خیلیها وقتی دلیل چاقیشون رو میپرسیم، سریع میگن: «ارثیه دیگه! از مامانبابام بهم رسیده!»
اما واقعیت اینه که یکی از اصلیترین دلایل چاقی در جامعه، نه ژنها، بلکه عادت های چاق کنندهایه که کمکم، بیصدا، از دلِ سبک زندگیمون رشد کردن.
این عادتها، نتیجهی یهسری افکار و باورهای پنهانی هستن که ناخودآگاه ما رو سمت رفتارهایی میبرن که وزنمون رو بالا و بالاتر میبرن.
😅 چاقی ارثیه یا یه عادت پنهون؟
تا اسم چاقی میاد، خیلیا فوری میگن:
🗣️ «ما خانوادگی چاقیم، دیگه کاریش نمیشه کرد!»
اما یه سوال ساده:
🧐 واقعاً چاقی ارثیهست؟ یا پشت این جمله، یه باور پنهون خوابیده که اصلاً حواسمون بهش نیست؟

بلکه از همون عادت های چاق کنندهای میاد که نسل به نسل، نه از طریق DNA، بلکه از طریق طرز فکر و سبک زندگی منتقل میشن!
💬 یکی از همراهای عزیز ما تو بخش نظرات مقاله «چرا لاغر نمیشم؟!» یه نکته عالی گفته بود:
«من همیشه فکر میکردم چاقی من ژنتیکیه، چون همه عمهها و عموهام چاق بودن. اما الان میفهمم که اون چیزی که منتقل شده، فقط ژن نبوده، بلکه طرز فکر چاقی بوده!»
💡 این نشون میده چاقی خیلی وقتا نتیجهی اون باورهاییه که باعث شکلگیری عادت های چاق کننده میشن.
پس اگه من میخوام لاغر بشم، باید اول از همه منطق چاقی ذهنم رو شناسایی و اصلاح کنم.
✍️ مثلاً وقتی هنوز ته ذهنم این فکر هست که:
«اگه اینو بخورم، چاق میشم» یعنی هنوز خودمو متناسب نمیبینم، حتی اگه ظاهرم لاغر بشه…
📌 پس اولین قدم برای ساختن یه بدن متناسب اینه که منطق ذهنیمون رو از چاقکننده به لاغرکننده تغییر بدیم.
🧠 قدرت ذهن در لاغر شدن؛ جادویی که واقعیتر از همیشهست!
هنوز خیلیا باور نمیکنن که میشه با قدرت ذهن لاغر شد!
تا بهشون میگی «با ذهنت لاغر شو»، یهجوری نگات میکنن انگار گفتی:
🍲 «با فکر کردن قرمهسبزی درست کن!» 😄
ولی واقعیت اینه که علم امروز درباره ذهن، دیگه اون چیزای خشک و تئوری تو کتاب درسی نیست!
مطالعهای در مجله علمی Obesity نشون داده که فقط باور داشتن به اینکه فعالیتهای سادهمون (مثل خونهداری یا پیادهروی) نوعی ورزشه، میتونه باعث کاهش وزن بیشتر بشه! 😲
🔁 این یعنی چی؟ یعنی ذهن ما واقعاً داره رو بدنمون اثر میذاره!
چیزی که بهش باور داریم، چیزی که هر روز تو ذهنمون تکرار میشه، داره مستقیم نتیجهٔ فیزیکی میسازه…
حالا یه سوال مهم این وسط پیش میاد:
🤷♀️ اگه قدرت ذهنی همهمون یکیه، چرا بعضیا لاغرن و بعضیا چاق؟
🧩 پاسخ سادهست: چاقی، نتیجهی عادت های چاق کنندهست!
همون رفتارهایی که بارها و بارها انجامشون دادیم، تا جایی که دیگه حتی بهشون فکر هم نمیکنیم…
مثل چی؟
- 🍿 خوردن بیاختیار موقع تماشای سریال
- 😖 پرخوری وقتی استرس داریم
- 🍽️ تموم کردن غذا، حتی وقتی سیر شدیم
- 🎁 جایزه دادن به خودمون با شیرینی و شکلات
🧠 ذهن ما این رفتارها رو با تکرار یاد گرفته؛ چون ذهن عاشق تکراره!
💡 ولی خبر خوب اینه که همونطور که ذهن این عادت های چاق کننده رو یاد گرفته، میتونه درست برعکسش رو هم یاد بگیره:

🔄 ایجاد عادت های چاق کننده؛ همهچی از ذهن شروع میشه
ما معمولاً فکر میکنیم چاق شدن فقط به خاطر زیاد خوردنه… ولی واقعیت یه چیز دیگهست!
🎯 چاقی از ذهن شروع میشه.
همهچی از اون لحظهای شروع میشه که یهسری افکار پنهونی، آرومآروم تو ذهنمون جا خوش میکنن.
🧠 افکاری که کمکم تبدیل میشن به تصاویر ذهنی چاقی…
مثلاً خودتو تو آینه تصور میکنی با یه لباس تنگ، دنبال اشکال میگردی، یا همیشه احساس میکنی اضافهوزنت زیاده.
اینجاست که یه اتفاق مهم میافته:
ما ناخودآگاه، انتظار چاق بودن رو تو ذهنمون ثبت میکنیم 😕
و ذهن، برای اثبات این انتظار، یهسری رفتار طراحی میکنه که با تکرار شدن عادت های چاق کننده رو ایجاد می کنند.
- 🍪 خوردن بدون گرسنگی
- 😣 ریزهخواری موقع استرس
- 🍕 پرخوری از ترس اینکه “شاید دیگه گیرم نیاد!”
- 😔 حس گناه بعد از خوردن که خودش باعث پرخوری بعدی میشه!
با دقت به نکات این جلسه، متوجه میشی که این عادت های چاق کننده دقیقاً چطوری تو ذهن ما شکل گرفتن…
و مهمتر از اون:
چطور میتونی آرومآروم، این عادتها رو با عادتهای متناسبکننده جایگزین کنی 💚

دلیل اصلی چاقی
چاقی نتیجه عادت های چاق کننده است که خودشان محصول تکرار رفتارهای چاقکننده هستند. 🤔
این رفتارها به واسطه افکار چاقکنندهای شکل میگیرند که نگرشهای ما را نسبت به زندگی و بدن خودمون ایجاد میکنه. 💭
در حقیقت، دو نوع نگرش داریم:
۱. نگرش ضعیفکننده 💔
۲. نگرش قدرتدهنده 💪
وقتی به هر دلیلی فکر میکنید که لاغر شدن تنها از طریق تغییر در مصرف مواد غذایی به دست میاد، تمرکز شما از ذهن و قدرت درونیتون برداشته میشه و به مواد غذایی منتقل میشه. 🍔
یعنی، در این شرایط، قدرت متناسب بودن رو از خودتون میگیرید و به غذا میدید. در نتیجه، این نگرش در شما شکل میگیره که “نوع و مقدار مواد غذایی که مصرف میکنیم، تعیینکننده وضعیت جسمی ماست.” 😞
اگه از هر فردی که اضافه وزن داره بپرسید چرا چاقی؟ احتمالا جوابش اینه که: “چون نمیتونم خوردنم رو کنترل کنم.” 🤷♀️
همه افرادی که اضافه وزن دارن، این باور رو دارن که توانایی کنترل اشتهاشون رو ندارند و نمیتونن به اندازهای که بدنشون نیاز داره غذا بخورند. 🍕
حالا سوال اینجاست: این نگرش چطور میتونه به لاغری منجر بشه؟ 🤨
قطعا این نگرش باعث چاق شدن فرد خواهد شد. 😔
تفاوت نگرش افراد چاق و لاغر
تنها تفاوت واقعی بین افراد چاق و لاغر، تفاوت در افکار و نگرش آنها درباره خودشان است. 🧐
هیچ انسان لاغری به خودش نمیگوید که توانایی کنترل غذا خوردن ندارد. همچنین، هیچکدام از آنها عقیده ندارند که غذایی که میخورند باعث چاقیشان خواهد شد. 🍽️
نگرش عمومی جامعه این است که افراد چاق به دلیل پرخوری و نداشتن فعالیت بدنی چاق شدهاند.
اما حقیقت این است که ما اغلب افرادی را میشناسیم که به مراتب بیشتر از ما میخورند و حتی فعالیت روزانه آنها کمتر از ما است، ولی همیشه متناسب باقی میمانند. 🤔
این تفاوت میان واقعیت زندگی افراد چاق و لاغر و نگرش غالب جوامع درباره چاقی، نشاندهنده این واقعیت است که با وجود پیشرفتهای زیاد بشر در زمینههای مختلف، هنوز نگرشهای اشتباه و نادرستی درباره چاقی وجود دارد. 💡
این تفاوتهای ذهنی و نگرشی به وضوح نمایانگر این است که برای رسیدن به تناسب اندام، تغییر در نگرشها به اندازه هر روش دیگر اهمیت دارد. 🙌
تغییر نگرش اولین قدم برای لاغر شدن
برای لاغر شدن، اولین قدم تغییر نگرش ما درباره لاغری است.
باید نگرش خود را نسبت به تحت فشار قرار دادن جسم با برنامههای رژیمی و ورزشهای سنگین تغییر دهیم و بپذیریم که تغییر محتوای ذهن و نگرش ما نسبت به لاغری مهمترین عامل تغییر عادت های چاق کننده است. 🧠
مهمترین اقدامی که باید انجام دهیم این است که نگرش خود درباره چاقی و مواد غذایی را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم. 💡
وقتی افکار و نگرش خود را تغییر دهیم، به تدریج واکنشهای رفتاری ما نیز همسو با رفتارهای افراد متناسب خواهد شد. 💪
این تغییرات ذهنی و رفتاری وقتی به اندازه کافی تکرار شوند، بهطور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما میشوند. 🔄✨
⏳ لاغری نه تنها یک تغییر جسمانی است، بلکه اولین گام، تغییر در نگرش و باورهای ذهنی ما است!
✍️ تمرین آموزشی 📖 آگاهی از عادت های چاق کننده
آگاهی از تفاوت عادتهای خود با افراد متناسب به ما کمک میکند تا درک بهتری از دلیل چاقی خود داشته باشیم و به همین دلیل پذیرش مسئولیت چاقی سادهتر و منطقیتر خواهد شد.
مرحله اول:
برای این منظور لازم است با دقت و شرح انشایی سوالات مطرح شده را پاسخ دهید.
- عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
- عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟
- لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است.
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 287 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام و درود خدمت استاد عزیز و همراهان عزیز
طبق آگاهی های این جلسه عادت یعنی رفتارهایی که بارها و بارها تکرار میشوند و هر چه تعداد این عادتها بیشتر باشه چاقی ما بیشتر هستش مثلاً کسی که ۵ کیلو اضافه وزن داره تعداد عادتهای کمتری داره نسبت به کسی که ۲۰یا ۳۰کیلو اضافه وزن داره،چون قطعا اونها تعداد عادتهای چاق کنندشون بیشتر هست،اگر بخوام یک سری از عادتهای چاق کننده خودم رو بگم
بعد اینکه غذام تموم شده و احساس سیری دارم،دارم سفره رو جمع میکنم به ظرف غذا مثلاً خورشت یا برنج ناخنک میزنم و دوباره چندقاشقی میخورم
یا دوباره میبینم نه دیگ مونده میخورم
یا از غذای دخترم مونده میخورم
یا خونهی خودمون غذا خوردن میریم خونه مامانم غذا آماده شد میبینم غذای مورد علاقه بوش میخوره دوباره چند قاشق میخورم
گاها گرسنم نیست ولی چون موقع شام یا ناهار با بقیه غذا میخورم
اینها عادتهای چاقی من بود که خودم مسئولش هستم و خودم باید بپذیرم و خودم اصلاحشون کنم.
باتشکر از استاد عطار منش عزیز
گاهی وقتها آدم در زندگی روزمره چنان غرق در رفتارهایی میشود که حتی متوجه نمیشود این رفتارها چگونه مثل رشتههای نازک اما محکم، دور ذهن و بدنش پیچیدهاند و مسیر زندگیاش را شکل میدهند. 🤔 برای من، فهمیدن مفهوم «عادت» یک کشف تازه نبود، ولی برای اولینبار توانستم معنای واقعی آن را درک کنم؛ اینکه عادت فقط یک کار تکراری نیست، بلکه یک🍒🍒 ساختار ذهنی🍒🍒 است که از باورها، ترسها، تجربهها و حتی توقعات دیگران در ما شکل میگیرد و بعد آنقدر تکرار میشود که تبدیل میشود به چیزی که بدون فکر انجامش میدهیم. 🤯
وقتی به زندگی خودم نگاه کردم، دیدم خیلی از رفتارهایی که فکر میکردم «عادی» هستند، در واقع **عادتهایی ساخته شده از باورهای قدیمی ذهن من** بودند. کارهایی که روز اول شاید با تصمیم و انتخاب انجام میدادم، اما بعد از مدتها بدون اینکه فکر کنم وارد برنامهٔ ثابت روزانهام شده بودند. 🗓️ به همین دلیل هم وقتی تلاش میکردم یکی از اینها را کنار بگذارم، ناگهان ذهنم دچار استرس و بیقراری میشد؛ انگار بخشی از هویت من را از من گرفته باشند. 😥 همان ضربالمثل معروف «ترک عادت موجب مرض است» برایم کاملاً معنی پیدا کرد، چون ترک کردن بدون فهمیدن ریشهٔ آن، همیشه مرا دوباره به همان نقطهٔ اول برمیگرداند. 🔄
### **عادتها چگونه از باورهای ذهنی من ساخته شدند؟** 🏗️
وقتی دقیقتر نگاه کردم، دیدم که بسیاری از عادتهایم تنها یک رفتار ساده نبودند. در پشت آنها یک **باور قدیمی** خوابیده بود. مثلا باور اینکه:
«اگر فلان غذا را نخورم، از دستم رفته…» 😱
یا باور اینکه:
«بعضی غذاها چاقکنندهاند و بعضیها نه…» 🧐
یا اینکه:
«اگر الان نخورم، بعداً دلم میخواد بیشتر بخورم…» 😬
همین باورها بودند که کارهایی مثل خوردن با استرس 😟، خوردن هنگام بیحوصلگی 😩، پرخوری بعد از ساعتها گرسنگی کشیدن 🍽️، یا امتحان کردن مزهٔ هر چیزی را تبدیل کردند به رفتارهایی که دیگر خودم هم نمیتوانستم به راحتی رهایشان کنم. انگار ذهنم با هر بار تکرار، این پیام را به من میداد که «این کار امن است، این کار لازم است، این کار تو هستی». 👍
نتیجهاش هم این شد که بسیاری از رفتارهای روزانهام، بدون اینکه متوجه باشم، آرامآرام مرا به سمت چاقی کشاندند. 📈
### **عادتهای چاقکنندهای که سالها با من بودند** 💔
وقتی نشستم و صادقانه رفتارهایم را بررسی کردم، فهمیدم چندین عادت مهم در زندگی من وجود دارد که هر کدام مثل یک وزنه کوچک، اما دائمی، در افزایش وزنم نقش داشتند. چیزهایی مثل:
– خوردن چای با شیرینی، شکلات یا نبات ☕🍬
– خوابیدن بعد از غذا 😴
– کمتحرکی و بیحوصلگی همیشگی 🚶♀️🚫
– خوردن غذاهای آماده، فستفود یا غذاهای پرروغن 🍔🍟
– هلههوله خوردن در طول روز 🥨
– خوردن غذا در حالت استرس یا ناراحتی 😥
– پرخوری بعد از ساعتها گرسنگی کشیدن ⏳➡️
– باورهای غلط دربارهٔ «غذاهای چاقکننده» ❌
برای سالها تصور میکردم مشکل من فقط «نوع غذایم» است. فکر میکردم اگر همان غذاها را کمتر یا سالمتر بخورم، یا اگر رژیم بگیرم، یا اگر ورزش سخت انجام بدهم، مشکل حل میشود. اما وقتی دقیقتر نگاه کردم، دیدم مسئله فقط غذا نبود؛ **مسئله عادتهای پشت آن** بود. 💪
مثلاً عادت عجیب من به اینکه بعد از چند ساعت گرسنگی، یکباره مقدار زیادی غذا بخورم. این فقط یک رفتار نبود؛ یک باور پشتش بود:
«اگر الان زیاد نخورم، انگار چیزی کم گذاشتهام» 😥
یا
«این همه گرسنگی کشیدم، حقم است زیاد بخورم». ⚖️
یا اینکه همیشه دلم میخواست مزهٔ هر چیزی را امتحان کنم، حتی اگر هزار بار مزهاش را چشیده بودم. این فقط کنجکاوی نبود؛ ذهنم دنبال **لذت یا سرگرمی** بود، نه غذا. 🧐✨
این رفتارها شاید کوچک به نظر بیایند، اما مثل چکههای آب، آرام و پیوسته روی سنگ ذهن و بدنم اثر گذاشتند و نتیجهشان شد اضافهوزنی که سالها همراه من بود. 💧➡️🌊
### **چرا من نمیتوانستم راحت بگویم «میل ندارم»؟** 🤔❓
یکی از چالشهای جالبی که در سفر شناختی خودم کشف کردم، همین موضوع بود: اینکه چرا بعضیها خیلی راحت از عبارت «میل ندارم» استفاده میکنند، ولی من همیشه انگار از گفتنش میترسیدم یا حتی یادم میرفت که میتوانم چنین چیزی بگویم؟ 🤷♀️
برای خودم که دقیق بررسی کردم، دیدم دو دلیل اصلی داشت:
۱. **من معمولاً فقط وقتی میگفتم میل ندارم که واقعاً تا مرز ترکیدن خورده بودم!** 🤯
یعنی وقتی دیگر قرار نبود حتی یک قاشق وارد شکمم شود. انگار باید به شرایط بحرانی میرسیدم تا ذهنم اجازه بدهد چنین جملهای از دهانم خارج شود. 🚨
۲. **کنجکاوی همیشگیام برای امتحان مزهٔ غذاها** 😋
حتی اگر میدانستم طعمش تکراری است، حتی اگر قبلاً صد بار خورده بودم، باز هم حس میکردم باید بچشم. انگار یک صدای درونی میگفت: «ببین، شاید این یکی فرق داشته باشه…» 👂
اما واقعیت این بود که نه، بیشتر غذاها همان طعم همیشگی خودشان را دارند. این فقط ذهن من بود که دنبال تحریک و لذت سریع میگشت. ⚡
### **اولینبارهایی که گفتم «میل ندارم»** ✊🏆
جالب اینجاست که هرچند سخت بود، اما چند بار که توانستم عبارت «میل ندارم» را در لحظهٔ درستش به کار ببرم، یک احساس عجیب و شیرین در وجودم شکل گرفت. 🥰
احساس **پیروزی**. 🎉
انگار یک مسابقهٔ کوچک را برده باشم؛ مسابقهای بین میل واقعی بدنم و عادتهای قدیمی ذهنم. 🥇
احساس **قدرت**. 💪
انگار بالاخره توانسته بودم سکان را از دست عادتها بگیرم و خودم تصمیم بگیرم که چه چیز وارد بدنم بشود و چه چیز نه. ⛵
احساس **سبکی و آرامش**. 🕊️🧘♀️
نه فقط سبکی جسم، بلکه سبکی ذهن. حس اینکه برای اولینبار بدون فشار، بدون اجبار، بدون ترس، به بدنم گوش دادهام. 🤗
این تجربه برایم مثل یک جرقه بود؛ یک لحظهٔ کوتاه اما مهم که فهمیدم اگر یاد بگیرم لحظهٔ گرسنگی واقعی را از عادت خوردن جدا کنم، رفتار غذاییام شکل دیگری پیدا میکند. 🔥💡
### **چطور فهمیدم عادتها قابل تغییر هستند، نه با زور، بلکه با آگاهی** 🧠✅
سالها تلاش کردم بعضی از این رفتارها را کنار بگذارم. رژیمهای مختلف 🥗، برنامههای غذایی عجیب 📜، ورزشهای سنگین 🏋️♀️… اما همهٔ اینها فقط «نتیجهٔ بیرونی» را هدف گرفته بودند و اصلاً به ریشهٔ رفتاری من توجه نمیکردند. همین شد که هر بار بعد از مدتی، دوباره به همان عادتها برمیگشتم. 🚶♀️🔙
اما وقتی فهمیدم **عادت از باور ساخته میشود**، ناگهان نقطهٔ ضعفم تبدیل شد به نقطهٔ شروع تغییر. 🌟
به خودم گفتم:
«اگر عادت محصول باور است، پس با تغییر باورها، رفتارها هم آرامآرام تغییر میکنند.» 🤔➡️💡
و راستش را بخواهید، دقیقاً همین اتفاق افتاد. ✨
من دیگر با زور نمیخواستم از چیزی دست بکشم. 🙅♀️
دیگر نمیخواستم خودم را در یک چهارچوب سختگیرانه قرار بدهم. 🚫
به جای حذف کردن، شروع کردم به **فهمیدن**. 🧐
شروع کردم به پرسیدن اینکه:
– چرا الان میخواهم چیزی بخورم؟ 🤔
– آیا گرسنهام یا حوصلهام سر رفته؟ 🤷♀️
– آیا بدنم غذا میخواهد یا ذهنم لذت؟ 🍖💭
– آیا طعم این غذا واقعاً برایم جذاب است یا فقط عادتم باعث کشش به آن شده؟ 😋❓
و همین پرسیدنها، همین مکثهای کوچک، آرامآرام سلسلهٔ عادتها را سست کردند. ⛓️➡️💔
### **وقتی فهمیدم بدنم همیشه راست میگوید و ذهنم همیشه شلوغ میکند** 🗣️👂
یکی از بزرگترین کشفیات این مسیر برای من این بود که:
**بدنم همیشه صادق بوده، اما ذهنم همیشه پر سر و صدا.** 🤫📢
بدن خیلی ساده پیام میدهد:
«گرسنهام» 🍎
«سیرم» 😌
«دیگر نمیخواهم» ✋
اما ذهن…
ذهن داستان میسازد:
«حیفه!» 🥺
«الان نخوریا، بعد دلت میمونه!» 😥
«بخور، بعداً جبران میکنی.» 😉
«این دفه اشکالی نداره…» 😇
و من سالها به جای پیام بدنم، به داستان ذهنم گوش داده بودم. 😔👂
برای همین گفتن جملهٔ سادهٔ «میل ندارم» برایم تبدیل به یک پیروزی بزرگ شد. چون یعنی بالاخره توانسته بودم صدای بدنم را بشنوم و صدای ذهنم را آرام کنم. 📢➡️🤫
### **جمعبندی احساسی از مسیرم** ❤️🚶♀️
وقتی امروز به مسیرم نگاه میکنم، میبینم که سفر من فقط دربارهٔ غذا خوردن نبود؛ دربارهٔ **خودشناسی** بود. دربارهٔ اینکه بفهمم چه چیزهایی مرا کنترل میکنند و چطور میتوانم کنترلشان را به دست بگیرم. 🧭
فهمیدم عادتها دشمن من نیستند؛
عادتها نتیجهٔ انتخابهایی هستند که زمانی برایم بهترین گزینه بودند.
اما حالا وقتش رسیده بود که آنها را بازبینی کنم و جایگزینهای بهتری برایشان بسازم. 🌱
فهمیدم گفتن «میل ندارم» یک رفتار کوچک است، اما یک انقلاب درونی به همراه دارد. 💥
انقلابی که با خودش حس آرامش، برتری، و قدرت میآورد. ✨
فهمیدم چاقی فقط از خوردن زیاد نمیآید؛
از نشنیدن صدای بدن میآید.
از باورهای قدیمی.
از رفتارهای تکراری و ناخودآگاه.
از دلهرهها، از استرسها، از کمبود توجه به خود. 😟
و مهمتر از همه، فهمیدم تغییر واقعی از زمانی شروع میشود که به جای جنگیدن با خودم، شروع کنم به **گوش دادن به خودم**. 💖👂
سلام و درود خدمت استاد بزرگوار
عادت چیست :عادت تکرار کارهایی که به طور مداوم انجام میدیم .
عادت های چاق کننده عادتهایی هستند که بیش از اندازه اون رفتارها رو ما انجام میدیم
عادت های چاق کننده من :
من اصلا چایی رو با قند نمیتونم بخورم حتما گوشه لپم باید یه چیزی باشه حتی واسه خودم شکر سرخ خریدم یا باید چایی رو با نصف خرما ، شکلات ، کیک هر چیزی جز قند بخورم
عادت دارم صبح بلافاصله بعد بیدار شدن صبحانه بخورم اونم حتما نان تازه برشته با کره حتما
عادت دارم آب رو مزه دار بخورم با عرقیجات با هر چیزی ولی آب خالی زیاد دوست ندارم
عادت دارم نوشابه خوردنی یکجا سر بکشم اونجوری بیشتر بهم لذت میده
عادت دارم غذام رو تند بخورم تلاش میکنم آروم بخورم ولی باز زمان میگیرم میبینم تند خوردم
عادت دارم فیلم دیدنی دهنم بجنبه سعی میکنم موقع دیدن فیلم تخمه بخورم
عادت دارم حوصله ام سر میره یه چای ، کاپوچینویی چیزی بخورم
عادت دارم با خوردن از زندگی لذت ببرم
عادت دارم بیرون میرم حتما چیزی بخورم که بهم خوش بگذره اخه من تو رشت تنها هستم و با خوردن لذت میبرم
عادت دارم رو برنج کره بریزم بخورم
ولی این عادت رو هم دارم که کسی بهم چیزی تعارف کنه بیشتر مواقع بهشون میگم که میل ندارم
در مهمانی ها خیلی مبادی آداب رفتار میکنم
و بیشنر مواقع پنهانی میخورم .
مثلا همسرم از اینکه کاپوچینو یا هات چاکلت آماده میخرم خوشش نمیاد من میخرم و پنهانی میخورم و لذت میبرم و همچنان عذاب وجدان هم میگیرم
یعنی موقع خواب میخوام برای یک اندام ایده ال تصویر سازی کنم تمام تصاویری که بهم عذاب وجدان دادن میاد.
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن
برای آگاهی که جاری کردید سپاسگزارم
در این فایل آگاهی که به من داد
و با کنکاش و دقت در گذشته پی به یکی از علتهای اضافه وزنم بردم که
هیچوقت فکر نمی کردم یک حرف از پدرم در کودکی بشنوم
و در ذهنم تصویری ایجاد کنه بدون اینکه اگاه باشم ذهنم را به سمت چاقی برنامه ریزی کنه
همیشه برام سوال بود چرا اینقدر ولع دارم
چرا نمی تونم دست از پرخوری بردارم
و وقتی سر سفره میشینم تا احساس فشار در معدم نداشته باشم
دست از خوردن نمی کشم
و همیشه خودم را سرزنش می کردم
و احساس بی ارزش بودن بهم دست میداد😔
که اراده ندارم جلوی خودمو بگیرم
احساس شرم می کردم
پیش خودم خجالت زده بودم که این اضافه وزنم به خاطر پرخوریه و چه کار زشتیه
و خودم را گناهکار میدونستم
گناهکاری که نمی تونه جلو خوردنش بگیره و زیاد میخوره و اندامش متناسب و لاغر نیست و اندامش نافرم شده
این اندام نازیبا حکایت از یک انسان بی اراده ی پرخوره
داشت که کسی دوستش نداره
و هر کسی ببینه میگه اه چه ادم شکمویی و آدم پرخوری
انگار باعث چندش آدما بودم که با خودشون میگفتن وای چه بد ،از بس خورده چاق شده بداندام شده
گنده شده
یادمه ۱۵ سالم بود پیش همسایمون رفتم برای اندازه گیری که لباس برام بدوزه
به من گفت حیفه از الان چاق بشی
از خجالت دلم میخواست اب بشم برم زمین
احساس بد پیدا کردم
احساس یک ادم بدبخت یک آدم گناهکار یک ادم ناکافی و نالایق
که چقدر زشته متناسب نباشی
هر چند که حالا به عکسم در ان زمان نگاه می کنم درسته لاغر استخوانی نبودم گوشتی و پر بودم ولی اندامم خوب و متناسب بود و لباس رو تنم می نشست
و اون همسایمون که به من میگفت که مواظب اندامت باش حیفه از الان بخوای چاق بشی
خودش بقدری لاغر استخونی بود که اندام زیبا نداشت و لباس تو تنش نمی نشست و هیچوقت آرزو نداشتم اندامم مثل اندامش بشه و خوشایندم نبود
و ایکاش آدمها یاد بگیرند در مورد مسائل شخصی اظهار نظر نکنند و یا تا ازشون نظری پرسیده نشده نظر ندن
که با نظر بیجاشون کمکی به اون فرد نمی کنند چه بسا که باعث می شوند حال اون شخص که شاید تو شرایط روحی خوبی نباشه حال روحیش بدتر بشه
و احساس ناکافی بودن و بی ارزشی بهش بدن
خلاصه جمله ای که پدرم گفت از زمانیکه بیماریم برطرف شده اشتهام زیاد شده و رو اومدم
تو ذهن من بدجور نقش بست
پدرم قصد بدی نداشت ولی ذهن من بد برداشت کرد
که دیگه نمی تونم لاغر بشم چون لاغریم در اثر بیماریم بوده
پس محکومم به چاقی
و اشتهام بیشتر شده بود درسته بیماریم برطرف شده بود
ولی اشتهام طبیعی بوده
ولی ذهنم این برداشت کرد که دیگه نمی تونی لاغر بشی
پس اشتهات زیاد شده بقدری که منجر به پرخوری بشه تا اضافه وزن پیدا کنم
و ذهن ناخوداگاهم باور کرد
چون بیمار نیستم
دیگه نمی تونم لاغر بشم
به این راحتی یک جمله ی پدر چه جور در ذهن من نقش بست و به یک ویروس چاقی یا فرمول چاقی در ذهن ناخوادگاهم تبدیل شد
و بدون اینکه خودم اگاه باشم
کم کم به سمت پرخوری رفتم خودم نمیدونستم چرا نمی تونم جلو خودمو بگیرم
نگو که دستور چاقی صادر شده و این رفتار در اثر اون دستور ایجاد شده
و کم کم در اثر تکرار شد عادت من
و در اثر این عادت بیش از نیازم غذا میخوردم
که به اضافه وزن منجر شد و ترس از چاق شدن همیشه همراهم بود
و
این جمله ای که خودم بهش اگاه نبودم که چجور تونسته بدنم را از لاغری به سمت اضافه وزن ببره
خدا را شکر
با کمک دوره ۱۲ گام
به این راز پی بردم و
اولین باور و ریشه ای که انتطار چاقی را در ذهن ناخوداگاهن ایجاد کرد را پیدا کردم
امید که در این مسیر با استمرار و تکرار و تمرین ذهن ناخوداگاه چاقم را به ذهن لاغر تغییر بدهم و به آرزویی که سالها دنبال تناسب بودم برسم
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت عطار روشن
بابت آگاهی که جاری کردید سپاسگزارم
عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
عادت به رفتاری می گویند که در اثر تکرار یک رفتار مسیر عصبی در مغز تشکیل میشه و به عادت تبدیل شده و
هر روز انجام میشه
مثلا خانواده ی همسرم بالافاصله بعد ناهار عادت داشتن که حتما چای بنوشند
من ابتدا عادت را نداشتم ولی در اثر زندگی با خانواده ی همسرم کم کم به این عادت دچار شده بودم
و دوست داشتم بعد ناهار هم چای بنوشم .
به این نکته توجه کنید که هیچ عادتی به خودی خود چاقکننده نیست بلکه زمانی یک عادت به چاقکننده تبدیل میشود که نگرش شما درباره آن عادت این باشد که: من این عادت را دارم و به این دلیل چاق هستم یا نمیتوانم لاغر شوم.
بعنوان مثال من عادت داشتم با وعدههای غذایی نان میخوردم و تصور میکردم نان خوردن با غذا باعث چاقی من شده است. بنابراین من عادت خوردن نان با غذا را عامل چاقی خود میدانستم.
من فقط عادت به پرخوری را عامل چاقی خودم میدونم
و
یادمه وقتی از مدرسه میومدم و گرسنه بودم
با ولع غذا میخورم و موقعی متوجه سیری میشدم که معدم سنگین و فشرده میشد و بلافاصله تشنم میشد
و بعد غذا آب میخوردم باعث میشد
معدم بیش از حد پر میشد و احساس سنگینی می کردم
و این رفتارهام به من احساس گناه میداد
و برای فرار از این احساس گناه
به خودم میگفتم فوقش چاق میشم
و متوجه نبودم
که با این رفتار و با این گفتار
انتظار چاقی را در خودم بوجود اوردم
و ناخوداگاهم را برای ایجاد باور به چاقی امادش می کردم
که
همانطور هم شد و به مرور زمان
و کم کم پرخوری عادتم شد و انتطار چاقی و ترس از چاقی در ذهنم ایجاد شد
وقتی به خودم اومدم دیدم دچار
افزایش وزن داشتم و بدنم لاغر استخوانی نیستم و پر شدم
مرحله دوم:
نگرش شما درباره عبارت “میـــل نـــدارم” چیست؟ آیا از این عبارت استفاده میکنید؟ در طی روز نسبت به تعارف دیگران چقدر میتوانید از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید؟
بعضی وقتها که سیر هستم می توانم از کلمه ی میل ندارم استفاده بکنم
ولی بعضی وقتها نه نمی توانم مقاومت کنم
اگر به راحتی و به دفعات از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنید انجام این مرحله از تمرین برای شما ضروری نیست اما اگر نسبت به استفاده از این عبارت احساس ناتوانی میکنید حتماً با دقت تمرین این قسمت را انجام دهید.
چرا برخی افراد به راحتی از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده میکنند اما شما از این عبارت استفاده نمیکنید؟
برای منم جای سوال بود که چجور اون شخص می تونه بگه میل ندارم و از اون غذای خوشمزه طرف نظر کنه
در صورتیکه بارها پیش اومده سیر بودم و غذای مورد علاقم دیدم نتونستم مقاومت کنم و خوردم
و همیشه سوال بوده
که چجور می توانند نخورند
چرا من نمی تونم نخورم و بارها پیش اومده تا تمامش نکردم خیالم راحت نشده
شده رفتم از یخچال برداشتم و خوردم
فرمول چاقی در ذهن این افراد نقش نبسته❤️
بلکه فرمول لاغری و تناسب در ذهن ناخوداگاهشون فعاله❤️
و دستور رفتار یک فرد متناسب را صادر کرده❤️
که تا گرسنه نشده غذا نمیخوره
وقتی هم احساس گرسنگی واقعی داره غذا می خوره❤️
و غذایی که دوست داره را میخوره
و وقتی پیام احساس سیری را گرفت قبل از اینکه معدش سنگین بشه دست از خوردن می کشه❤️
این رفتار باعث میشه بر اساس نیاز بدن غذا وارد بدن کرد در نتیجه دچار اضافه وزن نمیشهد
سعی کنید از این لحظه در طی روز یا در مراسمات و مهمانیها اگر احساس سیری داشتید نسبت به تعارف دیگران یا تمایل ذهن خود برای خوردن از عبارت “میـــل نـــدارم” استفاده کنید.
ضمناً شرح دهید که بعد از استفاده از عبارت “میـــل نـــدارم” چه احساسی داشتید.❤️
اوایل دوره ۱۲ گام و بعد صد گام شروع کردم این حس در من ایجاد شده بود که وقتی سیر بودم و یا اون ماده غذایی را دوست نداشتم راحت میگفتم میل ندارم
ولی
بر اثر اتفاقاتی که افتاد و شرایطی پیش اومد که تمرکز نداشتم و از مسیر لیز خوردم
دوباره مثل قبل نمی تونستم بگم میل ندارم
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که در همین نزدیکی است
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
امروز خیلی خوشحالم که برای چندمین بار بازهم دارم می نویسم چون این چندمین تکرار کردن هستش
همیشه خیلی از ماها که چاق بوديم آزمون سوال می کردند که دلیل چاقیمان چیه؟جواب می دادیم چاقی من ارثی هستش من خودم همیشه می گفتم چون خانواده پدریم چاق هستن من هم چاق هستم و چاق بدنیا آمده ام ولی اصلی ترین دلیلهای چاقی در جامعه ژن ها نیستند بلکه عادتهای چاق کننده هستند که آرام آرام و بدون هیچ سر و صدایی از دل سبک زندگیمان رشد می کند این عادت یک سری فکر و باورهای پنهانی هستند که ناخودآگاه ما را به طرف رفتارهایی می برند که وزنمان را زیاد می کند
آیا واقعا چاقیمان ارثی هستش؟
نه چاقیمان عادتهایی هستش که از روش طرز فکرمان و سبک زندگیمان به ما انتقال داده شده است نه از طریق DNA. چون من همیشه فکر می کردم که ژن چاقی دارم چون خانواده پدریم چاق بودند و عمه و عمویم چاق بودند و حالا بودنم در این سایت به من فهماند که اینگونه نیست و اون چیزی که منتقل شده تنها ژن نبوده است بلکه طرز فکر چاقیمان بوده است و نتیجه اون باورهایی که باعث ایجاد عادتهای چاقیمان شدند
حالا من که اینجا هستم و می خواهم لاغر شوم باید ابتدا تمام منطق چاقی ذهنم را شناسایی و اصلاح کنم زمانی که ته ذهنم این باشد که اینو بخورم اون و بخورم چاق می شوم یعنی این را می رساند که من خودم را متناسب نمی دانم حتی زمانی که لاغر باشم
بنابراین اولین گامی که برمی دارم بخاطر ساختن یک بدن متناسب این هستش که منطق ذهن چاق کننده ام را به لاغر کننده تغییر دهم قدرت ذهنمان در لاغر شدن یک جادویی واقعی تر از همیشه هستش چون که خیلی ها هستند که باور ندارند که می توانند با قدرت ذهنشان لاغر شوند چون من خودم به چند نفر گفتم که می توان با قدرت ذهن لاغر شد یا خندیدند یا با تعجب گفتند مگه میشه با فکر کردن لاغر شویم
حالا یک سوال پیش می آید که اگر قدرت ذهن همه یکسان است پس چرا عدهای چاق هستند و عدهای لاغر هستند؟
چون چاقی نتیجه عادتهای چاق کننده است همان رفتارهایی که هر دفعه تکرار کردیم و انجامش دادیم تا اونجایی که دیگر بهش فکر هم نمی کنیم مانند
۱. زمانی که که فیلم می بینیم می خوریم
۲. استرس که می گیریم بدون اینکه متوجه شویم می خوریم.
۳. هنگامی که سیر هستیم باز می خوریم.
تمام اینها را ذهنمان با تکرار کردن یاد گرفته است رفتارهایی که تکرارشان کردیم چون ذهنمان عاشق تکرار کردن هستش و حالا می خواهیم همانگونه که ذهنمان عادتهای چاق کننده را یاد گرفته می تواند عادتهای لاغر کننده را هم یاد بگیرد
عادتها چيست و به چه نوع رفتاری عادت گفته می شود؟
به رفتارهایی گفته
می شود که هر کسی در هر حالتی چه خوب و چه بد اون را انجام بدهد و این رفتارها می تواند در طی زمان با تکرار کردن زیاد یک بخش از شخصیت اون شخص شود و در ذهن ناخودآگاهش ذخیره شود
عادتهای چاق کننده چه نوع عادتهای هستند؟
تکرار کردن فکر و باورهای مخربی مانند: پرخوری کردن. ریزه خواری کردن. ناخنک زدن. خوردن هنگام سیری و….
پرخوری کردن. من همیشه قبل از آشنا شدنم با این سایت پرخوری می کردم چون واقعا نمی توانستم جلوی خودم را بگیرم و هرچه توی بشقاب بود می خوردم و فکر می کردم که باید تمامش کنم و همیشه غذایم را تند تند می خوردم تا زودتر تمام بشه و دوباره بکشم یعنی زمانی که با جمع شروع می کردم تا اونها می خواستن شروع کنند من غذایم تمام می شد.
من هر موقع که می خواستم چایی بخورم دوست داشتم با کیک. شکلات. بیسکویت. شیرینی. خرما و…… بخورم و هر چیزی که شیرین بود دوست داشتم با چایی بخورم و این کار برایم عادت شده بود من شیرینی قنادی را خیلی دوست داشتم اگر قوطی شیرینی جلوم بود نصفش می رفت و هر موقع که از جلوی مغازه شیرینی فروشی رد می شدم دوست داشتم بخرم و بخورم چون بوی شیرینی مستم می کرد
من همیشه پرخوری عصبی داشتم چون وقتی استرس می گرفتم و اعصابم خراب می شد اشتهای کاذب شدیدی می گرفتم و بدون اینکه متوجه شوم هر چیزی که می خوردم سیر نمی شدم یعنی اصلا سیرمونی نداشتم
من یک همسایه داشتم که همیشه چندین مرتبه صبحانه می خورد غذای اصلی اش رو هم می خورد میان وعده می خورد و هر موقع برای خرید می رفت تنقلات می خرید و می خورد اما لاغر بود و اصلا چاق نمی شد
دختر خودم چیزهایی می خورد که من از خوردنشان ترس داشتم خودش می گفت که توی مدرسه با دوستش اینقدر می خوردیم همه تعجب می کردند و می گفتند که شما اینقدر می خورین چرا چاق نمی شین
همیشه به من می گفت که براش مولتی ویتامین بخورم تا زیاد بخوره کمی توپرتر بشه و یک ماه می خورد و ۳ کیلو گرم وزنش بالا می رفت اما تا قطع می کرد دوباره باز می گشت به وزن قبلی
مانند خود من اما برعکس. و خیلیها را می شناسم که اینگونه هستند
من قبلا اصلا نمی دانستم که میل ندارم یعنی چی واصلا این کلمه را بکار نبرده بودم چون همیشه می خوردم و هر کسی هر چیزی تعارف می کردند من می خوردم و فکر می کردم اگر بهم تعارف کنند و من نخورم زشت می شه و بخاطر همین می خوردم من عادت داشتم زمانی که سیر بودم اگر غذایی که دوست داشتم می دیدم و دلم می خواست باز می خوردم بدون اینکه گرسنه باشم من بشقابم رو تا تهش می خوردم و همه اینها را باعث چاقیم می دانستم من خیلیها را می شناسم که واقعا بیشتر از من و بقیه می خورند اما متناسب هستند و حالا من چند سال است که در این سایت هستم میل ندارم را بیشتر بیان می کنم و اصلا دوست ندارم چیز زیادی بخورم چون اگر بخواهم این کار رو بکنم حالم بد می شه و من این رفتار رو دوست ندارم دوست دارم همیشه سبک باشم و احساس راحتی بکنم چون چندسال است که پرخوری کردن از یادم رفته
حالا می فهمم که حالم. افکارم. رفتارهایم خیلی خوب شده اند حالا من با قدرت ذهنم عادتهای لاغر کننده را در خودم بوجود می آورم تا جسمم به طرف لاغری برود چون باورهای مخرب چاق کننده را دارم اصلاح می کنم
خدایا ازت ممنونم که مرا به این مسیر زیبا هدایتم کردی استاد گرامی از شما هم نهایت تشکر را دارم ممنونم
درسته که چند سال است که اینجا هستم اما باید باز هم به باورهایم و عادتهایم توجه کنم و در مسیر لاغری که خواسته وآرزویم هستش پیش بروم خدایا شکرت یا حق
حق نگهدارتان
عادت چیست و به چه نوع رفتاری عادت گفته میشود؟
عادت رفتاری که بارها بارها تکرار میشه و در واقع باورهای ما باعث ایجاد عادت می شوند…..
عادت های چاق کننده چه نوع عادتهایی هستند؟لیستی از عادت های چاق کننده خود تهیه کنید و برای هر عادت شرح دهید چگونه باعث چاقی شما شده است……
عادت ریزه خواری …….چون گرسنم نیست ولی الکی دوست دارم یکچیزی بخورم ، فکر میکنیم خوردن باعث چاقی میشه …..
ترس از خوردن : که باز چون باورم اینه که بخورم چاق میشم…..
وقتی حوصلم سر بره، یا حس بدی داشته باشم یا عصبی بشمدوست دام بخورم…..البته این همیشه نیست ….هر روز اتفاق نمی افته……
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
۱.عادت چیست ؟رفتاری است ک باد گرفتیم و دیدیم و شنیدیم و باوذ کردبم و خیلی تکرارش کردیم
۲.عادت های چاق کننده چ نوع عادد هایی هساند؟
عادت ها رفتارهای اشتباهی در مسیر چاقی ک در ابن مسیر یا از کودکب. تغییر کرده یا تقلید شده و با در بزرگسالی از بقیه یادگرفتیم و پذیرفتیم ک ما چاق هستیم و دلایلمون هم همین ها بوده .
۳.لیستی از عادت ها چاقی
وقتی تو خونه تنهام خیلی سراغ یخچالم احساس میکنم قبلا از کسی شنیدم و همچنین حوصلم سر میره
چایی رو حتماباکیک باید خورد
میوه خوردن بعد از ناهار
لواشک خوردن بعد از غذا
عصرا ب محض احساس گرسنگی خوراکی خوردن
با فوتبال دیدن تخمه خوردن
تلویزیون دیدن هنگام غذا خوردن ک واقعا میزان غذا خوردن از دستم خارج میشه و متوجه فرمان سیری نمیشم
خوردن خوراکی هایی ک خیلی دوست دارم
ب مقدار زیاد
۴.نگرش درمورد عبارت میل ندارم
جمله نیازع و نشون دهنده ارزش قائل شدن برای خودم و صلح ذهن و دستور و رفتار و درست شدن فرمول ها و قدم برداشتن ب سمت تناسب
آیا از این عبارت استفاده میکنم؟بله بعد از دوره ها مواقعی ک سیر باشم استفاده میکنم
به تهارف دیگران چقدر ممکنه توجه کنم؟
ممکنه تو رودروایسی قرار بگیرم اما اگر واقعا سیر باشم نمیتونم (البت بعد از دوره ها)
شرح احساس بعد از گفتن میل ندارم
احساس ارزشمندی و ابنک خودم رو لایق میدونم و ارزش برای خودم قائلم ،احساس خوشحالی برای تغییرات کوچک و پایه رفتاری و شکل گیری فرمول های صحیح
ممنون از اگاهی های زیباتون
😍سلام سلام
خب همه ما عادت های مختلفی داریم اصلا همین عادت ها هستن که زندگی مارو میچرخونن بعضی وقتا بعضی از این عادت ها یهوی به وجود میان بعضی وقتا هم با تکرار گاهی زود فراموش میشن و گاهی هم تبدیل به سبک زندگی میشن .
خب منم عادت های زیادی دارم گاهی باعث پیشرفت من شدن گاهی باعث شدن به مسیر های هدایت بشم از بودن توی اون راه حال دلم خوب نباشه .مثل عادت های چاق کننده که دارم .
قبل از شروع چاقی اون اول اول ها که متناسب بودم هیچ رفتار غذایی نامناسب نداشتم اولش یه چند تا باور کوچولو شایدم بزرگ نمیدونم توی ذهن من شکل گرفت و خب من چیکار کردم باور هامو باور کردم😅😂
خب من باور داشتم ایمان داشتم مطمئن بودم که من پریسا لایق چاقی شدنم خب مسلما برای رسیدن به این باور باید کار های میکردم دیگه همینجوری که نمیشد شروع کردم به انجام دادن کار های مختلف.
بعد باشگاه عادت کرده بودم بخورم و بعدش بخوابم
خداروشکر ترکش کردم😍
عادت داشتم رفتیم بیرون حتمااا باید یه چیزی بخریم .
عادت داشتم همه چیو باهم بخورم حتی بارها سرش حالم باشد و دل درد های شدید گرفتم .
عادت داشتم تا. مرز خفگی بخورم نفسم بالا نیاد 😮
گاهی میگفتم چیکار کنم چیکار نکنم وای حوصله ام بشینم یه چیزی بخورم .
میگفتم مهمونی یعنی غذا مفتی و پس یه عالمه بخور🙄
تازه میگفتم برا غذا بیرون پول دادم بخورم برا غذا خونه زحمت کشیدم خراب شده فدا سرم بخور سیر بشی .
خیلی از رفتار های ما شاید نشه اسمشو گذاشت عادت ولی خب یه چرخه است که همیشه در ما درحال جریانه
عادت ناخونک زدن حتی به مایع کیکی که هنوز نپختم😮💨
عادت یه گاز از خوراکی های دخترم بزنم .
و شاید یه عالمه از این رفتار های دیگه . من نمیخوام خودمو با کسی مقایسه کنم من از این به بعد خودمو با خودم مقایسه میکنم من کاری به همسرم خواهرم فلان فامیل و آشنا ندارم فقط یه سوال از خودم میرسم آیا زمانی که متناسب بودی همچنین رفتار های رو داشتی جوابم نه هستش من در طول سال های که لاغر بودم هیچ وقت همچنین رفتار های رو نداشتم و به خودم قول دادم برگردم به ورژن قبلی خودم 😍
نشان های دریافت شده
با دورود
قسمت چهارم (عادتهای چاق کننده)
چاقی ارثیه یا یه عادت پنهونه ؟قبلا فکر می کردم یکی از دلایل چاقی ارثی است اما با آشنا شدن تناسب فکری با آگاهی هایی که دریافت کردم می دانم که چاقی یه عادت پنهانه !چاقی نه غذای ،توی بشقاب است بلکه عادتهای چاق کننده ای است که از سالهای قبل در ذهن ما برنامه ریزی شده که به وقتش کار خود را انجام می دهد حالا کاری که من باید انجام بدم با آموزش ها که می گیرم باید این برنامه ریزی را تغییر به برنامه ریزی عادتهای لاغری گنم ! چطور؟ تموم عادتهای بد چاقی که برامون آنقدر عادت شده که خود به خود انجام می گیرد را ، پیدا و شناسایی کنیم و عادتهای خوب را جایگزین آن کنیم تا آنها را خود به خود انجام دهیم
عادتها نتیجه یک سری افکار و باورهایی است که برنامه ریزی از قبل شده و ناخودآگاه ما را به سمت رفتارهایی می برند که وزن بدن را بالا و بالاتر ببرند مثلا: یک نفر باور داره که چاقی او ارثیه ودر ژن اوست این باور در یک زمانی در ذهنش برنامه ریزی شده و این برنامه ریزی نفر را به سمت چاقی هدایت می کندو ذهن هم که خو ب و بد را تشخیص نمی ده اونون برنامه هایی که بهش داده شده به انجام می رسوند پس ابن یعنی خودمون مسول هستیم پس باید مراقب باشیم و با دلیل و منطق همرا ، با باورها سبک زندگی را بر حسب لاغری برنامه ریزی کنیم
من باور کردم که لاغر شدن خیلی راحتتر و آسانتر از چاق شدن است لاغر شدن با ذهن راحت ترین ، کار ذهن است وقتی به اندازه نیاز غذا بخورید معده سادتر و راحت کار خود را انجام می دهد اما برای چاقی : عادتهای بد چاقی باعث می شه همیشه معده مشغول هضم کردن مواد خوراکی باشه و کلی کار باید انجام بشه تا پر خوری ها به چربی تبدیل بشه و برای همین چاق شدن خیلی سخته چون کار بیشتری باید انجام بگیرد
تکرار این باورهای صحیح در ذهن نتیجه فیزیکی را می سازد که همون لاغری یواش یواش پیدا می شه
عادتهای چاق کننده :خوردن بی اختیار هنگام تماسای TV
پر خوری به هنگام استرس
تمام کردن غذای توی بشقاب . سیر شده اما باید غذا تموم بشه
تعیین کردن جایزه
خدا را شکر که من این عادتها را ندارم چه قبل از دوره و چه حالا
لیستی از عادت چاق کننده خود تهیه و توضیحات داده شود
خیلی فکر کردم در حال حاضر عادت چاق کننده ای پیدا نکردم اما قبل از اینکه بیام توی این مسیر چند عادت داشتم
خوردن چند تا چایی در روز که با شکلات یا کوکی خورده می شد
خوردن هر روز صبح کافی با کوکی
اما اکنون این عادت را ندارم چایی موقعی می خورم که واقعا احساس کنم باید بخورم شاید هفته ای یکبار یا چند روزی یکبار و گاهی دو هفته هم می شه
و عادت خوردن کافی هر روز با کوکی هم تغییر کرده هر چند روزی یک بار کافی می خورم و قبل از اینکه بخوام کافی درست کنم با خودم فکر می کنم و می پرسم که ایا واقعا کافی می خوام یا طبق عادت اتوماتیک به سمت کافی می رم و وقتی این اجازه را به خودم دادم که فکرکنم نتیجه داده گاهی به جای کافی یک دمنوش ویا یک اسمودی می خورم
حالا که فکر می کنم عادت دیکه ای ندارم
و اونون عادت های که سه وعده باید غذا خورد را هم نداریم گاهی یک وعده می خوریم گاهی دو وعده مدتهایت که سه وعده غذا نمی خوریم نه اینکه خود را محدود کرده باشیم بلکه گرسنه نمی شیم ما انسانها به غذای زیادی نیاز نداریم نمی دانم قبلا چطور اونون همه می خوردیم صبح ظهر و شب تاره اونون وسط هم ریزه خوری رایج بود اما حالا همه اینها بر داشته شده چون فقط بر حسب نیاز خورده می شه
نگرش من در باره میل ندارم چیه ؟ این نگرش بسیار با ارزش است اگر بتوانید در مقابل تعارفات بقیه بگویید میل ندارم یا نمی خوام به معنی اینه که خودت را دوست داری با خودت آشتی کردی و داری تغییرات ایجاد می کنید
خدا را شکر که من همیشه اگر نخوام و لازم ندانم راحت می گویم ممنون میل ندارم البته اینجا تو امریکا به کسی تعارف نمی کنند هر چی باشه رو میز می چیدن و هر کس هر چی بخواد و یا اصلا نخواد اجباری در کار نیست باید به خودمون بگیم میل ندارم چون کسی تعارف نمی کند
پس تا الان یاد گرفتیم که چاقی =نتیجه عادت های چاق کننده است که همه از ذهن شروع شده و ذهن هم برای اثبات این انتظار رفتارهایی را طراحی می کند که با تکرار انها عادتها چاق کننده ایجاد می شه مثل خوردن بدون اینکه گرسنه باشید و یا ریزه خواری که اصلا گرسنه نیستی
اولین قدم برای لاغر شدن تغییر نگرش است مثلا نگرش خود را از سمت اینکه جسم را تحت فشار قرار دهیم برداریم
برنامه های خسته کننده و بی نتیجه رژیمی را بر داریم
ورزش های سنگین که به خاطر لاغری و از روی اجبار انجام می شه بر داریم و قبول کنیم و باور کنیم که مهمترین عامل :تغییر عادتهای ، و نگرش خود را همانند افراد متناسب اصلاح کنیم وقتی این تغییرات ذهنی و رفتاری تکرار و تکرار بشوند بعد به طور خودکار باعث متناسب شدن جسم ما می شوند
استاد سپاسگزارم