0

من برای گذشته و آینده‌ام سپاسگزارم (قدم ۶)

اندازه متن

آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ای است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز و فرداهای زندگی تان است.

شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید.

خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود. برای آنچه هستید شکرگزار خداوند باشید تا برای آنچه می خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید.

گذشته من

همیشه در زندگی از والدینم ناراضی بودم و آنها برای آنچه بودم سرزنش می کردم.

اولین موضوعی که از سنین نوجوانی باعث دلخوری من از آنها شده بود چاقی بود. پذیرش این نگرش که چاقی من ارثی است باعث شده بود بارها نسبت به تاثیر آنها در سرنوشتم گله و شکایت داشته باشم.

موضوع بعدی وضعیت تحصیلی بود. هرچقدر که مقطع تحصیلی من بالاتر می رفت والدینم را مقصر ضعف تحصیلی خودم می دانشتم و بارها به آنها گفته بودم که اگر از روز اول که مرا به مدرسه فرستاده بودید نسبت به درس و مشق من اهمیت می دادید الان اوضاع بهتری داشتم.

البته دیدن همسن و سالهای خودم که به واسطه زور و اجبار والدین در کلاس های مختلف حضور داشتند نگرش کم کاری پدر و مادرم را در من تقویت می کرد. تصور می کردم که اگر آنها هم مرا به زور و اجبار در کلاس های مختلف تقویتی ثبت نام می کردند شرایط تحصیلی من بهتر بود.

در زمینه موفقیت مالی هم به شدت نسبت به والدینم گله و شکایت داشتم. عقیده داشتم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا از قبل به فکر خرید مغازه و خانه و … برای من بودند الان من انقدر در رنج و سختی زندگی نمی کردم.

جالب اینکه در برخی موارد که والدینم مرا به انجام کارهایی مجبور کرده بودند نیز نسبت به آنها گله و شکایت داشتم که این همه به من فشار آوردید که فلان و بهمان کنم الان چه چیزی از آن همه فشار و سخت گیری عاید من شد.

به خاطر دارم تا سن ۳۲ سالگی که هنوز با موضوع قانون جذب و قدرت ذهن آشنا نشده بودم به شدت نسبت به گذشته خودم از خداوند گله و شکایت داشتم.

اینکه چرا خداوند مرا در خانواده ای ثروتمند متولد نکرده است، چرا من در آمریکا، آلمان،‌ فرانسه یا کشور دیگری که سر و سامان داشته است متولد نشده ام.

چرا خداوند مرا جوری خلق کرده است که چاق باشم.

چراهای زیادی در ذهنم بود که نشات گرفته از مشکلات و سختی های زندگی بودند و مقصر آن را اول خداوند و سپس والدینم می دانستم به همین دلیل همیشه نسبت به آنها گله و شکایت داشتم.

خالق زندگی بودن

خالق زندگی بودن

در همان روزهای اول که در مسیر تغییر کردن قرار گرفتم مواجه شدن با این عبارت که: «من خالق زندگی خودم هستم» برای من بسیار عجیب و غیرقابل باور بود.

به هیچ وجه قبول نداشتم که من خالق زندگی ام بوده ام. اطمینان داشتم که والدینم در سرنوشت و شرایط فعلی من دخالت و تاثیر داشته اند.

مطمئن بودم که اگر آنها شرایط مالی بهتری داشتند یا پدرم از سالها قبل که قیمت همه چیز پایین تر بود برای من مغازه، خانه، ماشین و … خریده بود الان من در شرایط بسیار متفاوت و بهتری زندگی می کردم. البته که دیدن اطرافیانم که به واسطه کمک های والدین خود در شرایط بسیار بهتر از من زندگی می کردند پذیرش اینکه خودم خالق زندگی هستم را سخت تر می کرد.

مطمئن بودم که اگر مادرم به شکل دیگری با من رفتار کرده بود الان من چاق نبودم و انقدر بخاطر چاقی رنج و سختی متحمل نشده بودم.

شک نداشتم که اگر در شهر بهتر یا کشور دیگری متولد شده بودم زندگی بسیار متفاوت و شرایط بهتری داشتم.

دلایل منطقی زیادی برای اینکه من خالق زندگی ام نمی توانستم باشم داشتم که اگر در گذشته شرایط من به شکل دیگری بود الان من فرد دیگری بودم که در شرایط کاملا مساعد زندگی می کرد و احساس خوشبختی داشتم.

اما هرچه بیشتر مطالب مربوط به قانون جذب و قدرت ذهن را مطالعه می کردم بیشتر درک کردم که چرا و چگونه من خالق زندگی خودم هستم.

این موضوع زمانی بیشتر برای من باورپذیر شد که متوجه شدم خداوند در قرآن نیز به این موضوع تاکید کرده است که انسانها خالق زندگی خویش هستند.

۱- خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنوای داناست. (انفال ۵۳)

۲- در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد، هیچ برگشتی برای آن نیست، و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود. (رعد ۱۱)

۳- و اگر خدا می‌خواست، قطعاً آنان را امتی یگانه می‌گردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمی‌آورد و ستمگران نه یاری دارند و نه یاوری. (شوری ۸)

در آیه اول تاکید شده که خداوند شرایط انسان را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در دل دارد را تغییر دهد و جالب اینکه از عبارت «خداوند شنوای داناست» استفاده شده است.

خالق زندگی بودن

بنابراین اگر می خواهید شرایط زندگی خود را تغییر دهید باید آنچه در دل دارید را تغییر دهید.

چه چیزی در دل دارید؟ چه چیزی در دل ایجاد و شکل می گیرد؟ انتظار

انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد.

و از آنجا که خداوند شنوای داناست برای تغییر آنچه در دل ایجاد و شکل می گیرد باید درخواست ها و دعاهای خود با خداوند را تغییر دهیم.

از چه چیزی با خداوند صحبت می کنید یا چه خواسته ای از او دارید؟! او همان را به سمت شما بر می گرداند.

پس باید کلام، نگرش و انتظار خود از زندگی را تغییر دهید تا شرایط زندگی تان تغییر کند و آنوقت است که می توانید خالق زندگی خود باشید.

در آیه دوم نیز تاکید شده است که خداوند حال قومی را تغییر نمی دهد تا آنها حال خود را تغییر دهند.

بنابراین اینکه انتظار داشته باشیم خداوند به فکر بهبود شرایط زندگی ما باشد یا به عبارتی او خالق زندگی ما باشد فکر و نگرش بی هوده ای است بلکه باید خودمان به فکر تغییر حال خود باشیم تا خداوند نیز بر مبنای حال جدید، شرایط جدید را وارد زندگی ما کند.

همچنین تاکید شده است وقتی خداوند بر قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست. چون این آسیب به واسطه حال آن قوم به سوی شان روانه شده است و هیچ نیرویی قادر به جلوگیری از آن نیست مگر خود آن قوم که می توانند با تغییر حال خود شرایط را تغییر داده و خالق زندگی خود باشند.

در این آیه خداوند تاکید کرده است که تنها حمایتگر برای انسان خداست. یعنی هم خداست که نتایج را رقم می زند و هم خداست که حمایتگر انسانهاست. بنابراین واضح است که خداوند پاسخ دهنده به حال و انتظار انسانهاست. هم می تواند مشکل و رنج ایجاد کند و هم راحتی و آسایش چون واکنش دهنده به درخواست و احساس انسانهاست.

در آیه سوم تاکید شده است که اگر خداوند می خواست آنها را امتی واحد و یگانه قرار می داد. اما خدا نخواسته که خالق زندگی همه انسان ها به یک شکل باشد و همه در یک شرایط یکسان زندگی کنند بلکه این اختیار را قرار داده که هر انسانی هر آنچه می خواد رو طلب کرده و خداوند شرایط را برای او فراهم می کند. در این صورت اصل مختار و آزاد خلق شدن انسان برای خالق زندگی خود بودن تحقق پیدا می کند.

بنابراین به این نتیجه رسیدم که اگه همسو با قوانین خداوند عمل کنم مورد رحمت قرار خواهم گرفت چون خداوند سیستم جهان هستی را به این شکل طراحی کرده است و اگر همسو با قوانین خداوند قرار نگیرم مورد رحمت قرار نخواهم گرفت بلکه در رنج و سختی زندگی خواهم کرد.

به این ترتیب توانستم باور کنم که من خالق زندگی ام هستم و اگر می خواهم شرایط زندگی بهتری داشته باشم باید خودم دست به کار شوم و دیگر انتظار کشیدن برای دریافت کمک یا تغییر شرایط کشور و خوب شدن شرایط زندگی ام بی فایده است و این شروع قدم گذاشتن من در مسیر تغییر کردن بود.

خالق زندگی بودن

پذیرش گذشته و شرایط فعلی

پذیرش این موضوع کن من خالق زندگی ام هستم نیاز به درک و پذیرش این عبارت دارد که من مسئول شرایطم در زندگی هستم.

برای تغییر شرایط زندگی نیاز است مسئولیت ۱۰۰٪ شرایط فعلی را بپذیریم.

اگر پذیرش این مساله برای تمام جنبه های زندگی سخت است، بهتر است موضوعی که قصد بهبود آن را دارید انتخاب کرده و از پذیرش ۱۰۰٪ مسئولیت شرایط فعلی خود در آن جنبه از زندگی شروع کنید.

برای من این روند از پذیرش شرایط بدهکاری شروع شد.

تا قبل از این تصور می کردم که شرایط مالی خانواده یا اوضاع نابسامان اقتصادی کشور یا به ارث نبردن ثروت و … دلیل بدهکار شدن من در زندگی شده است. اما وقتی تصمیم گرفتم خالق زندگی بدون بدهکاری باشم به خودم گفتم که من مسئول تمام بدهکاری هایی هستم که در زندگی ایجاد کرده ام.

بنابراین خودم باید راهکار مناسب برای حل این مشکل پیدا کنم و نباید منتظر تغییر شرایطی باشم که اختیار آن دست من نیست. بلکه من باید به دنبال تغییر در شرایط مربوط به زندگی خود باشم تا وضعیت بدهکار بودنم تغییر کند.

اگر گذشته خود را نپذیرید نمی توانید به سادگی شرایط فعلی خود بپذیرید و تا وقتی شرایط فعلی خود را نپذیرید نمی توانید آگاهانه خالق زندگی و سرنوشت خود باشید.

بنابراین من آنچه از گذشته مورد اعتراض و عدم پذیرش بود را به صورت کامل‌ پذیرفتم و تصمیم گرفتم خالق زندگی خود به شکلی که دوست دارم باشم.

خالق زندگی بودن

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات پدرم می دیدم هرگز قادر نبودم برای آینده خودم فکر و اندیشه ای نو داشته باشم چون خودم را اسیر سرنوشت و تصمیمات پدرم می دیدم.

تا زمانی که شرایطم در زندگی را تحت تاثیر افکار و تصمیمات دولت مردان می دیدم هرگز نمی توانستم نسبت به تغییر شرایط و خالق زندگی بودن امیدواری و احساس مسئولیت داشته باشم و تصور می کردم در این شرایط که همه چیز در کشور نابسامان است چگونه می توانم زندگی بهتری داشته باشم؟!

به صلح رسیدن با شرایط خانواده ام و آنچه پدر و مادرم برای من انجام داده بودند نقطه آغاز به صلح رسیدن با شرایط فعلی زندگی ام بود.

مرور کردن این افکار و نگرش ها در این امر نقش مهمی داشت:

  • من باور دارم که والدینم نهایت تلاش خود را برای فراهم کردن نیازهای من انجام داده اند.
  • من باور دارم که آرزوی والدینم خوشبخت کردن فرزندانشان بوده است.
  • من باور دارم که والدینم در زمان خود تلاش کرده اند تا شرایط زندگی خودشان و من را بهبود دهند.
  • من باور دارم که والدینم در حمایت و پشتیبانی من در زندگی کم کاری یا خصومتی نداشته اند و هرآنچه آموخته بودند را اجرا کرده اند.

همین نگرش ها را به شکل های متفاوت درباره آنهایی که در ذهنم مقصر زندگی ام بودند اجرا کردم.

درباره والدینم که آنها را مقصر شرایط زندگی ام می دانستم، درباره برخی از نزدیکانم که آنها را مقصر شرایط شغلی خود می دانستم، در مورد مسئولین کشور که آنها را مقصر شرایط نابسامان زندگی ام می دانستم و همچنین در مورد خداوند که او را مقصر شرایط فعلی زندگی ام می دانستم.

و این کار را ادامه دادم تا به شکل درونی و عمیق نسبت به مقصرهای زندگی ام در صلح و آرامش قرار گرفتم.

از نشانه های موفقیت آمیز بودن این فرایند رسیدن به احساس آرامش، نداشتن خشم و کینه نسبت به انسانها و داشتن امید و ذوق و شوق بهبود شرایط زندگی است.

خالق زندگی بودن

بهبود دهنده باشید

زندگی جریانی است که از گذشته تا آینده ادامه خواهد داشت. روزی از طریق متولد شدن وارد این مسیر می شویم و روزی از طریق مردن از این مسیر خارج می شویم.

آنچه مسلم است هر نوزادی در خانواده ای متولد می شود برای تداوم نسل بشر و ادامه شجره آن خانواده است.

والدین ما انتقال دهند نگرشها، عقاید و عادت های گذشتگان خود به ما بودند و ما نیز این روند را ادامه داده و به فرزندان خود منتقل می کنیم.

در این میان آنان که فقط انتقال دهنده نیستند بلکه بهبود دهنده هستند شرایط و جایگاه بهتری در زندگی و آخرت خواهند داشت.

اگر تمام نگرش ها،‌ عقاید، خوبی ها و ارزش های خانوادگی خود را به نسل بعد از خود انتقال دهید شما فقط یک انتقال دهنده عالی بوده اید که هرآنچه آموخته است را به شکل عالی به نسل بعد از خود انتقال داده است.

اما اگر نسبت به علت اصلی حیات و جضورتان در دنیای مادی آگاه باشید نه تنها یک انتقال دهنده عالی خواهید بود بلکه سعی می کنید با درک و بهبود عملکرد خود آنچه از گذشتگان دریافت کرده اید را بهبود داده و به نسل بعد از خود منتقل کنید.

انسان های زیادی در طول تاریخ با بهبود افکار و نگرش های خود باعث ایجاد تغییرات در سطح گسترده در دنیای مادی شدند.

اما برای جاودانه شدن نیاز نیست حتما در سطح جهانی تغییر ایجاد کنید. همین که بتوانید در افکار، عقاید و نگرش هایی که از طریق شما به فرزندان و اطرافیانتان انتقال پیدا می کند بهبود ایجاد کنید به همان اندازه مهم و ارزشمند است که بتوانید در سطح جهانی تحول ایجاد کنید.

تصور کنید این نگرش در شما از گذشتگان ایجاد شده است که چاقی ارثی است. این نگرش باعث شده که اکنون شما چاق باید و همین نگرش و عقیده را از طریق گفتار، رفتار و عملکرد خود به فرزندانتان منتقل می کنید.

حال اگر شما از طریق کسب آگاهی و علم لاغری با ذهن بتوانید در افکار و عملکرد خود و نتیجه زندگی خود تغییر ایجاد کنید توانسته اید نگرش های گذشتگان خود را بهبود داده و به نسل بعد منتقل کنید.

به این فکر کنید که شما زنجیره چاقی در شجره خانوادگی تان را پاره کنید. در این صورت شما خالق زندگی خود در وضعیت متناسب هستید.

