0

انتظار لاغری؛ اولین قدم پنهان در مسیر کاهش وزن (گام ۵۴)

انتظار لاغری داشتن
اندازه متن

راستش رو بخوای، توی مسیر لاغری با ذهن، یه چیز خیلی مهمه که معمولاً جدی گرفته نمی‌شه:

🎯 “انتظار لاغری”

خیلیا فکر می‌کنن برای رسیدن به تناسب اندام باید فقط بدو بدو کنن توی پارک، بشین پاشو برن توی باشگاه، یا سبزی رو با آب قورت بدن 😅

اما اصل ماجرا یه چیز دیگه‌ست!

🌱 انتظار رسیدن به یه هدف، اول از همه توی ذهن ما کاشته می‌شه. نه با دویدن، نه با رژیم، بلکه با تغییر نگاه ما به خودمون و آینده‌مون.

✨ اهمیت «انتظار لاغری» از نگاه کسی که سال‌ها چاق بوده…

همیشه عاشق لاغر شدن بودم، هر بار با کلی انگیزه می‌رفتم سراغ یه رژیم جدید یا یه برنامه‌ی سنگین ورزشی،

اما تهش چی می‌شد؟ یا اصلاً وزنم تکون نمی‌خورد یا همون چند کیلویی که با هزار زحمت کم کرده بودم،

به‌راحتی، و حتی با سود بیشتر (!) برمی‌گشت! 😣⚖️📈

چرا دوباره چاق میشم

ذهنم پر شده بود از یه سؤال بزرگ:

چرا این‌همه زحمت می‌کشم، ولی وزنم دوباره برمی‌گرده؟

🧠 تا اینکه… با مفهوم قدرت ذهن در رسیدن به خواسته ها آشنا شدم.

شنیدم اساتید بزرگی تو دنیا می‌گن اگه ذهنت با آرزوهات همراه نباشه، هیچ کاری جواب نمی‌ده.

خیلی برام سوال شده بود که: این همه سال برای لاغر شدن تلاش می کردم آیا ذهنم با من همراه بوده؟

اطمینان داشتم هیچ وقت برای لاغر شدن حواسم به ذهنم نبوده بلکه همیشه حواسم به مقدار خوردن و میزان فعالیت جسمی ام بوده.

اونجا بود که من، با شک و تردید ولی امیدوار، تصمیم گرفتم مفهوم قدرت ذهن در رسیدن به لاغری که مهمترین آرزوی من بود رو امتحانش کنم…

🌱 تمرین‌های ذهنی رو شروع کردم، تمرکز کردن رو لاغر شدن رو یاد گرفتم، و کم‌کم… بدون فشار و رژیم‌های عجیب، هم وزنم کمتر شد، هم آرامشم بیشتر.

انگار خدا خودش داشت منو می‌برد به سمت یه راه تازه. یه راهی به اسم:

🎯 لاغری با ذهن و شکل گیری «انتظار لاغری» در درونم.

یاد گرفتم که برای لاغر شدن، لازم نیست بجنگم. لازم نیست تحمل کنم.

✅ فقط باید «موانع ذهنی لاغری» رو از سر راه لاغر شدنم بردارم…

باورهایی مثل:

❌ «من همیشه چاق می‌مونم»

❌ «چاقی ارثیه»

❌ «فقط با رژیم می‌شه لاغر شد»

باورهای اشتباه درباره چاقی یکی‌یکی برام آشکار شدن و من شروع کردم به پاک کردنشون. 🧹🧠

و امروز… تو بهترین حال جسمی و روحی زندگی‌ام هستم 💖 و می‌دونم که همه‌چی از یه تغییر کوچیک شروع شد:

👀 داشتن انتظار لاغری واقعی از خودم… نه فقط آرزو!

🧠 موانع ذهنی لاغر شدن: وقتی «انتظار لاغری» در ذهن ما نیست…

توی دوره‌های آموزشی و فایل‌های «نکات طلایی» کلی درباره‌ی موانع ذهنی لاغر شدن صحبت کردیم 🎧

ولی امروز می‌خوام یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین اون‌ها رو باهات به اشتراک بذارم؛ یه مانع بزرگ که شاید دلیل اصلیِ شکست‌های قبلیت تو مسیر لاغری باشه…

و اون چیزی نیست جز:

🎯 نداشتن انتظار لاغری از خودت!

بذار ساده بگم:

همه‌ی اون رژیم‌هایی که گرفتی… تمام ساعت‌هایی که دویدی، عرق ریختی و چیزی نخوردی…

😩 چرا بازم برگشتی به همون وزن قبلی یا حتی بیشتر؟

چون ته دلت، انتظار چاق موندن داشتی، نه لاغر شدن! 😮‍💨

❌ انتظارت از خودت چیه؟

وقتی توی ناخودآگاهت، خودتو یه آدم چاق می‌بینی… وقتی به خودت می‌گی «من از اولش هم سنگین بودم»، «من استخون بندیم درشته»، یعنی داری پیام می‌فرستی به مغزت که:

📩 «منتظر نباش من لاغر شم… من همینه‌ام!» و مغز هم دقیقاً طبق همین فرمان عمل می‌کنه!

حتی اگه با رژیم وزن کم کنی، باز هم یه‌جوری می‌رسونه به همون نقطه‌ی آشنای قبلی. چون اون‌جاست که انتظار ذهنی‌ات جا خوش کرده. 🧭

🤔 نقطه‌ی مقابل این مانع، چیه؟

انتظار لاغری داشتن

داشتن انتظار لاغری!

یعنی توی ذهنت یه نسخه‌ی جدید از خودت بسازی:

🌟 سبُک‌تر 🌟 سالم‌تر 🌟 با اندامی که دوستش داری 🌟 با لباس‌هایی که همیشه آرزوش رو داشتی 🌟 با حس‌وحالی که فقط آدمای متناسب دارن…

تا وقتی توی ذهن و باور ناخودآگاهت منتظری چاق بمونی یا حتی چاق‌تر بشی، هیچ روش لاغری نمی‌تونه نجاتت بده.

🚫 حتی اگه بهترین روش دنیا باشه!

🧩 راهکار چیه؟

تو فایل آموزشی‌ای که برات آماده کردم، با جزئیات توضیح دادم:

🔹 چرا ذهنمون این مانع رو ساخته

🔹 چطور «انتظار چاقی» در ما ریشه داره

🔹 و چطور فقط با چند تمرین ساده و روزانه می‌تونیم انتظار ذهنمون رو از چاقی به لاغری تغییر بدیم ✨

✔️ همه‌چی با آموزش، تمرین و استمرار ممکنه.

ما توی دوره‌های «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً روی همین موضوع تمرکز کردیم.

یاد می‌گیری چطور ذهنت رو طوری تربیت کنی که منتظر متناسب شدن بمونه.

و وقتی ذهن منتظر باشه، بدن هم دنبالش می‌ره… بدون زور، بدون رژیم، بدون تنفر از خودت! ❤️

📥 اگه آماده‌ای انتظار ذهنت رو برای همیشه تغییر بدی، همین حالا می‌تونی به آموزش‌ها سر بزنی و قدم اول رو محکم برداری.

فریده حسنی - هنرجوی موفق لاغری با ذهن

🎉 موفقیت هنرجوی عزیز: فریده حسنی

فریده حسنی یکی از هنرجوهای پرتلاش و الهام‌بخش دوره‌های «تناسب فکری» که با گذراندن دوره ورود به سرزمین لاغرها، دوره پاکسازی چاقی ذهن و همچنین دوره پیشرفته لاغری با ذهن، تونست به شکل شگفت‌انگیزی انتظار لاغری رو در خودش فعال کنه و از درون، با تمام وجود باور کنه که لاغر شدن شدنیه. 🌱💫

امروز، فریده از تناسب اندامی لذت می‌بره که سال‌ها فقط توی ذهنش یک رؤیای دور بود. حالا اون رؤیا، تبدیل به واقعیتی شیرین شده که هر روز با لبخند در آینه لمسش می‌کنه. ❤️‍🔥✨

اگر اون تونست، تو هم می‌تونی! فقط کافیه ذهن رو همراه خودت کنی 🌈🧠

🚗 اگر تو جاده اصفهان باشی، باید انتظار رسیدن به اصفهان رو داشته باشی!

یه روز با خودم گفتم:

🛣 “اگه دارم تو مسیر لاغری با ذهن حرکت می‌کنم، چرا نباید انتظار لاغری داشته باشم؟ چرا هنوز ته ذهنم باور ندارم که می‌تونم به تناسب اندام واقعی برسم؟”

ذهنم باهام کل‌کل می‌کرد:

  • «همینم زیادیه دیگه، ولش کن!»
  • «فایده نداره! تو یه نقصی داری.»
  • «تو هیچ‌وقت انتخاب نمی‌شی…»

ولی من تسلیم نشدم. چون حالا دارم یه بشکه رو پر می‌کنم؛ بشکه‌ای به اسم ذهنم.

