0

تغییر باورها برای کاهش وزن؛ راز ذهنی لاغر شدن بدون رژیم (گام ۱۲۰)

تغییر باورها برای کاهش وزن
اندازه متن

🎯 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با افکاری متفاوت!

سال‌ها فکر می‌کردم لاغر شدن فقط با رژیم و سختی ممکنه، تا اینکه فهمیدم مسیرش از ذهن شروع می‌شه.

وقتی با قدرت ذهن آشنا شدم، اصلاً به فکر لاغری نبودم؛ اما کم‌کم فهمیدم تغییر باورها برای کاهش وزن اولین قدمه.

از همون‌جا، یه تحول عجیب توی زندگیم شروع شد… 🌱✨

✨ چطور بالاخره لاغر شدم؟

📌 ۳۵ سال با چاقی زندگی کرده بودم…

تو این مدت، بارها و بارها سعی کردم لاغر شم؛ از رژیمای عجیب تا قرص و دمنوش، از ورزش‌های سخت تا حذف غذاهایی که عاشقشون بودم! ولی هیچی جواب نداد. ❌

اون‌قدر شکست خوردم که باورم شد: «من لاغر بشو نیستم!»

😞 یه باور تلخ که ریشه دواند تو ذهنم و دیگه حتی تلاش هم نمی‌کردم…

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

👂 اطرافیان هم هرکدوم یه چیزی می‌گفتن:

«چاقیت ارثیه!» «چاقیت بخاطر کم‌تحرکیه!» «استخوان بندی‌ات درشته!»

و من… کم‌کم پذیرفتم که لاغر شدن برای من نیست، فقط خدا کنه چاق‌تر نشم!

🌧️ دیگه هدفم از لاغری، تبدیل شد به «ثابت موندن». یعنی از اون نقطه به بعد، حتی حرفی از کاهش وزن هم نمی‌زدم. خانواده هم که قبلاً می‌گفتن «یه کم لاغر شو»، حالا می‌گفتن: «حداقل چاق‌تر نشو!» 😐

💡 جرقه‌ای که مسیر رو عوض کرد…

تا اینکه سال‌ها بعد، با مفهومی آشنا شدم که همه‌چی رو تغییر داد:

قدرت ذهن! 🧠✨

هدف اولم از یادگیریش، تغییر مالی بود؛ اصلاً قصد نداشتم سراغ لاغری برم. اما هرچی بیشتر با ذهن کار کردم، بیشتر فهمیدم که ریشه‌ی خیلی از مشکلاتم، توی باورهام بود…

و کم‌کم به این نتیجه رسیدم که:

🔑 تغییر باورها برای کاهش وزن، نقطه‌ی شروع هر تغییر جسمیه.

و این نقطه شروع روش لاغری با ذهن در سراسر جهان شد.

حقیقتش؟ اولش اصلاً تو خوابم هم نمی‌دیدم که میشه بدون رژیم و زجر کشیدن، لاغر شم.

ولی اون علاقه‌ای که به قدرت ذهن داشتم، باعث شد کلی وقت بذارم، فایل گوش بدم، تمرین بنویسم، و ذره‌ذره فرمولای ذهنیم رو عوض کنم.

و بعد از چند ماه، حس کردم بدنم داره واکنش نشون می‌ده… نه با ترس و فشار، بلکه با هماهنگی و آرامش 😌💚

🎁 لاغر شدنم شبیه معجزه نبود، بلکه شبیه بیدار شدن از یه خواب سنگین بود. فهمیدم ذهنم تا حالا باورهامو طوری چیده بود که اجازه‌ی لاغر شدن بهم نمی‌داد…

🚶‍♀️ تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه جاده‌ نو

همین حالا هم اگر بخوای، می‌تونی یه مسیر نو تو ذهنت بکشی؛ یه جاده‌ی آسفالته که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه.

فقط کافیه بپذیری که:

✅ با تغییر باورها برای کاهش وزن، تو هم می‌تونی لاغر شی

✅ باید به ذهنت یاد بدی که مسیر جدیدی وجود داره

✅ استمرار، تمرین و تعهد کلیده 🎯

هر باوری که سال‌ها باهاش زندگی کردی، قابل تغییره. من اینو با تمام وجودم تجربه کردم و حالا، عاشق اینم که به بقیه هم کمک کنم همین مسیر رو برن. 🌟

🍃 لاغر شدن همون چاق شدنه… فقط با باورهای جدید!

اگه دقیق نگاه کنیم، می‌فهمیم که لاغر شدن شبیه چاق شدنه…

هیچ نیازی به فشار زیاد یا زور زدن نیست، فقط باید مسیر فکر کردنمون رو تغییر بدیم 🧠💭

همون‌طور که یه‌عمر با فکرها و رفتارهایی خاص چاق شدیم، حالا با تغییر باورها برای کاهش وزن، می‌تونیم مسیرمون رو برعکس کنیم و پله‌پله به تناسب اندام برسیم.

💡 فقط کافیه شروع کنیم به ساختن «افکار لاغرکننده»؛ افکاری که وقتی داریم لباس می‌پوشیم، وقتی غذا می‌خوریم، وقتی توی آینه نگاه می‌کنیم، یه پیام جدید به بدنمون می‌دن:

من دارم لاغر می‌شم. چون دارم جور دیگه‌ای فکر می‌کنم. 🌱

⛔ سخت‌ترین قسمتش چیه؟ عادت ذهن به شرایط قبلی!

ذهن ما عاشق تکراره. 🔁

همین‌طور که سال‌ها فکرها و رفتارهای چاق‌کننده رو تکرار کردیم، ذهنمون به اون وضعیت نرمال عادت کرده. حتی اگه اون نرمال برای ما دردناک باشه، حتی اگه باعث خستگی، نفرت از ظاهر، یا کاهش اعتماد‌به‌نفس شده باشه…

🧠 ذهن فقط می‌خواد در همون حالت آشنا بمونه، چون تغییر براش خطرناکه.

واسه همینه که در مسیر تغییر باورها برای کاهش وزن، باید شجاعت روبه‌رو شدن با افکار قدیمی رو داشته باشیم.

باید با مهربونی و صبر، ذهنمون رو دعوت کنیم به یه سبک زندگی جدید… همون‌طوری که یه بچه رو آروم‌آروم به خواب دعوت می‌کنی 💤

🌈 یادت باشه، تغییر باورها برای کاهش وزن یعنی ساختن یه خودِ جدید؛ همون خودی که همیشه آرزوشو داشتی و حالا وقتشه بهش نزدیک بشی.

تغییر باورها برای کاهش وزن

🎯 نتیجه واقعی استفاده از آموزش‌های لاغری با ذهن

اولش همیشه سخته… اینو خودت بهتر می‌دونی!

📌 هر کاری که برات جدید باشه، یه جورایی «سنگین» به نظر میاد.

مثلاً صبح زود بیدار شدن… اولش سخت و زورکیه، ولی کم‌کم برات عادی می‌شه ☀️⏰

🧠 لاغر شدن هم دقیقاً همینه. چون ذهن ما عادت داره به یه سری فکرها و رفتارهایی که در طول زمان، ما رو به سمت چاقی بردن.

تا وقتی این عادت‌ها پابرجاست، بدن هم همون مسیر همیشگی رو می‌ره.

اما به محض اینکه شروع می‌کنی به تغییر باورها برای کاهش وزن، اتفاقا همون‌جاست که ذهن مقاومت می‌کنه…

می‌گه: «سخته!»

اما تو باید بدونی این «سختی» واقعی نیست، فقط ذهن داره می‌ترسه از تجربه‌ی جدید 😌

🔄 عادتی که تکرار بشه، تغییر می‌کنه

فردی که الان ۵۰ کیلو اضافه‌وزن داره، از یه جایی شروع کرده؛ شاید ۱۰ سال پیش فقط ۵ کیلو اضافه داشت…

ولی چون هیچ تغییری تو باورهاش ایجاد نکرد، همون مسیر رو ادامه داد، عادت‌هاش موندگار شدن و چاقی پیشرفت کرد ⚖️⬆️

حالا برای برگشت از اون مسیر؟

باید همون روش رو ولی در جهت برعکسش انجام بدی. یعنی:

✅ تکرار ✅ استمرار ✅ تعهد

و مهم‌تر از همه: تغییر باورها برای کاهش وزن

هر رفتاری که زمانی «عادی» بوده، الان می‌تونه «غیرممکن» به نظر بیاد. و برعکس! چیزی که الان غیرممکنه، می‌تونه به عادت جدیدت تبدیل بشه ✨

🏡 مثال ساده: عادت ذهن به خانه‌ی قدیمی!

یادت باشه وقتی خونه‌مون عوض می‌شه، تا مدت‌ها ناخودآگاه به سمت خونه‌ی قبلی می‌ریم!

یا مثلاً جای کلید برق که عوض شده، چند وقت طول می‌کشه تا یاد بگیری باید دستتو به یه سمت دیگه ببری 💡🏠

لاغر شدن هم همینه… اولش دنبال فرمول‌های قدیمی ذهنی می‌گردی: پرخوری، خوردن بدون گرسنگی، ناامیدی بعد از چاقی.

ولی به مرور، این مسیرها محو می‌شن و مسیرهای جدید جایگزین می‌شن.

🔑 تفاوت ذهن چاق و ذهن متناسب

وقتی یه فرد چاق می‌گه: «من نمی‌تونم لاغر شم»،

یه فرد متناسب با تعجب نگاش می‌کنه و می‌گه: «این چه حرفیه؟!» 😅

📌 چرا؟ چون فرمول‌های ذهنی‌شون فرق داره.

در ذهن چاق، لاغر شدن سخته، دست‌نیافتنیه، باید زجر بکشی…

در ذهن متناسب، لاغری یه چیز طبیعیه.

و تو، با ادامه دادن آموزش‌ها، تمرین کردن، و تغییر باورها برای کاهش وزن، کم‌کم می‌ری سمت اون ذهن متناسب.

همون ذهنی که می‌گه: «من می‌تونم، من دارم تغییر می‌کنم، و لاغر شدن برای من ممکنه!» 💪🍏

تغییر کردن

🗺️ بهترین راه برای شروع تغییر باورها برای کاهش وزن

حالا که با قدرت ذهن آشنا شدی و می‌دونی لاغر شدن یه تغییر ساده در مسیر فکر کردنه، وقتشه قدم بعدی رو برای تغییر باورها برای کاهش وزن برداری…

📌 قدمی مطمئن و لذت‌بخش به سمت ساختن ذهن متناسبت!

ما برای این مسیر، یک دوره آموزشی خاص طراحی کردیم به اسم:

🎓 ورود به سرزمین لاغرها  ✨

دوره‌ای که نه رژیم می‌ده، نه تمرین سخت؛ فقط میاد سراغ ریشه‌ها و تغییر باورها برای کاهش وزن

سراغ اون باورهایی که سال‌ها ذهنمون رو به سمت چاقی برنامه‌ریزی کرده.

باورهامون رو می‌سازه، فرمول‌های ذهنی رو تغییر می‌ده، و قدم‌به‌قدم تو رو آماده می‌کنه برای یه سبک زندگی جدید.

🌱 چرا «ورود به سرزمین لاغرها» بهترین راه برای تغییر باورهاست؟

✅ چون به‌جای کنترل غذا، ذهن رو آموزش می‌ده

✅ چون تو رو با خودت آشتی می‌ده، نه با ترازو

✅ چون کاری می‌کنه که تغییر باور برای کاهش وزن تبدیل به یه لذت بشه، نه سختی

تو این دوره، یاد می‌گیری:

  • چطور با افکارت صلح کنی
  • چطور ذهن چاق رو به ذهن متناسب تبدیل کنی
  • چطور بدون رژیم، لاغر بشی و بمونی

💬 اگر ته دلت هنوز باور نداری که می‌تونی لاغر شی…

بدون این دوره برای تو طراحی شده.

