«نفرت از چاقی به هیچوجه شما را لاغر نمیکند، اما قطعا میتواند به چاقتر شدن شما منجر شود.
وقتی از چاقی متنفر میشویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد میشود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاقتر شدنمان هموارتر میکند.»
🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!
سالها با اضافه وزن دستوپنجه نرم کردم. توی اون سالها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤
هر چی بیشتر سعی میکردم لاغر بشم، نتیجه کمتری میگرفتم و این نفرت تو دلم بزرگتر میشد.
نفرتی که آرومآروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

🧠 به خودم میگفتم:
- «تو عرضه نداری!»
- «نه میتونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
- «از پس هیچچی برنمیای!»
و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کمارزشی میکنی.
به جمعها نمیرفتم، از نگاه مردم فرار میکردم، و حتی نمیتونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣
اون زمان فکر میکردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!
میگفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد میشد.
حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف میزدن بدم میاومد. 🤐 احساس میکردم همه دارن نگاهم میکنن، قضاوتم میکنن، پشت سرم پچپچ میکنن…
🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظههای زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر
سالها بود که با اضافهوزن زندگی میکردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقتفرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔
این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کمکم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی میدیدم که هیچوقت نمیتونه رژیم بگیره، هیچوقت نمیتونه موفق بشه، هیچوقت…
و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️
اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نهتنها لاغر نمیشم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوانتر هم میشم.
🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!
سخت بود… خیلی سخت!
برای من، چاقی نماد تمام رنجهام بود. چطور میتونستم چیزی رو بپذیرم که فکر میکردم زندگیم رو خراب کرده؟
ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی بهمعنای تسلیم شدن نیست…
یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️
هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا میشدم، بیشتر میفهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.
و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋
شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشتهم. بخشیدم اونهایی رو که منو مسخره کرده بودن.
و حتی بخشیدم خودم رو… برای سالهایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂
✨ وقتی ذهن سبک میشه، جسم هم همراهی میکنه
بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک میشد… و باورم نسبت به تغییر قویتر میشد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸
تغییرات ذهنی کمکم در جسمم هم ظاهر شد. و مهمتر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.
جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚
🧠💬 اگه تو هم سالهاست با چاقی در جنگی، ازت میخوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…
💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمیکند… بیشتر درگیرت میکند!
یکی از مهمترین درسهایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:
✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگیت چسب میخوره!»
اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی میکنه! 😖
🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر میکنه؟
ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه میکنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!
- ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
- ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
- ✅ بیشتر ازش شاکی باشی
🧠 ناخودآگاه فکر میکنه اون چیز خواستنیه و شروع میکنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت میکنه!
پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامهریزی میکنی! 😳
چرا؟ چون اون نمیفهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط میبینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگتره!
📌 این فقط در مورد چاقی نیست…
- از بیپولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی میشی.
- از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو میبینی.
- از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت میبره!

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح
نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.
یه چرخهی تخریبگره که به مرور باعث میشه از خودت، بدنت، گذشتهت، و حتی آدمهای اطرافت فاصله بگیری.
و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه میداره.
یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:
«افرادی که با بدنشون با نفرت برخورد میکنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»
تلاش برای لاغری از روی تنفر، نهتنها کمکی نمیکنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.
💚 راه درست چیه؟
به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.
پذیرش یعنی:
- قبول کنی که الان این شرایط هست
- خودت رو بابتش سرزنش نکنی
- مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨
پذیرش یعنی بگی:
«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و میتونم تغییر کنم.»
در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.
تنها در صورتی که با چاقی، بیپولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، میتوانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖
نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠
آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع میشود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان میشود.
💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر میکند که به چاقتر شدن شما منجر میشود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمیدهد بلکه شما را به آن بیشتر میکشاند.
🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاقتر شدن صادر خواهد کرد.
✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖
مرحله اول:
برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.
برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شدهاند.
من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شدهاید.
مرحله دوم:
برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.
خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.
بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمولهای جدید در ذهن خود ایجاد کنید.
برای اینکار میتوانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود میبینید اشاره کنید.
- من وقتی میبینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا میخورد لذت میبرم.
- من وقتی میبینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقهاش رو میپوشه لذت میبرم.
مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.
مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….
هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.
احساس میکنید شما هم میتوانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمیبینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفتهاید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
هنرجویان لاغری با ذهن
خانم لیلا جعفری نیا از تهران
هنرجوی لاغری با ذهن
خانم نگین از کرج
خانم ریحانه از قم
امتیاز 4.05 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام
خیلی خوشحالم که به لطف خدا در این مسیر عالی قرار گرفتم من تا جایی که یادمه همیشه تو جمع دوستام که متناسب بودن شکممو میدادم تو طوری که نفسم یه جورایی حبس میشد و ول میکردم باز تا به دکمه های مانتوم نگا میکردم که الانه که بپرن بیرون سریع شکممو میدادم تو الان که یادم میاد خنده م میگیره یا وقتی از جلوی همسرم یا اینه رد میشدم همین کارو میکردم تا اینکه این روزا به لطف خدا و به لطف شما استاد محترم انققققدر از خودم راضی ام که هیییچ نیازی به این کار نمیبینم اتفاقا خودمو جلوی اینه تحسین میکنم و دقیییق به شکمم نگا میکنم چون میدونم این اخرین دیدار های من با شکم عزیزم هستش بعد از بارداری شکم بند رو طوری میبستم که یه شب از تنگی نفس بیدار شدم و بازش کردم هی مینداختم کنار باز به شکمم نگا میکردم مووجی از احساس تنفر و بی ریخت بودن و داغون بودن بهم حمله ور میشد باز شکم بند رو بر میداشتم شاید صد بار اینکارو کردم بعدش رژیم سخت گرفتم طوری که بچه م شیرخواره بود و اذیت شد ولی من همچنان رژیم تا ۵۸ کیلو که وزن عاالی من بود رسیدم اما شکمم نسبت به بقیه اندام هام خیلی کمتر لاغر شده بود که علتش همین تنفر ازش بود که با این فایل بهش رسیدم خیلی روزای خوبی رو دارم میگذرونم درسته که میگن خواب خواب میاره واقعا پرخوری هم پرخوری می اورد برای من خدا هم تو دین اسلام میگه پر خوری نکنید همونطور که خداوند بزرگ هییچ چیزی رو در دین منع نکرده مگر اینکه برای سلامتی نون مضر باشه مثل همین مورد من ۱۰ روزه با این روش اشنا شدم ولی به اندازه ماهها حالم خوبه قبلا وقتی دخترم میگفت مامان بیا دنبالم کن میگفتم نه مامان من نمیتونم با بابا بازی کنید اما الان سبک شدم میدوم حتی از شوهرم پر انرژی تر شدم دیگه وقتی سیر میشم دست از غذا میکشم هله هوله نمیخورم چون میل ندارم نه اینکه چون چاق میشم و ابنباتای قندون رو موقع خوردن چایی نصف میکنم دیروز دقت کردم دیدم همسرم هم همین کارو میکنه در حالیکه روحش خبر نداره من پا به این مسیر گذاشتم بهش نگفتم و نمیگم میخوام نتیجه رو ببینه و شگفت زده بشه
تمرین این جلسه
عشششششق و احساس خوووووووب من بعد از تناسب اندامم
پوشیدن همه ی لباسهایی که یه مدت طولانی تو کمد در انتظار من هستن
حضور در مهمانی ها و دور همی ها با احساس ارامش خاطر از جذاب بودن لباسهام و خودم و اینکه دیگه چشمم دنبال بیشتر خوردن نیس من چشمم گرسنه بود نه خودم و دیگه چشمم گرسنه نیس به لطف خدا و همیشه در حالت عالی به سر میبرم
خدارو شکر به خاطر همه چی به خاطر شما و این فایل های بی نظیرتون خدارو شکر
به نام خدا
نتایج آموزش ذهنی ابتدا از طریق فرمول های ذهنی آغاز میشه از طریق حالت های درونی ایجاد میشه آرامش درون خودشو نشون میده،و تغییرات فکری به تغییرات رفتاری تبدیل میشه،ترس از چاقی ازبین میره و اشتیاق برای لاغری ایجاد میشه و این درونیه و فرمانها به مرور تغییر میکنه…
میل نداشتن به خاطر کار کردن روی ذهنه و نشانه های اولیه ظاهر میشه…
◀️نه اینکه نخوان بخورن،فیلم بازی کردن نیست ،ادا دراوردن نیست، چون تجربه ها نشون داده که هروقت مجبور میکردیم خودمونو که نخوریم میلی شدید داشتیمبه خوردن ولی با تغییر ذهنی این یه فرمان مغزه و اجباری توش نیست و نگرانی و ترسی نداره،ابتدا درسطح افکار به وجوو میاد و وقتی ادامه داشته باشه و استمرار پیدا کنه تبدیل میشه به رفتار ودر استمرار بیشتر توی جسم خودشو نشون میده،
ما به ذهنمون این فرمول رو دادیم که لاغر شدن آسونترین کار دنیاست💗💗
⏪⏪یکی از کارهای روزانتون اثبات این باوره که لاغر شدن آسونترین کار دنیاست
🔶️مانع ذهنی که خیلی درچاق شدن هم تاثیر داره و هم در لاغر شدن،در واقع برداشتن این مانع باعث میشه که هم روند چاق تر شدن رو متوقف کنیم و هم اینکه به مرور در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم
✅✅یکی دیگه از موانع لاغری نفرت از چاقیه….از چاقی خودشون بدشون میاد و این نفرت به صورت ترس از چاقی هم خودشو نشون میده، درواقع انها از چاقی نفرت دارن که نتیجه این نفرت چاقی بیشتره(درواقع نفرت باعث احساس بد میشه و طبق قانون به هرچیزی توجه کنی از همون دست اتفاق رو وارد زندگیت میکنی☆احساس بد=اتفاقات بد☆ یعنی همون چاقی بیشتر😐)
از هروقتی و هرسنی که اضافه وزنت شروع شده،و با محدودیت های اضافه وزن اشنا شدی و هرچقدر بیشتر با این محدودیت ها روبه رو میشی یک احساس بدتری از چاق بودن در شما شکل میگیره و این احساس چون در سالهای زیادی تکرار میشه تبدیل میشه به نفرت از چاقی، ترس از چاقی
نفرت از چاقی یعنی چی؟خیلی از کارها رو میخوای انجام بدی ولی به خاطر چاق بودن نمیتونی…
به واسطه چاقی خیلی از حرفهای ناراحت کننده رو میشنوی،هروقت خواستی لباس بخری نگران سایز و طرح و رنگ مورد علاقت باعث شده احساس بدی در تو شکل بگیره،در مراسم ها نگاه هارو روی خودت میبینی و احساست بد میشه،هنگام ورزش به خاطر چاقی محدود میشی،
✔یکی ازنکات اضافه وزن اینه که جسم ما با اضافه وزن مشکل نداره مگر در موارد خیلی حاد ولی بیشتر فشار روی روان و روح ماست، تخریب وجود و شخصیت مارو در برداره
تفکرمون رو مختل می کنه، تصمیم گیریمون رو مختل می کنه، شخصیت و عزت نفس مارو نابود می کنه، و در اخر وجود مارو نشون میگیره و داغون می کنه
⏪چه جاهایی از چاقی نفرت داشتی؟
وقتی میخواستم لباس های مورد علاقمو بخرم مخصوصا لباسهایی که مخصوص دختران کم سن و سال بود
وقتی میرفتم توی مهمونی اونم فامیل مادری چون وزن من از همه دخترخاله هام بیشتر بود و یکی دومورد بودن که خیلی سنشون بالا بود ولی باز هم متناسب تر بودن نسبت به سنشون
توی مهمونیها اون ولع خوردن که انگار صدساله هیچی نخوردی،
توی باشگاه که انجام بعضی حرکات سخت بود درکنار کساییکه به خوبی انجام میدادن و سبک بودن
توی عروسیها و مهمونی ها وقتی میخواستم لباس کمی جزبتر بپوشم😓
وقتی عکس دوستام و توی اینستا میدیم و که انقدر قشنگ لباس میپوشند و هیچ محدودیتی ندارن
وقتی توی آینه غبغبمو میدیدمکه به خاطر اضافه وزن بزرگ شده یا پهلوهامو شکمم
وقتی خواهرم لباس میخرید و مخصوصا وقتی میومد لباس های منو میخواست و اندازش بود و تو تن اون قشنگ ولی من نمیتونستم ازش لباس بگیرم چون من ازون چاقترم
وقتی میدیدم سایز کمر همسر من از من کمتر بود این نهایت ناراحتی بود
وقتی هی مادرمو خواهرم اضافه وزنمو به روم میاوردن
باید یادبگیریم که چاقی رو یه مهمان ناخوانده ،یا وجه نامناسب، شکل غیر طبیعی است و باید اونو از دست بدیم و برطرفش کنیم و مطمئن باشیم ذهن ما انقدر قدرت داره که به راحتی اونو از ببره
اضافه وزن انقدر ارام به وحود اومده که جسم ما باهاش به هیچ مشکلی بر نخوردیم
روند چاقی گام به گام و گرم به گرمه پس روند لاغری هم به همین شکله
به میزانی که از اضافه وزنش رنج میکشه همونقدر انتظار داریم که لاغر باشیم و طله یتمام تبلیغات لاغری هم از همین طریقه
افرادی که خواستن به هر طریقی به هرشکلی اضافه وزن رو از بین ببرن ودرنهایت مشکلات زیادی براشون ایجاد شد
از امروز باید نقطه مقابلش رو انجام بدید،دربارش صحبت نکنی، سرزنش نکنی، و در مرحله بعدی به لاغری فکر کنید به مزایاش به احساساتت و نتایجش فکر کنید و برای خودتون مرور کنید،خیلی مهمه به جای اینکه به مشکلات چاقی فکر کنید بیاید و به مزایای لاغری فکر کنید،
وقتی سعی کنی به مزایای لاغری فکر کنی،به راحتی میتونه برای شما به وجود بیاد،
مومن کسی ست که به غیب ایمان دارد
اگخ بتونی ایمان بیاری به لاغری که الان وجود نداره در تو بدون شک لاغر میشی
این همه سال از چاقی متنفر بودی و نتیجش چاقی بیشتر بوده ،سعی کنید نقطه مقابل رو پیدا کنید، عشق بورزید ،عاشق چاقی باشید تا شمارو آسون رها کنه،از نفرت نگاه بردار و روی عشق بزار، با نفرت نگاه کردن به خودت دست بردار و با عشق به خودت نگاه کن، عشق بوزرز به بدنی که هوشمنده و خودش میتونه خودش رو ترمیم کنه و به درجه تناسب اندام و سلامتی برسونه و این در راحتی انجام پذیره
⏪بنویسید که تناسب اندامچه مزایایی برای شما داره در تمام جنبه های زندگیتون؟
⬅️روابط؛
✅رابطه ی پراز عشق با همسرم فوق العاده میشه،چون عزت نفس و حال خوب و عشق به خودم و زیبایی هام باعث قدرت بیشتر میشه و زندگی در کنار یه انسان قوی احساس فوق العاده ای برای همسرم داره و احساس خوب همسرم هم میتونه روابطمون رو بهتر و لذت بخشتر بکنه…
۲.رابطه با دخترم که بی نهایت پرانرژیه باعث میشه بیشتر بشه، چونومنم یه مادر پرلنرژی هم که هیچمحدودیت حرکتی ندارم و میتون پابه پای دخترم بازی کنم و بدوام و یه مادر شاد باشم چون حسم عالیه،چون عاشق خودمم و دخترم هم از من یاد میگیره طریقه صخیح زندگی کردن و در صلح بودن با خودش رو
۳.تو جمع دوستان خوس اندامم حس فوقالعاده ای دارم، چون یه ادم قوی ای هستم که تونستم به تناسب برسم و زیبا باشم و از خودم راضی باشم و این رضایت باعث میشه عزت نفسم بالاتر بره و تمام نگاه ها تحسین برانگیز باشه مخصوصا که لباس های دلخواهم که انقدر زیبا بر تنم نشسته رو پوشیدم
۴.با ادم های موفق در ارتباط باشم و در کنارشون خوشحال باشم، چون من یاد گرفتم خودمو عاشقانه دوست داشته باشم و به خودم احترام بزارم و همین باعث شده حال دلم خوب باشه و اندامی متناسب داشته باشم، واین موفقیت به من جسارت انتخاب های بهتر رو توی روابطم میده با ادم هایی که قبولشون دارم و دوستشون دارم
۵.زمانی که من اینگونه عاشق خودم هستم و به خودم احترام میزارم خداوند هم منو عاشقانه تر از قبل دوست خواهد داشت و لذت میبره از وجود من و دستانش هم منو عاشقانه دوست دارند و محترم میدونند و این حکایت مهره مار همون مهره ی عشق ورزیدن به خودمونه
۶.مسلما روابط با ادمهای موفق باعث گشایش در جنبه های دیگه زندگی ام هم میشود
معنویت؛
۱۰وقتی من انقدر متناسب هستم و از وجود خودم لذت میبرم خدای خودم رو هم بعتر میبینم و دیگه جایی برای گلایه های قبل نیست، همش شکرگزاری و عشق بازیه با خدا،
۲.وقتی با تناسب اندام حال دلم انقدر خوبه ، ایمانم به خدا هم بیشتر میشه و میدونم که در مسیرهای دیگه هم به راحتی هدایتم میکنه
۳.عاشق خدایی هستم که بدون هیچ زحمت و دردسری منو به این لظه باشکوه زندگیم رسونده مس توی همه جیز میتونه منو به راحتی هدایت کنه، پس نه میترسم و نه نگرانم
۴.ذهنی ازاد دارم بدون دغدغه ونگراتی های قبل و راحت میتونم در آرامش با خدای خودم عبادت کنم ووبپرستم خدای زیبایی هارو،
۵.توی مسافرت هام، تمام توجهم روی زیبایی هاییه که خدا خلق کرده و ازشدن لذت میبرم
⏪سلامتی؛
۱.امروز وقتی باهمسرم رفتیم پیاده روی خیلی لذت بردم و اگر همسرم خسته نمیشد من هنوز هم میتونستم ادامه بدم ،وبعدش هم کلی بدوام ،از وقتی که متناسب شدم و لاغر شدم، مثل باد سبکم و راحت اینورو اونور میرم، نه نفس نفس میزنم بعد یکم پیاده روی و نه زانوهام تحت فشارن، انگار دارم روی هوا راه میرم، واقعا هیجان انگیزه
۲.خدای من از وقتی متناسب شدم اصلا به غذا های پرجرب و شیرین و مونده علاقه ای ندارم، و دوست دارم غذام خیلی سبک و زود هضم باشه تا سبک و سرحال باشم
۳.برام خیلی شگفت انگیزه که از وقتی متناسب شدم رشد موهام و ناخن هام عالی شده و پوستم هرروز شفاف ترو زیبا تر میشه انگار هر چی میخورم فقط برای انرژی بدنم و رشد استفاده میشه
۵.شنا کردن چقدر توش آرامش داره و لذت بخشه و هربار بیشترو بیشتر میشه ،اخه از وقتی متناسب شدم بیشتر میرم استخر و منم که عاشق اب و اب بازی حسابی روحیمو بالا برده
۶.لاغر شدنم باعث شده روحیه فوق العاده ای داشته باشه، از زندگی بیشتر لذت ببرم و ذهنم خیلی ازاد شده و میتونم بیشتر روی سلامتیم تمرکز کنم و از لحاظ سلامت روان واقعا من در جایگاهی قرار دارم که فکر نمی کردم بتونم تجربش کنم
⏪عزت نفس؛
۱.امروز که به دعوت دوستام رفتم بیرون و بعد مدت ها تو جمعشون قرار گرفتم، چهره ی شگفت زده اونها خیلی هیجان زدم کردی، نذاشتن برسم و شروع کردن ازم تعریف کردن که جقدر زیبا و خوش تیپ شدم و همش منتظر یه فرمول معجزه اسا بودن که براشون بگم ،چون فکر میکردن رژیم خاصی گرفتم و من با لبخند بهشون نگاه میکردم و میگفتم هدایت خدا بوده، خلاصه کچلم کردن
۲.خدای من دوست دارم همه جا برم و هی اینورو اونور برم و باهمه حرف بزنم باورمنمیشه که لاغرش دنمانقدر بهم حس خوب بده و هیچخجالتی نباشه و من تجربه کردماونروزی که خجالت کشیدن و موزب بودن مسخره ترین کار دنیاست ،عاشقتم خدا
۳.خدای من چقدر فوق العادست که من توی محل کارم انقدر چست و چابکم و به راحتی کارامو می کنم، و این باعث شده که نیاز به کمک کسی نداشته باشم و ادم زبر و زرنگی شناخته بشم و عزت نفسم زیاد شده و به راحتی با رده های بالاتر ارتباط برقرار میکنم
۴.وقتی تمام کسانی که منو میشناسن ازم میپرسن نرگس چجوری اتقدر لاغر شدی و خوش تیپ شدی، چقدر جوونتر شدی، احساس قدرت می کنم ،اینکه تونستم از پس کاری بر بیام که برای خیلی ها با کوه کندن هم برابری می کنه ولی من تونستم بدون هیچ زنجی انجامش بدم چون باور دارم لاغر شدن اسونترین کار دنیاست، و این حس قدرت بتعث شده که باور کنم از پس هرکار دیگه ای بربیام و به راحتی انجامشون بدم و این عزت نفسمو به قدری تقویت کرده که میتونم بگم شخصیت جدیدی دارم و این شخصیت انقدر قوی و گیراست که هرکسی رو تحت تاثیر قرار میده
سعی کنید نقطه مقابل نفرت، یعنی عشق به خودتون رو یاد بگیرید
⏪ثروت؛
زمانی که عزت نفسم بالا بره، و ترس از حضور در اجتماع و خجالت و ناراحتی نراشته باشم به راحتی میتونم با حضور توی اجتماع به فعالیت های مختلف بپردازم و موفقیت نسبی رو ایجاد کنم و در ادامه با ذهنی آزاد و پراز آرامش به تقویت موارد دیگه بپردازم
خداروشکر در مسیری قرار گرفتم که از بزرگترین دغدغه زندگیم خلاص شدم و تناسب اندامم باعث شده فردی شاد و خوشبخت و سالم باشم وبتونم با حضور پررنگ در اجتماع جایگاه خودمو پیدا کنم و برای آرزوهام تللش کنم و خداوند منو هدایت کرد برای داشتن زندگی بهتر و ثروت بیشتر،و این آرامش باعث شده که شوق شدیدی برای داشتن فعالیت بیشتر و پررنگ تر شدن داشته باشم و همین باعث شده جایگاهمو پیدا کنم و براش تلاش کنم وثروت وارد زندگیم بشه
😍😍😍و الان در حال حاضر اولین نشونه ای که برام اومده اینه که هر کی منو دیده گفته لاغرتر شدی😍😍😍
ممنونم استاد
خداروشکر که در مسیر درست هستم و حرف های شما بهم انرژی خیلی زیادی داد برای ادامه راه، خیلی ازتون ممنونم که وقت میزارید😍😍😊😊😊
دقیقا استاد، واقعا آرامشی که الان دارم قابل قیاس با قبل از آشنایی با شما و دورتون نیست و من واقعا دارم لذت میبرم و حالم خوبه و نگرانی و ترس از من دوره و گهگاهی که سرزنش میاد سراغم بدون ترس و نگرانی با مرور آموزه های شما اونارو از خودم دور می کنم که البته باید بگم این زمان برد ولی اتفاق افتاد
سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام
تمرین من؛چه عوامل و شرایطی باعث ایجاد نفرت از چاقی در من شده؛
۱-دیدن افراد چاق در اطرافم مثل مادرم وعمه ها که همیشه در حال نفرین و سرزنش خودشون بودن وهمیشه در مورد چاقیشون شکایت میکردن
۲-شنیدن از جمله از دیگران که انگار تو هم داری چاق میشی
۳-شنیدن بارها و بارهای این جمله که قدیمیهای ما فقط ارثهای بد رو برای ما گذاشتن مثل چاقی،سفیدی مو،کوتاهی قد ولکه های پوستی و….
۴-وزن کردن خودم و دیدن عددهایی که دارن بالا میرن
۵-توجه به نافرمیهای بدنم در موقع دیدن خودم در آینه
۶-یه بار توی اتاق پرو برای خرید مانتو توی مشهد از بس هر مدلی که انتخاب کرده بودم برام تنگ بود در کنار اون گرمای اتاق پرو و شرمندگی جلوی خانواده همسرم و پوشیدن مکرر مانتوها و اندازه نبودنشون به قدری حالم بد شد از اندامم که از خرید مانتو متنفر شدم و تصمیم گرفتم بیشتر بدوزم تا بخرم(خیلی خاطه نفرت انگیزیه که مدتها بود فراموشم شده بود ولی الان کاملا جزییاتش رو هم به یاد اوردم)
۷-یه مانتو خیییییلی شیک مامانم به عنوان سوغات برام از مشهد اورده بودن که به این دلیل که حاملگی ام شروع شده بود و سایزم به هم ریخته بود و اون مانتو شیک اندازه ام نبود و تا مدتها بعد از بارداری هم اندازه ام نشد وحسرتش توی دلم برای سالها موند هم از چاقی و هم از بارداری به شدت متنفر شدم
۸-بارها و بارها از دیدن تغییرات سایزم در بارداری حالم از خودم بد میشد
۹-از محدودیت حرکتی که چاقی ناشی از بارداری برام بوجود اورده بود و فرزی و چابکی ام رو از دست داده بودم از چاقی و بارداری متنفر بودم وهنوزم هستم
۱۰-احساس بد از شنیدن این جمله از فروشنده ها که این مدل سایز شما نداریم بارها وبارها
۱۱-توی اتاق پرو رفتن برام یه زجر بود
۱۲-خجالت از سایز گرفتن قسمتهای مختلف بدنم در خیاطی
۱۳-شنیدن این جمله از هم باشگاهیها که شما که خودت دکتری چرا چاقی،یا من تا حالا دکتر چاق ندیدم
۱۴-احساس بد از پوشیدن لباس فرم سفید روپوش پزشکی
۱۵-شنیدن این جمله از عروس متناسبمون که چقدر شما با ولع و هیجان غذا میخورین و توی خونه اونا با ۸ نفر ادم فقط دو تا ظرف خورشت و یه قاب پلو توی سفره گذاشته میشد و همه چند تا قاشق پلو و دوتا قاشق خورشت میریختن توی بشقابشون و میخوردن و با همون سیر میشدن ولی من اونجا با این مقدار سیر نمیشدم و عذاب وجدان داشتم که با اون مقدار کم سیر نمیشدم( تازه اونموقع ۶۸ کیلو بودم) وهزاران مورد دیگه….
و حالا بریم سراغ لذتهایی که من از رسیدن به تناسب میبرم
۱-پوشیدن لباسهای شاد وکوتاه و جذب 😎😍
۲-خریدن چندین سری کامل مانتو و شلوار و لباس با سایز های ۳۸،۴۰😍
۳-احساس فوق العاده از دیدن اندام زیبا و متناسبم در اینه هزار بار در روز😍
۴-احساس عالی از پوشیدن روپوش پزشکیم در مطب😍
۵-احساس سبکی،فرزی و چابکی در انجام کارهای روزانه😍
۶-باشگاه رفتن با هدف سلامتی نه کاهش سایز😍
۷-استخر رفتن و به دریا زدن به سادگی و بدون نگرانی از نگاه بقیه😍
۸-خوردن بدون حرص ،ولع و عذاب وجدان😍
۹-آزادی در خوردن همه خوراکیها😍
۱۰-لاغری و تناسب در عین زیبایی و جوانی😍
۱۱-احساس عالی از تعریف و تمجید دیگران😍
۱۲-ارامش و احساس فوق العاده از حضور در میهمانها،دورهمیها،عروسیها و سایر مراسم😍
۱۳-عشق به خودم و جسمم به جای سرزنش😍
۱۴-آزادی در پوشش😍
۱۵-زیبا بودن تمام لباسهای خونگی و رسمی و لباس شب در اندام من😍
۱۶-بدون حسرت به متناسبها نگاه کردن😍
۱۷-احساس قدرت از اینکه با قدرت ذهن به تناسب رسیدم😎😍
۱۸-لاغری ماندگار و همیشگی 😍
۱۹-انگیزه بخش بودن برای دیگران 😍
۲۰-الگو بودن😍
۲۱-قرار گرفتن عکسم در آلبوم شگفتی سازان این سایت😍
۲۲-برطرف شدن کامل کم کاری تیرویید و سلامت کانل جسم😍
۲۳-سپاسگزار بودنم از خدای عزیزم به خاطر جسم عالی،ذهن عالی و اندام عالی😎🙏
۲۴-احساس موفقیت در برابر چیزی که سالها برام مساله بوده😍
سلام من وقتی چاق بودم یه روز نبود ک تحقیر نشم
مامانم برا خرید همش یه سایز بزرگ تر برمیداشت
رنگ ها رو خودش انتخاب میکرد رنگ ها تیره ک من متنفرررر بودم
وای نگووو وقتی بری تو یه مغازه مرده بیاد نگاهت کنه بگه ن سایز شما نداریم🙁😒
غلط میکنی منو نگا میکنی ک تحقیرم کنی😒😒😒😒
ما نشسته بودیم منو یه پیرزنه
بعد مامانم یهو از جمع پرسید خانوم کجاست گفتم کنار دخترتون نشسته روبروتون😑😑😑
مامانم گف از بس دخترم درشته دیده نشدن🙁👀👀👀
حالا بگو رنگ لباساش هم رنگ پارچه مبل بود
خیلی ووووقتااااا تمام پاساژهاااااا میگشتییییم ک یه لباس خوشگل پیدا کنیم ب سایز من🥺
یادمه یه بار یه اقاهه خوب برخورد کرد
مامانم گفت ک دخترم چاقه سایزش پیدا نمیکنم
اقاهه خدا خیرش بده گفت نه خانوم ایشون تو سن بلوغ هستن بدنسون نه دخترونه ست نه خانومانه برا همین سختتون شده
یه بارم برا لباس عروس
یدووونه لباس هم امتحانی تن نزدم
رفتم سفارش دادم
مامانم گف سایز ۴۶ هست
خود خیاط گفت ۴۴ هستی
ولی اخرش یه لباس بی ریخت و ضایعی برام دوخت گشاااااد حال بهم زن چندش عکسش بفرستم اشکتون درمیاد🥺
دوبرابر قیمت یه لباس عروس شد وبیریخت
و پولشو نه دوماد داد نه مامانم
خودم خودم دادم😑😑😑😑
ب زور ازم پول گرفتن دادن
گفتن خودت چاقی خودت پول لباس گرونتو بده😏
مرسی از همههه
مرسی ک ترکوندنم
مرسی
خالم روز خاستگاری قبل اومدن شوهرم گفت کی تو رو بااین اندامت میپسنده😏😏😏 خدا رو شکر شوهرم پسندیدااا
بعد پدربزرگم ب بابام میگفت بده ب همین پسره این دخترت از بس چاقه چندش اوره شوهر گیرش نمیاددد🙄🙄🙄
مرسی از همه😶
تو عروسی خالم داشتم میرقصیدم برگشت بهم گف ارام ارام بیا اینجا بشین زشته چاقی بیریخت میرقصی تو چشمی☹☹☹☹
حالا اکثر فامیلا ما چاقت
ب جز مامانم و خاله هام همه چااااقن
ولی همین ها تاااا تونستن ترکوندن
😏😏😏
میدونی هر چی ک داریم باهم پیش میریم و من متناسب تر میشم
لباس های قشنگ میتونم بپوشم🤩🤩🤩
عادت ماهانه هام بی درد میشن💃💃💃
وقتی حامله بشم راحت میشه دست و پا بچه مو از رو پوستم با دستم حس کنم یا ببینم🤩🤩🤩🤩
تیروییدم خوب میشه🤩🤩🤩🤩
من الان دارم قرص تیرویید میخورم از دیروز دکتر دارو داده مطمئنا این هم دست خدا میشه و باعث زود تر ب اندام دلخواهم برسم🤩🤩🤩
نشان های دریافت شده
وقت همگی بخیر!
این فایل هم یاد آوری خوبی بود برای من چون من دیگه عکسهای خودم و زیاد دوست ندارم نگاه کنم گاهی مقایسه می کنم!
می دونم این حالت طبیعی بدنم نیست حالت طبیعیم متناسب بودنه و می دونم و باور دارم که همون طور که کم کم چاق شدم همونطور هم دا م کم کم لاغر می شم !
اون زمان که چاق بودم دوست نداشتم حرفهای دیگران حتی تصویری با کسی حرف می زدم بهم می گفتن برای همین خیلی بدم میامد البته همین بد اومدنها منو به فکر انداخت خدا رو شکر !
با متناسب شدن من می تونم هر لباسی که دوست دارم بپوشم و دیگه خجالت نکشم و اعتماد به نفسم بالا می ره می تونم راحت برقصم شنا برم ورزش زومبا برم خیلی دوست دارم و با متناسب شدنم می تونم راحت برم استخر انشالله و جلوی دوستای دخترم دیگه خجالت نمی کشم اگه متناسب بشم دیگه برای دخترم خواستگار بیاد ایشالله خجالت نمی کشم خالاصه خیلی مزایای متناسب شدن زیاد هست آدم احساسش بهتر می شه یاد می گیرم که از بدنم تشکر کنم عشق بورزم به خودم هر وقت خودم و تو ایینه می بینم
نشان های دریافت شده
سلام
اول خدارو شکر میکنم که با این مسیر آشنا شدم که اینهمه دستاوردهای عالی داشته برام
دیروز رفته بودم آرایشگاه دخترم برای مانیکور پدیکور،،همکاراش منو بعد از ۳ماه دیدن ،تعجب کرده بودن،ازم میپرسیدن چه رژیمی گرفتی ،چکار میکنی روز به روز جونتر وبهتر میشی
دخترمم بهشون میگفت ،بهتون گفتم که مامانم ذهنی لاغر شده،،بنده خداها ازم میپرسیدن یعنی ما بشینیم فکر کنیم لاغر شدیم ،لاغر میشیم؟
وقتی فرق خودمو با آدمهای اطرافم متوجه میشم که من تو چه لول هایی آموزش میبینم و ذهنم چقدر قدرتمند داره رشد میکنه ،به خودم افتخار میکنم ،خلاصه یکمی واسشون توضیح دادم و همشون متعحب بودن وخیلی هم چیزی متوجه نشدن😃
قبلا که چاقتر بودم مشکلات زیادی داشتم ،مسخره شدن،لباس هاییکه دوست داشتم ولی اندازم نبود وچقدر حالم بد میشد،واقعا از خودم نفرت داشتم ،خودمو نگاه نمیکردم،همش تو فکر زشت بودن هیکلم بودم واسترس دائمی اون اذیت کننده بود،خجالت میکشیدم وارد جمع بشم،احساس کمبود شدیدی داشتم ،احساس خودکم بینی داشتم ،بدنم سنگین شده بود وفعالیت رقص و ورزشم برام سخت بود ،جدیدا کبدم چرب شده بود که برام غیر قابل باور بود،کمر درد و زانو درد داشتم ،و با مسائل رنج آور زیادی روبرو شده بودم
و الان که سایز کم کردم احساس بهتری دارم ،سرزنده شدم،اعتماد بنفسم بالا رفته،احساس خودارزشمندی دارم ،احساس لیاقت وخواستنی بودن دارم ،مسئولیت تمام مسائل زندگیمو به عهده گرفتم واین خیالمو راحت کرده که همه کاره زندگیم خودم هستم ودنبال عامل بیرونی نیستم،شادترم،تو رقص احساس بهتری دارم ،سبک تر و فرز تر شدم ،حالم از همه لحاظ بهتره ،جوانتر شدم ،سرحالتر شدم و وقتی به سایز مورد دلخواهم برسم که تمام این پیامدها بیشتر هم میشه ومیشه با این متد لذت برد ومتناسب موند
الان مادرم داشت عکس ۴ماه پیشمو میدید وبا عکس دیروزم مقایسه میکرد و من به کسی نگفتم از چه روشی دارم استفاده میکنم ،و مادرم اصرار داشت که ،تو داری خودتو با ورزش و رقص میکشی ،که لاغر شدی ومنم بهش گفتم رقص و ورزش ریتم عادی زندگی منه که اتفاقا این روزها کمتر انجامشون دادم یا اصلا انجام ندادم ،قبلنا من مجبور بودم ۳ساعت ورزش کنم ولی الان هفته ۱بار کلاس رقص میرم وگاهی هفته ای ۲بار تنیس میرم و اونارو برای تفریح انجام میدم نه برای لاغر شدن ،مادرم مجدد گفت حتما رژیم میگیری ،،وبهش گفتم من اصلا رژیم نیستم و در آخر گفت خب چکار میکنی😃 اگر راهت خوبه که به دیگران بگو ،یاد بده ،بقیه هم استفاده کنن ،ثواب داره😄منم بهش گفتم ،من به هر چی میخوام برسم وتا حالا رسیدم با ذهنم بوده ،الکی نیست که ۲ساله هندزفری به گوش هستم ،ولی مادرم فقط نگاهم کرد،احساس میکرد دارم اذیتش میکنم 😂
سلام استاد عزیز و مهربان
من ایمان و باور دارم که باوارد شدنم دراین دوره شگفت انگیز به لاغری و تناسب اندام دلخواهم می رسم وخیلی آرامش دارم و با لذت غذا می خورم و از بدنم هم تشکر می کنم که کارش را به نحو احسن انجام می ده ، خدا رو شاکرم که چنین مسیر راحتی رو سر راهم قرار داد خدایا شکرت،و با شادی و آرامش با شما راهنمای عزیز در این مسیر ارزشمند همسفر هستم ، وخیلی خوشحالم که بالاخره می تونم لباسهای دلخواهم رو بپوشم و با اعتماد به نفس و شجاعت در همه جا شرکت کنم و خوشحالم که این تاسب ادام به زندگیم عشق ،آرامش، شادی ،روابط عالی برایم به ارمغان می آورد و باعث ارتیاط عمیق تر و آگاهانه تر من با خودم و خدای درونم می شود،از شما استاد عزیزم صمیمانه سپاسگزارم که تجربیات ارزشمندتون رو در اختیار ما می گذارید.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استادروشن ودوستان عزیزم الان که به موضوع تنفردقت میکنم وبه حرفایی که استادگرامی زدندبه این نتیجه رسیدم که همیشه ازچاقی متنفربودم چون هیچوقت نمیتونستم لباسای موردعلاقه ام رابپوشم وهمیشه توی ذهنم خودم راسرزنش میکردم که چرااینقدرچاقی مگه توچندسال داری وهمسنای خودت راببین و… ازترس چاقی غذاهارانمیخوردم وبه جسمم فشارزیادی باورزش ورژیم وروشهای دیگه میاوردم درجمع راحت نبودم یه جورایی خودم راقایم میکردم وفقط خودخوری میکردم واینهاهمه باعث میشدحال بدی پیداکنم واعتمادبنفسم پایین بیادوخودم راتحقیرکنم درصورتی که دوست نداشتم اینطوری باشم وهمه اینهاباعث تنفرروزبه روزبیشترمن ازجسم چاقم میشد ولی الان خداراشکرمیکنم که دراین مسیرزیباقدم گذاشتم وتونستم این مانع خیلی بزرگ راخیلی کوچکترش کنم وخیلی ازاین نقاط ضعف درمن کمترشده ودیگه باهمین جسمی که دارم عاشق خودم هستم ونفرتی وجودنداره واصلاچاقی برام معنایی نداره همه چیزعالیه ازهمراهی وراهنماییهای شمااستادبزرگوارسپاسگزارم
سلام خدمت استاد بزرگوار و دوستان عزیز
نکته بسیار مهمی دراین فایل بود و نفرت از چاقی واقعا مانع بزرگی هست که من همیشه موقع لباس خریدن با تمام وجودم حس می کردم و رنج می بردم و بدتر از اون بعد از سه ماه باشگاه رفتن و تمرینات سخت وزن می کردم و می دیدم به وزنم اضافه شده و کلا همه تلاشها رو با خشم کنار می گذاشتم و انگار با خودم لجبازی می کردم و بیشتر صدمه می دیدم
خوشبختانه بعد از آشنا شدن با این سایت و گوش کردن فایلها به ارامش رسیدم و کاری رو که انجام میدم دوست داشتم با بقیه به اشتراک بگذارم ،توصیه استاد نوشتن بود که من دفتری رو برای این کار اماده کردم و هم زمان با گوش دادن مطالب تمام نکات رو یادداشت می کنم واخر تمرینات ،بالای هر صفحه جمله عالی لاغر شدن اسان ترین کار دنیاست رو می نویسم و بعد مطالب، انگار سر کلاس درس هستم و باید جزوه اماده کنم ،کار مهم دیگه این که وزن کردن و کاملا کنار گذاشتم تا چند ماه اینده چون همیشه باعث کنار گذاشتن فعالیتها و تلاشم در مسیر لاغری بوده
برای رسیدن به هدفم سعی می کنم و از شماممنونم
سلام آقاي عطار روشن
من چند ماهي هست كه با اين سايت آشنا شدم و من ايمان به اين راه آوردم و متوجه شدم زماني كه آرامش دارم و ارتباطم با خدا قوي تر شده و خود باوري بهتري پيدا كردم وقتي در اين مسير هستم كنترل ذهن بهتري دارم به نظر شما دوره خدا هرگز دير نميكند رو قبل از سرزمين لاغر ها بگذرونم مفيد تر خواهد بود ؟
من اولين و مهمترين دغدغه ذهني ام البته لاغري هست ولي خود باوري بهم كمك بزرگي كرده در اين مسير
ممنونم از راهنماييتون