0

داستان هدایت من

داستان هدایت من برای رهایی از چاقی
اندازه متن

من و همه افرادی که اضافه وزن دارند به تعداد سال های سن چاقی خود به دنبال روشی برای لاغر شدن بوده ایم.

بارها از رژیم های مختلف استفاده کرده ایم.

در باشگاه های ورزشی ثبت نام کرده ایم و با اشتیاق و انگیزه برای لاغر شدن ورزش کرده ایم.

افشرده ها یا دمنوش های مختلف را به امید لاغر شدن استفاده کرده ایم.

به طب سنتی،‌ اسلامی،‌ سوزنی و حتی روش های چربی سوزی از طریق شوک الکتریکی برای لاغر شدن پناه برده ایم.

حتی برخی از شدت رنج و ناراحتی چاقی حاضر به پذیرفتن ریسک عمل های جراحی مختلف شده ایم بلکه از شر این مهمان خانمان سوز رهایی پیدا کنیم.

هر فردی که اضافه وزن دارد حتی اگر شده یک بار برای لاغری به طریق مختلف اقدام کرده است.

نکته مشترک بین همه ما نتیجه نگرفتن از همه سعی و تلاش مان برای لاغر شدن است.

تا جایی که به حدی از احساس ناامیدی و ناتوانی برای لاغر شدن رسیدیم که به افسردگی دچار شدیم.

گوشه نشین خانه شدیم،‌ عصبانی و پرخاشگر شدیم، گریه و گلایه از وضعیت جاقی همدم تنهایی ما شده بود و شرایط بسیار بدی را تجربه می کردیم.

اما در آن شرایط که احساس ناامیدی از هر روشی برای لاغر شدن را داشتیم آگاهانه و شاید هم ناآگاهانه از خداوند درخواست کمک کردیم.

رسیدن به احساس تسلیم در برابر چاقی و قطع امید کردن از همه روش هایی که سال ها برای لاغر شدن از آنها پیروی می کردیم به منزله تسلیم در برابر پروردگار و درخواست کمک از خداوند برای نشان دادن راهی که ما را به سمت لاغری هدایت کند است.

از او طلب هدایت کردیم راهی جلوی پای ما بگذارد تا از ناامیدی رهایی پیدا کنیم.

تا نور امیدی برای لاغر شدن و رسیدن به خواسته چندین ساله مان در قلب ما روشن کند.

در آن لحظه مقدس درخواست شما پاسخ داده شد و شما از طریقی که خود به دنبال آن نبودید به سمت این سایت هدایت شدید.

با نوشتن داستان هدایت خود علاوه بر اینکه از خداوند سپاسگزاری می کنیم بلکه با ایجاد احساس خوبی که در ما ایجاد می شود اطمینان و انگیزه ما برای موفقیت در مسیر لاغری با ذهن صد چندان می شود.

داستان هدایت خود با سایت تناسب فکری را بنویسید تا به قدرت خداوند در پاسخ به درخواست خود بیشتر اعتماد کنید و در جنبه های مختلف زندگی از این قدرت بی نهایت درخواست هدایت کنیم.

نوشتن داستان خود و خواندن داستان هدایت دیگران باور قدرتمندی درباره طریقه ی هدایت خداوند در قلب ما ایجاد خواهد کرد و برای ما واضح می شود که از بی نهایت طریق خداوند ما را هدایت می کند.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.86 از 28 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22571
برچسب ها:
316 نظر در مورد داستان هدایت من

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      1401/09/08 20:02
      مدت عضویت: 503 روز
      امتیاز کاربر: 7234 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      خداوندا برای هدایتن به این مسیر بسیار سپاسگزارم

      سلام استاد عزیز و دوستان شجاعم

      من اول که بدنیا اومدم یک دختر ضعیف بودم و به قول مامانم گردن نمیگرفتم  من تا بلوغ دختز لاغر و ضعیفی بودم و مادرم همیشه میگفت بخور که توان انجام کارها رو داشته باشی به مرور چاق شدم با گفتن دوستام فهمیدم که دارم بیش از حد چاق میشم وبا خودم هر چی فکر کردم کمتر خوردن رو راه چاره میدیدم و چون برام سخت بود که گرسنه از مدرسه بیام و کم بخورم نمیتونستم همیشه بر تصمیمم پایبند باشم و روزه میگرفتم تا مجبور به نخوردن بشم 

      تا این که مادرم بیماری قلبی گرفت و دکتر براش برنامه رژیمی داد و منم از فرصت استفاده کردم و برای خودم هم به کار میبردم 

      همونطور که میدونین اماده کردن مواد برنامه رژیمی برای همه عمر غیر ممکنه و باز به همون روزه پناه بردم تا ازدواج کردم و بعد بارداری و کار اداری و باز بارداری دوم و در نهایت به ۸۵ کیلو رسیدم و از دمنوشهای مختلف استفاده کردم ولی زمان بندی و طعم بدش ناشتا و قبل خواب منو ازار میداد و همش با خودم در جنگ بودم که چرا من چاقم و اب میخورم چاق میشم و شوهرم خیلی راحت غذا میخوره و متناسبه

      و بعد از کرمهای چرخشی خریدم و پوستم سوخت و از حلقه های ورزشی که تمام کمرم کبود شد و از لباسهای لاغری پیرهن و شلوار و همش غرق عرق بودم و میرفتم هر روز حموم از بس عرق میکردن و هیچ فایده ای نداشت 

      خیلی نا امید و مایوس بودم و عصبی و واکنشی چون همه کارهام بی نتیجه لود و خدا رو شکر پول عمل رو نداشتم تا مقل همکارم عمل معده کنم 

      یک روز برای کاری با همسرم رفتم بانک و وقتی اومدم همسرم گفت که خانمی اومده و به زور و اصرار یه کتاب بهم فروخته به نام راز من با خوندن اون کتاب در فصلی از اون خوندم که با ذهن میشه لاغر شد و چون کلی نوشته بود در اینترنت لاغری با ذهن رو زدم و به این سایت رویایی و شگفت انگیز به لطف خدا هدایت شدم و چند فایل رایگان رو دیدم و مصمم شدم و دوره های رایگان رو بترتیب شروع کردم و الان در خدمت شما هستم با یک تولد جدید از همه لحاظ و یک انسان جدید 

      خداوندا از این که شامل لطف و مرحمتت شدم و مرا به این مسیر هدایت کردی و زیبایی و راحتز و اسانی زندگی را بهم نشون دادی بسیار سپاسگزارم 

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فریده قادری آذر
      1401/08/30 12:16
      مدت عضویت: 310 روز
      امتیاز کاربر: 7435 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 796 کلمه

      سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر 

       

       از سن ۱۰ سالگی متوجه شدم که من نسبت به هم کلاسی هام یکم تپل ترم،

      و کم کم این خیلی اذیتم می کرد وقتی صدام می زدند میگفتند اونی که چاق ، یعنی همیشه حسی بدی داشتم که وزنم از بقیه بیشتره مثلا توی کلاس اول راهنمایی فقط یه نفر خیلی از من چاقتر بود بقیه ی کلاس همه لاغر بودند ،خلاصه گذشت تا سن ۱۴ سالگی که شروع کردم به ورزش کردن ،از کاراته شروع کردم قبلش صبحها همراه پدر و مادرم پیاده روی می کردیم ولی به صورت جدی ورزش رو از ۱۴ سالگی در باشگاه شروع کردم ، اونجا هم خیلی این اضافه وزنه روی اعصاب بود چون برای ورزش رزمی باید سبک و سریع باشی .

      بعد حدود ۵سال کن کاراته کار کردم ، برای رشته ی دانشگاهی هم همش تو فکر این بودم اگه رشتم ورزشی نباشه و خیلی بشینم بازم به وزنم اضافه میشه ، یه ترم هم حسابداری خوندم بازم گفتم نه باید تربیت بدنی بخونم ، خلاصه همیشه از چاقی و چاقتر شدن ترسیدم ،

      تو دوران دانشگاه که درس هامون بیشتر عملی بود و تو سالن بودیم بقیه که می‌نشستند بین ورزش که استراحتی کرده باشند من درجا می زدم یعنی تا این حد جسمم رو تو فشار قرار داده بودم همیشه 🙁

       

      خیلی اشتباه بود باورهای اون دوران من ،

      کسی هم نبود که بگه آخه بدن نیاز داره به ریکاوری، استراحت ، استاد هامون هم چیزی نمی گفتند ، آخه لابد اونها هم طرز فکرشون اینجوری بوده که اگه بخوای لاغر بشی و چاقتر نشی همیشه باید تحرک داشته باشی . 

       

      وقتهای که از دانشگاه برمیگشتم خونه به محض اینکه در شکمم احساس سنگینی می کردم دیگه داشتم دیونه میشدم ، میگفتم وای الان 

      چاق می شم،به داداشام میگفتم توروخدا بیاید بریم پیاده روی ، هر جوری بود یکیشون رو راضی می کردم که باهام بیاد و از این ترس رها بشم .

       

      با این همه فشاری که تو این چند سال با ایستادن و اینکه اگه بشینم و بدون تحرک باشم چاق میشم ، مفاصلم رو داغون کردم ، بنظر خودم که بیش از حد ازشون کار کشیدم که اینجوری شدن .

       

      تو دانشگاه همش تو فکر این بودم که باید کارت مربیگری بگیرم و فعال بودنم رو حفظ کنم و تو چند تا رشته موفق شدم کارت بگیرم و تا حدودی شروع کردم به کار مربیگری ،دانشگاه رو هم که تموم کردم مربیگری می کردم ،

      از زمانی که بارداریم شروع شد دیگه نجواهای ذهنی شروع شدن که دیگه چاق میشه ، دیگه بدون ورزش همش وزن میگیری ، بعد اون هم ۲سال شیردهی نمی تونی ورزش کنی ، یعنی اون همه تو فکر چاق نشدن و رفتن پیش کارشناس تغذیه و … باعث شد ۲۵ کیلو اضافه کنم .

       

      بعد یواش یواش با همون افکار نادرست قدیم وقتی دخترم یکم نیازش بهم کمتر شد شروع کردم به ورزش ولی طولی نکشید که کرونا اومد و همه چیز باز به هم ریخت چون من وابسته بودم به ورزش و این باور اشتباهم که اگه ورزش نکنم این کم شدن تحرک من رو خیلی چاق میکنه بازم وزنم زیاد میشد و 

      خودم رو هر روز چند بار وزن می کردم 

      سایز می‌گرفتم 

      خیلی اشتباه کردم چون 

      این حالت خودم باعث شده بود که همسرم هم بیشتر دقت کنه در اندامم و برای اون هم مهم بشه ، یعنی خودم باعث شده بودم،

      کلا میگفتم ای کاش پول داشتم که عمل جراحی کنم با اینکه میگتن خیلی خیلی عمل خطرناکی هستش و عذاب آوره .

      هیچ وقت تو زندگیم تا این حد با اضافه وزن در عذاب نبودم ،

      چون پاهام هم خیلی درد می کرد ،

      تا اینکه خداوند من رو هدایت کرد به این مسیر با ارزش ،

      به دوستم گفتم خواهرت لاغر شده چیکار میکنه چند کیلو هست الان ، گفت خودش رو وزن نمیکنه ، تو این روش باید خودشون رو وزن نکنند ،

      گفتم چیه این روش ، گفت تناسب اندام با ذهن ،

      بعد به خواهرش زنگ زدم ، خیلی ازش تعریف کرد منم آدرس سایت رو ازش گرفتم و ثبت نام کردم 

      در بهمن سال ۱۴۰۰

       الان هم خیلی خوشحالم که تو این مسیرم 

      تا چند وقت پیش من کلا از مطالب رایگان استفاده می کردم ،

      باورهای اشتباهم کلا اصلاح شدن ،

      ترس از غذا خوردن ندارم ،

      احساس آرامش میکنم وقت مصرف مواد غذایی،

      دخترم رو به بیشتر خوردن و به زور یکم دیگه خوردن ترغیب نمیکنم،

      دیگه مثل قبل به همسرم که متناسب هستش نمیگم این رفتار من درسته و هر ماده ی غذایی رو میخورم ، 

      الان میگم واکنش تو نسبت به مواد غذایی درسته و انتخاب میکنی ، 

      هیچ وقت بخاطر این که غذا دور ریخته نشه بیشتر نمیخوره یا اینکه چیز دیگه ای نیست واسه خوردن چیزی که دوست نداره رو نمیخوره .

       مدتی هست دوره ی کنترل اشتها و پرخوری رو خریدم ،

      بنظر خودم این دوره ی کنترل اشتها و پرخوری داره خیلی روم تاثیر می‌گذارد و مطمئنم با این لاغر خواهم شد 

       

      عالیه

       

       ممنونم استاد گرامی از زحماتتون 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آرزو داراب پور
      1401/08/19 14:11
      مدت عضویت: 764 روز
      امتیاز کاربر: 10888 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 606 کلمه

      به نام انرژی برتر جهان هستی

      من همیشه عاشق متافیزیک و قدرت ذهن بودم و کتاب های جادوگری زیادی خونده ام من از سنین پایین وارد این مباحث شده ام و مجله موفقیت رو همیشه تهیه می‌کردم مطالب این مجله مفید بود و بعد وارد دوره تکنولوژی فکر استاد آزمندیان شده ام که فوق العاده بود و اشاره به باور داشتند که من اون زمان فکر میکردم باور یعنی فکر و من باید فکر خوبی داشته باشم ولی اعمال همان اعمال سابق بوده آمد و ترس از خدا و راضی نگه داشتن خداوند در وجود من بود و اصلا این مباحث که وجود ما از سه بخش مطرح نشده بود و فقط موضوع اصلی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه بود و ۲۰ دقیقه آخر هم راجع تجسم سازی خواسته ها بود که این مباحث برای من نتیجه داد حتی سطحی ولی نسبت به همسن هایم درکم بالاتر بود و وارد دانشگاه دولتی شده ام بعد واردسمینارهای آقای فرهنگ شده ام که برای دوران خودش انقلاب فکری محسوب می‌شد و اونجا هم صحبت از شرطی سازی ضمیر خود آگاه و ناخودآگاه بود و آخر سمینار هم دست راست را روی قلبمان میذاشتیم و از خداوند سپاسگزاری میکردیم و حالم خوب بود بعد از اتمام دانشگاه در مقطع لیسانس وارد دانشگاه دولتی برای. فوق لیسانس شده ام وبا امیر شریفی آشنا شده ام من اونجاتونیم بار با بحث ارتعاش فکری آشنا شده ام مباحث و دوره ها عالی بوده آمد و عضو تلگرام امیر شریفی هم بوده ام تا اینکه تلگرام قطع شد و قبل از اینکه من خواستم دوره امیر شریفی بخرم تلگرام قطع شد و من نتونستم دوره رو بخرم خیلی هم ناراحت شده ام اومده ام تو آپارات دنبال امیر شریفی و فیلم ها و کلیپ های تا اینکه دیدم یه فیلم پایین تر نوشته از استاد عباسمنش که من تا اون روز ااصلا نمیشناختم استاد عباسمنش رو و فیلم رو دانلود کرده ام و نگاه کرده ام و از لحن و اعتمادبه نفس استاد خوشم اومد و آدرس سایت در فیلم بود و عضو سایت استاد عباسمنش شده ام و اونجا متوجه شده‌ام که خداوند یک انسان قدرتمند نیست بلکه یک انرژی برتر هست ‌فایل صوتی استاد عباسمنش که راجع به خداوند بود رو بارها تکرار کرده ام و بعد یکی یکی فایل های صوتی و تصویری استاد رو بارها گوش داده ام و تکرار کرده ام من اندام متناسبی دارم ولی با ورزش کردن یعنی من از وقتی خودم رو شناختم در رژیم و ورزش بوده ام و زندگی من این بود که چی بخورم من لاغرتر بشم یا این رو نخوردم که چاقو نکنه و قصد باراداری داشتم ولی نمی‌شد و بهم گفتند که اگه میخوای بارداربشی نباید ورزشهای سنگین انجام بدی من هم ورزش رو کنار گذاشتم و فرمول اینکه اگه ورزش رو کنار بزازم چاقمیشم در من فعال شد و باردار که نشده ام هیچ چاق هم شده ام تا اینکه در عقل کل سایت استادعباسمنش سرچ لاغری کرده ام و بچه های سایت نظرمیذاشتن تا اینکه یکی از بچه های سایت نوشته بود یه سایتی هست که راجع به لاغری با ذهنی و رضا عطارروشن راجع به لاغری باذهن صحبت میکنه و من هم فوری در گگول سرچ کرده ام لاغری با رضا عطارروشن و دیده ام تیتر نوشته تناسب فکری و وارد سایت شده آموزش عضو سایت شده ام و دوره رایگان دوازده گام رو انجام داده ام و به لطرف خداوند سایز کم کرده ام و بهتر شده ام و بعد دوره مبانی لاغری رو تهیه کرده ام که واقعا لاغرشدهام و احساس سبکی کرده ام و الان هم به لطف خداوند در بخش اول ورود به سرزمینلاغری هستم و مطمئن هستم که در مسیرمتناسب شدن عالی قرار می‌گیرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/09/02 07:24
        مدت عضویت: 52 روز
        امتیاز کاربر: 6250 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 85 کلمه

        سلام و عرض ارادت خدمت شما آرزوی عزیز ؛

         

        دیدگاه شما را خواندم . مسیری که طی کردید و افرادی که باهاشون آشنا شدید به شکل خیلی عجیبی  با مسیر زندگی من قرابت و شباهت دارد .

         

        حضورمان ، کنار یکدیگر در این سایت فوق العاده و مسیر مشترک دیگری را ، به فال نیک میگیرم و امیدوارم من ، شما و همه دوستان دیگری که اینجا و به این مسیر هدایت شدیم ، بهترین نتایج و برترین دستاوردهای زندگی مان را دریافت کنیم .

         

        برقرار باشید .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/08/11 20:51
      مدت عضویت: 52 روز
      امتیاز کاربر: 3033 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 593 کلمه

      عرض سلام و ارادت خدمت استاد عزیز.و دوستان نازنین هم مسیر و متناسب.

       

      سال 96 بود…حدودا چهارسالی میشدکه مشخصا و جدی تر مباحث قوانین جذب رو دنبال می کردم. 

      البته با کتابهای فلورانس و کاترین پاندر از سال 86 آشنا بودم و مطالعه میکردم اما قانون جذب رو بعدترها دنبال کردم. 

      اون روزها در اوج نارضایتی  از تناسبم بودم..

      در ظاهر هیکلم کاملا یکدست بود به هر کسی میگفتم احساس اضافه وزن دارم بهم میخندید میگفت تو اصلا چاق نیستی تو پُر هستي. اما من از درون از خودم  راضی نبودم و هرچقدرم اطرافیان میگفتن کاش ما اندام تو رو داشتیم برام دلنشین نبود و من به دنبال رضایت از درون ِ ناآرامم بودم…

      همین نارضایتی کافی بود تا روحیه ، اعتماد به نفس و آرامشم رو بگیره و باعث بشه تا با حسرت به لاغراندام ها نگاه کنم! 

       

      چند مرتبه ای از طریق مختلف به دنبال کم کردن وزن و سایز بودم اما موقت بود و هیچ نتیجه ثابتی برام نموند.  

       

      اون روزها تازه با سایت عباس منش آشنا شده بودم و خیلی علاقه به دنبال کردن مطالبش داشتم. زیر یکی از پست ها داشتم کامنت میخوندم ، اسم استاد عطارروشن بالای کامنت شون توجه م رو جلب کرد، چون از فامیلی شون متوجه شدم همشهری هستیم و بااینکه سالهای زیادی بود از شهرم دور بودم  میدونستم خانواده عطارروشن از خانواده های قدیمی و اصیل و نیک نام شهرمون هستن. کامنت شون رو خوندم و متوجه شدم که ایشون در زمینه لاغری از  طریق ذهن فعالیت میکنن. اما در کامنت شون هیچ آدرسی از کانال تلگرام شون نبود و اون موقع اینستاگرام هم مثل این روزها پرکاربرد نبود. داشتم به این فکر میکردم چطور به ایشون و کانال شون دسترسی پیدا کنم. ناگهان در ذهنم آلارمی روشن شد که چه نشسته ای که وقتی اسم گروه یا شخصی رو در گوگل سرچ کنی، لینک کانال تلگرام ش رو بهت میده. و سریع اسم شون رو سرچ کردم. 

      همون لحظه به سمت کانال هدایت شدم و شروع کردم فایل هاشون رو گوش دادم. 

      چند وقت فایل هاشون رو گوش میدادم و متوجه شدم دارم تغییر میکنم …هم به لحاظ روحی هم جسمی. و همین تغییرات انقدر خوشحال و پرانرژی م کرده بود که به مناسبت روز زن همون سال به خودم هدیه دادم و دوره مقدماتی تناسب رو شرکت کردم. تغییرات شگفت انگیز بود …در عرض کمتر از دو ماه، چهار سایز کم کردم… و تا مدتهای زیادی اون تناسب رو حفظ کردم. با سایت استاد، مرور دوره ها و پیج اینستاگرام کانکت موندم. اما چون چند سالی از اون دوران گذشته دوباره دوست داشتم دوره جدیدتری شرکت کنم تا تمرکز بیشتری روی خودم و درونم داشته باشم. این شد که این دوره رو چند روز پیش ثبت نام کردم. حدود ده روزی منتظر بودم تا ثبت نام کنم، منتظر بودم حقوقم رو واریز کنن. و روز یکشنبه گذشته عازم سفر کوتاهی بودم توی فرودگاه منتظر پروازم بودم که پیام واریز حقوق رو گرفتم. به قدری خوشحال شدم که همون موقع توی فرودگاه دوره رو تهیه کردم. اما تصمیم گرفتم از سفر برگردم و با یک نظم و انضباط خاصی که بتونم با ارامش و صبر و بدون عجله فایل ها رو ببینم و تمرین هام رو انجام بدم ، دوره رو شروع کنم. 

      امشب به قسمت اول مراجعه کردم و مجدد بخش داستان لاغری  استاد رو خوندم، جزوه م رو هم پرینت گرفتم اماده کردم. و بسیار مشتاقانه منتظرم شنبه برسه که دوره جدید رو شروع کنم و آگاهی های جدید و منحصر به فرد و باارزشی یاد بگیرم و به نتایج ایده ال و دلخواه برسم. 

       

      آرزوی موفقیت  و بهترین موهبت ها رو برای استاد عزیز و دوستان متناسب هم مسیر 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/08/02 16:50
      مدت عضویت: 52 روز
      امتیاز کاربر: 6250 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,493 کلمه

       سلام به تو رفیق گلچین شده برای لاغری و تناسب اندام که اومدی داستان آشنایی  و حضورت اینجا و توی این سایت رو بنویسی .چطوری خوش تیپ ؟ تا یه نفسی تازه کنی و خستگی این همه راه های اشتباه و آدرس های غلطی که مثل خودم و بقیه ، واسه لاغری رفتی رو از تن به در کنی بیا اول من قصه ی خودم رو برات بگم .  من الهه ام . و اگر از احوالات جسمی من جویا هستی ، طبق روالی که ما چاقا البته چاقای قبل از این !!! داشتیم ، و برای همین هم هست الان اینجاییم ، منم چندین ساله با موضوع چاقی و اضافه وزن دست به یقه ام و درگیرم . میگم درگیر که وجدان خودمو راحت کنم که باهاش مبارزه میکنم و منتظر شکست دادنش ام . اما واقعیت اینه که تا امروز همیشه اون برنده شده ، بعد از هر جنگ جسمی و ذهنی.

       

      با انواع روش ها و شیوه ها و دستورات غذایی که الان همه مون رو به یه کارشناس تغذیه ای خبره  تبدیل کرده که بر اساس  بی ام آی و وزن بدن و جنسیت و سن و شغل و میزان تحرک و …هر کسی می تونیم براش رژیم بنویسیم ، علیرغم همه این موارد ، هنوز اندر خم یک کوچه ، با هیکلی درشت و اندامی با ده ها کیلو گوشت و چربی اضافه که گاهی شاید توی صندلی هم جا نمیشد نشسته بودم و فکر میکردم اینجا ته خطه . بن بست . تسلیم !!! تا اینکه اون اتفاق افتاد . حدود ۵ هفته قبل ،بعد از گرفتن کتاب های درسی  همراه پسرم از مدرسه برمیگشتیم . نزدیک خونه زمانی که اومدم  از خیابون رد بشم پام به جدول گیر کرد و با تمام وزن روی پای راستم زمین افتادم . مچ پام تقریبا خورد شد و ساق پام هم ترک برداشت . توی بیمارستان بستری شدم و تحت جراحی قرار گرفتم .جراح با چند تا پیچ استخونای شکسته رو فیکس کرد و پام رو هم تا زانو گچ گرفت و چون شکستگی شدید و جراحی  سنگینی بود دستور استراحت مطلق داد . 

      از اونجایی که من معتقدم هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست و از طرف دیگه توی تخت افتاده بودم و کاری غیر از مطالعه و نت گردی از دستم برنمی‌آمد شروع کردم به گشتن دنبال علت این موضوع  ، با عناوینی مثل : علل ذهنی بروز دردهای جسمی ، نقش ارتعاشات منفی در بروز دردهای شدید بدنی ، تسریع ترمیم زخم و شکستگی های بدن با ذهن ، علت بروز شکستگی های استخوان ،  و … به یک عالمه مطالب از خانم اسکاول شین و خانم دبی فورد و آقای دکتر جو دیسپنزا و خانم استرهیکس و …برخوردم . توی یوتیوب در بین مطالبی که از قدرت فوق العاده  ذهن میخوندم یکدفعه یه پست دیدم با عنوان لاغری با ذهن !!! 

       

      خدایا ، این چی بود دیگه ؟ یعنی چه ؟ لاغری ؟ اونم با ذهن ؟ یعنی بشینی فکر کنی لاغر شی ؟ یعنی بعد از اینهمه دعا و استغاثه به درگاهت که : یعنی خدایا ، میشه یه روزی ، یه کسی ، یه جوری ، یه روشی برای لاغری پیدا کنه که نگه نخور ؟! نگه نمیخواد از جات تکون بخوری ؟! بگه باشگاه و وزنه و تردمیل رو بیخیال شو ؟! میشه ؟؟؟!!!

       

      راستش اولش صفحه رو رد کردم و ازش گذشتم . بنظرم چیزی جز وعده و وعیدهای دلخوش خونک مثل همون شعارهای قبلی نبود : بی رحم ترین چربی سوز دنیا ! قرص های مخصوص لاغری موضعی شکم و باسن ! در سه هفته اندامی هالیوودی داشته باشید ! دیگر چاقی تمام شد ! آخرش هم ؛ با ما تماس بگیرید !!!

       

      فردا که دوباره وارد نت شدم ، بر اساس سرچ مطالب روز قبل ، از بین اون همه پست های دیروز در صفحه اول دوباره با اون پست مواجه  شدم . از سر کنجکاوی و باز هم اعتقاد به اینکه هیچ اتفاقی اتفاقی نیست ، ویدئو رو باز کردم و مشغول دیدن و گوش کردن بهش شدم . راستش بازم قانع نشدم و هنوز اعتماد نداشتم . وارد پیج اصلی شدم و نگاهی گذرا به سایر ویدئوها انداختم . مجموعه ویدئوهای لاغری با ذهن رو که بیش از سی ویدئو بود باز کردم و پشت هم تا شماره ی شش رو دیدم . 

       

      کم کم احساس کردم مشتاق دیدن و شنیدن حرفای توی آموزش های استاد عطارروشن توی این فیلم‌ها شدم . بیشترین جذابیت این حرفها و آموزه ها این بود که یکنفر که قبلاً خودش چاق بوده پشت این دوربین نشسته بود .

       

       کسی که با تمام مصائب و مشکلات اوان دوران که برای همه مون مشترکه دست و پنجه نرم کرده ، شکست های متعددی که خوردیم خورده ، راه هایی که رفتیم رفته ، حرفهایی که شنیدیم شنیده ، و الان ، با سعه ی صدر و دست و دلبازی مثال زدنی اومده که تجربیاتش رو با ما هم در میون بزاره و بهمون یاد بده توی این مسیر طولانی اما نتیجه بخش ، کجا پا بزاریم که نلغزیم ؟ کجا به جاده نگاه کنیم و خودمون رو برای رسیدن به هدف آماده کنیم ؟ تمارین مون که توشه ی راه و خوراک ذهن هستند رو چگونه انجام بدیم ؟ چجور از تاریکی های جلوی راه مون نترسیم که خودمون قبلاً چراغ جاده رو تو اون قسمتها خاموش کردیم ؟ از غذا ، از بی تحرکی ، از انواع دارو و قرص و ویتامین ، از ازدواج ، از زایمان ، از ژنتیک ، از مسافرت ، از خواب ، از پشت میز نشینی ، و از …

       

      چون دسترسی به اینترنت محدود شد و vpn هام دیگه کار نکرد به ناچار وارد سایت اصلی تناسب فکری شدم و بقول اونور آبی ها : WOW …MY GOD !!!

       

       مثل جویندگان شهر گمشده آتلانتیس یکباره با گنجینه ی عظیمی از مطالب و محصولات موجود در سایت مواجه شدم . نمیدونستم از کجا شروع کنم . توی همین مکاشفه ها و گشتن ها ، متوجه شدم ویدئوهایی که من دیدم مربوط به دوره ی ۱۲ قدم هست که تقریباً هر ۳ یا ۴ جلسه یوتیوب مربوط به یک جلسه از هر گام میشه . مجدداً و از ابتدا گام ها رو نگاه کردم و هربار با مطلب جدیدی مواجه شدم . 

       

      تا اینکه حدود یکهفته قبل ، در سایت ثبت نام هم کردم و بصورت رسمی وارد دوره آموزش و یادگیری مطالب سایت شدم .

       

       

      یه چیزی بگم ؟ هنوز از دوران نقاهت بعد از جراحی من حدود سه هفته دیگه باقی مونده و من الان با همون پای گچ گرفته و بالاتر از سطح بدن و خوابیده توی تخت دارم براتون مینویسم در حالیکه گلاب به روی همه تون ، فقط اجازه دارم تا دستشویی از جایم بلند شم و برم و برگردم .

       

      دیروز با کلی ترس و لرز از اینکه اینهمه خوردم و خوابیدم و تکون نخوردم الان شیرین ۶ یا ۷ کیلو رو دیگه اضافه کردم از همسرم خواهش کردم ترازو رو تو مسیر رفتن من به دستشویی قرار بده تا چند ثانیه روش بایستم .

       

      باورم نمیشد !!! با خوردن اینهمه خوراکی های مقوی و پر کلسیم و پر از پروتئین و مغز قلم چرب و چیلی و کله پاچه و …چیزای جورواجور که اساتید دور و برم ! بابت زود جوش خوردن استخوان هام به خوردم دادن ، با اینهمه رعایت نکردن هییییچ مدل رژیم غذایی و هر مدل غذایی رو خوردن و تکون نخوردن از جا و بی تحرکی ، و تازه اضافه شدن وزن سنگین گچ پام به وزن بدنم ، نه‌ تنها اضافه نکردم ، بلکه یک کیلو هم از روز قبل از زمین خوردنم کمتر شدم !!! 

       

      دیدم آرررره …کار میکنه …!!! فرمول رو عوض کردن حتی تو این مدت کوتاه کار میکنه !!! حتی با آموزه های اندک من که هنوز  پله ی اول رو هم کامل نکردم . حتی با جسم آسیب دیده . حتی با انجام تمرین های کوتاه  خوندن و شنیدن هر روزه و نوشتن و نوشتن و نوشتن درباره هر کدوم. حتی تعهدنامه ی که خودم به خودم نوشتم هم کار میکنه و مؤثره…

       

      نمیدونم چطور ذوقم رو باهاتون به‌اشتراک‌بگذارم . همین الانم که دارم مینویسم بدنم از شعف به رعشه افتاده و دستام می‌لرزن . هر لغت رو دوسه بار باید بعداز نوشتن اصلاح کنم . فقط میتونم بگم مواجهه با این واقعیت بزرگ و دوست داشتنی که : بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست ، در خود بنگر هر آنچه هستی که تویی … واقعی و حتی لمس کردنی یه .

       

      آره ، قانون ها کار می کنن . هیچ چیز حقیقی تر و راست تر و درست تر از قوانین نیست . 

       

      فقط میتونم بگم :

       

       جناب استاد عطار روشن ، به خاطر تمامی آموزه های واقعی و حقیقی تان ، و به خاطر هر آنچه در این مدت کوتاه از جنابعالی آموخته ام ،تمام قد ایستاده ، کلاه از سر برداشته ، و با سری خمیده به احترام ، امیدوارم عذرخواهی بنده به جهت تردید و دودلی ام در ابتدای این مسیر درست ومطمئن را پذیرا باشید .صمیمانه از شما سپاسگزارم . امیدوارم خداوند بزرگ ، حافظ و پشتیبان همیشگی شما در هر لحظه از زندگی پربارتان باشد ، برقرار باشید و در مدار . 

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 27 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1401/08/03 13:48
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 75 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        اینکه خداوند مثل همیشه افرادی که آماده تغییر کردن هستند را به مسیر صحیح هدایت می کند
        با اینکه ممکنه بارها شک و تردید کنیم اما هدایت ادامه می یابد تا واقعیت بر ما روشن شود
        در مورد تردید و دودلی کاملا حق باشماست چون من هم در ابتدا برام قابل باور نبود اما به لطف خدا هدایت الهی رو دنبال کردم و نتیجه واضح شد.
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرزانه ابوالحسنی
      1401/08/02 15:03
      مدت عضویت: 851 روز
      امتیاز کاربر: 13292 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 869 کلمه

      ۰با سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      دیدگاه مقدمه لاغری با ذهن رایگان 

      داستان من از اونجا شروع شد که در سال ۹۶  موقع چیدن گیلاس بود که پدرم از درخت افتاد پایین بیمار شد وفهمیدیم که باید دیالیز هم بشه ومن سعی میکنم خلاصه براتون بنویسم 

      در همون زمان بیماری من هم شروع شد سرگیجه حالت تهوع وفشار خون پایین طوریکه فشار خون من میرفت رو ۵ الی ۶ درست زمانیکه پدرم به پذیرایی نیاز داشت من هم مریض بودم نمیتونستم برم واسترس برآم سم بود باعث تشدید بیماری من میشد واز طرفی هم من کلا در معرض استرس بودم دائم زنگ میزدن میگفتن بابا اینجوری بابا اینجوری شد و…

      بعد من هم بیماریم بیشتر می‌شد وهر دفعه که سرگیجه میگرفتم کارم به درمانگاه سرم وامروز واستراحت می‌کشید طوری شدم که همه از زنده موندن من قط امید کرده بودن وهر لحظه منتظر شنیدن مرگ من بودن اما من دوست نداشتم بمیرم 

      خلاصهاز طرفی هم من وقتی بچه دومم بدنیا آوردم یعنی باردار شدم چاقی من شروع شد وبچه هم بدنیا آمد فقط سه کیلو از وزن من کم شد واصلا به چشم هم نمیومد 

      ومن شروع کردم به دکتر رفتن ورژیم وانواع دمتوش انواع قرص لاغری کمربند لاغری و….که هیچ کدام از اینها نتیجه ماندگاری برای من نداشت 

      تا دیگاینکه من تیروئید گرفتم واز طرفی هم یه غده‌ای در بدنم ایجاد شد بعد از یه مدت دوتا شد ومن خسته ودرمان ده از چاقی از بیماری از روابط متشنج هر دکتری میرفتم هر کاری میکردم فایده نداشت مشاوره رفتم دکترهای گوناگون رفتم فایده نداشت بعد یهو یه ویدئو تو اینستا دیدم که یه بچه ۵ ساله تونسته بود از سرطان خودش پیروز بشه وب‌گردی به زندگی عادی خودش منم تصمیم گرفتم همین کارو انجام بدم 

      اومدم تو گوگل سرچ کردم درمان سرطان با ذهن اول یه متنی اومد من خیلی نفهمیدم زدم قسمت ویدئو فایل رایگان لاغری با ذهن اومد من به کل بیماریم فراموش کردم سریع از ترسم که نکنه من برم بعدا بیام این ویدئو ها اینجا نباشن همه رو دانلود کردم شروع کردم به گوش دادن دقیقا ۱۵ تیر ۹۸ بود ومن باز هم سرگیجه داشتم بازم رابطه بد داشتم تا اینکه ۶ الی ۷ ماه گذشت ومن در حال کسب دانش بودم وبیماری خوب شد 

      بعد من کم کم تونستم دوره تهیه کنم واشتباهی که کردم این بود که از دوره‌ای که قیمت پایین تر داشتن شروع کردن ولی برای من اون زمان درست ترین راه بود چون به من انگیزه میداد که منم میتونم دوره تهیه کنم وخلاصه دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند هم تهیه کردم عاشق اسم خدا خدا هستم ومیخواستم خدای خودم بشناسم چون من تا اون زمان خدا تو زندگیم نبود مگر هنگام سختی 

      بعد تونستم دوره‌ای دیگه رو تهیه کنم خیلی با سختی تهیه میکنم ولی الویت خرج کردن پول من دوره خریدن حتی اگر لباس نداشته باشم 

      والان سه ساله که من در این گروه شگفتی ساز هستم ودارم آگاهی کسب میکنم وخیلی خوشحالم جز شجاعترین افراد دنیا هستم چون در این گروه الهی قرار دارم والان روند لاغرین شروع شده ومنم ادامه میدم تا به تناسب اندامم برسم وخدا رو شکر میکنم که منو هدایت وحمایت کرد ومنو در مسیر صحیح الهی قرار داد تا بتونم از طریق ذهنم همان طور که چاق شدم لاغر هم بشم 

      وخدا رو شکر میکنم که منو با استاد عزیزم آشنا کرد تا از طریق ایشان بتونم به موفقیتی که خودشون ودوستاننم کسب کردن کسب کنم بینهایت سپاسگزارم استاد عزیزم بابت تک تک کلماتی که به من  اموختین 

      والان کلی تغییر کردم در افکارم در رفتارم من اصلا انسانی بودم که به هیچ وجه نمیتونستم از خودم دفاع کنم هر کسی میومد به من هر چی میخواست بگه میگفت توهین می‌کرد ولی من نمیتونستم جوابشو بدم میومدم خونه میگفتم کاش اینو گفته بودم کاش اونو گفته بودم ولی الان به لطف قوه الهی واستاد عزیزم واین آگاهی‌ها میتونم با آرامش بدون اینکه لرزشی در صدا داشته باشم بدون اینکه کوچکترین توهین یا بی ادبی رو داشته باشم طرف بشورم بذارم زمین وحالشو جا بیارم طوریکه میگفتن کسی حریف زبون فلانی نمیشه اما من باهاش حرف زدم طوریکه اون کم آورد گفت من دیگه ادامه نمیدم نمیخوام حرمتها از بین بره حالا هر چی به دهنش اومد گفته بود اما من بدون اینکه ناراحت یا عصبانی بشم با آرامش حالشو جا آوردم واین بزرگترین افتخار برای من هر کسی نمیتونه اینجوری از خودش وخانواده دفاع کنه خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم 

      این فقط یه تغییر من بود من الان یه آدم کاملا جدید شدن یه خانمی که دیگه پرخوری نمیکنه دیگه از مواد غذایی ترس ندار ه سرشار از اعتماد به نفس آرامش ذهنی داره در بیشتر اوقات روز سعی میکنه احساس خوب داشته باشه وهمین طور داره یه جسم متناسب تجربه میکنه که هر کسی شجاعت این کارها رو نداره اما من دارم ویه روزی به تناسب اندام ایدهالم یعنی وزن ۵۰ کیلو سایز ۳۶ وقت ۱۶۵ میرسم 

      به امید روزی که هیچ فرد چاقی تو دنیا نباشه وهمه بتونن از این آگاهی‌های الهی استفاده کنند من خیلی خوشحالم که عضو این گروه هستم و هر وقت یادم بیاد سپاسگزار خداوند واستادم هستم وهمه این اگاهیهایی که دارم مدیون شما استاد عزیز ورامین هستم هر جا که هستی در بهترین لحظات زندگی خود باشید ومجنون که همیشه وهر جا ر  کنار من هستی بینهایت سپاسگزارم در پناه خدا باشی وهمیشه لبخند روی لبانتون باشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرزانه ابوالحسنی
      1401/07/28 10:58
      مدت عضویت: 851 روز
      امتیاز کاربر: 13292 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 316 کلمه

      سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامیم 

      من درسال مهر ۹۸ عضو سایت شدم من در اوج بیماری ودرد رنج وسختی روابط بد وهمه چیز بودم ویه غده‌ای تو بدنم داشتم که اومدم تو گوگل سرچ کردم واول یه متنی اومد خوندم چیز زیادی نفهمیدم زدم رو قسمت ویدئو لاغری با ذهن رایگان اومد از خوشحالی ونگرانی ده قسمت اونو همون موقع دانلود کردم میترسیدم برم بیرون وبیام دیگه اینا نباشن وشروع کردم به گوش دادن قسمت اول 

      خخیلی آرامش گرفتم طوریکه الان که فکر میکنم می‌بینم تمام سلول‌های بدنم آرام شدن بعد در همان هنگام با دوره زندگی با طعم خدا آشنا شدم واون دوره رو هم با هم گذروندم خیلی عالی بود زنده شدم در حالیکه بیماری شدید سرگیجه وحالت تهوع شدید وفشار خون پایین داشتم میگذرونم بیشتر اوقات چون بیمار بودم فقط فایل گوش میدادم وتمرین هر فایلی هم می‌نوشتم خلاصه بعد از ۶ الی ۷ ماه من کاملا سلامت شدم بعد عاشق این دورها شدم وعقیده داشتم که باید دوره تهیه کنم چون در دورها اصولی آموزش داده میشه 

      ببعد اولین دوره که تهیه کردم دوره خدا هرگز دیر نمی‌کند ویه دوره پیاده روی برنامه ریزی ذهن بود عالی بودن بی‌نظیر بود علت اینکه چرا من آنقدر بیمار میشدم فهمیدم و بعد دوره‌ای بعدی بعدی تهیه کردم اولش اصلا پول نداشتم وعاشق این بودم که دوره تهيه کنم ولی به لطف خدای مهربان پولش جور شد خریدم الانم خیلی خیلی راضی هستم 

      ووتصمیم دارم تا زنده هستم از این آگاهی‌ها استفاده کنم الان من سه سال که دارم از این آگاهی‌ها استفاده میکنم وتغییر جسمی هم داشتم وکلی تغییر درونی داشتم از آرامش احساس خوب امید شادی واعتماد به نفس و..پیدا کردم وخدارو شکر میکنم که منو حمایت وهدایت کرد تا در این مسير الهی قرار بگیرم وبا استاد عزیزو گرامی دوست داشتنی مقدسم آشنا بشم وگفتههای خداوندم از زبان ایشان دریافت کنم وخدای شکرت خدایا کمکم کن تا آخر عمرم در این مسير الهی باقی بمانم 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/07/16 00:07
      مدت عضویت: 67 روز
      امتیاز کاربر: 12242 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 348 کلمه

      سلامی دوباره و شروعی دوباره، بعد از یک سال و نیم رها کردن دوره‌های رایگان. ایندفعه با اکانت جدید و شروع جدید، دوره ورود به سرزمین لاغرها رو تهیه کردم. و کاملا با قدرت و شجاعت شروع میکنم. 