همین حالا تصمیم بگیر، و اولین گام برای تغییر باورها برای کاهش وزن رو با لذت بردار 🌟 🎁 به جمع هزاران نفر دیگه‌ای که با همین روش، متناسب شدن بپیوند…

📥 برای شروع، فقط کافیه روی لینک زیر کلیک کنی و به دنیای تازه‌ای از خودت وارد بشی 👇

(ورود به سرزمین لاغرها)

✍️ چرا تمرین مهمه؟

اگر واقعاً می‌خوای تغییر باورها برای کاهش وزن رو از حالت شعار به عمل برسونی، تمرین نوشتاری مهم‌ترین بخش کاره.
چون ذهن ما با نوشتن، متمرکزتر و عمیق‌تر روی تغییرات عمل می‌کنه. وقتی درباره گذشته‌ات بنویسی، دلیل چاق شدنت رو بشناسی و روی افکارت کار کنی، مسیر جدیدی در مغزت ساخته می‌شه که پایه‌ی لاغری پایداره.

📝 سوالات تمرینی تغییر باورها برای کاهش وزن:

  • مسیر چاق شدن تو در این سال‌ها چطور بوده؟ قدم‌به‌قدم شرح بده.
  • چه عادت‌هایی باعث شد وزنت بیشتر بشه؟
  • چرا ذهن ما چاق شدن رو راحت می‌پذیره ولی لاغر شدن رو نه؟
  • تاکنون چه تغییراتی برای لاغری انجام دادی که برات سخت بوده؟ چرا؟
  • به نظرت چطور می‌تونی با تغییر باورها برای کاهش وزن مسیر ذهنی جدیدی بسازی؟

💬 نظر تو چیه؟

ازت دعوت می‌کنم تمرینات بالا رو با دقت انجام بدی و نتیجه‌ش رو در بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بذاری. نوشتن تجربه‌ت نه تنها باعث می‌شه بهتر به ذهنت جهت بدی، بلکه الهام‌بخش بقیه دوستانی می‌شه که تو همین مسیر هستن 💙
منتظریم که صدای تو رو بشنویم 🎤✏️

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.55 از 64 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=18149
115 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۱/۰۱ ۰۸:۵۱
      مدت عضویت: 1231 روز
      امتیاز کاربر: 85701 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 710 کلمه

                     سلام صبح عید شما مبارک 

      اولین رو  بهار رو برای خودم امسال با تغییر در این سال میزارم که با شروع بهار وتازگی تنها درطبیعت نیست امسال سال تغییر تو ذهن وتغییر تو محزن ذهن وتغییر  تو رفتار وتغییر تو عمل کرد وکلی تغییر دیگه که با د ر مسیر بودن انشا الله به کمک خدا ند به دست میاریم 

      خدایاشکرت این منکه دارم برای سال اینده این همه تغییر رو برای خودم طلب میکنم حتی فکرش هم لذتی داره فراون ولی من این من هستم که ۳ ماه دارم بعضی رو انجام میدم پس من میتونم پس من تو انش دارم این ا ولین سالی هست  که این همه اروزیی دست نیافتی که فبلا داشتم  تو ذهنم برای خودم رقم میزنم خدایا بازم شکرت  اینجا یی تغییر فرمول 

      پس من درام تغییر میکنم چون قبول تغییر کردن زمان ومکان داره ختی تو من که۵۶ سال دارم بعضی از کا رهارو انجام میدم درخت کهن سالی شده رفتارم ار خودم باید راضی باشپم تااینجاش خودم باید تشویق کنم من لایقت دارم میتونم وانجام میدم بعضی ساعت نحوای ذهنی دست وار نیست که تو برات سخته جطور میتوانی عادت این همه سال رو تغییر بدی فوریی اون ذهن نجوا کرور مهار مبکنم کارهایی که تو ۳ ماه نتها۳ ماه انجام دادم به یادمیارم میگم من بودم رمان میخوا تو می تونی فقط وفقط زمان میخواد 

      ۱۱ سالپیش ما خونه عوض کردیم چون جونه ویلایی بود ولی فضای کوچکی داشت مابه یی خونه بادوبرابر مسا خت تقله مکان کردیم اونم نو ساز شیک ولی اپارتمانی بود بامن خیلی از بود درش کیف میکردم جون حدود ۲۴ سال  خونه قبلی بودم باوردبه این خونه نفسم میگرفت درها وپنجرهاروباز  میکردم تابتونم نفس بکشم اون زمان نمیدونستم برای جی حالا که دارم یاد میگیرم میفهم که تو خانواده ماما اولین نفری بودیم که از خونه ویلایی به اپارتمان رفته بودیم ویی فرمول اشتباه که هرکی تو اپارتمان زندگی میکنه نقس کشیدن براش سخته اختیاری 

      زندگشو کمتر دارا وچندین افکاراشتباه ولی من با گذشت چند روزکم کم عادت کردم ودرپنجرهارو بستم واز هوایی سرد لوکر استفاده کردم دیگه اون حالت خفگی رو نداشتم 

      افکاراشتباه تا کحاپیش رفت داره تونفس کشیدن ادم دچار مشکل میکنه تغییر کردن چیزی که زمان زیادی ما با انجامش هم عادت وهم لذت بردیم زمان میخواد تنها زمان اونوفت دیگه اون مشکل فبلی رو نداری وحتی دیگران رک نیز تشدیق

      به تغییربهتر میکنی خودم من به فرددیگه که اونم همین جابجایی رو داشت براش توضیح دادم خوبهای اپارتمن نشنی رو  حسش بهترشدبرای نقل مکان ولی برای خودمن کسی همچین حرفی رو نزد من حدود ۱۰ روزیی این مشکل کم بود نفس کشیدن داشتم همه اعضای خاتواده تعحب میکردن که من چرا دارم این طوری رفتار میکنم ولی من تازه فهمبدم مشکل ۱۱ سال پیشم چی بود یی باوره اشتباه ولی زمان برد تا عادت کنم برای لاغر شدن زمان میخواد این عادت ها روبتونم کامل عوض کنم به خودم زمان میدم بری ایخودم وفت یشتری میزارم امسال سالبه بدست اوردن ارزویی ۵۶ سالم به دست میارم انشالله تامیادنجوا کر من مایوس کنه فوری یادسال گذشته وسختی که برای رسیدن به مسیر درست داشتم جلوشو میگیره امسال رو با شروع بهار وشروع تغییر وحس عادت کردن به تغییرات حدید سالی وافعاجدیدخواهم داشت فقط زمان واستمرار وتلاش ورفتار وعمل کردم این بهم عیدی میده عیدی امسالم برام چقدر دلچسب گوارست نتبجه این ۳ ماه یاد گیری داره خودشو نشون میده اگه به ساله برسه چه میکنه  همه به خودم بیستکی داره من تلاشم میکنم برای نتیجه بهتر 

      اولین اروزیی سال حدید برای همه ابن که خدای همه انسانها بایاد گیر درست تو ذهنشون هدایت کن چون ذهن توانش در بوجود امدهر شگفتی بزرگ باور کردنی نیست قدرتش  تو کل زندگی ما چنان تحولی ایجاد میکنه که ادم از عرش به فرش  یا از فرش به عرش میکشه این کاره فقط ذهنه دانش یادگیری ذهنله همه انسانهای کره زمین عطا بفرما تا بهتر زندگی کنن امین اونهای که اراین نعمت بزگ تحول تو زندگشو بوجود اوردن مانیز همیطوری بشیم به امیدخدا 

      سالی پر ازامید ارزو ومهربانی برای جسمون وبرای اطرافیانمون ارور دارم خوش  خرم شادپی سر  یربلند باشید ذهن باز پر تلاشی داشته باشید این ذهن اگه درست وحسابی اموزش ببینه تو مسیر درست چها که مبکنه بازم به خود اونشخص داره که چطور اسفتاده کنه  

      در پناه خدا خدا پشت وپنهاتو باشه یاحق حق نگه دارتو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۴ ۱۵:۵۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 326 کلمه

      درود بیکران.

      دوباره که برگشتم به این فایل و با علاقه بیشتری گوش دادم و نگاه کردم متوجه شدم که تا تغییر نکنی نمیتونی توی مسیری که تعهد داری پیش بری و آدمی که نتونه تغییر کنه وجود نداره جز اینکه خودش نخواد تکرار زیاد و مداوم هرچیزی میشه عادت و عادت هم میشه یه باور قوی توی ذهن ممثلا شوهر من عادت داره هر روز که از سرکار میاد باید حتما یه چیزی تا موقع شام بخوره از کیک باشه تا میوه تنقلات غذایی که از ناهار اضافه اومده باشه یا فست فودی فرقی نداره فقط سیر بشه اما چون عادت داره اگه نخوره آروم نمیشینه و براش این کار غیرممکن هست درسته اندام‌ متناسبی داره اما حس میکنم این عادات اشتباهش به مرور باعث چاقیش در بلند مدت میشه و من هم تا قبل از آشنا شدن با سایت تناسب فکری همپای همسرم عصرا هرچیزی میخورد یه ناخنک میزدم و بعدش تا موقع شام استرس و عذاب وجدان رهام نمیکرد اما به خودم قول دادم تغییر کنم و وقتی من دو‌ساعت پیش ناهار خوردم و گرسنه نیستم چرا باید همراه همسرم دوباره شروع کنم به خوردن زمانی میخورم که گرسنه باشم و الان سه ماه هست که فقط عصرا خوردن همسرم رو تماشا میکنم بدون اینکه حسرت بخورم یا گرسنه بشم بخوام بعدا جبرانش کنم دیگه عادت کردم که وقتی گرسنه نیستم چیزی نخورم دقیقا شبیه یک فرد لاغر طبیعی و هر زمان گرسنه باشم بدون ترس کنار همسرم همه چی بدون محدودیت میخورم و لذت میبرم و جالب اینجاست خیلی زودتر از همسرم سیر میشم و از غذا دست میکشم و خداروشکر خیلی هم راضیم از این تغییری که کردم و این عادت جدیدم که شده باور قوی برای من که خواستن توانستن است و لاغری با ذهن آسان ترین کار دنیاست.

      یه مدت (۲۰ روز) نمیتونستم تمرکز کنم و تمریناتم رو انجام بدم که به لطف خدا داره درست میشه و دوباره شروع میشه سایز کم کردنم😍 چون تغییر من نشانه باور من است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۴/۰۵ ۱۰:۱۴
      مدت عضویت: 1574 روز
      امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 559 کلمه

      سلام و درود بر همه همسفران عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی 

      از شنیدن این فایل هم مثل همیشه غرق در حس خوشحالی و توانمندی شدم.

      واقعا تغییر چه موهبت بزرگیه. وقتی بزرگی معلوم میشه که به هر دلیلی به انسان دستور بدهد که تو نباید تغییر کنی . باید همه عمرا همین لباس، همین مدل مو، همین خونه ، همین غذا ، همین میزانه پول و درآمد و…. داشته باشی و حق نداری به هیچ نوع تغییر حتی فکر کنی!!!!!

      وای یک سلول انفرادی تمام نشدنی و واقعا خدا را بی نهایت بار باید شکرگذاری بود که با قدرت اندیشه و احساس ما در بدترین حالت هم میتونیم امید به تغییر داشته باشیم حتی در زندان انفرادی!!

