😔 خیلی از آدمها مخصوصاً وقتی سالها با اضافهوزن دستوپنجه نرم کردن، خودشون رو قانع میکنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژنهاست. چون خیلی از پزشکا و محققها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیقتر میشه.
ولی اینجا یه نکتهی ظریف وجود داره…
وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، میتونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:
🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایدهای نداره!»
و همینجاست که آدم دست از حرکت میکشه…
❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟
اگه از بیشتر آدمایی که اضافهوزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث میگن:
«چاقی ارثی است!» 😐🧬

راستش منم همینطور فکر میکردم…
تا سیوپنج سال از زندگیمو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی میخواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:
🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدریش همه چاقن! به عموهاش رفته!»
و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.
انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی من. مهرِ ارثی بودن!
📉 از همون روزایی که کمکم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:
🚫 «بیخود تلاش نکن! تو لاغر نمیشی. چاقیت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»
و خب… چه انگیزهای میمونه وقتی ذهنت دائم تکرار میکنه که «تو چارهای نداری»؟
🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه
«چاقی ارثی است» شاید یه جملهی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محققها.
باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه میکنی، توی گوشت زمزمه میکنه:
🗣️ «تو تقصیری نداری، ژنهات اینجورین!»
اما چیزی که خیلیها نمیدونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث میشه ذهنمون این باور رو بسازه که:
«من نمیتونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»
و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنه… 😞
✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟
بذار راحت بگم:
✅ شاید ژنها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگترین دشمن لاغریته.
وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگیتو تغییر بدی، و مهمتر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،
اون وقته که معجزه شروع میشه ✨
🌱 من تونستم بعد از سالها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.
تو هم میتونی. حتی اگه همیشه فکر میکردی “چاقی ارثی است!” 💪

👨👩👧👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصهای که از بچگی برام نوشته شد
قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:
🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»
از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یهصدا میگفتن:
چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬
و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکسهای قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!
حتی بعضی وقتا که منو نمیشناختن، ولی تا میفهمیدن فامیلم چیه، میگفتن:
🕵️♂️ «حدس زدم باید از عطارروشنها باشی! ماشالا همهتون درشت و تپلی هستین!»
و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته میشد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل میگرفت…
🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی میشه…
یواشیواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.
دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشنها”.
اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف میشد!
📌 اونقدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کمکم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.
و میدونی چی میشه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا میافته؟
📌 اون فرمول، تبدیل میشه به “واقعیت زندگیمون”.
🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!
باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانوادهم چاق بودن.
پس هیچوقت از خودم نپرسیدم:
«آیا میتونم لاغر باشم؟»
چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:
❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»
و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایدهای داره؟
وقتی انتظار ذهنیات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟
🌀 انتظار ذهنی قویتر از هر رژیم و ورزشیه
📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…
بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمیگردونه به همون نقطه قبلی.
✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سالها باهاش زندگی کردی:
“چاقی ارثی است.”
اما خبر خوب اینه که فرمولهای ذهنی قابل بازنویسی هستن!
تو میتونی فرمول ذهنیات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمیشی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.
🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم میتونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟
اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت میگم:
👁️ رنگ چشمهام،
💇♀️ رنگ موهام،
👃 فرم بینی یا شکل صورتم…
اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.
اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…
آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟
🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگیمون شکل گرفتن.
🧠 ما شبیه خانوادهمون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!
تو هر خانوادهای یه سبک زندگی وجود داره…
👂 حرفهایی که زیاد گفته میشه،
🍽️ غذاهایی که همیشه هست،
💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون میخونهن.
برای من هم همینطور بود…
وقتی شروع کردم با دنیای «فرمولهای ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر میکردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.
🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده
یادمه یکی از پررنگترین و ریشهدارترین فرمولهایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:
📢 «چاقی ارثی است!»
این جمله اونقدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.
هر وقت کسی میگفت چرا چاقی؟
🗣️ فوری جواب میاومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»
اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمولهای ذهنیم رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…
مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاقتر شدن داشته باشه!
💡 راه حل چی بود؟
برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کمرنگ و کمرنگتر کنم، و یه جملهی تازه رو جایگزینش کنم:
🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»
با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کمکم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…
و این شد نقطه شروع تغییر من ✨
✨ حالا نوبت توئه…
👣 اگه سالهاست با این باور زندگی میکنی که «چاقیت ارثیه»،
یه بار برای همیشه از خودت بپرس:
«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»
شروع کن به نوشتن فرمولهای ذهنیات… ممکنه یکیشون همون جملهای باشه که سالها مانع تغییرت شده!
ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطافپذیره… و تو میتونی با قدرت آگاهی، فرمولهای تازهای بسازی 💫



🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن
یکی از بهترین راهها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستانهای موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونستهاند رویای لاغریشان را به واقعیت تبدیل کنند.
وقتی میبینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کمکم باور میکند:
من هم میتوانم!
من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، میتواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.
پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:
- ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
- بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
سوالات تمرینی:
- نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
- در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
- چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
- به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
- اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
- مثالی درباره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.
حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.33 از 106 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدایی که انتخابم کرد
به زمانبندی خداوند اعتماد دارم 🦋
سلام و درود دوستان کلاس لاغری با ذهن
چاقی من ارثی است یا عادتی ؟
فرمول ذهنی چاقی من ارثی است در ذهن افرادی که اضافه وزن دارند بسیار قدرتمند است که هم می تواند مانع لاغری شود و هم باعث چاقی بیشتر!..
از کودکی بارها شنیدم و دیدم که مادرم چاقی خودش را ارثی از خانواده اش می دانست هر چند که من تا سن ده سالگی بسیار متناسب بودم و پدرم و خانواده پدری ام هم متناسب بودند ولی تمام توجه من به تلاشهای مادرم برای لاغری بود و سرانجام اضافه وزن برگشته ایشون و دلیلی که فایده ای ندارد چون چاقی ما ارثی است خاله و دایی و مادربزرگ و پدربزرگ هم چاق بودند وزمانیکه دورهم جمع می شدیم بیشتر صحبت رژیم و ارث و غیره می شد و تا جائیکه بارها در ذهنم تأیید می شد که مثلا بازوهای این خانواده همه چاق هست یعنی در مورد اندام هم این ارث و ژنتیک دخیل بود الآن با خودم می گویم چرا من به پدرم و خانواده او توجه نمی کردم که لاغر بودند!؟شاید دلیلش این بود که از طرف مادرم و خانواده اش لاغری من در ذهنم باعث دردو رنج شده بود و چون چاقی را قوت و زیبایی می دانستند در نتیجه من هم دوست داشتم چاق بشم که زیباتر باشم و قوی تر …
و اما ارث و ژنتیک تا زمان تولد در ما اثر گزار بوده است مثل رنگ چشم و پوست و رنگ مو و اتفاقا من یک نوزاد ۲/۷۰۰کیلوگرمی بودم که کاملا متناسب بودم ولی ظاهرا مادرم خیلی مورد سرزنش قرار گرفته بود به طوری که بارها در کودکی شنیدم که این بچه ضعیف بود و وزنش کم بود و مادرش هم شیر نداشت و خلاصه هرچقدر احساس ضعف در من تقویت شده بود به هر صورت، ناخودگاه داشتم با تقلید از رفتارهای چاق کننده و گسترش آنها در ذهنم و زندگی ام خودم را ثابت کنم که من قوی هستم و چربی ذخیره می کردم !..و این فرمولهای ذهنی باعث خلق چاقی در طی سالها در زندگیم شد (عجب گذری کردیم در کوچه پس کوچه های ذهن )موهبت تکرار …
چاق بودن در خانواده مادرم طبیعی بود و برای من هم همینگونه که پذیرفته بودم باید کنترلش کنم و درمانی نداره فقط باید هرچند وقت یکبار رژیم بگیرم و ورزش کنم که از یه حدی بالاتر نداره یعنی اصلا در ذهنم امکان لاغری دائم وجود نداشت !…
وزمانیکه با این سایت آشنا شدم آنچه مرا شگفت زد می کرد و از طرفی برام عجیب بود لاغری ماندگار بود !…
بارها شنیدیم چاقی تو ارثیه (بارها شنیدم افراد خانواده ام به حالت شوخی می گویند ما سرمایه داریم چاقی و قند و فشار و چربی را از خانواده هامون به ارث بریم و در نهایت می خندند!😳)و زمانیکه ما ناآگاهانه صحبت می کنیم با کلاممون زندگی خودمون را می سازیم…(دیروز عیادت دوفرد کرونایی رفته بودم منم در حالتی که انگار پذیرا هستم (همه چیز دان)گفتم بیماری خوبه آدم قدر سلامتیشو می دونه !و بدن قویتر میشه پادزهرش ساخته میشه 🤭😳)اومدم خونه دیدم داره حالم بد میشه و متوجه شدم که چه کردم😰 توبه کردم و متوجه شدم پذیرش درونی است نه اینکه با کلام به اون توهم توجه کنی و در جهان هستی گسترشش بدی !
خدایا متأسفم
لطف منو ببخش
سپاسگزارم
عاااشقتم
ولی خانواده ام هیچوقت نگفتند که توحید و افکار و باورهاتو از ما به ارث بردی !..در آیه ای از قرآن کریم /ابراهیم (ع)می فرماید :من از دین پدرانم پیروی نمی کنم یعنی به روش آنها زندگی نمی کنم با تحقیق و تجربه آزادانه تصمیم میگیرم بارها و بارها از پدرم می شنیدم که آدم عاقل از تجربه های دیگران استفاده می کنه و اگر این کارو نکنه سرش به سنگ می خوره و تمام زندگی من شده بود اسارت و محدودیت و تقلید مثلا فلانی چطور باهمسرش و فرزندش رفتار می کنه منم انجام بدهم ولی نتیجه برای من رضایت بخش نبود .
بنابراین به این نتیجه رسیدیم که چاقی ما محصول یک سری رفتارهای عادت گونه است که در طول روز بارها به صورت ناخودآگاه تکرار می کنیم و این واکنش به فرمول ذهنی ما هست که دلیل چاقی خود را ارثی بودن می دانیم و البته طبیعی بودن یعنی انتظار چاقتر شدن در ذهن خود داریم !..
در مسیر لاغری با ذهن اول فرمولهای مخرب را شناسایی می کنیم که خیلی مهم هست و فرمول صحیح را جایگزین می کنیم یعنی فضا نمی تونه خالی بمونه اگر یک فرمول را خط زدی باید یکی اضافه کنی ولی جایگزین کردن فرمول جدید نیاز به تلنگر و استمرار دارد نیاز به سند و مدرک تا در لایه های زیرین ذهنمون نفوذ کنه.
یعنی بارها و بارها افرادی که اضافه وزن دارند را زیر نظر بگیریم و برای ذهنمون منطقی کنیم که چاقی به خاطر عادتهای بد مصرف غذای ما هست نه خوردن غذا !…دیدن آلبوم شگفتی سازان یک سند معتبر برای ذهن هست که افرادی که فکر می کردند ارثی چاق هستند با آموزش و یادگیری یعنی کدنویسی صحیح در ذهنشون عادتهای رفتاری صحیح را در ذهنشون جایگزین کردند و به صورت ماندگار لاغر شدند .
وقتی صحبت اون باقلوا شد یک لحظه حالم بد شد از شیرینی زیاد و حجمش اونم با آب هویج شیرین و این تغییر احساس و تمایل من محصول کدهای جدید ذهنی ام است اما کمی بیشتر که فکر کردم و به یاد آوردم، خودم هم قبلا اینگونه بودم ،
در شهر ما که اصفهان هست شرینی پرشیره ای هست به نام گوشفیل که با دوغ مصرف می کنند اصولا هم تابستانها یعنی شورو شیرین (الآن بزاق دهانم ترشح کرد🤭)ولی خوشحالم که به احساس خود آگاهم یعنی حضور 😍👏
و من قبلا ها با خانواده و فامیل ،در گشت و گذارهای تابستانه این شیرینی را مصرف می کردم و تا آخرش را می خوردم اصلا انگار عجیب بود بگم نمی خوام یا سیر شدم انگار سهم منه باید بخورم و در واقع لذتی هم نمی بردم فقط می بلعیدم و به خاطر همون فرمول ناخودآگاه چاقی من بود خب فرمولهای چاقی در ذهن من هستند چون آموزش من بوده مثل زبان مادری ام ولی من دارم لاغری را یادمیگیرم و بالاخره استادش می شم و این هنر منه که آگاهانه بیام جسم خودم را هدایت کنم به سمت و سوی حالت اورجینال و طبیعی بودنش و پذیرش تمام مسیولیت زندگی و چاقیم این امکان و قدرت را در من زنده می کنه که با اشتیاق به یادگیری ادامه بدم …
شاید بارها خطا داشته باشم ولی مهم این هست که من دیگه گام یک نیستم و مدتی است چند قدم جلوترم و اتفاقا این چاقی درسی شد برای اینکه به دیگر بخشهای وجودی ام دسترسی پیدا کنم برای ترمیم و بازسازی برای تعادل در رفتارم از خودم راضی هستم استمرار آموختم و هربار یک کم بیشتر !..
جسمم و بودنم را همینگونه می پذیرم خدارا بی نهایت بار شاکرم که منو انتخاب کرد برای انجام رسالتی که قطع زنجیره ناآگاهی و چاقی است و این یک سطح ارتعاشی عظیم هست به هستی برای فرکانس حال خوب و درک یکتایی خداوند که فقط زیبایی است و عشق و آرامش
سپاس از کلام پر نورتون
خدایا شکرت
خدایا عاشقتم ❤️
عشق❤️به تن واحده
همواره در مسیر عشق و آگاهی آزادانه زندگی را تجربه کنید
سلام استاد عزیز
من امروز به لطف خداوند گام بیستم را برداشتم
آیا چاقی ارثی است ؟خیر این فقط یک باور اشتباه است
خوب که به زندگی خانواده مادریم که همه آنها چاق بودند نگاه میکنم آنها رفتارهای اشتباه داشتند همیشه در حال خوردن هستند خیلی به خوردن علاقه دارند هنوز ناهارشان تمام نشده میگن شام چی بخوریم اول غذا میخورن بعد کلی سالاد روش میخورن که غذاشون هضم بشه بعد ژله میخورن واین ادامه داره همش فکر این هستند حالا چی بخوریم پس چاقی آنها به خاطر رفتار اشتباهشون با مواد غذایی است نه ارث خوب به نظر من هر کس مثل آنها غذا بخورد چاق میشود پس ارث نقشی ندارد آنها رفتارهای اشتباهی دارند وچون فکر میکنند ارث چاقی دارند براشون این رفتار در برابر غذاها عادی است
ومن این لحظه به لطف خداوند فهمیدم چاقی من ارثی نیست بلکه عادتی است
وبرای اثبات این موضوع یک الگوی قوی دارم خود استادکه اگر چاقیش ارثی بود الان چند سال در این وزن نمیماندند ودیدن استاد موضوع ارثی بودن چاقی را برای من رد میکند اگر چاقی ارثی بود استاد عطار روشن لاغر نمیشد
پس من هرگاه با این جمله مواجه شدم با خودم میگویم نه درست نیست چاقی عادتی است ارثی نیست نتیجه تکرار عادتهای اشتباه است
سپاس فراوان بابت این آگاهیهای عالی
خدایا متشکرم که هرلحظه در حفاظت وهدایت وحمایت تو هستم دوستت دارم آمین یا رب العالمین
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی
این مطلب رو خوندم عالی بود
ممنونم ازتون ، راهنماییه خوبی بود.
نشان های دریافت شده
سلام به همه
موقعی که من چاق شدم طبق شواهد باور کردم چاقیم ارثیه یکی میگفت پاهات چاقه به عمه رفتی یکی میگفت بالاتنت چاقه به مامانت و خالت رفتی، حالا من تا آخر ابتدایی و اوایل راهنمایی کاملا متناسب بودما نمیدونم چرا حرفاشونو میپذیرفتم، البته به خاطر شونه خالی کردن از بار مسئولیت چاقیم و پرخوریم بدم نبود که این حرفارو قبول کنم خب راحت میکردم خودمو دیگه،خب گفتیم چاقی من ارثیه، چرا پس دخترعموهام لاغرن،چرا پسرعمه هام لاغرن درصورتیکه مادراشون که همون عمه های منن که چاقی منو به اونا نسبت میدن چاقن، چرا پس عموم لاغره، چرا پس بعضی پسرخاله هام لاغرن، چرا پاهای خواهرام لاغرن ولی بمن میگن تو به عمت رفتی پات چاقه، اخه عمم چه ربطی به من داره باید به مامان یا بابام میرفتم که هر دو پای لاغری دارن، من خودم موقعی که متناسب بودم پای لاغری داشتم، نمیدونم چرا میگشتن تو فامیل ببینن کی چاقه من و به اون نسبت بدن، انگار کسی مجبورشون کرد واسم دلیل بیارن، به قول استاد ما ممکنه رنگ چشم و پوست و از پدر و مادر به ارث ببریم ولی بعد از تولد دیگه هیچ چیزی در جسممون ربطی به ارث نداره اینکه موهات پرپشته یا کچل اینکه چاقی یا لاغر اینکه قدت چقده اینکه موهات لخته یا فر فقط و فقط به باور و فرکانس خودت ربط داره و چیزهایی که اطرافیان میگن و تو باور میکنی، چون تو مسئول جسمت هستی هر جوری که بخوای میتونی درش بیاری و هیچ محدودیتی وجود نداره جهان پر از فراوانیه و کار جهان فراهم کردن درخواست ماست به شرط رها کردن و اطمینان به رسیدن به خواسته ها، یه جایی استاد گفتن خودتو به خدا نسبت بده به خالقت به موجودی که وجودت از اونه نه عمه و خاله و دایی که تو هیچ ربطی به اونها نداری و اینها فقط نسبتهاییه که تو این دنیا به هم دارین، چقد عالی بود این حرف، خدا انرژیه میگه تو چی میخوای، هرچی بخوای من به همون شکل در جسمت ظاهر میشم، تو فقط باور کن این انرژی شکل میگیره، الان پاهات چاقن؟؟ چون تو شکلش دادی، فکرتو عوض کن شکلش به پاهای متناسب تغییر میکنه به راااحتی، فقط باید باور کنیم همه چی این دنیا انرژیه و به راحتی قابل تغییر، من وجودم از خداست و خدا منبع فراوانی، هیچ محدودیتی برای خدا معنا نداره، اندام زیبا در جهان فراوونه فراوانی رو ببین و باور کن که تو هم میتونی داشته باشیش، مال تو هم هست
من تمام چیزهای خوب و میخوام از خدا به ارث ببرم، چون سرچشمه اونه
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر همه دوستان عزیز و سلام و درود بر استاد گرامی
از روز اولی که مطالب ارزنده این سایت بهره بردم، شنیدن اینکه چاقی ارثی نیست ، سد محکمی را در مسیر لاغری شدن و تناسب اندام من شکست.
شاید جالب باشه که بگم اعضایی خانواده من بر عکس استاد هیچ کدوم چاق نبوده و نیستند ولی بارها شنیده بودم که چاقی موضعی من رو شبیه به عمه جانم میدانند و گفتند از ایشان ارث گرفتم و من سربسرشون میگذاشتم که چرا ثروتشون رو ارث نداشتن برای من؟!!
واقعا جای تبریک داره استاد که با وجود افراد چاق در اعضایی خانواده و این همه دلیل، هوشمندانه از این تله باخبر شدید و فرار کردید هزار آفرین و خیلی خیلی ممنون که دیگران را هم از آن با خبر کردید. برای من که وقتی فهمیدم این اضافه وزن ربطی به ابا و اجدادم نداره و لازم نیست با لشگر گذشتگانم بجنگم، انگار هزارتن بار از دوشم برداشته شد. حالا به جای جنگ ، در مسیر صلح و امید و آرامشم و به جای محکومیت به ثبات در لذت تغییرم.
همین طور که در متن نوشته هاتون بود ، باورهای نادرست در مورد ثروت، شادی، خوشبختی، لذت زندگی و… در وجودمان هست که با شکستن باور ارثی بودن چاقی و مشاهده نتایج لذت بخشش در جسم و روحم ، سراغ اون باورهام رفتم و میدانم که توانایی پاره کردن کهنه زنجیرها رو دارم.انگار اصل ایستایی میخواهد با این برچسب ها انسانهاو جهان رو از تغییر عقب بندازه اما از هوش خدادای و قدرت انسانها در تشخیص و حرکت بی خبره.
یک نکته هم در خصوص مشاهده بستنی خوردن فرمودید من هم تجربه خودم رو بگم. من همیشه تند غذا میخورم. هر جمعی بودیم بقیه به نصفه غذا نرسیده من تمام کرده بودم.تا اینکه اتفاقی فیلمی از غذاخوردن خودم دیدم . اینقدر بدم اومداز از این رفتار که حد نداره. و واقعا تایید میکنم که چاقی ففقفقفقطفقط وو ففقفقفقط رفتاریه نه ارثی
خدای مهربان هر لحظه بی نهایت سپاس برای هدایتم به این مسیر و قدرتی که در تشخیص و تغییر بهم دادی
استاد عزیزم بی نهایت سپاس برای آگاهی بخشیتون
نشان های دریافت شده
سلام
این فایل خیلی قشنگ بود.
من جدیدا خیلی بیشتر به خودم افتخار میکنم ، من کلی اشتباه در گذشته داشتم ولی از همشون گذشتم و ازشون درس گرفتم ، یه روز دوست خاله داشت درباره ی ویژگی های متولدین هر ماه میگفت بعد به من گفت که مهر ماهی ها فلان ویژگی رو دارن و بهمان ویژگی ولی من هیج وقت ازین جور فال ها و حرف های خوشم نمیومد چون هیچ وقت هم درست ازاب در نمیومدن برای من ، خلاصه رسید به این ویژگی که مهر ماهی ها منطقی هستن و از روی عقلشون تصمیم میگرن و همه چیزو سبک سنگین میکنن ، بعد ازم پرسید همین طور هستی؟ منم گفتم نه راستش اصلا اینطوری نیستم اتفاقا خیلی شهودیم و هر چی احساسم گفت انجام میدم ، بعد اون خانمه گفت عهه چه جالب ولی خیلی هم خوب نیست مثلا اگه حست یه چیزو بهت بگه ولی اشتباه باشه چیکار میکنی؟ منم نمیخواستم بحثو کشدار کنم و بگم که حسم امکان نداره اشتباه کنه فقط گفتم : اگه اشتباه کنم ازش درس میگیرم . اون خانمه خیلی از جواب من خوشش اومد و تشویقم کرد ، امشب که داشتم یکی از دیدگاه های این صفحه رو میخوندم یکی از دوستانم درباره ی درس گرفتن از اشتباهات نوشته بود و منم یاد این خاطرم افتادم برای همین نوشتمش .
الان توی مسیر لاغری با ذهن هم همینطوره ، ما هیچ کدوممون توی لاغر شدن عالی نبودیم و هممون یه سری اشتباهات رو انجام داده بودیم اما موهبت تمام اتفاقات رو درک کردیم و الان اینجاییم با پذیرفتن مسئولیت صد در صد جسممون و هر چیزی توش اتفاق میوفته ، چون این ذهن ماست که فرمانده ست و نباید تقصیرو انداخت گردن ارث و عوامل محیطی و ….
من هیچ وقت فرمول اشتباه چاقی ارثیه رو نشنیده بودم چون خانوادم هیچ وقت درموردش حرف نزده بودن عوضش فرمول های اشتباهی درباره ی پرخوری و ترس از غذا و احترام نذاشتن به جسم با ارزشم توی ذهنم بود ، اونم به خاطر این بود که خانوادم از بچگی اون فرمول هارو برام تکرار کرده بودن اما همینجاست که خیلی ها به دام میوفتن با این جمله ، فکر میکنن چون آموزش غلط دیدیم یعنی مسئولیت چاقی مون دست خودمون نیست ولی این درست نیست چون خیلی ها همراه با ما اون آموزش های غلط رو دیدن اما چاق نشدن مثلا خود من فکر میکردم چون رفتم توی مدرسه و ناهاری شدم و مجبور بودم کلی غذا بخورم وگرنه تنبیه میشدم ، چاق شدم اما هیچ کدوم از اون بچه هایی که همراه من غذا میخوردن چاق نشدن ،پس مشکل غذاها یا سرعت خوردن من ، یا حتی اون روغن های چرب نبودن بلکه مسئول چاق شدن من خود خودم بودم ، من حرفای دیگرانو شنیدم ، عاشق چاقی شدم و فرمول های مربوط به چاقی رو در خودم بیدار کردم.
همه ی ما هیمنطوریم ، مثال خیلی عالی ای از پسر عموتون در فایل زدید ، من با این مثال به رفتار های خودم دقت کردم ، همیشه این منم که دلم یه شیرینی اضافه میخواد وگرنه نه کسی تفنگ نگذاشته بالای سرم که بهم بگه اگه نخوردی میمیری ، اجباری نیست ، هر بار خودم اون لقمه های اضافه رو وارد دهانم کردم و تا وقتی بخوام این اتافاقو گردن ارث و بقیه ی موارد بندازم خب معلومه که کاری از پیش نمیره ، ما فکر میکنیم دیگران مارو چاق کردن و همونام باید بیان ما رو لاغر کنن ، کلا خوشبختی خودمونو در گرو تغییرات بیرونی میدونیم ، تغییر شهر ، کشور ، خانواده ، محل کار ، همکارا ،… هر چیزی جز خودمون ! ولی کیه که به ما اهمیت بده؟ هر کس داره برای خودش زندگی میکنه و امکان نداره ما برای یه نفر مهم تر از خودش باشیم پس انداختن مسئولیت زندگیمون گردن دیگران کار عبثیه ، همه ی آدمای موفق به این اشاره کردن که بهتره مسئولیت زندگیمونو به عهده بگیریم اگه میخوایم زتدگیمون تغییر کنه ، پس وقتی همه ی کسایی که به یه جایی رسیدن و دستاوردی در این زندگی به دست اوردن یه حرفو میزنن و ما هم وقتی به اون حرف عمل میکنیم احساسمون خوب میشه خب یعنی اون حرف درسته دیگه
درسته!
پس تو این مسیر با قدرت ادامه میدیم چون اولین چیزی که استاد بهمون یاد داد و اولین جمله ی میثاق نامه دلالت بر همین موضوع مهم داره
من مسئولیت تمام زندگی خودم رو به عهده میگیرم و میخوام بهترین خودم باشم
خدایا شکرت
ممنونم استاد
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر شما
صبای عزیزم بسیار از خواندن دیدگاه شما لذت بردم اینکه قدرت نه گفتن به مباحث فالها را داشتین خیلی تحسین بر انگیز بود و اینکه شما خیلی خردمندانه با فردی که در مسیر آموزشهای ذهنی نبود بحث نکردید و چقدر جواب فوق العاده ای دادین درس گرفتن از اشتباهات واقعا عالی بود درود بر عزت و اقتدار جاری در وجودتون 👏
از کودکی اینطور آموزش دیدیم که باید عالی باشی اجازه نداری اشتباه کنی و خطا کردن تنبیه داره یا ترد شدن و با این سبک آموزش باعث شد محتاج دیده شدن و پذیرفته شدن از سوی دیگران باشیم حق انتخاب و آزادی و رویاهامون را سر بریدیم که تآیید بشیم اما باز هم از نظر یک سری افراد محکوم به اشتباه کردن بودیم !
پذیرش اینکه اشتباه کردن قسمتی از مسیر زندگی منه که باعث تجربه و درک و قانون تکامل من در مسیر زندگی ام میشه یعنی خودباوری و ارزشمند بودن یعنی غنی بودن وجودی و بی نیازی از غیرکه تماما سرشار از شوق و آزادی است …
نمی دونم چطور بگم ولی با کلمات شما دارم پرواز می کنم انگار روح شما را می شناسم و حتما همینطور است چون همه ما از یک تن واحده هستیم …
سپاسگزار خداوند هستم که در این لحظه هم فرکانس شما قرار گرفتم
همواره در مسیر تعالی عزتمندانه گام بردارید 🕊✨
نشان های دریافت شده
روز ۴۷ تکرار
سلام و درود به دوستان عزیز و استاد گرامی
چاقی من ارثی ست یا عادتی؟
این باور مخرب قدرتمندی در من بود که باعث شد سالهای زیادی از عمرم در چاقی و عوارضش بگذره ، من قبول کرده بودم و تسلیم ارثی بودن شده بودم و باور کرده بودم که هیچ راهی برای لاغر شدن من وجود نداره
ما در زندگیمون با باورهای خودمون برخورد و تجربه میکنیم ،باور من ارثی چاق هستم درهای خارج شدن از منطقه چاقیو میبنده و هیچ نور امیدی وجود نداره
اون وقتا ۹۰ درصد خانواده پدری و مادری م چاق بودن و افراد لاغر محدودی وجود داشت منکه یادم نمیاد شخص لاغری در اون زمانها ،منم پذیرفته بودم باید مثل اونها باشم ،وقتی ذهنم ،گوشم و چشمم با لاغری آشنا نبود و نمیشناختش نمیتونست تصویری هم ازش بسازه ،تنها شخصی لاغر فامیل خواهر من بود که اونم میگفتن تیروئید پر کار داره که لاغره
پس مسیر و جاده ای از لاغری در من نبود و برای من ناشناخته بود و بقول استاد نشانه فامیل ما چاقیشون بود که همیشه ازش مینالیدن و غر میزدن و در انتها برای همشون و من طبیعی شد که ما چاق باشیم و اگر لاغر میشدیم غیر طبیعی و خاص بود
در مورد پول و مسائل مالی منهم از افراد پیر خانواده زیاد شنیدم باید بیمه داشته باشی تا یه آب باریکه ای داشته باشی برای کوری پیری ت ،در واقع با همون جملات عمیق، ریشه پول و ثروت زیادو در ما خشکوندن ،اولا که با گفتن( آب باریکه)به ما فهموندن پول و امکانات کمه ،انقدر کم که تو باید کم بخوری و کم بگردی تا یه چیزی داشته باشی بخوری نمیری
و بعدش آخر و عاقبت مارو به پیری که همراه با کوریه برنامه ریزی کردن و ما همیشه از عاقبت خودمون ترسیدیم و هر لحظه منتظر یک اتفاق بد بودیم و هنوز هم این برنامه در ما هست و خودمون خبر نداریم و هیچ وقت به ما نوید فرداهای خوبو ندادن ،نگفتن همه چیز عالیه و عالیتر هم میشه ،گفتن اوضاع وخیمه بدتر هم میشه و مغز ما رفت برای تولید هورمون بتای بالا و مارو در موقعیت اضطرار قرار داد ،اینهمه استرس و اضطراب درونیمون از ترشحات همون هورمونه که در ما بصورت اعتیاد ترشح میشه و باز هم خودمون خبر نداریم
مثلا مادر من همیشه پول پس انداز میکرد و هنوزم این کارو میکنه برای روزیکه ممکنه بیمار بشه و مدام میگه اگر پول نداشته باشم حتی بچه هام هم نگاهم نمیکنن و از خونه بیرونم میکنن و تا به حال هم ندیدم پولشو برای تفریحاتش خرج کنه ،جمع میکنه یه مقداری که میشه خرج مثلا عمل کمرش یا چشمش میشه ،حالا من موافق پول پس انداز کردن هستم ولی اون فکری که پشت اون عمله مهمه ،چرایی های کارهای ما نشان دهنده نتایج ما خواهند بود
همه ما بینهایت طرز فکر در مموری مغزمون جمع کردیم که همونها سکان زندگی الان و آینده مارو در دست دارن ،مثل قبلا که سکان فرماندهی مغز ما دست فرمول های چاق کننده بود و کم کم جای داده های چاق کننده با لاغری عوض شد و همچنان هم داره عوض میشه
در مورد ارثی بودن چاقی و مدل و شکل بدن هم قبلا زیاد بهم گفتن ،تو پاهات و بازوهات به عمه ت رفته ،تو مدل بدنت به عمت رفته ،تو چاقی ،مثل دختر عمه باباتی ووو و جالبه عمه من کل بدنشو چندین باره عمل و پیکر تراشی کرده ،مخصوصا بازوهاشو که مدام بمن گفتن بازوهات مثل عمته حتی بازوهاشم کوچیک کرده و زمانیکه به عمه م نگاه میکنم میگم ببینفریده عمه ت دیگه بازوهاش درشت نیست تو هم دیگه دست از سر عمه ت بردار ،ولی میدونم اون تصویری که از دیگران در مغز من ثبت شده عمیقتر از گفتن ۱ بار ۲ بار گفتنه
یعنی خانواده من میگشتن هر چی نکات منفی دیگران بودو بمن میچسبوندن و یادمه اون زمانها خیلی ناراحت میشدم ،تو بچگی که اسم منو به اسم عمه پدرم و دختر عمه پدرم صدا میزدن ،هر چی هم اعتراض میکردم میخندیدن و مسخره میکردن ،اتفاقا دختر عمه پدرم یک خانم بسیار گنده و سیاه و بی ریختی بود ،یجوری گفته بودن که وقتی میرفتیم منزل همون دختر عمه پدرم اونم میگفت بیا همزادم پیشم بشین و من بیشتر ناراحت میشدم
چاقی ما ارثی نیست ،اون رفتارها و عادت های الگوهای ماست که نسل به نسل چرخیده و ما هم رفتارهای مشابه داریم ،ما معمولا شکل اونها حرف میزنیم ،شکل اونها رفتار میکنیم ،شکل اونها واکنش نشون میدیم حتی حرکت های بدنمون هم شبیه اونها شده در واقع اونها دارن در ما هم زندگی میکنن
و الان در حال تعویض اون رفتارها و عادت ها هستیم بسمت تناسب فکری و ذهنی که اگر برنامه های جدید در خودمون دانلود کنیم بسمت بهتری هدایت میشیم
نقض کردن همین باورها حتی در لایه های سطحی هم باعث شده من الان در شرایط بهتری نسبت به اطرافیانم باشم ،میدونم باورهای چاقی در من زیاد و ریشه ای و عمیق هستن ،همچنین میدونم خیلی روی باورهام کار نکردم فقط شناسایی شون کردم و چندتا دلیل نقض براشون آوردم ،میدونم کار بیشتری میبره، هر چند تو دوره پیشرفته بیشتر روی باورها کار کردیم و تا چند ماهه دیگه که مجدد میرم برای مرور دوره پیشرفته باز هم روی باورسازی هام بیشتر تمرین خواهم کرد
چاقی من ارثی نیست چونکه خواهرم لاغره ،اگر ارثی بود که خواهرم هم باید چاق میبود یا خیلی خانواده ها هستن که فقط یک یا دوتا از بچه ها چاق هستن نه همشون و این نشانه ارثی نبودن چاقیست ، ما فقط حمل کننده افکار خانواده هامون بودیم و هستیم که با تغییر فرمولهای قدیمی و وارد کردن داده های جدید به مسیرهای بهتری خواهیم رفت
امروز داشتیم با دوستم در مورد سیر شدن صحبت میکردیم و بهش از رفتارهای غذایی جدیدم میگفتم ،( دوستم هم در دوره ها هستن )ایشون قبلا عادت به پرخوری داشت، مخصوصا روی نوشیدنی ها حساس بود مخصوصا روی نوشابه ولی الان رفتارهای خوراکیش خیلی بهتر شده و متوجه میشم گاهی اوقات غذاشو کامل نمیخوره
امروز که با هم نهار بیرون بودیم و غذاشو کامل نخورد گفت دیگه نمیتونم حتی چند لقمه بیشتر بخورم دل درد میگیرم و خوشحال بود که آلارم های بدنش برای پیغام سیری قویتر شده ،خدایی من هیچ وقت باور نمیکردم دوستم بتونه متناسب غذا بخوره ولی الان میبینم که یک شخص بسیار پرخور تبدیل شده به یک فرد نرمال و این خوشحال کننده است
خدارو شکر میکنم برای مرور آگاهی ها و تثبیتشون در ناخوداگاه که وقتی در غالب رفتارهای ما در بیاد لاغر شدن خودبخود اتفاق میفته
نشان های دریافت شده
سلام بر همگان (همه چیز در جهانم نیکوست)😊
موضوع چاقی ارثی هست یا عادتی؟
خدارا هزاران بار شکر که در تکرار این دوره اینبار توجهم رفت به عادتی بودن چاقی و این یک نشونه فوق العاده بود که فرمول ذهنی من در این مورد تا حدودی اصلاح شده 😇🙏🏻
ولی پارسال که برای اولین بار در این دوره پرمحتوا و پرمغز شرکت کردم یکی از فرمولهای ذهن چاق من هم ارثی بود بارها شنیده بودم تو هم به ما رفتی ران و بازوی چاقت به ما رفته کودکی من بسیار لاغر و ظریف اندام بودم یادمه به زور بهم غذا می دادند و بزرگترها مادرم را مقصر می دونستند که بهم شیر درست حسابی نداده و نرسیده …تا از کلاس چهارم دبستان شروع کردم به چاق شدن و ادامه پیدا کرد تا امروز الآن دختر ۴ساله خودم مثل کودکی خودم هست و پدر مادرم دائم می گویند این بچه چقدر لاغر مردنیه !ببر دکتر و بهش برس یه خرده و اگر من جواب بدم که کاملا سالم هست و رفتار متناسب داره باز می گویند اینم مثل خودته بزرگ بشه خوب میشه و چاق میشه !….ولی پسرم که۱۲سالشه چاقه و ذهنش پر از فرمولهای چاقیه تمام رفتار ذهن چاق را داره و دوست نداره اصلاح کنه لذت میبره فقط وقت لباس خریدن ناراحتیشو میبینم که باید از مردونه فروشی خرید کنه و برای همین تقاضای لباس نمیکنه و ترجیح میده تو خونه بمونه و از لباسهای کهنه و قدیمیش استفاده کنه…و جالبه که اون هم کودکیه متناسبی داشت …بارها شنیده گفتند تو به داییت رفتی و برادرم اضافه وزن بالایی داره …
🌟این هم یک عادت بدیه که ما داریم قیافه و رفتار بچه را وصل می کنیم به داییش یا پدرش یا یک فردی ؟!
ما باید یگانه بودن و خاص بودن را به فرزندانمون القا کنیم تا بتوانند سبک هنری وجودشون را خلق کنند و قدرتمندانه به روش خود زندگی کنند
اما به لطف خداوند من در حدود ۱۰ماهی که در این سایت هستم و با توجه با کاهش اضافه وزنم در حدود ۱۰کیلو و کمتر از دوماه و با دیدن تصویر شگفتی سازان و تجزیه تحلیل فکری متوجه شدم عملکرد و رفتاری عادتی دارم …
جنین در مراحل تکاملش در رحم مادر از رنگ پوست و رنگ چشم و مو ممکنه ژنتیکی شباهتهایی دریافت کنه و وقتی متولد بشه رشته های ارث و ژنتیک قطع می شوند و قطعا برنامه ریزی و الگوسازی ذهن از طریق دیده و شنیده ها و توجه بر اون موضوعات شروع می شه …
من تمام مسئولیت چاقی خودم را می پذیرم و قطعا به من چیزی تحمیل نشده می تونستم نپذیرم مثل افرادی در خانواده که نپذیرفتند …و با قدرت و عشق خودم اصلاحش می کنم 💪🏻💪🏻😍
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
اولین مرحله برای اینکه در مسیر صحیح لاغری با ذهن قرار بگیریم اینه که فرمولهای ذهنی و عامل چاقی خود رآ شناسایی کنیم و آموزش این شناسایی را هر روز در هر گام فرا میگیریم و جرقه ای در ذهن ما ایجاد میشه که با تجزیه و تحلیل فکری میتونیم عمیقتر به شناسایی این موضوعات بپردازیم اما مسئله بعد اصلاح و جایگزینی فرمول صحیح و جدید هست که بسیار ساده است اما ماندگاری فرمول جدید با توجه و استمرار قدرتمند میشه و خیلی از دوستان فکر می کنند با چندبار تکرار فرمول جدید سر جاش میشینه ولی اینطور نیست باید با پیدا کردن الگوهای جدید به ذهن ثابت کنیم که فرمول صحیح هست (دیدن تصویر شگفتی سازان و شنیدن صحبتهاشون میتونه خیلی دلایل محکمی در ذهن ما ایجاد کنه )
مثال استاد/بسیار قابل تأمله 🤔….فردی که یک زندگی روزمره و تکرار تکرار را انتخاب کرده باشه تمام اتفاقات زندگی را طبیعی می دونه حالا اگر یک کم اهل خدا و پیغمبر باشه که حتما طبیعیتر میدونه و میگه همش امتحانه🤯😏
تمام روزهایی که با درد و رنج بر ما گذشتند به خاطر این بود که یکبار نپرسیدیم خدا تو گفتی مسیر مستقیم و پرنعمت این راه که فقط دردو غضبه؟!….ما هم مثل اکثرهم لایعقلون گفتیم طبیعیه …؟!🤔
🌟زندگی آگاهانه یعنی پرسش از خود و پاسخ به خود در هر قدم
استاد یک روز تصمیم گرفتند آگاهانه فرمولهای ذهنیشون را اصلاح کنند و آموزش دیدند و بارها عملکرد صحیح داشتند که امروز از این آموزشها بهره مند هستند و ناخودآگاه میلی ندارند به اضافه خوردن و یا غذا ها را از هم سوا کنند
ولی اون هموطن عزیز در حالت خواب و ماتریکس فقط طبق برنامه جامعه عمل می کنند و واقعا نمیتونه دست از خوردن بکشه …🤔
اما اینکه انقدر شوق داشته باشی که حتی وقتی یاد خاطره هات می افتی حالت بد نشه و بیشتر از اون موضوع به نفع خودت استفاده کنی یعنی شرافت انسانی درود بر استاد عزیز🌹
حتی تو بستنی فروشی هم تجزیه تحلیل فکری داشتند و آموزش لاغری را در ذهنشون تقویت می کردند و از الگوی چاق به نفع لاغری خود استفاده کردند
🌟خوب دیدن و درست دیدن یعنی به نفع خود دیدن و این یک مهارته که با توجه و تکرار و تمرین به دست می آید
ما سالها چاقی را یادگرفتیم و بارها تکرار کردیم و یک مقلد شدیم ….
حالا باید مشتاقانه بیاییم لاغری را یاد بگیریم و فرمولهای جدید را درعمق چند ریشتری ذهنمون بکاریم نوشتن خیلی میتونه مؤثر باشه و بهای وقت و انرژی
یک عامل اساسی همون شناسایی گرسنگی واقعی و البته نقطه سیری هست که با توجه به دست میاد .
البته اینم بگم این منفی باف انقدر از خوردن لذت برده که الأن چند روز رو مخ منه یعنی فکر کرده من میخوام محدودش کنم و حالیش نمیشه که پرخوری خسارته ضرره حالم بد میشه درد میکشم عذاب می کشم نفس نفس می زنم احساس خفگی دارم سنگین میشم 😏🤢🤮🤕
من هر بار گرسنگی را احساس می کنم قبل از شروع غذا چشمامو میبندم سپاس می گویم و اینکه می خواهم رفتار انسانی داشته باشم و در جایگاه و شآن الهی ام باشم اما سناریو میچینه که همون لحظه دختر ۴ساله ام با من هم غذا بشه یک لقمه اون و یک لقمه من و به خود میام میبینم کمی فشار احساس می کنم
(۱اهرم رنج من از غذا فعال نشده همچنان لذته
۲)چون توجهم بسیار رفته روی اصلاح این موضوع درواقع گیر دادم ذهنم احساس خطر کرده
ولی الآن با خود گفتم من سری قبل و البته همین ۵روز پیش ناخودآگاه میل نداشتم و این حالت طبیعی نیست خودش داره آلارم میده اصلاحم کن می دونم برای همیشه حل میشه همیشه درد برام نشونه یک آزادیه😇یک کد باز میشه
خدایا عاشقتم ♥️هستی بخشم
مهربونم بزن قدش🙌🦋باز رهااااتر بااااااااااااز آزاد تر
حلش می کنی مثل آب خوردن
من از امروز آب می خورم و میگم مثل آب خوردن لاغر و طبیعی میشم 😉حالا ببین اون هوش آب چه می کنه عشق به عصر هوشمندی و تمام ذرات هوشمند جهاااانم
لحظه هاتون سر مست جااام آگاهی
پاینده باشید 🍃🌸
همیشه تو بچگی می گفتم چاقی من ارثیه چن بچه اول بودم همش ب من رسیده و ب خواهرم نرسیده
اما الان میبینم ک یک باور اشتباه چندین ساله با خودم حمل کردم
بعد خواهرم برادرم ب دنیا اومده و چاقه
با دختر دایی خودم با اینک همشون لاغرن و فقط اون چاقه یا دختر دایی همسرم لاغرن و خواهرش چاقه
چاقی رفتار و افکار و باورهای اشتباه است و هیچ وقت از عوامل بیرونی ب من تحمیل نشده من شنیدم بارها تکرارش کردم تا اینک این اون رفتار کردم اجرا کننده خودم بودم تحمیل نشده میتونستم عین خواهر بشنوم و محل ندم
کلا تو طایفمون میگن ارثیه و پاهای ما بزرگه در حالی ک خیلی از دختر خاله دایی های من پاهاشون لاغره
ومن وقتی ب اون دختر دایی چاقم دقت کردم دیدم پاهش پره و خواهرش ک لاغره کاملا متناسبه پاهاش لاغره این یک باور اشتباه است
الان درک میکنم و چاقی ارثی نیس بلکه عادتی است و من خودم مقصر چاقی خودم هستم و بس
ب باور دیگه داشتم ک من استعداد چاقی دارم ب همه اینک می گفتم
اصلا استعداد چاقی فریبا جون چ مفهومی داره استعداد یعنی ب چیز خارق العاده ب مهارت ی ویژگی زیبا و منحصر ب فرد
خب چاقی ی چیز منحصر فرده مگه باور کن و این باور پوچه و تو اسیر همین باورها یی و جسمت زیبات اسیر چاقیه ناشی از این باورهای پوچه ن از چاقی و استعداد ن ارث و از خوردن
بلکه از فکر باور نگرش و رفتارهای اشتباه است
چاقی ناشی از تعریف های اشتباه ما از مواد غذایی از خیلی چیزهای دیگس و از اینها نیس
من این فایل قبلا نزدیک 7 دفعه دیدم ولی هیچ وقت اینو نشنیدم ک فرمولها رو اونقدر تکرار کنم ک کمرنگ بشه و باورم تغییر پیدا کنه
حالا میبینم ک من فرمولها رو در اوردم و نوشتم گاهی تکرار میکنم و تکرارم کمه و خوشحالم و ایراد کارم و پیدا کردم
من عاشق تو هستم فریبا هیچ کس مهمتر از تو زیباتر از تو باحالتر از تو نیس
همین ک اینقدر پایه هستی ک حتی از اشتباهاتتم درس میگیری کافیه
خدا برای من کافیه من خدارو دارم شکر میکنم ک دارمش
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر تو فریبا جان موفق باشی تو بهترینی
ممنون از محبت و انرژی ک ب من تزریق کردی
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
من هم این ارثی بودن و خیلی شنیده بودم الان فکر می کنم می بینم مثلا بابام که خیلی متناسب بود خدا رحمتش کنه ، مادرم که جدیدا اون هم چند سالی هست گه چاق شده . خالم اینا داییم مادر بزرگم هیچ کدوم چاق نیستن ولی یادمه مامانم همش می گفت ماها پاهامون چاق تره بالا تنه مون کوچیک . گاهی هم به من می گفت تو پاهات به عمه هات رفته … منم خیلی عمه هام و ندیدم چون همیشه خارج بودن به غیر از یکیشون اونم یه خپرده تپلی بود . حالا پدربزرگم از طرف پدری خیلی متناسب بود ولی مادربزرگم و یادم نیست چون خیلی کوچیک بودم فوت کردن . در هر صورت اینها رو شنیده بودم من از بچگی و این پاهام برای من یه باور ریشه دار شده بود الان هم خیلی کار کردم روی این مسله ولی هنوزم فکر می کنم اونطوری که باید نیستن از بس مامانم همیشه اینها رو گفته بود دامن کوتاه نپوش و جورابت کلفت باشه پاهات اینجور من احساس خوبی نداشتم البته الان خیلی بهتر شدم یه سری چیزهایی که اون موقع نتونستم بپوشم و الان می پوشم .اون موقع تو خونه هم نمی پوشیدم یه چیزهایی و …
یا مثلا ایران استخر می رفتم زیاد راحت نبودم …
پس الان دیگه می دونیم که هر موضوعی بعد از تولد در زندگی ما مشخص می شود هیچ ارتباطی به ارث و ژنتیک ندارد.
باید باور چاقی ارثی است و با باور چاقی عادتی است جایگزین کنیم دلیل بیاریم مثل همین فامیل شما تو بستنی فروشی. همه این باورها کد نویسی شده در ذهن و ذهن بر اساس اون کدها دستور می ده و همه ناخوداگاه هستش .
خیلی هیجان زده ام برای محصول جدید شناسایی باورها انشالله آگاهی های بیشتری نصیبمون می شه ممنون استاد گرامی.