تاثیری که اکنون شما در زندگی خود ایجاد می کنید و سپس به اطرافیان خود منتقل می کنید چه تاثیری و تغییری در نسل های بعد از شما ایجاد خواهد کرد.

بنابراین قدرت خلق کردن . خالق زندگی بودن فقط معطوف به شرایط زندگی خودتان نمی شود بلکه روند زندگی نسل بعد از خود و نسل های آینده را تحت تاثیر قرار خواهید داد.

آنچه شما هستید حاصل افکار و نگرش های چند صد سال زندگی پیشینیان شما بوده است که به مرور توسط افرادی که قبل از شما زیسته اند تغییر و در برخی موارد بهبود پیدا کرده است.

اکنون شما فرصت دارید به لطف خدای مهربان به واسطه هدایت شدن به سایت تناسب فکری افکار و نگرش هایی که در ذهن خود ثبت کرده اید را اصلاح کرده و خالق زندگی خود بودن را تجربه کنید. همچنین افکار و نگرش های دریافت کرده از نسل قبل از خود را به شکل بهبود یافته به نسل بعد منتقل کنید.

خالق زندگی بودن

بازبینی الطاف گذشتگان

همه ما خاطراتی در ذهن داریم که افرادی در گذشته به شکل های مختلف باعث ایجاد نگرش و عملکردهایی در ما شده اند.

شاید مادر بزرگی داشتید که همیشه برای شما دعا می کرده است و آن گفته های دلنشین همیشه در ذهن شما باقی مانده اند.

شاید پدر بزرگی داشتید که همیشه با شما به خوبی و احترام صحبت می کرده است و احساس ارزشمندی را در شما تقویت کرده است.

شاید عمه، دایی، خانه،‌ عمو، برادر، خواهر، همسایه، معلم و …. ای داشته اید که از طریق کلام خود در شما احساس خوب و ارزشمندی ایجاد کرده اند. بخشی از آنچه هستید مربوط به برکت حضور و عمل آن بزرگواران در زندگی شماست.

همچنین حتما افکار، نگرش ها و سخن هایی از گذشتگان خود شنیده اید که باعث ایجاد رنجش و احساس نامناسب و حتی شاید شکل گیری عادت و رفتاری در شما شده باشد.

بنابراین اکنون نوبت شماست که آنچه از گذشته را دریافت کرده اید بهبود داده و از نتایج آن در زندگی فعلی خود و تاثیر آن بر زندگی آیندگان بهره مند شوید.

صدها نفر در گذشته به شکلی بر مسیر زندگی شما تاثیر گذاشته اند که اکنون شما در اینجا و این شرایط هستید. فارغ از اینکه این شرایط تا چه حد مورد رضایت شماست وظیفه دارید آنچه دریافت کرده اید و هستید را بهبود داده و یک نسخه بهبود یافته از گذشتگان را به نسب بعد از خود انتقال دهید.

قطعا همه ما در زندگی دریافت کننده پاداش هایی بوده ایم که از گذشتگان ما که از صدها سال پیش زیسته اند به دست ما رسیده است.

اگر این تجربه را دارید که فردی بدون اینکه شما را بشناسد فقط به واسطه اینکه متوجه می شود فلانی که سالها قبل زندگی میکرده و با او آشنا و همصحبت بوده با شما نسبت داشته است در انجام کارهای شما و رساندن خیر و برکت به زندگی شما در اعمال خود تغییر ایجاد می کند.

در انجام کارهای شما تعجیل می کند، شما را راهنمایی می کند، شما را به فردی معرفی می کند که او می تواند روند کار را بهبود دهد و به صدها شکل مختلف می تواند این کمک ها انجام شود. در این شرایط شما دریافت کننده برکت حضور آن شخص که حتی ممکن است قبل از به دنیا آمدن شما از دنیا رفته باشد، در زندگی خود هستید.

ما به گذشته و آینده خود وصل هستیم و این به دلیل یکی بودن مان با خداوند است.

خالق زندگی بودن

احتمالا آن فردی که امروز شما از برکات حضورش در دنیا بهره برده اید نمی دانسته است که رفتار و عملکردش با انسان ها در صد سال بعد در زندگی یکی از نوادگان خود تاثیرگذار خواهد بود.

شاید آنها امروز در دنیای مادی به شکل فیزیکی حضور ندارند اما برکات حضور و تاثیری که بر دنیای اطراف خود گذاشته اند تا ابد در این دنیا جریان خواهد داشت.

بنابراین تصور نکنید که افکار،‌ نگرش ها و عملکرد شما فقط مربوط به زندگی خودتان است بلکه به شکل مستقیم و غیرمستقیم بر آیندگان شما نیز تاثیرگذار خواهد بود بنابراین خیلی باید نسبت به زندگی نگاه مسئولانه تری داشته باشیم.

به اندازه ای که بتوانید شرایط زندگی خود را با کسب آگاهی و تغییر افکار و نگرش های خود تغییر دهید تاثیری ماندگار و پیش رونده در نسل های بعدی خود به جای خواهید گذاشت و این همان باقی الصالحات است که در قرآن هم به آن اشاره شده است.

مال و پسران زیور زندگی دنیایند، و نیکی‌های ماندگار از نظر پاداش نزد پروردگارت بهتر و از نظر امید بهتر است. 

سوره الکهف آیه ۴۶

نیکی های ماندگار از نظر پاداش برتر از دارایی های زندگی است. یعنی آنچه ما می کوشیم برای دستیابی به نعمت های زندگی کار پسندیده ای است اما سعی ما بر انجام نیکی های ماندگار بهتر و ارزشمند تر می باشد.

چه نیکی ماندگارتر از اینکه با بهبود افکار و نگرش های خود تاثیر مثبتی در زندگی خود و آیندگان خود ایجاد کنید.

در آن زمان که ایده استفاده از قدرت ذهن برای لاغری در وجود من شکل گرفت هرگز تصور نمی کردم این عمل و اقدام به نیکی ماندگار ختم شود.

خالق زندگی بودن

تصور کنید من از طریق تغییر افکار و نگرش های خود توانستم تغییر در شرایط جسمی و زندگی ام ایجاد کنم و شما دوست عزیز از طریق استفاده از آموزش های سایت تناسب فکری در افکار و نگرش های خود تغییر ایجاد کرده و متناسب می شوید.

این اصلاح افکار و رفتاری که در شما به واسطه استفاده از آموزش های لاغری با ذهن ایجاد می شود به سادگی به فرزندان و اطرافیان شما سرایت کرده و باعث بهبود شرایط ذهنی و جسمی آنها می شود.

این روند هرگز متوقف نخواهد شد و از فرد به فرد دیگر و از نسل به نسل دیگری منتقل و پیش خواهد رفت.

جالب توجه اینکه همه آنان که در سال های زندگی ام به طریق مختلف باعث رنج و آزار من به خاطر چاقی شدند در واقع از این رویداد نیک و ماندگار بهره خواهند برد.

اگر آن حرف ها، نصیحت ها و تذکرها نبود چه بسا چاق بودن در نظر من به قدری رنج آور نمی شد که سالها برای لاغر شدن تلاش کنم و در نهایت به مسیر لاغری با ذهن هدایت شوم.

البته که آنها خودشان از این تاثیر بی خبر هستند اما آنچه مسلم است جهان هستی به طریق مختلف ما را به سمت تغییر کردن و خالق زندگی بودن تشویق می کند.

حتما این تجربه را دارید که در جنبه های مختلف زندگی به طریق مختلف از طرف اطرافیان خود مورد انتقاد،‌ نصیحت و یا حتی سرزنش قرار گرفته اید و شاید مدت ها دیگر احساس بد آن گفتگو و برخورد بوده اید.

اگر تغییر نکنید همه آن نیش و کنایه ها در وجود شما تبدیل به کینه و نفرت خواهد شد و آرام آرام وجود شما را از نیکی ها و احساس خوب تهی می کند.

اما اگر قدم در مسیر تغییر کردن و خالق زندگی بودن بگذارید و در این مسیر ثابت قدم باشید نه تنها برکت این اقدام سراسر زندگی شما را در بر خواهد گرفت بلکه همه آن کینه و نفرت ها از وجود شما پاک خواهد شد و چه بسا مانند من در وجود خود از همه آنهایی که باعث رنجش و ناراحتی تان شدند سپاسگزار باشید که باعث حرکت شما به سمت تغییر سرنوشت تان شدند.

علاوه بر همه این برکات شما صاحب عنوان بهبود دهنده زندگانی خواهید شد. نتایج خالق زندگی بودن و تغییری که در افکار و زندگی شما ایجاد می شود به فرزندان و اطرافیان تان منتقل شده و موجب گسترش برکات حضور شما در دنیای مادی خواهد شد.

خالق زندگی بودن

رحمت الهی را ذخیره کنید

در قرآن کریم جمع آوری پاداش و رحمت الهی را در گرو انجام عمل نیک یا عمل صالح معرفی کرده است.

  • هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. (بقره ۶۲)
  • هر کس کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای، حیات بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد. (النحل ۹۷)
  • کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من از تسلیم‌شدگانم» (فصلت ۳۳)
  • پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.» (الکهف ۱۱۰)
  • هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانی که کار شایسته کنند،به سود خودشان آماده می‌کنند. (روم ۴۴)

نکته جالب توجه اینکه خداوند همواره انسان را به انجام عمل صالح به طریق مختلف دعوت کرده است اما در هیچ آیه ای درباره نوع و چگونگی انجام آن توضیحی داده نشده است.

به این معنی که خداوند لیستی از کارهایی که از نظر او عمل صالح هستند را مشخص و انسان را به انجام آن کارها مکلف نکرده است.

بنابراین هر عملی می تواند عمل صالح باشد اگر هم برای انجام دهنده منجر به احساس خوب و آرامش قلبی شود و هم برای دریافت کننده باعث ایجاد احساس خوب، آرامش و تغییر در افکار و نگرش او شود.

هرچقدر ما در زندگی و مدت حیات خود عمل صالح بیشتری انجام دهیم علاوه بر اینکه خالق زندگی بهتری برای خود خواهیم بود در واقع کار را برای کسانی که بعد از شما قدم به این جهان مادی خواهند گذاشت آسان تر خواهید کرد و بدین شکل در رشد و گسترش جهان مادی که هدف خداوند از خلقت آن بوده است مشارکت کرده اید.

خالق زندگی بودن

حتی زمانی که در برابر وسوسه انجام کاری که در ابتدا موجب بروز استرس و نگرانی در خودتان و سپس در وجود طرف مقابل می شود مقاومت کرده و پیروز می شوید موجب بهبود افکار و عملکرد خود در جهان و تاثیر مثبت بر اطراف خود شده اید.

جلوگیری از بروز مشکل در جریان زندگی چیزی کم از تلاش برای بهبود آن ندارد.

  • هر زمان که با مهربانی و احترام رفتار می کنید.
  • اگر به نیازمندی کمک می کنید.
  • زمانی که از عمل یا واکنش دیگران نسبت به خود گذشته و آنها را می بخشید.
  • زمانی که از دارایی و امکانات خود بخشی را به دیگران هدیه می دهید.

شما در حال انجام خدمت و عملی هستید که منجر به ذخیره سازی رحمت الهی می شود.

این ذخیره سازی نه تنها باعث بهبود شرایط شما در دنیا و آخرت خواهد شد به واسطه تاثیری که بر جهان پیرامون خود می گذارید می تواند منجر به دریافت برکات الهی برای فرزندانتان یا نسل بعد از خود تا بی نهایت زمان شود.

برای آنچه از گذشته تا کنون بر شما گذشته است سپاسگزار خداوند باشید. شاید درک برکت برخی شرایط و جریانات در زندگی برای ما سخت و غیرممکن باشد اما اگر به مدیریت خداوند در زندگی خود ایمان داشته باشید قطعا هرآنچه در مسیر زندگی تجربه کرده اید برای بهبود شرایط و کمک به شما بوده است تا خالق زندگی خود باشید.

برای آنچه از اکنون تا آینده بر شما خواهد گذشت سپاسگزار خداوند باشید. قطعا درک برکت برخی جریانات در ادامه زندگی برای ما دشوار است اما با توسل به قدرت ایمان می توانید مشاهده گر جریان زندگی خود باشید و هرآنجا که از توان و عهده شما برآمد برای بهبود دادن آن تلاش کنید.

باشد که مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و پاداش عظیم تجربه زندگی شما در دنیا و سرای آخرت باشد.

تمرین:

۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.34 از 61 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=42344
67 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۰۰:۵۹
      مدت عضویت: 2020 روز
      امتیاز کاربر: 37377 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,149 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان 

      من برای گذشته وآینده ام سپاسگزار خداوند هستم

      این جمله که ما خالق زندگی خودمان هستیم باعث می شه بیشتر روی رفتار کردار خودمون دقت کنیم 

      باعث می شه مسعولیت رفتار گفتار وافکار خودمون رو به عهده بگیریم  خداوند در قرآن فرمودند حال قوی تعقیر نمی کنه مگر آنجه در دل دارد را تعقیر دهد واون چیزی که ما در دل داریم انتظاری است که از زندگی داریم یعنی ما با طرز فکرمون به زندگی یه انتظاری برای خودمون به وجود میاریم ودر واقعه الگویی برای زندگیمون ترسیم می کنیم وخداوند هم پاسخ انتظار ما رو می ده وهرچی در زندگی تجربه می کنیم نتیجه افکار انتطار خودمون از زندگی تازه خداوند خیلی رحمانه وخیلی از افکار وحشتناک ما رو راجب خودمون نادیده می گیره وگرنه….. 

      خداوند انسان رو مختار آفریده وقدرت اختیار رو به خودش داده یعنی خودش بتونه خالق زندگی خودش باشه در واقعه خداوند اگر خوبی ورفاه نعمتی رو در زندگی ما جاری می کنه یا بلا و گرفتاری مصیبتی هست فقط بخاطر زندگی هست که خودمون خلق کردیم 

      دیگران در زندگی ما نقشی ندارند وعامل شقاوت وبدبختی یا سعادت ما فقط خودمان هستیم واینجا خداوند مختار بودن ما را در خلق زندگیمان نشان می دهد 

      هر کلامی که از طرف ما جاری می شود بر جهان هستی تاتیر می گذارد هیچ چیزی از جانت ما در جهان بی تآتیر نیست 

      گاهی با کلامی یا رفتاری دلی را از کسی می شکنیم وتخم کینه ای در دل کسی می کاریم واون فرد برای انتقام رفتاری یا حرکتی می کند واین چرخه ادامه دار خواهد بود در واقعه ما علاوه بر اینکه خالق زندگی خودمان هستیم برا زندگی اطرافیان آیندگان هم تاثیر می گذاریم همون طور که خودمان از گذشتگان تاثیراتی مثبت یا منفی گرفتیم

      اما ما با پذیرش اینکه خودمان خالق زندگی خودمان هستیم مسعولیت 100 درصد زندگی فعلی خودمان را به عهده بگیریم گذشته خودمان را هم بپذیریم می توانیم زندگیمان را تعقیر دهیم وباعث بهبود آرتی بشیم که برای آیندگان به جا می گذاریم ویه زنجیره نامطلوب رو قطع کنیم ونام نیکی برای خودمان به جا بگذاریم 

      من همیشه در مورد تحصیلاتم والدینم رو مقصیر دونستم چون تابستون که می شد مارو می بردن روستای پدری وبرای چیدن محصولات کشاورزی وباغداری وبهانه آب وهوای خنک از شهر فاصله می گرفتیم ودیگه هیچ امکاناتی نبود به کلاس تقویتی بریم یا کلاس هنری یا چیزی 

      مدارس که شروع می شد خیلی از دوستامون هنری یاد گرفته بودن یا کلاس زبان می رفتن ودیگه برای زبان مشکل نداشتن من همیشه زبان انگلیسی رو تجدید می شدم وبا تبصره قلوه می شدم آخر سال فقط همین یه کتاب چون واقعا برام سخت بود وسر کلاس چیزی یاد نمی گرفتم هنوزم که هنوز وقتی بهش فکر می کنم از دست پدرم عصبانی می شم 

      الان می خوام مسعولیت یاد نگرفتن زبان رو به عهده بگیرم وپدرم رو ببخشم 

      پدرم اون زمان سواد آنچنانی نداشت شاید اگه من خوب براش توصیح می دادم حتما منو به کلاس می فرستاد 

      پدرم دست تنها بود وپسر بزرگ نداشت مجبور بود مارو برای کمک به روستا ببره 

      من می تونستم در ایام مدرسه از دوستی یا کسی برای تقویت زبانم کمک بگیرم یا سر کلاس بیشتر دقت می کردم سوالاتم رو از معلم می پرسبدم 

      پدرم مقصر این موضوع نیست واقعا مقصر نیست 

      من برای بهبود این چرخه واینکه دخترم در آینده راجب من اینجوری فکر نکنه تا بستون ها دخترم رو به کلاس زبان وهرکلاسی هنری که خودش علاقه داره میفرستم واگه مسافرت شهرستان پیش بیاد فقط یه هفته تا ده روز می مونم ونمی گذارم دخترم از همکلاس هاش جا بمونه 

      من مادر بزرگی داشتم که همیشه می گفت یه بار تو جوانی مردم ودوباره زنده شدم در واقعا روح از بدنم جدا شده وخداوند دوباره بهم زندگی بخشیده برای همین می گفت در زندگیتون هیچ وقت غصه نداشتن مال دنیا رو نخورین واگه خیلی هم دارایی داشتین دلخوش بهش نباشین نماز اول وقت رو خیلی رعایت می کزد وحتی تو سرد ترین یخبندان های زمستان هم صبح ها با آب سرد وضو می گرفتن ونماز می خوند با وجود 90 سال سن وناتونی

      این دو خصلت از اون همیشه برای من مثل گنج گرانبهاست وسعی کزدم منم اینجوری باشم ونمازم هم ترک نکنم تا دخترم هم همین راه رو ادامه بده 

      مورد دیگه اینکه عمه ای داشتم که همیشه پیش ما که تنها می شد بد مادرمون رو می گفت وما رو تحریک می کرد اونو دوست نداشته باشیم وازش فاصله بگیریم چندین سال گذشت وقتی مادرم فوت شد من کینه اون عمه ام رو به دل گرفتم وبخاطر سردی که تو بچگی تو رابطه ام با مادرم ایجاد کرد ازش بیزار شدم همین جا اونم می بخشم واز خدا براش سلامتی طلب می کنم من این چرخه نا مطلوب هم قطع کردم وهمیشه جلو دخترم از خوبی پدر شوهر ومادر شوهرم وعمه وعموهاش می گم تا نکنه رابطه اش با اونا سرد بشه ودر آینده اذاب وجدان داشته باشه که چرا من به حرفای مادرم گوش دادم 

      خانواده من اکثرا به چشم زخم اعتقاد دارم وخود من هم از اونها یاد گرفتم که بترسم ازچشم بد 

      وچند جای خونه مهره آبی واز این چشم ها که مال چشم زخمه دعای چشم زخم آویزان کرده بودم تا اینکه فایل های چشم زخم استاد که توی سایت هست رو چند سال پیش گوش دادم از اون موقعه تا حالا هیچ مهره آبی تو خونه نزاشتم وکاملا عقیده ام نسبت به چشم زخم از بین رفت واین موضوع رو برای دخترم باز کردم وگفتم هرگز چشم زخم وحود ندارد وقدرت مطلق دست خداست هرگز به چشم زخم اعتقاد نداشته باش هرکسی از این حرف ها د بهش بگو تا خدا نخواد اتفاقی نمی افته وهیچ بنده ای اونقد قدرت نداره که بلایی سر من بیاره بدون خواست خدا واین موضوع رو اونقد تو خونه تکرار کردم که همسرم هم که اعتقاد خیلی قوی یه چشم شور داشت مجاب شد ومن در این مورد در خانوادم بهبود ایجاد کردم دوچرخه رو قطع کردم 

      خداوند در خیلی از آیات قرآن فرمودند عمل صالح انجام دهید تا مورد لطف خدا باشید اما نگفتن منطور از عممل صالح دقیقا چی هست هر چیزی که حس خوبی در گوینده شنونده اون حرف ایجاد کنه عمل صالح وکار نیک هست گاهی راهنمایی وهدایت یه نفر حتی یه هم فکری ساده یا ایجاد یه دلخوشی عمه صالح حساب میشه 

      پدر من آدم دست به خیری هست وتا جایی که بتونه کسب مشکلی داشته باشه بهش کمک می کنه مردم داره وبین مردم عزت وآبرو یی زیادی داره بارها شده جایی رفتم ووقتی اسم فامیلی منو دیدن فهمیدن دختر فلانی هستم با احترام با من برخورد کردن یا خیلی ازپسرعمه هام گفتن وقتی جایی رفتیم فهمیدن خواهر زاده فلانی هستیم با احترام باما برخورد کردم 

      این زندگی یه روزی با دنیا اومدن ما شروع شده وروزی با فوت ما  تمام میشه جهان هستی وقوانین اون همواره ادامه داره  وما نقش خودمون رو ایفا می کنیم وبه سهم خودمون بر پیش برد جهان تاثیر می زاریم انشالا که همگی عاقبت بخیر بشیم ونام نیکی برای خودمون ورسم نیکی برای آیندگانمون به جای بگذاریم 

      من برای آینده گذشته ام ازتو خالق مهربانم سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۷ ۰۰:۵۲
      مدت عضویت: 1164 روز
      امتیاز کاربر: 62532 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,379 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی 

      ۱_بله استاد من در گذشته تا اونجایی که یادمه حتی در دوران دبستان مدااام میگفتم ای کاش من فلان خانواده متولد میشم چقدر خانواده فلان دوستم فلان همکلاسیم خوبن چقد شرایط زندگیشون خوبه چقدر پدر مادر خوب و مهربونی داره و همیییشه یکی از حسرت هام این بود که دلم میخواست در خانواده دیگری با شرایط خیلی خوب و آروم و پدرمادری مهربان و آرام متولد میشدم.

      من تا قبل از اینکه با مباحث قانون جذب آشنا بشم پدرم و خانواده پدریشو بشدت مقصر میدونستم که چرا اوضاع مالی خوبی ندارن حتی مدام شاکی بودم و با بابام بحثم میشد که شما خانوادگی اوضاع مالی بدی دارید پولدار تو خانواده تون ندارید بابا بزرگم یه ارث خوب بتون نرسوندبرای همینه من الان دارم تو اوضاع مالی زندگی میکنم که خواسته های مالیم اجابت نمیشه.از شخص بابامم خیلی ناراحت بودم و همیشه پیش دوستام گله میکردم و وقتی هم با بابام بحثم میشد میگفتم که تو برای کارم بهم سرمایه ندادی خیلی از پدرا برای دخترشون ماشین گرفتن یا کمک مالی میکنن برای خرید ملشین برای اجاره دفتر کار اما تو یه تیکه طلا هم هیچوقت برامون نگرفتی خلاصه دل بشددددت پری از بابام و خانواده پدریش داشتم.

      مدام اوضاع سیاسی و اقتصادی کشور رو هم در عدم موفقیت مالیم مقصر میدونستم که با این کشور با این مسئولین هیچوقت ما جوونا روی خوش زندگی رو نمیبینیم.

      داداشمو مقصر میدونستم که علی رغم موقعیت اجتماعیش اما اصلا توی کار منو ساپورت نمیکنخ و هیییچ کاری انجام نمیده که به نفع اوضاع کاری من تمام بشه‌.

      مامانمو هم مقصر میدونستم که اصلا چرا با بابام ازدواج کرد، چرا شاغل نیست، چرا هیچ ارثی بش نرسید، چرا چاقه چرا خوش اندام نیست و باعث چاقی من شد، که در مورد چاقی بیشتر از همه چیز از مامانم خشم داشتم، یا چرا اخلاقش جوریه که مثل بقیه مادرا بیشتر از ما دختراش حمایت نمیکنه…

      کل خانواده پدریمو مقصر میدونستم در مورد بیماری که از بچگی داشتم و تا سنین ۲۰ یا ۲۳ سالگی همراهم بود و توی هر ر بحثی که با بابام داشتم همیشه با حالت ناراحتی بش میگفتم همه اش تقصیر توئه تقصیر این خاندان بی همه چیزته که یه چیز خوب تو دنیا نداشتن برای به ارث گذاشتن نه تنها پولدار نیستن موقعیت اجتماعی بالایی ندارن سواد درست حسابی ندارن بلکه هر چی مریضیه به من رسیده…

      همیییشه این گله و شکایتا رو داشتم بماند که با این حرفا چقددد نقش یه قربانی رو از بچگی تا همین ی سال پیش بازی میکردم همیشه خودم رو قربانی شرایط تحمیلی میدونستم و اوضاع هی بدتر میشد.

      از بچگی همیشه عقیده داشتم اگر تو خانواده دیگ ای متولد میشدم تو شرایط دیگه ای بودم یا حتی بعد از اتمام تحصیلات دانشگاهی همیشه میگفتم اگر یه رشته دیگه ای خونده بودم الان اوضاعم این نبود چون علاقه ای به رشته تحصیلیم نداشتم فقط به خاطر رتبه بالایی که داشتم همه مشاورا گفتن با این رتبه حیفه این رشته رو نخونی…

      ۲_در گذشته که تحت هیییچ شرایطی باورم نمیشد و قبول نمیکردم که من در اوضاع و شرایطم کوچیک ترین تاثیرو داشته باشم و تا قبل از آشنایی با سایت به خاطر ناراحتی که از اضافه وزنم داشتم حس میکردم باید زندگی رو تحمل کنم چاره ای ندارم جز زندگی بشدت ناامید بودم چون خودم رو در شرایطم دخیل نمیدونستم حتی از یک سال قبلش با مباحث قانون جذب آشنا شده بودم اما به معنی واقعی کلمه نگرشم رو تغییر اساسی نداده بود هنوز حس میکردم نمایشی دارم میگم بله ما خالق زندگیمون هستیم انگار این مساله که اضافه وزنو چاقی ارثی هست مثل یه در آهنی بزرگی بود به روی تماااام نگرش های درست، انگار چشم و گوشم نسبت به هر حرفی بسته بود انگار یه مانع برای بهبود تو زندگیم بود واقعا نمیشه ما در یک جنبه از زندگی بپذیریم که ما خالق زندگیمون هستیم اما در یک جنبه دیگه بگیم نه ماباید این شرایط رو تحمل کنیم ارثیه دیگه همینه وحشتناکه این تناقض برای همینم تا زمانی که تاثیر نگرش و افکار رو در چاقی و لاغری متوجه نشدم نتونستم این نگرش رو بپذیرم که ما خالق همه جنبه های زندگیمون هستیم اره دقیقا همینه از وقتی که من با آموزش های شما استاد عزیزم آشنا شدم تونستم این نگرش رو قبول کنم و الان متوجه شدم که ما با ورودی هایی که داریم افکارمون شکل میگیره و با تکرار این افکار نگرش ها و عقایدمون در مورد مسائل مختلف شکل میگیره و با شکل گیری نگرش، در ما انتظار شکل میگیره و انتظار باعث شکل گیری خواسته ما میشه باعث ورود خواسته ما به زندگیمون میشه در واقع خداوند و جهان به انتظارات ما پاسخ میدن. و از اونجایی که ما در افکارمون آزاد هستیم و ذهن ما خصوصی ترین و محرمانه ترین بخش ماست که هیییچ کسی جز ما به اون دسترسی نداره پس ما در خلق زندگی خودمون آزاد هستیم.انتظار ما باعث ورود خواسته های ما از عالم غیر ماده به عالم ماده میشه. دقیقا مثل خدا که مارو از عالم غیر ماده به عالم ماده آورد ما هم مثل خدا با افکارمون و نگرش هامون و انتظارمون خواسته هامون رو از منبع انرژی غیرماده به عالم ماده میاریم.

      خدارو شکر که خلق زندگیمون در اختیار ما گذاشته شده.

      ۳_مسئولیت هر گونه اضافه وزن و رسیدن به اندام ایده آل خودم و لاغر موندن رو بعهده میگیرم.

      _مسئولیت ورود به حرفه مورد علاقه، و بهبود اوضاع مالیم

      _مسئولیت وضعیت جسمیم در یکی از مشکلاتی که از سالها قبل به وجود اومد و یکی از اهدافم بهبود اون هست

      _مسئولیت ایجاد یک رابطه عالی و ازدواج خوب 😊

      خیلی موضوعات دیگه ای هم هستن که فعلا مهم ترینشون این موارد هستن و به خودم تعهد دادم که بپذیرم خودم مسئول ۱۰۰درصد این موضوعات در زندگیم هستم.

      ۴_خب چون بابام شاغل بیمارستان بود هر وقت میرفتم کیلینیک بیمارستان تا متوجه میشدن من دختر همکارشون هستم خیلییی زود و حتی خارج از نوبت همه با من همکاری میکردن.

      همینطور تو محیط کارم پیش اومده بود که برادرم رو میشناختن خیلی برخوردشون تغییر میکرد و بارهای بعدی کارامو زود انجام دادن.

      ۵و ۶_ استاد من با دیدن تغییرات احساسی و فکری و جسمی خودم در اثر استمرار و مداومت و تمرکز بر آموزش های مختلف سایت، به صورت ناخودآگاه کار کردن بر روی افکار و نگرشم لذت شده و باعث شده من رفتارمم تغییر کنه مثلا وقتی میرم بیرون کارامو جوری انجام میدم که کمتر وقتمو بگیره تا بتونم برای تمریناتم زمان ایجاد کنم و باعث شده خیلیی از حواشی رو از زندگیم حذف کنم تا تمرکزمو بهم نزنه من مدتهاست فیلم، هرررر گونه اخبار،ارتباط و معاشرت با یک سری افراد رو کلا حذف کردم. چت کردن، حتی تماس های تلفنی من بشدت محدود شده اصلا اگر گوشی دستم میگیرم یا برای بودن در سایت هست یا جواب دادن تماس های ضروری فقط و فقط همین.میشه گفت تا حدود زیادی حواشی رو حذف کردم تا تایمم صرف آموزش ها بشه چون نتایج آموزش ها تا الان برام انگیزه برای ادامه دادن شده.

      استاد فکر کنید من دارم دوره ورود به سرزمین لاغرها و پاکسازی رو آموزش میبینم ولی متوجه تغییرات عالی در رفتار غذایی دوتا خواهرام دیدم که باهم تو یه اطاق هستیم برای انجام کارامون و حتی تغییر سایز هم داشتن اونا اطلاع دارن از دوره هام و من خیلی وقتا اصول کلی آموزش هارو براشون میگم و باعث تغییرات عالی شده.

      اصلا دنبال کردن آموزش ها برای من انگیزه و امید به زندگی شدن باعث هدفمند شدن من شدن. من یه جمله معروفی دارم که فکر میکنم از بس برای خودم تاکیدش کردم خیلی در تداوم من در این مسیر موثره اونم اینکه لاغری برای من دروازه نعمت ها و خوشبختی هست.

      استاد خدا جایی منو هدایت کرد که نه تنها  برای مهم ترین معضل زندگیم راه حل داره بلکه برای سایر جنبه های مهم زندگیمم کلی آموزش داره. هدایت خداوند ارزشش رو داره که تعهد غیرقابل مذاکره برای ادامه دادن و استمرار این مسیر بدم قطعا تغییر نگرش های من نه تنها باعث میشه من خوب زندگی کنم بلکه قطعا دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن میکنه.

      دقیقا مثل شما، شما برای بهبود شرایط زندگی خودتون تلاش کردید تغییر کنید اما باعث هدایت و تغییر هزاران نفر شدید من شمارو الگوی خودم میدونم برای استمرار در مسیر تغییر کردن.و از خدا میخوام حامی و هدایتگر من برای ادامه دادن باشه.

      از شما سپاسگذارم استاد بسییااااااار جلسه عاااالی بود روحمو جلا داد بشدددت آگاهی لذت بخشی بود ممنونم ازتون.

      سایه تون مستدام باشه🙏🏻

      دوستتون دارم🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 137 کلمه

      باسلام خدمت استاد بزرگوار

      ج۱-راستش من هرگز از شرایط زندگیم در هیچ برهه ای ناراضی نبودم که دنبال مقصر برای این وضعیت باشم وازاین بابت شاکر خدای مهربان هستم

      ج۲-قبلا هرگز به این موضوع واقف نبودم ولی اخیرابا مطالعه مطالب سایت این بینش در من شکل گرفته که با افکار واحساسات وخصوصا ارتباط خالصانه با خداوند میشودنعمت های زیبایی را وارد زندگی کرد ویابرعکس مشکلاتی را تجربه کرد

      ج۳-قطعا مهم ترین وشاخص ترین مورد چاقی واضافه وزنم هست که مسئولیت آن را کاملا میپذیرم وبا اراده خداوند در جهت صحیح عمل خواهم کرد

      ج۵و۶سعی میکنم این آگاهی را در زندگیم وارد کنم که برتمام جهان هستی وبر آینده ی خود ودیگران تاثیر دارم پس هیچ کار زیبایی را کوچک وبی ارزش ندانم وبه دنبال جمع آوری خیر وبرکت برای خودم وسایرین باشم

      ضمن تشکر از استاد بخاطر ارائه این آگاهی های ناب

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 11 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,257 کلمه

      بنام خداوند مهربانم و همیشه حاضر و حامی و عاشق پیشرفت همیشگی ما،

      و درود رحمت و برکت سعادت و ثروت وهر چه کمال خیرو نیکی و  و و ….از سوی خداوند هر لحظه به زندگی شما استاد ارجمند و گرامی هست جاری باشد,

      استاد از خداوند هر لحظه ممنونم 

      از شما هر لحظه ممنونم که مارا بیدار میکنید یادآوری به ما میکنید که صاحب چه عظمتی هستیم باید با اون عظمت یعنی خداوند یکی بشیم و کمتر از او نباشیم 

      چقدر این آیه ها به دل و اعماق وجودم می نشینه:

      دقیقا  مستقیم خداوند حرف میزنه و شما یادآوری کردید به ما ممنونم ازتون از شادی تو پوست خودم نمیگنجم با فهمیدن اینکه من حتی با لاغریم جهان را بهبود می‌بخشم و الان توانستم کم کم ببخشم و رها کنم این صفت را روشن کنم در دلم،خدایا شکرت استاد ممنونم،

      به به:

      (خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند، و خدا شنوای داناست. (انفال ۵۳)

      ۲- در حقیقت، خدا حال قومی را تغییر نمی‌دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد، هیچ برگشتی برای آن نیست، و غیر از او حمایتگری برای آنان نخواهد بود. (رعد ۱۱)

      ۳- و اگر خدا می‌خواست، قطعاً آنان را امتی یگانه می‌گردانید، لیکن هر که را بخواهد، به رحمت خویش درمی‌آورد و ستمگران نه یاری دارند و نه یاوری. (شوری ۸)

      هر کس به خدا و روز بازپسین ایمان داشت و کار شایسته کرد، پس اجرشان را پیش پروردگارشان خواهند داشت، و نه بیمی بر آنان است، و نه اندوهناک خواهند شد. (بقره ۶۲)

      • هر کس کار شایسته کند و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگی پاکیزه‌ای، حیات بخشیم، و مسلماً به آنان بهتر از آنچه انجام می‌دادند پاداش خواهیم داد. (النحل ۹۷)
      • کیست خوشگفتارتر از آن کس که به سوی خدا دعوت نماید و کار نیک کند و گوید: «من از تسلیم‌شدگانم» (فصلت ۳۳)
      • پس هر کس به لقای پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد، و هیچ کس را در پرستش پروردگارش شریک نسازد.» (الکهف ۱۱۰)
      • هر که کفر ورزد، کفرش به زیان اوست، و کسانی که کار شایسته کنند،به سود خودشان آماده می‌کنند. (روم ۴۴))

      (استاد روزی هزار بار کم هر لحظه دوست دارم تمام آیات تمااااام فایلهای زندگی با کمک خداوند  را بخوانم زمزمه کنم از صبح تا شب با خودم،

      نمونه یک‌کارربرای بهبودی زندگی خودمون در حقیقت هر تلاشی برای خودمون هست همین :

      توانایی بخشیدن و رها کردن که ا بن دو ویژگی در من داره گسترش پیدا می‌کنه با این فایل و کلا فایلهاتون چراغ راه و آرامش و تقوین ایمانمون شدن،الان انگار قفل دل و زبانم برای بخشیدن و رها کردن داره گشوده میشه و از همین الان حال خوب برای من آورده بزرگی و بخشش آورده خدایا شکرت اگر حال الانم این باش بعدا برای من چقدر بهتر خواهد بود )

      در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

      فکر میکردم دیگران چقدر ایراد دارن چرا آنقدر دروغ میگن و یا چرا دو چهره هستن اومدم فکر کردم اون داره به خودش صدمه می‌زند چون وقتی من میفهمم!!!

      بزار فکر کنه زرنگه اما من میام دیگه درون خودمو عوض میکنم تا چنین افرادی را جذب نکنم و اون شخص رو دعا میکنم الهی ا چلبته حتی خودمم به راه درست هدایت بشم  ما خدای با عدالت و راستگو و جانب حق و دقیقی داریم خدا خودمم ببخشه انشاالله،

      و اینکه ناراحت بودم چرا خانواده من حامی من نبودن و اصلا من مهم نبودم تا حفظم کنند هر چند ابراز محبت دارن اما یکسری جاها نفهمیدن یا متوجه نبودن چکار کردن نابودم کردن اما اما اما مهم نیست من متوجه شدم و حالا من به قول شما بهبود می‌بخشم من خدا بهم لطف مرد چالش داد تا خودمو بسازم و ببخشم و قوی ادامه بدهم به تنهایی برای خودم کافی هستم الحمدالله 

      و کلا میگذره دیگه دامن به موضوعات نمیخواهم بدهم دوست دارم بخشندگی رو‌پررنگ و بهتر کنم درون خودم.

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید.در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      نگرشم کاملا موافق با این موضوع واقعا بزرگان و اساتید قبل و حین زندگی با ما و حتی شما استاد عالیقدر،

      این نکات رو خیلی گوشزد کردن که ما برای خودمون کافی هستیم و ما خودمون خدایی درونمون داریم و قدرت داریم و جزئی از عظمت خدا هستیم و خالقیم و چقدر هم منصفانه خدا به ما نعمت داده با اختیار خودمون بسازیم زندگیمونو ، به به !!!

      واقعا همینه ما خالق زندگی خودمون هستیم شعری از رهی معیری از کتاب گنجینه دل هست که سرودن:

      رهی معیری » منظومه‌ها »

      گنجینهٔ دل

      چشم فروبسته اگر وا کنی

      در تو بود هرچه تمنا کنی

      عافیت از غیر نصیب تو نیست

      غیر تو ای خسته طبیب تو نیست

      از تو بود راحت بیمار تو

      نیست به غیر از تو پرستار تو

      همدم خود شو که حبیب خودی

      چارهٔ خود کن که طبیب خودی

      غیر که غافل ز دل زار توست

      بی‌خبر از مصلحت کار توست

      بر حذر از مصلحت‌اندیش باش

      مصلحت‌اندیش دل خویش باش

      چشم بصیرت نگشایی چرا؟

      بی‌خبر از خویش چرایی؟ چرا؟

      صید که درمانده ز هرسو شده‌ست

      غفلت او دام ره او شده‌ست

      تا ره غفلت سپرد پای تو

      دام بود جای تو ای وای تو

      خواجهٔ مقبل که ز خود غافلی

      خواجه نه‌ای بندهٔ نامقبلی

      از ره غفلت به گدایی رسی

      ور به خود آیی به خدایی رسی

      پیر تهی کیسهٔ بی‌خانه‌ای

      داشت مکان در دل ویرانه‌ای

      روز به دریوزگی از بخت شوم

      شام به ویرانه درون همچو بوم

      گنج زری بود در آن خاکدان

      چون پری از دیدهٔ مردم نهان

      پای گدا بر سر آن گنج بود

      لیک ز غفلت به غم و رنج بود

      گنج‌صفت خانه به ویرانه داشت

      غافل از آن گنج که در خانه داشت

      عاقبت از فاقه و اندوه و رنج

      مرد گدا مرد و نهان ماند گنج

      ای شده نالان ز غم و رنج خویش

      چند نداری خبر از گنج خویش؟

      گنج تو باشد دل آگاه تو

      گوهر تو اشک سحرگاه تو

      مایهٔ امید مدان غیر را

      کعبهٔ حاجات مخوان دیر را

      غیر ز دلخواه تو آگاه نیست

      زآن که دلی را به دلی راه نیست

      خواهش مرهم ز دل ریش کن

      هرچه طلب می‌کنی از خویش کن

      ۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

      نمونه اش لاغری با ذهنم و بعدیش رفتارم از درون برای بخشیدنم نسبت به رفتار آدمها میخواهم در این موارد بهبودی حاصل کنم و …

      ۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

      ۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

      تعهد میدهم بهبود دهنده و ایمان آورنده باشم به خداوند و عظمتش و به عظمتی که از خودش به من هم عطا کرده برای خلق بهبود زندگیم‌ به دستان خودم .

      ۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید.

      رها کردن و بخشیدن همه افراد قبل از خودم و در حین زندگی با خودم و حتی ایندگانم را 

      میخواهم ببخشم رها کنم این مورد رو دوست دارم پرورش و بهبود دهم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۲۲:۱۱
      مدت عضویت: 2548 روز
      امتیاز کاربر: 4248 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 913 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      من مسئولیت تمام شرایط واتفاقات زندگیم رو برعهده میگیرم .

      من خالق شرایط زندگیم هستم. 

      من بیشتر اوقات وشاید الان هم خیلی وقتها که اسیر نجواهای  منفی باف میشم مادرم رو مقصر تمام ناکامی های زندگیم میدونم چون از بی‌کسی وبی خویشاوندی بچه ی زیاد به دنیا آوردوبچه دار شدن رو خیلی دوست داشت  وهر  سال یا دوسال یه بار یه بچه اضافه میکرد وما ده تا بچه بودیم وپدرم کارگر بود ودر فقر وسختی وجنگ ودعوا وروابط بد پدر ومادر زندگی کردیم وخیلی بی مهری دیدیم از طرف خانواده به خصوص مادرم من خیلی وقتها ارزو میکردم کاش در پرورشگاه بزرگ میشدم ۲۵سال زندکی من خیلی سرشار از رنج وسختی بود ولی به نظرم من از بین اعضای خانواده ام با سربلندی از آن خانواده جدا شدم وبه شهر دیگری به خاطر ازدواج مهاجرت کردم خداوند خودش منو زودتر از بقیه ی اعضای خانواده ام از آن جمع جدا کرد حتما خودم رو لایق یک شهر زیبا و همسری مهربان ومحیط به مراتب خیلی آرام تر وبهتر بودم که اولین نفر از آن جمع جدا شدم .من درآن محیط متشنج کارشناسی ارشدم رو گرفتم بااینکه خیلی از بقیه ي اعضاي خانواده اوضاعم بد بود ومورد بی‌مهری خواهران وبرادران ومادرم بودم .

      من به خاطر پیشینه ی خانوادگی نامطلوب درین شهر هم دچار ناخواسته هایی شدم ولی خداروشکر خداوند مرا به مسیر درست وراست هدایت کرد ومن طعم خوشبختی وارامش واقعی رو بعد آشنایی با خداوند جدید چشیدم .

      اگر من با قانون کائنات آشنا نمیشدم شاید الان خودکشی یا کارم به طلاق وبی بندوباری کشیده شده بود چون من خیلی عزت نفس ضعیفی داشتم .ولی خدا در بهترین زمان منو به راه راست وخداشناسی وخودشناسی هدایت کرد. 

      من تمام کسانی را که در حقم بدی کرده اند میبخشم ورها میکنم من مادرم رو میبخشم ورها میکنم من اعضای خانواده ام رو میبخشم ورها میکنم من خانواده همسرم رو به خاطر تمام حسادتها وبی مهری ها میبخشم ورها میکنم من همسرم رو میبخشم ورها میکنم وبرای همه ی آنها آرزوی بهترین ها رو دارم .

      من خودم رو مقصر تمام شرایط زندگیم میدونم من باتمام وجود مسئولیت زندگیم رو برعهده میگیرم من مسئولیت تمام بی‌مهری هایی که درحقم شده رو می‌پذیرم من مسئولیت چاقی خودم رو می‌پذیرم من مسئولیت نداشتن فرزند دوم رو می پذیرم من خودم کردم با افکار وباورهای اشتباهم 

      من مسئولیت زندگی سطح پایین و نداشتن درآمدوپول وکار رو می‌پذیرم من خودم کم کاری کردم من خودم ترسو بودم

       من مسئولیت تیروئید کم کارم وسینوزیتم رو میپذیرم و باور دارم که خودم تمام این بیماری هارو به سمت خودم جذب کردم .

      من خالق بودم من خالق تمام اتفاقات وشرایط بودم وازین به بعد به خودم قول وتعهد میدهم که شرایط جدید وزیبا وعالی روبرای خودم خلق کنم من گذشته رو  میبخشم و رها میکنم من تمام اتفاقات گذشته رو رها میکنم وآزادم. وبه سوی آینده ای درخشان به پیش میروم .

      من ايمان دارم که پدر ومادرم وهمه کسانی که در زندگیم نقش داشته اند با توجه به محتويات ذهن ومغز خود که از گذشتگان وجامعه یادگرفته بودند با من رفتار کرده اند وهیچ خصومتی با من نداشته اند آنها هم قرباني گذشتگان خود بودند ومن همه اونهارو میبخشم ورها میکنم وازونها تشکر میکنم که با رفتارهای خود چیزهای زیادی به من آموختند آنها آموزگار من بودند انها معلمان من بودن من باید درسهایی ازآنها یاد میگرفتم برآی همین سر راه من سبز شدند تا درسی بزرگ به من بدهند من همه رو میبخشم ورها میکنم 

      من که اگاه هستم وبه راه درست هدایت شدم باید یک بهبود دهنده باشم برای نسل بعد من بايد تمام چیزای خوب رو به نسلم انتقال دهم.

       من که از بقیه ناراحتم که چرا مرا حمایت نکردند و تجربیات بدی به من بخشیدند بايد خیلی مسئولیت پذیر باشم تا به نسل بعدیم چیزهای خوب به یادگار بگذارم لاغری رو به یادگار بگذارم یا خوشبختی وخوشحالی وحال خوب وعشق ومحبت رو به نسل بعد انتقال دهم من باید یک بهبود دهنده ی خوب باشم نه فقط انتقال دهنده 

      حتما وبی شک در نسل قبلی من انسانهای بهتر وخوب بوده اند که من به این  مسير هدایت شدم حتما بوده اند من بااینکه در خانواده نرمال بزرگ نشده ام ولی خیلی انسان پاک وپاکیزه وصادق وچشم ودل پاک ومهربان بوده‌ام.

        در بین  اعضای خانواده ام انرژي های مثبت زیادی داشته ام وخیلی آرام تر ومهربان تر وبی کینه تر بودم وهمه این رو اذعان میکنن که‌ در میان انها من خيلی انسان خوب وبهتر ودر صلح با خود ودیگران هستم و بقیه اعضای خانواده ام نسبت به من خیلی مشکلات روحی وروانی وعقده ها وکینه ها و حسدهای زیادی دارند و زندگی‌شان پراز مشکلات زیادی هست .

      پس من هم درین لحظه مقدس به خودم قول می‌دهم که به نسل بعدیم چیزهای خوب به یادگار بگذارم وهمه از من به نیکی یاد کنن ویک بهبود دهنده هر چند کوچک‌ برای نسل بعدیم باشم من دوست دارم ارامش وعشق وپاکی ومحبت رو به نسل بعدیم منتقل کنم من دوست دارم ثروت وفراوانی رو به نسل بعدیم منتقل کنم من دوست دارم سلامتی ولاغری رو به نسل بعدم به یادگار بگذارم من دوست دارم حال خوب ومثبت اندیشی روبه نسل بعدم به یادگار بگذارم.

       ممنونم استاد که امروز این مطالب زیبارو برای من یاد دادین مطمئنم نسل بعدیم ازین آگاهی ها بهره ها خواهند برد وانسانهای خداشناس ومعنوی خواهند شد اشکم سرازیر شد  وقلبم سرشار ازعشق .  من مطمئنم که این آگاهی ها در نسل‌های بعدی شما واعضای سایت بهبود های عالی خواهد گذاشت من ایمان دارم. 

      میخواهم کامنتم رو دراینجا تمام کنم شاید نکاتی از ذهنم رفت ولی خیلی حس عالی گرفتم از نوشته ام 

      ممنونم استاد خدا حفظتون کنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 32 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۲۲:۰۳
      مدت عضویت: 1134 روز
      امتیاز کاربر: 63150 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,829 کلمه

      به نام خداوند یاری دهنده و بخشنده🙏🙏🙏 

      باسلام خدمت استاد عزیز ومهربانم و دوستان هم مسیر برای رسیدن به سعادت و خوشبختی 🥰✋❤❤❤

      قدم ۶ :من برای گذشته و آینده ام سپاس گذارم 

                            زندگی با کمک خداوند 

      آنچه اکنون هستید نتیجه گذشته ی است که پشت سر گذاشته اید و آنچه در آینده تجربه خواهید کرد نتیجه امروز وفرداهای زندگی تان است 

      شما خالق زندگی خود بوده اید چه اکنون نسبت به این موضوع باور داشته یا نداشته باشید 

      خداوند در تمام مسیر زندگی تان همواره به شما نزدیک بوده است و نزدیک خواهد بود برای آنچه هستید شکر گذار خداوندباشید تا برای آنچه می خواهید مورد لطف و رحمت خداوند قرار گیرید 

      من فهمیدم که،خودم خالق زندگیم هستم ودر این چند سالی که از قانون جذب اطلاع پیدا کردم و بدونه مقاومت قبول کرده وحرکت کردم به مراتب درحال احساسات فوقالعاده زندگی می کنم ودیگر کمتر از قبل غم و قصه می خورم و دیگه از هیچ کس توقع و انتظار ندارم و سعی می کنم دیگران رو ببخشم واز همه مهم تر خودمو ببخشم وعاشقانه خودمو دوست داشته باشم همیشه به ما می گفتن شاکر باش ودر عمل به ما یاد دادن که گله و شکایت کنیم و کینه داشته باشیم واگر ناراحت باشیم بیشتر به خدا نزدیک تر هستیم واگر قانع باشیم عزیز هستیم وغیره

       به  ما زندگی کردن رو اشتباه یاد دادن وما همیشه از دیگران توقع داشتیم مثلا پدر و مادرامون در حق ما کوتاهی کردن وغیره ولی اکنون فهمیدم اونها هم قربانی باورهای اشتباه از گذشتگانشان بودن فهمیدم که خداوند بسیار مهربان و بخشنده وتوبه پذیر هست حالا فهمیدم که خداوند حامی من هست واز خودش کمک می خوام که به خدا اعتماد کنم وبه وفاداری ش به زمان بندی اش به برنامه های الهیش به بخشندگی فقط باورش کنم در وجودم ودر زندگیم درهر چالشی اززندگیم از  خودش کمک بخوام خودش هدایتم کنه به راحت ترین راه وبهترین روش برای حل هر چالشی

       خداوندا برای تمام هدایت هات سپاس گذارم 🙏🙏🙏

      انسانها خالق زندگی خودشون هستن 

      خداوند نعمتی را که بر قوی ارزانی داشته تغییر نمیدهد،مگر آنکه آنان آنچه رادر دل دارند تغییر دهند وخدا شنوای داناست واین آیه تاکید داره که خداوندشرایط انسان را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنچه در دل دارد را تغییر دهد و جالب اینکه از عبارت (خداوند شنودی دانا ست )استفاده شده است 

      بنابراین برای تغییر شرایط زندگی ام باید آنچه دردل دارم را تغییر دهم

      چه چیزی در دل دارید ؟چه چیزی دل ایجاد وشکل می گیرد ؟انتظار 

      پس انتظار ما از زندگی در دل ایجاد و شکل می گیرد و خداوند شنوا وداناست برای تغییر آنچه در دل ایجاد وشکل می گیره باید در خواستهاو دعاهای خود باخداوند را ،تغییر دهیم 

      از چه چیزی با خدا وند صحبت می کنید یا چه خواسته ای از او دارید؟اوهمون به سمت شما بر می گرداند👌👌👌 

      پس باید کلام ،نگرش ،و انتظار خود از زندگی را تغییر دهید تا شرایط زندگی تان تغییر کند و آنوقت است که می توانید خالق زندگی خود باشید 

      خداوند حال قومی رو تغییر نمیده تا آنان حال خود را تغییر دهند،چون خدا برای قومی آسیبی بخواهد هیچ برگشتی برای آن نیست وغیر از او حمایت گری برای آنان نخواهد بود 

      تا قومی حال خودش تغییر نده خدا حال اونهارو تغییر نمیده 

      پس انتظار داشتن که خداوند به فکر بهبود شرایط زندگی ما باشدیا اون خالق زندگی ماست فکر و نگرش بیهوده ای هست بلکه باید خودمون به فکر تغییر حال خود باشیم تا خداوند بر مبنای حال جدید شرایط جدید را وارد زندگی ما کنه 

      اگر خداوند بر قوی آسیبی برسون هیچ بر گشتی براش نیست چون اون آسیب به خاطر حال اون قوم بوجود آمده و مگر خود قوم با تغییر حالشان شرایطشون رومی تونن تغییر بده

      نشان دهنده این که خدا تنها حمایت گر انسانهاست خداوند پاسخ دهنده به حال وانتظارانسانهاست هم میتونه مشکل ورنج ایجاد کنه وهم راحتی و آسایش چون واکنش دهنده به درخواست واحساس انسانهاست

      اگر خدا می خواست قطعا آنان را امتی یگانه می گردانید ولیکن هر که را بخواهد به رحمت خویش در می آورد و ستمگران نه یاری دارند ونه یاوری

      اگر خداوندمی خواست همه آنها رو امتی واحد و یگانه قرار میداد ولی خدا نخواسته خالق زندگی ما باشه تا هممون به یک شکل زندگی کنیم بلکه اختیار خلق زندگیمونو به عهده خودمون گذاشته ومارو آزاد خلق کرده تا هر کدونمون با نگرشهای متفاوت زندگی های متفاوتی رو تجربه کنیم واختیار تغییر دادن شرایطمون داشته باشیم خدایا شکرت 

       اگر همسو با قوانین خدا وند عمل کنم مورد رحمت خدا قرار گرفته چون خداوند سیستم جهان هستی رو به این شکل قرار داده اگر همسو با قوانین خداوند قرار نگیرم مورد رحمت قرار نخواهم گرفت بلکه در رنج و سختی زندگی خواهم کرد 

      تمرین 

      در سال های گذشته به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دونستید؟

      من هم در دوران کودکی پدرم رو مقصر شرایط اون زمانم میدونستم وخدا رو مقصر میدونستم که در دوران کودکی مادرم رو ازم گرفت وبا شرایط چالش بر انگیزی، زندگی کرده و بزرگ شدم وبه خدا می گفتم قرار بوده مادرم بگیره چرا اصلا من رو به این دنیا آورده چرا این قدر امتحانش برام سخته و عادلانه نیست چون خیلیها مادر داشتن  بعدش که بزرگتر شدم خانواده ودولت ها وبعد همسرم وخانوادش و شرایط اقتصادی و همه رو مقصر پیشرفت نکردنم و خوب زندگی نکردنم می دونستم واز زمانی که قانون جذب رو یاد گرفتم و کتابهای رو هم خوندم به کل نگرشم عوض شد و همه چیز رو بخشیدم و قبول کردم من باید با همین شرایط در زندگیم حالم خوب باشه و سپاس گذار داشته هام باشم تا بعد از مرگ احساس حسرت و پشیمانی نداشته باشم ودر درگاه خداوند سر بلند باشم 

      خدایا به امید تو 🤲

      آیا به این موضوع فکر کرده اید اگر در مکان دیکه ای ویا خانواده دیگر ی متولد میشدید شرایط بهتری داشتید ؟

      بله به کررات همیشه می گفتم ای کاش در خانواده ثروتمندتر بودم و تنها بچه بودم واونها عاشقانه دوستم داشتن وبرای خودم کسی می شدم ویا در خارج متولد میشدم تا امکانات بهتری داشته باشم متاسفانه از شرایط فوق‌العاده ای که خدا برام در نظر گرفته بود نمی دیدم وناسپاسانه زندگی کردم وباعث شد که زندگی رو اصلا زندگی نکنم وزندگی پر از حسرت ونارضایتی رو برای خودم خلق کردم ولی خداوند همیشه کمک کننده و هدایت کننده من،بود وباعث شد قبل از مرگم زندگیم تغییر دهم تا در آخرت حسرت نکشم که چرا خوب عمل نکردم خدایا شکرت که به خواستم جواب دادی که در اون دنیا جز حسرت خوردگان نباشم 

      ۳.نگرش خود رو درباره خالق زندگیتان هستید بنویسید ؟واقعا شگفت انگیز که انسان خودش خالق زندگی ش باشه و آزادانه حق انتخاب داره واقعا قبول دارم من قبلا به حق انتخاب وهدف مند بودن از آفرینش انسانها و جهان ایمان داشتم و حق انتخابو،در لباس خریدن ویا انتخاب شریک زندگی و انتخاب کجا بریم چی بخوریم  چی بگیم چه عقیدهای داشته باشی  چه رشته تحصیلی رو انتخاب کنیم وغیره  ولی فکرش نمی کردم که خالق سر نوشتم هستم وبه ماگفته بودن هر کسی بدنیا می یادسرنوشتش،خدا تعیین کرده وفقط در شبهای احیا می تونیم،با دعاها اون تغییربدیم تا سال خوبی رو تجربه کنیم ولی حالا می دونم  که با انتخاب زندگی باکمک خدا در ما احساسات الهی رو غلیان می کنه وبا داشتن احساسات خوب واستمرار داشتن وانتخاب کنترل ذهن کردن می تونیم سر نوشتی عالی رو رقم بزنیم با فرکانس واحساس و باورهای درست می تونیم سرنوشتمونو رو تعیین کنیم زندگیمونو خلق کنیم خداوندا سپاس گذارم 🙏🙏🙏

      مواردی را در زندگی که نیاز است مسئولیت  آن روبعهده بگیرید را مشخص کرده  و خالق این شرایط بودم و حالا می خوام تغییر بدم ؟

      مسئولیت چاقی وشرایط نامساعد مالی و روابط عاطفی وسلامتی ومعنویتم رو خودم مقصر هستم که باعث چاقی وبیماری در بدنم شدم خودم مسئول شرایط مالیم هستم وخودم باعث سرد شدن روابطم شدم وخودم باعث نگرش نامناسب نسبت به خدا بودم و حالا در این سایت وبا کمک آگاهی های که خداوند من رو هدایت می کنه من به زودی شرایطم رو تغییر میدم ودر این راه باید تا زمان مرگم استمرار داشته باشم و نگرش های درست رو در باره تمام ابعاد زندگی یاد بگیرم وبه کار ببندم

      ۴.مواردی در زندگیتان شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید پدر یا مادر یا پدر بزرگ و مادر بزرگ شما را شناخته ودر حق شمالطف و محبت کرده اند ؟

      من هم در مکانهای مختلفی مورد لطف و محبت کسانی قرار گرفته ام که اصلا نمی شناختم ولی به واسطه پدر و مادرم یا پدر بزرگ و مادر بزرگم مورد مهربانی طرف مقابل قرار گرفته ام واکنون یک موردی که به ۱۳سال پیش بر می گردد که وقتی پسرم۶ سالش شده بودیم می خواستم پیش دبستانی ثبت نام کنم وبرای ثبت نام مدرسه رفته بودم مدیر مدرسه پدر بزرگ و مادر بزرگم می شناخت چون آنها به این مدیر خیلی مهربانی کرده بودن زمانهای زیادی ازش پذیرایی کرده بودن و وقتی ما رو شناخت خیلی هوای پسرم و داشت و همیشه ذکر و خیر از خوبیهای گذشتگانم می کرد ولی آمرزش می کرد ومن خیلی خوشحال بودم  

      در جاهای مختلف اداری یا خصوصی  حتی اگر پسرم و همسرم مراجعه میکنن میان میگن به واسطه پدر مرحومت کار مارو راحت تر  انجام شد ومن خیلی خوشحال می شم و دوست دارم از من هم بعد از مرگ خوبی بمونه وباعث بهتر شدن و خوشحال شدن  نسل ام شوم من هم دوست دارم بهبود دهنده زندگیم شوم نگرشهای درستی رو به اونها انتقال بدم و باورهای درست،رو براشون بسازم وباعث بهتر شدن جهان هستی باشم ودر این جا تعهد می دم که به این مسیر ادامه داده تا تغییر کنم و تغییر دهنده خانواده ام و اطرافیانم باشم 

      برنامه خودم این که درباره ذخیره کردن رحمت الهی در وجودم و جریان زندگیم بیشتر بشه چه هست ؟

      باید اعمال صالح روبیشتر کنم و اون هم از طریق باورهای درست نسبت به خداوند، توحیدی عمل کنم

      باید ایمان ام به روز واپسین بیشتر کنم واعتمادم به خداوند رو تقویت کنم باید مراقب نجواهای ذهنم باشم باید ذهنم رو درمواجه شدن با چالشهای زندگی کنترل کنم تا حالم بد نشه 

      حرفهای نامید کننده نزنم باید دست از توجه به دیگران وقضاوتهام بردارم باید دست از انتقاد به همسرم و فرزندم و دیگران بردارم باید دست از سر زنش کردن خودم بردارم باید 

      شروع کنم به خدای خودم عشق بورزم و سپاس گذار باشم 

      باید خودموعاشقانه دوست داشته باشم باید به خودم افتخار کنم و سپاس گذار بدنم و زیبای هایم باشم باید در هر مسئله ای خیر بودنش و توجه کنم 

      باید زیبای های اطرافم تحسین کنم باید همسر وفرزندمو همون طور که هستن بپذیرم دوستشان داشته باشم،

      باید به آزادانه عمل کردن ورفتار کردن دیگران احترام بگذارم و ناراحت نشم 

      باید اگه جای یا کسی کمکی ازمن خواست کمک کنم به شرطی که در من احساس بد ایجاد نشه 

      باید دستی از دستان خدا در  جهان باشم برای گسترش بهتر جهان هستی 

      باید از خودم نگرش و باورهای درست ایجاد کنم وبه نسلم انتقال بدم 

      باید خواسته هام آرزوهایم از خداوند یکتا بخوام 

      باید شکر گذار هر لحظه ام باشم 

      باید فرکانس سپاس گذاری واحساس خوب رو از خودم متساعد کنم 

      خدایا سپاس گذارم برای خلقم تا خالق زندگیم باشم آزاد و رها 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      استاد با تمام وجودم سپاس گذارم برای گسترش آگاهی در  جهان هستی 🙏🙏🙏❤😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۲۱:۲۱
      مدت عضویت: 2198 روز
      امتیاز کاربر: 50217 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,198 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم م و دوستان گرامیم 

      من کاملا می‌پذیرم که آنچه که اکنون هستم نتیجه گدشته من است که پشت سر گذاشتم  و آنچه در آینده تجربه خواهم کرد نتیجه امروز و فرداهای من است و من آرزو دارم که خدایا کمکم کن طوری فکر کنم طوری رفتار کنم که نتیجه آینده‌ام زمین تااسمان با نتایجی که الان دارم تجربه میکنم متفاوت باشه 

      خداروشکر نتایجی که الان دارم تجربه میکنم در بعصی شرایط خوب در بعصی شرایط خیلی راضی نیستم  

      من  کاملا پذیرفتم که من خالق زندگی خودهستم  و سعی میکنم مسئولیت زندگی افکار رفتار واکنش‌های همزمانیهام بپذیرم من اینم یکم درک کردم که خدا وند به من نزدیک است و سعی می‌کنم انسان سپاسگزاری باشم تا مورد لطف و رحمت خدا ند قرار بگیرم و انتطار دارم از خدا ند که مرا مورد لطف و محبت خود قرار داده 

      من برای گذشته و آینده‌ام از خالق خودم سپاسگزارم  

      همه انسانها اینجوری فکر میکنن اولش باور ندارن که خالق زندگی خودشون هستن خیلی چیزها هم شاید شنیده باشن در رابطه با این موضوع من فکر میکردم خداوند خالق زندگی منه اونه که شرایط زندگی منو رقم میزنه بعدش پدرو مادرممم سهیم دونستم بعدش جامعه گرانی و…و همسرم همه رو دخیل میدونستم که اینها شرایط زندگی منو دارن رقم میزنن ظاهرا با عقل هم جور در میومد 

      ولی وقتی با قدرت ذهن و قانون جذب آشنا شدم کم کم متوجه شدم که اینها هیچ نقشی در سرنوشت من ندارن این خود من هستم که خالق زندگی خودم هستم اولش باورم نمیشد ولی وقتی درسام میخوندم متوجه میشدم نمونه هم میدیدم که من فکر میکنم یه شرایطتی برای پن رقم میخوره 

      درباره بیماری نمیخوام اصلا دیگه صحبتی کنم‌ اتفاقات جدید مثال میزنم مثلا  من فکر کردم هنذفری نیاز دارم  کمتر از ۱۰ دقیقه بعد هنسفری من تو گوشم بود  پس من خالق زندگی خودم هستم چیزی نیاز داشتم رفتم خریدم 

      یا من اصلا به هد ست فکرم نکرده بودم هد ستم خراب شد دخترم به پدرش گفت بابا برای من هد ست میخری منم همون لحظه به نظر خودم سو استفاده کردم گفتم میشه خواهش کنم برای منم بخری همسرم قبول کرد همون روز بعد از ظهر رفتیم مغازه دوستش و قسطی دو تا هد سط خریدم من هد سط وایرلس رو انتخاب کردم همون نگاه اول عاشقش شدم گفتم من اینو میخوام  پسپن خالق زندگی خودم هستم درستکه اون لحطه من به داشتن هد سط نو فکر نکرده بودم اما قبلش خیلی فکر کرده بودم که هد سط ندارم  سخت نمیتونم ور هر شرایطی فایل گوش بدم و اون همزمانی اتقاق افتاد پن هم صاحب هد سط نو شدم 

      من خالق زندگی خودم هستم از بیماری ترسیدم بیمار شدم 

      من خالق زندگی خودم هستم ساعت دیواری نداشتم و بهش فکر کردم و خریدمش و الان هر وقت بهش نگاه میکنم به خودم میبالم که عه این ساعت اولین نعمتی بود که پن خودم با اگاهیهایی که کسب کرده بودم خلقش کر دم خلاصه با تماموجودم می‌پذیرم که من خالق زندگیم هستم چه در بخش‌هایی  از زندگیم که راضی هستم چون در بخش‌هایی زندگیم که نا راصی هستم همه شو خودم خلق کردم 

      و میخوام از خدا ند بزرگم از استا  عزیزمنهایت تشکر و قدر دانی داشته باشم چو ن اگر هدایت خدا وند نبود اگر راهنمایی های استادم نبود من همون فرزانه ۵ سال قبلم بودم که داشتم باری به هر جهت زندگی میکردم هر چه پیش آید خوش اید زندگی میکردم 

      الان کاملا فرد متفاوتی شدم به وضوح  میتونم بگم اون فرزانه قبلی مرد الان یه فرزانه جدید آگاه  دانا متفاوت بدنیا آمده من از وقتی عضو سایت شدم برای بار دوم بدنیا اومدم 

      بله وقتی فکر میکنم  به گذشته خودم میبینم در چه شرایط سختی زندگی کردم خوب هیچ وقت نمیتونم قبول کنم که اون شرایط به او ن سختی خودم خلق کر ده باشم  برام سخت باور کردنش اما من الان این موضوع خوب درک کردم که خودم دارم شرایط زندگیم رقم میزنم به نوعی خودم خالق زندگیم هستم باافکاری که در سر دارم دارم زندگیم می‌سازم  این موضوع هم خیلی درک نکردم چون خیلی خیلی خیلی عقیده دارم که پن هر روز دارم افکار خوبی در دهنم پرورش میدم پس چرا شرایطتم اینکه خداروشکر راضی هستم بعًی جنبه‌ای رو اصلا راضی نیستم میدونم  خودم مسئول اون شرایط که راضی هستم هستم و خودم مسئول اون شرایطی که راضی نیستم هستم  چون من خالق زندگی خودم هستم  البته با کمک خدا وند میخوام خالق بهتری باشم 

      من هم خیلی فکر میکردم اگر پدر پولداری داشتم برای پن یه جهیزیه خوب می‌داد من آنقدر سرزنش نمی‌شدم اگر  پادر من اسرا ر نداشت من با پسر داییم ازدواج کنم من حتما الان خوشبختی بودم  یا اگر پدر پن مثل بعضی از پدرها به منم خونه هدیه  می‌کرد من راحتر زندگی میکردم اول زندگی مجبور نبود با خواه  همسرم زندگی کنم اون مشکلات داشته باشم وقتی به این چیزا فکر ک نم طبعا پذیرش من خالق زندگیم هستم سختر ه و اگر آگاهی نداشته باشم که باورش غیر ممکن بود برام اما الان براحتی می‌پذیرم 

      واقعا قبول دارم خدا ند نعمتی که به من داده رو از من نمیگیره اگر چنین بود پسرا از ا ول به من داده پس این من هستم با افکار و رفتار نادرست نعمت را از دست میدم خدا ا نو از من نگرفت مثل چاقی همه ما انسانها وقتی بدنیا ا میدم از نت تناسب اندام ایدهالمون بهرمند بودیم که خدا ند به ما ارزانی کرده بود اما ناخواسته استه به دلایل مختلفی اون رو از دست دادیم به انسان چاق تبدیل شدیم پس خدا ند آنچیزی که در دل ما قرار داده رو تغییر نمیده خدا دانا و شنواست  

      من هم میخوام‌  خالق زندگی خود باشم و برای این کار اول میخوام مسئول ۱۰۰درصد بی پولی خود باشم 

      من هم فکر میکردم اگر من شغلی ندارم و بی پول هستم بدلیل اینکه سنم زیاد به من کسی کاری نمیده اون زمانکه باید کار میکردم نکردم الان دیر ه و من زمان کافی ندارم تا بتونم از شغلم درامد کسب کنم الان تصمیم گرفتم‌خالق زندگی خود بی پولم باشم میخوام شرایط زندگیم تغییر بدم 

      پس من هم باید راهکاری برای حل مشکل بی پولی خودم پیدا کنم که فعلا هیچ ایدهای ندارم 

      پس پن متوجه شدم اگر شرایط گذشته خودم نپذیرم نمیتونم شرایط فعلی خودم رو بپذیرم و اگر شرایط فعلی خودم نمیدیدم نمیتونم خالقزندگی خود باشم 

      پس در نتیجه تصمیم می.گیرم  در گذشته هر چیزی که من دوست نداشتم ازش شکایت میکردم بپذیرم من سعی می‌کردم خیلی به گذشته خودم فکر نکنم چون باعث حسرت در من میشد الانم فکر نمی‌کنم و می‌پذیرم که در گذشته من هر چیزی بوده که من دوست نداشتم یا از ا ن ناراحت بودم نمی‌نمیپذیرفتم  الان می‌پذیرم و دیگه به گذشته خودم فکر نمی‌کنم غصه و حسرت گذشته رو نمیخورم  و در مورد بی پولی پ ل نداشتن و…دی.ه حرفی نمیزنم شکایتی نمیکنم و  تصمیم گرفتم از الان خالق زندگی خود باشم دیگه فکر بی پولی نکنم یه شرایط متفاوتی برای خودم خلق ‌کنم 

      استاد من هم برای درباره مقصر کردن انسانها در زندگی خودم این تمرین رو انجام دادم و بطور کلی میدم میشینم فکر میکنم ببینم چه کسانی رو نسبت به شرایط زندگیم مقصر میدونم در تمام جنبه‌ای زندگی انجام میدم 

      منم پدرو مادرم مقصر زندگیم میدونستم برای اینکه پولدار نبودن شرایطی مناسبی برای من فراهم کنن من قبلا به این موصوع فکر کردم که اونها هم تلاش خودشونو کردن که برای پن بهترین جهیزیه رو درست کنن وقتی آدم چهار تا دختر داره طفلک بیشتر از این ازش بر نمیاد دیگه برای اولی جهیزیه درست می‌کنه هنوز اقساطش تموم نشده سیسمونی باید درست کنه منم بچه سوم خانواده بودم خوب هر چه می‌گذشت شرایط براش سختر میشد در نتیجه جهیزیه کمتری میتونست بهمون بده 

      همسرم اونم طفلک خیلی زحمت میکشه یک نفر هزینه کلی آدم باید ساپورت کنه من و دخترم ماشینش کارش ماشین پراید قسط بیمه قسط تلوزیون و….رو باید ساپورت کنه طبعانمیتونه  

      خانم فلانی رو خیلی باعث نابسامانی شرایطم میدونستم که به من زور گفت باید جهیزیه فلان درست کنی درصورتی که کسی که میگه جهیزیه فلان باید درست کنی خودش بهترین کادوها رو برای عروسش می‌خره بهترین عروسی میگیره اگر شما کادویی دیدید دختر من هم دید  و خدا شاهده حتی یه شام خودمونی خانواده ما و خودشونم نداد  خونه هم که خودم دادم در واقع داداماد سر خونه آوردم زبونشون خیلی دراز این منو خیلی اذیت میکنه ولی با دیدگاه میبینم که خدا ند میخواسته من بزرگتر داناتر بشم خیلی سخته ولی سعیم می‌کنم 

      خواهر همسرم که خیلی ادیت شدم از دستش هم میگم اونم میخواست ما خوشبخت بشیم آخه  به پن گفته بودن فلانی رفت از فلانی تو شهرستانمون دعا گرفت که ما با هم ازدواج کنیم‌ و این ازدواج به این صورت شکل  گرفته نظر ا ن روزا بود دیگه و میگم ا ن نیتش این بود من خوشبخت بشم و قصد آزار و اذیت مرا نداشت 

      آنقدر مینویسم تا با خودم و شرایط فعلی به صلح برسم 

      چقدر خوبه ما فقط انتقال دهنده نیستیم  ما انتقال دهنده بهترینها هستیم و خداروشکر میکنم نسل من به بعد نسل‌های خوبی میشن 

      ما یک صاحب خونه داشتیم که اولین صاحب خونه‌ای بود که من تو ا ن حیاط بزرگ شدم یه مردی بود که من خیلی ازش میترسیدم برای همین هر وقت صدای موتور شو می‌شنیدم دست خودم نبود حتما  خودم خیس میکردم آقا بود ها اما میگفت مامان جون چرا از من می‌ترسی  و من الان یکی از تکه کلامها مامان جون 

      استاد من  خداروشکر خیلی سعی میکنم افکاری نکردم به دیگران انتقال ندم مثلا دختر دومم تپلی من به هیچ وجه بهش نمیگم اینو بخور ا نو نخور افکار چاق کننده خودم بهش انتقال نمیدم و خداروشکر خودش هم خیلی این افکار نداره  اگر سوالی کنه یا شرایط حادی پیش میاد من یه چیزی بهش میگم همونها باعث میشه نگرش عوض بشه من احتمال میدم زود یادش بره کلی اونو نمیدونم که یادش میره یا نه 

      من همیشه در افکار و نگرش م تغییر ایجاد میکنم مثلا مادرم از خواهرم به من یه حرفی میزنه اگر خواهرم بشنوه خیلی ناراحت میشه وقتی خواهرم با من ح ف میزنه حرفی میشه پن ا ن حرف ‌املا تعییر میدم به سمت مثبتبه خواهرم میگم تا اگر خواهرم نسبت به مادرم یا بعکس ناراحتی در دل دارن اینجوری هر دو ازهم خوشحال میشن ناراحتیشون برطرف میشه و اینجوری نگرش انسانها به هم تعییر میکنه 

      من فکر میکردم وقتی پن خالق زندگی خودم هستم یعنی اینکه افکارم نگرش تغییر میدم تا شرایط بهتر تجربه کنم لذت ببرم اما الان سطح بالاتری از خالق زندگی خود باش تجربه کردم این خیلی لدت بخش تر که همون طور که زندگی خودتو تغییر میدی میتونی زندگی شرایط نسل بعد بعدیهای خودتم تغییر بدی و این خیلی خوبه خدایا شکرت 

      من پدربزرگ و مادر بزرگ نداشتم ولی دایی داشتم که پدر همسرم بود وقتی بهشتی نشده بود اومد پیش ما پا بردیم دکتر و اینا همش میگفت عروس دستت درد نکنه چه سوپ خوشمزه‌ای یا دستت درد نکنه کمک کردی تا سرویس برم و…و این همیشه در ذهنم هست و همیشه بخوبی ازش یاد می‌کنم 

      یا همسر من در بچگی مادر خودش از دست داد و پدرش یه همسر دیگه اختیار کرد اون خانم با اینکه به اصطلاح می‌کن زن بابا بود همه بد می‌دونستن من خیلی دوستش داشتم الانم دارم چون همیشه وقتی من نامزد بودم اون بعنوان مادر شوهر برای من هر عید یه کادویی تهیه میدیدشاید کادو ایشون یه پارچه قدیمی از توی صندوقچه خودش بود ولی اون برای من بسیار ارزشمند بود اما خواهرهای همسرم یا نمیومد یا یه چیز بیخودی میکردن برای من ارزشی نداشت 

      اسناد من یه پسر عمو دارم که سه تا دختر دارن و ایشون خیلی اسرار داشتن که همزمان دو تا رشته رو با هم بخونن دو تا دختر بز رگها و م فق شدن ی‌ی استاد دانشگاه شد یکی هم مهندس کامپیوتر تر رشته دوم ا نها رو نمیدونم پسر عموی من عقیده ه داشت شاید ثروتی برای ا ونها بجا نگذاشته باشم ولی چیزی به اونها دادم تا آخر عمرشون ثروت دارن 

      تمرین 

      من خواهر همسرم مقصر زندگی و بدبختی خود مبدانستم و میگفتم اگر تو دعا نمیگرفتی این ازدواج صورت نمی‌گرفت من با کسدیگه ازدواج میکردم خوشبخت میشدم 

      پدرم مقصر شرایط بدم می‌دانستم میگفتم اگر به من جهیزیه خو بی می‌داد آنقدر من سرزنش نمی‌شدم 

      دولت مقصر میدونستم میگم کشورهای دیگه آنقدر یارانه میگیرن ما آنقدر تا بیایی نگاش کنی تموم شده 

      دولت مقصر میدونستم میگفتم اگر گرانی نمیشد من هم توان خرید داشتم 

      و خیلی ها رو مقصر  زندگیم میدونستم میگفتم اگر این اینکارو نمی‌کرد اون اون کارو نمی‌کرد پن خوشبخت بودم 

      من صد در صد موافق این جمله هستم من خالق زندگی خودم هستم  امروزم که متوجه شدم علاوه بر خلق کردن هر نعمتی بازم من مدل دیگه خالق زندگی خودم هستم که من میتونم با تعییر افکار و نگرش و عملکر دم در زندگیم باعث تغییر و احساس خوب در دیگران بشم اینم یه مدل خالق زندگی بودن 

      من مسئولیت چاقی بی پولی روابط بد سلامتی تناسب اندام اخلاق خوب رفتار خوب کلا مسئول صد در صد افکار و رفتار و احساس و عملکرد واکنش‌های همه زندگیم هستم  و الان میخوام افکارم نکردم عملکردم تغییر بدم خالق زندگی خودم بشم 

      من مواردی پیدا نکردم که بخاطر پدر یا مادرم با کس دیگه به من کمکی کرده باشن 

      مجموعه میشم برای بهبود زندگی خودم و خانواده‌ام و اطرافیانم تلاش کنم 

      من قبلا موضوع اعمال نیک یا اعمال صالح یاد گرفتم سعی میکنم اعمال صالح بیشتری انجام بدم تا از اینطوری مورد لطف و رحمت الهی قرار گرفته و آنها رو دخیره کنم تا در دنیا و آخرت سعادتمند شوم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۴:۵۲
      مدت عضویت: 2024 روز
      امتیاز کاربر: 8500 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 932 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️

      سلام

      زندگی با کمک خداوند . گام شش . من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم

      من برای گذشته.و آینده ام سپاسگزارم این عبارت درسته که یک جمله کوتاست ولی معنی و مفهوم و بالایی رو درون خودش نهفته داره من این جمله رو بالای ده بار با خودم زمزمه کردم و جالبه که به آرامش عجیبی رسیدم 

      قبلاً به خاطر همه مشکلاتم، به خاطر ثروتمند نبودن ، تحصیلات عالیه نداشتن ، شاد نبودن ، چاق بودن …. خانواده خودم و خانواده همسرم و مقصر میدونستم فکر میکردم که اگر اونا کمک مون می کردن و یا اگه ارث درست و حسابی از طرف اونا بهمون می‌رسید الان ما هم در شرایط بهتری زندگی میکردیم و این قدر سختی نمیکشیدیم البته پدر همسر من الحمدلله وضعیت مالی خوبی دارن و اگه تقسیم ورثه بشه خیلی از مشکلات ما حل میشه ولی چون ما در جایی که زندگی میکنیم رسم شون اینه که تا وقتی که پدر و مادر زنده هستند مخصوصا پدر کسی از فرزندان حق ندارد صحبتی از تقسیم ارث بزنه در صورتیکه در بسیاری از جاهای دیگه من دیدم و شنیدم که والدین هنوز خودشون زنده و در قید حیاط هستند ارث و میراث شونو بین فرزندان شون تقسیم میکنند و این طوری فرزندان هم خوشحال هستند و از این طریق کلی از مشکلات شون حل میشه و بچه ها هم خوشحال ترن  و همسر من همیشه از این موضوع ناراحته و میگه آخه چرا باید با وجود اینکه می‌دونی یه ارثی داری که میدونی کلی رو زندگی و حال و احوالت تاثیر داره ولی بازم باید با مشکلات دست و پنجه نرم کنی و یا همیشه میگه الان که من جوونم و این ارث به دردم نخوره و لذت شو نبرم  سر پیری دیگه بهم برسه اصلأ نمی‌خوام که برسه 

      و به خاطر این مسایل من اونا رو مقصر میدونستم 

      ولی از زمانی که با قانون جذب و مسایل ذهنی آشنا شدم همه اونا رو بخشیدم و متوجه شدم و پذیرفتم که خالق همه ناراحتی و خوشحالی هام در زندگیم خودم هستم البته که اوایل پذیرش این موضوع که من خودم مسول مشکلات زندگیم هستم برام خیلی سخت و مشکل بود مثلاً اینکه مسول چاقیم خودم هستم قبلا هرچه با خودم فکر میکردم  خودمو مسول چاقیم نمی‌دونستم من مسول چاقیم نبودم چاقیه من ارثی بود و من این چاقی و اضافه وزن مو از خانواده ام به ارث برده بودم ولی در این مسیر آموزش دیدم و یاد گرفتم که مسولیت مشکلات مو بپذیرم و این طوری بهتر با ها شون کنار آمدم و دارم آروم آروم حل شوند میکنم 

      من تصمیم گرفتم که نگرش مو در جنبه های مختلف زندگیم تغییر بدم تا زندگیم تغییر کنه چون تا من تغییر نکنم هیچ تغییری در زندگی من ایجاد نمیشه همان طور که تا زمانی که من افکار و نگرش و عقاید چاقی داشتم جسم من هم چاق بود و همچنان حرکتم به سمت چاقی بود و روز به روز چاقتر میشدم ولی به محض اینکه افکار چاقی رو شناسایی و افکار لاغری رو جایگزین کردم و نگرش مو تغییر دادم چاقی من متوقف شد و دیگه چاق نشدم و جسمم شروع به لاغر شدن کرد و کم‌کم حرکتم به سمت لاغری شروع شد و الان مدتیه که لاغر شدم بدون برگشت حتی یه گرم چاقی و تا رسیدن به وزن ایده آلم چیزی نمونده 

      پس صد در در در مورد ثروت و سلامتی و شادی و رسیدن به خواسته ها و آرزوها هم همین طوره من اگه میخوام لاغر بشم، سلامت باشم ، شادو ثروتمند باشم باید اول از داشته های الانم راضی و شکر گذار باشم و اگر از وضعیتی که الان درش هستم رضایت ندارم 

      خب حداقل دیگه در مورد مشکلاتم گله و شکایت نکنم و با دیگران در این موارد وارد بحث و صحبت و گفتگو نشم و توجه مو به سمت کمبودها و مشکلات نبرم تا کم کم مشکلاتم متوقف بشه و آرامش وارد زندگیم بشه وبعد کم کم خواسته هام یکی وارد زندگیم بشن 

       من خودم زیاد اهل گله و شکایت نیستم ولی دراطرافم افرادی از نزدیکان هستند که به شدت اهل گله و شکوه و شکایت و صحبت در مورد مشکلات شون هستند و اگه تایم بگیری ساعت ها در این موارد صحبت میکنند و زمین و زمان و به هم می‌دوزند خب وقتیکه خونه من میهمان هستد بی احترامیه که بهشون بی محلی کنی و بری تو اتاق یا جواب شونو ندی یا وقتی تلفنی هم با ها شون صحبت کنی ساعت ها پشت تلفن از مشکلات حرف میزنن منم قبلا همراهی شون میکردم ولی الان که از زمانی با کارکرد ذهن آشنا شدم خیلی با هاشون وارد جزییات نمیشم و سعی میکنم که حداقل من بهشون زنگ نزنم و زمانی هم که اونا زنگ میزنن سعی میکنم خیلی کوتاه و مختصر صحبت کنم

      و از خداوند میخوام که کمکم کنه تا زندگیم تغییر و بهبود پیدا کنه و دارم روی خودم کار میکنم و ایمان دارم که خداوند امید مو نا امید نمیکنه و سعی و تلاش منو بی نتیجه نمیزاره 

      من خانواده و همه افرادی که تو ذهنم مسبب مشکلاتم میدونستم می‌بخشم 

      چون اونام گناهی ندارن فقط داشتن آموزشایی رو که دیده بودن به ما منتقل میکردن و هیچ نیت بدی نداشتن و  قصد شون فقط درست تربیت کردن ما و انتقال آموزش هاشون به ما بوده 

      و خوشحالم که این زنجیره غلط تربیتی بلاخره یه جایی پاره شد و حالا نوبت ماست که آموزشهای درست و به فرزندان مون منتقل کنیم و سعی کنیم که دنیا رو به جای بهتری برای زندگی تبدیل کنیم 

      من سپاسگزار گذشته و آینده ام هستم 

      من سپاسگزار گذشته و آینده ام هستم

      من سپاسگزار گذشته و آینده ام هستم

      خدایا سپاسگزارم به خاطر درک این آگاهی های زیبا 

      تشکر از زحمات بیدریغ استاد گرامی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۳:۱۳
      مدت عضویت: 2526 روز
      امتیاز کاربر: 44739 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,668 کلمه

      بنام خدای مهربان 

      با سلام و خدا قوت خدمت استاد نازنین و دوستان گرانقدرم 

      جلسه ششم خالق زندگی بودن صد در صد است 

      من برای گذشته و آینده ام سپاسگزارم 

      ۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      آیا به این موضوعات فکر کرده اید که اگر در خانواده دیگر یا مکان دیگری متولد می شدید اکنون شرایط متفاوتی داشتید؟!

      کاملا من در گذشته تمام افکارم همین بوده و عالم و آدم و زمین و زمان و مکان رو خدای خشمگین رو عوامل بدبختی خودم میدونستم 

      از شهری که متولد شدم و زندگی کردم بیزار بودم و همش میگفتم من اگه تو اصفهان زندگی میکردم حتما خیلی اوضاعم فرق میکرد 

      من عاشق دوچرخه سواری بودم ولی هیچوقت یاد نگرفتم دخترداییم که اصفهان بود براحتی بلد بود و ما مذهبی و چادری بودیم و اصلا تو قم دخترا اهل این کارا نبودن 

      ولی الان واقعا عشق میکنم که تو قم زندگی میکنم 

      از درس   مدرسه بیزار بودم چون همش مقایسه میشدم و همیشه هم تو سری میخوردم که عرضه ندارم 

      من کلا از کارهای اجباری متنفر بودم و شدیدا مقاومت داشتم برای کاری که مجبورم کنن و مدام میخاستم از زیرش در برم مخصوصا که علاقه نداشتم 

      هر وقت کار کردن در خونه اجباری بود انجام نمیدادم ولی اگه به میل خودم بلند میشدم به نظافت و آشپزی و خانه داری کولاک میکردم و مامانم میگفت خوب زرنگ شدی 

      واقعا انتخاب و حق انتخاب رو خیلی دوست داشتم ولی از بس بابامو مرد سالار میدیدم که همه چی رو میگفت باید اجازه بگیرید و برای هیچی هم اجازه نمیداد فقط دوست داشت بگه نه 

      همیشه محروم بودم و فکر بلند پروازی نداشتم خیلی دوست داشتم درآمد داشته باشم ولی همیشه مخالفت بود و منم تمام سعیمو میکردم در این موارد لجبازی نکنم 

      همیشه پول توجیبی خیلی اندک داشتم خدا رو شکر و بابام میگفت من میخام شما تو خونه راحت زندگی کنید مگه بده زن مال تو خونست 

      کارای خونگی هم پیدا میکردیم همش اولش مخالف بود و بعد میگفت بیگاریه خوشی زده زیر دلتون و کلا مشتری خاصی نداشتیم و هر هنری داشتم بز خری میشد خودمم دلم نمیخاست در برابر مزد کم کار کنم البته 

      تنبلی رو ترجیح میدادم واقعا و عادت کرده بودم به همین مدل زندگی چون واقعا ته همه زحماتم هدر رفتن بود 

      مدتهای مدید قلاب بافیهامو قیمت زده بودم و جلوی مشتریهای خیاطی خواهرم گذاشته بودم ولی حتی یه نفر هم رومیزیهای فوق العاده منو ندید و نخرید 

      چندتا از دوستام سفارشی برای جهازشون اونموقع سرویس قلاب بافی مد بود فقط سفارش دادن ولی خیلی کم بود 

      درختچه مصنوعی درست کردیم خود مربی گفت ازمون میخره ولی برشکست شد و کلاه بردار از آب دراومد و همش رو دستمون موند 

      بابامم همش میگفت چقدر من بهتون میگم دنبال کار نباشین حقتونه که ضرر کردین 

      کلا کارهای زیادی کردم و تنها چیزی که میدیدم خواهرم مشتری داشت خیاطی بود ولی اینو دیگه میگفتم هرگز من استعداد ندارم و زیر بارش نمیرفتم و باورمم نمیشد کلمه استعداد خرافاته 

      منم کلاسهای تقویتی و تابستانی رو خیلی دوست داشتم ولی هزینه اشو نداشتیم عاشق کلاس زبان رفتن بودم و همیشه در حسرتش که مترجم زبان بشم چون واقعا به انگلیسی عشق داشتم و خیلیا هم میدیدم میرن کلاس ولی بابام نداشت و مقصر میدونستمش 

      تعداد بالای افراد خانواده و حقوق بخور نمیر کارمندی واقعا به این چیزا نمیرسید

      و من محدوترین و محروم ترین بودم و خودمو آدمی میدونستم که اومده با حسرت به دنیا و لذتهای دیگران رو ببینه و عدالت خدا در حقش وجود نداره و بیچاره ترینم و موقع ثروت و بخت و اقبال من تو صف دیگه بودم که همه به شوخی میگن 

      و حرفهای دیگران در مورد اقتصاد و تحریم و ایران رو هم میشنیدم ولی هیچ وقت دلم نخاست وطنم جز ایران باشه عاشق کشورم بودم همیشه

      چاقی خودمم شدیدا ارثی میدونستم چون اکثرا چاق هستن و بندرت لاغر تو فامیلمون هست یا رژیم دارن یا مدام کلنجار میرن با خودشون حتی برای شکم داشتن و خودمو محکوم به چاقی و رنج فراوان و کاش خانواده لاغری داشتم میدونستم و خوردن تو خونه ما خیلی لذت بزرگی بوده که عادت تفریحیمون همین بوده نه ارث بلکه یادگیری زبان چاقی بود 

      موی سفیدم ارث بوده کم کاری تیرویید ارث بوده و کلی بیماریهای دیگه که من از تمام افراد خانواده بیشتر بهم رسیده بود 

      و یه خانواده بداخلاق و پر تنش که همیشه فحش و دعوا و جنجال توش بوده و حسرت زندگی آروم دیگرانو میخوردم و دوست داشتم یه بابای همیشه عصبانی و زورگو  نداشته باشم

      که روحش شاد الان    

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      دقیقا بعد از آشنایی با شما استاد عزیز اسم کتاب در آغوش نور رو زیاد شنیدم از همون اول آشنایی 

       و وقتی هم که تونستم بالاخره بخونمش و بخاطر دوره خلق ارزوها کلی دنبالش گشتم و پی دی اف خوب پیدا کردم و با لذت و اشتیاق تونستم ویسهای صوتی  کتاب رو گوش بدم خیلی از حقایق برام روشن شد و خیلی چیزا رو فهمیدم 

      که در تمام موارد همشو خودم انتخاب کرده بودم و تمام زندگی من در عالم الست بهم نشون داده شده و خودم پسندیدم و والدینم و تمام شرایطمو انتخاب کردم و حافظه برترم ازم گرفته شده و چیزی یادم نمیاد که با توجه به خالق آرزوهام بودن بازم خودم نویسنده و کارگردان و بازیگرش بشم و باورهای غلطمو پاکسازی کنم و اصلاح و خودم چند مرده حلاجم و تا چه حد رسالتمو انجام میدم و من جبرا اختیار دارم و مسئول صد در صدی و با شرایطم بتونم زندگی موفقی داشته باشم یا باری به هر جهت زندگی کنم و در باتلاق در جا بزنم و تاج قربانی سرم بزارم و فقط دنبال ترحم اطرافیان باشم 

      و من تعیین کننده ام که چی تو زندگیم باشه و چجوری با شرایط دنیا و آخرتم رو آباد کنم یا نابود 

      و خدا سرنوشت هیچ قومی رو تغییر نمیده تا ما نخواهیم خودمونو تغییر بریم و خود حجاب و مانع خود هستیم و منم خیلی از ته این آیه لذت بردم که خدا شنوای داناست 

      و این من هستم که خالق صد در شدی زندگیم هستم و گذشته من سراسر درسه برام 

      و همونجور که در خانواده ما هر کس مدل خودش زندگی کرد و فقط من تسلیم بودم و کاری نکردم 

      مثلا خواهرم معلمه و کلی برای شغلش تلاش کرد در همین خانواده ما با وجود مخالفتهای بابام و از نهضت سواد آموزی شروع کرد و بالاخره تونست استخدام رسمی بشه البته بابام اینم میگفت که تنها کاری که بدرد زنها میخوره معلمیه

      خواهر سومم چه خیاطی شد و علیرغم مخالفتهای بابام حتی تو پاساژ هم کار کرد و کلی مشتری میومد تو خونه و درآمد عالی داشت درسته خیلی مشکلات کنارش داشت ولی خوب موفقیتش بیشتر بود و دستش واقعا سکه بود 

      و خواهر چهارمم تو همین خونه و شرایط دنبال کار آشپزی و شیرینی پزی و سوسیس خانگی و اینا رفت و کلی مشتری عالی و سفارش داره و به موفقیت و درآمدزایی رسید 

      ولی برادرمم ترسو و به اصطلاح خیلی بچه ننه و لوس شده و بی عرضه هست و تو خونه است و تنها کار فوق العاده نفیدش گرفتن گواهینامه رانندگی بود ولی  هیچ شغلی نداره با اینکه پسر هست و باید به فکر اینده اش باشه ولی هیچ تمایلی نداره از بس خودشو باور نداره فقط امیدش اینه خدمات کامپیوتری بزنه که سرمایه اونم نداره و بهانه پشت بهانه دو بار هم کار براش جور شد ولی نتونست ادامه بده اولی شوهر عمم بردش در مغازه پلاستیک فروشی دومیش دامادمون برد برای مغازه قطعات یدکی ماشین که به درآمد آنچنانی نرسید 

      خواهرام که دختر بودن بیشتر تو فکر کار و درامد بودن تا داداشم 

      خود منم زیاد بودم ولی همین که محدودیت دارم و بیماری منم بهانه میارم و خالق شرایطم هستم و مسئول صد در صدی و کاملا موافقم‌

      ولی باز هم علاقه هامو دنبال میکنم و ایمان دارم به درآمد بالا میرسم با همین شرایط از راه بافتنی 

      ۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم

      من الان نیازه که مسئولیت بیماریهای خودمو به عهده بگیرم و با صبر و احساس خوب قدرت شفا دهندگی خودمو با شکر گزاری و توجه به داشته های سلامتیم درمان و شفا ببخشم چون این من بودم که رماتیسم ارثی رو باور کردم و هیچکدوم از خواهرام این ارث رو ندارن ولی من باورش کردم و گرفتارش شدم که الان از سال ۹۶ خیلی خیلی رو به بهبود هستم و ایمان دارم به معجزات الهی که میتونم تغییرش بدم 

      در مورد لاغری با ذهن هم فقط و فقط باید ادامه بدم و نتیجه رو رها کنم و به ترسهام غلبه کنم و من با قدرت ذهن خودم فقط میتونم لاغری صد در صد تضمینی رو داشته باشم و خوشبخت و شاد باشم  در دوره قوانین کائناتی مسئله کاشت و داشت رو بهتر فهمیدم چون استادمون به عنوان کار عملی دانه لوبیا گفت بکاریم و خیلی خیلی برام واضح شد چقدر رفتارام درست یا اشتباهه برای مرحله داشت و مراقبت از گیاهم و شاخه به شاخه نپریدن الان کاملا متوجهشم و شکر گزار داشته هام که همیشه عاشقشونم دوره های ارزشمندی که دارم در اینوسرزمین و باید رو همینا خودمو تقویت کنم و دیگه تو مسیرهای دیگه نرم و گمراه نشم 

      مامانمم دیروز داشت میگفت فقط خدا کنه دوباره گول نخوری و جای دیگه بری ولی سریع حرفشو قطع کردم و نزاشتم منو جادوی سیاه کنه و توجهشو به حرف دیگه پرت کردم که دقیقا قانون انتظار هوشمنده و باید مواظبت کرد از برگشت به گذشته و اشتباهات که سراسر درس هستن و عامل موفقیت و گنج هستن 

      و در هر آرزویی که دارم با اون گذشته به پذیرش و صلح میرسم و کاملا ایمان دارم 

      که اینجوری با تمام ارزوهام قول رسیدن میدم و همین اموزشها و عمل کردن بهش هست که مسیر موفقیت هست و لاغیر 

      ادامه دارد با تشکر فراوان برای سوالهای بعد بیشتر فکر میکنم‌ و مطالعه دوباره 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۱۱/۲۵ ۱۲:۱۸
      مدت عضویت: 1219 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,047 کلمه

      سلام استاد 

      شما خالق زندگی خودتان هستید چه این را باور داشته باشید و یا نداشته و انکار کنید 

      استاد خواندن این مطالب و آگاهی برای من بسیار شگفت انگیز و باور این که خودم خالق زندگی خودم هستند نه خدا و دیگران برایم سخت و غیر قابل باور است و هرگز کسی به من نگفته بود که خداوند درقرآن فرمودند خداوند نعمتی را به قومی ارزانی داشته است و تغییر نمیدهد مگر آنکه خودشان انچه را دردل دارند تغییر دهندو خداوند شنوای داناست 

      پس ما باید ابتدا هرچیزی را که دردل و قلبمان داریم تغییر دهیم تا با مسیر خداوند همسو شویم و به آرزوهایمان برسیم چون انتظار ما در دلها و ذهنمان ایجاد و شکل میگیرد 

      پس باید کلام -نگرش -و انتظار خود را از زندگی تغییر دهیم تا شرایط زندگیمان تغییر کند و آنوقت میتوانیم با اطمینان بگوییم که خالق زندگی خودمان هستیم و باید ابتدا خودمان به فکر تغییر خودمان باشیم تا خداوند متعال برمبنای حال جدید ما ، شرایط جدید را وارد زندگی ما ایجاد کند باید من ابتدا مسئولیت 100درصدی شرایط الانم را بپذیرم و شکر گزار باش تا راه برای تغییر شرایط جدید فراهم شود 

      ۱- در سالهای زندگی که پشت سر گذاشته اید به چه دلایلی دیگران را مقصر شرایط زندگی خود می دانسته اید؟

      من بارها شنیده بودم که چاقی من ارثی است و همیشه از خداوندگله مند بودم که چرا درخانواده ای که متناسبند من به دنیا نیامدم و یا از شرایط اینکه چرا ما دریزدهستیم و یا خانواده ثروتمندی ندارم و یا دیابت ارثی است و الان هم من دارم گله مند بودم و به شوخی به بچه هایم میگفتم خدا به بعضیها باغ و ویلا وثروت فراوان ارث میرسه به ما چاقی و دیابت و چربی و الان متوجه شدم من از طریق توجه به این بیماریها و ذهنیت قبلی که این بیماریها ارثی است به آنها دچار شدم و انشاالله با بودن دراین مسیر و متناسب شدن سالم و تندرست خواهم شد و برای داشتن پدرو مادر مومن خدارا شاکرم که هرکجا میگویم فرزند فلانی هستم همه دعا گوی آنها هستند 

      ۲- نگرش شما درباره اینکه (شما خالق زندگی خودتان هستید) را بیان کنید. درک خود از این عبارت را شرح دهید و بنویسید که چقدر با این موضوع موافق هستید. در صورت امکان با ذکر مثال از زندگی خود یا اطرافیانتان اینکه ما خالق زندگی خود هستیم را شرح دهید.

      من به این درستی نمیدانستم که خودم خالق زندگی خودم هستم و فکر میکردم برای برآورده شدن حاجتی حتما باید خداوند خواسته باشد برای من اتفاق بیفتد وگرنه من هرچه هم زور بزنم فایده ای ندارد و لی الان متوجه شدم برعکس بوده است و خودم خالق زندگی خودم بودم.

      یک نمونه برای خودم درجایی خواندم که اگر یکسال هرروز سوره نباء را بخوانیم و دعاکنیم به مکه میرویم من این کاررا کردم و هرروز در سخت ترین شرایط هم خواندم درست بعد از یکسال من مشرف به عمره شدم درحالی که اصلا از قبل اسم ننوشته بودم و افرادی سالیان سال اسم نوشته بودندو در انتظار عمره بودند این برای من معجزه بود چون خودم آن را خلق کردم و پدرو مادر شوهر هم با ماهمسفر شدند .

      ۳- مواردی در زندگی که نیاز است مسئولیت آن را به عهده بگیرید را مشخص کنید و بنویسد که من می پذیرم که خالق این شرایط در زندگی ام بوده ام و اکنون می خواهم از طریق تغییر افکار، نگرش و عملکرد شرایط زندگی خود را تغییر دهم.

      من مسولیت چاقی خودم را به عهده میگیرم و از طریق تغییر افکار و نگرش و عملکرد میخواهم شرایط زندگی خود را ازچاقی به متناسب شدن تغییر بدهم 

      من مسولیت داشتن بیماریها دربدنم بودم و از طریق تغییر افکار و نگرش میخواهم شرایط زندگی خود را از بیماری به سلامتی تغییر بدهم 

      ۴- مواردی در زندگی تان را شرح دهید که تحت تاثیر گذشتگان خود قرار گرفته اید. مانند اینکه فردی بخاطر اینکه پدر یا مادر یا پدربزرگ شما را می شناخته است در حق شما لطف و محبت کرده است.

      خداراشکر پدربزرگهای من هردو از ثروتمندان قدیم بودند و افراد زیادی برای آنها خدمت میکردند مثلا پدر ، پدری من 15 تا چوپان داشته و گله دار بزرگی بوده که چند تایی از آنها یادی من زنده بودند ووقتی پدرم زنده بود منزل ما میآمدند و زیاد از خوبیهای پدربزرگم میگفتند و بارها شده جایی گفتم که نوه ی فلانی هستم و چقدر مورد احترام و محبت دوستان قرار گرفتم و حتی کار من به سهولت انجام شده است و یا پدر مادریم هرکس درمحله مشکل مالی داشته به او مراجعه میکرده و دست خالی برنمیگشته .خدایشان بیامرزد 

      ۵- تصمیم بگیرید که بهبود دهنده جریان زندگی خانواده خود باشید. اقدام و استمرار شما برای تغییر شرایط خودتان به طور ناخودآگاه بر اطرافیان شما تاثیرگذار خواهد بود. بنابراین متعهد باشید که بهبود دهنده جریان زندگی خود و خانواده تان باشید.

      من از امروز در تاریخ بیست و پنج اسفند 1402 متعهد میشوم که برای بهبود شرایط زندگی خود و خانواده ام کلام – نگرش و انتظار خود را از زندگی تغییر دهم تا شرایط زندگی من هم روزبه روز بهتر شود و تغییر کند تا خداوند بر مبنای حال جدید ، شرایط جدید را برای من درزندگی فراهم نماید .

      ۶- برنامه خود برای ذخیره کردن رحمت الهی را مشخص کنید. تصور میکنید از چه طریق می توانید رحمت الهی را در وجود خود و جریان زندگی تان ذخیره کنید. شرح دهید. من خودم مسولیت شرایط الانم را بپذیرم و کسی را مقصر دراین امر ندانم و سپاسگزار خداوند درشرایط الانم باشم و بارها سپاسگزار خداوند باشم که چنین شرایطی را برای من بوجود آمده حتی اگر به خیال خودم شر بوده ولی خداوند خیر من را درآن قرار داده است و با تغییر نگرش به خداوند و اطرافیانم و نگرش خودم شرایط را تغییر دهم و به زمانبندی خداوند برای برآورده شدن آرزوها ایمان داشته باشم که خداوند اگر وعده ای میدهد حتما به آن عمل میکند چون خداوند خلف وعده نمیکند و هرروز با شادی و سپاسگزاری از خداوند روزخود را به شب برسانم و کاری را اگر رای کسی کردم توقع جبران از کسی نداشته باشم چون خداوند خودش حسابگر خوبی است و صدها برابر آن را به طرق مختلف درزندگی ما جبران خواهد کرد پس بی منت مهربان باشیم و به خلق خداوند کمک کنیم . 

      استاد از شما ممنون که با دادن این آگاهیها مارا از گمراهی خارج میکنید و انشاالله بتوانیم با افکارمثبت خالق تغییر زندگی خودمان باشیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا