«نفرت از چاقی به هیچوجه شما را لاغر نمیکند، اما قطعا میتواند به چاقتر شدن شما منجر شود.
وقتی از چاقی متنفر میشویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد میشود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاقتر شدنمان هموارتر میکند.»
🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!
سالها با اضافه وزن دستوپنجه نرم کردم. توی اون سالها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤
هر چی بیشتر سعی میکردم لاغر بشم، نتیجه کمتری میگرفتم و این نفرت تو دلم بزرگتر میشد.
نفرتی که آرومآروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

🧠 به خودم میگفتم:
- «تو عرضه نداری!»
- «نه میتونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
- «از پس هیچچی برنمیای!»
و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کمارزشی میکنی.
به جمعها نمیرفتم، از نگاه مردم فرار میکردم، و حتی نمیتونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣
اون زمان فکر میکردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!
میگفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد میشد.
حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف میزدن بدم میاومد. 🤐 احساس میکردم همه دارن نگاهم میکنن، قضاوتم میکنن، پشت سرم پچپچ میکنن…
🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظههای زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر
سالها بود که با اضافهوزن زندگی میکردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقتفرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔
این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کمکم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی میدیدم که هیچوقت نمیتونه رژیم بگیره، هیچوقت نمیتونه موفق بشه، هیچوقت…
و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️
اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نهتنها لاغر نمیشم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوانتر هم میشم.
🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!
سخت بود… خیلی سخت!
برای من، چاقی نماد تمام رنجهام بود. چطور میتونستم چیزی رو بپذیرم که فکر میکردم زندگیم رو خراب کرده؟
ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی بهمعنای تسلیم شدن نیست…
یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️
هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا میشدم، بیشتر میفهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.
و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋
شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشتهم. بخشیدم اونهایی رو که منو مسخره کرده بودن.
و حتی بخشیدم خودم رو… برای سالهایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂
✨ وقتی ذهن سبک میشه، جسم هم همراهی میکنه
بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک میشد… و باورم نسبت به تغییر قویتر میشد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸
تغییرات ذهنی کمکم در جسمم هم ظاهر شد. و مهمتر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.
جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚
🧠💬 اگه تو هم سالهاست با چاقی در جنگی، ازت میخوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…
💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمیکند… بیشتر درگیرت میکند!
یکی از مهمترین درسهایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:
✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگیت چسب میخوره!»
اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی میکنه! 😖
🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر میکنه؟
ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه میکنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!
- ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
- ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
- ✅ بیشتر ازش شاکی باشی
🧠 ناخودآگاه فکر میکنه اون چیز خواستنیه و شروع میکنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت میکنه!
پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامهریزی میکنی! 😳
چرا؟ چون اون نمیفهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط میبینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگتره!
📌 این فقط در مورد چاقی نیست…
- از بیپولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی میشی.
- از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو میبینی.
- از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت میبره!

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح
نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.
یه چرخهی تخریبگره که به مرور باعث میشه از خودت، بدنت، گذشتهت، و حتی آدمهای اطرافت فاصله بگیری.
و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه میداره.
یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:
«افرادی که با بدنشون با نفرت برخورد میکنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»
تلاش برای لاغری از روی تنفر، نهتنها کمکی نمیکنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.
💚 راه درست چیه؟
به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.
پذیرش یعنی:
- قبول کنی که الان این شرایط هست
- خودت رو بابتش سرزنش نکنی
- مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨
پذیرش یعنی بگی:
«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و میتونم تغییر کنم.»
در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.
تنها در صورتی که با چاقی، بیپولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، میتوانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖
نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠
آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع میشود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان میشود.
💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر میکند که به چاقتر شدن شما منجر میشود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمیدهد بلکه شما را به آن بیشتر میکشاند.
🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاقتر شدن صادر خواهد کرد.
✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖
مرحله اول:
برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.
برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شدهاند.
من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شدهاید.
مرحله دوم:
برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.
خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.
بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمولهای جدید در ذهن خود ایجاد کنید.
برای اینکار میتوانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود میبینید اشاره کنید.
- من وقتی میبینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا میخورد لذت میبرم.
- من وقتی میبینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقهاش رو میپوشه لذت میبرم.
مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.
مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….
هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.
احساس میکنید شما هم میتوانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمیبینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفتهاید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
هنرجویان لاغری با ذهن
خانم لیلا جعفری نیا از تهران
هنرجوی لاغری با ذهن
خانم نگین از کرج
خانم ریحانه از قم
امتیاز 4.05 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


بنام رب یکتا…
?سلام خدمت استاد بزرگوار و دوستان همراهم در مسیر زیبای تناسب?
تنفر من از چاقی برمیگرده به زمان بارداریم…تو زمان بارداری ام از اینکه هر روز ورم بدن و صورتم بیشتر میشد ناراحت بودم… ?و از اینکه هر کس منو میدید با تعجب میگفت چرا اینجوری شدی؟! اعصابم بهم می ریخت…?از اخطار دکترم برای سنگین شدنم احساس بدی بهم دست میداد…?
بعد از زایمان با بدنیا آمدن فرشته کوچولوم اندوهی عمیق سراسر وجودم رو گرفته بود… ?
همسرم بهم دلداری میداد که تازه زایمان کردی و حتما به شکل قبلت برمیگردی اما من با حرفاش آروم نمیشدم و هر چه میخواستم احساسم رو خوب کنم نمیتونستم… اره…من یه جورایی افسردگی گرفته بودم…?
هر قدر میخواستم از بدنیا آمدن فرشته ام خوشحال باشم نمیتوانستم…?
دیگه لباسام همه تنگ شده بود و رنگ لباسایی که انتخاب میکردم تیره شده بودند.از اینکه نمیتونستم باشگاه برم و خودمو به وزن قبلم برسونم غمگین بودم… نگاههای دیگران از اینهمه تغییر برام قابل تحمل نبود…? ?
اره خاطرات اون قسمت از زندگیم منو یاد تنفرم از چاقی در زندگیم میندازه…
اما من میخوام صفحه های زندگیم پر بشه از قشنگی و لذت… پر از افکار ورفتارهای متناسب و زیبا… ???
وقتی من میتونم با فکر کردن به تناسب و زیبایی افکارم و رفتارم رو جهت بدم به سمت هدفی که دوست دارم چرا اینکار رو انجام ندهم؟! ?
من با تناسب در همه ی ابعاد زندگیم رشد خواهم کرد پس چرا برای همچین اتفاق مهمی تلاش نکنم؟؟؟??? و هر روز بیشتر و بیشتر به آرزوهای قشنگم نزدیکتر نشم…
من با فکر کردن به هدف زیبایم این مهمان ناخوانده را از وجودم دور و دورتر میکنم و جسمم رو میزبان همیشگی تناسب میکنم…?????
تناسبی که برام لذت، شادی و آرامش رو به همراه داره…?
تناسبی که برام زیبایی و پوشیدن لباسهای رنگ شاد رو بهمراه داره…?
تناسبی که برام سلامتی کامل رو بهمراه داره… سلامتی که دائمی هست.?
من با تناسب هر روز اعتماد بنفسم بیشتر میشه و روابط بهتری با اطرافیانم برقرار میکنم.???
از اینکه با تناسب هر روز جوانتر و زیباتر میشم لذت میبرم.???
من بدنم رو آماده پذیرش میزبانی میکنم که جای اصلیش از اول همینجا بوده ?و من هر روز با افکار و رفتارهای اشتباه جای اون رو به مهمان ناخوانده ای دادم که خودم هم از بودنش احساس خوبی نداشتم…?
???پس مقدمت گلباران صاحبخانه ی پر از آرامش و زیبایم ???
تو در وجودم بودی و من فراموش کرده بودم زمانی وجودت در جسمم پررنگ بود.. فراموش کرده بودم زمانی مسیر رسیدن بهت رو یاد داشتم…☺️
حال هر روز با عشق دوباره میآموزم و بیاد میاورم مسیر رسیدن به تو را…?
و از اینکه وجودت هرروز در جسمم پررنگ تر میشه خوشحال و خوشحال و خوشحالتر میشم…???
خدایا شکرت که به همه ی ما توانایی خلق رؤیاهایمان دادی… عاشقتم برای تمام کامل بودنت و عادل بودنت… ???
خدایا شکرت که مرا هر روز هدایت میکنی به سمت مسیرهای زیبا و زیباتر….???
خدایا شکرت برای آشنایی با استاد عزیز و سایت ارزشمندشون…???
?رب یکتا همراه همتون دوستان متناسبم?
ممنونم استاد از توجهی که به شاگرداتون در مسیر آموزش تناسب دارید و انگیزه و حمایتی که با پاسخ به تمریناتمون به ما میدهید.???
سلام به استاد عزیز
خوشحالم که یکی دیگه از موانع لاغری رو یادمون دادید به لطف خدا این مانع رو هم برطرف میکنم.
نفرت ویا ترس از چاقی
خب من تا جایی که یادم میاد درشتر از همسن و سال های خودم بودم و همین باعث میشد سنم بزرگتر از اونا دیده بشه و این خیلی ناراحتم میکرد و اینکه لباس متناسب با سنم رو نمیتونستم انتخاب کنم لباسی که دوست داشتم رو نمیتونستم بپوشم اونایی رو هم که داشتم روز به روز برام تنگتر میشد و این باعث عذابم میشد به خاطر چاقیم کمر درد داشتم و پسرمو نمیتونستم بغل کنم یا یه حرفایی که بعضی وقتها فامیل تو جمع بهم میگفتن که واقعا آزارم میداد خودمم دوست داشتم مثل هم سنای خودم باشم باشگاه میرفتم و یا تصمیم میگرفتم پیاده روی کنم ولی با هیچ کدوم نتونستم به چیزی که میخواستم برسم.
مزایای لاغری
اما از وقتی در این مسیر لاغری با ذهن قرار دارم احساسم خیلی خوب شده شادتر و پر انرژی شدم.دوست دارم به خودم و دیگران محبت کنم و اول خودمو بعد اطافیانم رو دوست داشته باشم.احساس متناسب بودن دارم .دیگه به چاقی فکر نمیکنم . عذاب وجدان ندارم .نگران نیستم متناسب بودن یعنی همین من ذهنم متناسب شده جسمم هم داره متناسب میشه با اینکه این سری لاغر شدنم ذهنیه ولی بیشترین تاثیر رو جسمم داره تجربه میکنه احساسم به زندگی تغییر کرده اشتیاقم برای متناسب شدن تمومی نداره من تا به هدفم نرسم دست بردار نیستم و ادامه میدم با آرامش و احساس عالی.
خدا رو شکر میکنم که در این مسیر درست قرار دارم ممنونم از زحماتتون استاد عزیز
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان بی نظیر م
نفرت از چاقی: با این که زیاذ چاق نبودم و لی خوب چون همیشه خودم خودم چاق میذمیم هرازگاهیی بققیه هم این حرف ها رو بهم می زذن و باعث میشد من از چاقی بسشتر بدم بیاذ…مثثلا نه بابا این لباس انداره تو نمیشه…و من با دخترداییم که خیلی لاغرتر بوددمقایشه یسه می کردن….. یا مثلا یک سری ازرلباس ها رو نمی پوشیدم مثلا لباس های پوفی که یاذم یبارم توی یکپع عروسی پوشیده بودم یکی اومد بهم گفت حامله ای یعنی من می خواستم خودکشی کنم ان لحظه…… این در حالی بود که من ۵۶ کیلو بودم ولی انقدر خودم حس چاقی داشتم که بقیه هم منو چاق میذین شاید خودم به حذ یک ادمی میدیم که ۳۰ کیلو اضافه وزن داره…. یا یاذمهذیکبار خونه خالم بودم پسرخالم برای زنش یک پالتو گرفتهدبود براش بزرگ بود..چون خیلی ریز میزه بوذ بعد به من گقتن اگر می خوای تو بخزش اندازه تو میشه بعد یاذم شوهر خاله بهش گفت اندازه زنتم میشه پسرخاله ام نه گذاشت و نه برداشت گفت زن من کجا این کجا زنم خیلی لاغره خیلی خیلی ناراحت شدم….. و انقدرم اعتماد بهدنفسم پایین بود که هیچی بهش نگقتم….
مزایای لاغری:
اعتماد به نفسم خیلی بالاتر میره و به تواناییی عای خودمدایمان میارم ایمان میازم که می توانم هر کاری رو انجام بدم، عزت نفسم بالا میزه و بیشتر بیشتر عاشق خودم میشم.ارتباط باذبقیه بهتز میشه راحت تر ارتباط برقرارمی کنم، راحت تر و با اعتماد بهدنفس بیشتری خرید می کنم و هر مدل لباسی که بخوام می خرم، الگو میشم بزای ادمهای دیگه که انها هم لاغر بشن ، به خودم افتخار می کنم، احساس بهتری بهدخودم پیدا می کنم، دیگه با ترس غذا نمی خورم، با کسی مقایسع نمیشم، احساس چالاکی و سبکی می کنم ، شاذاب تر سالم تر پر اترژی نر میشم، زیبا تر میشم و به قدرت بی نهایت ذهنم بیشتر ایمان میارم و همچنین به خدایی که ایندقدرت به من عطا کرده…..
نشان های دریافت شده
سلام
تمرین دوم مزایای متناسب شدن:
من یک متناسب هستم . متناسب شدن باعث میشود انسان این جمله را به درستی بفهمد و ذهن ، ِآن را باور کند . متناسب شدن از طریق ذهن حس انسان را خوب میکند . کسی که تناسب را در ذهنش باور کند افکاری که در ذهن او پرورش می یابد از نوع افکار متناسبان است . احساسی که در دل او پدید می آید احساس دل متناسبان است . کسی که باور کرد که متناسب است همان باور ، جسم را دعوت به رفتار متناسب میکند و کسی که رفتارش متناسب شد به مرور با تکرار عادات متناسبین عاداتش شخصیتش و سرنوشتش متناسب میشود . انسان متناسب سالم است . انسان متناسب شاد است . انسان متناسب رفتارهای درست انجام میدهد . انسان متناسب با همسرش خوش رفتار است . با مادر و پدر و فرزندانش خوش رفتار است . انسان متناسب روابطش با خدا خوب است . کسی که فکرش متناسب شد درد ندارد . دیدگاهش زیبا میشود . فکر متناسب جسم انسان را متناسب میکند . انسان متناسب زیباست . من یک متناسب هستم . ذهن من باور کرد یک متناسب است . من یک متناسب هستم . من سالم هستم . من زیبا هستم . من امیدوار هستم . من شاد هستم . من خدارا در همه چا میبینم . چون من یک انسان متناسب هستم . من هایی که میگویم من شیطانی نیست . من بندگی است . من بنده ی خدا هستم . چون من یک متناسب هستم . تناسب انسان را به آرامش می رساند . من آرام هستم . تناسب انسان را از نو متولد می کند . تلاش این سه ماه برای تثبیت باور تناسب در وجود من به ثمر نشست . از روز اول امید و عشق به تناسب و توانایی متناسب شدن از طریق ذهن را در خودم باور کردم . اما امروز باور کردم یک متناسب هستم . باور کردم دیگر نیازی به ترازو ندارم . باور کردم رفتار یک انسان متناسب در جهت تناسب است . من تا اکنون فقط روی فکر و احساس کار میکردم بیشتر تمرکزم روی آن بود و تا اینجا پیش آمدم . خودم میدیدم هنوز رفتارم متناسب نشده بود اما پس از شنیدن فایل ده مانعی بزرگ از ذهنم برداشته شد . امروز من باور کردم که خودم یک متناسب هستم . انسان متناسب اعتماد به نفس بالا دارد . نگران نیست . از چاقی نمی هراسد . چون چاقی در نظر او معنا و مفهومی ندارد . تصویری از چاقی در ذهن او نیست . پس از گوش دادن فایل ده بت چاقی در من شکسته شد و من تناسب را آشکارا مشاهده کردم . مبارکت باشد فاطمه . احساس شور و شوق و امید از دیدن تناسب در ذهنت مبارکت باشد . استاد گرامی از شما هم بی نهایت سپاسگزارم . این باور هدیه ی شماست . خدایا از تو ممنونم . خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام
تمرین اول : نفرت از چاقی چگونه در من به وجود آمد .
باید به خاطرات گذشته برگردم . همان ابتدای کودکی وقتی خواهر دوقلویم را که لاغرتر از من بود از نظر اندام با من مقایسه میکردند . او زرنگ بود و من تنبل . او کارها را تند و تند انجام میداد و من آرام . من حوصله نداشتم کار کنم و او توانا در کمک به مادر . بزرگتر که شدم هنگام وزن و قد که در مدرسه انجام میشد . سرزنش دیگران . نگاهشان . اما چیزی که در من بود این بود که از همان ابتدا من چاقی را پذیرفته بودم . یعنی ذهن من باور کرده بود چاق است و اصلا اجازه نمیداد که در من خواسته ای ایجاد شود که چاقی من مانعی برای آن باشد . یعنی من از وقتی یادمه از شنا بدم می آمد و اصلا نمیرفتم چون ذهنم پیش بینی نگاه تحقیر آمیز دیگران را میکرد و در من احساس علاقه به شنا کردن را قرار نمیداد .از ورزش بدم میامد و اصلا سراغش نمیرفتم . از رقص بدم میامد و اصلا یاد نگرفتم و همه ی اینهد به دلیل نفرت از چاقی بود . عروسیها اصلا خودم رو تو آیینه نگاه نمیکردم وای خدای من بیشترین زمان نفرت من از چاقی موقع پرو کردن لباسهایی که برای عروسی انتخاب میکردیم بود .خب لباسهای دخترانه و زنانه مخصوصا مجلسی تنوع فراوانی دارد و فوق العاده زیبا هستند . من هرگز نتوانستم لباس مجلسی مورد علاقه ام را بخرم و همواره لباسی را انتخاب میکردم که چاقی مرا پوشش بدهد با اینحال به خصوص قبل از ازدواج اصلا خودم را در آیینه نگاه نمیکردم چون اتفاقی که هم نگاه میکردم حس خیلی بدی در من ایجاد میشد . من تا همین سه ماه پیش اصلا و ابدا سراغ یادگیری رقص نرفتم در حالیکه خواهردوقلویم بسیار عالی این کار را انجام میداد . وای خاطره ای دیگر یادم آمد همین پارسال با اقوام شوهر برای گردش به باغ رفته بودیم . من آن موقع ۹۰ کیلو بودم . رژیم طب سنتی را تازه آغاز کرده بودم . غذا کباب بود و من کم خوردم . وای برگ ترب که بدترین حالتی بود که باعث میشد من چاقی ام را لعنت کنم و ازش بدم بیاد . جاری مهربانم که اتفاقا مهمان آنها بودیم گفت کبابت را بخور پس چرا کنار رفتی و من گفتم نه میل ندارم و پسر این خانوم که جوانی بیست ساله است نه گذاشت نه برداشت گفت چون چاقه نمیخوره و اطرافیانش شروع کردند به خندیدن . خیلی ناراحت شدم خیلی خیلی . جلوی همه احساس خورد شدن کردم بلند شدم و به انتهای باغ رفتم و چاقی خودم را لعنت کردم . اتفاق دیگر بچه دار نشدنم بود که در یکی از نوشته هایم گفتم که روزی شوهرم به من گفت تو اگه اراده داشتی و خودتو لاغر میکردی بچه دار میشدیم وای آن شب آنقدر گریه کردم که تمام بالشم خیس شد . تصمیم گرفتم لاغر شوم دو هفته با خودم مبارزه کردم اما نشد باز هم نشد که ادامه دهم و من باز از چاقی خودم متنفر میشدم . بدتر از همه ی اینها وزن کردن بود هرروز چندبار صبح و ظهر وشب خودم را وزن میکردم و هربار با اندکی اضافه شدن وزن ، نفرت مرا از چاقی بیشتر میکرد . پیاده رویهایی که به زور خودم را میکشیدم و میرفتم باز هم نفرت مرا از چاقی بیشتر میکرد . غذاهایی که دوست داشتم بخورم و دیگران به راحتی میخوردند اما من خودم را منع میکردم نفرت مرا از چاقی بیشتر میکرد . حس بدم ناامیدی ام صبحهایی که از خواب با ناراحتی بلند میشدم . کبد چرب . زانو درد و … وای خدا خیلی تلخ بود . خدایا شکرت که تموم شد. استاد ممنون که این مانع رو هم به ما شناساندید . در نوشته ی بعدی مزایای لاغری و تغییراتی که تناسب اندام تا اینجایی که از این راه به دست آورده ام و در آینده در من ایجاد خواهد کرد را خواهم نوشت .بازم ممنون
نشان های دریافت شده
سلام .
امروز یک خبر خوب براتون دارم . ذهن من این فرمول رو “”” من یک متناسب هستم “””” را پذیرفت . من دیشب فایل ده رو گوش دادم و فرمولی عالی در این فایل رو با تمام وجودم گوش دادم چندین بار . عشق به تناسب به جای نفرت از چاقی . من چند روز بود که داشتم از وسوسه رنج میبردم و فهمیدم علتش به خاطر این مانع ذهنیست . یعنی نفرت از چاقی . ممنون که با این فایل یه آگاهی دیگه بهم اضافه کردید . نفرت حس بدیه و وجود این حس در ما طبق قانون جذب حس نفرت بیشتری رو جذب میکنه درحقیقت با جذب چاقی که نفرت به اون در وجود ما قرار داره نفرت بیشتری در ما پدید میاد و باز این نفرت مثل خودش رو جذب میکنه و چاقی بیشتر و بیشتر و بیشتر میشه
با عشق به تناسب دقیقا این فرمول رو برعکس میکنیم . عشق به تناسب در وجود همه ی ما هست همین که بارها و بارها با وجود شکست های بسیار بازهم اقدام به لاغر شدن کردیم نشان از این عشق دارد . اگر ما به عشق به تناسب توجه کنیم این توجه طبق قانون جذب عشق بیشتری رو جذب میکنه و ذهن که یکی از اجزای کائنات خداوندیست تناسب را که ما عشق به آن را در وجودمان ایجاد کرده ایم بیشتر جذب میکند و باز عشق ما بیشتر میشود و باز طبق قانون جذب این احساس بیشتر و بیشتر در ما جذب میشود و تناسب بیشتر و بیشتر میشود . همچنین فرمول ترس از غذا رو نیز با استفاده از بیانات شما میتوان با لذت از تناسب جایگزین کرد . لذت از رفتار متناسب .
فایلتون عالی بود و باعث شد من امروز این مانع بزرگ را عمیقا در وجودم بشناسم . برای این کار امروز عکسی از خودم گرفتم و کنار عکس سه ماه پیشم قرار دادم و کاملا مقایسه شان کردم . استاد من تناسب را در وجودم مشاهده کردم و در ذهن من باور متناسب بودن جا افتاد. ذهنم پذیرفت و با استفاده از بیانات شما با استفاده از عشق و لذت تناسب نفرت از چاقی را از میان برد . خیلی راحت . من مدتی با این احساس درگیر بودم و پیامهای قبلی ام تا حدودی این حس را انتقال داده است . اما با این فایل مثل همیشه شما آگاهی بسیار عالی به ما بخشیدید . متشکرم از لطفتون . تمارین را در نوشته ی بعدی انجام خواهم داد . باز هم از شما ممنونم .
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان متناسبم مخصوصا استاد عزیزم این فایل هم مثل بقیه فایل های دیگه عالی بود
وبیشتر جنبه روانشناسی داشت
خیلی منو به گذشته های دور برو و بهمم ریخت
ولی یه چیزایی یادم.انداخت
وقتی بچه بودم جزء بچهها ی توپول فامیل بودم وقتی خوراکی کم بود وتعداد بچهها بیشتر علنا مامانم میگفت به بهاره کمتر بدید کمتر بخوره بهتره هیچوقت نگاه های بچهها یادم نمی ره
یا بعد از ازدواج از همه عروس های فامیل هم درشت تر بودم
هر چیز سنگین میخواستن بردارن منو صدا میکردند
ووقتی پیک نیک میرفتیم اگر به جاده خاکی میرسیدیم که یکم هم سر بالا بود از من میخواستن که پیاده بشم واون تیکه راه را به تنهایی بالا میرفتم تحقیرش بدتر از همه چیز بود وخیلی خاطرات بیشتر
فکر کنم دیگه علت تنفر از چاقی مو فهمیدم بااینکه از یادشون اشک به چشمام اومد ولی حکمت این خونه تکونی ذهنی ارزشش و داره
دستان پر مهرتون رو میفشارم
نشان های دریافت شده
درود برشما…. لاغری آسونترین کار دنیاس.
من متناسب میشم چون من لیاقت بهترینهارو دارم. من شایسته بهترینها هستم. بهترین لباسها با بهترین رنگها. من لایق داشتن اعتمادبنفس فوق العلاده هستم. من دوست ندارم با حسرت ب اندام و لباس همسنهای خودم نگاه کنم و بگم :خوشبحالشون.
من لیاقت بهترین ارتباطها رو دارم و این مهمون ناخونده ک زیرپوست من جاخوش کرده باید همین روزها تشریف ببره چون من دوسش ندارم. من بهترین حسهای دنیا رو با تناسب اندام تجربه خواهم کرد و لباسای تنگ رنگی رنگی جذاب میپوشم. حسرت خوردن دیگه کافیه وقت تغییر افکار و عمله
از کانال عالی و پراز انگیزه تون متشکرم
نشان های دریافت شده
سلام به دوستان متناسبم مخصوصا استاد دلسوزم که بدون هیچ چشمداشتی به همنوع هاش کمک میکنه آقای عطار روشن این فایل هم مثل بقیه فایل ها عالی بود بیشتر جنبه روانشناسیش منو تکون داد منو برد به سالیان دراز یکم بهم ریختم ولی حکمتش این بود که من علت نفرت از چاقی مو فهمیدم
وقتی بچه بودم از همه بچهها ی فامیل توپولتر بودم وقتی مقدار خوراکیی کم بود وتعداد بچهها بیشتر علنا مامانم میگفت به بهاره کمتر بدید کمتر بخوره بهتره هیچوقت نگاه های بچهها یادم نمیره این روزگار گذشت تا اینکه ازدواج کردم توی عروس های فامیل هم درشت تر از همه بودم وقتی میخواستن چیزهای سنگین جا به جا کنن من وصدا میکردند یا وقتی به پیک نیک میرفتیم اگر به جاده خاکی میرسیدیم که سربالا بود که ماشین به سختی بالا میرفت منو پیاده میکردند واون تیکه راه را به تنهایی بالا میرفتم تحقیرش بدتر از همه چیز بود وخیلی خاطرات بیشتر
وامروز به کمک ویاری شما ریشه تنفر از چاقی مو فهمیدم
متناسب شدن آسان ترین کار دنیاست
نوشتن این خاطرات اشک به چشمام آورد ولی وقتی به متناسب شدن فکر میکنم میبینم این خونه تکونی ذهنی ارزشش و داره
دستان پر مهرتون رو میفشارم
نشان های دریافت شده
ممنون استاد از همدردی تون
برگشتم یه بار دیگه مطلبی که خودم نوشتم و خوندم خودمم کلی خندیدم و انرژی م برای متناسب شدن صد چندان شده ببخشید من فکر کردم نتم قطع شدفکرکردم پیامم نرسیده دوباره فرستادم اگر مطلب تکراری اومد پوزش میطلبم
سلام این فایلتون عالی بود تنفر از چاقی یادمه که وقتی میرفتم برای لباس خریدن اون مدلی دوست داشتم اندازم نبود ناراحت میشدم و از چاقی تنفر داشتم واین که دیگران تحقیر میکردن چاقی ارثی من چاقی مو پذیرفته بودم واون غذاهای که دوست داشتم کم میخوردم وفرمول اشتباه مغزی که رژیم گرفتن چون توجم به چاقی بود یه تغییری میکردم بعد مثل خودم میشدم و دوست نداشتم استخر برم چون حس بدی داشتم که دیگران من ببینین والان مدتیه که من تغییر کردم در رفتار غذایی میلم کم شد به شیرینی خدایا ممنوم که من به این مسیر هدایت کردی وبه مرور میتوان به متناسب شدن رسید وواقعا لاغر شدن آسانترین کار دنیاست لاغری یه حس خوبی اونهم بالاغری باذهن که میتونم باذهنمون به همه چی برسم بهمرور باتکرار تمرین متناسب شدن فوق العادست باحس خوب غذا خوردن بافرمولهای صحیح ذهنی شادی بیشتر ولذت بردن باتناسب اندام
ولباس های بارنگ شاد که تو تنت زیباست این حس فوق العادی و تحسین کردن خودت وعشق ورزیدن به مناسب شدنت مرسی حرفتون به هم انگیزه بیشتری داد خدارو بی نهایت شکر گذارم که به این مسیر قشنگ هدایتم کرد ممنونم از شما استاد عزیز.
نشان های دریافت شده
سلام . فایلهاتون فوق العاده بود استاد . من که خیلی استفاده کردم . و در هرکدوم از فایلها فرمولهای جدید ذهنی در جهت لاغر شدن مشاهده کردم . ممنون که اینقدر عالی مارو در مسیر سبز تناسب فکر هدایت کردید . سپاس