0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

من و همه افرادی که اضافه وزن دارند به تعداد سال های سن چاقی خود به دنبال روشی برای لاغر شدن بوده ایم.

بارها از رژیم های مختلف استفاده کرده ایم.

در باشگاه های ورزشی ثبت نام کرده ایم و با اشتیاق و انگیزه برای لاغر شدن ورزش کرده ایم.

افشرده ها یا دمنوش های مختلف را به امید لاغر شدن استفاده کرده ایم.

به طب سنتی،‌ اسلامی،‌ سوزنی و حتی روش های چربی سوزی از طریق شوک الکتریکی برای لاغر شدن پناه برده ایم.

حتی برخی از شدت رنج و ناراحتی چاقی حاضر به پذیرفتن ریسک عمل های جراحی مختلف شده ایم بلکه از شر این مهمان خانمان سوز رهایی پیدا کنیم.

هر فردی که اضافه وزن دارد حتی اگر شده یک بار برای لاغری به طریق مختلف اقدام کرده است.

نکته مشترک بین همه ما نتیجه نگرفتن از همه سعی و تلاش مان برای لاغر شدن است.

تا جایی که به حدی از احساس ناامیدی و ناتوانی برای لاغر شدن رسیدیم که به افسردگی دچار شدیم.

گوشه نشین خانه شدیم،‌ عصبانی و پرخاشگر شدیم، گریه و گلایه از وضعیت جاقی همدم تنهایی ما شده بود و شرایط بسیار بدی را تجربه می کردیم.

اما در آن شرایط که احساس ناامیدی از هر روشی برای لاغر شدن را داشتیم آگاهانه و شاید هم ناآگاهانه از خداوند درخواست کمک کردیم.

رسیدن به احساس تسلیم در برابر چاقی و قطع امید کردن از همه روش هایی که سال ها برای لاغر شدن از آنها پیروی می کردیم به منزله تسلیم در برابر پروردگار و درخواست کمک از خداوند برای نشان دادن راهی که ما را به سمت لاغری هدایت کند است.

از او طلب هدایت کردیم راهی جلوی پای ما بگذارد تا از ناامیدی رهایی پیدا کنیم.

تا نور امیدی برای لاغر شدن و رسیدن به خواسته چندین ساله مان در قلب ما روشن کند.

در آن لحظه مقدس درخواست شما پاسخ داده شد و شما از طریقی که خود به دنبال آن نبودید به سمت این سایت هدایت شدید.

با نوشتن داستان هدایت خود علاوه بر اینکه از خداوند سپاسگزاری می کنیم بلکه با ایجاد احساس خوبی که در ما ایجاد می شود اطمینان و انگیزه ما برای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن صد چندان می شود.

داستان هدایت خود با سایت تناسب فکری را بنویسید تا به قدرت خداوند در پاسخ به درخواست خود بیشتر اعتماد کنید و در جنبه های مختلف زندگی از این قدرت بی نهایت درخواست هدایت کنیم.

نوشتن داستان خود و خواندن داستان هدایت دیگران باور قدرتمندی درباره طریقه ی هدایت خداوند در قلب ما ایجاد خواهد کرد و برای ما واضح می شود که از بی نهایت طریق خداوند ما را هدایت می کند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.05 از 167 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22571
405 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Maahsaaa
      1403/04/21 23:46
      مدت عضویت: 257 روز
      امتیاز کاربر: 10030 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 291 کلمه

      من اولین بار سال ۹۷ با معرفی یکی از دوستان که گفتن یه آقایی تو‌دزفول یه روش ااغری با ذهن ابداع کرده اول  خیلی جدی نگرفتم ولی چند ماه بعد یکی از فایل های استاد واسم فرستاد و‌ فکر کنم عضو‌گروه شدم وقتی جو کروه رو دیدم خوشم اومد و بنظرم رسید میتونه موثر باشه لین روش 

      بعلاوه خودم کار کردن روی ذهن رو دوست داشتم جون قبلا در موارد دیگه نتیجه کرفته بودم 

      بلافاصله ثبت نام کردم و ولرد گروه شدم یادمه استاد کفت منم کمکت  می کنم چون تردید داشتم اولش

      بعد از چندین سال که نمیتونستم عیچ رژیمی بکیرم کاملا ناامید از همه روش ها وارد این دوره شدم و‌جقدددر به جون دوستم دعا کردم که باعث‌آشنایی من با استاد شد

      خیلی زود در مسیر لاغری و تناسب افتادم و اصلا نفعنیدم جطور دارم لاغر میشم غذا به کلی از ذهنم پاک شد طوریکه خوشمزه ترین غذاها رو‌ میدیدم انکار سنگ دیدم اصلا تحریک نمیشدم به خوردن تا حدی که بدنم ضعیف شد و‌خودم رو کم کم مجبور به خوردن کرذم و از دوره خارج شدم بحای مشورت کرفتن از استاد.🫣

      🦋علاوه بر لاغری دستاورد ارزشمند دیکه ای که واسم داشت آشنایی با نیروهای خیر و شر درونم بود که رابطه خیلی شکفت انگیز و بی نظیری با فرشته درونم پیدا کردم و این زیباترین و به بادماندنی ترین خاطره و‌تجربه این دوره بود حتی شیرین تر از لاغری❤️🧚🏽‍♀️🧚🏽‍♀️🧚🏽‍♀️🧚🏽‍♀️🦋

      الان بعد از گذشت ۶ سال مجدد تصمیم گرفتم وارد دوره بشم .این بار با ۱۰ کیلو وزن اضافه تر چون تنها راه اصولی لاغری رو این دوره میدونم و‌ این بار با کوله باری از تجربه وارد دوره شدم و دیگه به سادگی وقتی در اوج نتیجه گیری هستم با یه خطا پا پس نمیکشم 

      به امید شگفتی ساز شدن و با توکل بر خدا

      💕💕💕💕💕💕💕

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه
      1403/04/03 14:13
      مدت عضویت: 1307 روز
      امتیاز کاربر: 11695 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 244 کلمه

      سلام 

      خیلی خوشحالم که دارم برای بار سوم توی این صفحه نظر می‌نویسم 

      من به شدت از این دوره نتیجه گرفتم و خیلی خیلی لاغر شدم انگیزه و اعتماد به نفسم چندین برابر شد و خیلی از مشکلاتی که توی زندگیم داشتم حل شدند

      احساسم توی روابطم بهتر شد اعتماد به نفسم توی کارم چند برابر شد و به لطف خدا نسبت به چندسال پیش که با این سایت آشنا شدم خیلی پیشرفت کردم و احساس رضایت بیشتری از زندگی دارم

      امروز اتفاقی برام افتاد که اولش خیلی ناراحت شدم ولی منجر به این تصمیم شد که دوباره شروع کنم

      امروز چندتا دامن خیلی خوشگل دیدم که واقعا با تمام وجودم دلم میخواست داشته باشمشون و عاشقشون شدم خیلی زیبا و لطیف و ملیح بودند 

      با رنگهای خیلی قشنگ و گلهای ریز خوشگل

      منتها برام کوچیک بود

      خیلی از اینکه نتونستم داشته باشمشون ناراحت شدم ولی فهمیدم درسته که من نسبت به روز اولم خیلی لاغر شدم ولی باید به وزن ایده آلم برسم و علاوه بر اون دامنا یه عالمه تجربه جدید هست که میتونم وقتی لاغر شدم با حس خوبی انجامشون بدم 

      پس برای اینکه روحم بتونه لذت این تجربه هارا ببره 

      بتونم از هرلباسی که خوشم اومد استفاده کنم و  هر استخری که دلم میخواد برم و….

      میخوام دوباره با اشتیاق و انگیزه الهی که در درونم جاریه دوره را شروع کنم و به لطف الهی مطمئنم که لاغر میشم 

      از همین حالا میدونم که لاغر شده ام فقط باید به لاغری برسم 

      چون به قول استاد لاغری در انتهای این مسیر هست

      ممنونم استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Sanaz 🌺
      1403/03/25 05:59
      مدت عضویت: 1117 روز
      امتیاز کاربر: 4821 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,759 کلمه

      به نام خالق زیبایی ها 

      با عرض سلام و ادب خدمت استاد بزرگوارم و دوستان همراهم. 

      چند وقت پیش یک عکسی از خودم دیدم که نشون میداد من از زمان کودکی چاق بودم .

      خودم تعجب کردم این عکس پیش زندایی من بود که الان حدودا سی و اندی ساله در سوئد زندگی می کنن .

      وقتی خودمو دیدم پی بردم که منم از دوران کودکی اضافه وزن داشتم و فراموش کرده بودم .

      مادرم ،هم از دوران کودکی چاق بود ولی مادربزرگ و پدر بزرگم متناسب بودن .

      الان که خوب فکر می کنم می بینم طرز تفکر مادربزرگم باعث این رویکرد بوده چون همیشه از افتخاراتش داشتن فرزند چاق بوده .

      تنها حس بد و خاطره ی بدی که از دوران کودکی دارم این بوده که همیشه داییم ،شکمم رو محکم فشار میداد و می پرسید اینا چیه و تا وقتی نمی گفتم اضافیه منو رها نمی کرد و خیلی دردناک بود برام و زود میگفتم .

      قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری بهش به عنوان یک خاطره بد نگاه می کردم ولی الان میگم یک فرمول اشتباه و چاق برای من بوده .

      این ذهنیت از دوران کودکی باعث شده من از وجود خودم متنفر باشم و خودمو چاق ببینم و توی ذهنم چاقی نقش ببنده .

      دیگه از دوران کودکی خاطره ای ندارم تا نوجوانی و دوران دبیرستان که اولین بار یک سفر به گنبد کاووس داشتیم و اونجا یکی از دختران فامیل متناسب بود و به من و خواهرم گفت شما چاقید .

      من با قد ۱۶۳ ،یادمه اونجا وزن کردم ۶۴ بودم و خواهرم ۶۰ کیلو بود .

      الان به نظرم چاق نبودم ولی این شروع تمام گرفتاری‌های من شد .

      وقتی برگشتیم با خواهرم شروع کردیم به رژیم اون زمان که گوشی و اینترنت نبود و اطلاعات ذهنی ما اندک بود .

      شروع کردیم به کم کردن غذا ،صبح ها یک لقمه نان و پنیر می خوردیم ،می رفتیم دبیرستان و ناهار یک کفگیر برنج و شام یادم نمیاد نداشتیم فکر کنم .

      خیلی زود متناسب شدیم و من به قدر زیاد که انگار تمام عضلات رو هم از دست دادم و شدم پوست و استخوان .

      بعد از اون برگشتیم به زندگی سابق و خواهرم بلافاصله چاق تر شد و من چاق نمی‌شدم. 

      خوشحال بودم که چاق نمیشم و روز به روز بیشتر خوردم تا ببینم چاق میشم یا نه که بالاخره چاق شدم و برگشت .

      چون به چاقی فکر کردم و منتظرش شدم .

      توی خانواده فقط همون مادربزرگ عزیزم بود که نگران چاقی ما بود و همش می گفت لباس عروسی به تنتون زشته و چاقی و اینا ،اون زمان ۱۸ ساله بودم .

      دیگه هیچ کسی یادم نیست در این‌باره چیزی گفته باشه یا مسخره کرده باشه .

      فقط خودم ناراحت بودم چون متاسفانه دوستانم همگی قد کوتاه و اندامی متناسب داشتن و من قد بلندتر و با اندامی درشت .

      از اونا بزرگتر دیده می شدم و همیشه پشتم رو خم می کردم هم بدلیل داشتن سینه های بزرگ هم هیکل بزرگ تا اینکه متوجه شدم پشتم دچار خمیدگی شده .

      خلاصه زمان عروسی شد و متأسفانه لباس دلخواهم پیدا نمی شد و مجبور شدم لباسم جاریم که اونم برام تنگ بود و گشادش کردن بپوشم .

      چقدر غمگین بودم که برای لباس عروسی می رفتم و چیزی سایزم نمی شد .

      از رفتن و خرید خجالت می کشیدم و دیگه حاضر نشدم برم و گفتم همون لباس عروسی جاریم خوبه و همونو پوشیدم .

      بعد از ازدواج یادمه به سرعت چاق تر شدم ،تمام غذاهایی رو که درست می کردم و می موند خودم می خوردم و یک فرمول اشتباهم ،هم این بود که ازدواج آدمو چاق می کنه .

      الان میدونم که مشکل من این بود که نمی تونستم غذا کم درست کنم و زیاد درست می کردم و می گفتم من دستم به کم نمیره در حالی که الان میدونم این بخاطر فرمول اشتباه هست که ترس از گرسنگی و کمبود هست .

      خلاصه باردار شدم و فرزند اولم دنیا اومد ،اونجا دیگه به اوج چاقی رسیدم و بعد از زایمان ،شروع کردم به کم خوردن .

      بعد از زایمانم ۸۵ کیلو شدم و با ترک شام و پیاده روی رسید به ۷۵ و ثابت شد .

      همسرم همیشه می گفت تو خوبی و هیچ وقت برای من نگرانی درست نکرد واقعا ازش سپاسگزارم .

      اون زمان همکاری داشت که حسابی لاغر شده بود و دید که من دارم خیلی تلاش می کنم و نتیجه نمی گیرم ازش پرسیده بودو ایشون پیش دکتری که رفته بود معرفی کرد و من رفتم پیشش .

      خیلی زود نتیجه گرفتم و لاغر شدم .

      بعد از چند وقت و بدون اینکه متوجه بشم دیدم برگشتم سرجام .

      جالبه که میدونم چطوری لاغر شدم ولی یادم نمیاد چطوری چاق شدم .

      با خودم گفتم ، آره چون رژیم تثبیت نگرفتی چاق شدی و گرنه هیچ وقت چاق نمی شدی .

      بعداز اون ماجرا همین طوری با کم کردن غذا و بالا و پایین کردن خوردن ها ،کمی وزن کم می کردم و باز برمی گشت .

      تمام ناامیدی ،غم ،بی عرضگی و بدوبیراه که به خودم  می گفتم و با خدا هم که همیشه درگیر بودم .

      دیگه خجالت می کشیدم از همسرم درخواست دکتر تغذیه کنم .

      فکر می کردم اون منو بی اراده و …. میدونه .

      تلاش های مکرر و بی نتیجه باعث شده بود از خودم و اندامم متنفر باشم .

      مشکل خرید رفتن و خرید کردن و مهمانی که عذاب جهنم برام داشت .

      هر وقت جایی دعوت بودم ، حتی یک ناهار ساده من افسرده می شدم که چاقم و چی بپوشم .

      عروسی که دیگه نگو 😔😔😔😔😔

      از وقتی فضای مجازی رونق گرفت ،شروع کردم به خوندن انواع و اقسام رژیم ها .

      من تنها مشکلم رو از غذاها می دونستم و بی عرضگی خودم ،که نمی تونم جلوی شکمم رو بگیرم یعنی نمی شد واقعا نمی شد .

      خام خواری و کالری شماری و نخوردن شام رو همش داشتم .

      ولی بخاطر اینکه از همسرم خجالت می کشیدم هیچ وقت درخواست پول که برم دوباره دکتر ،یا دارو بخرم یا وسیله ورزشی و گن و اینا رو نداشتم .

      خودم با تلاش های زیاد و سختی مثل یویو بالا و پایین می کردم در حد دو یا سه کیلو .

      تا اینکه بعد از تولد پسر دومم که کلاس ورزش می رفتم (اون زمان تفریحی بود برای من ) مربی من گفت تو کارت خوبه و می تونی مربی بشی و فقط وزنت رو باید کم کنی ،آدرس یک دکتر رو داد تا برم پیشش ،رفتم و بعد از چند بار شکست و خوردن دارو و برنامه رژیم به تناسب اندام ایده آل رسیدم .

      ولی متاسفانه کاهش وزن باعث شد ورزش که تفریح و سرگرمی من بود و باهاش انرژی می گرفتم رو به خاطر ضعف شدید کنار بذارم چون بدنم واقعا نمی کشید و توی کلاس خسته می شدم دیگه سرحال نمی شدم .

      خیلی از فرمول های اشتباه رو هم متاسفانه از کلاس های ورزشی دارم چون اونجا خانومها با هم حرف می زنن و اطلاعات غلط غذایی و هر کی داره چکار می کنه و منم بکنم رواج داره .

      دیدن چاقی همدیگه و توجه به چاقی اونم به شدت زیاد مخصوصا وقتی جلوی آینه ورزش می کنی .

      خیلی از فرمول های اشتباه مغزم رو هم از ورزش دارم .

      تا یک زمانی ورزش تفریح من بود بهم انرژی میداد ولی الان متاسفانه شده یک فرمول اشتباه ،الان ورزش می کنم ذهنم میگه برای لاغریه و باید بهش ثابت کنم نه این علاقه ی من بوده و هست .

      ولی کافیه چند قدم بیشتر بردارم تا فرمول برام رونمایی بشه .

      آخرین باری که وزن کم کردم و به نتیجه ی دلخواه رسیدم سال ۹۵ بود فکر کنم وزنم شده بود ۵۹ کیلو ولی راضی نبودم، دوست داشتم بشه ۵۸ .

      به مدت دوسال با رنج و درد و سختی فراوان وزنم رو نگه می داشتم، اضافه میشد مثلا یکی ،دو کیلو باز کمش می کردم .

      ولی دیگه خسته شدم .

      توی دوسالی که اندامم به مراتب خوب بود مثلا ۵۹تا ۶۱ ولی هیچ وقت راضی نبودم .

      نه مشکل اعتماد به نفسم درست بود ،هنوز برای خرید مشکل داشتم ،هنوز خودمو چاق می دیدم ،هنوز موقع مهمونی ها برام سخت بود برم ،لباس خریدن سخت بود و حتی با لاغری مشکلات من برطرف نشد .

      خسته و کلافه ،نا امید از خودم بدم میومد یعنی متنفر بودم.  خدایا مگه میشه ،مگه داریم ، مگه من بنده تو نیستم چرا اینکار رو با من می کنی ،از خدا گله داشتم ،تلاش می کردم ولی هیچ چیزی درست نمی شد.

      من تغییر نداشتم و خوب نبودم ،اندامم خوب بود ولی من خراب بودم ،روحم در فشار بود .

      از اینکه میدیدم آدمها مشغول انجام کارهای مهم هستن و زندگی من فقط می گذره و درگیر خوردن و نخوردن هست ناراحت بودم .

      ذهنم جایی دیگه کار نمی کرد .

      هیچ توانایی در خودم نمیدیدم آخه کسی که همش داره فکر خوردن می کنه ،کی می تونه فکر دیگه بکنه .

      متاسفانه این فکر خوردن و نخوردن رو به بچه هام انتقال دادم و الان از پرسیدن اونا که چی بخوریم حسابی کلافه و داغون میشم .

      خیلی وضع روحی بدی داشتم ،دیگه بدنم مشکلم نبود ،درگیر مغزم شدم .

      دوست داشتم برای یک ساعتم شده به  غذا فکر نکنم ولی نمی شد .

      با برنامه دکتر آخری هم که ساعتی بود ،ساعتم شد جزو مشکلات دیگه ام .

      هر قدمی که برداشتم برای لاغری یک فرمول اشتباه به من اضافه کرد .

      خسته درمانده و ناامید شدم گفتم خدایا شدم مثل حیوانات فقط فکر خوردن هستم .یعنی تو منو آفریدی که فقط بخورم و بخوابم .

      می خوردم یک جور افسردگی داشتم ،نمی خوردم یک جور زمزمه های دیوانه کننده .

      تا اینکه خدا کمکم کرد ،یک آن فکر کردم چیزی در مغزم کمبود دارم .

      گفتم حتما یک ویتامین توی مغزم کمه .

      شروع کردم به سرچ کردن توی نت برای مغز و مشکلات مغزی .

      هر روز مطلب های مختلف میومد یادم نیست چی شد یا چی سرچ کردم که لاغری با ذهن رودیدم و وارد شدم .

      اون موقع ها هر چی توش لاغری بود ،می خوندم ،فرقی نداشت .

      به هر چیزی چنگ می زدم .

      اونجا بود که بخاطر لطف و مهربانی خدای مهربان با این سایت آشنا شدم و اصلا یک چیزی هایی یاد گرفتم خیلی عجیب و غریب .

      یادمه مثل الان که برای کسی که از لاغری با ذهن خبر نداره بگی با تعجب نگاهت می کنه ،منم اونطوری بودم .

      ترس داشتم و مطلب می خوندم ،جرات ورود نداشتم ،متن می خوندم و نظر دوستان .

      خیلی دوسش داشتم تمام زندگی من بودو این همه انسان که شبیه من بودن .

      به لطف خداوند مهربانم با این سایت و استاد عزیز آشنا شدم و بعد از چند ماه وارد سایت شدم تا بتونم فایل ها رو ببینم .

      خدایا از تو بخاطر تمام خوبی ها و مهربانی هایت سپاسگزارم. 

      استاد عزیزم از شما هم بخاطر این آموزش های فوق‌العاده بی نهایت سپاسگزارم. 

      با آرزوی اینکه تمام انسان هایی که دوست دارن متناسب بشن با این سایت و آموزش ها آشنا بشن .

      پر حرفی کردم ببخشید .

      در پناه حق باشید 🙏🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اکرم ایزدی
      1403/03/24 06:29
      مدت عضویت: 32 روز
      امتیاز کاربر: 85
      محتوای دیدگاه: 3 کلمه

      بهترین روش است 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      1403/03/14 17:04
      مدت عضویت: 61 روز
      امتیاز کاربر: 11820 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      منم مثل بقیه دوستان سالها با چاقی ورنج چاقی درگیر بودم 

      دیگه خسته بودم و کلافه از خدا خاستم خودش راهی بهم نشون بده حدود یک ماه پیش سرچ کردم لاغری با قدرت ذهن اصلا فکرش نمی‌کردم بتونم ازش استفاده کنم چون باخودم میکفتم من با رژیم ‌واین همه راه لاغر نشدم چطور با این روش حالا ذهنم که نمیکشه و حوصله اش ندارم 

      آول با دیدن یه فایل از استاد بهش فکر کردم و دیدم چقدر واقعیت حرفهاشون و انگاره حرف دل منو میزنع 

      یکدفعه باور کردم و بهش ایمان آوردم 

      اومدم و تمام پیچ و تلگرام که در مورد رژیم و نحوه لاغری و و…اینا بود پاک کردم بعد خوشحال شدم و اولین قدم برداشتم دیگه هرشب قبل از خواب یه فایل گوش میدادم و تحسین میکردم که چقد راست میگه ایشون 

      با همون فایل های لاغری تونستم خیلی عادت هام عوض کنم 

      دیگه انقد مشتاق شده بودم که در طول روز همش فایل گوش میکردم 

      بالاخره هزینه ورود به سرزمین لاغری فراهم شد برام ومن با اشتیاق خریداری کردم وشرو ع کردم به امید خدا روز دهم هستم ولی به اندازه ده سال چیز یاد گرفتم و همچنان با ذوق ادامه میدم تا رسیدن به هدفم متناسب آندام 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      1403/02/31 00:20
      مدت عضویت: 149 روز
      امتیاز کاربر: 55 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 329 کلمه

      به نام خداوند آسمان آبی

      سال 98 وقتی برای معانیه به پزشک مراجعه کردم پزشک گفت دلیلش چاقی شماست لاغر کنین همه چیز خوب میشه و پشت نسخه دارو های من نوشت سایت تناسب فکری رضا عطارروشن وقتی یکم سرچ کردم و یکم متوجه شدم به چه شکله زیر لب پوزخند زدم گفتم مگه میشه چه مسخره بازیا یک هفته بعد رفتم سراغ رژیم و ورزش و بعد از دوماه وزن اضافه کردم و همه را رها کردم گذشت و گذشت تا پارسال که بعد از تغییر آنچنانی با رژیم و ورزش بعد از 8 ماه خسته شده بودم احساس خستگی و استرس و تنش ترس از چاق تر شدن کم کم وزن اضافه میکردم ،کار هر روزم شده بود ناراحتی اعصاب خوردی غذا نخوردن یا بیش از حد خوردن یک قاشق غذا بیشتر میخوردم انگار سطل اب یخ روم ریخته بودن شوکه میشدم و تا آخرش ناراحت می بودم همه چیز برام به پایان رسیده بود یک روز موقع اذان غروب دست به آسمان بردم و گفتم خدایا  خسته شدم خودت کمکم کن ،که یک روز خیلی نا امید بیدار شدم که اون یک روز  بابتش از خدا شاکرم ، هنگام مرتب کردن اتاقم بودم که اتفاقی کارتون خاطرات سال 98 را دیدم و یک برگه کوچک اسم سایت بود سریع سرچ کردم محیط سایت چک کردم و قسمت راهنمایی استفاده رو خوندم اون روز اولین گام رو گوش دادم بعد از چند گام منتظر بودم کار خاصی انجام بدم اما اواسطش متوجه شدم همین گام های کوچک باعث شده من یه آدم دیگه بشوم آدمی که ترس از چاقی و لاغر نشدن نداره آدمی که با خیال راحت غذا میخوره و با امید صبح بیدار میشه مادرم فکر میکنه اگر رژیم رها کنم چاق میشم اما 90 روز شده رژیم ندارم اما نسبت به دورانی که رژیم داشتم لاغر تر میشم .  بعضی روزاکه خودمو توی آینه میبینم با لبخند به خودم نگاه میکنم اون روز دوست دارم برم به همه چاقا بگم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989904084568
      1403/02/23 01:36
      مدت عضویت: 107 روز
      امتیاز کاربر: 8900 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام من از کودکی چاق بودم‌ بعد از ۱۳ سالگي شروع کردم‌ به‌ رژیم گرفتن و وزش کردن برای لاغر شدن خيلي خوب لاغر میشدم مثلا تویی سه ماه ۲۰ کیلو کم می‌کردم تا اقدام می‌کردم زود لاغر می‌شدم انقدر لاغر میشدم بعضی ها اصلا منو میدیدن نمی‌شناختندولی دوباره چاق میشدم به‌ وزن‌ خودم میگشتم با اين کمتر از روز های قبل رژیمم میخوردم بازم چاق میشدم اصلا کاری نداشت چقدر می‌خورم من تویی يه دوره‌ بودم‌ از استاد پرسيدم من همه ی مریضی هام خوب شده تویی دوره‌ شما ولي نمی‌دونم چرا لاغر نمی‌شم گفتش اين درحوزه ی تحقیقی من نيست برو کسی پيدا کن در این زمینه استاد باشه بعد چندروز يه لينک رو دیدم نوشته بود لاغری باذهن رفتم نگاه کردم‌ ديدم زياد به‌ دلم نمیشینه يه سؤال ازشون پرسيدم تویی گروهی که داشتن نتونستن جواب بدن منو ا گرو حذف م کردن  بعدش رفتم تویی گوگل‌ لينک کانالشون رو پيدا کنم‌ نوشت لينک کانال لاغری باذهن بعدش لينک کانال آقای عطار روشن رو دیدم روش زدم آمدم تو کانال خيلي از دوره ها رايگان  استفاد کردم‌  شرایط جوری میشد که‌ نتونم تویی دوره‌ شرکت کنم بعد دوسال الانم تویی دوره ورود به سرزمین لاغرهاهستم به‌ امید خدا به اون اندام‌ دلخواهم ميرسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 2110 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 280 کلمه

      من از حدود 12 سالگی کم کم دچار اضافه شدم. هر بار که سر سفره می نشستم این جمله از طرف مادرم تکرار می شد ، کم بخور ، فرقی نداشت که مهمان داشته باشیم یا نه ، این جمله مدام تکرار می شد. خیلی از مواقع احساس حقارت می کردم اما هیچ راهی هم برای لاغری نداشتم . برای اولین بار در سن حدود 16 یا 17 سالگی با وزن حدود 80یا 85 کیلو رژیم پروتیینی گرفتم ، نتیجه عالی بود ، به وزن 61 کیلو رسیدم اما به محض اینکه رژیم رو رها کردم در چشم بر هم زدنی دوباره دچار اضافه وزن شدم و از همون موقع تا الان بارها و بارها رژیم گرفتم ، ورزش کردم ، قرص های چربی سوز مصرف کردم که همه نتیجه لاغری در پی داشت اما بعد از رها شدن و بعد از مدت کوتاهی باز هم دچار اضافه وزن شدم .حتی سال 98 یک دوره لاغری با ذهن با شخص دیگری رو هم تجربه کردم اما به خاطر رها کردن تمرینات باز هم نتیجه مطلوبی برام حاصل نشد . الان هم که این متن رو می نویسم دنبال سایت همون دوره قبلی بودم که از سر کنجکاوی وارد لینک این سایت شدم چون در ماه های اخیر اضافه وزنم باعث شده که در خواب دچار خر و پف بشم و این موضوع زندگی مشترکم رو داره تحت تاثیر قرار میده . در این لحظه واقعا مستأصل شدم و میخوام که حتما به وزن ایده آلم برسم چون در این لحظه الویتم به دست آوردن سلامتی جسمی و روحی و سپس لذت بردن از اندام ایده آلم هست . و متن تعهدنامه رو در دفترچه یادداشتم نوشتم و امضا کردم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989182943073
      1403/02/13 12:24
      مدت عضویت: 84 روز
      امتیاز کاربر: 100 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      باسلام من الان ۲۰ سال سن دارم وازبچگی که به دنیا آمدم چاق بودم مادرم راه های زیادی امتحان کرده که لاغر بشم ولی نشدم خودمم از چاقی خسته شدم تا یه‌روز از خدا درخواست کردم که کمک کنه تا لاغر بشم بادوام رفته بودیم مغازه داشتیم درمورد دوره های استاد عباس منش بحث میگردیم که یه دفعه دوستم  گفت رضا عطار روشن نتایج خیلی عالی گرفته الان خودش سایت زده در مورد لاغری باذهن خودش اضافه وزن داشته الان به نتایج عالی رسیده منم که از چاقی رنج می‌بردم سریع رفتم داخل سایت ثبت نام کردم امیدوارم که منم نتایج خوبی بگیرم ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طناز هاشمی
      1403/02/03 23:13
      مدت عضویت: 182 روز
      امتیاز کاربر: 4990 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 85 کلمه

      من راههای زیادی برای لاغری شدن انجام دادم نتیجه میگرفتم و دوباره به حالت اول برمیگشتم حدود ۴ ماه پیش در یوتوپ به دنبال روشی برای لاغری بودم که با فیلم‌های استاد عطاروشن مواجه شدم و همه فایلهای رایگان رو گوش دادم و به آنها عمل گردم ولی کافی نبود و با خواندن دیدگاه بقیه افراد که از فایلها خریداری کرده بودن  تصمیم گرفتم فایلها خریداری کنم و به لطف خداوند مهربان من در این مسر قرار گرفتم انشاله موفق میشوم با تشکر از استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      1403/02/02 00:50
      مدت عضویت: 630 روز
      امتیاز کاربر: 9045 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 236 کلمه

      سلام

      عزیز دل من هم از این بابت خیلی شکست خوردم توصیه ای ک دارم در ابن رابطه باکسی حرف نزن بدون اونها تو مسیرش باشن هدایت میشن تو مسئول اونها نیستی مسئول حال خوب اونها نیستی و کاملا در سکوت ب کارت ادامه بده برا خودت پاشو 

      و حتی از همسرت هم مخفی کن 

      این مسیر یکی دوروزه نیس 

      فک کن همسر منم همینطوره چقدر غر زدب جونم چقدر گفته تو اینها رو گوش میدی فلان شدی بهمان شدی اما من ک ادامه دادم با حال بدم خوبم ادامه دادم بدون هیچ کس از تعییرتو خوشحال نمیشه اونها همون همسر قبل میخوان همون دختر قبلو میخوان تو میخوای تعییر کنی ن اونها 

      وهرکس بر طبق باورهای ک داره نظر میده

      هیچ اشکالی نداره ندونن تو چیکار میکنی

      یادمه از همسرم پول خواستم برا شرکت در دوره و ایشون مخالف بود و من تا یسال فقط درگیر همین حس بودم ک همسرم ب خواسته من ارزش نمیده 

      اما تو برای موفقیت فقط و فقط ب خدا و خودت نیاز داری ن ب هیچ کس دیگه ای هیچ کسی  قدرت تعییر تورو نداره جز خودت تا از دیگران رها نشیم بارمون سنگینه 

      تو فقط مسئول خودتوهستی دیگرا ن رو ببخش خودتو ببخش و در کمال ارامش ب مسیرت ادامه بده اخرش همینها بردتوکف میزنند من واقعا الان این اشتباه رو میکنم و توصیه هایی ب دیگران میکنم بعد حرف زدن بحث اخرش ک چی مگه اونها قبول میکنند این فقط منم ک انرزیمو ب هدر میدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار F.y
      1403/01/25 18:56
      مدت عضویت: 176 روز
      امتیاز کاربر: 3005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 650 کلمه

      سلام 

      امروز دوباره میخوام دوره رو شروع کنم و از پروردگارم خواستم تا کمکم کنه تا با سلامتی و ارامش به تناسب اندام ابدیم برسونم و امیدوارم و عجله ندارم و با توکل به خدایی که منو به این سایت هدایت کرد به هدفم میرسم.داستان اشنایی و هدایت من به اینجا اینه که من سال ۹۶ بعد دوتا سزارین پشت هم و فشار بالا و ورم زیاد از وزن ۵۷ رسیدم به ۹۷ و همه رو مقصر میدونستم جز خودم و همسرمم رو بیشتر که چرا تو میخریدی و منو مدیون میکردز که باید بخورم چون باردارم.. ی روز شهرستان خونه مادرم سرسفره داییم گفت فاطمه توهم چاق شدی بیامن ی دوره هستش بهت معرفی میکنم دخترم شرکت کرده تو چند ماه نصف شده من همین طور که ناهار میخوردم به حرفاش فکرمیکرم این چی میگه و زیر چشی به ابجیم و مادرم نگاه میکردم و نیش خند میزدم که دایی هم حرفا میزنه ها

      داییم همین طور تعریف میکرد و تاکید که حتما شرکت کن که دوباره لاغر بشی و تا ابدهم لاغر بمونی منم گفتم چشم و شماره دختر داییم رو دوباره گرفتم و بعد چند روز ی دورهمی بود خونه مادرم فامیل جمع شدیم دورهم و دختر داییم رو دیدم شوکه شدم که وااااا وووو این همونه کلی اد و متناسب و موفق شده بوددرکار و زندگی ..خداروشکر..

      من درمورد دوره ازش پرسیدم ی توضیحاتی میداد ولی من شاید ۹۸ درصد حرفا شو متوجه نمیشدم و الکی سر تکون میدادم و اومدم در تلگرام و دیدم چه خبره و دوسه هفته بعد دوره رو تو دومرحله خریداری کردم و ویس هارو گوش میدادم و بقیه مسخره میکردن و همون شوهری که هی غر میزد لاغر شو باشگاه برو  شاد شو بازم غر میزد که چقدر گوشی دستته چقدر هندزفری تو گوشته این کارا چیه ولی من تا هفته ۶ تونستم ادامه بدم و اون ۵۰ روز فهمیدم ارامش چیه .زندگی چیه چقدر من سخت میگرفتم وحال دلم خوب بود.ولی نمیدونم چه چیزی قوی تر بود فقط یادمه که احساسم رو خیلی بد کردن و تونستن همه چیزم رو بهم بزنن اخه به بعضی ها گفته بودم دارم فایل گوش میدم ی خورده هم توضیح داده بودم که چیا هستن این فایلا و اشتباه من همین بود که دوست داشتم بقیه هم بیان شرکت کنن و حال دلشون خوب بشه ولی قافل از اینکه اونا خوب نمیشدن ولی حال منو بد کردن و من دوره رو ادامه ندادم و هر وقت هم میخواستم دوباره شروع کنم تا همون چهار پنج هفته بیشتر نمیتونستم و بعد چند سال به سرم زد دوباره بیام فایلا رو جدز دنبال کنم و ی تماس با استاد بگیرم و نزارم هیچ چیزی مانع من بشه و من هر اتفاقی افتاد ادامه بدم .و بعد چند روز باخودم فکر کردن  تماس گرفتم و استاد توضیح دادن که کلی تغییرات در دوره شکل گرفته و اینا و من بیشتر مشتاق این شدم که بخوام دوباره تهیه کنم و از نوع حال دلم و احساسم رو خوب کنم .چون تنها چیزی که یادم بود از سال ۹۶ احساس خوبی که اون چند روز داشتم و تماس گرفتم و دوره رو مرحله ایی تهیه کردم ویادمه بیمارستان هم رفتم۲ روز.. پسرمم بیمارستان بود ۸ روز ولی فایلا رو گوش دادم الانم که اینجام حال دلم خوبه احساسم خوبه اگه ی روز و یا ند ساعت حالم بد بشه یاد گرفتم که ادامه ندم وبه اینکه در لحظه زندگی کنم فکر میکنم و خداروشکر میکنم از هدایتم به اینجا و از استاد گرامی هم تشکر میکنم و براشون ارزوی بهترینها رو دارم .و در اخر اینم بگم که همه دارن منو مسخره میکنن که دوره شرکت کرده بودی هه..فایل گوش میدادی  هیچی ازت نمونده . وحتی همسرم احساس میکنم به عکس ها و این اعداد که چسبوندم تو مسیرهای خونه یا به تو گوشی رفتن من واکنش نشون میده ولی مثل قبل حال من بد نمیشه و به کارم ادامه میدم چون ایمان دارم که راهم درسته .توکل به خدای مهربان

      سپاس❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا ق
      1403/01/02 20:33
      مدت عضویت: 115 روز
      امتیاز کاربر: 2690 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      سلام من امروز دوم فروردین ۱۴۰۳ تعهد میدم که هروز روی این دوره کار کنم تا به خودم اثبات کنم که هیچ راهی رو دریغ نکردم برای خودم و تناسب اندامم ،و اینکه چطوری آشنا شدم :  در مورد مسئله روابط در گوگل و در سایت استاد عباسمنش داشتم مطلب میخوندم ک یکی یه مثالی زده بود برای یه فرد دیگه ای و تو مثالش از سایت تناسب فکری نام برده بود و من فقط کلیک کردم و دیدم چیزی که قبل تر ها همیشه دنبالش بودم الان ک بیخیالش شدم رو پیدا کردم جالبیش اینجاست ک من چندین ماهه خودم رو وزن نکرده بودم و احساس لاغری میکردم اما ضمن اینکه وزن کردم و دیدم ۸۰ کیلو هستم خیلی از دست خود مناراحت شدم و میخواستم که انتقام این چاقی رو از خودم بگیرم که فرداش یعنی امروز بصورت تصادفی سایت رو دیدم ، میدونید من همیشه فکر میکردم خدا خواسته من چاق باشم و باید اینو بپذیرم و خب حقیقا چیزی نبود ک دوستش داشته باشم و بخوام باهاش کنار بیام و برای سوال بود ک چرا تو خانواده من با چندتا خواهر و ب و برادر من باید چاق باشم؟ یا چرا من تا یه لیوان آب میخورم ۱ کیلو رفته رو وزنم اما هروز ۱۰هزار قدم بزنم وزنم هیچ تکونی نمیخوره چون استپ شده؟ چه جک مسخره ای … من چون از سایت استاد عباسمنش و چندین استاد عزت نفس دیگه یاد گرفتم ک با تغییر دیدگاهم روابطم رو درست کنم و حقیقا شکر خدااا روابطم عالی شده ماشالله چه تو محل کار چه تو خانواده بدون تلاش فیزیکی مثل کادو خریدن و محبت الکی ورزیدن مطمئن شدم ک میشه بدون رژیم گرفتن هم لاغر شم چون حقیقا من چند ماه هروز میرفتم پیاده روی سنگین یک و نیم ساعت اما بدنم دیگه تغییری نکرد باور دارم ک میشه جون نکند ولاغیر شد من حق خودم میخوام ببینمش میخوام هرچی دوست دارم بخورم و همچنان لاغر و فیت باشم مثل دوران ابتدایی ک دوستام تو کلاس ۳۰ نفره هرچی میخواستن میخوردن و همه ۲۰ کیلو بودن و من اندازه اونا میخوردم چه بسا کمترم اما ۵۰ کیلو بودم !!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1402/12/09 01:55
      مدت عضویت: 1771 روز
      امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      سلام خدمت همه دوستان عزیز 

      من فاطمه سادات متعهد میشوم بار دیگر دوره آموزشی خود را با اشتیاق شروع کرده و لاغری طبیعی و اسان را بهتر و بیشتر درک کنم . امروز ۹ اسفند ۱۴۰۲ من تعهد میدهم تا آخر دوره و تکرار ،   فایلها را با اشتیاق گوش داده و به مطالب گفته شده در دوره پایبند باشم تا به امید خدا بتوانم با مرور دوره فرمولهای لاغری را در ذهن قشنگم بیشتر تثبیت و تثبیت کنم . 

      من در حالی وارد سایت شدم که موفقیتهای زیادی را که همه حاصل تغییر تفکر از این سایت است را به ظهور رساندم و دوباره آمده ام که با اصلاح بیشتر ذهنم و همسو کردن آن با اراده ی خدای وجودم خودم را بیش از پیش در مسیر خود استوار کنم و به نتایج عظیم دیگری نیز برسم .

      من در این راه نه تنها خود را موفق به لاغر شدن کردم بلکه دوستان بسیاری را نیز با لاغری با ذهن آشنا کردم و موفقتیهای دوستانم را نیز حاصل موفقیت خودم از استفاده ی درست از قدرت ذهنم میدانم .

      هدایت من این بار برای بزرگ کردن دستاوردهایم است و میدانم همانطور که تا الان توانستم از این به بعد هم می توانم . 

      به امید روزی که این روش واقعا جای تمام روشهای جسمی را در ذهن و دل مردم بگیرد . 

      رسالت ما سنگین است و در دوره ای واقع شدیم که موانع بیشماری بر سر راهمان قرار دارد اما قدرت خداوند بر همه آنها غلبه کرده و نهال لاغری با ذهن را در میان انبوه روشهای جسمی هر روز بزرگ و بزرگتر می کند ‌. خوشحالم که بعد از حدودا ۶ سال توانستم سهمی در بزرگ شدن نهال لاغری در میان مردمم داشته باشم و اکنون مشتاقم با آگاهی بیشتر و عملکرد بهتر  باز هم در این راه به قدر خودم بکوشم عشق کنم و خود را بیشتر پرورش دهم . 

      خدارا سپاس میگویم که به من کمک کرد بار دیگر آغاز کننده راه لاغری آسان و لذتبخشم باشم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محسن فروغی
      1402/11/05 19:24
      مدت عضویت: 177 روز
      امتیاز کاربر: 56160 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 194 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و هدایتگر  با سلام خدمت استاد عزیزم من از دورهای استاد عباسمنش با شما اشنا شدم مخصوصا دوره اخر دوره احساس لیاقت و به سایت شما هدایت شدم من همه نوع رژیمی گرفتم هیچ کس توی کیهان فکر نکنم به اندازه من ورزش نکرده کوه نرفته دو نزده من هفته ای 4 بار به مدت یک ساعت و 20 دقیقه دو میزدم تا لاغر بشوم رکورد 2 ساعت 15 دقیقه یعنی 85 دور دور زمین فوتبال به صورت یک جا دارم با فشار رژیم و دو لاغر میشدم ولی باز دوبار مثل موشک بر می گشت به وزن اولم اخرین رژیمم قانون سلامتی بود که کلا نابودم کرد سردرد سرگیجه گرفتم اندازه 50 برابر عمرم دکتر رفتم دوره درستی نبود بعدی که امدم سایت شما چون من خیلی در مورد ذهن مطالعه داشتم تا جلسه اول رایگان را شنیدم گفتم خودشه گفتم به خدا گنج پیدا کردم از خوشهالی توی پوست خودم نمی گنجیدم و خدا را شکر کردم بابت این هدایت و امروز هم گام اول را خریدم انشاله به یاری خدا از شنبه شروع می کنم و تشکر می کنم از شما بابت این همه اگاهی های ناب 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 32 کلمه

        سلام و درود
        حضور شما در جمع شگفتی سازان را تبریک میگم
        انشاالله با سابقه ای که در دنبال کردن قدرت ذهن دارید انشاالله نتایج عالی کسب می کنید
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/10/29 15:57
      مدت عضویت: 210 روز
      امتیاز کاربر: 12043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 631 کلمه

      به نام خداوند همیشه حاضر خیرخواه ویکتا و خواهان پیشرفت ما ،

      درودو رحمت خداوند و سلامتی و برکت و شادی و طول عمر با عزت و طولانی از طرف خداوند مهربان نثار هر لحظه استاد بی نظیر ارجمند و گرامی و عالی.

      هر چند بار بگویم خدایا شکرت که حضور خودت رابرای هدایت و پیشرفت من به این مسیر همیشگی قدرتمند و آسان و صحیح نشان دادی و هدایت کردی به این وضوح و قاطعیت و روشنی کم هست ،

      و خداوندا ممنونم حتی از حضور راهنمای چراغ راه این مسیر نورانی و عالی همچون استاد محترم بی نظیر و واقعا بی همتا که من واقعا ندیدم و نشنیدم چنین آموزشها و اطلاعاتی در هیچ‌جا از هیچکس،

      من داستان هدایتم دقیقا به اینصورت بود که 

      خسته شدم از اینهمه ورزش و رژیم های سخت و سنگین که هر بار  تا یک مدت خوب بود ولی بعد با ولع بدتر از قبل که بعداً دوباره نتیجه بدتر میشد و موقتی بود حالم بد شده بود و‌بدترم میشدم ، 

      یکروز واقعا کم آوردم تسلیم خدا شدم گفتم خدایا خودت نجاتم بده من دیگه تسلیم و اگر میگن توخدایی قدرتمندی و دانایی خدایا پس نشونم بده راهی آسان چرا گیر کردم من در چاقیم،با یک حالت درمانده خسته و واقعا شاکی ؟!

      چون خودم مربی ورزش هستم و خیلی برام‌ بد بود که وزنم داره می‌ره بالا و چرا مثل قبل نمیتونم راحت بیارم پایین و کنترلش کنم اوضاع داشت سخت‌تر میشد برام‌ ده سالی بود آرام آرام بعد ازدواجم درگیر ۲۰ کیلو اضافه وزن شدم در حین ناباوری و شوک بودنم که آخه من قبلا چی بودم و چی شدم پس چرا حالا نمیتونم ازاد بشم با اینکه مربی هستم و با این فعالیت زیاد و سخت،

      خلاصه از ته دلم از خدا کمک خواستم ،

      یکروز در رابطه با رشته ام و عضلات بدن داشتم تحقیق و جستجو میکردم در گوگل واقعا مغزم انگار فریز شد و یخ بست همینطور دستم مدام کشید صفحه رو پایین نمیدونم چرا من باید آنقدر پایین صفحه برم من هدفمند رفته بودم سراغ تحقیقم ولی اما بدون فکر دستم هی رفت پایین صفحه، 

      یکدفعه عکس استاد رو دیدم عکس العملی نشان نداد مغزم  بعد اصلا هم نخوندم نوشته محتوای کنار استاد ارجمند چی بود،

       تا رسیدم 

      به موضوع قدم اول «شما هم گول خوردید» و تصویر کاریکاتور نمبدونم‌چرا فقط زدم روی اون مطلب که یکدفعه با خوندن اون مطلب و دیدن عکس استاد در صفحه سایتشون انگار برق ازسرم رد شد و چراغی روشن

      \"🌞\"/

      و من استاد رو از روی برنامه استاد عباسمنش بخاطرم اومد که برای استاد عباسمنش با فایل تصویری و صحبت در مورد تغییرات و موفقیتهاشون و حتی عکس دختر کوچک عزیزشون هم یادم اومد و فرموده بودن اهل دزفول هستن در خاطرم بود و 

       استاد بینظیر استاد عطار محترم و  مستند ساخته بودن و توضیح در مورد موفقیتهاشون میدادن اما نمی‌دونستم نمیدونم‌دقت نکردم در مورد چه موضوعی تدریس میکردن و دیگران بهشون استاد گفته بودن در تلگرام که واقعا لایق این کلمه هم هستن استاد عالیقدر و بی همتا و گرامی و  واقعا خدا خیرشون بده، و الان که آشنا شدم مدت 33 روز از زمین رفتم کاملا آسمان چنین راهی رو با شوق رفتم و میخوام با اشتیاق بیشتر ادامه بدنم تا آخر عمرم ،

      استاد حالا که متوجه موضوع تدریستون شدم من خوشحالترینم و شکرگزارم از خدا و شما ،

      از اینجا باز ممنونم واقعا از بی نظیر بودن و کامل و عالی بودنتون

      \"👏\"/
      \"👏\"/
      \"👏\"/

      و الان ک ه فکرشو میکنم شاید من الان موقعم بوده !!!

      و بعد چرا فقط این مطالب باید یاد من باش که اعتمادم هزار برابر شد یادم افتاد شما در سایت استاد عباسمنش بودید ؟!!!

      و اون روز چی شد اصلا تحقیق درسیم یادم‌رفت ؟!!!

       ولی در کل الان که در مسیر هستم مطنئنم خدا هدایتم کرد و میکند و خوشحالم و خدارو هزاران بار شکرگزارم هر لحظه و ممنونم از شما استاد گرامی خداوند برکت و سلامتی بدهد هر لحظه به شما .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 49 کلمه

      من دیروز۴۰۲/۱۰/۱۸ با سایت شماآشنا شدم و از آنجایی که به کلاس های انگیزشی بسیارعلاقه مند هستم و آنها را دنبال می کنم بسیار هم امید وارم با کمک جناب آقای عطار روشن  به وزن ایده آل خودم برسم و آن را به تعداد زیادی از اطرافیانم معرفی کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه
      1402/10/16 21:48
      مدت عضویت: 345 روز
      امتیاز کاربر: 16215 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 554 کلمه

      سلام به استاد گرامی و هم‌مسیران عزیز

      من فرزانه ۲۵ ساله با وزن ۷۴ کیلوگرم هستم.

       چندین سال قبل در تلاش برای کنترل ذهنم چند کتاب خوندم تا اینکه به سایت استاد عباسمنش هدایت شدم. اونجا فایل تصویری شما رو دیدم که داستان هدایت و پیشرفت هاتون رو گفتید. خیلی ازتون انرژی گرفتم. بعد وارد سایت تناسب لاغری شدم.

       چند ماه قبل چند تا از فایلهای رایگان رو گوش دادم ولی چون تمرکز نداشتم موقع گوش دادن، فقط یه سری ورودی ‌های جدید وارد ذهنم شده بود که با اون درجه تمرکز پایین چند هفته بعدش هم فراموششون کردم.

       چندین سال هست که اضافه وزن دارم و با روش‌های لاغری علی رغم اینکه نتیجه گرفتم ولی احساس خوبی نداشتم چون برام پر از محدودیت و عذاب بود و نگهداری و تثبیت اون رژیم عذاب‌آورتر. گه گاه که مجله سلامت در مورد کاهش وزن رو می‌خوندم به این نتیجه رسیده بودم که تنها راه کاهش وزن، نخوردن غذاهای چاق کننده و کم خوردن و نداشتن ریزه‌خواری، همیشه ورزش کردن و … و رعایت آنها تا آخر عمرم هست. و اصلا نمی‌تونستم چنین چیزی رو بپذیرم. ذهن من خیلی مقاومت می‌کرد و می‌گفتم که ینی چی تا آخر عمر رژیم بگیرم؟! آخه این چه زندگیه هست؟ چرا متناسب ها این مدل زندگی ندارن و من باید همیشه برای خوردن عذا بگیرم ؟ 

      اواخر متوجه اعتیاد و زیاده روی خودم در مورد خوردن غذاهای شور و شیرین شدم ، اصلا توانایی کنترل ذهنم رو نداشتم ، ینی تا اون ماده غذایی مورد علاقه رو نمی‌خوردم آروم نمی‌گرفتم. وزنم هم تکون نمی‌خورد و پایین نمیومد، واقعا کلافه شده بودم، شروع کردم به رژیم گرفتن، اینو نخور، اونو بخور، اینها ممنوعه، سر ساعت بخور … جسمم کم و بیش داشت نتیجه می‌گرفت ولی خیلی عصبی شده بودم، ذهنم اصلا شیوه زندگی جدید رو قبول نمی کرد. واقعا داشتم اذیت میشدم.

       تا اینکه یاد سایت لاغری با ذهن افتادم . گفتم میرم چند تا فایل گوش میدم شاید حسم بهتر بشه. با گوش دادن مجدد فایلها انگار که برای بار اول می‌شنیدم، حسم خیلی بهتر از روزهای قبل شد ، نجواهای ذهنی بازم میومدن ولی کمتر شده بودن، حرص و ولع غذا در من کمتر شده بود. هر روز یه فایل گوش میدادم و لذت می‌بردم. شکافی در باورهای سفت و سخت من در مورد چاقی و لاغری ایجاد شده بود. چیزی درونم می‌گفت این درسته! مشتاق شدم به ادامه‌ی آموزش‌ها. با خودم می‌گفتم درسته با ده جلسه بیست کیلو لاغر نشدم و معجزه نشد، ولی حالم که بهتر شد، اعصابم که آروم تر شد، با ادامه رژیم حتی اگر کم هم می‌کردم ، بعد اتمام رژیم با ولع و اشتهای چندین برابر دوباره به شیوه قبلی برمی‌گشتم‌.

       دیگه تصمیم گرفتم که با کار کردن روی ذهن به آرامش برسم. بعد از دیدن فایلهای رایگان مشتاق شدم به تهیه‌ی این محصول، چرا که تفاوتی با دیگر روش های لاغری داره. با همون فایل‌های رایگان  من تونستم کمی ذهنم رو آروم کنم، ذهنی که پر از باورهای غلط در مورد چاقی و غذا خوردن هستم. و الان مصمم هستم که این مسیر رو ادامه بدم تا نه تنها جسمم بلکه ذهنم و نگاهم به زندگی تغییر کنه.از شما برای این آگاهی ها بی‌نهایت سپاسگزارم.

       آرزو دارم با انجام این تمرینات و تغییر سبک زندگی و دیدگاه و باورهام نه تنها زندگی خودم را تغییر دهم بلکه برای دیگران هم تاثیرگذار باشم و بتوانم این آگاهی ها را گسترش دهم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نوشین گل
      1402/10/16 20:44
      مدت عضویت: 196 روز
      امتیاز کاربر: 435 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام.

      مثل همه ی آدمایی که هزاران راه رو برای رسیدن به لاغری امتحان کردن و نتیجه نگرفتن، منم بعد از اینهمه بی نتیجه موندن تلاش هام تصمیم گرفتم که این بار ببینم قانون جذب چه راه حلی برای لاغری داره.

      بله قانون جذب.

      چند ساله که باهاش آشنا شدم و به شدت دوستش دارم و البته به شدت هم قبولش دارم.

      توی یه سایت همین طور مشغول خوندن حرفای دیگران بودم که دیدم خانومی نوشتن که برای لاغری از این طریق بهتره که به فایل های آقای عطار روشن گوش داد.

      من با ایشون آشنایی نداشتم ولی گفتم همین که اسم شون آورده شده حتما دلیلی داره.

      الان دو روزه که از ب بسم الله شروع کردم به خوندن و نت برداری و گوش دادن.

      و الان امیدی پیدا کردم که انگار مثل امیدهای قبلی نیست. 

      از خدا سپاسگزارم و امیدوارم این همون راهی باشه که سال هاست دنبالشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 355 کلمه

      با سلام به همه دوستان عزیز با ذهنی روشن در مسیر لاغری با ذهن که در واقع نوری الهی است که روش درست سلامتی رو به ما نشون میده 

      من در ابتدای همون سالی که داشتم درگیر چاقی بعد از زایمان دخترم شده بودم در یک گروه بسیار عالی کارهای هنری خانمی بودن که خب غیر از هنر ذهن زیباشون کارهای دستی و‌خمیری بینظیری رو هم درست میکردن و همه کارهامون رو در اون گروه به اشتراک میزاشتیم و مورد تشویق هم قرار میگرفتیم این خانم عکس خودشون که بسیااار چاق بودند رو گذاشته بودند پروفایل و یکمدت کمتر کار میزاشتن و نظر میدادن تو گروه و یکروز دیدیم که ایشون از کارهای هنریشون عکس گذاشتن و عکس پروفایلشون عوض شده بود همه جویای حال شدیم که یک مدت نبودید و ایشون از لاغریشون گفتن و عکس پروفایلی که گذاشته بودن تفاوتش زمین تا آسمون بود و اصلا انگار معجزه شده بود و وقتی ازشون سوال کردم و مشتاق به شنیدن شدم ایشون گفتن مدیون استاد روشن و کانال ایشون هستند و به من پیشنهاد دادن اول دوره های رایگان رو بخونم و خودم حتما بعد مشتاق به خرید دوره های اصلی میشم و من تا حدود سه چهار سالی به دلایل افسردگی شدید و داشتن دو فرزند کوچیک واقعا وقت نمیکردم دوره ها رو بخونم حتی رایگان ها رو و پشت گوش انداختم متاسفانه و چون اون گروه با تعویض گوشیم برام پاک شده بود نداشتم و بعد از اون بارها و بارها با انواع ورزش و باشگاه و دمنوشو …. خودم رو به چالش کشیدم و هر بار بدتر از قبل به عمق چاله رفتم و چاق تر شدم و چند روز پیش یک شب که داشتم گریه میکردم و از خدای خودم خواستم که واقعا کمکم کنه دوست ندارم چاقیم غیر قابل کنترل و بازگشت بشه کانال لاغری با ذهن رو به یاد آوردم زدم توی اینترنت و کانال تلگرامش رو پیدا کردم و به سرعت به جناب روشن پیام دادم و از ایشون خواهش کردم کمکم کنند و ایشون خواستن اولین گام دوازده دوره رایگان رو بخونم و امید وارم خدا همراهشون و پناه تمام روزهای زندگی خودشون و عزیزانشون باشه.

      یا علی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/09/26 05:20
      مدت عضویت: 1297 روز
      امتیاز کاربر: 4421 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      به نام خدا

      یادمه روی موضوعات قدرت ذهن و باور ها یه مدت کار می کردم. نمی دونم چیشد برای لاغری به ذهنم رسید شاید جواب بده. بخش عقل کل سایت استاد عباسمنش رو گشتم و دیدم بچه ها یه چیزایی نوشته ان. توی یکی از کامنت ها سایت استاد عطار روشن معرفی شده بود. خیلی سریع رفتم و کلی ذوق کردم نمی دونم چرا. چون اون موقع از تمرینات ذهنی نتیجه ی خاصی تو هیچ زمینه ای نگرفته بودم و فقط احساس می کنم روحیه ام باهتر شده بود اما نمی دونم چرا برام حرفای شما و ارتباط داشتن لاغری با ذهن جالب اومد.

      همون دوران پیگیری کردم در حد دو الی سه هفته و اتفاقا خیلی سریع نتیجه ی محسوس گرفتم. بعد دیگه رها کردم تا الان. 

      من توی اوضاع بشدت بد روحی بودم. جدا از مدرسه ای که می رفتم تو درس و کارای هنری هیچ نتیجه ی مثبت دیگه ای نداشتم. می خوام بگم خیلی اسیب دیده بودم. شخصیتم بشدت نیاز داشت روش کار بشه. این دوران گذشت و گذشت و من کار کردم روی شخصیتم. خیلی هم سخت گذشت استاد نمی دونین چقدر سختی کشیدم طوری که تو اون دوران بزرگترین و مهم ترین نتیجه برای من این بود که گریه نکنم و امروز هم در مقابل حرفای بد بقیه انرژی منفی هاشون دوام بیارم. اینو عمیقا می گم واقعا اوضاع بدی داشتم که دوام اوردن اولویت بود…دست و پا می زدم به معنای واقعی

      خلاصه اینکه گذشت الهی شکر و الان از همه لحاظ مالی اعتماد به نفس و قطعا روحیه و مصمم شدن برای پیگیری لاغری با ذهن اوضاع خیلی بهتری دارم و انقدر فرق می کنه با چند سال پیش که باورم نمیشه اون ادم بودم. 

      بعد این چند سال ذره ذره تو مسیر رشد فهمیدم چشم بسته باید انجام بدم و هر کاری به ذهنم رسید سریعا عملی کنم. یعنی اینقدر دیدم عه فلان ایده یا حرکت عملی که به ذهنم رسیده درست بوده و نتیجه داشته که دیگه دوس دارم سریع انجامش بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه صدقی
      1402/09/21 15:23
      مدت عضویت: 219 روز
      امتیاز کاربر: 5676 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 368 کلمه

      سلام و وقت بخیر خدمت تمام دوستانیکه داستان هدایت من رو میخونن.

      من ۲.۲ کیلو به دنیا اومدم و تا زمانیکه ازدواج کنم متناسب بودم لاغر نبودم ولی اضافه وزنم نداشتم. جالب اینه خیلی خوراکم زیاد بود جوریکه دوستام و همکاران میگفتن کجات می‌ره اینهمه خوراکی چرا چاق نمیشی. البته خانوادگی خوش خوراک و پرخوری داشتیم و خب هممونم متناسب بودیم. دقیقا از نوجوانی شنیده بودم و دیده بودم که آدم بعد ازدواج یکی دوسایز حداقل چاقتر میشی و اضافه وزن میگیری، دقیقا ۶ ماه بعد ازدواجم ۱۳ کیلو چاق شدم و از اول باورم این بود من زود چاق میشم ولی لاغر نمیشم نمیدونمم چرا اینجوری فکر میکردم بعد فهمیدم کم کاری تیروئید و تنبلی تخمدان دارم و تا الان فکر میکردم اون دومورد باعث ۱۳ کیلو چاقی شدن ولی همین الان فهمیدم نه اون فکر ناخوداگاهم که بعد ازدواج چاق میشم باعثش بوده و کم کاری تیروئید و تنبلی تخمدان نتیجه چاقی بودن چون با چاقی ارتباط مستقیم دارن و توی افراد چاق فعال میشه. خلاصه همون دیدگاه رو نسبت به حاملگی و زایمان داشتم و بعد زایمان هم دوباره ۶ کیلو اضافه تر شدم و خب متنفرم بودم از اونایی بودم که نمی‌تونستم اصلا کنار بیام حس تنفر به خودم داشتم آخه بعضیا مهم نیست براشون و قبول میکنن من نه هر راهی رو رفتم و خب لاغر میشدم دوباره برمیگشت بعد فک کردم زیاد میخورم درصورتیکه خوراکم خیلی کمتر از زمانی بود که لاغر بودم. تا اینکه بعد زایمان دیسک کمر شدید گرفتم و دکترم گفت باید وزنت رو خیلی کم کنی بعد استراحت مطلق هم داد. من هم تو استراحت مطلق بیشتر چاق شدم چون تحرکم صفر بود. همینجوری توی چالش بودم و به قول استاد خداوند عجز و فریاد از ته دلم رو شنید و کاملا اتفاقی از یه دوره کارآفرینی و یجایی که اصلا فکرش هم نمی‌کردم بخاطر کمردردم مجبور شدم استعفا بدم که یکی از دوستان اون دوره گفت منم مشکل شمارو داشتم بخوای میتونم راهنمایی کنم خلاصه گفت با کم کردن وزن و آب درمانی کمرم خوب شد پرسیدم چجوری با کمردرد و استراحت آنقدر لاغر کردید گفتن لاغری با ذهن و این سایت رو فرستادن و گفتن اول رایگان ببین اگه ارتباط برقرار کردی پکیج خلاصه که خدایا شکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شمیم
      1402/09/20 01:51
      مدت عضویت: 300 روز
      امتیاز کاربر: 3570 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 230 کلمه

      من هم مثل همه آنهایی که اینجا هستم خسته پنل امید دنبال نمی‌دونم چی می گشتم تو نت که لاغری ذهنی و دیدم ،دقیق یادم نیست چی بود عنوانش ولی مثل یک چراغ بزرگ تو تاریکی قلبم روشن کرد،بدوبدو رفتم تو پیج اینیستا و دیدم که به عده ای از طریق ذهن تونستن لاغر بشم.کلی برای خودم خوشحال و شاد محصول که قیمت زیادی هم نداشت روخریداری کردم و شروع کردم به پیش رفتن با اون استادوگروه.تمرینات ۲۱ روزه بودن وفشرده ومن واقعا برای اون تعدادتمرینات وقت کم می آوردم..خلاصه کنم که استارت لاغری ذهنی برای من از جای دیگری شروع شد ولی فقط توهمون ۲۱ روز بسیار کموزن کم کردم ولی بعدش آموزشها وکانال اونقدرقوی نبود که بتونه ریشه این قضیه رو درست کنه ومن بسیار مایوس دیدم که نخیراین هم جواب نداد دوباره توچالش افتادم بهداروند وقت دوباره اتفاقی هدایت شدم به این سایت ،خوب با کلی بی اعتمادی اومدم توی این چرخیدم ودیدم که بسیار بسیار اینجا به همه چی فکروتوجه شده واصلا قابل مقایسه با اون استاد قبلی نیست.

      ولی خوب بی اعتمادی ذهنم باعث شد دوماه طول. بکشه تا بتونم دوباره باورکنم که این راه جواب میده.

      اینجا از تایم کوتاه مدت و وزن کشی خبری نیست و شاید همین موضوع باعث شد که جدی تر به این روش فکر کنم.با قدم‌های سست اینجا هستم وارخدا می خوام که واقعا اینجا بدون محدودیت زمانی به خواستم برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 59 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم در سرزمین لاغرها همراه ما هستید
        جمله آخری که نوشتی خیلی برام جالب بود
        با قدم های سست اینجا هستم
        این خیلی خوبه که ما آنچه هستیم رو بپذیریم و درک کنیم در چه شرایطی هستیم
        روبرو شدن با واقعیت خیلی مهمه و کمک میکنه روند حرکت خوبی در مسیر لاغری با ذهن داشته باشید.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Darya_sy
      1402/08/27 09:55
      مدت عضویت: 1641 روز
      امتیاز کاربر: 1035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 546 کلمه

      سلامی پر انرژی

      من وفتی دنیا اومدم خیلی لاغر و کوچولو بودم چون با خواهرم دوقولو بودیم و خب به هر حال وزن یک نوزاد یه نفره  ۴ کیلویی بین منو خواهرم تقسیم شده بود و هرکدوم ۲کیلو بودیم و مامانم میگه از همون موقع زمزمه های شیر زیاد بوده بخورن تا زود بزرگ بشن شروع شد (قطعا روی ضمیر ناخودآگاه تاثیر داره) هرچی بزرگ تر میشدیم توصیه ای اینکه زیاد میوه میتونید زیاد شیر بخورن زیاد غذا بخورن چون ضعیف ترن بیشتر می‌شد تا جایی که یادمه فکر کنم ۵سالم بود مامانم و خاله ام میگفتن باید ظرف غذا تو تا ته بخوری وگرنه کوچیک میمونی و مدرسه نمیری خلاصه ما بزرگ تر شدیم و از سن  ۹ سالگی یه فرد تپل و چاق شدیم که همونایی که هی میگفتن بخور به مامانم و خودم توصیه رژیم میکردن 

      خلاصه من از همون بچگی هی فکر رژیم بودم ولی نمیتونستم بگیرم تا اینکه به سن ۱۵ سالگی رسیدم و از اونجا رژیم من شروع شد و تا سن ۱۷ سالگی ادامه داشت که فقط نتیجه اش محدودیت، ریزش مو ، پرخاشگری و عصبانیت ، خودم رو متفاوت دونستن بود که یک روزی که روز سختی در مدرسه داشتم و کل کلاس مون متناسب بودن در زنگ تفریح دور هم جمع شدن و خوراکی میخوردن ولی من فقط خرما و ساقه طلایی تو ظرف در دست داشتم و اونا رو نگاه میکردم و حسرت میخوردم که با این همه محدودیت و رژیم بازهم اونا خوشحال و خوش هیکل هستن نه من و وقتی برگشتم خونه فقط گریه میکردم تو اتاق و کلا فشار رژیم داشت منو از پا درمیاورد از اون بخاطر رژیم و افت فشار ۲بار غش کرده بودم و خانواده ام بهم فشار میوردن که دیگه نباید رژیم بگیری داری به خودن آسیب میزنی خلاصه یه هفته ای بود من گریه میکردم و فقط خدا رو صدا میزدم و به خدا میگفتم خدا یا یه راهی بزار جلو پای من ، من رو لاغر کن و از این حرف تا یو دفعه بهم الهام شد و با همون چشم های اشکی یه چیزی به ذهنم اومد که سرچ کنم لاغری ذهنی و یکم گشتم و سایت شمارو پیدا کردم 

      چند ساعتی در سایت بودم و میگشتم تا اینکه فردا که رفتم مدرسه دوست عزیزم که وضعیت مو دید بهم گفت که آره من یه روش رو میشناسم و با همین رو لاغر شدم و میدونم تو هم به روش ذهنی باور داری در بقیه ضمینه ها و یک دفعه سایت شما رو معرفی کرد وای جا خوردم گفتم روز قبلش خودم با این سایت آشنا شدم و امروز دوستم همون سایت رو معرفی کرد البته فقط سایت بود و دوره در تلگرام برگذار میشد خلاصه ما هدایت شدیم در این مسیر و دوره رو خریداری کردیم و وقتی به مامانم گفتم مامان یه دوره ذهنی هست میخوام بخرم بیچاره گفت با این وضعیت تو هرچقدر باشه میدم فقط گریه نکن و دیگه رژیم نباش و اینجوری بود که بهترین اتفاق زندگی من رقم خورد و خداوند جواب خواسته و صحبت کردن های منو داد و من امروز با کلی تغییر اینجا هستم و خداروشاکر هستم که من رو هدایت کرد و از اون باتلاق نجات داد 

      خدایا مرسی که استاد رو در این مسیر هدایت و حمایت کردی تا زندگی خیلی ها عوض بشه و طعم زندگی رو بفهمن 

      خدایاشکرت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آسمان ابری
      1402/08/20 10:52
      مدت عضویت: 409 روز
      امتیاز کاربر: 10570 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      سلام براستاد عزیز وهمه دوستان مشتاق لاغری

      تاقبل از ۱۵ سالگی من معنای رژیم،ورزش و…را نمیدانستم چون اصلا نیاز به ان نداشتم خداروشکر اندامی خوب داشتم واز هرچه دوست داشتم میخوردم تا اینکه برای دبیرستان وارد مدارس خاص شدم ومجبور بودم مدام درس بخوانم وبه قول معروف خانه نشین بشوم،اوایل هم مشکلی نداشتم ولی کم کم زمزمه هایی که میشنیدم که تو همش تو خونه ای وتحرک نداری وفقط میخوری حتما چاق میشی و….

      وخلاصه همه ی اینها والبته پیش زمینه ایی هم که درخانواده داشتم باعث استارت چاقی من شد.

      از ان زمان  همیشه به دنبال رژیم وراه هایی برای لاغری بودم .تقریبا من هم ،همه ی راه ها به جز عمل جراحی رو امتحان کردم ولی همیشه شکست میخوردم چون بعد از مدتی از رژیم وورزش هایی که همشون باعث رنج وعذاب میشد خسته شدم.

      البته باید بگم گاهی هم خوب وزن کم میکردم ولی تا به یک وزنی مثلا ۷۵ میرسیدم استپ میکردم انگار چیزی در درونم میگفت تو نمیتوانی بیشتر از این لاغر شوی وهمین باعث میشد من پر قدرت تر از قبل چاق بشوم.

      تا اینکه دیگه از همه چیز خسته شدم وکلا بی خیال رژیم وورزش شدم،یه روز که داشتم باخودم فکر میکردم ،گفتم خب فلانی هم خیلی میخوره،ورزش هم نمیکنه،خانوادگی هم چاقند پس چرا ان چاق نمیشه ،چیزی تو سرم جرقه زد وبه خودم گفتم که مطمئنا همه چیز از ذهن ما نشات میگیره.

      همون موقع تو نت لاغری با ذهن رو سرچ کردم وبه سایت شما هدایت شدم.

      استاد شما دقیقا حرف دل من رو میزدید وهمه حرفهاتون درست بود انجا بود که فهمیدم خداوند راهی روبروم گذاشته تا بتونم به سرشتم برگردم.

      خیلی خوشحالم که با این سایت اشنا شدم امیدوارم که من هم بتونم یکی از شگفتی سازان بشم وباز بیام براتون از راهی که رفتم بنویسم.

      مطمئنا تنها راه موفقیت در ذهن ماست.

      یاحق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rr_mahtab
      1402/08/14 02:27
      مدت عضویت: 1602 روز
      امتیاز کاربر: 5565 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سال ها بود درگیر مسائل مالی بودم. شغل ها و سرمایه گذاری های مختلف انجام می دادم اما همه شکست می خورد و حتی سرمایه اولیه خودم رو از دست می دادم.همیشه درگیر قسط و بدهکاری بودم به همین دلیل دنبال راهی بودم که علت این مشکلات رو متوجه بشم. در این مسیر با یکی از اساتید تاثیرگذار ایرانی آشنا شدم . از آموزش های ایشان استفاده کردم . نتایج بسیار خوبی هم گرفتم . مهم ترین چیز تغییر مبانی فکری من بود . البته خیلی روی آموزش ها متمرکز نبودم و به همین دلیل به اندازه ای که وقت و انرژی گذاشتم نتیجه گرفتم.

      یک روز در کانال تلگرام آن استاد ویدیویی از استاد عطار روشن دیدم . برایم جالب بود و البته قابل باور . چون اساس این روش رو درک می کردم . برایم آشنا بود .از آن روز هر چند وقت یکبار از آموزش های رایگان سایت استفاده می کردم و البته همیشه از این آموزش ها لذت می بردم . واقعاً از استاد سپاسگزارم که با صرف وقت محتوای با ارزش برای ما تهیه می کنند. اما سوالی که برای خودم هم مطرح شد این بود که پس چرا اینقدر دیر اقدام به شرکت در این دوره کردم. جوابی که می تونم به خودم بدم اینه که چون به اندازه ای که به این روش باور داشتم انگیزه برای اقدام داشتم. امروز که اقدام به استفاده از این دوره کردم حتماً باورهایم عمیق تر شده و بابت این هدایت , ایمان و اقدام خدا را شاکرم و امیدوارم بتوانم بطور دقیق و منظم دوره را به پایان برسانم و نتایج آن را در زندگی خودم دریافت کنم.خدایا شکرت به خاطر این هدایت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پردیس
      1402/08/04 21:01
      مدت عضویت: 326 روز
      امتیاز کاربر: 19925 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      من از بچه که بودم لپ داشتم وقتی با مادرم بیرون می رفتم همه دوست های مامانم لپ منو می کشیدند ومی گفتن چه تپلی دختره یا وقتی با خواهر و برادر هم بودم که اختلاف سنی کمی داشتیم فقط لپ منو می کشیدند ومن حس متمایز بودن داشتم و دوست نداشتم که هر کی می رسه بدون خواست من و اینکه رابطه عاطفه بینمون لپ منو بکشه و من اذیت می شدم علتشو که از مامانم پرسیدم گفت خب توپولی هستی و ماارثی همین طوریم من از همون موقع حس افسردگی پیدا کردم و دنبال راه حل بودم و لی هیچی از چاقی و لاغری نمی دونستم فقط ارثی بودن شنیده بودم که می خواستم باهاش بجنگم ولی دیگه در سن ۱۱ سالگی واقعا تپلی شدم و می گفتن شب شام نخوری متناسب می شی منم دیگه سال ها شام نمی خوردم و ناهارم یکم کمتر تا اینکه سن ۲۶ سالگی خسته شدم از این رویه و شروع کردم به صورت افراطی غذا خوردن و خیلی چاق شدم دوباره رو آوردم به کم خوری و دیدم از یه جایی به بعد دیگه نمی تونم کمتر بخورم که سایز کمتر بشه یه مدتبدون اینکه عدام اضافه بشه و من دنبال یه رژیم خوب بودم دیدم یکم سایز بیشتر شده خواهرم مدام سرزنشم می کرد که تو دوباره داره سایز بیشتر میشه و من خیلی استرس گرفتم و ولع منم بیشتر شده بود هر چی سعی می کردم کمتر بخورم دیدم نمیشه توجه می کردم می دیدم من نه گرسنه نه اون غذا خوشمزه است و حس خوب بهم میده ولی ذهنم مدام بهم می گفت بخور بیشتر بخور ودیدم این فرمان های ذهنی منه مدام تو اینترنت تاثیر استر س با چاقی و ذهن سرچ کردم تا اینکه وارد سایت شدم وکلی آرامش پیدا کردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Darya_sy
        1402/08/27 09:57
        مدت عضویت: 1641 روز
        امتیاز کاربر: 1035 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 25 کلمه

        چقدر باهاتون حس هم دردی کردم منم بچه بودم همه لپ منو می‌کشیدن و متنفر بودم از این کارشون و واقعا حس خیلی بدی میگرفتم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 514 کلمه

      سلام به استاد گرامی و مهربان

      من با مثبت نگری آشنایی کامل داشتم و با خودم می گفتم چطور میشه با مثبت بودن لاغر بشم و هی سرچ می کردم لاغری با مثبت بودن که یهو با سایت شمااشنا شدم واقعا خوشحالم اینجام و استفاده می کنم فعلا از فایلهای رایگان ولی خیلی دوست دارم فایلهای آموزشی هزینه دار شو هم برای خودم تهیه کنم آخه من ارزشم خیلی زیاده و باید برای آموزش خودم هزینه پرداخت کنم و امید به خدای مهربونم پول این کار رو هم میزاره سر راهم اینو مطمئن هستم ولی فعلا از فایلها ی رایگان استفاده می کنم و نظرات بچه ها رو می خونم وخیلی موقع ها که تکرارم زیاد میشه اشتهام خیلی کم میشه و لی باز وقتی رها میکنم باز دوباره اشتهام برمیگرده ولی در کل من زیاد چاق نیستم البته ناگفته نماند شایدم چاقی ولی چون کنار یه عده خیلی  چاق قرار گرفتم که همش بهم می‌کن تو چاق نیستی ما چاقی م برای همین فکر می کنم از مسیر لاغری و تناسب فکری همش دور میوفتن ولی باز دوباره میام توی این سایت و استفاده می کنم البته من زندگی با طعم خدا رو دنبال میکنم و زندگی با اراده ی خدا رو زندگی میکنم و تقریبا هر شب مطالعه میکنم و به همتون سفارش میکنم زندگی با اراده خدا رو حتما بخونید آخه فایل نداره فقط خوندنی هستش ولی من چنان آرامشی با این نوشته ها پیدا کردم که تمام خانوادم اینو میگن وخودمو لذت می برم از این آرامش چون من آدم عصبی بودم البته موقعی که ازم انتقاد میشد و یا یه حسی دارم نسبت به همه ی آقایون که دارن به ما خانمها ظلم می کنن و اینو نسبت به شوهرم هم داشتم و همش ازش انتقاد میکردم و اونم که هیچ وقت از من کم نمیاره مدام در حال جدال و حرفه‌ای بیخود بودیم ولی خدا رو شکر الان حتی بعضی وقتها اون موضوعی رو پیش میکشه من می خندم و جوابشو نمی دم یکی تو مغزمذمیگه اون از یه چیزی ناراحت و داره این بحث و پیش میکشه تا خالی بشه و کسی که باهام حرف میزنه میگه حق داره بهش حق بده و جوابشو نده آخه اون خیلی کار میکنه و خسته س چرا با مردهای دیگه مقایسه میکنیش اون با بقیه ی آقایون دیگه فرق داره اون مهربون اون دوت داره ولی الان عصبانی هستش و دیگه جوابشو نمی دم در صورتی که قبلا همش در حال بحث بودم باهاش و چند روز پیش میگه چه آرامشی داریم تو خونه که با هم بحث نمی کنیم چقدر این آرامش تو توی من هم داره تاثیر میزاره میگه چرا اینقد آروم شدی و البته اون به مثبت نگری اصلا اعتقاد نداره و از جایی هم که من دیگه حوصله ی حرف زدن در این مورد که اونم قبول نداره رو ندارم براش توضیحاتی دم و نمی گم که چیکار میکنم امیدوارم یه روز بیاد و خودش به این مسیر راهنمایی بشه مثل من الهی آمین و متشکرم از خدای مهربونم که منو به این سایت عالی راهنمایی کرد و متشکرم از استاد گرامی و مهربانم  متشکرم متشکرم متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا پوراشرف
      1402/07/24 01:13
      مدت عضویت: 522 روز
      امتیاز کاربر: 3220 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 232 کلمه

      به نام هدایتگر مهربان 

      امشب توی سایت میچرخیدم و نمیدونستم چیکار کنم که دستم خورد روی گزینه داستان هدایت من 

      اولش خواستم برگردم ولی وقتی آیه سوره حمد رو روی صفحه دیدم حسم گفت جای درستی اومدی 

      نمیدونم چی بگم 

      اما هر چی بیشتر به لاغریم فکر میکنم هرچی بیشتر به اولین فایلی که از استاد عطار روشن شنیدم و صداشون قدری برام اطمینان و قوت قلب به وجود آورد که منو به این سایت کشوند فکر میکنم میفهمم که اینجا خونه امنه منه و با روحیاتم خیلی سازگاره واقعا درسته که آدم هر چقدرم بخواد با خودش صادق نباشه بازم اون چیزی براش رقم میخوره که از ته ته دلش میخواد 

      من نشونه های خدا رو خیلی قشنگ حس میکنم 

      از بین فایلهای عالی که پر از نکات لاغری با قدرت ذهنه به جواب هایی میرسم که تو مسائل دیگه زندگیم برام سوال شده بوده آگاهی هایی که دریافت میکنم برام بهترین نکته میشن در لحظه و راه چاره ان  

      کلیم از نظرات اعضای سایت لذت میبرم که انقدر خالصانه و با اشتیاق اون چیزی رو که از قلبشون میگذره رو مکتوب میکنن تا بقیه ام استفاده کنن و پر از انرژی خوبه 

      خدا به اینجا هدایتم کرد تا بهم یاد آوری کنه خدایی هست که وقتی دل نگرونی وقتی پریشونی وقتی کلی سوال و مسائل پیچیده ذهنت رو درگیر کرده راهگشا و حلال مسائل و پاسخگو به تو باشه 

      و بدونی مهربونی اون ابدیه و خیلی هواتو داره…

      خداروشکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام 

      من خیلی از اینکه چاق ام زجر می‌کشیدم و از خداوند خواستم مرا از این مشکل نجات دهد و یک روز ناگهانی با موضوع لاغری با ذهن آشنا شدم و در گوگل به دنبال این روش بودم که با سایت استاد عطار روشن آشنا شدم و وارد سایت شدم ،بعد از چند ماه تصمیم گرفتم وارد دوره لاغری با ذهن شوم و خوشحالم که وارد این سایت شدم ولی به دلایلی مدتی از سایت دور شدم و به همین دلیل تصمیم گرفتم از اول دوره را شروع کنم .

      به امید موفقیت همگی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      1402/07/14 18:01
      مدت عضویت: 283 روز
      امتیاز کاربر: 2080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      سلام و عرض ادب 

      خداروشکر بخاطر حال خوبم در اینجا بخاطر آقا رضا که یکی از دستان خداست خداروشکر بخاطر هدایت من و دوستانم به این مسیر .

      منم مثل دوست عزیزمون سحر خانم و … از سایت استاد عباسمنش با این سایت آشنا شدم 

      در مورد ثروت اونجا مطالعه میکردم نظرات دوستان رو میخوندم که رسیدم به نظر استاد عطار و جمله ۳۴ کیلو وزن کم کردم و سایت راه انداختم توجه من جلب کرد چون منم اضافه وزن داشتم و در حال رژیم بودم و دلم میخواست دوره قانون سلامتی رو بخرم ولی بخاطر هزینه اش نمیتونسم پس صبر کردم تا هدایت بشم قطعا اگه زور میزدم و تقلا میکردم این پول دستم می آمد(۹ملیون) ولی من تو همون سایت استاد عباسمنش یاد گرفته بودم برای هیچ چیزی عجله نکنم به اصطلاح خودم رو نکشم و صبر کنم تا خداوند من رو در بهترین زمان و مکان هدایت کنه از راه آسان . 

      من همیشه میدونستم راهی هست که توش نه قرص باشه ن فشار نه ورزش سخت 

      چون خواهرم با قرص لاغر شد و من اینجوری دوسنداشتم احساس می‌کردم این کار به نوعی گول زدن خودمه و من همیشه تشنه حقیقت ماجرا هستم 

      به قول استاد عباسمنش نباید آشغال هارو بکنم زیر فرش 

      من از چند روز پیش که وارد اینجا شدم و یک فایل ۴۰ دقیقه ای دیدم خیلی خوشحالم و دارم عمل میکنم

      من دکمه هدایت در سایت رو زدم و به ۱۲ قدم رایگان هدایت شدم و خدا میدونه چه ذوقی دارم این یک پروژه مهم تو زندگیم . 

      من همیشه مطمئن بودم به راه آسان و درست و اصولی هدایت میشم برای همین هرچی خواهرم میگفت قرص و دمنوش بخور قبول نمیکردم 

      هرچی شوهرم میگفت سخت ورزش کن یا باشگاه برو قبول نمیکردم 

      هرچی مامانم میگفت اینو نخور اونو نخور قبول نمیکردم 

      به امید الله هدایت گر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      1402/06/27 21:31
      مدت عضویت: 340 روز
      امتیاز کاربر: 6820 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سالهای زیادی چاق بودم و همیشه مورد تمسخر اطرافیانم که چقدر چاقی یه خورده رعایت کن. همیشه از حضور در مهمانی ها فراری بودم چون فکر میکردم باز هم در مورد چاقیم می‌خوان نظر بدن، همه روشهای لاغری از از ورزش تا پیاده روی، از کم خوردن غذا تا گیاه خواری، رژیم های سه روزه تا سه ماهه، مثل یویو همیشه در رفت و آمد بین چاقی و لاغری بودم، اما چند ماه پیش که از همه این روشها خسته شدم، از خدا خواستم که  روشی برای لاغری جلو پاک بزاره که همیشگی باشه و خیلی اتفاقی از طریق جستجو در تلگرام با این سایت آشنا شدم الان که در این مسیر هستم خدا رو شکر میکنم که یک روش خوب و راحت پیش پاک گذاشته خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سحر
      1402/06/10 12:00
      مدت عضویت: 399 روز
      امتیاز کاربر: 10477 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,903 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی 

       امروز جمعه ۱۰ ام شهریور ماه ۱۴۰۲ تولدم هست و از یک روز قبل دوره های آموزشی ورود به سرزمین لاغرها و دوره پاکسازی رو بعنوان هدیه تولدم تهیه کردم و به خودم هدیه دادم امروز وارد توضیحات دوره شدم و نوشته بود که تمرینات رو سعی کنید از روز شنبه شروع کنید ولی طبق توصیه های استاد اومدم تا داستان هدایت خودم رو بنویسم.

      مناز در دوران بچگی کاملاااا متناسب بودم اما از همون ۴یا ۵ سالگی همیشه منو با خواهرم که یک سالو نیم اختلاف سنی داریم و هم بازی بودیم مقایسه میکردن اون تا حدودی ظاهر لاغرتری نسبت به من داشت و همه به من میگفتن تپل یا اینکه به بابام میگفتن حسن این دختر تپلت حق بزرگه رو خورده من اون زمان هیچ تصویری از خودم تو ذهنم نداشتم حواسم به دیدن خودم تو آینه نبود اما همیشه تصویری که از گفته های بقیه تو ذهنم شکل گرفت این بود که من تپلم اما الان که عکس های دوران بچگی خودمو میبینم من اصلا چاق نبودم و حتی اضافه وزنم نداشتم و فقط صورتم گرد بودم و خواهرم یه صورت بیضی شکل و کشیده و من در تصویری که از خودم تو ذهنم از بچگی ساختم گول خوردم.با شنیدن این حرفا و فرمول های دیگ از اطرافیان من هر چی بزرگ تر میشدم متوجه شدم که چاقی ارثیه و با خودم گفتم خب منک تپل هستم پس به مامانم رفتم و هر چی بزرگتر بشم اندامم کپی مامانم میشه و از این مساله بشدت ناراضی بودم مادر من اضافه وزن داشت ولی بابام نه کاملا متناسب بود منم باور داشتم که بچه ها حتما اندامشون به والدینشون میره حالا یا پدر یا مادر ولی من باور کردم به خاطر اینکه تپلم پس کپی مامانم میشم و بشدت ناراحت بودم و هر روز اندام مادرم رو دقیق نگاه میکردم که چرا باید مثل مامانم شم اییینقد این انتظار در من شکل گرفت که وقتی به سن بلوغ رسیدم روز به روز اندام من شبیه مامانم میشد و من هر روز تنفر بیشتری از خودم پیدا میکردم و حتی از همون دوره نوجوونی کم کم از دیدن بدنم تو آینه دوری میکردم البته این باور رو هم داشتم ک رسیدن به سن بلوغ باعث چاقی میشه.خلاصه از خدا و مادرم بشدت خشم داشتم از خدا به این خاطر خشمگین بودم که در خلقت تبعیض قائل بود چون خواهر کوچیک تر من لاغر بود و میگفتیم به بابام رفته،از مامانمم خشمگین بودم به خاطر اینکه معتقد بودم اندام من به مامانم رفته و واقعا هر چی بزرگتر میشدم شاهد این بودم که دقیقا در نواحی اضافه وزن داشتم که مامانم داشت.از سنین نوجوانی شروع کردم ورزش کردم یه رژیم سرخود هم گرفتم که باعث ضعیف شدن بدنم شد و رها کردم ولی ورزشو همیشه انجام میدادم تاا اینکه وارد دانشگاه شدم از سن ۱۸سالگی تا ۲۸سالگی وزن من اصلااا نوسان زیادی نشد و حتی در طول ۲۳سالگیم تا۲۸سالگی وزن من اصلااا کم یا زیاد نشد قد من ۱۵۶ هست و وزنم ۶۳ کیلو بود اما همیشه مشکل داشتم برای خرید لباس کم کم به دلیل اضافه وزن محدودیت هایی در پوشیدن لباس برای خودم قائل شدم.اما در تمام اون سال ها من هر روز در حسرت لاغری بودم در ۲۸ سالگی چند باری رفتم باشگاه و وزنم کم شد و بعد ها به دلایلی من در عرض ۲ ماه ۱۱ کیلو کم کردم البته نه بخاطر رژیم و من اون زمان لاغری رو دیدم و بیشتر از قبل آرزوی لاغری در قلبم شعله ور شد .تا اینکه سال ۱۴۰۰ متعهد شدم با رژیم غذایی بازم رژیم سرخود حذف وعده شام و یک سری خوراکی ها و ورزش و پیاده روی منظم وزن من هر ماه با روند تکاملی شروع کرد به کم شدن و این پروسه رو تا اواخر سال ۱۴۰۱ ادامه دادم وزنم از ۵۹رسید به ۴۸کیلو اما اواخر پارسال دیگه من خسته شده بودم از ورزش کردن هر روزه به قصد لاغری و پیاده روی هر شب برای لاغری دیگه بهم فشار اومده بود که چرا من برای لاغر موندن باید اییینقد انرژی صرف کنم ورزش و پیاده روی روزانه کنم تا اینقد مراقب خوردو خوراکم باشم اما مثلا خواهرم برای لاغری حتی یک قدم هم راه نمیرفت هر چی میخواست هر زمان بدون هیچ ترسی میخورد اما من اینجوری نبودم کم کم ذهنم خیلی درگیر این مساله شد و مدام سوال میکردم چرا من باید تا این حد مراقبت کنم و ناراحت بودم از اینکه در طول روز این رعایت کردنا خیلی داره ازم انرژی میبره و حدود یک ماه رژیم و پیاده روی رو رها کردم اما ترس در خوردن در من بشدت زیاد بود کم کم دیدم حرص و ولع من روز به روز نسبت به مواد خوراکی داره بیشتر میشه و رفتارهای من دارن تغییر میکنن به طوری که از خودم پرسیدم چطور من بیشتر از یک سالو نیم تونستم خوردنم رو کنترل کنم اما الان اصلااا نمیتونم بشدت عصبی شده بودم از این پرخوری بدم میومد و رفتارهای غذایی مو دور از شاءن خودم میدونستم خیلی ناراحت بودم متوجه شدم دارم پرخور میشم و فکر غذا و خوراکی ها خواب شب رو هم ازم گرفته از یه طرف ترس از چاق تر شدن داشتم و هر بار که تصویر خوراکی ها میومد تو ذهنم همزمان ترس از چاق تر شدن رو داشتم و از طرفی در تمام طول مدت بیداری من فقط و فقط به خوراکی ها فکر میکردم و متوجه شدم تمرکز روزانه من به صفر رسیده من هیچ تمرکزی برای انجام کارای شخصی خودم نداشتم و همه تمرکز من رفته بود سمت خوراکی و غذاها و ترس از چاقی در طول ۱ ماهی که رژیم و ورزش رو کامل رها کرده بودم متوجه شدم با روند خیلیییییی آروم سایزم داشت تغییر میکرد مثلا دو سانت به دور رانم اضافه شده بود و بعدش دوباره ورزش و پیاده روی رو رعایت کردم اما با روحیه بشدت ضعیف،با تمرکز صفر با حس ناکامی و ناامیدی شدییید و من تبدیل شده بودم به یه آدم شدیدا عصبی و پرخاشگر که از عمق چشام غصه قابل درک و مشاهده بود حدود ۴ ماه بود ک متوجه پرخوری خودم شدم و شب ها موقع برگشت از دفتر پیاده روی میکردم که فرصت کنم یکم ذهنم رو آروم کنم و با خدا دردل کنم و مدام فکر میکردم با خودم که حالا چیکار کنم چطور خوردنم رو کنترل کنم چقد ورزش کنم چقد پیاده روی کنم بعد متوجه شدم دارم بیش از حد تقلا میکنم،این نکته رو بگم که من و دوتا ازخواهرام از دو سال پیش در سایت استاد عباس منش شروع به دنبال کردن آموزش ها شدیم و از اونجا با شما استاد عزیز آشنا شدیم و بشدت شما رو تحسین میکردیم من چون رویای لاغری داشتم هر جور شده دوره قانون سلامتی رو تهیه کردم به امید لاغری! اما با اون رژیم و سختی که بیشتر از یک سال بخودم داده بودم دیدم توان روانی برای انجام این دوره نیستم هر چی روزو شب با خودم کلنجار میرفتم ذهن من نمیپذیرفت و من هیچ رقمه نتونستم خودم رو قانع کنم تا اینکه اواسط خرداد ماه امسال بود که در حال برگشت از محل کار بودم و پیاده میومدم گفتم خدایا من تا الان خیلیی تقلا کردم رژیم سرخود گرفتم دوره خریدم اما نمیتونم اصلا دیگه توانی برام نمونده از بس فکرم مشغوله خواب شب ندارم تا ۵ صبح تو جام پهلو به پهلو میشم و حس میکنم سرم از شدت فکر میخواد منفجر بشه نه میتونم به رویه سرخود خودم ادامه بدم نه میتونم دوره قانون سلامتی رو انجام بدم و اونجا بود که گفتم خدایا من نتیجه تقلا و تلاش من شد این اوضاعم که حتی درآمدم به صفر رسید از بس ذهنم مشغوله حتی به اندازه یک درصد نمیتونم رو کارم تمرکز کنم روزا تا دیروقت خوابم شبا تا دیروقت بیدار حتی از بیدار شدن هم بیزار شدم من رسما دیگه تحمل ندارم گفتم خدایا فکر من به این قد میداد که فلان دوره رو تهیه کنم اما فهمیدم من نمیتونم اجراش کنم از توان من خارجه از تو میخوام به راهی هدایتم کنی که آسون باشه و بتونم بپذیرمش بتونم انجامش بدم اگر تو قدرت برتری حتما راه آسونی رو بلدی که بهم بگی که از پسش بربیام آقا منِ سحر میخوام لاغر باشم لاغر بمونم ولی به طریقی که توانش رو داشته باشم  از این بعد من تسلیمم و به هر خیری که از سمت تو بمن برسه من فقیرم خودت هدایتم کن من دیگ دارم نابودی خودم رو میبینم تا اینکه رسیدم خونه استراحت کردم با حالت بی رمقی به دیوار تکیه کرده بودم به خواهرم گفتم من دیگه نمیدونم باید چه کنم از همه چی خسته ام خدا باید یه فکری به حالم کنه(من این نکته رو بگم در این زمان وزنم ۴۸ کیلو بود اما ذهن من بشدت چاق بود و من تماما ترس از چاق تر شدن بودم و از آینده خودم میترسیدم از اینکه دوباره به همون وزن قبلی برسم)به خواهرم گفتم من ۲سال تلاش کردم وزنمو رسیدم به ۴۸ اما دیگ بسه توان ندارم در عین حال میخوام لاغر باشم منتها اینبار کار من نیست باید خدا چاره ام کنه همون لحظه گفت سحر سایت آقارضارو یه سر رفتم دیدم مقاله رایگان در مورد لاغری داره آقا رضا که تو سایت استاد عباس منش فایلاشو دیدیم یه لحظه یه صدایی از قلبم شنیدم که گفت گوش بده همینه مگر هدایت نخواستی دقت کن به حرفش یهو چشام گرد شدن گفتم فاطب چی گفتی گفت بابا سایت آقای رضا عطارروشن یه سر رفتم دیدم مقاله رایگان داره برو ببین منم همون شب رفتم تو سایت توضیحات خوندم کلی کامنت خوندم گریه ام گرفته بودم گفتم خدایا چطوریه که اینجا همممه از حرف دلم میگن یعنی واقعا بقیه هم  مشکل منو داشتن وااای اونجا که بچه ها نوشته بودن پرخوری ما خود به خود مرتفع شد من تو دلم گفتم خدایا چطور تورو شکر کنم که جبران این هدایت باشه به سرعت ثبت نام کردم و از فایلا ها و دوره های  هدیه شروع کردم و هر روز من فایل هارو با هدایت خدا میبینم یعنی من در این سایت قدم به قدم برای اینکه کدوم‌مطلب رو بخونم کدوم فایل رو ببینم کاااملا هدایتی پیش رفتم تا اینکه طبق هدایت خدا من این دو دوره رو تهیه کردم و بعنوان هدیه تولد به خودم هدیه دادم هدیه ای که به پیشنهاد خدا بود و به امید خدا طبق توصیه استاد از فردا شنبه با توکل به خدا آموزش رو شروع خواهم کرد دوستان  اینم بگم که من از همون ابتدا دوره ۱۲ گام رو شروع کردم متعهدانه شادامه دادم تا امروز که رسیدم به جلسه ۸ و نتایجم تا اینجا عالی بودن بعد از تقریبا ۳ماه بعد از اینکه فکرم به صورت تقریبا پیوسته آروم بود درآمد من افزایش پیدا کرد من اون ۴ماهی که فکرم بشدت پریشون شده بود پول تو جیبی خودم رو از بابام میگرفتم خیلی برام سخت بود منی که یه زمانی حسابم عالی بود اما به جایی رسبده بودم که هزینه رفت و امدم رو از بابام میگرفتم اما واقعت خدارو شکر میکنم وقتی متعهدانه هر روز تو سایت بودم و فکرم آروم شد حسم خوب شد بدون اینکه من بخوام تقلا کنم پیشنهاد کار سراغم اومد و واقعا خدارو شکر میکنم به طوری که به راحتی بعد از ۳ ماه حضور در سایت تونستم دو دوره ورود به سرزمین لاغرها و دوره پاکسازی رو تهیه کنم.امیدوارم بتونم با توکل به خدا و یاری خدا متعهدانه همچنان ادامه بدم و از استاد عزیزم سپاسگذارم و از خداوند میخوام که روز به روز حال دلشون بهتر و بهتر بشه🙏🏻🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار نگار ملکزاده
        1402/07/01 12:08
        مدت عضویت: 1102 روز
        امتیاز کاربر: 3747 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 184 کلمه

        سلام دوست عزیزم سحر جان 

        امیدوارم همیشه حال دلتون عالی باشه

        ممنونم بابت دیدگاه عالی که نوشته بودین.

        با خوندن خط به خط نوشته تون فقط اشک میریختم وخودم رو تجسم میکردم.چون تموم کارهایی رو که شما انجام دادین رو منم مو به مو انجام دادم و نتیجه نگرفتم.منم مثل شما دوره قانون سلامتی رو تهیه کردم اوایلش اینقدر ذوق داشتم که این دوره رو خریدم، مطمعن بودم به آرزوی بیست ساله خودم که لاغری بود میرسم و به شدت به این دوره و حرفهای استاد ایمان قلبی داشتم و مو به مو اجرا میکردم.باهر سختی بود اجراش میکردم و اینقدر هم مطمعن بودم که راه درست همینه و دیگه هیچ راهی درست نیست.یکسال تحمل کردم و این روش رو ادامه دادم ولی با این که ۲۰ کیلو از وزنم کم شد ولی اصلا خوشحال نبودم چون ذهنم خیلی اذیتم میکرد.واقعا منم گریه کردم و از خدا کمک خواستم و به این سایت هدایت شدم.به خدا وقتی نوشته تون رو خوندم تموم اون کارهای که کردین انگاری خودم بودم که انجامشون میدادم.

        خیلی نوشته تون حس خوبی بهم داد واقعا از شما ممنونم.امیدوارم همیشه شاد و موفق باشین.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سحر
          1402/07/03 08:44
          مدت عضویت: 399 روز
          امتیاز کاربر: 10477 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 48 کلمه

          سلام دوست عزیزم نگار جان عزیزم 

          خوشحالم که این نوشته حس خوبی بهتون داد و ممنونم از شما.

          واقعا باید خدارو به خاطر هدایت ما به این سایت شکر کنیم امیدوارم که بتونیم با انگیزه و اشتیاق و درک درست از آموزش ها ادامه بدیم و از نتایجمون لذت ببریم🙏🏻🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 102 کلمه

      سلام🙋‍♀️

      من از اون دست افرادی هستم که وب گردی را خیلی دوست دارم 💻کلا هر چالشی تو زندگیم پیش بیاد به وب گردی پناه میارم و بالاخره یه چیزی از توش پیدا میکنم.

      خوب منم مثل بقیه افرادی که اضافه وزن دارند دنبال یه راهی برای کاهش وزن میگشتم تا اینکه چشمم به لاغری با ذهن افتاد و وارد شدم تا ببینم اینجا چه خبره که دیدم بله برا خودش دنیایی داره.

      حالا منم آرزو دارم مثل کسانی که شگفتی ساز شدند شگفتی ساز بشم و متناسب بشم. پس با قدرت💪 میام بسوی متناسب شدن در پناه خدا و در کنار دوستان هم مسیرم.😊

      🌷🌷❤️❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهری درچه زاده
      1402/05/22 12:25
      مدت عضویت: 1783 روز
      امتیاز کاربر: 12598 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه

      ۱۴۰۲/۵/۲۲

      به نام خدای مهربان

      سلام بر نبی خدا (استادرضاعطارروشن)و

      تمامی انسان‌هایی که توسط خداوند به صراط مستقیم هدایت شده اند.🙂

      من قبلا داستان هدایت خود رابه طورکامل نوشته بودم اما امروزکه خواستم استارت مجدد این دوره ی بسیارارزشمند وشیرین رابزنم آن راپیدانکردم واکنون به طورخلاصه برای شمادوستان عزیزم می نویسم.

      من ۴۲سال دارم 😊

      مثل همه ی شمادوستان عزیزتلاشهای زیادی کردم برای متناسب شدن ،۲۵سال تلاش کردم ونشد

      البته ۲بار تا۵۰کیلو هم کاهش داشتم اما به محض اجرانکردن برنامه ی رژیم کیلو کیلو برمی گشت

      چیزی که درمدت طولانی به دست می آوردم درمدت کمتراز۶ماه به سرعت برمیگشت😔

      چقدرهزینه هاکردم 

      دیگه رفته بودم توفکراینکه فایده ندارد من باید باجراحی چربی های شکمم رابردارم حتی ازیک دکتر هم معرفی نامه گرفته بودم ،این صحبت های من درزمانیه که برای بارسوم دررژیم بودم واین باربیشتراز۲۲کیلوبیشترکاهش وزن نداشتم ومدتی بود که دیگه وزنم پایین نمی یومد رژیم شوک دادند وخلاصه همین برنامه هایی که اغلب شما ازآنهااطلاع دارید.

      تااینکه بهمن ۱۳۹۷

      چندشب بودکه ازشدت گرسنگی خوابم نمی‌برد ومن هم پایبند برنامه ی رژیم بودم

      ۳شب بااین وضع گذشت 😔😔😔

      شب سوم اومدم توی اتاق تاریک ودررابستم وازشدت گرسنگی گریه می کردم وگفتم خدایا کمکم کن ازطرفی میخام لاغربشم ازطرفی هم گرسنه هستم ونبایدچیزی بخورم چیکارکنم دیگه نمی تونم تحمل کنم😥

      اون لحظه دوست داشتم یکی مثل مشاور بامن حرف بزنه ومن راآروم کند خیلی حالم بدبود وفقط صدامو توسینه حبس کرده بودم که اعضای خانواده متوجه حال من نشوند ودرتاریکی اتاق گریه می کردم😭😭😭😭😭😭

      اونقدرنیازداشتم به شنیدن اینکه یکی باهام حرف بزندومن راآروم کندیهواومدبه ذهنم که بزنم توی اینترنت 

      اونقدر حال روحی من بدبود که اون لحظه فقط محتاج شنیدن یک جمله ی آرام بخش بودم باخودم گفتم فعلا ازاین طریق میتونم به خودم کمک کنم وخودم راآروم کنم.

      رفتم سرگوشیم ونوشتم 

                     (من آرزودارم لاغرشوم)

      دیدم عکس استاد اومد وزیرش نوشته لاغری باذهن

      خیلی خوشحال شدم تمام وجودم می گفت آخيش راحت شدم پس راه آسونی هم هست 

      خداراشکرننوشته بود بارژیم یاورزش

      فایل راپلی کردم به خدا سوگند که آبی بود برآتشی که سالها دروجودم شعله وربود😭😭😭😭

      این بار اشکهایم ازسرشوق بود 

      نمی دونیدچقدر حالم عالی شد انگار تمام وجودم جان گرفت 

      خدایاشکرت🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗🤗

      بیشترین خوشحالی من ازاین بود که جانا سخن از زبان ما می گوید

      ومن به لطف الله عزیز به صراط مستقیم هدایت شدم.🤗

      دوستان عزیزمن به عنوان کسی که مدتهاست دراین سرزمین هستم به شماتوصیه میکنم که به هدایت خداوندایمان  داشته باشید وبه گفته های استادعزیز این انسان بسیارشریف اطمینان کامل داشته باشیدوبرای رسیدن به هرچیزی که می خواهید فقط درهمین سایت بمانیدوبه قول استاد جایی دیگه سرک نکشید.🙂

                   💖 اینجاسرزمین خوشبختی ست💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      1402/05/20 18:03
      مدت عضویت: 557 روز
      امتیاز کاربر: 4105 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 336 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی و سخاوتمند                  من از  زمان بچگی تا الان که 34 ساله هستم چاق بودم ولی هیچ وقت این چاقی رو طبیعی  نمی دونستم وهمیشه دنبال یه راهی برای لاغری بودم وهر وقت رژیم میگرفتم از خدا کمک میخواستم که یاریم کنه تا  اراده داشته باشم و بتونم تا آخر  دوره رژیم ادامه بدم من همبشه دنبال رژیم  بودم ولی هیچوقت هیچ وقت به لاغری با ذهن فکر نکرده بودم واصلا با این جور چیزا آشنای هم نداشتم  تا اینکه یه روز داشتم یه سمینار2 ساعته  از دکتر کرمانی گوش میدادم که دراون به اندازه چند ثانیه درباره رفتار افراد لاغر صحبت کرد و ذهن من فقط درگیر این بود که یعنی رفتار لاغرها با ما فرق داره یعنی لاغری ژنتیکی نیست چون کل خانواده من چاق هستند ومن فکر میکردم افراد لاغر ژنتیکی لاغر هستند وما افراد چاق ژنتیکی چاق تا چند روز همش فکرم درگیر این موضوع  بود تا اینکه تو اینتر نت سرچ کردم رفتار افراد لاغر  ووقتی داشتم این موضوع رو هم سرچ میکردم  از نوشته خودم هم خندم گرفت به خودم گفتم این دیگه چی که نوشتی ووقتی فایلهای 12 گام شما بالا آمد واولین فایل رو که دیدم واقعا شگفت زده شده بودم باورم نمیشد که میشه با این روش لاغر شدو خیلی برام تعجب آور بود  وهمش میگفتم وای چقدر قشنگ حرف دل ما آدمای چاق رو میزنه  واینقدر مطالب برام شیرین وشگفت آور بود که تا آخر شب نشستم وتمام فایل ها رو نگاه کردم ومن اون شب از شادی واینکه مشکل لاغر نشدنم رو پیدا کرده بودم خوابم نمی برد ودوست داشتم دوباره فایل ها.روگوش کنم وبعد از چند روز باسایت آشنا شدم وقتی دیدم اینقدر فایل با ارزش رو رایگان در اختیار ما قرار دادین با خودم گفتم چقدر این آدم  سخاوتمند ه من از شما استاد گرامی خیلی خيلی ممنونم به خاطر همه ی فایل های با ارزش واز  خداوند بخشنده ومهربان سپاسگذارم که این نعمت با ارزش رو د ر اختیار من قرار داد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      1402/05/20 13:55
      مدت عضویت: 557 روز
      امتیاز کاربر: 4105 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      سلام خدمت استادگرامی و سخاوتمند                  من از  زمان بچگی تا الان که 34 ساله هستم چاق بودم ولی هیچ وقت این چاقی رو طبیعی  نمی دونستم وهمیشه دنبال یه راهی برای لاغری بودم وهر وقت رژیم میگرفتم از خدا کمک میخواستم که یاریم کنه تا  اراده داشته باشم و بتونم تا آخر  دوره رژیم ادامه بدم من همبشه دنبال رژیم  بودم ولی هیچوقت هیچ وقت به لاغری با ذهن فکر نکرده بودم واصلا با این جور چیزا آشنای هم نداشتم  تا اینکه یه روز داشتم یه سمینار2 ساعته  از دکتر کرمانی گوش میدادم که دراون به اندازه چند ثانیه درباره رفتار افراد لاغر صحبت کرد و ذهن من فقط درگیر این بود که یعنی رفتار لاغرها با ما فرق داره یعنی لاغری ارثی نیست چون کل خانواده من چاق هستند تا چند روز همش فکرم درگیر این موضوع  بود تا اینکه تو اینتر نت سرچ کردم رفتار افراد لاغر  ووقتی داشتم این موضوع رو هم سرچ میکردم  از نوشته خودم هم خندم گرفت به خودم گفتم این دیگه چی که نوشتی ووقتی فایلهای 12 گام شما بالا آمد واولین فایل رو که دیدم واقعا شگفت زده شده بودم باورم نمیشد که میشه با این روش لاغر شدو خیلی برام تعجب آور بود  وهمش میگفتم وای چقدر قشنگ حرف دل ما آدمای چاق رو میزنه  واینقدر مطالب برام شیرین وشگفت آور بود که تا آخر شب نشستم وتمام فایل ها رو نگاه کردم ومن اون شب از شادی واینکه مشکل لاغر نشدنم رو پیدا کرده بودم خوابم نمی برد ودوست داشتم دوباره فایل ها.روگوش کنم وبعد از چند روز باسایت آشنا شدم وقتی دیدم اینقدر فایل با ارزش رو رایگان در اختیار ما قرار دادین با خودم گفتم چقدر این آدم  سخاوتمند ه من از شما استاد گرامی خیلی خيلی ممنونم به خاطر همه ی فایل های با ارزش واز  خداوند بخشنده ومهربان سپاسگذارم که این نعمت با ارزش رو د ر اختیار من قرار داد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/05/05 21:13
      مدت عضویت: 454 روز
      امتیاز کاربر: 13270 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 482 کلمه

      سلام استاد 

      من امروز مورخ ۱۴۰۲/۵/۵ مصادف با تاسوعای حسینی بعد از اینکه نذر خودم که پختن شله زرد بود انجام دادم و بارها از خداوند شکر گزاری کردم که توانستم دوباره نذرم را به جا بیاورم و برای هیات و خانواده ها شله زرد بپزم چون چند سال کرونا بود و من مقدار کمی روز تاسوعا می پختم و از این شور و حال خبری نبود خیلی از امام حسین (ع) و ابوالفضل العباس متشکرم  که این حقیر قابل دانستد تا بتوانم نذری خودم را بپزم و انشاالله قبول باشه و اما داستان هدایت من 

      استاد من از کودکی چاق بودم و باور داشتم ژنتیکی چاق هستم و چندین بار در این ۴۵ سال تلاش کردم که لاغر بشوم ولی چندان دامی نداشت و دوباره چاق میشدم .

      پارسال دقیقا در تاریخ ۱۴۰۱/۱۰/۱۰ صبح شنبه وقتی به سر کار رفتم مدیر کل من را از پست مدیریتی برداشتند با وزن ۱۰۲ کیلو خیلی ناراحت شدم و از خدا و خودم گله مند بودم و ناراحتی عصبی پیدا کردم و دیگر دلم نمی خواست به محل کارم برم و خودم را در یک اتاقی در محل کار زندانی کردم که صبح تا پایان ساعت اداری فقط با یکی از خانمها که دوست بودم مراوده داشتم و شبها بی خوابی و افکار منفی من را به زانو درآورده بود یک روز که برای بردن نامه ای به اتاق یکی از همکاران رفتم آن همکار داشت با خواهرش تلفنی صحبت می‌کرد که شوهر خواهرش یک برنامه لاغری با ذهن تهیه کرده و گران است ولی در یکماه ۵کیلو کم کرده کنجکاو شدم بدانم چه برنامه ای است وقتی تلفن تمام شد از ایشان سوال کردم و او گفت نمی دونم خواهرم میگه این رژیم است که با ذهن لاغر میشوی و من سریع آمدم در اتاقم و سرچ کردم لاغری با ذهن و چقدر راحت سایت شما برای من بالا آمد و وقتی اولین گام را دانلود کردم و آمدم منزل گوش کردم دیدم واقعا حرف دلهای من است و چقدر این صحبت‌ها به دل میشینه و وقتی گفتید که خداوند شما را به این سایت هدایت کرده الان متوجه میشوم در آن بحران هیچ چیز مثل این سایت من را آرام نمی‌کرد که در آن اتاق ساعتها باشم و به این مطالب گوش بدهم و چقدر علاوه بر لاغری من مطالب زیادی را یاد گرفتم و الان از صبح تا ظهر روزی یک گام از ۱۰۰ گام ، طعم زندگی با خدا،تغییر در زندگی ،افکار منفی را گوش می‌دهم و چقدر خوشحالم که دیگر درگیر کار با همکاران نیستم و چقدر بیماری‌های من بهتر شده وواقعا کار خدا بود که من از پست مدیریتی برکنار شوم تا بیشتر با خدا و کائنات آشنا شوم و این بود راه هدایت من به این سایت از شما استاد عزیز ممنونم و التماس دعای فراوان دارم و دعا گوی شما هستم در این شبها چون که دست خدا بودید برای هدایت ما انسانهای چاق و همه انسانها بازم متشکککککککرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آیدا
      1402/04/08 17:28
      مدت عضویت: 432 روز
      امتیاز کاربر: 12554 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 105 کلمه

      من بطور کلی همیشه متناسب بودم و اندام زیبایی داشتم اما بعد از بارداری که داشتم با توجه به باورهایی که اطرافیانم بهم القا کردن که اندامت خراب میشه و… کم کم احساس کردم اندامم داره تغییر میکنه در عین حالیکه هرجایی میرم از اندامم تعریف میکنن ولی خودم گاهی احساس نارضایتی داشتم و دنبال راه چاره میگشتم خیلی کاری برای لاغری وتناسب انجام ندادم فقط شاید خوردن دمنوش و.. ان هم بصورت نامنظم 

      بعداز مدتی کلافه ومستاصل شدم و از خداوند درخواست کمک کردم تا اینکه با این سایت آشنا شدم و بعد از کمی تحقیق ریسک کردم ومرحله اول ورود به سرزمین لاغرهارو خریدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/03/13 12:57
      مدت عضویت: 1778 روز
      امتیاز کاربر: 5843 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 445 کلمه

      سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

      داستان هدایت من از ۳ سال و ۷ ماه پیش شروع میشه

      وقتی که پسرم به دنیا اومده بود و اضافه وزن زیادی داشتم 

      بزارین از یکم قبل ترش بگم، من از وقتی به دنیا اومدم تا دوران ابتدایی کاملا متناسب بودم و دقیقا یادمه به غذا اصلا فکر هم نمیکردم و هیچ غذای مورد علاقه ای نداشتم و فقط غذا رو برای زنده بودن میخوردم ، کم کم به خاطر خانواده ام که همش تشویق به خوردن میشدم و خواهرهای تپل هم داشتم باعث شد یکی یکی غذا ها اومد تو لیست مورد علاقه هام، این روند چند سال طول کشید تا اینکه از ۱۰ سالگی که کاملا متناسب بودم رفتم برای اضافه وزن ،خیلی کم هر سال به وزنم اضافه میشد تا ۱۴ سالگی کاملا مشخص بود وزنم از بقیه همکلاسی هام بیشتره البته چاقم داشتیم تو کلاس ولی اضافه وزن من کاملا مشخص بود پس از ۱۴ سالگی تا الان که داره ۳۴ سالم میشه در حال رژیم از طریق روشهای مختلف هستم، ۲۰ سال، چقد زیاد واقعا ،گذشت و گذشت تا ۴ و نیم سال پیش وارد مباحث قانون جذب شدم ذهنم کم کم اماده شد، بعد وارد سایت استاد عباسمنش شدم ، اونجا لاغری با ذهن و تو قسمت عقل کل سرچ کردم و تو کامنت یکی از دوستان اسم استاد عطار روشن و دیدم، بلافاصله رفتم تو سایت و عضوش شدم ولی دیدم مبلغش برام بالاست و هم اینکه گفتم ولشکن بابا اصلا ملوم نیست نتیجه میده یا نه، دو دل بودم، باز رژیم گرفتم ولی اینبار یکم ذهنی که گفته بودن تو کتابی لقمه هاتو کلی گاز بزن بعد قورت بده هر وقت گرسنت شد هرچی میخوای بخور و … خلاصه ۱۰ کیلو کم کردم ولی باز رها کردم و دوباره وزنم ۸۸ کیلو شد خسته شده بودم کلافه بودم ما امید بودم از خودم برم میومد از دست پرخوری خسته شده بودم ولی باز میخوردم بعضی وقتا در حال پرخوری دلم میخواست گریه کنم ولی باز میخوردم خلاصه نگم براتون دیگه همتون تجربه داشتین ،این شد که اومدم سراغ همین سایت و پیج اینستای استاد ، تجربه بعضی شرکت کننده هارو گوشن میدادم و هر بار اعتمادم بیشتر میشد و همین حین یه همزمانی رخ داد و من منتظر نشونه بودم که استاد برای تولد آیدا جون تخفیف گذاشت و من فوری انتخابم و کردم محصول و خریدم و وارد دوره شدم ، بقیه داستانمو تو دوره مینویسم چون هدایتم تا اینجا بود،فقط اینو بگم که من به طرز عجیبی هر بار تصمیم گرفتم بیام دوره رو انجام بدم اصلا قبل شروعش یک حس خوشحالی و آرامش درونی رو تجربه کردم همراه با یک آرامش خیال

      از استاد عزیزم ممنونم برای همه چیز

      روز بخیر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      با سلام‌ خدمت آقای عطار روشن و همه همراننزدیک ۲۰ سال با مشکل اضافه وزن دست و پنجه نرم میکنممثل تمامی دوستان تمامی زجر های این مشکل و رو دوشم تا اینجا کشوندم زجر حسرت خوش هیکلی، لباس های تنگ و روشن، عدم اعتماد به نفس …با اینکه خودم داروساز هستم و از عوارض خیلی از دارو ها و رژیم ها آگاهم ولی عوارض و به سختی که میکشیدم ترجیح میدادمتا اینکه این اواخر حتی رژیمی که خیلی مورد تایید پزشکان امروز هست و رو خودم هم چند بار جواب داد و تا ده کیلو هم کم کردم دیگه جواب نداد و منم نا امید از همه جا 

      از اونجایی که با مباحث قدرت ذهن و قدرت جذب هم تا حدودی آشنا هستم یه روز همینجوری و‌ واقعا همینجوری تو یوتیوب سرچ کردم لاغری با ذهن و ویدیوهای آقای عطار روشن و برام آورد و منم شروع کردم به دیدن دوره های رایگان به جرات میتونم بگم از ویدیو اول فهمیدم راه اصلی و‌ نهایی و پیدا کردم و یه حس واقعا درونی بهم میگفت که جواب میده و مطمئنم‌ جواب میده یک بار برای همیشه! بعد از اتمام ویدیوهای رایگان دوره و رو خریداری کردم و الان اول راه هستم در کنار همه شما عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/03/07 08:47
      مدت عضویت: 423 روز
      امتیاز کاربر: 1585 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      سلام به استاد آرامش و به همه عزیزان هم مسیر

      امروز میخوام درباره این موضوع صحبت کنم که چی شد که چاق شدم. کلا از چه زمانی متوجه شدم که چاق شدم.

      وقتی به گذشته زندگیم فکر می کنم وبر می گردم به دوران بچگی خودم، یادم میاد که تو خانواده من در مورد غذا خوردن اصرار ویا تعارف وجود نداشت. پدرم باورش این بود که :” سفره ای که پهن شد تعارف نداره و هر کسی هر چقدر میل داشت میخوره وگرنه مدیون خودش میشه. اون زمان کسی نگران کم خوردن ویا چاق و لاغر شدن نبود.وقتی از مدرسه برمی گشتم واگر گرسنه نبودم سمت آشپزخانه نمی رفتم ویا اگر اون غذا رو دوست نداشتم بدون اینکه اعتراض کنم برای خودم یه چیزی که دوست داشتم رو درست می کردم وبا لذت هرلقمشو میخوردم. تا اینجا خبری از چاقی نبود.بزرگتر که شدم ووارد دانشگاه شدم با دوستام که حدود یه ده نفری می‌شدیم ظهر با هم میرفتیم سلف سرویس دانشگاه و اتفاقا دیرتر از بقیه هم می رفتیم که به ته دیگ برسیم. باز اونجا هم خبری از چاقی نبود .این کلمه تو ذهن من وجود نداشت.تنها مساله ای که حتی بهش فکر هم نمکردم بدنم وجسمم بود. تا زمان ازدواجم و آشنایی با خانواده وفامیل همسرم ومهمانی و پا گشا و….یواش یواش جملات جدیدی از اطراف می شنیدم و منو به فکر وامیداشت وهمین که وارد ذهنم میشد ، نشخداو ذهنی و یه جور وسواس پیدا کرده بودم که نکنه راست باشه و من با خوردن سس سالادوبرنج تو وعده شام و ته دیگ و نوشابه و….چاق بشم .تعارف زیاد از طرف میزبان( که البته از سر لطفشون بود به من ونشانه احترام به میهمان) وحتی یکی از فامیل های همسرم بود که الان هم هست وخدا حفظش کنه خیلی فرد بزرگواریه که سرسفره از تعارف گذشته با کف گیر بدون اعلام رضایت شما وبدون اینکه گوش به حرف شما بده برات برنج رو میریزه وهرچقدر بگی جا ندارم کارساز نیست ومن اوایل که رو در بایستی داشتم وفکرم این بود که اگه نخورم ناراحت میشه واز طرفی چون دست خورده شده اصراف میشه ، میخوردم اما جدیدا یه فکری کردم وسر سفره در دورترین نقطه از ایشون میشینم و اگر مجبور بشم نزدیک ایشون باشم همش حواسم هست که دستش طرف کف گیر نره برای تعارف ، که من بشقابم رو دور کنم . 

      یه تفکر دیگه هم که اون رو از عوامل چاقی خدوم میدونم ، از سر عادت غذا خوردنه.این که سر سفره با بقیه ناهار و شامم روبخورم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 17 کلمه

        سلام و درود
        لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید مطلبی که نوشتید مربوط به این صفحه نیست
        با تشکر

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریماه .
      1402/03/06 12:23
      مدت عضویت: 1307 روز
      امتیاز کاربر: 11695 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

      اینبار بار سومی هست که من این دوره را شروع میکنم و خب داستان هدایتم مربوط میشه به دوسال و نیم قبل 

      اگر بخام خودمو با اون دوران مقایسه کنم باید بگم که دوسال و نیم واقعا پر از سختی را از سر گذروندم ولی موفقیت آمیز یعنی درسته که داشتم با افسردگی سر و کله میزدم ولی الان پشت سرش گذاشتم و عوضش یه خودشناسی عمیقی در من بوحود اومد و درسته که توی محیط پر تنش و اضطرابی زندگی میکردم ولی الان میتونم شرایط استرس زا را مدیریت کنم و البته قدر آرامشی که الان هست را بدونم درسته که اضافه وزن داشتم و خیلی از خودم بدم میومد اما در طی این دوسال هم خیلی لاغر شدم هم اینکه از طریق مسیر لاغری به خویشتن دوستی رسیدم و عاشق خودم و وجودیتم شدم و من فکر میکنم که با اینکه دوسال و نیمی پر از مشکلات و ناراحتی را طی کردم ولی الان خیلی خیلی نسبت به آدمی که دوسال پیش بودم موفق ترم و این به من اعتماد به نفس میده چونکه به خودم بابت پشت سرگذاشتن اون مشکلات و حل کردن اونهاییش که مربوط به من بودند افتخار میکنم 

      اومدن من به این سایت تنها و تنها هدایت خداوند بوده که از طریق یکی از عزیزترین آدمهای زندگیم بهم گفته شد 

      همینجا از بهترین دوستم تشکر میکنم که وقتی خودش با این سایت واقعا شگفت انگیز آشنا شد من را هم آشنا کرد 

      من تصمیم خودم را گرفته ام که اینبار علاوه بر مسئولیت چاقی ، مسئولیت لاغر شدن خودم را بپذیرم

      خیلی خوشحالم که در این دوره هستم 

      خدایا شکرت ❤️ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زندگی از نو
      1402/03/06 10:32
      مدت عضویت: 1498 روز
      امتیاز کاربر: 3975 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 395 کلمه

      سلام و درود

      از تیکه از کنایه از نصیحت از همه چی خسته بودم البته از اوضاع خودم هم خوشم نمیومد دوست داشتم لاغر بشم . مثل همیشه به خودم قول میدادم بعد از عید شروع میکنم هر روز نیم ساعت  میرم پیاده روی ، پرخوریامو کم میکنم و وزنم رو کم میکنم ، کاری که بارها انجام داده بودم و نتیجه‌ای بیشتر از ۲ یا ۳ کیلو نگرفته بودم ولی من دوست داشتم ۱۵ تا ۲۰ کیلو کم کنم.

      تا اینکه به وسیله خواهر و زنداداشم با این موضوع آشنا شدم وقتی گفتن بدون رژیم و ورزش بال درآوردم چون از کلمه رژیم حالم بهم میخورد رژیم یعنی حسرت یعنی دقیقا از وقتی تو رژیم رو شروع میکردی انواع مهمونی و عروسی و شام و کیک و شیرینیای خوشمزه شروع میشد و تو باید یا با حسرت کم میخوردی و میگفتی حیف که رژیمم یا اینکه میخوردی و کلی عذاب وجدان میکشیدی . ورزشم هم اوضاعش بهتر نبود خستگی و زجر و عرق کردن . من با اقای عطارروشن به وسیله یکی از مشاوره.های روانشناسی همشهریمون آشنا شدم مدرس مثبت اندیشی و شکرگزاری و چیزای دیگه هم بود و خودش این دوره رو خریده بود و با توجه به برداست خودش فایل آموزشی  ضبط میکرد و میزاشت و فایلهای رایگان و البته کلی با دوره های عرشیانفر و چیزای دیگه هم بهش اضافه میکرد ماهی ۵۰ تومن و اون موقع دوره اقای عطارروشن فکر کنم ۳ تومن بود و من هم خانه‌دار و اصلا شرایط خریدش رو نداشتم ولی وقتی فهمیدم دوره‌ای که ماهی ۵۰ تومن شرکت کردم اصلیش نیست حقیقتا احساس خوبی نداشتم و حسرت اینو میخوردم که کاش منم میتونستم اونو شرکت میکردم حدود ۵ ماه تو اون دوره ها بودم و تقریبا ۶ کیلو هم وزن کردم و  لاغری دلخواه نصیبم نشد ولی  خداییش زندگیم خیلی متحول شد تا بعد از ۵ ماه دوره صدگام رو دیدم و اونو از سایت شروع کردم خیلی حالم بهتر شد بیشتر مطمئن شدم که کاش دوره اصلی رو شرکت میکردم تاااا به لطف خدا من شاغل شدم و پول اومد تو حسابم چند وقت پیش دوباره اومدم تو سایت و با خوشحالی دیدم که دوره مرحله‌ای شده و میتونم مرحله به مرحله بخرم بلاخره با کلی کنجار و استرس و شک و تردید دل به دریا زدم و بعد از حدودا ۳ سال به آرزوم رسیدم و امروز ۶ خرداد اینجام تا زندگیمو از نو بسازم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/03/05 13:23
      مدت عضویت: 423 روز
      امتیاز کاربر: 1585 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 89 کلمه

      سلام و وقت به خیر خدمت استاد عزیز و همراهان گرامی! امروز هوای شهر من بارانیه و ریز این باران رحمت خداوند هوای دل آدم رو شاعرانه میشه. به زبان بی زبانی به ما میگه اگر میخوای رحمت خداوند شامل حالت بشه بزن بیرون از کنج خلوت خودت و دلت رو به رحمت خداوند بسپار تا یقین  پیدا کنی که برای خداوند برآورده کردن خواسته‌های تو خیلی آسان تر از اون چیزیه  که تو فکر می کنی . براتون آرزو میکنم که همواره  در مسیر تغییر ثابت قدم باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلستان
      1402/03/04 20:36
      مدت عضویت: 423 روز
      امتیاز کاربر: 1585 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 325 کلمه

      سلام عرض میکنم خدمت استاد بزرگوار ودوستان عزیز و همراه!

      قبل از هر سخنی اینو بگم که از ۲۰ روز پیش که با این سایت آشنا شدم بارها دیدگاه نوشتم اما قبل از اینکه ارسال کنم می پره وپاک میشه.و دیگه پیداش نمی کنم.دلیلش هم اینه که من زیاد کار کردن با گوشی رو بلد نیستم.

      اونم دلیل داره

      قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم زیاد اهل گوشی نبودم ویا این که زیاد تو فضای مجازی باشم.

      از ۲۳ سال پیش اضافه وزن من خیلی نامحسوس شروع شد تو تمام این سالها کارهای زیادی انجام دادم و راه های زیادی رو امتحان کردم، اما گذرا بود و پایدار نمی موند. 

      اینکه میگن اگه سوال درست بپرسی خیلی مهمه واقعا درسته.

      یه روز همینطوری که داشتم با خودم فکر میکردم  یهویی این دو کلمه به ذهنم رسید( لاغری با ذهن) . بدون هیچ مقدمه ای. یا آشنایی قبلی با این دو کلمه.البته جدا جدا زیاد از این دو کلمه استفاده می‌کردم.وقتی جستجو کردم واین سایت برای من بالا آمد. از خوشحالی اشک تو چشمام جمع شد وبغض کردم ودیگه کلمات و صفحه گوشیم رو نمیدیدم. هزاران بار وبا تک تک سلول های بدنم خدا رو شکر کردم که باز هم دست منو گرفت و هدایتم کرد .این رو برای خودم یه معجزه می دونم وقدر دان خداوند هستم.باورش دارم به حرف های استاد ایمان دارم و این راهی رو که خداوند به من نشون داده ادامه میدم تا آخر عمرم .به خودم و خدای خودم قول میدم واز خودش برای پایداری در این راه کمک می خوام.البته در تمام این ۲۰ روز خیلی از مطالب سایت رو خوندم ودلیلم برای موندن در این سایت فقط لاغری نیست.تغییر ذهن در تمام زمینه ها نیاز واقعی منه و حالا که خداوند دست منو گرفته و هدایتم کرده ،به شکرانه این موهبت  ادامه میدم و به شاگردی استاد عطار روشن عزیز افتخار میکنم.

      وخوشحالم که با شما دوستان عزیز همراه شدم.برای شما استاد محترم و دوستان خوبم آرزوی سلامتی و آگاهی روز افزون دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 254 کلمه

      درود به سرزمین لاغرها درود به استاد آرامش 

      من یه خردادی هستم از ابتدای این ماه گرم استارت زدم صبحم با شما دوستان نازنین شروع شد من امروز متولد شدم گام به گام حرکت می کنم با عشق با نورالهی با شکرگذاری هدف مشخصه رسیدن به تناسب اندام 

      علت اضافه وزن دنیا تا ۲۰ سالگی لاغر مردنی بود خیلی زیاد هرچی می خوردم چاق نمی شدم اما بعد از ۲۰ سالگی شروع به افزایش وزن کردم و از این موضوع خوشحال بودم بالاخره بدن من هم گوشت گرفت علت رو نمی دونستم بدنم تغییر کرده بود و روز به روز به وزنم اضافه می شد زیبا شده بودم برعکس همه از من تعریف می کردن چقدر خوب شدی 

      و این پروسه خیلی سریع اتفاق افتاد تا اینکه لباس هام تنگ شد سایزم کلی تغییر کرد از ۴۵ کیلو رسیدم به ۶۰ کیلو گفتم خیلی خوبه اما گویا وزنم این و قبول نداشت کم کم نگران شدم چرا من دارم سریع چاق می شم پس آزمایش خون و بله من دچارکم کاری تیروئید شده بودم و علت این بود سال ها تحت درمان تا امروز مرتب در حال کم و زیادکردن وزن تا به طور اتفاقی تو شبکه مجازی با موضوع لاغری ذهنی مواجه شدم و برام جالب بود پس با استادم مشورت کردم و ایشون وقت گذاشت و شما رو معرفی کرد و من الان اینجام و خوشحال که در کنار شما عزیزان گام برمی دارم من در سلامتی کامل هستم و هزاران مرتبه شکر می کنم موفقیت و تناسب اندام در دستان ماست دوستان به پیش 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 139 کلمه

      سلام آمنه هستم خیلی خوشحالم که هدایت شدم ب این سایت عالی شما استاد جان .من واقعیت از شاگردان استاد عباسمنش عزیز هستم و صدای شما و تصویر شما رو از طریق نتایج دوستان باهاش آشنا شدم.و داستان زندگی شما انقدر برای من تاثیر گذار بود که بیش از چندبار گوش دادم و خیلی حالمو خوب می‌کرد وباورمو قوی .خیلی اتفاقی داشتم کامنت شمارو روی یک فایل دانلودی از استاد عباسمنش میخوندم که دیدم یکی از دوستان نوشته آدرس سایتتون رو بدید وباید چطور ….که یکدفعه یک ندایی گفت آمنه برو سایت آقارضا رو دنبال کن توی گوگل سرچ کردم و در کمال ناباوری دیدم که محتوای سایت شما دررابطه بالاغری هست چیزی که سالهاست من درگیرش هستم بخصوص این چند ماه اخیر خیلی از خدا کمک میخواستم و مطمئنم اومدنم به سایت شما جواب خدای بزرگ من هست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 285 کلمه

      سلام به همه دوستان خوبم 

      من مریم از امروز دوباره تصمیم گرفتم به سایت تناسب فکری بیام و اون حس ناب و عالی که در پنج ماهه گذشته تجربه کردم و به دست بیارم و به خواست خدا و تلاش خودم ماندگار کنم 

      بازگشت دوباره من به سایت از زمانی که با خانواده پدرم به سفر رفتیم جرقه خورد من با سایت تناسب فکری اشنایی داشتم و بینهایت حس عالی رو باهاش تجربه کردم اما به خاطر مسائلی پنج ماه پیش از سایت جدا شدم و الان بعد از پنج ماه قوی تر از قبل برگشتم چون باور دارم که فقط و فقط از این طریق می توان به خواسته خود یعنی لاغری برسم و اما جرقه بازگشت من در سفر خورد زمانی که همه عکس های تکی بینهایت زیبا میگرفتند و من از عکس ها فرار میکردم زمانی که کوه نوردی رفتیم و من از لحاظ جسمی کم می آوردم زمانی نمی توانستم لباس مورد علاقه ام را بپوشم و همه و همه اینها دوباره باعث شد من به سمت این سایت هدایت بشم اما فرق اساسی که با قبل از آشنایی من با سایت داشت این بود که دیگه حس بد و ناراحت کنننده ای برام نبود انگار داخل ذهنم جایی بود که به من میگفت هنوز می تونی هنوز جایی هست که تو رو به خواستت میرسونه انگار هنوز اون کفه لاغری من خیلیم سبک نشده بود و حرف های بسیار زیبای استاد عطا روشن داخل ذهنم مرور می‌شد و اون حس عالی درونم بود پس من تصمیم گرفته بار دیگه این بار قوی تر از قبل بیام و اینجا بنویسم که من قوی تر شدم و برگشتم کنار شما دوستای خوبم،و دوباره دوره ورود به سرزمین لاغر هارو شروع کردم و خوشحال ترینم……

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1402/02/05 16:27
      مدت عضویت: 1428 روز
      امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ومهربان 

      سلام سلامی به لطافت وروزهای بهاری به مطبوعی هوای بهاری وبه امیدواری فصل بهار

      امروز هدایت شدم 

      وقتی امروز فایل درچاقی بسی لاغریست

      امید دوباره ای درمن جان گرفت

      ومن هدایت شدم 

      من امروز مانع اصلی ذهنمو فهمیدم 

      همیشه فکر میکردم اگه لاغر نشم پس باید دوباره شروع کنم یا من بیعرضه ام

      اما امروز فهمیدم دراوج ناامیدی امید است

      واینکه من باید تصمیم بگیرم هرجور شده ادامه بدم 

      یعنی اون ادامه دادن سخته ولی ارزششو داره

      مثل اون زمانیه که داری کیک تولد میپزی وخسته شدی وپاهات درد میکنه از بس کار کردی ولی بازم باید ادامه بدی 

      من گاهی ۷ ساعت سرپا شیرینی پزی میکنم ووقتی تموم میشه نتیجه شگفت انگیزه

      واین پاداش ادامه دادنه 

      با اینکه خستگی برمن مسلط میشه ولی من ادامه میدم ونمیگذارم منو از ادامه دادن باز داره 

      چون وگرنه همه زحمتام هدر میشه

      مثلاکیکم خشک میشه خامه اش آب میشه 

      وتزئیناتم خراب

      ولی وقتی تموم میشه اونقدر خوشحال میشم واونقدر راضیم که حتی گاهی ازش نمیخورم ولی غرق لذت دیدنش میشم

      ودرحالی که لبخند از لبانم محو نمیشه خستگی درمیکنم

      من امروز فهمیدم که خداوند چقدر به فکر منه 

      ومستقیما به خود من گفته درقرآن که ای کسی که به خودت ظلم کردی ازرحمت من ناامیدنشو

      من باچاقی به خودم ظلم کردم وبایدناامید نشم ازرحمت خداوند زیرا که همیشه ادامه دادن جواب میده

      وتازه فهمیدم که چرا اینهمه فایل هست 

      فقط برای ادامه دادن 

      وتکرار وتکرار

      یعنی تکرار مگه لذت بخش نیست باید بیام ودرتکرار فایل ها لذت بجویم نه درتکرار لقمه هایی که وارد دهانم میکنم 

      حتی میخواستم برم غذا بخورم این فایل دیدم

      یه حسی بهم گفت گشنه نیستی به خودت ظلم نکن

      نخور  غذا

      ورفتم وخیار وچندتا گوجه سبزبرداشتم 

      یعنی بگم که این ها رم گشنه نبودم 

      ولی درکل از اینکه انتخاب بهتری کردم وانرژی کمتری وارد بدنم کردم راضی ترم

      به نظرم امروز هدایت شدم چون یه حسی بهم گفت به خودت ظلم کردی با چاق کردن خودت ولی از این به بعد ظلم نکن ورهاش کن وبچسب به لاغری وسلامتی 

      یعنی فشار چاقی رو بردار از خودت 

      تو دیگه لاغری از این لحظه خوب زندگی کن تا به انداره دلخواهت لاغر شی

      وهرکاری دوست داری دوباره بتونی انجام بدی 

      وجوری زندگی کنی که دوست داری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1402/01/23 11:37
      مدت عضویت: 555 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,570 کلمه

      سلام و درود .

      من عطاعلی بزرگی دوباره اومدم و داستان هدایتم رو میخوام بنویسم . 

      هدایت شدن فقط یکبار اتفاق نمی افته . به نظر من هدایت الهی بارها و بارها و بارها اتفاق می افته . 

      هر وقت که ما میخواهیم تغییر مدار بدیم و در مدار بالاتر قرار بگیریم این هدایت انجام میشه . 

      ما تا الان مدارهای بی شماری رو ازش عبور کردیم و اکنون دوباره هدایت شدم به این مدار که مدار لاغری با ذهن هست . 

      مدار لاغری با ذهن چیست ؟ 

      لاغر شدن یکی از تجربیاتیست که ما در طی عمر خود به آن میرسیم . خدایا بابت لاغر شدنم سپاسگزارم . 

      ارتعاش لاغری یعنی فرکانس لاغری یعنی در مداری قرار گرفتن که الهامات لاغر شدن رو بی پارازیتهای چاقی شنیدن . 

      وقتی در طی روز هنوزم حس چاقی داریم یعنی باز هم نیازه به مدار بالاتر هدایت بشیم . به مدار لاغرتر . 

      خب من تا الان کلی باورهامو تغییر دادم و میدونم استمرار دادن به آموزش منو در مدارم تثبیت می کنه و آگاهیهام رو در وجودم جاری می کنه . 

      لاغری واقعی یعنی ناخوداگاه لاغر بودنه . یعنی ما اونقدر آگاهانه تکرار و تمرین کرده باشیم که ماشین ناخوداگاه رو در مسیر لاغری حرکت بدیم و ناخوداگاه  در هر ساعت از شبانه روز و در حال انجام هر کاری احساس لاغری داشته باشیم . 

      لاغری با ذهن یعنی فضای ذهن در مسیر لاغری بودن . یعنی  لاغری رو دیدن . یعنی ایمان به لاغر شدن . لاغر شدن در هر لحظه از زندگی داره اتفاق می افته . 

      حتی چاقی یکی از مراحل لاغریه . چاقی ماندگار نیست . چاقی رفتنیه و نشانه اش هم اینه که چربیهایی که به سمت سلولهای چربی میرن اونجا اکسید و تجزیه میشن و میرن . یعنی کار اونها ماندن نیست کار اونها رفتنه و تنفس کردن و عرق کردن و چرب شدن پوست و لایه برداری در حمام و ادرار و مدفوع نشانه های این چربی سوزی هستن . 

      چربی سوزی هر لحظه داره اتفاق می افته . 

      و البته این چربیها فقط از  سوخت و ساز انرژی غذا نیستند . کلا انرژی حیات و انرژی الهی که در ما جاریه و در حال تبدیل شدن دائمی از شکلی به شکل دیگره . 

      انرژی تمام نمیشه همیشه میاد و ما با صلح قرار گرفتن با خودمون و آرامش و عشق بهتر میتونیم روند حرکت این جریان رو مشاهده کنیم . 

      گرچه در مسیر لاغری ما هیچ مانعی نیست و هیچ مانعی قدرت متوقف کردن انرژی حیات لاغری رو نداره اما وقتی ما با لاغری با ذهن آشنا نباشیم این انرژی رو نگه میداریم و در بدنمون حبس می کنیم و نمیفهمیم عامل اصلی چاق شدن و بهتره بگیم مانع اصلی جریان لاغریمون خودمون میشیم . 

      در جایی از نوشته ی دوستان می خوندم 

      میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست 

      تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز .

      اما برخاستن من چگونه است . 

      برخاستن من آگاه شدنه . 

      هرچقدر بیشتر در مدار لاغری زندگی کنم الهامات الهی رو در درونم بیشتر میبینم وقتی لاغر شدن رو همه جا ببینم کارم راحتتر و راحتتر میشه .

       در جایی به نقل از دوستی میخوندم :

      ✅ خواسته هایت رخ میدهد ، تو باید این مسیر را طی کنی و در دل این مسیر آرام آرام خواسته هایت هم بوجود می آید . پس از زندگی ات لذت ببر.✅ وقتی خواسته هایت شکل میگیرد ، آن خواسته ها بوجود می آیند و فقط کافیست مسیرش را  طی کنی.✅ وقتی به خواسته های اولیه و کوچکتر از ذهن خودت میرسی ؛ اگر آنها را به حساب جهان بگذاری و به شانس و… توجهی نکنی ، سرعت رسیدن به خواسته هایت بیشتر میشود و خواسته هایت هم بزرگتر میشوند.

      ✅ هرچقدر در حال احتیاج باشی ، داری از هدفت دور میشی و در فرکانس بی نیازی قرار گیری هدفت زودتر به دستت میرسد . فرکانس بی نیازی به هدف یعنی  صلح کردن  با آنچه امروز در دست توست .

      هرچقدر بیشتر با چاقیم اشتی کنم و حتی از چاقتر شدنم استقبال کنم لاغریم راحتتر اتفاق میفته . 

      به نظر من چاقی امتحان الهیه که من بفهمم در مقابل تضاد بهترین پاسخ و ارتعاش ارسالی چیه که اون تصاد رو تبدیل به خواسته کنم و نمره ۲۰ رو از خداوند بگیرم . 

      من عاشق امتحان دادنم . وقتی هر سوالی که در مسیرم پیش میاد رو با فرکانس الهی پاسخ میدم حس میکنم بهتریم جوابه و باعث میشه از اون مرحله عبور کنم . 

      به نظر من چاقی مجموعه ای از هزاران سوال بی جوابه که در مسیر زندگی من قرار داده شده و من مرحله مرحله دارم قسمتی از اون رو حل می کنم و با عبور از هر مرحله نمره ۲۰ من اینه که  لاغریم بیشتر خودشو بهم نشون میده . 

      گرچه من عاشق خود چاقی فعلیم هم هستم و دوسش دارم و دیگه نمیخوام باهاش بجنگم . بلکه ازش تشکر می کنم که در مسیر زندگی من قرار گرفت که میتونم به واسطه اش به اگاهیهای زیادی برسم . من اگه چاق نبودم به این مسیر هدایت نمیشدم . 

      چاقی رو خودمناخوداگاه ایجاد کردم تا بیام و به مسیر لاغری با ذهن برسم و کیف این مسیر رو تجربه کنم . 

      هرچقدر حسم به چاقیم بهتر میشه انرژیهام رهاتر میشن . انگار که چاقی همون لاغریه . خودشو بزرگ کرده که ببینمش . آره خود خودشه . 

      وای خدا . چاقی همون لاغریه . لاغری که دیده نشده . من اتفاقا باید به همین چاقی عشق بورزم . وای باز رسیدم به بی نهایت شادی . وای عجب چیزی دریافت کردم . من لاغری رو در چاقی دیدم و کاملا هم از نظر منطقم قابل قبوله . 

      خدایا چطور بنویسم که جان مطلب رو ادا کنم . 

      باز از همون لحظه هاست که به وجد اومدم و نمیدونم چطور بنویسم . 

      روزهای پیش این سوال برام پیش اومده بود الان ساعت ۱۱ و ۱۱ دقیقه است و نشون میده الهامی که بهم شد پاسخ سوالات این چند روزه ام بود . خدایا شکرت بابت این امتحانات جانانه ات . عجب حالی می کنم وقتی پاسخ سوالامو بهم میرسونی . . یهو یادم میاد . 

      چاقی من همون لاغریه که من ندیدمش . خودشو بزرگ کرده که ببینمش . حبس شده که ببینمش . من عاشق همین چربیهام که اینا انرزی لاغری هستن . در درسهای قبلی اموختم که انرژی لاغری همیشه جاریه  و ما توسط ترسهامون احتیاجمون تنفرمون و … اون رو حبس کردیم و اجازه ندادیم سلولها جریان طبیعی خودشون رو برن . یاد گرفتم وقتی متنفر نباشم وقتی نجنگم وقتی در صلح با خودم باشم خب بدن من هم از فرکانس جنگ و  نیاز خارج میشه  و انرژیهای حبس شده رو رها می کنه . 

      حالا امروز فهمیدم همه این انرژیهایی که دارم ذخیره میکنم  به خاطر نپذیرفتن چاقیه . 

      چند روز پیش میگفتم بدن چاق من تازمانیکه با منه و من بهش نگاه می کنم ارتعاش چاقی ارسال می کنم . خب با این بدن ارتعاش لاغری ضعیفه . من چطور از بدن چاقم حس لاغری بگیرم و امروز بهم پاسخ داده شد . چاقی همون لاغریه . انرژی دخیره شده در سلولهای چربی همون انرژی لاغریه که داره خودشو بهت نشون میده از بس ندیدیش . ایمان به عیب نداشتی اون خودشو تو سلولها داره بهت نشون میده . بابا چاقی اصلا نیست این همون لاغریه ببینش تا ازاد بشه . بیشتر ببینش . بهش عشق بورز . اون توجع تو رو میخواد . انرژی لاغری توجه تو رو میخواد تا جاری بشه . ازش متنفر نباش . تنفر از چاقی تنفر از لاغریه . چون چاقی همون لاغریه که حبس شده  . لاغری سالها با ما بوده و ما نمیدیدمش و سالها باهاش جنگیدیم و او هی بزرگ و بزرگتر شده تا بفهمیم بابا انقدر نجنگ ببینش . اونی که تو زمین و آسمون دنبالش میگردی همینجا همین لایه لایه های چربی هاته . لاغری همینجاست . همیشه باهات بوده . انقدر بهش محتاج بودی ک بدنت ذخیره اش کرده . انقدر که میخواستیش بدنت جذبش کرده . لاغری رو هر روز بیشتر و بیشتر کرده چون تووهمیشه میخواستیش در هر حالیکه فرد لاغر هیچ وقت نمیخواد لاغر بشه و برای همین انرژی رو جذب نمی کنه . خدای من تمام این چاقیها جذب ارتعاشات لاغری ماست . هرچقدر بیشتر میخواستیمش بیشتر جذبش کردیم . بدنمون بیشتر نگهش داشته . 

      بسه . من دیگه لاغری نمیخوام . نمیخوام دیگه لاغر باشم . همینا کافیه . دیگه نمیخوام در ارتعاش لاغری باشم . با همین لاغریهام دارم حال میکنم . من همیشه در ارتعاش لاغری بودم . تمام این انرژیها همون ارتعاشات لاغری منه که پاسخ داده شده . آره خدا همیشه به من پاسخ ارتعاشاتم رو داده . خدایا ممنونم . من همیشه لاغری رو با خودم حمل میکردم و فکر می کردم ازش دورم .

      بی دلی در همه احوال خدا با او بود .

      او نمیدیدش و از دور خدایا می کرد .

      ما سالها دنبال لاغری گشتیم ولی نفهمیدیم لاغری ما همون چاقی ما بود که با ارتعاش بیشتر لاغری ما بیشتر جذبمون میشد . 

      ما انرژی لاغری خیلی زیاد داریم  و چون این همه جذب رو نمیدیدیم و نمیفهمیدیم پاسخ فرکانسهای ماست هی درخواست و ارتعاش لاغریمون بیشتر میشد . هی درخواست لاغری بیشتر میکردیم هی انرژی لاغری بیشتر میشد هی بیشتر میخواستیم . ما وجودمون سرشار از انرژی لاغریه . دیگه آروم میشم و با همین بدن خودم که فهمیدم چقدررررررررررر لاغره حال می کنم . 

      خدایا شکرت بابت پاسخ سوالاتم . خدایا شکرت بابت این هدایت … 

      هدایت هر لحظه است و من میدونم بازم هدایت شامل حالم میشه . چون هدایت به آگاهیهای بیشتر هرگز متوقف نمیشه و فقط همون بار اول نیست . هر لحظه که باوری تغییر می کنه هدایت انجام شده . خدایا بابت این همه هدایت هر لحظه ات شکر . خدایا سپاسگزارم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فرشته مهربانF.s
        1402/02/05 16:55
        مدت عضویت: 1428 روز
        امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 267 کلمه

        با سلام خدمت شما جناب عطای  فوق العاده

        ازروز اولی که نوشته های شما رو خواندم فهمیدم که چقدرشگفت انگیز هستید 

        شماهربار چنان شوق واشتیاق دانستن درمن ایجاد میکنید ومنو به وجد میاریدکه حیرت میکنم 

        وهربار به خودم میگم چطور یک انسان میتونه اینهمه درک کنه لمس کنه آگاهی هایی که بهش داده میشه 

        من با تمام وجود از طرفدارانتون شدم 

        اگه دراین سایت چند سال نبود که عضو بودم حتما فکرمیکردم ده سال بیشتردراین مسیرید 

        وباید بهتون بگم که شما جزومعدود افرادی هستید که هاله انرژی طلایی ومستری دارید

        خیلی از نوشته هاتون استفاده کردم 

        حتی بعضیاشو نوشتم که بارها بخونم وبه خودم آگاهی بدم 

        وامروز شما باعث هدایت دوم من شدین 

        دقیقا منم مشکل نپذیرفتن چاقیمو داشتم 

        وبا وجود اینکه سعی میکردم خودمو بپذیرم 

        لباس های قشنگ بپوشم به خودم افتخار کنم خودم شاد کنم واعتماد به نفسمو زیاد کنم 

        اما همواره دیدن چاقیم منو رنج میداد وناراحتم میکرد 

        ویه جورایی همه تلاش های منو از بین میبرد 

        اماامروز فهمیدم 

        که چقدر عالی که انرژی لاغری دربدنم ذخیره شده وچقدرعالی توضیح دادین که بدن من انرژی لاغری روذخیره کرده در سلول های بدنم وهر لحظه لاغری منو فریاد میکشه وطلب میکنه 

        وچاقی رفتنیه وهرروز داره از بدن من میره بیرون ولاغری بیشتر از قبل جاشو میگیره 

        وتک تک سلول های بدنم با تمام وجودشون تلاش میکنن تا چاقی منو با انرژی لاغریم بیشتر از قبل بیرون بندازن 

        واین نشون میده که من لاغری نهفته ای دارم 

        دروجودم که هر روز از این لحظه به بعد نمایان تر میشه دروجودم واصلا مثل خمیری که به دور مجلسمه تراشیده ای گرفته شده هرروز بخشیش کنده میشه ولاغری درونش پیدا ونمایان میشه 

        امروز شما واسط هدایت من شدین من بینهایت ازتون ممنونم 

        وبراتون بهترین ها رو از خداوند منان خواستارم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/02/05 20:12
          مدت عضویت: 555 روز
          امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 17 کلمه

          سلام و درود بانو 

          ممنون بابت ابراز لطف شما .

          درس پس میدم خدمت همه ی شما عزیزان .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فرشته مهربانF.s
            1402/02/06 05:43
            مدت عضویت: 1428 روز
            امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
            محتوای دیدگاه: 108 کلمه

            سلام ودرود

            جناب عطای گرامی  ،بسیار مشعوفم که شمارو دراین سایت داریم زیرا که من دروجود شما شگفتی وشخصیت منحصر به فردی میبینم که درآینده به جایگاه بس بزرگ و والایی خواهد رسید 

            نمیدونم تا چه حد عظمت روح خودتون درک کردین اما من از الان شمارو درقله های موفقیت دنیوی ومعنوی میبینم ولاغری کوچکترین موفقیت شما خواهد بود 

            وتوصیه من به شما اینکه واقعا وقتو تلف نکنید ودوره ها رو تهیه کنید وحرفه ای دنبال کنید آموزه های استاد

            زیرا که وقتی با فایل های رایگان چنین آگاهی ودرکی کسب کردین با ورود به دوره هاشگفتی شما نه تنها صددرصد بلکه بسی بیشتر از این ها محقق خواهد شد

            موفق وپیروز باشید 

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        با سلام خدمت شما

        جناب عالی بود عالی حالتونو خریدارم .دقیقا درک میکنم چقدر خوبه که که متوجه میشی خدا باهات صحبت میکنه.بهتون تبریک میگم.من همیشه از متن های شما لذت بردم اما این یکی شاهکار بود وبنده به جای آقای عطار روشن هزاران مدال طلایی تقدیمتون میکنم.خدا نگهدارتون باشه.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/07/19 12:19
          مدت عضویت: 555 روز
          امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 15 کلمه

          سلام و درود خدمت شما بانوی محترم .

          ممتون از دیدگاه تایید شما بر متنم .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار نوشین گل
        1402/10/18 15:47
        مدت عضویت: 196 روز
        امتیاز کاربر: 435 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 92 کلمه

        سلام🌹

        چقدر لذت بردم از خوندن متن تون و چه چیزای خوشگلی یاد گرفتم.

        حرفای شما واقعا برای من تاثیرگذار بود و دیدم رو نسبت به چاقی و لاغری به سمت جدیدی هدایت کرد.

        فکر نمی کردم روزی برسه که اضافه وزنم دیگه برام زشت نباشه و تازه بخوام که دوستش هم داشتع باشم.

        فکر میکنم اضافه وزن م هم از شما سپاسگزاره.چون حرفاتون باعث شد دیگه راحت بشه از اینکه هر روز نفرت منو نسبت به خودش ببینه و کاری از دستش برنیاد.

        ممنونم دوست خوبم که حالی رو بهم هدیه دادی که وصف شدنی نیست🌹🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          1402/10/19 18:01
          مدت عضویت: 555 روز
          امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 12 کلمه

          ممنونم نظر لطف شماست بانو . 

          دارم درس پس میدم خدمت شما بزرگواران 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1402/01/10 14:02
      مدت عضویت: 1428 روز
      امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      به نام خدای مهربان وسلام

      عید همگی مبارک وسال نو برهمه شما نو ومتحول احوالتان

      من دوسالی هست که دراینجا هستم 

      اما مدتیه که از سایت فاصله گرفتم 

      ودیشب بعداز مدت ها دوباره به این نتیجه رسیدم 

      که چقدر تنها وتهیم بدون هدف وبدون راهنما وبدون راه 

      راستش دیشب فهمیدم دین یعنی چی

      دین یعنی راه درست زیستن

      راهی که نه اندوه گذشته خوری ونه نگران آینده

      نمیدونم چطوریه که اینجا از وقتی اومدم نه اندوه گذشته خوردم ونه نگران آینده بودم

      من این سایت دین وروش درستی میبینم

      وتنها وقتی رهاش کردم سرگشته وحیران شدم

      گاهی میاندیشم استادمون پیغمبر خداست

      یعنی پیغامبری از خداست برای ماست پیغام آوریست 

      که مهروعشق تناسبوتعادل  دوستی وآرامش خوشبختی وثروت سلامتی وشادی رو همگی رو برامون ارمغان ونوید آورده 

      وبشارت به سعادت دودنیا برای ما دارن

      یه جورایی پیشوا وامام زمانه خودمون میبینمشون 

      کسی که رهنماوپیشرو خوبی هاشده

      همه عمرمون منتظهر منجی وامام زمان بودیم یه کسی که بیاد وفریاد رس بیپناهان وبیکسان باشه 

      کسی که فکر میکردیم غرق نوره غرق پاکیه

      خوب خدا خواسته یکی بیاد که ۹۹درصد نشانهاشو داره

      شاید میخواد ببینه چه میکنیم آیاهدایت میشیم 

      یا تعصباتمون جلوی درست شدنمون میگیره

      فکر میکنیم فرشته باید باشه تا حرفشو گوش کنیم 

      مگه غیر اینکه میگن نگاه نکن کی حرفی رو میزنه 

      نگاه کن چی میگه 

      شاید همون شخص از نور وخدا راه سعادتی برای تو آورده

      من بعد چند ماه دوری تازه فهمیدم چقدر با کس وکار شده بودم وحالا چقدر بیکس وتنهام

      تنهایی که کوهی از انسان ها پرش نمیکنن بلکه خداونور وامید تنها پرکننده خلا ها ی زندگی ما هستن 

      من دیشب خیلی گریه کردم وخدا دوباره منو هدایت کرد به اینجا 

      وبهم گفت اگه رها کردی ودوباره چاق شدی 

      مهم نیست اونقدر دستتو میگیرمو ومیبرمت تا به سرمنزل مقصود برسی عزیزم

      اگه هر مشکلی هست من کنارتم وعاشقتم 

      برای همینه که یک سال عمر تو نیست اصلا برای همینه که سالها عمر میکنی تا به مقصد برسی بالاخره وخوشبختی رو درمقصد سالیان دراز تجربه کنی وبسازی هرچه خواهی ولذتشو ببری فارغ از همه دنیا

      چون تو دردنیای خودت زندگی خواهی کرد ومرد

      واین نهایت عشق ولذت وخوشبختی وآرامش وامید

      پس اومدم بگم سلام زندگی سلام امید سلام تناسب اندام ایده آل من 

      سلام روزهای زیبای پیش روم 

      ومن دوباره اومدم تا از اول بسازم آنچه میخواهم 

      یاعلی گفتیمو عشق آغاز شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 29510 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 319 کلمه

      با سلام خدمت دوستان عزیزم استاد گرامی🌺

      من از سن ده سالگی چاق بودم و از سن نوجوانی شروع کردم به تلاش کردن برای لاغر شدن بارها و بارها رژیم های سخت پیاده روی انواع ورزش ها و گاهی دارو و دمنوش ، وزنکم می‌کردند ولی دوباره چاق میشدم ،دو سه سال پیش بخاطر کرونا دیگه باشگاه نرفتم و چون قبلش کمی با مسائل ذهنی آشنا شده بودم شروع کردم به گفتن جملات تاکیدی و تجسم کردن و کلا خوردن رو برای خودم آزاد کردم فکر می‌کردند که اینطورمی لاغر میشم یه مدتی گذشت و من هر روز چاقتر میشدم ،دیگه خسته شده بودم از خدا کمک خواستم 

      یه روز که داشتم تو اینترنت دنبال مطالب ذهنی میگشتم ،در مورد ضمیر ناخودآگاه سرچ کرده بودم و جالب اینجاست که اصلا دنبال لاغری نبودم اون لحظه،به گزینه لاغری با ذهن برخورد کردم و اصلا نفهمیدم چطور اون کلمه رو لمس کردم و وارد سایت شدم فیلمهای استاد عطار روشن عزیز رو دیدم البته  دوره رایگان رو ،خمش احساس می‌کردم این خودشه ،مسیری برای لاغر شدن من ،مدتی طول کشید تا من پول خرید دوره رو جور کنم و بعد با اینکه بازم تردید رهام نمی‌کرد تصمیم خودم رو گرفتم که دوره رو خریداری کنم چون با خودم فکر می‌کردم که من از خداوند خواستم تا کمکم کنه که متناسب بشم اونم نه از طریق رژیم یا ورزش چون بیست سال تلاش بی فایده کرده بودم پس شروع کردم با اطمینان دوره رو انجام دادمو هر روز خوشحال‌تر و مطمئن  تر میشدم که این مسیر هدایت خداونده نهتنها برای تناسب اندام بلکه برای زندگی بهتر من نتایج خوبی گرفتم و فکر می‌کنم حدود بیست کیلو یا بیشتر لاغر شدم و الان دلم می‌خواد دوباره دوره رو شروع کنم تا به تناسب اندام مورد نظرم برسم و همینطور احساس شادی و آرامش بیشتر رو تجربه کنم و از اینکه وارد این سایت عالی شدم بسیار خوشحالم خدای بینظیرم بینهایت سپاسگزارم ❤️

      استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم❤️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 184 کلمه

      به نام خالق اراده ها

      عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمت تمامی عزیزان حاضر در سایت تناسب فکری و همچنین آقای عطار منش .

      من هم تو سایت عباسمنش چند وقتی هست که کامنت ها را میخوندم و از کامنت ها و مسیر موفقیت ها تون  لذت می بردم و شور و اشتیاق خاصی به من دست می داد،و وقتی که فایل های تصویری تون رو هم دیدم که خیلی کیف کردم و دوست دارم همچون  شما اقای عطار منش من هم از نظر ذهنی روی خودم بیشتر کار کنم  تا بتونم موفقیت های زیادی رو درآینده برای خودم پیشرو داشته باشم.و بتونم برای پسرم میکائیل که تو خونه میکا صداش میکنم آینده درخشانی خلق کنم و اون هم الگوی خوبی داشته باشه.

      من هم مغازه کفش فروشی دارم و جدیدا رو آوردم به بستر فروش آنلاین و دارم تلاش میکنم تو زمینه فروش آنلاین هم از نظر ذهنی خودمو آماده کنم و فروش داشته باشم .امیدوارم بتونم تو این زمینه  شمارا به عنوان الگوی خودم قرار بدم و موفق بشم تا از طریق سایت کفش میکا بتونم این تجربه را داشته باشم.

      ممنون از شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهام خضرلو
      1401/12/14 11:54
      مدت عضویت: 1783 روز
      امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 294 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام به همگی دوستان واستاد عزیزم 

      امروز من به اينجا هدایت شدم ودیدگهای جدید رو خوندم وخیلی خوشحال شدم هم برای خودم واستاد عزیزم که در بهترین روش برای لاغری هستیم وافراد زیادی از سایت عباسمنش وارد سایت شاگرد استاد شدن وبه لاغری با ذهن ایمان دارن  وهم برای خودم که ایمانم به لاغری با ذهن بیشتر شد وشور وشوق زیادی برای ادامه دادن پیدا کردم. 

      من با اینکه به این روش ایمان وباور دارم تو ذهنم میگفتم خوب اگر دیگه با این روش هم نتونستی لاغر بشی اخرش میری روش گوشت خواری استاد رو انجام میدی با پیام‌هایی که از شاگردان استاد خوندم واقعا برای من صحیح ودرست بودن واسان بودن لاغری با ذهن در ذهنم تثبیت شد 

      من خداوند رو هزاران بار شکر میکنم که در این سایت پر بار وسرشار از اگاهی هستم واقعا لاغری با ذهن عالیه ومن با اینکه تازگی ها کم کار شدم ولی دلم برای سایت ونوشتن تنگ شده اصلا یک چيزي در زندگیم احساس میکنم کمه وقتی کمتر میام دوباره‌ عشق وانگیره ام برگشته و به امید خدا دوست دارم فعال تر باشم 

      والان به حرف استاد رسیدم که میگفت این نوشتنهاوفعال بودن در سایت بود که تا حالا در مسیر بودی و ادامه دادی اگر نمینوشتی شاید دیگه دوره‌ها رو رها کرده بودی تو سایت نبودی دیگه ودرین دو ماه به عینه من به این حرف استاد رسیدم وحضورم داشت هر روز کم رنگ تر میشد وانگیزه ام هم کمتروکمتر میشد و فایل گوش کردن هام داشت کم وکم تر میشد به بهانه اینکه دیگه عمل کن بسه هر چی فایل گوش دادی دیگه همه‌چی رو میدونی 

      خداروشکر که حسم بهتر شده ودوست دارم این مسیر زیبا رو ادامه بدم.

      ممنونم استاد وبهتون تبریک میگم بابت دانشجویان تازه هدایت شده 

      امیدوارم سایت تناسب فکری تا هميشه استوار وپابرجا بماند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهيمه
      1401/12/11 23:42
      مدت عضویت: 505 روز
      امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 780 کلمه

      سلام به استاد عطار روشن و بقيه عزيران خواننده اين متن

      من با تمام قلبم حرف هاي شما رو ميشنوم …سراپا گوش و چشم هستم و فايل هاي شما را ميبينم و ميشنوم 

      الان 6 روزي ميشه كه وارد سايت شما شدم توي همين 6 روز تغييرات رو در خودم دارم ميبينم ..تغييرات ذهني در خودم را احساس مي كنم.. به قول شما اون سرو صداهاي ذهني در من بسيار كم شده .. انگار فرمون ذهنم افتاده دست كسي ديگه… چون اگر دست من بود كه هنوز مثل قديم امون نميدادم به خوراكي هاي توي خونه

      الانم نميخوام بگم توي اين پنچ روز من ني قليون شدم نه … من ميفهمم كه ذهنم اين حرفايي كه توي اين سايت گفته ميشه رو قبول داره …ذهن من حدود سه سالي هست كه داره تسليم ميشه در برابر فرمان هايي كه قلبم ميده … ذهنم تسليم داره ميشه در برابر هدايت … اينجا بودن من هم خواسته قلبي من بود … 

      جونم براتون بگه كه ، من بيزنس آنلاين دارم و فروش آنلاين محصولات … متوجه شدم كه هر چي دارم تلاش ميكنم براي بيزنسم اونجوري كه بايد نتيجه نميگيرم 

      اونجوري كه شواهد رو ميخوندم و تجربيات افراد رو در اين شغل ميخوندم ، ديدم من اون نتيجه ها رو نميگيرم

      با تكنيكي كه ياد گرفتم از خداي خودم سوال بپرسم و جواب مشكلاتم رو از خودش بخوام

      كم كم نظرم جلب شد به اينكه من از درون شاد نيستم …چرا ؟  ..چون اضافه وزن دارم

      تمام ذهن من از بيزنسم خارج ميشد زماني كه يك فرد لاغر رو ميديدم و با حسرت به لاغري اون فكر ميكردم

      اون عشق و هيجاني كه لازم بود در بيزنسم داشته باشم رو در واقع در لاغري داشتم 

      و يواش يواش متوجه شدم كه من بايد احساسم رو از درون درست كنم…مهم نيست كه الان الويت رو گذاشتم روي بيزنسم… مهم اينه كه خداوند پلن بهتري براي من داره … من پله هاي اول خوشبختي و موفقيت رو در زندگيم طي نكرده بودم …بايد پله هاي اول كه لاغري و تناسب اندام بود رو طي ميكردم و بعد ميرسيدم به جايي كه الان هستم در بيزنس خودم

      اين مطلب رو با قلبم قبول كردم و بهش فكر كردم…تا نتايج شگفت انگيز استار عطار روشن از موفقيت هاشون رو ديدم … سايتشون رو پيدا كردم و عضو شدم…يك روز اول كه در سايت عضو شدم شايد 7-8 سايت نتونستم از جلوي كامپيوترم بلند شم و فقط توي سايت چرخيدم

      دوستان من ياد گرفتم اينجور مواقع كه اختيار چيزي ازم گرفته ميشه ، بايد شاخك هامو بدم بالا و دريابم كه سكان زندگيم دست خدا افتاده و دستم رو از روي پاروها بردارم و فقط بزارم خداوند هدايتم كنه 

      خلاصه در پايان روز اول كه مطمئن شدم جاي درستي قرار گرفتم …رفتم كه محصولات رو بخرم ..ديدم اي دل غافل خريد از خارج ايران براي ما كه ايران نيستيم يكم راحت نيست…دوست داشتم همون موقع با پي پل پرداخت ميكردم ولي ديدم نميشه…و از اونجايي كه باز به هدايت خداوند گوش ميدم…گفتم اين يه نشونه ست…من ميگردم ببينم دوره اي دارن كه رايگان باشه…البته همونجور كه استاد عطار روشن گفتن اين دوره از نظر مالي رايگان هست و پولي به حساب ايشون واريز نميشه ولي در واقع ارزش معنوي اين كار بسيار بيشتر هست و غير قابل قيمت گذاري

      سرتونو درد نيارم من اين درخواست رو كه از سايت ايشون بتونيم به راحتي خريد خارج از ايران رو با پي پل انجام بديم رو فرستادم به كائنات و اميدوارم به زودي پاسخش بياد

      و اين شد كه امروز كه روز ششم حضور من در اين سايت هست من تصميم گرفتم با صد گام تا لاغري با ذهن كار رو شروع كنم و از فايل هاي رايگان ديگر هم استفاده ميكنم تا در طول مسير ببينم خداوند چگونه من رو هدايت ميكنه..

      با وزن 78.700 وارد سايت شدم ..تارگت من وزن 60 كيلو گرم هست…تقريبا يكسال و نيم پيش با رژيم كتو داشتم خوب پيش ميرفتم ولي نتونستم به دلايلي اون رژيم رو ادامه بدم

      بچه هايي كه داريد اين مطلب رو ميخونيد بدانيد و آگاه باشيد استاد عطار روشن عزيز گل سر سبد شاگردهاي استاد عباس منش عزيز هستن

      و بعد فايل هايي كه از پيشرفت هاشون در زندگيشون گذاشتن در سايت استاد عباس منش

      گروه زيادي از بچه هايي كه حتي هيچ كامنتي نميزاشتن توي سايت ، براي فايل هاي ايشون كامنت گذاشتن و ايشون رو تحسين كردن

      فقط ميخوام به شمايي كه داري اين مطلب رو ميخوني بگم نه من شما رو ميشناسم نه آشنايي نزديكي با آقاي عطار روشن دارم و اصلا من در يك قاره ديگري در اين جهان هستم و فاصله بسيار زيادي با آقاي عطار روشن دارم

      اما حقانيت در كلام ايشون من رو آورد توي اين سايت و شروع كردم دارم با متد ايشون روي متناسب شدن خودم كار مي كنم…شما هم جاي درستي هدايت شدي 

      تاريخ پنج شنبه 11 اسفند 1401

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      1401/12/02 00:14
      مدت عضویت: 522 روز
      امتیاز کاربر: 3220 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      وااااو عاشق این عکس اول صفحه شدم 

      خدا من رو به راه راست هدایت کرد

      نمیدونید وقتی در سایت استاد عباسمنش به نتایجتون و تعهد و اطمینانتون گوش میدادم چقدرررر انرژی میگرفتم  و بعد از بارها گوش دادن به اون فایل رفتم قسمت نظرات رو خوندم ک دیدم که نام و نام خانوادگی شما رو دوستان کامل گفتن  و کنجکاو شدم که شما الان بعد از اون نتایح بعد از اون همه تغییر توی اینترنت چه ردپایی از شما هست و با سایت تناسب فکری مواجه شدم 

      یعنی اصلا تو این فضا نبودم که بخوام وزن کم کنم (فکر کنم از فرط ناامیدی برای داشتن رابطه خوب با خودم و دیگران خدا من رو آورد اینجا تا قلبم رو تسکین بده و بگه سارا خواسته تو به دست تو با مسیری که نشونت دادم حقیقی میشه) من خیلی خوشحالم که کسی استادم هست در این حوزه که استادش آقای عباسمنش هست و کاملا حرفش رو میفهمم و میتونم به هر چی میگه گوش جان بسپارم و مطمئن باشم نتیجه چه خواهد بود 

      من خیلی دلم میخواد با لاغری خودم عشق کنم خیلی دلم میخواد خودم برای خودم لباس قشنگ بخرم خیلی دلم میخواد با شوق و ذوق بدوم خیلی دلم میخواد جلوی آینه که وایمیستم از شاهکاری که خودم ساختم حض کنم   حس میکنم من کاملا نا امید بودم و برای همون کاملا بیخیال لاغر شدنم شده بودم اما الان له خودم میگم سارا سارا سارا اینجا همونجاست اینجا همون لحظه نابه و بوی خدا حس میشه و قلب آروم و با شوق شوق و اشتیاق واقعیه 

      خیلی متشکرم بابت این فضایی که همت کردید وساختید چون حالا میفهمم که چقدرررر همچین جایی واسه ما که اضافه های وزنمون رو میخوایم بفرستیم بره  و جاش رو تناسب بگیره نیاز داریم که خودمون باشیم و بقیه هم کاملا درکمون کنن و آرام و پیوسته و با عشق لاغر بشیم 

      لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست 

      امیدوارم همیشه شاد و خوشبخت و موید و سلامت باشید ❤

      خدایا شکرت خدايا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 80 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم احساس بهتری داری😊 و با انگیزه پیگیر خلق رویای لاغری خودت هستی
        موارد مهم برای شگفتی ساز شدن در مسیر لاغری با ذهن:
        ۱- اطمینان داشتن که به لطف خداوند در شما ایجاد شده.
        ۲- آرامش داشتن که بخشی از اون به واسطه اطمینان به شکل خودبخود ایجاد می شه و برای بیشتر شدن باید آگاهانه در حفظ آرامش خودمون تلاش کنیم.
        ۳- رها کردن و فاصله گرفتن از رنج های لاغری گذشته
        در نتیجه انشاالله رویای لاغری محقق می شه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 15 از 3 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فهيمه
        1401/12/11 23:14
        مدت عضویت: 505 روز
        امتیاز کاربر: 6225 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 57 کلمه

        سلام به استاد عطار روشن و بقيه اعضا سايت كه اين مطلب رو ميخونن

        سارا جانم چقدر از اينكه ميبينم ما عباس منشي ها اينجا جمع شديم خوشحالم 

        به استاد عطار روشن تبريك ميگم كه تونسته انقدر قوي روي خودش كار كنه و خداوند هدايتش كرده به مسير لاغري به ذهن و الان خودش استاد ما و بقيه شده 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,585 کلمه

      سلام بر شما استاد عزیزم و بر تک تک دوستان گلم در سرزمین لاغری😊👋🌹

      خیییییلی خیییلی خوشحالم و شکرگزار خداوند که از شنبه ۲۹ بهمن ماه ۱۴۰۱ وارد سرزمینی شدم که اسمش سرزمین لاغرهاست و توی این مسیر قراره انشالله بلطف خدا با چیزهای عالی و جدیدی روبرو بشم و با دوستان خوبی همراه…🥰

      می خوام کمی از داستان خودم بگم و چگونگی هدایتم به این سرزمین زیبا :

      من با اینکه همیشه فرد متناسب و خوش اندامی بودم اما از سن ۱۲ سالگی مدام دنبال رژیم گرفتن و بهتر شدن …و فکر می کنم یکی از دلایلش حس کمال گرایی ام بود که همیشه می خواستم بهترین باشم و معیارهامو همیشه بالا انتخاب می کردم،مثلا اگه تو تلویزیونی ،مجله ای،جایی خانمی رو می دیدم که خیلی فیت و خوش اندام بود، می گفتم چرا من اینجوری نباشم،منم باید مثل این باشم…،و دومین دلیلم که الان میفهممش اعتماد به نفس خیلی پایینم بوده  ، اینکه هیچ وقت از خودم راضی نبودم و همیشه احساس کمبود می کردم و فکر می کردم یک اندام زیبا،می تونه نکته تحسین برانگیز من برای دیگران باشه…البته در خانواده ای هم بزرگ شدم که شدیدا با پرخوری و چاقی مخالف بودن و اگه در بچه گی مقداری غذامو بیشتر می خوردم بدجوری تحقیرم می کردن و من رو می کوبیدن و حسی بهم می دادن که تو با این طرز غذاخوردنت،بی ارزش ترین آدم روی زمینی چرا که نمی تونی جلوی خوردنت رو بگیری و آدم پست و حقیری هستی…

      (الان که نزدیک ۴۰ سالمه این حس ها هنوزم تو وجودم زنده است😔)

      رو اعتماد به نفسم و حس کمال گرایی ام خیلی خیلی کار کردم و خیلی از هرنظر بهتر شدم اما انگاری اون تحقیرها تو وجودم موندگار شده،و اگه از خودم جایی ناراضی باشم، با غذاخوردنم خودم رو عذاب میدم و شکنجه میکنم.(و بازهم اینجا می فهمم و به خودم خاطر نشان می کنم که ندا همه چی ذهنیه…موضوع چاقی و لاغری هم مثل همه موضوع ها،یک موضوع ذهنیه…👌)

      از سن ۱۲ سالگی تا ۴۰ سالگی هر روز خدا من تو رژیم بودم،هر روز ورزش کردم و البته همیشه اندامم متناسب و خوب بوده،حتی الان خیلی ها بهم می گن تو کمبود وزن هم داری چرا انقدر دنبال رژیمی،چرا انقدر ورزش می کنی؟!اما نمی دونن که ذهن من بیماره،ذهن من مریضه،ذهن منه که چاقه…

      درسته که تونستم با سختی خیلی زیاد و لذت نبردن از غذاها و زندگی ام،همیشه متناسب بمونم اما خودم رو دچار کلی بیماری کردم مثل ضعفهای شدید،ریزش موی شدید،معده داغون،روده های مشکل دار و…نگم براتون،همش هم بخاطر رژیم های جورواجور و گرسنگی کشیدنهای طولانی بوده،جوری که فکر می کنم مواد مغذی به بدنم نمی رسیده..،حتی تو این همه مدت زندگی ام یعنی دقیقا ۴۰ سال،بدن من بهش چربی و روغن نرسیده چرا که خانواده من با روغن کاملا مخالف بودن و این باور رو توذهن من هم کاشتن که دلیل همه بیماری‌ها و چاقی ها روغن و چربی…

      خلاصه کلام که پارسال دنبال راه حلی برای مشکلم بودم چون واقعا خسته شده بودم از رژیم‌ها و دیگه ذهنم بدجوری مقاومت می کرد و حاضر نبود هیچ گونه برنامه غذایی خاصی رو رعایت کنه و از اونجایی که من غذاخوردن طبیعی و معمولی رو بلد نیستم 🥺 دچار بدخوری شدم و کم کم وزنم رفت بالا رسیدم به ۶۲ کیلو و بدتر از همه ، اون حس بد ناتوانی و ناامیدی بود که دچارش شده بودم،تو سایت استاد عباس منش در قسمت عقل کل دنبال جوابم بودم و دیدم خیلی از بچه ها شما رو معرفی میکنن که یک سایتی هست به اسم سایت تناسب فکری و استاد عطار روشن مدرس لاغری با ذهنه.. که خودشون هم تونستن از طریق قدرت ذهن،کلی وزن کم کنن و تو این زمینه بسیار موفق هستن و کلی شاگرد دارن..،خلاصه پیگیر سایتتون شدم،واردش شدم،و از اونجایی که هنوز تو مدار شما و یادگیری مطالب از جانب شما نبودم،خیلی زود بی خیالش شدم.

      و برام جالب بود همین چند روز پیش که بلطف خدا وارد سایتتون شدم،کامنتهام رو که دیدم متوجه شدم دقیقا” بهمن سال گذشته ” تو سایتتون فعال بودم به خودم می گفتم ندا ببین یک سال پیش بودا،یک سال عقب افتادی،اگه با هاشون می اومدی جلو الان کجا بودی دختر؟!اما باز به خودم یادآوری می کردم که نه ندا بلطف خدا همه چی سرجاش قرار گرفته،الان وقت یادگیری توست،الان که متوجه شدی هیچ برنامه غذایی حتی اونی که ادعا می کنه بهترینش رو کشف کرده هم نمی تونه به تو که ذهنت دچار مشکل شده کمک کنه….الان وقتشه..و از این به بعد بیا به تماشای این بشین که خدا چی ها برات درنظر گرفته و کنار گذاشته،ببین با یادگیری اصول درستش چه روزهای طلایی در انتظارته…

      استاد ،من پارسال در وضعیت استیصال و ناامیدی محض تو یکی از روزهای بهمن ماه با تمام وجود خدا رو صدا زدم و ازش کمک طلبیدم(همون نقطه تسلیم شدن محض بود حقیقتا که خدا دستم رو گرفت و من رو از اون ناامیدی نجات داد)دقیقا یک ساعت بعد از اون لحظه استاد خبر یک دوره جدید رو داد که به آدمهای چاق کمک می کنه که خیلی راحت لاغر بشن و…

      گفتم بله خدا جوابمو داد،خدا مثل همیشه راهی برام باز کرد،خدا دستم رو گرفت،و به محض اینکه دوره شون رو سایت قرار گرفت خریدمش،شروع کردم با کلی ذوق و شوق و هیجان انجام دوره،در عرض یک ماه و نیم ،۱۰ کیلو وزن کم کردم و شدم ۵۲،خیلی لاغر شده بودم شبیه پوست و استخون…اما از اونجایی که استاد می گفتن این رژیم نیست و یک سبک تغذیه است و باید تا آخر عمر ادامه اش بدین ذهن من شروع کرد به مقاومت کردن که واااای من چقدر بدبختم تا آخر عمر هیچ چیزی بغیر گوشت نباید بخورم دیگه نون و بستنی و” میوه “و همه چی تا آخر عمر تعطیل!!!😥😥😥،( در صورتیکه همه چی خوب بود،نتایجمم عالی،کلی از بیماری‌هام هم در حال خوب شدن) اما ذهن مریض من داشت بیشتر و بیشتر بیمار می شد،دوباره مقاومت های ذهنی شروع شد،انگاری رنج و درد و عذاب من تمومی نداشت،شاید دوره شون عالی بود اما به درد ذهن چاق و بیمار من نمی خورد،از تک وعده ای خوردن ،کلی گرسنگی کشیدن،کلی گوشت خوردن متنفر شده بودم،مخصوصا از طعم گوشت،هنوزم حالم بهم میخوره اسم گوشت که میاد،چه شبهایی که تا صبح از درد گرسنگی و یخی بدنم خوابم نبرد،چه سختی هایی که متحمل نشدم،الان ۱۱ ماهه توشم،اما با یه حال بد،از همه چی بدم میاد،بدنم عادت کرده به فقط و فقط یک یا دو وعده خوردن،دیگه مثل آدمهای معمولی نمی تونم غذا بخورم،کوچکترین کربوهیدراتی که می خورم سریعا وزنم  میاد بالا،منی که اصلا شیرنی و شکلات نمی خوردم چون باورم این بود چاق کننده هستن الان آنچنان حریص شدم که اگه یک دونه بخورم ،به هیچ وجه نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم شاید تا ۱۰ تا پشت سر هم بخورم و بعدش هم حالت انزجار شدید…

      و دوباره رسیدم به نقطه ی خدایا غلط کردم، خدایا من ناتوانم، من نمی دانم،تو دانایی،تو می دونی،تو کمکم کن،خدایا خسته شدم از این همه رژیم و برنامه غذایی،خدایا سخت ترینش رو تو این یک سال اخیر گذروندم،خدایا خودت دیدی چقدر سختی کشیدم،چقدر از خانواده و دوستام جدا شدم،یک روز نشد کنار اعضای خانواده ام مثل اونها غذا بخورم،خدایا ذهن من لاغر که نشد چاق تر و حریص تر هم شد،من دیگه نمی کشم،من خسته و ناامید از همه برنامه های غذایی فقط و فقط به تو پناه میارم خودت دستم رو بگیر و من رو از این وضعیت نجات بده…

      و خدای مهربان و یاری رسان دوباره  صدامو شنید

      استاد عزیز،اگه تو سایت   شما رو نمی دیدم،اگه پای صحبتهاتون با تمامی عشقم نمی نشستم،صحبت‌هایی  که بوی سادگی،صمیمت،بوی قدرت و مردانگی،بوی شجاعت و تسلیم بودن ، بوی توحید و موحد بودن،بوی خود خدا رو نمی داد،اینجوری شیفته شما و صحبتهاتون نمی شدم،الان بازهم اینجا نبودم…کار خدا بود،چیدمان زیبای الهی اش بود، انقدر صحبتهاتون دلنشین بود که شما می گفتین و به دلم رسوخ می کرد،بدجوری من یکی رو به سمت خودتون جذب کردید،برام قابل تحسین شدید،برام شدید استاد برتر…و الان با تمامی وجودم خوشحالم که قراره به لطف خدا  و امید به خدا شاگردی شما رو بکنم،باعث افتخارمه بودن در کنار شما و یادگیری روش‌هایی برای مداوای ذهنم،برای بهترشدن از شما استاد گرانقدرم 🌺

      برام شدین استاد رضای بزرگ و عزیز 💎❤💎

      نمی دونین که به شکل و صورت تو ذهنم نشستید ،شکر خدا با تمام هیجانم آماده یادگیری هستم،چیزی که پارسال ذره ای ش تو وجودم نبود،حتی ذره ایش…خدایاشکرت از بابت حمایتهات،از بابت هدایت‌های ناب الهی ات،از بابت چیدمان قشنگت،از بابت اینکه بلطف تو همه چیز درست سرجای خودش قرار گرفته،خدایا شکرت که من رو از گوشت خواری محض داری نجات می دی خدایا شکرت که داری من رو از تمامی برنامه ها ورژیمهای سخت لاغری نجات می دی،خدایا شکرت که مدتها و سالهاست ازت آرامش در غذاخوردن خواستم و داری من رو اجابت می کنی،حاضرم برای این آرامشم هر کاری بکنم خدایا شکرت🙏💕

      راستی پارسال که من آماده یادگیری و شنیدن مطالب از شما نبودم،پولش رو هم نداشتم،برام ۵ میلیون و خورده ای زیاد بود و نداشتمش،… الانم که با تمام عشقم ،وارد سایتتون شدم از خدا خواستم پولش رو برام مهیا کنه و با خودم می گفتم حالا تا ۵ تومن جور بشه تو سایت میچرخم و چیزهایی یاد می گیرم…. و ناباورانه اون هم با الهامات خداوند وقتی وارد این دوره شدم دیدم نوشتین خرید مرحله ای، و چقدر جالب خرید هر مرحله فقط یک و دویست میخواست که شکرخدا داشتم،انقدر خوشحال شدم و شاکر خداوند که چقدر همه چی سرجاشه الهی شکرت خدا🙏

      استاد زین پس می خوام به یاری خدا تمام خودم رو پای آموزشهاتون بزارم و شگفتی بیافرینم…می خوام ندایی بهتر،ورژنی جدیدتر از خودم  با ذهنی کاملا سالم و متناسب بیافرینم  با توکل به خدا   انشالله 🙏😊💪💪💪

      ندای عاشق تغییر و بهتر شدن

      اول اسفند ماه ۱۴۰۱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمدرضا
      1401/11/30 10:03
      مدت عضویت: 517 روز
      امتیاز کاربر: 3120 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 311 کلمه

      سلام خدمت دوست و استاد گرامی آقا رضای عزیز

      هدایت من به این سایت از طریق فایلی که از نتایج فوق العادتون برای استاد عباسمنش فرستادید صورت گرفت یعنی بعد از گوش دادن به صحبتهاتون در اون فایل از بس صادقانه و تاثیرگذار و عالی صحبت کردید که من به خودم گفتم ایشون کیه که اینقدر قشنگ و واضح و تاثیرگذار صحبت میکنه و با توجه به اینکه در اون فایل از راه اندازی کانال تلگرامتون حرف زدید من علاقه مند شدم کانال تلگرامتون رو پیدا کنم و بعد هدایت شدم به سایت تناسب فکری و دیدم واقعا چه مطالب ارزنده ای در مورد لاغری ذهن میفرمایید و من تحسیتون میکنم که ایتقدر قشنگ کارکرد ذهن رو یاد گرفته اید

       با اینکه من حدود ۵ ساله خام گیاهخوار هستم و خیلی هم لاغر هستم اما ذهن چاقی دارم چون همیشه من رو به پرخوری توی مواد غذایی خام وسوسه میکنه و خام خواری یک تفاوتی با پخته خواری داره که هر چی بیشتر بخوریم لاغرتر میشیم و من خیلی لاغرم چون خیلی در مواد غذایی خام پرخوری میکنم البته این هم یک باور هست و نمیدونم تا چه اندازه درسته ولی درست و اشتباه بودنش برا من مهم نیست مهم اینه که ذهنم دائم من رو به خوردن غذاهای بیشتر و متنوعتر تشویق میکنه و قبل از اینکه با سایت شما آشنا بشم از خدا طلب کمک و راهنمایی کرده بودم که من رو از این نجواها و وسوسه های ذهنیم نجات بده جون خودم رو درمانده در برابر این وسوسه ها میدیدم و خداوند هم مثل همیشه لطفش شامل حالم شد و هدایت شدم به سمت سایت شما و من میخوام از صحبتهای ارزنده شما استفاده کنم و به امید خدا این نجواهای ذهنیم رو خاموش کنم

      انشالله که به امید خدا روزبروز در کسب و کار و در تمام جنبه های زندگیتون موفقتر و خوشبختر بشید و به تمان آرزوهای قشنگتون برسید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 92 کلمه

      سلام واحترام استاد من درزمان بیماری مادرم باید روحیه ام رو تقویت میکردم و روی آوردم به خودشناسی، واز اون جایی که دغدغه ام اضافه وزن هم بود یک بار باخودم گفتم پس طبق مطالعاتم ازطریق ذهن هم باید بشه لاغرشدوداخل یوتیوب سرچ کردم لاغری باذهن وشما رو نشون دادباورش آسون نبود اماخب وقتی به فایلهاتون گوش دادم ایمان بیشتری پیداکردم و همونطورکه خودتونم گفتین بدون هیچ تبلیغی من هدایت شدم به سایت تناسب فکری وباورم روز به روز تقویت شد. کارخداچون و چرا نداره…..من ازخداوخودبرترم خواسته بودم ونشانه هارودیدم،ازشما بینهایت سپاسگزارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/11/24 16:56
      مدت عضویت: 535 روز
      امتیاز کاربر: 37651 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 356 کلمه

      ۰سلاماقایی رضا عطاران روشن 

      من بعداز حدود ۴۱ روز که وارد یایت شماشدم دلمو به دیارزدم تا شایدانگیزه بشه برای افرادکه‌مثل خودم با نا امیدی وارده این سایت میشن.

       من ۵۶سالمه تویی این سالهای ازبچگی مثل شما اضافه وزن داشتم.شروع دوره رزیم گرفتن من حدود ۴۰ ساله هستش شاید توی  این چهل سال دست کم ۳۰ مدل رژیمگرفتم تا زمانی خوب بود باره باره وزن کم میکردم ولیته دلم امید به برگشت وزنم داشتم 

      حدود ۱۰ سالی این حی درمن نبود چون جوان بودم وخودم مسوال برگشت این وضعیت میدوستم بالا رفت سنم دورهایی که من با شکست در اون دروره به ادمی که موفق نمیشه تبدیل کرد 

      ۶ سال پیش من یی دره شرکت کردم ۱۶ گیلو وزن کم کردم خیلی خوشحال شدم .گفتم این دره درسته ولی بازم با طولانی شدن مدت رژیم ارام ارام برکشت کردن داشتم که در دو ماه دوباره برگشت کامل داشتم در  طی این همه رژیم گرفتن اولین نشانه وضربه به دوپام بود دچار مشکل شد به مرو زمان هم رژیم وهم اضافه وزن من رو از راه رفتن در بیرون از منزل منع کرده ودیگر تنهایی نمتونم بیرون برم چون مفصل زانوم دچار مشکل  شده وباید تعویض بشه ولی اول باید لاغر شم پس مشکل دوتا شده  سال گذستع بچه به من اسرار میکردن بیا عمل معده انجام بده یگ از مسکلات حل بشه من ازعمل معده بشدت ترس دارم قبول نکردم دنبال یی روش دیکه گشتم تا سال گذشته من خیلی دنبال یی راهی میگسشم که من از ییگی از مشکلاتم کم کنه اولی چاقی رو حل کنم تا پام خلاصه خداد پارسال من یی ادوره پیدا گردم وبارم ۱۱ کیلو وزن کم کردوم در بازم ۳ کیلو برگشت داشتم دوباره حس خرا ب نا امیدی داشتم .

      ۶دی  وفات حضرت زهرا(س)خیلی حال دلم بد بد بود ا زخدا و خانم خواستام کمک کنه تا دوباره شکستتو نچشم خیل حالم بد بود دوز ۱۳ دی به طور اتفاقی تو‌گوکل گفتم بینم کسی با ذهن لاغر شده 

      این سوال توذهنم مثل حرقه بود سایت تناسب فکریی باز شد د به دریارسیدم حالا من اینجاهستم باکلی امید انگیزه  احساس خوب نمیدونم چرافکرم اینه مشکل پام اینجا خوب میشه نمی دونم چرا این حسو دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1401/11/24 03:25
      مدت عضویت: 1428 روز
      امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 157 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان

      سلام به دوستان خوبم واستاد گرامی

      الان ساعت ۳ صبح 

      ومن بیدار شدم 

      وندایی درونم گفت بلند شو وسایتو ببین 

      همون موقع یکی از دوستان خوبم پاسخی به یکی از دیدگاه های من گذاشته بودن که خیلی وقت پیش گذاشته بودم

      این دیدگاه تلنگری به روحم زد 

      که پاشو وتکرار کن واصرار داشته باش درانجام کارا

      یه حسی بهم گفت پاشو ولاغر ومتناسب شو تو درمسیری فقط باید ادامه بدی تا به دلخواهت برسی

      ما آدمها فکر میکنیم هدایت حتما باید عجیب وشگفت انگیز باشه 

      درصورتی که هدایت گاهی از ندای درونمون از حرف یک نفر که تلنگر روحمون میشه 

      از دیدن فردی 

      از خواندن مطلبی هم ممکنه

      ومن امشب اینکه دیشب از خدای خودم خواستم هدایتم کنه دوباره وهدایتم کرد رو یک معجزه میبینم

      این داستان هدایت منه که فکر میکنم نیاز هدایت بشیم تا آخر عمر به راه درست تا درمسیر درست باقی بمانیم

      خدایا شکرت که دارمت 

      وخدایا شکرت که تنها کسی که از من هیچ وقت ناامید نمیشه تویی وکمکم میکنی 

      ممنونتم وسپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 7948 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 277 کلمه

      به نام خدا 

      داستان هدایت شبنم :

      من جزو افرادی بودم و هستم که تناسب اندام برام خیلی خیلی مهم بود و هست . تقریبا انگار از یه سنی به بعد هر کاری میکردم بالاخره برای لاغری 

      یا قرص یا دمنوش یا رژیم های مختلف و …. 

      یادمه آخرین سری که رژیم گرفتم قبل از آشنایی با این سایت ،رژیم پروتئن بودم و نزدیک به سه هفته لب به نون و برنج و پروتئین و اینها نزده بودم …

      رفتیم با خواهرم وزن کشی و من دیدم در ۳ هفته زجری که تحمل کرده بودم فقط ۱ کیلو کم کردم 

      اونجا یکی از نقطه های زندگیم بود که به شدت ناراحت شدم 

      چون من واقعا با تمام وجود تلاش کرده بودم هم از لحاظ خوردن هم از لحاظ ورزش 

      یادمه که کمتر از ۳ هفته بعد از این قضیه در حال و هوای امتحانات خرداد بودیم منو خواهرم….

      خواهرم به من گفت با سایت تناسب فکری اشنا شده و خیلی چیزای متفاوتی داخلش گفته میشه و به شدت میگفت که ایشون شبیه ما بوده ، منظور خواهرم استاد عطار روشن بودن که قبلا چاق بودن افکار و راه حل و …. شبیه ما بوده 

      خواهرم ظاهرا دنبال یه مطلبی تو گوگل بودن و یهو صفحه تناسب فکری براشون باز میشه …

      از اون موقع فک میکنم ۵ سالی میگذره و من بسیار خوشحالم که الان اینجا هستم و برای بار سوم میخوام دوره ورود به سرزمین لاغر هارو شروع کنم 

      به لطف خدا نتایج خیلی خوبی گرفتم و باز هم میخوام نتایج عالی تری هم بگیرم 

      ممنون استاد عزیز بابت اینکه این گفته هارو با ما شریک شدید 

      و روزی چند دفعه تو ذهنم مرور میشه که آفرین به استاد که انقدر ادم عمل بوده و هست  

      در پناه الله یکتا❤️✨️🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 16 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

       سلام درست یادم نمیاد از کی هیلی درگیر تناسب اندام شدم ولی یادمه همیشه از داشتن شکم رنج می بردم حتی زمان مجردی هم شکم داشتم کوچیک بود اما نسبت به همسن و سالان بزرگتر بود و تا قبل ازدواج وزنم 63 کیلو تا 65 کیلو بود اما بعد از زایمان رسیدم به 70 کیلو و دیگه تقریبا این وزن ثابت شد و تا 74 کیلو در نوسان بود . ولی تو این 15 سال بعد از ازدواج همیشه دوس داشتم وزنم برسه به 60 کیلو که البته هیچ وقت اتفاق نیافتاد و بیشترین کاهش وزنم تا 68 کیلو بود .که اونم با رژیم و ورزش نبود در اثر ناراحتی و استرس بود. فقط هم چند روز بود ناراحتی مه برطرف میشد برکیگشتم به وزن اولم .

      تلاش های زیادی کردم رژیم گرفتم الان 3 یاله که ورزش می کنم تا سه ماه پیش تو خونه ورزش می کردم اما الان باشگاه میرم کوهنوردی و پیاده روی هم میرم باشگاه منظمه و واقعا ازش لذت میبرم دوستای خوبی پیدا کردم و دوس دارم همش برم

      اما وزنم تعییر چندانی نکرده حتی یه مرحله زیاد هم شد اما اونایی که قدیمی ترن میگن ما لاعر شدیم و تناسب اندام خوبی دارن

      خودمم یه سایز کم کردنم و تناسب اندام پیدا کردم بدنم فرم گرفته ولی وزنم تعییری نکرده

      یه هفته س دوباره رژیم گرفتم ولی در کمال تعجب دیدم بازم وزنم کم نشد امروز داشتم تو نت دنبال رژیم لاعری میگشتم که با این سایت برخورد کردم

      البته من دو ساله مه سایت استاد عباسمنش رو دنبال می کنم و از اموزش هاش استفاده می کنم و اقای عطار روشن رو ازون جا میشناختم و راجع به نتایجشون هونده بودم بهاطر همین وقتی اومدم اینجا خیلی راحت اعتماد کردم چون می دونم جای درستی اومدم و حتما از اموزش ها نتیجه می گیرم همونجوری که قبلا نتیجه گرفتم 

      نا گفته نماند که تو جلسه 6 12 قدرم قدم اول همین هفته ی پیش هدف مشخص کردم که وزنم کم بشه و برسم به اندام مطلوبم و این سایت در واقع پاسخ خداوند به درخواست هدایت منه و من با تمام وجودم به اموزه هایش عمل میکنم چون این رو هدایت خدا می دونم و الان وظیفه من عمل به این هدایته

      برای اقای عطار روشن هم ارزوی موفقیت بیشتر می کنم تو این سایت هم ردپای سایت استاد عباسمنش رو میبینم و احساس صمییمت زیادی می کنم 

      در پناه حق موفق باشین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/11 12:29
      مدت عضویت: 555 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,034 کلمه

      سلام و درود .

      داستان هدایت من .

      من حدودا چند سالی میشه در چاقی جسمی داشتم زندگی می کردم . البته از کودکی با مفاهیم چاقی آشنا شدم ولی حدودا از سن ۱۹ سالگی  من چاقتر و چاقتر میشدم . رفتارهای غذاییم بدتر و بدتر و الان که فکر می کنم کلییییی فرمول نامتناسب کننده در ذهنم داشتم . یکی از همین شب های زندگی در چاقی  که  مهمونی خونه ی عموم دعوت بودیم من مشغول انجام رفتار نامتناسب کننده بودم که سنگینی نگاه دیگران رو حس کردم .  همه به من نگاه تحقیر آمیز داشتن . نگاهی که حس بدی در من ایجاد میکرد . منم با توجه به ویژگیهای چاقی اون رو ربط دادم به پرخوری و  چاقی خودم . البته درست بود . اونا به رفتار من نگاه بدی داشتند . ولی نمیتونستم به رفتار چاق کننده ام ادامه ندم . همه میوه هایی که جلوم بود رو خوردم شیرینی خوردم چای خوردم تنقلات خوردم شام از همه نوع که سر سفره بود خوردم و بعد از شام در حالیکه من داشتم شیرینی و نوشابه و شربت میخوردم  ببخشید عذر میخوام یهو عموم دیگه طاقت نیاورد و به من گفت : عطا چرا مثل گاو داری میخوری . این چه هیکلیه برای خودت درست کردی کمتر بخور . البته این عموی دیگم بود خونه شون نبود وگرنه قطعا اینطوری بهم نمیگفت . خونه خودش همش میگفت بخور نوش جونت . ولی اون شب خونه اون یکی عموم دعوت بودیم . بگذریم ادامه شو بگم . مامانم  همیشه چاقی منو توجیه میکرد . ازم دفاع میکرد ولی این لحظه گمانم جای دیگه بود حرف عموم رو نشنید وگرنه یه چیزی می گفت . اما زنعموم بود و به عموم گفت که چرا اینطور با من حرف میزنه ؟ عموم گفت به خاطر خودش میگم برادر زادمه . پس فردا بهش زن نمیدن . گفتم عمو من زن نمیخوام . گفت الان نمیخوای . چند سال دیگه که بخوای تشکیل خانواده بدی هر جا بری نگاه به هیکلت که کنند قبل از هر حرفی جواب منفی میدن . گفت کمتر بخور خب این چه وضعشه . گفتم نمیتونم عمو دست خودم نیست . میخوام کم بخورم ولی نمیتونم . 

      گفت دست خودته . مگه میشه آدم بخواد کاری انجام بده نتونه . خودت نمیخوای . همش میخوای بخوری . هرچی جلوته درو می کنی . 

      چیزی نداشتم بهش بگم حرفاش درست بود ولی من نمیتونستم کم بخورم . بعد زنعموم شروع کرد به صحبت به عموم گفت آقا این راهش نیست . غذا هیچ کسی  رو چاق  نمی کنه . ایشون  سبک بینش و تفکرش باید تغییر کنه . خب زنعموم چند سال پیشم از این حرفا میزد ولی من خیلی توجهی نداشتم ولی اون شب توجهم به حرفاش جلب شد . گفت فقط سوال نکن . به سوالات پاسخ داده میشه . 

      گفتم یعنی چی تفکرم . تفکرم چه ربطی به چاقی داره ؟ چرا سوال نپرسم ؟ مگه میشه نپرسم ؟ چطور به سوالام پاسخ داده میشه ؟  یکم توضیح داد . البته  اون زمان درست نفهمیدم .فقط گفت برو به سایت تناسب فکری استاد رضا عطار روشن . یه سایتی هست که چاقیتو از سر منشاء ش درست می کنه و به این ترتیب من هدایت شدم به سایت تناسب فکری . 

      اول از دوره صدگام شروع کردم حدودا یک هفته که دوره رو مطالعه و گوش کردم و تمریناتش رو روزانه انجام دادم استاد در فایلی گفتن چالش من اینو نخوردم  هم انجام بدین و من تصمیم گرفتم این چالش رو هم همراه دوره صدگام انجام بدم . کم کم دیدم رفتارهام تغییر کرد . یعنی خودم تغییرش دادم . دیگه نمیتونم و این حرفا توش نبود  . دیدم میتونم  در رفتارهای غذاییم تغییر ایجاد کنم و البته اولش خیلی هیجان زده هم شدم ولی با آموزشهای بعدی دیدم استاد فرمودند اینا فقط انتخابه . انتخابهای چاقی و انتخابهای لاغری هر دو در یک سطحن . نه باید از انتخاب چاقی ناراحت شد نه از انتخاب لاغری خیلی خوشحال . این واکنشها یعنی تو قدرت رو دادی به چاقی و لاغری و دست خودت نیست رفتارهات . در حالیکه قدرت دست توعه و این تویی که داری انتخاب می کنی .

      چقدر این حرفا به دلم مینشست . 

      از همون روز  اول چالش تغییر عادت تا همین امروز که من روز ۲۵ در مسیر لاغری هستم من تونستم علاوه بر فرمولهای ذهنی خودم فرمولهای رفتاری خودم در مواجهه با مواد غذایی و همینطور انجام کارهای شخصی تغییر بدم . 

      اون زمان من واقعا نمیتونستم راه و روش چاقی رو رها کنم ولی در همین مدت کم من یاد گرفتم که چطور با شخصیت متناسبم زندگی کنم . 

      مسیر لاغری با ذهن خیلی راحت و آسون راه صحیح لاغر شدن رو به من نشون داد و من حرفای استاد رو با گوش جان پذیرا شدم . 

      چون خیلی راحت بود .زور و اجبار نبود فشار جسمی نبود . اون و بخور اون و نخور نبود . 

      بلکه شخصیتم رو تغییر داد تا من خودم شخصا عطا بزرگی رفتارهام رو با میل و اشتیاق دارم تغییر میدم . این تغییر خیلی برام ارزش داره . تحقیر نیست بلکه عزت نفسه . من در اینجا به خاطر چاق بودنم تحقیر نشدم بلکه به عزت نفس رسیدم . 

      ( من ) در من فعال شده . قدرت انتخاب پیدا کردم . نخوردن به راحتی در من اتفاق میفته . خوردن هام صحیح و براساس نیاز بدنم شده . 

      دیگه با فرمولهای ذهنی نمیخورم . نگرشم به خودم و زندگیم تغییر کرده و مهمتر از همه حالم خوبه . 

      من این یک ماه نه تنها انتظار چاق شدن از خودم نداشتم بلکه انتظار لاغر شدن در من پدید اومده . انتظاری که هیچ وقت نداشتم . 

      لاغر شدن رو باور کردم . دیگه اون رو آرزوی دست نیافتنی نمیدونم . مطمئنم وقتی شخصیت لاغرم قوی و قویتر بشه و من هر روز  بر اساس شخصیت لاغرم زندگی کنم نتیجه جسمی خیلی راحت میاد سراغم . 

      من تا همینجا خیلی خوب لاغر شدن رو یاد گرفتم  و به جرات میتونم بگم تنها راه لاغر شدن و همیشه لاغر موندن راه لاغری با ذهنه . 

      فقط باید خوب درک کرد و یاد گرفت و بعد خوب به آموزشهای استاد در زندگیمون عمل کرد . این دو روش فکری و عملی رو که داشته باشیم دیگه لاغر شدن یه رویا نیست . 

      لاغری یه واقعیت میشه . 

      من اینگونه هدایت شدم به سایت تناسب فکری . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 121 کلمه

      با سلام.من 33سالمه.همیشه اضافه وزن داشتم.حتی تو عکس شش ماهگی م،درشت تر از بچه یه ساله بودم.از وقتی یادمه تو رژیم بودم.همیشه باشگاه میرفتم.تو 14سالگی ،با وزن 86کیلویی رفتم همایش لاغری دکتر کرمانی و فکر میکردم براحتی لاغر و خوش اندام میشم…همه چی رو امتحان کردم.از انواع دکترهای تغذیه و ورزش ها بگیر تا طب سنتی و اسلامی ، دم نوش و شوک الکتریکی و …حتی چاکرا درمانی هم رفتم.همیشه از خداوند کمک میخواستم.این دفعه دیگه واقعا از همه جا ناامید شدم.و از خداوند به التماس راه نجات خواستم.تو پیج استاد عباس منش بودم که دیدم بچه ها سایت تناسب فکری رو معرفی کردن.خدارو شکر میکنم که منو به این مسیر هدایت کرد.امروز روز اول برنامه منه.برای شروع لحظه شماری میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      1401/11/04 13:55
      مدت عضویت: 537 روز
      امتیاز کاربر: 5630 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      خدارو شاکرم ک ب این سایت هدایت شدم من با اینکه اضافه وزن چندانی ندارم ولی سالهاست ک دلم میخواد ده کیلو وزن کم کنم و امروز ب این سایت هدایت شده ک با راحتترین روش ب این هدفم برسم.خدایا هزاران بار شکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      1401/10/23 14:09
      مدت عضویت: 1487 روز
      امتیاز کاربر: 8493 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 395 کلمه

      سلام!

      صحبت هایی از گذشته های دور یادمه که معمولاً خانوما بعدازازدواج مخصوصا بارداری چاق میشن واین پروسه رو دقیقا یادمه چون من بعداز بارداری اضافه وزن پیدا کردم چون میشنیدم دوران بارداری ویار میکنی همین فکر باعث میشد بخام انواع رنگارنگی ازغذاها رو دلم بخاد مخصوصا که میگفتن اگه زن حامله چیزی ببینه هوس کنه اونو نخوره چشای بچه ش لوچ میشه یا اینکه طرف مقابل اگه به زن باردار تعارف نکنه اون دنیا دنبالش میذارن ویک گناه کبیره ست وازاین قبیل حرفها باعث شده بود تا به شدت تحت تاثیر این حرفها اونقدر بخورم که مثلاً بچه م چیزی کم نداشته باشه ولی در واقع جنین فقط به اندازه نیازش که غذا رو دریافت میکنه این عادت غذایی که من در دوران بارداری داشتم بعد زایمانم هم ادامه داشت چون تقریبا تبدیل به عادت غذایی شده بود ولی من اصلاً از وضعم راضی نبودم از نگاه‌های اطرافیانم هشدارهاشون سایز لباس هام خوشم نمیومد، یادم نمیاد دقیقاً چ گروهی بود که تبلیغ یکی از دوستان که تو گروه فرستاد اتفاقا مدیر گروه هم فوری حذفش کرد ولی خوب من ذخیره ش کرده بودم وجالبتر از این گفته های استاد درباره ی مغز وذهن وسرزمین لاغرها وگام های شگفت انگیز برای تناسب اندام واینکه اعزام نیرو به بخش های مختلف ذهن و تنظیم اون برای تناسب وشما هیچگونه محدودیت در انتخاب وخوردن غذا نخواهید داشت ودرکمال آرامش انواع غذاهای فست فود و پیتزا ونوشابه وشیرینی جات و…

      واقعاً هنگ کردم چون اصلاً این حرفها رو نشنیده بودم وجالبتر از این که اعزام نیرو خیلی برام جای سوال داشت ولی چون خیلی مطمئن و پرقدرت کلمات رو ادا میکردن دیگه تا1ماه فکرم درگیر بود واون موقع دوره قیمتش 400ت بود وتاالان که کم کاری ازخودمه من تنها خودم مسئول اشتباهم هستم چون تامیانه ی راه رو میومدم ووقتی حدود 15کیلو کم میکردم ودیگه ولش میکردم که دقیقاً تعهدم به چاقی رو در واقع عمل میکردم بهش ولی ان شاالله اینبار فرق داره ومن تصمیم قاطع گرفتم برای اینکه این راه رو تاآخر ادامه بدم وی سوالی که باعث شد من به این سمت هدایت بشم این بود که چرا به راحتی آب خوردن چاق میشم؟چرا تناسب برای من مانند چاقی آسون نیست وعاجزانه از خداوند متعال درخواست کرده بودم و حالا اینجا هستم 👸 واز خدای مهربونم سپاسگزارم تا منو با این سایت واستاد روشن عزیز آشنا کرد تا به رویاهام برسم و خداوند هیچ وقت اشتباه نمیکنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 495 کلمه

      با سلام خدمت استاد و دوستان شجاعم که در این راه شیرین کنار هم هستیم 

      داستان من از کودکی یا از نوزادی (دقیق یادم نیست شروعش از کجا بود چون تا جایی که یادم بوده اضافه وزن داشتم) شروع شد.

      از کودکی شاید پنج _شش سالگی انواع ورزش ها ،دستور و رژیم غذایی ها زیادی را امتحان کردم اما هر بار فرقی نمیکرد و دوباره این چرخه ادامه پیدا می‌کرد، دکتر عوض می‌شد یا دستور غذایی تغییر می‌کرد و من در اوج بازی های کودکی و شیطنت های کودکی بسیارکم حرف گوشه گیر و مشکلات این چنینی داشتم .

      گذشت و من سنم بیشتر شد و تا حدودی میتونستم متوجه حرف ها تفاوت ها و مسائل اطراف بشم و هر بار از طرف خانواده به چیزی منع میشدم بدتر از اون طرف بیشتر ترقیب میشدم که چیز های خوشمزه بخورم وچاق تر بشم اما همچنان بعد از مدرسه با خستگی فراوان ساعت ها ورزش میرفتم اما هیچ تغییری حاصل نمیشد و من چاق تر شدم و از هر باشگاه و ورزشی بود متنفر می شدم تا زمانی که بزرگ‌تر شدم و این بارخودم تصمیم میگیرفتم با تنفر شدید از باشگاه و رژیم که داشتم به زور بهترین دکتر های تغذیه رو انتخاب میکردم و باشگاه های مختلف نتیجه هم میگرفتم اما هر بار وسط راه رها میکردم یا خسته میشدم وبعدش هم بسیار احساس نا امیدی و ناراحتی داشتم تا زمانی که داخل اینستاگرام سال ۹۹ صفحه استاد رو نمی دونم به چه تریقی واقعا انگار خدا سر راهم قرار داده بود پیدا کردم و فایل های رایگان رو گوش کردم تا حدودی تغییرات را احساس کردم و نگاهم نسبت به خودم و اندامم تغییر کرد انگار بیشتر خودم رو دوست داشتم بیشتر به نوع پوششم اهمیت میدادم اما وقفه ای دوباره و استمرار نداشتنم در دوره و حرف های بقیه افکار و ذهن من رو دوباره به هم ریخت و من از دوره جدا شدم و برگشتم به همون راه و روش های قبلی مربی خصوصی گرفتم باشگاه رفتم و وزنم کاهش پیدا کرد اما همیشه در گوشه های ذهنم راه و روش استاد مثل یک چراغ روشن در یک فضای تاریک قرار داشت در همین حین با فوت داییم همه چیز به هم ریخت و من دچار استرس و اظطراب شدید شدم و مجبور شدم یک ماهی قرص آرامبخش بخورم و به روانشناس مراجعه کنم در این تجربه به شدت به تاثیر ذهن بر همه اعضای بدن آگاه شدم و متوجه شدم همه واکنش های جسم از ذهن و مغز منشا می‌گیرد و الان در آذر ۱۴۰۱ دوباره تصمیم گرفتم این بار با تصمیم جدی با توجه به تجربیات گذشته بدون توجه به پیرامونم با راهنمایی استاد عزیزم استارت دوره رو بزنم، رفتم دوره ورود به سرزمین لاغر ها رو خریداری کردم وجزوه pdf رو تهیه کردم و امروز اولین جلسه دوره رو مشاهده کردم و بسیار از استاد عطا روشن مهر قدردانی میکنم که دانسته ها وتجربیات خود را در اختیار ما قرار می دهند و ما را به سمت زندگی زیباتر راهنمایی می کنند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      1401/09/08 20:02
      مدت عضویت: 1085 روز
      امتیاز کاربر: 34357 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خداوندا برای هدایتن به این مسیر بسیار سپاسگزارم

      سلام استاد عزیز و دوستان شجاعم

      من اول که بدنیا اومدم یک دختر ضعیف بودم و به قول مامانم گردن نمیگرفتم  من تا بلوغ دختز لاغر و ضعیفی بودم و مادرم همیشه میگفت بخور که توان انجام کارها رو داشته باشی به مرور چاق شدم با گفتن دوستام فهمیدم که دارم بیش از حد چاق میشم وبا خودم هر چی فکر کردم کمتر خوردن رو راه چاره میدیدم و چون برام سخت بود که گرسنه از مدرسه بیام و کم بخورم نمیتونستم همیشه بر تصمیمم پایبند باشم و روزه میگرفتم تا مجبور به نخوردن بشم 

      تا این که مادرم بیماری قلبی گرفت و دکتر براش برنامه رژیمی داد و منم از فرصت استفاده کردم و برای خودم هم به کار میبردم 

      همونطور که میدونین اماده کردن مواد برنامه رژیمی برای همه عمر غیر ممکنه و باز به همون روزه پناه بردم تا ازدواج کردم و بعد بارداری و کار اداری و باز بارداری دوم و در نهایت به ۸۵ کیلو رسیدم و از دمنوشهای مختلف استفاده کردم ولی زمان بندی و طعم بدش ناشتا و قبل خواب منو ازار میداد و همش با خودم در جنگ بودم که چرا من چاقم و اب میخورم چاق میشم و شوهرم خیلی راحت غذا میخوره و متناسبه

      و بعد از کرمهای چرخشی خریدم و پوستم سوخت و از حلقه های ورزشی که تمام کمرم کبود شد و از لباسهای لاغری پیرهن و شلوار و همش غرق عرق بودم و میرفتم هر روز حموم از بس عرق میکردن و هیچ فایده ای نداشت 

      خیلی نا امید و مایوس بودم و عصبی و واکنشی چون همه کارهام بی نتیجه لود و خدا رو شکر پول عمل رو نداشتم تا مقل همکارم عمل معده کنم 

      یک روز برای کاری با همسرم رفتم بانک و وقتی اومدم همسرم گفت که خانمی اومده و به زور و اصرار یه کتاب بهم فروخته به نام راز من با خوندن اون کتاب در فصلی از اون خوندم که با ذهن میشه لاغر شد و چون کلی نوشته بود در اینترنت لاغری با ذهن رو زدم و به این سایت رویایی و شگفت انگیز به لطف خدا هدایت شدم و چند فایل رایگان رو دیدم و مصمم شدم و دوره های رایگان رو بترتیب شروع کردم و الان در خدمت شما هستم با یک تولد جدید از همه لحاظ و یک انسان جدید 

      خداوندا از این که شامل لطف و مرحمتت شدم و مرا به این مسیر هدایت کردی و زیبایی و راحتز و اسانی زندگی را بهم نشون دادی بسیار سپاسگزارم 

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 41760 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 796 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

       از سن ۱۰ سالگی متوجه شدم که من نسبت به هم کلاسی هام یکم تپل ترم،

      و کم کم این خیلی اذیتم می کرد وقتی صدام می زدند میگفتند اونی که چاق ، یعنی همیشه حسی بدی داشتم که وزنم از بقیه بیشتره مثلا توی کلاس اول راهنمایی فقط یه نفر خیلی از من چاقتر بود بقیه ی کلاس همه لاغر بودند ،خلاصه گذشت تا سن ۱۴ سالگی که شروع کردم به ورزش کردن ،از کاراته شروع کردم قبلش صبحها همراه پدر و مادرم پیاده روی می کردیم ولی به صورت جدی ورزش رو از ۱۴ سالگی در باشگاه شروع کردم ، اونجا هم خیلی این اضافه وزنه روی اعصاب بود چون برای ورزش رزمی باید سبک و سریع باشی .

      بعد حدود ۵سال کن کاراته کار کردم ، برای رشته ی دانشگاهی هم همش تو فکر این بودم اگه رشتم ورزشی نباشه و خیلی بشینم بازم به وزنم اضافه میشه ، یه ترم هم حسابداری خوندم بازم گفتم نه باید تربیت بدنی بخونم ، خلاصه همیشه از چاقی و چاقتر شدن ترسیدم ،

      تو دوران دانشگاه که درس هامون بیشتر عملی بود و تو سالن بودیم بقیه که می‌نشستند بین ورزش که استراحتی کرده باشند من درجا می زدم یعنی تا این حد جسمم رو تو فشار قرار داده بودم همیشه 🙁

      خیلی اشتباه بود باورهای اون دوران من ،

      کسی هم نبود که بگه آخه بدن نیاز داره به ریکاوری، استراحت ، استاد هامون هم چیزی نمی گفتند ، آخه لابد اونها هم طرز فکرشون اینجوری بوده که اگه بخوای لاغر بشی و چاقتر نشی همیشه باید تحرک داشته باشی . 

      وقتهای که از دانشگاه برمیگشتم خونه به محض اینکه در شکمم احساس سنگینی می کردم دیگه داشتم دیونه میشدم ، میگفتم وای الان 

      چاق می شم،به داداشام میگفتم توروخدا بیاید بریم پیاده روی ، هر جوری بود یکیشون رو راضی می کردم که باهام بیاد و از این ترس رها بشم .

      با این همه فشاری که تو این چند سال با ایستادن و اینکه اگه بشینم و بدون تحرک باشم چاق میشم ، مفاصلم رو داغون کردم ، بنظر خودم که بیش از حد ازشون کار کشیدم که اینجوری شدن .

      تو دانشگاه همش تو فکر این بودم که باید کارت مربیگری بگیرم و فعال بودنم رو حفظ کنم و تو چند تا رشته موفق شدم کارت بگیرم و تا حدودی شروع کردم به کار مربیگری ،دانشگاه رو هم که تموم کردم مربیگری می کردم ،

      از زمانی که بارداریم شروع شد دیگه نجواهای ذهنی شروع شدن که دیگه چاق میشه ، دیگه بدون ورزش همش وزن میگیری ، بعد اون هم ۲سال شیردهی نمی تونی ورزش کنی ، یعنی اون همه تو فکر چاق نشدن و رفتن پیش کارشناس تغذیه و … باعث شد ۲۵ کیلو اضافه کنم .

      بعد یواش یواش با همون افکار نادرست قدیم وقتی دخترم یکم نیازش بهم کمتر شد شروع کردم به ورزش ولی طولی نکشید که کرونا اومد و همه چیز باز به هم ریخت چون من وابسته بودم به ورزش و این باور اشتباهم که اگه ورزش نکنم این کم شدن تحرک من رو خیلی چاق میکنه بازم وزنم زیاد میشد و 

      خودم رو هر روز چند بار وزن می کردم 

      سایز می‌گرفتم 

      خیلی اشتباه کردم چون 

      این حالت خودم باعث شده بود که همسرم هم بیشتر دقت کنه در اندامم و برای اون هم مهم بشه ، یعنی خودم باعث شده بودم،

      کلا میگفتم ای کاش پول داشتم که عمل جراحی کنم با اینکه میگتن خیلی خیلی عمل خطرناکی هستش و عذاب آوره .

      هیچ وقت تو زندگیم تا این حد با اضافه وزن در عذاب نبودم ،

      چون پاهام هم خیلی درد می کرد ،

      تا اینکه خداوند من رو هدایت کرد به این مسیر با ارزش ،

      به دوستم گفتم خواهرت لاغر شده چیکار میکنه چند کیلو هست الان ، گفت خودش رو وزن نمیکنه ، تو این روش باید خودشون رو وزن نکنند ،

      گفتم چیه این روش ، گفت تناسب اندام با ذهن ،

      بعد به خواهرش زنگ زدم ، خیلی ازش تعریف کرد منم آدرس سایت رو ازش گرفتم و ثبت نام کردم 

      در بهمن سال ۱۴۰۰

       الان هم خیلی خوشحالم که تو این مسیرم 

      تا چند وقت پیش من کلا از مطالب رایگان استفاده می کردم ،

      باورهای اشتباهم کلا اصلاح شدن ،

      ترس از غذا خوردن ندارم ،

      احساس آرامش میکنم وقت مصرف مواد غذایی،

      دخترم رو به بیشتر خوردن و به زور یکم دیگه خوردن ترغیب نمیکنم،

      دیگه مثل قبل به همسرم که متناسب هستش نمیگم این رفتار من درسته و هر ماده ی غذایی رو میخورم ، 

      الان میگم واکنش تو نسبت به مواد غذایی درسته و انتخاب میکنی ، 

      هیچ وقت بخاطر این که غذا دور ریخته نشه بیشتر نمیخوره یا اینکه چیز دیگه ای نیست واسه خوردن چیزی که دوست نداره رو نمیخوره .

       مدتی هست دوره ی کنترل اشتها و پرخوری رو خریدم ،

      بنظر خودم این دوره ی کنترل اشتها و پرخوری داره خیلی روم تاثیر می‌گذارد و مطمئنم با این لاغر خواهم شد 

      عالیه

       ممنونم استاد گرامی از زحماتتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرزو داراب پور
      1401/08/19 14:11
      مدت عضویت: 1347 روز
      امتیاز کاربر: 39018 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 606 کلمه

      به نام انرژی برتر جهان هستی

      من همیشه عاشق متافیزیک و قدرت ذهن بودم و کتاب های جادوگری زیادی خونده ام من از سنین پایین وارد این مباحث شده ام و مجله موفقیت رو همیشه تهیه می‌کردم مطالب این مجله مفید بود و بعد وارد دوره تکنولوژی فکر استاد آزمندیان شده ام که فوق العاده بود و اشاره به باور داشتند که من اون زمان فکر میکردم باور یعنی فکر و من باید فکر خوبی داشته باشم ولی اعمال همان اعمال سابق بوده آمد و ترس از خدا و راضی نگه داشتن خداوند در وجود من بود و اصلا این مباحث که وجود ما از سه بخش مطرح نشده بود و فقط موضوع اصلی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه بود و ۲۰ دقیقه آخر هم راجع تجسم سازی خواسته ها بود که این مباحث برای من نتیجه داد حتی سطحی ولی نسبت به همسن هایم درکم بالاتر بود و وارد دانشگاه دولتی شده ام بعد واردسمینارهای آقای فرهنگ شده ام که برای دوران خودش انقلاب فکری محسوب می‌شد و اونجا هم صحبت از شرطی سازی ضمیر خود آگاه و ناخودآگاه بود و آخر سمینار هم دست راست را روی قلبمان میذاشتیم و از خداوند سپاسگزاری میکردیم و حالم خوب بود بعد از اتمام دانشگاه در مقطع لیسانس وارد دانشگاه دولتی برای. فوق لیسانس شده ام وبا امیر شریفی آشنا شده ام من اونجاتونیم بار با بحث ارتعاش فکری آشنا شده ام مباحث و دوره ها عالی بوده آمد و عضو تلگرام امیر شریفی هم بوده ام تا اینکه تلگرام قطع شد و قبل از اینکه من خواستم دوره امیر شریفی بخرم تلگرام قطع شد و من نتونستم دوره رو بخرم خیلی هم ناراحت شده ام اومده ام تو آپارات دنبال امیر شریفی و فیلم ها و کلیپ های تا اینکه دیدم یه فیلم پایین تر نوشته از استاد عباسمنش که من تا اون روز ااصلا نمیشناختم استاد عباسمنش رو و فیلم رو دانلود کرده ام و نگاه کرده ام و از لحن و اعتمادبه نفس استاد خوشم اومد و آدرس سایت در فیلم بود و عضو سایت استاد عباسمنش شده ام و اونجا متوجه شده‌ام که خداوند یک انسان قدرتمند نیست بلکه یک انرژی برتر هست ‌فایل صوتی استاد عباسمنش که راجع به خداوند بود رو بارها تکرار کرده ام و بعد یکی یکی فایل های صوتی و تصویری استاد رو بارها گوش داده ام و تکرار کرده ام من اندام متناسبی دارم ولی با ورزش کردن یعنی من از وقتی خودم رو شناختم در رژیم و ورزش بوده ام و زندگی من این بود که چی بخورم من لاغرتر بشم یا این رو نخوردم که چاقو نکنه و قصد باراداری داشتم ولی نمی‌شد و بهم گفتند که اگه میخوای بارداربشی نباید ورزشهای سنگین انجام بدی من هم ورزش رو کنار گذاشتم و فرمول اینکه اگه ورزش رو کنار بزازم چاقمیشم در من فعال شد و باردار که نشده ام هیچ چاق هم شده ام تا اینکه در عقل کل سایت استادعباسمنش سرچ لاغری کرده ام و بچه های سایت نظرمیذاشتن تا اینکه یکی از بچه های سایت نوشته بود یه سایتی هست که راجع به لاغری با ذهنی و رضا عطارروشن راجع به لاغری باذهن صحبت میکنه و من هم فوری در گگول سرچ کرده ام لاغری با رضا عطارروشن و دیده ام تیتر نوشته تناسب فکری و وارد سایت شده آموزش عضو سایت شده ام و دوره رایگان دوازده گام رو انجام داده ام و به لطرف خداوند سایز کم کرده ام و بهتر شده ام و بعد دوره مبانی لاغری رو تهیه کرده ام که واقعا لاغرشدهام و احساس سبکی کرده ام و الان هم به لطف خداوند در بخش اول ورود به سرزمینلاغری هستم و مطمئن هستم که در مسیرمتناسب شدن عالی قرار می‌گیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار الهه رضائی
        1401/09/02 07:24
        مدت عضویت: 634 روز
        امتیاز کاربر: 9980 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 85 کلمه

        سلام و عرض ارادت خدمت شما آرزوی عزیز ؛

        دیدگاه شما را خواندم . مسیری که طی کردید و افرادی که باهاشون آشنا شدید به شکل خیلی عجیبی  با مسیر زندگی من قرابت و شباهت دارد .

        حضورمان ، کنار یکدیگر در این سایت فوق العاده و مسیر مشترک دیگری را ، به فال نیک میگیرم و امیدوارم من ، شما و همه دوستان دیگری که اینجا و به این مسیر هدایت شدیم ، بهترین نتایج و برترین دستاوردهای زندگی مان را دریافت کنیم .

        برقرار باشید .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      1401/08/11 20:51
      مدت عضویت: 634 روز
      امتیاز کاربر: 66334 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 593 کلمه

      عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز.و دوستان نازنین هم مسیر و متناسب.

      سال 96 بود…حدودا چهارسالی میشدکه مشخصا و جدی تر مباحث قوانین جذب رو دنبال می کردم. 

      البته با کتابهای فلورانس و کاترین پاندر از سال 86 آشنا بودم و مطالعه میکردم اما قانون جذب رو بعدترها دنبال کردم. 

      اون روزها در اوج نارضایتی  از تناسبم بودم..

      در ظاهر هیکلم کاملا یکدست بود به هر کسی میگفتم احساس اضافه وزن دارم بهم میخندید میگفت تو اصلا چاق نیستی تو پُر هستي. اما من از درون از خودم  راضی نبودم و هرچقدرم اطرافیان میگفتن کاش ما اندام تو رو داشتیم برام دلنشین نبود و من به دنبال رضایت از درون ِ ناآرامم بودم…

      همین نارضایتی کافی بود تا روحیه ، اعتماد به نفس و آرامشم رو بگیره و باعث بشه تا با حسرت به لاغراندام ها نگاه کنم! 

      چند مرتبه ای از طریق مختلف به دنبال کم کردن وزن و سایز بودم اما موقت بود و هیچ نتیجه ثابتی برام نموند.  

      اون روزها تازه با سایت عباس منش آشنا شده بودم و خیلی علاقه به دنبال کردن مطالبش داشتم. زیر یکی از پست ها داشتم کامنت میخوندم ، اسم استاد عطارروشن بالای کامنت شون توجه م رو جلب کرد، چون از فامیلی شون متوجه شدم همشهری هستیم و بااینکه سالهای زیادی بود از شهرم دور بودم  میدونستم خانواده عطارروشن از خانواده های قدیمی و اصیل و نیک نام شهرمون هستن. کامنت شون رو خوندم و متوجه شدم که ایشون در زمینه لاغری از  طریق ذهن فعالیت میکنن. اما در کامنت شون هیچ آدرسی از کانال تلگرام شون نبود و اون موقع اینستاگرام هم مثل این روزها پرکاربرد نبود. داشتم به این فکر میکردم چطور به ایشون و کانال شون دسترسی پیدا کنم. ناگهان در ذهنم آلارمی روشن شد که چه نشسته ای که وقتی اسم گروه یا شخصی رو در گوگل سرچ کنی، لینک کانال تلگرام ش رو بهت میده. و سریع اسم شون رو سرچ کردم. 

      همون لحظه به سمت کانال هدایت شدم و شروع کردم فایل هاشون رو گوش دادم. 

      چند وقت فایل هاشون رو گوش میدادم و متوجه شدم دارم تغییر میکنم …هم به لحاظ روحی هم جسمی. و همین تغییرات انقدر خوشحال و پرانرژی م کرده بود که به مناسبت روز زن همون سال به خودم هدیه دادم و دوره مقدماتی تناسب رو شرکت کردم. تغییرات شگفت انگیز بود …در عرض کمتر از دو ماه، چهار سایز کم کردم… و تا مدتهای زیادی اون تناسب رو حفظ کردم. با سایت استاد، مرور دوره ها و پیج اینستاگرام کانکت موندم. اما چون چند سالی از اون دوران گذشته دوباره دوست داشتم دوره جدیدتری شرکت کنم تا تمرکز بیشتری روی خودم و درونم داشته باشم. این شد که این دوره رو چند روز پیش ثبت نام کردم. حدود ده روزی منتظر بودم تا ثبت نام کنم، منتظر بودم حقوقم رو واریز کنن. و روز یکشنبه گذشته عازم سفر کوتاهی بودم توی فرودگاه منتظر پروازم بودم که پیام واریز حقوق رو گرفتم. به قدری خوشحال شدم که همون موقع توی فرودگاه دوره رو تهیه کردم. اما تصمیم گرفتم از سفر برگردم و با یک نظم و انضباط خاصی که بتونم با ارامش و صبر و بدون عجله فایل ها رو ببینم و تمرین هام رو انجام بدم ، دوره رو شروع کنم. 

      امشب به قسمت اول مراجعه کردم و مجدد بخش داستان لاغری  استاد رو خوندم، جزوه م رو هم پرینت گرفتم اماده کردم. و بسیار مشتاقانه منتظرم شنبه برسه که دوره جدید رو شروع کنم و آگاهی های جدید و منحصر به فرد و باارزشی یاد بگیرم و به نتایج ایده ال و دلخواه برسم. 

      آرزوی موفقیت  و بهترین موهبت ها رو برای استاد عزیز و دوستان متناسب هم مسیر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهه رضائی
      1401/08/02 16:50
      مدت عضویت: 634 روز
      امتیاز کاربر: 9980 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,493 کلمه

       سلام به تو رفیق گلچین شده برای لاغری و تناسب اندام که اومدی داستان آشنایی  و حضورت اینجا و توی این سایت رو بنویسی .چطوری خوش تیپ ؟ تا یه نفسی تازه کنی و خستگی این همه راه های اشتباه و آدرس های غلطی که مثل خودم و بقیه ، واسه لاغری رفتی رو از تن به در کنی بیا اول من قصه ی خودم رو برات بگم .  من الهه ام . و اگر از احوالات جسمی من جویا هستی ، طبق روالی که ما چاقا البته چاقای قبل از این !!! داشتیم ، و برای همین هم هست الان اینجاییم ، منم چندین ساله با موضوع چاقی و اضافه وزن دست به یقه ام و درگیرم . میگم درگیر که وجدان خودمو راحت کنم که باهاش مبارزه میکنم و منتظر شکست دادنش ام . اما واقعیت اینه که تا امروز همیشه اون برنده شده ، بعد از هر جنگ جسمی و ذهنی.

      با انواع روش ها و شیوه ها و دستورات غذایی که الان همه مون رو به یه کارشناس تغذیه ای خبره  تبدیل کرده که بر اساس  بی ام آی و وزن بدن و جنسیت و سن و شغل و میزان تحرک و …هر کسی می تونیم براش رژیم بنویسیم ، علیرغم همه این موارد ، هنوز اندر خم یک کوچه ، با هیکلی درشت و اندامی با ده ها کیلو گوشت و چربی اضافه که گاهی شاید توی صندلی هم جا نمیشد نشسته بودم و فکر میکردم اینجا ته خطه . بن بست . تسلیم !!! تا اینکه اون اتفاق افتاد . حدود ۵ هفته قبل ،بعد از گرفتن کتاب های درسی  همراه پسرم از مدرسه برمیگشتیم . نزدیک خونه زمانی که اومدم  از خیابون رد بشم پام به جدول گیر کرد و با تمام وزن روی پای راستم زمین افتادم . مچ پام تقریبا خورد شد و ساق پام هم ترک برداشت . توی بیمارستان بستری شدم و تحت جراحی قرار گرفتم .جراح با چند تا پیچ استخونای شکسته رو فیکس کرد و پام رو هم تا زانو گچ گرفت و چون شکستگی شدید و جراحی  سنگینی بود دستور استراحت مطلق داد . 

      از اونجایی که من معتقدم هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست و از طرف دیگه توی تخت افتاده بودم و کاری غیر از مطالعه و نت گردی از دستم برنمی‌آمد شروع کردم به گشتن دنبال علت این موضوع  ، با عناوینی مثل : علل ذهنی بروز دردهای جسمی ، نقش ارتعاشات منفی در بروز دردهای شدید بدنی ، تسریع ترمیم زخم و شکستگی های بدن با ذهن ، علت بروز شکستگی های استخوان ،  و … به یک عالمه مطالب از خانم اسکاول شین و خانم دبی فورد و آقای دکتر جو دیسپنزا و خانم استرهیکس و …برخوردم . توی یوتیوب در بین مطالبی که از قدرت فوق العاده  ذهن میخوندم یکدفعه یه پست دیدم با عنوان لاغری با ذهن !!! 

      خدایا ، این چی بود دیگه ؟ یعنی چه ؟ لاغری ؟ اونم با ذهن ؟ یعنی بشینی فکر کنی لاغر شی ؟ یعنی بعد از اینهمه دعا و استغاثه به درگاهت که : یعنی خدایا ، میشه یه روزی ، یه کسی ، یه جوری ، یه روشی برای لاغری پیدا کنه که نگه نخور ؟! نگه نمیخواد از جات تکون بخوری ؟! بگه باشگاه و وزنه و تردمیل رو بیخیال شو ؟! میشه ؟؟؟!!!

      راستش اولش صفحه رو رد کردم و ازش گذشتم . بنظرم چیزی جز وعده و وعیدهای دلخوش خونک مثل همون شعارهای قبلی نبود : بی رحم ترین چربی سوز دنیا ! قرص های مخصوص لاغری موضعی شکم و باسن ! در سه هفته اندامی هالیوودی داشته باشید ! دیگر چاقی تمام شد ! آخرش هم ؛ با ما تماس بگیرید !!!

      فردا که دوباره وارد نت شدم ، بر اساس سرچ مطالب روز قبل ، از بین اون همه پست های دیروز در صفحه اول دوباره با اون پست مواجه  شدم . از سر کنجکاوی و باز هم اعتقاد به اینکه هیچ اتفاقی اتفاقی نیست ، ویدئو رو باز کردم و مشغول دیدن و گوش کردن بهش شدم . راستش بازم قانع نشدم و هنوز اعتماد نداشتم . وارد پیج اصلی شدم و نگاهی گذرا به سایر ویدئوها انداختم . مجموعه ویدئوهای لاغری با ذهن رو که بیش از سی ویدئو بود باز کردم و پشت هم تا شماره ی شش رو دیدم . 

      کم کم احساس کردم مشتاق دیدن و شنیدن حرفای توی آموزش های استاد عطارروشن توی این فیلم‌ها شدم . بیشترین جذابیت این حرفها و آموزه ها این بود که یکنفر که قبلاً خودش چاق بوده پشت این دوربین نشسته بود .

       کسی که با تمام مصائب و مشکلات اوان دوران که برای همه مون مشترکه دست و پنجه نرم کرده ، شکست های متعددی که خوردیم خورده ، راه هایی که رفتیم رفته ، حرفهایی که شنیدیم شنیده ، و الان ، با سعه ی صدر و دست و دلبازی مثال زدنی اومده که تجربیاتش رو با ما هم در میون بزاره و بهمون یاد بده توی این مسیر طولانی اما نتیجه بخش ، کجا پا بزاریم که نلغزیم ؟ کجا به جاده نگاه کنیم و خودمون رو برای رسیدن به هدف آماده کنیم ؟ تمارین مون که توشه ی راه و خوراک ذهن هستند رو چگونه انجام بدیم ؟ چجور از تاریکی های جلوی راه مون نترسیم که خودمون قبلاً چراغ جاده رو تو اون قسمتها خاموش کردیم ؟ از غذا ، از بی تحرکی ، از انواع دارو و قرص و ویتامین ، از ازدواج ، از زایمان ، از ژنتیک ، از مسافرت ، از خواب ، از پشت میز نشینی ، و از …

      چون دسترسی به اینترنت محدود شد و vpn هام دیگه کار نکرد به ناچار وارد سایت اصلی تناسب فکری شدم و بقول اونور آبی ها : WOW …MY GOD !!!

       مثل جویندگان شهر گمشده آتلانتیس یکباره با گنجینه ی عظیمی از مطالب و محصولات موجود در سایت مواجه شدم . نمیدونستم از کجا شروع کنم . توی همین مکاشفه ها و گشتن ها ، متوجه شدم ویدئوهایی که من دیدم مربوط به دوره ی ۱۲ قدم هست که تقریباً هر ۳ یا ۴ جلسه یوتیوب مربوط به یک جلسه از هر گام میشه . مجدداً و از ابتدا گام ها رو نگاه کردم و هربار با مطلب جدیدی مواجه شدم . 

      تا اینکه حدود یکهفته قبل ، در سایت ثبت نام هم کردم و بصورت رسمی وارد دوره آموزش و یادگیری مطالب سایت شدم .

      یه چیزی بگم ؟ هنوز از دوران نقاهت بعد از جراحی من حدود سه هفته دیگه باقی مونده و من الان با همون پای گچ گرفته و بالاتر از سطح بدن و خوابیده توی تخت دارم براتون مینویسم در حالیکه گلاب به روی همه تون ، فقط اجازه دارم تا دستشویی از جایم بلند شم و برم و برگردم .

      دیروز با کلی ترس و لرز از اینکه اینهمه خوردم و خوابیدم و تکون نخوردم الان شیرین ۶ یا ۷ کیلو رو دیگه اضافه کردم از همسرم خواهش کردم ترازو رو تو مسیر رفتن من به دستشویی قرار بده تا چند ثانیه روش بایستم .

      باورم نمیشد !!! با خوردن اینهمه خوراکی های مقوی و پر کلسیم و پر از پروتئین و مغز قلم چرب و چیلی و کله پاچه و …چیزای جورواجور که اساتید دور و برم ! بابت زود جوش خوردن استخوان هام به خوردم دادن ، با اینهمه رعایت نکردن هییییچ مدل رژیم غذایی و هر مدل غذایی رو خوردن و تکون نخوردن از جا و بی تحرکی ، و تازه اضافه شدن وزن سنگین گچ پام به وزن بدنم ، نه‌ تنها اضافه نکردم ، بلکه یک کیلو هم از روز قبل از زمین خوردنم کمتر شدم !!! 

      دیدم آرررره …کار میکنه …!!! فرمول رو عوض کردن حتی تو این مدت کوتاه کار میکنه !!! حتی با آموزه های اندک من که هنوز  پله ی اول رو هم کامل نکردم . حتی با جسم آسیب دیده . حتی با انجام تمرین های کوتاه  خوندن و شنیدن هر روزه و نوشتن و نوشتن و نوشتن درباره هر کدوم. حتی تعهدنامه ی که خودم به خودم نوشتم هم کار میکنه و مؤثره…

      نمیدونم چطور ذوقم رو باهاتون به‌اشتراک‌بگذارم . همین الانم که دارم مینویسم بدنم از شعف به رعشه افتاده و دستام می‌لرزن . هر لغت رو دوسه بار باید بعداز نوشتن اصلاح کنم . فقط میتونم بگم مواجهه با این واقعیت بزرگ و دوست داشتنی که : بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ، در خود بنگر هر آنچه هستی که تویی … واقعی و حتی لمس کردنی یه .

      آره ، قانون ها کار می کنن . هیچ چیز حقیقی تر و راست تر و درست تر از قوانین نیست . 

      فقط میتونم بگم :

       جناب استاد عطار روشن ، به خاطر تمامی آموزه های واقعی و حقیقی تان ، و به خاطر هر آنچه در این مدت کوتاه از جنابعالی آموخته ام ،تمام قد ایستاده ، کلاه از سر برداشته ، و با سری خمیده به احترام ، امیدوارم عذرخواهی بنده به جهت تردید و دودلی ام در ابتدای این مسیر درست ومطمئن را پذیرا باشید .صمیمانه از شما سپاسگزارم . امیدوارم خداوند بزرگ ، حافظ و پشتیبان همیشگی شما در هر لحظه از زندگی پربارتان باشد ، برقرار باشید و در مدار . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 42 از 9 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        اینکه خداوند مثل همیشه افرادی که آماده تغییر کردن هستند را به مسیر صحیح هدایت می کند
        با اینکه ممکنه بارها شک و تردید کنیم اما هدایت ادامه می یابد تا واقعیت بر ما روشن شود
        در مورد تردید و دودلی کاملا حق باشماست چون من هم در ابتدا برام قابل باور نبود اما به لطف خدا هدایت الهی رو دنبال کردم و نتیجه واضح شد.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 28877 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      محتوای دیدگاه: 869 کلمه

      ۰با سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      دیدگاه مقدمه لاغری با ذهن رایگان 

      داستان من از اونجا شروع شد که در سال ۹۶  موقع چیدن گیلاس بود که پدرم از درخت افتاد پایین بیمار شد وفهمیدیم که باید دیالیز هم بشه ومن سعی میکنم خلاصه براتون بنویسم 

      در همون زمان بیماری من هم شروع شد سرگیجه حالت تهوع وفشار خون پایین طوریکه فشار خون من میرفت رو ۵ الی ۶ درست زمانیکه پدرم به پذیرایی نیاز داشت من هم مریض بودم نمیتونستم برم واسترس برآم سم بود باعث تشدید بیماری من میشد واز طرفی هم من کلا در معرض استرس بودم دائم زنگ میزدن میگفتن بابا اینجوری بابا اینجوری شد و…

      بعد من هم بیماریم بیشتر می‌شد وهر دفعه که سرگیجه میگرفتم کارم به درمانگاه سرم وامروز واستراحت می‌کشید طوری شدم که همه از زنده موندن من قط امید کرده بودن وهر لحظه منتظر شنیدن مرگ من بودن اما من دوست نداشتم بمیرم 

      خلاصهاز طرفی هم من وقتی بچه دومم بدنیا آوردم یعنی باردار شدم چاقی من شروع شد وبچه هم بدنیا آمد فقط سه کیلو از وزن من کم شد واصلا به چشم هم نمیومد 

      ومن شروع کردم به دکتر رفتن ورژیم وانواع دمتوش انواع قرص لاغری کمربند لاغری و….که هیچ کدام از اینها نتیجه ماندگاری برای من نداشت 

      تا دیگاینکه من تیروئید گرفتم واز طرفی هم یه غده‌ای در بدنم ایجاد شد بعد از یه مدت دوتا شد ومن خسته ودرمان ده از چاقی از بیماری از روابط متشنج هر دکتری میرفتم هر کاری میکردم فایده نداشت مشاوره رفتم دکترهای گوناگون رفتم فایده نداشت بعد یهو یه ویدئو تو اینستا دیدم که یه بچه ۵ ساله تونسته بود از سرطان خودش پیروز بشه وب‌گردی به زندگی عادی خودش منم تصمیم گرفتم همین کارو انجام بدم 

      اومدم تو گوگل سرچ کردم درمان سرطان با ذهن اول یه متنی اومد من خیلی نفهمیدم زدم قسمت ویدئو فایل رایگان لاغری با ذهن اومد من به کل بیماریم فراموش کردم سریع از ترسم که نکنه من برم بعدا بیام این ویدئو ها اینجا نباشن همه رو دانلود کردم شروع کردم به گوش دادن دقیقا ۱۵ تیر ۹۸ بود ومن باز هم سرگیجه داشتم بازم رابطه بد داشتم تا اینکه ۶ الی ۷ ماه گذشت ومن در حال کسب دانش بودم وبیماری خوب شد 

      بعد من کم کم تونستم دوره تهیه کنم واشتباهی که کردم این بود که از دوره‌ای که قیمت پایین تر داشتن شروع کردن ولی برای من اون زمان درست ترین راه بود چون به من انگیزه میداد که منم میتونم دوره تهیه کنم وخلاصه دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند هم تهیه کردم عاشق اسم خدا خدا هستم ومیخواستم خدای خودم بشناسم چون من تا اون زمان خدا تو زندگیم نبود مگر هنگام سختی 

      بعد تونستم دوره‌ای دیگه رو تهیه کنم خیلی با سختی تهیه میکنم ولی الویت خرج کردن پول من دوره خریدن حتی اگر لباس نداشته باشم 

      والان سه ساله که من در این گروه شگفتی ساز هستم ودارم آگاهی کسب میکنم وخیلی خوشحالم جز شجاعترین افراد دنیا هستم چون در این گروه الهی قرار دارم والان روند لاغرین شروع شده ومنم ادامه میدم تا به تناسب اندامم برسم وخدا رو شکر میکنم که منو هدایت وحمایت کرد ومنو در مسیر صحیح الهی قرار داد تا بتونم از طریق ذهنم همان طور که چاق شدم لاغر هم بشم 

      وخدا رو شکر میکنم که منو با استاد عزیزم آشنا کرد تا از طریق ایشان بتونم به موفقیتی که خودشون ودوستاننم کسب کردن کسب کنم بینهایت سپاسگزارم استاد عزیزم بابت تک تک کلماتی که به من  اموختین 

      والان کلی تغییر کردم در افکارم در رفتارم من اصلا انسانی بودم که به هیچ وجه نمیتونستم از خودم دفاع کنم هر کسی میومد به من هر چی میخواست بگه میگفت توهین می‌کرد ولی من نمیتونستم جوابشو بدم میومدم خونه میگفتم کاش اینو گفته بودم کاش اونو گفته بودم ولی الان به لطف قوه الهی واستاد عزیزم واین آگاهی‌ها میتونم با آرامش بدون اینکه لرزشی در صدا داشته باشم بدون اینکه کوچکترین توهین یا بی ادبی رو داشته باشم طرف بشورم بذارم زمین وحالشو جا بیارم طوریکه میگفتن کسی حریف زبون فلانی نمیشه اما من باهاش حرف زدم طوریکه اون کم آورد گفت من دیگه ادامه نمیدم نمیخوام حرمتها از بین بره حالا هر چی به دهنش اومد گفته بود اما من بدون اینکه ناراحت یا عصبانی بشم با آرامش حالشو جا آوردم واین بزرگترین افتخار برای من هر کسی نمیتونه اینجوری از خودش وخانواده دفاع کنه خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم 

      این فقط یه تغییر من بود من الان یه آدم کاملا جدید شدن یه خانمی که دیگه پرخوری نمیکنه دیگه از مواد غذایی ترس ندار ه سرشار از اعتماد به نفس آرامش ذهنی داره در بیشتر اوقات روز سعی میکنه احساس خوب داشته باشه وهمین طور داره یه جسم متناسب تجربه میکنه که هر کسی شجاعت این کارها رو نداره اما من دارم ویه روزی به تناسب اندام ایدهالم یعنی وزن ۵۰ کیلو سایز ۳۶ وقت ۱۶۵ میرسم 

      به امید روزی که هیچ فرد چاقی تو دنیا نباشه وهمه بتونن از این آگاهی‌های الهی استفاده کنند من خیلی خوشحالم که عضو این گروه هستم و هر وقت یادم بیاد سپاسگزار خداوند واستادم هستم وهمه این اگاهیهایی که دارم مدیون شما استاد عزیز ورامین هستم هر جا که هستی در بهترین لحظات زندگی خود باشید ومجنون که همیشه وهر جا ر  کنار من هستی بینهایت سپاسگزارم در پناه خدا باشی وهمیشه لبخند روی لبانتون باشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 17525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 301 کلمه

        باسلام و درود بی پایان خدمت شما استاد گرامی 

        من از وقتی خودم رو شناختم اضافه وزن داشتم وهمیشه مورد تمسخر دیگران وهمیشه به عنوان یک آدم تنبل شناخته شدم‌  و از بچگی دنال راهی برای کم کردن وزن 

        وتمام راه‌های ممکن‌ رو رفتم وهر راهي رو چندبار 

        همیشه بیشتر انرژي  و تمرکز من صرف مبارزه با چاقي شده با اینکه من‌ در بیشتر مراحل زندگی موفق بودم ولی همیشه موفقیت‌های من‌ در زير سایه‌ چاقي گم می‌شد  ودیده نميشد و موجب‌  کم شدن اعتماد به نفس من‌ بود و طوری که خودم هم خودم رو دوست نداشتم 

        عدم اعتماد به نفسم جوری بود که‌ به هر کسی اجازه‌ می‌دادم من‌ رو مسخره کنه در اين مورد نظر بده

        سال قبل من برای‌ درمان چاقی طب سوزنی رو شروع کردم و یک ماه که‌ گذشت‌ دکتر گفت تو اول باید مشکل افسردگی خودت رو حل کنی و تشخيص افسردگی‌ دادو تا شش‌ ماه طب سوزنی رو ادامه‌ دادم ودکتر در این مورد که‌ باید روی ذهنم کار کنم ومخصوصا با نوشتن به خودم کمک کنم شروع به نوشتن و تمرکز کردم برای همین توي یوتیوب میچرخیدم و مطالب کنترل ذهن و آرام‌بخش رو گوش می‌کردم که‌ با فایلهای رایگلن شما آشنا شدم‌ وجذب اون‌ها شدم از عید تاشهریور از فایلها ی رایگان  استفاده می‌کردم و بعد با ثبت نام دوره اصلاح و کنترل اشتها رسما وارد این گروه شدم الآن ۱۲۰ روزه که عضو هستم‌ و حالم خیلی خوبه وخیلی تغییرات در ذهن و افکارم پيدا شده‌ و جسمم هنوزم تغییرات واضحی نکرده‌ ولی همین که‌ روند رو به‌ چاقي متوقّف شده‌ خداروشکر میکنم و اينکه خيلی از رفتار های من‌ عوص شده تصميم گرفتم وارد مسیر لاغری بشم تا کمک کنم‌ تمام‌ تغییرات ذهني در جسمم هم نمود پیدا کنه

        من‌ باور دارم‌ که میتونم به هدفم دراین مسیر برسم

        خداروشکر که با اين مسیر آشنا شدم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 22 کلمه

          سلام و درود
          لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
          به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
          با تشکر

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 17525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 13 کلمه

            سلام وقت بخیر

            یبخشید

            چشم از این به بعد بیشتر دقت میکنم

            ممنون از تذکر شما🌺🌺🌺🌺

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 28877 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      من درسال مهر ۹۸ عضو سایت شدم من در اوج بیماری ودرد رنج وسختی روابط بد وهمه چیز بودم ویه غده‌ای تو بدنم داشتم که اومدم تو گوگل سرچ کردم واول یه متنی اومد خوندم چیز زیادی نفهمیدم زدم رو قسمت ویدئو لاغری با ذهن رایگان اومد از خوشحالی ونگرانی ده قسمت اونو همون موقع دانلود کردم میترسیدم برم بیرون وبیام دیگه اینا نباشن وشروع کردم به گوش دادن قسمت اول 

      خخیلی آرامش گرفتم طوریکه الان که فکر میکنم می‌بینم تمام سلول‌های بدنم آرام شدن بعد در همان هنگام با دوره زندگی با طعم خدا آشنا شدم واون دوره رو هم با هم گذروندم خیلی عالی بود زنده شدم در حالیکه بیماری شدید سرگیجه وحالت تهوع شدید وفشار خون پایین داشتم میگذرونم بیشتر اوقات چون بیمار بودم فقط فایل گوش میدادم وتمرین هر فایلی هم می‌نوشتم خلاصه بعد از ۶ الی ۷ ماه من کاملا سلامت شدم بعد عاشق این دورها شدم وعقیده داشتم که باید دوره تهیه کنم چون در دورها اصولی آموزش داده میشه 

      ببعد اولین دوره که تهیه کردم دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند ویه دوره پیاده روی برنامه ریزی ذهن بود عالی بودن بی‌نظیر بود علت اینکه چرا من آنقدر بیمار میشدم فهمیدم و بعد دوره‌ای بعدی بعدی تهیه کردم اولش اصلا پول نداشتم وعاشق این بودم که دوره تهيه کنم ولی به لطف خدای مهربان پولش جور شد خریدم الانم خیلی خیلی راضی هستم 

      ووتصمیم دارم تا زنده هستم از این آگاهی‌ها استفاده کنم الان من سه سال که دارم از این آگاهی‌ها استفاده میکنم وتغییر جسمی هم داشتم وکلی تغییر درونی داشتم از آرامش احساس خوب امید شادی واعتماد به نفس و..پیدا کردم وخدارو شکر میکنم که منو حمایت وهدایت کرد تا در این مسير الهی قرار بگیرم وبا استاد عزیزو گرامی دوست داشتنی مقدسم آشنا بشم وگفتههای خداوندم از زبان ایشان دریافت کنم وخدای شکرت خدایا کمکم کن تا آخر عمرم در این مسير الهی باقی بمانم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      1401/07/16 00:07
      مدت عضویت: 649 روز
      امتیاز کاربر: 26882 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلامی دوباره و شروعی دوباره، بعد از یک سال و نیم رها کردن دوره‌های رایگان. ایندفعه با اکانت جدید و شروع جدید، دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کردم. و کاملا با قدرت و شجاعت شروع میکنم. 

      اول از همه خدایا شکرت به خاطر همه‌ی نعمت‌هایت، شکرت به خاطر همه چیز، شکرت به خاطر همه‌ی آدم‌های هدایت‌‌گری که سر راه‌مون قرار میدی و و باعث میشن تا زندگی‌مون جوری در جهت مثبت تغییر کنه که هیچوقت فکرش رو نمیکردیم. 

      داستان هدایت من از جرقه‌ای که عمه مهربانم در ذهنم زد شروع شد. زمانی که دورهم نشسته بودیم و درباره باور‌ها، قانون‌جذب و قدرت ذهن حرف میزدیم. عمم گفت: با قدرت ذهن حتی میشه بیماری‌ها رو درمان کرد. و از اونجایی که من در تممااام زندگیم با خوردنم و وزنم مشکل داشتم، پرسیدم: یعنی حتی میشه لاغر شد؟ و اون گفت آره، معلومه که میشه. بعدش که رفتم خونه، سریع رفتم تو گوگل و لاغری  با ذهن و سرچ کردم. در سایت‌های مختلف جست و جو کردم و ویدیوهای اون‌ها رو دیدم و از آخر این سایت از بینشون بهترین بود. 

      کلی با ذوق اولین ویدیو رایگان و دیدم. من گمشده خودمو پیدا کرده بودم، چیزی که همیشه در زندگیم میخواستم. از فرداش تعهد خودمو نوشتم و چون اطلاع کافی از نحوه استفاده از ویدیو ها رو نداشتم، تا زمانی که اون باور در من اصلاح نشده بود سراغ ویدیو بعدی نمیرفتم. و ۵ جلسه رایگان برای من دوهفته طول کشید. و بعدش لایوها و بقیه ویدیوهای رایگان و نگاه کردم و به طور خود به خود وزن کم کردم. خیلیم چشمگیر بود. هر کس من و میدید بهم این و میگفت. و چقدر حس خوبی داشت گشاد شدن لباس‌های تنگ. 

      خلاصش میکنم، من اون زمان نمیتونستم دوره ورود به سرزمین لاغرها  رو تهیه کنم و حتی ۱۰۰ روز رایگان رو هم نصفه ول کردم.درواقع ناامید شده بودم از اینکه نمیتونم دوره و تهیه کنم. و بعد از اون به دلایلی که نمیدونم وزنم خود به خود برگشت سر جای قبلی. 

      بعد از تمام این‌ها، بعد از یک سال و نیم، من با شجاعت و با قدرت فراوان اومدم تا شگفتی‌ساز بشم.

      خدایا شکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار راضیه
      1401/07/07 10:09
      مدت عضویت: 656 روز
      امتیاز کاربر: 15765 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 413 کلمه

      سلام سلام 

      من راضیه هستم از وقتی چهارده سالم بود آرزو داشتم بتونم سه چهار کیلو وزنم کمتر کنم تا متناسبتر باشم اما هر وقت تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم و ورزش کنم برای کم کردن همین مقدار وزن اضافه حداکثر یه هفته دوام می آوردم و بعد از اون ولع من در خوردن کم که نمیشد زیادتر هم میشد و چون بارها و بارها این رو تجربه کرده بودم همش میگفتم من اراده لاغر شدن ندارم باید یه چیزی پیدا بشه برای اینکه اراده من رو تقویت کنه این آرزو بود و حتی فکر نمیکردم روزی چنین چیزی تحقق پیدا کنه  اما یه روز از دوستم شندیدن در چنین دوره ای شرکت کرده و لاغر شده اول خیلی عجیب بود برام بعد با اجازه استاد فایل مقدمه رو و یکی دو فایل ایتدایی جلسات رو بهم داد و گوش دادم و من هم شدم جزء بر و بچه های گروه تناسب فکری …دوره رو دو بار تکرار کردم و بعد از چند سال برای بار بعد دوره رو تکرار کنم .خلاصه تا فکر میکردم دارم نامتناسب میشم یه ده روزی مطالب رو مرور میکردم و دوباره همه چیز عالی میشد و مطمءن بودم خدا کمکم کرده تا یه دوره ای پیدا بشهتا  ذهن من رو اصلاح کنه نه مجبور به کاری بشم که دوست ندارم (ورزش اجباری و رژیم) خلاصه سالها در تناسب بودم تا یه وقتی از مسافرت برگشت و حس کردم باید یه مروری روی جزوه و فایل هام داشته باشم که متاسفانه تلگرام دچار مشکل شد و من کل فایلهایی که داشتم رو از دست دادم و دقیقا در اوج اضافه وزنم که فکر میکردم به شدت به فایل ها نیاز دارم هم فایل هام رو از دست دادم و هم بار دار شدم الان دوساله و نیمه از اون ماجرا میگذره و من حدود بیست کیلو اضافه وزن دارم میدونستم تنها چیزی که من رو میتونه به حالت عادی خودم برگردونه شرکت در این دوره هست اما به دلایل مختلف نتونستم در دوره شرکت کنم اما امروز که موفق شدم مجددا در این دوره شرکت کنم خدا را شاکرم که شرایط رو برام فراهم کرد و مطمءنم دوباره حال خوبم رو از خدای مهربان با شرکت در این دوره هدیه خواهم گرفت  

      خدا جون سپاس به خاطر اینکه بنده داری چون استاد که راهنمای ما در داشتن حال خوب است…

      و امروز باز تو را سپاس گویم که حالم خوب است که تو هستی و من رو موفق به شرکت در این دوره کردی 

      پیش به سوی عالی شدن ذهن و جسممم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        مگه نمیگن این روش لاغری همیشگی میشه پس چرا شما دوباره چاق میشدید؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار راضیه
          1401/07/25 09:18
          مدت عضویت: 656 روز
          امتیاز کاربر: 15765 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 172 کلمه

          سلام دوست عزیز تنها دلیل چاق شدن من این بود که اتفاق جدید در زندگیم افتاد و اونم بارداریم بود که خوشبختانه در طول بارداری کاملا در حال هوای صحبت های استاد بودم 

          اما مشکلی که پیش آمد این بود که من در تمام دوران بارداریم گرسنه بودم و هیچ غذایی به معده من سازگار نبود و مثل کسی بودم که رژیم سخت گرفته و یه هفته بعد به دنیا آمدن پسرم تازه من تونستم غذا بخورم …ویه چیز رو هم از اطرافیانم پذیرفتم و اون این جمله بود به محض اینکه شیردهی به پایان رسید ظرف چند هفته لاغر میشی …اون موقع بود که از یه طرف مثل قحطی زده ها تازه میتونستم غذا بخورم و از طرف دیگه میگفتم تجربه دیگران درسته پس بی پروا میخوردم چون ذهن من این رو میخواست بپذیره و پذیرفت پس به سمت چاقی پیش رفتم اما الان متوجه شدم همه ی حرفهای اطرافیان اطلاعات غلطی بود که با میل خودم در ذهنم به باور تبدیل کردم و نتیجه اش شد از دست دادن تناسبم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      1401/06/13 15:16
      مدت عضویت: 1396 روز
      امتیاز کاربر: 12761 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 586 کلمه

      سلام

      امروز 13 شهریور 1401 عه و رفتم پایین تا اولین داستان هدایت خودم رو که در سایت نوشتم بخونم و دیدم اون دیدگاهمو هم تو تاریخ 13 بهمن 99 نوشته بودم شاید اگه کسی اینو بخونه بگه خب چه ربطی داره ولی برای من خیلی معنا داشت اینکه دقیقا روز سیزدهم ماه اومدم و تصمیم گرفتم دوباره دوره رو شروع کنم و بیام داستان هدایتمو بنویسم من عاشق این نشونه های کوچولو کوچولوعم مثله وقتیه که به خدا میگی بهم یه چیزی نشون بده که حالمو خوب کنه و ایمانم بهت بیشتر شه و یهو روی ساعت گوشیت نگاه میکنی و میبینی ساعت رنده 

      میدونین هیچ تضمینی وجود نداره که اون لحظه برای تو میتونه یه معنی خاص داشته باشه ولی همینکه به خدا میگی  و بعد همچین جواب بامزه ای میگیری خیلی میچسبه 

      من تصمیم دارم دوره ی ورود به سرزمین لاغر ها رو دوباره شروع کنم ، در واقع میخواستم از دیروز که شنبه بود شروعش کنم و بعد اومدم توی سایت بعد از مدت ها و دیدم استاد یه سری فایل ها به عنوان پیش نیاز تعببیه کردن و من خیلی خوشم اومد از این کار استاد چون فایلای جدید میدیدم و گوش میدادم اما چون زیاد بودن نتونستم همون شنبه شروع کنم و به جلسه اول برسم پس تصمیم گرفتم توی طول هفته پیش نیاز ها رو ببینم و تمریناشو انجام بدم و تا شنبه از جلسات رایگان استفاده کنم و از خود شنبه دوره ی اصلی رو شروع کنم.

      من خوشحالم که اینجام هر وقت اینجام زندگیم خوب میشه ، راحت تر تصمیم میگیرم چون یه جورایی اینجا یاد میگیرم راه درست چیه و چیکار باید کرد که توی لحظه بهترین خودم باشم .

      داستان هدایت اولم که چندین بار تا حالا گفتم هم توی دوتا دیدگاه همین صفحه هم توی لایوی که با استاد داشتم هم توی دیدگاه های دیگه ای که مربوط به مسیر هدایتم بوده ، هست الان داستان هدایت این بارم رو مینویسم

      اولین بار که داشتم داستان هدایتمو مینوشتم حالم خوب نبود ولی امید داشتم ، الانم شبیه همون موقع هام من راه شادی رو جز اینجا و جاهایی شبیه به اینجا پیدا نکردم . میگن هیچ چیزی ثابت نیست پس بد بودن حال منم نمیتونه ثابت بمونه و من میتونم جهان خودمو ببرم سمتی که خودم براش برنامه ریزی کردم نه یه سری موجوداتی که میخوان منو ضعیف نگه دارن تا از انرژیام استفاده کنن و ذهنمو بگیرن دست خودشون و هوشمو هدر بدن 

      من از صبای 20 ساله راضی نیستم ولی میخوام تغییرش بدم و وقتی صبا 40 سالش شد از این دهه ها و روز ها و ساعت ها به عنوان بهترین روزاش یاد کنه  من برات این روزا رو میسازم .

      من تناسب اندام کامل رو میخوام و راه حلشو دارم و بهش میرسم 

      من خوشبختی و شادی رو میخوام و اونم راحته ؛ همین جاها پیداش کردم و فقط باید ازش استفاده کنم

      من زیبایی درونی و بیرونی رو میخوام و با یه ذهن قوی اونارو به خودم هدیه میدم

      من میتونم همه ی این کارا رو انجام بدم هم به خاطر اینکه قبلا هم تونستم انجامش بدم و یا اگرم اولین بارم بود ؛ صرف اینکه آدمم به این معنیه که توانایی انجام کارایی که تو تصورم میاد رو دارم

      این داستان جدید هدایت من بود 

      میخوام با خودم خوب باشم و خودمو کشف کنم  بدنمو ، توانایی هامو ، آیندمو 

      من حالم خوب میشه به صبا قول میدم وقتی حالش خوبه بهتر میتونه فکر کنه و زندگی کنه و الان فقط به خاطر اینکه به حال بد عادت کرده از تغییر کردن میترسه و احساس ناامنی میکنه .

      ممنونم استاد خیلی زیاد

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام به همه دوستان . من نحوه آشنایی م با اینجا از طریق یکی از دوستانم بود که از شنیدن گفتگوهای من که همیشه نگران غذا خوردن هستم و بعد از غذا خوردن عذاب وجدان میگیرم ، تصمیم گرفت این روش را بهم توصیه کنه . من چند سال قبل یک دوره رژیم گرفتم و وزن هم کم کردم اما مثل همه رژیمها باز برگشت وزن داشتم . مدتی هم ورزش میکردم اما حالم از محیط باشگاه بهم میخورد چون هیچ نتیجه ای نمی گرفتم تا اینکه مدتی هست که دیدگاهم به ورزش را در اثر آشنایی با سلامتی در هر سایز تونستم تغییر بدم و حالا ورزش مثه سابق برام اضطراب آور نیست. بدترین چیزی که من در خودم میبینم اینه که هر غذایی را با عذاب میخورم که نکنه چاق بشم و انشالا که در این مسیر این مشکلم حل بشه. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1401/04/30 10:34
      مدت عضویت: 1771 روز
      امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 808 کلمه

      سلام . 

      داستان هدایت دوباره من به مسیر تناسب فکری . 

      من ۴ سال پیش با سایت تناسب فکری آشناشدم که داستان آن را بارها گفته ام اما این بار داستان دوباره هدایت شدنم را می گویم . 

      من پارسال به خاطر اینکه یکی از بچه ها نوشته های مرا به اسم خودش کپی کرد و در سایت گذاشت مطلبی نوشتم و  به خاطر این کار از او ناراحت شدم . او حق کپی برداری به اسم خودش را نداشت من به شما اطلاع دادم برای اینکه حداقل یا این موضوع را گوشزد میکردید به دوستان و یا اینکه حداقل واکنشی نشان نمیدادید . اما شما بر عکس نوشته ی مرا ویرایش کردید و با لحن مودبانه در سایت گذاشتید . 

      این واکنش از نظر شما کار صحیحی بود و من بدون اینکه بخواهم چیزی بگویم اما دلخور شدم و رفتم . 

      رفتم به کارهای دیگر پرداختم . 

      درمان برای بچه دار شدن را آغاز کردم .  عمل دوباره انجام دادم . در بیزینس بازاریابی شبکه ای مشغول به کار شدم و خلاصه خودم را سرگرم کردم تا اینجا را فراموش کنم . 

      اما نکته ی جالب اینکه من در هیچ کدام موفقیت چندانی حاصل نکردم . 

      یکسال هم در گروه باروری با ذهن بودم ولی نتیجه ای حاصل نکردم . 

       من در تمام موارد بالا با احساس عالی حرکت کردم اما حرکت من در ضمیر ناخوداگاهم نفوذ نکرد .

      نمیگویم آن مسیرها غلط بودند چون بسیاری از افراد به نتایج عالی در همه ی این مسیرها میرسیدند . 

      اما برای من نتیجه بخش نبود در حالیکه با ایمان ۱۰۰ و احساس عالی هم حرکت کرده بودم . 

      در حالیکه اینجا من کاهش وزن ۲۰ کیلویی را تجربه کرده بودم . 

      فهمیدم من به تنهایی قادر به ادامه ی مسیر نیستم . 

      درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه . من اهداف زیادی دارم اما اطلاعاتی که از این اهداف در ذهن من است اطلاعاتیست که با این مسیرها همسو نمیشود . 

      مثلا در شغلم که مشاوره پوست و مو و فروش محصولات شرکت هست من در مشاوره دادن بسیار عالی هستم اما چون هیچ وقت فروشنده نبودم ذهن من مدام نبودن مشتری یا نداشتن پول و یا باورهای مانع فروش موفق را به من نشان میدهد . 

      خب این باورها نمیگذارند من به موفقیت در کارم برسم . 

      یا مثلا درمان ناباروری . 

      من هم از طریق ذهن عمل کردم هم از طریق درمان فیزیکی  با احساس خوب و عالی ولی فعلا نتیجه مطلوب نگرفتم و حتی نتیجه عکس گرفتم . 

      خب اینجا هم هنوز باورهای ناشناخته ای دارم مثلا ایمان نداشتن به خود و نتوانستن  و هر چقدر هم بیشتر اقدام کردم باورهای نا باروری من قویتر شد . 

      برای همین تصمیم گرفتم خودم را بپذیرم و رها کنم . 

      وقتی که تسلیم شدم و  همه ی نتیجه ها را  رها کردم باز هم دیدم ته دلم مرا به اینجا فرا میخواند . 

      چون من از اینجا نتیجه دیدم . 

      اکنون مثل ۴ سال پیش امید و انگیزه ی فراوان ندارم . 

      اما ایمان دارم . ایمان دارم که وقتی روی ذهنم کار کنم و فقط  در مسیرم استمرار داشته باشم و  تمارینم را با عشق و اشتیاق انجام دهم قطعا محتویات ذهن من تغییر می کند و خودبخود من به تمام اهدافم میرسم .

      گرچه من از این دوره حتی انتظار لاغرتر شدن را هم ندارم چه برسد به کسب درامد و یا بچه دار شدن . 

      اما ایمان دارم که این مسیر صراط مستقیم است و وقتی با اطمینان و احساس یگانگی در این مسیر حرکت کنم کم کم آنچه که در ذهنم است تغییر می کند . 

      من فقط و فقط برای تغییر مسیر ذهنی ام اینجا برگشتم  . چون اینجا برای من خانه ی خداست . خدایی که اولین بار در ۴ سال پیش در اوج حال بد و چاقی ام به این مسیر فراخواند اکنون نیز دوباره به این مسیر فراخوانده .

      نمیدانم به چه خواهم رسید .

      من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست . 

      همین که اینجا مینویسم و حالم خوبه برام کافیه . 

      در مسیر درست که باشم نتایج خودبخود پدیدار میشن . 

      نتایج نشانه ی هر مسیر است . پدیده های بیرونی به ما نشان میدهند مسیر حرکتمان درست است یا غلط . 

      پس من اینجا حرکت میکنم . و حرکت دوباره ام را  با عشق واشتیاق به خود مسیر آغاز می کنم  و حال خوبم برایم کافیست . حال خوب هم که خداست . و خدا برایم کافیست . 

      الیس الله کاف بعبده  . 

      آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟ 

      بله کافیست . 

      خداوند خودش آرام و اهسته تمام محتویات ذهن مرا پاکسازی میکند و مسیر حرکت مرا تغییر می دهد . 

      خدایا شکرت . 

      خدایا ممنونم که دوباره مرا به سمت راه تناسب فکری هدایت کردی تا با ذخیره ی اطلاعات صحیح دوباره به آرامش برسم 

      خدایا از تو ممنونم که بار دیگر مرا به راه راست هدایت کردی . راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه راه گمراهان . 

      خدایا از تو سپاسگزارم بابت هدایت دوباره ام . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 279 کلمه

        سلام و درود
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه من و دیگر دوستان هستید خوشحالم
        درباره نوشته های سایت اگر دوستی درباره شخص بنده هر نظری داشته و ثبت کند هرگز آن دیدگاه اصلاح یا حذف نخواهد شد اما اگر دیدگاه خطاب به دوست دیگر باشد حتما اصلاح و بعد منتظر می شود
        عقیده من این است که سرزمین لاغرها محل امنی است برای افرادی که سالها از چاقی و اشتباهات ذهنی آسیب دیده اند بنابراین شایسته نیست به شکل های دیگری به یکدیگر آسیب وارد کنیم.
        در مورد کپی کردن نوشته اتفاقا باید خوشحال باشید این نشان از ارزش و کیفیت محتوای شماست و فردی که کپی می کند در آن لحظه به دنبال تجربه احساس بهتر است و نوشته شما به او کمک می کند این احساس ناپایدار را تجربه کند و البته برای او دعا کنیم که به خود و توانمندی هایش در نوشتن باور و ایمان پیدا کند.

        این عبارت در نوشته شما عالی است: (درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه)
        دقیقا درسته
        با هم بودن احساس امنیت و پایداری در ما ایجاد می کنه و به همین دلیل نه تنها انسانها بلکه بسیاری از موجودات به شکل گروهی زندگی می کنند
        وقتی در بین افرادی که همفکر و هم احساس خودت هستند حرکت کنی قطعا احساس امنیت و تسلط بیشتری بر نجوای ذهنی خواهی داشت.

        و نکته آخر:
        در زمان گمراهی پاداش ها اندک و خطاها ناچیز شمره می شوند اما وقتی هدایت انجام شود و از سوی بنده پذیرفته شود پاداش ها عظیم و خطاها ناچیز شمرده می شوند اما اگر بنده از مسیر هدایت خارج گردد نه تنها پاداش ها اندک خواهد شد بلکه خطاها بزرگ شمرده می شوند

        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 25 از 5 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار الهام خضرلو
        1401/04/30 20:41
        مدت عضویت: 1783 روز
        امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 632 کلمه

        سلام سادات عزیزم

        در مورد بازاریابی شبکه ای به نظرم مسیر درستی انتخاب نکردید. من هم چند سال بود با پیشنهادات زیادی رو به رو شدم ولی اصلا حس خوبی به این کار و روش عضو گیری وفروش محصول نداشتم .خواهرم چند ساله درین کار هست و در حال درجا زدن تا حالا چندین شرکت عوض کرده دوتاش کلا تعلیق شده ولی دوباره سراغ شرکت دیگه رفته منم قبل عید به اصرار خواهرم محصولاتشون رو خریدم و استفاده کردم وکار فروش رو آغاز کردم ولی از همون اول حالم وحسم بد بود خدای درونم بهم میگفت مسیر اشتباه هست ولی من چون فکر میکردم اول کار هست و اول هر کاری سخته منفی بافم داره منو میترسونه و حالم رو بد میکنه در حالی که فرشته درونم بود ومنو از ادامه کار منصرف میکرد. 

        شرکت بعد ورود من یک ماه طول نکشید تعلیق شد و مدیرعامل هاشون زندان رفتن ومن موندم ومحصولات بی کیفیت که هیچ اثری از اونها ندیدم. .

        وقیمتها خیلی گرون بودند و کسی بابت اونها حاضر به پرداخت بها نبود درسته من خرید زیادی انجام ندادم ولی توی روحیه ام تاثیر خیلی بدی گذاشت من دو سه ماه تمرکزم رو از دست دادم وحالم به شدت بد شد .

        کلا این شرکتها وبازار یابهاشون سرشار از انرژی منفی هستند همه حرفهاشون و تبلیغاتشون دروغ هست فقط برای فروش تبلیغ می‌کنند.

         شرکت بابت این فروش محصولات بی کیفیت به اونها پورسانت میده واین اصلا منصفانه نیست هم گرون میخری هم نتیجه نمیده اثر گذار نیست محصولات 

        وهم بازاریاب ها درین وسط محصولات شرکت رو با هزار زحمت به فروش میرسونن وهمه سود برای روسای شرکت هست یعنی برای اونها حمالی میکنن .

        سالهاست خواهرم با اینکه پرستار هست یه کیف دستی همراهش هست و داره محصولات شرکت رو باخودش این ور اون ور میبره وخرده فروشی میکنه وبعد شیفت در جلسات آنلاین هستن و وقت برای خودش اصلا نداره خواب درست حسابی نداره 

        نمیدونید چقدر من درین چند ماه احساس پیری و زشتی کردم این‌قدر که درین جلسات میگن اگر این کرم رو نخری استفاده نکنی پوستت چروک میشه پیر میشه لک میشه موهات اینطور میشن کلا به آدم حس منفی میدن وحس پیری وزشتی به آدم القا میکنن 

        ومن سالهاس پولهایی که به زحمت جمع کردم برای خرید از محصولاتی که خواهرم توشرکتشون بوده هزینه کردم و هیچ تغییری در صورت وموهام مشاهده نکردم من با اون پولها میتونستم بهترین محصولات وبرند های مطرح رو خرید کنم .

        با این شرکت‌ها شما به جایی نمیرسید هر اسمی باشه چون پایه شون بر صداقت و درستی نیست .

        من حالم تازه خوب شده افسرده شده بودم بااین کار 

        تازه خواهرم بعد تعلیق شرکت دو ساعت طول نکشید رفت شرکت دیگه و درحالی میگفت این بهترین شرکت در ایران هست و هنوز شرکت پورسانت شون رو نداده ودر دادگاه هستن وبا من قهر هست چون من وارد شرکت جدید شون نشدم .

        خواهرانه میگم هر چه زودتر ازین شرکتهای قلابی بیایید بیرون این شرکتها سرابه فقط

        من قبل عید در حالت روحی خوبی نبودم که وارد این شرکتها شدم واز مسیر خارج شده بودم شما هم با این تفاسیر وارد فاز منفی شدید که ازین سایت خارج شدین و وارد مسیر اشتباه شدید .

        و نکته آخر این ها هم به قول استاد مثل سایتهای قمار هستن که روسای سایت ها چند تاشون رو ساپورت میکنه و مردم رو فریب میدن که ببینید اینها از شرط بندی ازاین سایت به

        این وضع مالی رسیدن دقیقا برای بازاریاب های شبکه ای هم اینطوره چند تا شون رو حمایت میکنن بعد تو بوق و کرنا میکنن ببیند این از کار فروش به اینجا رسیده همهشون همینن باور کنید

        شاید باور نکنید الآن چون ذهن این افراد رو با وعده های پوچ وتوخالی پر کردن ولی بعد این که درسهاتون رو گرفتین جهان خودش شما رو ازین شرکتها جدا خواهد کرد خواهرم هنوز به اندازه کافی تنبیه نشده قبول نمیکنه این شرکتها آینده نداره و پول این شرکتها برکت نداره 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/05/02 00:21
          مدت عضویت: 1771 روز
          امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 553 کلمه

          ممنون از راهنماییهای جامع و کاملتون . عزیزم من خیلی خوب تحقیق کردم  بعد وارد این کار شدم .

          الان در دانشگاه تا مدرک فوق لیسانس این بیزینس داره تدریس میشه . 

          به نظر من بهترین روش پولدار شدنه . 

          چون تو تنها حرکت نمیکنی . با تیم حرکت می کنی . اونا رو رشد میدی و اونا هم تو رو رشد میدن . 

          من دست خدا رو در این بیزینس میبینم . 

          منتها باید فروشندگیت خوب باشه در مورد محصولات هم خودم شخصا استفاده کردم و عالی بوده . 

          ۳ ماهه واردش شدم اما میبینم چطور همه در حال انرژی مثبت دادن هستن . من شرکتهای دیگه رو خیلی نپسندیدم اما این شرکت رو خوشم اومد .  این شرکت بیش از ۱۰۰ سال سابقه ی کار داره . پدر بزرگ مدیر عامل فعلی  اولین بار در ایران صاحب این کسب و کار  بود البته اون زمان بازاریابی شبکه ای نبود .

          اما در کل من با شناخت کافی رفتم الان نفر قبل من این ماه ۲۰۰ میلیون درامدشو زد و نفر بالاییش ۱ میلیارد . چون تیم فروششون گسترده است آموزش دارن . 

          منم تازه کارم به مرور تیم سازی می کنم و به امید خدا با نگرش درست قطعا منم مثل این عزیزان موفق میشم . 

          چون شرکت پایه و اساس داره بهش مطمئنم . فقط چون خودم تا حالا فروشندگی نکردم برام سخته ولی میتونم تیمم رو آموزش بدم و شرکت بابت آموزش بهم پورسانت میده . 

          من نظر مثبتی به این بیزینس دارم چون همه سود میبرن نه فقط بالاسریها اینجوری نیست که تو بفروشی سودت فقط برسه به بالاسریها . 

          تو خودت میتونی تیم فروش داشته باشی . خودت میتونی مدیر بشی و شرکت هم بابت فروش و هم بابت اموزش افرادی که میاری بهت پورسانت میده . 

          چون دارم میبینم افراد سازمان رو . 

          با هم در یه گروهیم اونقدر انرژیشون مثبته که خدا می دونه ‌ من فقط حامی ندارم فعلا . یعنی خانواده ام هیچ درکی از این بیزینس و کار ذهنی ندارن . 

          اما این بیزینس رو به گسترده شدنه . همسو با قوانین آفرینشه . 

          تو روز به روز میتونی پیشرفت کنی . در جا زدن نداره . 

          کار تیمیه . 

          دست خدا هم با جماعته و بازم میگم در جمع بودن و حرکت کردن بهتر میتونه مارو موفق کنه . 

          اما من  باورهای پولسازیم ضعیفه تا حالا اینجوری کار نکردم ولی کم کم باورهامو قوی می کنم و تیم فروش تشکیل میدم .تیمهایی که اونها هم تیم داشته باشن که بتونند اونا هم پیشرفت کنند . 

          همه با هم رشد می کنیم و  همه با هم پولدار میشیم  و منم مثل همکارام شایدم بهتر از اونا عمل کنم  چون این بیزینس رو درک کردم از همه چیش راضی ام . هیچ هزینه اولیه نمیخواد . کلاهبرداری نیست . محصولاتش رو خودم استفاده کردم و عالی بودن . من فقط قدرت فروشم رو باید تقویت کنم و قدرت تیم سازیم رو . 

          الان همین محصولات رو کلی از همکارام دارن میلیون میلیون میفروشن . منم به امید خدا باورهام که اصلاح بشه موفق میشم چون تازه شروع کردم . لیدرم میگفت بازم نسبت به خیلیها بهتر عمل کردی . من فقط باورهای مانع دارم که لازمه بیشتر در این بیزینس بمونم تا اونا هم برطرف بشه . 

          ممنون از اطلاعاتی که بهم دادین ولی من همه ی اینارو تحقیق کردم بعد وارد کار شدم . ممنون که نگرانم بودید و خواهرانه راهنماییم کردید . 

          خوشحالم که در کنار دوستان دلسوزی مثل شما هستم .

          خدایا شکرت 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار الهام خضرلو
            1401/05/02 10:43
            مدت عضویت: 1783 روز
            امتیاز کاربر: 20493 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 8 کلمه

            خواهش میکنم عزیزم;
            براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فاطمه سادات
              1401/05/03 00:08
              مدت عضویت: 1771 روز
              امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              سطح مبتدی
              محتوای دیدگاه: 4 کلمه

              ممنون عزیزم همچنین .

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ملکه عشق
        1401/04/31 16:39
        مدت عضویت: 1302 روز
        امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 214 کلمه

        سلام و درود فاطمه سادات عزیز 

        بنده شب یلدا سال ۹۸با این سایت آشنا شدم و اون زمان ،دیدگاههای شما را می خوندم و خیلی لذت می بردم (:

        ولی بعد از مدتی دیدگاهی ثبت نکردین؟؟!! 

        ولی در ذهن من بودید و وقتی اخیرأ دوباره دیدگاه را ثبت کردین از روی نام و البته تصویرتون شناختی در ذهنم حاصل شد و بسیار خوشحال شدم و شوق داشتم نوشته شما را بخونم.

        تنها چیزی که از موضوع کپی در این مدت فعال بودنم در سایت می دانم ،در یک زمانی استاد حراست سایت را فعال کرده بودند که هیچ فردی نمی توانست حتی نوشته های خودش را به دلایلی که نمی دانم ،کپی کند !….

        نکته فوق العاده ای را برام پیام کردین این که به تنهایی نمی شود مسیر را ادامه داد ،چون افکار منفی بر ما غالب می شوند….. مرسی دوست خوبم. 

        و اما همه ما در مسیر زندگیمون تجربه های فراوان داریم ولی قشنگی داستان اینه که ..همه چیز به نفع ماست .

        حتی خواسته های ما همان اسباب بازی هایی هستند که ما را به اصل و حقیقت وجودی خویش،هدایت می کنند …

        شاید باید به معنای واقعی پذیرش خود برسیم اینکه من هم اکنون انتخاب شده ام که زنده باشم و هستم . 

        و خداوند امید هیییییییچ امیدواری را ناامید نمی کند .

        همواره دل آرام و دریادل باشید.   

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1401/05/02 00:25
          مدت عضویت: 1771 روز
          امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 94 کلمه

          سلام دوست خوبم ممنون از تک تک کلماتتون . چقدر بهم انرژی دادید . 

          ممنون که آرام و صبور راهنماییم کردید . متشکرم .  به هر حال دیگه اون اتفاق رو فراموش کردم . اگه حرفی به دل میشبنه قطعا گوینده اش خداست . پس حرف من نیست . اگه هم ازش کپی میشه از خدا کپی کرده شده و همه ی این عالم کپی شده ی خدا هستند پس دیگه بخشیدمش رو و خودم رو از میان برداشتم و دوباره برگشتم 

           خدارو شکر که دوستان خوبی چون شما دارم . 

          خدارو شکر بابت حضور شما عزیزانم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 6130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام و درود به استاد عزیز و همه ی همراهان در دوره تناسب فکری

      من با این دوره حدود 4سال پیش آشنا شدم اون موقع تازه با رژیم متناسب شده بودم ولی همش نگران این بودم که دوباره برگردم به وزن قبل ،چون همیشه وقتی رژیم میگرفتم میدونستم که کار اساسی نکردم و فقط برای یه مدت جلوی خودم رو گرفتم و از چیزایی که دوست داشتم گذشتم تا به وزن ایده آلم برسم .

      زمانیکه این دوره به من معرفی شد هزینه دوره 200 تومن بود و پرداخت این هزینه برای من خیلی مشکل بود لذا شرکت نکردم و مدتی به فایلهای رایگان استاد گوش دادم و اتفاقا در این مدت بدون هیچ زجر و سختی 3 کیلو وزن کم کردم ،و اونجا بود که مطمئن شدم این همون راهی هست که من میخوام برای متناسب شدن .

      بعد از اون گذشت و من همیشه میگفتم من بالاخره در این دوره شرکت خواهم کرد و از این طریق به تناسب خواهم رسید .و از اون به بعد با اینکه به وزن قبلم برگشته بودم ولی هیچ رژیمی رو امتحان نکردم .

      به لطف خدا روز تولدم به شیوه ایی شگفت انگیز هزینه این دوره برای من جور شد و من این هزینه را پرداخت کردم و الان با اشتیاق منتظر شنبه هستم که بیاد و من دوره ام رو شروع کنم .

      خدا رو سپاسگزارم که در روز تولدم فرصت تولدی دیگر به من داد.

      میدونم که اینبار که متولد شدم دیگه هیچ وقت با حسرت تناسب اندام وحسرت پوشیدن لباسهای زیبا در هر سایز و رنگی و مشکلات جسمی و روحی که به واسطه چاقی برام به وجود آمده زندگی نخواهم کرد . 

      خدایا سپاسگزارم ،خدایاسپاسگزارم ،خدایا سپاسگزارم .😍😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      1401/04/17 07:57
      مدت عضویت: 1428 روز
      امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 694 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلام 

      صبح جمعه همگی بخیر وشادی

      استاد جان ،اومدم با کلی خبر خوب وویژه 

      امروز بعد از مدت ها نفس راحتی میکشم وبه لطف خدای مهربان آرامش نسبی خوبی برزندگی من حکم فرما شد 

      من به حدی درگیر مسائل ومشکلات زندگیم بودم که نه تنها تمرکز من گرفته شده بود بلکه از زندگی هم شاکی بودم 

      اما معجزه درزندگی من اتفاق افتاد 

      میخوام داستان هدایت جدیدمو بنویسم که اینم دسته کمی از معجزه نداره 

      چند ماهیه که میخوام برگردم به سایت وبیاموزمو وبیاموزم اما نمیشد 

      خوب یادمه که با وجود اینکه خوب میدونستم نباید به شما ایمیل بزنم وشکایت کنم از وضعیتم ولی مستاصل شده بودم 

      بعد از دریافت ایمیل پرمهر شما تلنگری درروحم زده شد

      که هیییی دختر کجا داری میری 

      تو که اینهمه نتیجه خوب گرفته بودی 

      چرا اینجا وسط بیابان سردرگمی چی کار میکنی 

      من تازه فهمیدم چقدر رابطم با خدا مشکل داره 

      چقدر احتیاج دارم کار کنم روش 

      برای همینم گفتم تا این حال خراب درست نکنم آروم نمیشینم 

      صاحب خونه قیمت عجیب غریبی اضافه کرده بود روی خونمون 

      همسرم دچار زخم گوارشی بدی شده بود 

      خودم افسرده شده بودم 

      کلی بدهی وقرض 

      بدون ماشین واحساس مریضی دائم میکردم 

      وخسته ونالان 

      به خودم گفتم تا کی ادامه بدم این وضع استاد به من گفتن نگاهتو عوض کن همه چیز درست میشه 

      واین بود که شروع کردم به خواستن رویاهای خواستنیم 

      وهر صبح میگفتم خدادرستش میکنه خدابزرگه 

      وخدادرستش کرد 

      واقعا درستش کرد 

      مادرم به طور کاملا اتفاقی از مشهور ترین پروفسور گوارش ایران وقت گرفت وبا مبلغ ناچیزی همسرم عمل شد 

      درکمال ناباوری الان سلامتی خیلی خوبی رو تجربه میکنه 

      درهمین حین مادرم ماشینشو دراختیار ما قرار داد وگفت دستتون باشه 

      واما معجزه واقعی این شد که یه وام خیلی خوب با سود بسیار پایین پدرم برامون تونست بگیره 

      والان خونه داریم درتهران به لطف خدای مهربان وپدرومادرم که نیمیشو ما پرداخت کردیم ونیمیشم مادروپدرم 

      خونمون خیلی خوب دلباز نور وهوای خوبی داره 

      پارکینگ داره انباری داره وکوچه خلوت ودنج 

      همراه با دسترس عالی به وسایل نقلیه عمومی درکوتاه ترین زمان ممکن 

      درسته که امسالم مستاجرم اما چون سال دیگه میرم خونه خودم خیلی خوشحالم 

      دراوج ناباوری تمام بدهی های معوقمون دادیم اصلا نمیدونم چطور 

      ودیروز همسرم برام یه دستبند بزرگ ویک انگشتر بزرگ طلا برای کادو تولدم خرید 

      یعنی درپوست خودم نمیگنجم 

      یعنی بانکم میزدیم اینهمه خوشبختی سرازیر زندگیمون نمیشد 😅

      که خدای مهربون همه چیزو درست کرد وخوشی وخوشبختی ریخت وسط زندگی من 

      دیروز خانم مسنی داخل طلا فروشی به من گفت آفرین به این مرد که اینهمه طلا خرید برای خانومش

      استاد من همه چیزمو از دست داده بودم همه طلاهامو 

      ماشینمون حتی دوتا خونه تو کرج داشتیم که اونارم از دست داده بودیم 

      ولی الان خدا داره همشو برمیگردونه 

      چند روز پیش همسرم گفت میخوای ببرمت عمل بای پس کنم راحت بشی 

      خیلی تحقیق کردم یاد حرف شما افتادم استاد که 

      آخه چه تضمینی میدن بهتون که لاغر بشین واصلا لاغر بمونید 

      وقتی همسرم گفت اگه با روش استاد لاغر نشدی چی 

      گفتم چه تضمینی وجود داره با عمل لاغر شم واز همه بدتر لاغر بمونم 

      یعنی الان خاله خودم اسلیو کرده 

      بعد دوسال از قبلشم چاق تر شده 

      حالا چون معدش کوچیک شده غذا نمیتونه بخوره 

      اما مثل هیولا رو آورده به شکلات وشیرینی

      وجوری چاق شده که ترسناک شده 

      اصن میبینمش غصم میشه وخونشون سعی میکنم نرم خیلی مواقع از بس که غصم میشه 

      یعنی با خودم گفتم ببین عزیز من 

      دقیقا دوسال پیش تو وخالت باهم شروع کردین 

      اون الان یه بدن ناقص شده وآسیب دیده داره وروان بسیار داغون 

      وتو خب تمرکز نکردی روی این دوره 

      مشکلاتتو الویت گذاشتی 

      همون جایی 

      البته با تغییرات مثبت دردیدگاه وآرامش بیشتر واعتماد به نفس بیشتر 

      وهمینطور دوستی با خدای خودت 

      وحل همه مشکلاتم 

      یعنی استاد الان دقیقا قدرتون میدونم 

      قبلا بعضی موقع ها میشد خودمو مجبور میکردم فایل گوش کنم وهمراه بازی میدیدم فایل هارو 

      اما الان تصمیم جدیدی گرفتم وبه لطف خدا وشما استاد دوباره اومدم درمسیر 

      واینبار میخوام باهمه وجودم دراین راه باشم ونهایت استفاده رو ببرم 

      اگه همه اتفاقاتی که برای من افتاده معجزه نیست پس چیه 

      قسم به خود خدا که خود معجزست وحتی بالاتر 

      احساس شوق میکنم 

      احساس خوشی 

      احساس خوشبختی 

      وبرای همه دوستان عزیزم وهمراهان تناسب فکریم 

      بهترین ها رو خواستارم 

      از خدای بسیار مهربانم طلب میکنم که بی حساب وکتاب به همه عزیزان اینجا ببخشه وهمه این حس زیبای منو تجربه کنن وهمینطور بهترین ها رو برای شما استاد بسیار گرانقدر خودم خواستارم 

      وواقعا آرزو میکنم از اعماق وجودم به هر چی میخواین درزندگی برسید وهمیشه خانوادتون همسر عزیزتون وفرزندان گلتون درپناه خدای مهربان باشن وهر لحظه خوشبختی وشادی وسلامتیتون درکنار هم مضاعف بشه 

      خداروشکر که به راه راست هدایت شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بنفشه
      1401/03/23 16:35
      مدت عضویت: 868 روز
      امتیاز کاربر: 4454 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام.

      داستان هدایت من تماما در یک کلمه خلاصه میشه  استیصال و نا امیدی مطلق. 

      من بارها وزن کم کردم و عالی شدم ولی در روزهای سخت زندگی مشغول پرخوری شدم و چاقی مهمان ناخوانده ی بدن من شد ‌. و مشکلات بسیار زیادی در روابطم ایجاد کرد و احساس بسیار بدی به خودم و زندگیم داشتم. احساس نفرت. احساس ناتوانی. هر بار برنامه لاغری رو شروع میکردم زودتر شکست میخوردم. یک شب با نا امیدی کلمه لاغری رو سرچ کردم و این سایت سحر آمیز رو دیدم. خدا صدای من رو شنیده بود. مدتی در دوره رایگان تمرین کردم تا تصمیم گرفتم که زندگیم رو متحول کنم. لاغر شدن برای من پایان مسیر نبست. شروع یک زندگی جدید خواهد بود و میدانم که این پیروزی در تمام زندگی من تاثیری سحر آمیز خواهد داشت. منتظر شگفتیها هستم و سپاسگزار خداوندم. 

      یک سوال هم دارم اینکه آیا امکانش هست ادرس ایمیل من در بالای دیدگاه نمایش داده نشود؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام و درود
        شما برای پروفایل خود نام نمایشی تنظیم کردید و فقط این نام در بالای دیدگاه ها نمایش داده می شه و آدرس ایمیل نمایش داده نمیشود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار بنفشه
          1401/03/23 21:29
          مدت عضویت: 868 روز
          امتیاز کاربر: 4454 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          سپاسگزارم استاد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار شهربانو باقری
          1401/06/30 00:41
          مدت عضویت: 1463 روز
          امتیاز کاربر: 22376 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 40 کلمه

          سلام استاد ،

          دوستانی هستن که به جای نام خودشون  از ایمیلشون  استفاده کردن  …و من اینو بارها  دیدم  …. آیا میشه از طریق همین ایمیل  براشون  مستقل از سایت  پیامی که  قابل دریافت باشه براشون فرستاد ؟.

          تشکر از پاسخ شما 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 5976 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 24 کلمه

            سلام و درود
            ارتباط با اعضای سایت فقط از طریق بخش دیدگاه باید انجام شود این از قوانین حفظ حریم خصوصی اعضای سایت می باشد.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار شهربانو باقری
              1401/06/30 05:39
              مدت عضویت: 1463 روز
              امتیاز کاربر: 22376 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
              محتوای دیدگاه: 19 کلمه

              سلام و درود  محظر  استاد گرامی 

              بله اینو به عنوان یک اصل خیلی وقته ازش مطلع ام ….

              ممنون از پاسخ…..

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم