم و همش من به چاقی توجه میکردم و هی من سختیهای بیشتر رو تحمل میکردم که هی من در وزن مناسب قرار بگیرم و اما با زور و فشار خودم رو متناسب میکردم دیگه شبها شام نمیخوردم باشگاه میرفتم و هر غدایی رو نمیخوردم و چیپس و پفک خوردن رو کنار میراشتم و ودیگه کم کم محدودیتام رو بیشتر میکردم و همیشه به دنبال راهی برای لاغری بودم و در جمع ها کمتر میخوردم و در کنار دوستام روم نمیشد بخورم که کسی بهم تذکر نده و همه ی اینها تو جه کردن به چاقی بود و هی از خودم بیشتر بدم میومد و چاقی بیشتر بر من غلبه میکرد .
همیشه فکر کن چاقی و من دو نفر هستیم که چاقی زوری داره و من متناسب هم زوری دارم و هر چقدر من به حضور چاقی در خودم احساس ضعف و ناتوانی بیشتری کنم فرصت رو مهیا کردم تا چاقی بر من غلبه کنه .
و من واقعا از یک زمانهایی به بعد چاقی در من با سرعت بیشتری بوده چون از خودم متنفرتر بودم و از چاقی بیشتر میترسیدم و خودم رو بیشتر محدود میکردم .(من یادم هست بعد ازدواجم همیشه در حال متناسب کردن بودم و خوب و عالی هم متناسب میشدم اما به محض رها کردن و خسته شدن دوباره بر میگشت و یادم هست این اواخر چون مانع های بزرگی داشتم خیلی ترسم بیشتر شده بود و خیلی از چاقی متنفرتر بودم برای همین مرتب رژیم رو سخت تر میکردم و هی ورزشم رو سنگین تر میکردم و هی خودم رو بیشتر وزن میکردم و هی دچار اضافه وزنهای بیشتر میشدم و هی ناراحتتر بودم و هیچ وقت به اندازه سعی و تلاشم نتیجه نمیگرفتم و هی خودم رو محدود تر میکردم )
چطور من به چاقی تو جه میکردم ؟
هر لباسی رو که تنگ بود و هر رنگی رو نمیپوشیدم
لباسهای کمر دار نمیپوشیدم که شکمم بیرون بیفته
غذای رژیمی میخوردم که چاق نشم
ورزش شدید میکردم که چاق نشم
خودم رو وزن میکردم هر هفته که چاق نشم
از چاقی خودم با بقیه حرف میزدم شاید فکری بشه
به دنبال راه های جدید بودم که شاید چاقیم رو از بین ببرم مثل خوردن دمنوش
در آیینه باشگاه و خونه همش به نافرمیهای بدنم نگاه میکردم و با دستم لمسشون میکردم که لاغر بشم
با دیدن لاعرها حسرت میخوردم
تمام این کارها رو میکردن برای لاغری اما داشتم به چاقی توجه میکردم و به خودم ضربه میزدم و داشتم در برابر چاقی خودم رو ضعیفتر میکردم
پس حتی اگر رژیم گرفتم و ورزش سنگین داشتم و ۳۰ کیلو کم کردم اما دوباره برگشته بودن چون من به چاقی تو جه کردم اما چون من تونستم کم کنم پس ثابت کرده بدن من توانایی کاهش وزن رو داره و من انگیزه و اشتیاق کاهش،وزن رو داشتم اما چون در زمان تناسب اندام کامل از چاقی خودم نگران شدم و تصویر ذهنی چاقی از خودم در دهنم داشتم به همین دلیل از چاقی خودم بدم میومد
( من بارها تونستم وزن کم کنم بیشتر از ده بار من این کار رو کردم و من مثل یویو هی چاق شدم و لاعر شدم در مدت زمان بعد از ازدواجم اما در این چند سال آخر بعد از زایمان دومم که تونستم ۳۵رکیلو کم کنم این رفت و برگشت من بین چاقی و لاغری اینقدر سریع شده بود که من خیلی ادیت شدم و درواقع چون خیلی چاق شده بودم و اندام بسیار نامتناسبی پیدا کرده بودم و زندگی بسیار سختی داشتم از چاقی متنفر بودم و میترسیدم حتی وقتی لاغر شدم و در اوج تناسب ۵۹ کیلویی اما من از چاقی میترسیدم و رژیم و محدودیتهای بیشتر داشتم و خیلی اوضاعم بد شده بود تا با این راه آشنا شدم و اما حالا متوجه میشم چه جسم توانمند و عالی داشتم که هر بار به راحتی من رو متناسب کرده اما چون ذهنم متناسب نبوده و با خواسته ی من که لاغری بوده هماهنگ نبوده پس نتیجه مقطعی بوده )
و من یادم میادبارها به اطرافیان میگفتم چه فایده لاغری من که ماندگار نیست .
هر چقدر به چاقی خودت توجه کنی و خودت رو محدود کنی تصویر چاقی خودت رو شفافتر میکنی و ذهن تمام تلاشش رو میکنه تا تو رو به تصاویر خودش برسونه و مسیر حرکت رو به اون سمت میبره و ذهن فرمان خوردن صادر میکنه .
تصمیم ها مطابق هست با تصویرهایی که در ذهن هست (ما خوب میدونیم ذهنمون کاملا تصویری هست و خیلی مهم هست که ما چه تصویری از خودمون در ذهنمون داریم و یادم میاد بار آخر کلی تصویر چاقی از خودم که مانتوهام بسته نمیشدن و یا کفشهام به پام نمیرفتن و یا وزنهای بالایی رو روی ترازو میدیدم و در جسمم بسیار نافرمی میدیدم همه رو در ذهنم داشتم و کلی وحشت و ترس و تنفر در کنار این تصاویر خیلی راحت داشت من رو به سمت چاقی میبرد و من خودم برام این مانع هم بود که با رژیم و ورزش نمیشه برای همیشه لاغر بود و میگفتم آخه تا کی و همیشه میگفتم لاغری من همیشگی نیست و برای همین همیشه در زجر و سختی بودم تا یه مقدار وزن کم کنم یا حد اقل بیشتر نشم )
دیدیم بعد از اینکه از رژیم و ورزشها خسته میشیم و رهاش میکنیم خیلی آروم معز دستورهای خوردن رو دوباره صادر میکنه و ما میشیم همون جسم قبلی خودم .(من بسیار این تجربه رو داشتم و به قول استاد من به خودم میگفتم حالا که متناسب هستم و در وزن دلخواهم هستم فقط یه امروز رو بخورم ز فردا دوباره شروع میکنم و چون حرص،و ولع هم پیدا میکردیم و در حالی که متناسب بودم میگفتم حالا بخورم این چند لقمه که چیزی نیست و شروع میکردم و میدیدم در عرض یک ماه کلی اصافه وزن پیدا کردم که با کلی سختی و جون کندن اونها رو از بین برده بودم و اما راحت و یدون سختی دوباره چاق میشدم و اینقدر ناراحت میشدم پس دوباره رژیم بیشتر و محدودیتهای بیشتر رو شروع میکردم )
چطور به لاغری توجه کنیم :
لاغری نیاز به توجه داره و چون ما میخواییم تصمیم بگیریم لاغر بشیم و میخواهیم به چیزی که نیست توجه کنیم بر عکس چاقی که بودش و ما بهش توجه میکردیم و ناراحت میشدیم و چاقتر میشدیم و اما مامیخو اییم به چیزی توجه کنیم که در ما وجود نداره (تمام سختی کار این هست که به چیزی که نیست ما باید توجه کنیم اما برای من لاغری دلخواهم بارها بوده چون از یه مقطعی به بعد من چاق شدم و تا همین چند سال پیش هم با رزیم و ورزش سخت من در این وزن بودم اما از دستش دادم و برای من خوشبختانه تصور کردن خیلی راحت تر هست و حتما به دستش میارم من میخوام دوباره در وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ قرار بگیرم و اصلا کار سختی نیست ).
پس یواش یواش ما رفتارهایی میکنیم که لاعر تر بشیم .
ما برای لاغری اصلا نباید زمان تغیین کنیم که تا چه تاریخی باید من لاغر بشم و این کار بسیار اشتباهی هست و این تعیین زمان مشخص کار این شرکتها ی تبلیغاتی برای لاغری هست که از حربه ی زمان استفاده میکنن و ما رو ترغیب می کنن به استفاد ه از اون محصول و اگر نتیجه نگرفتیم خودمون رو سرزنش میکنیم و ناامید تر میشم به جای اینکه به اون محصول شک کنیم .
بگو من میخو ام یه روشی رو یاد بگیریم و تا ابد استفاده کنم و بگو هر چقدر طول کشید اشکالی نداره .
کلا داریم ما چاقی رو زندگی میکنیم پس باید لاعری رو هم زندگی کنیم و مقطعی به درد نمیخوره و باید از نظر مغزی و ذهنی
ما باید این مسیر رو طی کنیم بدون در نظر گرفتن زمان و هرکس در زمانی یک نتیجه بخصوص میگیره (من عاشق این سبک زندگی کردن و غذا خوردن هستم و ارامش دارم و لذت میبرم و واقعا بهم خوش میگدره و هیچ عجله ای نداشتم برای لاغری و ندارم اما من خیلی هم اصافه وزن ندارم و دوست دارم ذهنم و جسمم با هم در همانگی کامل قرار بگیرین و من این مقدار اصافه وزن رو خیلی راحت از دست بدم و مطمعنم از دست میدم چون دارم لاغری رو زندگی میکنم و آموزش میبینم و دیگه رفتارهای گدشته و اون پرخوریها رو نمیتونم داشته باشم و یا حد اقلش اگر داشته باشم این هست که صدایی در ذهنم به من هشدار میده که اشتباه رفتار کردی و اگاهم به تمام رفتارهای خودم و همین بسیار لدت بخش هست وه در آزادی کامل و آرامش،و بدون محدودیت دارم وزن کم میکنم و متناسب میشم و به جسم ایده الم میرسم و به زودی اصافه وزنم رو کامل از دستم میدم )
درسته رژیم و ورزش نداره اما فایل گوش دادن و تمرین نوشتن داره و استمرار میخواد و فقط به ثبت نام و پرادخت هزینه نیست باید تعهد و انگیزه و اشتیاق داشته باشی .
