«نفرت از چاقی به هیچوجه شما را لاغر نمیکند، اما قطعا میتواند به چاقتر شدن شما منجر شود.
وقتی از چاقی متنفر میشویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد میشود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاقتر شدنمان هموارتر میکند.»
🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!
سالها با اضافه وزن دستوپنجه نرم کردم. توی اون سالها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤
هر چی بیشتر سعی میکردم لاغر بشم، نتیجه کمتری میگرفتم و این نفرت تو دلم بزرگتر میشد.
نفرتی که آرومآروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

🧠 به خودم میگفتم:
- «تو عرضه نداری!»
- «نه میتونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
- «از پس هیچچی برنمیای!»
و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کمارزشی میکنی.
به جمعها نمیرفتم، از نگاه مردم فرار میکردم، و حتی نمیتونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣
اون زمان فکر میکردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!
میگفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد میشد.
حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف میزدن بدم میاومد. 🤐 احساس میکردم همه دارن نگاهم میکنن، قضاوتم میکنن، پشت سرم پچپچ میکنن…
🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظههای زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر
سالها بود که با اضافهوزن زندگی میکردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقتفرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔
این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کمکم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی میدیدم که هیچوقت نمیتونه رژیم بگیره، هیچوقت نمیتونه موفق بشه، هیچوقت…
و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️
اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نهتنها لاغر نمیشم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوانتر هم میشم.
🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!
سخت بود… خیلی سخت!
برای من، چاقی نماد تمام رنجهام بود. چطور میتونستم چیزی رو بپذیرم که فکر میکردم زندگیم رو خراب کرده؟
ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی بهمعنای تسلیم شدن نیست…
یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️
هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا میشدم، بیشتر میفهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.
و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋
شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشتهم. بخشیدم اونهایی رو که منو مسخره کرده بودن.
و حتی بخشیدم خودم رو… برای سالهایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂
✨ وقتی ذهن سبک میشه، جسم هم همراهی میکنه
بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک میشد… و باورم نسبت به تغییر قویتر میشد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸
تغییرات ذهنی کمکم در جسمم هم ظاهر شد. و مهمتر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.
جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚
🧠💬 اگه تو هم سالهاست با چاقی در جنگی، ازت میخوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…
💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمیکند… بیشتر درگیرت میکند!
یکی از مهمترین درسهایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:
✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگیت چسب میخوره!»
اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی میکنه! 😖
🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر میکنه؟
ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه میکنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!
- ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
- ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
- ✅ بیشتر ازش شاکی باشی
🧠 ناخودآگاه فکر میکنه اون چیز خواستنیه و شروع میکنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت میکنه!
پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامهریزی میکنی! 😳
چرا؟ چون اون نمیفهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط میبینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگتره!
📌 این فقط در مورد چاقی نیست…
- از بیپولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی میشی.
- از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو میبینی.
- از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت میبره!

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح
نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.
یه چرخهی تخریبگره که به مرور باعث میشه از خودت، بدنت، گذشتهت، و حتی آدمهای اطرافت فاصله بگیری.
و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه میداره.
یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:
«افرادی که با بدنشون با نفرت برخورد میکنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»
تلاش برای لاغری از روی تنفر، نهتنها کمکی نمیکنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.
💚 راه درست چیه؟
به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.
پذیرش یعنی:
- قبول کنی که الان این شرایط هست
- خودت رو بابتش سرزنش نکنی
- مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨
پذیرش یعنی بگی:
«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و میتونم تغییر کنم.»
در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.
تنها در صورتی که با چاقی، بیپولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، میتوانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖
نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠
آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع میشود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان میشود.
💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر میکند که به چاقتر شدن شما منجر میشود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمیدهد بلکه شما را به آن بیشتر میکشاند.
🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاقتر شدن صادر خواهد کرد.
✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖
مرحله اول:
برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.
برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شدهاند.
من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شدهاید.
مرحله دوم:
برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.
خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.
بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمولهای جدید در ذهن خود ایجاد کنید.
برای اینکار میتوانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود میبینید اشاره کنید.
- من وقتی میبینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا میخورد لذت میبرم.
- من وقتی میبینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقهاش رو میپوشه لذت میبرم.
مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.
مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….
هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.
احساس میکنید شما هم میتوانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمیبینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفتهاید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
هنرجویان لاغری با ذهن
خانم لیلا جعفری نیا از تهران
هنرجوی لاغری با ذهن
خانم نگین از کرج
خانم ریحانه از قم
امتیاز 4.05 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان.
سلام استاد عزیز و همه عزیزان.
مرحله اول تمرین: من با نپوشیدن لباسهای دلخواه از خودم و چاقی متنفر بودم. بخاطر مسخره شدن توسط دیگران بخاطر دردهای جسمی نداشتن رابطه جنسی مناسب با همسرم. لباس دلخواه را سایز من نداشتن رنگ مورد علاقه ام ظاهر نازیبای بدنم نمیتونستم حتی جلو آینه قرار بگیرم. و فشارهای روحی و روانی بسیاری که روی من داشت احساس سرافکندگی اعتماد به نفس پایین و بی ارزش دونستن خودم همه باعث نفرت من از چاقی شده بود.