      اول از همه خدایا شکرت به خاطر همه‌ی نعمت‌هایت، شکرت به خاطر همه چیز، شکرت به خاطر همه‌ی آدم‌های هدایت‌‌گری که سر راه‌مون قرار میدی و و باعث میشن تا زندگی‌مون جوری در جهت مثبت تغییر کنه که هیچوقت فکرش رو نمیکردیم. 

      داستان هدایت من از جرقه‌ای که عمه مهربانم در ذهنم زد شروع شد. زمانی که دورهم نشسته بودیم و درباره باور‌ها، قانون‌جذب و قدرت ذهن حرف میزدیم. عمم گفت: با قدرت ذهن حتی میشه بیماری‌ها رو درمان کرد. و از اونجایی که من در تممااام زندگیم با خوردنم و وزنم مشکل داشتم، پرسیدم: یعنی حتی میشه لاغر شد؟ و اون گفت آره، معلومه که میشه. بعدش که رفتم خونه، سریع رفتم تو گوگل و لاغری  با ذهن و سرچ کردم. در سایت‌های مختلف جست و جو کردم و ویدیوهای اون‌ها رو دیدم و از آخر این سایت از بینشون بهترین بود. 

      کلی با ذوق اولین ویدیو رایگان و دیدم. من گمشده خودمو پیدا کرده بودم، چیزی که همیشه در زندگیم میخواستم. از فرداش تعهد خودمو نوشتم و چون اطلاع کافی از نحوه استفاده از ویدیو ها رو نداشتم، تا زمانی که اون باور در من اصلاح نشده بود سراغ ویدیو بعدی نمیرفتم. و ۵ جلسه رایگان برای من دوهفته طول کشید. و بعدش لایوها و بقیه ویدیوهای رایگان و نگاه کردم و به طور خود به خود وزن کم کردم. خیلیم چشمگیر بود. هر کس من و میدید بهم این و میگفت. و چقدر حس خوبی داشت گشاد شدن لباس‌های تنگ. 

      خلاصش میکنم، من اون زمان نمیتونستم دوره ورود به سرزمین لاغرها  رو تهیه کنم و حتی ۱۰۰ روز رایگان رو هم نصفه ول کردم.درواقع ناامید شده بودم از اینکه نمیتونم دوره و تهیه کنم. و بعد از اون به دلایلی که نمیدونم وزنم خود به خود برگشت سر جای قبلی. 

       

      بعد از تمام این‌ها، بعد از یک سال و نیم، من با شجاعت و با قدرت فراوان اومدم تا شگفتی‌ساز بشم.

      خدایا شکرت.

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/07/07 10:09
      مدت عضویت: 73 روز
      امتیاز کاربر: 7165 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 413 کلمه

      سلام سلام 

      من راضیه هستم از وقتی چهارده سالم بود آرزو داشتم بتونم سه چهار کیلو وزنم کمتر کنم تا متناسبتر باشم اما هر وقت تصمیم میگرفتم رژیم بگیرم و ورزش کنم برای کم کردن همین مقدار وزن اضافه حداکثر یه هفته دوام می آوردم و بعد از اون ولع من در خوردن کم که نمیشد زیادتر هم میشد و چون بارها و بارها این رو تجربه کرده بودم همش میگفتم من اراده لاغر شدن ندارم باید یه چیزی پیدا بشه برای اینکه اراده من رو تقویت کنه این آرزو بود و حتی فکر نمیکردم روزی چنین چیزی تحقق پیدا کنه  اما یه روز از دوستم شندیدن در چنین دوره ای شرکت کرده و لاغر شده اول خیلی عجیب بود برام بعد با اجازه استاد فایل مقدمه رو و یکی دو فایل ایتدایی جلسات رو بهم داد و گوش دادم و من هم شدم جزء بر و بچه های گروه تناسب فکری …دوره رو دو بار تکرار کردم و بعد از چند سال برای بار بعد دوره رو تکرار کنم .خلاصه تا فکر میکردم دارم نامتناسب میشم یه ده روزی مطالب رو مرور میکردم و دوباره همه چیز عالی میشد و مطمءن بودم خدا کمکم کرده تا یه دوره ای پیدا بشهتا  ذهن من رو اصلاح کنه نه مجبور به کاری بشم که دوست ندارم (ورزش اجباری و رژیم) خلاصه سالها در تناسب بودم تا یه وقتی از مسافرت برگشت و حس کردم باید یه مروری روی جزوه و فایل هام داشته باشم که متاسفانه تلگرام دچار مشکل شد و من کل فایلهایی که داشتم رو از دست دادم و دقیقا در اوج اضافه وزنم که فکر میکردم به شدت به فایل ها نیاز دارم هم فایل هام رو از دست دادم و هم بار دار شدم الان دوساله و نیمه از اون ماجرا میگذره و من حدود بیست کیلو اضافه وزن دارم میدونستم تنها چیزی که من رو میتونه به حالت عادی خودم برگردونه شرکت در این دوره هست اما به دلایل مختلف نتونستم در دوره شرکت کنم اما امروز که موفق شدم مجددا در این دوره شرکت کنم خدا را شاکرم که شرایط رو برام فراهم کرد و مطمءنم دوباره حال خوبم رو از خدای مهربان با شرکت در این دوره هدیه خواهم گرفت  

      خدا جون سپاس به خاطر اینکه بنده داری چون استاد که راهنمای ما در داشتن حال خوب است…

      و امروز باز تو را سپاس گویم که حالم خوب است که تو هستی و من رو موفق به شرکت در این دوره کردی 

      پیش به سوی عالی شدن ذهن و جسممم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1401/07/24 20:43
        مدت عضویت: 56 روز
        امتیاز کاربر: 4540 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        مگه نمیگن این روش لاغری همیشگی میشه پس چرا شما دوباره چاق میشدید؟

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/07/25 09:18
          مدت عضویت: 73 روز
          امتیاز کاربر: 7165 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          همیار لاغری
          محتوای دیدگاه: 172 کلمه

          سلام دوست عزیز تنها دلیل چاق شدن من این بود که اتفاق جدید در زندگیم افتاد و اونم بارداریم بود که خوشبختانه در طول بارداری کاملا در حال هوای صحبت های استاد بودم 

          اما مشکلی که پیش آمد این بود که من در تمام دوران بارداریم گرسنه بودم و هیچ غذایی به معده من سازگار نبود و مثل کسی بودم که رژیم سخت گرفته و یه هفته بعد به دنیا آمدن پسرم تازه من تونستم غذا بخورم …ویه چیز رو هم از اطرافیانم پذیرفتم و اون این جمله بود به محض اینکه شیردهی به پایان رسید ظرف چند هفته لاغر میشی …اون موقع بود که از یه طرف مثل قحطی زده ها تازه میتونستم غذا بخورم و از طرف دیگه میگفتم تجربه دیگران درسته پس بی پروا میخوردم چون ذهن من این رو میخواست بپذیره و پذیرفت پس به سمت چاقی پیش رفتم اما الان متوجه شدم همه ی حرفهای اطرافیان اطلاعات غلطی بود که با میل خودم در ذهنم به باور تبدیل کردم و نتیجه اش شد از دست دادن تناسبم . 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/06/13 15:16
      مدت عضویت: 813 روز
      امتیاز کاربر: 8361 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 586 کلمه

      سلام

      امروز 13 شهریور 1401 عه و رفتم پایین تا اولین داستان هدایت خودم رو که در سایت نوشتم بخونم و دیدم اون دیدگاهمو هم تو تاریخ 13 بهمن 99 نوشته بودم شاید اگه کسی اینو بخونه بگه خب چه ربطی داره ولی برای من خیلی معنا داشت اینکه دقیقا روز سیزدهم ماه اومدم و تصمیم گرفتم دوباره دوره رو شروع کنم و بیام داستان هدایتمو بنویسم من عاشق این نشونه های کوچولو کوچولوعم مثله وقتیه که به خدا میگی بهم یه چیزی نشون بده که حالمو خوب کنه و ایمانم بهت بیشتر شه و یهو روی ساعت گوشیت نگاه میکنی و میبینی ساعت رنده 

      میدونین هیچ تضمینی وجود نداره که اون لحظه برای تو میتونه یه معنی خاص داشته باشه ولی همینکه به خدا میگی  و بعد همچین جواب بامزه ای میگیری خیلی میچسبه 

      من تصمیم دارم دوره ی ورود به سرزمین لاغر ها رو دوباره شروع کنم ، در واقع میخواستم از دیروز که شنبه بود شروعش کنم و بعد اومدم توی سایت بعد از مدت ها و دیدم استاد یه سری فایل ها به عنوان پیش نیاز تعببیه کردن و من خیلی خوشم اومد از این کار استاد چون فایلای جدید میدیدم و گوش میدادم اما چون زیاد بودن نتونستم همون شنبه شروع کنم و به جلسه اول برسم پس تصمیم گرفتم توی طول هفته پیش نیاز ها رو ببینم و تمریناشو انجام بدم و تا شنبه از جلسات رایگان استفاده کنم و از خود شنبه دوره ی اصلی رو شروع کنم.

      من خوشحالم که اینجام هر وقت اینجام زندگیم خوب میشه ، راحت تر تصمیم میگیرم چون یه جورایی اینجا یاد میگیرم راه درست چیه و چیکار باید کرد که توی لحظه بهترین خودم باشم .

      داستان هدایت اولم که چندین بار تا حالا گفتم هم توی دوتا دیدگاه همین صفحه هم توی لایوی که با استاد داشتم هم توی دیدگاه های دیگه ای که مربوط به مسیر هدایتم بوده ، هست الان داستان هدایت این بارم رو مینویسم

      اولین بار که داشتم داستان هدایتمو مینوشتم حالم خوب نبود ولی امید داشتم ، الانم شبیه همون موقع هام من راه شادی رو جز اینجا و جاهایی شبیه به اینجا پیدا نکردم . میگن هیچ چیزی ثابت نیست پس بد بودن حال منم نمیتونه ثابت بمونه و من میتونم جهان خودمو ببرم سمتی که خودم براش برنامه ریزی کردم نه یه سری موجوداتی که میخوان منو ضعیف نگه دارن تا از انرژیام استفاده کنن و ذهنمو بگیرن دست خودشون و هوشمو هدر بدن 

      من از صبای 20 ساله راضی نیستم ولی میخوام تغییرش بدم و وقتی صبا 40 سالش شد از این دهه ها و روز ها و ساعت ها به عنوان بهترین روزاش یاد کنه  من برات این روزا رو میسازم .

      من تناسب اندام کامل رو میخوام و راه حلشو دارم و بهش میرسم 

      من خوشبختی و شادی رو میخوام و اونم راحته ؛ همین جاها پیداش کردم و فقط باید ازش استفاده کنم

      من زیبایی درونی و بیرونی رو میخوام و با یه ذهن قوی اونارو به خودم هدیه میدم

      من میتونم همه ی این کارا رو انجام بدم هم به خاطر اینکه قبلا هم تونستم انجامش بدم و یا اگرم اولین بارم بود ؛ صرف اینکه آدمم به این معنیه که توانایی انجام کارایی که تو تصورم میاد رو دارم

      این داستان جدید هدایت من بود 

      میخوام با خودم خوب باشم و خودمو کشف کنم  بدنمو ، توانایی هامو ، آیندمو 

      من حالم خوب میشه به صبا قول میدم وقتی حالش خوبه بهتر میتونه فکر کنه و زندگی کنه و الان فقط به خاطر اینکه به حال بد عادت کرده از تغییر کردن میترسه و احساس ناامنی میکنه .

      ممنونم استاد خیلی زیاد

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/06/08 12:00
      مدت عضویت: 101 روز
      امتیاز کاربر: 3
      محتوای دیدگاه: 143 کلمه

      سلام به همه دوستان . من نحوه آشنایی م با اینجا از طریق یکی از دوستانم بود که از شنیدن گفتگوهای من که همیشه نگران غذا خوردن هستم و بعد از غذا خوردن عذاب وجدان میگیرم ، تصمیم گرفت این روش را بهم توصیه کنه . من چند سال قبل یک دوره رژیم گرفتم و وزن هم کم کردم اما مثل همه رژیمها باز برگشت وزن داشتم . مدتی هم ورزش میکردم اما حالم از محیط باشگاه بهم میخورد چون هیچ نتیجه ای نمی گرفتم تا اینکه مدتی هست که دیدگاهم به ورزش را در اثر آشنایی با سلامتی در هر سایز تونستم تغییر بدم و حالا ورزش مثه سابق برام اضطراب آور نیست. بدترین چیزی که من در خودم میبینم اینه که هر غذایی را با عذاب میخورم که نکنه چاق بشم و انشالا که در این مسیر این مشکلم حل بشه. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/04/30 10:34
      مدت عضویت: 1188 روز
      امتیاز کاربر: 1586 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 808 کلمه

      سلام . 

      داستان هدایت دوباره من به مسیر تناسب فکری . 

      من ۴ سال پیش با سایت تناسب فکری آشناشدم که داستان آن را بارها گفته ام اما این بار داستان دوباره هدایت شدنم را می گویم . 

       

      من پارسال به خاطر اینکه یکی از بچه ها نوشته های مرا به اسم خودش کپی کرد و در سایت گذاشت مطلبی نوشتم و  به خاطر این کار از او ناراحت شدم . او حق کپی برداری به اسم خودش را نداشت من به شما اطلاع دادم برای اینکه حداقل یا این موضوع را گوشزد میکردید به دوستان و یا اینکه حداقل واکنشی نشان نمیدادید . اما شما بر عکس نوشته ی مرا ویرایش کردید و با لحن مودبانه در سایت گذاشتید . 

      این واکنش از نظر شما کار صحیحی بود و من بدون اینکه بخواهم چیزی بگویم اما دلخور شدم و رفتم . 

      رفتم به کارهای دیگر پرداختم . 

      درمان برای بچه دار شدن را آغاز کردم .  عمل دوباره انجام دادم . در بیزینس بازاریابی شبکه ای مشغول به کار شدم و خلاصه خودم را سرگرم کردم تا اینجا را فراموش کنم . 

       

      اما نکته ی جالب اینکه من در هیچ کدام موفقیت چندانی حاصل نکردم . 

      یکسال هم در گروه باروری با ذهن بودم ولی نتیجه ای حاصل نکردم . 

       من در تمام موارد بالا با احساس عالی حرکت کردم اما حرکت من در ضمیر ناخوداگاهم نفوذ نکرد .

      نمیگویم آن مسیرها غلط بودند چون بسیاری از افراد به نتایج عالی در همه ی این مسیرها میرسیدند . 

      اما برای من نتیجه بخش نبود در حالیکه با ایمان ۱۰۰ و احساس عالی هم حرکت کرده بودم . 

      در حالیکه اینجا من کاهش وزن ۲۰ کیلویی را تجربه کرده بودم . 

       

      فهمیدم من به تنهایی قادر به ادامه ی مسیر نیستم . 

      درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه . من اهداف زیادی دارم اما اطلاعاتی که از این اهداف در ذهن من است اطلاعاتیست که با این مسیرها همسو نمیشود . 

       

      مثلا در شغلم که مشاوره پوست و مو و فروش محصولات شرکت هست من در مشاوره دادن بسیار عالی هستم اما چون هیچ وقت فروشنده نبودم ذهن من مدام نبودن مشتری یا نداشتن پول و یا باورهای مانع فروش موفق را به من نشان میدهد . 

       

      خب این باورها نمیگذارند من به موفقیت در کارم برسم . 

      یا مثلا درمان ناباروری . 

      من هم از طریق ذهن عمل کردم هم از طریق درمان فیزیکی  با احساس خوب و عالی ولی فعلا نتیجه مطلوب نگرفتم و حتی نتیجه عکس گرفتم . 

      خب اینجا هم هنوز باورهای ناشناخته ای دارم مثلا ایمان نداشتن به خود و نتوانستن  و هر چقدر هم بیشتر اقدام کردم باورهای نا باروری من قویتر شد . 

       

      برای همین تصمیم گرفتم خودم را بپذیرم و رها کنم . 

       

      وقتی که تسلیم شدم و  همه ی نتیجه ها را  رها کردم باز هم دیدم ته دلم مرا به اینجا فرا میخواند . 

       

      چون من از اینجا نتیجه دیدم . 

      اکنون مثل ۴ سال پیش امید و انگیزه ی فراوان ندارم . 

      اما ایمان دارم . ایمان دارم که وقتی روی ذهنم کار کنم و فقط  در مسیرم استمرار داشته باشم و  تمارینم را با عشق و اشتیاق انجام دهم قطعا محتویات ذهن من تغییر می کند و خودبخود من به تمام اهدافم میرسم .

       

       

      گرچه من از این دوره حتی انتظار لاغرتر شدن را هم ندارم چه برسد به کسب درامد و یا بچه دار شدن . 

       

      اما ایمان دارم که این مسیر صراط مستقیم است و وقتی با اطمینان و احساس یگانگی در این مسیر حرکت کنم کم کم آنچه که در ذهنم است تغییر می کند . 

       

      من فقط و فقط برای تغییر مسیر ذهنی ام اینجا برگشتم  . چون اینجا برای من خانه ی خداست . خدایی که اولین بار در ۴ سال پیش در اوج حال بد و چاقی ام به این مسیر فراخواند اکنون نیز دوباره به این مسیر فراخوانده .

      نمیدانم به چه خواهم رسید .

      من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست . 

       

      همین که اینجا مینویسم و حالم خوبه برام کافیه . 

      در مسیر درست که باشم نتایج خودبخود پدیدار میشن . 

      نتایج نشانه ی هر مسیر است . پدیده های بیرونی به ما نشان میدهند مسیر حرکتمان درست است یا غلط . 

      پس من اینجا حرکت میکنم . و حرکت دوباره ام را  با عشق واشتیاق به خود مسیر آغاز می کنم  و حال خوبم برایم کافیست . حال خوب هم که خداست . و خدا برایم کافیست . 

      الیس الله کاف بعبده  . 

      آیا خداوند برای بنده اش کافی نیست ؟ 

      بله کافیست . 

      خداوند خودش آرام و اهسته تمام محتویات ذهن مرا پاکسازی میکند و مسیر حرکت مرا تغییر می دهد . 

      خدایا شکرت . 

      خدایا ممنونم که دوباره مرا به سمت راه تناسب فکری هدایت کردی تا با ذخیره ی اطلاعات صحیح دوباره به آرامش برسم 

      خدایا از تو ممنونم که بار دیگر مرا به راه راست هدایت کردی . راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه راه گمراهان . 

       

      خدایا از تو سپاسگزارم بابت هدایت دوباره ام . 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1401/04/30 18:21
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 279 کلمه

        سلام و درود
        از اینکه در سرزمین لاغرها همراه من و دیگر دوستان هستید خوشحالم
        درباره نوشته های سایت اگر دوستی درباره شخص بنده هر نظری داشته و ثبت کند هرگز آن دیدگاه اصلاح یا حذف نخواهد شد اما اگر دیدگاه خطاب به دوست دیگر باشد حتما اصلاح و بعد منتظر می شود
        عقیده من این است که سرزمین لاغرها محل امنی است برای افرادی که سالها از چاقی و اشتباهات ذهنی آسیب دیده اند بنابراین شایسته نیست به شکل های دیگری به یکدیگر آسیب وارد کنیم.
        در مورد کپی کردن نوشته اتفاقا باید خوشحال باشید این نشان از ارزش و کیفیت محتوای شماست و فردی که کپی می کند در آن لحظه به دنبال تجربه احساس بهتر است و نوشته شما به او کمک می کند این احساس ناپایدار را تجربه کند و البته برای او دعا کنیم که به خود و توانمندی هایش در نوشتن باور و ایمان پیدا کند.

        این عبارت در نوشته شما عالی است: (درسته که خدا با منه ولی وقتی تنها حرکت کنم اندیشه های شیطانی بر من غالب میشه)
        دقیقا درسته
        با هم بودن احساس امنیت و پایداری در ما ایجاد می کنه و به همین دلیل نه تنها انسانها بلکه بسیاری از موجودات به شکل گروهی زندگی می کنند
        وقتی در بین افرادی که همفکر و هم احساس خودت هستند حرکت کنی قطعا احساس امنیت و تسلط بیشتری بر نجوای ذهنی خواهی داشت.

        و نکته آخر:
        در زمان گمراهی پاداش ها اندک و خطاها ناچیز شمره می شوند اما وقتی هدایت انجام شود و از سوی بنده پذیرفته شود پاداش ها عظیم و خطاها ناچیز شمرده می شوند اما اگر بنده از مسیر هدایت خارج گردد نه تنها پاداش ها اندک خواهد شد بلکه خطاها بزرگ شمرده می شوند

        موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 25 از 5 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1401/04/30 20:41
        مدت عضویت: 1200 روز
        امتیاز کاربر: 12023 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 632 کلمه

        سلام سادات عزیزم

         

        در مورد بازاریابی شبکه ای به نظرم مسیر درستی انتخاب نکردید. من هم چند سال بود با پیشنهادات زیادی رو به رو شدم ولی اصلا حس خوبی به این کار و روش عضو گیری وفروش محصول نداشتم .خواهرم چند ساله درین کار هست و در حال درجا زدن تا حالا چندین شرکت عوض کرده دوتاش کلا تعلیق شده ولی دوباره سراغ شرکت دیگه رفته منم قبل عید به اصرار خواهرم محصولاتشون رو خریدم و استفاده کردم وکار فروش رو آغاز کردم ولی از همون اول حالم وحسم بد بود خدای درونم بهم میگفت مسیر اشتباه هست ولی من چون فکر میکردم اول کار هست و اول هر کاری سخته منفی بافم داره منو میترسونه و حالم رو بد میکنه در حالی که فرشته درونم بود ومنو از ادامه کار منصرف میکرد. 

         

        شرکت بعد ورود من یک ماه طول نکشید تعلیق شد و مدیرعامل هاشون زندان رفتن ومن موندم ومحصولات بی کیفیت که هیچ اثری از اونها ندیدم. .

         

        وقیمتها خیلی گرون بودند و کسی بابت اونها حاضر به پرداخت بها نبود درسته من خرید زیادی انجام ندادم ولی توی روحیه ام تاثیر خیلی بدی گذاشت من دو سه ماه تمرکزم رو از دست دادم وحالم به شدت بد شد .

         

        کلا این شرکتها وبازار یابهاشون سرشار از انرژی منفی هستند همه حرفهاشون و تبلیغاتشون دروغ هست فقط برای فروش تبلیغ می‌کنند.

         

         شرکت بابت این فروش محصولات بی کیفیت به اونها پورسانت میده واین اصلا منصفانه نیست هم گرون میخری هم نتیجه نمیده اثر گذار نیست محصولات 

         

         

        وهم بازاریاب ها درین وسط محصولات شرکت رو با هزار زحمت به فروش میرسونن وهمه سود برای روسای شرکت هست یعنی برای اونها حمالی میکنن .

         

        سالهاست خواهرم با اینکه پرستار هست یه کیف دستی همراهش هست و داره محصولات شرکت رو باخودش این ور اون ور میبره وخرده فروشی میکنه وبعد شیفت در جلسات آنلاین هستن و وقت برای خودش اصلا نداره خواب درست حسابی نداره 

         

        نمیدونید چقدر من درین چند ماه احساس پیری و زشتی کردم این‌قدر که درین جلسات میگن اگر این کرم رو نخری استفاده نکنی پوستت چروک میشه پیر میشه لک میشه موهات اینطور میشن کلا به آدم حس منفی میدن وحس پیری وزشتی به آدم القا میکنن 

        ومن سالهاس پولهایی که به زحمت جمع کردم برای خرید از محصولاتی که خواهرم توشرکتشون بوده هزینه کردم و هیچ تغییری در صورت وموهام مشاهده نکردم من با اون پولها میتونستم بهترین محصولات وبرند های مطرح رو خرید کنم .

         

        با این شرکت‌ها شما به جایی نمیرسید هر اسمی باشه چون پایه شون بر صداقت و درستی نیست .

         

        من حالم تازه خوب شده افسرده شده بودم بااین کار 

        تازه خواهرم بعد تعلیق شرکت دو ساعت طول نکشید رفت شرکت دیگه و درحالی میگفت این بهترین شرکت در ایران هست و هنوز شرکت پورسانت شون رو نداده ودر دادگاه هستن وبا من قهر هست چون من وارد شرکت جدید شون نشدم .

         

        خواهرانه میگم هر چه زودتر ازین شرکتهای قلابی بیایید بیرون این شرکتها سرابه فقط

         

        من قبل عید در حالت روحی خوبی نبودم که وارد این شرکتها شدم واز مسیر خارج شده بودم شما هم با این تفاسیر وارد فاز منفی شدید که ازین سایت خارج شدین و وارد مسیر اشتباه شدید .

         

        و نکته آخر این ها هم به قول استاد مثل سایتهای قمار هستن که روسای سایت ها چند تاشون رو ساپورت میکنه و مردم رو فریب میدن که ببینید اینها از شرط بندی ازاین سایت به

        این وضع مالی رسیدن دقیقا برای بازاریاب های شبکه ای هم اینطوره چند تا شون رو حمایت میکنن بعد تو بوق و کرنا میکنن ببیند این از کار فروش به اینجا رسیده همهشون همینن باور کنید

         

        شاید باور نکنید الآن چون ذهن این افراد رو با وعده های پوچ وتوخالی پر کردن ولی بعد این که درسهاتون رو گرفتین جهان خودش شما رو ازین شرکتها جدا خواهد کرد خواهرم هنوز به اندازه کافی تنبیه نشده قبول نمیکنه این شرکتها آینده نداره و پول این شرکتها برکت نداره 

         

         

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/05/02 00:21
          مدت عضویت: 1188 روز
          امتیاز کاربر: 1586 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          محتوای دیدگاه: 553 کلمه

          ممنون از راهنماییهای جامع و کاملتون . عزیزم من خیلی خوب تحقیق کردم  بعد وارد این کار شدم .

          الان در دانشگاه تا مدرک فوق لیسانس این بیزینس داره تدریس میشه . 

          به نظر من بهترین روش پولدار شدنه . 

          چون تو تنها حرکت نمیکنی . با تیم حرکت می کنی . اونا رو رشد میدی و اونا هم تو رو رشد میدن . 

          من دست خدا رو در این بیزینس میبینم . 

          منتها باید فروشندگیت خوب باشه در مورد محصولات هم خودم شخصا استفاده کردم و عالی بوده . 

          ۳ ماهه واردش شدم اما میبینم چطور همه در حال انرژی مثبت دادن هستن . من شرکتهای دیگه رو خیلی نپسندیدم اما این شرکت رو خوشم اومد .  این شرکت بیش از ۱۰۰ سال سابقه ی کار داره . پدر بزرگ مدیر عامل فعلی  اولین بار در ایران صاحب این کسب و کار  بود البته اون زمان بازاریابی شبکه ای نبود .

           

          اما در کل من با شناخت کافی رفتم الان نفر قبل من این ماه ۲۰۰ میلیون درامدشو زد و نفر بالاییش ۱ میلیارد . چون تیم فروششون گسترده است آموزش دارن . 

          منم تازه کارم به مرور تیم سازی می کنم و به امید خدا با نگرش درست قطعا منم مثل این عزیزان موفق میشم . 

           

          چون شرکت پایه و اساس داره بهش مطمئنم . فقط چون خودم تا حالا فروشندگی نکردم برام سخته ولی میتونم تیمم رو آموزش بدم و شرکت بابت آموزش بهم پورسانت میده . 

           

          من نظر مثبتی به این بیزینس دارم چون همه سود میبرن نه فقط بالاسریها اینجوری نیست که تو بفروشی سودت فقط برسه به بالاسریها . 

          تو خودت میتونی تیم فروش داشته باشی . خودت میتونی مدیر بشی و شرکت هم بابت فروش و هم بابت اموزش افرادی که میاری بهت پورسانت میده . 

          چون دارم میبینم افراد سازمان رو . 

          با هم در یه گروهیم اونقدر انرژیشون مثبته که خدا می دونه ‌ من فقط حامی ندارم فعلا . یعنی خانواده ام هیچ درکی از این بیزینس و کار ذهنی ندارن . 

           

          اما این بیزینس رو به گسترده شدنه . همسو با قوانین آفرینشه . 

           

          تو روز به روز میتونی پیشرفت کنی . در جا زدن نداره . 

          کار تیمیه . 

          دست خدا هم با جماعته و بازم میگم در جمع بودن و حرکت کردن بهتر میتونه مارو موفق کنه . 

           

          اما من  باورهای پولسازیم ضعیفه تا حالا اینجوری کار نکردم ولی کم کم باورهامو قوی می کنم و تیم فروش تشکیل میدم .تیمهایی که اونها هم تیم داشته باشن که بتونند اونا هم پیشرفت کنند . 

          همه با هم رشد می کنیم و  همه با هم پولدار میشیم  و منم مثل همکارام شایدم بهتر از اونا عمل کنم  چون این بیزینس رو درک کردم از همه چیش راضی ام . هیچ هزینه اولیه نمیخواد . کلاهبرداری نیست . محصولاتش رو خودم استفاده کردم و عالی بودن . من فقط قدرت فروشم رو باید تقویت کنم و قدرت تیم سازیم رو . 

           

          الان همین محصولات رو کلی از همکارام دارن میلیون میلیون میفروشن . منم به امید خدا باورهام که اصلاح بشه موفق میشم چون تازه شروع کردم . لیدرم میگفت بازم نسبت به خیلیها بهتر عمل کردی . من فقط باورهای مانع دارم که لازمه بیشتر در این بیزینس بمونم تا اونا هم برطرف بشه . 

           

          ممنون از اطلاعاتی که بهم دادین ولی من همه ی اینارو تحقیق کردم بعد وارد کار شدم . ممنون که نگرانم بودید و خواهرانه راهنماییم کردید . 

           

           

          خوشحالم که در کنار دوستان دلسوزی مثل شما هستم .

          خدایا شکرت 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            1401/05/02 10:43
            مدت عضویت: 1200 روز
            امتیاز کاربر: 12023 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
            محتوای دیدگاه: 8 کلمه

            خواهش میکنم عزیزم;
            براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 5 از 1 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              1401/05/03 00:08
              مدت عضویت: 1188 روز
              امتیاز کاربر: 1586 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

              نشان های دریافت شده

              محتوای دیدگاه: 4 کلمه

              ممنون عزیزم همچنین .

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1401/04/31 16:39
        مدت عضویت: 720 روز
        امتیاز کاربر: 8233 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 214 کلمه

        سلام و درود فاطمه سادات عزیز 

        بنده شب یلدا سال ۹۸با این سایت آشنا شدم و اون زمان ،دیدگاههای شما را می خوندم و خیلی لذت می بردم (:

        ولی بعد از مدتی دیدگاهی ثبت نکردین؟؟!! 

        ولی در ذهن من بودید و وقتی اخیرأ دوباره دیدگاه را ثبت کردین از روی نام و البته تصویرتون شناختی در ذهنم حاصل شد و بسیار خوشحال شدم و شوق داشتم نوشته شما را بخونم.

        تنها چیزی که از موضوع کپی در این مدت فعال بودنم در سایت می دانم ،در یک زمانی استاد حراست سایت را فعال کرده بودند که هیچ فردی نمی توانست حتی نوشته های خودش را به دلایلی که نمی دانم ،کپی کند !….

        نکته فوق العاده ای را برام پیام کردین این که به تنهایی نمی شود مسیر را ادامه داد ،چون افکار منفی بر ما غالب می شوند….. مرسی دوست خوبم. 

        و اما همه ما در مسیر زندگیمون تجربه های فراوان داریم ولی قشنگی داستان اینه که ..همه چیز به نفع ماست .

        حتی خواسته های ما همان اسباب بازی هایی هستند که ما را به اصل و حقیقت وجودی خویش،هدایت می کنند …

        شاید باید به معنای واقعی پذیرش خود برسیم اینکه من هم اکنون انتخاب شده ام که زنده باشم و هستم . 

        و خداوند امید هیییییییچ امیدواری را ناامید نمی کند .

        همواره دل آرام و دریادل باشید.   

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/05/02 00:25
          مدت عضویت: 1188 روز
          امتیاز کاربر: 1586 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          محتوای دیدگاه: 94 کلمه

          سلام دوست خوبم ممنون از تک تک کلماتتون . چقدر بهم انرژی دادید . 

          ممنون که آرام و صبور راهنماییم کردید . متشکرم .  به هر حال دیگه اون اتفاق رو فراموش کردم . اگه حرفی به دل میشبنه قطعا گوینده اش خداست . پس حرف من نیست . اگه هم ازش کپی میشه از خدا کپی کرده شده و همه ی این عالم کپی شده ی خدا هستند پس دیگه بخشیدمش رو و خودم رو از میان برداشتم و دوباره برگشتم 

           خدارو شکر که دوستان خوبی چون شما دارم . 

          خدارو شکر بابت حضور شما عزیزانم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا مینائیان
      1401/04/21 23:29
      مدت عضویت: 151 روز
      امتیاز کاربر: 5615 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام و درود به استاد عزیز و همه ی همراهان در دوره تناسب فکری

      من با این دوره حدود 4سال پیش آشنا شدم اون موقع تازه با رژیم متناسب شده بودم ولی همش نگران این بودم که دوباره برگردم به وزن قبل ،چون همیشه وقتی رژیم میگرفتم میدونستم که کار اساسی نکردم و فقط برای یه مدت جلوی خودم رو گرفتم و از چیزایی که دوست داشتم گذشتم تا به وزن ایده آلم برسم .

      زمانیکه این دوره به من معرفی شد هزینه دوره 200 تومن بود و پرداخت این هزینه برای من خیلی مشکل بود لذا شرکت نکردم و مدتی به فایلهای رایگان استاد گوش دادم و اتفاقا در این مدت بدون هیچ زجر و سختی 3 کیلو وزن کم کردم ،و اونجا بود که مطمئن شدم این همون راهی هست که من میخوام برای متناسب شدن .

      بعد از اون گذشت و من همیشه میگفتم من بالاخره در این دوره شرکت خواهم کرد و از این طریق به تناسب خواهم رسید .و از اون به بعد با اینکه به وزن قبلم برگشته بودم ولی هیچ رژیمی رو امتحان نکردم .

      به لطف خدا روز تولدم به شیوه ایی شگفت انگیز هزینه این دوره برای من جور شد و من این هزینه را پرداخت کردم و الان با اشتیاق منتظر شنبه هستم که بیاد و من دوره ام رو شروع کنم .

      خدا رو سپاسگزارم که در روز تولدم فرصت تولدی دیگر به من داد.

      میدونم که اینبار که متولد شدم دیگه هیچ وقت با حسرت تناسب اندام وحسرت پوشیدن لباسهای زیبا در هر سایز و رنگی و مشکلات جسمی و روحی که به واسطه چاقی برام به وجود آمده زندگی نخواهم کرد . 

      خدایا سپاسگزارم ،خدایاسپاسگزارم ،خدایا سپاسگزارم .😍😍😍

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1401/04/17 07:57
      مدت عضویت: 846 روز
      امتیاز کاربر: 3531 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 694 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلام 

      صبح جمعه همگی بخیر وشادی

      استاد جان ،اومدم با کلی خبر خوب وویژه 

      امروز بعد از مدت ها نفس راحتی میکشم وبه لطف خدای مهربان آرامش نسبی خوبی برزندگی من حکم فرما شد 

      من به حدی درگیر مسائل ومشکلات زندگیم بودم که نه تنها تمرکز من گرفته شده بود بلکه از زندگی هم شاکی بودم 

      اما معجزه درزندگی من اتفاق افتاد 

      میخوام داستان هدایت جدیدمو بنویسم که اینم دسته کمی از معجزه نداره 

      چند ماهیه که میخوام برگردم به سایت وبیاموزمو وبیاموزم اما نمیشد 

      خوب یادمه که با وجود اینکه خوب میدونستم نباید به شما ایمیل بزنم وشکایت کنم از وضعیتم ولی مستاصل شده بودم 

      بعد از دریافت ایمیل پرمهر شما تلنگری درروحم زده شد

      که هیییی دختر کجا داری میری 

      تو که اینهمه نتیجه خوب گرفته بودی 

      چرا اینجا وسط بیابان سردرگمی چی کار میکنی 

      من تازه فهمیدم چقدر رابطم با خدا مشکل داره 

      چقدر احتیاج دارم کار کنم روش 

      برای همینم گفتم تا این حال خراب درست نکنم آروم نمیشینم 

      صاحب خونه قیمت عجیب غریبی اضافه کرده بود روی خونمون 

      همسرم دچار زخم گوارشی بدی شده بود 

      خودم افسرده شده بودم 

      کلی بدهی وقرض 

      بدون ماشین واحساس مریضی دائم میکردم 

      وخسته ونالان 

      به خودم گفتم تا کی ادامه بدم این وضع استاد به من گفتن نگاهتو عوض کن همه چیز درست میشه 

      واین بود که شروع کردم به خواستن رویاهای خواستنیم 

      وهر صبح میگفتم خدادرستش میکنه خدابزرگه 

      وخدادرستش کرد 

      واقعا درستش کرد 

      مادرم به طور کاملا اتفاقی از مشهور ترین پروفسور گوارش ایران وقت گرفت وبا مبلغ ناچیزی همسرم عمل شد 

      درکمال ناباوری الان سلامتی خیلی خوبی رو تجربه میکنه 

      درهمین حین مادرم ماشینشو دراختیار ما قرار داد وگفت دستتون باشه 

      واما معجزه واقعی این شد که یه وام خیلی خوب با سود بسیار پایین پدرم برامون تونست بگیره 

      والان خونه داریم درتهران به لطف خدای مهربان وپدرومادرم که نیمیشو ما پرداخت کردیم ونیمیشم مادروپدرم 

      خونمون خیلی خوب دلباز نور وهوای خوبی داره 

      پارکینگ داره انباری داره وکوچه خلوت ودنج 

      همراه با دسترس عالی به وسایل نقلیه عمومی درکوتاه ترین زمان ممکن 

      درسته که امسالم مستاجرم اما چون سال دیگه میرم خونه خودم خیلی خوشحالم 

      دراوج ناباوری تمام بدهی های معوقمون دادیم اصلا نمیدونم چطور 

      ودیروز همسرم برام یه دستبند بزرگ ویک انگشتر بزرگ طلا برای کادو تولدم خرید 

      یعنی درپوست خودم نمیگنجم 

      یعنی بانکم میزدیم اینهمه خوشبختی سرازیر زندگیمون نمیشد 😅

      که خدای مهربون همه چیزو درست کرد وخوشی وخوشبختی ریخت وسط زندگی من 

      دیروز خانم مسنی داخل طلا فروشی به من گفت آفرین به این مرد که اینهمه طلا خرید برای خانومش

      استاد من همه چیزمو از دست داده بودم همه طلاهامو 

      ماشینمون حتی دوتا خونه تو کرج داشتیم که اونارم از دست داده بودیم 

      ولی الان خدا داره همشو برمیگردونه 

      چند روز پیش همسرم گفت میخوای ببرمت عمل بای پس کنم راحت بشی 

      خیلی تحقیق کردم یاد حرف شما افتادم استاد که 

      آخه چه تضمینی میدن بهتون که لاغر بشین واصلا لاغر بمونید 

      وقتی همسرم گفت اگه با روش استاد لاغر نشدی چی 

      گفتم چه تضمینی وجود داره با عمل لاغر شم واز همه بدتر لاغر بمونم 

      یعنی الان خاله خودم اسلیو کرده 

      بعد دوسال از قبلشم چاق تر شده 

      حالا چون معدش کوچیک شده غذا نمیتونه بخوره 

      اما مثل هیولا رو آورده به شکلات وشیرینی

      وجوری چاق شده که ترسناک شده 

      اصن میبینمش غصم میشه وخونشون سعی میکنم نرم خیلی مواقع از بس که غصم میشه 

      یعنی با خودم گفتم ببین عزیز من 

      دقیقا دوسال پیش تو وخالت باهم شروع کردین 

      اون الان یه بدن ناقص شده وآسیب دیده داره وروان بسیار داغون 

      وتو خب تمرکز نکردی روی این دوره 

      مشکلاتتو الویت گذاشتی 

      همون جایی 

      البته با تغییرات مثبت دردیدگاه وآرامش بیشتر واعتماد به نفس بیشتر 

      وهمینطور دوستی با خدای خودت 

      وحل همه مشکلاتم 

      یعنی استاد الان دقیقا قدرتون میدونم 

      قبلا بعضی موقع ها میشد خودمو مجبور میکردم فایل گوش کنم وهمراه بازی میدیدم فایل هارو 

      اما الان تصمیم جدیدی گرفتم وبه لطف خدا وشما استاد دوباره اومدم درمسیر 

      واینبار میخوام باهمه وجودم دراین راه باشم ونهایت استفاده رو ببرم 

      اگه همه اتفاقاتی که برای من افتاده معجزه نیست پس چیه 

      قسم به خود خدا که خود معجزست وحتی بالاتر 

      احساس شوق میکنم 

      احساس خوشی 

      احساس خوشبختی 

      وبرای همه دوستان عزیزم وهمراهان تناسب فکریم 

      بهترین ها رو خواستارم 

      از خدای بسیار مهربانم طلب میکنم که بی حساب وکتاب به همه عزیزان اینجا ببخشه وهمه این حس زیبای منو تجربه کنن وهمینطور بهترین ها رو برای شما استاد بسیار گرانقدر خودم خواستارم 

      وواقعا آرزو میکنم از اعماق وجودم به هر چی میخواین درزندگی برسید وهمیشه خانوادتون همسر عزیزتون وفرزندان گلتون درپناه خدای مهربان باشن وهر لحظه خوشبختی وشادی وسلامتیتون درکنار هم مضاعف بشه 

      خداروشکر که به راه راست هدایت شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/23 16:35
      مدت عضویت: 285 روز
      امتیاز کاربر: 4324 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام.

      داستان هدایت من تماما در یک کلمه خلاصه میشه  استیصال و نا امیدی مطلق. 

      من بارها وزن کم کردم و عالی شدم ولی در روزهای سخت زندگی مشغول پرخوری شدم و چاقی مهمان ناخوانده ی بدن من شد ‌. و مشکلات بسیار زیادی در روابطم ایجاد کرد و احساس بسیار بدی به خودم و زندگیم داشتم. احساس نفرت. احساس ناتوانی. هر بار برنامه لاغری رو شروع میکردم زودتر شکست میخوردم. یک شب با نا امیدی کلمه لاغری رو سرچ کردم و این سایت سحر آمیز رو دیدم. خدا صدای من رو شنیده بود. مدتی در دوره رایگان تمرین کردم تا تصمیم گرفتم که زندگیم رو متحول کنم. لاغر شدن برای من پایان مسیر نبست. شروع یک زندگی جدید خواهد بود و میدانم که این پیروزی در تمام زندگی من تاثیری سحر آمیز خواهد داشت. منتظر شگفتیها هستم و سپاسگزار خداوندم. 

       

      یک سوال هم دارم اینکه آیا امکانش هست ادرس ایمیل من در بالای دیدگاه نمایش داده نشود؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1401/03/23 21:03
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام و درود
        شما برای پروفایل خود نام نمایشی تنظیم کردید و فقط این نام در بالای دیدگاه ها نمایش داده می شه و آدرس ایمیل نمایش داده نمیشود

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1401/03/23 21:29
          مدت عضویت: 285 روز
          امتیاز کاربر: 4324 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 2 کلمه

          سپاسگزارم استاد

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          شهربانو باقری
          1401/06/30 00:41
          مدت عضویت: 881 روز
          امتیاز کاربر: 6331 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          محتوای دیدگاه: 40 کلمه

          سلام استاد ،

           

          دوستانی هستن که به جای نام خودشون  از ایمیلشون  استفاده کردن  …و من اینو بارها  دیدم  …. آیا میشه از طریق همین ایمیل  براشون  مستقل از سایت  پیامی که  قابل دریافت باشه براشون فرستاد ؟.

           

          تشکر از پاسخ شما 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            رضا عطارروشن
            1401/06/30 02:21
            امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
            محتوای دیدگاه: 24 کلمه

            سلام و درود
            ارتباط با اعضای سایت فقط از طریق بخش دیدگاه باید انجام شود این از قوانین حفظ حریم خصوصی اعضای سایت می باشد.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              شهربانو باقری
              1401/06/30 05:39
              مدت عضویت: 881 روز
              امتیاز کاربر: 6331 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
              محتوای دیدگاه: 19 کلمه

              سلام و درود  محظر  استاد گرامی 

               

              بله اینو به عنوان یک اصل خیلی وقته ازش مطلع ام ….

              ممنون از پاسخ…..

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 0 از 0 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      fereshteh.salahi@1359gmail.com
      1401/03/18 15:17
      امتیاز کاربر: 51
      محتوای دیدگاه: 637 کلمه

      سلام استاد عزیزم و همراهان لاغری با ذهن 

      من فرشته هستم و خوشحالم که خداوند منو به ای  مسیر هدایت کرد .

      داستان چاقی من ،از بچگی هام که بچه تپل و خوشگل خانواده پرجمعیت و فامیل بودم شروع می شه ،بقول معروف لپ کشانی ،اما کم کم که بزرگ می شدم ،احساس می کردم که خانواده از اشتهای زیاد من شاکی هستن .یادم میاد که رو شاخش بود ماهی یه بار من دچار سوءهاضمه و گلاب به روتون اسهال و استفراغ می شدم که در واقع بخاطر پرخوریهاو فشارهایی بود که بخودم میاوردم .

      به سن بلوغ که رسیدم و علاقمند به پوشیدن لباسهای زیبا و خودنمایی و این حرفا شدم ،نمی تونستم لباسای مورد علاقم رو بپوشم و همیشه از تیپم خجالت می کشبدم و دوست داشتم خوشتیپ تر باشم .

      تابستونا می رفتم باشگاه و و رژیمی هم می گرفتم که با شکست مواجه می شد .وارد دبیرستان که شدم اون احساس بی حالی و کرختی رو در خودم عامل مزاحمت برا درس خوندن و موفقیتم پیدا کردم ،بدکتر که مراجعه کردم ،یه سری قرص ویتامین و اینجور چیزا بهم داد . اما من خودم می دونستم تمام کرختیها و افسردگیها و نداشتن تمرکز تو درس خوندن مال این پرخوریها بود ،الان که فکر می کنم اگر من این عادت بد رو نداشتم ،چقدر تو درس خودنم موفق تر می شدم و شرایط ایده ئال تری داشتم ،چون من بگفته ی دورو بریهام خیلی بچه باهوشی بودم ،اما موانع جسمیم نگذاشت تمرکز کامل داشته باشم رو درس خوندن و پیشرفتم .

      با این حال دانشگاه علم و صنعت قبول شدم و ادامه تحصیلمو با هربدبختی انجام داد م،راستی من با قبولی تو کنکور، تشکیل خانواده هم دادم ،من اون موقع ها ،بخاطر شرایط روحی و جسمی بدم ،عامل بدبختیهام رو به بیرون از خودم نسبت می دادم و چون تو خونمون آرامش ذهنی نداشتم ،تصمیم گرفتم ازدواج کنم  .بعد از ازدواجم هم که دیگه بچه دارشدم و سر پسرم ۹۵ کیلو شدم بخاطر توصیه های غلط که بخور !شیرت زیاد بشه ،،خلاصه رفتم پیش یکی از دکترهای معروف رژیم و ۱۰ کیلو کم کردم ،خوشحال بودم ،که یهو خدا دخترمون رو بهمون داد و دوباره اضافه وزن و این حرفا ،در تمام این دوران ،بی حالی و ضعف و افسردگی هم همراه من بود ،ومن نا امیدانه مثل کسی که وزنه های ۱۰۰ کیلویی بهش وصله ،خودمو تو زندگی می کشوندم و لحظه شماری می کردم بچه ها بزرگ بشن ،الحمدلله بچه ها که بزرگ می شدن ،من هم فراغت بیشتری پیدا می کردم   برا رفتن به باشگاه ،سال ۹۰ رژیم بدون قند و شکر گرفتم و به ۷۰ هم رسیدم ،همزمان باشگاه هم می رفتم .اما دوباره دیری نپایید که بازهم به وزن سابقم برگشتم .وبعد ازون از سال ۹۷ 

      درگیر بیماری خود ایمنی شدم و اثرات بدی در روح و روانم گذاشت و استفاده از داروهای کورتون رو هم عامل چاقیم می دونستم و بعد از استفاد از فایلهای رایگان استاد  فهمیدم که قرصهای کورتون  خیلی اثر گزار نیست در چاقیم  ،الان الحمدلله بهد از گذروندن دوره های متعدد حالم بهتره ،البته بگم هیچ کدوم از دوره ها اینطور به هنر جو بها داده نمی شه ،من دوره های روانشناسی و مذهبی  رایگان و گرونتر از این دوره گذروندم که آدمهای سرشناس لیدرش بودن ،اما تو هیچ کدوم امکان  ارتباط مستقیم با استادرو  نداشتیم و همشون واسطه داشتن ،تو اینجا استاد ،پدرانه به هرسوال ما پاسخ می دن ،برامون وقت می ذارن ،نوشته هامون رو می خونن ،خلاصه از منبع انرژیشون می تونیم بطور مستقیم بهره بگیریم ،این خوبه و بهش می شه گفت رابطه مراد و مریدی ،

      من عاشق نوشتنم و استاد هم مرتب می گن بنویس و همین خیلی لذت بخشه .من ایمان دارم که این دفعه نتیجه می گیرم و خدا رو شاکرم که بالاخره جواب دعاهام رو داد و منو به این مسیر هدایت کرد ،بامید موفقیت روزافزون برای اعضای این مسیر .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/03/07 21:12
      مدت عضویت: 1200 روز
      امتیاز کاربر: 12023 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 455 کلمه

      سلام دوستان عزیز و استاد گرامی 

       

      منم چند روزه دوره تکرارم تموم شده قبل ازین که دوره تکرارم تموم بشه حسم میگفت بیا بعدش رایگان شروع کن منم از پریروز شروع کردم امروز تمرین انشای لاغری رو انجام دادم وخیلی حس خوبی برام داشت .

       

      من داستان هدایتم رو یکبار نوشتم ولی باز به طور خلاصه می نویسم 

       

      من اواخر سال 96با قانون جذب از طریق دختر دایی همسرم آشنا شدم و وارد گروه یکی از شاگردان اساتید بزرگ شدم اولش هیچ آشنایی با هیچ کدام ازاز اساتید نداشتم ولی رفته رفته کمابیش اساتید مطرح رو شناختم.

      نمیدونید چه احساسات عالی و اتفاقات عالی رو اون موقع تجربه کردم .من سالها دنبال حقیقت در کلام عارفان ادبیات بودم ولی روحم را ارضا نکرد شعرها ومتنهای عارفان . دنبال خدا بودم ولی پیدا نمی‌کردم همیشه آرزو داشتم مرید استادی باشم وطی طریقت کنم

      تااینکه به آرزوی خود رسیدم واقعا بهترین روزهای عمرم را تجربه کردم سال اول آشنایی ام  وموفقیت در همه جنبه ها حتی لاغری را هم تجربه کردم با استفاده از عبارات تاکیدی که خودم درست کرده بودم . همه چیز عوض شده بود در دنیای شگفت انگیزی شده بودم .

      میخواستم ثروتمند باشم وارد دوره ثروت یکی از اساتید جوان شدم و شروع کردم همش دنبال نتیجه فوری بودم میخواستم شش ماهه پولدار بشم ولی نشدم دیگر آن احساسات قبلی را نداشتم نامید بودم بازهم چاق هم شده بودم 

      دنبال روش لاغری ذهنی بودم خدا خدا میکردم کاش یک نفر پیدا میشد لاغری با ذهن را هم بلد باشد اساتید بزرگ لاغری را با قانون جذب کار نکرده بودند فقط ثروت بود وروابط و اعتماد به نفس 

      تا اینکه به طرز شگفت انگیزی وارد گروه تلگرامی تالار مجلل لاغری استاد شدم واقعا خوشحال بودم رفتم سایت مطالب دوره رایگان رو موبه مو نوشتم گوش دادم تغییرات رفتاری عالی داشتم غذایم کم شده بود ولی چون دوره رو نتونستم تهیه کنم رها کردم تا با کمک دوره ثروت پول دوره رو بسازم .

      دوسالی طول کشید درین مدت من چاقتر شدم دیگه از خودم متنفر بودم از رفتارهای اشتباه م نگاهی به پول پس اندازم کردم دیدم دقیق مبلغ دوره هست استاد دوره گفته بودن به پول پس انداز اصلا نباید دست بزنی چون مرغ تخم طلاست و باید سرمایه گذاری کنی 

      ولی من این پول را به راهنمائی استاد عزیزم روی خودم سرمایه گذاری کردم و دوسال هست دوره رو دارم و انصافا به نظر خودم کوتاهی های زیادی داشتم ولی از نتایج آن خیلی راضیم .

      وبعد از چند سال میخوام دوره رایگان رو استارت بزنم به یاد چند سال قبل 

      واقعا اشتیاق با آدم چه کارها میکنه اعتراف میکنم اشتیاق سال اول رو ندارم چون همه چیز بعد یه مدت برای ما عادی میشه دیگه شگفت زده نمی شیم و این خوب نیس باید این اشتیاق حفظ بشه وقدر بدونیم آگاهی ها رو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        فرشته مهربانF.s
        1401/04/17 18:29
        مدت عضویت: 846 روز
        امتیاز کاربر: 3531 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 123 کلمه

        باسلام خدمت شما الهام خانم عزیز

        من خودمم گرفتار این عدم اشتیاق شده بودم 

        ومیدونید متوجه چه موضوعی شدم 

        نداشتن الویت لاغر شدن برای من 

        مدتی بود که بینهایت درگیر مشکلات زندگی بودم به طوری که روی خواب خوراک واعصاب من اثر سو گذاشته بود 

        من متوجه شدم دراین برهه از زندگیم تنها حل مسائلم الویت هست وبس

        پس دوره رایگان زندگی با طعم خدارو شروع کردم وشروع کردم به کسب آرامش وتوکل به خداوند 

        وهمینطور دوره تغییر زندگی رایگانم خیلی عالی بود 

        خلاصه که این شد که به لطف کرم وبزرگی بیپایانش 

        کوهی از مشکلات از دوشم برداشته شد وتلاش هام جواب داد

        والان دیدم حالا چی الویت منه

        لاغری چون دیگه تحمل دردهای بدنی 

        ومشکلات چاقی رو ندارم 

        وظیفه خودم دونستم بهتون این موضوع بگم انشالله که راهگشا باشد 

        درپناه خداوموفقیت ها وتناسب اندام روزافزون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      zohre.shafiei1425@gmail.com
      1401/02/07 19:53
      مدت عضویت: 351 روز
      امتیاز کاربر: 9
      محتوای دیدگاه: 110 کلمه

      سلام استاد.من ۳۴ سالمه .از نوجوونی تجربه چاقی دارم اما در ایام اپیدمی کرونا ماجرای چاقی من تبدیل شد به یه بن بست .قبل از عقدم ده کیلو کم کردم و به وزن ایده الم رسیدم .بعد از زایمانم هم بیست کیلو کم کردم و نرمال شدم .اما این بار نتونستم .اراده م مختل شده بود .دلایل چاقیم فک میکنم میتونه ژنتیک باشه و تنبلی تخمدان و مصرف قرص هورمونی .و پرخوری عصبی .البته زیاد حرف زدن در مورد چاقی هم میتونه کانون توجه منو سمی کرده باشه .باورام اشتباهه و احساس درماندگی دارم .هزینه ی خرید دوره رو ندارم امیدوارم با دوره رایگان جواب بگیرم .سپاسگزارم از شما .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/02/03 22:27
      مدت عضویت: 1200 روز
      امتیاز کاربر: 2247 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      اینجا هستم چون می‌خوام داستان هدایتمو بنویسم. 

      خیلی ساده  هست…

      روزهاست که عشق فریاد میزنه دوره رو از اول شروع کن و انجام بده 

      جزوه رو دادم چاپ کردن 

      دوره‌ی تکرارو نیمه ‌کاره رها کردم چون قلبم منو به اینجا هدایت کرده 

      عشق میگه همین الان شروع کن و من در حال عمل کردن به راهنمایی اونم. تقریبا هر روز ازش می‌خوام که با من بلند صحبت کنه تا ندای اونو از بقیه‌ی صداهای درونم تشخیص بدم و به اونچه بهم میگه عمل کنم تا از کوتاه‌ترین مسیر به هدف‌هام برسم. صدایی درونم فریاد میزنه همین الان قدم شروع رو بردار ، مهم نیست که دیگه شب شده ، که روز تعطیله، که شنبه بوده و تو روز اول رو انجام ندادی… مهم اینه که همین الان درست زمانی که حس می‌کنی وقتشه قدم در سرزمین لاغری میذاری. به خودت کمک می‌کنی که حالت خوب شه، که از خودت راضی باشی، درها و پنجره‌های وجودتو باز می‌کنی تا شادی رو به درونت راه بدی، حالا اگه روز اول رو هنوز انجام نداده باشی هم باز قدم در مسیر عشق داری و در حال پیش رفتنی. 

      به خودم اعتماد می‌کنم 

      از خودم استقبال می‌کنم

      شروع جدیدم رو جشن می‌گیرم پس حالم خوبه و قدم مثبتی برای خودم برداشتم.

      فردا قدم جدیدی برخواهم داشت…

      به روی فرداهای شادتر اغوش می‌گشایم. دلم برای حس و حال خوبم تنگ شده. دنبالش می‌گردم. ستاره‌ها حتما در آسمان در حال چشمک زدنند…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/01/28 14:25
      مدت عضویت: 1043 روز
      امتیاز کاربر: 1593 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 449 کلمه

      داستان هدایت من:

      من از زمان ابتدایی که یادمه دوتا دوست به شدت لاغر داشتم و خودم پیششون میدیدم فک میکردم چاقم و اونا هم بهم‌میگفتن چاقی و این  من خیلی ناراحت میکرد چون احساس تفاوت بدی میداد و انگار یه چیزی کم دارم ازشون خیلی حس بدی بود وگرنه در اون سن زیبایی و خوش تیپی برام تعریفی نداشت 

      از اول راهنمایی فک میکردم همش چاقم و باید رژیم بگیرم و با غذا درگیر بودم وهمش سعی میکردم کم بخورم  که بیشتر وقتا نمیشد

      تو اون سن خیلیا میگفتن چقد هیکلت خوب و متناسبه و چقدر غذا میخوری اما من همچنان ذهنم مسموم بود و فک میکردم چاقم .لاغر استخونی نبودم اما اصن چاق نبودم

      خلاصه تااااا سن ۲۶ سال ک شدم دیدم واقعن چاق شدم با اینکه حواسم به خوردنم بود و همیشه دغدغشو داشتم اما چاق شده بودم و همش با خودم میگفتم من که خیلی نمیخورم پس چرا انقد چاق شدم 

      مدام مدامو مدام با غذا خوردن درگیر بودم و هرچی که میخوردم بعدش احساس عذاب وجدان احساس گناه وحشتناک داشتم 

      خیلی سخته آدم به طور مداوم با یه مشکلش درگیر باشه اونم لحظه به لحظه بزرگترین رنج روحیم بود🥺

      من آروم آروم و با افکارو احساس غلط خودم چاق شده بودم وبه ۶۷ کیلو رسیده بودم

      هرکسی ک منو میدید فک میکرد خیلی غذا میخورم اما من هر وعده یه کم میخوردم با حرص و ولع و با عصبانیت سر سفره میومدم و بعدشم حرص میخوردم 

      تا اینکه تصمیم گرفتم برم باشگاه و با ورزش لاغر شم

      قبلش هم خودم زیاد تو خونه سعی میکردم پیاده روی و دویدن داشته باشم اما اثری نمیدیدم 

      یکسال تمام باشگاه و ورزش ادامه دادم و هیچ شیرینی وشکلات و کره و هیچ چیزی (خوراکی های چاق کننده)نخوردم تواین یکسال حتی برنجی که من هیچوقت نتونستم خوردنشو ترک کنم رو هم خیلی خیلی کم خوردم 

      متاسفانه من لاغر که نشدم هیچ چاق عضله ای هم شده بودم و صورتم پر شده بود و درشت تر از قبلم شدم 

      فقط سایز شکمم کوچیک شد وتخت شد یکم

      خیلی برام عجیب بود چون خیلی از مسائل آدم واقعن تا براش پیش نیاد متوجه نمیشه

      من که همیشه فک میکردم ورزش باعث لاغریه خودم دیدم که با ورزش و رژیمی که اونا گفتن من چاق تر از قبلم ام 

      و کلن نا امید شدم و بعد از ورزش هم چربی ها برگشت و مث قبل شدم

      یه مدت هم چای سبز خوردم لاغر نشدم .موقع مصرفش رنگم میپرید و ضعف میکردم

      دیگه راهی برای لاغری نمیدیدم 

      تااااااا اینکه اتفاقی از طریق یکی از دوستام بااین دوره خوب آشنا شدم 

      قبل از این دوره با مسائل ذهنی آشنا بودم و خیلی پیگیری میکردم و راجع بش میخوندم و میشنیدم وعلاقمند بودم و اونا پیش زمینه این دوره شد برام و از طرف خدا آشنا شدم بااستاد و این دوره عجیب و عالی

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/01/25 10:00
      مدت عضویت: 1105 روز
      امتیاز کاربر: 163 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 107 کلمه

      خدایا مرسی از بودنت

      من در این دوره شرکت کردن ازش توقع آرامش دل وجان و زندگی بهم بده

      یعنی در دوره زندگی با طعم خدا میخوام خدارو توی جا بجای زندگیم حسش کنم و میدونم حالا که من قدم اول بردتشتم اونم محکم دستمو گرفته.در این دوره میخوام اونقدر حس وحال خوبی داشته باشم بتونم هدیه کنم ب دیگران

      میخوام از صاحب جهان و عظمت بخوام که حس خوب ثروت کاریمو تجربه کنم در کارم فراوان‌مشتریهایی ب من بده که من بتونم ببخشم بی دلیل  و بی منت

      خدایا شکرت در این مسیر همراهیم کردی مسیری که ایمان دارم تو برام خواستی و کلی معجزه های قشنگ در انتظارم هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mansourehhanafi@gmail.com
      1401/01/23 13:13
      مدت عضویت: 252 روز
      امتیاز کاربر: 3282 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 426 کلمه

      سلام منصوره هستم یک فرهنگی بازنشسته 

      حالا که خوب فکر میکنم من از اول چاق نبودم .یادمه وقتی دانشسرا قبول شدم متناسب بودم بار اولی که برای تعطیلات برگشته بودم شهرمون یکی از معلم‌های دوره راهنماییم منو دید و گفت چقدر تپل شدی مثل این که خوب بهتون میرسن وخوش میگذره .خیلی ناراحت شدم چون نه به ما می‌رسیدن و نه خوش می‌گذشت تازه خیلی هم دلتنگ میشدم .وقتی به مادرم گفتم مادرم گفت چاقی تو مال سن بلوغه ما هممون همینطوریم بعد از بلوغ چاق میشیم .خلاصه سیر چاقی من شروع شد بعد از ازدواج بیشتر وبعد از تولد بچه هام بیشتر و بیشتر 

      نه این که هیچ کاری نکنم از همون اول راه همه مسیرهای لاغری رو رفتم .رژیم ،دمنوش ،مشاوره حضوری ،غیر حضوری وتا یادمه به فکر لاغری، ولی یا کم نکردم ویا اگه کم هم کردم به سرعت با چند کیلو بیشتر بر میگشت .من معلم موفقی بودم  وبچه ها هم خیلی منو دوست داشتن ودر محیط کارم هم تحرک زیادی داشتم چون ابتدایی درس میدادم  ،در زندگی شخصی هم چهار فرزند خوب وصالح دارم و همیشه علاوه بر کار بیرون به زندگیم هم خوب می‌رسیدم ولی همیشه اعتماد به نفسم پایین بود و اضافه وزنم در لایه های زیرین شخصیتم منو اذیت میکرد .حالا میفهمم اگه این چاقی نبود چقدر پیشرفت بیشتری داشتم .خلاصه بعد از بازنشستگی با گروهی آشنا شدم و دروس معرفت نفس رو با اونها شروع کردم ومیخونم ودر طی این درسهام فهمیدم اگه بخوام  مشکلات جسمی و روحیمو درمان کنم چاره ای جز لاغری ندارم چون مشکلات زیادی همین چاقی برام بوجود آورده مثل کمر درد ،زانو درد ،تنبلی و…

      چند وقت پیش که خیلی از لحاظ روحی ناراحت بودم از خدا خواستم یک راهی جلوی پای من بگذاره که روز بعدش در اینترنت دنبال مطلبی می‌گشتم با سایت استاد آشنا شدم وبعد از این که خیلی از فایلهاشون رو گوش کردم دیدم چقدر حرفهای استاد با دروسی که دارم میخونم هماهنگ هست فقط در درسها تمرکز روی یک موضوع خاص نیست و باید خودم این فضا رو ایجاد میکردم  ودر این فاصله که فایلهای رایگان رو گوش میکردم و هنوز تصمیم برای ثبت نام نگرفته بودم یک روز بی هدف خودم رو وزن کردم دیدم دو کیلو تقریبا در دو هفته کم کردم وخیلی خوش حال شدم و اطمینان قلبی دارم خداوند من رو به اینجا راهنمایی کرده.خلاصه تصمیم جدی گرفتم وثبت نام کردم .از این بابت خیلی خدا رو شکر میکنم ،از استاد هم ممنونم بابت مطالب زیباشون إن شا الله بتونم با یاری خدا و تلاش خودم و همراهی استاد و دوستان به نتیجه عالی برسم .

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/01/14 02:00
      مدت عضویت: 980 روز
      امتیاز کاربر: 5941 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 412 کلمه

      داستان هدایت من

      من سالها بود که به فکر تناسب اندام بودم روشهای وحشتناکی را در پیش می گرفتم ولی نتیجه نمی داد 

      مثلا یکبار روغن کوهان شتر را گرفتم و به شکم و پهلوهایم مالیدم و روش یک پلاستیک بستم و بعد کمر بند سفت و محکم وای چه عذاب وحشتناکی تمام بدنم به خارش می افتاد وقتی شب می شد دیگه بازش می کردم و راحت می شدم در تمام اوقات منتظر شب بودم .

      یک بار یک معجون از تمام چیزهایی که جربی سوز هستند درست کردم حتی صاحب عطاری هم از معجون من تعجب کرد .

      من خوردم ولی هیچ اتفاقی نیافتاد و یادم می یاد یک معجون با سرکه سیب و نعناع درست کردم که حالم از بیاد آوردنش بهم می خوره.

      یک روز یادم می یاد توی اتاق تاریک بعد از نماز مغرب با تمام وجودم از خدا خواستم کمکم کند.

      نمی دونم بعد جند روز رفتم تو برنانه آپارات و هر جا در مورد ذهن ناخودآگاه حرف می زد را جمع آوری کردم.

      قدرت ذهن ناخوداگاه را می خوندم و یا فیلمش را می دیدم خیلی برام لذت بخش بود تا اینکه یک بار دیدم استاد رضا عطا روشن داره در مورد ذهن صحبت می کنه.

      حرفهای استاد خیلی به دلم تشست از بالای تصویر استاد آدرس را دنبال کردم وارد سایت شدم و تمام فایلهای رایگان لاغری با ذهن را دنبال کردم حتی کلمه به کلمه آن را نوشتم هی گوشی را نگه می داشتم و می نوشتم و روزهایی که از سر کار می آمدم با خواندن جزوهای خودم به خواب می رفتم.

      همش سعی می کردم ی جوری پولامو حمع کنم و دوره را بخرم.

      یک روز تصمیم گرفتم با استاد تماس تلفنی بگیرم یهویی دیدم استاد برداشت اینقدر هول شدم که نگو گفتم استاد من خیلی هول شدم فک نمی کردم شما جواب بدهید استاد هم گفت من اصلا پیش نمی یاد که گوشی را پاسخ دهم نمی دونم شما در چه فرکانسی بودید که من گوشی را برداشتم با استاد صحبت کردم و درخواست کردم که دوره را قسطی کند ولی استاد گفتند نمی شود و به من اطمینان دادند که حتما شرایطم برای شرکت در دوره از سوی کائنات فراهم می شود و روز موعود خیلی زود رسید من دوره را خریدم نمی خواستم اعضای خانواده ام بدانند ولی بعد متوحه شدند ولییی برام مهم نبود اینقدر آموزشهای استاد زیبا و دلنشین بود که اصلا برام مهم نبود بقیه چی می گن.

      وای خدایا شکرت که در این دوره هستم و دوباره شروع می کنم.تا زنده ام ادامه می دهم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      معصومه گودرز
      1401/01/12 23:28
      مدت عضویت: 620 روز
      امتیاز کاربر: 3469 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 415 کلمه

      سلام 

      من ۳۶ سالمه و فکر کنم فقط زمان دبستان دغدغه چاقی رو نداشتم … یادمه کمتر از ده سال داشتم که یکسال عید بود یکی از فامیلامون بهم گفت تپل شدی و برای اینکه من ناراحت نشم ادامه داد که حتما استخوان‌بندی درشتی داری !!! و این دیگه شد توجیه چاقی همیشگی من 

      یه عکس دارم که حدود یازده سالگی توی مدرسه آزمون گرفتن و من اینقدر صورتم چاقه که همه میگفتن تو پوست خودت نمیگنجی و این عکس همیشه مایه تمسخر من بود …

      توی این بیست و چندساله که در حال کاهش وزن بودم بیشتر از ۷۰_۸۰ کیلو کم کردم که هربار کمترینش ۷_۸ کیلو بوده و برای عروسیم رکورد ۱۷ کیلو رو زدم. انواع رژیم و ورزش و دمنوش و دستگاه وکیوم و … رو هم پیش رفتم . حتی یک دوره ترکیبی از روش های تغذیه ای به همراه تغییر باورهای ذهنی اما من هنوز یه آدم چاقم از نظر خودم و همچنان با ترس چاقی در وجودم زندگی میکنم … ترس که نه … وحشت

       

       حدودا یکسال پیش با سایت تناسب فکری و استاد عطار روشن آشنا شدم و دوره رایگان صدگام رو هم دانلود کردم که شروع کنم اما به حدی نسبت به شخص استاد مقاومت داشتم که حتی شنیدن صداشون هم برای من ناخوش بود … این بود که اصلا پیش نرفتم

       امسال با خودم عهد کردم این مسأله چاقی رو بصورت ریشه ای حل کنم و اتفاقا منتظر خریدن دوره ای از یک استاد دیگه بودم که بعد متوجه شدم نمیتونم به اون شیوه پیش برم و خلاصه در اوج ناامیدی از خودم و دانسته هام اما در نهایت امید به هدایت خدا یکدفعه از گوشی مادرم استوری اسناد عطار روشن رو دیدم … یک لحظه به خودم اومدم و دیدم چند دقیقه ای هست که من مسخ شدم … استاد داشت درد دل منو می‌گفت . داشت از حس من حرف میزد و من که طاقت دیدن یک لحظه رو نداشتم، چند دقیقه ای بود که داشتم گوش میدادم با حال خوب … همونجا موضوع رو گرفتم . هدایت و الهام خدا بود که در مناسبترین زمان داشت بر من جاری می‌شد . 

      شروع کردم به نوشتن پیامی برای استاد و قصد داشتم با گفتن سابقه نوسانات وزنیم ازشون راهنمایی بگیر م اما متوجه شدم من فقط دارم هدایتی که اومده بود رو می نویسم . در نهایت با ایمان به اینکه این روش و این دوره ها برای من در این مقطع درست ترین مسیر هست، دوره رو خریدم و به امید خدا از فردا که شنبه است شروع میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      forozan.rezvanian9585@gmail.com
      1401/01/09 11:36
      مدت عضویت: 297 روز
      امتیاز کاربر: 197 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      باسلام 

      من هم مثل همه افراد چاق بارها از روشهای مختلف برای رسیدن به تناسب اندام استفاده کردم از دکتر تغذیه تا رژیم گرفتن تا گرسنگی کشیدن وپیاده رویهای طولانی ورزش وباشگاه رفتن که همگی بی نتیجه بود بعد از یک دوره رژیم سخت من ۲۷ کیلو از وزنم رو از دست دادم اما نتیجش اعصابی داغون ریزش مو شدید ورخساری بی رمق بودکه بعد از مدتی تمام تمام وزن از دست رفته به جای اول برگشت 

      و ناامید از همه جا در گوگل دنبال راهی برای کاهش وزن بودم که بالاغری با ذهن اشنا شدم امیدوارم بتونم با کمک خدای بزرگ که من رو به سمت درست هدایت کرد سربلند از این ماجرا بیرون بیام وبه تناسب اندام همیشگی دست پیدا کنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1401/01/08 06:56
      مدت عضویت: 1150 روز
      امتیاز کاربر: 6415 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 421 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان

      من مهسا هستم (همسر مهرداد ) و به امید به خدا می خواهم این دوره را شروع کنم.

      داستان هدایت من از دیدن مهرداد و تغییرات رفتاری در نحوه غذا خوردنش شروع شد. از بچگی جزو بچه های تپل بودم (نه خیلی چاق) و وقتی دانشجو شدم و ازدواج کردم این تشدید شد بخاطر:

      • فست فود و عادت های غذایی
      • اینکه عروس خوب، عروسی هست که آشپزی اش خوب باشه
      • تنها تفریح و زمان گذاشتن با همدیگه یعنی خوردن در رستوران

      رژیم های مختلفی میومد دستم و یکروز انجام میدادم و چون قرار نبود  وزنم رو به کسی بگم، به روز دوم نمیرسید

       

      حدود 10 سال پیش برای اولین بار با دوره دکتر کرمانی شروع کردم و البته به وزن ۵۳ کیلو رسیدم ( تا حالا تو عمرم این وزن رو نداشتم) البته علت تاثیر دوره فقط و فقط کاری بود که در کنار رژیم با ذهن انجام شد و ایشون کتابی دادن به نام « اراده و کاهش وزن » که برای من اون موثر بود و نه واقعا رژیم . چون رژیم مثل رژیم های قبل بود و چیزی که تغییر کرده بود اتفاقی بود که در ذهن من اتفاق افتاده بود . حتی یکی از دوستانم دوره دکتر کرمانی رو با من شروع کرد و بعدش من دیدمش و اصلا لاغر نشده بود و گفتم چی شده گفت نه بابا همون یک هفته اول ولش کردم و متوجه شدم که رژیم واقعا نمیتونه نقشی داشته باشه و اون پاسخ متفاوت رفتاری ذهنی در جواب به واکنش های چاق ها میتونه عامل این تغییر شده و یادمه تو مهمونی مجللی بودم و غذاهای مفصل اما من اصلا دلم نمیخواست و بر تصمیم خودم مصمم بودم. ولی خیلی زود برگشتم به وزن قبلیم. 

      و تو این فاصله مجدد رژیم رو امتحان کردم ‌ و دو دوره کرمانی رو خریدم ولی باز تاثیر قبلی رو نداشت.

       

      تا اینکه مهرداد این دوره رو خرید و من اول باور نداشتم اینها چیه و همش تبلیغاته و …. و بعد یادم اومد در دوره قبلی من به خاطر ذهنم لاغر شدم و حس فوق العاده ای داشتم که به اون وزن رسیدم.  مهرداد و تغییر رفتارهای خوردنش و  اینکه دیدم داره لاغر میشه رو دیدم. بنابراین تصمیم گرفتم که دوره رایگان رو شروع کنم به گوش دادن. 

      وقتی دوره رو شروع کردم کم کم دیدم داره اتفاقاتی میوفته و من واقعا راغب نیستم به خوردن و اینجا بود که امید لاغر شدن در من زنده شد.

       خوشحالم که به این مسیر هدایت شدم و میخوام بدنی سالم، متناسب و ورزشکار داشته باشم. و تو وزن جدیدم ۵۳ بمونم آماده حرکت در مسیر متناسب شدن هستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1401/01/05 16:49
      مدت عضویت: 846 روز
      امتیاز کاربر: 3531 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 725 کلمه

      به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان 

      سلام 

      عیدهمگی مبارک قبل از هر چیزی آرزو میکنم به تمامی خواسته هاوآرزوهای خوبتون برسید وسالی فوق العاده رو شروع کنید 

      استاد عزیز از خداوند متعال خواستار عمری با عزت وبهترین ها برای شما وخانواده عزیز وگرامیتون هستم 

       

      من چند وقتیه دراین سایتم فراز ونشیب های زیادی رو تجربه کردم 

      هی رفتم وهی اومدم الان یک سالوچند ماهی هست 

      ولی اتفاق عجیبی افتاد برای من که این بار تصمیم گرفتم با تمام وجودم برگردم وشروع کنم ونتیجه بگیرم

      چند ماهیه کمر درد وپادرد امون منو بریده هی خوب میشه وهی شروع میشه 

      درسته که دراین چند وقت همه روش های لاغری برای من حذف شدن ولی یک روش همیشه بود که بهش امید داشتم واونم عمل بای پس معده بود 

      خلاصه این شد که چند وقتیه این روش شده راه دومی درذهن من که منو لاغر میکنه 

      این شد که من یک تصمیم بسیار خطرناک گرفتم که بیام آی خودمو بالا ببرم وبه ۴۰ برسونم  تا واجد شرایط این عمل توسط بیمه بشم 

      چند روزیه ندای درونم غوغا کرده از طرفی همسرم موافق این عمل وهی منو قانع میکنه،ولی فرشته درونم منو رها نکرد وشک عجیبی به دلم انداخت

      این شد که آرامش از من سلب شد

      افتادم به تحقیق وبررسی

      گفتم یا یقین میکنم که راه درستشه یا اینم یکی از راهاشه یا یقین حاصل میکنم که اشتباه محض

      خلاصه این سایت ها رو زیر ورو کردم دکترا که خوب میگفتن وتعریف بسیار 

      اما درهمین بین به فایلی رسیدم که خود جراح درمورد برگشت پذیر بودن عمل بای پس واسلیو گفته بود 

      خیلی جالب بود که دقیقا با این جمله حرفشو تموم کرد هیچ عملی معجزه نمیکنه تنها با درست کردن سبک زندگی وگوش دادن به ندای جسم درهنگام خوردن لاغری برای همیشه میسر خواهد شد 

      این جمله مثل پتک خورد تو سرم 

      وچشمامو باز کرد توجه به ندای جسم 

      خب من اگه به ندای جسمم گوش میکردم که الان اصلا چاق نبودم واحتیاجی هم به عمل نداشتم 

      یعنی عمل جسممو تغییر میده منو وادار به محدود خوردن میکنه اما تا یه مدتی بعدش اگه به ندای جسمم گوش نکنم دوباره چاق میشم

      همین باعث شد برم وسایت های دیگرم بگردم 

      درکمال تعجب نوشته افرادی رو خواندم که نوشته بودن عمل بای پس کردیم ویا حتی خطرناک تر مینی بای پس ودوباره بعد سه سال چاق شدیم والان ۴۰ کیلو اضافه وزن داریم 

      ودر کمال تعجب دکتر سایت درجوابشون نوشته بودن 

      برای همینه که افرادی مثل شما که ما میفرستیم پیش روانپزشک تا آمادگی کامل روانی بعد عمل داشته باشین 

      زیرا که درصورت عوض ودرست نکردن سبک زندگیتون 

      عملتون بی نتیجه وباعث آسیب هم میشه 

      ویا کسانی که بعد چند سال از عوارض وحشتناک آمبولی یا انسداد روده ویا مشکلات اسید پاشی معده وخیلی درگیری های خارجی از قبیل یوبوست های وحشتناک ریزش مو عصبی شدن وهزارتا بلای دیگه که شامل بیاشتهایی شل شدن وحشتناک پوست از دست دادن عضلات وکمبود های ویتامین ها ومواد معدنی بدنشون گفتن 

      من تازه متوجه شدم که چقدر دراشتباه بودم ویکبار دیگه خداوند مهربان منو به سمت راه درست هدایت فرمود وکمکم کرد که اشتباه نکنم 

      این شد که من تصمیم قاطع خودمو گرفتم تا این بار تمامی موانع خودمو بگذارم کنار وشروع کنم 

      اول  راز دار باشم این تناسب اندام سایت تناسب اندام تمرین انجام دادنش وهمه چیز مربوط به لاغریمو به هیچ کس نگم مخصوصا همسرم 

      درسته که پول کافی جهت تهیه دوره های تکمیلی ندارم اما اگه خدا بخواد پولشم میرسه دستم وبه هیچ وجهم همسرم نمیفهمه 

      چون دقیقا به چشمم دیدم که این یک سال وخورده ای چه بلایی سرم آورد با دونستنش 

      چک کردن های گاه وبیگاه پیشنهاد روش های دیگه 

      دلسرد کردن های من 

      وغصه وابراز نگرانی کردن های بیجا باعث شد که من بارها از مسیر خارچ بشم وآرامش نداشته باشم محض رضای خداوند 

      واینکه به هیچ کسم نمیگم چون همه مسخره وبررسی کردن وجز سرزنش وپیگیری وگیر دادن کاری برام نکردن 

      پس این راز من وشماهاست

      دوم اینکه به هیچ وجه با هیچ روشی لاغریمو سرعت نمیبخشم وتنها درجهت کاهش روند چاقی اقدام میکنم وآرامش خودمو حفظ میکنم واصلا اصراری در جهت حفظ فایل ها ویا موندن دریک فایل برای چند روز نمیکنم 

      چون من قرار نیست حفظشون کنم بلکه فقط هر روز برای خودم منطقیشون میکنم با یک خط نوشتن درموردشون واینکه عمل میکنم تا جایی که بتونم وهربار بهتر عمل میکنم تا کامل عمل کنم وخودم به چشمم دیدم که چقدر عمل کردن با آرامش نتیجه بخش بود 

      وسوم اینکه حال خودمو خوب میکنم واز زندگیم استفاده میکنم 

      اینم داستان هدایت جدید من بود که یک بار دیگه درست مثل روز اول همه درهای غلط به روم بسته شد وتنها درست نمایان شد 

      خداروشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/12/19 07:40
      مدت عضویت: 1150 روز
      امتیاز کاربر: 6415 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1,138 کلمه

      داستان هدایت من به سایت تناسب فکری:
      نهم مارچ بیست بیست و دو:
      من حدود بیست و نه ماه پیش با استاد از طریق نوشته های دقیق و نکته سنج ایشان آشنا شدم و از تجربیات شون و رشدهایی که کرده بودند مینوشتند.من تحت تاثیر شخصیتشان قرار گرفتم و اسمشون را سرچ کردم و به این وبسایت هدایت شدم.
       در آن زمان «فکر میکردم» که دارم روی خودم کار میکنم و دوره های مختلف رشد شخصی را میگذرونم. با اینکه اضافه وزن زیادی داشتم حقیقتش یکجورایی کلا بیخیال لاغری شده بودم چون واقعا فکر میکردم که لاغر شدن برای من بهیچوجه امکان ندارد
      هر چند وقت یکبار فایلهای ایشان را میدیدم ولی به خودم میگفتم که فعلا کارهای مهمتری دارم بگذار روی عزت نفسم کار کنم بگذار روی ثروت کار کنم بعدا فرصت هست که روی لاغری و تناسب اندامم کار کنم.
      یک الهامی را از خداوند دریافت کردم که بهم میگفت مهرداد راه ثروتمند شدن و موفق شدن تو از لاغری میگذرد ولی اذعان میکنم آن موقع ها اصلا الهام نمیدونستم چیه ، هدایت نمیدونستم چیه و فکر میکردم باز حسم یک چیز نشدنی بهم گفته و واقعا با باورها و افکار آن موقع من برایم نشدنی بود
       

      من ده سال پیش به اصرار همسرم، دو بار رژیم دکتر کرمانی را گرفتم دفعه اول شش کیلو کم کردم و دفعه دوم هیچ تغییر وزنی نداشتم. بار اول دچار بیماری گوارشی و خونریزی شدم و بهم گفتند بخاطر رژیم هست و دیگر کلا ادامه ندادم با اینکه خودم میگفتم من قبلا این همه سبزی و سالاد نمیخوردم میوه نمیخوردم فقط همین غذا ها را در حجم کمتری میخوردم پس چرا دچار خونریزی شدم؟ ولی نتوانسته بودم که جوابی پیدا کنم و کلا از رژیم متنفر بودم چون محدودم میکردخلاصه با کنار گذاشتن رژیم وزنم دوباره بیشتر از قبل شد. خیلی ارزو میکردم که بک مریضی بگیرم و بیمارستان بستری بشوم که خودبخود وزنم کم بشود! این اتفاق افتاد و هشت سال قبل دچار گلو درد عفونی بسیار شدیدی شدم که دوهفته بیمارستان بستری بودم و نمیتونستم شبها نفس بکشم و نشسته میخوابیدم. بعد از دوهفته خوب شدم و حدود ده کیلو از وزنم هم کم شد ولی چون بهم میگفتن ضعیف شدی بیمارستان بودی بیشتر بخور منم غذا بیشتر میخوردم و فکر میکنم بتونین حدس بزنین که نتیجه چی شد.
       

