آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید چرا با وجود تمام رژیمها و ورزشها هنوز به وزن ایدهآلتان نرسیدهاید؟ 🤔 اگر آرزوی لاغر شدن دارید، باید چیزی بیشتر از رژیم گرفتن بلد باشید؛ باید مسیر لاغر شدن را یاد بگیرید.
لاغری یک نقطه نیست، یک مسیر است. مسیری ذهنی که شما را از دنیای افکار چاقکننده بیرون میبرد و به دنیای رهایی، سلامتی و سبکی میرساند.
در مسیر لاغر شدن هستید یا چاقتر شدن؟ 🔄
تصور کن صبح که چشمهات رو باز میکنی، انگار سر یک دوراهی ایستادی. 🌅
یک مسیر به سمت تناسب اندام، سلامتی، آرامش و رضایت درونی میره؛ همون مسیر رویاییای که اسمش رو گذاشتیم:
✅ مسیر لاغر شدن
یه مسیر دیگه هم هست…
همون راهی که سالها ناخودآگاه رفتی؛ پر از تکرار فکرهای محدودکننده، احساس شکست، عذاب وجدان بعد از خوردن، رژیمهای طاقتفرسا و تسلیم شدنهای همیشگی:
❌ مسیر چاقتر شدن
حالا خبر خوب چیه؟ 😊
اینکه هر روز، تو انتخاب میکنی کدوم مسیر رو بری. اما یادت باشه، اگر انتخاب نکنی، یعنی مسیر چاقتر شدن رو انتخاب کردی.
🌱 مسیر لاغر شدن نیاز به آگاهی داره.
یعنی باید از خودت بپرسی:
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
📌 آیا خودم رو بابت خوردن سرزنش کردم یا آگاهانه انتخاب کردم؟
📌 آیا گفتگوهای ذهنی من، همجهت با لاغر شدن بود یا پر از ترس و عذاب وجدان؟
🌟 تو با هر فکر، هر انتخاب و هر واکنش، داری پات رو روی یکی از این دو مسیر میذاری.
پس قبل از اینکه روزت رو شروع کنی، از خودت بپرس:
💭 امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم یا اجازه بدم عادتهای قبلی منو بکشن سمت چاقتر شدن؟
تو هر روز میتونی یه قهرمان باشی، نه با سختی کشیدن، بلکه با انتخابهای آگاهانه و ذهنی.
راهی که قراره تو رو برسونه به اون لباسی که همیشه دلت میخواست بپوشی 👗 به اون آینهای که لبخند رضایت بهت بزنه 😍 و به اون حس فوقالعادهای که میگی:
من مسیر لاغر شدن رو انتخاب کردم و ادامهش دادم.
🛤️ حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری… مسیر لاغر شدن؟ یا چاقتر شدن؟ ✔️ یا ❌؟ انتخاب همیشه با توئه!

چاقی حاصل سالها حرکت در مسیر اشتباه است ⌛
ممکن است فکر کنید یک روزه چاق شدهاید، اما واقعیت این است که چاقی حاصل سالها افکار و رفتارهای تکرارشونده بوده. بیایید مراحل چاق شدن ذهنی را با هم مرور کنیم:
1️⃣ ورود آگاهی چاقکننده
دیدن، شنیدن، و خواندن درباره چاقی، اولین بذر چاقی را در ذهن شما میکارد.
2️⃣ تکرار، تکرار، تکرار
تکرار همین آگاهیها باعث ایجاد نگرشی میشود که چاقی را طبیعی و اجتنابناپذیر میداند.
3️⃣ شکلگیری گفتگوی ذهنی
ذهن شما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند.
4️⃣ احساس چاق بودن
ترس از چاقی، حس چاق بودن را در شما ایجاد میکند، حتی اگر اضافهوزن نداشته باشید.
5️⃣ واکنش بر اساس ترس
واکنشهایی مثل نخوردن، وسواس در غذا، پشیمانی و عذاب وجدان ظاهر میشوند.
6️⃣ رفتار بر اساس ترس
رفتارهایی که برای جلوگیری از چاقی انجام میدهید، در نهایت ذهن را به چاقی بیشتر شرطی میکنند.
7️⃣ تمرکز شدید بر چاقی
و در نهایت، تمام توجهتان روی چاقی میماند… و این یعنی چاقتر شدن.

اما مسیر لاغر شدن چطور؟ 🌱
🌱 برای اینکه واقعاً لاغر شوی، باید تصمیم بگیری که از مسیر قدیمی و تکراری چاقی خارج بشی و وارد یک مسیر کاملاً جدید بشی…
مسیری که نه از تو رژیم گرفتن بخواد، نه ورزش سنگین، نه فشار و اجبار…
بلکه تو رو با آرامش، آگاهی و عشق به سمت خواستهات یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه. این مسیر جدید، همون مسیر لاغر شدنه! 💫
💡 لاغری با ذهن یعنی چی؟
یعنی بهجای جنگیدن با غذا و بدن، به ذهنت یاد بدی که چطور دوست تو بشه، نه دشمنِ ارادهات!
✨ یعنی آگاه بشی که خیلی از اضافهوزنت، نتیجهی افکار، باورها و ترسهای قدیمیه.
🧠 یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدید، کمکم راهی به سمت لاغری باز کنی.
🔬 مطالعات علمی نشان میدهد که تغییر در الگوهای فکری نقش کلیدی در دستیابی به کاهش وزن پایدار دارد.
با ساختن یک نقشه ذهنی تازه و تمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویرسازی مثبت 🖼️ و پرورش احساسات سازنده 😊، میتوان اشتهای غیرضروری را کاهش داد و رفتارهای غذایی سالمتری را در خود تقویت کرد.
⚗️ در نهایت، لاغری با ذهن نه تنها یک روش کاهش وزن بلکه یک رویکرد جامع است که بر تغییرات درونی، پذیرش خود و ایجاد ذهنیت مثبت تأکید دارد. با تمرکز بر ذهن 🧠 و اصلاح الگوهای فکری، میتوان به نتایج ماندگار و مؤثر در مسیر کاهش وزن دست یافت.
✅ توی مسیر لاغر شدن چه کارهایی لازمه؟
مسیر «لاغری با ذهن»؛ قدمهای کوچک اما ماندگار ✨
🔹 هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
مثلاً امروز فقط به این فکر کن که: «آیا من واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟»
همین سؤال، تو رو وارد مسیر درست میکنه.
🔹 باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
با خودت روراست باش و ببین کِیها به خودت گفتی:
«من ذاتاً چاقم»، «اراده ندارم»، «اینم بخورم چیزی نمیشه…»
حالا وقتشه جای اینها افکار سازنده و لاغرکننده بذاری 💭🌈
🔹 تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهات رو ببند و خودت رو توی یه لباس موردعلاقه، با بدنی سبک و پرانرژی تصور کن ✨
تو باید اول بتونی خودت رو لاغر ببینی، تا ذهنت همون تصویر رو باور کنه و بدن دنبالش حرکت کنه.
🔹 تمرین ذهنی کن و ادامه بده
نه یک روز، نه فقط آخر هفته، بلکه هر روز یه تمرین کوچیک که تو رو یاد مسیرت بندازه.
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله…
هر چی بیشتر قدم بزنی، راهت واضحتر میشه 🚶♀️🌿
🛤️ به خاطر داشته باش:
مسیر لاغر شدن یک راه ذهنیه، نه فیزیکی. و تو هماکنون میتونی شروعش کنی… فقط کافیه به جای فشار آوردن به خودت، همراه ذهنت بشی.
اون وقت لاغری از یه رؤیا، تبدیل میشه به یه واقعیت ملموس. 🌟
تفاوت مسیر لاغر شدن و مسیر چاقتر شدن ⚖️
| 🔴 مسیر چاقتر شدن | 🟢 مسیر لاغر شدن |
|---|---|
| تکرار افکار منفی درباره بدن | تقویت افکار مثبت درباره تناسب اندام |
| ترس از چاقی و احساس ناتوانی | اعتماد بهنفس و احساس توانمندی در لاغر شدن |
| تمرکز روی رژیمهای سخت و محرومیت | تغییر نگرش ذهنی نسبت به غذا و بدن |
| سرزنش خود بعد از خوردن | درک نیاز بدن و انتخاب آگاهانه |
| عدم آگاهی از مسیر ذهنی چاقی | شناسایی و اصلاح مسیر ذهنی چاقی |
| زندگی در حالت قربانی بودن | پذیرفتن مسئولیت تغییر و اقدام آگاهانه |
| بیتوجهی به گفتوگوی ذهنی | اصلاح گفتوگوی ذهنی روزانه |
| تکرار رفتارهای اشتباه بدون آگاهی | انجام تمرینات ذهنی روزانه با آگاهی |
فقط آرزوی لاغر شدن کافی نیست… 🚫
آرزوی لاغری داشتن شما را لاغر نمیکند، اما
حرکت کردن در مسیر لاغر شدن
حتماً شما را به نتیجه میرساند. 💪✨
اگر واقعاً خواهان تغییر هستید، باید
مسیر ذهنیتان را تغییر دهید.
من چگونه مسیر لاغر شدن را ساختم؟ ✨
✨ من به لطف خدا، تونستم مسیرم رو از چاقی به سمت مسیر لاغر شدن تغییر بدم.
نه با رژیمهای سخت، نه با ورزشهای طاقتفرسا…
بلکه با روشی که اسمش هست: لاغری با ذهن 🧠💫
توی دورهی «🎯 ورود به سرزمین لاغرها»، به شکل کامل و قدمبهقدم توضیح دادم که چطور از این مسیر استفاده کردم، چطور ذهنم رو بازسازی کردم و چطور به تناسب اندامی رسیدم که همیشه دلم میخواست 👗💃
🌈 خبر خوب اینه که تنها من نبودم!



دوستان زیادی با من همراه شدن، قدم در مسیر لاغر شدن گذاشتن، و حالا هر کدومشون یک شگفتیساز هستن… آدمهایی که با ذهنشون آشتی کردن، خودشون رو دوباره ساختن، و به رویای لاغریشون رسیدن. 🌟
🚦 چطور وارد مسیر لاغر شدن بشی؟
تو میتونی همین امروز یه تصمیم جدید بگیری:
🔁 تغییر مسیر بده… وارد مسیر لاغر شدن شو.
توی دوره «ورود به سرزمین لاغرها» یاد میگیری:
🔹 چطور مسیر ذهنیت رو عوض کنی
🔹 چطور افکار جدید بسازی
🔹 چطور با تمرینات ذهنی و تکرار، یه جادهی جدید برای زندگیت بسازی
🔹 و مهمتر از همه: چطور هر روز، آموختههات رو به عمل تبدیل کنی 💪
🎢 روند مسیر چاقی همیشه سراشیبی داره، و هر چی جلوتر بری، سرعت چاقتر شدن بیشتر میشه.
ولی برعکس، مسیر لاغر شدن مثل بالا رفتن از یه کوه آرومه…
اگه صبور باشی، با ثبات قدم برداری و از مسیرت لذت ببری، بالاخره به قله میرسی 🏔️🎯
✅ واقعیت اینه:
اگر در مسیر لاغر شدن باشی، 🌟 نمیتونی لاغر نشی!
همونطور که کسی که توی مسیر چاقی میمونه، ⛔ نمیتونه چاقتر نشه!
✨ تمرین ذهنی امروز: انتخاب مسیر ✨
امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی، خودت رو سر یک دو راهی تصور کن: 🛤️
- ✅ مسیر لاغر شدن: پر از آگاهی، انتخابهای آگاهانه، احساس خوب نسبت به بدن، گفتگوهای ذهنی مثبت
- ❌ مسیر چاقتر شدن: پر از سرزنش، ترس، اضطراب، رژیمهای سخت و تکرار اشتباههای گذشته
حالا از خودت بپرس:
- 📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
- 📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
- 📌 آیا گفتوگوی ذهنیم منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟
اگر پاسخهات مسیر لاغر شدن رو نشون میده، به خودت افتخار کن! 💖
اگر نه، نگران نباش… همین الان تصمیم بگیر راهتو تغییر بدی و قدم اول رو برداری. 👣
💬 تمرین امروزت رو بنویس:
امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…
🧠 هر قدم کوچیک ذهنی = یک گل در مسیر زیبای لاغری 🌸
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.07 از 165 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
بنام خدای مهربان
سلام استاد ودوستان هم مسیر
گام12لاغرشدن باید چیزی بیشتر ار رژبم گرفتن بلد باشم باید مسیرلاغرشدن را یاد بگیرم لاغری یک نقطه نیست یک مسیر است مسیری ذهنی که مارااز دنیای افکار چاق کننده بیرون می برد وبه دنیای رهایی سلامتی وسلکی می رساند.
من امروز می خواهم درمسیر لاعرشدن قدم بردارن واحازه ندم عادتهای قبلی منوبکشن به سمت جاقتر شدن من هر روز می تونو یه قهرمان باشم نه باسختی کشبدن بلکه با انتخاب های اگاهانه ذهنی راهی که قراره مرا برسونه به اون لباسی که همیشه دلم می خوایت بپوشم وبه اون اینه ای که لبخندرضایت بهم بزنه وبه اون حس فوق العاده ای که میگم من مسیر لاغرشدن را انتخاب کردم وادامه ش میدم
ورود اگاهی چاق کننده دیدن شنیدن وخواندن درباره چاقی اولین بذرچاقی را درذهن ما می کارد تکرار تکرارهمین اگاهی ها باعث ایجادنگرش میشود که چاقی را طبیعی واجتناب ناپذیرمی داندشکل گیری گفتکوی ذهنی ذهن ما بدون نیاز به محرک بیرونی درباره چاقی فکر میکند احساس چاق بودن ترس از چاقی حس چاق بودن را در ما ایجاد میکند حتی اگه اضافه وزن نداشته باشیم واکنش براساس ترس واکنش هایی مثل نخوردن وسواس در غذا پشیمانی وعذاب وجدان ظاهر می شوند رفتاربر اساس ترس رفتارهایی که برای جلو گیری از چاقی انجام می دهیم درنهایت ذهن را به چاقی بیشترشرطی می کنند تمرکز شدید بر چاقی ودرنهایت تمام توجه مان روی چاقی می ماند واین یعنی چاقتر سدن
وما اگر می خواهیم واقعا لاغربشیم باید تصمیم بگیریم که از مسیر قدیمی وتمراری چاقی خارج بشیم و وارد یه مسبر کاملا جدید بشیم مسبری که نه از من رژیم گرفتن نه ورزش های سنگین نه فشار واجباره بلکه مرا به ارامش اگاهی وعشقبه سمت خواسته ام یعنی تناسب اندام واقعی هدایت کنه این مسبر جدیدهمون مسیر لاعرشدنه. لاعری باذهن یعنی به جای جنکیدن با غذا وبدن به ذهنم یاد بدم که چطور دوست من بشه نه دشمن اراده ام یعنی اگاه باشم که خیلی از اضافه وزنم نتیجه ی افکارباورها ترس های قدیمی هست یعنی با ساختن یه نقشه ذهنی جدیدکم کم راهی به سمت لاغری باز کنم با ساختن یک نقشه ذهنی تازه وتمرکز بر تمرینات ذهنی مانند تصویر سازی مثبت وپرورش احساسات سازنده می توان اشتهای غیر ضروری را کاهش دادورفتارهای غذایی سالم را در خود تقویت کرد. بباتمرکز بر ذهن واصلاح الگوهای فکری می توان به نتایج ماندکار وموثر درمسیر کاهش وزن دست یافت. من هر روز یه قدم کوچک بر می دارم واز خودم می پرسم که واقعا گرسنه ام یا از روی احساسات می خوام بخورم با خودم رو راست باشم ببینم چی ها با خودم گفتم من ذاته چاقم اراده ندارم اینم بخورم چیزی نمیشه حالا وقتشه به جای این افکار سازنده ولاغرکننده بزارم تصویر سازی ذهنی را جدی بگیرم جشم هایم را ببندم وخودم را توی لباسهای مورد علاقه ام ولباسهایی که دوست دارم بابدنی سبک وپر انرژی تصورکنم من باید اول بتونم خودم را لاغرببینم تا ذهنم همون تصویر رو باور کنه وبدن من هم دنبالش حرکت کنه تمرین ذهنی کنم وادامه بدم نه یک روز نه اخر هفته بلکه هر روز یه تمرین کوچک که مرا یاد مسبرم بندازه لاغری باذهن مثل ساختن یه جاده ی جدید توی جنگلههر چی بیشترقدم بزنم راهم واضح تر میشه مسیر لاغرسدن یه راه ذهنینه نه فیزیکی ومن می تونم شروع کنم فقط کافیه به جای فشار اوردن همراه ذهنم بسم اون وقت لاعری از یه رویا تبدیل میشه به واقعیت اروزی لاعری داشتن مرا لاعرنمیکند اما حرکت در مسبرلاغرشدن حتما مرابه نتیجه می رساندومن واقعا می خواهم تغییر کنم ومسیر لاعری با ذهنرا پیش می گیرمومسیر چاقی را دیگه رها میکنم
امروز چه فکری در باره بدنم داشتم؟ من قبلا بابدنم همیشه درجنگ بودم همیشه استرس واضطراب داشتم همیشه ترس از غذاها وچاقتر شدن داشتم اما امروز این حس ها را ندارم دیگه با ترس غذا نمی خورم دیگه ترس از غذا خوردن ندارم دیگه ترس از چاق شدن مدارم دیگه باخودم وبدنم نمی جنگم وهر روز یه قدم کوچک در مسبر لاغری با ذهن بر می دارم ودر ارامش هستم وهر روز دارم برای متناسب شدن قدم بر می دارم وخودم را هر روز با اندامی متناسب تصور میکنم وهر روز خودم را با لباسهای که سایز کوچک هستن تصور میکنم خودم را از چاقی ازاد ورها تصور میکنم
ایا اگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟ من دیگه مثل قبل نیستم وقتی می خواهم غذا بخورم اول از خودم می پرسم که واقعا گرسنه ام یا نه وودیکه با عجله غذا نمی خورم ودیگه ترس از غذاها ندارم ودیگه غذا را علت چاقی نی دانم وبا لذت غذا میخورم ودیگه تا حد خفگی غذا نمیخورم وقتی سبرم دست از غذا میکشم
ایا گفتگو ی ذهنی م منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟ گفتگوهای ذهنی که الان من باخودم میکنم واگاهانه هست مرا به تناسب اندام میبرد من هر روز باخودم تکرار میکنم که من درمسبر متناسب شدن هستم دارم لاغری را یاد میگیرم دارم یاد میگیرم تا ارامش داشته باشم من خودم را دوست دارم ودیگه از خودم متنفر نیستم من دیگه رژیم ها را ول کردم ودیگه خودم را عذاب نمیدم اذیت نمی کنم من با ارامش وبدون سختی وعذاب وجدان به تناسب میرسممن دیگه حس گناه ندارم ومن دیگه رها وازاد هستم من ایمان دارم که میتونم لاغر ومتناسب بشم من لایق لاعرشدن هستم من لایق ارامش وسبک شدن هستم من میتونمبه همه ی اینها برسم خداراشکر میکنم که مرا به مسیر درست هدایتم کرد تا من هم بتونم حس لاعرشدن را در خودم به وجود بیارم وبتونم به اذزوی خودم که سالها دارم برسم ومتناسب بشم
خدایاشکرت خدایاشکرت ممنون استاد ازشما همگی درپناه الله مهربان
سلام دوستان با انگیزه و استاد مهربانم
من از وقتی که وارد سایت شدم کلا سعی کردم اون حس تنفر و بدبینی از روی اندامم بردارم
و همش خودمو تصور کنم توی زمانی که ۵۸ کیلو بودم خداروشکر چون عکس از اون زمان دارم تصور کردنم راحته
اما امروز صبح دیدم شکمم ورم کرده و از حالت عادی بزرگ تره قبلا میگفتم صنم ببین باز ورم کردی نباید غذا بخوری شب نباید مثلا اب با غذا بخوری و…
ولی امروز گفتم صنم طبیعیه وقتی ادم چیزی میخوره شکمش یکم بیاد جلو چون یه حجمیو وارد معدش کرده و تو دیشب کلی هندونه خوردی اما چون شکم تو انقد گنده دیده میشه به علت چربی هاتم هست اگر شکم تو کوچیک بشه چربی اب شه اون ورم خیلی به چشم نمیاد و اصلا شاید وقتی استرس تو از خوردن برداشته شه کامل و ارامشت بیشتر شه ارون تر غذا بخوری دیگ انقد ورم نکنه
من اخر هفته گذشته با دوستانمون رفتین کمپ یکی از دوستانم خیلی دختر خوش اندامو متناسبیه ولی همه چی ام میخوره اون دوروز سعی کردم به غذا خوردنش دقت کنم ببینم این که هنه چی میخوره حتی پفکو چیپسو نوشابه چرا لاغره دیدم مثلا وقتی داشتیم املت میخوردیم لقمه های خیلی کوچیکی میگرفت اروم بدون این که دنبالش کنن میخورد و با حجم کم زود سیر میشدو میرفت کنار بعد به خودم دقت کردم دیدم لقمه های من قشنگ اندازه ۴ تا لقمه اونه به زور میزارم تو دهنم جویده نشده میره پایی معلومه معدم راحت نمیتونه هضم کنه و شکمم باد میگنهو اصلا اجازه نمیدم مغزم بفهمه سیریو انقد تند تند میخورم از اون روز منم سعی کردم هر لقمه ای رو کوچیک تر خیلی کوچیک تر بگیرم ودیدم اقا هم قشنگ تر و شیک تر میخورم هم میفهمم چی میخورم هم راحت تر میجوم هم دیدم وای من با حجم کم تری نون سیر شدم نیاز به ادامه دادن نیست و یه چیز دیگم از دوستم دیدم این بود که مثلا ما صبونه املت خوردیم بعد چایی نبات بعد یه ساعت سیبزمینی اتیشی دلتون نخواد این دختر گفت من دیگ سیبزمینی نمیتونم بخورم جا ندارم از دیشب خیلی چیز میز خوردم دیدم نه من هنوز جا دارم بخورم خوردم ولی خیلی فک کردم دیدم این دختر تا عصر که ناهار درست کردیم هیچی میلش نکشید بخوره و ناهارم باز با لقمه کوچو ارومو کم خورد و سیر شد تازه متوجه شدم کجای کار من اشتباهه من یه تیک جوجه میزاشتم تو نون گنده بعد اون با نوشابه میدادم پایین بعد هنوز قورت نداده یه تیکه نون میزاشتم چون نون قبلی کم بود بعد یه تیک جوجه انگار از قحطی در رفته بودم
ولی از اون روز دارم دقت میکنم و متوجه شدم ارومو حجم کم خوردن و لقمه گرفتن هم از نظر ظاهری قشنگه هم به خودم دارم احترام میزارم
اگر پاسخهات مسیر لاغر شدن رو نشون میده، به خودت افتخار کن!
امروز که به خودم دقت کردم به تغییراتم به این که راحت چاییو بدون شکر و وعده های چایی روزو بدون نیاز به خرما یا شیرینی میخورم با یک قند کوچیک میخورم خیلی ام کاری ندارم که اقا اگر شیرینی بود بیشتر میچسبی بعد هی یه صدایی میاد میگه سوپری نزدیکه برو بدو برو یه کیک بخر حال میده با چایی تو که خرجی در روز نداری دیگ یه کیک حقته
بعد بی محلی میکنم میگم نه کیک بخورم سنگین میشم نمیتونم ناهار بخورم خیلی حال نمیده شکمم پر میشه سنگین میشه شیرینیش اذیت میکنه همونجوری با یک قند سبک و کم رنگ بیشتر حال میده
به نام خداوند شعر و سخن🌟 نخستین سخن در همه انجمن🌟
🌿 به نام آنکه دل را روشن میکند و راه را نشان میدهد 🌿
سلام و درود خدمت استاد عطاروشن عزیز و همهی دوستان مهربانم در سایت تناسب فکری 💕
امروز میخواهم از حال و فکر و نگاه خودم بنویسم؛ از چیزی که شاید سالها در ذهنم پررنگ بود و حالا آرامآرام دارد شکل تازهای میگیرد. من سالها با بدنم درگیر بودم، سالها از چاقی ترسیده بودم، سالها غذا را با اضطراب نگاه کرده بودم، اما امروز حس میکنم قدم به قدم دارم به سمت آرامش، تناسب و عشق به خودم حرکت میکنم 🌈
از وقتی با سایت تناسب فکری آشنا شدم، زندگیام فراز و فرودهای زیادی داشته است. بعضی روزها آنقدر خوب و پرامید بودم که احساس میکردم بالاخره راه درست را پیدا کردهام، و بعضی روزها هم ذهنم دوباره به سراغ عادتهای قدیمی میرفت. اما در این مدت، چیزی درون من تغییر کرده که بسیار مهم است: **نگاهم به خودم**.
دیگر مثل گذشته خودم را فقط از زاویهی عدد وزن، سایز لباس یا ایرادهای ظاهری نمیبینم. حالا وقتی به خودم نگاه میکنم، بیشتر از هر چیز، **بودن خودم را دوست دارم**. 💖
حدود دو هفته است که حس آرامش بیشتری در غذا خوردن دارم. این برای من خیلی مهم است، چون سالها غذا خوردن برایم با عجله، استرس، عذاب وجدان یا ترس همراه بود. اما حالا با آگاهی بیشتری غذا میخورم. لقمههایم را میچشم، میفهمم بدنم چه میخواهد، و قبل از خوردن از خودم میپرسم: «واقعا گرسنهام یا فقط هوس کردهام؟»
این سؤال ساده، یکی از بزرگترین تغییرهای زندگی من بوده است 🍀
من یاد گرفتهام که بدنم را مجبور نکنم. دیگر به خودم فشار نمیآورم که مدت طولانی گرسنه بمانم یا برعکس، از روی احساسات و ناراحتی شروع به خوردن کنم. اگر گرسنه باشم، محترمانه و با آرامش غذا میخورم. اگر فقط تشنه باشم، اول یک لیوان آب مینوشم تا ببینم بدنم چه میخواهد. و اگر بدنم به غذا نیاز داشته باشد، به اندازهی نیازش به او غذا میدهم، نه بیشتر. این یعنی من دارم به بدنم گوش میدهم، و این گوش دادن، پر از عشق است 🌷
قبلاً غذا خوردن برای من گاهی شبیه جنگ بود. یا خودم را خیلی محدود میکردم یا بعد از مدتی، از شدت فشار ذهنی و احساسی، به سمت خوردن بیشتر میرفتم. اما حالا میفهمم که راه درست، جنگ با بدن نیست؛ راه درست، **آشتی با بدن** است.
وقتی به بدنم احترام میگذارم، او هم آرامتر میشود. وقتی با خودم مهربان هستم، انگار ذهنم هم نفس راحتی میکشد. و این آرامش، خیلی بیشتر از هر رژیم سختی به من کمک میکند ✨
یکی از زیباترین تغییرهایی که در خودم میبینم، این است که دیگر در آینه به دنبال ایراد نیستم. قبلاً آینه برای من گاهی منبع ناراحتی بود؛ با خودم میگفتم چرا اینطورم، چرا آنطور نیستم، چرا هنوز به خواستهام نرسیدهام. اما امروز وقتی به آینه نگاه میکنم، سعی میکنم خودم را با محبت ببینم.
چشمانم را دوست دارم، صورتم را دوست دارم، بدنم را دوست دارم، و حتی آن قسمتهایی از خودم را که روزی با ناراحتی به آنها نگاه میکردم، حالا با مهربانی میبینم. 💕
من خودم را لاغر و متناسب تصور میکنم و این تصور برایم فقط یک خیال نیست؛ بلکه یک حس زنده و شیرین است. گاهی لباسهای سایز کوچکتر یا نرمال را نگاه میکنم و خودم را در آنها میبینم. از این تصویر لذت میبرم. دیگر فقط دنبال لباسهای بزرگ نیستم که بدنم را پنهان کنم، بلکه به لباسهایی فکر میکنم که اندام متناسبم را نشان بدهند و من در آنها احساس سبکی، زیبایی و راحتی کنم 🌸
این روزها گفتوگوهای ذهنی من هم خیلی تغییر کردهاند. قبلاً ذهنم پر بود از ترسها، از بایدها و نبایدها، از جملات محدودکننده. مثلاً میگفتم:
«اگر این غذا را بخورم، چاق میشوم.»
«اگر یک بار بیشتر بخورم، همه چیز خراب میشود.»
«من همیشه همینطور میمانم.»
اما حالا این صداها در ذهنم کمرنگتر شدهاند. حالا بیشتر میگویم:
«من در مسیر تناسب هستم.»
«من دارم یاد میگیرم.»
«من میتوانم با آرامش لاغر شوم.»
«بدنم دارد به تعادل برمیگردد.» 💫
این تغییرِ گفتوگوهای ذهنی، برای من خیلی مهم است. چون فهمیدهام بدن من، فقط به غذایی که میخورم واکنش نشان نمیدهد؛ بلکه به افکاری که هر روز در ذهنم میچرخد هم پاسخ میدهد. وقتی ذهنم پر از اضطراب و ترس بود، بدنم هم انگار در حالت دفاعی قرار میگرفت. ولی حالا که ذهنم آرامتر شده، احساس میکنم بدنم هم نرمتر و همراهتر شده است 🌿
من در این مسیر، فایلهای استاد را گوش میدهم، تمرینها را انجام میدهم و هر روز بیشتر از قبل احساس میکنم که در حال یاد گرفتن یک سبک زندگی تازه هستم. این فقط یک برنامهی لاغری نیست؛ این یک نوع آگاهی است. یک شیوهی تازه برای زندگی کردن، فکر کردن، غذا خوردن و حتی نگاه کردن به خودم.
و چه زیباست وقتی انسان بفهمد میتواند با ذهنش مسیر زندگیاش را تغییر دهد 💖
اگر بخواهم صادقانه بگویم، گذشتهی من پر از رژیمهای سخت و طاقتفرسا بوده است. سالها تلاش کردم با فشار، با محرومیت، با ترس و با عجله به تناسب برسم. قرصهای مختلف امتحان کردم، دمنوشهای مختلف، برنامههای غذایی سخت، ورزشهای سنگین، باشگاه رفتن، گرسنگی کشیدن، حذفهای زیاد و محدودیتهای آزاردهنده. اما نتیجه چه بود؟
خستگی، ناامیدی، فشار بیشتر، و گاهی حتی فاصله گرفتن از خودم.
آن زمان فکر میکردم هر چه سختتر تلاش کنم، زودتر به نتیجه میرسم. اما حالا میفهمم که سختگیریِ بیش از حد، گاهی ما را از مسیر اصلی دور میکند. بدن من نه با تنبیه، بلکه با آرامش و آگاهی به تعادل میرسد.
من دیگر نمیخواهم با بدنم بجنگم. نمیخواهم به او فشار بیاورم، او را گرسنه نگه دارم یا از او انتظار غیرواقعی داشته باشم. میخواهم دوستش داشته باشم، حمایتشش کنم و با او همراه باشم 🌷
امروز وقتی به خودم نگاه میکنم، حس افتخار دارم. چون در سختترین روزهای زندگیام هم دست از آگاهی برنداشتم. من در روزهایی که شاید از نظر روحی خسته بودم، باز هم انتخاب کردم که یاد بگیرم، تمرین کنم، و برای بهتر شدن خودم تلاش کنم.
و این خودش یک پیروزی بزرگ است.
اینکه انسان در میان همهی فشارها، هنوز بخواهد خودش را بسازد، خودش را بشناسد و مسیر تازهای را انتخاب کند، یعنی قلبش زنده است و امید در او خاموش نشده است 🌈✨
من به خودم افتخار میکنم که این راه را شروع کردم.
من به خودم افتخار میکنم که دیگر مثل گذشته اسیر ترس از غذا نیستم.
من به خودم افتخار میکنم که یاد گرفتهام قبل از خوردن، به بدنم گوش بدهم.
من به خودم افتخار میکنم که به جای سرزنش، دارم مهربانی را انتخاب میکنم.
من به خودم افتخار میکنم که باور کردهام لاغری میتواند آسان، آرام و طبیعی باشد 💕
برای من، لاغری با ذهن فقط یک روش نیست؛ یک نجات است.
بعد از سالها که فکر میکردم لاغری یعنی جنگ، یعنی محرومیت، یعنی رنج، حالا میبینم که لاغری میتواند یعنی آرامش، آگاهی، عشق و اعتماد.
من سالها دنبال چیزی بودم که بیرون از خودم میجستم، اما حالا فهمیدهام پاسخ اصلی درون من است.
وقتی ذهنم را آرام میکنم، بدنم هم آرام میشود.
وقتی به خودم اعتماد میکنم، مسیر هموارتر میشود.
وقتی خودم را دوست دارم، بدنم هم بهتر پاسخ میدهد 🌸
امروز با تمام وجودم میگویم: من لایق لاغر شدن هستم.
من لایق بدن متناسب، سبک، سالم و زیبا هستم.
من لایق این هستم که در آینه خودم را دوست داشته باشم.
من لایق این هستم که لباسهای دلخواهم را بپوشم.
من لایق این هستم که بدون ترس غذا بخورم و از زندگی لذت ببرم.
من لایق این هستم که از درون آرام باشم و از بیرون هم این آرامش را ببینم ✨💖
دیگر در ذهنم این باور عمیقتر شده که لاغری آسانترین کار دنیاست.
چون وقتی راه درست را پیدا کنی، وقتی به جای جنگ، آگاهی را انتخاب کنی، وقتی به جای اضطراب، آرامش را بپذیری، تناسب خودش به سمت تو میآید.
من امروز دیگر به لاغری مثل یک آرزوی دور و سخت نگاه نمیکنم؛ به آن مثل یک حقیقت نزدیک، ممکن و در حال شکل گرفتن نگاه میکنم 🌈
من هر روز در حال بهتر شدنم.
هر روز یک قدم به تناسب نزدیکتر میشوم.
هر روز رابطهی من با بدنم بهتر میشود.
هر روز گفتوگوهای ذهنیام سالمتر میشود.
هر روز آگاهانهتر زندگی میکنم.
و همین تغییرهای کوچک، بزرگترین معجزهی زندگی من هستند 💫
خدایا شکرت که مرا در این مسیر زیبا قرار دادی.
شکرت که به من فرصت دادی تا خودم را از نو بشناسم.
شکرت که یاد گرفتم میشود با آرامش، با عشق و با ایمان، به سمت بهترین نسخهی خودم حرکت کنم 🌷🙏
من استحقاق لاغری را دارم،
من حق دارم سبک باشم،
من حق دارم زیبا باشم،
من حق دارم آرام باشم،
و من با تمام قلبم باور دارم که به این حق خواهم رسید 💖✨
نشان های دریافت شده
سلام به خدایی که زیباست و زیبایی را دوست دارد و هدایتکننده است و همیشه بوده و هستش و خواهد بود
سلام به استاد گرامی و همراهان عزیزم در سایت تناسب فکری
دوره آموزشی صدگام لاغری با ذهن _مسیر لاغر شدن، جادهای به سوی آزادی (گام ۱۲)
اول از همه عید سعید باستانی و عید فطر را به استاد گرامی و دوستان عزیزم که در این مسیر زیبا هستند تبریک و تهنیت عرض می کنم و سال پر از شادی و سلامتی و لذّت ونیکی و لاغر شدن را آرزو می کنم امیدوارم که هممون سال خوبی را تجربه کنیم و به تمام عزیزانی که عزیزشان را از دست داده اند تسلیت می گویم امیدوارم که دیگر هیچ غمی را تجربه نکنندو همینطورما خدایا خودت به هممون در این روز که باید شادی وخوشحالی کنیم صبر عطا کن
حالا بپردازیم به نوشته دوره
در مسیر چاقی حرکت کنیم یا در مسیر لاغری؟
من خیلی وقتها از خودم سؤال پرسیده بودم که چرا با این همه تلاشها و انواع و اقسام مختلف رژیمها و روشها و پیاده روی هایی که برای لاغر شدنم انجام داده ام به اون وزن دلخواهی که دوست داشتم نرسیده بودم و به این فکر می کردم که چرا هیچ وقت لاغر نشدم و حالا که در این مسیر زیبا هستم می فهمم که اگر بخواهم به اون تناسبی که دوست دارم برسم باید چیزی زیادتر از رژیم گرفتن را بلد باشم باید مسیر لاغری را یادش بگیرم لاغر شدن مسیری هستش که ذهنمان را از دنیای فکرهای چاق کننده بیرون می برد و وارد دنیای آزادی، سلامتی، سبک بال بودن و……می رساند
حالا باید خودمان را محک بزنیم ببینیم در مسیر چاق شدن هستیم یا لاغر شدن هستیم؟
حالا فکر کنیم که سر دو راهی ایستاده ایم و آن دو راهی یک راهش بطرف متناسب شدن، سلامتی، آرامش درونی، رضایت داشتن از خودمان باشد همون مسیر رویایی اسمش مسیر لاغر شدنمان است
و طرف ديگرش که تکرارش کردیم و بدون اینکه متوجه شویم ناخودآگاه در آن مسیر قدم گذاشتیم مانند تکرار کردن افکار های محدود کننده، حس شکستهای مکرر، عذاب وجدان بعد از خوردن مواد غذایی رژیمهای سخت و دشوار تسلیم شدنهای همیشگی نام این مسیر هم مسیر چاقتر شدن بود
واین ما هستیم که باید انتخاب کنیم که در کدام مسیر قرار بگیریم و قدم برداریم و اگر این انتخاب را نداشته باشیم یعنی در مسیر چاقتر شدن در حال حرکت کردن هستیم مسیر لاغری احتیاج به آگاهی پیدا کردن دارد
یعنی باید از خودمان بپرسیم که چه فکری در مورد بدنمان داشته باشیم باید ببینیم که خودمان را مورد سرزنش قرار داده ایم یا نه آگاهانه انتخاب کرده ایم این گفتگو هایی که در ذهنمان انجام می دهیم همسو شدنمان با لاغری هستش؟یا پر از استرس، ترس و نگرانی و عذاب وجدان
ما با هر فکری که در ذهنمان ایجاد می کنیم داریم در یکی از این دو مسیر قدم می گذاریم ما می توانیم بخاطر انتخاب درستمات یک قهرمان باشیم ما با سختی کشیدن نمی توانیم آگاهانه عمل کنیم
ما با انتخاب درست می توانیم به رویا و آرزویمان که لاغر هستش برسیم ما می توانیم لباس دلخواهمان را بپوشیم و در جمع دوستانمان بدرخشیم و جلوی آینه به خودمان لبخند بزنیم و از خودمان رضایت داشته باشیم و به احساس خوبی که همیشه دوست داشتیم برسیم
و من همیشه با خودم زمزمه می کنم که یک مسیر زیبایی را انتخاب کرده ام که هر روز و هر لحظه و تا آخرین نفسهایم در این مسیر خواهم بود و ادامه اش خواهم داد با اینکه زمان بر است اما بدون سختی و بدون هیچ ترسی به اون اندام ایده آلم خواهم رسید و می رسم
ان شاءالله
من سالهای زیادی یعنی از همان کودکی بدون اینکه متوجه شوم در مسیر اشتباهی قدم گذاشته بودم و همیشه در حال حرکت در مسیر اشتباه بودم و لاغر که نشده بودم بدتر چاقتر شده بودم و هر روز ناامیدتر می شدم چون چاقیمان حاصل سالها فکر و باورهای تکرار شونده بودش
من چون از بدو تولدم چاق بودم وچاق به دنیا آمدهبودم یادم نمی آید که در مورد چاقیم چه چیزهایی شنیده بودم اما این را می دانم که همیشه هر کاری را با ناآگاهی تکرارش می کردم و این تکرار کردن سبب بوجود آمدن نگرشم نسبت به چاقیم می شد که چاقی را طبیعی و اجتناب ناپذیر بدانم
من از همان کودکی هر کاری، فکری و رفتارهایی که انجام می دادم به سوی چاقی خودم حرکت می کردم چون همیشه ترس از چاقتر شدن داشتم، نخوردن و حذف کردن غذاها، تفکیک کردن مواد غذایی و عذاب وجدان داشتن بعد از خوردن و هر چیزی که در مورد چاقی بود در من بوجود می آورد
من همیشه افکار و باورهایی انجام می دادم که چاقتر نشوم اما در آخر سر بیشتر چاقتر می شدم
حالا که اینجا هستم و تصمیم گرفته ام که لاغر شوم باید اون مسیر قدیمی و تکرار شونده چاقیم خارج شده ام و وارد یک مسیر کاملا جدید و زیبایی شده ام که توی این مسیر نه خبری از رژیم گرفتن و ورزش کردن و نه خبری از فشار و اجبار وجود دارد
حالا در این مسیر زیبا با آرامش داشتن وآگاهی پیدا کردن و با عشق بطرف خواسته وآرزویم که تناسب اندام ایده آل واقعی ام است هدایت شده ام و این مسیر زیبا مسیر لاغر شدنم هستش
ما در این مسیر به جای اینکه با خودمان و غذا خوردنمان بچنگیم ذهنمان را آموزش می دهیم که دوستمان باشد نه اینکه دشمن اراده مان، چون بیشتر اضافه وزنمان نتیجه فکر، باورهایمان و ترسهایمان که از قدیم داشتیم هستش
من امروز نه بلکه هر روز می خواهم در این مسیر زیبای لاغری قدم بردارم چون من عاشق لاغر شدن هستم می خواهم
سبک بال تر، پرانرژی تر، زیباتر، جوانتر، شادابتر و اعتماد به نفس بالاتر و…..شوم
من از روزی که وارد این مسیر زیبا شده ام هر روز سعی کردم که در این مسیر زیبا و شگفت انگیز و پر از عشق و شور و شوق بمانم و هر روز فایلهای آموزشی را گوش می کنم و مطالب آموزنده را مطالعه می کنم و تمریناتم را انجام می دهم و هر روز یک قدم پیش می روم من هم مثل بقیه خوشحال شدم، ناراحت شدم، غصه خوردم، غمگین شدم و…….و اگر نتوانستم بخوانم وبنویسم اما به فایلهای آموزشی گوش کردم و زمانی که ناراحت بودم وقتی که به فایلهای صوتی استاد گوش کردم با صدای دلنشینشان به آرامش رسیدم
من تلاش می کنم که در این مسیر زیبا بمانم و آگاهی و اطلاعاتی که کسب می کنم آنها را مرور کنم تا افکار و رفتارهایم بصورت کامل تغییر کنند چون خیلی وقتها با اینکه چند سال است که اینجا هستم باز هم به مشکل بر خورد می کنم و افکار منفی و رفتارهای ناپسند که من دوستشان ندارم بهم هجوم می آورند من باید سعی کنم آنها را تغییر دهم و همیشه و هر روز در این مسیر زیبا به حرکت خودم ادامه دهم و خواهم داد
من نباید به چند سال بودن دراین مسیر توجه کنم چون اصلا بودن در این مسیر مهم نیست مهم عمل کردن به آموزشهایی هستش که می بينيم وبه تکرار کردنشان است و ادامه دادن و کسب اطلاعات و آگاهیها و پیروزی در آن است
من تعهد دادم که باید هر روز فایلهای آموزشی را گوش کنم و مطالب آموزنده را مطالعه کنم دیدگاههای دوستانم را بخوانم تمریناتم را انجام دهم و استمرار داشته باشم و ادامه بدهم و مهم تر از آن آموزشهایی که می بینم عمل کنم تا به هدفم برسم
من در این مسیر باقی خواهم ماند و اینقدر ادامه خواهم داد و تکرار خواهم کرد تا به اون اندام ایده آل خودم که همیشه آرزویش را دارم برسم من حالا در این مسیر تولد دوباره ای بدست آورده ام من در این مسیر نه تنها در لاغری بلکه در تمام جنبه های زندگیم پیشرفت داشته ام خدایا شکرت
به نام خداوند سبز و سپید🌿
خداوند سال و خداوند عید🪴
گام ۱۲/۱۰۰
🟢مسیر لاغری پر از آگاهی، انتخاب های آگاهانه ،احساس خوب نسبت به بدن و پر از گفتوگو های ذهنی مثبت 🥹
🔴مسیر چاقی پر از سرزنش ترس و اضطراب ،تکرار اشتباه های گذشته و گفتگو های ذهنی منفی هست
📌 امروز چه فکری درباره بدنم داشتم؟
در تمام اون روز هایی که اضافه وزن و چاقی همراه من بود هر ثانیه هر روز از لحظه ای که از خواب بیدار میشدم تا آخر شب که بخوابم هزار بار خودم رو چک میکردم چه روی ترازو چه جلوی آینه چون ذهن چاق من مدام این ترس رو در جونم مینداخت که مبادا چاق تر شده باشم نکنه چون خیلی غذا خوردم چاق تر شدم و قشنگ یادمه بعد هر وعده غذایی سریع میرفتم روی ترازو که ببینم بعد خوردن غذا چقد چاق شدم و چون عادت کرده بودم که در طول روز چندین وعده غذا و خوراکی بخورم بنابراین بعد هر سری خوردنم حتما باید میرفتم روی ترازو و چون عادت کرده بودم که انتظار عدد وزنی بالا تر داشته باشم یعنی الان که خوب بهش فکر میکنم میبینم من هربار انتظار چاق تر شدن از خودم داشتم برای همین ذهن من هم به این خواستم پاسخ مثبت میداد و من چاق تر میشدم هرروز به وزنم اضافه میشد
و تا همین چند هفته پیش قبل شروع کردم دوباره تمرینات مدام خودم رو توی آینه چک میکردم که ببینم لاغر تر شدم یا بالعکس
شکر خدا دوباره تصمیم گرفتم برگردم به مسیر البته قوی تر و جدی تر حرکت کنم بنابراین این چند روز اخیر دیگه عادت چک کردن خودم توی آینه رو نداشتم
و وقتی تمرکز خودم رو از وضعیت چاقی خودم و افکار چاقی برمیدارم خیلی احساس سبکی میکنم و آرامش خاطر بیشتری دارم
امروز نسبت به روز های قبل مخصوصا هفته قبل که دوره رو شروع نکرده بودم خیلی احساس بهتری دارم نسبت به بدنم احساس توانمند بودن بدنم بیشتر از قبل شده
حس سبکی و توانمندی نسبت به جسمم دارم
📌 آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
قبلنا من هیچوقت به غذا ابزاری برای تأمین انرژی بدن نگاه نمیکردم هیچوقت
همیشه به غذا ابزاری برای رفع حوصله سر رفتگی ،وسیله سرگرمی و لذت بردن نگاه میکردم حوصلم سر میرفت میگفتم بخورم که وقت راحت تر بگذره
من از همون قدیم فیلم زیاد میدیدم الان هم همینطور ولی اون موقع عادت کرده بودم بدون خوراکی و غذا نمیتونستم فیلم ببینم و چون زیاد فیلم نگاه میکردم پس دائم در حال خوردن بودم
خوردن برای من وسیله سرگرمی بود
ولی الان اینجور نیست درسته فیلم میبینم مخصوصا این روزا که همش باید خونه بمونم بیشتر فیلم میبینم ولی اگر احساس سیری کنم امکان نداره دلم بخواد چیزی بخورم
یا موقعی که تفریح میرفتیم وقتی میدیدم مادرم چقد غذا و خوراکی آورده و دور هم جمع شدیم از روی احساسات فقط میخوردم و خیلی جاها میخوردم ولی نیازی به خوردن نداشتم و حتی به این فکر نمیکردم اون لحظه که نیاز به خوردن دارم یا نه بعدش چرا خودم رو سرزنش میکردم
الان اینجور نیست خیلی وقتا وقتی دور هم جمعیم اونا میخورن و من میلم نمیکشه و فقط نگاه میکنم و اگر اهمیتی کنم که نیازی به خوردن چیزی دارم بدون تعارف میخورم
من این روز ها بیشتر دقت میکنم که دارم آگاهانه میخورم از روی احساسات نمیگم همیشه موقع خوردن آگاهانه عمل کردم ولی نسبت به چند هفته قبل رفتار های احساسیم نسبت به خوردن تا حد خیلی زیادی کم شده
📌 آیا گفتوگوی ذهنیم منو به سمت تناسب اندام برد یا به سمت چاقی؟
مسلماً اون زمان که وارد مسیر صحیح نشده بودم گفت گو های ذهنی من فقط گفت و گوی
یک ذهن چاق بود بنابراین من رو به سمت چاقی و چاقی بیشتر سوق میداد
ولی الان با تغییر دادن ذهنیت و باور هام نسبت به موضوع چاقی و لاغری خود به خود گفت و گوی ذهنیم از چاقی به لاغری تغییر کرده و من رو به سمت لاغری هل میده
امروز میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون…
چون جسم من در ابتدا متناسب و سلامت بوده و وضعیت چاقی به هیچ وجه وضعیت طبیعی من نیست و من عاشق لاغر بودنم و اکنون در مسیر صحیح در حال حرکت هستم به سوی موفقیت ابدی 😊
خدایا شکرت ❤️🩹
سلام وصدها سلام به استاد گرامی که دراین مسیر دست هر یک از ما رو گرفته و وارد مسیر لاغری با ذهن میکنه
ممنون از لطف بیکران شما استاد عزیز
سلام به تک تک افرادی که در این مسیر قدم گذاشته اند
دوستان امروز باید تکلیف خودمون رو با خودمون مشخص کنیم
مسیر چاقی یا مسیر لاغری؟
مسیری که قبلا با نا آگاهی در آن بودیم و با یه عالمه باور نادرست .
که تمامی این باورهای نادرست سرانجامی جز چاقی نداشت
همگی براین نکته واقفیم که همه ی ما یک شبه چاق نشدیم
باور نادرست اینکه هرچی سن بالاتر میره چاقی هم یواش یواش برامون اتفاق میفته
باورنادرست اینکه چاقی در دوران بلوغ صورت میگیره
باور نادرست اینکه در بانوان بعداز بار داری و زایمان چاقی صورت میگیره
باور نادرست تحرک کم چاقی میاره
ترس از غذا
ترس از استراحت پس از غذا
ترس از خود چاقی
ترس از خوردن غذاهای فست فود و چرب
ترس از چاقی بعداز رژیم گرفتن
و هزاران ترس دیگر و باورهای نادرستی که از بچگی در ذهن ما جا خوش کرده
همه اینها مسیر چاقی هستند ومسیر چاقی جادهای سراشیبی است که ما رو هر روز چاق تر میکند
حالا با نگرشی تازه می خواهیم مسیر جدیدی که به تازگی پای در این مسیر گذاشته ایم رو بیشتر بشناسیم و از این مسیر لذت ببریم
حالا می خواهیم با خیال راحت غذا بخوریم و اگاهانه انتخاب کنیم چه مقدار و چه وقت غذا بخوریم
قدم گذاشتن در این مسیر مانند وارد شدن به جنگلی زیباست که دران بتوانیم مسیر جدیدی پیدا کنیم و از اینکه در ان مسیر قرار گرفته ایم لذت ببریم
سبکبال در این مسیر قدم بزنیم از اینکه هر روز صبح دراین مسیر قرار گرفته ایم لذت ببریم
از اینکه هر روز صبح نسیم ملایمی در این مسیر صورتمان رو نوازش میکند لذت ببریم
هر روز دراین مسیر گام بر داریم حتی شده یه گام کوچک
گامی که امروز برمیداریم این باشد که آیا غذایی که امروز من خوردم واقعا گرسنه ام بود یا تحت شرایط هیجانات روحی ام این غذا رو خوردم
این غذا رو با ارامش خوردم و ازش لذت بردم؟
اینها همان گام های کوچک ولذت بخش در مسیر لاغری با ذهن میباشد
روزی رو تصور کنید لباسی که دوست دارید بپوشید زمانی براتون تنگ بود … الان همون لباس رو پوشیدید واییییییییییی چقدر قشنگ روی تنم نشسته
ما باید قدرت تصور خوبی هم داشته باشیم که خودمون رو بسیار متناسب ببینیم وقتی که اینکار رو می کنیم ذهن هم به این باور میرسه که این اتفاق بزودی برامون می افته
این همان مسیر لاغری است که این مسیر سر بالایی است و آهسته باید گام برداریم وهیچ عجله نداشته باشیم و خسته نشویم ولی در عین حال این مسیر بسیار دلپذیر است
دوستان همانگونه که ملاحظه می کنید چقدر این گامها لذت بخش هستند نه ترسی از غذا داریم نه استرسی که نکنه این مقدار غذا یی که میخورم چاقم کنه و….
به همین راحتی و لذت بخشی در این مسیر گام بر میداریم
من مطمئن هستم که با این روش گام نهادن در طول زمان از استرسها و نگرانی های دیگر زندگی هم خلاص میشویم
خدای را سپاس میگویم در این جاده زندگی با جناب استاد آشنا شدم دوست دارم که باقی عمرم دراین مسیر همگام با استاد باشم
جسارت منو بپذرید استاد بهتر است اینطوری بگم پایم رو در جای پای استاد بگذارم به امید آن روز
نشان های دریافت شده
بنام پرودگار جهانیان 💗
سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان گرامی
تولدی دوباره
هر روز باید تلاش کرد تا افکار نادرست رو عوض کنیم
افکاری ک حال منو بد میکنه رو باید با افکاری ک حالمو خوب میکنه عوض کنم
من قبلا فکر میکردم ک فقیر بودن یعنی نزدیک بودن ب خدا و همیشه فکر میکردم باید ساده زندگی کنم تا ب خدا نزدیکتر باشم طرز فکری ک بیشتر افراد دورو و برم دارن
ولی روزی طرز فکرم رو عوض کردم چون جایی خوندم ک ائمه گفتن اگر فقر ب خونه شما وارد بشه دین و ایمانتان خارج خواهد شد ما باید ثروتمند باشیم ما باید در حال خوب در سلامتی در شادی و عشق باشیم تا همیشه سپاسگزار بخشنده و آرامش داشته باشیم
اگر من فقیر باشم نمیتونم آرامش داشته باشم نمیتونم ب دیگران کمک کنم نمیتونم شاد باشم نمیتونم سپاسگزار باشم و توجهم میره روی نبو.د امکانات
اما من خواستم افکارم رو عوض کنم شروع کردم توجه ب چیزایی ک میخام و سپاسگزاری بخاطر چیزهایی ک دارم و چیزهایی ک در آینده خواهم داشت
من قبلا فکر میکردم ک طبیعیه ک انسان افسرده باشه و بیشتر افرادی ک میدیدم میگفتن من افسرده هستم و از زندگی نا امید بودن متاسفانه منم مثل اونا شده بودم و فکر میکردم طبیعیه ک همیشه غمگین باشم
تا اینکه خواستم طرز فکرمو عوض کنم و گفتم این چ فکریه من میخواهم همیشه شادباشم و بخندم همیشه خوشحال و راضی باشم و کم کم با انجام کارایی ک برام لذت داشت شدم یادمه دیگران میگفتن خیلی نخندین چون بعدش یه اتفاق بد میافته ولی من هرگز باورش نکردم آخه اینا چ فکرایی هست
فکر میکردم طبیعیه ک چاق باشم طبیعیه ک اندامم زشت باشه و از همه بدتر فکر میکردم اگر کسی ب خودش برسه و اندامش زیبا باشه آدم بدیه و از خداوند دوره نمیدونم این افکار از کجا اومده بود ولی در وجودم بود و بعد از اومدن ب سایت فهمیدم همه ی این افکار اشتباهه و همه رو از خودم دور کردم و شکر خدا خیلی تا الان موفق بودم
ما باید در عمل هم کارهایی انجام بدیم تا در مسیر حرکت کنیم
هر روز باید تلاش کرد تا ب نتایج دلخواه رسید
برای لاغر شدن باید رفتار های نادرست رو اصلاح کرد
مثل خوردن خرما یا بیسکویت با چایی یک رفتار اشتباهه و افراد متناسب ندارن ن اینکه هرگز نخورن میخورن ولی تکرار نمیکنن همیشه من دیدم همسرم حواسش هست نزدیک غذا چیزی نخوره تا گرسنه باشه ک بتونه غذا بخوره اگر سیر باشه یک لقمه هم نمیتونه بخوره و حالت تهوع میگیره برعکس رفتار من خب خوردن سیری پشت سیری همین میشه دیگه نتیجه چاقی هست
اما من قبلا اصلا گرسنه نمیشدم همیشه سیر بودم
یک باور اشتباه شنیده بودم ک آدم اگر سیر باشه بازم چند لقمه جا داره و متاسفانه بعد سیری بازم میخوردم
تمام این افکار اشتباه رفتارهای من تحت تاثیر قرار میداد انتخاب های اشتباه پی در پی و تبدیل شدن اونا ب عادتهای اشتباه و نتیجه چاقی همیشگی
خب بااین طرز فکر و بااین رفتار اشتباه و تکرار اونا چ انتظاری از بدن طفلک بی دفاعم دارم
در واقع من داشتم با این افکار ب خودم ظلم میکردم و نمیدیدم
یا مثلا همیشه میگفتن تقدیر رو نمیشه عوض کرد سرنوشت از قبل مشخصه و اینا باعث میشد همیشه تسلیم اتفاقای بد بودم و خودم رو مقصر نمیدونستم و تلاشی برای عوض کردن سرنوشتم نکنم اما اینا همش اشتباه بود روزی جایی خوندم ک سرنوشت یعنی هر چیزی ک در سر نوشته میشه یعنی افکار من نتیجه رو رقم میزنه ن چیزی از دنیای بیرون یا کسی ک قبلا زندگی منو نوشته اگر اینطور بود ک پس هدف از خلقت و هدف از زندگی من در اینجا چیه چرا خداوند قدرت انتخاب ب من داده ؟چرا عقل منطق و تصمیم گیری دارم و موجودات دیگه ندارن
بدنبال این سوال ها و خوندن کتاب ها فهمیدم من اومدم اینجا تا زندگی شاد و لذت استفاده از نعمات الهی رو تجربه کنم و سپاسگزار باشم و تمام صفات خوب رو در خودم تقویت کنم و از صفات بد دوری کنم و اگر اشتباهی کردم درستش کنم و دیگه انجامش ندم ک همون توبه هست
حالا ک اشتباه کردم و چاقی رو خلق کردم و تجربه کردم خودم درستش میکنم قدم اول پذیرش و قدم دوم ترک عادتهای بد چاقی و قدم سوم حرکت ب سوی عادتهای درست هست ک با بودن در سایت تناسب فکری ب راحتی دارم انجامشون میدم و از عملکرد خودم راضی هستم
من عادت کردم موقع سیری نمیتونم چیزی بخورم حتی مزه کردن غذا رو هم دوست ندارم و عاشق حالت سبکی معده و راحتی خودم شدم
من عادت کردم ک بیشتر آب بخورم
من دارم عادتهای بدم رو شناسایی و ب مرور عوضشون میکنم
یکی از اونا تنبلی بود همه کارام رو هم میشد و عقب میافتاد اما جایی خوندم ک اگر میخوای ب تنبلی پایان بدی باید ب هیچ چیز فکر نکنی فقط پاشی و انجامش بدی و لیست تمام کارای عقب افتاده رو بنویس و انجامشون بده و اینجوری راحت شدم و برنامه ریزی میکنم و خیالم راحته ک کارام ب موقع تموم میشه
با انجام همین کارای کوچیک هر روز دارم رشد میکنم و بهتر و بهتر و شادتر میشم شکر خدا
نشان های دریافت شده
سلام چاقی ازذهن شروع میشه وبه جسم میرسه مغزماتصویریه وقتی درموردچاقی صحبت میشده ماتصویرشوروتومغز ذخیره کردیم واونقدرمرورش کردیم تاتوذهن مانقش بسته وما عادت کرده بودیم به نگرش هایی که گفتن چاقیت ارثیه وکم تحرکی وسوخت وسازپایین بدن ،ما برالاغری شروع کردیم به رژیم ورزش ،این روش هیچ تاثیری نداشته وما نتونستیم موفق بشیم ترس ها وبی ارادگی چقدرروماتسلط داشت ازخوردنه ترسیدیم لباس دلخواه هیچ وقت نتونستیم بپوشیم طعنه ها چقدربما گفتن بابا توچجوری میخوای لاغربشی ماهیچ وقت رفتارادم متناسب روالگو نکردیم فقط رفتاراشتباه چاقی روتکرارکردیم ومغزفرمانده بدن هست وما طبق دستورش اطاعت کردیم وچقدرحال ما بدمیشد ،وقتی باسایت اشناشدیم ویادگرفتیم ذهن مابایداموزش ببینه رفتاراشتباه شناسایی ورفتاردرست جایگزین بشه ترس ها کنارزده بشه چون ماطبق اموزش ها یادگرفتیم غذااونقدرقدرت نداره اون افکارما صدبرابر قدرت چاق کنندگی داره فقط گوش دادن به فایل کافی نیست بایدهرروزتومسیرباشیم وتکنیک هارواجراکنیم ویادبگیریم مثل یک فردمتناسب رفتارکنیم هرفایل کلی نکات داره باید نت برداری بشه وتکراربشه من خودم متوجه چاقیم شدم ازخوردن اونقدرنبوده بیشترافکارچاقیم مانع میشد چون ذهن وجسم من هماهنگ نبودتالاغربشم من رفتارافرادمتناسب میبینم همون وعده غذایی رومیخورن ولی اضافه خوری ندارن اهل شیرینی نیستن خیلی رفتارعادی دارن چاقی توذهنشون تعریف نشدهست ماسالها چاق بودیم کلی افکارورفتاراشتباه داشتیم با چندماه نمیشه کامل اصلاحش کردزمان میبره من خودم یکساله تومسیرم هنوز ایرادواشتباه دارم ولی اومدم اموزش ها روبیشترودقیقترگوش میکنم واجراش میکنم طبق گفته استادتویکی ازفایل که ازصبح تاشب رفتارهاروبنویس وشب ببین چقدراشتباه داری ومن شروع کردم به اجرا اولیل دیدم رفتاراشتباهم زیادبودبمرورکم وکم داره میشه واین روش خیلی بمن کمک کرده باید طبق نیازخورد برارفع گرسنگی نیایم ازغذابعنوان مسکن موقت براهرحالت استفاده کرد ،منم اینگونه اشتباه کلامی داشتم که من حوصله ندارم ولی الان تکرارش نمیکنم چرا بایدبی حوصله باشم باید صبروحوصله داشت وارام به هرهدفی رسید من بایدهرروز تصویرسازی ذهنی انجام بدم بدنم یادبگیره دنبالش بره من اززمانی که باسایت استاداشناشدم انگارتازه متولدشدم وخداروشاکرم که تواین مسیرهدایت شدم وبااعتمادبنفس شدم ، عادت خوردن چیزشیرین باچایی اگریکبارمیخورم دفعه بعدچایی روخالی میخورم ،اگرقبل بودچقدرشیرینی مصرف میکردم ،اب میخورم براسلامتی وپوست ،کمترغذای ناسالم مصرف میکنم ،خوردن نوشابه درحدیک استکان ،لاغر شدن سخت نیست اگرطبق گفته استاد پیش بریم خیلی عالی ذهن مامتناسب میشه کلمه ترغیب ومقاومت ذهنی واشتها روتکرارش نکنیم هیچ کدوم وجودندارن همش نگرش ذهن چاق بوده منم قبلا واوایل لاغری باذهن تکرارمیکردم ولی درروش ذهنی طبق اموزش ها یادگرفتم هیچ کدوم ازاینها وجودنداره وما متناسب هم فکری هم جسمی هستیم
سلام بر استاد عزیز و تمام تناسب فکریای بااراده
در مورد تمرین ذهنی امروز ؛ انتخاب مسیر : باید بگم از زمانی که با این سایت و دوستان آشنا شدم تکلیفم مشخص شد ! ( حداقل برای خودم )
یعنی تنها مسیری که برا خودم تعریف کردم یا بواسطه سایت و لطف استاد عزیز تنها مسیری که برام تعریف شد مسیر لاغری ست .
و من خدا رو شکر می کنم که مشکلی به نام دو راهی و اینا ندارم ! شمام خوب نگاه کنین تک مسیر بودن رو میبینین راحته 🙂
براتون انتخاب آگاهانه آرزومندم . 😊
و از استاد به خاطر دوره های رایگان و بسیار ارزشمندشون ممنونم. 💐
شاد شاد شاد باشید
تمرینات گام ۱۲
هر روز حتی یه گام کوچیک بردار
گاهی حس میکنم مسیر لاغری خیلی بزرگه و طاقتفرساست، اما بعد یادم میآید که لازم نیست همه چیز رو یکجا انجام بدم. همین که امروز یه سؤال ساده از خودم بپرسم — «واقعاً گرسنهام یا از روی احساسات میخوام بخورم؟» — یه گام کوچیک اما قدرتمنده. همون لحظه ذهنم وارد مسیر درست میشود و میفهمم که کنترل با منه، نه با ترس یا عادتهای قدیمی.
هر بار که این سؤال رو میپرسم، یه حس آگاهی توی وجودم روشن میشود. انگار چراغ کوچیکی توی تاریکی روشن میکنم و مسیرم رو نشون میدهد. هر قدم کوچیک، حتی اگه کماهمیت به نظر برسه، تکرار بشه، کمکم یه جادهی واضح و امن برام میسازه. مسیر لاغری ذهنی دقیقاً با همین گامهای کوچک و مداوم ساخته میشود، نه با عجله یا فشار.
—
باورهای قدیمیت رو بررسی و بازنویسی کن
سالها به خودم گفته بودم «من ذاتاً چاقم» یا «اراده ندارم». هر بار که اینها رو تکرار میکردم، مسیر ذهنم به سمت چاقی تثبیت میشد، حتی وقتی همه چیز بیرون درست به نظر میرسید. حالا وقتشه با خودم روراست باشم، این باورهای قدیمی رو ببینم و جایگزین کنم. باورهایی که میگن من میتونم سبک و آزاد باشم، میتونم از بدنم مراقبت کنم، میتونم انتخاب درست داشته باشم.
هر بار که این افکار سازنده رو جایگزین میکنم، یه حس قدرتآور در درونم شکل میگیره. انگار ذرهذره دیوارهای محدودکننده فرو میریزه و ذهنم شروع میکنه به همکاری با من. باورهای جدید مثل جادهای صاف و روشن عمل میکنن، مسیر ذهن و بدنم رو همسو میکنن و باعث میشن هر قدمی که برمیدارم، نزدیکترم به سبک شدن و آرامش درونی.
—
تصویرسازی ذهنی رو جدی بگیر
چشمهام رو میبندم و خودم رو توی یه لباس مورد علاقهم، با بدنی سبک و پرانرژی تصور میکنم. حس میکنم انرژی بدنم آزاد شده، نفس راحت میکشه و سبکتره. این تصویر ذهنی باعث میشه ذهنم باور کنه که واقعاً میتونم به این حالت برسم و بدنم شروع کنه به هماهنگ شدن با اون تصویر.
هر بار که این تمرین رو انجام میدم، یه حس خوشایند و مطمئن بهم دست میده. انگار دارم با آیندهم ملاقات میکنم، با همون نسخهای که سبک و سرشار از انرژی و آزادیه. ذهنم کمکم این تصویر رو واقعیت میبینه و بدون فشار، بدنم به سمتش حرکت میکنه. تصویرسازی ذهنی، کلید ورود به مسیر لاغری بدون جنگ و اجباره.
—
تمرین ذهنی کن و ادامه بده
لاغری با ذهن مثل ساختن یه جادهی جدید توی جنگله؛ فقط با قدمهای مداوم و پیوسته مسیر روشن میشه. هر روز یه تمرین کوچیک انجام میدم، حتی چند دقیقه، تا ذهنم یادش بیفته مسیرم چیه و بدنم آماده حرکت باشه. همین تکرارهای روزانه باعث میشه مسیر واضح و قابل اعتماد بشه و ذرهذره درونیسازی بشه.
هیچ روزی کوچیک یا بیاهمیت نیست. حتی یه لحظهی کوتاه حضور، یه سوال ساده، یا یه تصویر ذهنی میتونه مسیر رو تغییر بده. هر قدمی که ادامه داده میشه، ذهن و بدن با هم هماهنگتر میشن و سبک شدن به یه حس طبیعی و همیشگی تبدیل میشه، نه یه هدف دور و دستنیافتنی.
—مسیر لاغر شدن یا چاقتر شدن
صبح خودم رو سر یک دو راهی تصور میکنم، میفهمم که مسیرها فقط ظاهرشون فرق داره اما تاثیرشون روی ذهن و بدنم عمیقه. مسیر لاغر شدن پر از آگاهی و انتخابهای درست و گفتوگوهای مثبت با خودمه، جایی که به بدنم احترام میذارم و با هر تصمیم کوچیک بهش اعتماد میکنم. در سمت دیگه مسیر چاقتر شدن هست، که پر از ترس، اضطراب، سرزنش و تکرار اشتباههای گذشتهست و هر قدم توی این مسیر ذهنم رو سنگینتر میکنه و حس منفی بهم میده.
همین تصور ساده باعث میشه لحظهبهلحظه آگاه باشم که الان کدوم مسیر رو انتخاب میکنم. حتی وقتی کوچکترین فکر یا احساس سراغم میاد، میتونم تشخیص بدم که این منو به مسیر سبک و لاغر شدن هدایت میکنه یا دوباره به تکرار عادتهای قدیمی میبره. این انتخاب آگاهانه همون چیزیه که مسیرم رو واقعی و ماندگار میکنه و حس قدرت و کنترل بهم میده.
—
چه فکری درباره بدنم داشتم؟
وقتی به بدنم فکر میکنم، میتونم ببینم که ذهنم بیشتر روی نقاط ضعفش تمرکز کرده یا روی تواناییها و ظرفیتهاش. اگه تمرکزم روی محدودیتها و ایرادها باشه، یعنی ذهنم وارد مسیر چاقی شده و با هر فکر منفی، انرژی و اعتماد به نفس خودم کمتر میشه. اما اگه بتونم بدنم رو با مهربونی ببینم و بهش یادآوری کنم که من ارزشم و توانایی تغییر دارم، همین حس مثبت اولین قدم برای سبک شدن ذهن و جسمم میشه.
هر بار که به بدنم نگاه میکنم و حس میکنم میتونم باهاش مهربون باشم، ذهنم آرام میشه و ترسها و سرزنشها کمتر میشن. این آگاهی باعث میشه حتی وقتی هنوز تغییر بیرونی مشخص نیست، درونم سبکتر و هماهنگتر باشه. پس هر فکر کوچیک درباره بدنم میتونه مسیر ذهنی امروزم رو مشخص کنه و نشون بده که در حال انتخاب مسیر لاغری هستم یا مسیر قدیمی چاقی.
—
آیا آگاهانه غذا خوردم یا از روی احساسات؟
وقتی غذا میخورم، از خودم میپرسم آیا واقعاً گرسنهام یا فقط از روی احساسات، تنهایی یا عادت دارم میخورم. اگه بدون فکر و بر اساس احساسات بخورم، ذهنم دوباره مسیر چاقی رو فعال میکنه و بدنم هم بدون اختیار واکنش نشون میده. اما اگر آگاهانه و با تمرکز غذا بخورم، به ذهنم و بدنم احترام گذاشتم و این یعنی یه قدم در مسیر لاغر شدن برداشتم.
هر بار که تمرین میکنم آگاهانه غذا بخورم، ذهنم یاد میگیره که انتخاب درست میکنه و بدنم هم آرامتر و هماهنگتر میشه. این کار ساده ممکنه در ظاهر کوچک باشه، اما تاثیرش عمیقه و مسیر ذهنی منو شکل میده. اینطوری حتی بدون رژیم یا اجبار، قدم کوچیک امروز من، ذرهذره مرا به سمت سبک شدن و هماهنگی با خودم هدایت میکنه.
—
گفتوگوی ذهنی من چه مسیری رو نشون میده؟
هر بار که با خودم حرف میزنم، میتونم مسیر ذهنم رو تشخیص بدم. اگه ذهنم پر از سرزنش، نگرانی و افکار منفی باشه، یعنی دوباره دارم وارد مسیر چاقتر شدن میشم. اما اگه گفتوگوهای ذهنیم مثبت، امیدوار و پر از مهربونی باشه، یعنی دارم مسیر لاغری و سبک شدن رو انتخاب میکنم. این گفتوگوها دقیقاً مثل چراغ راهنما عمل میکنن و بهم نشون میدن کجا هستم و به کجا میرم.
آگاه بودن نسبت به گفتوگوی ذهنی امروزم باعث میشه حتی وقتی اشتباه کوچیکی هم کردم، با سرزنش و ناامیدی مواجه نشم و دوباره مسیرم رو تصحیح کنم. هر جملهای که با خودم میگم، همون لحظه مسیر ذهنم رو روشن یا تاریک میکنه، و این قدرت انتخاب و توجه آگاهانه، مهمترین ابزار من برای سبک شدن و رسیدن به لاغری ذهنیه.
—
تمرین امروز
میخوام در مسیر لاغر شدن قدم بردارم چون میفهمم هر قدم کوچیک ذهنی، ذرهذره منو سبکتر میکنه و ذهن و بدنم رو با هم هماهنگ میکنه. هر فکر مثبت، هر انتخاب آگاهانه، هر تصویر ذهنی و هر گفتوگوی مهربون با خودم، مثل یه گل کوچیکه که در مسیر زیبای لاغری رشد میکنه و مسیرم رو روشن میکنه.
با این تمرین میفهمم که سبک شدن تنها از طریق رژیم یا ورزش نیست، بلکه از درون شروع میشه؛ از ذهنی که میتونه مسیر درست رو انتخاب کنه، از احساسی که به خودش اعتماد داره، و از گفتوگوی ذهنیای که منو حمایت میکنه. امروز، همین قدم کوچیک، اولین قدم واقعی منه و هر روزی که این انتخاب آگاهانه رو ادامه بدم، مسیر لاغری ذهنی من روشنتر و پایدارتر میشه.