هر روز باید کار کنی و روی خودت کار کنی (بله من هر روز سه ساعت در روز رو برای گوش دادن به فایلها و نوشتن در مورد اونها وقت میزارم بدون اینکه برای این دوره ی صد روزه هزینه ی مالی داده باشم فقط دارم بهای انگیره و اشتیاق و بهای تعهد و بهای استمرارم رو میگیرم و به زودی یه لاغر شگفتی ساز میشم )
توجه به لاغری :
در مورد چاقی خودتون با هیچ کس حرف نزنید
در واقع نیاز نیست کار جدید انجام بدیم خیلی از کارها رو نباید انجام بدیم خود به خود متناسب می شیم چون ما درستش این هست که سلامت و شاداب و متناسب و .. باشیم و اما اگر چاقیم چون یه سری کار نادرست انجام دادیم و اگر میخواییم لاعر بشیم باید نادرستها رو انجام ندیم و خود به خود لاغر میشیم پس هر روز خودت رو سرزنش نکن و خود به خود حالت بهتر میشه پس کار نادرست انجام نده خود به خود درستها انجام میشه پس دلیلی نداره هر جا نشسیتی بگی من شانس ندارم هر روز چاقتر میشم من که عدا نمی خوردم و من تقصیری ندارم چون ارثی هست چون دارو استفاده میکنم و یا کم کاری تیرویید دارم و یا اشتها دارم من چاقم و این حرفها رو نزن بخش زیادی از اون چاقی حدف میشه (من هنوزم به این تعهدم وفادار هستم و مدتها هست برعکس گدشته ام با هیچ کس حرف نمیزنم و چیزی نمیگیم و کلی هم موفقیت کسب کردم و اما قبلا به هر کسی میگفتم به اطرافیانم و به دکتر تغدیه ام و یا به خانوادم و دوستانم و همیشه هم چاقتر میشدم و به دنبال راه کار از مربی ورزش،و دکتر تغدیه بودم و با سختی و فشار به جسم میخواستم لاعر بشم اما نمیشد چون داشتم به چاقی توجه میکردم و اولین نشانه اش احساس بد در ما هست که وقتی احساس ما بد بشه نتایج بد هم برای ما رقم میخوره و در نهایت چاقی بیشتر رو تجربه میکنیم پس به چاقی توجه نکن و مراقب احساست باش، )
۲:سرزنش کردن خودت ممنوع هست یعنی نصفه میری داخل آیینه و از خودت فرار میکنی و از خودت عکس نمیگیزی و از خودت دور میشی در واقع ما سه بخش هستیم جسم و روح و ذهن و وقتی از جسمت جدا شدی از خودت عکسی نگیری و لباس رنگ شاد نپوشی و استخر نری و یا باشگاه نری داری از جسمت فاصله میگیری و وقتی اینطوری انتطار نداشته باش مغزت و روحت برات کاری کنن میگن ولش کن دوستش نداشته بشه و اوضاعت سختتر میشه بابا بپدیر جسم خودت هست و مسول این اوضاع خودت هستی برو داخل آیننه بدون تنفر به خودت نگاه کن به پهلوها و شکم آویزونت نگاه کن و بپذیر این کار خودت هست ازش فرار نکن و جسمت رو در آغوش بگیر و باهاش صحبت کن و بگو من این بلا رو به سرت آوردم و میخوام تغییرش بدم تو هم کمکم کن ببین اوضاع بهتر میشه تا از خودت فرار کنی و خودت رو تحقیر و سرزنش کنی پس وقتی با جسمت از این حرفها میزنی احساست بد میشه و وقتی اینطور شد توجهت به چاقی بیشتر میشه و ضعیفتر میشی و چاقی در تو بیشتر میشه .(من مدتها هست عاشق خودمم و خودم رو جزی از خدا میدونم چرا عاشق خودم نباشم و این جسم رو امانت الهی میدونم که نااگاهانه به این روز درش اوردم و میخوام دوباره به یک جسم متناسب در بیارمش و ازش مراقبت می کنم و مواظبت می کنم و من خودم رو لایق بیهترین اندام و بهترین زندگی و سلامتی و بهترین حال روحی و ارامش،و شادی و ثروت و سعادت و … میدونم و همش به دنبال بهتر کردن همه ی اینها هستم و مرتب به خودم عشق میدم و خودم رو در آغوش میگیریم و میدونم به زودی در جسم ایده آل قرار میگیرم و ذهنم رو تربیت میکنم و اماده میکنم و آموزش میدم که متناسب بشه و فرمولهای لاغری رو جایگزین چاقی کنه و به مرور رفتارهای من تغییر میکنه و در نهایت جسم من هم تغییر میکنه من قبلا خیلی از خودم فرار نکردم چون همیشه با زور خودم رو لاعر کردم و یه زمانهایی در مقطع خاصی چاق بودم که سریع اقدام به لاعری کردم اما وقتی که لاغر شدم و عکس گرفتم بارها شده به خودم گفتم چقدر صورتم لاعر شده یا پوستم بد شده و یا چقدر دماغم بزرگ شده چقدر زشت شدم چقدر از لاغری صورتم ناراحت شدم و همیشه با دیدن خودم در عکسها و آیینه میگفتم ای کاش تنها جسمم لاغر میشد و اما صورتم لاغر نمیشد که زشت بشم و این قیافه رو پیدا کنم و یادم میاد همیشه از صورت لاغرم در آیینه و عکسها ناراحت میشدم و بدم میومد و میگفتم چقدر زشت شدم من نمیخوام )
پس به جای تحقیر خودت بگو من درستش میکنم و نگو من لباس دلخواه رو نمیپوشم تا همه چیز درست بشه اینطور داری فاصله مینداری و بگو هر گرمی به وزنم اضافه شده خودم اضافش کردم خودم غدا رو وارد دهانم کردم و هیچ غدایی علاقه نداشته وارد دهان من بشه و هی مغز من دستور خوردن میده در حالی که سیر هستیم هی معز من میگه بخور چون پولش رو دادی چون حیف چون دیگه گیر نمیاد و یا چون اسراف میشه و ..بخور بخور .(من خودم واقعا خودم غدا وارد دهنم کردم خودم جسمم رو به این روز در اوردم خودهم درستش میکنم و من چقدر بارها دستور خوررن داشتم چون پولش رو دادم چون اسراف میشه چون در فلان رستوران هستم چون غذای نذری هست چون دیگه ممکنه گیرم نیاد چون مقوی هست چون کم کالری هست چون مورد علاقه ی من هست چون در تفریحم چون فقط امروز هست و در مهمانیم و کلا همیشه کلی مجوز و بهانه داشتم برای خوردن و من عدا وارد دهنم کردم و از همه مهمتر چون بارها گفتم اشتهام زیاد هست من کلی غدا خوردم اما حالا دیگه خودم مسول خوردن خودم هستم و نمیخورم مگر واقعا گرسنه باشم )
بنویس در مورد لاغر شدن و بگو چه مزیتهایی برای شما به ارمغان میاره چونکه صد آید نود هم پیش ما هست وقتی لاغری رو به دست بیاریم بقیه موفقیتهام رو هم به دست (من همیشه گفتم علاوه بر نگاه کردن به استاد و بقیه دوستان شگفتی ساز به خودم نگاه میکنم که تا حالا تونستم با قدرت ذهنم وزن کم کنم از این به بعد هم میتونم خیلی عالی وزن کم کنم و چون به راحتی و بدون سختی من چندین کیلو وزن کم کردم پس میتونم این ۶ کیلو رو هم به راحتی کم کنم و اگر جسم خودم رو خلق کنم قطعا میتونم بقیه ی جنبه های زندگیم رو هم خلق کنم من به قدرت ذهنم و خودم ایمان دارم چون بشر قدرت خلق کنندگی داره جون بشر جزیی از خدا هست پس مثل خدا باید بتونه به بی نهایت وصل باشه و به هر چیزی برسه)
ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمیده و اگر من نوشته های بقیه رو بخونم ذهن همه رو میزاره به حساب خودم و اما خیلیا میگن خواندن و نوشتن چه تاثیری داره در لاغری ؟خوب تاثیرش همین هست و نتیجه اش استاد عززز و دوستان شگفتی ساز هستن .
و اگر بگیم در مورد لاغری بنویس ممکنه شیطان نزاره و بگه نه بابا مگه میشه با نوشتن لاغررشد و اما بدون حتما میشه که شیطان نمیزاره ما تغییر کنیم و بنویسیم چون شیطان میدونه اگر ما بنویسیم تعییر میکنیم پس ما نباید وقتمون رو تلف کنیم .(پس همین مقاومت ذهن که خیلیا میگن همین هست خودشون تنبلی میکنن و به حرف شیطان گوش میدن و تمرینها رو انجامنمیدن و یا فایلها رو گوش نمیده و بعد میگن ذهن من مقاومت داره نه نداره ما داریم به نجوای شیطان گوش میدیم و از راه اصلی منحرف میشیم )
لیستی از اون موارد که چاقی به شما صربه زده بنویسید تا ببینید چقدر به چاقی توجه کردید .:
چاقی باعث شد من دچار کمر درد و زانو درد بشم
چاقی باعث شد من بد لباس بشم
چاقی باعث شد من حتی نتونم کفشهای مورد علاقه ام رو بپوشم
چاقی باعث شد من در جمعها بدون اعتماد به نفس حاصر بشم
چاقی باعث شد من در خوردن هیچ وقت با لذت غذایی رو نخورم .
چاقی باعث شد من پیرتر و سنم بالاتر نشون داده بشه
چاقی باعث شد من در حال بد روحی و افسردگی قرار بگیریم
چاقی باعث شد بچه هام و همسرم رو مجبور به زور خوردن کنم
چاقی باعث شد همیشه در خرید کردن لباسها خیلی اذیت بشم و هر کس هم با من بود اون رو هم اذیت میکردم .
چاقی باعث شد فعالیتهای جسمی رو به خوبی انجام ندم و سنگین باشم
چاقی باعث شد
چاقی باعث شد هیچ وقت رفتار غذایی با کلاس و آرامی نداشته باشم
چاقی باعث شد …
در مورد متناسب شدن تا میتونید بنویسید مثلا انشایی بنویسید در مورد فروع لاغر (من امروز که دارم این کامنت رو میزارم فروغ لاعر در وزن ۵۹ کیلو هستم و سایز ۳۸ هستم که تمام لباسهام برام گشاد شدن مخصوصا از بالاتنه و تمامی شلوارهام کمرشون آزاد شده و هر چه لباس از دوران تناسبم داشتم همه اندازم شده و هر جا میرم همه تعجب میکنن که من بدون ذره ای رژیم و فعالیت خاصی دارم روز به روز لاغرتر میشم و من لدت میبرم از این سبک خوردن و زندگی کردن و در حین این لاغری صورت بسیار زیبا و شاداب و جوانی دارم که بسیار من رو زیباتر و جدابتر کرده و من در سلامتی کامل و در سبکی و رهایی کامل آزادانه میخورم میپوشم و فعالیت میکنم و هیچ نگرانی و استرسی و ترسی از خوردنم و فردایم ندارم که شاید چاقی من برگرده من در آرامش کامل به سر میبرم و هر روز در اینه به خودم و اندامم نگاه میکنم و با لذت بسیار زیاد که شکم صاف و روی معده ی بسیار صاف و پهلوهای قوص دار و کمر باریک و رانهای لاغر و کشیده و کتف و شانه های لاعر دارم ودر تمام لباسهای خودم که سایز لارج و مدیوم دارن بازم احساس راحتی دارم بدون تنگی و اذیت کردن و با بهترین حال روحی هر چند که الان همین حال رو هم دارم اما بازم بیشتر میخوام اول جلو آیینه کلی شادی میکنم و بعد به کارهای روزانه و روتینم میپردازم در حالی که من موهای بلند و پر پشتی دارم .من به راحتی هر رنگ لباسی و هر مدلی رو که بخووام حتی سایز مانکن رو میخرم و میپوشم حتی تک سایزهای آف خورده رو من میتونم با کمترین قیمت چون سایزم بسیار متناسب هست بخرم و استفاده کنم و بهترین خریدها رو در کمترین زمانها دارم و حتی کفشهای چرم دلخواهم رو میتونم به راحتی بخرم چون با لاغری سایز پاهام هم تغییر کرده و من بسیار به روز و شیک پوش هستم در لاعری ۵۹ کیاویی خودم و بسیار ارام و با کلاس غدا میخورم مثل پرنسس ها و دیگه به هیچ کس در خوردن زور نمیگم و فرزندانم رو وادار به خوردن نمیکنم و اینقدر خودم رو باارزش میدونم و کم خوراکتر میشم که هر ته مانده ی غدایی رو نمی خورم و اونها رو جمع میکنم برای پرندگان و حیوانات و اصلا با دیدن کسی تحریک به خوردن نمیشم و همیشه به نیاز جسمم نگاه میکنم و اگر گرسنه بودم فقط به اندازه نیازم میخورم و مثل متناسبها خیلی زود احساس سیری میکنم و در هنگام سیری کاملا سبک هستم و سریع پا میشم فعالیتهام رو انجام میدم و هر خوراکی در اطراف من بود من اون رو نمیخورم خودم تصمیم میگیریم چه موقع و در چه زمانی و چه مقدار غدا بخورم دیگه برده ی غذاها نیستم امیر اونها هستم من عاشق ورژن جدید خودم هستم چون اکثر این رفتارها همین الان هم در من هست فقط باید کمی پررنگتر بشن تا ملکه ی ذهن من بشن تا من رو به وزن دلخواهم برسونن و من وقتی برم تفریح و سفر فقط به دنبال لدت بردن از ادمهای اطرافم و مناطر و خودم و خانوادم و یا دوستانم هستم و در ماه رمضان منم مثل خیلی از متناسبها وزن هم کم میکنم چون نمیتونم بیشتر از حد نیازم بخورم و نمیتونم پر خوری کنم و چون زمان زیادی نیست برای خوردن چون فاصله ی بین ادان صبح و مغرب زیاد نیست منم با رفتارهای درستم که از ترس نبودن وعده ی بعدی بیشتر غدا نمیخورم و به اندازه میخورم و متناسبتر هم میشم و من با متناسب شدن در بهترین حالت روحی و جسم قرار میگریم بسیا شیک پوش میشم و خوتیپتر میشم و لباسهای رنگ شاد و به روز میپوشم و من با متناسب شدن در کمترین زمان بهترین لباسها رو میخرم و لدت میبرم و من با متناسب شدن بسیار آرام و آهسته غدا میخورم و من با متناسب شدن غدای کمتری میپزم و حتی خانوادم هم متناسبتر میشن و من با متناسب شدنم در آزادی کامل به سر میبرم و ….)
برو به دوستان شگفتی ساز نگاه کن و به ذهنت بگو منم میتونم و امید بده به ذهنت که میشه و یواش یولش وارد سرزمین لاغرها میشی و این حق شما هست که متتاسب بشی و لذت میبری .
سلام خانم ریاحی دیدگاهتونو خوندم بسیار عالی بود لذت بردم خدا رو شکر شما خیلی خوب صحبتهای استاد درک کردید عاشق دیدگاهتون شدم وبهتون تبریک میگم
نشان های دریافت شده
سلام🙂
همه ما چاقها از روشهای مختلفی برای لاغر شدن استفاده کردیم چون میدونیم که چقدر چاقی ما رو محدود کرده چقدر احساسمونو بد کرده چقدر اعتناد به نفسمون رو کم کرده واگه روشهای قبلی جواب نداده به این دلیل بوده که راه اشتباه بوده ما با اراده هستیم ما شحاع هستیم ما توانا هستیم ما در اعماق وجودمون ایمان داریم که میتونیم متناسب بشیم😏
تفاوت ما با سایر افراد چاق اینه که ما باز هم ادامه دادیم و به این مسیر هدایت شدیم😎
مهمترین تفاوت لاغری با ذهن با بقیه اینه که در این روش هیچ وقت رژیم و ورزش داده نمیشه🤗🤗🤩🤩
در این روش تفاوت رفتار افراد چتق با افراد متناسب بررسی میشه و به ریشه اون رفتار میرسیم و با تغییر ریشه ها که همون فرمولها هستن رفتار ها تغییر میکنه و جسم هم میشه یه جسم متناسب🙂
نمونه این رفتار اینه: در افراد چاق یه رفتار اشتباهی که وجود داره اینه که زیاد به غذا فکر میکنیم
این که چی برای صبحانه بخوریم چی ناهار بخوریم چی رو با چی مخلوط کنیم که طعمش جالب بشه
در این دوره برنامه غذایی داده نمیشه یه برنامه ذهنی میدن با گوش دادن فایلها و جایگزین کردن فرمولهای لاغری به جای چاقی
برای همین باید فایلها رو گوش بدیم تمرینات رو انجام بدیم و تکرار و استمرار کنیم تا مغز دستورات جدیدی رو بده و واکنش رفتاری ما متفاوت بشه اونوقت دست ما کمتر برای برداشتن غذاها تکون میخوره ودهان ما کمتر میجنبه😉😁
👈اینم به خاطر محدودیت نیست 👉دستورهای مغزی تغییر میکنه👌👌
موضوع این جلسه توجه کردنه؛
توجه کردن موضوعی هست که افراد چاق برای چاقی بیشتر ازش استفاده میکنن و افراد لاغر برای لاغر ماندن🤨
در دوران کودکی ما توجهی به چاقی نداریم ولی از یه سنی به بعد نظر دیگران درباره ما برامون مهم میشه خیلی به چاقی توجه میکنیم و با اینکه باشگاه میریم یا رژیم میگیریم در واقع باز هم داریم به چاقی توجه میکنیم چون میخوایم از چاقی رها بشیم تا نظر دیگران درباره ما مثبت باشه و مورد توجه و تایید بقیه باشیم (چقدر این باور تایید دیگران در ما ریشه ای هست واقعا🤔)
اینکه در مهمانی شرکت نمیکنیم اینکه در عروسی دنبال لباسهایی میگردیم که چاقی ما رو کمتر نشون بده یا کمتر میخوردیم در جمعهای دوستانه یا خانوادگی همگی
اینا 👈مصداق توجه کردنه👉
همه ما در زمانهایی احساس کردیم که سرعت چاق شدنمون بیشتر شده از بس که به چاقی توجه کردیم از بسکه حالمون از خودمون بد میشه از بسکه توی اتاق پرو احساس بدی داریم و همین باعث شده که بریم سمت دوختن لباس و با وجود دردسرهاش باز هم خیاطی رو ترجیح دادیم
باید بیایم فکر کنیم کجاها به چاقی توجه کردیم
من در دوران بارداری خیلی به چاقی قسمتهای مختلف بدنم توجه میکردم و از اینکه اینجوری دارم چاق میشم حالم از خودم بهم میخورد از اینکه نمیتونم در موقع گرسنگی صبر کنم از اینکه راه رفتنم کند شده بود و از اینکه دوستام بهم میگفتن مثل پاندول ساعت راه میری از اینکه کفش اسپورت و راحتی میپوشیدم برای اولین بار کسی که همیشه پاشنه بلند پوشیده بودم از مانتو حاملگی که گشاد و سیاه بود و همیشه هم باید اونو میپوشیدم حالم بهم میخورد چون عاشق رنگ و تنوع بودم از اینکه با این شکم بزرگ باید سوار واحد میشدم و ۳ تا واحد عوض میکردم تا برسم بیمارستان ناراحت بودم از اینکه بقیه هم دانشگاهیام اینقدر فرز و سبک بودن و من اینقدر کند حالم بد بود ماه ۴ ام بارداری متوجه شدم خیلی دارم چاق میشم و طبیعی نبود فشارم هم از کنترل خارج شده بود و۱۴ به بالا بود همیشه رفتم دکتر تغذیه و ایشون گفتن توی بارداری رژیم خاصی نمیدیم با اینحال به اصرار خود من یه رژیم خیلی سبک برام نوشتن و اون ماه من حدودی اجراش کردم بعد از یه ماه که رفتم دکتر زنان و وزن شدم اصلا اضافه نکرده بودم و با تهدیدهای مادرم رهاش کردم و این شد که بالای ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم توی بارداری و الانم اصلا علاقه ندارم دوباره بارداری رو تجربه کنم
در دورانی که کیسه صفرا عمل کردم و تیروئید هم کم کار شد ترس از چاقی منو بیشتر چتق کرد مرتب خودم رو وزن میکردم و میدیم که هر بار یکی دو کیلو بالاتر نشون میده و حسم بد میشد بقیه هم بهم تذکر میدادن که خیلی چاق شدی و باسنت بزرگ شده و شکمت بزرگ شده و….که شروع کردم به ورزش که باز هم توجه به چاقی بود توی باشگاه همش داشتم با حسرت به ادمهایی که متناسب بودن نگاه میکردم و با خودم میگفتم این ادم دیگه چرا میاد باشگاه چون در ذهن من باشگاه رفتن فقط برای لاغر شدن بود نه سلامتی و اندام عضلانی و…. یا همش توی آینه حواسم به شکمم بود یا افراد چاق دیگه رو نگاه میکردم و با خودم میگفتم خدا رو شکر دیگه به اندازه این نیستم😶
همیشه با منشیم که اونم چاق بود درباره چاقی و اینکه چقدر هم کم میخوریم حرف میزدم یا با مادرم و برادرها درباره چاقی و اینکه فلانی لاغر شده و ما هنوز چاقیم و…. حرف میزدیم اینا همش توجه به چاقی بوده دیگه😁😁
حتی اینکه در رژیم و ورزش یه عالمه وزن کم کردیم ولی دوباره برگشت کرده اینه که در اون دوره نتونستیم توجه به چاقی رو کم کنیم
و باز هم خبر خوبیه که جسمت این توانایی کاهش وزن رو داره
و لی مسیر اشتباه بوده چون تصاویر ذهتی ات تغییر نکرده و همون تصاویر چاق در ذهنمون وجود داره و جسم در نهایت تبدیل میشه به اون تصویر😮
👈 ترس از چاقتر شدن خودش باعث توجه به چاقی میشه و باعث ایجاد تصویر شفافتر از چاقیت در ذهنت میشه👉
در واقع با ایجاد تصویر ذهنی فرمانهای مغزی هم درجهت اون تصاویر صادر میشه و رفتارهای غذایی ما متفاوت میشه و تکرار اون رفتارها باعث ایجاد جسم چاق میشه👌👌
حالا چطور به لاغری توجه کنیم؟
همونجوری که ما چاق شدیم همانطور هم میشه لاغر بشیم فقط در لاغری باید👈 خودمون تصمیم بگیریم و به چیزی هم باید توجه کنیم که الان وجود نداره 👉و برعکس تمام شواهد اضافه وزن در ما هست جلوی آینه میبینمش موقع پوشیدن لباس متوجش میشیم ولی با گوش دادن به فایلها داریم به لاغری توجه میکنیم و توجه رو از چاقی برداریم و اونوقت یواش یواش رفتارهای غذاییمون تغییر میکنه و جسم هم اروم اروم تغییر میکنه
✍ نکته مهم اینه که زمان نذارین برای لاغری چون خود این تعیین زمان توجه به چاقی هست 🤭🥴
و این تعیین زمان حربه تبلیغات هست و جالبه که ماوقتی نتیجه نمیگیریم از اون محصول تبلیغ شده خودمون رو مقصر میدونیم😑
👈زمان رو فراموش کنید 👉این روش باید سبک زندگی ما بشه باید لاغری رو زندگی کنیم در هر صورت باید استمرار داشته باشید و خودمونو هم با بقیه مقایسه نکنیم لاغر شدن کار میخواد باید فایل گوش بدیم تمرینات رو انجام بدیم و این هنر رو یاد بگیریم و بشه جزیی از پوست و گوشت و خونمون👌👌👌
پس ثبت نام کردن تنها هیییییچ کازی نمیکنه
👈 تمرین توجه به لاغری👉
۱_درباره چاقی اصلا حرف نزنید
ما بر اساس خلقت خداوند باید متناسب باشیم شاد باشیم سالم باشیم پس فقط کافیه نادرستها رو انجام ندیم خود به خود درست اتفاق میافته چون ذات و اصل ما تناسبه
در واقع باید کارهایی که احساسمون بد میشه رو انجام ندیم اونوقت خود به خود احساسمون خوب میشه
ما همش داریم برای بقیه توضیح میدیم و به قول مهران مدیری 👈توضیح نشونه ضعفه👉
۲_سرزنش کردن خودت ممنوعه
این دور شدن از خودته و باز هم توجه به چاقیه
وقتی نمیخوایم جسممون رو ببینیم لباس شاد تنش نمیکنیم عکس از جسممون نمیگیریم و وقتی از جسم متنفر باشیم اوضاع سخت تر و بدتر میشه باااااااید جسم خودت رو بپذیری مال خودته اونوقت از نگاه کردن به خودت حالت بد نمیشه یا بپذیری که اگه چاق هستی هم خودت بوجود اوردی
👌با عشق جسمت رو بپذیر
👌 در آعوشش بگیر
👌 باهاش حرف بزن بهش بگو میدونم که من تو رو به این شکل دراوردم مسیولیتش رو میپذیرم و تغییرش میدم
👌با جسمت دوست باش
👌بهش بی احترامی نکن
وقتی از چیزی حالت بد بشه واکنش اونم به تو همینه
👌 به خودت انگیزه بده
بنویس لاغری چه تاثیری در زندگیتون میذاره چه تاثیری در اعتماد به نفستون میذاره چه تاثیری در کسب و کارتون میذاره
👈 داستان زهرای متناسب😎🤩👉
من الان در تناسب کامل هستم هربار که از جلوی آینه رد میشم از نگاه کردن به جسمم سیر نمیشم به بازوها به رانها به شکم تخت به کمر باریک خودم نگاه میکنم و از اینکه جنین جسمی رو خلق کردم لذت میبرم 🤩🤩بارها و بارها در طی روز جلوی آینه میرم و قربون صدقه خودم میرم 🤩🤩پوستم روشن و جوان شده و توی چشمام یه برق خاصی هست که لذت بخشه همیشه🤩🤩 وقتی خودم رو میبینم بی اختیار لبخند میزنم😊 موقع خرید لباس با شور و اشتیاق میرم 🤗هر رنگی که دوس دارم رو با سایز ۳۸ میپوشم و کیف میکنم😍😍 تمام لباسهایی که انتخاب میکنم تازه روی تن من قرار میگیرن فرم خودشونو به زیبایی نشون میدن😎🤩
همیشه این جمله رو از فروشنده ها میشنوم که سایز شما از همه رنگها و مدلها داریم😎😎🤩🤩
هر لباسی با هر طرح و رنگی میپوشم خیلی زیبا توی تنم می ایسته
اعتماد به نفسم خیلی عالیه و به راحتی در هر جمع و مجلسی حاضر میشم و صحبت میکنم🤗😏
خیلی فرز هستم و خیلی سریع کارهامو انجام میدم
کاملا سالمم و هیچ دردی در زانوها کمر و بقیه قسمتهای بدنم ندارم😊
به راحتی و با لذت از هر چیزی وه دوس دارم به مقداری که دوس دارم میخورم و این یعنی آزادی 😎🤩🤩
هرگز نگران حرف و حدیث های بقیه نیستم و هیچ کسی هم به من درباره مقدار خوردن تذکر نمیده اتفاقا وقتی میخوان کسی رو به عنوان یه آدم خوش تیپ و خوش هیکل معرفی کنن منو مثال میزنن😏
خلاصه که این لاغری همه چیش عالیه🤩🤩👌👌
همین نوشتنها میشه خلق رویا
وقتی نوشته دوستان رو میخونیم ذهن ما اون نوشته ها رو مال ما میدونه چون اصل رو از بدل تشخیص نمیده😉🤭
فکر میکنه این احساسات مال ماست واین میشه توجه به لاغری👌👌
استاد رو ببینیم خوب از همین روش لاغر شده با همین نوشتنها با همین آگاهیها
و انجام بدیم اینقدر دنبال اون فوت کوزه گری نباشیم دنبال اون رژیم خاص دنبال اون روش خاص
با نوشتن و تکرار مقاومت ذهن رو بشکنیم
👈 تمرینات دیگران رو بخون
👈 البوم شگفتی سازان رو ببین
به ذهنت این باور رو بده که میشه و تو هم میتونی
اونایی که انجام میدن یواش یواش تغییر میکنن و وارد سرزمین لاغرها میشن😊 سرزمینی که خود متناسبها قدرش رو نمیدونن ولی مایی که به این سرزمین وارد میشیم میفهمیم که چقدر لذت بخشه زندگی در این سرزمین 🤗🤗🤗
چرا نمیخوای این لذت رو تجربه کنی بابا حقته سهمته خدا برات خواسته تواناییش رو داری فقط کافیه ادامه بدی راه درسته مقصد برای همه وجود داره پس برو که داری خوب میری💪💪💪👏👏👏