وقتی آب می‌ریزی تو بشکه، انتظار داری که پر شه. منم دارم آموزش، آگاهی و تمرین رو میریزم تو ذهنم…

پس چرا انتظار لاغری نداشته باشم؟ 💪

انتظار لاغری داشتن

🎯 انتظار لاغری داشتن یعنی چی؟

یعنی بدونی:

  • داری تلاش می‌کنی، پس حقته که نتیجه بگیری.
  • داری فایل گوش می‌دی، تمرین می‌کنی، پس حقت لاغر شدنه.
  • به جای نگرانی و شک، باید با اطمینان قدم برداری.

فریده می‌گه:

“من ۳ ساله دارم می‌رم کلاس رقص، ۲ ساله هر روز فایل گوش می‌دم، کلی مهارت یاد گرفتم… پس چرا لاغر شدن که پایه‌ترین چیز برای بدنمه، ازم دور باشه؟”

و راست می‌گه! 👏

ما شخصیت متناسبی درونمون داریم که منتظره آزاد شه. کافیه انتظارش رو داشته باشیم.

🧠 انتظار لاغری، یعنی بیدار کردن قدرت درونی

وقتی انتظار لاغری رو توی وجودت می‌سازی:

  • ترس‌ها کمرنگ می‌شن.
  • شجاعتت بیشتر می‌شه.
  • و ناخودآگاهت یاد می‌گیره مسیر رو ادامه بده.

پس از خودت بپرس:

واقعاً انتظار لاغری از خودم دارم؟ یا فقط دارم برای رفع تکلیف تمرین می‌کنم؟

نذار ذهنت گولت بزنه… بیدار شو! مثل فریده.

و با خودت تکرار کن:

🔥 من لایق تناسب کامل هستم. نه نصفه‌نیمه.

💥 من در مسیرم. و در این مسیر، انتظار من فقط و فقط لاغریه.

✍️ تمرین آموزشی – ایجاد انتظار لاغری در ذهن 🧠🌈

📌 قدم اول:
با حوصله محتوای نوشتاری جلسه را بخوانید. بعد از آن ویدیوی آموزشی را با دقت تماشا کنید و اجازه بدهید ذهنتان با مفاهیم «انتظار لاغری» آشنا شود.

🎯 قدم دوم:
حالا نوبت شماست! لطفاً به سوالات زیر با پاسخ‌هایی توضیحی، احساسی و واقعی در بخش نظرات همین صفحه پاسخ بدهید.
این تمرین، کلید باز کردن قفل «انتظار لاغری» در ذهن شماست 🗝️✨

🧠 سؤالات تمرینی:

  1. درک و نگرش شما درباره انتظار لاغری چیست؟ به نظرتون این انتظار چطور می‌تونه در رسیدن به تناسب اندام کمک کنه؟
  2. وقتی رژیم می‌گرفتید یا ورزش سنگین می‌کردید، چقدر واقعا انتظار لاغری داشتید؟ یا فقط امیدوار بودید؟ 🤔
  3. چه زمانی، با توجه به اطلاعات یا تجربه‌های خودتون، انتظار لاغری درون‌تون شکل می‌گرفت؟
  4. چرا بعد از هر بار لاغر شدن، دوباره وزن برمی‌گشت؟ به نظرتون این موضوع چقدر به نداشتن انتظار لاغری ذهنی ربط داشت؟
  5. بر اساس محتوای ویدیو، سطح اطمینان ذهنی شما درباره لاغر شدن چقدره؟ از ۱ تا ۱۰ چند می‌دید خودتون رو؟ 🎯
  6. نشانه‌های فردی که واقعا انتظار لاغری در ذهنش شکل گرفته، چیه؟ آیا این نشانه‌ها در شما هم دیده میشه؟
  7. روش لاغری با ذهن چطور به شما کمک می‌کنه تا این انتظار رو به‌تدریج در خودتون فعال کنید؟
  8. برداشت و حس شما از محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی چی بود؟ به چه نکته‌ای بیشتر فکر کردید؟ 💡
  9. حالا تمرین شخصی خودتون رو بنویسید. بر اساس آموزه‌های ویدیو، چه کاری باید انجام بدید تا ذهنتون بیشتر به سمت انتظار لاغری حرکت کنه؟ بنویسید و با ما و دیگران به اشتراک بگذارید. 🤝

💬 همین حالا بنویسید!
نوشتن پاسخ این تمرینات در بخش دیدگاه‌ها فقط یک کار آموزشی نیست؛ این شروعی جدی برای تغییر در عمق ذهن شماست.
حتی اگر چند خط کوتاه بنویسید، مغز شما به سیگنال جدیدی توجه می‌کند:
🔔 «من منتظر لاغر شدنم! نه فقط امیدوار، بلکه منتظر واقعیم!»

✏️ پس قلم مجازی‌تون رو بردارید و توی بخش دیدگاه‌ها، افکار و تمرین خودتون رو بنویسید.
منتظریم بخونیم و همراهی‌تون کنیم 💖

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.43 از 83 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=15211
115 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۷ ۰۵:۵۸
      مدت عضویت: 1274 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,264 کلمه

      به نام خداي هدايتگرم

      سلامي گرم خدمت استاد عطار روشن گرامي و بقيه اعضاء

      .

      خيلي مهمه كه انتظارت با هدفت مطابقت داشته باشه .

      چطور ميتونم انتظارم رو با هدفم همسو كنم

      1 .منحرف نشو از مسيري كه توش هستي

      2 .به موفقيت هاي خودت در زندگيت توجه كن.{در ذهنت لاغر شدن رو تا ميتونيد كوچيك كنيد.بارها به خودت بگو و به خودت اثبات كن اين موضوع رو}

      3 .ترس از خوردن رو برطرف كن.هيچ نعمتي ترس نداره .هر چيزي منشاش الهي باشه ترسي در اون نيست.

      مثال:چاقو يك نعمته كه استفاده نادرستش ميتونه خطرناك باشه ..غذاها هم همينطورن، استفاده نادرست از اونها بايد ما رو بترسونه.

       آیه 69 سوره نحل

       ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ

       سپس از همه ميوه‏‌ها بخور و راه‌هاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم زنبور] آن شهدى كه به رنگ‌هاى گوناگون است بيرون مى‏‌آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى‏‌كنند نشانه [قدرت الهى] است.

      .

      سرعت ترميم بسيار بيشتر از سرعت تخريبه

      چرا؟

      چون خداوند از روح خودش در من دميده و اون قدرت راهگشاست براي من اگر من با باورهاي مخرب مانعش نشم .

      • درک و نگرش شما درباره انتظار لاغری و تاثیر آن بر کسب نتیجه چیست؟

      از اونجايي كه همه چيز در زندگي ما تحت تاثير باورهاي ماست ،پس لاغري با ذهن هم اگر با انتظار لاغري يا همان باور لاغري همراه باشد قطعا نتيجه مطلوب خواهد شد.من اگر باور كنم كه چون دفعات قبلي با اينكه مسيرم درست نبود لاغر ميشدم ، با اين روش كه صحيح هست حتما بايد لاغر بشم ،دليل عقل پسندي ميشه كه من رو در انتظار لاغر شدن با ذهن قرار ميده .

      هر انتظاري در ذهنم و از خودم داشته باشم قطعا نتيجه برابر  ميشه با اون انتظار.

      مثال ميزنم

      من آشپزي خوبي دارم …تقريبا هر غذايي رو يه بار تست كنم يا ويدئوي طرز تهيه اش رو ببينم ميتونم بگم بهتر از اون درست ميكنم همون بار اول…اين تعريفيه كه بقيه هم قبولش دارن .

      حالا يه روزي پيش مياد من مريضم …يا خيلي خسته ام يا اصلا وقت ندارم…در اين شرايط غير نرمال من آشپزي ميكنم و نتيجه عالي ميشه …

      چرا اين اتفاق مي افته ؟

      من كه وقت صد درصد خودم رو براش نزاشته بودم 

      دليليش فقط انتظاريه كه من از خودم در آشپزي دارم 

      توي يه فايلي از استاد شنيدم كه ميگفت باور درست بر اعمال نادرست ارجحيت داره .

      • در گذشته که از روش های مختلف برای لاغری استفاده کردید چقدر انتظار لاغری در شما ایجاد می کردند؟

      تنها باوري كه برام ايجاد شد اين بود كه من زود لاغر ميشم .

      با هر رژيمي بدنم زود تغيير ميكرد.

      ولي همونطور كه توي متن فريده عزيز اشاره كرده بود چون اعتماد به نفسم پايين بود اصلا فكر نميكردم بتونم به تناسب واقعي خودم برسم هميشه ميگفتم من 10 كيلو ام كم كنم كلاهم رو ميندازم بالا…

      اين يعني اينكه انتظار لاغري من همون دم در خونمون بود…يعني فقط در همون حد استارت زدن بود كه من رو روشن كنه ..و انقدري نبود كه من رو پر قدرت ببره تا سرزمين متناسب ها.

      من سفر متناسب شدن رو شروع ميكردم ولي انتظار لاغري در من در اين حد بود كه چمدونم رو ببندم و بيام دم در ..همين 

      بعدم خاموش ميشدم

      اين مثال كه چمدون ببندم و بيام دم در برگرفته از اون مثال شماست كه ميگيد لاغري با ذهن مثل اينه كه من تصميم ميگيرم برم بندرعباس ولي از مسير مخالف جاده ميرفتم ..وقتي لاغري با ذهن رو ياد ميگيرم و ميفهمم داشتم مسير اشتباهي رو ميرفتم ، حالا بايد دور بزنم و برعكس همون مسير رو برم 

      باور لاغري من در اين مثال در حدي بود كه من چمدونم رو ببندم و بيام دم در خونه ……همين.

      .

      • با توجه به اطلاعات خود درباره لاغری در چه صورت انتظار لاغری در شما ایجاد می شد؟

      با به ياد آوري اينكه قبلا هم توانايي در لاغر شدن داشتم ..با به ياد آوري اينكه من كلا متناسب به دنيا اومدم و تا سن حدوداي بيست سالگيم متناسب بودم …با به ياد آوري اينكه شفا هر لحظه در بدنم اتفاق مي افته ..اينو از اونجايي ميگم كه وقتي دستم ميبره كمتر از يكي دو دقيقه خونش قطع ميشه و كمتر از نيم ساعت روي زخمم شروع ميكنه به بسته شدن و فرداش كاملا روش بسته شده و جوش خورده …اين يعني اينكه شفا هر لحظه در بدنم درجريانه و هر لحظه داره بدن من رو ترميم ميكنه …بدن من در حالت عادي نبايد اضافه داشته باشه ..پس حالا كه اضافه داره بدنم بيشتر از قبل داره شفا رو جاري ميكنه در بدنم تا من زودتر متعادل بشم ..حالا كه دارم لاغري با ذهن رو ياد ميگيرم ،من با اين انرژي شفا همسو ميشم و فكر و بدن و ذهنم در يك راستا قرار ميگيره و تناسب اتفاق مي افته ..

      سلول هاي بدن رو مثل يه توپ در نظر بگيريد كه اطراف اين توپ يا دايره يه عالمه شاخك زده بيرون …فرض كن اين شاخك ها سربازهايي پرچم به دست هستن كه از اين دايره يا توپ سلول محافظت ميكنن..در دنياي واقعي هم به همين شكله و اون سربازها رشته هاي پروتئيني هستن كه واقعا دارن از سلول محافظت ميكنن…حالا از اونطرف سيستم ايمني ما تشكيل شده از بي نهايت سلول در بدن ما ، كه اونا هم به همين شكل تصور كنيد كه مثل توپ هستن كه اطرافشون يه عالمه شاخك زده بيرون..اون شاخك ها رو فرض كنيد سربازهاي نگهبان سلول ايمني هستن كه با پرچم وايسادن.

      در واقعيت اينطوريه كه اگر سلولي بيمار بشه، اون شاخك هاي پروتئيني كه گفتيم مثلا سرباز پرچم به دست هستن، پرچم خودشون رو تكون ميدن كه ما مريض هستيم بياييد كمك …

      از اينطرف سلول هاي سيستم ايمني هر لحظه در تمام بخش هاي بدن ما دارن ميچرخن …از كنار همه سلول ها رد ميشن و سركشي ميكنن كه همه سلول ها حالشون خوب باشه …در اين حين اگر سلولي در حال تكون دادن پرچمش باشه و صدا ميزنه كمك ، اون سلول سيستم ايمني كه از كنارش داره رد ميشه ميشنوه و ميبينه عه اين سلول نياز به كمك داره …اون سلول سيستم ايمني به بقيه همكاراش اطلاع ميده و يه گردان سلول سيستم ايمني ميريزن كنار اين سلول كه مريضه و بهش كمك ميكنن…(حتما ديدي كه اگر انگشتت ببره سريع دور زخم قرمز ميشه و ورم ميكنه…اينا همون گردان سلول هاي سيستم ايمني هستن)

      اين واقعيتيه كه من بصورت داستان قابل درك تعريف كردم و داره هر لحظه در بدن ما اتفاق مي افته ..

      همه سلول هاي بدن ما براي اينكه به هم اطلاع بدن از رشته هاي پروتئيني كه گفتيم سرباز پرچم به دست هستن تشكيل شدن كه در هنگام بيماري اون رشته هاي پروتئيني شكلشون تغيير ميكنه و سلول سيستم ايمني بدن كه داره از كنارش ميگذره با تغيير شكلش ميفهمه اين بيماره و نياز به ترميم داره و بقيه ماجرا كه گفتم براتون

      براي اون سلول مريض چه اتفاقي مي افته؟

      سلول هاي سيستم ايمني اونو حذف ميكنن  و از گردونه بدن خارجش ميكنن…

      و سريع اون بخشي كه سلول از دست داده با كمك سيستم ايمني سلولي جديد ميسازه …(واسه همينه فرداي روزي كه دستت بريده ، ميبيني زخمت بسته شده..چون سلول هاي جديد ساخته شدن)

      الان با اين توضيحات متوجه ميشيم كه چرا قوي نگه داشتن سيستم ايمني مهمه…چرا ورزش مهمه..چرا بدن رو آشغالي نكردن مهمه…چرا متناسب بودن مهمه …

      به اين ترتيب شفا هر لحظه در بدن ما رخ ميده 

      • چرا بعد از هر بار لاغر شدن با استفاده از هر روش لاغری دوباره چاق می شدیم؟

      چون من از خودم انتظار لاغري نداشتم ..من از رژيم ها انتظار داشتم من رو لاغر كنن..و از اونجايي كه رژيم ها و هر روش لاغري ديگري كه خارج از بدن من باشه مربوط به من نيست …پس، ذهنم هيچ چيز خارجي رو نمي پذيره و پس ميزنه …من با ذهنم چاق شدم با ذهن هم بايد لاغر بشم ..اين ميشه لاغري از درون و بدون وابستگي به هيچ عامل بيروني…اين روش ، روشي طبيعيه كه با طبيعت جهان سازش داره …جهان و طبيعت براي من يه دهن آفريده كه تازه اونم فاصله اش تا معده ام زياده …مثل چشم نيست كه تا آب بريزه توي چشمم حسش كنم…غذا رو ميخورم بعد از يكي دو دقيقا حس ميكنم وارد بدنم شده …به همين دلايل طبيعي ، اگر لاغري رو با افكار لاغري همراه كنم تا برسه به معده ام فقط به معده ام دستور ميده انرژي لازم رو بردار و بقيه رو دفع كن.

      اما اگر غذا با افكار چاق كننده همراه باشه ، قبل از اينكه به معده ام برسه ذهنم و مغزم دارن روش كار ميكنن و اون رو تبديل ميكنن به تمام باورهاي ديگه اي كه بواسطه غذا ساختم …اگر گفتم شيريني چاق ميكنه همون يه قاشق شكر من رو چاق ميكنه …اگر گفتم برنج من رو چاق ميكنه همون 5 تا قاشق برنج هم چاقم ميكنه ..اينا در حالتيه كه معده من هر چي هم سعي كنه انرژي دريافت كنه از غذام ..هيچ چيز مفيدي عايدش نميشه …

      همه ما ديديم كه وقتي چاق بوديم چقدر هميشه مريض بوديم ..بي حال بوديم..خسته بوديم ..چرا اينطوري بوديم ؟ مگه غذا نمي خورديم ؟ مگه غذاها نبايد به بدن ما انرژي ميرسوندن ..!! 

      جواب اينه كه ما با باورهامون انرژي براي غذاها نميزاشتيم و غذاها رو با افكار مخرب آلوده ميكرديم …

      يه مستندي هست كه فكر كنم همه ما اون رو ديديم به نام “مستند آب” اگر نديديد ببينيدش توي آپارات هم هست ..نشون ميده كه كلمات و افكار ما بر مولكول هاي آب تاثير ميزاره .

      به همين دليل افكار مخرب ما هم بر مواد غذايي تاثير گذار بودند.

      .

      • با توجه به توضیحات ویدیوی آموزشی اطمینان ذهنی شما درباره لاغر شدن چگونه است؟

      به همون دلايلي كه من يه عالمه مهارت ياد گرفتم در زندگيم ..لاغري با ذهن رو هم يادش ميگيرم..من چاقي با ذهن رو ياد گرفتم در حاليكه ازش متنفر بودم…چرا نبايد لاغري با ذهن رو يا بگيريم وقتي عاشقشم و 20 ساله دارم براش تلاش ميكنم…

      من يه زماني روزانه 3 سانس بعضي وقتا 4 سانس ميرفتم باشگاه ورزش هاي مختلف ميكردم …اين همه تلاش و پشتكار من، الان كه دارم هر روز فايل ميبينم همسو ميشه با لاغري با ذهن و من رو متناسب ميكنه …من دارم در جهت طبيعت جهان قدم ميزارم …جهان هم كبوتر با كبوتر ………..باز، با،باز …………….. رو رعايت ميكنه و من رو ميرسونه به سرزمين متناسب ها…

      .

      • نشانه های داشتن انتظار لاغری در مسیر لاغری با ذهن چیست و آیا این نشانه ها را در خودتان مشاهده می کنید؟

      بله من اين نشانه ها رو دارم در خودم ميبينم ..همين امروز من حالم خوب نبود و سرم درد ميكرد با اين حال فايلم رو نگاه كردم و دارم براش كامنت مينويسم ..تازه فايل ديروز يعني گام قبلي رو كه ديروز ديده بودم رو هم دوباره ديدم ..اين يعني من دارم در جاده تناسب حركت ميكنم من افتادم رو دور خودكار و باورهاي تازه جوانه زده دارن من رو هدايت ميكنن…حتي توي روزي كه حال هيچ كاري رو ندارم ولي فايل رو گوش ميدم..چون به اين باور رسيدم كه تنها راه نجاتم همينه…من نيامدم اين مسير رو تست كنم ببينم چي ميشه آخرش …من اومدم همه خستگي هام رو توي اين مسير به پايان برسونم و برم سراغ بقيه آرزوهام …من لايق شگفتي ساز شدنم 

      .

      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا انتظار لاغری را در خودتان ایجاد کنید.

      لاغري با ذهن آموزش هايي به من ميده كه اون آموزش ها ميشن سوخت ذهن من …ذهن من هر روز سوخت لازم داره ….سوختشم فكر ها ، باورها، و نگرش هاي من به جهان اطرافم و خودم هست…ذهن من هر روز بررسي ميكنه اون باورها و نگرش هاي من رو و كوچكترين تغييري توش ايجاد شده باشه رو ميفهمه . اول كه تغييرات رو ميبينه اهميت نميده وهمون باورهاي و نگرش هاي قبلي رو استفاده ميكنه تا به مغزم بگه چه تصميمي بگيرم براي كارها و زندگي روزمره ام..ولي من وقتي استمرار داشته باشم در كسب آگاهي هاي جديد ، ذهنم تسليم ميشه و شروع ميكنه اون باور ها رو جاسازي ميكنه توي بخش هاي مختلف خودش…در اين مرحله هنوز اون آگاهي هاي جديد رو به كار نميگيره و همچنان داره از آگاهي هاي قبلي كه بهش دادم استفاده ميكنه …به همين دليله كه وقتي شروع به آموزش ميكنيم نتايج زود حاصل نميشن و ما بطور فيزيكي نتايج رو نميبينيم …چون ذهن در حال جاسازي اونهاست …حالا از كجا بفهميم ذهن داره آگاهي هاي جديد رو جاسازي ميكنه در خودش؟

      از اونجايي كه ما حسمون با آگاهي هاي گذشته متفاوت شده…

      مثلا در مثال لاغري ،ما غذا ميخوريم ولي از غذاها نمي ترسيم…شيريني ميخوريم ولي از شيريني ها نمي ترسيم…

      من به زبان ساده اينجوري متوجه شدم كه:  چون بخشي از تمركز ذهن رفته روي جاسازي آگاهي هاي جديد پس نميتونه با صد درصد تمركز آگاهي هاي قبلي رو به 

      مغز و بدن ما مخابره كنه ..

      من قبلا اين آگاهي و باور رو داشتم كه شيريني چاق كننده ست و وقتي ميخوردم حسم بد ميشد…

      چون هم زمان كه شيريني رو ميخوردم همون آگاهي و باور همسو با اون شيريني رو داشتم ..يعني باورم با عملم همسو بود ..و تركيب اين دوتا يك انرژي خالصي رو به تمام سلول هاي بدنم مخابره ميكرد …و ما ميدونيم كه هر چي انرژي خالص تر باشه نتيجه دقيق تر اتفاق مي افته .

      حالا الان كه داريم آگاهي هاي جديد وارد مغز و ذهنمون ميكنيم …چون ذهن هنوز صد درصد آگاهي هاي جديد رو جاسازي نكرده در خودش ،داره از باورهاي قبلي استفاده ميكنه…

      50% انرژيش روي مخابره كردن باورهاي قبليه ، 50% روي جاسازي آگاهي هي جديد..در اين صورت هست كه ما داريم مثل قبل غذا ميخوريم شايد، ولي چاق نميشيم…

      شايدم بعضي هامون درباره غذا تغيير كرديم ولي توي مسايل ديگه كه مانع ذهنيمون بوده شل كرديم و راحت شديم ولي هنوز لاغري اتفاق نيوفتاده …

      سوال پيش مياد برامون كه چرا داريم فايل گوش ميديم پس تغييري توي وزنمون رخ نميده ؟!

      دليليش همينايي بود كه گفتم

      اينا درك خودم بوده از باور سازي .

      .

      تشكر بابت اين فايل عالي

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۹/۲۰ ۱۹:۲۸
      مدت عضویت: 2022 روز
      امتیاز کاربر: 58193 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      بنام خدا 

      گام ۵۴ 

      در مورد انتظار لاغری است که در خودمون بوجود بیاریم فریده عزیز خیلی قشنگ توضیح داده بود من از وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم این انتظار را در خودم بوجود آوردم 

      که تمام اون کارهایی را که برای لاغر شدن انجام می‌دادم به یکباره کنار گذاشتم ۴سال یوگا میرفتم دیگه نرفتم با وجود چند بار مربی تماس گرفت اما من مسیرم را انتخاب کرده بودم تعهدم را نوشته بودم هر رژیمی که میگرفتم چون من همیشه در حال رژیم بودم گیاه خواری نان جو و خیلی رژیم های دیگه به جرات کنار گذاشتم و چسبیدم به لاغری با ذهن چون مطمئن بودم گمشده من پیدا شده و بارها هم لیز خوردم اما ادامه دادم همین الان که دارم کامنت مینویسم حس میکنم چاقتر شدم اما دارم با احساس خوب کامنت مینویسم چون میدونم این مسیر سر بالایی یه روز سرازیری میشه و من میرم به سمت لاغری من طی ۳۰ سال چاق شدم اما الان طی ۴سال خیلی لاغرتر شدم پس چاق شدن خیلی سخت تر از لاغری هستش لاغری خیلی اسونه و حتما به تناسب اندام ایده الم میرسم .

      امین 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۹/۱۵ ۰۰:۵۲
      مدت عضویت: 753 روز
      امتیاز کاربر: 27605 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 53 کلمه

      سلام وقتی قدم درمسیری میزاریم مهم هدف هست هدف ما درسایت متناسب بودن ودرست بخوایم ازمحتوااستفاده کنیم تاموفق بشیم لاغری های کوتاه مدت بی پایه هست ماروبه هدف نزدیک نمیکنه وقتی قدم تومسیرلاغری گذاشتیم بااشتیاق فایل گوش میدیم تمرین حل میکنیم وتکرا رتا مغز عادت کنه درذهن لاغرشدن رومیتونیم کوچیک کنیم اسان میشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۹ ۰۱:۱۰
      مدت عضویت: 716 روز
      امتیاز کاربر: 9080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,187 کلمه

      سلام 

      گام ۵۴: انتظار لاغری در خودتان ایجاد کنید 

      هشتاد و پنج روزه پیش که به اینجا بصورت معجزه وار هدایت شدم 

      اصلا نمیدونستم قراره دنیای من زیرو رو بشه نمیدونستم من قراره مثل یه پروانه از پیله ی دورم بیرون بیام و پرواز کردن رو یاد بگیرم و پر از زیبایی و جذابیت بشم 

      نمی‌دونستم در راه لاغر شدن دنیای من رنگی و شاد میشه و من کلا به یه انسان دیگری تبدیل میشم 

      چجوری شد که اینهمه حس رضایت از زندگی در من ایجاد شد اینهمه احساس افسردگی و درماندگی من کجا رفت 

      چطور شد که رابطه ی من با پسر نوجوانم اینهمه خوب شد مایی که مدام  در حال بحث و توپ و تشر بودیم که این کارو بکن اون کارو نکن وبا لحن بد من لج میکرد و انجام نمی‌داد

      الان دقیقا همون کارها رو بهش میگم ولی انجام میده تازه ازم تشکرم می‌کنه که اینقدر دوستش دارم و حواسم بهش هست 

      چه چیزی در من تغییر کرده که پسرم هم متوجه تغییر لحن رفتار و گفتار و آرامش صدای من شده 

      بگذریم برگردیم به موضوع اصلی انتظار لاغری داشتن که خیلی شیرینه حتی  صحبت درموردش 

      من نیازی به ایجاد انتظار لاغری هیچ وقت در خودم ندیدم همه چیز خود به خود بر من جاری شد بدون اینکه بفهمم 

      من تا اومدم از نخستین لحظه ی ورودم به یقین رسیدم اینجا همون جاییه  که منو به مقصود می‌رسونه

      اصلا فاصله ای بین یقیین و عمل انتظار من نیافتاد 

      من میدونستم اینجا به اون لاغری همیشگی و جاودان میرسم 

      خسته ی راه بودم درمانده بودم افسرده بودم دیگه از خودم ناامید شده بودم خودمو ول کرده بودم نمی‌تونستم اینهمه فشار نخوردن رو تحمل کنم 

       مرگ عزیزانم رو از چاقی دیده بودم پدرم و مادرم همه از چاقی مردند آخرین وعده ی غذایی مادرم کله پاچه بود با صد و چهل کیلو وزن و نتوانسته بود خودشو به یخچال برسونه و مثلا روش آبلیمو بخوره بلکه قلبش نگیره

      فرق من با همه ی شرکت کنندگان این دوره اینه من از یه چنین جایی اومدم من از دنیای چاقها با رفتارهای چاق اومدم

      رفتار چاقی تو پوست و خون من عجین شده بود هرچی تنفر من از چاقی بیشتر میشد انگار بیشتر جذبش میکردم 

      چهار تا خواهر و یک برادر دارم که همشون تقریبا بالای صد و ده کیلو هستند و من لاغرترین فرد خانواده با صدو پنج کیلو که البته یه زمانی به صد و بیست هم رسیدم دوران شیمی درمانی بخاطر حرف دکتری که گفت این کورتون چاقتر تون می‌کنه 

      من تحصیل کرده و باهوش بودم و نمی‌خواستم مثل پدرومادرم با چاقی و کلی دردو رنج زندگی و  پیری سختی رو با درد بدون لذت بگذرونم 

      من نمی‌خواستم مثل خواهر بزرگترم عمل اسلیو معده بکنم چون دیدم خواهرم فقط یکسال یکم متناسب شد و بعد چنان همون نصف معده ش کش اومد دوباره 

      که همه پزشکا و تیم جراحی بیمارستان امام خمینی تهران از تعجب چاخ درآورده بودند 

      چطور معده ی اسلیو شده می‌تونه اینقدر دوباره بزرگ بشه 

      مشکل معده نبود مشکل ذهن نادرست بود که نمیشه ذهن رو عمل کرد 

      من با ورودم به اینجا یه آخیش بلندی گفتم که آخیش بالاخره پیداش کردم 

      من تو تمام این مدت مثل خواهرام خودمو ول نکرده بودم مدام رژیم و ورزش و باشگاه و رقص و پیاده روی و فستینگ و کیتو و این اواخر که سخت ترینش بود رژیم کالری شماری رو امتحان کردم حتی از دیوار یه ترازوی دیجیتالی برای وزن مواد غذایی گرفتم تا این حد یعنی دست و پا میزدم 

      یه ده کیلو پانزده کیلویی نهایت لاغر میکردم با تمام زور و توانم 

      بعد خسته میشدم ول میکردم مثل موشک وزنم می‌رفت بالا 

      دیگه گریه میکردم تو تنهایی. خودم ازینهمه عجز و ناتوانی 

      اونقدر پیج لاغری فالو کرده بودم که گیج گیج بودم نمیدونستم حرف کدوم دکتر مربی  رو گوش بدم 

      دیگه از قرص ادیوس گرفته که از عطاری خیلی هم گرون بود میخریدم و نگووو شیشه داشته و منو بی‌خواب میکرد دهانم خشک میشد ولی برام مهم نبود میگفتم هر عوارضی هم داره اشکالی نداره فقط منو لاغر کنه 

      من سم و زهر هم اگه لاغرم کنه میخورم چقدر دماغم رو گرفتم آب  کرفس خوردم چقدر زنجفیل تازه رو تو آبم با یه عالمه خیار و لیمو برگ نعنا ریختم و این زنجفیل ها رو میجویدم قورت میدادم که بلکه کمی سوخت و ساز من بالا ببره 

      یه مدت صمغ شیشه ای مانندی بود اونو می‌خوردم اسمش یادم نیست 

      چقدر از لحاظ روحی روانی این کارها منو به خودش مشغول کرده بود تقریبا هیچ دقیقه ای از زندگی من خالی نمیشد که من به موضوعی غیر از این چاقی لاغری کوفتی فکر کنم 

      واقعا عذاب می‌کشیدم جهنم رو تو همین دنیا احساس میکردم 

      با این شرایط داغون روحی روانی هشتاد و پنج روز پیش اومدم به این بهشت 

      اینا رو گفتم که دقیقا بدونید چه کسی پشت این موفقیت هجده کیلو لاغری الآنم با ذهن ناخودآگاه داره حرف میزنم

      تازه شاید یکم درکم کنید من چرا اینهمه شور و اشتیاق لاغری دارم چرا اینهمه هر روز صبح شاد و شنگولم

      چرا نوشته های من بوی سرمستی میده دیوونه ام شاید 

      این هجده کیلو لاغری بدون ورزش و رژیم و قرص و هر کوفتی نصیب من شده واسه همینه اینقدر برام ارزشمنده که قدرشو می‌دونم برام خیلی با ارزشه 

      چون لاغری الان من ماندگاره همیشگیه 

      من یه بای بای با شادی و خوشحالی به عدد سه رقمی وزنم کردم و تو دلم بهش گفتم الهی بری و دیگه بر نگردی عدد زشت سه رقمی صد 

      و الان نمی‌دونم هشتاد و چند کیلو ام چون ترازو دیگه تو زندگی من معنایی نداره فقط از سایز شلوار ۴۶ میفهمم حدودا تو چه محدوده ای هستم 

      من الان خوشحالم پر از لذت و آرامشم 

      من اینجا فقط خدا شاهده به قصد لاغری اولش اومدم 

      اصلا فکر نمی‌کردم اینهمه تغییر و تاثییر تو جنبه های دیگر زندگیم داشته باشم که پروفایل من همون روز نوشتم تولدی دیگر در ۴۳

      هنوزم همسرم پسرم هیچ کسی نمیدونه من دارم چیکار میکنم کجام چون تو سکوت دارم میرم جلو 

      و چقدر. اینجور پیشرفت تو سکوت دلنشینه 

      همین الان با یه دوست عزیزی از گروه به نام شهپر جون داشتم صحبت میکردم که بسیار انسان آگاه و دوست خوبی برای هم شدیم

      ما مگه از زندگی دیگه چی میخواییم که این سایت و آگاهی ذهن بهمون نداده باشه 

      دوست خوب زندگی با آرامش تناسب پایدار نزدیکی به خدا 

      استاد روشن امروز براتون مطلبی تو اینستا فرستادم که می‌گفت آدمی که احساس مفید بودن و تاثیر گذاری تو زندگی دیگران و حتی فردی بزاره 

      خودش احساس خوشبختی خواهد کرد و گفته بود احساس تاثیر گذاری و مفید بودن با احساس خوشبختی توامان باهم هستند 

      و من اینجا بلند داد میزنم استاد روشن شما چقدر خوشبختید

      من فقط یه نمونه کوچیک از هزاران انسانی هستم که شما روش اینهمه تاثیر مثبت گذاشتید 

      شما خوشبختید و من این رو از شما یاد گرفتم برای احساس خوشبختی واقعی منم باید انسان مفید و تاثییر گذاری تو زندگیم بر دیگران باشم حداقلش اینه به کسی  بدی نکنم و اگه میتونم و کار خوبی از دستم بر میاد برای کسی انجام بدم 

      و این تسلیم حق شدن و بعدش به طرز معجزه وار هدایت شدنم به این سایت 

      همون شعر معروف مولانا رو یاد میندازه 

      هر لحظه که تسلیمم در کارگه تقدیر

      آرامتر از آهو بی باکتراز شیرم 

      هر لحظه که میکوشم در کار کنم تدبیر 

      رنج از پی رنج آید زنجیر پی زنجیر 

      یاد توکلم به خدا تو قضیه ویلا خریدنم هم افتادم دقیقا تسلیم و توکل محض من به خدا بود که چقدر قشنگ همه چیز رو خودش چید تا من به ویلای رویاهام رسیدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۵ ۱۶:۲۱
      مدت عضویت: 767 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 253 کلمه

      سلام ووقت به خیر ما پشت سر استاد ماشینها مون را در جاده لاغری به حرکت درآوردیم استاد به ما آموزش دادند این جاده پر از پستی ( موانع ذهنی )هست موانع بیرونی مثل ارثی بودن ،عدم تحرک ،باراداری،زایمان،و… واز مهمترینهای آنها باور نداشتن لاغری وبزرگ  وسخت دانستن لاغریه  ما با باور کردن لاعری وحرکت مسقیم واستمرا ر داشتن دراین مسیر وکوچک کردن لاغری پشت سرشون حرکت می کنیم  متاسفانه با آموزش‌های غلط چاقی  ازقبل در ذهن ما یک غول شکست ناپذیر  از چاقی ساخته شده که ما خود را قادر نمی‌بینیم شکستش دهیم ودر برابرش احساس ضعف می کنیم  واز این شاخه به آن شاخه دنبال را ه حل هستیم ما باید   توانایی‌هایمان ببینم در می یابیم خدا چقدر هر انسانی را توانمند آفریده  که لاغری بخش کوچکی از آنه درس می  خونیم مدرک می گیریم رانندگی یاد میگیرم نقاشی یا هرهنر دیگه ای را یاد میگیریم کارهای فنی یاد میگیریم و… به جای تشکر از خدا به خاطر این همه خوبی که در حق ما کرده شروع به گله وشکایت می کنیم چرا مارا چاق خلق کردی بابا مقصر خودتی که زیبایی‌ها وتوانایی واستعدادها را نمی بینی کمی فکر کنیم می بینم به قول استاد لاغری باذهن ااسان ترین کار دنیاست وگام به گام همان مسیری چاقی که باسر عت لاک پشتی آمدیم دور می زنیم وبرمیگردیم به سمت لاغری ومطمئن هستیم پشت سرا ستاد مسیر لاغری آخرش لاغری هست چون مسیر را درست انتخاب کردیم وبه کسی اطمینان کرده ایم که ایشون  این مسیر طی کرده وحالا راهنمای ماشده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۹ ۲۲:۰۰
      مدت عضویت: 1032 روز
      امتیاز کاربر: 5800 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 69 کلمه

      باسلام وقتتون بخیر

      لاغرشدن اسانترین کار دنیاست

      و این جمله خودش قوی ترینه و بهترینه

      قطعا اسانترینه 

      فقط باید بپذیریم و ازش توقع داشته باشیم

      طبق نوشته دوست عزیزمون یاد یکی از فایل های استاد افتادک گفتن 

      شما ک داری فایل گوش میدی داری تمرین میکنی داری فرکانستو تغییر میدی

      اگر تو قراره لاغر نشی پس کی قراره لاغر بشه؟

      و واقعا هم همینطوره

      اگر من قرار نیست لاغر بشم 

      پس کی قراره لاغر بشه؟

      ممنون از اگاهی های زیباتون🎀

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۱۲ ۰۲:۲۸
      مدت عضویت: 2194 روز
      امتیاز کاربر: 22199 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,524 کلمه

      تمرین 

      • درک و نگرش شما درباره انتظار لاغری و تاثیر آن بر کسب نتیجه چیست؟

      لاغری وجود داره ، فقط لازمه موانع را از میان برداریم . ما از پیدایش لاغر بودیم و لاغری را بلدیم . ما از امجموعه افکار و رفتار تبدیل به وزن کنونی شدیم . یک دوستی داشتم ، همیشه لاغره . گفت من استعداد چاقی ندارم . او استعداد چاقی نداشت ، چون از مواد غذایی نمیترسید ، او به چاقتر شدن فکر نمیکرد ، او خوردن را لذت و تفریح نمیدانست . او نا خوداگاه براین باور بود و رفتار او هم منطبق بر باورش بود و کفه ی لاغریش سنگین وزن بود . من هم میتوانم مثل او باور داشته باشم  که چاقی سختترین کاره نسبت به لاغر شدن ، چون قوانین باید یکی باشد ولی من چون برعکس ان را تجربه کردم ،اتومات به برعکس این فکر وصل میشم و انتظارم چاقی و ناامیدی میشه  . ما لاغر هستیم و پیش فرض ماست ، ولی چاقی را یاد گرفتیم و نتیجه ی چند سال پشتکار ماست . من درک و برداشتی که میکنم ، به واسطه ی خاطراتی که در ذهن من نقش بسته ، چاقی را راحت و لاغر شدن را سخت میداند . چون اقکار و باور ما و رفتار ما نتیجه ای به بار اورده و چون از مسیرهای اشتباه رفتیم . در ذهن ما این شکل گرفته که لاغرشدن سخت است . مثل این که کمر درد داشته باشیم ، بریم  مسکن بخوریم و بگیم دردمون خوب شد ولی  تا از مدت زمان مصرفش که گذشت ، بازهم ریشه ی اون درد در ما فعاله . ما هم با مساله ی چاقی که یک ریشه ی ذهنی داشت این طور عمل کردیم . مسیر پر رنجی را انجام دادیم و چون ریشه فعاله ، طبیعیه اثر موقت باشه . 

      پس اگر مرمت ریشه ، برداشتن موانع باشه ، مالاغری را میبینیم . لاغری ذات ماست و ما متناسب به این دنیا امدیم . لاغری اسان است . به شرطی که ریشه مرمت کنه . ما هیچ وقت این مسیر را نرفتیم و چون درک از مسیر داریم ، میدانیم موانع که همان باور و رفتار اشتباهه جسم ما را این شکلی کرده و چون با مواد غذایی دستکاری میکردیم ،تا از برنامه بیرون می امدیم ، مثل بادکنک انگار به زور باد رو خالی کرده باشیم و تا ول میکنیم ، اتومات ذهن پرش میکند . مواد غذایی قدرتی نداره ، چون همان غذا را که من میخورم ، فردی هم میخوره که لاغره . اگر قرار باشه ذات مواد اثر کنه ،پس قوانین اثرش برای همه باید یکسان باشه . پس ریشه ی درد و مشکلات در فکر و باور منه که باعث تبدیل شدن من از فرد متناسب به چاق شده . من وقتی بچه بودم ،مادرم به من لیبل چاق زدو من چون باور کردم ، ذهن اطلاعاتی را نهادینه و فرمان صادر کرد که من ان را با چشمم لمس و زندگی کنم ولی ان دختری که باور داشت استعداد چاقی نداره ، ذهنش تغییری نکرد و دستورهایی را صادر میکنه که ما هم در پیش فرضمون داریم . واسه همینه که نیاز به مهارت نداره . تمرکز ما باید تلاش برازمیان برداشتن موانع ذهنی ما باشه . 

      • در گذشته که از روش های مختلف برای لاغری استفاده کردید چقدر انتظار لاغری در شما ایجاد می کردند؟

      من از کودکی چاق بودن را پذیرفتم و رفته رفته چاقتر میشدم و محرومیت و لذت و دیده شدن از بدنم شرم و لذت از بودن در جسم خودم محروم بودم . من مواد غذایی را محدود کردم و لاغر شدم و وقتی لاغر شدم ، غول چاقی در من شکست . من چاق نبودم ، من ذهن چاق داشتم . ذهن چاق رفتارهایی میکرد که ذهن لاغر نمیکنه . یادمه یک مدت که بعد  از رها کردن از رژیم میگذشت ، چنان ولعی مرا احاطه میکرد که خلاص شدن ازش سخت بود و بعد این باور خطرناک ساخته شد : من کنترلی بر میل به خوردنم ندارم . و واقعا هم نداشتم . اینکه خودم رو به حال خودم رها کنم ، وحشت دارم ، چاقی یک درسی داشت ، وقتی شروع میکنم به چاقتر شدن ، انقدر ارام ارام حرکت میکند ، ک بعد از چند ماه یا هفته میفهمی اا وزنت بالا رفته . چون دستورالعمل های ناخوداگاه که بدون فکر انجام میدیم ، روی اون اضافه وزن بوده و دقیقا ترس از چاقی از اینجا شکل گرفت ودقیقا وقتی کار از کار میگذشت و به ترموستات وزنیم میرسیدم انگار اون ولع کم و کمتر میشد ، این بار باسرعت قبلی پیش نمیرفت ولی رفتارهای اشتباه من مدام تکرار میشد و ترس من از چاقتر شدن بالاتر میرفت  . ترسی که جوابی براش نداشتیم و دلیلی شد که با رفتار خودمون ، محیط و مواد غذایی در صلح نباشبم . واسه همینه که انتظار چاقی در ما شکل گرفته . چون تجربه کردیم . مسیری رو تجربه کردیم که مسیر اصلی نبوده . نمیشه لاغر فکر کرد و محصول چاق ازش بیرون بیاد . مثل اینکه دانه ی هلو بکاری ، درخت انگور در بیاد ! پس ما مغزمون از مسیری یاد گرفته و ترسیده که مسیر صحیحی نبوده . وقتی خاطرات در ما بی معنی تر و کمرنگ تر بشه به واسطه ی اگاهی ،متوجه میشیم ، که چاقی انتظاری است که ساخته ی شده ی ذهن ماست و استنتاج از برنامه هایی است که مسیر اصلی نبوده . 

      • با توجه به اطلاعات خود درباره لاغری در چه صورت انتظار لاغری در شما ایجاد می شد؟

      من وقتی خودم را در چارچوب رژیم میگذاشتم از باور خطرناک که میگفت من کنترلی در میل به خوردن ندارم ، رها میشدم و مسئولیت خودم را به برنامه ی غذایی میسپردم . و چون با کم کردن مواد غذایی یا هر رژیمی مقداری از وزن من کم میشد و من به عینه تجربه کردم ، وقتی در چارچوب رژیم قرار میگرفتم ذهن من ارام و در طول مسیر وزن کم میکرد و ذهن من وقتی در چارچوب رژیم بود ، قشنگ یادمه که شوق داشتم هرچه زودتر دامن کوتاهم را بپوشم . دوباره با اون بدن به بیرون بروم و حس های خوب دنیا را قبل از رسیدن به اون وزن ناخوداگاه میدیدم و حس میکردم و این امر باعث ادامه دادن من در مسیر میشد ولی مشکل ان این است ، رژیم گرفتن تا کی ! ذهن همیشه عین یک برنامه ی بیرون دستی عمل نمیکنه و شرایط زندگی طوری میشه که باید بیرون از چارچوب رژیم غذایی زندگی کنیم و یادمه وقتی یک چیزی را خارج از برنامه ی غذایی میخوردم ، اعصابم خورد ، احساس شکست ، فشار عصبی و با بارها رژیم گرفتن و همین اشکالات رفته رفته قدرت رژیم هم کمرنگتر و این باور امد که من اراده ی بودن در وزن متناسب را ندارم و زمانی بهش میرسیدم که یک نقشه ی مو به مو از مواد غذایی به من بدن که هیچ قسمتیش اشاره به رفتار اشتباه قبلی من نداره .

      • چرا بعد از هر بار لاغر شدن با استفاده از هر روش لاغری دوباره چاق می شدیم؟

      چون ذهن ما چاق بود . ما رفتارهایی را و خاطراتی از مسیرهای گذشته در ذهن ثبت کردیم که ما را از طبیعی بودن ذهن فاصله می اندازد . وقتی برروی عزت نفس کار میکردم میگفت منطق ما که اموزش دیده ، مارا از هسته ی وجودی ما که کامله فاصله می اندازد و ما احساس نقض میکنیم و هر وقت به این مساله که چطور منطق اموزش دیده مرا از فطرتم فاصله انداخته ، به نوزاد یا کودک 3-4 ماهه دقت میکنم . بی پروا تقاضا میکنه ، در زمان حال زندگی میکنه ، بزرگترین استفاده ش از تخیل خلاقشه و لذت میبره ، با مدفوع خود هم حتی در صلحه ، از سوسک نمیترسه ( برخلاف ما ادم بزرگها ) و هست و کامل هست و مشتاق دیدن جهان پیرامون خودشه . و دقیقا فهمیدم چه شکاف عظیمی بین الان خودم و فطرتم اتفاق افتاده و دقیقا موانع ذهنیه . چون وجود دارند و ما فراموش کردیم . دنیای لاغری ما هم که فطرت ماست همین اتفاق افتاده و موانع ذهنی علتی بوده که ما به خاطر نگرشی که پیدا کردیم و باوررا ساخت ، ما براساس ان عمل کرده و رفتار ما شکل گرفت و نتیجه ی زحمات خودمونه . کودک وقتی راه رفتن را یاد میگیره ، قدم هاش رو اگاهانه میذاره و صدبار میفته ولی ما الان بدون فکر هرثانیه میتونیم راه بریم بدون اینکه فکر کنیم . چاق شدن هم دقیقا با تمرین و ممارست ما تبدیل به عملکردهای روزانه ی ما شده که ما بهش عادت کردیم و اونقدر عادی شده که تغییرات را نمیبینیم . 

      • با توجه به توضیحات ویدیوی آموزشی اطمینان ذهنی شما درباره لاغر شدن چگونه است؟

      وقتی گذشته را بررسی میکنم ، میبینم که از همین قوانین برای ساختن چاقیم استفاده کردم ، حتی زمانی که در چارچوب برنامه ی غذایی قرار میگرفتم و انتظار من که ناخوداگاه براساس باورهام  تغییر مسیر میداد  و حس خوب که قطب نمای من و تصویر لاغری در ذهنم مرور میشد را تجربه کردم ،منتها اگاه نبودم . روش ذهنی با لاغری مطمئن ترین روشه ،چون در این روش ،قدرت را به دست یک برنامه ی غذاییی نمیدم ، بلکه خودم تبدیل به ادمی میشم که زمانی در فطرت من متولد شده و منتظره به هسته ی وجودیم نزدیکتر بشم که دقیقا واکنش های رفتاری غریزی منه و من در طی پیمودن این مسیرم . 

      • نشانه های داشتن انتظار لاغری در مسیر لاغری با ذهن چیست و آیا این نشانه ها را در خودتان مشاهده می کنید؟

      خب راه لاغری باذهن نوپاست و من نزدیک به سنم با باورها و اطلاعات نادرست و رفتار نادرست زندگی کردم و خاطراتی دارم که نقشه های ذهنی چاقی را در ذهنم ساخته ، وقتی حرکت میکنم ،ممکنه خاطره ای برای من باز بشه که احساس مرا که از تجربیات قبلی در خود نهادینه کرده وصل کنه و این کارکرد ذهنه . من تجربه کردم و زمانی تصور کردم که من لاغرم و گویی در حال زندگی کردم که انگار دارمش ،عین بازی های کودکی که تصور میکردیم دکتر یا وکیل یا ماجرا جوایم و ان احساس در ما به وجود می امد . و چون در دوره های رایگان و اموزشی ما رفتار ادمهای متناسب را بررسی کردیم و اگاهیم و چیزی نیست که بخوایم بلد باشیم و بلدیم ، وقتی نقشی را بازی کنی ، ببینی و احساس کنی ، ذهن چون اصل از بدل نمیشناسه من متوجه تغییر فرمان صادر کردن او شدم ، بدون انکه متوجه باشم تعارف کسی را برای خوردن رد کردم . منتها باید بدانیم که نقشه های ذهنی ما و زندگی کردن با احساسات و رفتار یک ذهن جاق در ما سالیانه ساله . من از این تکنیک زمانی که وصل به خاطرات قدیم میشم استفاده میکنم و تغییرات کوچک و مرتب آینده ای باشکوه را میسازد . حتی در کاهش وزن اونی که به ارامی پاییین میاد ماندگار تر از اونی هست که حمله به لاغر شدن میشه . اصل پیروزی پیروی از قوانینه طبیعته و اگاهی و درک ما از پیمودن از مسیره . 

      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا انتظار لاغری را در خودتان ایجاد کنید.

      خب من به واسطه ی تمریناتی که انجام میدم ، نگرش من از موضوعی دستخوش تغییر میشه ، تکه های پازل مغزم به هم میریزه ،اونقدر بهم میریزه که ساعتهای زیادی درحال تحلیل ان هستم . روز بعد یک تکه پازل هم به واسطه ی تغییر نگرش من تغییر میکنه و اطلاع قبلی که الان روی هم قرار میگیرند ، تکه های پازل بیشتری خراب میکنه و حتی شده که شب میخوابم تصویر اقای عطارروشن میاد که داره توضیح میده و پروسه ای هست که داره طی میشه و مسیر ذهنی جدیدیه و ساختن مسیر ذهنی جدید زمان میخواد و ساختنش ممارست میخواد و باید اگاه باشیم ، نشانه های ما هم در مسیر متفاوت از مسیرهای قبلیه . همه چیز جدیده و هر لحظه مسیری از جنس خاطره هست که مارا به قبل برگردونه . من این مسیررا دوست دارم ، چون حال خوب من بیشتر ، مثبت اندیشی و احساس توانمندیم بیشتر و چون ذهنم درگیر ان ها نبوده ،به راحتی دستخوش تغییر قرار میگیره ، چون وقتی نگرشی عوض میشه ،عوض شده! چه در زمینه لاغری باشه ،چه زمینه های دیگر زندگی . 

      • درک و برداشت خود از محتوای نوشتاری و ویدیوی آموزشی را بنویسید.

      من رویکردم همیشه این طور بوده که هرصحبتی که میشه و درذهن چاق من علامت سواله یا یک اگاهی نابی میشه که ذهنم الان دریافت کرده ، سعی میکنم از لابلای تجربیات زندگیم پیداش کنم . چون قوانین هستی بوده و ما استفاده میکنیم ،منتها اگاه نیستیم و وقتی اگاه میشم و چون زندگیش کردم ، اون تبدیل به بینش و تبدیل به تغییر  نگرش من میشه که فراموش کردنش سخته . و اونچه که مسلمه باید زندگی کرد و تاکید به این موضوع که لاغری اسانه ، مرا به فکر فرو برد . من پذیرفته بودم چاقم ، چون چاقی را پذیرفته بودم ،هر پیامی که از پیرامون دریافت میکردم ، برداشتی را میکردم که برادرم چون لیبل چاقی در کودکی نداشت و در معرض پیام هایی عین من  بود که او هم دریافت میکرد ، همین نبود باور خطرناک ،برداشت  پیام و نگرش فطرتش فاصله  نینداخت . چون من باور چاقی را پذیرفته بودم ولی برادرم باوری نداشت ، درنتیجه هرپیامی که از پیرامون دریافت میکرد ،در او تبدیل به فرمول چاقی به واسطه ی دید و نگرشی که داشت نشد ولی پذیرش چاقی خودم ، باعث میشد نگرش های چاقی ساز از پیام را دریافت و اجرا کنم . پیام یکی بود ولی نگرش هر دو مون نسبت به خودمون متفاوت بود و این باعث تغییر نگرش ما در استفاده از هرپیام میشد. واسه همینه که باور هم قدرتمنده هم سلاحه مرگه !

      در متن گفته شد :اینکه لاغری هر زمان لحظه شماری میکنه که ازاد بشه ، ما انرژی های سرکوب شده ی زیادی را داریم که در فطرتمونه و همین موانع ذهنی که از جنس باوره ،الان ما را از هسته ی خودمان فاصله انداخته . 

      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

      همین تغییر نگرش من و پیدا کردن رد پا از تجربیات زندگیم خودش موفقیته ،چون نگرش من که تغییر میکنه ،احساس من زیرورو میشه . وقتی به این موضوع فکر میکنم ، وقتی ذهنی معطوف به نتیجه باشه ، نمیتونه تمرکزی روی سیم های ادراکی مغزش بکنه . مشکل ما درمغزه . مغز که تغییر بکنه ،رفتار ما خود به خود بر اساس نگرش جدید دست به عمل میزنه . 

      تمرینی که برای خودم در نظر میگیرم . میخوام لاغری را زندگی کنم ، چرا باید زمانی زندگی کنم که در جسمم پدیدار باشه ! من بایستی حس لاغری و تجربه ی لاغری در زمان حال داشته باشم ،وقتی من در شرایط لاغر باشم ، تمرکز من ،رفتار من ،حتی تقلید من ذهن مجاب میشود و من زمانی که در نقش لاغرم بعد از مدتی تغییرات فرمان ناخوداگاه را دیدم که گویی بیشتر از من غرق بازی شده و واقعیش میکنه . ولی وقتی منتظر نتیجه ام تا نتیجه نباشه ،من در حال و هوای چاقی هستم و این کاررو سخت میکنه . من تمام اطلاعات و برداشتی که از متن و ویدیو برداشت کردم در لابلای نوشته های تمرینم رد پاشون پیداست . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۸/۰۶ ۰۰:۴۰
      مدت عضویت: 1305 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 495 کلمه
      •  و خدایی که در این نزدیکیست.
      • درک و نگرش شما درباره انتظار لاغری و تاثیر آن بر کسب نتیجه چیست؟بله درک و نگرش من از قبل آشنایی با سایت تا الان زمین تا آسمون فرق کرده.جاده ای که قبلا توش بودم کاملا اشتباه بود چون من مثلا قصد رفتن به شیراز رو داشتم ولی بالعکس داشتم میرفتم و داشتم به سمت مشه  حرکت میکردم.انتظار داشتم که زود برسم ولی وقتی ار خدا خواستم که متو هدایت کته و به اینجا هدایت شدم و تا الان انتظارم عوض شده و انتظارم  لاغری هست و از اونجایی که احساسم خوب هست متوجه میشن که بله توی مسیر درست هستم‌.
      • در گذشته که از روش های مختلف برای لاغری استفاده کردید چقدر انتظار لاغری در شما ایجاد می کردند؟در مجموع میتونم با قاطعیت بگم من اصلا انتظار اینو نداشتم که لاغری ماندگار باشه چون با فرمولهای اشتباه توی راه بودم مثلا یکی از فرمولهای محکمی که توی ذهنم بود این بود خب الان من لاغر بشم ولی چون کسی نیست که بهم تثبیت وزن رو یاد بده پس بعد از رها کردن رژیم دوباره برمیگردم‌به وزن قبلی و این به راحتی آب خوردن اتفاق میفتاد.
      • با توجه به اطلاعات خود درباره لاغری در چه صورت انتظار لاغری در شما ایجاد می شد؟فکر میکنم با داشتن احساس خوب و عالی این مسیر رو  خیلی راحت تر میتونم انجامش بدم البته با یادآوریه چیزایی که قبلا هم یادگرفتم هم میتونم با خودم زمزمه کنم که من میتونم به راحتی لاغر بشم.این دو تا عامل کمک کننده ست.
      • چرا بعد از هر بار لاغر شدن با استفاده از هر روش لاغری دوباره چاق می شدیم؟چون مدام گفتگوی ذهنی داشتم که ای بابا من که میدونم فایده نداره من که میدونم ذاتا چاق هستم و نمیشه که من متناسب بشم.با این حرفا خیلی راحت پذیرش چاقی برام راحت تر بود.
      • با توجه به توضیحات ویدیوی آموزشی اطمینان ذهنی شما درباره لاغر شدن چگونه است؟من با نگاه کردن به افراد متناسب به این اطمینان قلبی میرسم که خداوند منم متناسب آفریده.من با ترسیدن از موادغذایی باعث شدم که وزنم اضافه بشه من نباید از موادغذایی بترسم چون موادغذایی آفریده شدن تا من انرژی داشته باشم تا بتونم روزمو عالی سپری کنم.
      • نشانه های داشتن انتظار لاغری در مسیر لاغری با ذهن چیست و آیا این نشانه ها را در خودتان مشاهده می کنید؟به نظرم نسبت به گذشته انتظارم زیاد شده چون اولا اینکه از موادغذایی ترس ندارم از رفتارای گذشته م بیشتر ترس دارم و همینکه خودمو مخلوق خدا میدونم که مثه همه ی متناسبهای چهان متناسب بودنم حق منه و هم اینکه توی مسیری قرار گرفتم که با آموزش‌های خوبش دارم راه درست رو طی میکنم.من میخوام که حالمو خوب کنم نه اینکه امتیاز بگیرم پس انتظار لاغری در من وجود داره.
      • لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا انتظار لاغری را در خودتان ایجاد کنید.با شناسایی فرمولهای اشتباه و قرار دادن فرمولهای درست وصحیح و همینطور احساس عالی داشتن با انجام تمرینها و خوندن نظرات همراهم انتظار لاغری در من هر روز پر رنگ تر میشه
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۷ ۲۲:۵۸
      مدت عضویت: 848 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      به خداوند مهربان که عاشق همه ی انسان‌هاست و هدایتگر آنها برای رسیدن به تناسب 

      سلام بر استاد گرامی و دوستان محترم 

      وقتی انسان از مسیری که در آن قرار دارد اطمینان داشته باشد انتظار رسیدن به مقصد را هم دارد.حالا که مسیر لاغری با ذهن را پیدا کرده‌ایم و معتقد هستیم کمک از جانب خداوند بخشنده و مهربان هست پس مطمئن هستیم که مسیر صحیح است و حالا که مسیر صحیح است طبعاً باید انتظار لاغری هم داشته باشیم.خداوند مهربان ما را متناسب آفریده است وتناسب برای ما یک حالت طبیعی است پس چرا در مقابل آن مقاومت نشان می دهیم باید بدانیم تناسب را خداوند برای ما می‌خواهد پس مطمئن باشیم که به آن می‌رسیم من لایق این نعمت الهی هستم پس حالا که در طی مراحلی فرمول های ذهنی نادرست وارد ذهن من شده وتناسب را از دست داده‌ام در مسیر لاغری با ذهن گام برمی دارم فرمول های ذهنی صحیح را در ذهنم تثبیت می‌کنم تا رفتارم صحیح شود حالا با رفتار صحیح قطعاً لاغر میشم پس من می‌تونم انتظار لاغری از خودم داشته باشم.دررژیمهای قبلی چون رفتار ما به رژیم بستگی داشت وقتی زمان رژیم تمام می‌شد رفتار ما مانند قبل می‌شد و نسبت به آن رفتار ما انتظار چاقی داشتیم.من انتظار لاغری از خودم را دارم چون هر روز با اشتیاق فایل ها را می بینم و تمرینات را انجام می دهم.وامید رسیدن به آزادی دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۳/۰۷/۲۲ ۰۹:۰۹
      مدت عضویت: 1107 روز
      امتیاز کاربر: 4165 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 45 کلمه

      سلام…ممنون از فایل بسیار عالی و کاربردی❤❤به نظرم واقعن ما اگر میخایم در زندگی مون تغییری ایجاد بشه ینی واقعن انتظار تغییر داریم باید اول این تغییر رو در ذهن خودمون ایجاد کنیم و خود ب خود انتظار تغییر جهان بیرون در ما ایجاد میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا