0

تصویرسازی ذهنی لاغری (گام پانزدهم)

تصویرسازی ذهنی
اندازه متن


حتماً برات پیش اومده که قبل از خواب یا موقع قدم زدن، خودتو توی یه بدن متناسب و سبک تصور کنی، نه؟ ✨

📍 این جلسه ادامه گام چهاردهم (تاثیر خوردن بر جسم) است.

این دقیقاً همون تصویرسازی ذهنیه! یعنی با قدرت تخیل، بدنی که می‌خوای بهش برسی رو توی ذهنت بسازی 🧠🎯 توی این بخش از چالش «من اینو نخوردم»،

قراره وارد دنیای تصویرسازی بشیم؛ جایی که رویاها کم‌کم واقعی می‌شن! این جلسه از مهم‌ترین مراحل لاغری با ذهنه، پس با دقت و عشق دنبالش کن 💖🌈

تصویرسازی ذهنی

حتماً برای تو هم پیش اومده که تصمیم بگیری لاغر بشی، رژیم بگیری، پیاده‌روی کنی یا ورزش رو شروع کنی… اما یه چیزی کم باشه! یه جور حس گم‌گشتگی… چون هر کاری می‌کنی، باز هم نمی‌تونی خودتو لاغر تصور کنی 🤔💭

اینجاست که قدرت عجیب و جادویی تصویرسازی ذهنی وارد می‌شه! 🌟

تصویرسازی ذهنی یعنی قبل از اینکه بدنت تغییر کنه، اول توی ذهنت شکل جدیدی از خودتو بسازی. مثل یه فیلم که توش نقش اول خودتی؛ لاغر، پرانرژی، با لباسی که عاشقشی، با بدنی که سبک و راحته 👗💃

ولی متأسفانه بیشتر افراد، مخصوصاً اونایی که مدت طولانی اضافه وزن داشتن، به‌جای ساختن تصویر لاغری، سال‌هاست که به‌صورت ناخودآگاه دارن تصویر ذهنی چاقی رو تمرین می‌کنن! 😞🍟

مثلاً من خودم از کودکی چاق بودم، هیچ‌وقت تصویری از بدن متناسب خودم نداشتم. برای همین، تصور یه نسخه لاغر از خودم برام عجیب، سخت یا حتی غیرقابل باور بود.

اون‌هایی هم که قبلاً لاغر بودن، ولی سال‌ها با چاقی زندگی کردن، کم‌کم اون تصویر قبلی رو فراموش کردن. ذهنشون پر شده از آینه‌هایی که چاقی رو تکرار می‌کنن… از عکس‌هایی که حس خوبی نمی‌دن، از مقایسه‌ها، از سایز کردن لباس‌ها. 🪞📸

اینجا مشکل اصلی پیدا می‌شه:

ما هیچ‌وقت به ذهنمون آموزش ندادیم که چطور باید تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بده. چون تا ذهن نتونه لاغری رو ببینه، نمی‌تونه به سمتش حرکت کنه.

ذهن با تصویر حرکت می‌کنه، نه فقط با برنامه‌ریزی یا اراده‌ی لحظه‌ای. 🧠🎯

خبر خوب اینه که می‌تونی این مهارت رو یاد بگیری! مثل تمرین عضله‌ای که قبلاً استفاده نشده، اولش ممکنه سخت باشه، ولی با تمرین، قوی‌تر می‌شه 💪

✅ هر روز چند دقیقه چشماتو ببند، خودتو با بدن جدیدت تصور کن. لبخند بزن، حس کن سبک شدی، با عشق و اعتماد راه برو… اینا تمرین‌هایی هستن که به ذهن نشون می‌دن: “من این مسیر رو انتخاب کردم.”

وقتی تصویر ذهنی لاغری ساخته بشه، همه چیز تغییر می‌کنه. انتخاب‌هات، رفتار خوردنت، تحرکت، حتی حرف‌هایی که به خودت می‌زنی.

✨ پس وقتشه! وقتشه به ذهنمون یاد بدیم دوباره تصویر لاغری رو بسازه… تصویری که نه‌تنها واقعی می‌شه، بلکه قراره زندگی‌مون رو متحول کنه.

تاثیر مغز چاقیتصویرسازی ذهنی

💡 اگه می‌خوای این تمرین تصویرسازی رو با راهنمای صوتی و برنامه روزانه دنبال کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها این تمرین‌ها رو به شکل کامل در اختیارت می‌گذاره.

✍️ حالا بریم سراغ نقطه مقابلش: تصویرسازی ذهنی چاقی؛ در ادامه هم توی گام شانزدهم سراغ «توجه کردن به لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 64 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.52 از 46 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23336

64 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

64 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار طلی خسروجردی
      ۱۴۰۵/۰۶/۰۷ ۰۵:۳۷
      مدت عضویت: 257 روز
      امتیاز کاربر: 5359 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 484 کلمه

      اولا که با مفهوم تصویر سازی ذهنی آشنا شدم، فکر میکردم در روز ۳ دقیقه یا ۵ دقیقه هر چقدر کم لازمه یه جا بشینم، چشامو ببندم، سعی کنم به هیچی فکر نکنم و خودم رو تو همین حالتی که نشستم، متماسب تصور کنم. 

      کیف کنم

      لذت ببرم

      خوب بود

      به مرور متوجه شدم، یکم تعریفم از تصویرسازی نیاز یه اپدیت داره

      نیاز نیست مدام یه جا بشینم اینکارو انجام بدم.

      تصویر سازی یعنی همون فکری که یه لحظه از جلوی شیشه رد میشم، اندامم به چشمم میخوره و به ذهنم میرسه.

      به اون صحنه چطور نگاه میکنم؟

      اون لحظه فکر خوشحال کننده تو ذهنم میاد؟

      یا ناراحت کننده؟

      هزاران برداشت مثبت منفی کرد. ذهن خیلی خلاقه.

      چرا مثبت رو انتخاب نکنم وقتی منفی بهم ضرر میزنه؟

      چرا مثبت رو انتخاب میکنم وقتی بعدش تاثیرش رو رو بیشتر شدن تعهدم میبینم؟

      وقتی از جلوی شیشه رد میشم و اندامم رو میبینم، چندتا فکر مثبت و منفی میتونه تو ذهنم بیاد که درادامه میگم.

      مثبتاش:

      یه هدف جدید زدم(نوشتن یک جزوه ی اموزشی تو کسب و کارم). نمیدونستم چه مطالب و فصل هایی توش بیارم، با خودم‌میگفتم خدایا مگه میشه نوشتش؟

      من جزوه ی رایگان هم ساختم. اونجا بیشتر مطالب رو توصیح دادم. چطور تو این جزوه که پولی هست، مطالب عمیق تر بکار ببرم؟

      چطور که محاطب با خودش بگه ارزش خرید داره.

      رو کیفیت و جذابیتم حساسم.

      ازونجا که زیاد تو این موقعیتا بودم، گفتم میرم جلو حلش میکنم. باید سریع تر برم تو دلش تا ازین دو دلی و افکار رها بشم. چون قانونشه. همیشه وقتی یه هدف جدید رو شروع میکنم، اولش همین فکرا شروع میشه، بعدش انجامش میدم و تمام.

      درمورد جزوه هم اینبار همین شد. دیگه این چیزا برام طبیعیه.

      خب حالا که جلوی آینه اندامم رو میبینم، این فکر توی ذهنم مرور میشه:

      این اندام چاق، یک هدف جدید برای توئه.

      به ظاهرش نگاه نکن

      به اینکه چطور و چگونه

      به اینکه ایا میشه؟

      اینم عین هدف قبلیاست.

      اینجوری حسم خوب میشه.

      این یکی از فکرای مثبتیه که میتونم بکنم اون لحظه.

      یکی دیگه اش اینه:

      روزای اولی که شروع کردم، خبری از کم‌حجم شدن شونه هام، بازوهام، دور شکم و پهلوم نبود. 

      اون موقع احوالاتم چطور بود؟

      شک و عجله و احساس نشدن. ولی ادامه میدادم.

      الان احوالاتم چطور باید باشه؟

      اینکه تا یه مدت دیگه چربی های بخش های دیگه ای از بدنم نخواهد بود.

      یکی دیگه از فکرایی که به ذهنم‌میرسه اینه:

      لاغر شدن بدنم به مرور اتفاق افتاد.متوجهش نشدم.

      فکر میکردم تمرینات جواب نمیده ولی چون کم کم حذف میشد، این فکرو میکردم.

      پیشنهادی که استاد داد درست بود. بهتره بچای چرخ و رو اختراع کردن، حرف های استاد رو سریع تر بپذیرم‌. کمتر تجزیه تحلیلش کنم.

      اینکه گفته بود نتیجه برای هر کسی که ادامه بده محفوظه.

      اینکه قانونشه وقتی افکار تغییر میکنه، بدن نمیتونه تغییر نکنه.

      و مهم تر اینکه چشم رو باید روی ظاهر یه مدت بست. چون درگیر انتظار و عجله میشم. هی میگم پس چیشد؟ پس چیشد؟

      اگه اینکارو نمیکردم، هیچوقت لاغر شدن شونه هام و شکم پهلوم رقم نمیخورد. پس به نفعمه نگاه نکنم به بدنم. اگرم چشمم میوفته به نفعمه درست و مثبت و منطقی فکر کنم راجع بهش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا دمیرچلی
      ۱۴۰۴/۱۰/۲۳ ۱۱:۳۶
      مدت عضویت: 316 روز
      امتیاز کاربر: 19220 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 480 کلمه

      سلام و عرض ارادت به استاد گرامی وعزیزان همراه در مسیر لاغری باذهن 

      از وقتی قدم در این مسیر گذاشتم هر روز چیز جدیدی می آموزم

      از خداوند خواهانم که مرا در این مسیر ثابت قدم نماید

      از استاد سپاسگزارم که هر روز گام جدیدی را به ما می آموزند

      اینبار سخن از تصویر سازی ذهن است یعنی ما بتوانیم تصویر متناسبی از خودمون در ذهن بسازیم .

      درواقع بتونیم خودمون در اندام متناسب ببینیم واین درحالی است که ماهنوز تغییر آنچنانی نکرده ایم

      وقتی هر روز روی ترازو میریم و آن عدد ثابت است با کمی نوسان ،ذهن ما که عدد حالیش نیست فقط داره یه چیز ثابت رو میبینه و ضبط میکنه و ذهن ما نمیتونه تشخیص بده که ما از چه چیزی خوشمون میاد یا بدمون میاد فقط وقتی تکرار رو میبینه اون بعنوان یک چیز خوب وقابل قبول ثبت میکنه پس ما با اینکار  چطوری میتونیم خودمون رو در اندام متناسب ببینیم.

      از ین پس دیگه نباید خودمون رو وزن کنیم.

      استاد گفتند که وقتی پشت فرمان ماشین می‌نشستند  از اینکه در دست اندازها شکم خود رو میدیدندکه لرزش داره خیلی حالشون بد می‌شده. 

      در مورد خودم اینکه من عادت دارم همش لباساهم رو از کمد درمیارم و میپوشم وقتی میبینم که تغییری نکردم خیلی اذیت میشم و این چرخه رو همش با خودم تکرار می کردم .

      تازه فهمیدم که اینکار درست نبوده و همین باعث میشه که ما نتونیم تصویری متناسب از خودمون در ذهن مون بسازیم .پس دیگه نباید اینکارو بکنم.

      استاد به نکته دیگری هم اشاره کردند که نباید در مقابل آینه خودمون رو در ابعاد مختلف نگاه کنیم و با خود بگویم شکمم رو ببین چقدر بزرگ است یا از پهلو به خودمون نگاه کنیم که چقدر در قسمت پهلو چربی ذخیره شده است 

      تمام اینکارها که نام بردیم باعث میشن که ما نتونیم تصویر متناسبی از خودمون در ذهن خود بسازیم 

      با آگاهی از این موضوعات از این به بعد نباید اینکار ها رو تکرار کنیم.از این پس من تصمیم گرفتم که :

      ۱-هر روز وزن کشی انجام ندم.

      ۲-هروز لباسام رو از کمد در نیارم بپوشم که ببینم تغییری کردم یا نه

      ۳-هر روز اندام خودم رو در آینه  نگاه نکنم و خودم رو بابت شکم وپهلو سرزنش نکنم.

      با انجام ندادن این موارد بالا کمک کنم به خودم که بتونم تصویر متناسبی از خودم در ذهنم داشته باشم.

      دوستان من متوجه شدم در جمع بندی نکاتی که استاد در فایلهای آموزشی دارند به ما آموزش می‌دهند که ما خودمون رو اونجوری که هستیم بپذریم و خودمون رو دوست داشته باشیم وخودمون رو بابت هرچیزی سرزنش نکنیم و در واقع عزت نفس داشته باشیم 

      چقدر زیباست اینگونه پیشرفت کردن 

      چقدر زیباست که تمام این موارد رو در تمامی ابعاد زندگی رعایت کنیم 

      استاد گرامی از اینکه ما رو به خودمون باز می‌میگردونید سپاسگزارم

      حالا میفهمم که چقدر به خودم ظلم کردم چقدر خودم رو ندیدم 

      به یادم اومد در بخشی از آموزش‌ها  استاد به ما گفتند با خودتون طوری رفتار کنیدکه با عزیز ترین دوست خودتون  رفتار می کنید

      هزاران سپاس استاد عزیز 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۳ ۱۱:۳۳
      مدت عضویت: 2249 روز
      امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 448 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلامی به گرمی آفتاب سرظهر

      من یه تصمیم مهم گرفتم وچون کارخیلی خوبی کردم گفتم بیام بنویسم وخودمو تشویق کنم 

      من مدت ها یعنی سالها به خاطر خاصیت موادغذایی اونارو خوردم 

      وبیش از ۹۰ درصد چیزایی که درزندگیم خوردم از سر جبر وترس بوده

      اما یه تصمیمی گرفتم که دیگه این کارو نکنم

      از آنجایی که همه ما میدونیم همه خوراکی خوبن ومفیدن وهیچی بد نیست وما مسئولیت تامین ویتامین پروتئین کربوهیدرات وچربی بدنمون نداریم 

      واین بدن ماست که به طور هوشمند کار خودشو انجام میده ومواد مورد نیازشو دریافت میکنه درنتیجه یه بار ترس وبرای همیشه کنار گذاشتم وبه دلخواه خودم تصمیم گرفتم زندگی کنم

      من از امرور ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ دیگه چیزایی که دوست ندارم لااقل درخانه خودم نمیخورم وبیرون از خانه خودمم که به ماهی دوبار حدالکثر ختم میشه هم تعمیمش میدم وسعی میکنم این رو بیشتر کنم درزندگیم 

      راستش استاد جان 

      من همیشه عاشق پیتزا بودم 

      اما همیشه ترس از چاق شدن و…منو منع کرده از خوردنش 

      اما از دیروز رفتمو ووسایل پیتزا خریدم وخودم درخانه درست کردم واحساس خوشبختی رو دیروز وامروز تجربه کردم وتازه فهمیدم که یه عمر پرخوری کردم چون رضایت از چیزی که میخوردم کسب نکردم ولی دیروز سه تا تیکه پیتزا با لذت خوردم واونقدر لذت بردم وسبک بودم وسیر شدم که حتی نوشابه هم نخوردم که مزشو عوض نکنه 

      وحتی صبحونه هم پیتزا درست کردم وخوردم دوتیکه 

      ویک تیکشم گذاشتم برای وقتی گشنه شدم 

      ودراین دوروز چقدر درس ها گرفتم از این پیتزا وسبک جدید خوردنم 

      اول وقتی چیزی که واقعا دوست داری رو میخوری احساس رضایت مانع از پرخوری میشه

      دوم وقتی چیزی رو که دوست داری میخوری تازه به خطا های ذهنت آگاه میشی چراکه مثلا من فهمیدم که تکرار رو دوست دارم درخوردن ویک تیکه بهم احساس رضایت کافی وکامل نمیده 

      پس ذهنم بهم گفت دفعه بعد که خواستی بخوری یک تیکه پیتزاتو دوتیکه کن وبعد بخور ومن دیدم که وقتی برای امتحان امروز صبح یک تیکشو دوتیکه کردم چقدر احساس سیری زودتری دریافت کردم 

      سوم وقتی چیزی که دوست داری رو میخوری احتیاجی به عوض کردن طعم دهنمون با کنار غذا رو یا احساس نمیکنیم یا خیلی خیلی کم میشه 

      مثلا من اصلا میل به نوشابه وچای بعدش نداشتم ونخوردم 

      مثلا من متوجه شدم وقتی چیزایی رو صرفا به خاطر عرف بودن میخورم هی مدام دنبال کسب اون رضایت ولذت میرم ولذت درهی خوردن دنبال میکنم 

      مثلا دوران دبیرستان یه دوست داشتم فقط پیتزا میخوردومتناسبم بود 

      وهمیشه از غذاهای خونه فراری بود نه صبحونه میخورد نه ناهار نه شام 

      یه روز بهش گفتم واقعا چرا صبحونه نمیخوری مریض میشی وچاق میشی 

      گفت تو خوردی الان لاغر شدی ومشکلی نداری

      اون روز زیاد به حرفش دقت نکردم یعنی نمیتونستم با شرایط خونه ما به حرف دلم گوشم بدم 

      اما امروز متوجه شدم باید به حرف دلم گوش بدم وفقط برای خودم زندگی کنم نه بقیه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۱/۰۲/۲۴ ۰۸:۴۴
      مدت عضویت: 2216 روز
      امتیاز کاربر: 23781 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 567 کلمه

      سلااام

      چندین بار فایل رو دیدم و سعی کردم گفته های شما رو توی زندگی واقعیم ببرم و اولین گامم این بود که تشخیص بدم از چه راه هایی دارم تصویر سازی میکنم و الان برای خودم لیستشون میکنم که با آگاهی بیشتر راجع به خودم فکر کنم و تصویر سازی کنم و هر بار خواستم تصویر سازی در جهت چاقی انجام بدم از کارم آگاه باشم و دیگه ادامش ندم.

      کارایی که در مسیر چاق شدن انجام میدم:

      وقتی میخوام غذا بخورم به یاد روزایی میوفتم که به جسمم آسیب میزدم و پر خوری میکردم و حالم از غذا خوردن بد میشه چه به اندازه بخورم چه بیشتر یا کمتر از نیازم ، کلا حالم از عمل خوردن بد میشه به خاطر خاطره های رنج آور 

      راهکارش چیه؟ اول اینکه در مسیر لاغری با ذهن باشم و ادامه بدم و فرمول های خوردن = چاقی رو کمرنگ تر کنم هر روز ، دوم اینکه اون لحظه به یه چیز در لحظه ی حال فکر کنم و آگاهانه از خاطرات گذشته بیام بیرون مثلا به گلای قالی نگاه میکنم و با خودم میگم چه رنگی هستن و یا هر کار ساده ی دیگه ای که حواسم رو به زمان حال معطوف کنه نه گذشته

      من وقتی یه لباس قشنگ میپوشم به خودم میگم فلانی که اندامش عالیه ، اگه این لباسو میپوشید چقدر بیشتر بهش میومد و حسرت میخورم که اون اندام مال من نیست تا بتونم بیشتر لذت ببرم و این یه تصویر سازی قدرتمند از چاقیه

      راهکاری که براش به ذهنم میاد اینه که به قسمتایی از بدنم فکر کنم که خیلی دوسشون دارم و همیشه از دیدنشون توی آینه لذت میبرم مثله صورتم و کمرم یا دستام و این حالمو خیلی خوب میکنه ، یکی دیگه اینکه با همون لباس از خودم عکسای قشنگ میگیرم و اینطوری دفعه ی دیگه تصویر اون عکسایی که گرفتم میاد توی ذهنم به جای اینکه به فلانی خوش هیکل فکر کنم.

      من تمام خاطراتی که تا الان داشتم رو میارم توی ذهنم و همش به خودم میگم چقدر خوب میشد اگه توی تموم اون لحظه ها لاغر و متناسب و خوش اندام می بودم چقدر همه چیز قشنگ تر میشد چقدر بقیه بیشتر دوستم داشتن و ازم تعریف میکردن و این یه حکم خیلی محکمه که به من میگه الان چاقم و چاقی در من نهادینه شده و خودم رو نپذیرفتم و اگه ادامه بدم این باعث میشه این تصویرا بیشتر و بیشتر بشن و وقتی بهشون بیشتر توجه کنم دیر تر کمرنگ میشن و کار من سخت تره 

      پس من چند لحظه توی ذهنم به آب شدن یه شمع فکر میکنم تا آروم بشم و با خودم حرف میزنم و میگم که گذشته ها گذشته و تموم اون تجربه ها منو چیزی کرده که الان هستم و خوشحالم که الان اینم و میخوام خودمو هر روز یه پله ببرم بالا که اصلا کار سختی نیست 

      و من کافیم . نیاز نیست همه چیزم خوب باشه همیشه . من تلاشمو میکنم اما بعضی وقتا فقط باید حس کنم و بپذیرم 

      برای چاقی هم همینطوره ؛ یه زمانی شخصیت من ، شخصیت یه آدم چاق بود و خودم به وجودش اوردم خودمم همین الان از راه درستش شخصیتمو تغییر میدم و بعد رفتار هام تغییر میکنه و انتطاراتم از خودم عوض میشه

      خدایا شکرت برای این آگاهی ها

      از این به بعد آگاهانه درباره ی خودم فکر میکنم تا تصویرایی که از الان در ذهنم شکل میگیره متفاوت باشه از گذشته ی خودم و نتایج متفاوتی برام داشته باشه

      ممنونم استاد عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار saberizahra80
      ۱۴۰۰/۰۸/۰۸ ۰۸:۱۶
      مدت عضویت: 2495 روز
      امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 550 کلمه

      سلام🙂

      این فایل دقیقا گیر و ایراد من در مسیر لاغری با ذهنه….

      تصویر سازی ذهنی که من اصلا خوب انجامش نمیدم

      و با اینکه اینقدر شما تاکید کردین روی ممنوعیت ترازو یا سایز کردن یا توجه به نافرمیها جلوی آینه

      انجامش میدم

      اصلا این چالش رو دوباره انجام دادم تا این عادت توجه به چاقی ام رو کم کنم…

      ذهن ما اصلا نمیدونه تصویری که داریم بصورت واقعی میبینیم یا بصورت خیالی متصور میشیم چیه اصلا این احساس ما است که به اون تصویر معنی میده و دیدن اون تصویر با هر احساسی خوب یا بد در نهایت به عنوان علاقه ما به اون تصویر برای ذهنمون تفسیر میشه و ذهن ما هم که به هر چی ما علاقه داشته باشیم اونو بیشتر برای ما گسترش میده و تجربیات و شرایطی رو فراهم میکنه که از اون چیزی که به عنوان علاقه ما دریافت کرده بیشتر و بیشتر تجربه کنیم…و باز با احساسات عمیقتر و شدیدتر ما مواجه میشه و باز اونو بیشتر و بیشتر برای ما مهیا میکنه…

      تصویر ذهنی اینگونه ساخته میشه و واضح و پر رنگ میشه…

      و جالب اینجاست که ما در ساختن تصاویری که حال و احساسمون رو بد کنه خیییییلی مهارت داریم و برعکس در ساختن تصاویر با احساس خوب خیلی ضعیفیم

      خود من هر وقت حرف از تجسم و تصویر سازی ذهنی که یکی از مهمترین و موثرترین تمرینات قانون جذب هست لنگ میزنم و میدونم که اصلا خوب انجامش نمیدم

      ولی به طور نا خودآگاه و آموخته شده خیلی خوب و عالی میتونم یه فکر ساده منفی که مثلا درباره نگرانی در مورد یکی از عزیزانم هست رو قشنگ تا مراسم ختم و خاکسپاری و اتفاقات بعد از فوت اون جلو ببرم عین به فیلم سینمایی فول اچ دی پر از احساسات عمیق غم آلود….

      تنها کاری که تونستم این چند ساله انجام بدم این بوده که فکر نگران کننده رو تشخیص میدم و بالاخره یه جایی متوقف میکنم که بیشتر نشه به قول استادی سناریو دیگه کمتر میسازم

      ولی در مورد لاغر شدن و ثروتمند شدن اصلا تصویر سازی های خوبی انجام نمیدم که هیچ

      احساس ناامیدی که بارها و بارها با نتیجه نگرفتنها با وجود تمرینات سراغم میاد باعث میشه خیلی وقتها با خودم فکر کنم همه اینها الکیه و بی فایده است و من دارم پول و وقتم رو هدر میدم که اینهمه تمرین میکنم کتاب میخونم فایل صوتی و تصویری گوش میدم مراقبه میکنم شکر گزاری مینویسم و حال و احساسم رو سعی میکنم خوب نگه دارم…و درنهایت نشونه ای هم نمیبینم….

      ولی باز هم فردا صبحش که پا میشم دوباره تمرینهام رو مینویسم فایلم رو گوش میدم و کتاب میخونم و….این کارا….

      چون اصلا دیگه علایق قبلیم که فیلم دیدن و سریال دیدن و دورهمی رفتن و…هم بوده رو دیگه ندارم …پس از روی عادت هم هست و با وجود تمام اون نا امیدیها باز هم انجامش میدم…

      البته که میدونم گیر و ایرادم توجه به نافرمیها است هم در چاقی و هم در پیشرفت کاری و مالی…

      و همین کار به تنهایی باعث پیشرفت کند من به سمت نتیجه است….چون دارم با اینکار تصاویر قبلی رو واضح و واضحتر میکنم…باید تمام تلاشم رو بکنم که در عین حالی که نشونه ای نمیبینم حداقل توجهم رو به نافرمیها نبرم که تصاویر قبلی رو پر رنگتر نکنم تا کم کم تلاش ذهنیم برای لاغرشدن و ثروتمند شدن نتیجه بده….

      امید دارم که بالاخره در این مسیر به نتایجی که دوست دارم پله پله میرسم 👌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۳/۲۵ ۱۷:۲۵
      مدت عضویت: 2544 روز
      امتیاز کاربر: 9130 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,037 کلمه

      همه ی افرادی که اضافه وزن دارن از تصویرسازی  ذهنی برای چاق شدن  استادانه استفاده میکنن اما در متناسب شدن این مهارت رو ندارن چرا ندارن چون مدتها دارن از این امکان فوق العاده برای چاق شدن استفاده میکنن و سمت متناسب شدن کمرنگ شده  .و از این توانایی در لاغر شدن استفاده نمیکنن .

      چاق شدن باعث ایجاد تصویر ذهنی در ذهن  ما  میشه هر وقت ما روی ترازو میریم و عدد وزنی خودمون  رو میبینیم  این تصویر ذهنی رو در ذهن ما  پر رنگ میکنه و با این کار  ما به وضوح تصویر ذهنی خودمون  کمک میکنیم

      اوضاعت رو با ترازو نمیشه تعیین کنی ؟اوضاع رو با ذهنت باید ببینی   وقتی  هنیشه  بری روی ترازو و وزنت رو  که هی کمی بالاتر نیره رو ببینی  به ذهنت  تصویر  واضح  میدی  و چون با  دیدن عدد روی ترازو  حال   ما بد میشه این اوضاع رو  برای ما خرابتر میکنه و درواقع اون ذهن اون  احساس رو به همراه شکل فرد  رو ذخیره میکنه .

      حالا ساختن تصویر ذهنی  طریقهای مختلف دیگه هم داره :

      فرد  در آینه هی خودش رو میبنه  و  داره به اندام  چاق خودش نگاه میکنه و داره تصویر ذهنی چاق ذخیره میکنه 

      بعضی ها  به حرفها و نگاه های دیگران عکس العمل نشون میدن که  میگن این به چاقی من نگاه میکنه  و روز ی صد بار چاقی رو به یاد خودشون میارن و این فوق العاده خطر ناکه 

      و یه کار دیگه که استاد میکرد از تکون خوردن شکمش حین رانندگی بدش میومد و حواسش رو میزاشت روی چاقی شکمش،و میدونست این کار خوبی نیست و تمام حواسش رو از لرزشها و نگاهش برداشت چون این کارها تصویر چاقتر در ذهنش  به وجود میاره .

      باید  بتونی تصویر های ذهنی متناسبتر داشته باشی  .

      هر کس به هر وسیله ای حال خودش رو بد میکنه باید اول جلوی خراب شدن اوضاع رو بگیری  و اوضاع رو کنترل کنی بعد شروع به ساخت و ساز و ترمیم  کنی پس اول باید  ستاد بحران  تشکیل بدی 

      حق نداری به حرف دیگران واکنش نشون بدی 

      حق نداری به چاقیهاتو نافرمی های خودت  نگاه کنی و تاسف بخوری 

      حق نداری اگه لباس میپوشی هی  اونها رو زیر و رو کنی که لباس رنگ تیره رو پیداکنی که   تو رو لاعر تر نشون بده 

      هر کاری هر فکری که چاقی رو به یاد  تو میا ره اون تصویر ذهنی تو رو پررنگتر میکنه و این گام مهمی هست و باید توجهی به علایم اضافه وزن نداشته باشی و بعد خود به خود باید تصاویر لاغری به وجود بیاری باید از درون احساس سبکتری پیدا کنی   و از اون موقع به بعد تصویر لاعری هم میتونی به وجود بیاری .

      برداشت من از فایل :

      هر کاری هر فکری که باعث میشه من چاقی خودم برام پررنگتر بشه رو حق ندارم انجام بدم مثلا  :

      رفتن روی ترازو  ممنوع 

      رفتن جلوی آیینه و توجه به چاقی اندام هاممنوع 

      پوشیدن لباسهای رنگ تیره و خاص برای لاعر تر نشون دادن ممنوع 

      از اینکه  فعالیت نکنم و جایی حاضر نشم از ترس حرف  مردم که  در مورد چاقی من حرف نزنن ممنوع 

       خوردن غداهای خاص برای اینکه چاقتر نشم ممنوع 

      خوردن غدا در زمانهای  خاص برای اینکه چاقتر نشم ممنوع 

      ورزش کردن برای اینکه چاقتتر نشم ممنوع 

      …

      و اما هنوز من گه گاهی به چاقی خودم در آیینه و یا لباسها نگاه میکنم و حالم بد میشه اما سریع به خودم میام  (همین دیروز موقع  رفتن به مهمانی مانتو کوتاه پوشیدم و بعد زیرش جین آبی رنگ روشن پوشیدم و اما رفتم داخل آیینه خودم رو دیدم  خواستم سریع عوضش کنم چون از رانهای چاقم که پیدا بودن یکم جا خوردم    و اما  سریع به خودم گفتم که  کار خطر ناکی  و غلطی هست  باید خودم رو بپدیرم و دوست داشته باشم و به اندام های چاقم خیلی توجه نکنم  پس  گفتم من با همین مانتو وشلوار میرم مهمونی  و بسیار هم اندام خوبی دارم و اندام الان من  از گدشته ی خودم بسیار متناسبتر و عالی تر شده پس با همین لباسها میرم  و زودی حواسم رو به سمت اینکه الانم خوبم و عالیم و کلی کاهش وزن داشتم و سالم و سلامتم و … بردم و گفتم  من که الان  حالم خوبه و تا حدی هم متناسب تر شدم  و زندم و سلامت هم هستم و   هر روز در مسیر لاغری هم دارم  قدم برمیدارم پس هیچ عجله ای برای لاعر تر شدن  ندارم  و  من با حال خوب ادامه میدم و در نهایت چه بخوام چه نخوام لاعر تر میشم ) اما به هیچ عنوان خودم رو وزن نمیکنم   و خاطره ی خوبی از وزن کردن ندارم چون قبل از اشنایی من با دوره  کار من ورزش شدید و غذای رژیمی بد مزه بود و در نهایت عدد روی ترازو همیشه یکم بیشتر از دفعه ی  قبل بود  و من خیلی زجر  میکشیدم و ناراحت میشدم  و به همه میگفتم لا اقل ثابت بمونم هم گلایه ای ندارم ای کاش ثابت میموندم و لی نمیشه نمیدونم دیگه چی کار کنم اگر به رزیم و ورزش باشه که من دیگه ته این دو تا هستم  اخه باید چی کار کنم و همیشه ترازو  حال بد و ناراحتی بیشتر رو  به من هدیه میداد و وقتی وارد دوره شدم و از شر این هیولا رها شدم ارامش پیدا کردم و حال خوب پیدا کردم و دیگه استرس و نگرانی نداشتم  و هنوز  هم بعد گدشت ۱۸ ماه من هیچ وقت به روی ترازو نرفتم و نمیدونم دقیق چند کیلو هستم  و تمایلی هم به رفتن روی اون ندارم .

      و اما  من چون خیلی از وقتها در  حال رژیم گرفتن و کم کردن وزن بودم و  همیشه موفق هم شدم که بسیار  خوب وزن کم  کنم اما  هیچ وقت ماندگار نبوده و سریع برگشته برای همین خیلی تصویر و فیلم از گدشته ی نه چندان  دور  خودم دارم  که لاغر هستم  برام چیز محالی نیست که دوباره به اون  اندام برسم و بارها میگم من که  تا ۵ سال پیش در این وزن بودم و اما از دستش دادم و حالا دوباره میخوام از راه درست  به اون وزن ۵۹ کیلو  برسم و بارها به تصاویر لاعر خودم در گذشته  نگاه میکنم و لدت میبرم  حتی از صورت لاغرم هم لدت میبرم چون اون موقعها واقعا حالم از دیدن صورتم بد میشد و همیشه صورت لاغر و کشیده ی خودم رو  دوستش نداشتم و میگفتم خیلی لاعر شده و لی حالا بسیار لدت میبرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا زنجانی
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۱ ۱۹:۰۳
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      به نام‌ خدا
      فکر میکمم تمام کسانی که در این دوره شرکت کرده اند به این نتیجه مهم رسیده اند که تنها راه لاغری ، لاغری با ذهن است و راههای دیگه ای که ما در اون جسم خودمون رو تحت فشار میزاشتیم کاملا بی فایده بود
      تو همه اون روشها من فقط در حال فرستادن پالس های منفی به ذهنم بودم
      ۱ وقتی که باشگاه میرفتم اولین کاری که انجام میدادم وزن کردن خودم بود و از اونجایی که همه باشگاهها آینه دارن تمام مدت در حال بررسی جسمم بودم
      ۲ هر وقتی رژیم میگرفتم از فردای اون روز ترازو رو آماده میکردم روزی دوبار خودم رو وزن میکردم و متر هم دم دستم بود که سایز بگیرم
      ۳ هر زمانی که زیاده روی میکردم و از سفر برمیگشتم اولین کاری که میکردم وزن کردن خودم بود
      ۴ هر وقتی از مهمونی یا تولد برمیگشتم دوباره خودم رو تو اینه بررسی نیکردم یا وزن‌میکردم
      ۵ روزهایی که پیاده روی میکردم هم با متر و ترازو درحال بررسی بودم
      ۶ هر وقتی که به روزهای خاص خانومها نزدیک میشدم هم کارم وزن کردن و سایز گرفتن بود
      ۷ بعد از صبحانه ناهار شام میان وعده و دیگه دچار وسواس فکری شده بودم
      دیگه به جایی رسیده بودم که دنبال هزارتا بهانه برای چاقتر شدنم بودم و دائم تصویر چاقتر از خودم رو به ذهنم میفرستادم
      جمله طلایی این فایل🏅🏅🏅🏅🏅🏅🏅
      تکرار هر احساس به معنای علاقه شما به آن احساس است🔑🔑🔑🔑🔑🔑
      وقت بزاریم روی این حقیت سهل ولی سخت احساس من اون موقع بد بود دایم داشتم میگفتم دارم چاقتر میشم دیگه از دستم در رفته پس نتیجه جی بود احساس من به ذهنم دستور میداد بیشترش کن چون قانون همینه اون نمیفهمه شما چی رو میخواید چی رو نمیخواید فقط داره زیادترش میکنه و گناهی نداره منبع تغذیه اش احساس ماست و اون احساس هم بد بود و در مسیر چاقی .
      حالا با کمک خدا و آموزه های دوره در قدم اول ترازو رو کنار گذاشتم دیگه خودم رو سایز نمیکنم و دیگه به بسته شدن دگمه شلوارم و احساس کشش در لباسهام توجهی نمی‌کنم چون من یک فکر متناسب دارم من قرار نیست احساس بد داشته باشم که ذهنم اون رو زیاد کنه به جاش توجهی میکنم ودر مسیر بالعکس قدم برمیدارم
      اگه خودم رو تو اینه دیدم به قسمتهای چاق توجه نمیکنم دنبال سایز کردن لباسهای قدیمی ام نیستم من فقط به احساس خوبم توجه میکنم و اون رو زیاد میکنم که کائنات هم جواب احساس خوبم رو بده🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم