0

تصمیم اشتباه برای بهبود شرایط

اشتباه در عمل
اندازه متن

ما در هر لحظه از زندگی در حال تصمیم گیری هستیم.

اولین بار که این جمله را خواندن مفهوم آن را درک نکردم و تعجب کردم که چطور ممکن است من در هر لحظه از زندگی در حال تصمیم گیری باشم.

من تصور می کردم تنها زمانی که قرار است کار خاصی انجام داده یا برای چند روز مسافرت رفتن برنامه ریزی کنم در حال تصمیم گیری هستم و در باقی موارد در زندگی روزمره تصمیم گیری نمی کنم و اصلا درباره نقش خودم در تصمیم گیری های روزمره اطلاعی نداشتم.

درک این جمله به من کمک کرد تا به واقعیت پذیرش صد در صد مسئولیت زندگی پی ببرم.

اگر شما قبول کنید که در هر لحظه از زندگی در حال تصمیم گیری هستید، پذیرش مسئولیت زندگی برای شما خیلی ساده تر و منطقی می شود.

برای درک بهتر عبارت “من در هر لحظه از زندگی در حال تصمیم گیری هستم” سعی کردم در شرایط مختلف زندگی به خودم توجه کنم چه کاری انجام می دهم؟

به مرور متوجه شدم واقعا من در هر لحظه از زندگی در حال تصمیم گیری هستم و البته در بیشتر موارد به صورت ناخودآگاه تصمیم گیری می کنم.

در برخورد با مشتری ها من تصمیم می گرفتم چه واکنشی داشته باشم.

در مواقعی که احساسم خوب بود و حوصله داشتم تصمیم می گرفتم با احترام و حوصله با مشتری ها برخورد کنم و در مواقعی که به هر دلیلی ناراحت و بی حوصله بودم تصمیم می گرفتم با سردی و بی توجهی پاسخ مشتری ها را بدهم.

کاملا واضح است که نتیجه این دو نوع برخورد کاملا متفاوت است.

درست است که من در آن لحظه فکر نمی کردم که اکنون باید با مشتری ها چگونه برخورد کنم اما به هر حال این من بودم که یک طریق مشخص برای مواجه شدن با مشتری را درپیش می گرفتم. پس من تصمیم گیرنده بودم.

با درک این موضوع، نقش خودم در تصمیم گیری های روزمره برایم واضح تر شد و تصمیم گرفتم آن را در رابطه با همسرم مورد بررسی قرار دهم.

هربار که با همسرم مواجه می شدم دقت می کردم چه رفتار یا واکنشی دربرابر او از خود بروز می دهم.

به سادگی مشخص شد که بیشتر رابطه من با همسرم به صورت تکراری و از قبل تعیین شده در ذهن من انجام می شود یعنی تصمیمات من تقریبا یکسان بود و طبیعی است که نتیجه تصمیمات یکسان نتایج یکسان خواهد بود.

من متوجه شدم که تصمیم من برای اتخاذ رفتار در برخورد با همسرم و همچنین تصمیمات من برای واکنش دادن به رفتارهای همسرم نتیجه زندگی من در حوزه روابط خانوادگی را رقم می زند و از آنجا که تصمیمات من ناخودآگاه اتخاذ می شد، بیشتر تصمیمات من شبیه به هم بود و به همین دلیل رابطه من و همسرم به یک شکل متشنج و دلسرد کننده پیش می رفت.

من تصمیم گرفتم بر تصمیمات خودم در رابطه با همسرم نظارت داشته باشم و تصمیماتی که نتیجه مناسب به همراه ندارد را اتخاذ نکنم.

نتیجه هر تصمیم در واکنش همسرم کاملا واضح و مشخص بود بنابراین صحیح یا ناصحیح بودن تصمیم من واضح بود.

تصمیماتی که نتیجه نامطلوب داشتند را شناسایی و سعی کردم آنها را تکرار نکنم و به مرور تصمیماتم در رابطه با همسرم را تغییر دادم و به همین سادگی به مرور رابطه من و همسرم دگرگون شد.

اگر به زندگی روزمره خود توجه کنیم، ما در هر لحظه در حال اتخاذ تصمیم هستیم.

اینکه آب بخورم یا نخورم یک تصمیم است.

اینکه الان بخوابم یا نخوابم.

اینکه چه پاسخی به رفتار فرد مقابل بدهم و هر آنچه از شما بروز پیدا می کند در واقع یک تصمیم است که توسط شما اتخاذ شده است و مسئولیت عواقب آن به عهده شخص شماست.

به این ترتیب مسئولیت تمام زندگی به عهده شماست و اینکه شما قبول کنید یا نکنید که مسئول تمام شرایط زندگی خود هستید تغییری در واقعیت ماجرا ایجاد نمی کند.

در سریال استفاده از قوانین در عمل درباره برخی از تصمیمات خودم در مواجه شدن با صحنه های زندگی و نتایج آن توضیح دادم.

در این بخش می خواهم درباره یک تصمیم دیگر در مواجه شدن با شرایطی که برای من جدید و پیش بینی نشده بود توضیح دهم که چگونه تصمیم من منجر به بروز نتیجه ای شد که برای من مطلوب و رضایت بخش نبود.

نکته جالب توجه اینکه برای بهبود شرایط نامطلوب ایجاد شده از تصمیم اول اقدام به اتخاذ تصمیم دوم کردم، اما تصمیم اشتباه هرگز منجر به بهود شرایط نخواهد شد و شرایط من بدتر شد.

برای بهبود شرایط تصمیم سوم را اتخاذ کردم اما باز هم شرایط سخت تر شد تا در نهایت به این واقعیت پی بردم که تصمیمات من اشتباه بوده است و تصمیم اشتباه را با هر دقت و اشتیاق و هیجانی اتخاذ کنم نتیجه نهایی مطلوب نخواهد شد.

داستان تصمیمات اشتباه و نتیجه اشتباه در عمل سبب شد تا شرایطی که در دوران چاقی سپری می کردم برای من تداعی شود.

من چاق شده بودم و برای رهایی از چاقی شروع به اتخاذ تصمیم های مختلفی می کردم و هدف من کمک کردن به خودم و رهایی از چاقی بود اما قانون هرگز اشتباه نمی کند و تصمیم اشتباه نتیجه مطلوب نخواهد داشت.

من سال ها برای لاغر شدن تصمیمات اشتباه اتخاذ می کردم و هربار که از نتیجه تصمیم خود نتیجه نمی گرفتم به دنبال اتخاذ تصمیم اشتباه دیگری به شکل صحیح تر بودم.

این نکته جالب توجه در زندگی همه انسان هاست که همواره سعی می کنند تصمیمات اشتباه را به شکل بهتر و محتاتانه تری اتخاذ کنند اما در نهایت نتیجه همه تصمیمات اشتباه نتایج اشتباه خواهد بود.

ماجرای نتیجه اشتباه در عمل درس های خوبی برای من داشت و اطمینان دارم دوستانی که به دنبال کشف قوانین جهان هستی برای بهبود شرایط زندگی خود هستند از این داستان زندگی چند روز اخیر من درس های بزرگی خواهند گرفت.

برای درک بهتر آگاهی های این فایل آموزشی پیشنهاد میکنم تجربه های خود درباره اتخاذ تصمیمات اشتباه به نیت بهبود شرایط زندگی خود را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن


💢💢 اطلاعیه فروش محصولات

به مناسبت تولد 🎂۴۱ سالگی 🎂 در روز ۱ آبان ۱۴۰۰ همه محصولات سایت تناسب فکری را میتوانید با ۴۰٪ تخفیف خریداری نمایید.

لاغری بهترین هدیه ای است که میتوانید به خودتان بدهید.

💢💢کدتخفیف:
👈👈👈 tavalod40 👉🏻👉🏻👉🏻

برای استفاده از کد تخفیف بعد از اضافه کردن محصولات موردنظر به سبر خرید در مرحله ثبت سفارش کد تخفیف را در محل مربوط به درج کدتخفیف نوشته و دکمه اعمال تخفیف را فشار دهید
٪۴۰ از مجموع سبدخرید شما کم شده و مابقی مبلغ را پرداخت کنید.
ضمنا طبق روال گذشته ۱۵٪ از مبلغ پرداختی بعنوان هدیه خرید در کیف پول شما شارژ میشود که در خریدهای بعدی میتوانید از آن استفاده کنید.

خرید محصولات با تخفیف ۴۰٪ فقط در روز ۱ آبان ماه امکانپذیر میباشد.

⛔️⛔️فروش محصولات با تخفیف تا سال آینده هرگز تکرار نخواهد شد⛔️⛔️

آیا این مطلب را می پسندید؟
https://tanasobefekri.net/?p=31490
برچسب ها:
8 نظر در مورد تصمیم اشتباه برای بهبود شرایط

دیدگاهتان را بنویسید

      1401/02/06 21:00
      مدت عضویت: 725 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      سلام

      من یادم میاد وقتی کرونا گرفته بودم با هجمه ای از راهکارها برای رفع بیماریم روبه روشدم که از طرف دوستان عزیزم بهم پیشنهاد میشد.

      اما یک دونه آن راهم انجام ندادم وسعی میکردم که تو اون شرایط فقط آرامشم رو حفظ کنم تا راهکار بهم الهام بشه که چی کارکنم .

      من مسولیت بیماریم رو کاملا پذیرفته بودم با اینکه اصلا رسانه رو دنبال نمیکردم و گاها در اجتماع پراکنده صحبتهایی رو میشنیدم وپشت گوش میانداختم اما خوب از بس تو خونمون خیلی صحبت میشد من هم  گرفتم و به لطف الهی الان سلامتم .

      در مورد چاقی هم همینطوره من باید بپذیرم من بودم که با توجهات زیادم به شنیده های اطرافم که شد باورم . نهال کوچک چاقی رو در وجودم کاشتم و باتکرار وتکرار این نهال تنومند شد .

      حالا چطور میخاستم با دمنوش و رژیم و ورزش و… لاغر شم .

      واما وقتی اومدم تو این سایت آموزشی و باورهام رو شناسایی کردم آرام آرام نهال لاغری رشد کرد و الان تازه داره قد میکشه و من مرتب بهش رسیدگی میکنم  تا نهال تنومند بشه .

      امروز جایی بودم و آشنام که نزدیک به ۴۰ روز بود منو ندیده بود وقتی منو دید گفتش چقدر لاغر شدی !!   رژیم میگیری ؟ گفتم نه . گفتش حتمن ورزش میکنی ؟گفتم نه . گفتش حتمن مریض شدی چرا اینهمه لاغر شدی .؟

      و من ترس اینکه منو مسخره کنن نتونستم دلیلش رو بگم .

      آخه اصلا تو این وادی ها نیستن .

      ولی بعدش اومدم خونه . ازخودم ناراحت شدم خوب شجاعت به خرج میدادم و میگفتم . البته خودشان متناسب بودن ولی شاید در اطرافیانشون کسی بود .

      هیچی به خودم قول دادم سری بعد رفتم پیششون دلیل واقعی رو بگم . واین سایت عالی رو بهشون معرفی کنم .

      اینکه توجهات ما باعث بروز یه سری رفتارها میشه که نتایج بوجودآمده همان توقع ما از آن موضوع میشه .

      قوانین برای همه ثابت هست این ماهستیم که باید کانون توجهم رو آگاهانه عوض کنیم تا نتایج جدیدی بگیریم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/12/11 15:04
      مدت عضویت: 514 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,301 کلمه

      سلااااام و درود بر نقش و نگار عالم 

      تصمیم اشتباه برای بهبود شرایط!..🤔

      به نظرم موضوع حق انتخاب با موضوع تصمیم گرفتن خیلی همسو هستند از جائیکه مدتی است روی این موضوع کار می کنم این فایل جذب من شد .

      مدتی پیش متوجه شدم به دلیل آموزشهای خانواده و معلمین و جامعه و رسانه من یاد گرفتم همیشه از نظر دیگران استفاده کنم و همین باعث می شد که اگر تصمیمی هم می گرفتم دائم توجه کنم نظر دیگران چی هست و دنبال تأیید بودم یعنی می ترسیدم نظر مخالف بدم به همین دلیل با لبخندی مصنوعی و وجودی پر از خشم اون کار را انجام می دادم …

      وقتی حس می کنی حق انتخاب نداری و همه چیز جبره در مقابل تمام اتفاقات زندگی ضعیف می شی و از ته دل هم نمی تونی پذیرش داشته باشی چون با دلت تصمیم نگرفتی !…

      منم همیشه فکر می کردم تصمیم برای کارهای بزرگ هست و از جهتی که من خانم هستم و اینگونه آموزش دیده بودم که زن باید مطیع مرد باشه باز می گفتم باز دلم راضی نمی شد و خودباوری نداشتم نه اینکه فکر کنید من بدون اجازه همسرم آب نمی خوردم نه خیلی وقتها خرید لباس یا خونه را هم خودم به تنهایی انجام می دادم اتفاقا عالی هم می شد اما از درون انگار گناه کرده بودم و همه کاره شده بودم ..اما در موضوع لاغری متوجه شدم که باید حق انتخاب داشته باشم من ارباب باشم وگرنه چاقی منو مغلوب می کنه ساعتها فکر کردم و نوشتم این رشته سرِ دراز دارد .

      ما در هر لحظه از زندگی حق انتخاب داریم هر چند که بیشتر رفتارهای ما عادتی شدند و حالت روزمرگی به خود گرفتند ولی به هر حال من تصمیم می گیرم الآن آب بنوشم یا چای یا شربت !؟حالا با خواب غفلت باشه یا با هشیاری !…

      نتیجه رفتار های تکراری همیشه یکسان است بنابراین برای تجربه جدید باید در رفتار تغییر د ایجاد کرد✨

      باید نتیجه نامطلوب شناسایی بشه و بعد تغییری در انجام رفتار تکراری ایجاد کنیم تا نتیجه متفاوت بشه اما تصمیم اشتباه هیچ بهبودی در روند کار ایجاد نمی کنه و ممکنه با هر تصمیم اشتباه شرایط بدتری را تجربه کنیم .

      تجربه من از این موضوع این بود که بعد از چند جلسه استخر رفتن با شوق و ذوق جلسه هفتم خیلی احساس خستگی داشتم و نمی تونستم تمریناتم را به خوبی انجام بدم و می گفتم بهش توجه نکنم و ادامه بدم که باعث شد تپش قلب هم بگیرم و باز برام سخت بود که به مربی بگم حالم بده !..چون نمی خواستم در مورد حال بدم صحبت کنم و تأییدش کنم (خیلی وقتها از اونور بوم می افتم 😄)در نهایت مربی گفت چرا امروز تمرینتو انجام نمی دی و با مِن مِن کردن گفتم حالم بده و عضلان گردن و غیره خیلی درد دارند و احساس خستگی دارم ایشون گفت حتما بدنت اسیدیته شده و باید آب فراوان بخوری …یه خرده فکر کردم که آره من مدتیه خیلی خوب آب نمی خورم و اومدم خونه پارچ پارچ آب خوردم اما درد با من بود باز گفتم به کسی نگم و بهش توجه نکنم همون روزها کتاب شفای زندگی خانم لوئیز هی را می خوندم و متوجه شدم من تحت فشار افکاری هستم و گفتم حل میشه و اتفاقا برای جلسه بعد شنا هم با همون حال رفتم و اوضاع خراب تر شد بعد از تجربه های قبلم استفاده کردم و گفتم برای رفع حس خستگی  سه تا سوزن نوروبیون زدم و گفتم الآن خوب میشم چندروز گذشت همچنان حالم بد بود دیگه واقعا نتونستم استخر هم برم اینبار گفتم حتما کم خونی دارم شروع کردم به خوردن قرص آهن و به اصلاح خوراکی های خونساز اما همچنان حالم بد بود در نهایت رفتم پزشک عمومی و چند سرم و سوزن و مقطعی بهتر شدم اما باز موضوع ادامه داشت اینبار رفتم متخصص داخلی و چکاپ کامل انجام دادم و تمام آزمایشات خونی هم سالم بود 😍و اما با تشخیص پزشک من میکروب معده داشتم (ظاهرا از آب استخر موقع آموزش چندباری آب خورده بودم )و با چند دونه قرص در کوتاهترین زمان و خیلی با هزینه کم درمان شدم !…

      خب من داشتم مقاومت می کردم که دکتر نرم یعنی همه چیز دانم می گفت همش فکری هست و صددرصد اینطور هم بود وگرنه چرا باید آب برای من مسموم می شد !..اما موضوع این بود که من شاگردم و جسم من برای بهبودی باید روندی را طی کنه و البته بگم در این روند چقدر از فرمولهای ذهنی مخربم شناسایی و اصلاح شد و چقدر بیشتر به شناخت ذهنم پرداختم و همینه که همه چیز به نفع منه همینه که هیچ چیز اشتباهی به معنای حقیقی وجود نداره …

      ولی در مورد تصمیم اشتباه موضوع اینه که باید دلیل رخ دادن اشتباه را شناسایی کنیم منبع و مرکز و مبدا مشکل کجاست !؟ولی اصولا از تجربیات خود و دیگران استفاده می کنیم و هر بار تصمیمات بی ربط می گیریم و زمان طولانی تر و روحیه ضعیف تر میشه اما نکته امروز ..در مسیر بهبودی باید تغییراتی هرچند کوچک ایجاد بشه اگر شرایط داره بدتر میشه یعنی مسیر اشتباهه!..

      خیلی وقتها فکر می کنیم قراره یک جهش صورت بگیره از فقر بپری به ثروت یا از بیماری بپری سلامتی ولی نه از اوضاع خیلی بد آرام آرام اوضاع میشه بد و از بد میشه در حال انتظار و بعد متوسط و با ادامه دادن و مهارت بیشتر و توجه بیشتر به نکات مثبت میشه خوب وتا عالی و متعالی راه بی پایان است !…

      حدود چهار ماهه که با تعهد در این مسیر زیبا استمرار دارم خیلی تجربیات قشنگی داشتم جسمم از نظر خودم کمی تغییر کرده اما ذهنم خیییییییییییلی اصلا معجزه اینطوری بگم براتون که چقدر به حالت طبیعی و تعادل نزدیکتر شدم و هرروز در همه جنبه های زندگیم دارم به تعادل و آرامش بیشتری می رسم و این خیلی برام ارزشمنده . 

      وقتی یاد بگیرم آگاهانه در روز تصمیم بگیرم و باور کنم من حق انتخاب دارم و آزادی ام اونوقت می دونم انتخابم لاغری هست و خیلی آسون این انتخاب اتخاذ میشه من این چند روز تصمیماتی گرفتم که ثابت کنم من حق انتخاب دارم مثلا شخصی در وات ساپ با اینکه من در پروفایلم نوشته بودم پاسخگو نیستم 😊

      پیامهای احکام و شرع و تولد و …..می فرستاد و من می دونستم نباید از مرز و قانون خودم تجاوز کنم به همین دلیل ندیده پاکشون می کردم اما حرص می خوردم که چرا میفرسته بعد از سه بار که هربارم می گفتم چرا باید جذب کنم و درسش چیه !سعی کردم خودمو آروم کنم و تماس گرفتم و گفتم لطفا بدون هماهنگی برای من مطلب نفرستید اگر پرسشی هم داشته باشم خودم به لطف الهی میرم از اونجائیکه دوست دارم بر می دارم ومن وات ساپ برای چت کردن نصب نکردم و کار اختصاصی داشتم و ترجیح می دهم به آموزه های خودم برسم …

      خب گفتم و چندروز حالم بد بود که بی احترامی شد و ناراحت شدو تا بالاخره متوجه شدم من حق انتخاب دارم و دیگران نیز …اومدم روی پذیرش کار کردم متوجه شدم من مقاومت دارم و باوری که دیگران به زور میخوان منو تغییر بدن و در واقع مقاومت در برابر اون موضوع ها سنگینترشون می کرد می دونستم تا حل نکنم بازم اتفاق می افته بار دیگر فرد دیگری پیام داد اما اینبار گفتم با آغوش باز می پذیرم و در خود حلش می کنم من انتخاب می کنم که پاک کنم یعنی با حالت تسلیم و احساس قدرت و رضایمتندی از خودم اینبار انجامش دادم و دقیقا این مراحل تکاملش بود که به لطف خدا حل شد .

      جائی دیگر مؤسسه ای محصول منو برای فروش ۲۵تومان پیشنهاد دادند ولی من ۷۷ تومان را انتخاب کردم گفتند معقول نیست !..گفتم حق انتخاب دارم اون روز فکر فروش محصولم نبودم فقط می خواستم در عمل ثابت کنم من حق انتخاب دارم .

      و البته برای هر عرضه ای تقاضایی وجود دارد 

      سپاس از استاد جان 

      درود بر دوستان همدل و همراه پاینده باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/29 10:25
      مدت عضویت: 886 روز
      اندازه متن
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 793 کلمه

      سلام🙂

      امیدوارم سلامتی تون برگشته باشه 

      یه موردی شبیه به ماجرای شما برای من پیش اومد و ناگهانی دچار گرفتگی عضله در ناحیه کمر شدم بالای پهلوها فقط من قانون رو درست عمل کردم و شب فقط روغن زدم و با کمربند کشی بستم و تا فردا عصر هم همچنان بسته بود و به تدریج درد ها ساکت شد و در طی دو روز کامل بهبود پیدا کرد

      تمام آنچه شما درباره روند چاقی و پیدا کردن راهی برای برطرف کردن چاقی یا حتی چاقتر نشدن گفتین رو همه ما تجربه داریم که هر کسی هر چی گفته رو عمل کردیم و خداییش هم ما چاقها خیلی پشتکار خوبی داریم در عمل و خیلی خوب بر طبق اون دستوری که در استفاده از برنامه غذایی یا ورزشی یا دمنوش و…بوده عمل میکنیم و بعد میبینیم که نتیجه ای نداشته یا کلی عوارض برای ما داشته و جالبه که همیشه هم خودمون رو سرزنش کردیم که جسم من یه طوری هست که این روشها روش جواب نمیده یا حتما من دقیق عمل نکردم و…و هیچ وقت فکر نکردیم که شاید این روشها باشه که اشتباهه و راه درست و صحیحی برای لاغر شدن نیست…اینم کمبود اعتماد به نفسی هست که چاقها دارن و همیشه خودشون رو مقصر میدونن و سرزنش میکنن و ایرادی در روشها نمیبینن…

      با لاغری با ذهن که آشنا میشیم انگار تمام آنچه که در طی سالها از چاقی و از نتیجه نکرفتن برای لاغر شدن برای خودمون ساخته بودیم به یکباره فرو میریزه و تمام این حرفها به دلمون میشینه و با روح الهیمون کاملا هماهنگه و به همین دلیل پر از امید و اشتیاق میشیم که بالاخره ایراد رو پیدا کردم و منم میتونم لاغر بشم.

      این دوستمون کاملا درست میگم فایلهای آموزشی شما خیلی عالیه و ایرادی در روش نیست و مثل ایشون من هم تا حالا که نزدیک دو ساله از فایلهای سایت دارم استفاده میکنم و احتمالا ۴ بار تا حالا فایلهای نکات طلایی رو چه در قالب مسیر صد گام و چه در قالب فهرست کامل نکات طلایی استفاده کردم و انصافا هم خوب و مستمر تمرین انجام میدم و هنوزم نتایج خیلی کمه و چون همیشه توجهمون به جسم هست و سرعت تغییر جسم هم کنده خسته کننده میشه و ما رو نا امید میکنه… خوبی سایت شما اینه که میدونی کامنتت و تمرینت توسط شخص شما خونده میشه و برای همین با انگیزه و اشتیاق تمرین میکنی و هر جا هم نا امید میشی سوال برات پیش میاد یا هر چیزی در قالب کامنت حال و احساس و درکت رو مینویسی و سوالت رو مطرح میکنی و پاسخ رو از شما دریافت میکنیم و این خیلی عالیه و بسیار سپاسگزارم از شما…

      جالبه که حتی در همین آموزش ها هم باز وقتی ما نتیجه نمیگیریم ایراد رو از خودمون میدونیم و میگیم من حتما یه مشکلی دارم که لاغر نمیشم وگرنه که آموزشها که فوق العاده است و اینهمه دوستان هم نتایج عالی گرفتن پس ایراد از منه یا از نحوه یادگیریم یا از استعدادم یا از مقاومت بدنم یا از سرعت کند تغییر جسمم یا از درست عمل نکردنهام و…‌کلی ایراد دیگه….

      در صورتیکه نه تنها آموزشها عالیه بلکه من جسمم نحوه یادگیریم استعدادم ….هیچ کدوم مشکلی نداره و همش درسته فقط فقط و فقط باید بیشتر ادامه بدم همین …

      در نوشته های باور ساز نوشتین که تنها راز و رمز انسانهای موفق اینه که اونا ادامه دادن

      و خودتون هم بارها تاکید کردین به ادامه دادن و استمرار داشتن و رمز موفقیت خودتون رو در ادامه دادن دونستین..

      کاملا با حرف شما موافقم و حتی بارها به خودم اینو تاکید کردم که اگه لاغر نشدی …چاقتر هم نشدی…اگه لاغر نشدی …هیچ رژیمی و نخوری هم نداشتی….اگه لاغر نشدی دو سه ساله باشگاه هم نرفتی حتی یه قدم پیاده  هم برای لاغر شدن برنداشتی…اگه لاغر نشدی …اکه لاغر نشدی عوارض رژیمها ورزش و داروها رو هم نداشتی…

      ولی ذهن ما اینا رو نتیجه نمیدونه…‌اون فقط لاغری رو به عنوان هدف مبدونه و تا به لاغری نرسیم ما رو موفق نمیدونه…البته که به هدف هم برسی و لاغر بشی اونو هم کم ارزش میدونه چون ذهن همیشه به دنبال بیشتر خواستنه ووقتی یه هدف رو تیک میزنی اونو ناچیز میدونه و هدفهای بزرگتر رو ارزش میدونه و همواره هم داره تو رو با بقیه مقایسه میکنه….من خودم حال و احساس ودرک عمیقتر مطالب و آموزه ها و شناسایی نجوای ذهنم رو و تغییر حال و احساسم رو در زمان کمتر از قبل مدیون ادامه دادنهام هستم و شما استاد عزیز خیلی الگوی فوق العاده ای بودین برای من در همین زمینه ادامه دادن…ممنونم از شما

      همواره این حرف شما منو دوباره سرپا میکنه حتی در مواقع نا امیدی ….”در مسیر درست با هر سرعتی هم که بری بالاخره به مقصد میرسی”

      راه لاغری با ذهن درست ترین و صحیح ترین مسیره حالا که به لطف خدا هدایت شدیم ادامه بدیم این تنها وظیفه ما است🙂👌 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        pooldarjazzab@yahoo.com
        1400/10/18 04:32
        مدت عضویت: 163 روز
        اندازه متن
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 473 کلمه

        سلام . شما چطور گوش میدید که نتیجه نگرفتید ؟ 

        فکر کنم ذهنتون هنوز متقاعد نشده تغییر مسیر بده . 

        البته نوشتتون نشون میده انسان مهربان و قابل پذیرشی هستید اما برام جای تعجبه این همه مدت میگید نتیجه نگرفتید . 

        از نظر رفتاری که مطمئنم دریت رفتار می کنید از نوشتتون معلومه عکستون هم که خیلی لاغر و متناسبه . 

        چی میخواین که ندارید . 

        فکر می کنم شما همین حالا خیلی عالی هستید اما توجهتون روی نداشته هاست . 

        مثلا همش میگید من نتیجه نگرفتم . 

        نتیجه خیلی زود خودشو نشون میده . دیدید وقتی پیاز پوست میگیریم سریع آب چشممون میاد . نتیجه ی لاغری با ذهن روی بدن هم دقیقا به همین سرعته . شما نتیجه نگرفتن رو رها کنید و فقط از مسیر لذت ببرید نتیجه خودبخود میاد من الان فقط یه ماهه اومدم و فقط یه هفته است که مستمر مینویسم و فقط میخوام ذهنم در مسیر باشه به خدا نتیجه رو خیلی عالی دارم در جسمم میبینم . فراتر از حد انتظار . تمایلاتم داره تغییر میکنه نمیگم ذهنم متناسب شده نه . هنوزم چاقی در من قویتر از لاغریه . از خودم انتظار زیادی ندارم اما خیلی بیستر از حدی که کار کردم نتیجه داره میاد سراغم . برای شما و بقیه هم قطعا باید نتیجه بخش باشه این همه تمرینات . 

        اما توجهتون روی نداشته هاست . 

        چیزی که دست شما نیست رو رها کنید و چیزی که دست شماست رو ازش لذت ببرید . ببخشیدا من جسارت میکنم شما پیشکسوت هستید در این راه . برای همین مطمئنم ذهنتون لاغرتر از منه . اما به عنوان خواهر کوچکتر فقط خواستم بگم همونطور که امکان نداره در مواجهه با پیاز قرار بگیرید و اشک چشمتون نیاد همونطور هم امکان نداره اگر در مواجهه با مطالب سایت تناسب فکری قرار بگیریو و نتیجه نگیرید . اصلا امکان نداره . 

        خودتون رو نسپردید به تمرینات . خودتون رو رها نکردید در دریای تناسب فکری . رها کنید و آزادانه در دریای مطالب سایت شنا کنید . بدون قضاوت گوش بدید و لذت ببرید . اجازه بدید این اطلاعات در شما جاری بشن . چون و چرا نکنید . هر چیز که در زندگی ما اتفاق میفته به نفع ماست . پس رهاش کنید و ازش عبور کنید . خودش خودبخود تغییر می کنه . اما گوش دادن مطالب دست ماست . نگاه کردن و توجه کردن دست ماست . نوشتن و متناسب تحلیل کردن دست ماست . اینا رو میتونیم خودمون انجام بدیم . 

         

        امیدوارم نگاه و نگرش و توجهتون از تردید و نمیشودها و نتیجه نگرفتنها رها بشه  و به فرموده ی خودتون در جایی دیگر به نقل از استاد فقط در فکر کسب آگاهی و استفاده از اون به صورت برنامه ی روزانه و لذت بردن و حس خوب باشه . بازم منو ببخشید که به عنوان خواهر کوچکتر در سایت تناسب فکری جسارت کردم و نظرمو براتون نوشتم . پیروز و برقرار باشید . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/10/20 14:32
          مدت عضویت: 886 روز
          اندازه متن
          محتوای دیدگاه: 7 کلمه

          سلام استاد

          برای همین هاست که دیگه نمینویسم….

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1400/10/21 03:12
            اندازه متن
            محتوای دیدگاه: 25 کلمه

            سلام و درود
            اینکه بنویسید یا خیر نظر شخصی است ولی ننوشتن به خاطر دیگران نوعی واکنش است که باید در مسیر تغییر کردن اصلاح شود

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 10 از 2 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            pooldarjazzab@yahoo.com
            1400/10/21 08:52
            مدت عضویت: 163 روز
            اندازه متن
            همیار لاغری
            محتوای دیدگاه: 166 کلمه

            سلام . 

            چیز بدی نوشتم ؟ 

            بی احترامی کردم ؟ 

            آخه چرا ناراحت شدید ؟ 

            الانم که دوباره نوشته ام رو خوندم چیزی ندیدم که باعث ناراحتی بشه . 

            شاید علت تغییر نکردنتون همین باشه . 

             

            عدم پذیرش به علت نگرش از جهت نادلخواه به مطالب 

             

            من واقعا منظوری نداشتم . ببخشید فقط نظرمو گفتم . 

            وقتی نظرم باعث ناراحتی شما شد یا در من فرمول اشتباهه یا در شما . 

            من میپذیرم که در من حتما فرمول اشتباه وجود داره که واکنش شما ناراحتی شد .  پس سعی میکنم فرمول ذهنی خودم رو اصلاحش کنم . 

             

            ممنون که با همین یه جمله فرمول ذهنی منو نشونم دادید . 

             

            ما انسانها اونم در این سایت که در مسیر آگاهی هستیم آیینه ی وجود همدیگه هستیم . قطعا وقتی چیزی به هم میگیم داریم به هم کمک می کنیم که فرمولهای ذهنی همدیگه رو به هم نشون بدیم . 

            پس من الان نگرشم رو تغییر دادم و از نگرش خوب به نوشته ی شما نگاه کردم  و ازتون سپاسگزارم که منو به من نشون دادید . 

            ممنونم دوست عزیزم . 

             

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      سهیلا عظیمی ویشته
      1400/07/28 19:27
      مدت عضویت: 994 روز
      اندازه متن
      محتوای دیدگاه: 144 کلمه

      سلام استاد 

      خیلی متاسف شدم که این مشکل برای شما پیش آمده. به نظر من حتما به دکتر مغز و اعصاب هم مراجعه کنید به احتمال زیاد دچار تنگی کانال نخاع ممکن است باشید چون اعصاب از کانال نخاعی رد میشه واین درد که بیشتر شده با مسکن  های ا تزریق مثل متو کارپامبول و با دگزا آروم نشده باشه وبعد از اتمام زمان مسکن ها درد بیشتر شده  نمیتونه مربوط به گرفتگی عضلات باشه.  گرفتگی عضلات با نرمش و با دارو های شل کننده  باز میشه.  اول همون ارتوپد تشریف ببرید. واگر شد یک ام ارآی بگیرید. تنگی کانال را حتما بررسی کنید چون اکثرا  نشسته کار انجام میدید  فشار مهره ها برهم زیاد میشه و غضروف بین مهره ساییده میشه   باز هم که انشالله در همین ۴۸ ساعت رفع میشه. و هیچ چیزی نیست.  وسریع عالی تر از همیشه سلامت باشید.  

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم