0

مهم ترین دلایل چاقی چیست؟ (قسمت دوم)

مهمترین دلایل چاقی چیست
اندازه متن

❓ سؤال مهم: باید دنبال روش لاغری باشیم، یا اول دلایل چاقی‌مونو بفهمیم؟ 🤔

راستش رو بخوای…

آگاهی از دلایل چاقی، خیلی وقت‌ها مهم‌تره از دونستن صدتا روش لاغری! 🧠✨

چرا؟ چون وقتی بفهمی چی باعث شده چاق بشی — ذهن، بدن یا سبک زندگی‌ت — اون‌وقت خیلی راحت‌تر می‌تونی مسیر مناسب خودتو پیدا کنی 🎯💡

🌀 لاغری یه نسخه‌ی یکسان برای همه نیست

هر کسی باید نسخه مخصوص خودش رو پیدا کنه — و اون نسخه، از شناخت ریشه‌ها شروع می‌شه 🌱

🌟 مهم‌ترین دلایل چاقی: واقعاً کدومه؟!

اگه فکر می‌کنی باید یه لیست از «دلایل چاقی» تهیه کنی و یکی‌یکی خط بزنی روشون تا لاغر شی…

یه لحظه دست نگه دار! 🛑

واقعیت اینه که همه‌ی دلایل چاقی به نوبه خودشون مهم و تأثیرگذارند 🤯 شاید چیزی که از نظر تو کوچیک و بی‌اهمیته، همون چیزی باشه که سال‌ها جلوی لاغر شدنتو گرفته! 😬

مهمترین دلایل چاقی

🔍 یه حقیقت مهم:

دلایل چاقی = موانع ذهنی لاغری! 🧠💣

آره، درست خوندی.

همون چیزایی که باعث شدن چاق بمونی، موانع ذهنی لاغری، دقیقاً همونایی‌ان که نمی‌ذارن لاغر شی!

📌 خیلی از ماها سال‌هاست رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، کالری شمردیم… ولی چرا نتیجه نمی‌گیریم؟ چون ذهنمون هنوز باور داره که چاقی‌مون طبیعیه، یا لاغری غیرممکنه!

🌱 مثال واقعی:

تصور کن باور داری چاقی تو ارثیه 👨‍👩‍👧 پس حتی اگه رژیم بگیری یا بری باشگاه، ته دلت همیشه می‌گه:

«فایده نداره! این ژن لعنتیه!» 🧬😩

همین باور، مثل ریشه‌ای که درخت رو نگه می‌داره، نمی‌ذاره درخت تناسب اندام‌ت رشد کنه 🌳❌

🧘‍♀️ چرا باید دلایل چاقی‌مونو بشناسیم؟

مطالعات علمی نشون دادن که باورها و الگوهای ذهنی، به شدت روی رفتارهای تغذیه‌ای و وزن بدن تأثیر می‌ذارن.

در مقاله‌ای از انتشارات سلامت هاروارد با عنوان عنوان «کاهش وزن با ذهن‌آگاهی» ذکر شده که یکی از مزایای اصلی رویکردهای ذهن‌آگاهی برای کاهش وزن، کمک به افراد در شناسایی خوردن احساسی است.

او بیان می‌کند که بسیاری از افراد نه تنها به دلیل گرسنگی، بلکه برای تسکین اضطراب، ناراحتی یا تحریک‌پذیری غذا می‌خورند، که این می‌تواند منجر به خوردن بی‌فکرانه شود.

🧠 پیدا کردن دلایل چاقی در ذهن

نقطه‌ی شروع لاغری واقعی ✨

تو جلسه اول، رفتیم سراغ یکی از اون سؤال‌هایی که تو ذهن خیلی از آدمای با اضافه‌وزن همیشه تکرار می‌شه:

«چرا چاق شدم؟!» 🤔

واقعاً چرا؟ چون بیشترمون به‌جای اینکه دنبال دلایل چاقی بگردیم، مستقیم پریدیم سراغ رژیم‌های سخت، ورزش‌های طاقت‌فرسا، دمنوش‌های لاغری و… 🍵🏃‍♀️🥦

اما نتیجه چی بود؟

یا اصلاً نتیجه نگرفتیم، یا نتیجه‌ها موقتی بودن و برگشتن 😓 و این یعنی چی؟ یعنی داشتیم راه رو اشتباه می‌رفتیم…

🛑 یه لحظه صبر کن…

تا وقتی دلایل چاقی‌تو واقعاً نشناسی، هر تلاشی برای لاغر شدن مثل اینه که بخوای آب رو توی سبد نگه داری! 🧺💦

آخرش چی می‌مونه؟ فقط خستگی، ناامیدی و یه حسِ «بازم نشد…» 😞

🔁 تجربه‌ی تکرارشونده خیلی‌ها:

سال‌هاست بارها تلاش کردیم لاغر شیم… ولی چون فقط ظاهر قضیه رو هدف گرفتیم، نه ریشه‌شو،

دوباره برگشتیم سر خونه اول!

💡 لاغری با ذهن بهت می‌گه: «بذار اول ریشه رو پیدا کنیم، بعد بریم سراغ تغییر.»

🧩 این جلسه چی داریم؟

قراره با هم دقیق‌تر به دلایل چاقی‌مون نگاه کنیم:

📍 چی باعث شده اضافه وزن بگیریم؟

📍 آیا این دلایل فقط مال ما هستن یا درباره بقیه هم صادقه؟

📍 و آیا اصلاً اون چیزایی که فکر می‌کنیم دلیل چاقی‌مونن، واقعاً درستن؟!

😯 یه مثال ساده:

می‌گی ژنتیک داری؟ خب چرا خیلیا با همون ژن، لاغرن؟

می‌گی کم‌تحرکی؟ خب بعضیا کم‌تحرکن ولی چاق نیستن!

می‌گی سوخت‌وسازم پایینه؟ ولی یه عالمه آدم هستن با متابولیسم پایین که متناسب موندن!

اینجاست که باید با شجاعت به باورامون شک کنیم 🔍 چون شاید مشکل از جاییه که اصلاً فکرش رو نمی‌کردیم… یعنی ذهن خودمون!

انجام تمرینات لاغری

🧠 چطور باید لاغر بشم؟

یکی از سوالات مهم و پرتکرار اینه که «چطور باید لاغر بشم؟». جواب ساده و واضحی دارم:

من باید لاغری رو به ذهنم یاد بدم!

بله، درست شنیدید؛ باید از صفر شروع کنم تا ذهنم دقیقاً متوجه بشه که چه چیزی برای من خوبه و چرا باید لاغری رو یاد بگیره.

🚫 کنار گذاشتن روش‌های غلط گذشته

همه‌مون بارها برای لاغری تلاش کرده‌ایم، ولی معمولاً نتایج پایدار نداشتیم. چرا؟

چون دلایل چاقی رو درست شناسایی نکردیم و دنبال روش‌های غلط رفتیم. الان وقتشه که این مسیر اشتباه رو برای همیشه کنار بذاریم.

نه‌تنها از رژیم‌های سخت و طاقت‌فرسا دور می‌مونم، بلکه هر روش عجیب و غریبی که فقط باعث استرس و فشار میشه، برای من مسخره و بی‌معنیه.

هدف من اینه که ذهنم رو از باورهای غلط آزاد کنم و با روش‌های درست به لاغری برسم.

🧐 دلایل چاقی در ذهن من

من بارها به خودم می‌گفتم که «چون استخون بندیم درشته، نمی‌توانم لاغر بشم.»

یا ممکنه فکر می‌کردم که «چون همیشه همه بهم می‌گن از خواهرت چاق‌تر هستی، هیچ وقت نمی‌تونم مثل خواهرم لاغر بشم.»

این‌ها تنها چند نمونه از دلایل چاقی در ذهن من بود. باورهایی که باعث می‌شد همچنان در یک دایره باطل بچرخم.

اما حالا می‌فهمم که تمام این باورها اشتباه بودند! چرا؟ چون بارها از همین جسمم وزن کم کردم، پس بدن من توانایی لاغری رو داره.

💪 جسم من توانمند است!

حتی با روش‌های اشتباهی مثل رژیم‌های سخت و طاقت‌فرسا، وزن کم کرده‌ام؛ پس می‌توانم با روش‌های درست و بدون زجر، لاغر بشم.

جسم من مشتاق لاغریه! این جسم قدرت لازم رو داره؛ فقط باید اجازه بدم که این تغییرات رخ بدن.

🌟 لاغری، حق من است!

من لاغری رو حق خودم می‌دونم و می‌پذیرم که در این لحظه همچنان چاق هستم، اما این وضعیت تنها یک مرحله از مسیر من است. هیچ گله‌ای ندارم.

چون می‌دانم که این تغییر از درون شروع می‌شود و با این روش شگفت‌انگیز، می‌توانم لاغری را تجربه کنم.

خداوند من را به این راه هدایت کرده و مطمئنم که توانایی طی کردن این مراحل رو دارم. به همین دلیل با تمام وجودم قدم برمی‌دارم تا لذت زنده بودن رو تجربه کنم.

این یک سفر شگفت‌انگیز است که به من فرصت می‌دهد تا با بدن و ذهن خود ارتباطی درست برقرار کنم.

🔑 نتیجه‌گیری

لاغری نه تنها جسمی است، بلکه ذهنی هم هست. برای این‌که به تناسب اندام برسیم، باید دلایل چاقی رو از ذهن خود پاک کنیم و به جای روش‌های غلط، روش‌های درست و ذهنی رو انتخاب کنیم.

تنها با تغییر نگرش و باورهای ذهنی‌مون می‌توانیم به نتایج پایدار دست پیدا کنیم.

فراموش نکنید که لاغری با ذهن به شما این امکان رو می‌ده که از درون تغییر کنید و بدن شما به طور طبیعی و بدون فشار به وزن ایده‌آل خود برسه.

📝 اگر شما هم می‌خواهید در این مسیر همراه شوید و لاغری واقعی رو تجربه کنید، همین حالا با روش‌های ذهنی شروع کنید و به خودتان اجازه دهید تا تغییرات شگفت‌انگیز رو احساس کنید.

✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی

در جلسه قبل، شما درباره دلایل چاقی خود صحبت کردید، درست است؟ حالا وقت آن است که با آن‌ها روبرو شویم و شروع کنیم به تغییر ذهنی! 💪
آیا شما آماده‌اید که چاقی را برای همیشه پشت سر بگذارید؟ 🚀

اگر تمرین جلسه قبل را کامل انجام نداده‌اید، پیشنهاد می‌کنم ابتدا آن را انجام دهید چون تمرین‌های این جلسه بر اساس آن ساخته شده است.
پس آماده‌اید که دلایل چاقی خود را دوباره مرور کنید و آنها را برای تغییر دادن تغییر بدهید؟ 🤔

آیا می‌دانید هرچه دلایل بیشتری برای چاقی پیدا کنید، تمرین این جلسه مؤثرتر خواهد بود؟ هر چقدر ذهن شما بیشتر با این دلایل درگیر شود، راحت‌تر می‌توانید آن‌ها را اصلاح کنید.
شما آماده‌اید که بگویید: «نه! این دیگه برای من کار نمی‌کنه!» 🔥


🟢 مرحله اول: چرا من چاق هستم؟

بیایید صادقانه از خود بپرسیم: «چرا من چاق هستم؟»
آیا دلایل شما منطقی هستند؟
آیا می‌توانید دلایل بیشتری پیدا کنید که شما را از چاقی دور نگه دارند؟
این جایی است که می‌توانید به راحتی دست به اصلاح افکار بزنید! ✨

حالا تلاش کنیم تا دلیل‌های اشتباه را رد کنیم. به دنبال مثال‌های متضاد با دلایل چاقی خود باشید.
مثلا اگر کم تحرکی را دلیل می‌دانید، آیا کسانی را می‌شناسید که کم‌تحرک‌تر از شما هستند ولی متناسب‌اند؟
این مثال‌ها کمک می‌کند ذهن شما از باورهای غلط آزاد شود. 🧠💡


🟡 مرحله دوم: آیا فقط خودم مقصر چاقی هستم؟

آیا هنوز فکر می‌کنید عوامل خارجی باعث چاقی شما هستند؟
آیا فکر می‌کنید افراد یا شرایط شما را به چاقی کشانده‌اند؟
وقت آن است که مسئولیت وضعیت خود را به عهده بگیرید. 🙌

وقتی خودتان را مسئول تغییر بدانید، قدرت بیشتری برای اقدام پیدا می‌کنید.
این یعنی شما توانمند هستید که تغییرات بزرگ ایجاد کنید.
باور کنید، این مسئولیت‌پذیری اولین گام به سوی آزادسازی شما از چاقی است! 🔑


🔵 مرحله سوم: آیا واقعا توانایی لاغر شدن را دارید؟

حالا به خودتان بگویید: «من توانایی لاغر شدن را دارم!» 💪
آیا تاکنون وزن کم کرده‌اید؟ حتی اگر موقت بوده، آن تجربه نشان می‌دهد که درون شما قدرت لاغر شدن هست. 🌟

مهم نیست روش‌های قبلی چقدر درست یا غلط بودند،
مهم این است که شما توانسته‌اید بخشی از وزن خود را کاهش دهید.
پس شما توانمندید و می‌توانید از همینجا شروع کنید و تغییرات بزرگتر و ماندگارتر ایجاد کنید. ✨

پس، آیا آماده‌اید اولین قدم را بردارید؟
با خودتان تعهد کنید که تغییر می‌کنید! 🚀
هر چالشی فرصتی برای رشد و یادگیری است. 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.07 از 373 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=11413
774 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۳۹۹/۰۵/۰۴ ۱۶:۵۴
      مدت عضویت: 2505 روز
      امتیاز کاربر: 3381 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 238 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
      من چاقیم ژنتیک نیست وقتی ۱۴ سالم بود ۴۰ کیلو بودم ولی ۲۴ ساله که شدم چاقی من شروع شد بخاطر افسردگی که داشتم بخاطر ذهنم بود که از غذا خوردن می ترسیدم و از چاق شدن بعد از مدتی چاق شدم و بعد رژیم گرفتنم شروع شد پیش دکتر رفتم و ۲۰ کیلو کم کردم بار دیگر کالری شماری کردم و ۶ کیلو کم کردم دوباره تخم کتان خوردم ۲ کیلو کم کردم چای سبز خوردم ۳ کیلو کم کردم دکتر گیاهی رفتم فقط یک گرد بود که توی آب جوش حل می کردم و به جای غذا می خوردم با عناب و خاک شیر و بادام هم می خوردم معدم بهم ریخت ۷ کیلو کم کردم رژیم ۵و ۲ گرفتم ۸ کیلو کم کردم رژیم انگور گرفتم ۴ کیلو کم کردم رژیم آب میوه گرفتم ۲ کیلو کم کردم و دوباره دکتر رفتم ۱۳ کیلو کم کردم و خیلی رژیم های دیگر گرفتم که یادم رفته
      من ریحانه عطری زاده تعهد می دهم از وزن ۸۶ کیلو که دو سال پیش که با استاد آشنا شدم و گروه مقدماتی وپاک سازی ذهن شرکت کردو خیلی درس گرفتم و مرضی هایی که داشتم خوب شد تا حالا فایل ها را مرتب گوش میکردم و عمل می کردم ولی چون کم می نوشتم هنوز به ۵۰ کیلو نرسیدم ولی می رسم استاد ممنونم بخاطر زحمتی که برای ما می کشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ۱۳۹۹/۰۵/۰۷ ۱۴:۴۳
        مدت عضویت: 2216 روز
        امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 15 کلمه

        سلام دوست عزیز
        ممنون که تجربه تون رو به اشتراک گذاشتید
        از ۸۶ الان چند کیلو شدید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۳۱ ۱۳:۵۸
      مدت عضویت: 2230 روز
      امتیاز کاربر: 1187 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 518 کلمه

      سلام استاد عزیز ودوستان عزیزم دلایل چاقی من 1_متنفر بودن از چاقی وترس از چاق شدن=این یک عادت بوده خودم اصلاحش میکنم 2_ارث از پدرم وخانواده پدریم _داداش بزرگم لاغر است ومن خودم تا چهار پنج سال پیش اضافه وزن نداشتم پس نمیتونه این دلیل هم باشه 3_خوردن برنج ونان سفید هر روز و بیشتر مواقع شبها خوردن =دختر عموم زیاد میخوره ولی لاغر است و اضافه وزنی هم نداره یا دختر همسایمون یا دوستام 4_کم تحرکی ورزش نکردن باشگاه نرفتن رقص انجام ندادن=دختر عموم دختر دایم دوستام این کارها نمیکنن اضافه وزن یا چاقی هم ندارن 5_نتیجه زود نگرفتن عجله داشتن برای لاغری ناامید شدن =این یک عادت بوده اصلاحش میکنم 6_اعتماد بنفس نداشتن وباور اینکه آدمها لاغر کلا موفق تر هستن در هر زمینه ای و جذاب دوست داشتنی تر هستن پس چون من چاقم این ویژگی ها ندارم پس دوست داشتنی هم نیستم موفقم هم نیستم =این یک عادت بوده خودم اصلاحش میکنم وباور قوی میکنم وخودم همین جور که الان هستم دوست خواهم داشت7_استرس داشتن برای چاقی بیشتر و اصلا لاغر نشدن وجز محالاته به لاغری رسیدن =با خومسردی رفتار میکنم متوجه ام را روی چاقی برمیدارم وهدفم میشه چه عواملی من به چاقی رسونده کشف میکنم ویک عادت بوده اصلاحش میکنم 8_فکرم این بود آدمها لاغر پر تحرک هستن و غذا وچیزها چرب شیرین کم مصرف میکنن واسه همین لاغرن چون من اینجوری نیستم چاقم =و الان مواردی پیدا کردم که کم تحرک هستن زیادم میخورن ولی لاغرن 9_اب کم خوردن رو اینم یکی دیگه از عوامل چاقی خودم میدونستم =واسه اینم کسی سراغ دارم استاد عزیزم که کم آب میخوره وتونسته خودش لاغر کنه و لاغر بمونه وبه اندام ایده آل خودش برسه 10_جلوی تلویزیون نشستن وغذا خوردن هنگام تماشا فیلم =این دلیل نمی خواد خیلی راحت عادتم تغییر میدم 11_تندتند غذا خوردن ونحویدن غذا به مقدار لازم =این یک عادت بوده اصلاحش میکنم 12_شبها تا دیر موقع بیدار بودن وسرساعت 11یا۱۲شب نخوابیدن =واسه اینم دوستاتی سراغ دارم دختر همسایه پسر خالم اینها هم شبها تا دیر موقع بیدارن حتی بیشتر از من ولی چاق نشدن واندام ایده آل دارن و اضافه وزنی نگرفتن13_یکی دیگر از عوامل چاقی خودم رو خوردن سالاد ماکارونی و سالاد سسی میدونستم واز همون موقع خوردن دیگه میگفتم وای بر من که چاق میشم وخودم سرزنش میکردم و مامانمم هروقت چنین چیزهایی میخوردم یا زیاد میخوردم سرزنشم میکرد و با سرزنش اون غذا میخوردم وترس =واسه خوردن رفیقم بیشتر من میخوره ولی چاق نشده و واسه سرزنش هم یه ترس از چاقی بوده که اصلاحش میکنم 14_تو دیگه معدت بزرگ شده آدمها چاق دیگه نمیتونن لاغر بشن ناامیدی کامل دیگه رسیده بودم با این حرفها هم می شنیدم دیگه باورم شده بود =این جوابش پیش خودم هست من تا الان با همون روش اشتباه هم تونستم کم کنم وزنم پس از این به بعدم میتونم با روش درست به اندام ایده الم برسم پس نمیتونه اینم باشم (تعهدنامه:من فرخنده شهریور از امروز31تیرماه ۱۳۹۹متعهد هستم که از وزن 83/5کیلو گرم خودم راه به وزن 60کیلو گرم برسانم در این راه و مسیر از هر تلاش و کوششی دست بر نمیدارم )با تشکر و آرزوی موفقیت برای همه دوستان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۵ ۰۱:۱۶
      مدت عضویت: 2241 روز
      امتیاز کاربر: 19860 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 281 کلمه

      با سلام خدمت دوستان دلایل اینکه چرا چاق هستم وموارد رفع اونها رو میگم:
      ۱.چراچاق چونکه برنج زیاد میخورم برای رد این دلیل نمونه واضح برادرم هستش دو برابر من میخوره ولی نی قلیونه
      ۲.بعد از غذا مثلا ناهار میخوابم رد این دلیل پدرم هستش که یه عمر بعد از غذای نهار میخوابید ولی اضافه وزن نداشت
      ۳.شام دیر وقت میخورم و بعد از غذا زود میخوابم رد این دلیل خانواده خانمم هستش که یه عمره کارشون همینه ولی فرد چاقی ندارند
      ۴.سس مایونز تو سالاد زیاد میریزم رد این دلیل شوهر خاله خانمم یا خواهر خانمم هست که حسابی سس میریزن ولی لاغرن
      ۵.با غذا نون میخورم که رد این دلیل پدرم اگه تو سفره نون نبود اصلا سر سفره نمیومد
      ۶.شغلم کارمندی هست و زیاد میشینم رد این دلیل همین همکار بغل دستیم هستش که لاغر لاغره
      ۷.نوشابه میخورم و دوست دارم رد این دلیل اینکه یه برادر خانم دارم برای یه وعده غذا دو لیوان پر نوشابه میخوره ولی پوست و استخونه
      ۸.صبحانه چای و شکر و کره میخورم رد این دلیل اینکه تو اطارفیانم کسایی دارم که میخورن ولی تاثیری رو چاقی اونها نداره
      ۹.شیرینی جات و بستنی زیاد میخورم رد این دلیل اینکه خانمم شیرینی باشه بیشتر از من میخوره ولی لاغره
      ۱۰.غذا زیاد میخورم یا بد میخورم یا اینکه زیاد نمیجوام رد این دلیل اینکه یه پسرخاله دارم اصلا چیزی به اسم جوییدن نداره مستقیم دهان و معده ولی لاغر لاغره
      من حسن شهبازی از تاریخ ۱۳۹۹/۰۴/۲۳متعهد هستم که از وزن ۹۵ کیلو خودم رو به وزن ۷۰ کیلو گرم برسانم و در این مسیر از هر تلاش و کوششی سر باز نخواهم زد.
      به نظر من این چیزهایی که شمردم همشون عوامل بیرونی هستن و با تغییر باور براحتی میشه باورهای اشتباه رو تغییر داد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۴ ۱۶:۴۹
      مدت عضویت: 2235 روز
      امتیاز کاربر: 509 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 445 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و همراهان عزیز.فایل جلسه ی دوم را گوش دادم،عالی بود.فهمیدم دلایلی که برای چاقی در ذهن داشتم همه اشتباه بودن و حال دلایل نقض آن را میخواهم بیان کنم.
      اول اینکه تپل بودنم و اینکه فکر میکردم ارثی است واز بس اطرافیان میگفتن در ذهنم ثبت شده بود.حال اینکه اعضای خانواده و حتی عمه و عمو رو میبینم که همه چاق نیستن و خیلی هم تناسب اندام دارن خودم متوجه شدم که اشتباه فکر میکردم و مقصر چاقی ام خودم هستم.استرس زیاد و هله و هوله خوری.این مورد رو نیز در خانواده ی خودم شاهد هستم حتی پسرم .ولی آنها لاغر هستن.کم تحرکی که این رو خانواده عامل اصلی میدونستن و به من میگفتن که کار خونه که تحرکی نیاز نداره و همین ذهن من را پرکرده بود.کم کاری تیرویید که پزشک امسال آن را علت چاقی من ذکر کرد ولی از روزی که صحبت استاد را با اون درصد سه تا هفت کیلو در طی سی سال شنیده ام برایم نقض شد.بارداری و جراحی کیسه ی صفرااز دیگر عوامل بود که وقتی اشخاصی رو دیدم که عکس این موضوع است باز خودم رو مقصر دونستم.حتی امسال اشخاصی رو دیدم که بر عکس تصور من هستند بارها با خودم میگفتم چه راه اشتباهی من میرم .حال میخواهم خودم را به عنوان مسئول چاقی خود معرفی کنم.من راضیه از امروز ۲۴تیر ۹۹متعهد هستم که خودم را از وزن ۹۹کیلوگرم به ۶۵کیلو گرم برسانم.واز اینکه هم اکنون وزن ایده الم را خودم بیان میکنم خوشحالم و تصمیم گرفتم در این مسیر تلاش کنم تا به هدفم برسم و خداوند را به خاطر تغییر در افکارم شاکرم.مطمئنم جسم من توانایی لاغر شدن رو داره چون چندین بار وزن کم کرده ام.توانایی های من در لاغر شدن این چنین بوده:
      ۱/قبل از ازدواج با پیاده روی ۴-۵کیلو که به ۶۵ رسیدم.ولی به علت خستگی کار نتوانستم آن را ادامه بدهم.
      ۲/رژیم غذایی کم خوردن بود که ۵ کیلو کم کردم ولی این رژیم مرا عصبانی میکرد.طوری که همسرم گفت باید رژیم رو رها کنی. و هر هفته شاهد بیشتر شدن وزنم بودم.
      ۳/رژیم غذایی به همراه قرص برای جلوگیری از اشتها.که
      ۴کیلو کم کردم ولی با افت فشار خیلی شدید مواجه شدم.
      ۴/دمنوش ها که ۳کیلو در یک دوره فکر کنم بیست روزه بود ولی بازم با افت فشار مواجه شدم و سری دوم رو خریداری نکردم.
      ۵/خود سرانه داروی گیاهی گرفتم که بعد از چند روز مصرف فهمیدم با ناراحتی زنان که دارم تداخل دارند و دیگه استفاده نکردم.
      ۶/و اما سری آخر دوباره دمنوش ها بود.چند روز در حال مصرف آن بودم که دوستی را دیدم و من رو با این کانال آشنا کرد.مطمئنم که با یاری خدا و کمک استاد میتوانم افکار اشتباهم را تصحیح کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۴ ۱۳:۰۱
      مدت عضویت: 2233 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      به نام خدایی که هرچه داریم از اوست
      سلام
      ضمن تشکر از راهنمایی های شما استاد گرامی ، فایل دوم شما را گوش دادم و الان باور دارم که با این دلایلی که برای خود میاوردم یک سد بزرگ برای لاغر شدنم بوجود می اوردم و همیشه اطلاعات غلط به مغزم می دادم و هیچ وقت خودم رودر مسیر لاغری قرار ندادم و الان تمام دلایل چاقیم رو که قبلا اوردم رو حذف کردم و این سد بزرگ رو باید بوسیله ذهنم بشکنم و این به واسطه خداوند و شما بوجود میاید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۳ ۱۵:۴۶
      مدت عضویت: 2231 روز
      امتیاز کاربر: 515 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 645 کلمه

      به نام خداوند عشق و آگاهی
      با سلام خدمت استاد محترم واعضای سایت
      قسمت اول تمرین دوم که شامل دلایل چاقی و رد ونقض آن می باشد بدین شرح است :
      ۱- عدم خودباوری و عزت نفس کافی در کاهش وزن : من این دلیل را رد می کنم زیرا من در دایره ارتباطاتم افرادی را می شناسم که عزت نفس کافی دارند ولی موفق به این کار نشده اند و بالعکس کسانی که عزت نفس کم دارند و توانسته اند لاغر بمانند.
      ۲-لذت بردن از خوردن : من در خانواده ام افرادی را دارم که با خیال راحت چیزی می خورند ولذت هم می برند ولی چاق نیستند.
      ۳-لاغری کار سخت و چالش بزرگ: بازهم این دلیل قابل انکار است زیرا من بارها و بارها توانسته ام این چالش را با موفقیت پشت سر بگذارم و برای بسیاری از افراد که می شناسم کاری بس آسان است.
      ۴-موقتی بودن لاغری و ترس از دست دادن لاغری : من در مورد خودم واطرافیانم دیده ام که لاغر شده اند و مدتها در وزن ایده آل مانده اند ولی چون باور نکرده اند این مسئله بغرنج بوده است.
      ۵-عدم تحرک و ورزش کردن : خیلی از دوستان و آشنایان در اطرافم حتی تحرک روزانه خاصی ندارند ولی همچنان تناسب اندام وتوانسته اند وزن خود را حفظ کنند.
      ۷- نداشتن خواب کافی و روال غذایی مناسب : یکی از همکارانم با وجود اینکه خواب شبانه کمتر از ۴ الی ۵ ساعت دارد ولی بسیار لاغر و خوش اندام است و خواهر کوچکترم هم از این مسئله مستثنی نیست.در مورد روال غذایی هم بسیاری از همکارانم روال درست و حسابی ندارند ولی بسیار خوش اندام هستند.
      ۸- مورد مقایسه قرار گرفتن در خانواده : در هر خانواده ای یه سری افراد مورد تایید هستند و بالعکس ولی این نمی تواند معیار سنجش برای چاق بودن و لاغر بودن افراد باشد زیرا به اندازه تعداد افراد نظرات متفاوت وجود داردو در خاواده ام هم افراد لاغری هم وجوددارند که باز مورد تایید نمی باشند.
      ۹-حس خاص هنگام خوردن شیرینی جات و ممنوعات : این را هم رد می کنم چون باور دارم هر آنچه را که با عشق و حس خوب بخوریم وبه بدنمان وارد کنیم اثرات خوب دارد و خدا از همه نعمتهایش در اختیار همه قرارداده است تا بتوانند به مقدار نیاز بهرمند شوند.

      من جانان اسدی از امروز در تاریخ ۹۹/۴/۲۶ متعهد هستم وزن خودم را از ۸۰ کیلو به وزن مورد دلخواهم ۶۳کیلو برسانم و در این مسیر از هیچ تلاش و کوششی سرباز نخواهم زد.این تاریخ را انتخاب کردم زیرا مصادف با تاریخ تولدم می باشد زیرا این مسیر برایم تولدی دوباره است علیرغم اینکه این کامنت رو سه روز جلوتر می گذارم.
      من بارها و بارها با استعانت از خداوند و همت عالی و اراده متعالی توانسته ام کاهش وزن چشمگیر داشته باشم و همیشه در دایره ارتباطاتم به عنوان سمبل اراده و همت و موفقیت در کاهش وزن هستم.خانواده ام همیشه به من میگویند تو اراده می کنی رژیم بگیری لاغر میشوی.
      رژیم موز ۵ کیلو کاهش وزن
      رژیم یکساله تحت نظر متخصص تغذیه : ۲۳ کیلو کاهش وزن
      رژیم لیمو می : ۴ کیلو کاهش وزن
      رژیم کتوژنیک :۶ کیلو کاهش وزن
      رژیم دمنوش :۴ کیلو کاهش وزن
      من هر بار که میخواهم از تلاش دست بکشم عدد ۲۳ کیلو به ذهنم خطور می کند و باور می کنم که شده و الان هم می شود پس از امروز با استعانت از خداو دستان پرقدرتش در قالب یاریگرانی چون استاد گرامی ذهنم و باورهایم را برمبنای درست بنا می کنم و می دانم هر آنچه ما می خواهیم با همت عالی و یاری خداوند می شود.
      در پایان از خداوند و استاد گرامی و شما دوستان عزیز که با نظرات و پیشنهادتان مرا یاری نمودید تا بتوانم به این هدف متعالی دست یابم سپاسگزارو ممنون هستم امید دارم برای تمام کسانی که در این مسیر قرار گرفته اند این اتفاق به راحتی می افتد.
      در پناه حق شاد و سلامت باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ۱۳۹۹/۰۴/۲۸ ۱۵:۲۲
        مدت عضویت: 2236 روز
        امتیاز کاربر: 5624 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 109 کلمه

        با عرض سلام خدمت استاد عزیزم من فایل دوم راهم گوش کردم من خیلی راه های زیادی برا لاغر شدن انجام دادم واز هرکدامشان چند کیلویی کم کردم ولی باز بعد یه مدت برگشت. مثلا دکتر تغذیه رفتم رژیم گرفتم ۱۰کیلو کم کردم یا دم نوش گیاهی مصرف کردم ۲یا۳کیلو کم کردم یا پیاده روی ورقص هم همینطور باشگاه هم رفتم. ولی همه ی این ها بهانه بود من راه درست نرفته بودم و الان خیلی خوشحالم که با شما استاد عزیز آشنا شدم ومن لیلا تعهد میدهم که از تاریخ۹۹/۴/۲۸ وزن ۹۵کیلو خودم رابه وزن ۶۵میرسونم واز هر تلاش وکوشش سرباز نمیزنم وخدارو شکرمیکنم بابت این اتفاق زیبا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۲۰ ۱۹:۳۵
      مدت عضویت: 2551 روز
      امتیاز کاربر: 242 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 579 کلمه

      به نام خدایی که همین نزدیکی است.
      سلام خدمت استاد عزیز، من فایل ها رو تا قسمت هشتم گوش دادم ولی تصمیم گرفته ام که stop کنم و از اول دوره رو استارت بزنم و الان دوباره فایل شماره ۲ رو گوش دادم همه ی ما با باورهای اشتباه بزرگ شدیم حالا باید تصمیم بگیرم که در خودمان تغییر ایجاد کنیم که این تغییر ایشاالله به تغییرات بزرگ در زندگیمان منتهی بشه.
      راجع به تمرینات این فایل :
      اولین عامل من فکر کردم ژنتیک باعث چاقی منه چون برادرم و پدر و مادرم اضافه وزن دارم به جز برادرکوچکم که کاملا فیتنس و بعد از حرف های استاد این چند روز تمام رفتارهای اون رو زیر نظر دارم و فهمیدم کلا غذا و یا هر چیزی خوردنی اون رو تحریک نمی کنه و تمام تمرکزش رو کارش هست و برام جالب بود چون تا حالا به این موضوع توجه نکردم پس این دلیل بهانه بیش نیست و از اعتبار ساقط میشه.
      من فکر کرده ام خوردن حجم بالای غذا و شیرینی جات و خامه و فست و فودها عامل اضافه وزن و همه رو نصیحت میکردم که کم غذا بخورید تا متناسب بمانید خودم هم کم میخوردم ولی نامنظم دیدم که خیلی ها از جمله دوتا عمو کوچکم و عروسمان خیلی لاغرن ولی حجم ورودی بالایی دارن پس این دلیل از اعتبار ساقط و بهانه ی بیش نیست.
      عامل ازدواج رو باعث چاقی میدونستم که اون هم به قدری مورد دیدم که بعد ازدواج همچنان متناسب هستن پس این دلیل هم رد میشه.
      یه عامل دیگه چون من صورتم لاغرتر اندامم هست اطرافیان بهم گفتن تپلی بیشتر بهت میاد دیگه من این رو گرفتم تو دستم که اگه یکی بهم گفت چقدر تپل هستی من بگم به خاطر صورتم الان دیدم که عروسمان و دختر دایی ام لاغرند ولی صورت تپل دارند پس این دلیل هم از اعتبار ساقط میشه.
      دلیل دیگه که شاید پاشنه آشیل خیلی از ما است عدم تحرک من خودم به شخص رو این موضوع خیلی ضعف داشتم من زمانی وزنم بالا بود صبح ها باشگاه بودم تا میومدم خونه یه غذای خیلی سبک میخوردم ساعت سه یا چهار تو خونه تردمیل کار میکردم دوباره استراحت میکردم و ساعت هشت و نه شب میرفتم پیاده روی تا دوماه یا سه ماه کار من همین بود و من تونستم ۲۵ کیلو کم کنم و بشم یه آدم فیتنس آرزویی که دوست داشتم به اون برسم بماند چه عوارضی برایم داشت تا اینکه ازدواج کردم بعد از چند ماه شاید هشت و نه ماه بدون اینکه متوجه بشم دوباره چاق شده ام و یادآوری اون همه کار فیزیکی برام سخت بود که دوباره لاغر بشم دیدم اطرافیانم که اصلا تحرک ندارن غذا میخورن همون جا میشن یا دائم خوابند ولی متناسب این دلیل که برایم سخته بزارمش کنار از اعتبار ساقط میشه چون موردهای مختلف دیدم برخلاف باور من است پس عدم تحرک بهانه ای بیش نیست و از اعتبار کاملا ساقط میشه.
      (من اشرف مخلوقات خداوند اینجا متعهد میشوم چون من اراده فوق العاده قوی دارم از امروز خودم را متناسب کنم ودر این مسیر زیبا از هیچ کوششی سرباز نخواهم زد زیرا میخواهم متناسب و سبک و راحت باشم و براحتی به همه ی کارهایم به طور عالی برسم.
      ومن چندین بار از دوران راهنمایی تا الان به شیوهای مختلف وزن خودم رو کم کرده ام که واقعا جسمم مرحبا دارد و به اون افتخار میکنم که توانایی لاغر شدن رادارد به امید موفقیتم در این مسیر زیبا .
      Thank God for my healthy body and my great mind

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۸ ۱۸:۴۵
      مدت عضویت: 2264 روز
      امتیاز کاربر: 515 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 806 کلمه

      باعرض سلام وادب حضوراستاد گرامی فایل دوم را گوش کردم وبارها وبارها نوشته های مختلف را خواندم ولیست عوامل چاقی خودم را نوشتم من از بچگی بچه به ظاهر تپلی بودم صورتم تپلی بود واستخوان بندی درشت خیلی ها لقب چاق به من می دادند حتی بعضی اوقات با خواهر کوچکترم که دعوایم میشد اومی گفت توچاقی ولی من چاق نبودم تا موقع ازدواج وبعد باردارشدن ۵۳ کیلو بودم تا اینکه شنیده بودم که می گویند خانم با باردار شدن چاق می شوندومن می دیدم که مادرم وخواهرانم چاق هستند ومن هم قاعدتا باید چاق می شدم در حالیکه افراد زیادی را از همین فامیل خودمان باردارشدند وبعد به وزن طبیعیشان رسیدنددیگر از عوامل که دلیل چاقی خودم می دانستم ارث وژنتیک وخانواده بود که دیدم اگر قرار باشد ارثی باشد ومنشا ان ژنتیک باشد پدرم وبرادر کوچکترم هم باید چاق باشند ولی آنها لاغر بودند سوخت وساز پایین ویبوست هم نمی شود چون چند نمونه خلاف آن دیدم ودلایلی مثل خوردن داروبرای اعصاب یا برای بچه دار شدن وزدن آمپولهای هورمونی و…نمی تواند دلیل این همه سال اضافه وزنم باشد چون سالهاست که هیچ دارویی نمی خورم ودلایل دیگر که متوجه نقض همه آنها شدم
      قسمت دوم تمرین با توجه به اینها خودم می مانم وچاقیم وخودم را عامل اصلی چاقیم می دانم وتعهد نامه ام را می نویسم من مریم هستم مسئولیت چاقیم را می پذیرم از امروز ۹۹/۰۴/۱۸ باوزن ۷۰ کیلو می خواهم خودم را به وزن ۵۸کیلو برسانم ودراین مسیر از هر کوشش وتلاشی سر باز نخواهم زددر ضمن دلایل ناتوانی خودم را رد می کنم چون بارها وزنم را پایین آوردم
      قسمت سوم تمرین بعد از چند سال از ازدواج وباردارشدن ازوزن ۵۳به ۶۶رسیدم وبرای کاهش وزن پیش دکتر تغذیه رفتم ویک مدت از رژیم تغذیه آن دکتر استفاده کردم وآن دکتر مرتب غذای مرا کم می کرد وتعداد قاشقهای غذا ولقمه های نان را کمتر می کرد ومی گفت وزنت پایین نمی آید باید خیلی کمتر بخوری وماکارونی وچیپس وپفک و…به هیچ وجه نباید بخوری من از این رژیم که هر روز سختتر می شدزود خسته شدم ورها کردم تا اینکه چند سال بعد به وزن ۶۸ رسیدم ودوباره تصمیم گرفتم به سراغ دکتر تغذیه دیگری بروم وگفتم تا وزنم بیشتر بالا نرفته باید وزنم را کاهش دهم وحتی برای باردارشدن دوباره چندتا دکتر رفتم وآنها هم توصیه به کاهش وزن کردند او هم برنامه غذایی برایم نوشت وخیلی از مواد غذایی را ممنوع کرد وهر سری مقدارغذاوتعداد قاشقهای برنج وخورشت را کمتر می کرد ومی گفت وزنت پایین نمی آید من توانستم فقط۳تا۴ کیلو کم کنم چندین سال دوباره پیش هیچ دکترتغذیه ای نرفتم تا اینکه به وزن ۷۵ رسیدم واین بار با دو خواهر ودختر خواهرم تصمیم گرفتیم پیش دکتر کرمانی در اصفهان برویم که همایشی داشت ویک کتاب تغذیه وترازوی کوچک براوزن کردن مواد غذایی وبرنامه های دوهفته ای ومرتب باید دوهفته یکبار به اصفهان می رفتیم ووزن خود را اعلام می کردیم گاهی اوقات چون کاهش وزنی نداشتم مورد مواخذه کارشناس تغذیه قرار می گرفتم ومی گفت چرا رعایت نکردی چرا وزنت تغییر نکرده بالاخره با این رژیم ۱۲ کیلو کاهش داشتم ویک پایان نامه موفقیت به ما اعطا کردند وگفتند از امروز به بعد حق دارید روزی۲۰۰۰کالری مصرف کنیدتا آخر عمر به همین صورت باشد وما خوشحال شدیم ازاینکه پایان نامه کاهش وزن وموفقیتمان را گرفتیم تا چند سالی با وزن ۶۳بودم وبعد از چند سال دوباره رعایت نکردن وورزش نکردن و…به وزن ۸۱رسیدم واز این مسئله دنیا برایم تیره شد وگفتم هر جور شده باید وزنم را خودم پایین بیاورم تا اینکه دیابت خفیف وچربی خون و…بالا رفت واین با خودم بارعایت رژیم غذایی وحذف شکر ونبات ونوشابه و…۴کیلو از وزنم را کم کردم وبه ۷۷رسیدم دوباره از طریق تلگرام بایک شخصی آشنا شدم که در تبلیغش می گفت بدون رژیم وگرسنگی و…به وزن دلخواهتان می رسید وآن هم رژیم سخت وطاقت فرسا وپر هزینه بهم داد وتوانستم از ۷۷به ۷۳ برسم ۴کیلو کاهش ولی دیگر طاقت چنین روندی را نداشتم ویکسال با رعایتهای خودم توانستم وزنم را درهمان حد نگهدارم ویک مدت هم دوباره گوش ندادم دوباره یک تبلیغ از طب سنای دیدم که گفته بود در مدت کم با خوردن یک سری قرصها اشتها کم می شود وفلان کاهش را دارید این هم هیچ کاهشی نداشت بعد از آن به وزن۷۷یا۷۸ رسیدم دوباره در شبکه های مجازی بایک کلینیک تغذیه آشنا شدم واز ۷۷به ۷۱و۷۰ رسیدم ودرهمان وزن نوسان واستپ داشتم در اینترنت دنبال دلایل استپ وزنی می گشتم که فایل تصویری از استادرضا عطار روشن برخورد کردم وبه صحبتهای استاد گوش دادم وحرفهایتان به دلم نشست ودوست داشتم ودنبال بقیه فایلها وسایت تناسب فکری را پیدا کردم ودر دوره رایگان ثبت نام کردم ولیست چاقی ودلایل خودم را نوشتم وچندین بار گوش دادم وخواندم ونوشته های دوستان را دقیق خواندم وبه نتایج حاصله رسیدم ان شاء الله به امید خدا وبا کمک استاد وتلاش خودم به موفقیت برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ ۱۴:۵۷
      مدت عضویت: 2246 روز
      امتیاز کاربر: 518 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام یک سوال دارم درباره موضوع ارثی بودن

      من در یک کتابی قبلاً خوندم که گفته بود هر کدوم از سلول های ما یه بخشش رو دی ان ای تشکیل داده و دارای کدهای ژنتیکی و حافظه ی ژنتیکی هست که خاطرات و تجربه ها اونجا ثبت میشه که باعث شکل گرفتن افکار و باورها میشه و اونا به فرزند انتقال پیدا میکنه، پس افکار و باورهایی که والدین دارند به فرزندان انتقال پیدا میکنه و باعث میشه جسم ما تحت تاثیر افکار ما قرار بگیره.
      یه موضوع دیگه
      محیط هم روی جسم و شکل آدمها تاثیر میزاره مثلا چینی ها پلک های پفی دارن و آفریقایی ها پوست تیره دارند، اینم مربوط به افکار و باورهایی که داریم میشه؟ مثلاً در طول زمان اجداد چینی ها در معرض هوای سرد قرار گرفتن و بعد خواستن از خودشون مراقبت کنن و افکارهایی درشون به وجود اومده که پلک هاشون اینجوری شده و این افکارها به نسلشون انتقال پیدا کرده؟ و مردم آفریقایی که به آفریقا مهاجرت کردن چون در معرض خورشید بودن و میخواستن از خودشون محافظت کنن بدنشون و پوستشون یه چیزی رو ایجاد کرده که باعث شده تیره بشن و از پوستشون هم محافظت بشه. آیا اینها هم از باورها و افکارهای اجداد به انسان میرسه؟
      در مورد قیافه، شما گفتید که ارثی بودن رو قبول ندارید و قبول ندارید که فرزندان چاق بودن رو اندام خودشون رو از پدر و مادر به ارث میبرن و اگه یه خانواده باشن که سه فرزندشون چاق باشه یکیشون لاغر، این دلیل ارثی بودن رو نقض میکنه، و گفتید خدا سیستم همه رو یجور آفریده، میخوام بپرسم اگه یه نفر معلول به دنیا اومده باشه یا یه نفر نابینا به دنیا اومده باشه یا یه نفر در یک خانواده دارای صورت سفید باشه و یه نفر دیگه سبزه باشه قضیه اش چیه؟ مثلاً دو تا خواهر هستند یکیشون قیافه اش شبیه پدرشه و چشم های کوچک داره یه نفر دیگه قیافه شبیه مادرشه و چشمهای بزرگ داره. یا دو خواهر اندامی مثل مادر دارن و یک خواهر اندامی مثل پدر دارن. چرا اینجوریه؟ آیا افکار و باورهای پدر (ژن پدر) به یه خواهر انتقال پیدا کرده و افکار و باورهای یک مادر (ژن مادر) به خواهر دیگه اش انتقال پیدا کرده؟ میشه توضیح بدید لطفاً
      میشه یه کمکمی بکنید سوالمو جواب بدید تا بتونم این دلیل رو نقض کنم و فایل رو ادامه بدم؟ ممنون میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۷ ۱۴:۵۰
      مدت عضویت: 2246 روز
      امتیاز کاربر: 518 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 378 کلمه

      سلام آقای استاد عطارروشن
      یک سوال دارم درباره موضوع ارثی بودن که میخوام‌ کمکم کنید به نتیجه برسم چند سوال هست که نتونستم جوابی براش بیارم و تا جوابشو پیدا نکنم نمیتونم ادامه فایل رو ببینم لطفاً کمکم کنید تا بتونم دلیلمو نقض کنم ممنون میشم

      من در یک کتابی قبلاً خوندم که گفته بود هر کدوم از سلول های ما یه بخشش رو دی ان ای تشکیل داده و دارای کدهای ژنتیکی و حافظه ی ژنتیکی هست که خاطرات و تجربه ها اونجا ثبت میشه که باعث شکل گرفتن افکار و باورها میشه و اونا به فرزند انتقال پیدا میکنه، پس افکار و باورهایی که والدین دارند به فرزندان انتقال پیدا میکنه و باعث میشه جسم ما تحت تاثیر افکار ما قرار بگیره.
      یه موضوع دیگه
      محیط هم روی جسم و شکل آدمها تاثیر میزاره مثلا چینی ها پلک های پفی دارن و آفریقایی ها پوست تیره دارند، اینم مربوط به افکار و باورهایی که داریم میشه؟ مثلاً در طول زمان اجداد چینی ها در معرض هوای سرد قرار گرفتن و بعد خواستن از خودشون مراقبت کنن و افکارهایی درشون به وجود اومده که پلک هاشون اینجوری شده و این افکارها به نسلشون انتقال پیدا کرده؟ و مردم آفریقایی که به آفریقا مهاجرت کردن چون در معرض خورشید بودن و میخواستن از خودشون محافظت کنن بدنشون و پوستشون یه چیزی رو ایجاد کرده که باعث شده تیره بشن و از پوستشون هم محافظت بشه. آیا اینها هم از باورها و افکارهای اجداد به انسان میرسه؟
      در مورد قیافه، شما گفتید که ارثی بودن رو قبول ندارید و قبول ندارید که فرزندان چاق بودن رو اندام خودشون رو از پدر و مادر به ارث میبرن و اگه یه خانواده باشن که سه فرزندشون چاق باشه یکیشون لاغر، این دلیل ارثی بودن رو نقض میکنه، و گفتید خدا سیستم همه رو یجور آفریده، میخوام بپرسم اگه یه نفر معلول به دنیا اومده باشه یا یه نفر نابینا به دنیا اومده باشه یا یه نفر در یک خانواده دارای صورت سفید باشه و یه نفر دیگه سبزه باشه قضیه اش چیه؟ مثلاً دو تا خواهر هستند یکیشون قیافه اش شبیه پدرشه و چشم های کوچک داره یه نفر دیگه قیافه شبیه مادرشه و چشمهای بزرگ داره.
      میشه یه کمکمی بکنید سوالمو جواب بدید تا بتونم این دلیل رو نقض کنم و فایل رو ادامه بدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ۱۳۹۹/۰۴/۱۸ ۱۷:۳۶
        مدت عضویت: 2246 روز
        امتیاز کاربر: 518 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 463 کلمه

        چشم رنگی ارثیه ولی میشه با تغییر باورها اون رو تغییر داد، یا حتی شکل قیافه، چون همه چیز در این جهان اول افکار و انرژی و باور هست و بعد جسم، در مورد چشم رنگی هم شاید شرایط محیطی باعث شده که چشم رنگی باشه به این شکل که وقتی فرد در یک شرایط خاصی قرار میگیره که شاید چشم ها در معرض خطر هستند سیستم حفظ بقا در انسان کاری میکنه که در انسان افکاری به وجود بیاد و انسان با اون افکار به ذهنش و به مغزش و به چشمش دستور میده که یه چیزی در اون ایجاد بشه که ازش محافظت کنه در برابر شرایط، و این چشم رنگی که در طول سالها پدید اومده برای یک نسل، از طریق ارث نسل به نسل منتقل شده، چون توی بدن ما تمام سلول های ما داراری حافظه سلولی هستند که تجربه و خاطرات و افکارها و باورهای ما در یه بخشی از سلول های ما به صورت کد ثبت شده اند و وقتی شخصی فرزندی به دنیا میاره سلول های مادر و پدر از طریق ارث به فرزند منتقل میشه، اگه ما بخوایم چشم رنگی رو عوض کنیم میتونیم اینکارو بکنیم با تغییر افکار و باورهای ما که در سلول های بدن ما وجود دارن و ثبت شده اند از طریق اجداد ما، ما میتونیم اونارو عوض کنیم.
        در مورد چاقی هم همینطوره، وقتی فردی چاقه و فرزندی به دنیا میاره، و فرزندش وقتی به دنیا میاد چاق به دنیا میاد یعنی چاقی رو از مادر یا پدر به ارث برده یعنی باورها و افکار مادر و پدر از طریق حافظه سلولی به فرزند منتقل شده که فرزند بعدها میتونه این افکار و باورها رو تغییر بده
        یا اینکه فرض کنید مادری لاغره و پدری چاقه و فرزند چاقی رو از پدر به ارث برده ولی طی چند سال لاغر میشه بخاطر اینکه والدین مثلاً مادر که لاغره بهش آموزش لاغری میده به صورت ناخودآگاه. چون که مادر خودش رفتار لاغری داره بدون اینکه خودش بدونه و این رفتار رو بچه ها یاد میگیره.
        یا اینکه فکر کنید مادری لاغره و پدری چاقه و دو فرزند دارن که یکیشون لاغره و یکیشون چاقه و اونی که لاغره به مادرش رفته و اونی که چاقه به پدرش رفته و هر دوی اینها میتونن تغییر کنن با تغییر افکار و باورهایی که به اونها به ارث رسیده.
        چیزی که میگم رو قبول دارید؟

        دلیل اینکه میخوام از ریشه بدونم موضوع ارثی بودن رو، چون من بخاطر مشکلات پوستی که بهم گفتن ارثیه و بخاطر شکل اندامم که میکنم‌ ارثیه دوره رو میبینم و میخوام اینها رو تغییر بدم، وزنم خوبه فقط اندامم متناسب نیست و یکجام بزرگتر از جاهای دیگه ام هست و میخوام همه جام متناسب باشه و بیشتر بدنم چربی هست و پوستمم شله که فکر میکنم ارثی هست و اینهارو قصد دارم تغییر بدم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          ۱۳۹۹/۰۴/۱۸ ۲۳:۴۲
          مدت عضویت: 2246 روز
          امتیاز کاربر: 518 سطح ۲: کاربر متوسطه
          محتوای دیدگاه: 13 کلمه

          من کلاً این قضیه ارثی بودن رو متوجه نشدم، شما با کجاش مخالفید

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          ۱۳۹۹/۰۴/۱۹ ۰۰:۲۳
          مدت عضویت: 2264 روز
          امتیاز کاربر: 515 سطح ۲: کاربر متوسطه
          محتوای دیدگاه: 37 کلمه

          با سلام شاید هنوز زود است که نظرم را بنویسم وباید بیشتر بخوانم وبنویسم درصد زیادی از حرفهایتان را قبول دارم چرا استاد شما می فرمایید که قبول ندارم اشکال کارم را بفرمایید تا بتوانم درستش کنم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا