0

آرزوی لاغری من چطور با روش ذهنی به واقعیت تبدیل شد؟ (گام ۹۴)

آرزوی لاغری
اندازه متن

آرزوی لاغری از همون سال‌های نوجوانی با من بود. مثل یه دوست قدیمی که همیشه تو ذهنم پرسه می‌زد 👣.

مهم‌ترین رویایی بود که توی ۳۵ سال زندگی با اضافه وزن، بارها برای رسیدن بهش تلاش کردم.

اما هر بار که دستم بهش نزدیک می‌شد، مثل یه سراب محو می‌شد و چیزی که تهش می‌موند، فقط چاقی بیشتر بود 😞.

🎯 تلاش برای رسیدن به آرزوی لاغری هیچ‌وقت کم نبود!

اما نتیجه همیشگی یه حلقه‌ی تکراری بود:

اول کاهش وزن، بعدش یه مقدار خوشحالی، بعد یه سُر خوردن کوچیک و بعد دوباره برگشت به همون وزن قبلی، یا حتی بیشتر.

تلاش برای لاغری

از همون سال‌های جوونی، تلاش برای لاغر شدن بخشی از زندگی من بود.

بارها پیش اومده بود که توی دوره‌های مختلف، یه مقدار وزن کم کرده بودم و سایزم کوچیک‌تر شده بود. لباس‌هام آزاد می‌شدن و من با ذوق می‌رفتم پیش مادرم تا برام تنگشون کنه. 👖✂️

داستان چاقی من

مامانم خیاط بود و هر بار که این درخواستو می‌کردم، یه جواب ثابت داشت:

«چند روز صبر کن، اگه دوباره چاق نشدی برات تنگ می‌کنم.» و اون چند روز هیچ‌وقت به سرانجام نرسید 😔

چون هنوز خوشحالی از کم شدن سایز تموم نشده بود که دوباره اضافه‌وزن سر و کله‌ش پیدا می‌شد…

💍 لاغری برای ازدواج؛ فصلی تازه از تلاش برای لاغر شدن

یادمه حدود ۲۰ سالگیم بود که تصمیم به ازدواج گرفتم. یکی از شرط‌های خانواده همسرم برای قبول خواستگاری من این بود که باید لاغر شم.

شرط سختی بود ولی چون آرزوی لاغری همیشه تو دلم زنده بود، این بار با انگیزه‌ای قوی‌تر شروع کردم.

دوستی داشتم که خیلی متناسب و خوش‌فرم بود. اون بهم انگیزه داد تصمیم قاطع بگیرم و توی یک ماه کلی وزن کم کنم.

انصافاً هم عالی عمل کردم! 💯

🍽️ به شدت مراقب غذا خوردنم بودم، 🏃‍♂️ هر روز یک ساعت تو پارک بیرون از شهر می‌دویدم و ورزش می‌کردم.

بعد از یه ماه، تغییراتم طوری محسوس بود که خانواده همسرم هم متعجب شده بودن 😲

وقتی برای خرید لباس عقد رفتم، برای اولین بار بعد از سال‌ها نیازی نبود سایز XXL انتخاب کنم!

سایز XL برام اندازه شده بود 😍

وای که چقدر حس خوبی بود… اون لحظه‌ها واقعاً حس می‌کردم آرزوی لاغری داره به واقعیت تبدیل می‌شه.

🎉 به پیشنهاد همون دوستم، یه کت‌ و شلوار سفید خریدم با کفش سفید که لاغری‌م بیشتر به چشم بیاد.

مراسم عقد به‌خوبی برگزار شد و من چند روز با همون لباس‌های سفید می‌چرخیدم و از ته دل لذت می‌بردم ✨

🍰 دوباره چاق شدن؛ کابوسِ آرزوی لاغری

بعد از عقد و شروع زندگی مشترک، همه چیز تغییر کرد. همسرم به زندگی‌م اضافه شد و باهاش یه عالمه تغییرات جدید اومد.

دیگه مثل قبل وقت آزاد نداشتم، و اون پیاده‌روی‌های هر روزه تو پارک تبدیل شد به هفته‌ای دو یا سه بار ورزش نصفه‌نیمه 🏃‍♂️⏳

از نظر خودم هنوز کنترل غذا خوردنم رو داشتم، اما واقعیت یه چیز دیگه بود.

توی مهمونی‌ها، تازه‌وارد جمع خانواده همسرم شده بودم و طبیعتاً نمی‌خواستم به کسی بی‌احترامی کنم.

اونم تو خونه‌ای که همه متناسب بودن و به خوردن عشق می‌ورزیدن 😋🍛

اصرارها برای خوردن بیشتر به نیت احترام بود، اما نتیجه‌اش چی شد؟

بعد از دو ماه رژیم پر از سبزیجات 🥦 وقتی چشمم به غذاهای رنگارنگ می‌افتاد، دیگه نمی‌تونستم مقاومت کنم…

از ته دل غذا می‌خوردم، نه برای گرسنگی، برای دلتنگی!

👖 وقتی کت و شلوار سفید شروع به تنگ شدن کرد…

خیلی زود نشونه‌های برگشت چاقی سر و کله‌ش پیدا شد. کت‌ و شلوار سفید دامادی که تا چند روز پیش باهاش تو آسمونا بودم، حالا داشت خفم می‌کرد 😣

در حالت ایستاده هنوز قابل تحمل بود، اما وقتی می‌نشستم، احساس خفگی داشتم و باید یواشکی نفس عمیق می‌کشیدم تا دکمه‌ها کنده نشن 😬

چند روز بعد، همون اتفاق افتاد…

🔘 دکمه‌های کت دیگه بسته نمی‌شد

🔘 دکمه شلوارم کنده شد

🔘 و لباس‌هایی که نماد تحقق آرزوی لاغری من بودن، حالا دیگه قابل پوشیدن نبودن 😔

این فقط داستان من نبود… خیلی‌ها این حس رو تجربه کردن.
لحظه‌ای که می‌بینی لباس‌های رویایی‌ات، همون‌هایی که با شوق و ذوق خریدی چون بعد از مدت‌ها به تنت خوردن، دوباره دارن تنگ می‌شن. لباس‌ها دیگه فقط لباس نیستن، انگار یه جور «یادآور شکست» شدن. 🥀

اینجا دقیقاً جاییه که خیلی‌ها حس می‌کنن آرزوی لاغری داره از دستشون میره. 🕰️ حس می‌کنن همه‌ی تلاش‌ها و سختی‌ها بی‌نتیجه بوده و دوباره در چرخه‌ی همیشگی گیر افتادن.

🔄 چرخه همیشگی؛ از لاغری به چاقی

راستش برای من کاملاً قابل پیش‌بینی بود. نه‌تنها به روتین قبلی برگشته بودم، بلکه بیشتر هم می‌خوردم و کمتر ورزش می‌کردم.

با اینکه اون بار، بهترین نتیجه‌ی من در مسیر آرزوی لاغری بود و حدود دو ماه وزنم رو نگه داشتم، اما باز هم برگشت خورد… مثل دفعات قبل، فقط کمی دیرتر!

📌 این تجربه‌ایه که خیلی‌ها داشتن:

اول با انگیزه‌ی زیاد شروع می‌کنیم، رژیم می‌گیریم، سختی‌ها رو تحمل می‌کنیم و وقتی به عدد دلخواهمون روی ترازو می‌رسیم، احساس پیروزی می‌کنیم.
اما کم‌کم همه‌چیز شل میشه… یه خوراکی اضافه، یه وعده‌ی بیشتر، یه بهونه برای ورزش نکردن… و بعد می‌بینیم دوباره به نقطه‌ی اول برگشتیم.

این چرخه برای خیلی‌ها مثل یه تاب می‌مونه: بالا رفتن پر از هیجان و انرژی، اما در نهایت برگشت به پایین، همون‌جایی که قبلاً بودیم. 🪂

و شاید آشنا باشه براتون که هر بار این چرخه تکرار میشه، اعتمادبه‌نفسمون کمتر و کمتر میشه. خیلی‌هامون با خودمون فکر کردیم:

  • «شاید من برای لاغری ساخته نشدم.»
  • «شاید بدنم همین شکلیه و کاریش نمیشه کرد.»
  • «شاید مشکل از ژن‌ها و متابولیسممه.»

اما حقیقت اینه که مشکل از ما نیست. مشکل از روش‌های موقتیه که فقط ظاهر کار رو درست می‌کنن، نه ریشه‌هاشو. ✨

ریشه‌هایی که توی ذهن ما هستن، نه فقط توی بشقاب غذا یا توی باشگاه. 🧠🍽️

آرزوی لاغری

🛤️ مسیری روشن به سمت تحقق آرزوی لاغری

در چند سال اخیر، بارها سایز کمربندم رو کوچیک‌تر کردم 👖 بارها لباس‌هایی رو که فقط چند بار پوشیده بودم، کنار گذاشتم و لباس‌های جدید با سایز کوچک‌تر خریدم.

ولی فرق مهمی که بین الان و گذشته وجود داره اینه که:

این بار هیچ نگرانی‌ای از دوباره چاق شدن ندارم. ❌😰

چون از ته دل حس می‌کنم اون انسان چاقِ گذشته دیگه من نیستم… تفکر من درباره چاقی تغییر کرده.

🧠 دیگه ذهنم مثل قبل برنامه‌ریزی نشده که چاق بشم، 🎯 دیگه تو تله ولع و ترس و وسواس غذایی گیر نمی‌افتم.

✨ آرامشِ پس از آرزوی لاغری

حالا دیگه اون حرص و ولع‌های همیشگی رو ندارم. ذهنم از صبح تا شب درگیر این نیست که چی بخورم یا چی نخورم، چی بخرم یا چی نخرم 🛒🍔

یه آرامش عمیق جای افکارِ پرتنش قدیمی رو گرفته. 🕊️ و این یعنی فرمول‌های ذهنی من واقعاً تغییر کردن.

نه فقط ظاهرم، بلکه باورم به لاغری، رفتارم با غذا، احساساتم نسبت به خودم.

🎓 قدم اول برای تحقق آرزوی لاغری

اگه تو هم آرزوی لاغری رو سال‌ها تو دلت داشتی و از این مسیرهای سخت و طاقت‌فرسا نتیجه نگرفتی، بدون که راهی ساده‌تر، امن‌تر و ماندگارتر وجود داره 💡

من از زمانی که تمرینات دوره ورود به سرزمین لاغرها رو انجام دادم، تازه معنای واقعی لاغر شدن رو فهمیدم…

نه لاغری با زور و محرومیت، بلکه لاغری با آگاهی، با عشق، با درک خودت 💚

این دوره، اولین قدم برای تحقق واقعی آرزوی لاغری است. جایی که به‌جای جنگیدن با بدنم، شروع کردم با ذهنم دوست بشم.

📌 مسیر پاکسازی‌شده‌ای که امروز در اون قدم می‌زنم

الان مسیر لاغری با ذهن کاملاً مشخصه. راه‌هایی که من اشتباه رفتم، علامت‌گذاری شدن ❌ تا کسی دوباره به بی‌راهه‌ نره…

امروز دوره ورود به سرزمین لاغرها، هموارترین، امن‌ترین و آسون‌ترین مسیر برای رسیدن به تناسب اندامه. و هر کسی که با اشتیاق و تعهد واردش بشه، مطمئن باشه نتیجه‌ش حتی از من هم بهتر می‌شه 🌟.

✍️ اهمیت تمرین ذهنی برای تحقق آرزوی لاغری

برای رهایی از افکار اشتباه و باورهای محدودکننده‌ای که سال‌ها مانع تحقق آرزوی لاغری بوده‌اند، تمرینات ذهنی نقشی حیاتی دارند.
هر تمرینی که انجام می‌دهید، گامی‌ست برای برنامه‌ریزی مجدد ذهن ناخودآگاه شما برای لاغر شدن، نه از طریق اجبار، بلکه با تغییر باورهای درونی 💡🧠
پس تمرینات را جدی بگیرید، چون لاغری با ذهن، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از تغییر درون، نه رژیم بیرونی.

🧠 سوالات تمرینی برای تقویت مسیر ذهنی

  • درباره آرزوی لاغر شدن خود بنویسید. اگر به تناسب اندام برسید، چه احساس و شرایط جسمی‌ای را تجربه خواهید کرد؟ 😊
  • تجربه‌تان از گشاد شدن لباس‌ها در تلاش‌های قبلی برای لاغری چه بود؟ آیا این تغییرات برایتان انگیزه ایجاد می‌کرد؟ 👖
  • زمانی که لاغر می‌شدید، بیشتر احساس خوشحالی داشتید یا نگران بازگشت چاقی بودید؟ چرا؟ 🤔
  • از تجربه نگرانی‌های خود درباره دوباره چاق شدن بنویسید و اینکه چطور این نگرانی‌ها ممکن است دوباره چاقی را جذب کنند. 🔄
  • برنامه شما برای ادامه مسیر لاغری با ذهن تا رسیدن به تناسب ایده‌آل چیست؟ برای آینده چه چشم‌اندازی دارید؟ 🎯

💬 دعوت به مشارکت در بخش نظرات

حالا نوبت شماست 🌟 لطفاً پاسخ سوالات بالا را در بخش نظرات به صورت شرح انشایی بنویسید.
با نوشتن تجربه‌ها و باورهای خود درباره آرزوی لاغری، ذهن ناخودآگاه‌تان را قدم‌به‌قدم به سمت لاغری واقعی هدایت می‌کنید.
نوشتن، همان اقدامی‌ست که مسیر ذهنی شما را تثبیت و روشن‌تر می‌کند 🛤️🖋️
منتظریم داستان ذهنی شما را بخوانیم!

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.50 از 66 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22615
77 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار s99malekan
      ۱۳۹۹/۰۶/۲۷ ۱۱:۱۹
      مدت عضویت: 2112 روز
      امتیاز کاربر: 7815 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 41 کلمه

      سلام بر استاد گلم…من تازه وارد هفته یوم آشنایی با شمام.‌زبانم گویای احساسم نیست.فقط میتونم بگم ممنونم که هستی استاد.من تو این مدت مشخصا کم نکردم ولی فقط خواستم اعلام وجود کنم. و بگم منم یکی از هدایت شده های پروردگارم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار sana902
        ۱۳۹۹/۰۷/۱۰ ۱۴:۲۸
        مدت عضویت: 2105 روز
        امتیاز کاربر: 218 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام عزیزم
        به جمع دوستانه لاغری باذهن خوش آمدی
        منم ۷روز که عضو شدم
        انشالله درکنار دوستات نتایج عالی را رقم بزنی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khaterehrahimi410310
      ۱۳۹۹/۰۶/۱۲ ۱۲:۰۱
      مدت عضویت: 2172 روز
      امتیاز کاربر: 212 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام
      من لباسهایی که اوایل ازدواج دوخته بودم خیلی زود برام تنگ شدن بعضی هاشون رو اصلا نپوشیده بودم همه شون توی یک چمدون بایگانی کردم دیروز رفتم سراغ چمدون یکی یکی لباسها رو می پوشیدم و از اینکه اندازه ام بودن کلی ذوق کردم همراه من دخترم هم ذوق میکرد البته هنوز چندتاشون کاملا اندازه نبودن که مطمئنم با همین روش پیش برم اونا هم اندازه میشن و من به وزن ایده آلم میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار khandan614
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۹ ۰۰:۵۸
      مدت عضویت: 2304 روز
      امتیاز کاربر: 21460 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 196 کلمه

      سلام استاد عزیز ، این فایل هم مثل همیشه عالی بود و چه هم زمانی جالبی ، امروز کلی از لباسهایم را جمع کرده بودم ۲ تا پلاستیک بزرگ بود که ببخشم به خودم گفتم من دیگه سایزم کمی تغییر کرده باید لباس جدید با سایز جدید بخرم خیلی حس خوبی داشتم برای اولین باره که خیلی اطمینان داشتم که دیگه به سایز قبلی برنمیگردم شاید من فقط ی سایز کمتر شده باشم اما همون لباس یک سایز بیشتر را هم دوست نداشتم نگه دارم این تجربه شیرین چقدر لذتبخشه ، و ی چیز جالبتر اینکه تو باشگاه وقتی مربی میخاست برنامه جدید برام بنویسه گفت برو روی ترازو ، گفتم نمیرم گفت اگه وزنتو ندونم چطوری برات برنامه بنویسم ، من میخاستم روی تعهدم بمونم که وزن نکنم به هرحال من رفتم روی ترازو و چشمامو بستم گفتم وزنمو خودت ببین و برنامه را بنویس اما به من نگو این کار من براش عجیب بود ولی من خوشحال بودم از اینکه پایبند تعهدم بودم ، دوست دارم تمریناتمو درست انجام بدم ، با اشتیاق و حس خوب منتظر برآورده شدن آرزوی لاغری هستم چون لاغری حق منه و باید بدستش بیارم ، خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ ۰۶:۳۶
        مدت عضویت: 2026 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 50 کلمه

        چقدر لذت بخش گشاد شدن لباس ها و کمتر شدن سایز،بهتون تبریک میگم
        و بخشیدن لباسها حتی یه سایز بزرگتر نشان دهنده ی اطمینان شما به اینکه دیگه به وزن قبلی و چاقی تون بر نمیگردید و اینکه این مسیر درست هست و اینکه شما هم متعهد به ادامه مسیر هستید👏👏👏👏👏

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 81 کلمه

      سلام استاد .من از وقتی که لباسهام برام تنگ شد فکر میکردم که راه برگشت ندارم و این به علت افزایش سن و ژنتیک باید باشه. ولی از وقتی که از طریق یکی از دوستانم با شما آشنا شدم وفکرم تغییر کرد .حالم بهتر شد و به تناسب اندام هم تا حدودی رسیدم والان میتونم لباس های قبلیم رو بپوشم و با تمرینات شما توانستم بعضی از عادتها مو تغییر بدم از شما سپاسگزارم و ممنونم که همراه همیشگی ما هستید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۳۹۹/۰۶/۰۹ ۰۸:۲۹
        مدت عضویت: 2159 روز
        امتیاز کاربر: 39366 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 658 کلمه

        با سلام و عرض ارادت خدمت استاد بی نظیرمون و همراهان گرامی ام
        ضمن تشکر از زحمات جناب استاد و اینکه امر فرمودن برای هر فایلی که می خونیم یا گوش می دیم نظر بنویسیم
        خواستم عرض کنم که قطعا آرزوی لاغر شدن محقق میشه اما یکی کمتر از یکماه روند لاغریش شردع میشه یکی دو ماه و الی آخر
        به قول قدیمی ها دیر و زود میشه سوخت و سوز نداره
        من خودمو عرض می کنم یکی از مهمترین دلایلم برای چاق شدنم این بود که بخور چاق شی سرحال بیایی هی فکر نکنن تو نداری بخوری بخور چاق شی جذابیت پیدا کنی از این لاغر مردنی بودن دربیایی بتونی بخندی و شاد بشی
        خلاصه که مهمترین علت با ایده ی خوردن مساویس با چاق شدن من چاق شدم

        و بهانه ها و توجیهاتم برای استمرار چاقی بعد از این قرار می گیره حالا اگر از ایده خوردن برابر است با چاقی بخوام دست بردارم و روی اون خط قرمز بکشم و یکی از طنابهای محکم و کلفتی که منو به یک هیکل چاق مربوط کرده پاره کنم خوب باید نخوردن و رژیم‌پیشه کنم اینم که بعد از چندین و‌چند بار رژیمهای جور واجور گرفتن و جواب نگرفتن قابل اجرا نیست پس چه کنم ؟
        هیچی باید به آدمای لاغری فکر و توجه کنم که همه چیز می خورن بدون هیچ محدودیت اما لاغرن …

        اما با یکبار دیدن این آدما و حتی فکر کردن بهشون این طنابی که بیست ساله هی کلفت تر شده قطع ارتباط نمی کنه …اگر موفق بشم به قطع ارتباط با این دلیل که سابقه داره در وجودم و هر بار سفره پهن میشه و می خوام غذا بخورم دوباره یه صدایی میگه می خوای لاغر شی پس مواظب باش کم بخوری …..بعد فکر می کنم خوب چقدر بخورم‌ که کم محسوب بشه چقدر بخورم که تا سه چهارم معده ام باشه نه بیشتر

        خلاصه که تا این مشگل بزرگ برطرف نشه خیلی کاری از پیش نمی برم یعنی تا وقتی من نتونم مث یه آدم لاغر فکر کنم و بشینم سر سفره ذخیره سازی چربی بعد از صرف غذا منو رها نمی کنه و رابطه ام با چاقی کات نمیشه که نمیشه ……

        خصوصا که همسری دارم که اصلا لاغر شدن با ذهنو نمی تونه بپذیره و فقط کارش اینه به محض نشستن سر سفره کناره من حواسش به منه که چقدر می کشم و چی می خورم که فوری تذکر بده نخور کم بخور …….استاد خواهش می کنم
        در مورد رد باور خوردن برابر است با چاقی و چگونگی جا انداختن چاقی ربطی به خوردن نخوردن نداره بیشتر برنامه بذارید
        باور کنید اگر این باور در ماها درست بشه براحتی تا ۵۰ درصد اضافه وزنمون کات میشه و میره ۵۰ درصد باقی مانده مربوط میشه با کات کردن سایر باورهای چاق کننده ……

        الان تمام کارشناسان علوم تغذیه سالهاست که رمز لاغری رو به محدودیت کالری و غذاها می دونن بعدم تحرک و ورزش اینام که با نتایجی که خیل عظیم چاقهایی که امتحان کردن و شکست خوردن مردودن

        پس باید روی این مسیله بیش از اینا کار بشه .

        مگر خانوم سادات یکی از شگفتی سازان از طریق شکستن باور خوردن مساوی با چاقیست نتونسته ۲۰ کیلو کم کنه ؟ پس چرا هنوز صحبتای راجع به عادات و غذاها ادامه داره و مارو دچار تناقض کرده ؟

        ارادتمند شما شهربانو ۹ شهریور ۱۳۹۹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار saberizahra80
          ۱۳۹۹/۱۰/۰۱ ۱۱:۳۲
          مدت عضویت: 2370 روز
          امتیاز کاربر: 3626 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 146 کلمه

          سلام دوست عزیز
          استاد توی یکی از فایلها گفتن به تعداد افرادی که از یک فایل استفاده میکنن برداشت متفاوت از اون حرفها وجود داره و اینکه هر کدوم از ما برداشت خودمون رو مینویسیم یا به طریق متفاوتی از بقیه رفتار میکنیم یا همینکه اینهمه نتایج متفاوته دلیلش تفاوت ما در باورها و عمق اونها در وجودمون و باور به متناسب شدن با ذهن داره و استاد فرمودن به این تفاوت برداشت و رفتارها توجه نکنیم و فقط انگیزه بگیریم که مثلا فلانی با این روش ۲۰ کیلو کم کرده همین🙂
          در هر صورت به قول استاد این هدیه لاغری برای همه ما وجود داره و در انتهای مسیر به ما داده میشه و اینکه کسی زودتر یا بهتر از ما نتیجه گرفته دلیل باهوش تر بودن اون فرد از ما نیست فقط ماها باید اسمترار بیشتری داشته باشیم و ایستگاهها رو یکی یکی به عقب برگردیم😊

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Salimeh
          ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ ۰۷:۰۴
          مدت عضویت: 2026 روز
          امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          مدال طلایی
          محتوای دیدگاه: 526 کلمه

          (شرح عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
          .
          دوست عزیزم شما خودتون هم عرض کردید که این یک باور است اونم اشتباه هست، و باید باور خوردن مساوی با چاقیست شکسته بشه مثل خانوم سادات تا موفق بشیم
          خودم به شخصا از جمله افراد سرسختی بودم که خوردن رو مساوی چاقی می دونستم حتی توی فایل دلایل چاقی خود رو هم همین موضوع رو مطرح کردم اما الان دیدگاهم خیلی تغییر کرد
          خودتون دارید عرض میکنید افرادی مثل من و شما چون ۲۰ سال،۲۵ سال این باور رو توی ذهنمون داشتیم و پرورش دادیم پس این طبیعیه که مقاوت ذهنی ما هم نسبت به این موضوع بیشتر باشه
          طبیعیه که منفی باف ذهنمون بیشتر بیاد سراغ مون
          طبیعیه که اول راه نتونیم خوب پیام سیری رو دریافت کنیم چون یه عمره ۳۵ سال اصلا نمیفهمیدم چه موقع سیر میشیم، اصلا موقعی هم که سیر میشدیم بازم چیزی تعارف میکردند یا چیزی چشممون رو میگرفت ازش میخوردیم، پس چطور توقع داشته باشم با ۴ تا فایل گوش کردن، با ۱ماه فایل گوش کردن و تمرین باور اشتباه ۳۵ ساله خودم رو، رفتارها و عادت های اشتباه ۳۵ ساله خودم رو همش کنار بگذارم
          لاغری با ذهن یه هنر هست که باید یادش بگیریم
          توی دنیا شما هیچ هنری رو نمیتونید پیدا کنید که یادگیری اش جهشی و یکدفعه اتفاق بیافته و اگه هم تبلیغی در این مورد میشه مثلا در عرض ۳ماه انگلیسی رو قورت بده و… اینا همش تبلیغ و قصد گول زدن را دارند وگرنه هر هنری نیاز به آموزش کافی،مهارت و تمرین کافی داره تا بتونی خوب یادش بگیری
          باید بصورت پلکانی عمل کرد نه جهشی
          خودم خیلی این باور در من ریشه قوی و سختی داشت، حدودا۴۰ روز دارم فایل گوش میدم و تمرینات انجام میدم،هنوز پیغام سیری رو خیلی درک نمیکنم، اشتهام خیلیییی تغییر نکرد، هنوزم گاهی پرخوری میکنم، یا موقع غذا این فکر به ذهنم میاد که خب بسه دیگه یعنی هنوز سیر نشدی؟یا فکر نمیکنی داری زیاده روی میکنی؟ یا بعدش گاهی عذاب وجدان میگیرم که فکر نمیکنی باید کمتر میخوردی؟ چرا امروز بستنی رو خوردی؟ و… شوهرم منم دقیقا مثل شوهر شما آدم خیلی متناسب و حساس هست و همیشه سر سفره غذا حواسش به خوردن و شمردن لقمه های من هست
          ولی ما اصلا اصلا نباید به حرف ها و رفتارهای دیگران توجه کنیم و واکنش نشون بدیم حتی به حرف های منفی باف درون خودمون
          من به خودم میگم من میخوام هنر لاغری رو یاد بگیرم مثل الانی که مدرک کارشناسی ارشد دارم روز اول که از شکم مادرم بدنیا اومدم که این درجه مدرک رو نداشتم اول رفتم آمادگی،بعدش ابتدایی،بعد راهنمایی دبیرستان،کارشناسی،بعدش هم کارشناسی ارشد الانم لاغری هم دقیقا همینه، من الان ۴۰ روز تازه پیش دبستانی ثبت نام کردم هنوز راه طولانی در پیش دارم اما لذت بخش و شیرین و راحت که واسم زود میگذره
          پس باید به خودم، به ذهنم، به بدنم فرصت بدم، شانس بدم، احترام بگذارم و عجله نکنم و فقط اعتماد کنم و نترسم و ادامه بدم و ادامه بدم و ادامه بدم چون وقتی راه و مسیرم درسته هرچند کند و آهسته یه روزی بالاخره به مقصدم میرسم
          این حرفها رو فقط به شما دوست عزیز نزدم، به خودم هم خواستم یادآوری کنم…
          با آرزوی تناسب افکار و اندام برای شما و تمامی دوستان🫀🧠💪

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام استاد من از وقتی که لباسهام برام تنگ شدند احساس بدی پیدا کردم و فکر میکردم که بخاطر افزایش سن وژنتیک باشه و ناامید شده بودم تا اینکه با شما آشنا شدم و تمرینات شما رو انجام دادم و میدم الان لباس های قبلیم اندازم شده و نه تنها احساس سبکی میکنم بلکه از لحاظ روحی شادتر هستم و از تمرینات شما نه تنها برای لاغری بلکه در ارتباط با روحیه خودم و ارتباط با مردم استفاده کردم و تا حالا چند تا از عادتها مو تغییر دادم از شما خیلی سپاسگزارم.و ممنونم که همیشه همراه ما هستید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۸ ۱۸:۲۷
      مدت عضویت: 2158 روز
      امتیاز کاربر: 887 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      سلام این فایل خیلی بهم انرژی داد و یه جوری شور اشتیاقم زیاد کرد واسه ادامه دادن و به هدفم رسیدن خیلی فایل به موقعی بود برای من خیلی ممنونم ازتون که اینقدر تاثیر گذار صبحت میکنید خیلی انگیزه گرفتم ممنونم استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nana
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۸ ۱۷:۴۰
      مدت عضویت: 2456 روز
      امتیاز کاربر: 703 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      باسلام فراوان به استاد و همراهان عزیزم .
      متن و خوندم با دقت و ارامش و لذت مخصوصا جایی که شرط ازدواج با کاهش وزن استاد بود . عالی بود واقعا . این جسارت بیان واقعیت ها چنان تاثیر چمگیری در ذهن ها بجای میگزاره که نهایت نداره . هممون به نابه دلایلی زمانهایی رو با تلاش های دو چندان اقدام به کاهش وزن کردیم ولی با چه فشاری . فشار های کادب . فشار برای توجه دیگران . فشار برای کمتر تمسخر شدن . فشار برای دیده شدن بهتر . فشار که توهم جزعی از خلق این جهان هستی هستی و باید باشی و تحسین بشی . و برعکس داغون می شی
      الان چی شده . با بودن در این دوره . عدم ترس از دیده نشدن . تلاش برای سلامتی و ترمیم حق طبعیی زندگی . عدم ترس از لذت خوردن . احترام به خود . آشتی با خود در آینه . یافتن زیبایی های وجودیت . قبول مسولیت چاقی . فرد مسول به تفکر می افتد نه به تخریب و ضربه زدن . می اندیشد که چگونه قبول مسولیت را مدیریت کند . نگاه به افراد متناسب و اشتی با آنها و دقت در رفتارشان . پس حسرت و حسادتی باقی نمی ماند همش تامل و کوشش هستش . دور ریختن تشویش و نگرانی و پرورش اعتماد به تفس از تنش های زبان دیگران بهم نمی ریزه چون اونها رو آفت و کرم می انگارد و لبخند را جانشین ناراحتی کاذب می کند . هر روز با خودش در اینه به بستن قرار داد جلسه می گذارد و یاد آوری می کند اگر جهان و حقوق بشر هر روز برای تامین امنیت و شادی و سلامتی ملت ها جلسه و تجدید عهد می گزاشتن واقعا چه اتقاقی می افتاد ؟ بهشت جاودان در جهان نمایان می شد . و این بهشت تناسب و سلامتی برای ما همسفران وعده ای نزدیک و بی ریاست که چه بخواهیم و چه نخواهیم محق و مبرهن است.
      خیلی خوشحالم خیلی تغییرات روحی و روانی در برخورد به میزها و سفره های رنگارنگ در من پدیدار شده که باعث تعجب افراد نزدیک من شده . و انقدر پایه ای و اصولی اتجام شده که خودم واقعا لذت می برم . و لذت و شادی در جهان هستی پالس هاس مثبت و ارایه میده . و سپاس بخاطر همین لحظه که قدرت تایپ این کلمات و گرفتم و با شما عزیزانم به اشتراک گزاشتم . حال خوبم تقدیم به روح مسول و شاد شما . 🙏🙏🙏💜💜💜💜💜

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mehdiamini0098
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۷ ۲۳:۵۴
      مدت عضویت: 2238 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 25 کلمه

      باسلام خدمت شما دوستان واستاد گرامی درسایت 🌸🙏🙏 این نوشته منوخیلی آروم کرد و به من امیدبیشتری برای ادامه دادن دادممنونم وسپاس گذارم وخداوندروشکرمیکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۷ ۲۳:۳۰
      مدت عضویت: 2452 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      سلام استاد هنوز فایل گوش نکردم ولی متن با دقت خوندم که بسیار عالی بود مخصوصا آنجایی که فرمودید چرا خانواده همسرتان فکر نمیکردن شما دوباره چاق میشوید یادم وقتی برای اولین بار اقدام به لاغری کردم و خیلی هم بی نظیر بود دوباره چاق شدم پس از آن هر رژیم و دکتری که میرفتم میگفتم بازگشت نداره و همواره دنبال لاغری بدون بازگشت بودم و خوب تا وقتی که باور من از لاغر شدن بازگشت چاقی بود پس این امر یعنی لاغری بدون بازگشت میسر نمیشد مسیر شما تنها جایی که به من گفت نه واقعا لاغر میشی و بازگشت نداره اما بازگشت داشت حتی لاغری با ذهن هم بازگشت داره من واقعا تجربه کردم که وقتی از مسیر فاصله بگیری و فایل گوش نکنی و نوشته دوستان مطالعه نکنی از مسیر خارج میشی و اینکه من فکر میکردم همه چیز فهمیدم ولی حالافهمیدم که نه واقعا نکات خیلی مهمی بود مثل تاثیر زیاد باورهای چاقی و اینکه ما نباید دنبال حذف خروجیهای چاقی باشیم اگر باورهای چاق کننده رو برطرف کنیم همه چیز درست میشه میخوام از هم دوره ای عزیزم خانم فاطمه سادات به خاطر نوشته های عالیش تشکر کنم نمیدونم این نوشته رو میخونه یا نه ولی نوشته هاش به من خیلی کمک کرد
      با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهام خوشبخت
        ۱۳۹۹/۰۶/۰۸ ۱۰:۲۳
        مدت عضویت: 2479 روز
        امتیاز کاربر: 4098 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 108 کلمه

        سلام دوست عزیزم!گلم کار ذهنی کار یکی دوروزه یکی دوماهه نیست گلم مگه ما فقط غذارو یکی دو روز میخوریم یا یکی دوماه میخوریم همانطور که جسم نیاز به تغذیه ی روزانه داره روح هم همین طورباید هرروز روحتو تغذیه کنی. مگه شما چند وقت فایل گوش کردی ول کردی باید مطالب ملکه ذهنت بشه وجزئی از عادات ورفتارهای روز مره ت در بیاد.بیست سی سال چاق بودیم حالا با یکسال یا چند ماه میخواهیم راحت لاغری رو حفظ باشیم نه دوست من چاقی ریشه هاش خیلی قوی هست برای همین برمیگرده چون به اندازه نیاز ریشه هارو تغذیه نکردی تا دیدی کمی لاغر شدی رها کردی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Tina82
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۷ ۲۱:۵۱
      مدت عضویت: 2424 روز
      امتیاز کاربر: 2167 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 469 کلمه

      سلام
      من كمتر از چهار ماه است بصورت مداوم و روزانه در سايت حضور دارم و تمريناتم رو انجام ميدم و از معجزه تكرار كردن باخبر شدم
      در اين چهار ماه به زندگي عادي خودم ادامه دادم نه ظرف غذايم جدا بود و نه غذاي كة خوردم غير غذاي جمع بود در مهمانيها شركت كردم و دو چيز كة برايم اوردن اسم انها دشوار بود بطور كل از زندگيم خدف شدن ١- رژيم هستم٢- ترازو براي وزن كردن
      اين دو چيز مدام به من استرس ميدادند ولي در اين راه من با وجود عادي زندگي كردن و سير خوردن توانستم كة چاقتر شدم را به صفر برسانم و الان سير نزولي را شروع كردم و دارم به طرف لاغري ميرم
      در خودم احساس سبكي و لاغري دارم و حتي بهم گفتن سايز شكمم كوچكتر شده اين خبر عالي بود براي من
      مدتي پيش چند پارچه مختلف به خياط داده بودم برايم بدوزد وقتي كة ٨ روز گذشته خواستم براي تولد برادر زادةام لباس موردنظرم را بپوشم ديدم تنگ است خيلي عادي برخورد كردم گفتم لاغرتر شدم ميپوشم قبلا بود عصبي ميشدم و ناراحت ولي يكي ديگه از لباسها را پوشيدم
      ديشب خونه مادرم دعوت بوديم من همان لباس تنگ را بدون اينكه يادم بياد تنگ بوده رى پوشيدم بعد از مدتي يادم امد و دوباره خودم را نگاه كردم ولي لباس تنگ نبود و خيلي اندازه بود

      خوشحال هستم كة دعاي استاد براي من جواب داد و اميدوارم تمام لباسهاي كمدم يكي يكي در تنم زار بزند و از كمدم جدا شود خيلي مشتاق هستم لباسهاي جديد با سايز جديد بخرم و خيلي زوست دارم زودتر كمدم از لباسهاي جديد پر شود

      ديروز دخترم سوالي پرسيد خيلي اتفاقي گفت ميتوني يه لباسي رو امسال بخري و سال بعد بپوشي گفتم بله حتما
      يعني ذهنم به اين نتيجه رسيده من چاقتر نميشم
      خدايا هر روز دارم نشانهاي در رفتار و افكار و سايزم ميبينم و خيلي خوشحال هستم كة در مسير قرار دارم و دارم در مسير لاغر شدن قدم بر ميدارم و از چاقتر شدن عبور كردم و دارم در شيب به سوي لاغري حركت ميكنم🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻
      يه فايلي بود كة استاد صحبتهاي در مورد زدن چكش به ديوار حرف ميزد
      كم مثلا مي خواهي ديواري را خراب كني در ضربات اول هيچ اتفاقي نمي افتد ولي وقتي مداوم داري ضربه ميزني ضربات اولت محكم است و جون مداوم است باعث ميشه كة يواش يواش ديوار درزهاي بدهد و بعد با ضربهاي ديگر هرچند ارامتر باشد قسمتهاي بزرگي از ديوار مي افتد و بعد ميتوانيم ديوار را بطور كامل خراب كنيم
      اين صحبتها هميشه در دهنم است كة دارم ضربها را وارد ميكنم و ايمان دارم با ادامه دادن با همين ضربها ميتوانم در روزي كة نميدانم كي است نتيجه خيلي عالي بدست بياورم عجله ندارم فقط دارم ضربات خودم را به ديوار ميكوبم و به اميد روزي هستم كة نتيجه ضربات را ببينم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 6
گردونه هدایا گردونه هدایا