تا حالا شده وسط رژیم باشی، همه چی رو مو به مو رعایت کنی، اما ترازو یه ذره هم تکون نخوره؟ 😩 یا بدتر از اون، عددش بره بالا؟!
شاید وقتشه یه لحظه نفس عمیق بکشی 😮💨 و نگاهت رو از روی ترازو برداری… بیاری سمت چیزی که دیده نمیشه ولی روی همهچی اثر میذاره: ذهنت 🧠✨
آرامش ذهنی در لاغری، همون قطعه گمشدهایه که بدون اون حتی لاغری با ذهن هم برات کار نمیکنه 💔
🧠 چرا با ذهن شلوغ، بدن چاق میمونه؟

تا حالا شده یه روز پرتنش داشته باشی و بدون اینکه واقعاً گرسنه باشی، یهو خودتو جلوی یخچال یا فستفود فروشی پیدا کنی؟ 🤯
ذهن شلوغ، درست مثل یه ریموت کنترل نامرئیه که دست ما نیست، اما همه دکمههای پرخوری رو یکییکی فشار میده. و بله… نتیجهش میشه یه بدن خسته و یه عدد لعنتی روی ترازو که پایین نمیاد! 😩
آرامش ذهنی در لاغری دقیقاً همون پیوندیه که اینجا نقش نجاتدهنده رو بازی میکنه.
📈 کورتیزول: هورمون استرس و چاقی
وقتی ذهنت توی حالت استرس و تنش دائمیه، بدن فکر میکنه قراره با یه بحران بزرگ (مثل جنگ یا قحطی!) روبهرو بشه. پس چی کار میکنه؟
یه هورمون به اسم کورتیزول ترشح میکنه که باعث میشه:
- 🔹 اشتها زیاد بشه
- 🔹 بدن چربیها رو نگه داره (مخصوصاً دور شکم 😬)
- 🔹 میل به غذاهای چرب و شیرین بالا بره
در واقع بدن فکر میکنه لازمه انرژی ذخیره کنه تا زنده بمونه… ولی ما فقط توی ترافیک گیر کردیم یا رئیسمون بداخلاق بوده! 😅
وقتی ذهنمون پر از فکره—چه نگرانی، چه استرس، یا حتی خوشحال شدن، مغز فوری میره دنبال یه پناهگاه امن.
و خب… چی امنتر و آشناتر از یه کاسه بزرگ بستنی شکلاتی؟ یا مثلاً یه بسته چیپس خوشمزه که با هر «کِررانچ»ش صداش آدمو آروم میکنه؟ 🍫🍟
اینجا دیگه قضیه گرسنگی فیزیکی نیست. پای خوردن هیجانی وسطه.
مغز دنبال یه راهحل سریع برای خاموش کردن سروصدای احساساته… و غذا تو این لحظهها دقیقاً مثل قرص آرامبخش عمل میکنه.
🧠 آرامش ذهنی در لاغری یعنی چی؟
یعنی وقتی یاد بگیریم چطور با احساساتمون روبهرو بشیم، دیگه لازم نیست به خوراکیها پناه ببریم.
تحقیقات نشون میده بیشتر افرادی که پرخوری هیجانی دارن، دچار آشفتگی ذهنی هستن و اونقدر درگیر احساسات درونیان که بدنشون رو نمیشنون.
یه مقاله توی ویکیپدیا، خوردن هیجانی رو اینطوری تعریف میکنه: «تمایل به خوردن در واکنش به احساسات مثبت یا منفی.» یعنی هم وقتی ناراحتی ممکنه پرخوری کنی، هم وقتی خیلی خوشحالی!
جالبه بدونی ذهنی که به آرامش نرسیده، نهتنها با غم و استرس بلکه حتی با شادی زیاد یا بیحوصلگی هم دنبال خوراکی میگرده:
- 🔹 نگران شدی؟ شیرینی بخور!
- 🔹 عصبانیای؟ چیپس تند برات تجویز میشه!
- 🔹 بیحوصلهای؟ یه سر به یخچال بزن!
- 🔹 خیلی خوشحالی؟ پیتزا برای جشن آمادهست! 🍕
بهجای اینکه احساساتمون رو در آغوش بگیریم و ببینیم چی ازمون میخوان، تبدیلشون میکنیم به دستور غذایی!
📌 اما راه حل چیه؟
آرامش ذهنی در لاغری یعنی اینکه قبل از اینکه دستمون به سمت غذا بره، یه مکث کوچیک کنیم…
نه برای شمردن کالری، نه برای سرزنش کردن خودمون، نه حتی برای کنترل نفس! بلکه برای یه چیز خیلی مهمتر: گوش دادن به خودمون. 🎧
آیا واقعاً گرسنهایم؟ یا داریم دنبال یه راه فرار میگردیم؟
فرار از استرس کار؟ از تنهایی؟ از یه گفتوگوی سنگین؟ از یک خاطرهی تلخ؟
این همون لحظهی طلاییه که توش آرامش ذهنی در لاغری معنا پیدا میکنه. یعنی جایی که ما، به جای اینکه مثل یه ماشین برنامهریزیشده سراغ غذا بریم، در لحظه میمونیم… با خودمون، با احساسمون، با انتخابمون.
💚 در دوره «ورود به سرزمین لاغرها»، تمرینهای دقیقی طراحی شده برای همین موضوع.
تمرینهایی که یادمون میده:
- چطور صدای واقعی بدنمونو از صدای ذهن پرحرفمون تشخیص بدیم؟
- چطور ذهنِ همیشه عجول رو آروم کنیم تا بتونه صبورانه تصمیم بگیره؟
- و چطور آگاهانه غذا بخوریم، نه برای فرار، بلکه برای زندگی؟
🌀 آرامش ذهنی در لاغری دقیقاً یعنی همین:
بازگشت به لحظه حال.
جایی که تو با خودت در صلحی، بدون جنگ با غذا، بدون استرسِ وزن، بدون قضاوتهای سنگین.
من اعتقاد دارم که حتی اگر سنگ هم از دورههای لاغری با ذهن استفاده کند، لاغر خواهد شد!
بنابراین، نسبت به لاغری خود مطمئن باشید و بدون عجله در این مسیر ادامه دهید. 🌟

چرا دوباره به مسیر ذهنی برمیگردیم؟ 🌱
(پاسخ ساده: چون دنبال آرامش ذهنی در لاغری هستیم!)
یکی از جالبترین نشانههای موفقیتآمیز بودن روش لاغری با ذهن اینه که خیلی از دوستانی که یه زمانی این مسیر رو شروع کرده بودن، ولی بهخاطر عجله رهاش کرده بودن، دوباره برمیگردن به همین مسیر ذهنی.
چرا؟ چون تجربه بهشون یاد داده که راه دیگهای جواب نمیده. 😌🔁
✅ خیلی وقتها بعد از رها کردن این روش، میرن سراغ رژیمهای سخت و ورزشهای سنگین. از اونایی که هم حالِ جسم رو میگیرن، هم حالِ روح رو. اما نتیجهش چیه؟
خستگی، بیحوصلگی، وزن برگشتی، و یه ذهن پریشون بدون آرامش…
❌ همین تجربههای تلخ باعث میشه بفهمن که بدون آرامش ذهنی در لاغری، هیچ تلاشی موندگار نیست. بدن وقتی متناسب میمونه که ذهن، آرام باشه. نه مضطرب، نه درگیر، نه توی حالت جنگ و گریز!
💚 بههمین دلیله که توی هفتههای ابتدایی دوره «ورود به سرزمین لاغرها»، تمریناتی طراحی شده که اول از همه روی آرام کردن ذهن کار میکنه. چون ما ایمان داریم که آرامش ذهنی در لاغری مثل یه سکوی پرتابه؛ پُرقدرت، نرم، و مطمئن.
🧠 توی مراحل بعدی دوره هم حسابی با نجواهای ذهن چاق کار میکنیم. همون صداهایی که زیر گوشمون میگن:
«خیلی طول میکشه!» یا «ولش کن بابا، یه رژیم بگیر راحت شو!»
اما وقتی با ذهن آگاه بشی، این صداها فقط یه شوخی بامزه میشن که دیگه جدیشون نمیگیری.
✨ بهت اطمینان میدم:
فقط کافیه اجازه ندی عجله، آرامش ذهنی در لاغری رو ازت بدزده.
همین یه کار کوچیک، خودش بدنتو آرومآروم وارد مسیر متناسب شدن میکنه—طبیعی، لذتبخش، و بدون برگشت.
🌿 تجربهی یک هنرجوی لاغری با ذهن: وقتی آرامش ذهنی در لاغری مسیر را روشن میکند…
یکی از بزرگترین درسهایی که توی مسیر لاغری با ذهن گرفتم اینه که:
عجله، صدای ذهن ناآرومه…
ذهنی که بلد نیست صبر کنه، که نمیتونه زیبایی مسیر رو ببینه، که فقط دنبال نتیجه فوریه. دقیقاً همون ذهنیه که آرامش ذهنی در لاغری رو بهم میزنه و سعی میکنه با فریب، منو از این مسیر شیرین بیرون بکشه. 😶💭
یه نمونه واضحش دخترعمویمه…
دختری که میتونست مثل من وارد دنیای زیبای ذهن و آگاهی بشه، اما عجله کرد. انقدر بیحوصله بود که حتی حاضر نشد یک فایل آموزشی رو تا آخر گوش بده. فقط چون میخواست زود لاغر بشه، رفت سراغ عمل معده! ✂️🩺
یکی از اعضای سالم بدنشو قربانی کرد، فقط برای اینکه ترازو زودتر یه عدد خوشحالکننده نشون بده…
اما کاش میدونست که لاغری واقعی، با تیشه زدن به بدن نمیاد، با ساختن ذهن میاد.
اگه مثل من این مسیر آرام، آگاهانه و پر از عشق رو انتخاب میکرد، الان نهتنها سلامت بدنش حفظ شده بود، بلکه با آرامش ذهنی در لاغری، میتونست خودش رو از درون تغییر بده. 🌈🧠
من نزدیک به دو ساله که توی مسیر لاغری با ذهن هستم. لاغر شدم، بله… ولی چیزی خیلی عمیقتر از عدد وزن برام اتفاق افتاده:
دارم آرامش ذهنی در لاغری رو زندگی می کنم.
بدون اضطراب، بدون عجله، بدون فریب دادن خودم. ✨
دیگه به غذا به چشم دشمن نگاه نمیکنم. با عشق غذا میخورم، از بدنم مراقبت میکنم و با خیال راحت، چیزهایی که دوست دارم رو میخورم—نه با احساس گناه، نه با شمردن کالری. این یعنی آزادی واقعی.
در مقابل، دخترعمویم بعد از عمل ۱۶ کیلو وزن کم کرد… ولی حتی نمیتونست یه قاچ هندونه بخوره. میدونی چرا؟ چون ذهنش تغییر نکرده بود. فقط جسمش ناقص شده بود.
و من همون لحظه، از ته دل فقط یه جمله گفتم:
«خدایا شکرت… که منو به این مسیر زیبا و پر از آرامش ذهنی در لاغری هدایت کردی.» 🌺🙏
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔑 رمز موفقیت: درک عمیق تاثیر آرامش ذهنی در لاغری
اگر واقعاً درک کنید که لاغری با ذهن چگونه عمل میکند، آنوقت دیگر نه عجله میکنید، نه ناامید میشوید.
درک دقیق از این مسیر باعث میشود با آرامش ذهنی در لاغری، انگیزه و اشتیاق بالا ادامه دهید تا به تناسب اندام رویاییتان برسید.
پس بیایید کمی با خودمان صادق باشیم و با پاسخ به سؤالات زیر، درک خود از لاغری با ذهن را عمیقتر کنیم:
- لاغری با ذهن چیست و چگونه به شما کمک میکند تا لاغر شوید؟
- تفاوت لاغری با ذهن با روشهایی که قبلاً امتحان کردهاید چیست؟
- از زمانی که با این روش آشنا شدهاید، چه تغییراتی در خود احساس میکنید؟
- در روشهای دیگر چه چیزهایی را از دست دادهاید؟ (مثلاً آرامش ذهنی در لاغری، سلامتی، شادی…)
- با لاغری با ذهن چه چیزهایی بهدست آوردهاید؟
- چرا باور دارید که لاغری با ذهن تنها راه لاغری برای همیشه است؟
نوشتن پاسخ این پرسشها نهتنها به شما کمک میکند تا آرامش بیشتری در مسیر داشته باشید، بلکه مثل چراغی درونی راهتان را در روزهای چالشی روشن میکند. ✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
🎧 نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
امتیاز 4.30 از 169 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام ،لاغری باذهن یعنی بدون سختی وبدون عرق ریختن به اندام دلخواه رسیدن وتواین روش باید ذهن ارام بود وحس شادی داشت درواقع تغییرازدرون اغازمیشه باداشتن حال خوب بدون افکارمنفی میشه یک زندگی بدون سختی داشت این روش درواقع شروع یک تحول عمیق توخوردن ها وروابط حتی کسب وکارهست فقط به این روش ازجنبه تناسب نگاه نکنیم باید ذهنم وجسم بااموزش ها تکنیک ها خوبگیره وقتی کسی وارداین مسیرمیشه وقتی ناخوداگاهش مطمعن شد میتونه لاغربشه نه فقط درحد گفتاری وچندروزاجراکردن چندروزپیش دیدم یکی اومدتو صفحه شخصیم توبله پرسیدچجوری میشه لاغرشد گفتم شماشک داریدچرااومدین توگروه برو البوم شگفتی سازان ببین دوستان متناسب شدن گفت باعکس نگاه کردن میشه لاغرشد گفتم مگه بانگاه کردن گفتم لاغرشدن شما بایداموزش ببینی سوال دوم روش هایی که ماها استفاده میکردیم رژیم ورزش بود اونافقط روجسم کارمیشد اماروش ذهنی روافکاروباورکارمیشه باید ذهنم اموزش ببینه تغییرکنه نگرش هایی که ازچاقی داشتیم به نگرش لاغری اونم باید درست اجراکردباید ذهنم ارام باشه اینقدرافکاررومرورنکنم وبراذهنم مانع درست نکنم نباید ازغذابترسم نباید استرس بگیرم خودش ترشح هورمون چاقی روتحریک میکنه سوال سوم اشنایی من بااین روش کمک کرده ایرادهاموبشنام واصلاحش کنم ،ارام باشم وعجول نباشم سوال چهارم تورژیم. همش ذهن توترس هست که غذای کافی بهش نمیرسه ،بعدشم بدن بی حس وحال میشه خودکلمه رژیم اصلا ذهن روبهم میریزه همش بترسی زیادنخوری عددترازوبالانره ،چاقترنشی من هم سلامت وارامش روتواون روش ازدست داده بودم سوال پنجم اول ارامش ،بعدبالا رفتن اعتمادبنفس ،دورشدن ازافکترمنفی سوال ششم چون تنهاروشی هست هم ارامش داره نه گرسنگی نه عرق ریختن نه حس وحال بدیادمیگیریم چجوری ذهن روکنترل کنیم موقع خوردن وذهن روارام کنیم دربرابرافکارمنفی ،مثل ادمهای متناسب رفتارکنیم دغدغه زندگی ما فقط خلاصه نشه توتناسب وقتی یقین دارم ذهنم قدرتمنده همون موادغذایی رومیدونه چحوری بخواددفع کنه وقتی بافت زخمی روترمیم میکنه لاغری اسانه ،عجله نداشته باشیم زمان هم تعیین نکنیم
🌿 به نام خداوند جان و خرد، که او جان را به زبان میآراید و اندیشه را در کالبد هستی میدمد. 🌹🙏🌼
سلام و درود به استاد عطاروشن 🌺 عزیز و گرامی؛ راهنمای سفر ما در درک عمیقتر مفاهیم سلامتی و آگاهی🌷🌼
و
سلام به شما
دوستان هممسیر تناسب فکری 💐❤️🌹
امروز میخواهم از تجربهای بگویم که زندگیام را دگرگون کرد؛ از روزی که با مفهوم شگفتانگیز **”لاغری با ذهن”** آشنا شدم. این آشنایی، نه یک اتفاق گذرا، بلکه گشوده شدن دریچهای نو به سوی جهان درونم بود؛ دریایی بیکران از آرامش، آگاهی، عشق بیقید و شرط به خود، و رهایی از تمام زنجیرهای ترسی که سالها ذهن و جانم را اسیر کرده بود 🍃✨
لاغری با ذهن برای من، فراتر از یک “روش” یا “تکنیک” ساده برای کاهش وزن است. این یک **تحول عمیق و بنیادین** در نگاه من به غذا، به بدنم، به احساساتم، و در نهایت، به کل هستی است. سفری است به درون، جایی که قرار است با خودِ واقعیام آشتی کنم و رابطه را از نو بنا سازم.
🌌 گذشته: در تاریکی ترس از غذا و وزن
به یاد میآورم روزهایی را که غذا برایم معنایی جز “دشمن” یا “پناهگاه” نداشت. هر لقمه با ترسی پنهان یا ولعی کورکورانه همراه بود. رژیمهای بیشماری را تجربه کردم؛ روزهایی پر از محرومیت، گرسنگیهای طاقتفرسا، شمارش کالریها، و اضطراب دائمی از عدد روی ترازو. این چرخه معیوب، نه تنها مرا به تناسب اندام دلخواهم نمیرساند، بلکه آرامش ذهنی، انرژی حیاتی، و لذت زندگی را از من میگرفت.
ذهن من درگیر وسواسهای غذایی بود. هر بار که از برنامهی “غذایی” منحرف میشدم، احساس گناه و شکست وجودم را فرا میگرفت. گویی در نبردی نابرابر با غرایز طبیعی بدنم بودم. بدنم فریاد میزد، اما من صدای او را نمیشنیدم، یا شاید نمیخواستم بشنوم. تنها معیار ارزشم، وزن بود و بس. لاغری به بهای از دست دادن آرامش، حوصله، و تمام انرژیام تمام میشد. این مسیری پر از استرس، ناامیدی، و حسرت بود.
💫 تولد دوباره: آشتی با بدن و ذهن
اما نقطه عطف زندگی من، زمانی بود که با مفهوم **”لاغری با ذهن”** روبرو شدم. این مفهوم، دعوتی بود به آرامش، به گوش سپردن، و به اعتماد. دعوتی بود به اینکه بفهمم بدنم هوشمند است و سیگنالهایش را با صداقت ارسال میکند.
یاد گرفتم که **تنها زمانی غذا بخورم که واقعاً گرسنهام**، نه از روی عادت، استرس، یا احساس تنهایی. و مهمتر از آن، یاد گرفتم **زمانی که بدنم سیگنال سیری را ارسال میکند، با احترام توقف کنم.** این جمله ساده، “کافی است، من سیر شدم”، تبدیل شد به نمادی از خودآگاهی و احترام به نیازهای بدنم.
وقتی شروع کردم به گوش سپردن به بدن، شگفتزده شدم. فهمیدم که مغز ما قابلیت عجیبی در تشخیص سیگنال سیری دارد، و این سیگنال زودتر از آن چیزی است که فکر میکردم. دیگر نیازی نبود که غذا را “دشمن” بدانم یا از آن بترسم. غذا تبدیل شد به یک همراه، یک منبع انرژی، و بخشی لذتبخش از زندگی.
با این رویکرد، بدنم دیگر در حالت “جنگ” و “قحطی” قرار نگرفت. هورمونهای استرس آرام گرفتند. نیاز به ذخیره کردن چربی به حداقل رسید، چون بدنم اطمینان یافت که من او را درک میکنم و نیازهایش را برآورده خواهم ساخت. نتیجه؟ آرامشی عمیق و پایدار در بدنم حکمفرما شد. و در کنار این آرامش، تحولی تدریجی اما شگرف در ظاهر و تناسب اندامم آغاز شد. بدنم شروع کرد به زیبا و متناسب شدن، نه با زور و اجبار، بلکه با همراهی و عشق.
💖 تغذیه شهودی و آرامش
**تغذیه شهودی** (Intuitive Eating) بخش جداییناپذیر این سفر است. این یعنی بازگشت به غریزهی طبیعیمان در مورد غذا خوردن. یعنی اعتماد به بدن برای تصمیمگیری در مورد اینکه چه، کی، و چقدر بخوریم. وقتی با ذهن غذا میخوریم، دیگر نیازی به قوانین خشک و دستوری نیست. بدن خودش راه را نشان میدهد.
این رویکرد، ترس از غذا را از بین میبرد. دیگر نیازی نیست که به لیست غذاهای “ممنوعه” فکر کنیم. هر غذایی میتواند بخشی از رژیم غذایی سالم و متعادل ما باشد، به شرطی که با آگاهی و در زمان مناسب مصرف شود. این تنوع و انعطافپذیری، لذت غذا خوردن را بازمیگرداند و از خستگی و دلزدگی جلوگیری میکند.
🚀 تغییرات شگرف: از وسواس تا رهایی
این تحول، تنها به حوزه غذا محدود نماند. تغییرات عمیقی در تمام جنبههای زندگیام رخ داد:
***ریختن ترس از غذا:** دیگر غذا مترسک ترسناک گذشته نیست؛ بلکه منبع انرژی و لذت است.
***عدم اهمیت وزن:** وزن دیگر معیار اصلی ارزش من نیست. تمرکز من بر احساس سلامتی، انرژی، و حال خوب است.
***آرامش بیشتر:** اضطرابهای دائمی جای خود را به آرامشی عمیق و پایدار دادهاند.
***میل به تحرک:** بدن، نه به اجبار، بلکه با میل و اشتیاق به سمت فعالیت و حرکت سوق داده میشود.
* **همکاری بدن:** بدنم دیگر یک ارگان جدا از من نیست؛ بلکه همدمی است که با او در هماهنگی کامل زندگی میکنم.
* **تبدیل غذا به منبع انرژی:** غذا دیگر یک عامل استرسزا نیست؛ بلکه سوختی پاک و سالم برای زندگی است.
در مقابل، در روشهای قبلی، **آرامش ذهنی، توان بدنی، حوصله و انرژی** را از دست داده بودم. با **وسواس غذایی، استرس وزن، و ناامیدی** دست و پنجه نرم میکردم. اما حالا، در این مسیر جدید، همه چیز متفاوت است.
⏳ چرا “لاغری با ذهن” راهی برای همیشه است؟
**”لاغری با ذهن” به این دلیل یک راه حل پایدار و برای همیشه است که به جای مبارزه با بدن، به دنبال درک و همکاری با آن است.** رژیمهای سنتی معمولاً بر محدودیت، سرکوب، و جنگ با طبیعت بدن بنا شدهاند. این رویکردها، بدن را در حالت “قحطی” قرار میدهند و ذهن را درگیر چرخه معیوب “محدودیت، پرخوری، احساس گناه، و دوباره محدودیت” میکنند. نتیجهی چنین چرخهای، نه تنها عدم دستیابی به تناسب اندام پایدار، بلکه افزایش استرس، کاهش متابولیسم، و احساس شکست دائمی است.
اما “لاغری با ذهن” این پارادایم را کاملاً تغییر میدهد. این روش با پذیرش بدن و گوش سپردن به سیگنالهای طبیعی آن، اساساً نیاز به مبارزه را از بین میبرد. وقتی بدن احساس امنیت میکند و باور دارد که نیازهایش به طور مداوم و با عشق برآورده میشوند، دیگر انگیزهای برای ذخیره کردن انرژی به شکل چربی ندارد. این یک مکانیزم بیولوژیکی طبیعی است: بدن در شرایط قحطی، چربی ذخیره میکند و در شرایط وفور و امنیت، به حالت تعادل و مصرف انرژی بازمیگردد.
“لاغری با ذهن” به ما میآموزد که چگونه این “امنیت” را برای بدن فراهم کنیم. با **تغذیه شهودی**، یاد میگیریم که چه زمانی واقعاً گرسنه هستیم و چه زمانی تنها به دلیل احساسات، عادت، یا فشارهای بیرونی غذا میخوریم. با **پذیرش تمام غذاها** به عنوان بخشی از یک الگوی غذایی سالم و متعادل، ترس از غذا از بین میرود و دیگر احساس محرومیت یا نیاز به “لذت بردن ممنوعه” وجود ندارد. این پذیرش، خود به خود میل به پرخوری را کاهش میدهد، زیرا غذا دیگر “ممنوعه” نیست که بخواهیم در فرصتی محدود آن را به شدت مصرف کنیم.
علاوه بر این، این رویکرد به طور مستقیم با **سلامت روان** در ارتباط است. وقتی استرس ناشی از رژیم، شمارش کالری، و نگرانی مداوم از وزن از بین میرود، بدن وارد حالت آرامش میشود. در این حالت، هورمونهای استرس مانند کورتیزول کاهش یافته و بدن به طور طبیعی به سمت تعادل و تناسب اندام هدایت میشود. ذهن آزاد شده از دغدغههای غذایی، میتواند بر جنبههای دیگر زندگی، خلاقیت، و روابط تمرکز کند، که این خود به افزایش کلی کیفیت زندگی و احساس رضایت منجر میشود.
در نهایت، “لاغری با ذهن” یک **سبک زندگی** است، نه یک رژیم موقت. این به معنای تغییر دائمی نگرش نسبت به خود، بدن، و غذا است. این روش، شما را به یک ناظر آگاه بر فرآیندهای درونیتان تبدیل میکند، کسی که میتواند با عشق و احترام، بهترین انتخابها را برای سلامتی و شادکامی خود انجام دهد💐🦄❤️🌟
نشان های دریافت شده
سلام و درود خدمت استاد عطار روشن و هم مسیران تناسب فکری
برای اگاهی که جاری کردید سپاسگزارم
مدیریت تمام سلولهای بدن با ذهن هست یعنی دستور دهنده و فرمانده بدن ،ذهن هست
که همانطور که حضرت مولانا می فرمایند
ای برادر ،تو همه اندیشه ای
مابقی، استخوان و ریشه ای
این بیت شعر
گویای اهمیت ذهن و راز تاثیر ذهن در زندگیمونه
و باید مراقب ورودیهامون باشیم
تا علف هرزه ای در وجود ما رشد نکنه
و روی ذهن ما تاثیر بزاره
و تاثیرگذار در انتخاب مسیر زندگی مان هست
چون دستور از ذهن صادر میشه
و
منظور از لاغری با ذهن همینه که مطالب و نگرشهایی که وارد می شوند و روی ذهنمان تاثیر میزاره و مثل یک کد میشینه و طبق اون کد دستور از ذهن به مغز صادر میشه
اگر نگرش و باورهایی که بصورت کدهای لاغری روی ذهن ما بشینه
دستور لاغری صادر میشه
و مغز هم گوش به فرمان دستور صادر شده از ذهن
و
طبق دستور با ترشح هورمونها و ایجاد رفتار ، جسممان به سمت مسیر تناسب و لاغری حرکت می کنه
و کم کم اثارش را اول روی رفتار و با تکرار رفتار
به عادت تبدیل میشه و کم کم روی جسممان تاثیرش مشاهده می کنیم
و
این کدهای لاغری
در اثر آموزش و تمرین و تکرار ورودیهای درست به جای کدهای چاقی میشینه
و
دستور لاغری صادر شده
رفتار ایجاد می کنه و
تکرار رفتارها به عادت تبدیل میشه
که شخصیت ما شکل میگیره
و جزئی از زندگیمان می شود
و بدون اینکه فکر کنیم و انرژی صرفش کنیم
با غذا مثل یک فرد لاغرو متناسب رفتار می کنیم
و
تا گرسنه واقعی نشدیم ، غذا نمیخوریم و تا احساس سیری کردیم ،قبل از فشار بر معده و درد معده دست از خوردن می کشیم
و غذایی را می خوریم که میلمان بکشد
و وقتی احساس سیری کردیم
حتی
اگر غذایی در بشقابمان ماند از ترس اسراف نشدن، نمی خوریم
بلکه یا کنار می گذاریم برای وقتیکه گرسنه واقعی شدیم
می خوریم
یا به طبیعت بر می گردانیم
و
موقع غذا خوردن ولع و حرص خوردن نداریم
و
صبح تا شب فکر و ذهنمان سمت و دور خوردن نمی گرده
لاغری با ذهن راحتترین و آسونترین روش لاغریه، بدون محدودیت و سختی دادن به جسم
و بدون اینکه متوجه بشیم
جسممان
لاغر و متناسب میشه
و فکر و انرژی مان درگیر چی بخورم و چی نخوریم
و چه رژیمی بگیرم، نمیشه
2.تفاوت لاغری با ذهن با روشهایی که قبلاً امتحان کردهاید چیست؟
روشهایی که برای لاغری استفاده کردم
اکثرا برنامه ای بود که چی بخورم و چقدر بخورم
و چی نباید بخورم
که ادامه اینمسیر و رسیدن به تناسب
تقریبا با شکست روبرو می شد
شاید
یک زمان کوتاه می توانستم انحام بدهم و رعایت بکنم
ولی
با رنج و آزار دیدن و لذت نبردن از زندگی همراه بود
و
ترس از اینکه، نتیجه نگیرم
یا نتیجه را از دست بدم
همراهم بود
خلاصه زندگی در جهنم بود
دوران جوانیم را به زندگی کردن در نگرانی و ترس از چاقی از دست دادم
یا باید می رفتم باشگاه و ورزشهایی که نهایتا باعث صدمه به جسمم و مهره هام شد
خوب حالا که چی بشه.
که لاغر بشم و لاغر بمونم
به چه قیمتی !!!!
پیاده رویهای طولانی و فقط و فقط برای اینکه لاغریم از دست ندم
خوب اخه چرااااااا
چرا اینقدر باید سختی می کشیدم و زمان صرف کارهایی می شد که مبادا چاق بشم
حتی
دیگه لذتی از لاغریم هم نمی بردم
تازه بازم احساس لاغری نمی کردم
و احساس ناکافی بودن داشتم
چون هنوز لاغریم برام قابل قبول نبود
و میخواستم لاغرتر بشم
و نمی تونستم و در جنگ با خودم بودم
و انتطار عیر معقولانه ای داشتم
چرااااا
چون مسیرم درست نبود
و همراه با محدودیت و رنج و سختی بود
و میدونستم
برای لاغر ماندن باید این سختیها را بکشم
و از طرفی مقاومت ذهن چاقم
زندگی را برای من جهنم کرده بود
و بین جنگی قرار گرفته بودم
جنگ ذهن چاق با محدویتی که خودم را مجبور به رعایتش می کردم
در اخر ذهن برنده می شد و طبق کدهای چاقی که در اثر ورودیهای نادرست دستور صادر می کرد
بدون توجه به مخدودیت و رنج و سختیهایی که براز متناسب شدن می کشیدم
3.از زمانی که با این روش آشنا شدهاید، چه تغییراتی در خود احساس میکنید؟????
اولین تاثیرش ،نور امیدی بود که در دلم روشن شد
که بله
پس راهی هست بدون محدودیت و سختی بتونم به لاغری دست پیدا کنم
و بتونم نگهش دارم بدون صرف انرژی و نگرانی از دست دادنش
دومین تاثیرش این بود که از غذا خوردن نمی ترسیدم
که چی بخورم و چی نخورم و چقدر بخورم
و دهنم مدام درگیر باشه
و یا کالری شماری کنه
وای زیاد خوردم حالا چکار کنم
رها شدم از اینکه طبق برنامه چی بخورم و چه محدودیتی داشته باشم
سومین تاثیرش این بود که ترازو را کنار گذاشتم
و ترس از دیدن وزن و اعصاب خوردیش را ندارم
درسته که هنوز متناسب نشدم
ولی میدونم
باید صبور باشم
و ادامه بدم
شاید طول بکشه
ولی ریشه ی مسعله باید برطرف بشه
و از درون تغییر کنم
نه از بیرون بزور و سختی
و با محدودیت خودمو متناسب نگه دارم
ولی همش با ترس از دست دادن تناسبم و انتظار چاقی زندگی کنم
و زمان حال را از دست بدم.
که چاق هستم
چهارمین تاثیرش اینه که خودمو بپذیرم
و مسعولیت وضعیت اکنون خودم را پذیرفتم
که خودم مسعولم
و خودم می توانم تعییر کنم به سمت تناسب و لاغری با کمک ذهن ناخوداگاهم
و باید از زندگی لذت ببرم و همچنان در این مسیر بدون دغدغه و نگرانی قدم بر دارم
و تغییر که از درون صورت بگیره اثارش به بیرون هم مشاهده میشه و پایدار و ماندگاره
4.در روشهای دیگر چه چیزهایی را از دست دادهاید؟
????
ولی آرامش فکری نداشتم
که مبادا لاغریم را از دست بدم
و دوباره مورد قضاوت آدما قرار بگیرم
و این خیلی
برام رنج اور بود
که
بهم بگن چاق شدی
یک حال بدی بهم میداد انگار زندگیم تموم شده
انگار شکست خوردم
و یک چیز باارزش از دست دادم
و دیگر ارزشمند نیستم
و شرم و احساس گناه می کردم
وقتی نگاه می کنم به گذشته افرادی را تو زندگیم دیدم خصوصا چند تا خانم که با من نسبت دور داشتن
و چاق بودن
ولی شاد بودن و حالشون با خودشون خوب بود
اقلا خودشون را پذیرفته بودن
حالا دیگه نمیدونم
چه فکری در مورد خودشون و سلامتیشون داشتند
نه
ولی اقلا لذت زنده بودن را می بردن
لذت بودن
لذت زندگی
ولی من با اینکه متناسب بودم
لذت از زندگیم نمی بردم
چون ترس از دست دادن تناسبم را داشتم
ترس از دوباره چاق شدن را داشتم
مگه چند بار به این دنیا دعوت میشیم
مگر چند بار زندگی می کنیم
یکبار زندگی می کنیم
و باید استفاده ی مفید از زندگی ببریم
و شاد زندگی کنیم
و شادی را به اطرافمون هدیه بدبم
و راز لاغری با ذهن شاد زیستنه
و با شادی و زندگی در زمان حال برامون سلامتی و تناسب را هم به ارمعان میاره
و
اقلا زمان حال و شادی زیستن را از دست نمی دهیم
و منی که به خاطر متناسب شدن و نگه داشتنش
به شدت عصبی بودم
و
به خاطر اینکه ارامش فکری نداشتم
فرزند اولم صدمه خورد
و
با اینکه متناسب بودن در برابر اون خانمهایی که چاق بودن
من بیشتر باخته بودم
و جوانیم را در تلخی و استرس چاق شدن از دست دادم
و اخر هم چاق شدم
و
زمان دیگه قابل برگشت نیست
ولی اگر از راز تناسب آگاهی داشتم
اینقدر سختی محدودیت ازارم نمیداد
و از زندگی لذت می بردم
حالا گذشته و دیگه بر نمی گرده
خدا را شکر حالا با این مسیر اشنا شدم
و راز مسیر درست تناسب را پیدا کردم
رازی که سالها دنبالش بودم و پیدا نکرده بودم
و در مسیر نادرست افتاده بودم
و ناامیدتر میشدم
و فکرم همچنان درگیر بود
که چکار کنم.چه مسیری را برم
دیگر توان رژیم و محدودیت و سختی نداشتم
از طرفی از وضعیتم ناراحت بودم
صدمات دیگه ای که خوردم
به خاطر فشار و سختی دادن به جسمم، با تحرک زیاد باعث شدم جسمم صدمه بخوره و زود دچار کمر درد و زانو درد بشم با اینکه متناسب بودن
و با محدویت در خوردن غذا ویتامینهای لازم دریافت نکردم
و دچار کمبود مواد لازم شدم و
دچار بی حالی و خستگی مزمن شدم
و در رفتارم و ارتباط با فرزندم تاثیر داشت
و انرژی لازم را نداشتم و زود خسته می شدم
و باعث می شد از کوره در برم
و به فرزندم و رابطم صدمه بزنم
در لذت بردن از زندگیم تاثیر گذاشت و لذتی که باید از لحظاتی که دیگه بر نمی گرده ،می بردم
لذت نبردم و از دست دادم
هر چند میدونم وقتی اگاه بشم و برگردم خداوند زمینهای ملخ خورده را برمیگرداند
ارامش فکری دارم
چون فکرم دیگر درگیر این نیست
که امروز چی بخورم چقدر بخورم، کالریش چقدر باشه و کالری شماری کنم که کالری کم بهم برسع
و وقتی نمی توانستم رعایت بکنم
دچار خودسرزنشی
و احساس شرم و گناه می شدم
و دائم فکرم درگیر این نیست ای وای امروز زیاد خوردم
حالا چکار کنم
بلکه
آزاد و رهاست از تمام این درگیریهای فکری
دیگر ترس از خوردن ندارم
ترس از چاقی ندارم
بلکه از زنده بودنم لذت ببرم
از زمان حال لذت ببرم
چون میدانم این مسیر نیاز به صبر و استمرار دارد
و نباید عجله کنم
بلکه با اموزش و تمرین و استمرار
بدون عجله و دیدن نتیجه
بلکه به مرور زمان فارق از نگرانی
ریشه ای مسعلم برطرف بشه
آثارش روی رفتار و جسمم دیده میشه
و
به تناسب ماندگار می رسم
بدون اینکه
ترس از خوردن داشته باشم
بدون اینکه انتطار چاقی بکشم
بدون ترس از چاق شدن
بلکه به تناسب ماندگار دست پیدا می کنم
چون روی فرمانده بدن یعنی ذهن کار میشه
فرمانده ای که بر اثر نشستن کدهای چاقی که باعث صادر شدن فرمان چاقی از ذهنمان به مغز و در نتیجه باعث رفتار چاقی در ما می شود
و ما را در مسیر چاقی قرار میدهد کار می شود
و فرمولهای چاقی که از طریق ورودیهای اشتباه روی ذهنمان نشسته
با آموزش و تمرین و تکرار به فرمولهای لاغری تغییر داده می شود
و
در اثر اینکدهای لاغری که در ذهن ناخوداگاهمون نشسته
فرمان لاغری صادر می شود
و در اثر این رفتار
بدون محدودیت و سختی جسممان
به سمت لاغری حرکت می کنیم
و در مسیر لاغری قرار میگیریم بدون سختی کشیدن
بدون محدودیت
بدون اینکه فکر و انرزیمان صرف این بکنیم که طبق برنامه چی بخورم چقدر بخورم
و اگر از مسیر جدا بشیم دچار خودسرزنشی میشیم
و احساس گناه می کنیم و اعتماد به نفسمون از دست می دهیم
که ای وای دیدی نتونستی
دیدی اراده نداری
از بس شکمو هستی
خجالت بکش
چرا نمی تونی جلوی وسوسه های شکمت وایسی
چقدر زشت
و حالم بدتر میشد
ولی لاغری با ذهن دیگه رها از لین همه درگیری داره
رها از وزن کردن
و از رنج دیدن عدد وزن که کم نشده
خلاصه
از زندگی در جهنم نجات پیدا می کنی
نور امید آزادی و رسیدن به مقصد در دلمان روشن میشه
احساس پیروزی
احساس اینکه بالاخره منم تونستم
احساس توانمندی
احساس سبکی
ولی در روشهای دیگه با وجود رسیدن به تناسب به این حسها نمی رسیدم
چون سختی داشت
چونمحدودیت داشت
و میدونستم نمی تونم در برابر نیروی ذهنم مقاومت کنم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
سلام به خدایی که در این نزدیکی است ومن به زمان بندیش اعتماد دارم
دوره آموزشی رایگان لاغری با ذهن (۱۲گام) آرامش ذهنی در لاغری (قسمت ۱۱)
خیلی وقتها شده بود که در حال رژیم گرفتن بودم یا غذایم را کم می کردم یا نمی خوردم یا شامم رو حذف می کردم و همه چیز را رعایت می کردم خیلی مواقع شده بود که اصلا عدد ترازو تکون نمی خورد یا اینکه چند کیلویی بیشتر نشان می داد مخصوصا صبح ها بعد از اینکه از خواب بیدار می شدم
حالا که در این سایت هستم نگاهم و توجهم را از روی ترازو برداشته ام و بطرف اون چیزی روی آورده ام که دیده نمی شود و اصلا قبلا متوجه نبودم که وجود دارد می دانستم که تمام کارها را اون انجام می دهد اما اصلا در موردش هیچ چیزی نمی دانستم و اون ذهن من بود عضوی که فرمانده کل بدنم بود
و حالا داشتن آرامش ذهنی در لاغری همان چیزی است که بدون اون هم حتی اگر بخواهیم لاغری با ذهن هم کار کنیم برایمان هیچ کاری انجام نمی دهد اگر اون آرامش ذهنی لاغر شدن را نداشته باشیم نخواهیم توانست لاغر شویم
قبل از آشناییم با این سایت من خیلی استرس و اضطراب داشتم قشنگ سفره را پهن می کردم و هر چی نان بود بدون توجه به هیچ چیزی شروع به خوردن می کردم وقتی به خودم می آمدم که می دیدم دیگر نان تمام شده است و من اصلا متوجه نمی شدم و حالا می فهمم که هر وقت من استرس و اضطراب داشتم مغزم یک هرمونی بنام کورتیزول ترشح می کرد که سبب میشود تا اشتهای کاذب شدیدی پیدا بکنم و بدنم چربیها را ذخیره می کرد و میلم به خوردن بیشتر می شد چون بدنم فکر می کرد که در قحطی قرار گرفته است و باید چربی را در بدنم ذخیره کند تا من بتوانم زنده بمانم اما من همیشه وقتی از کسی یا چیزی ناراحت می شدم اینگونه می شدم
زمانی که ذهنم پر می شد از فکر و خیال چه نگران می شدم، چه استرس می گرفتم مغزم فوری فرمان خوردن می داد و بعضی مواقع هم می خوابیدم و چه در حال خوردن یا خوابیدن در هر دو حالت چاق می شدم چون بجز اون هیچ کاری از من و ذهنم برنمی آمد از روزی که در مسیر زیبای لاغری قرار گرفتهام فهمیدم و کم کم یاد گرفتم که چطور می توانم با احساساتم رو به رو شوم و دیگر به خوردن و خوابیدن پناه نبرم و خیلی خوب دارم موفق می شوم و حالا وقتی که نگران می شوم یا استرس می گیرم و یا ناراحت می شوم اصلا چیزی از گلویم پایین نمی رود مانند افراد متناسب. اما خوشبختانه من زمانهایی که خوشحال می شدم اصلا چیزی نمی خوردم و حالم خوب بود فقط زمانهایی که نگران می شدم، استرس می گرفتم، ناراحت می شدم اشتهای کاذب شدیدی پیدا می کردم و خیلی بیشتر از نیازم می خوردم اون هم هر چیزی بود می خوردم چیزی خاص که مد نظر باشد نبود هر چیزی دم دستم می آمد می خوردم
من از وقتی که این مسیر را شروع کردم نه عجله کردم و نه رهایش کردم چون از وقتی که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام فهمیدم که بجز این مسیر هیچ راهی وجود ندارد برای لاغر شدنم و فهمیدم که فقط لاغری با ذهن می تواند لاغر مان کند من حالا دیگر حتی به رژیم گرفتن فکر هم نمی کنم چه برسد که انجامش بدهم و کسانی که از رژیم گرفتن و ورزش کردن صحبت می کنند در دلم به اونها می خندم اولش خیلی تلاش می کردم که بهشون بفهمانم که هیچ رژیمی جوابگو نيستش فقط با لاغری با ذهن می شه جواب گرفت اما حالا دیگر در موردش با کسی حرف نمی زنم و وقتی کسی بهم می گوید که لاغر شدی فقط لبخند لاغری روی لبهام نقش میبندد و خیلیها بهم می گن که چرا می خندی راستش را بگو چکار می کنی و اون موقع هستش که می گویم که من با ذهنم لاغر می شوم اما خیلیها باور نمی کنند
من قبل از اینکه با این سایت آشنا شوم خیلی روشهای زیادی را امتحان کرده بودم هر روشی که فکرش را بکنید ولی همیشه خسته بودم و حوصله هیچ کاری را نداشتم و وزنم همیشه برمیگشت و همیشه ذهنم آشفته بود و اصلا هیچ آرامشی نداشتم و حالا می فهمم که بدون آرامش ذهنی در لاغر شدن هیچ تلاشی دائمی و ماندگاری ندارد بدنم وقتی لاغر و متناسب خواهد شد که ذهنم در آرامش باشد نه استرس، نه دلهره، نه درگیری و نه چنگ و گریز داشته باشد فقط آرامش داشتن می تواند ما را به تناسب اندام ایده آل خودمان برساند اگر ما با ذهنمان آگاهی پیدا کنیم تمام صداهای منفی برایمان یک شوخی خواهد بود و ما دیگر اون رو جدی نخواهیم گرفت
فقط نباید عجله داشته باشیم باید آرامش ذهنی در لاغر شدن داشته باشیم و به همین خاطر بدنمان کم کم وارد یک مسیر زیبای متناسب شدن خواهد شد. طبیعی، لذت بخش، و بدون بازگشت وزنمان
من بزرگترین درسی که از این مسیر زیبا لاغری با ذهن یاد گرفتم این بود که عجله کردن صدای ذهن ناآرام است چون ذهن همیشه دنبال نتیجه فوری هستش و می خواهد ما را از این مسیر زیبا خارج کند
من هم یک دختر عمو داشتم که خیلی چاق بود و من هم ازش خواستم که در این سایت ثبت نام کند ولی به من گفت که من حوصله ندارم فایل گوش کنم ومطالب رابخوانم اینها همشون چرت و پرت هستند و اصلا کار ساز نیست و عجله داشت که زودتر لاغر بشه و دخترش هم بهش گفته بود که اینها سرکاری هستند و بخاطر عجله اش رفت سراغ عمل جراحی معده و عضوی از بدنش را ناقص کردن که اون بتواند زودتر لاغر شود
من و خواهرهایش خیلی تلاش کردیم که این کار را نکند اما گوش نکرد و معده اش را عمل کرد درسته اون زودتر از من لاغر شد ولی حالا من متوجه می شوم که من دریک مسیر آرام، پراز آگاهی و پراز عشق را انتخاب کرده ام و سالم و سلامت دارم در این مسیر زیبا قدم می زنم و خودم را از درون تغییر می دهم دختر عمویم هم می توانست مثل من باشد اما نخواست
من چند سال است که در این مسیر زیبا لاغری با ذهن هستم و خیلی عالی وزن کم کردم و حالا با آرامش دارم هم زندگی می کنم و هم لاغر می شوم بدون اینکه عجله داشته باشم و استرس و اضطراب داشته باشم بدون اینکه خودم را فریب دهم اما دختر عمویم لاغر شده بود ولی به چه قیمتی حتی جرعت خوردن یک قاشق کوچک غذا را نداشت چون ذهنش را عمل نکرده بودند فقط یک عضو از بدنش را ناقص کرده بودند و امروز من خدا را شکر می کنم که مرا به این مسیر زیبا لاغری با ذهن و پر از عشق و آرامش ذهنی در لاغری هدایتم کرده است
اگر هممون که در این مسیر لاغری با ذهن هستیم درک کنیم که این مسیر چگونه عمل می کند اون موقع هستش که نه عجله می کنیم نه ناامید می شویم
درک دقیق از این مسیر سبب خواهد شد با آرامش ذهنی در لاغری، انگیزه و شوق و اشتیاق بالا ادامه دهیم تا به تناسب اندام ایده آل خودمان برسیم
لاغری با ذهن چیست؟و چگونه به شما کمک می کند تا لاغر شوید؟
لاغری با ذهن بهترین و سالمترین و زیباترین مسیری هستش که ما را از همان مسیری که چاق شده ایم لاغرمان می کند چون این مسیر صاف و هموار هستش که خیلی دقیق مانند چاقیمان است اما این دفعه در خلاف جهت هدایتمان می کند و ما با استمرار کردن و تکرار کردن و ادامه دادن می توانیم لاغر شویم چون هیچ معجزه ای در کار نیست چون در این مسیر ما فرمولهای صحیح را جایگزین فرمولهای اشتباه می کنیم و باورهایمان را اصلاح می کنیم و در مسیر لاغری قدم برمیداریم و من از زمانی که در این مسیر زیبا قرار گرفتهام دارم آرام آرام از درونم تغيير می کنم و اگر بخواهم عالی نتیجه بگیرم باید با صبر و حوصله و کاملا اصولی قدم بردارم و یاد بگیرم
تفاوت روش لاغری با ذهن با روشهای قبلی که استفاده کردید چیست؟
در این مسیر من پراز آرامش و در حال لذت بردن هستم و اصلا هیچ عجله و محدودیتی ندارم و بدون زجر لاغر می شوم ولی در اون روشها همیشه حالم بد بود وحوصله نداشتم و از خیلی چیزها محروم بودم و همیشه با زجر لاغر می شدم و خیلی راحت چاق می شدم و وقتی هم که لاغر می شدم اصلا ماندگاری نداشت
از زمانی که با روش لاغری با ذهن آشنا شده اید چه تغییری در خود مشاهده می کنید؟
از وقتی که با این سایت آشنا شده ام خیلی تغییرات زیادی کرده ام بعضی مواقع ریزه خواری و ناخنک زدن دارم ولی اصلا خوشم نمی آید و متوجه اشتباهم می شوم من حالا دیگر خودم را مورد سرزنش قرار نمی دهم و همیشه تلاش می کنم که کارهایم را اصلاح کنم چون من از درون تغییر کرده ام و در آرامش هستم
در روشهای مختلفی که برای لاغری استفاده کردید چه مواردی را از دست داده اید (مثلا:آرامش ذهنی در لاغری، سلامتی، شادی و…….)
قبلا من در تمام اون روشها هم آرامش ذهنیم، هم سلامتی و هم شادی و…… را از دست داده بودم چون همیشه نگران برگشت وزنم بودم و بخاطر همین همیشه در حال رژیم گرفتن بودم که دوباره چاق نشوم و اون روشهای اشتباه بجز چاقیم خیلی چیزهای دیگر را از من گرفته بود چون من زندگی نمی کردم زنده مانی می کردم و همیشه نگران خورد و خوراکم بودم و اصلا از هیچ چیزی خوشحال نمی شدم و لذّت نمی بردم
در روش لاغری با ذهن چه مواردی را بدست آوردید؟
من تمام اون چیزهایی را که در روشهای اشتباه از دست داده بودم در این مسیر یکی یکی دارم بدست می اورم مانند اعتماد به نفس، آرامش ذهنی، سلامتی، لذت و…….
چرا لاغری با ذهن تنها روش لاغر شدن برای همیشه است؟
بخاطر اینکه ما در این روش فرمولهای ذهنیمان را تغییر می دهیم و مغزمان که فرمانده کل بدنمان است تحت کنترل ذهنمان است و این یعنی تا وقتی که ذهن با اون فرمولهای صحیح پیش برود ما لاغر خواهیم شد و اصلا عمل فیزیکی نمی تواند جلوی دستورات مغزمان ایستادگی بکند و مغزمان همیشه پیروزی خواهد شد و چون همیشه از مغزمان پیروی کردیم و خیلی آسون به اون چیزی تبدیل شدیم که مغزمان فرمان می داد و حالا با فرمولهای صحیحی که به مغزمان و ذهنمان می دهیم تا به خواسته هایمان برسیم نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیمان کارساز خواهد شد ان شاءالله به امید یگانه پروردگار عالمیان یاحق
نشان های دریافت شده
باسلام وقتتون بخیر
۱ لاغری با ذهن چیست؟
لاغری با ذهن درست ترین و صحیح ترین و منطقی ترین مسیر برای لاغری هست ،لاغری برای همیشه.
۲ چگونه به شما کمک می کند تا لاغر شوید؟
از تغییر فرمول های اشتباه ذهنی ،ساخت فرمول های جدید لاغری ،انطباق با فطرت ما که سلامتی و متناسبی هست و بیرون کردن این مهمان ناخوانده .
۳ تفاوت لاغری باذهن با روش های که قبلا امتحان کرده اید چیست؟
استفاده از یک روش منطقی و عاقلانه ،روشی که دقیقا برگشت از اولین دوربرگردان چاقی هست و حرکت به سمت لاغری بدون فشار جسمی ،کالری شماری،جنگ روانی،رژیم و آسیب های دیگه.
۴ تغییراتی در خود احساس میکنید؟
بله واقعا همین طور هست،تغییراتی بسیار مشهود،وافعا خودم هم شگفت زده شدم،از وقتی دوره ۱۲ گام رو شروع کردم تا الان که اینجام واقعا تفاوت های بسیار زیادی در من ایجاد شده.
حال روحیم خوبه،انگیزه ام بالا رفته،خودم ،جسمم چاقیم رو پذیرفتم.متعهد شدم برای تغییر همیشگی و به معنی واقعی کلمه تغییرات رفتاری زیادی در من به وجود امده ،خیلی راحت و بدون اینکه بدونم چ شکلی قشنگ احساس سیری را متوجه میشم و بدون هیچ اجباری تا زمانی ک سیر هستم به هیچ وجه نمیتونم هیچ چیز اضافه تری بخورم وواقعااحساس خوبی دارم و حالم خوبه و نیاز بدنم رو پیدا کردم و غذا فقط برای تامین انرژی و رفع نیاز من است و واقعا این یک معجزه هست و من غرق در معجزه (معجزه تناسب فکری⭐️
۵ باتناسب فکری چه چیزهایی بدست اوردید؟،
آرامش درونی،ارامش ذهنی،حال خوب،دوست داشتن خودم،جسمم،پذیرش خودم،تغییرات فرمولی و رفتاری صحیح بدون هیچ اجبار و فشاری و به راحتی بدون اینک حتی متوجه بشم
،۶ چراباور دارید که لاغری با ذهن تنها راه لاغری برای همیشه هست؟
چون متناسب با فطرت من هست ،متناسب با بدنم،جسمم و ذهن و روحم،چون راهه درست همیشه و برای همه درست هست.چون من درراه درست هستم و اگر قرار باشه من متناسب نشم پس کی باید متناسب بشه؟
ممنون از اگاهی های زیباتون