مرحله دوم:خب در این مرحله میخوام از زمانی که خودم با رژیم و ورزش لاغر شدم بگم یعنی فقط مزایای لاغریش را بگم. اعتماد به نفسم به سقف رسیده بودهرجا میرفتم سرم بلند بود و احسای غرور و ارزشمندی داشتم قدرت اظهار وجودم بسیار بالا رفته بود. شاداب تر بودم. خوشحال تر بودم احساس خوب بیشتری داشتم سبک بال تر بودم.
من اگر لاغر بشوم لباس های مورد علاقه خودم را با رنگ دلخواه خودم میپوشم. اعتماد به نفسم بسیار بالاتر میرود من اگر لاغر بشوم چهره ام زیباتر و جوانتر و شادابتر میشود. اعتماد به نفسم برای رفتن به کشور کره بسیار بالاتر میرود من اگر لاغر بشوم خودم را هزاربرابر بیشتر دوست خواهم داشت من اگر لاغربشوم همه بیشتر دوستم دارند همسرم یا پارتنرم بیشتر بهم عشق میورزه من اگر لاغر بشوم احساس ارزشمندی بیشتری دارم.
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.
نشان های دریافت شده
استاد نمیدونم چطور احساسات خوبم رو بنویسم الان ده روزه همراه شما هستم اونقدر عاشق خودم شدم که همین دیروز رفتم برای همین هیکل نامتناسب م یه شومیز خوشگل زرشکی خریدم و پوشیدمش و از دیدن خودم کیف کردم میدونی چرا؟ چون یقیین دارم بزودی همون شومیز رو با هیکل متناسبم خواهم پوشید
احساس خیلی خوبی دارم پر از ذوق و شوق و ادامه دادن مسیر لاغری با ذهنم هر روز ذوق بیدار شدن و گوش کردن حداقل یکساعت به حرفهای شما و عمل به راه کار ها رو دارم
چون دارم نتیجه شو تو حال خوبم میبینم حتی رفتارم با همسر و پسرم تغییر کرده مملو از آرامش و حال خوب شدم
جالبه چند بار گفتم بهتون تو اینهمه سال روزی نبوده من نیم لیتر بستنی نخورم خدا شاهده تو این ده روز یکبارم میلم نکشید بستنی بخورم حتی یکبار همسرم با نون خامه ای اومد خونه گفتم میل ندارم
چند بار با پسرو همسرم رفتیم بیرون اونا آیس پک خریدم من گفتم میلی ندارم
اینا چیه؟ اینا همون معجزه لاغری با ذهن که خیلی خوب در من اتفاق افتاده میدونی چرا ؟
چون من با تک تک سلولهای وجودم به حرفای استادو به این روش ایمان دارم این همون حلقه ی گم شده ای بود برای مسیر لاغری که همراه لذت و آرامش اتفاق میفته
کسی دیگه با خرج کردن کلی پول و دارو و قرص یک برگه رژیم دستم نداده که منو مجبور کنه چی بخورم چه مقدار بخورم و تا چند روز باید اینکار رو بکنم
چقدر تو این روش احساس آزادی دارم تو تنگنا و محدودیت نیستم
به خودم میگم ببین مژگان تو میتونی همه چیز بخوری کسی جلوی تورو نگرفته بعد اون تجسم های لاغری و اندام مورد علاقه م به موازات میاد جلوی چشمم
اونوقته که یا میل به خوردن ندارم یا شاید یکم بخورم دیگه نخورم و این مثل معجزه میمونه برای من
من قبلاً چنین قدرتی نداشتم
روز اولی هم که اومدم این سایت اعتراف کردم که بچه ها من وقتی شیرینی خامه ای و بستنی میبینم دست و پام مبارزه به رعشه میرفتم همدیگه رو سر تقسیم نون خامه ای تیکه پاره میکردیم به قنادی تینای کرج میگفتیم تعداد نون خامه ای ها رو مضربی از سه بزاره چون ما سه نفر بودیم تا تو خونه جنگ نشه
برای یک فرد لاغر باورش سخته
ولی الان من واقعا میلی ندارم من تو مسیر لاغری افتادم
هر روز متوجه سبک شدن خودم میشم تغییرات خیلی کمه ها ولی من متوجه شون هستم که تو مسیرم و دارم تغییر میکنم
چقدر شبا راحت تر میخوابم صبحا چقدر با احساس شکر خدا از خواب پا میشم
یهو چیشده تو این ده روز که من یه آدم دیگه شدم؟
من که نه رژیم خاصی دارم نه باشگاه میرم این حال خوب از چی اومده سراغ من ؟!
خدایا شکرت میکنم فقط من به هر چی ام که نمیبینم ایمان و یقین دارم الان که تو آینه خودمو میبینم خودمو متناسب تصور میکنم
من اگه لاغر بشم میدونید چی میشه
خیلی صورتم خوشگل و پوستم جذاب و صاف میشه
به آرزوی دیرینه م شرکت و ادامه دادن به مسابقات حرفه ای بدمینتون ادامه خواهم داد چیزی که آرزوی منه و خیلی تو بدمینتون حرفه ای هستم🏸
کلی لباس خوشگل میخرم میرقصم آواز میخونم کوه میرم طبیعت میرم شاد خواهم بود برای همسرم دلبری میکنم پسرم بهم افتخار میکنه بیشتر زنده میمونم و بزرگ شدن پسرم رو میبینم درد و بیماری نمیگیرم محتاج دکتر و دوا و دارو نمیشم
من اگه لاغر بشم بیشتر میرم پیاده روی برای خرید لباس پاساژ گردی
من اگه لاغر بشم غذاهای سالم ترس انتخاب میکنم و در نتیجه سلامت هم میشم
من اگه لاغر بشم شنا میرم کلی مسافرت میرم کلا فکر آزاد میشه از مسأله چاق و لاغری و به جنبه های دیگه ی زندگیم میرسم
من اگه لاغر بشم کلی لباس تو کمد دارم آرزومه راحت تنم بشن
نشان های دریافت شده
بنام خدا
گام دهم بیزاری از چاقی
راستش من هر وقت کامنتا دوستان را میخوانم میگم خوب این که همش حرف دل منو زده دیگه پس من تو سایت ننویسم میخوام بگم که درد ما همه یکی هست .
بیزاری چاقی من مثل دوستم که گفته موقع خرید چقدر ناراحت بودم چقدر تو بازار گشت میزدم که لباسی سایز من باشه گاهی دلم میخواست با مغازه دار دعوا کنم دلم پر بود گاهی گریه میکردم .نفرت دیگه من عروسی رفتن بود که فکر میکردم همه دارن به من نگاه میکنند غذا خوردنم بود که با عذاب وجدان میخوردم نفرت دیگه ی من از مدرسه شروع شد راهنمایی بودم که خجالت میکشیدم ورزش کنم بدوم نسبت به بقیه من چاقتر بودم لباسم بد فرم بود چون اونو بزرگتر دوخته بودم که معلوم نباشه هیکلم وووووو خیلی چیزهای دیگه که نفرت داشتم .
و اما میخوام مزیتهای لاغری
موقع خرید از اولین مغازه خرید میکنم و لذت میبرم لباسهای رنگ شاد سایز کوچک اعتماد به نفس بالا احساس خوب شادی و نشاط جوانتر از سن خودت تو عروسی راحت میرقصم دیگه کسی به عنوان فرد چاق نگام نمیکنه بیشتر موقع های روز خوشحالم چقدر لباس رنگا رنگ خریدم و من از وقتی که لاغر تر شدم دارم از زندگی لذت میبرم .
لاغر شدن اسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
قدم دهم- مرحله ی اول (نفرت ازچاقی )
با سلام
در لابلای پیام هام متوجه شدم که نفرت من از زمانی که چاقی در جسمم به وجود می آید ، به اوج خود میرسد ویکی از علت های لاغر نشدنم را که در میان نوشته های قبلم حس کردم اگر میگفتن دو کفه ترازو بذاریم ،میزان نفرت من از چاقی ، از لذت تناسب اندامم بیشتر است .هر زمان که وزن شروع به بالا رفتن میکرد یا حس میکردم میل خوردن من غیر طبیعی بالاست ، ترس من از خوردن که نتیجه ی آن اضافه وزن بود بیشتر میشود . من سالیان زیادی چون جسم چاق داشتم ،خودم را از یک انسان شاد بودن محروم کردم . لیبل چاقی به من حس فقدان میدهد . حس فقدان میدهد ،چون در ان شرایط خودم را دوست نداشتم ،چون به من آزادی در انتخاب لباس نمیداد و از زمان کودکی لباس های من محدود بود و دختر که مظهر زیبایی و لطافت است ، اینبار تمام تمرکزش روی اضافه وزنش بود ، چون هر جا میرفتم ،میگفتن چقدر چاق شده یا کمی لاغر شده که صحبت از وزن و اندام من بود و من میشنیدم و حس میکردم تا مرا میدیدند ،حس میکردم دارند عیب مرا میبینند . من به اضافه وزن حس بدی داشتم ، چون مادرم سر زیاد خوردنم و اضافه وزنم برخورد بدی داشت . هنوزم که هنوزه میترسم مادرم چیزی بگه ،انگار ان ترس ها در درونم مانده درحالی که مادرم با گذشته خیلی فرق کرده و ما که بچه هاش هستیم ،بی چشمداشت دوست داره ، دیگر اضافه وزنم را گوشزد نمیکنه و جالبتر ! کسی که الان دقیقا همان برخورد و سرزنش و حس بد را به خودم میگه ،فقط خودم هستم !اینقدری که به اضافه وزنم فکر میکنم ،هیچکدام ار اعضای خانوادم در فکرش نیستند ولی من هرروز در موردش فکر میکنم. هر چیزی که میخورم . البته الان که در سایت هستم ، متوجه ام که یکسری رفتارهای من مثل ترس از خوردن این و اون از بین رفته . دیگه بین مواد غذایی فرق قائل نمیشم . ولی با وجود آگاهی ام، چرخش فرمولی که توجه من را به خوردن میاورد میبینم . واکنش های من کمتر شده است ،چون بعد از شناسایی فرمول ها و نور آگاهی انداختن به آن ها ، احساس سبکی میکنم . سبک بودن میزان فرمولی که در ذهنم در حال چرخش بودو من باتوجه به ان ها سنگینی اش را احساس میکردم ، کمتر شده است .
من خیلی از چاقی نوشتم و هربار خاطرات آن حس بدی در من تولید میکند . بارها درموردش در پیام ها حرف زدم . چاقی برای من نماد فقدان است . چون من از بدنم شرمسار بودم و چاقی را عیب میدانستم و اضافه وزن چیزی نبود که بتوانم قایمش کنم ،به خاطر همین همیشه این حس بد با من راه میرفت ،در لابه لای حس و خاطرات بدم ،مهمترین آنها که هنوزم از فکر کردن بهشون حالم بد میشود را بیان میکنم :
من از سن کودکی به خاطر اضافه وزن نسبت به کودک های دیگر محدودیت بیشتری داشتم و خیلی از حس های بد از آن زمان به یادگار مانده . رفته رفته که بزرگتر شدم ، برای یک دختر راهنمایی سایز 46 پوشیدن زیاد بودو یادم میاد دوست داشتم سایز مانتو شلوار مدرسه م را پایین بگویم ولی کسی باور نمیکرد که !
از این قبیل حرفها در بیرون دریافت کردن ،باعث شد که فقط صورتم را ببینم ولی از دیدن بدنم فرار کنم . اصلا باهاش قهر بودم . هر وقت خاطرات را مرور میکنم ، در پس زمینه ی احساساتم که من چاقم و حس بدی بود را میبینم . عکس های دوران کودکیم را میبینم ،یک دختر چاقی که اکثرا تو خیلی از عکسها لبخندی به لب نداشت را میبینم ولی هیچ حس خوبی ندارم و از این که این همه حس بد در لابه لای خاطراتم و در زندگی روزمره م داشتم را مقصرش رو چاقی میدانم . هنوزم که هنوزه وقتی به آن خاطرات برمیگردم ،حس بد و تنفر دارم . البته الان هم اضافه وزن دارم و حس بدی در من پدید آورده ولی به اندازه ی دوران کودکیم پررنگ نیست .
شاید بتوان گفت سختترین بخش زندگی من ، صلح با چاقی است . الان آگاهی زیادی نسبت به اضافه وزن دارم و به خاطر همین اضافه وزن دردهایی رو تجربه کردم که یاداوری کردن ، فقط زنده کردن اون دورانه . پذیرش اضافه وزن با دردهایی که مسببش را چاقی میدانستم ،هنوز هم پررنگه . من گفتم که نباید قدرت خودمون رو جهت تغییر با مقصر دونستن چیزی یا کسی ، خودمان را ناتوان کنیم . من خیلی کارها و اقداماتی در زندگیم کردم و موفق شدم، که اضافه وزن درمقابل اونها خیلی کوچک است ولی برای من بزرگ است ! الان فهمیدم! من با مقصر دانستن چاقی ،قدرت خودم را جهت خلق آرزوم کمرنگ کرده بودم . نفرت من به اضافه وزن ، من را نسبت به تغییر از این شرایط ناتوان کرد . چون نفرت انرژی داره و انرژی زیادی سر این نفرت هرز میره و اونقدر بزرگ میشه که خودت رو در برابر اون معضل ،کوچک حس میکنی . من نسبت به قبل پذیرش بیشتری به خودم دارم . به نقطه ای رسیدم که صلح بیشتری به خودم نسبت به قبل دارم . بازه ی زمانی دیگه برای من معنا نداره . دوست دارم در لحظه لاغری را زندگی کنم . من دلایل زیادی برای لاغر شدن دارم و بارها بهاش را با اقدام کردنم و استمرار داده ام . منتها مسیر لاغریم ،نتیجه ای جز بازگشت وزن نبوده . چون همه ی ما از بازگشت وزن تجربه ی یکسانی داریم .
لاغری برای من حق انتخاب و ازادی بیشتری به همراه داره . جدای از اندام زیبا و چربی کمتر و احساس سبک که دیگه از بیرون زدگی اضافات بدنش احساس بد نداره ، فشار روحی ناشی از اضافه وزن هم ندارد. درویدیو به خوبی بازگو کردید : فشار روانی ای که از اضافه وزن به ما تحمیل میشه ، به اندازه ی خلق آن در جسم ما برای جسممون مشکل آفرین نیست . الان متوجه شدم که چاقی یک برنامه ی ذهنی است که برنامه ی ذهنی ، فرمول های چاقی تکرار شونده هستند و ما باتوجه به آن ها ،تصویر ذهنی ایجاد میکنیم ، و با تکرار تصویر ذهنی ، واکنش رفتاری داریم و با تکرار آن رفتار ها ،عادت ها میان و خود همه ی این مراحل میشه پکیج نصب اضافه وزن به ذهن . چون ذهن به صورت خودکار انجام میدهد و برای خلق چاقی نیاز به انرژی ندارد که همان ذهن ناخوداگاه است . ما بارها موفق به کاهش اضافه وزن شدیم ولی درجای درستی ،تغییرات را انجام ندادیم . چون گرداننده ی اصلی این برنامه افکار ما بودند و افکار چاقی ما دست نخورده درحال چرخش بودندو آن تصویر ذهنی در ما خلق میشدو ما همیشه نتیجه ی یکسانی از اضافه وزن داشتیم . چطور چاقی را ببخشم ؟ خوب چاقی مقصر نیست . این هم یکی دیگر از توهماتم بود . او از طریق ورودی اطلاعات پیرامونم و واکنش های بیرونی در ذهن من تثبیت شد و هر عاملی که پیش امد ، به خاطر نااگاهی بود . من الان میدانم که مقصر اضافه وزنم نبود و کارکرد طبیعی ذهنم این بود وباید این طور میشد . من بارها راه اشتباه را رفتم و تکرار کردم ولی اینبار از روش متفاوت حرکت میکنم . من اینبار چاقی را موجودی جدااز خودم نمیبینم که بخوام باهاش جنگ قدرت و نبرد راه بیندازم . بایستی بررسی کنم و شروع به اصلاح برنامه کنم . تمام تجربیاتی که از لیبل چاقی در زندگیم داشتم را باید اجازه دهم از بدنم رد شود . اون فقط یک واکنش احساسی است و میتواند رد شود برود .به نظرم الان وقتش هست که از بار احساسی گذشته که لیبل چاقی داشت رها شوم . چون فقط احساسش انگار دربدن جمع شده ولی وقتی به خاطرات توجه میکنی ، هربار که به موضوع فکر میکنی ، بار احساسی کم و کمتر میشه . برام سخت است که چاقی را پذیرش کنم . ولی اگاهیم بیشتر از قبل شده . چاقی چه بخوام یا نه ، در گذشته با من بوده ولی من قدرت تغییر شرایط الان را دارم ، به شرطی که از مسیر درست اقدام کنم . پذیرش چاقی برام سخت است . لاغری را پذیرش و اشتیاق دارم ولی چاقی برای من آکنده از بار احساسی منفی است . سعی میکنم به طور واقعی بپذیرمش . تمام این دردها و تجربیات تقصیر چاقی ما نبود ، علت بیشترش نااگاهی ما و واکنش اشتباه به موضوع بود و نتیجه ش این بود . باید بپذیرم چاقی به خودی خود قدرت ندارد و میتواند برای همیشه برطرف شود . چاقی به مفهومی که ما صحبت میکنیم نیست . چاقی یک پکیج و یک برنامه ی ذهنی است که ما در گذر زمان یاد گرفتیم . فکر میکنم الان زمان پذیرش مقهوم اصلی چاقی است . قرار نیست بجنگم ، قرار نیست احساس فقدان کنم . قراره برنامه را بشناسم و با اختلالی که در برنامه به وجود آمده ، ذهن و زندگیم و جسمم رو از خلق اضافه وزن رها کنم . باید بپذیرم چاقی قدرتی ندارد وتوجه من به آن، قدرت داده . چون من هرروز با توجه به آن ،زندگی در لحظه ی حال را ادامه دادم . چاقی برای من درس بزرگی داشته و به عنوان بخشی از جریان زندگیم که باید تجربه ش میکردم، باید بپذیرمش . هیچوقت تصور نمیکردم ، به نقطه ای برسم که بخوام برای شناخت بیشترش ، چاقی را با عمق وجودم بغل کنم که با خودم به صلح بیشتری برسم . این تمرین برای من سخت بود ولی بابازگو کردنشون بار احساسی کمتری نسبت به باور چاقی دارم واز اینکه این مساله رو اینقدر بزرگ کردم ازخودم معذرت میخوام . من تصمیم دارم هر فکری که ناشی از فرمولهای چاقی من است بهش توجه نکنم و به این درک برسم که من قدرت انتخاب دارم و مقابل آن را زندگی کنم . کاش زندگی به راحتی جمله ای که الان بیان کردم میبودم ،شایدم هست و من خبر نداشتم !!!
قدم دهم -مرحله دوم ( تناسب اندامم )
من باور دارم که تناسب اندامم است و من او را زندگی کرده ام . حسی از ازادی و انتخاب بهت میده . هرجا راه میری ،پذیرش بیشتری از مردم داری . کلمات چاقی و لاغری برای تعریف تو دیگه به کار نمیبرن . از اینکه جلو همه غذا بخوری ، حس بهتری داری و از خودت و بیان خودت دیگه خجالت زده نیستی . قدم های تندتری بر میداری . فشار ذهنی الان را نداری و با خودت در صلح هستی . لاغری شگفتی است . برای کسی که نقطه ی مقابل آن را تجربه نکرده ،هرگز این مفهوم را درژرفای وجودش درک نمیکند . اینکه برای اولین بار زنخدان لپت را در سن 18 سالگی میبینی برای خودش حرفی است !. این که دامن کوتاه میتونی انتخاب کنی بپوشی . اینکه از این که خودت رو در قالب یک فرد متناسب بیان کردن حس خوبی است . دیگر احساس محدودیت برای رفتن به جاهای مختلف نداری . تو با خودت در صلحی . من دیگر لازم نیست چربی های اضافه که در زمان غارنشین بدن سعی میکرد در فصل زمستان به علت کم بودن غذا از ذخایر برای گرما و زنده ماندن استفاده میکرد ، در زمان امروزی استفاده کنم . میتونم دوباره اندام زیبام رو ببینم و از اینکه خودم را در قالب یک فرد متناسب بیان کنم ،کنفرانس بدم ، با دوستهام بیرون برم ،بدون اینکه به چاقی و اضافه ورن و خوردن و نخوردن فکر نکنم ، نهایت ازادی برای یک ذهن چاق است . اینکه انرژی زیادی صرف جنگیدن با وزن نکنم ، موهبت است . من در قالب یک فرد لاغر زندگی کردم و اگر حق انتخاب دارم ، بازهم قالب در یک فرد متناسب را انتخاب میکنم . اصلا چون حس و حال روانیت در مورد ظاهرت خوبه خود به خود خیلی از محدودیت های ذهنی و ظاهری ازبین میره . تناسب اندامم را به خاطر فرمان مغزی که میل به خوردن مرا بیشتر کرده ، بازهم لایه ای از چربی بر تناسب جسم عزیزم پوشاندم ، به شدت مشتاقم که برای همیشه با تناسب اندام و ماهیت اصلیمان زندگی کنم و خلق زندگی و ارزوهام رو در قالب طبیعی تناسب اندام سپری کنم ،چون دیده شدن تناسب من ، بهترین حس زندگی در لحظه ی حال را به من میدهد . به امید دیدار مجددمون .
سلام و درود
به شما دوست عزیز تبریک میگم به شکل عالی تمرینات رو انجام میدید
اگه تمایل دارید می تونی درک و برداشت خودت از محتوای آموزشی رو به شکل فایل صوتی ارسال کنید
به این شکل در رشد و گسترش آگاهی لاغری با ذهن مشارکت می کنید.
با تشکر
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرانقدر
ممنون از هدایت و توجه شما به تمرینات ما ، چون باعث میشه که مطمئن بشیم به روش درست در مسیر حرکت هستیم و قدرت استمرار در مسیر را بالا میبرد .
میتونم تجربیات خودم را در مورد سایت تناسب فکری در قالب وویس به اشتراک بگذارم . در تلگرام متوجه شدم که به تازگی قابلیت وویس گذاری هست ولی نمیدونم چطور این فایل را بارگزاری کنم . میتونم از طریق تلگرام هم بفرستم ، هرطور که امکانش هست و شما بفرمایید .
از لطف و محبت شما سپاسگزارم
به این آیدی در تلگرام ارسال کنید
@tanasobefekri
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر به استاد عزیزم و همراهان سایت تناسب فکری
بیزاری از چاقی 🤔
دقیقا فشار چاقی برای همه مون مثل هم بوده ولی زیاد و کم داشته
منم همین تجربه ها رو داشتم در زندگیم
همیشه با حسرت با نفرت از چاقی زندگی کردم
از خودم متنفر بودم از خدای که منو به این شکل آفریده
حتی از خانواده ام که چرا مادرم چاقه چرا من به مادرم رفتم
چرا من باید اینجوری باشم و هیچ لذتی نبرم از زندگی
همیشه در جمع ها نمیتونستم حضور پیدا کنم
سختم بود خوشحال نبودم از دور همی
وقتی وارد دور همی ها میشدم یه جورای خودم انگار قائم میکردم که کسی منو نبینه
فکر میکردم که اندام من خیلی براشون مهمه
نه اینکه خودم خیلی توجه ام روی چاقی بود
میگفتم حتما الان یه جی بهم میگن
که چرا چاقی
چرا رزیم نمیگیری
و یه مرتبه خونه ی خاله ی همسرم بودم که
به خواهر همسرم گفتم میری طبقه پایین برگشتنی میایی برام یه لیوان آب بیاری
شوهر خاله همسرم شنیده بود که من گفتم برام یه لیوان اب بیار
گفت به مریم بگو خودش بیاد پایین یه ورزشیه براش خوبه
اونجا خیلی احساس تحقیر کردم احساس ناتوانی
خیلی ناراحت شدم از اینکه در مورد چاقیم صحبت میکنه و میگه تا خودش و لاغر کنه
و این حرف همیشه تو ذهن من هس
چاقی خیلی بلاها سر من آورده
خودم دوست نداشتم متنفر بودم لباس رنگ شاد نپوشیدم
غذا رو در ارامش نخوردم
همش ترس و اضطراب و بعدش هم عذاب وجدان که چرا خوردم کاش نخورده بودم
و در مهمونی ها هم اونجوری غذا میخوردم که دل درد میگرفتم
قبل از خوردن تصمیم میگرفتم که دیگه قشنگ رفتار کنم
این تصمیمم رو زمانی یادم میاومد که دیگه
غذا خورده بودم و دلم درد میکرد و حالم بد بود
و بعد از خوردن ناهار
برای کمک ظرف شستن خیلی سخت بود که ظرفها رو بشورم چون اون سنگینی شکمم تا چند ساعت یعد از ناهار بود
و روزی که میرفتم مهمونی تا شب دیگه سیر بودم
طوری میخوردم که برای چند روز میشد
هر بار که خودم و میدیدم تو آینه به شکمم نگاه میکردم که ببین شکمت بزرگه پهلو داری
و منم که دوست داشتم لباس های مورد علاقه ام رو بپوشم
و نمیتونستم بپوشم بیشتز فشار می آورد ذهنم میگفت
که تو پرخوری و مدام منو سرزنش میکرد
که چرا من چاقم
و یه وقتایی بود که میگفتم باید قبولش کنم دیگه سرنوشتم همینه ولی نمیشد
که این همه بار و فشار عصبی زو بپذیرم
نمیشد
با شرح دادن درباره ی لاغری و مزایای آن فرمولهای
لاغری رو در ذهن ایجاد کنید ؟
برای این کار میتوانیم به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود می بینم اشاره کنیم
من وقتی می بینم که خواهر همسرم بدون ترس از چاقی غذایش رو میخورد لذت میبرم
من وقتی می بینم که فرزندانم سر سفره ناهار و شام به اندازه ی مورد نیازشون غذا میخورن من لذت می برم و افتخار میکنم بهشون
من وقتی می بینم که افرادی در رستوران خیلی زیبا و آرام غدا میخورند لذت میبرم .
من وقتی می بینم که بعصی افراد به راحتی کلمه ی میل ندارم رو میگویند لذت میبرم .
من وقتی می بینم که بعصی افراد متناسبن بهشون افتخار میکنم و میگم منم یه روزی اینجوری میشم
من وقتی می بینم که اندام یک فرد متناسب رو می بینم
بهشون تبریک میگم که پیش فرض های ذهنشون رو تغییر ندادند و متناسب و زیبا هستن .
مزایای لاغر شدن در زندگی خود بنویسید ؟
من اگر لاغر شوم میتونم به راحتی هر رنگ و لباسی که بخام بخرم و استفاده کنم و لدت برم
من اگر لاغر شوم میتونم در سلامتی کامل زندگی کنم و لدت ببرم و شکرگزار خدای مهربانم باشم بابت سلامتی و نعمت تناسب اندام
من اگر لاغر شوم به راحتی کارهای خودم و کارهای منزل رو انجام میدم
و اصلا متوجه ی گذر زمان نمیشم .
چون برام راحته زود میگذره
من اگر لاغر شوم میتونم بهترین و زیباترین مایو رو بپوشم و با اعتماد به نفس بالا به استخر برم و از بودن در استخر لذت ببرم
من اگر لاغر بشم میتونم به راحتی پیاده روی کنم .من اگر لاغر شوم میتونم بدوم
من اگر لاغر بشم فرزندانم خیلی خوشحال میشن از اینکه تناسب اندامم رو بدست آوردم
و بهم افتخار میکنن.
من اگر لاغر بشم خرید کردن رو دوست دارم دوست دارم برم خرید هر چه دلم میخاد بخرم .
من اگر لاغر بشم
در سلامتی و شادی و حس و حال خوب هستم
متناسب شدن یکی از آرامش داشتن ترین حس دنیاهه برام
خدایا ممنون و سپاس گزارم 🙏
به نام خدای بزرگ
با سلام خدمت استاد عزیزم
من همیشه از چاقی متنفر بودم میگفتم خدایا چرادادشام لاغر هستن چرا من شبیه عمه هام هستن چرا هر چی میخورم چاق کننده است چرا باردار شدم وچاق ماندم چرا غذاها چاق کننده شدن چرا رژیم میگیرم لاغر نمیشم چرا من ژن چاقیدارم چرا خوش اشتها هستم و هزار دلایل دیگه
من عاشق لاغری هستم واقعا عاشقش هستم یعنی روزی که به لاغر شدن برای همیشه برسم اونروز جشن میگیرم هر چند الان هم لذت میبرم کهواینجا هستم
من اگه لاغر بشم خوش تیپ میشم خوش لباس میشم همه به من احترام میزارن ارتباطم با دیگران خوب میشه ارتباطم با همسرم خوب میشه هر فعالیتی دوست دارم انجام میدم
لاغری چقدر دوست دارم چقدر عاشقتم تو چقدر خوبی که این همه مزایا داری
من عاشق آدمهای متناسب هستم
وقتی میبینم دوستم با لذت غذادمیخوره و متناسب هست لذت میبرم
وقتی میبینم همسرم راحت غذا میخوره و لاغر هست لذت میبرم
وقتی میبینم دخترم تو بشقابش به اندازه میخوره لذت میبرم
وقتی همکارم رو دیدم که صبحانه خورد و بهش تعارف کردن کیک رو گفت میل ندارم لذت بردم
الهی شکر احساسم عالی شده و حرفهای خانم بیهوده کم رنگ شده و امیدوارم به وزن دلخواهم میرسم
لاغری آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام واقعا این جمله درهمه ابعاد زندگی ما نقش داره از هرچیزی بیزاریم پررنگتر میشود درمورد چاقی بماند دیگر ولی من برای خود م برای ثابت قدم بودن دراین راه علاوه بر یادداشت کردن صحبتهای استاد در دفترم نکات کلیدی آن را با رنگهای زیباروی ورق نوشتم وزدم روی در یخچال تامدام جلو چشمانم باشه درمورد مزایای لاغری فکر کنم مهمترین مزیتش حس شادی ونشاط در من هست لذت بردن از اندامم وآرامش
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان.
دوباره سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان.
در جلسه قبل گفتید لاغر شدن را منطقی کنید و در این جلسه گفتید از مزیت های لاغری بنویسید، خب داشتم کامنت یکی از دوستان را میخوندم که نوشته بود هر چقدر لاغرتر مهربانتر. واقعا چرا؟چرا هر چقدر لاغرتر باشیم مهربانتر میشیم. چون احساس ارزشمندی و احساس لیاقت انسانهای لاغر خیلی بیشتر هست نسبت به انسانهای چاق و با خودشون بیشتر در صلح هستند به خودشون و دیگران راحت تر و بیشتر عشق میورزند و چون خودشون را بیشتر دوست دارند دیگران هم انها را بیشتر دوست دارند انسانهای لاغر بیشتر به دیگران عشق میورزند و عشق بیشتری را از جهان دریافت میکنند، انسانهای لاغر چون با خودشون بیشتر در صلح هستند صلح بیشتری را نیز به جهان هدیه میکنند
لاغری=احساس ارزشمندی بیشتر =بیشتر دوست داشتن خود=دریافت عشق بیشتر
هر چقدر لاغرتر مهربانتر،بخشنده تر ، توحیدی تر،خوش قلب تر خوش خنده تر بودن. لاغرشدن آسانترین کار و زیباترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان.
لاغرشدن آسانترین کار دنیاست نوشتن از روی این جمله روزی یک صفحه مشق من هست.
خب حالا میخوام درباره مزیت لاغر شدن در حوزه سلامتی بنویسم: من دیسک گردن دارم از طرفی هم سینه های بزرگی دارم که مجبورم لباس زیرهای محکم بزنم تا حسابی خوش فرم وایسته که خود اون باز هم سنگینی سینه ها را میندازه رو گردن و فشار زیادی میاره همچنین همش منو بحالت خم کردن میبره جوری که انگار قوز دارم خب اگر لاغر بشم طبیعت سایز سینه ام نیز کوچکتر میشود و خب سینه های کوچکتر باعث میشه من خوش فرمتر و صاف تر بشینم خیلی از لباسها را از روی خجالت بزرگ بودن ان نمیپوشیدم بپوشم پشتم صاف بشه و از حالت قوزی و خمیدگی دربیاد ، دیگه گردنم مجبور به تحمل سنگینی ان نیست و طبیعتا دیسکش بهبود پیدا میکنه و بهتر و بهتر میشه با کوچکتر شدن آن خیلی از کارها را راحتر انجام میدهم. لباس ها خوش فرمتر میشوند. عروسک بافی خودم را راحت تر انجام میدهم تمرینات نوشتاری خودم را بهتر انجام میدهم. این مزایای لاغری و کوچکتر شدن سینه هست.
مزیت دوم من دیسک کمر هم دارم خب با کمتر شدن وزنم دیسکم بهبود پیدا میکنه و خوب خوب میشه میگفت هر یک کیلو که کم میکنی چهار کیلو بار از روی زانوت برداشته میشه حالا ببین چندکیلو بار از رو کمر برداشته میشه خب پس طبیعی هست که کمر من راحت تر و سفت تر و سالم تر باشه نگران بالا پایین کردن پله ها نباشم هرچقدر لاغرتر کمر سالم تر جنب جوش بدون نگرانی و ناراحتی خیلی از کارها مثل شستن پتوی یک نفره یا چیزهای کوچک را همسرم انجام میدهد ولی وقتی من لاغر شم کمرم خوب میشود طبیعتا با بهتر شدن کمرم همه کارها را خودم انجام میدهم چون خیلی وقتها اون سرکاره و زمانهای زیادی باید منتظر بمونم تا یک پتو شسته بشه ولی خودم میتونم به راحتی انجام بدم .
در ادامه کمر و گردن سالم تر زندگی شادتر و لذت بیشتر بردن تایم بیشتری را رانندگی کردن بدون نگرانی وای که یه لاغری چقدر مزیت داره خدا را شکر.
از پوستم بگم که دیگه صاف صاف مثل آینه میشه. هیچ جوشی در اون وجود نداره هیچ التهابی وجود نداره لکه های پوستی نیست و سیستم ایمنی بدن اوکی شده و بیماری خود ایمنی من کاملا خوب شده
خدایا شکرت که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که مرا ارزشمند خلق کرده است.
سلام خدمت شمابزرگوار و همه عزیزان. باز هم مرور این فایل زیبا، متوجه شدم که راستی من دیگه ترس از چاقی ندارم یا شاید هم کمتر شده این خیلی کمتر چون دیگه قرار نیست چاق بشم مهمون ناخوانده ای بودند که بیست و پنج سال ارامشمو گرفته بودند و حالا جمع کردند و رفتند ولی چون جمعیت زیاد بود تعداد خیلی زیادیش از خانه ی جسمم رفته و تعداد کمی مونده که اوناهم در صف خروج هستند پ دارند یکی یکی خارج میشوند.
اما مزایای لاغری :اعتماد به نفس بالا احساس ارزشمندی بالا عزت نفس بالا بهترین نتیجه ای هست که لاغری به انسان میده در دوره زندگی با کمک خدا فهمیدیم که احساس ارزشمندی به این عوامل بستگی نداره ولی بیایید قبول کنیم که انسان چاق خیلی خودشو تخریب میکنه مثلا تو رابطه جنسی نمیتونه لذت کافی ببره بخاطر اینکه ذهنش درگیر اندامش هست که زشته و طرف مقابل ازش لذت نمیبره حقیقت اینکه خودت لذت نمیبری از جسمت که اونم بخواد ببره ولی با لاغری خیلی از خودت و جسمت و فرم بدنت راضی هستی حسابی هنگام رابطه و هنگام نگاه کردن در آینه از خودت لذت میبری استاد گفتید خانومها خیلی سخت تره براشون واقعا اینطور هست چرا که نمیتونند خیلی از لباسها را که خودشون و همسرشون دوست دارند بپوشن اصلا نمیدونم کار درستی میکنم که درمورد رابطه جنسی مینویسم یا نه اما حقیقت اینکه خیلی از ماها بخصوص خانومها شاید این بزرگترین مشکل در چاقی باشه براشون، چون واقعا یکسری از کارها را بخاطر چاقی نمیشه انجام داد یکسری از لباسها را در تن اندامی عکس میبینی میگی چه خوشگله بخرم بپوشم تا مثلا با همسرم بیشتر از رابطه لذت ببریم اما وقتی تنت میکنه اصلا اون زیبایی را نداره و باعث میشه لباس در اندام شما زار بزنه و از شکل و قیافه بیوفته یا در خیلی مواقع هم که این نوع لباسها فانتزی هستند و سایز کوچک اصلا تن شما نمیشه. پس از مزایای لاغری میتوان گفت میشه به تجربه رابطه جنسی خوبی و عالی دست پیدا کنی، و همین باعث افزایش اعتماد به نفس میشه و عزت نفس خودتو دوست داشتنی تر و ارزشمندتر میبینی و لذت بیشتری میبری هر کار و حرکتی را به راحتی انجام میدی هر نوع لباسی را به راحتی میپوشی و لذت میبری با آرامش و لذت زیاد و تمرکز بیشتر به این کار میپردازی واقعا شاید طلاق عاطفی اصلی ترین دلیلش نبود همین رابطه درست باشه که متاسفانه تمام بانوان چاق بخاطر اندامشون اینو دارند.
بار دیگر خدای منان را سپاسگزارم بابت اگاهی های نابی که بهم داد و ازش میخوام قدرت عمل کردن را نیز بهم بدهد.
خدا یار و نگهدارتون.