      البته تغییر هم اسباب و لوازمی داره روش و آدابی داره مثل همه مهارتها به نظرم اولین قدمش این است که اصلا احساس نیاز به تغییر داشته باشی، بتونی با آگاهی به زندگیت نگاه کنی با خودت صادق باشی و بالاتر از عادت های هر روزت ببینی و فکر کنی که آیا من درست زندگی میکنم؟درست رفتار میکنم؟درست فکر میکنم؟فاصله من با انسانهای موفق در هر موضوع چقدره؟ اصلا نیاز به تغییر دارم؟

      قدم دوم به نظرم بعد از پاسخ به سوالهایی بالاست که با خودمون رو راست بتوانیم جواب بدیم و موضوع تغییر را پیدا کنیم حالا قدم دوم باز هم نیاز به صداقت و شجاعت داره ، نیاز داره به اینکه به داستان زندگیم نگاه کنم به تمام کارهایی که شجاعانه انجام دادم و ثمره آنها رو چشیدم البته که هزینه اشو رو هم پرداخت کردم ولی مهم این هست که بدونم من توانا هستم . من انتخاب گر هستم. من حاکم هستم.خیلی موفقیتها حاصل توانایی و تلاش و فکر من بوده ، درس خواندن، ورزش کردن، فرزند خوب بودن، خواهر مهربان بودن، همسر عاشق بودن، مادر دانا بودن، کارمند کوشا بودن، شهروند مسیول بودن، همسایه دلسوز بودن، دوست صادق بودن ، بنده خوب خدا بودن و….

      حالا میرسیم به گام سوم من تو زندگیم به این رسیدم که در موضوع خاصی مثلا تناسب اندام نیاز به تغییر دارم ، البته که با این همه نقشهایی موفق گذشته الان هم میتونم ، هزینه اشو هم میدم، ذهن قشنگم که با اطلاعات ناخواسته  آلوده شده را پاکسازی میکنم، این خواسته خوب رو دست یافتنی تر از همیشه و در دسترس میکنم که واقعا همین هم هست، ذهنم به خوبی میپذیرد که تناسب اندام من رو انسانی شادتر، پر اعتماد به نفس تر، شیک پوش تر ، دوست داشتنیتر، چابک تر  میکنه ، ذهنم می پذیره که با تناسب اندام هست که من با انرژی بیشتر در جمعها حضور پیدا میکنم، با خودم خانواده ام دوستانم بهتر رفتار میکنم و او نها هم با من بهتر رفتار میکنند و انرژی من بیشتر و بیشتر میشه و با این انرژی مثبت و شاد زندگی من بهتر و طولانی میشه، این خواسته بسیار کوچکیه و تغییر کردن برای رسیدن بهش هم خیلی راحتتر. 

      دیگه گامهای بعدی مثل سرخوردن از سرسره لذت بخش و سریعه و من برای بزرگی و دقت این سیستم عظیم سر تعظیم فرود میارم . خداوند مهربانی که برای همه فرصت اندیشه و تغییر را فراهم کرده خداوندی که در تمام آفریده هاش تغییر را به عنوان یک اصل قرار داده و لذت تغییرات مثبت هر لحظه در کام کسانی است که دنبال نعمتهای بیشتر هستند.

      استاد عزیزم از این اموزشهای عالی بی نهایت سپاسگزارم. 

      خداوند مهربانم برای آفرینش بی مثال احسنت میگم و بی نهایت سپاسگزارم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۱/۰۱/۱۶ ۱۴:۱۹
      مدت عضویت: 1998 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 724 کلمه

      به نام خدایی که انتخابم کرد

      به زمانبندی خداوند اعتماد دارم 🦋

      سلام و درود محققین مسیر لاغری

      لاغر شدن همان چاق شدن است

      هر تغییری در ذهن ما هر چقدر هم بزرگ باشد برای رخ دادن نیاز به افکار جدیدی دارد و برای روبرو شدن با وضعیت جدید تکرار و استمرار لازم است چون ذهن ما کارهای تکراری و عادتی را دوست داره و برای انجام کارها و شرایط جدید خیلی همکاری نمی کنه چون باید انرژی بیشتری بسوزونه و به همین دلیل با هر فشاری تغییرات اجباری در رفتارمون و در الگوهای رژیم غذایی ایجاد می کردیم به صورت مقطعی بود و بعد از مدتی به حالت اولیه خود باز می گشتیم ولی در مسیر آموزش ذهنی راههای بسیاری وجود داره که ما تغییرات را به راحتی در زندگیمون و رفتارمون ایجاد می کنیم .

      مشتاق بودن برای تغییر کردن اولین گام هست باید تغییر کردن را در ذهنمون آسون کنیم به گذشته فکر کنیم تمام تغییرات کوچک و بزرگی که در زندگیمون ایجاد کردیم و اصولا اگر هدفمون خیلی برامون مهم باشه از اون حالتهایی که یا موفق میشم یا موفق میشم💪💪 حتما خیلی مشتاقانه تر و راحتتر تغییر می کنیم که مستلزم هماهنگ شدن تصمیم ما با ناخودآگاهمون هست .

      پیشرفت چاقی ما به دلیل گسترش فرمولهای ذهنی چاق در ذهنمون هست و البته تکرار و استمرار در رفتارهای غیر صحیح چاق کننده !..

      ولی ما عامل چاقی خود را خوردن موادغذایی می دانیم خوردن چاق نمی کند ولی رفتار غیر صحیح که بارها تکرار می شود و احساس بدی به ما منتقل می کند چاق کننده است .

      بیشترین رفتارهای ما در طول روز به صورت عادتی و در حالت ناآگاهی انجام می شود و با کوچکترین تغییر در دکوراسیون منزل یا مسیر محل کار یا روند آموزشی فرزندان چالشی برای ذهن ما ایجاد می شود که به نوعی نمی خواد تغییر کنه ولی اگر شور و اشتیاق در کار باشه این تغییر کردن آسان میشه واگر بتونیم این حالت لذت و احساس خوب را حفظ کنیم.

      عادت به هرکاری یعنی هیپنوتیزم شدن و مسخ شدن یعنی اون کار بدون آگاهی انجام میشه و برای ذهن نوعی هویت و وابستگی ایجاد می کنه .خب من مدتها به صورت اتوماتیک سحرگاهان بیدار می شدم و خیلی اون زمان و سکوت برای معنویتم مفید بود بعد از مدتی دیگه نمی تونستم بیدار بشم هرچی تلاش می کردم یا ساعت می گزاشتم نمی تونستم بیدار بشم البته همیشه بین ۷تا ۸صبح بیدار بودم ولی بیداری سحری نمی شد !…هرروز می خوابیدم و بعد هم یقه خودمو می گرفتم شش ماه گذشت تا من متوجه شدم حتی عادت کردن به رفتارهای خوب هم بعد از مدتی ناآگاهانه است خب این سطح آگاهی در فکر و عمل به نوعی  بالاتر از این تفکره که من بیام عادت لاغری در خودم ایجاد کنم البته که اولین مرحله این هست که من الگوی غیر صحیح خودم را تغییر بدم و الگوی صحیح ایجاد کنم ولی هشیارانه زندگی کردن در بند مکان و زمان و غذاهای خاص نبودن زندگی پر شورتری به ما هدیه می کند .که مستلزم استمرار و تکرار و تمرین است مهارت کنترل ذهن در لحظه حال بودن .

      تغییرات به یکباره در ذهن ما اعمال نمی شوند وقتی آدرسی تغییر پیدا می کنه ما برای مدتی به حالت عادت الگوی ذهنی خود مسیر قبلی را انتخاب می کنیم و شاید تا مدتی برامون چالش برانگیز باشه تا به مسیر جدید عادت کنیم برای تغییر دادن الگوهای عادتی خیلی کوچک در چاقی از دوره چالش من اینو نخوردم   استفاده کردم خیلی راحت در حالت پذیرش و با صلح می تونستیم عادت خود را تغییر بدهیم اوایل کمی خطا داری ولی اینکه بدونی داری بهتر عمل می کنی باعث انگیزه و اشتیاق میشه و از اون مهمتر اینکه مثل تمام این تغییرات الگوهای صحیح لاغری هم میتونم ایجاد کنم .نباید لاغری و الگوهای رفتاری آن برای ما سخت باشه یا یک خان از هفت خان رستم !…

      باید این تغییرات را در ذهنمون کوچک کنیم همین که در ذهنمون کوچک و قابل دسترس باشند در بیرون اتفاق می افتند.

      بارها رسیدن به خونه و ماشین و سفر مورد علاقمون در ذهنمون دوردسترس بوده انگار خیلی بزرگ شاید هم رسیدن به آن سخت ولی بعد از مدتی که در ذهنمون کوچک شده به راحتی در دسترسمون قرار گرفته است .

      و لاغری هم اگر خیلی راحت و آسان در ذهنمون اتفاق  بیفتد به صورت فیزیکی تغییر اعمال می شود 

      دوستان متناسبم همواره در مسیر زندگی شادمان باشید 🍃🌸  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۱۱/۰۶ ۲۰:۰۵
      مدت عضویت: 2386 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,285 کلمه

      جلسه ۷۳ تکرار 

      لاغر شدن همان چاق شدن است 

      سلام و درود به دوستان همراهم و استاد عطارروشن ،خدارو شکر میکنم برای آموزش و یادگیری یک آگاهی دیگه ،دیروز داشتم روی یک دوره ی فشرده چند ساعته کار میکردم و نتونستم کامنتی بنویسم فقط فایلو گوش کردم و امروز از صبح هم خرید و بازار بودم و الان که عصره اومدم منزل ،قبل از اینکه به دوره های دیگم بپردازم ترجیح دادم‌ اول بیام تو سایت و بنویسم ،خدارو سپاسگذارم 

      امروز صبح رفته بودم دفتری که دخترم مدیر فروششه ،یک تولیدی ،واردات و صادر کننده لباس های ایرانی _ترک و بزرگ در بازار تهرانه ،میخواستم لباس هاشونو ببینم ،از اونجایی که دخترم همه کاره اون شرکته ،براحتی میتونه از لباس های شرکتشون برای من هر لباسی بخوام بیاره ،بدلیل اینکه اونها تک فروشی ندارن و امروز رفتم اونجا که لباسی میخواستم بخرم پرو کنم 

      امروز که سوپروایزر دخترم منو دید ،گفت خانم حسنی شما چقدر لاغرتر از ۳ سال پیش شدید که اولین بار برای مصاحبه دخترتون اومدید با من صحبت کردید ، بهش گفتم آره خدارو شکر 

      گفت معلومه که دارید حسابی کم خوری میکنید یا شامو که حذف کردید و سالاد و از اینجور رژیم ها دارید ، اتفاقا خود  ایشون بسیار لاغر و کمبود وزن دارن ،بهش گفتم من اصلا رژیم ندارم ،ورزش ندارم ،تعجب کرد ،گفت پس چجوری لاغر شدید ؟ گفتم لاغری با ذهن 

      گفت یعنی چی ؟ مگه میشه ؟ گفتم بله ،اتفاقا من انقدر که تو این ۲ سال نهار شام صبحانه،  رستوران  رفتم یا مسافرت بودم که تمام عمرم نرفتم، ولی لاغر شدم 

      گفت برعکس شما دخترتون هر روز داره چاقتر از دیروزش میشه ،ای کاش روش شمارو در پیش میگرفت ،(اتفاقا دخترم هم در دوره هست ) 

      و گفت ما هر روز به دخترتون هشدار میدیم‌ که داره چقدر چاق میشه ،منم در جواب گفتم شما خیلی کار اشتباهی میکنید و دارید اضطراب و ترس رو تو وجود دخترم افزایش میدید ،از این به بعد کسی به شهره نگه چاق تر شدی و از اینجور حرفا 

      بنده خدا گفت باشه دیگه نمیگیم و متوجه شدم دخترم داره از طرف محل کارش بسیار تزریقات افکار چاق کننده ترسناک میشه و امشب که دخترم از سر کارش برگرده بهش میگم که قاطعانه به تمام همکاراش و همینطور سوپروایزرش اعلام کنه که در مورد چاقتر شدنش بهش یاداوری نکنن 

      تغییر کردن و تغییر دادن یک عادت یکی از کارهای سخته برای مغز ما که از قبل تمام اطلاعاتو در خودش سیو کرده ،دورش حصاری کشیده و هر زمان به چیزی نیاز داره از همون اطلاعات گذشته استفاده میکنه ،این وظیفه مغز خزنده ماست که برای حفظ بقای ما یا فرار میکنه یا میجنگه 

      و ما یک مغز جدید که در جلوی سرمون هست هم داریم که محل قرار دادن اطلاعات جدیده ،از اونجایی که مغز تنبله و دوست نداره انرژی زیادی برای اطلاعات جدید خرج نکنه همیشه در تلاشه که مارو منصرف کنه و مدام به ما میگه که تغییر نکن و چیزیو تغییر نده 

      صبح زود بیدار شدن موردی بود که هیچ وقت دوسش نداشتم و ندارم ،قبلنا که ساعت ۱۰ صبح تا ۱۱ بیدار میشدم چونکه شبها تا ۳ یا بیشتر بیدار بودم و دیر میخوابیدم ولی چند سالی میشه که خودبخود بین ساعت ۷ تا ۸ و نیم میپرم از خواب و به کارهام میرسم 

      همیشه از ساعت کوک کردن متنفر بودم الان هم همینطور و یه وقتاییکه کار اداری دارم یا مسافرتی میخوام برم که مجبورم صبحا زودتر بیدار بشم بدم میاد ،دوست دارم خودم از خواب بیدار بشم 

      ولی میدونم که هر رفتاری که زیاد تکرار بشه میشه جزئی از زندگی روتین ما و مسیرهای عصبیش در مغزمون ساخته میشه که ساختنش به تمرین و تکرار نیاز داره 

      یکی از موردهاییکه بهش برخورد میکنم و برام جالبه اینه که من خیلی از ماشین خودم بجز کلاس رقص رفتنم استفاده نمیکنم و هر جایی بخواییم بریم با ماشین دوستم میریم و من بیشتر به ماشین دوستم‌ عادت دارم تا ماشین خودم 

      مثلا وقتی میخوام سایه بون ماشین خودمو بکشم کنار شیشه که جلوی آفتابو بگیرم ،جوری سایبون ماشینمو میکشم که انگار سایبون ماشین دوستمو میخوام بکشم کنار یا دیگه توی صندلی ماشین خودم احساس راحتی نمیکنم و متوجه میشم این صندلی براحتی اون صندلی نیست و هر اکتی توی ماشینم انجام میدم همون اکت هاییکه در ماشین دوستم انجام میدم 

      و این بخاطر زیاد استفاده کردن از اون ماشینه که وقتی سوار ماشین خودم میشم برام غریبه است ،یا امروز یه وسیله شخصیو برای خودم متفاوتر از قبل خریدم و وقتی میخواستم‌ استفاده ش کنم ،انگار دوست داشتم از همون وسیله قبلیه استفاده کنم و مقاومت داشتم 

      یا چند وقتیه که دارم مسواک زدنمو با دست چپم انجام میدم که یکمی تغییرات در ساختار عصبی مغزم ایجاد کنم یا صورتمو با دست چپم میشورم البته زمان هاییکه یادم میاد انجام میدم ولی الان دارم در مسواک زدن با دست چپ هم توانا میشم

      همین استفاده کردن از وی پی ان که جدیدا مجبورم برای هر بار استفاده کردن سایت روشن کنم برام سخت بود ،یعنی اوایل طبق عادت قدیمم‌ براحتی و سرعت وارد سایت میشدم ولی یدفعه یادم میومد که باید وی پی ان روشن کنم و الان دیگه به یاد میارم که باید چکار کنم 

      یا همراه داشتن‌الکل و ماسک برام عادت شده ،اوایل یادم میرفت و جزء وسایل ضروریم نبود ولی الان قبل از بیرون رفتن مطمئن میشم‌ که الکل همراهم باشم ،حتی تو ماشین هم الکل و ماسک اضافه گذاشتم 

      یا زمان هایی که جای یک وسیله ایو در خونه تغییر دادم ولی به سبک گذشته به دنبالش در جای قبلیش میگردم 

      مثلا چند روزی میشه مسواکمو از کابین توی حمام بردم توی کمد اتاقم گذاشتم و هر بار که میرم مسواک برنم اول در کابینه حمامو باز میکنم و به یاد میارم که ااا مسواکم اینجا نیست 

      و بینهایت مثال دارم از تغییر یک عادتی که دوست نداشتم یعنی مغزم دوست نداشته واسش انرژی بذاره ولی من انجامش دادم و مغزمو به چالش کشیدم برای همین مغز اموزش جدیدو دوست نداره و باید براش لذت بخشش کنی تا تن بده

      مغزی که انقدر به دنبال رفتارهای عادتی قدیمیشه مسلما به دنبال افکار قدیمیش هم هست ،برای همین باید آگاهانه مراقب افکار باشیم ،افکاری که روی منفی ها و اخبار ناخوب تنظیم شده باشه که دیگه بدتر 

      و جالبه ذهن من انقدر روی پیش بینی های ناخوب تنظیم شده که الان که میخوام آگاهانه دنبال نکنم اون مسیرهای مغزی منفیو ،میبینم اوه تمام وجودم از درون پر از توجهات منفیه و چطور این ذهنم تونسته منو سالها گول بزنه

      تمام عمرم که ناآگاهانه مراقب ورودی ها و خروجی های ذهنم نبودم و جالبه چندین ساله که در مسیرهای آموزش ذهنی هستم یجور زیرپوستی در من داشته منفی عمل میکرده ،یعنی من داشتم تمرین میکردم که منفی صحبت نکنم ،اخبار نگاه نکنم ،با افراد منفی نباشم وووووو

      ولی متوجه شدم تمام اون توجهات منفیم رفتن درونم و از اونجا دارن بهم حمله میکنن ،جایی که کسی نمیبینه و در ظاهر هم من یک فرد مثبت نگره در حال آموزش هستم و اینهارو جدیدا متوجه شدم 

      و دارم هر لحظه مچ خودمو میگیرم ،انقدر که این مدت حال درونیم متلاطم  بود و تعجب میکردم که اگر من در حال آموزش هستم چرا حالم بده ؟ و جدیدا متوجه شدم که من شدیدا به منفی ها توجه داشتم اونم درونی و بی سر وصدا 

      و یکمی که افکارمو رصد کردم متوجه شدم ذهنم داره ثانیه به ثانیه خاطرات ناراحت کننده گذشته رو به یادم میاره یا اتفاقات بد و ترسناک بعدی رو پیش بینی میکنه و خیلی محکم بمن تحکمی دستور میداد که باید به پیش بینی های منفی من توجه کنی و مراقبشون باشی که مبادا کنترلشون از دستت در بیاد 

      و من هر بار از پیش بینی هاش یا یادآوری خاطرات گذشتم یا آینده  ،حالم بشدت بد میشد ،ولی خدارو شکر چند وقتیه مراقبش هستم و هر چی میگه به حرفاش گوش نمیکنم و به خودم میگم فریده به افکار قدیمت و ترس هات توجه کنی یعنی داری مسیرهای ناخوب قدیمی مغزتو مجدد فعال میکنی 

      حداقل مسیرهای مثبت جدید مغزی  بساز و هر بار که دل ذهنم میخواد بره تو جاده خاکی سابقش ،سریع دستشو میکشم میارمش بیرون ،جالبه که احساساتم هم انگار منتظرن که ذهنم حرف های بد بزنه که اونها هم پر از حال بد بشن 

      و جالبتر از اون اینه ، الان که دارم جلوی ترس های منفی ذهنمو میگیرم و شنونده صحبت هاش نمیشم ،احساساتم هم کمتر منفی میشن ،میدونم حس و افکار بهم ربط دارن ولی خودم این تمرینو کاملا با پوست و گوشت و استخونام حس میکنم 

      و این آخریا واکنش های بدنم هم بیشتر شده بود ،یعنی اگر قبلا وقتی حس و حالم بد میشد دستام و بدنم شروع به درد گرفتن میکرد و این اتفاق شاید سالی ۲ یا ۳ بار برام پیش میومد ولی این چند ماه که در فشارهای عصبی بیشتری بودم ،درد های دست و بدنم داشت به هر روز میکشید 

      و خیلی برام هم دردناک هم ترسناک شده بود که آخه چرا جسم من داره این واکنش هارو نشون میده و خدارو شکر باز هم برای دومین بار به کتاب ماوراء طبیعه شدن دکتر جو دیسپانزا هدایت شدم ،با اینکه قبلا هم خونده بودمش ،ولی اینبار جواب تمام سئوالاتم برام واضحتر روشن شد 

      و خدارو شکر از اون به بعد با هر مطلبی یا آموزشی که برخورد میکردم رگه هایی از جوابمو در اونها پیدا میکردم ،هر چند تمام آموزش ها طبق همون اصوله یکسانه ،ولی من درکم الان جور دیگه ای شده 

      خلاصه الان دارم روی تغییرات افکارم تمرین میکنم و تا اونجاییکه هوشیار و آگاه باشم تلاش میکنم از تله ذهنم با اون حجم اطلاعات منفی ویران کننده بیام بیرون و این روزا انقدر مانع از مغزم شناسایی کردم که خودم هم متوجه میشم من اون فریده حتی ۱۰ روزه پیش هم نیستم و کاملا متوجه میشم انقلاب عظیمی در درونم داره شکل میگیره که نتایجش به زودی در زندگیم مشخص میشه 

      فعلا که تونستم قسمتی از افکارمو کنترل کنم ،امروز داشتم به دوستم میگفتم ،انگار تازه دارم متوجه میشم که کنترل ذهن چی بوده و تو این چند سال داشتم نقش بازی میکردم ،هر چند حتما باید برای رسیدن به این  تجربیات  اون بازی ها طی میشد 

      میدونم که احساسات مهمترین راه ارتباطی با جهان هستیه ،در مورد افکار لاغری و چاقی  هم همینطور ،قبلا مدام مسیرهای چاقیو فالو میکردم ،الان مسیرهای لاغریو توجه میکنم ، هر چقدر از افکار چاق کننده ی قدیمم استفاده نکنم بیشتر از مسیرهای لاغری پیروی میکنم 

      ما به هر چیزی که نداریم مدام فکر میکنیم ،مگه ما هر روز به دستان ،پاها و اعضای بدنمون فکر میکنیم ؟ یا مدام میگیم ببین من دست دارما من پا دارما ،اینا  هستن و باید باشن ،برای افراد چاق ،لاغری وجود نداشته که مدام بهش فکر میکنن تازه اونم به نداشتنش فکر میکنن و غصه و حسرت میخوره 

      بهتره رسیدن به هر خواسته ای در مغزمون کوچیک بشه ،همونجوری که چاق شدیم پس میتونیم لاغر هم بشیم ،همونطور که در مسیرهای کمبود قرار گرفتیم میتونیم برعکس ،در مسیرهای فراوانی هم قرار بگیریم ،دقیقا از همون جاده ها باید حرکت کرد ،خیلی دوست دارم این مطلبو درک کنم ،انقدر قوی درک کنم که تبدیل به نتیجه بشه نه اینکه فقط قشنگ بنویسم یا توضیحش بدم 

      اموزش ها میگه ما ۲ بار به خواستمون میرسیم ،یک بار اول در ذهنمون ،بار دوم در دنیای مادی ، یه مثال ساده و ملموس بزنم ،این هفته که داشتم میرفتم کلاس رقص ،ماشینمو که پارک کردم در حین رفتن به کلاس ،طبق معمول که از جلوی مغازه ها و رستوران ها رد میشدم ،یه آن تو دلم  گفتم یه روز با یکی از پارتنرهای رقصم بیام این رستوران( رستوران مورد علاقم بود که کیفیت غذاهاش عالیه)

      البته خودم زیاد اون رستوران میرم ولی یکبار میخواستیم با پارتنر رقصم بریم که غذا تموم کرده بود و این شاید گوشه ذهنم بوده و اون روز صبح که یکدفعه مرور شد باعث شد که دلم بخواد مجدد برم اون رستوران

      اون روز بعد از اینکه کلاسمون تموم شد ،مربی م گفت بچه ها هفته دیگه میتونیم بریم  نهار بیرون بعد از کلاس یا غذا بگیریم  توی سالن دور هم باشیم ،انگار یه نفر از دهن من گفت خب بریم این رستوران سر خیابون و اتفاقا  همه موافقت کردن و قراره این هفته همگی بریم اونجا ،به همین راحتی 

      خیلی از موارد بوده که مثل این اتفاق برام رخ داده و من براش هیچ کاری نکردم و خودبخودی ایجاد شده ،فقط فکرش از سرم گذشته و بوجود اومده

      حالا هر چی خواسته های ما بنظرمون بزرگتر میشه راه دستیابیش هم دورتر میشه ،یعنی خودمون برای مغزمون دست یافتنی یا دست نیافتنیش کردیم و از اونجاییکه هر آنچه که ما پذیرفته باشیم برامون پیش میاد و لاغری برای افراد چاق سخت و دور از دسترسه ،لاغری به سختی براشون انجام میشه 

      حالا همین  ***باور کردن***  لاغری  مستلزمه اینه که کد های چاقی قبلی در مغزمون شناسایی و غیر فعال بشن چونکه همزمان ۲ تا کد نمیشه که فعال باشه 

      مثلا کد قبلی من این بوده که ( لاغر شدن سخت ترین کار دنیاست یا خوردن باعث چاقی منه یا من ارثی چاقم وووو) حالا میخوام بگم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ،یه عالمه   کد مخرب قبلی مدام داره انرژی لاغر شدن سخت است را ارتعاش میکنه و جایی برای باور جدید نیست ،یعنی نمیشه که انرژی ، یک ساعت بگه لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ،یک ساعت ، بگه نه پشیمون شدم لاغر شدن سخت ترین کار دنیاست 

      کد نویسی همینه اول کد قبلی پاک میشه تا کد جدید جایگزین بشه ،اول من باید کد  * من ارثی چاق هستم *  را بزنم بشکونم تا بتونم کد *من هم میتوانم بصورت کاملا طبیعی لاغر باشم‌ *را جایگزین کنم 

      اول باید بپذیرم که خوردن چاق کننده نیست بعد قبول کنم که منم برای داشتن انرژی و ادامه بقا به خوردن غذاها نیاز دارم ،،، میبینیم چقدر الگوریتم ساده است ،اگر درکش کنیم ساده است ،منتها ما فکر میکنیم نمیتونیم از راهی که چاق شدیم ،لاغر هم بشیم ،علمی نیست 

      خدایا شکرت برای تلنگری که هر روز به اطلاعات درونیم میزنی که برای رشد و گسترشم عالی و به جاست ،من به خدا و جهانش اعتماد دارم و میدونم به راحترین مسیرها منو به هدفام میرسونه  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ملکه عشق
        ۱۴۰۱/۰۱/۱۵ ۱۸:۱۲
        مدت عضویت: 1998 روز
        امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 285 کلمه

        سلام و درود خانم حسنی عزیز 

        مثل همیشه عالی بود 👏اینکه به عمق و ریشه مسائل می پردازید فوق العاده است در هر بند به یک فرمول یا قانون اشاره کرده بودین که باعث شد با تأمل و لذت بیشتری دیدگاهتون را در ذهنم بررسی کنم ولی یک نکته خیلی برام تلنگر بود همیشه به اون چیزی توجه می کنیم که نداریم !..چقدر جای فکر داره به این همه موهبتی که خداوند در اختیارمون قرار داده است توجهی نداریم چقدر خوب گفتین چشمهامون و دست و پاهامون اصلا حواسمون بهش نیست ولی اون چیزی که هم اکنون به صورت مادی و فیزیکی نیست تمرکز و انرژیمون را میگیره این یک بعد یا سطح بالاتر از آیه شریفه قرآن کریم هست الشیطان یعدکم الفقر و الفحشا 

        شیطان همیشه صحبت کمبود می کنه قبلا نسبت به پول خیلی مراقبه کردم بابت این آیه ولی متوجه نبودم که برای لاغری هم اگر توجه کنم که ندارم و نیست من دارم با شیطان هم قدم می شوم!…خیلی مملوس بدون اینکه متوجه باشم یا آگاه ،بارها محتوای ذهنم را با منفی باف گسترش دادم !

         یک نکته دیگه هم برام قابل تأمل بود اینکه هر چیزی را دوبار به دست میاریم یکبار در ذهنمون و بار دیگر به صورت فیزیکی !..

        برای منم بارها شده که از ذهنم موضوعی گذشته و خلق شده ولی آن جایی که گفتم نه فلان خونه که خیلی بزرگه یا قیمتش بالاست و …نه خلق نشده چون خودم را کوچک دونستم خب مراحل تکامل هم هست که باید هر بار درس بگیری و خداراشاکرم که انتخاب شدم برای اینکه هرروز نسخه بهتر خودم را ارائه بدهم و سپاسگزارم به خاطر وجود انسانهای آگاهی همچون شما در تلاقی مسیر لاغری و خودشناسی ام 

        همواره در مسیر تغییر کردن شادمان باشید 🍃🌸

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          ۱۴۰۱/۰۱/۲۱ ۰۰:۳۲
          مدت عضویت: 2386 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 177 کلمه

          سلام خانم ملکه عشق عزیز

          خوشحالم که دارم براتون مینویسم و خدارو شکر میکنم دوستان عزیزی در کنارم هستند که دوست دارند تاثیرگذار و توانمندتر باشن خدایا شکرت

          اینکه ما به نداشته هامون بیشتر تمرکز داریم تا داشته هامون نقطه ضعف ماست ،وظیفه ذهن حفظ بقای ماست و ایشون تصور میکنن که ما هنوز همون انسان های اولیه ایی هستیم که نیازه برای مراقبت از خودمون مدام توجه کنیم بر کمبودها 

          انسان های اولیه باید همیشه مراقب میبودند تا زنده بمونن و ذهن عزیز ما تصور میکنه برای مراقبت از ما نیازه که مدام به ما بگه اوضاع خوب نیست تا ما برای بقاء خودمون بیشتر مراقب باشیم، پس مدام نظر مارو میبره بسمت نداشته هامون

          قانون توجه میگه به هر چیزی که توجه کنی اونو به رندگیت دعوتش میکنی  هر چند که ما از قانون توجه بیشتر در خلق ناخواسته ها استفاده کردیم

          برای ذهن ما داشتن یه خونه خاص نشدنیه چونکه موانع زیادی هست که نمیذاره حتی ما به خواسته های به قول خودمون بزرگ ،فکر کنیم که اینم دلایل خودشو داره 

          بهتون تبریک میگم برای بودنتون در مسیر ارتقاءو رشد🌷

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار ملکه عشق
            ۱۴۰۱/۰۱/۲۱ ۲۰:۲۲
            مدت عضویت: 1998 روز
            امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 43 کلمه

            سپاس از اظهار لطف و محبتتون 

            انرژیتون را خیلی دوست دارم منم ❤️✨بی نهایت بار سپاسگزار یکدانه ام هستم که انسانهای فرهیخته نیکو سرشت و نیکوگفتار ،همچون شما را در مسیر زندگیم قرار داده است.

            در پناه عشق الهی ایمن و دل آرام باشید🍃🌸  

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
        ۱۴۰۱/۰۴/۰۵ ۰۹:۴۶
        مدت عضویت: 1574 روز
        امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 103 کلمه

        سلام و درود به خانم حسنی عزیز

        خیلی از خوندن کامنتهاتون لذت میبرم یک جور شده مکمل فایلها بهتون تبریک میگم که این قدر در تجزیه و تحلیل حسهایی دورنیتون و نتیجه گیری و انتخاب راهکار قوی شدید خیلی دوست داشتم بدونم اموزشهای ذهنی رو پیش کدوم اساتید می بینید چون من هم از یک سال پیش خیلی علاقه مند شدم و همین علاقه من رو به سمت اساتید و کتابهای  مختلف برده  و الان تا حدودی گیج و مشوشم به قول شما فکر میکنم که دارم کنترل ذهن میکنم ولی در عمل این طور نیست اگر براتون ممکن هست راهنمایی بفرمایید ممنون میشم. 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          ۱۴۰۱/۰۴/۰۸ ۲۱:۵۸
          مدت عضویت: 2386 روز
          امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 252 کلمه

          سلام خانم زهرای عزیز

          خدارو شکر کامنتم براتون مفید بوده 

          من از ۱۰ سالگی متوجه شدم عاشق کتاب خوندن هستم  و تا حدودی کتاب میخوندم ، اولین کتابی که خوندم در حوزه روانشناسی ۲۱ سال پیش بود بعد از مدتی رها کردم و مجدد از ۸ سال پیش وارد مسیرهای آموزشی شدم در حوزه های مختلف آموزش دیدم ،مثل ان ال پی ،شخصیت شناسی ،روان تحلیلی ،انرژی درمانی ،حوزه توسعه فردی ،فن بیان ، Eft ووو

          و هنوز هم در آموزش دیدن وآموزش دادن هستم و این راه ادامه داره 

          تصمیم دارم روانشناسیو به شکل آکادمیک ادامه بدم چونکه تمام وقت در حال تحقیق و انجامش هستم و علاقمندم به این مسیر 

          با  اساتید زیادی کار کردم و هنوزم در مسیرشون هستم 

          به نظر من با هر کدوم‌ از آموزش ها فسمتی از باورهای مخرب من شکسته شد ،قسمتی از درونم ترمیم شد ،نمیتونم بگم کدوم استاد بهتر بوده چونکه من همزمان همین الان شاید با  ۱۰ تا استاد کار میکنم ،سمینار میرم و دوره میگذرونم 

          اسم اساتیدمو نمینویسم چونکه این اجازه رو از استاد عطارروشن ندارم 

          بنظر من آدم ها به اندازه تفکرانشون هدایت میشن ،مثلا من سالهاست داشتم به درامد زایی به دلار فکر میکردم ،همین چند روز پیش یکی از اساتیدم یه دوره آموزشی گذاشت که بتونم با علاقه ای که دارم ،به دلار هم پول بسازم 

          من خواستم ،سطح مغزیم گسترش پیدا کرد رفتم تو مسیر اون استاد فرکانس بالا که اتفاقا به مسیر خواسته های من نزدیک بود

          در هر صورت اگر استاد عطارروشن اجازه بدن من اسم همه اساتیدمو میتونم بهتون بگم

          موفق باشی دوست عزیز 🌷

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار zahrakasaeipour@gmail.com
            ۱۴۰۱/۰۴/۱۲ ۲۱:۱۹
            مدت عضویت: 1574 روز
            امتیاز کاربر: 2243 سطح ۳: کاربر پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            همیاری
            محتوای دیدگاه: 169 کلمه

            سلام و درود خانم حسنی عزیز خیلی ممنونم از پاسخ زیباتون دقیقا من هم از بچه های عاشق کتاب بوده و هستم علاقه به مسایل عرفانی و متافیزیک از دوران دانشجویی با صحبت‌هایی زیبا و امید بخش استاد الهی قمشه ای داشتم که تا الان هم ادامه عاشق نگاه زیباشناسی به انسان و زندگی هستم اما به شکل حرفه ای وارد به موضوع نشدم .از سال گذشته که به لطف خداوند مهربان به سایت تناسب فکری  راهنمایی و هدایت شدم هر روز و هر لحظه تشنه یادگیری هستم انگار مسیر گمشده خودم رو پیدا کردم هم ناراحتی از این زمانی که از دست دادم هم می بینم که خداوند مهربان چقدر زیبا هدایتم کرده و میکنه به هرحال نوع نگاه شما و نتایجی که در نوشته هاتون بروز میکنه همه حاکی از تحول است . امیدوارم موفق باشید هر چقدر آدمهای موفق در دنیا زیاد و زیادتر شوند این دنیا جای بهتری خواهد بود و خداوند را بی نهایت سپاسگزارم  ببرای راههای زیبایی که افراد موفق را بارز میکند.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فریده حسنی
              ۱۴۰۱/۰۴/۱۵ ۲۳:۲۶
              مدت عضویت: 2386 روز
              امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

              نشان های دریافت شده

              نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
              نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
              نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
              محتوای دیدگاه: 21 کلمه

              ممنون از نگاه زیبای شما خانم زهرای عزیز

              برای شما هم آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم در مسیر خواسته هاتون قدم بردارید

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
              ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۰ ۱۰:۴۴
      مدت عضویت: 1808 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 439 کلمه

      گاهی مااز تغییر میترسیم چن این ذهن مارومیترسوونه
      مثلا منخودم اون موقع ک رژیم داشتم هی ذهنم میگف بابادنیادو روزه ول کن و این حرفها
      ولی من خوشحالم ک تو این مسیراین دوروز رو زندگی میکنم
      اولش برامون ترسناکه چن نمیشناسیم اما با مرور و استمرار میبینیم ا چ خوبه
      راحت مثل این مسیر
      من گوشیم سالم بود اب ریخت روش خراب شد دیگه مث اول نشد تایپ و دیدگاه نوشتن باهاش واقعا سخته
      اولش حوصلم نکشید اعصابم بهم میریخت اماشرایط باعث شد بهش عادت کنم
      من قبلاحرفهایی میشنیدم و گوش میدادم ک خودمو باهاش نابودمیکردم اما تصمیم گرفتم دیگه حرفهای بعضی هارو نشنوم وواقعا اینو تجربه کردم وخیلی سخت بود برام ولی من انجامش لذت بردم یا حرف نزدن درمورد اتفاقات واینا یک عادتی زشت بود ولی من تاحدی دارم موفق میشم
      من چن بار کنار چایی خوراکی اوردم بعد دیدم داره ب عادت تبدیل میشه و گفتم امروز نیارم دیدم ک بدون این نیاز باشه من دارم ان او ادامه میدم و نزاشتم ب عادت تبدیل بشه
      چاقی هم یک تغییره
      یک تغییر زیبا
      در جسم جدید باذهن جدید
      فقط باید بپذیریم ک بایدتغییر کنه
      بعدش با استمرار و تکرار و بودن در مسیر ب لاغری میرسی لاغری چیزی نیس چیز محالی نیس این همه ادم لاغر شدن لاغرن یکیشم من
      دیرز ب بازیگر مامانم دید و لاغر شده بود اونقدر تعجب کرد گف چقدر تعییر کرده، و چقدر شکسته وبد شده بود چرا چن از روشها و مسیرهای رفته کاجبار بوده برا جسمش جسم تخت فشار گذاشته انا در مسیر لاعری با دهن افراد رفته رفته ریباتر و جونتر و سبکتر دیده میشن این تعییر درسته
      من بزرگترین عادت در خودم ترک کردم واون وزن کردن غذا و خودم بود یبار گذاشتمش کنار اون روزگفتم ترازو بدم ب مامانم بعد گفتم ول کن چرا این نابودگر رو باید ب کسی بدم
      دیروز داشتم سالاد درست میکردم کاهو رو ک دیدم ناخواگاه یاد گذشته افتادم ک فقط کاهو و سبزیجات
      میگفتم و باید در اوج گرسنگی اونو میخوردم چقدر زجرآور بود خدا سکرت ک هدایت کردی منو
      بعصی عادتها هستن ک باید یواش یواش تغییرش بدی پله پله
      چاقی ما پله پله ایستگاه ب ایستگاه میریم ب سمت لاغری
      یریم بیک سایز کمتر ا خودمون
      من اونقدر قدرتمندم ک توانام ک لاعر شدن چیزی نیس و صد درصد مسیرم ادامه میدم تا برسم ب لاغری
      کرونا خیلی چیزها رو برامون ب عادت تبدیل کرد شسشتو وضدعفونی
      رفتامدکم
      شستن دستها و استفاده از الکل ماسک
      او لش واقعا برام سخت بود ک هی خریدها رو بشورم اما اصلا نمیفهمم کی شستم تموم شد
      عادت کرده بودم ب مشکلات بقیه فک کنم غصه بخورم برا این اون تعریف کنم اما الان راحت دارم از این عادت خلاص میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۸ ۲۱:۵۵
      مدت عضویت: 1998 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,126 کلمه

      سلام و درود بر استاد و دوستانی که انتخاب شده ی خداوند هستند ….گامهاتون شاکرانه و عاشقانه 

      لاغر شدن همان چاق شدن است ⁉️…

      هر تغییری که در ذهن ما دست نیافتنی باشد یا خیلی بزرگ باشد فقط نیاز به ایجاد افکار جدید دارد تا ما را به سمت خواسته هامون هدایت کند و آهسته و پیوسته طی کردن این مسیر یادگیری رمز این موفقیت است✨

      لاغر شدن همان چاق شدن است که باید انتخاب شود انتخاب افکار و بینش جدید و گسترش فرمولهای ذهنی صحیح لاغری که با استمرار واشتیاق هرروزه ما به وجود می آیند …

      امروز ما هر چقدر اضافه وزن داریم آهسته و پیوسته کسبش کردیم یعنی در طی سالهای متمادی یک سری افکار و عادتهایی داشتیم که به سرعت پیشرفت ما در چاقی کمک کردند و عادتهای چاقی ما هستند که همواره ما را در مسیر چاقی هدایت می کنند و یا به نحوی میشه گفت مانع لاغری ما می شوند …

      شجاعت روبرو شدن با افکار جدید و تکرار و تمرینش اگر با اشتیاق انجام بشه لذت بخش ترین بخش از مسیر لاغری هست …

      زندگی روزمره ما گسترده ای از عادتهای ماست که به صورت ناخودآگاه انجام میشه و حالا اگر بخواهیم این روتین را تغییر بدیم یک ناهماهنگی در ذهنمون به وجود میاد یعنی ذهن دوست نداره روشش را تغییر بده چون باید انرژی بیشتری آزاد کنه ولی اگر اینطوری به موضوع نگاه کنیم ما خیلی از تغییراتی هم در زندگیمون ایجاد کردیم که ذوق داشتیم یا دنبال تنوع بودیم وخیلی راحت. این تغییر ایجاد شده و با تکرارش یک عادت جدید رضایت بخش در ما به وجود اومده ….مثلا من زمانی برای تنوع موهامو کوتاه کردم و البته تا چندروز موقع شانه زدن می خواستم موهامو ببندم ولی موهام کوتاه بود و نمی شد ببندی !.…این اتفاق تا چند روز تکرار می شد ولی کار جدید برام لذت بخش بود یعنی با یک نگرش مثبت و آزادی در انتخاب و اختیار این کار را انجام داده بودم یا همیشه از یک اتوبان به مرکز شهر رفت و آمد داشتیم و برای مدتی اتوبان در دست تعمیر بود و ما برای چند بار بر حسب عادت به اون مسیر قبلی حرکت می کردیم این که ذهن تکرار تکرار را ترجیح میده هیچ حرفی در اون نیست ولی بینش ما به تغییر خیلی درصد موفقیت در نتیجه را رقم می زنه …

      اگر انتخاب رفتار جدید به نوعی انتخاب جدید برای تجربه کسب کردن یا اشتیاق و ایجاد تنوع باشه خیلی راحت اتفاق می افته مثلا اونوقتها که محصل بودم به شوق بازگشایی مدارس روز اول مهر صبح زود بیدار می شدم شوق دیدن دوستام یا پوشیدن روپوش جدید و کیف مدرسه یا احساس اینکه یک مرحله جلوتر رفتم …در کل انسان وقتی دپرس هست یا انگیزه نداره حوصله تغییر و تحول و …را هم نداره …

      ولی اگر خواسته در ذهن ما کوچک بشه و کمی بیشتر به تغییرات و ایجاد عادتهای جدید خودمون فکر کنیم خیلی راحت تر این عادت جدید جایگزین میشه …برای هر تغییر در رفتار اول باید دلیل و انگیزه کافی داشته باشیم و دوم اینکه استمرار در رفتارمون داشته باشیم یه دو سه روزی که بگذره خیلی راحتتر اتفاق می افته اما در مورد چاقی ذهن ما انبوه فرمولهای ذهنی چاق هست یعنی از چند سو داره پیام چاقی صادر میشه …تحریکهای حواس پنجگانه و البته عادتها و همنشینی با افراد چاق یا رسانه و پزشکها و البته منفی باف ولی هر چقدر ما در مسیر یادگیری فعالتر باشیم خیلی بهتر از جوانه های لاغری در ذهنمون نگهداری می کنیم ما باید یک باغبون خوب باشیم که گل لاغریشو دوست داره و حواسش بهش هست و البته خیلی آرام آرام رفتارها و عادتهای جزئی تر را تغییر می دهیم و یکی یکی پیش میریم اگر بخواهیم در جا چند عادت را تغییر بدهیم ذهن کلی شاکی میشه اصلا توجه زیاد به موضوع نوعی جدال در ذهن به پا میکنه میشه همون اراده و قانون نیوتن که هر کنشی واکنشی دارد !…

      . اصلا ما کاری به عادتهای قبلی نداریم ما می خواهیم رفتار جدیدی را تجربه کنیم تجربه خوردن چای تلخ همسو با متناسبها خوردن یک مدل از غذا در سفره ای که رنگارنگه و همسو شدن با متناسب ها و ….خوردن غذا به وقت نیاز همسو با کودکان و ذهن اورجینالشون و این مراحل ایجاد عادتهای جدید زمانبر هست و باید با لذت به یادگیری آموزه های ذهنی ادامه بدهیم اگر باور کرده باشیم که تنها راه و روش لاغری آموزش لاغری با ذهن هست و اگر خواسته ما و انتخاب ما لاغری باشه یک شوقی داریم برای ایجاد تنوع و البته تجربه جدید از تناسب شدن و حتما آهسته و پیوسته حرکت می کنیم …

      به لطف و اراده خداوند من تغییرات ذهنی خوبی احساس می کنم به طوریکه دیشب همسرم از فروشگاه کلی تنقلات خریده بود که یعنی منو سوپرایز کنه🙄 ولی من خیلی حالم بد شد اصلا یادش می افتادم تهوع می گرفتم انگار چند تا دست دارند به من پیشنهاد خوردن می دهند و می خواهند که من به خودم خسارت بزنم یا مثل بچه ها گول بخورم و خواسته های اصلیمو بیخیال بشم 😉البته در ذهنم اون کارتن عملکرد ذهن و قلب هم تداعی می شد و به همسرم هم خیلی محکم گفتم اصلا خوراکی ها منو خوشحال نمی کنند !…هیچی متعجب شد و البته ناراحت .ولی من راحت شدم انگار از خرید بی رویه همسرم در تنقلات عصبی شده بودم یک سری خرید بیهوده و اضافه !… انگار داره به من بی احترامی میشه این یک تغییر درونی و عجیب بود در من که ناخودآگاه اتفاق افتاد البته با تعهد در مسیر آموزش و یادگیری در من اتفاق افتاده تا مدتی قبل وقتی همسرم می گفت مهمون من پیتزا انگار دنیا را به من می دادند کلی هیجانی می شدم و به وقت خوردن انقدر سریع و با ولع می خوردم که سهم منو کسی نخوره !…ولی الآن پیتزا با نون پنیر و گردو برام یکسانه همین اواخر که شام پیتزا داشتیم من سیر بودم و نخوردم و فردا فقط یک تیکه در یخچال مونده بود که باز هم میل نداشتم بخورم و اگر همینطور به عنوان کاری لذت بخش این مسیر را ادامه بدهم نتایج شگفت انگیزی در تمام جنبه های زندگیم دریافت می کنم .الآن متوجه شدم که اعتماد به نفسم خیلی بالاتر رفته و این اواخر به خواسته خودم دارم بیشتر احترام می زارم و به راحتی و با قدرت خواستمو بیان می کنم و برای وقتم بیشتر ارزش قائل هستم آزادتر شدن توی تجربه خیلی از چیزهایی که این همه سال به خاطر چاقی خودمو محروم کرده بودم با اعتماد به نفس در جمع حاضر میشم و محکم تر راه می روم البته قدرت نه گفتنم هم به دیگران بهتر شده ….

      خداراهزاران شکر 

      خدایا عاااشقتم 

       سپاس از استاد عزیززو تمام وقتی که برای نشر آگاهی و تولید معجون لاغری می گزارند🙏😇 

      هم مسیری ها ی متناسبم در مسیر یادگیری و خلق رویاهای خود موفق باشید🍃🌸 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۰ ۰۰:۵۴
      مدت عضویت: 2479 روز
      امتیاز کاربر: 48267 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان گرامی

      تغییر عادتها زمان میبرد باید صبور باشیم و استمرار داشته باشیم

      کوچک و ساده کردن هدف ذهن را ترغیب به همکاری میکند واقعا چه نکته طلایی بود این موضوع

      وقتی لاغر شدن را برای خودمان کوچک و رسیدن به آن را ساده کنیم و از طرفی دیگر استمرار در گوش دادن به فایلها و انجام تمرینات و به اجرا گذاشتن آنها در زندگی روزمره مان داشته باشیم این بصورت عادت در ذهن ناخودآگاه ما ذخیره شده و بدون هیچ سختی بطور اتوماتیک کار خودش را انجام میدهد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۳ ۲۰:۰۳
      مدت عضویت: 2419 روز
      امتیاز کاربر: 5030 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,683 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم 

      چقدر اسم فایل خوبه  که لاغرشدن همان چاق شدن است چقدر حالم رو خوب میکنه چقدر آرامش دهنده هست و  بازم بهم یاداوری میکنه که  لاغری آسون و قابل اجرا شدن هست که میشه فروغ همانطور که سالها  لاغر بودی ولی تحت یه سری باورهای غلط و رفتارهای غلط چاق شدی دوباره میتونی با این اموزشهای سایت و داشتن کلی باورهای  صحیح و رفتار صحیح  دوباره لاغر بشی و اصلا کار سختی نیست اصلا همینکه تونستی راحت و بدون دردسر چاق بشی و بدون زحمت چاق بشی این خودش خوبه و باید خوشحال و  امیدوار  باشم  پس حالا  که میتونم خیلی راحت و بدون زحمت  چاق بشم پس میتونم  به همین راحتی هم لاغر بشم  در واقع همینکه در گذشته جسم من  تونسته چاق بشه یعنی جسم من توانایی تغییر کردن داره و حالا برای لاغری میخواد در جهت مخالف گدشته ی خودم حرکت کنه همین  و اگر من از نتیجه ی این توانایی جسمم راضی نیستم میتونم اون رو تغییر بدم اخه من ممکنه خیلی تواناییها داشته باشم که نتایج خوبی نداشته باشن و از اونها راضی نباشم پس هیچ وقت انحامشون نمیدم حالا هم از نتیجه ی  این توانایی جسمم برای چاقی راضی نیستم پس تغییرش میدم خود من توانایی دعوا کردن با خیلیها رو دارم اما چون نتیجه اش رو دوست ندلرم انجام نمیدم من توانایی دروغ گفتن رو دارم اما چون نتیجه اش رو در زندگی دوست ندارم انجام نمیدم یا اینکه توانایی زیاد حرف زدن اونم بیهوده رو با اطرافیانم دارم اما چون از نتیجه اش راضی نیستم پس انجامش نمیدم و بازم برای خودم بیشتر  قابل لمس و قابل باورش میکنم که جسم من توانایی تغییر کردن به سمت لاغری رو داره و اصلا چیز خاصی نیست بسیار ساده هست خود من بارها از راه غلط وزن کم کرردم و متناسب شدم اما این دفعه از راه درست دارم حرکت میکنم پس قطعا به تناسب دلخواهم میرسم همینطور که این همه ادم در اطراف من به راحتی و بدون سختی لاعرن منم با این اموزشها به راحتی لاغر میشم فقط،کافیه  روی خودم کار کنم و آموزش،ببینم ارام و اهسته و بدون عجله به مرور زمان من به وزن دلخواهم میرسم و لاغری در وزن ۵۹ کیلو رو تجربه میکنم فقط باید مسیر جسمم رو تغییر بدم اونم با اموزشها ودر مسیر صحیح تناسب قرار بگیرم که خدا رو شکر تا حالا در همین مسیر حرکت کردم و موفق بودم .و الان دیگه فاز مغزی من و عادتهای من خیلی تعییر کرده و من نمیتونم مثل قبل بخورم و یا فکر کنم و اون کارهای گذشته برام سخت شدن مثلا خیلی راحت تخم مرغم رو در روغن دلخواهم سرخ میکنم و میخورم و اصلا فکرم و حالم  بد نیست اما وقتی در کنار فردی قرار میگیرم که رژیم داره و نباید روغن مصرف کنه و باید ابپز بخوره این فکر کردن و این مدل خوردن برام سخته و غیر ممکن هست و به خودم میگم نه من به هر اندازه که از این غدا ی مورد علاقم نیاز داشته باشم مجازم بخورم و  اصلا برای ادامه ی حیات من ضروری هست و اون اضافه بر نیاز خوردنم  هست که من رو چاق میکنه و یا خیلی از نمونه های دیگه  که دیگه نمیتونم مثل قبل فکر کنم و فقط با تمرین و تکرار دارم روز به روز در  داشتن این افکار صحیح بهتر میشم و بهتر رفتار میکنم  فقط کافیه لیز نخورم و در مسیر بمونم تا فرمولهای ذهنی من کاملا عوض بشه حتی اگر باوجود تغییر رفتارهام هنوزم جسمم چاق باشه نباید جا بزنم و مدام خودم رو چک کنم و عجله کنم فقط باید در مسیر باشم تا به مرور چاقی در جسم من از بین بره و جاش رو به لاغری بده پس استمرار داشته باش تا روند جسمت تغییر کنه بابا لاغر شدن مثل هر کار دیگه قابل انجام شدن هست فقط باید صبر کنی تا فرمولهای ذهنی تو و عادتهای تو تغییر کنه تا در نهایت جسم تو تغییر بکنه اخه ذهن ما عادت پذیر هست و به راحتی و با کمی کار کردن روی خودمون ذهن  عادتهای  قبلی رو دیگه تکرار نمیکنه و عادتهای جدیدی رو پیدا میکنه تنها موردی که هست اینه یه سری عادتها در ما به خاطر بارها ی زیاد تکرار شدن  ریشه ای شدن و نیاز به صبر داره تا تغییر بکنن مثل خودم که سالها عادت داشتم عصرها برم داخل آشپزخونه و هر چی از ناهار مونده  سرپایی از داخل قابلمه بخورم و یا اینکه وقتی صبحانه میخوردم سریع چند تکه بسکوییت و کیک بخورم و یا حین درست کردن غدا پای گاز مقدار زیادی از اون رو داغ و داغ بخوزم و یا حین دادن غدا به فرزندم خودم مقدار زیادی از اون رو بخورم یا موقع جمع کردن میز غدا ته مانده ی بشقاب بچه ها و همسرم رو بخورم و یا اینکه قبل از اومدن همسرم از سرکار یه  سری غدا  بخورم و با اومدن ایشون دویاره هم روی میز  غدا بخوزم و یا هر وقت رفتم  خونه مادرم هر چی روی گاز بود حتما باید میخوردم و چون هر شب میرفتم اونجا پس هر شب هم به غداهای ایشون نوک میزدم و اصلا عادتم شده بودن و بدون اینکه من فکر کنم این کارها رو میکردم و واقعا حالا متوجه میشم چقدر ذهن عادت پذیر هست و واقعا  تغییر چاقی به لاغری یک روند ذهنی هست و اصلا کار سختی نیست در حالی که در گذشته من بارها اقدام به لاغری میکردم و نتیجه رو نمیتونستم حفط کنم و سریع چاق میشدم و  برای همین بارها میگفتم لاغری سخت و طاقت فرسا هست ولی اگر به یه فرد لاغر بگی لاغر شدن سخته بهت میخندن چرا ؟؟چون فرمولهای ذهنی هر دو نفر با هم فرق داره و اونها طور دیگه فکر میکنن .

      من الان در زندگیم کلی تغییرات جدید دارم و به سبک دیگه زندگی میکنم چطور ؟؟الان میگم .:

      • من عادت ندارم قبل از اومدن همسرم عدا بخورم و با اومدن ایشون هم غدا بخورم هر وقت در هر زمانی گرسنه بودم  خیلی راحت عدا میکشم میخورم و کاری به تایم ناهار همسرم ندارم .
      • من عادت ندارم عصرها برم و سر پایی کلی غدا بخورم 
      • من عادت ندارم با چایی شیرینی بخورم اصلا دیگه خوشم نمیاد و نمیخورم و  فقط دوست دارم با کشمش چایی بخورم و لدت میبرم از این ترکیب و همیشه هم چایی نمیخورم هر وقت هوس کردم میخورم  .
      • من عادت ندارم هرشب خونه مادرم هر چی  روی گاز بود بخورم اگر سیر باشم محاله ممکنه بخورم تا جایی که مادرم گله میکنه چرا چیزی نمیخوری 
      • من عادت ندارم ته مانده ی غذا بقیه رو بخورم 
      • من عادت ندارم اول صبحانه بخورم بعد کلی شیریتی بخورم از همون اول به مقدار لازم شیرینی دلخواهم رو  یه مقدار با کارد ازش جدا میکنم و با شیر میخورم .
      • من عادت ندارم ته دیگ غدا رو جدا کنم و داع و داع به تتهایی بخورم دیگه اینقدر علاقه به ته دیگ  ندارم و برعکس گذشته  همش میمونه شاید در حد چند تکه کوچیک  با ناهارم خودم بردارم و مابقی اش خورده نمیشه 
      • من دیگه عادت ندارم هر شب چیپس و پفک بخورم یعنی میلم نمیکشه و نمیخورم و اگر هم به هر دلیلی حالا در خونه باشه مثلا بچه هام بخرن و نخورن من در حد چند دونه میخورم ولی نه مثل قبل چندین پاکت با هم 
      • من دیگه عادت ندارم اصلا به فرزندم خودم عدا بدم که بخوام  هر بار در هر وعده از غدای  پسرم  خودم بخورم 
      • من عادت ندارم حساب و کتاب در کالری عذا بکنم بر خلاف گدشته .
      • من عادت ندارم عذا خوردنم رو بر طبق اصولی تنطیم کنم هر چی میلم بشه در هر زمانی به راحتی میخورم 
      • من عادت ندارم  از هیچ ماده ی غدایی بترسم و خیلی خیلی راحت تر مصرف میکنم 
      • من عادت ندارم پرخوری کنم و زیاده روی کنم خیلی  راحت در حالی که هنوز سبک و راحتم اون  غدا رو رها میکنمو از پرخوری کردن به شدت بدم میاد و انجام نمیدم  .
      • من عادت ندارم بر اساس خاطره هام و یا  تحریک کانالهای عصبی در بدنم  عدا بخورم هر وقت واقعا گرسنه بودم میخورم و خیلی مسلط تر بر عدا ها شدم و  خودم انتخاب میکنم چه عدایی به چه اندازه بخورم .
      • من عادت ندارم دیگه از ترس کمبود و نبودن اون غدا در دفعات بعد اون رو بیشتر بخورم و اصلا باور کمبود من خیلی ضعیف شده .
      • من عادت ندارم برای غدایی حرص،و ولع داشته باشم 
      • من عادت ندارم از ترس اشتهای زیاد کلی مواد عدایی در موقع سیری استفاده کنم 
      • من عادت ندارم به مواد عدایی برچسب بزنم و اونها رو تفکیک کنم 
      • من عادت ندارم به اندازه ی بسته بندی سوپر مارکت ها و یا رستورانها که برای هر  فرد مشخص میکنن چه مقدار غدا اندازه ی تو  هست غذا مصرف کنم من به اندازه  نیاز جسمم غذا میخورم  و کاری به هیچ شرکت و رستوران و سوپر مارکتی و پیما نه ای و ظرفی و …. ندارم من مدتها هست یه بسیکویت شکلاتی رو  که برای صبحانه ی خودم تهییه میکنم در دو یا سه روز میخورم و اینم  جز تغییر ات جدید خودم هست و خودم تشخیص دادم این مقدار ش برای من زیاده و با کارد یه مقدار از اون جدا میکنم و میخورم و لدت میبرم از ما بقی نخورده ی خودم  لدت میبرم و  از این توانایی خودم .و یا در چیپس و پفک و یا در پیتزا و ساندویچ و … هم همینطور هست .من مدتها هست سایز  ظرفم رو تغییر دادم در ظرف میوه خوری غذا میخورم و ….

      خلاصه سبک  خوردن من تغییر کرده و من عاشق ورژن جدید خودم هستم و حالا که این همه تغییر کردم پس باید بازم از اینی که الان هستم متناسب تر بشم و اصلا این برای بدنم  کار سختی نیست چون من یاد گرفتم درست رفتار کنم پس به زودی  لاعری وارد زندگی من میشه انصافا لاعری اسون هست و دیگه چاقی برای من سخت هست و حالا میگم چطور در گذشته من در مسیر چاقی بودم و برعکس حالا این سبک خوردن و رفتار کردن اسون هست و لاغری اسون هستو من کاملا از درون احساس تناسب میکنم   و مطعنم بیرون من به زودی با درون من هماهنگ میشه و من لاغری رو تجربه میکنم .چون به دنبال تغییر کردن هستم اونم اهسته و پیوسته .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۲ ۲۲:۳۲
      مدت عضویت: 2144 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,094 کلمه

      گام۶۷

      باسلام:لاغر شدن همان چاق شدن است 

      از وقتی که متوجه شدم مقدار کمی اضافه وزن پیدا کردم از همون موقع آرزوی من متناسب شدن به وزنی که قبلا بودم بود و از هیچ تلاشی دریق نکردم راه و روش‌های متنوع و مختلفی را می رفتم و هیچوقت تسلیم نشدم غافل از اینکه راه را اشتباه دارم. و لطف خدا شامل حال من شد و به شکلی ناگهانی و اتفاقی در مسیر راهی که از ویگاس به سندیگو می آمدم با این روش لاغری با ذهن توسط استاد عطا روشن هدایت شدم و دوره رایگان را شروع کردم و هر روز فایل ها را گوش می دادم و در دفتری یادداشت می کردم تا اینکه در مسیر صد گام شروع کردم به نوشتن در سایت و در این مدت تغییرات بسیاری در عادت های غذایی من ایجاد شده و هیچ گونه رژیم و ورزشی انجام ندادم و نکته با ارزش هیچ وزنی اضافه نکردم و یک مقدار کم هم کردم نمی دانم جقدر چون مدتهاست وزن نکردم اما از سایز لباسها و گفته های دیگران متوجه هستم که کم کردم در این روش آموخته ام که هر گونه که هستم خودم رابپذیرم و استمرار داشته باشم  زمان تعیین نکنم. همانطور که برای اضافه وزن هیچ برنامه ای خاصی نداشتم فقط فرمول های ذهنی کارش را انجام می داد اکنون با ورود فرمول های جدید و ترک عادتهای بد غذایی که توسط فایل های استاد و نوشته های قبل از فایل ها خوندن نوشته های دوستان و تمرکز روی افکار لاغر کننده ایجاد می شود چه بخواهیم چه نخواهیم به مقصد می رسیم فقط نیاز به افکار جدید دارد افکاری که مقصد آن لاغری با ذهن است جون استمرار در نگهداری از این افکار لاغر کننده باعث می شود به مرور مسیر حرکت ما از چاقی به سمت لاغری تغییر پیدا کند زمان نباید تعیین کنیم چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت دارد و هیچ علاقه ای برای تغییر وضیعت جدید ندارد برای ذهن فرق نمی کند چه خوب آست و چه بد فقط آن چیزی را انجام می دهد که سالها انرا تکرار کرده و راحت و آسان آن را انجام می دهد .اما اگر عاشق لاغر شدن هستیم و خود را لایق آن بدانیم می توانیم با احساس خوب فرمول های جدید را با تکرار و استمرار به صورت عادت در ذهن خود ایجاد کنیم     

      بخاطر داشته باشید که شروع هر کاری اولش سخت به نظر می رسد چون جدید است ،با آن آشنایی نداریم به عبارت دیگه با آن عادت نداریم اما وقتی آن را شروع کنیم مخصوصا همراه با عشق و علاقه باشد خیلی زودتر به روند جدید  عادت می کنیم وقتی با آگاهی های جدید آشنا می شویم و راه را درست می رویم   استمرار داریم. تعهد داریم.  تکرار می کنیم یواش یواش این روند جدید در ذهن ما تغییراتی بوجود می آورد که آین تغییرات در رفتار و عملکرده ما تاثیر می گذارد تا جایی که عادت ذهن ما می شود و آن موقع است که لاغر شدن آسان و راحت می شود مثلا تو اشپزخانه دوست داریم جابجایی وسایل انجام دهیم و این تغییرات جدید ،اگر دفت کنیم بعد از جابجایی تا مدتی بی اختیار به سمت قبلی برای بر داشتن وسیله مورد نظر می رویم !!؟چرا؟چون ذهن ما به روند قبلی عادت دارد و ناخودآگاه به آن سمت می رویم و در حین رسیدن متوجه می شویم که اینجا نیست بلکه در جای دیگری قرار گرفته لاغری با ذهن هم دقیقا همینطور است طول می کشد تا ذهن ما به روند و تغییرات جدید عادت کند 

      قبل از ورود به این دور تو خوردن خیلی دقیق بودم که چی بخورم و جی نخورم و همیشه در حالت محروم بودن از خوردن خیلی خوردنیها بودم و اگر هم می خوردم خیلی خیلی کم مصرف می کردم با این وجود هیچوقت به وزن ایده ا لم نرسیدم چون از خوردن ترس داشتم اما در حال حاضر با اموزشهایی که دیدم این روند خیلی تغییر کرده مثلا بستی خیلی دوست داشتم و سالها بود که خود را محروم کرده بودم و اگر شرایطی پیش می اومد از یک قاشق بیشتر نمی خوردم و همین کنترل من در مقابل خوردن باعث شده بود همیشه شوهرم به همه می کفت اراده قویی دارم و این خود باز باعث تشویق من می شد .در حالی که بعد از ورود به دور و بدست آوردن آگاهی هر وقت دوست دارم بستی می خورم و به اندازه و با احساس آرامش 

      لاغر شدن را باید در ذهن خود ساده کنیم. وقتی ساده بشه ذهن ما خیلی راحت انرا می پذیرد

      چافی به لاغری یک تغییر رفتار ذهنی است تغییر فرمولهای ذهنی است باید استمرار داشته باشیم  باید تمرین داشته باشیم تا ذهن عادت کند مراقب ورودیهای خود باشیم آنها را کنترل کنیم چون ذهنیت چاق بسیار قوی است اگر مراقب نباشیم هر لحظه دوباره فعال می شود چون ذهن دوست دارد در شرایطی که به آن عادت کرده است باقی بماند و این موضوع را بارها در زمینه های مختلف تجربه کرده ایم برای همین باید صبور باشیم و آهسته و پیوسته ذهن ما این مسیر را بپذیرد تا جزو عادت آن بشود چون فرمول های لاغری هنوز نیاز به مراقبت دارد باید مراقب علفهای هرز باشیم و مرتب آن را کنترل و منظم و تمیز کنیم و فرمولهای صیحیح و پر انرژی و مثبت را جایگزین فرمولهای چاقی که سالها در ذهن ما نهادینه شده و ما را درگیر خود کرد بکنیم

      فراموش نکنیم که سخت ترین مرحله این تغییر شجاعت روبرو شدن با شرایط جدید آست چون سیستم ذهنی ما به شکلی است که به روند تکراری خود به شدت عادت می کند و هیچ تمایلی برای تغییر وضیعت نرمال خود ندارد و ممکن است وضیعت نرمال از نظر ذهن ما وضیعت بحرانی در زندگی ما ایجاد کرده باشه اما برای ذهن نتیجه آن وضیعت نرمال خود در زندگی ما اهمیت ندارد برای ذهن فرقی ندارد که افکار به نفع یا ضرر ماست ذهن و مغز هر آنچه که ما به آن عادت داریم و به آن فکر می کنیم را پیش می گیرد و همه می دانیم که خیلی راه های لاغر شدن را امتحان کرده ایم و به نتیجه دلخواه نرسیده ایم و یا مقداری کاهش داشیم موقتی بوده ! چرا ؟

      چون ذهن ما به چاق شدن عادت کرده و یاد گرفته که باید کارهایی را انجام دهد و تکرار کند که نتیجه آن منجر به چاقی و اضافه وزن می شود پس تنها راه حل این است که لاغر شدن را یاد بگیریم و آن را تکرار کنیم و اطمینان داشته باشیم که تنها راه لاغر شدن از طریق ذهن است .سپاسگزارم خدا.  سپاسگزارم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 21 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا