0

تصویرسازی ذهنی لاغری (گام پانزدهم)

تصویرسازی ذهنی
اندازه متن


حتماً برات پیش اومده که قبل از خواب یا موقع قدم زدن، خودتو توی یه بدن متناسب و سبک تصور کنی، نه؟ ✨

📍 این جلسه ادامه گام چهاردهم (تاثیر خوردن بر جسم) است.

این دقیقاً همون تصویرسازی ذهنیه! یعنی با قدرت تخیل، بدنی که می‌خوای بهش برسی رو توی ذهنت بسازی 🧠🎯 توی این بخش از چالش «من اینو نخوردم»،

قراره وارد دنیای تصویرسازی بشیم؛ جایی که رویاها کم‌کم واقعی می‌شن! این جلسه از مهم‌ترین مراحل لاغری با ذهنه، پس با دقت و عشق دنبالش کن 💖🌈

تصویرسازی ذهنی

حتماً برای تو هم پیش اومده که تصمیم بگیری لاغر بشی، رژیم بگیری، پیاده‌روی کنی یا ورزش رو شروع کنی… اما یه چیزی کم باشه! یه جور حس گم‌گشتگی… چون هر کاری می‌کنی، باز هم نمی‌تونی خودتو لاغر تصور کنی 🤔💭

اینجاست که قدرت عجیب و جادویی تصویرسازی ذهنی وارد می‌شه! 🌟

تصویرسازی ذهنی یعنی قبل از اینکه بدنت تغییر کنه، اول توی ذهنت شکل جدیدی از خودتو بسازی. مثل یه فیلم که توش نقش اول خودتی؛ لاغر، پرانرژی، با لباسی که عاشقشی، با بدنی که سبک و راحته 👗💃

ولی متأسفانه بیشتر افراد، مخصوصاً اونایی که مدت طولانی اضافه وزن داشتن، به‌جای ساختن تصویر لاغری، سال‌هاست که به‌صورت ناخودآگاه دارن تصویر ذهنی چاقی رو تمرین می‌کنن! 😞🍟

مثلاً من خودم از کودکی چاق بودم، هیچ‌وقت تصویری از بدن متناسب خودم نداشتم. برای همین، تصور یه نسخه لاغر از خودم برام عجیب، سخت یا حتی غیرقابل باور بود.

اون‌هایی هم که قبلاً لاغر بودن، ولی سال‌ها با چاقی زندگی کردن، کم‌کم اون تصویر قبلی رو فراموش کردن. ذهنشون پر شده از آینه‌هایی که چاقی رو تکرار می‌کنن… از عکس‌هایی که حس خوبی نمی‌دن، از مقایسه‌ها، از سایز کردن لباس‌ها. 🪞📸

اینجا مشکل اصلی پیدا می‌شه:

ما هیچ‌وقت به ذهنمون آموزش ندادیم که چطور باید تصویرسازی ذهنی لاغری انجام بده. چون تا ذهن نتونه لاغری رو ببینه، نمی‌تونه به سمتش حرکت کنه.

ذهن با تصویر حرکت می‌کنه، نه فقط با برنامه‌ریزی یا اراده‌ی لحظه‌ای. 🧠🎯

خبر خوب اینه که می‌تونی این مهارت رو یاد بگیری! مثل تمرین عضله‌ای که قبلاً استفاده نشده، اولش ممکنه سخت باشه، ولی با تمرین، قوی‌تر می‌شه 💪

✅ هر روز چند دقیقه چشماتو ببند، خودتو با بدن جدیدت تصور کن. لبخند بزن، حس کن سبک شدی، با عشق و اعتماد راه برو… اینا تمرین‌هایی هستن که به ذهن نشون می‌دن: “من این مسیر رو انتخاب کردم.”

وقتی تصویر ذهنی لاغری ساخته بشه، همه چیز تغییر می‌کنه. انتخاب‌هات، رفتار خوردنت، تحرکت، حتی حرف‌هایی که به خودت می‌زنی.

✨ پس وقتشه! وقتشه به ذهنمون یاد بدیم دوباره تصویر لاغری رو بسازه… تصویری که نه‌تنها واقعی می‌شه، بلکه قراره زندگی‌مون رو متحول کنه.

تاثیر مغز چاقیتصویرسازی ذهنی

💡 اگه می‌خوای این تمرین تصویرسازی رو با راهنمای صوتی و برنامه روزانه دنبال کنی، دوره ورود به سرزمین لاغرها این تمرین‌ها رو به شکل کامل در اختیارت می‌گذاره.

✍️ حالا بریم سراغ نقطه مقابلش: تصویرسازی ذهنی چاقی؛ در ادامه هم توی گام شانزدهم سراغ «توجه کردن به لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 64 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.52 از 46 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23336

64 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

64 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سحر سماوات
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۴ ۰۴:۲۲
      مدت عضویت: 708 روز
      امتیاز کاربر: 6490 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 827 کلمه

      سلام ‌.

      برای اینکه تصویر چاقی را از ذهن خود پاک کنیم 

      ۱- ترازو را کنار بگذاریم 

      ۲- نگاه کردن به خود را کنار بگذاریم .

      ۳- نگاه کردن به عکسهای خود را کنار بگذاریم .

      ۴- مقایسه کردن خود با دیگران را کنار بگذاریم . 

      ۵- متر و سایز کردن خود را کنار بگذاریم .

      ۶- دیدن تصاویر خود در آیینه های مغازه ها را کنار بگذاریم . 

      خب اینا رو میشه کنار گذاشت ولی شکم خودمون رو که بزرگه و دیده میشه یا رانها که کاملا موقع راه رفتن اذیت می کنه . 

      یا غلت زدن در رختخواب و بلند و کوتاه شدن 

      یا نفس نفس زدن بعد از انجام کار سنگین و زود خسته شدن 

      اینا رو چطور فراموش کنیم و نبینیم  ؟ 

      من خب میتونم هر وقت نگاهم به شکمم افتاد نگاهمو برگردونم . 

      ولی برای بقیه اش راهکاری ندارم 

      اما خب من  نمیخوام زیاد سردرگم بشم و  دوست دارم از حال بدم فاصله بگیرم . 

      نمیخوام در مرداب چاقی دست و پا بزنم . دوست دارم سرم رو بلند کنم . به نظر من همه ی انسانها یه ویژگی از طبیعت رو دارن .

      مثلا

      بعضی ها مثل دریا بزرگن و صبور و آرام و البته گاهی که خشم میگیرن طوفانی و در هم کوبنده . 

      بعضی ها مثل جنگل تاریک مرموز و در سکوت . در ظاهر آرام و دلپذیر اما در بطن این جنگل سرسبز و لذتبخش حیوانات درنده بسیاری چون خرس و یوز پلنگ و شیر و … زندگی می کنند 

      حضور در کنار  این افراد در عین اینکه خیلی لذتبخشه اما  ترسناکه و انسان حتما باید مراقب خودش باشه که  خیلی باهاشون ارتباط نگیره که سر و کله حیوانات وحشی درونشون پبدا بشه . 

      بعض ها مثل کوهستان هستند  شخصیتشون  بالا پایین زیادی داره . سراشیبی  ها و سربالاییهای تند و تیزی دارن مراقب نباشیم در هر دوش ممکنه زمین بخوریم . عوضش وقتی هم که قله شون رو فتح کردیم خیلی لذت زیادی از فتحشون میبریم . 

      بعضی ها مثل تپه می مونند شیبشون ملایمتره  آسیبشون مثل کوهستان نیست . یه پهنه دشت آرام که  انسان در اون آرام میشه .  بلندیها و دره ها خیلی با هم فرقی ندارند . اینجور افراد واکنش های سخت از خودشون نشون نمیدن .  چه در موقع عصبانیت و چه در موقع آرامش معمولا واکنشهای ملایمی نشون میدن . 

      بعضی ها مثل مردابن  حضور در کنار اونها درست مثل مرداب می بلعدت و دائم داری در کنار اونها دست و پا میزنی تا نجات پیدا کنی . 

      افرادی که  یکجا ماندن و رکود رو در زندگی  انتخاب کردن و هر کی باهاشون همراه بشه اگر  دستش به ریسمانی به بیرون متصل نباشه در زندگی با اینطور افراد غرق میشه . 

      بعضی ها مثل آسمان پهناور هستند هر چقدر  توشون پرواز می کنی انگار ته ندارن و دوست داری فقط با اونها و فضای اونها باشی انسانهای بزرگی که تنها آسیبشون اینه که پرواز بلد نباشی  و اگه میخوای با اینجور انسانها همنشینی لذتبخشی داشته باشی باید مثل عقاب تیزپرواز باشی تا از آسیب  پرندگان وحشی در امان باشی . 

      بعضی ها مثل زمین آسفالت هستند نه سراشیبی دارن نه سر بالایی کاملا صاف صاف که میشه با سرعت در اونها به اهداف رسید . البته چنین ویژگی  که صاف صاف باشه معمولا در  طبیعت نیست اینها ویژگیهای رباته که ساخت دست انسانه .  رباتها  زود به هدف میرسن و کارها و برنامه هاشون رو به نحو احسن انجام میدن . 

      دسته بندیهای بیشتری هم میشه کرد .

      من خودم به شخصه فکر می کنم از بین این چند مورد خودم مثل کوهستانم . یعنی بین بالا و پایین زندگیم خیلی تفاوت وجود داره . واکنشی هستم و  موقع عصبانیتم به قعر دره ها سقوط می کنم و موقع شاداب بودنم به اوج قله ها صعود می کنم . 

      این ویژگی هست که من بیشتر عمرم باهاش زندگی کردم .  واقعا سلیقه ی هر انسانیه که میخواد کدوم دسته از این انسانها باشه ‌ . 

      حالا اینا چه ربطی به تصویر سازی داشت . 

      ربطش به اینه که وقتی کسی  روند طبیعت رو شناسایی کنه و طبیعت خودش رو بفهمه مطابق زبان بدن خودش لاغر شدن رو انتخاب می کنه .

      مثلا  برای تیپ شخصیتی که طبیعتشون جنگله نمیشه همون فرمولهایی رو داد که به  تیپ شخصیت دریا میشه داد یا به تیپ شخصیتی کوهستان نمیشه همون فرمکلهایی رو داد که به  تیپ شخصیتی مرداب میشه داد . 

      مثلا منی که مثل کوهستان هستم  رو نمیشه باهاش مثل انسانهایی رفتار کرد که تیپ تپه هستن . 

      با این جور افراد باید کوهنوردی بلد بود تا در دره های اون پرت نشی . 

      خودمو می گم و درونمو . 

      من باید  کوهنورد خوبی باشم که بدونم در سراشیبی های اشتیاق و حال خوبم چطور خودم رو مدیریت کنم  که به قله برسم و کیف کنم و در سربالاییهای حال بدم  چطور حرکت کنم که  دچار طدفانها و بهمن ها  نشم و به قعر دره سقوط نکنم و دردمند نشم . 

      فعلا که من در دره چاقی گیر افتادم و دور تا دورم قله های فتح نشده ی بسیاری وجود داره و از طرفی باورهای مربوط به خودم رو هنوز درست شناسایی نکردم تا ببینم چطور با خودم همراه و هم جهت بشم تا از کوهستانم لذت ببرم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۹/۰۱ ۱۰:۴۱
      مدت عضویت: 1275 روز
      امتیاز کاربر: 11775 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 601 کلمه

      سلام استاد 

      خدارا شاکرم که درتاریخ 1402/09/01 این فایل را گوش دادم 

       هر احساسی تکرار شود آن احساس به عنوان یک موضوع مهم و مورد علاقه ما ثبت شده و در دستور کار گسترش ذهن قرار می گیرد.

      وچون ما در احساس آزاد هستیم ذهن به گونه ای طراحی شده که احساس مارا قضاوت نمیکند چون اگر ذهن خواسته باشد دراحساس ما دخالت کند این با اصل خلقت انسان مغایرت دارد 

      یکی از احساسهایی که برای ما تصویر سازی ذهن انجام میدهد تکرار این احساس است و بعد از تصویرسازی فکر میکند که این تصویر مورد علاقه ما است و با تمام توان سعی دارد مارا به سمت علاقه و احساس خودمان برساند 

      ما با وزن کردن خودمان روی ترازو وقتی به احساس بد میرسیم و تصویر چاقی بیشتر را درذهن خودمان تکرار میکنیم ذهن ناخودآگاه اصل را ازبدل تشخیص نمیده و فکر میکنه که چاقی بیشتر مورد علاقه ما است و مارابه سمت چاقی بیشتر سوق میدهد .

      سایز گرفتن با لباسها و متر این هم بدانگونه است وقتی ما از گرفتن سایز ناراحت میشویم و احساس بدی به ما دست میدهد ذهن نمیداند که این احساس بد است یا خوب چون درذهن ما گسترش و تکرار میشود و آن را جزء علایق ما میداند و مارا به سمت چاقی میکشاند .

      تماشای خود درآیینه چقدر من این عادت را تکرار کردم بارها درمقابل آیینه به شکم و بازوهای خود نگاه میکردم و بارها به خود میگفتم چطور من باید اینها را لاغر کنم و آن موقع اصلا نمیدانستم که برای ذهن تصویر سازی چاقی انجام میدادم و علاوه براینکه لاغر نمیشدم روزبه روز چاق تر میشدم 

      توجه به حرف دیگران بارها درمجالس و مهمانیها افرادی را میدیدم که از سر دلسوزی و یا نیش زبان میگفتند که چرا لاغر نمیشوی ولی نمیدانستند که من همه ی سعی خود را میکردم که لاغر بشوم ولی نمیشد و آنجا هم توجه من بیشتر به چاقی خودم بود و احساسم را بد میکرد و تصویر سازی 

      دیدن عکسهای دسته جمعی بارها شده بود در عکسهای دسته جمعی وقتی خودم را با اطرافیانی که درعکس بودند مقایسه میکردم میگفتم وای من چقدر چاقترازدیگران هستم ولی این را خودم وقتی درجمع هستم نمیدانم و خیلی ناراحت میشدم و میگفتم من دیگه عکس نمیگیرم و این حس بد توجه به چاقی بیشتر بود 

      توجه به نگاه دیگران  وقتی دریک محفل جدید میرفتم فکر میکردم دیگران با دیدن من چه فکری میکنند که فلانی چقدر چاقه بیچاره و حس دلسوزی و نوع نگاه دیگران برای من احساس بد ایجاد میکرد اصلا شاید دیگران درمورد من هیچ نظر و فکری نداشتند این بیشتر نگرش خودم به چاقی بود و به هرحال حس من بد میشد و تصویر سازی چاقی دربدن من زیادتر میشد و روزبه روزمن چاقتر میشدم 

      ما باید دید خود را مثلا نسبت به وزن ترازو تغییر بدهیم و بگوییم وزن یک شکل و یک عدد است و نباید احساس ما نسبت به یک عدد و شکل بد شود که احساس ما را خراب کند  ما باید اوضاع بدن خود را با توجه به افکار ذهنی بررسی کنیم که آیا ما فرمولهای لاغری را درذهن جایگزین کردیم و کارهایی را باعث تصویر سازی چاقی میشود انجام نمیدهیم و آنها را به تصویر سازی لاغری تغییر دهیم درذهن خود لاغری خود را تصویر سازی کرده که با لاغر شدن ما چقدر احساس شادی و آرامش و اعتماد به نفس بالاتری داریم و خیلی از کارهایی که قبلا نمی توانستیم انجام دهیم الان انجام میدهیم .

      اول باید جلوی تصویر سازی چاقی درا دربدن بگیریم تا اوضاع کنترل شود و ما را چاق تر نکند بعد ازاین شروع به ساختن تصویر سازی لاغری درذهن کنیم تا درمسیر لاغری حرکت کنیم و لاغری خودش را درجسم ما نمایش دهد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۲/۰۶/۲۲ ۲۳:۲۶
      مدت عضویت: 2544 روز
      امتیاز کاربر: 9130 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .

      سلام و درود فراوان به تمامی اهالی سایت تناسب فکری 

      تصویر سازی ذهن خیلی موضوع مهمی هست 

      که همه ی چاق ها به صورت ناخود اگاه در چاق تر شدن از اون  استفاده کردن اما برای لاغری بلد نیستن که استفاده کنن .حالا چرا  جریان اینطور هست ؟؟ چون  چاق ها سالها هست از این توانایی ذهن برای چاقی بیشتر  استفاده کردن و  اما حالا که خیلی وقته از لاغری فاصله گرفتن تصویر لاغری یادشون نمیاد که از اون استفاده کنن و یا بلد نیستن از اون برای لاغری استفاده کنن .

      من از وقتی در سایت هستم  یاد گرفتم  هرگز روی ترازو نرم و عدد وزنی خودم رو نیینم و هرگز این کار رو نکردم دقیقا برعکس گذشته ام که هر هفته روی ترازو میرفتم و چقدر حالم بد میشد و همون حس بد داشتن نسبت  به وزنم باعث میشد هی وزنم بالاتر بره و من  اون زمان نمیدونستم عیب کارم کجاس پس اعداد روی ترارو به تصویر تبدیل میشدن و یا اینکه رفتن داخل اینه و نگاه کردن به چربی های اضافه باعث چاقی بیشتر در ما  میشه و یا نگرانی و ترس از چلقی باعث چاقی بیشتر ما میشه و این کارها خیلی خطرناک هست و من هرگز نباید اونها رو انجام بدم و من خودمم در گذشته به،شدت به شکم چاقم و یا رانهای چاقم توجه میکردم و هر جای چاق  بدنم رو داخل دستم میگرفتم و میگفتم باید این چربی ها اب بشن و اما حالا اگاهم انجام این کار بسیار نادرست هست و نباید انجام بدم  من باید حواسم باشه توجهم رو از روی چاقی بردارم  پس هدف  تمام دوره ها این هست من توجهم  رو از روی چاقی که الان همراه من هست  بردارم و به لاغری که هنوز برای من  به وجود نیومده توجه کنم تا به هدفم برسم  و این هنر من  هنر جو هست .

      من باید بتونم تصویر عالی در ذهنم ایجاد کنم و هرگز نباید سراغ ترازو و اینه و افکار چاقی برم چون اینها باعث تصویر چاقی در ذهن ما میشن .

      همه ی اینها و هر کاری که چاقی رو به یاد ما میارن دارن تصویر چاقی رو ذهن ما پر رنگ میکنن و تا من جلوی این تصویرها رو نگیرم به سمت لاغری حرکت نمیکنم .

      من نباید تصویر چاقی رو پر رنگ کنم تا خود به خود روند لاغری من شروع به حرکت کند و من مطمعنم به زودی لآغر و  لاغرتر  میشم .فقط همینجا  تعهد میدم از چاقی بیشتر  در اندام هام و چاقی در جسمم نترسم و تعهد میدم هر وقت جلوی اینه رفتم عاشق خودم و جسمم باشم و به چاقی توجه نکنم و به اون قدرت ندم و  بگم بابا این که چیزی نیست به زودی از جسم من بیرون میره و من تعهد میدم کاری به ترازو و عدد وزنی ام نداشته باشم چون ارامش،من رو از بین میبره و اجازه نمیده من  این مهمان ناخوانده رو از جسمم بیرون کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۲/۲۲ ۲۱:۰۶
      مدت عضویت: 1356 روز
      امتیاز کاربر: 86841 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 562 کلمه

                       سلام شب شما بخیر باشه 

      ترازو وسایز ممنوع تماشایی جلوی اینه ممنوع انداز ه کیری لباس که کشاده شده یا تنک شده ممنوع دیدن وبررسی بدن جلوی اینه  ممنوع  توجه  حرف زدن دربار چاقی ودین عکس هابی خانوادگی خلاصه بیخیال مقایسه کردن اگه میخوای نتبجه بگیری و تصویر ذهنزچاقی روبیشتر نکنی 

      فبل از ورود به سایت تناسب فکری این وزن کشی یی مشکل بزگ برای من بود واون حس که وای نکنه وزنم بالا رفته باشه تو رژیمهای که من میگرفتم شب قبل استرس دلهره داشتم فکرم این بود که صبح چه وزنی این ترازو نشون میده صبح که میشد با کشیدن وزن یی پروژ داشت لباس سبک  باشه ناشتا باشی بی ادبی  گلاب به روتون روم به دیوار دستشویی رفته باشی وحالا وزن کشی انجام میدایم اگه وزنم پاین امده بود حالم خوب بود وای  ازروزی که وزنم بالا میرفت دیگه عصاب وروانم خراب میشد وحالم خراب خراب میشدبازم راضی نمشدم دوساعت دیگه دوباره وزن کشی انکا رتو دو ساعت موجزه میشه این ورن کم میشه اون با من لج میکرد میخواست لج من در بیاره یا زیادتر نشون میدا یا کمتر این دفعه دیگه نابو شده بوده 

       .ازروزیی که من وارد این سایت شدم تویی ۱۲ قدم روز ۲۱   ۱۰ وزن کشی داشتم تا تعهد بدم واخرین وزن کشی بود که انجام دادم ترازو از دید خارج شد متر دیکه دم دست باشه انداز گیری نداریم برای خودم تویی این ۶۰ روز شاید ۳۰ تا۴۰ باروسوسه شدم وزن کشی کنم دخترام به من گفتن ولی به شما تویی فایل لیزنمیخورم قول دادم که لیز نخورم تا خواستم اقدام کنم یی صدایی به من میگفت حواست باشه  داری لیز میخوری مواظب باش لیز نخوری تو قول دادی ولی امروز یادگرفتم  لباس هم اندازه نکنم این قول دوباره به شما که انجام ندم من خدا بخواد به قول قرار پایبندم 

      اما اینه ادم یادحج می اندازه خداقسمت کنه وفتی مهرم میشی نگاه کردن در اینه تازمان پایان اعمال است نباید در اینه نگاه کنی اعمال  دچار مشکل میشه همه اینه رو کاغذ می چسبونن تا نگاه نکنی 

      تو خونه هم اگه به اینه  نگاه کردن حس خوشحالی داشته باشی که دار م لاغر میشی چی ؟وخودتن تشویق کنی که داری موفق عمل میکنی چی؟ بازم نباید به اینه نگاه کنم ؟

      این کار هم تصویر ذهنی چاقی رو کسترش میده ؟ 

      یعنی اصلا به چاقی فکر نمی کنم ولی دارم خودم تشویق میکنم 

      سایز کردن باعث وضوح تصویر چاقی در ذهن احساس بدی از جاقی رو تکمیل میکنه این خودم واقعا حس کردم قبول دارم وفتی سایز زیا دشه اونم روح روان اعصاب خراب خراب 

      میشه ادم مایوس میکنه باره حتی متر رو پرت کردم واز خودم دور کردم اینطوری ازش انتقام گرفتم 

      تراوز ودیدن عدد روی ترازو مثلا اینگه سنگ که اون می تراشی مغز ادم سوراخ میکرد

      سایز کردن +وضوح تصویر چاقی ذهن + احساس بد + ترازوودیدن عدد+ سایز کردن + اندازگیر لباس + احساس =چاقتر شدن تایید میکند 

      ایستادن حلوی اینه ودیدن ووبرسی کردن خود کمک ابه وضوح تصویرچاقی است  

      توجه به حرف دیکران د ر باره چاقی یاپیش بینی حرف زدن در باره چاقی باعث تصویر جاقی است ودیدن عکس ومقایسه کردن خود با افراد متناسب احساس بدچاقی وتصویر چاقی است 

      من تازکی در خودم احساس میکنم وتصویر سازی ادم لاغر رو دارم انجام میدم کمی داره پر رنگ میشه اولش اصلا مثل دالون اون ته بودم ولی حالا داره هم نزدیک میشه هم واضح داره میشه بهم داره نزدیک میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۲/۲۱ ۱۱:۲۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 596 کلمه

      سلام و درود .

      اینجا یه سوال برام پیش اومده .

      وقتی ترازو سایز کردن و برانداز کردن خودمون در آیینه ایجاد تصویر چاقی در ذهن ما می کنه خب چه کاری ایجاد تصویر لاغری می کنه ؟ 

      یعنی وقتی برای چاق کردن خودمون یه ابزار برای تاثیرگذاری ذهنمون داریم  در همین راستا چه ابزاری برای لاغر کردن ذهنمون داریم ؟

      ما میدونیم انسانهای لاغری که میخواستن وزن اضافه کنند  هم از همین ابزار برای چاق کردن خودشون استفاده می کردند ولی هرگز موفق به چاق کردن خودشون نمی شدند . 

      پس ابزار چاقی و لاغری نمیشه یه چیز بیرونی باشه . چون چاقی و لاغری ما جسمی نیست ارتعاشی هست . 

      وقتی علاوه بر ارتعاش لاغری جسم  ارتعاش لاغری ذهن هم داشته باشیم این دو تا نور علی نور میشن و ما با تصویر سازی جهت حرکت جسم رو در جهت زیباتر شدن همراهی می کنیم . 

      گاهی اوقات ما لاغری رو نمیبینیم  و ناراحت میشیم و فکر می کنیم لاغری وجود نداره در حالیکه در لایه های زیرین لاغری جاریه و جریان لاغری در همه ی سطوح بدن هست . منتها مراحل تکامل آهسته اهسته است 

       ما نباید گرفتار عجله بشیم مدار لاغر شدن آهسته آهسته اتفاق میفته و نتایج آهسته آهسته خودشو به ما نشون میده . 

      ما تصویر لاغری رو برای خودمون در ذهن خودمون تصور کنیم هر روز باهاش زندگی کنیم باورش کنیم . 

      از لاغر بودن انسانها خدا رو شکر کنیم . حسادت نکنیم .  به جای شکایت خدارو شکر کنیم که ما هم در مسیر لاغری هستیم و لاغری رو در وجود خودمون دائمی می کنیم . 

      تصویر سازی دیگه در مورد لاغری برای غذاهاست . 

      تصویر چاق کنندگی از غذاها رو برای ذهنمان پاکسازی کنیم تا  از غذاها حس چاقی نگیریم . 

      تصویر چاق کنندگی از رفتارهامون رو پاکشازی کنیم تا دیگه از رفتارهامون نگران نشیم چون نگرانی یعنی حس چاقی داشتن . 

      خیلی تمرین کنیم روزانه به صورت عملی . 

      به نظرم هر صبح که از خواب بیدار میشیم تا شب در فکرمون نسبت به هر چیز بیرونی تصویر درست بسازیم . 

      وقتی جلوی آیینه می ایستیم تصویر لاغر بودن از خودمون تجسم کنیم . 

      وقتی شروع می کنیم به خوردن غذا تصویر لاغری از غذاها انتظار داشته باشیم . 

      ترس از چاقی رو رها کنیم . 

      با لاغر بودن زندگی کنیم . 

      نگرشمون رو مثبت کنیم و حال خوب رو در خودمون جاری کنیم . 

      خودمون رو با لاغری خسته نکنیم اینم یه مانع هست . با لاغری عشق کنیم . 

      لاغری نیومده که مارو خسته کننده . 

      لاغری سرگرم کننده است . 

      خودمون رو با لاغری سرگرم کنیم . 

      خلاصه با لاغری زندگی کنیم تا به امید خدا جسممون آروم آروم در مسیرش حرکت کنه . 

       ما آروم آروم چاق شدیم نباید انتظار داشته باشیم تند و تند لاغر بشیم . 

      پروسه آرامش در لاغر شدن رو بپذیریم تا دچار حس عجله و دور شدن از لاغری نشیم . 

      من وقتی فایلها رو گوش میدم و تمرینات روزانه ام رو انجام میدم حالم خوبه . اما دلم نمیخواد مرتب به کلمات نگاه کنم ببینم چقدر نوشتم . اینجوری تمرکز و هدف لاغریم میره . 

      ولی همینارو هم نباید برای خودم مانع کنم . وقتی با حس بنویسم اونقدر ناخوداگاه این اتفاق میفته که به خودم میام میبینم کلی نوشتم . 

      من با نوشتن لاغری رو برای خودم می نویسم . 

      من برای خودم میخوام لاغر بشم پس هیچی نباید حواس منو پرت کنه . 

      مهم اینه حس خوبی داشته باشم و با حس خوب بنویسم تا لاغری رو با حس خوب در خودم ثبت کنم وگرنه اگه با احساس بد انجام بدم و تمرینات رو برای خودم کسل کننده کنم دیگه تمایلم برای ادامه دادن کم میشه . 

      لاغری سرگرمیه نه خسته کننده . 

      من فقط باید نگرشمو عوض کنم تا از لاغر شدن همیشه حس خوب بگیرم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۱ ۲۲:۵۲
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 747 کلمه

      سلام و درود . 

      چقدر این فایل خوب بود . 

      اضافه کردن یه راه دیگه به راه زرشکی من اینو نخوردم . 

      من وزن نکردم . 

      من چاقی خودمو تو آیینه برانداز نکردم . 

      من با لباسام چاقی خودمو مرور نکردم . 

      من با متر و سایز گرفتن خودمو اندازه نکردم . 

      من به شکم و لایه های چربی توجهی نمی کنم .

      من موقع لباس پوشیدن دیگه نگاه به اندامم نمیکنم .

      این راههای اضافه کردن امروز به عادت من اینو نخوردم هست . 

      چیزی که امروز خودم میخواستم به عادتم اضافه کنم اضافه کردن  وقت به نخوردن بود . 

      امروز من که از خواب بیدار شدم چیزی نخوردم . 

      ساعت ۷ چیزی نخوردم .

      ساعت ۸ چیزی نخوردم .

      ساعت ۹ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱۰ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱۱ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱۲ چیزی نخوردم .

      ساعت ۱ چیزی نخوردم . 

      ساعت ۲  یک کفگیر اضافه عدس پلو نخوردم . 

      سیرابی نخوردم . 

      مرغ نخوردم .

      برنج نخوردم . 

      چند تا چیز باهم  نخوردم . 

      ساعت ۳ نصف لیوان کامل شربت عسل نخوردم .

      ساعت ۴ نخوردم .

      ساعت ۵  نخوردم .

      ساعت ۶ نخوردم .

      ساعت ۷ سمنو تا آخر ظرف نخوردم . 

      چند تا تکه لواشک  نخوردم . 

      روی هم خوری نکردم . 

      نگاه چاقی به خودم نداشتم . 

      فکر خوردنم نکردم . 

      ساعت ۸ نخوردم 

      ساعت ۹ نخوردم 

      الان نزدیک ۱۰ هست و من نخوردن رو بیشتر انتخاب کردم . 

      نه برای لاغر شدن که فهمیدم نباید به خاطر لاغری نخورم . 

      نخوردم چون سیر بودم . چون میلی نداشتم . چون دلم نمیخواست بخورم . چون حتی به فکر خوردنم نیافتادم . چون گرسنه نبودم . 

      من شخصیت متناسب کننده رو در وجودم دارم .

      برای پرورش شخصیت متناسب ترازو لازم نیست . سبک سنگین کردن و سنجش جسم لازم نیست . فقط لازمه هر روز قدمهایی کوچک در راه تغییر روش چاقی بدیم . همین تغییرات کوچک وقتی تکرار بشن به عادت متناسب کننده تبدیل میشن .

      خوردن دلیل چاقی نیست . اما زیاده از حد نیاز خوردن به دلیل فشاری که به جسم  و صدبرابر فشاری که به ذهن میده و ترس از چاقی ایجاد می کنه لازمه ترک بشه .

      فشار ذهنی پرخوری خیلی زیاده وقتی پرخوری کنی ترس از چاقی میاد بعد دلمون میخواد هی خودمون رو وزن کنیم تا فشار چاقی رو کم کنیم اما با وزن کردن باز ترس از چاق شدن یا ترس از لاغر نشدن مجددا میاد . 

      پس سنجش چاقی در جسم اصلا راه  ساخت شخصیت لاغریمون نیست . 

      هدف من فقط کاهش وزن جسمی نیست . هدف من پرورش شخصیت لاغری در وجودمه که شخصیت لاغر من میتونه همیشه جسممو لاغر نگه داره . 

      توجه شخصیت لاغر به چاقی نیست . نگاهش به چاقی بد نیست . از چاقی نمیترسه . به لاغریش ایمان داره . لازم نیست برای سنجش خودش هی بره روی ترازو . به غذاها نگاه چاق کننده نداره . غذا رو فقط برای رفع نیاز جسم میخوره . (گرسنگی و سیری ) . نخوردن رو برای لاغریش انتخاب نمی کنه بلکه انتخاب می کنه چون نیازش برطرف شده و دیگه گرسنه نیست . نخوردن بهش فشار نمیاره . خوردن رو تا حدی میخوره که نیازش رفع بشه و دچار حس فشار جسمی و ذهنی نشه  . فعالیت کردن رو به خاطر لاغریش انجام نمیده بلکه چون لاغره سبکه و بهتر میتونه فعالیت کنه .  چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت نمیده .مسئولیت چاقی رو میپذیره  و میدونه چاقی فقط یه انتخابه . خودشو لایق لاغری میدونه . کار لاغری براش راحته . سخت و عذاب آور نیست . به طبیعت بدنش توجه می کنه . طبیعت بدن لاغر بودن و سلامتیست . انسان سالم متناسبه و …. 

      اینا باورهایی هستن که شخصیت لاغر باهاشون سنجیده میشن البته از نظر من . من اگه بخوام سنجشی هم انجام بدم شخصیت لاغرمو با اینا میسنجم . گرچه اونقدر به این شخصیت  ایمان پیدا کردم  که اصلا نیازی به سنجش نیست . وقتی حالم خوبه و دارم هر روز تمریناتم رو انجام میدم و در زندگیم هم عملی می کنم دیگه دلیلی برای سنجیدن وجود نداره . خب کم کم تمام اضافه وزن جسمی از بین میره و به مرور شخصیت متناسب من جسممو متناسب می کنه . پس امروز یاد گرفتم نگاه چاقی به هیچ عنوان به جسمم نداشته باشم و  تمرکزمو فقط بزارم روی یادگیری و عمل  . تا عادت هام کم کم تغییر کنند .

      لاغری با ذهن تنها راه لاغر شدنه . چون  درون یک انسان رو تغییر میده . بینش یک انسان رو تغییر میده . کلا فلسفه چاقی رو از جاری شدن در  ذهن یک انسان به فلسفه لاغری تبدیل می کنه . 

      لاغری با ذهن یک علمه که همه انسانها لازمه اون رو بشناسن  تا بتونند مابقی عمرشون رو در سلامتی جسم و جان زندگی کنند . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۱/۰۱/۱۴ ۱۶:۱۶
      مدت عضویت: 2544 روز
      امتیاز کاربر: 9130 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,058 کلمه

      سلام  به همگی 

       من با تصویر سازی ذهنی در  گفته های استاد در این مسیر تا حدود زیادی  آشنا شدم و متوجه شدم در زمان گذشته که رژیم داشتم چقدر عالی داشتم برای چاقی خودم تصویر سازی ذهنی  میکردم یادم هست  پس از رسیدن به تناسب اندام  زیر نظر کارشناس تغذیه که اون تناسب رو  با  چنگ و دندون به دستش آورده بودم هر هفته خودم  رو  وزن میکردم که مبدا از دستش بدم  و اما  میدیدم که چقدر راحت داره وزنم بالا میره  وهمش غصه و نگرانی و ترس از چاقی بیشتر داشتم حتی یادم یه روزهایی بعد از رفتن روی وزنه و دیدن عدد بیشتر با اون همه محدودیت غذایی  اینقدر ناراحت میشدم که دیگه اطرافیانم میدونستن چرا من حالم بده و همش به من  میگفتن به خاطر حساس بودنت هست. و میدیدم که خواهر بزرگم  که با من  دو ماه رژیم گرفت و ورزش کرد و دیگه رها کرد و حساس نبود  چقدر لاغر تر من شده و همانطور مانده  که مانده و خیلی جاها مواد غذایی میخورد که من جرات خوردن نداشتم و خیلی وقتها در زمانهایی خواهرم  غذا میخورد که برای من ممنوع بودن و من هرگز جرات این کار رو نداشتم و اما من به خاطر فرمول‌های ذهنی اشتباهم و یه سری کارهای اشتباهم هر روز چاقتر میشدم اما خواهرم خیلی راحت بود و هر روز متناسب تر میشد تا با این راه آشنا شدم و متوجه خیلی از خطاهای خودم شدم که به قول استاد اگر من فقط اونها رو انجام ندم خود یه خود لاغر میشم و انصافا با انجام ندادن خیلی از کارهای اشتباهم در اوایل آشنایی  با سایت من کلی ریزش سایز و وزن داشتم و اما هنوزم بعد از مدتها  که در مسیرم و کاارهای اشتباه گذشته رو انجام نمیدم مثلا هرگز خودم رو وزن نمیکنم ,هرگز در مورد چاقیم با کسی حرف نمی‌زنم ،هرگز  افکار منفی در مورد خوردن رو مرورنمیکنم  در آینه به  چاقی خودم توجه نمیکنم،مدام خودم رو در آیینه  بررسی نمیکنم و….

      اما باید بگم همین دیروز یه ست  لباس خاص داشتم که برای تفریح در باغ پوشیده بودم که کمرشلوارم روبه نسبت بالا آورده بودم و حین قدم‌زدن در باغ  دستم روی شکمم کشیدم که دیدم به خاطر شلوار  شکمم دو تیکه شده و من ناخود اگاه   قسمت بالا و پایین  شکمم رو در  دستم  گرفتم  و خوب لمس کردم و گفتم وای انگار شکمم برجسته  تر شده (تصویر سازی ذهنی کردم ) اما سریع دستم رو برداشتم و گفتم نه خیر عالی هستم و این مقدار شکم در مقایسه با قبل من عالی. و کوچکتر هست پس بی خیال این افکار شدم و متوجه شدم کارم  اشتباه هست و امروز دقیقا این فایل تلنگری بود برای من .

      و یا اینکه من قول دادم مدام خودم رو داخل آیینه چک نکنم و به اندام های چاقم توجه نکنم برای همین مدتها هست پشت به ایینه لباسم رو عوض میکنم  و  همچنین با آیینه قدی هم در سالن خونه هم مدتها هست که  اوکی شدم  و از اون  بیشتر برای ارتباط بهتری با خودم برقرار کردن  و یا  به چهرم  نگاه کردن  و یا برای  اهنگ خوندن وخوشحالی  کردن جلوی آیینه میرم و کلا سعی کردم اصلا به دنبال چک کردن اندام خودم در آیینه نباشم و فقط برای ارتباط قوی و دوستانه داشتن با خودم از اون استفاده میکنم  و یا  از دور و  یا نزدیک  نگاه کلی به خودم میکنم 

      یعنی دارم تصویر سازی ذهنی میکنم یعنی می‌خوام تصویری از اندام های چاق و یا نافرم خودم  رو خیلی مرور نکنم تا  در ذهنم کمرنگ بشن به جای اون به  اندام های زیبا در اطرافم توجه میکنم مثل دخترم و یا خواهرم و یا خواهر همسرم و یا اون اندام های زیبا که در گالری ذخیره کردم نگاه میکنم و یا اینکه عکسی از دوران تناسبم داشتم که تا مدتها به اون نگاه میکردم و اما ظاهراً از گوشیم پاک شده چون دیگه نمیبینمش اما بازم باید بهتر رفتار کنم و هیچ وقت اندام های چاقم رو لمس نکنم .و بارها بگم و نگاه کنم و ببینم که چقدر من با بودن در این راه متناسب تر شدم و به اون اندام های  خودم که تغییر کرده نگاه کنم  و خوشحال باشم 

      یا اینکه  باید بگم هنوزم بعضی اوقات که در کنار افراد متناسب قرار میگیریم و می‌خوام لباس تنگی  بپوشم و یا مانتوم رو در بیارم کمی میترسم که مبادا از دیدن فلان قسمت بدنم وحشت کنند و یا پیش خودشون بگن فلانی انگار  هنوز چاق هست و یا اینکه میترسم پیش خودشون بگن  ببین فلانی چه اندام نافرمی داره و خلاصه اینکه  اینم یه مانع ذهنی دیگه هست که بهتر از قبل شدم ولی هنوزم باید روی خودم کار کنم و خودم رو همانطور که هستم بپذیرم و کاری به هیچ قسمت بدنم نداشته باشم و با هر پوششی که دلم بخواد در هر کجا حاضر بشم خدا رو شکر همیشه عالی هستم ولی گاهی اوقات  در کنار افراد خاص متناسب  با لباسهای قالب تن حاضرشدن  برای من سخت هست و فکر میکنم الان فلانی که متناسب هست   به رانها و یا شکم چاق من نگاه می‌کنه پس بازم با مرور این دوره کلی از  نفطه ضعفهام داره برام مشخص میشه که باید تمام اونها رو بپذیرم و بهتر بشم .

      من از این به بعد به خودم قول میدم هیچ قسمت بدنم  رو برای اینکه بگم چربی اضافه  داره  لمس نکنم و به اون توجه نکنم و در آیینه به خودم نگاه نکنم .

      و دوم اینکه در جلوی هر فرد متناسبی با هر پوششی. که بودم حاضر بشم حتی لباسهای چسبان و اندامی رو اگه دوست داشتم بپوشم و نگران حرف هیچ کس نباشم که توجه به چاقی هست و هر رنگ شلوار و هر مانتو و هر مدل لباس روبه راحتی به تنم کنم که با این کار  به  چاقی قدرت ندم  پس قول میدم  ترسی از دیده شدن اندامم ندارم و به راحتی با پوشش دلخواهم  در همه جا حاضر میشم .

      و باید بگم به شدت از زمانی که خودم رو وزن نمیکنم  ارامش دارم و حال خوب دارم و لاغری بیشتری دارم و برای مزه کردن و چشیدن این همه طعم های ینظیر  در  این مسیر حاضر نیستم حتی براری یک بار هم که شده به زمان قبل برگردم و اون همه رنج و سختی و ناراحتی و غصه  و چاقی رو  خودم به خودم با افکار و کارهای نادرست هدیه بدم .

      خدا رو بی نهایت سپاسگزارم  که در این مسیر عالی با استاد عالی همراه هستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۲ ۱۸:۰۰
      مدت عضویت: 2123 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 821 کلمه

      سلام بر صورت بی صورت معشوق😍

      همواره تصویر زیبای خدا باشید🕊

      ایجاد تصویر ذهنی لاغری در لاغر شدن مؤثره و این موضوع بسیااار مهمه🌟

      همه ی افرادی که اضافه وزن دارند به خوبی در ذهنشون تصویرچاقی را دارند و به مسیر چاقتر شدن خود کمک می کنند ولی همین افراد در روند لاغری قادر نیستند در ذهن خود تصویر لاغری ایجاد کنند و به دولیل یکی اینکه دسته ی اول  افرادی هستند که از کودکی اضافه وزن داشتند و هیچ وقت تصویر متناسبی از خود ندیده اند و دسته ی دوم افرادی هستند که تا چندسال قبل متناسب بودند ولی تصویر لاغری خود را فراموش کردند و این در حالی است که در هر روش لاغری که بودند و سعی داشتند که اضافه وزن خودرا کم کنند باز تصویر ذهنی چاق داشتند و هر بار این تصویر را پررنگ تر می کردند و در نتیجه از تلاشهای خود خسته می شدند و در نهایت ناامید و رویای لاغری خود را رها می کردند .

      احساس لاغری، در ذهن باعث ایجاد تصویر ذهنی لاغر می شود و احساااس چاقی ،در ذهن باعث تصویر ذهنی چاق می شود 🌟

      برای ذهن ما نتیجه مهم نیست که آیا ما رضایت داریم یا نه ؟! و فقط به احساس ما توجه می کند و هر چقدر درجه ی احساس ما چه خوب و چه بد بیشتر باشد خلق رویا سریعتر و بهتر روی می دهد .

      ذهن ما هرگز ما را قضاوت نمی کند چون اینکار با اصل خلقت و اراده و آزادی که به ما داده شده است در تضاد است و در نظر ذهن ما احساس ما علایق ما هستند و درخواستمون برای خلق شدنش ⁉️

      چگونگی ایجاد تصویر ذهنی 🤔⁉️

      هر بار که خودمون رو وزن می کنیم و با عدد روی ترازو مواجه میشیم احساسمون بد میشه یعنی ذهن ما اصلا براش ترازو و عدد معنی نداره ولی اون حسی که از عدد روی ترازو به دست میاد جز قوانین و دستورالعمل کارش هست و البته این عادت مخرب از پزشکان و کارشناسان تغذیه که خواستند وزن ما رو کنترل کنند به ما ارث رسیده و باید (از ارث گذشتگان بگذریم 😉😇)

      من خودم زمانی که اضافه وزن داشتم و از روش رژیم و تغذیه استفاده می کردم روزی چندبار خودمو وزن می کردم اصلا با ذوق یه ترازو خریدم گذاشتم کنار تختم خلاصه با هر تجربه ای از دیگران می رفتم روی ترازو …

      بعداز اجابت مزاج،صبح زود ،قبل از سیکل ماهیانه ،یک هفته بعد از سیکل ماهیانه،قبل از ورزش ،قبل از حمام ،قبل از غذا خوردن جالبه همیشه هم عدد در روز یکی بود با گرمهای متفاوت ‼️و هر بار وسواس من به عدد بیشتر می شد و الان چقدر آسوده ام که ۶ماهه روی ترازو نرفتم .سایز کردن لباسها گاهی روی شوق و گاهی روی حرص هم همون احساس بد رو به وجود میاره ،من همین چندروزه پیش لباسهای مجلسیمو تست کردم یکی اندازه بود کمی خوشحال شدم ولی منفی باف گفت باید بیشتر لاغر میشدی …یکی دوتا هم نه و همش تصویر چاق میومد تو ذهنم پشت سرش انقدر خورده بودم که از فشار معده نمی تونستم بخوابم اونم بعد از چند ماه این اتفاق افتاد احساس بد ،ناامیدی و شکست و تست کردن خود در آینه که این عادت هم متاسفانه دارم و با چشم نه!اما درونی خودم رو تست می کنم بدنمو جمع می کنم تا حس کنم چقدر لباسم چسبان یا آزاد شده …صحبت دیگران و نظراتشون در مورد چاقیمون که دیگه هیچ انگار مهر تأییده به شکست خوردن و این احساس بد باز با تکرار و مرور در ذهن بیشتر میشه تجربیات دیگران از مسیر چاقیشون یا پیشگویی اونها از وضعیت آینده چاقیشون که انتظار چاقی رو تقویت می کنه و فکر به اینکه چی بپوشم لاغرتر نشونم بده یا چه رنگی باشه ؟حساس شدن به نگاه دیگران که آیا اون فرد داره به اندام چاق من نگاه می کنه ؟الان چی میگه؟یه وقتهایی هم ادای قهرمانهارو در میاریم میریم جلوی آینه با دسته چربیهای اضافه شکم یا پهلو و بازو رو میگیریم و میگیم اینها باید آب بشند یا اگر نبودند چی می شد؟! مقایسه کردن اندام خودمون با دیگران مخصوصا در عکسهای دسته جمعی و یا به هنگام جشن ها و خلاصه هرفکری و رفتاری که ما را به تضاد با چاقی برسونه باعث احساسهای بدی در ما میشه با درجه ای بالا که مثل مداد سیاه دارند اون تصویر ذهنی چاق رو در ذهنمون پررنگ تر می کنند. 

      اولین و بهترین کار برای ایجاد تصویر لاغری در ذهن این هست که برای اوضاع به هم ریخته یک ستاد بحران تشکیل بدیم اول تخریبها رو ترمیم کنیم این که توجه به مواردی که گفته شد نداشته باشیم همین که احساسمون در مورد چاقی بد نشه یعنی احساسمون خوبه و خودبه خود تصویر لاغری که در ذهنمون وجود داره پدیدار میشه 🌟 

       می تونیم تصویر عکسهایی که متناسب بودیم رو ببینیم و در مورد لاغری با ذهن در سایت تناسب فکری مطالب را بخونیم ببینیم و بنویسیم و خدا را شاکر باشیم که در مسیر صحیح و پرنعمتی قرار گرفتیم .

      خدایا شکرت  عااشقتم ♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم