🌟 خیلی از افرادی که اضافهوزن دارند، سالها دنبال این هستن که بفهمن علت چاقیشون چیه 🤔؛ یه روز رژیم جدید، یه روز ورزش سنگین، یه روز دارو… اما هیچکدوم نتیجهی ماندگار نمیده. چون واقعیت اینه که مسیر رو اشتباه رفتن! 🚫
✅ اگه فقط یک بار با دقت به تاثیر مغز بر چاقی خودشون فکر کنن، تازه متوجه میشن که ریشهی همه چیز توی ذهنشونه، نه توی بشقاب غذا! 🧠💥
💭 تصور کن ذهنت یه فرمانده است و بدن سربازشه… اگه فرمانده بگه گرسنهای، بدن اطاعت میکنه!
اگه یاد بگیری با تصویرسازی ذهنی فرمانهای درست به مغزت بدی، لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه برای همیشه باقی میمونه! ✨🍀
🌱 لاغری با ذهن و وضعیت جسمانی من
تا ۳۵ سالگی، زندگیام با اضافهوزن گره خورده بود. هر سال چاقتر، خستهتر و ناامیدتر… 🥺 سالها دنبال راهی بودم برای لاغری دائمی، اما هیچکدام از رژیمها، ورزشها یا مکملها نتونستند کاری از پیش ببرن.
چون من داشتم فقط ظاهر ماجرا رو تغییر میدادم، نه ریشهی چاقی رو. ⚖️
👨👩👧 اون سالها باور داشتم که چاقی من ارثیه… فکر میکردم بدن من طوری طراحی شده که باید چاق باشم و تنها راه نجات، مراقبت و محدودیت همیشگیه. اما حقیقت اینه که مغز من باورهای اشتباهی ساخته بود، و من ناآگاهانه اونها رو هر روز تکرار میکردم.
🧠 وقتی با تأثیر مغز بر چاقی آشنا شدم، ورق برگشت.
فهمیدم چاقی من نتیجهی فرمولهایی ذهنیه؛ فرمانهایی که مغز صادر میکنه و بدن فقط اجراشون میکنه.
📌 و یه نکته مهم اینه: مغز مرکز فرماندهی بدنه. هر اتفاقی که توی بدن میفته، با دستور مغزه. پس چاقی هم بدون شک تحت فرمان مغزه، نه غذا، نه ژنتیک، نه متابولیسم!
❌ دلیل اینکه رژیمها و روشهای رایج لاغری جواب نمیدن هم همینه… چون هیچکدومشون برای تأثیر مغز بر چاقی ارزشی قائل نیستن. اونا فقط به بدن دستور میدن، در حالی که باید مغز رو قانع کرد.

🧠 تاثیر مغز بر چاقی دقیقا چطوریه؟!
شاید برات عجیب باشه، اما تاثیر مغز بر چاقی خیلی بیشتر از چیزیه که تصور میکنی! 😲
همهچی از فرمانهایی شروع میشه که مغز ما هر روز و هر لحظه صادر میکنه… بله، دقیقا مثل یه فرمانده واقعی! 🎯
🧬 فرمانهای مغزی دو نوع هستن:
✅ ۱. فرمانهای اصلی و غیرقابل تغییر
اینها فرمانهای حیاتی هستن؛ مثل کنترل ضربان قلب ❤️، نفس کشیدن 🌬️، تصفیه خون 🩸، هضم غذا 🍲 و کلی چیز دیگه.
مغز اینها رو اتوماتیک انجام میده، چون اگه اشتباهی رخ بده، زندگیمون به خطر میافته!
🔄 ۲. فرمانهای فرعی و قابل تغییر
اینجاست که تاثیر مغز بر چاقی خودشو نشون میده! ✨
این دسته از فرمانها، توی طول زندگی و بر اساس یادگیری شکل میگیرن. مثلاً:
- 🗣️ صحبت کردن
- 🎹 نواختن موسیقی
- 🍽️ و حتی رفتارهای غذایی ما!
بله! اینکه کی گرسنهمون میشه، چی میخوریم، چقدر میخوریم… همهاش نتیجهی فرمولها و فرمانهایی هست که مغز ما یاد گرفته!
🔁 آیا میشه این فرمانها رو تغییر داد؟
شاید نشه فرمولهای قبلی رو “پاک” کرد، اما میتونیم با آموزش دوباره مغز، مسیر جدیدی بسازیم! 🧠🚀
تو با تکرار افکار درست، میتونی فرمانهای جدیدی به مغزت بدی، مثل:
👈🏻 “من عاشق متناسب بودنم”
👈🏻 “من فقط وقتی گرسنهام غذا میخورم”
👈🏻 “من با آرامش غذا میخورم و ازش لذت میبرم”
💡 یه نکته خیلی مهم و امیدبخش:
مغز تو از اول همهی فرمانهای لازم برای متناسب شدن رو بلد بوده!
به افرادی نگاه کن که همیشه متناسب هستن، بدون رژیم، بدون استرس… اونا از همون فرمانهای طبیعی و درست مغزشون استفاده میکنن. 🧘♀️💖
💥 پس اگه کسی چاق شده، معنیش این نیست که مغزش خراب شده! فقط فرمانها و باورهایی اشتباه توی مغزش جا گرفته که باعث شده تاثیر مغز بر چاقی به ضررش عمل کنه.
✅ اما خبر خوب اینکه: این مسیر کاملاً قابل بازنویسیه!
📌 پس یادت باشه:
✨ تاثیر مغز بر چاقی، یعنی همون لحظهای که مغز تصمیم میگیره تو رو چاق یا متناسب کنه!
و تو میتونی با یادگیری ذهنی، تصویرسازی و تکرار درست، فرمون رو به دست بگیری 🚗💨

🌟 تاثیر ذهن بر مغز و ارتباطش با چاقی
ذهن ما یه فضای بیانتهاست… 🎈 تو ذهنمون میتونیم هر چیزی رو مرور کنیم، تجسم کنیم، حتی چیزی رو ببینیم که هنوز اتفاق نیفتاده! 😍💭
🧠 اما مغز چطوره؟
مغز فقط بلده چیزهایی رو که دیده یا شنیده به یاد بیاره. یعنی فقط با گذشته کار داره. در حالی که ذهن با آینده سر و کار داره…! آیندهنگری، خیالپردازی، تصویرسازی… همه کارهای ذهنه نه مغز.
🤯 حالا جالبه بدونی که:
برای مغز، چیزی که توی ذهن میگذره واقعی حساب میشه! یعنی وقتی توی ذهنت به یه اتفاق ناراحتکننده فکر میکنی، مغزت اون رو واقعی تصور میکنه و سریع واکنش نشون میده! 😱
همون حسهایی مثل استرس، دلدرد، تپش قلب… همه اینا نشونههای واکنش مغزه به تصورات ذهنیه.
🧠💥 تاثیر مغز بر چاقی دقیقا از همینجا شروع میشه!
مثلاً مغز هیچ برنامهای برای اینکه تو رو چاقتر کنه نداره!
اما وقتی تو مدام توی ذهنت به چاقتر شدن فکر میکنی، نگران میشی، میترسی، با خودت میگی «نکنه دوباره چاق بشم» یا «همیشه چاق میمونم»…
مغزت این فکرها رو جدی میگیره و واکنش نشون میده 😬
✅ نتیجهاش؟
فعال شدن فرمانهای چاقی، بیشتر خوردن، کمتر حرکت کردن، و در نهایت چاقتر شدن… و این همون تاثیر مغز بر چاقیه که خیلیها نمیدونن!
🥗 اما چرا عملکرد مغز درباره غذا خوردن اشتباه میشه؟
همه ما برای زنده موندن به غذا نیاز داریم، درست مثل نفس کشیدن. اما چرا نفس کشیدن تو همه آدمها درست انجام میشه، اما غذا خوردن نه؟!
✅ دلیلش اینه: تفاوت در ذهن افراد!
👤 ذهن یه فرد چاق پر از نگرانی، باورهای محدودکننده و تصویرهای منفی از غذا و بدنشه.
در حالی که 👩🦰 ذهن یه فرد متناسب آرومه، رهاست، و به غذا بهعنوان یه نیاز طبیعی نگاه میکنه، نه دشمن!
🧠 ارتباط مغز و جسم؛ وقتی ذهن دستور میده، جسم اجرا میکنه!
وقتی آگاهیمون درباره تاثیر مغز بر چاقی بیشتر میشه، یه دنیای جدید از ارتباط بین مغز و جسم برامون باز میشه.
در واقع، جسم مثل یه ربات میمونه 🤖 که مغز داره بهش دستور میده چی کار کنه!
مثلاً وقتی یه فرد چاق داره غذا میخوره، چرا نمیتونه بهاندازه بخوره؟
چون مغزش داره فرمانهایی میده که نتیجهش پرخوریه! 🍕🍟
🍛 یک مثال ساده و واقعی:
حتماً دیدی یا حتی تجربه کردی که بعضیها عادت دارن غذای باقیموندهی دیگران رو بخورن.
مثلاً غذای بچهها، تهمانده سفره یا حتی یه لقمه مونده تو یخچال… انگار مغزشون نمیذاره اون غذا دور ریخته بشه!
دلیلش چیه؟
یه عقیده قدیمی تو ذهنشونه: «دور ریختن غذا گناهه!»
همین یه باور ذهنی، باعث میشه مغز فرمان فوری بده: 🔊 «باقیمانده غذا رو دور بریزم؟ نه! بخورش!»
و فرد بدون اینکه حتی فکر کنه، اون غذا رو میخوره. این یعنی تاثیر مغز بر چاقی داره خودش رو نشون میده!
🤔 حالا سوال: چرا بعضیها این کارو نمیکنن؟
خیلی از آدمهای متناسب اصلاً براشون مهم نیست غذا دور ریخته بشه یا نه.
اصلاً مغزشون همچین فرمانی نمیده. چرا؟ چون ذهنشون فرمولی در این مورد نداره! 😇 نه باقیمانده غذا براشون مهمه، نه احساس گناه نسبت به دور ریختن غذا دارن.
پس مغز هم هیچ فرمانی نمیده، و بدن هم واکنشی نشون نمیده.
🧠 لاغری با ذهن؛ وقتی مغز مسیر لاغر شدن رو یاد میگیره!
توی دوره آموزشی اصلاح پرخوری و اشتها در مغز، کلی محتوای جذاب درباره ارتباط بین ذهن و مغز یاد میگیریم؛ چیزهایی که واقعاً زندگی رو متحول میکنن! 😍
توی این دوره متوجه میشی چطور میتونی روی ذهن و مغزت مسلط بشی 💪 و قدمبهقدم رفتارهایی که باعث چاقی شدن رو شناسایی و اصلاح کنی.
به این شکل تو داری تاثیر مغز بر چاقی رو تبدیل میکنی به تاثیر مغز بر لاغری! ✨
🌀 تغییر از درون شروع میشه…
وقتی فرمولهای ذهنی اشتباه رو تو ذهنت پیدا و پاکسازی کنی 🧹 بعد از یه مدت کوتاه، مغزت براساس اون فرمولهای جدید شروع میکنه فرمان صادر کردن!
یعنی چی؟
یعنی مغزت دیگه فرمان پرخوری یا ترس از گرسنگی صادر نمیکنه 😌 بلکه مثل یه آدم متناسب رفتار میکنه و تو هم کمکم رفتار و تمایلاتت تغییر میکنه!
🍽 مغز، فرمانده مسیر لاغری میشه!
اینجاست که دیگه تاثیر مغز بر چاقی تموم میشه و تاثیر مغز بر لاغری شروع میشه 💥
چرا؟ چون حالا مغزت داره فرمان میده که منابع اضافهی بدن (مثل چربیهای انباشته شده) باید برن! 🧯
و وقتی ذهن، رفتار و جسمت با هم هماهنگ بشن، دیگه لاغر شدن یه اتفاق طبیعی و همیشگی میشه نه یه کار سخت یا موقتی!
✍️ تمرین آموزشی – تاثیر مغز بر چاقی 🧠
درک تاثیر مغز بر چاقی کمک میکنه تا بهتر مسئولیت شرایط جسمیمون رو بپذیریم و آگاهانهتر برای تغییر فرمولهای ذهنی قدم برداریم. 💪
تمرین امروز قراره بهت کمک کنه که تاثیرات پنهان مغزت رو در رفتارهای غذایی کشف کنی. حتماً ویدیو آموزشی رو با دقت ببین و با تمام تمرکز تمرینها رو انجام بده. 😉✨
💡 سوالات تمرینی:
- دیدگاهت درباره تاثیر مغز بر چاقی چیه؟ تجربهی شخصی خودت رو برامون بنویس. ✍️
- فکر میکنی رژیم یا ورزش میتونن باعث تغییر تاثیر مغز بر چاقی بشن؟ چرا؟
- یه مثال واقعی از زندگیت بزن که نشون بده چطور فرمولهای ذهنی باعث صدور فرمانهایی شدن که به چاقی ختم شده. 🧠🍽
- با توجه به ویدیوی آموزشی، چه عادتی در خودت میشناسی که نشوندهنده تاثیر مغز بر چاقی باشه؟
هر چقدر بیشتر درباره تأثیر مغز بر چاقی بنویسی و فکر کنی، زودتر کنترل ذهن و جسمت رو بهدست میگیری! 🔥🧠
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
-
اصلاح پرخوری و اشتها در مغز۵,۹۶۰,۰۰۰ تومان
امتیاز 4.45 از 83 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام صبح بهمن ماهتون همراه با برف رحمت خدا وند بخیر ۲۳ بهپن ۱۴۰۱
گام ۲۴ ما دو مدل فرمان مغزی دایم
گروه اول فرمول اصلی وغیر فابا تغییر
فرمولهای که به حیات وزندگی مربوط هستن وغیرقابل تغییر هیستن مثل ضربا ن قلب ونفس گشیدن اگه در اجرای این فرمولهای مشکلی بوحود بیاد بدن دچار مشکل میشه
گروه دوم
فرمولهای فری وفابل تعغییر
طی زندگی روز مره توسط مغز اموخته میشه مثل صبحت کردن اموختن مهارت وایجا باد گیری
میشه این گروه یا تعییر بدیم یا جاگزین کنیم
تاثیرات ذهن بر مغز مرور کردن وتجسم وتصویر سازی وتحلیل وخیال پردازی ذهن به اینده
من از جمله افرادی هستم گه اضافه وزن دادم واز خوردن چای بدون قند خوشم میاداز طمش بدم نمیاد از جوانی این مدلی چای میخورم.
دراطراف من افراده زیاد ی از اقوامم دچار دیابت وخطراته ناشی از این مریضی دیدم وشنیدن
از بچگی شنیدم که افردای قطع عضو هم داشتن و من بخاطر همین از خوردن قند خودمو منع کردم وتا حالا با اضافه وزنم
خدارو شکر افت قند داشتم ولی قند خون تاحالا نداشتم .
با وجود این مریضی در اقوامم خواهرهام این مریضی دارن ولی من ندارم پس مثل ارث که فرمولش درست نبود این موضع دبابت فرمولش درست نیست .
من در مورد دقت دررفتار وعلت یابی وچگونه عمل کردن درست که جاگزین رفتا اشتباه باشه از امروز مثل کسانی که تو کما رفتن واز بیرون نظار گر جسم خود هستن می خوام عمل کنم علتی یابی داشته تو مرحله به مرحله علت رو کم رنگ کنم تا مهو علت .
من در صحبانه خوردن رعایت خیلی بهتره وبه نظر خودم درست رفتار میکنم.
در نهار وشام از بشقاب کوچیک استفاده کرده ووفتی غذای بشقاب تمام شد وهنوز احساس گشنگی کردن دوباره کمی مبکشم بعد مصرف میکنم .این کار از پر خوری من جلوگیری میکنه تا احساس سیری پیش میره نه پرخوری .
ودرمورد باقی مونده غدا من در طبغ غدا از انداز گیری استفاده میکنم به اندازه درست میکنم اگه برنجی موندیا غدایی مون در روز دیگه به عنوان غدایی یی روز دیگه مصرف میشه مفدار برنج کم بود توی فریز میزارم تویی سوپ واش به کار میگریم
نون اصلا اصلا چیری به عنوان دور ریز ندارم تویی فریز نگه دار میکنم به انداز مصرف بیرون اورده گرم کرده مصرف میکنیم وگه کمی مون اون خشک میکنم برای دوغ یا اوشت در یی وعده دیگه استفاده میکنم.
ایا این کارمن در حرکت در مسیر چاقی باید دور بریز؟
من روز ۱۳ دی با هدایت خدواند غزیز واردسایت شما شدم واز دروه ۱۲ گام شروع کردم تویی گام دوم باید متعهد میشدیم وبه خودمون قول میدادیم که از هیچ تلاش کوششی برای رسیدن به وزن مورد نظرمون دریغ نکنیم من روز ۲۱ دی اخرین وزن کشی داشتم .
ازاون روز ترازو ار دید مهو شده متر واندازگیری کنار گذاسته شده وحس ارامش به خودم هدیه دادم .ونگرانی از وزن کشی جاشو به امید با نتیجه داده.
ولی فبل از ورود به این مسیرهفتی یک بار وزن کشی دوهفته یک بار سایز گیر وحس یاس ونامیدی بیشتر به خودم میدادم.
یی بار دختم بهم من گفت وزن کشی کن تاببنی درست انجام میدی اول وسوسه شدم وزن کشی کنم بعد فکر کردم به خوم گفتم داری لیز میخوری قول دادی لیز نخوری انجام ندادم. حتی کلمات هم ادم لیز میدن مباد لیز بخورید.
کارهای که من انجام میدم کارهای اشتباهی که انجام میدادم داره کم رنگتر میکنه یا دارم حایگزن میکنم بجای کار اشتباه امیدوارم درست انجام داده باشم شما اگه درست انجام
میدم فقط یی بله بگید.
تا من باخیال راحت به ادامه مسیر برسم .به امید خداوند مهربان ونتیجه بهتر .
“به نام ”الله” یکتا پروردگار عالم “
با سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی ؛
گام سی و چهارم : تاثیر مغز بر چاقی ؛
خدا را شکر که امروز دوشنبه ۱۷ بهمن ۱۴۰۱ توانستم گام سی و چهارم را بر دارم .در طول این سال ها که من چاق بوده ام مانند خیلی از دوستان هم مسیرم ، من هم برای کاهش وزن و لاغر شدن کارهایی انجام داده ام که صرفا بر جسم و روح خودم فشار وارد می کردم مانند : حذف برنج ، نان ،انواع شیرینی ،انواع فست فود ،انواع نوشیدنی های گاز دار و شکلات ها ، انواع غذاهای سرخ کردنی و چرب ،انواع سس و … از برنامه ی غذایی خودم و نخوردن یک یا دو وعده از وعده های غذایی ،پیاده روی های طولانی ،کوهنوردی ،خوردن دمنوش های مختلف در ساعات مختلف شبانه روز ،خوردن روغن ها و قرص های گیاهی و … که نتیجه ای جز شکست و نا امیدی بیشتر نداشت و به جای اینکه لاغر شوم به محض رعایت نکردن این کارها چاق و چاق تر می شدم .حال سوال اینجاست که چرا من و شما دوستان با وجود انجام این کارها و سختی دادن زیاد به خودمان به لاغری و تناسب اندامی که می خواستیم دست پیدا نمی کردیم و یا اگر لاغر هم می شدیم این لاغری دوامی نداشت و وزن کم شده در بازه ی زمانی کوتاهی دوباره بر می گشت؟چرا ؟!!با توجه به فایل و نوشته های این گام و همچنین گام هایی که تا الان برداشته ام متوجه شده ام که باورهای ذهنی ما بر چاقی یا لاغری من تاثیر دارند و علاوه بر آن باید به نقش تاثیر گذار مغز که فرمانده ی بدن است اشاره کرد ، چون تمامی اعمال و کارهایی که جسم ما انجام میدهد به دستور مغز ما انجام می شود .این کارها شامل کارهای اصلی و غیر قابل تغییر مانند تعداد ضربان قلب ،چگونگی تنفس و رساندن اکسیژن به تمامی سلول ها و ارگان ها ی موجود در بدن ،پلک زدن و … می باشد و کارهای فرعی و قابل تغییر مانند یادگیری موسیقی یا یک زبان دیگر ،آموزش و یاد گیری مهارت های مختلف و … می باشد . ما از کودکی بر اساس دیده ها و شنیده های خود یکسری فرمول در هر زمینه ای به مغز خود ارسال کرده ایم که با تکرار آنها این فرمول ها تبدیل به رفتار ما شده اند و در مغز ما بر اساس آنها دستورات رفتاری صادر می شود .مثلا در زمینه ی چاقی و لاغری ، اکثر ما افراد چاق من جمله خود من اگر بچه ها یم غذای خود را کامل نخورند من باقی مانده ی آن را می خورم و این تبدیل به یک عادت رفتاری بد و زشت شده است که مرا به سمت چاقی سوق می دهد و یا اینکه گاهی اوقات با توجه به اینکه گرسنه نیستم اما در یخچال یا کابینت ها چیزی توجه ام را جلب کند فوری آن را می خورم البته در این مدت این رفتارهای من کم تر شده است و کمتر هم خواهد شد. این کارها همگی از طریق مغز من انجام می شود چون قبلا بارها و بارها این رفتارها را انجام داده ام و به یک فرمول قوی مغزی تبدیل شده است که به محض ایجاد شرایط مورد نظر فوری دستور خوردن اضافه را می دهد و من باید با ایجاد فرمول های صحیح و درست بتوانم فرمول های قدیمی را کمرنگ کنم و فرمول های جدید را در مغزم ایجاد کنم تا بتوانم با کمک مغز و ذهن خود راحت تر لاغر و متناسب شوم و این کار امکان پذیر است اما به زمان و استمرار در تمرینات نیاز دارد.“لاغری راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.”
“یا حق ”
نشان های دریافت شده
باسلام
تاثیر مغز بر جسم
منم همین دیدگاه رو داشتم و این و تجربه کردم 😃میگفتم عصرها وقتی از خواب بیدار بشم باید یه چیز شیرینی میخوردم دوست داشتم چای بخورم بخاطر اون شیرینی هایی که به همراهش میخوردم خیلی چای میخوردم قبلاها
مخصوصا تو تابستون استاد ما هم از همون کولرها داشتیم کولر پنجره ای ها
حال و هوای عجیبی داشت خیلی آروم بود همه خواب بودند مامانم زودتر از همه بلند میشد میرفت چای درست میکرد و رطب و خارک هم می آورد یا مثلا کیک خونه ای چیزی به همراه چای می آورد و عصر کم کم یکی یکی همه اعضای خانواده بلند میشدن و چای و کیک اینا میخوردیم انصافا من که چای بدون قند یا کیک یا هر چیزی شیرینی اگه نباشه نمیخام
چند وقت گفتم من نمیخام با چای چیزی بخورم ولی نمیشد دیدم چای خودش که اصلا خوشمزه نیس
این لذتی که من وقتی چای میخوردم بخاطر اون شیرینی بود که به همراهش میخوردم بود و یک مدتی چای رو ترک کردم والان خیلی کمتر میخورم الان هم باید به همراهش یه چی باشه
همیشه به همه میگفتم من خیلی علاقه به شیرینی دارم تمایلم به سمت شیرینی خیلیه و عصرها عطش شیرینی خیلی دارم
جوریه که اگه چند تا کیک بهم بدن میخورم اصلا سنگین نمیشم
ولی خواهر همسرم میگه من اصلا شیرینی دوس ندارم علاقه ای به شیرینی ندارم
وقتی بستنی یا کیک میخوره تمومش نمیکنه همون یه دونه کیک رو
و رفتارش خیلی درسته و خودش هم متناسبه
من الانها بعضی مواقع میرم دور یخچال چیزی هم نمیخام ولی چشمم به یه چی بیفته مثلا کیک یا هر جیزی تصویر یا خاطره ای میخاد تو ذهنم سریع مغزم دستور میده و من برمیدارم میخورم در حالی که سیر هستم و حتی زمانی که بوی یک چیزی بشنوم هم منو تحریک به خوردن میکنه
تصویرهای ذهنی خوراکی که میاد تو ذهنم خیلی برام اتفاق میافته که سریع یه صحنه ای یادم میاد و لذت اون خوردن برام یادآور میشه و سریع دستم میره برمیدارم و میخورم
و عادت دارم یعنی بهمون یاد دادن که گناهه باقی مانده مواد غذایی رو بیرون بریزیم حیفه گناهه خدا خوشش نمیاد خودت بخور
ولی از موقعی که استاد گفتن این غذای باقی مانده که میخاد جذب طبیعت بشه
چرا من به خودم فشار بیارم و به جسم خودم ضربه بزنم
چرا من بخورم
بیرون بریزیم خودش جذب طبیعت میشه
و من الان با این ترس روبرو شدم و بیشتر وقتها خوراک باقی مانده رو بیرون میریزم و به خودم ضربه نمیزنم و میگم بدن من مقدسه و باید بهش احترام بزارم
و من به جسم خودم با پرخوری صدمه نمیزنم و بیشتر وقت ها الان خیلی راحت باهاش کنار میام
و به خودم احترام میزارم و دور می ریزم
عروس عمه ام خیلی متناسبه همیشه باقی مانده خوراکی که زیاد میاد بیرون میریزه عمه ام دعواش میکنه میگه تو اصلا هیچی نمیدونی قدر هیچی نمیدونی گناهه
اخلاقت به درد نمیخوره
الان میفهمم قضیه چیه
افراد متناسب به این فکر نمیکنن که بزارن که گناهه یا بعدا میخورن بدون هیچ استرسی بیرون میریزن و باقی مانده ها بچه هاشون رو نمیخورن
استاد من تازگی ها یک رفتارم رو خیلی دوست دارم قبلا وقتی میرفتم سوپری یا فروشگاه چیزی همیشه نگاهم به چیزای بزرگ بود مثلا خانواده بردارم
مثلا هر چی میخاستم بردارم از اون بزرگ هاش برمیداشتم سس مایونز خانواده نوشابه خانواده
رب بزرگ
الان این عادت و ندارم همه چی و دوست دارم کوچیک بردارم هر کدوم کوچیکتره بیشتر دوست دارم
از چیزهای بزرگ خوشم نمیاد
وقتی خودم و با قبلام مقایسه میکنم خیلی رفتارها در من عوض شده
قبلا تا جایی که معدم جا داشت غذا میخوردم و بعدش دلم درد میکرد نمیدونستم از چیه
برام سوال بود که چرا من بعد از غذا دلم درد میاد و بعد از غذا میگفتم من تا فردا هم دیگه چیزی نمیخام
الان میفهمم اون دل درد بعد از غذا بخاطر پرخوری
ولی الان این رفتارم تغییر کرده بعد از غذا حالم خوبه و احساس خوبی دارم
ریزه خواری هام خیلی کمتر شده
علاقه ام به تنقلات کم شده
بعصی خوراک ها که خیلی دوستش داشتم الان ندارم
اون دوست داشتنش باعث میشد زیاد بخورم خدا رو شکر الان خیلی کم میخورم یا اصلا اون علاقه از بین رفته و درست نمیکنم اصلا
و ما باید با تکرار نکردن یک سری کارها خود به خود متناسب میشیم
و ما باید فرمولهای صحیح به ذهنمون بدیم
و مغز دستور صحیح رو به ذهن میده و ناخودآگاه رفتار درست رو انجام میدیم
خدایا شکرت
با ادامه دادن و استمرار داشتن در این مسیر به موفقیت دست پیدا میکنیم 🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
سلام استاد ،
واقعیت اینه از وقتی که متوجه شدم کهچاقی ما هیچ ربطی به نوع و حتی مقدارغذاها نداره به آسودگی خاطر رسیدم ولی وقتی فایل مدیر کارخونه ارو گوش دادم برداشتم این بود که نه اینجوری ها هم نیست که ما خیلی آزاد و رها در خوردن باشیم و هر مقدار انرژی که دلمون خواست وارد کنیم و بعد انتظار لاغر شدن داشته باشیم دچار حساسیت به مقدار غذاهام شدم و یه مدت اذیت شدم تا اینکه به فایل اول هفته چهارم دوره رسیدیم و اونجا به شکل قاطع و محکم از ما خواستید به مقدار غذامون کاری نداشته باشیم و فقط احساس رضایت از خود رو ملاک قرار بدیم …اما وقتی خودم رو با متناسبهایی که باهاشون آشنا بودم و گاهی رفت و آمد داریم دقت کردم مطمین شدم که من غذام زیاده غذای من متناسب با وزنی که دلم می خواد بهش برسم نیست و اگر اینجوری پیش بره باید امید به لاغر شدن رو نداشته باشم … اما هر چه در آموزشها پیش رفتم و گاهی هم سری به آشپزخانه لاغری سایت زدم باز یه تجدید نظرهاییی در مورد تفکرم نسبت به غذاها و اینکه چی بخورم چقدر بخورم متعادلتر شد و در حال بهتر شدنه …با خودم گفتم درسته من الان با مقداری بیش از اون مقدار که دوست دارم سیر میشم ،احساس سیری می کنم چون همیشه دلم می خواد با یه کفگیر برنج سیر بشم همین مقدار می کشم ولی از اولش می دونم که با این مقدار سیر نمیشم ولی میگم حالا باشه اینو بخور اگر سیر نشدی دوباره بکش و خیلی وقتا کفگیر دوم رو هم می کشم چون واقعا سیر نشدم و اگر بخوام کمتر بخورم چشم و دلم سیر نمیشه و ممکنه ریزه خواری کنم ولی اگر می خوام به نقطه ای برسم که احساس کنم آره این دیگه خوراک یه آدم لاغره که من دارم باید به آموزشهام ادامه بدم و دیگه به غذاها نه فکر کنم نه توجه …موضوع اساسی ، تنظیم شدن اتوماتیک درجه انرژی ترموستات ذهنم روی عدد پایینتر برای لاغر تر شدنه …باید حالم خوب باشه باید از اینی که هستم راضی و خوشحال باشم باید سعی و توجهم روی آموزشها و تغییر فرمولهای ذهنم باشه ..تا رفتارم به شکل خودبخودی همسو بشه با این تغییرات فرمولی در ذهن ومغزم ….اینکه باید غذای کمتری بخوریم حرفی نیست ولی تا فرمولش در ذهن تثبیت نشه امکان نداره من با انتخاب آگاهانه بتونم اینکارو براحتی انجام بدم …و بخوام با وسواس و توجه فکری غذامو کم کنم …
پس به غذامون گیر نمی دیم و به اندازه رضایت به وقت گرسنه بودن هر چی میل داشتیم و هر نوع غذایی بود نوش جان می کنیم و ذهنمونو از موضوع غذاها رها و آزاد می کنیم و فقط به تثبیت فرمولها توجه و تمرکز می کنیم بقیه اش خود بخود درست میشه …
با احترام : شهربانو
نشان های دریافت شده
سلام و درود ،
برداشت من از فایل تاثیر مغز بر چاقی ،
●●●●●
استاد به نکته خوبی اشاره کردید ،همواره انسانها چاقی و لاغری رو در دسته موارد ژنتیک معرفی کردن ، و با اینکه از نظر علم ،ژنتیکی بودن یک چیز یعنی غیر قابل تغییر بودن اون ،ولی برای مقابله با چاقی و و کاهش وزن ، که خودشون تاکید بر ژنتیکی بودن اون دارن این همه راهکارهای مبتنی بر فشار بر جسم ارائه می دن و اصرار دارن که این راهکارها به کار گرفته بشه تا چاقها وزنشونو پایین بیارن ،با عقل سلیم جور در نمی آد ،اگر چاقی رو ژنتیکی می دونن پس این همه راهکار و تلاش بیهوده برای لاغر کردن به چه دلیله ، این همه راه حل بی اثر واسه چیه ؟ جز اینکه فقط پول ، وقت و انرژی آدمهارو تلف می کنن ،،
چاقها از این راهها لاغر نشدن ، یا به شکل پایدار نتیجه نگرفتن ….چرا که منشاء چاقی در جسم نیست و آنچه در جسم می بینیم نتیجه افکار ونگرش ذهنی افراد به مواد غذایی و خودشونه ،،،،،
و به عبارت صحیح چاقی نتیجه تثبیت فرمولهای چاقی در ذهنه .این فرمولها در نتیجه شنیده ها و دیده های افراد و باور کردن اونهاست .
به دلیل تفاوت در محتوای ذهنی افراد ، این فرمولها به دو دسته خصوصی و عمومی تقسیم میشن :
فرمولهای عمومی چاقی ذهن ، تحت تاثیر افکار عمومی جامعه ایجاد میشن مثل این فرمولها :
برای لاغر شدن باید رژیم بگیرید ▪︎
برای لاغر شدن باید هم ورزش کنید هم رژیم بگیرید ▪︎
میزان چاقی خود را بر اساس شاخص توده بدنی مشخص کنید ،
اما فرمولهای ذهنی چاقی خصوصی اونهایی هستن که از طریق ارتباطات خانوادگی و بر اساس نگرش و عقیده خانوادگی ، در ذهنها شکل می گیرن ▪︎ مثل این فرمولها :
چاقی در خانواده ما ارثی است ▪︎
چاقی در خانواده ما به دلیل مصرف داروست ▪︎ چاقی در خانواده ما بعد از بارداری ، ارثی است ▪︎
زمانی که این فرمولها در ناخودآگاه ایجاد میشن تصویرهای چاق در ذهن ، بوجود می آرن و تصاویر از طریق دستورات مغزی به اعضای بدن ، تبدیل به واقعیت جسم ما میشن ،،،
( من فکر می کنم یکی از دلایلی که در لاغر شدنم تاخیر افتاده به دلیل کمبود تصاویر لاغر در ذهنمه من تمریناتی که با تجسم و تصویرسازی در ارتباط بوده یا انجام ندادم یا خوب انجام ندادم .وگرنه اگر تصاویر لاغر به حد نصاب برسه جسم لاغر میشه )▪︎
همیشه تصاویر به واقعیت تبدیل میشن .وقتی کسی از کودکی دایم به بهانه های مختلف بهش بگن تو خیلی بی عورضه ای تصویر یه آدم اینچنینی همراه با خصوصیات خاص این آدما در ذهن کودک نقش می بنده و این کودک در بزرگسالی همین میشه▪︎
دستورات مغزی برای تغییر وضعیت جسم ، به شکلهای مختلف نمود پیدا می کنن :
ممکنه به شکل افزایش تمایل افراد به خوردن باشه ، ممکنه به شکل افزایش تمایل به خوردن مواد غذایی خاص باشه ،ممکنه شکل گیری عادتهایی باشه که از تکرار اونها افراد براحتی چاق میشن ، یعنی انرژی اضافی از هر طریق و به هر دلیل وارد بدن بشه منجر به چاقی میشه ….( گاهی افراد هیچ انرژی اضافه ای وارد بدن نمی کنن اما از طریق افکار و برداشتهاشون نسبت به مواد غذایی و خودشون ، چاق میشن یعنی در این مواقع اصلا مسئله پرخوری نیست تاثیرافکار و اعتقادات و انتظارات افراده ) ▪︎
مغز انسان به دلیل قدرت بی نهایت،در پردازش اطلاعات وارده به ذهن ،می تونه بی نهایت راه و طریق برای تغییر جسم ،برنامه ریزی و مدیریت کنه .
سوال : چرا از طریق راهکارهای دستوری ، دستورات مغزی تغییر نمی کنن ؟ چون مغز هر انسان ، در جسم و جزئی از وجودشه و تنها از طریق خودش ،می تونه تحت تاثیر قرار بگیره ▪︎
چاقی یادگرفتنی و اکتسابیست .یک کودک وقتی در خانواده ای چاق زندگی کنه بواسطه قرار گرفتن در این محیط ، نگرش و رفتار همسو با چاق شدن را به سادگی می آموزه یاد می گیره چگونه رفتار کنه تا چاق بشه ▪︎
سوال : تکلیف فردی که دوست نداره چاق بشه چی میشه این وسط ؟
پاسخ : همانطور که ما زبان مادری رو خودمون انتخاب نمی کنیم و فقط به اصطلاح توفیق اجباری یادش می گیریم ، و شروع به صحبت می کنیم همینطور هم یادگیری زبان چاقی و چاق شدن در خانواده ای که مادر و یا اعضای خانواده گرایشات ذهنی چاقی دارن بدیهی و آموختنیه ،چه بخواهیم چه نخواهیم .
این در مورد کودکانیه که در ابتدای کودکی چاق میشن اما در مورد افرادی که در سنین بالاتر چاق میشن ، موضوعش فرق می کنه .
ذهن این افراد به دلایل مختلف ، تحت تاثیر قرار می گیره ، ممکنه فرمول ذهنی چاق شدن در دوره بلوغ ایجاد بشه .ممکنه بعد از بارداری ، و بعدش هم ادامه پیدا می کنه ،حتی ممکنه در یک لحظه از هشدار یکپزشک مورد اعتماد از مصرف یکنوع دارو این فرمول در ذهن یک فرد شکل بگیره و شخص چاق بشه .
استاد اینو به این شکل توضیح دادن :
خیلی وقتا شده که شنیدیم خوردن فلان ماده غذایی باعث چاقی میشه اما صرف شنیدن از هر کسی فرمول ذهنی چاق شدن بوجود نمی آد و ما با خوردن اون ماده غذایی چاق نمیشیم .اما اگراز یکپزشک ، یا یکمحقق در تلویزیون بشنویم که خوردن فلان ماده غذایی چاقی می آره و اینو حتی فقط برای یکبار بشنویم باورش می کنیم و فرمولش در ذهن ما ایجاد میشه و خوردنش می تونه باعث چاقی بشه ،حتی ممکنه خوردنش با ترس و نگرانی همراه بشه چون دوست نداشته باشیم چاق بشیم
ولی چون هر بار این احساس همراه با خوردنش در ذهن مرور میشه ،تصاویر چاق هم پررنگتر میشن و روند چاق شدن در کوتاهترین زمان ممکن رخ خواهد داد .
جسم ما از یکمسیر پنج مرحله ای اضافه وزن پیدا می کنه :
۱_ فرمولهای ذهنی تثبیت شده در ناخودآگاه
۲_ مرور افکار چاق کننده در ذهن به شکل مستمر در شبانه روز
۳_ تشکیل تصاویر ذهنی چاق در ذهن
۴_ صدور فرمانهای متفاوت توسط مغز برای چاق شدن
۵_ شکل گیری رفتار یا عادتهای جدید و تکرار اونها
برای لاغر شدن نیاز هست که چنین پروسه ای طی بشه :
۱_ آگاهی صحیح ، محتواهای آموزشی را ببینیم ،بشنویم ، تمرین و تکرار کنیم ، تا فرمولهای لاغری در ذهن ناخودآگاه تثبیت بشه .
۲_ با تمرینات تلقین از طریق تصاویر و غیره تصاویر ذهنی متناسب را در ذهن ایجاد کنیم
۳_ با شناسایی منبع افکار مثبت و منفی به مرور ، توجهمونو از پیشنهادات ذهن منفی برداشته و بر پیشنهادات ذهن مثبت تمرکز کنیم
۴_ به این ترتیب به مرور ، تمایلات و تفکر ما تغییر کرده و شاهد رفتار متفاوت در واکنش به مواد غذایی در موقعیتهای مختلف در زندگی روزمره خواهیم شد
۵_ عمل به فرمانهای جدید مغزی که همسو با متناسب شدنه به مرور جسم ما تغییر وضعیت میده و به حالت تناسب که حالت طبیعی مغز همه انسانهاست دست می یابیم .
سلام استاد وقتی در مورد چای عصرانه صحبت میکردین ناخوداگاه کتری روشن کردم
وقتی در مورد خارک صحبت کردید سراغ خرما رفتم که با ارده جایگزین خارک نداشته کنم
با گوش کردن بیشتر فایل کتری خاموش کردم
تاثیر کانالهای عصبی به خوبی مشخص بود
و الان شام اواردم و خودم دارم نظرم مینویسم سیرم و به خاطر هیچ موضوعی حاضر به خوردن شام نیستم
از بودن کنار سفره شام لذت ببرم
شام غذایی که من دوست دارم
من سیرم و نمیخورم
من مسئولیت چاقی خود را میپزیرم و با پیروی از اشتباهات گذشته لذت لاغری به (البته دیگه نمیگم لذت خوردن چون خوردن برای من تنها در موقع گرسنگی و رفع نیاز جسمی لذت دارد) را با هیچ لذتی عوض نمیکنم
سلام دوست عزیز از خوندن نوشته شما لذت بردم مخصوصا اون قسمت که گفتید شام آوردین ولی میلی به خوردن نداشتین وار نخوردن شام در کنار سفره لذت بردید منم بعضی وقتا این لذت و تجربه میکنم و به نظرم واقعا تجربه ی شیرین و لذت بخشیه ان شا الله که همه مون به تناسب دلخواه مون برسیم هر چند که الانم همه مون متاسبیم و جا داره که بازم از استاد گرامی و بزرگوار بخاطر تجربه ی این احساسات شیرین قدر دانی و تشکر کنم 🙏🙏🙏🌹
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم امیدوارم حالتون عالی باشه
استاد عزیزم من این فایل شما رو دوس داشتم نکات خوبی داشت ولی اینقدر تجزیه تحلیل مغزی یا ذهنی رفتارهای غذایی ی نوشیدنی رو دوس ندارم اذیت میشم اصلا دوس ندارم فکرم رو متمرکز کنم ببینم این رفتارم منشاش از کجاست چرا این رفتار رو دارم این ذهنم رو اذیت میکنه و لاغری رو برای من سخت وپیچیده میکنه این راهش نیس افراد لاغر علت های خوردنشون مقدار خوردن در هر وعده رو اصلا رصد نمیکنن منم که هر روز که پا میشم از صبحانه تا شامم رو بررسی میکنم که آیا درست خوردم یازیاد خوردم یا عاداتم رو بررسی میکنم که آیا تغییری داشته آیا این عادات جدید قدرت لاغر کردن من رو دارن یا نه؟ واقعا آدم خسته میشه همه چی براش سخت میشه خیلی از افراد شگفتی ساز با شش هفت تا فایل لاغر شدن ولاغر موندن این همه فایل نبود
چقدر راحت وسریع لاغر شدن منم دوست دارم لاغری ساده باشه نمیخوام اینقدر پیچیده اش کنم
افراد لاغر رها هستن ازادن منم میخوام از خوردن نخوردن آزاد باشم
خوردم نوش جونم اصلا ذهنم دستور داد بخورم نوش جونم نمیخوام بهش گیر بدم چرا خوردی چرا نتونستی درس رفتار کنی رهاش کنم برم برای وعده دیگه زیاد تجزیه تحلیل نکنم سعی کنم درس رفتار کنم ولی پیچیده اش نکنم
به نظرم این درسته من خسته میشم من ذهنم اذیت میشه دوست دارم فایلم رو گوش بدم با لذت بنویسم با لذت بخورم با لذت و رهاش کنم وزندگی کنم به چیزی جز غذا ولاغری و چاقی تمرکز کنم رهاش کنم
دوست دارم در حال زندگی کنم وبه لطف خدای مهربان ایمان داشته باشم و توکل کنم به خودش و باور کنم که تمام سلولهای بدنم در مسیر لاغری هستن و شبانه روزی چربی های بدنم دارن آب میشن و پرونده چاقی من بسته شده و لاغری در حال انجام هست من وقتی چاق شدم اصلا نفهمیدم چی خوردم چطور خوردم چقدر خوردم چاق شدم واقعا من دیگه یادم نمیاد از دوسال پیشم که چه کارهایی کردم چاق شدم یا چه رفتاری داشتم یا چطور غذا میخوردم
ولی از وقتی دارم لاغری کار میکنم هرروز میدونم یا بررسی میکنم چطور خوردم یا چه رفتاری داشتم دواین منو آزار میده برای لاغری هم مثل چاقی باید باشه باید ندونم چه کار کردم یا چطور خوردم لاغر شدم و این لاغری لذت بخش هست وبه دل میشینه .
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
به نکته عالی اشاره کردید
منم هرگز تمایل ندارم هر لحظه رفتارم رو زیرنظر بگیرم
دوست دارم خودبخود و اتوماتیک رفتار کنم و زندگی سالم و متناسب داشته باشم.
مواردی که ویدیوهای أموزشی مطرح می شه به این منظور نیست که مشغول تحلیل رفتارهامون باشیم.
این اطلاع رسانی و آگاهی برای زمانی است که من یا شما یا هرفردی از یه رفتار خودش دچار احساس بد می شه و می خواد تغییرش بده ولی موفق نمیشه و فکر می کنه بی اراده یا بی عرضه است
در این فایل توضیح دادم که ارتباطی به اراده و عرضه فردی نداره بلکه دستورات مغزی است که توسط جسم اجرا می شه
و برای تغییر رفتاری که دوست نداریم باید از تغییر فرمول های مغزی شروع کنیم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم
ممنونم بابت زحمات ارزشمند شما و فایلهای جدید که میزاریدوهر روز ما رو در مسیر لاغری نگه می دارید .
بله همینطور هست که میفرمائید .
همیشه سلامت وشاد باشید.
نشان های دریافت شده
الهام خانوم جان سلام وقت بخیر ،
از دیدگاه عالی شما لذت بردم ، ممنون که وقت گذاشتی و این دیدگاه زیبا و مفید رو برامون نوشتی ،
من هم به پیرو فرمایشات شما به خودم گفتم چرا ما مسئله خوردن رو اینقدر برای خودمون مهمش کردیم و راجع بهش فکر می کنیم …..تنها دو دستور داره : اول اینکه آقا ، خانوم وقتی فرمانی از درون برای خوردن نمی آد یعنی تو گرسنه نیستی پس نخور . یعنی نیاز به انرژی نداری پس دست نگهدار . البته اگر برا خودت ارزش قائلی و می خوای از باتلاق اضافه وزن رها بشی ،
دستور دوم من ، شما ، خانم و آقا وقتی فرمانی از بیرون می آد که دلایل فراوان برا خودش داره ، وظیفه داری نخوری و تنها و تنها جایی که باید مواظب رفتارت باشی و دستور به خوردن رو آنالیز و تفکیک کنی همینجاست ….حواسمون باشه آیا این میل به خوردن این دستور ،از درونه یا بیرون ….
اگر از درونه پس نوش جان میل بفرمایید هر چقدر که احساس رضایت بهش داری و لذت می بری
اما اگر از بیرونه فورا تصمیم بگیر که دست به طرفش نبری اگر هوس کردی مزه چشی کنی اشکالی نداره اما بالاغیرتا فقط مزه چشی کن ، لذتشو ببر و رهاش کن
این دیگه این همه ترس و اضطراب و فکر کردن نداره …. الهام جان من این حرفارو دارم در درجه اول به خودم میگم و به نوشتار درش می آرم دوستان هم استفاده کنن و استاد عزیز ، اگر وقت دارن صلاح می دونن لازم می دونن نظر ارزشمندشونو بنویسن …
این دستورالعمل کلی هست که به ذهن من رسیده … این خیلی به حالت اتوماتیک نزدیکه ….یعنی ما باید بتونیم همونجور که نسبت به آب خوردن ونفس کشیدن بی تفاوتیم و اصلا بهشون فکر نمی کنیم نسبت به خوردن یا نخوردن هم همینطور موضع بگیریم والسلام
با احترام ، دوست شما شهربانو
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
چقدر این فایل زیبا و آموزنده بود
مثالهای ساده و قابل درک به ارزش این فایل اضافه کرد
عکس العمل مغز و صدور دستوراتی بر اساس تسلط ذهن را همه ما تجربه کرده ایم اما تا به حال به تجزیه و تحلیل آن نپرداخته بودیم
در مورد رو آوردن به خوردن غذا وقتی دچار استرس می شویم را میتوانم به جرات بگویم تمام افراد چاق تجربه کرده اند
ما ناخودآگاه میخواهیم با خوردن از احساس ناراحتی و نگرانی بیرون بیاییم یعنی مغز ما میخواهد به آرامش برسد برای همین دستور خوردن بر اساس اطلاعاتی که خودمان قبلا به او دادیم صادر میکند
نتیجه این واکنش چیست؟
۱) تمرکز ما از استرس برداشته میشود و بطرف خوردن میرود چون مغز نمیتواند دو احساس را در آن واحد داشته باشد برای همین ما از احساس استرس بیرون می آیم
۲) این فرمان خوردن از طرف مغز برای رفع گرسنگی نبوده یعنی جسم نیاز به دریافت انرژی توسط غذا ندارد پس این مواد غذایی در آن زمان تبدیل به انرژی نمیشود بلکه متاسفانه تبدیل به چربی اضافی و چاقی میشود برای همین افراد چاق یکی از دلایل چاقی شان را دچار استرس شدن میدانند
اما چرا مغز فرمان خوردن میدهد چونکه ما این اطلاعات را به او دادیم چون در ذهن ما خوردن برای ایجاد لذت است
حالا ما وقتی آگاهانه دستورالعمل متفاوتی در زمان استرس در ذهنمان ایجاد کنیم و با تکرار آنرا تبدیل به عادت بکنیم می بینیم که مغز تصمیمات متفاوت میگیرد و فرمانهای مختلفی صادر میکند
برای جایگزین کردن عملی که مغز را از احساس ناراحتی منحرف کند ما از کارهایی که از آن لذت میبریم به غیر از خوردن استفاده میکنیم
ممکن است شما به گوش دادن موسیقی علاقه داشته باشید و یا خواندن کتاب و یا دیدن یک فیلم آموزنده و خیلی چیزهای دیگر وقتیکه آگاهانه این جابجایی را به اندازه ای تکرار کنید که تبدیل به عادت شود آنوقت است که در ناخودآگاه ذخیره شده و در زمان لازم به کار گرفته میشود
اینها را من از زمانیکه وارد دوره های لاغری با ذهن شدم آموختم و تجربه کردم
من یکی از کسانی بودم که برای رفع استرس به خوردن شیرینی پناه میبردم و این به اصطلاح خارجی ها comfort food من بود اما با آموزشهایی که در این دوره های ارزشمند دیدم این عمل ناخودآگاه تغییر کرد
یادم هست که چند ماه بعد از ورود به سرزمین لاغرها مسئله ای برایم پیش آمد که مرا دچار استرس کرد و من بدون اینکه متوجه باشم کفش ورزشی ام را پوشیدم و از خانه برای پیاده روی بیرون زدم
بعد از چند دقیقه بود که متوجه شدم من مثل قبل به سمت آشپزخانه نرفته بودم بلکه مشغول پیاده روی بودم
خیلی تعجب کرده و هیجان زده شده بودم
وقتی از پیاده روی یک ساعته به همراه گوش دادن به فایلهای بسیار زیبای پیاده روی که از سایت تناسب فکری تهیه کرده بودم برگشتم دیگر هیچ اثری از استرس در من نبود
مغز فرمان جدیدی مطابق با اطلاعات و یا فرمولهای جدیدی که در آن ذخیره شده بود صادر کرده بود
من مدت سه سال و نیم است که وارد سرزمین شگفت انگیز و زیبای لاغرها شده ام و از فایلهای متعددی که تهیه کرده ام به آموزشهای ارزشمندی دست یافته ام که برایم جدید و هیجان انگیز است و با به عمل تبدیل کردن این آموزشها تاثیر آنها را تجربه میکنم
حذف خوردن غذا برای رفع استرس یکی از آنهاست من از خدای مهربانم سپاسگزارم که مرا به سمت این دوره ها هدایت کرد و همینطور از استاد عزیزم ممنونم که این دوره های بینهایت ارزشمند و الهی را تهیه کرده و در اختیار ما قرار داده است متشکرم
منتظر دوره ارزشمند تاثیر مغز بر چاقی هستیم
خدا پشت و پناه شما و خانواده عزیزتان باشد
نشان های دریافت شده
سلام استاد ،
فایل عالی شمارو گوش دادم و لذت بردم ،
انشا الله حالم بهتر بشه می آم و دیدگاه خودمو می نویسم .
سپاسگزارم از دریافت این همه آگاهی های مفید و تاثیرگذار ،
از وقتی جمله تاکیدی پس زمینه گوشیمو به این جمله اختصاص دادم که من در هر روز ذهنم را برای متناسب شدن آماده می کنم به آرامش خوبی رسیدم و به طور کل حالت عجله برای لاغر شدن رو کنار گذاشتم ..و فایل تغییر نگاه تاثیر خودشو گذاشته و اتفاقا این جمله تاکیدی که عرض کردم منو هر روز به یاد این فایل میندازه که شما چقدر روی گوش دادن مکرر در هر هفته تاکید دارید و توصیه می کنید .
از فایل عالی تاثیر مغز بر چاقی بسیار سپاسگزارم ▪︎
سلام و درود بر استاد عطار روشن گرامی
وای استاد دقیقا میدونم الان در مورد چه حس و خالی و چه تجربه ی دلنشینی حرف میزنین واقعا اون کولرهای پنجره ای و اون سر و صداشون و اون سرمای خاصشون و اون خوابهای دلپذیر زیر اون کولرها رو همه رو یادم هست و بارها و بارها اون دوران و اون خاطره ها رو در کنار اطرافیان مرور میکنیم و واقعا برای ما خوزستانی ها هم اون کولرها و هم نسل جدیدشون که کولرهای دو تیکه هستن مثل مسکن بودن و هستن که بتونیم تو روزهای گرم تابستانی دوام بیاریم .
من در گذشته ی نه چندان دور کلی رفتار نادرست داشتم که هر روز اونها رو تکرار میکردم و چاق و چاقتر میشدم و بعد مسولیت چاقی خودم رو گردن اشتها و دارو و بدنم و ….مینداختم اما با بودن در این راه کلی آگاه شدم و تغییر کردم .
من بعد از ازدواجم که چاق شدم و در اون دوران من کلی عادت و افکار جدید پیدا کردم که اصلا در دوران مجردی که بسیار بسیار لاغر بودم اصلا اونها رو نداشتم مثلا اینکه من در دوران مجردی نمیدونستم چایی بعد از ظهر خوردن چیه اصلا هیچ علاقه ای نداشتم و نمیخوردم و هیچ وقت تجربه اش نکرده بودم اما بعد از ازدواجم به خاطر همسرم که به شدت وابسته چایی اونم با شیرینی و یا قند زیاد بود منم چایی خور شدم و هر روز عصر چایی درست میکردم و به همراه چایی حتما یه شیرینی میخوردم و یا من و همسرم عادت داشتیم آخر شب حتما با ماشین یا موتور سیکلت دور میخوردیم و هنگام دور خوردن حتما یه خوراکی میخوردم که بگم این شد تفریح و دور خوردن وخوش گذرانی در صورتی که در دوران مجردی ما اصلا همچین برنامه ایدز زندگیمون نداشتیم و یا من عادت داشتم بعد از ظهرها که میشد حتما باید. سرپایی کلی از غذای ظهر که باقیمانده از داخل قابلمه میخوردم و تقریبا این عادت رو در مادرم دیده بودم که وقتی از خواب نیمروزی بیدار میشد حتما اول یه عصرونه میخورد بعد چایی درست میکرد و منم دقیقا همین کار رو میکردم که بتونم چایی که هیچ علاقه ندارم رو به زور بخورم و اما از زمانی که وارد این مسیر شدم بهتر خودم رو پیدا کردم ناظربر تمام رفتارهای شدم و دارم خودم رو چک میکنم که این رفتار غذایی من چرا الان انجام شد ؟؟؟
پس ازوقتی در دوره ها هستم خیلی تغییر کردم :
مثلا من فهمیدم که دارم فقط به خاطر همراهی همسرم چایی بعد از ظهر رو میخورم وگرنه هیچ علاقه ای به اون و شیرینی که باهاش میخورم ندارم و خیلی آرام کمش کردم بدون اینکه برام سخت باشه تازه انگار حالا راحت ترم اگر,,۰واقعا هم یه زمانی دلم چایی بخواد یه چایی کم رنگ با چند دونه کشمش میخورم و اگر نخوام هرگز نمیخورم.
ویا مثلا من کسی بودم که در زمان لاغری و دوران مجردی خودم اصلا طعم چیزهای شیرین رو دوست نداشتم و نمیخوردم و تا مدتها بعد از ازدواجم که پر خور شدم غذا و فست فود و هله هوله بیشتر میخوردم اما شیرینی دوست نداشتم تا اینکه در زمان بارداری دومم بهم تلقین شد چون فرزندم پسر هست پس ویار من شیرینی خوردن هست و دیگه کنار اون همه عادتهای نادرست جدیدم اینم اضافه شدو نتونستم ترکش کنم و دیگه من هم چیز با هم میخوردم هم شوری هم شیرینی و هم ترشی و … اما از وقتی در این مسیرم بازم خیلی راحت انگار هیچ علاقه ای به خوردن شیرینی ندارم مثل اون گذشته ها و دیگه به اون سبک چند سال پیشم نخوردم و الآنم خیلی کم اگر شیرینی با کیفیتی و شکلاتی باشه در وعده ی صبح یکم با شیر میخورم در همین حد و بیشتر از این حد در روز دوست ندارم بخورم ..
و یا مثلا من الان متوجه شدم بحث علاقه ی من به شوریجات مثل چیبس و پفک در مواقع مختلف نبوده که هی من میخوردم من عادت کرده بودم که هر وقت تفریح میرم باید از این هله هوله ها بخورم و یا هر وقت میرم خرید باید برای خودم بخرم و یا باید همیشه در خانه داشته باشم و هر شب بخورم عادت کرده بودم .
حقیقتا من هم تونستم مچ خودم رو یه جاهایی در گذشته بگیرم مثلا یادم میاد در گذشته بیشتر اوقات علاقه داشتم برم سوپری نزدیک خونه یه خرید مختصر کنم که برای خودم کلی چیبس و پفک بخرم و یا دوست داشتم برم یه فضا سبزی و جاییبی بشینم که کلی چیبس و پفک بخورم و یا شاید خیلی وقتها و یا همیشه که میرفتم خونه مادرم برای این بود که اگر غذایی داره من به اون نوک بزنم و از اون بخورم و ….
.
و اما استاد در مورد این سر و صدایی کهدر مورد اسپرسو در ذهنتون به پا میشه که دوباره بخور چون کم هست من همین قضیه رو به نوع دیگه تجربه میکنم خیلی وقتها میشه از خواب پا میشم و انگار سیرم و خیلی راحت میشه صبحانه نخورم اما یه صدایی میگه بخور باید یه چیزی بخوری مگه میشه نخوری و اگر نخورم همین سر و صدا بارها مجبورم میکنه از خوراکی های دیگه بخورم چون اون وعده رو نخوردم برای همین من هم در مقدار کم یه چیزی میخورم که ذهنم آرام بشه و یا بارها شده من ظهر و یا شب سیرم میلم به غذا نیست اما بازم همین صدا ها رو دارم که وای تو چرا غذا نمیخوری برو بخور قشنگ در هنگام موعود که سر ساعت غذا خوردن هر روزم هست کلی ذهنم سرو صدا به پا میکنه و منم با به اندازه خوردن حالا از هر چیزی اون ذهن نجوا گر رو آرام میکنم .و دیگه انگار ذهن من آرامش پیدا میکنه و دیگه کاری بهم دنداره و تا ساعتها من به دنبال خوردن هیچ چیز نیستم اما اگر اون وعده ی غذایی رو نخورم بارها ذهنم بهم دستور میده تو که ناهار و یا شام و یا صبحانه نخوردی پس برو و این رو بخور و یا اون رو بخور و ….
پس رفتار ما بر اساس یه فرمولهایی در مغز ما هست. الگوهای رفتاری در مغز ما هست اما برای مثال چون مدتها هست من هر شب چیبس و پفک نمیخورم انگار دیگه مغزم به من در خوردن اونها فشار نمیاره اصلا میرم سوپری انگار یادم میره که هستن و بخرم و یا شاید ذهنم مرور کنه که ببین چقدر تنوع چیبس و پفک هست تو بردار اما من به راحتی از کنار اونها رد میشم و نمیخرم و یا هنوزم این فرمول ذهنی که دیدن این چیبس وپفک برای من مساوی هست با خوردن اونها در ذهنم هست چون اگر دخترم یا پسرم گاهی اوقات بخرن من سریع دوست داشتم برم از دست اونها بردارم حالا هم شاید اینکار رو بکنم و داشتم که انجام دادم اما فرقم این هست که با چند دونه خوردن سریع راضی میشم و دیگه ادامه نمیدم و میزارم بمونه گوشه ی کابینت و کاری بهش ندارم.
خیلی از فرمانهایی مغزی من تغییر کرده چون من مدتها هست روی خودم کار کردم برای مثال بارها به خودم گفتم هر وقت رفتم خونه مادرم و غذا رو دیدم حتما که نباید بخورم اگر سیرم باید بگذرم و اینقدر به درستی این تمرین رو تکرار کردم که دیگه هر شب میرم اونجا اما دستور خوردن غذا نمیاد اگر بیاد هم شاید ضعیف باشه و من به راحتی ردش کنم .
و یا اینکه همسر من هر شب میره سوپری اما من دستور خرید و چیبس و پفک و کرانچی به ایشون ندارم و یا بارها شده که خودم میرم خرید اما در خرید من از این نوع مواد غذایی نیست .و یا من آخر هفته میرم باغ و فضار سبز ولی برای دورهمی و لذت از اون مکان میرم نه برای خوردن کلی چیبس و پفک و یا اینکه من بعد از ظهر شاید چایی بخورم اما نه برای شیرینی خوردن برای اون ولرم بودنش و حس خوب نوشیدنی داغ خوردن .و یا اینکه من غذا رو در هر وعده میخورم نه برای هیچ دلیلی فقط برای رفع گرسنگی
من کلی رفتار جدید دارم که با تعهد و استمرار در تکرار اونها من جسمم کلی تغییر کرده