      من باور داشتم که وزن زیادم بخاطر کم تحرکی و کار پشت میز نشینی هست و بنابراین خیلی طبیعی هست که چاق بشوم. هر از چندگاهی ورزش سبک میکردم و بعضی روزها اگر هوا مناسب بود سی دقیقه پیاده روی میکردم و ورزش سنگین هم بخاطر اینکه شنیده بودم روی زانو فشار میاد انجام نمی دادم. فقط چند بار بصورت دوره ای کلاس زومبا رفتم یا میرفتم روی تردمیل راه میرفتم ولی زیاد دوست نداشتم. 

      من راجع به آدم‌های موفق خیلی زیاد تحقیق میکردم و برام جالب بود که تمام آدم‌های موفق تناسب اندام داشتند تاکید میکنم تمام اونها. یعنی من یک نفر آدم چاق ثروتمند و موفق ندیده ام.
       

      یکسال قبل تصمیم جدی گرفتم که دوره لاغری را بخرم و اینکارو انجام دادم ولی گفتم بزار اول از دوره رایگان شروع کنم. جلسه مقدمه و جلسه اول را گوش دادم و درک کردم و بهشون عمل کردم و تمام حرفهای استاد را برای خودم منطقی کردم که تقریبا دوماه طول کشید و دیدم نه تنها نتیجه ای نگرفتم بلکه هنوز کلی جلسات دوره رایگان مونده و بعد هم خود دوره و تکرارش هست و به خودم گفتم اگر بخواهم با این سرعت جلو بروم به ابن زودی ها موفق نمیشوم این بود که رها کردم. جالب اینجا بود که بعد از چند وقت متوجه شدم که من حدود هفت کیلو از وزنم کم شده و این رو بعد از اینکه اطرافیان بهم گفتند متوجه شدم .

      تا اینکه ژانویه بیست بیست و دو ( امسال )رفتیم پارک ابی و واقعا دلم میخواست از سرسره های ابی استفاده کنم و لذت ببرم. توی اولین سرسره ابی که پیچ و تاب زیادی هم داشت، متصدی ازم خواست که بروم روی ترازو و بهم گفت که می‌خواد وزنم را چک کند و اگر از حد مجاز بیشتر باشه نمیتونم سرسره را سوار بشوم اونجا جلوی بقیه کلی خجالت کشیدم. هر چند که وزنم در حد مجاز بود ولی دیگر تا آخر وقت ان روز سوار هیچ سرسره ای نشدم. این احساس خجالت و خشم و بی ارزشی از خودم خیلی برایم درداور بود. که مطمینم شمایی که این متن را میخونی قطعا تجربه اش کرده ای.

      در تمام طول ان ماه ژانویه وارد سایت میشدم و کامنتهای بقیه را میخوندم و فایلهای رایگان را گوش میدادم و هیچ کار دیگری نمیکردم . در تمام طول ساعت کاری ام هدفون توی گوشم بود و فایلهای رایگان استاد را گوش میدادم.
       

      خواندن کامنتها و گوش دادن مداوم فایلها باعث شد که باور کنم شاید « تاکید میکنم شاید» من هم بتونم فقط کمی لاغر بشوم!
       

      دوباره تصمیم گرفتم متعهد بشوم برای شروع دوره رایگان لاغری و از آخر ژانویه شروع کردم روزی حداقل یکساعت فایلهای دوره رایگان لاغری را گوش بدهم. الان تا جلسه پنجم مطالب را با جزییات نوشتم و برای خودم تمام حرفهای استاد را منطقی کرده ام و کاملا به قول و قراری که با خودم داشتم متعهد بودم و هر روز اشتیاق داشتم که کارم تموم بشه و سریع بیام پای صحبتهای استاد بشینم. گاهی ذهنم حرفهای استاد رو قبول نداشت و منطقی کردن یک جمله از استاد باعث میشد که توی خودم و اطرافیانم بگیردم و مثال نقض برای نجواهای ذهنی ام پیدا کنم تا حرفهای استاد را بتونم برای خودم منطقی کنم.

      در طی این مدت در کمال تعجب غذایم کمتر شده و منی که همیشه برنامه میریختم که این هفته فلان رستوران بروم یا فلان غذا را بخورم احساس قبلی را ندارم. من عاشق مرغ سوخاری بودم و امکان نداشت که کی اف سی نروم و هر هفته خودم را به بهانه فکر کردن در تنهایی مهمان میکردم. برای اولین بار در عمرم با اینکه کمی گرسنه بودم و جلوی رستوران مرغ سوخاری کار داشتیم و ناهار هم نخورده بودم و همسرم گفت کارمون تموم شد بریم مرغ سوخاری که تو دوست داری بخوریم ولی من بهش گفتم زیاد گرسنه نیستم و ترجیح میدهم برم خونه.

      واقعا نمیدونم چه اتفاقاتی در من شروع شده فقط من با فایلهای رایگان استاد و فایلهای دوره رایگان لاغری تونسته ام کمی باور کنم که میتونم لاغر بشوم و نیز تعدادی از ترمزهای ذهنی ام را پیدا کنم. هنوز ترمزی مثل کم تحرکی برابر است با چاقی را نتوانسته ام برای ذهن خودم منطقی کنم ولی تصمیم گرفته ام که دوره لاغری را شروع کنم و برم جلو ببینم چی میشه.

      البته دارم کم کم باور میکنم که همون کسی که منو به اینجا راهنمایی کرده خودش راه حل درست را در زمان مناسب جلوی پایم قرار میدهد.

      الان که میخوام دوره را شروع کنم هدفم لاغری نیست، هدفم داشتن شخصیت قوی و با عزت نفس در همه ابعاد هست که یکی از انها تناسب اندام هست.

      شاد و رو به رشد باشین
      نهم مارچ بیست بیست و دو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/12/19 10:26
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 76 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم احساس بهتری داری و مراتب هدایت را طی کردی
        همه چیز آماده تغییر کردن است فقط نیاز به 2 پارامتر دیگر دارید
        1- اعتماد
        2- اعتماد
        اول اعتماد به خودت که توانایی تغییر کردن داری که البته کار سختی نیست چون از وضعیت متناسب به چاق خودت را تغییر داده ای و تغییر کردن را بلد هستی
        دوم اعتماد به آنچه در این دوره گفته می شود
        مرحله سوم تجربه شگفتی ساز شدن است.
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/12/12 06:47
      مدت عضویت: 981 روز
      امتیاز کاربر: 12
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلام استاد عزیز، امیدوارم که حالتون خوب باشه من میخوام دوباره این دوره روبگذرونم چون دفعه قبل خیلی حالم رو خوب کردو شاهد تغییرات عالی درزندگیم بودم ،ازتون سپاس گذارم،واز خداوند متعال هم سپاس فراوان دارم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      darijanihabibeh@yahoo.com
      1400/12/04 23:40
      مدت عضویت: 289 روز
      امتیاز کاربر: 9
      محتوای دیدگاه: 182 کلمه

      به نام خالقی که هر لحظه هدایتگر و حمایت کننده من هست

      در جریان تعیین اولویت های زندگیم متوجه شدم که حس بدی نسبت به اندام و سایز خودم دارم و این موضوع احساس مرا درگیر می کند از رژیم و باشگاه اصلا خوشم نمیاد و چند بار گفتم بزار دوباره رژیم بگیرم یا روزی دو ساعت پیاده روی سریع بروم چون لباسهایم تنگ شده و از همه مهمتر انرژی ام کاهش پیدا کرده و خیلی خوابم میگیره و اینها همه نشانه هایی بودند که من باید به مسیر تناسب اندام و رسیدن به سایز دلخواهم هدایت میشدم و لی گفتم خدایا مگروشهای قبلی به من حس خوبی نمی دهد تو مرا هدایت کن😍😍

      امروز نوشته ی از دوستانم رو درباره اولویت‌های زندگیش می خوندم دیدم که تناسب آن ام از اولویت هاش هست و دوره ای به نام سرزمین لاغرها دارد نمیدونم چی شد یکدفعه یاد آقای عطار روشن افتادم چون چند سال قبل اسم ایشون رو شنیده بودم و به سایت ایشون اومده بودم و این شد که الآن اینجا هستم و ایمان دارم که فقط خداوند من را هدایت کرده است🌺🌺🌺🌺🌺🌺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/11/17 22:45
      مدت عضویت: 1150 روز
      امتیاز کاربر: 2510 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      سلام دوستان 

      من اضافه وزن زیادی نداشتم ولی چون سالها اندام خوبی داشتم و توی سالهای اخیر اضافه وزن پیدا کرده بودم خیلی ناراحت بودم و داشتم تلاش می کردم که به وزن سابقم برگردم ولی هر بار که تلاش می کردم یه مدت اندامم خوب میشد و معمولا نتیجه می گرفتم ولی بعد یه مدت چاق تر از قبل می شدم و خیلی هم اذیت می شدم تا لاغر بشم از اونجایی که من هر کاری که بخوام انجام بدم و هر تصمیم جدیدی که می خوام بگیرم همیشه از خدا می خوام که هدایتم کنه اینبار هم چند روز داشتم با خودم فکر می کردم که اینبار از چه روشی برای لاغری استفاده کنم و تردید داشتم که چه روشی یا رژیمی خوبه که به فکرم افتاد چرا اینبار هم مثل همیشه از خدا کمک نگیرم که به سمت بهترین روش من رو هدایت کنه و از خدا خواستم که بهترین راه رو بهم نشون بده که دقیقا یادم نیست چقدر بعدش اتفاقی یکی از دوستام داشت برای یکی دیکه از دوستام که خیلی اضافه وزن داشت تعریف می کرد که روش لاغری با ذهن روش خوبیه و منم اتفاقی شنیدم و ازش خواستم که بهم بگه جریانش چیه و اونم فایلهای رایگان رو برام فرستاد چند روز اول هم فایلها رو گوش ندادم ولی یه روز که دوباره از وضعیت جسمیم و اضافه وزنم ناراحت بودم تصمیم گرفتم فایلها رو گوش کنم و ثبت نام کردم حقیقتش اولش هم که فایلها رو گوش می دادم فکر کردم سرم کلاه رفته چیز خاصی که توی فایلها نمی گه که من بخوام لاغر بشم ولی بعد از چند روز کم کم که تغیرات رو توی خودم حس کردم و بازخورد دیگران رو دیدم دوره رو باور کردم و جدی تر تمرینات رو انجام دادم و خیلی خوب هم لاغر شدم ولی متاسفانه بعد یه مدت دوره رو کامل کنار گذاشتم و دوباره یه مقدار اضافه وزن پیدا کردم و تصمیم گرفتم که دوره رو دوباره دوره کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/11/18 13:26
        مدت عضویت: 450 روز
        امتیاز کاربر: 1313 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 58 کلمه

        سلام دوست عزیز،خوشحالم که دوباره شروع کردی 

        کاری که هر کسی انجام نمیده،تو جز اون دسته از آدم هایی هستی که دنیا بهت نیاز داره 

        کسانی که شکست می‌خورند اما بازهم برمی‌گردند و از اول همه چیز را می‌سازند.

        به خودت افتخار کن،منم به عنوان یه هم مسیر خیلی بهت افتخار میکنم و منتظر نتایج عالیت هستم

        *خودمم وضعیتم دقیقا مثل شماست..

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/10/17 14:12
      مدت عضویت: 846 روز
      امتیاز کاربر: 3531 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 408 کلمه

      به نام خداوند مهربانی ها 

      سلام 

      داستان هدایت من 

      قبل از اینکه داستان خودمو بگم باید بگم که نوشته خانم حسنی عزیز دوست خوبم بسیار عالی بود وچقدر احساسم وبهتر کرد به شروع مجدد

       

      داستان از جایی شروع شد 

      که مشکلات من کوهی شده بودن برزندگیم 

      شده بودم یه آدم ناراضی پراز مشکل 

      که حتی با خداهم قهر بود 

      حتی به مرگم فکر میکردم از بس که افسرده بودم 

      که بمیرم وراحت شم 

      حتی خوردنم دیگه تسکین من نبود ومنی که خوردن کمی آرومم میکرد 

      حالا فقط حالمو بدتر میکرد 

      کارم گریه بود وگریه 

      وزندگی رو به خودم وهمسرم زهر کرده بودم 

      البته جلوش وانمود میکردم که خوبم 

      اما فهمیده بود 

      ورنج میکشید از حال بد من 

      تا اینکه یه شب نتونستم بخوابم تا صبح گریه کردم جوری که همسرم نفهمه بغض داشت خفم میکرد 

      نزدیکای صبح خوابم برد 

      اون شب به خدا گفتم نجاتم بده خسته شدم 

      دیگه نمیخوام زنده باشم 

      یا نجاتم بده یا جون خودمو میگیرم وخلاص میشم 

      ساعت ۱۱ صبح بیدار شدم با صورت ورم کرده 

      رفتم افتادم روی کاناپه 

      جالب بود اصلا میل نداشتم 

      حالم خیلی خراب بود 

      رفتم تو گوشیم وتلویزیونم روشن بود

      زدم لاغری راحت یا لاغری آسون 

      نمیدونم انگار همچین چیزایی بود 

      یعنی راستش یادم نمیاد چی سرچ کردم 

      فقط رسیدم به این سایت 

      رفتم داخل سایت مطالبشو یکی پس از دیگری خوندم 

      باورم نمیشد  چی میبینم 

      چشمامو بیشتر باز کردم دیدم خواب نمیبینم 

      وزدم زیر گریه

      قبلا هم یه سایتی رفته بودم که کلاهبرداری بود 

      کار ذهنی میکرد ولی روشش درست نبود 

      با خودم گفتم این یه نشونست خدانمیخواد بمیرم 

      میگه زندگی کن 

      اگه این روشم کلاهبرداری بود 

      دیگه دلیلی برای ادامه ندارم 

      خلاصه این شد گفتم با خودم من وکه همه عالم کلاهمو بردن بگذار بقیشم این آقای داخل سایت ببر 

      دیگه چیزی برای از دست دادن نداشتم 

      فقط خواندم وخواندم وخواندم 

      همسرم که اومد خونه گفتم یه ایمیل برام بسازه ومنو عضو سایت کنه 

      حتی اونقدر حالم بد بود که انگار فراموشی گرفته بودم نمیدونستم چطور ایمیل میسازن درحالی که اولین ایمیلمو خودم در۱۷ سالگی ساخته بودم 

      خلاصه عضوم کرد وفایل های رایگان یکی پس از دیگری 

      دیگه خواب وخوراک نداشتم یجوری فایل گوش میکردم تمرین حل میکردم که زمان نمیفهمیدم 

      کم کم حالم خوب شد یکم وهمسرم متوجه تغییراتم شد 

      چند روز بعد یه روز زد زیر گریه که خداروشکر که خوب شدی دیگه نمیتونستم این وضع تحمل کنم داشتم دیوونه میشدم وقتی آب شدنتو میدیدم 

      خیلی نگرانت بودم همش میگفتم خدایا من گناهی کردم که زندگیم اینجوری شده 

      دلم براش سوخت 

      بهش گفتم که دیگه خوب شدم ودیگه نگران من نباش همه چی درست میشه 

      و واقعا هم شد 

      خداروشکر میکنم که امروز درطبقه ای از زندگی ایستادم که شادم خوشحالم وزندگی خوبی دارم ودارم برای بهتر شدنش تلاش میکنم خدایا شکرت برای اینهمه تغییر 

      یا معجزه درزندیگم 

      شکر خداجونم شکر 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/10/14 02:35
      مدت عضویت: 1169 روز
      امتیاز کاربر: 280 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 64 کلمه

      سلام

      من دو سال پیش این دوره را از اول تا انتها انجام دادم. دوره بسیار خوبی هست. بعد از اتمام این دوره بنظرم دیگه هیچ روش لاغری غیر از خودش جواب نمیده. بعد از دوره با روش های اون کلا زندگی را طی کردم، امروز تصمیم گرفتم دوباره این دوره را از اول شروع کنم..

      هنوز شروع نکرده احساس های مثبت در من شروع شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      rashin.hassas@gmail.com
      1400/10/08 20:19
      مدت عضویت: 349 روز
      امتیاز کاربر: 36
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      تقریبا از دوران راهنمایی چاق و تپل بودم وهنیشه شنیده بودم که چاقی تو خانواده ما ارثیه تا دوران جوانی خیلی بفکر لاغری نبودم تا اینکه دیگه خسته شدم رژیم های مختلف ورزش و پیاده روی هرآمچه که همه امتحان کردن منم امتحان کردم به جراحی زیاد فکر کردم تا مرحله آخر پیش رفتم که خداروشکر با نباحث ذهنی آشنا شدم و مسیرم تغییر کرد ولی باور های غلط زیادی داشتم  اینکه ازدواج کنی چاقتر میشی زایمان کنی واویلا  پشت میز نشین باشی بدتر از همه چی بگم که همه خوبیها جمع شدن و من چاق و چاقتر شدم هردفعه با رژیم لاغر میشدم  از این جمله منتفر هستم تو که همش تو رژیمی بازن که چاق شدی از زندگی لذت ببر لذت تو خوردن و…بسیار آزاردهنده بوده ولی چاره ای نبود مثل یویو شدم هی چاق و لاغر شدم واقعا آدم کم میاره همش رزیم هم حسرت 

      الان مطمئنا لاغری با ذهن تنها راه لاغری من هست 

      خدایا به امید تو و توانایی خودم پا در این مسیر گذاشتم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرزانه اسلامی
      1400/10/02 13:32
      مدت عضویت: 1182 روز
      امتیاز کاربر: 988 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      من هم خیلی از راهها رو برای کاهش وزن رفتم ومتاسفانه شکست خوردم واین اواخر حتی بارزیم غذایی چاقتر میشدم وروند چاق شدنم تند تر میشد وبه محضی که رزیم رو رها میکردم روزهای اول حتی لاغر هم میشدم وبعد کم کم مجدد چاق میشدم و حقیقتا دریافته بودم که موضوعی در روان من هست وچاق شدن من ربطی ب خوردن ونخوردن من ندارد واین از خانمی که از سن چهار پنج سالگیش از چاقی متنفربوده وسعی در نخوردن مود چاق کننده داشته و. با اون حساسیت بالا نسبت ب چاقی چیز عجیبی نبود. من انقدر در مسیر کاهش وزن با شکست مواجه شدم که واقعا دیگر داشتم باور میکردم که خدا نمیخواهد من لاغر باشم وحتی یکبار در حرم امام هشتم از خدا پرسیدم که اصلا خدای من صلاح میدونی که من رزیم بگیرم و ایه ای امد که مضمونش این بود که چرا مواد غذایی رو که خدا بر شما حلال کرده برخود حرام میکنید .همه اینها باعث شد مرا که تازه با قانون جذب اشنا شده بودم مصمم کند که از طریق قانون جذب کاهش وزن دهم واون زمان فروردین 97 بود که ب مشهد رفته بودیم پایان سفر یک ونیم کیلو فقط افزایش داشتم انهم بدون رزیم وفقط با قانون جذب در حالیکه هرسال سه کیلو با رزیم اضافه میکردم وبعداز برگشت هم ظرف دوهفته فقط با چیزهایی که از قانون جذب اموخته بودم کم کردم ولی دیگر موفق نبودم ب سراغ گوگل رفتم ببینم کسی توانسته این کار را انجام دهد که خوشبختانه دیدم بله ومدتی مقاومت کردم تا خودم این مسیر راطی کند ولی دیدم نه نمیشه این مسیر پر فراز ونشیب رو بدون استاد راهیافته وبا تجربه طی کرد وانوقت با استاد تماس گرفتم و پا در مسیر گذاشتم و ان شالله تا حصول نتیجه تلاش خواهم کرد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/25 04:16
      مدت عضویت: 544 روز
      امتیاز کاربر: 6530 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 325 کلمه

      جناب آقای عطار روشن و دوستان همراه، سلام عرض میکنم.

      چاق هستم و مثل همه افراد چاق در دوران چاقیم، به سراغ ورزش و رژیم رفتم تا به تناسب اندام برسم. دو بار کاملا موفق و راضی بودم. 

      که اضافه وزن مجددا به سراغم برگشت. 

      در این چند سال اخیر با اینکه روز به روز بر اضافه وزنم، افزوده شد ولی دیگر به دنبال لاغری نبودم. چاقی را کاملا پذیرفتم و در مقابل اصرار اعضای خانواده ام مبنی بر انجام عمل اسلیو معده، مخالفت کردم.

      مطمئن بودم که غیر از رژیم و عمل و مصرف دمنوش و …. راه مناسب دیگری برای دستیابی به تناسب اندام وجود دارد. 

      راهی ذهنی!

      با ساختن باوری درست! 

      یک روز در گوگل سرچ کردم: (عبارات تاکیدی برای لاغر شدن)

      موارد گوناگونی دیدم و همچنان که مشغول مطالعه و نت برداری بودم، به عبارت (لاغری از طریق ذهن توسط رضا عطار روشن) رسیدم. 

      این اسم را مجددا سرچ کردم و چند فایل در یوتیوب و اگر اشتباه نکنم در آپارات و … برایم باز شد. 

      و در نهایت که رسیدم به سایت تناسب فکری!

      چند فایل رایگان راگوش دادم و در اینستاگرام و سایت و… ویدئو ها را تماشا کردم. ولی رغبتی برای خریدن دوره ها نداشتم.

      تا اینکه…..

      روزی جناب آقای عطار روشن، متن هنرجویی را استوری کردن که بعد از گذشت یک هفته از آغاز دوره، از نظر روحی متحول شده و حس و حالشان، عالی شده بود. 

      و من دقیقا به دنبال رسیدن به حال خوب بودم و هستم. 

      دایرکت پیام دادم و جناب عطار روشن فرمودند که دوره را بخرم.

      تعلل کردم.

      تا اینکه چند روز پیش لایوی داشتن در اینستا که پست هم کردن و در آن لایو از تلاش گفتند.

      تلاش برای چاق ماندن.

      تلاش برای نرسیدن به خواسته.

      تلاش برای حفظ موقعیت نامناسب.

      و این شد بزرگترین تلنگر برای من که با نخریدن دوره و پشت گوش انداختن، تلاش میکنم برای باقی ماندن در سطحی که برایم ناخوش آیند است. 

      پس به لطف خدا اولین دوره را خریدم و تلاشم برای رسیدن به حالی عالی و تناسب اندامی فوق العاده کلید خورد.

      الحمدلله.

      باشد که بِه شود….

      آمین.

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/18 05:32
      مدت عضویت: 943 روز
      امتیاز کاربر: 5427 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      باسلام خدمت دوستان،من بعداز۱۳سالگی چاق شدم یعنی موقعی که برای سال جدیدبه مدرسه رفتم دوستم گفت که مریم چقدچاق شدی شایدباورتون نشه اصلاخودم متوجه نشده بودم که چاق شدم بعدازآن سال تقریبا ۳سال گذشت مادرم برای خودشون شروع به رژیم گرفتن من وخواهرم روهم باخودش همراه کرد اتفاقا من بارژیم مادرم لاغرشدم ولی دوباره مقداری ازوزنم برگشت تااینکه ازدواج کردم ودوباره شروع کردم ایندفعه حسابی باربی شدم ولی بابارداری تمام آن وزن کم شده برگشت دوباره بعدازباردای شروع کردم لاغرکردم واین لاغری روحفظ کردم تا بارداری بعدی دوباره چاق شدم ولی بعدازبارداری دوم هرکاری میکردم لاغرنشدم هرکاری بگیدمن انجام دادم کم خوری رژیم باشگاه عرق گیاهی ولی هیچ ،حسابی کم آورده بودم دیگه به درگاه خداپناه آوردم من سال۹۷بااستادودوره آشناشدم واصلا درک نمیکردم بشدت واکنش داشتم که مگه میشه من تازه درک کردم که استادچی میگن دستاوردی که ازاین دوره داشتم ترس ازغذا به کلی ازبین رفت ووزنم ثابت مونده ودیگه چاق نشدم درسته که من خیلی طول کشیدتادوره رودرک کنم ولی خوشحالم که بالاخره درک کردم والان آماده ام تاباجان ودل دوره را باتمام قوا وباآمادگی ذهنی کامل شروع کنم براتون بهترینهاروآرزودارم درپناه حق باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      pooldarjazzab@yahoo.com
      1400/09/15 04:55
      مدت عضویت: 369 روز
      امتیاز کاربر: 449 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 398 کلمه

      نمیدونم ساعت چنده 

      فقط میدونم حس نوشتنم الان اومده .

      من خودمو همینجور که هستم دوست دارم . 

      وقتی می گن باید تغییر کنید همه فکر میکنیم تغییر ما اینه مثل همیشه بیفتیم دنبال ساختن خود بهتری از خود.

      ولی تغییر به این معنا نیست .

       

      تغییر یعنی خود منفیتو بپذیری و تازه قدردان خود منفی هم باشی . 

      من خودمو تنبل میدونم . تنبلیمو دوست دارم . همینجور که هست . دیگه نمیخوام تغییرش بدم . حتی نمیخوام باهاش به صلح برسم که بعد تغییرش بدم نه . نمیخوام گول بزنم خودمو ‌نه .

      من تنبلیمو دوست دارم و همیشه هم انجامش میدم . من پرخوریمو دوست دارم و همیشه هم انجامش میدم . 

      پرخوری خیلی هم خوبه چرا بخوام ترکش کنم . 

      من بیماریم رو دوست دارم . اصلا چقدر خوبه که آدم مریض میشه . خیلی لذتبخشه 

      من رنج کشیدنم هم دوست دارم . چقدر خوبه که تو زندگی انسان رنج میکشه . 

      چقدر خوبه که من تنهام و هیچ کسی رو ندارم . 

      شاید تعجب کنید اما تعجب نداره . این من اصلی هستم باید خود چاق بیمار تنها و بی پولم رو بپذیرم نه برای اینکه اتفاق خاصی بیفته برای خاطر خودم . اصلا دوست دارم اینارو انتخاب کنم چرا باید چون همه پول میخوان منم بخوام من اصلا پول نمیخوام چه اشکالی داره . اصلا دوست دارم به نون شبم محتاج باشم و رنج بکشم چه اشکالی داره ؟ 

       

      اصلا هم تغییر نمیخوام کنم .  

      تظاهر به تغییر هم نمیخوام کنم . 

      همینجوری که هستم عالی عالی هستم .

      ازت ممنونم پیروز پولدار جذاب . 

      بیماری سرمایمه .

      تنبلی سرمایمه 

      پرخوری سرمایمه 

      چاقی سرمایمه 

      تنهایی سرمایمه 

      بی پولی سرمایمه 

      رنجهام سرمایمه 

      دلتنگیهام سرمایمه 

      دلشکستگییهام سرمایمه 

      تحقیر شدنهام سرمایمه 

      گناهکار بودنم سرمایمه 

      نفرتهام سرمایمه 

      سرزنشهام سرمایمه 

      اینا دارایی های من هستن . 

      من همشون رو دوست  دارم و از بودنشون تشکر می کنم . 

      شاید نوشته ی من حس بدی ایجاد کنه ولی من حتی حس بدمم دوست دارم . 

      اصلا چرا باید از نیمه ی تاریک وجودم فرار کنم وقتی همه جا دنبالمه . 

      من بغلش میکنم و میپذیرمش . نه برای اینکه سفید بشه برای اینکه سیاه بمونه . برای اینکه سیاهی هم قشنگه . مشکی رنگ عشقه . پس سیاهی های وجود منم عشقن . 

      دلم میخواست اینا رو بنویسم . همین . حس نوشتنم دیگه رفت . حتی همین بی حسی و بیحالی رو هم دوسش دارم . 

      عاشقتم پیروز پولدار جذاب  عاشق شکستها و بی پولی و جذاب نبودنتم . چون تو با وجود همه ی سیاهیهات برای من سرمایه هستی و جذاب و پولدار و پیروزی . 

      ممنونم که هستی سیاه من . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/09/06 00:14
      مدت عضویت: 1170 روز
      امتیاز کاربر: 1327 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 255 کلمه

      با سلام خدمت شما دوستان و استاد عطا روشن 

      من هم همانند استاد و دیگر دوستان این سایت راههای زیاد و طاقت فرسایی رو واسه لاغر شدن انجام دادم و جز سختی و هزینه ی گزاف چیزی عاید من نشد که هیچ بلکه دچار بیمار هایی هم شدم من راههای زیادی رو امتحان کردم و خیلی سختی کشیدم و تا این اواخر که با دوره تازه آشنا شده بودم ولی دوره را شروع نکرده بودم لاغری و رسیدن به تناسب اندام را برای خودم جزءمحالات میدانستم و مطمئن بودم با همین اوضاع و چاقی و با انبوهی از بیماری خواهم مرد تا اینکه با این دوره شگفت انگیز آشنا شدم و نور امید در دل من روشن شد و من هم دیدم میتوانم بدون سختی و به راحتی آب خوردن لاغر بشوم و از زندگیم لذت ببرم پس با اطمینان بالا و احساسی عالی کاررا  در این دوره شروع میکنم تا به آرزوهاو خواسته های مد نظرم دست پیدا کنم و در این مسیر میخواهم با قدرت و اعتماد به نفس کامل کارم را شروع کنم تا به نتیجه دلخواه خودم و فقط و فقط برای دل خودم و به شادی واحساس عالی  که برای خودم باشد نه تعریف و تمجید دیگران دست پیدا کنم پس خودم را به این مسیر و آموزشهایش میسپارم و تمام مراحل را با دقت و بطور کامل انجام خواهم داد تا به خواسته ام برسم

       

          من به هر آنچه که فکر میکنم خواهم رسید چه                       بخواهم چه نخواهم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      راشين قربانلو
      1400/08/09 00:07
      مدت عضویت: 438 روز
      امتیاز کاربر: 3550 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      با عرض سلام خدمت استاد عزیز و دوستان سایت تناسب فکری 

      منم مثل بقیه خیلی راهها رو رفتم رژیمهای مختلف و طاقات فرسایی رو میگرفتم و البته وزن کم میکردم  و بعد یه مدت رها میکردم و دوباره وزنم برمیگشت وسایلهای مختلف ورزشی رو خریده بودم دیگه خونمون تبدیل به باشگاه شده بود تقریبا ولی بازم فایده نداشت چون همه ی این راهها پایدار نبود البته من از بچگی همیشه متناسب بودم تا اینکه بعد از زایمانهای مکرر که همشون هم سزارین بودن حجم شکم و پهلوهام بزرگتر شد و بخاطر همین من همیشه در حال رژیم گرفتن بودم سال ۲۰۱۵ رژیم سرسختی گرفتم  همراه با یکساعت پیاده روی و دویدن بیشتر از ۱۵ کیلو کم کردم و خیلیم راضی بودم ولی به محض رها کردن خیلی سریع وزنم برگشت شایدهم بیشتر شد ، حدود ۲ سال پیش که باز هم دنبال راهی برای رژیم گرفتن بودم بطور اتفاقی با یک پیج اشنا شدم که آموزش لاغری با ذهن بود و این اولین بار بود که میشنیدم با ذهن هم میشه لاغر شد محصول رو از سایتشون خریدم ولی ادامه ندادم یجور برام گیج کننده بود و بازم رها کردم اما خداییش اون پیج منو با خدای درونم اشنا کرد و خیلی زندگیم عوض شد من دیگه اون مادرو همسر قبل نیستم خیلی به زندگی امیدوارم و ایمان و یقین دارم بخدای مهربونم بخاطر همینم باز از خدا با یقین کامل درخواست کردم که منو به یه راه آسونتر و نهایی هدایت کنه و رها کردم تا اینکه با اسم استاد عطار روشن برخورد کردم و یک فایل رایگان دیدم و بعد دوره ی رایگان رو شروع کردم دوست داشتم دوره رو داشته باشم اما برام خرید می‌کنم مقدور نبود  اونجا که استاد گفتن هروقت امادگیشو داشتی فایل رایگان رو رها کن و دوره رو شروع کن منم از خدا خواستم بازم کمکم کنه که استاد همونوقت به مناسبت تولدشون تخفیف زدن روی تموم محصولات سایت خداروشکر تونستم دوره ورود به سرزمین لاغرها رو خریدم امروز روز اول از هفته ی اول هستم خیلی خوشحالم و یقین دارم که لاغر میشم و لاغر میمونم 

      با تشكر فراوان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/08/06 21:44
      امتیاز کاربر: 75
      محتوای دیدگاه: 164 کلمه

      سلام خدمت استاد ارزشمند وهمه اعضای این سایت بسیار تاثیرگذارم منم از وقتی که یادمه همیشه توپل بودم وتوجنگ وگریز رژیم گرفتن ورها کردن ودیگه واقعا ازته دل خسته شده بودم ی رور به خدا گفتم خدایا میشه ی راه آسون راحت سریع نشون من بدی که هم لذت بخش باشه هم لاغر بشم بعد دیگه رهاکردم بعداز ی مدتی  با ی پیجی که اونم آموزش لاغری با ذهن بود آشنا شدم تودورشون شرکت کردم خوب بود ولی خوب چون سایت نداشتند وموقتی بود نتیجه هم گرفتم ولی پایدار نبود بعد ی شب گفتم خدایا میشه ی کسی جایی بمن معرفی کنید که هم خیلی ارزشمند باشه هم سایت معتبر داشته باشه که من بتونم مرتب روذهنم کار کنم ی یه روز دریوتیوب با فایلها استاد آشناشدم چندتایشو گوش دادم واتگار ی ندای درون مرتب بمن میگفت که این همون چیزی هست که میخواستی وبمن بلطف الله در این دوره ارزشمند شرکت کردم وایشالا همیشه متعهد در این مسیر لذت بخش ثابت قدم میمانم🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مرضیه ملکی پور
      1400/08/01 14:00
      مدت عضویت: 510 روز
      امتیاز کاربر: 5827 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 240 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! من هم مانند همه دوستان بارها رژیم های مختلف و روش‌های مختلف برای لاغری را امتحان کردم و در آخرین تلاشم 23 کیلو وزن از دست داده بودم ولی از شروع کرونا و توصیه های دیگران که باید بدنت قوی باشد و احساس خودم که خب معلوم نیست زنده بمانی پس نزار حسرت چیزی به دلت بمونه، رژیم را کنار گذاشتم و بخشی از وزنم دوباره برگشت و چون نگران بودم دنبال روش لاغری میگشتم، و با روش A. J آشنا شدم. در اینترنت دنبال مطالب آموزشی درمورد آن روش بودم که با فایلهای رایگان استاد عطار روشن برخورد کردم و وارد سایت شدم و اول 12 جلسه رایگان را گوش دادم و با کلیت موضوع آشنا شدم و بعد تصمیم گرفتم بطور جدی 100 گام لاغری را شروع کنم. تا گام 45 ام که رسیدم استاد گفته بودند فایل رایگان را رها کنید و در دوره اصلی ثبت نام کنید و این فایل همزمان شد با تخفیف ایشان بخاطر تولدشان، که جا دارد اینجا تولدشان را تبریک بگویم و برایشان آرزوی سلامتی و طول عمر دارم، و اتفاقا روز شنبه هم بود که دوره باید از شنبه شروع می‌شد و من هم مرخصی بودم و توانستم بروم و جزوه آموزشی را هم آماده کنم و همه چیز دست به دست هم داد که من به این مسیر هدایت شوم و مطمئن هستم نتیجه عالی میگیرم. به امید خدا و لطف استاد و همت خودم☺️🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      majidyfard.m.77.5.11@gmail.com
      1400/07/26 18:07
      مدت عضویت: 430 روز
      امتیاز کاربر: 115 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 140 کلمه

      سلام

      وقت استاد واعضای محترم سایت بخیر

      من اون طوریکه یادمه اگردلایل چاقی خودموبخوام بگم من از اول دبستان که رفتم مدرسه دیدم همه کوچیک تراز من هستن و من درشت تراز بقیه بودم هم قدم و هم عرضم بیشترازبقیه بود و نمیدونم چرا البته خواهروبرادرم میگن مادرمون خیلی به من داده خوردم و همیشه زیاد به من غذامیدادن و البته اون موقع چاقی زیاد بد نبود و توی خانواده ما به خصوص ولی وقتی بزرگ شدم عقاید عوض شده و دیگه چاقی داره اذیتم میکنه چون من استخوان درشت هستم میدونم اگر لاغر باشم خیلی خوشتیپ میشم همیشه تند غذامیخورم و خب زیاد و اگر استرس داشته باشم یا عصبانی باشم هم سراغ ریزه خواری میرم خداروشکر میکنم که با این روش آشنا شدم چون الآن حالم بااون دفعات دیگه متفاوته و از این روش بدم نمیاد میدونم که نتیجه میگیرم 

      انشالله.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/07/28 22:20
        مدت عضویت: 450 روز
        امتیاز کاربر: 1313 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 13 کلمه

        خیلی موفق باشی عزیزم

        به خوب راهی هدایت شدی

        این هدایت رو دست کم نگیریم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      faribadeghani1371@gmail.com
      1400/07/20 21:54
      مدت عضویت: 530 روز
      امتیاز کاربر: 1306 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 206 کلمه

      سلام
      من ی روز ک شام خوردم و بعد تو دل خودم گفتم خدایا من خستم از خودم از بی ارادگی ام از چاقی خستم خودت یکاری کن من دیگه نمیدونم چیکار کنم
      همونرموقع نمیدونم چی نوشتم ک چن تا سایت اورد بالا و پبج استاد و سه تا دیگه ذخیره کردم شب بود نتونسم گوش بدم و فردا از بین اون سه تا پیج استاد رفتم و استوریهاشونو دیدم ک چقد حرفهایی ک من نیازمه و حالمو خوب میکنه داره و رفتم سایت ولی تردید داشتم چن پول نداشتم برگشتم ب خودم گفتم فریبا میری عاشق مسیر میشی بعد پول میخواد نمیتونی دوباره افسرده میشی ار استاد پرسیدم دقیق یادم نیس استاد گف ادامه بده و من چقدر خوشحالم و از استاد بابت همین حرف ک باعث شد نن بیام سایت از دوره رایگان استفاده کنم میتونست بگه خودت میدونی ولی اون ادامه دادن من زنده کرد
      منی ک افسره بودم پراز حس بد ناامید ناراحت بیحوصله
      اومدم شروع کردم دوره رایگانو و هنوز قسمتم نشده ک محصولو بگیرم ولی میدونم اگه روزی من باشه خدا ب موقعش میده
      من الان حالم خیلی خوبه درسته هنوز لاغر نشدم ولی حسم بهتره من خیلی از رژیم ها لاغر شدم حسی ک الان دارم قابل مقایسه با هیجی نیس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mohammadmahdiebrahimi@gmail.com
      1400/07/17 15:54
      مدت عضویت: 444 روز
      امتیاز کاربر: 193 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      سلام به استاد گرامی و سایر دوستان . داستان هدایت ام رو یکبار ارسال کردم و دوباره هم دوست داشتن بنویسم که من هم  مانند سایر دوستان تمام روش های لاغری رژیم های سخت ورزش های سنگین و دم نوش ها بدمزه نیوشا و رژیم متابوهلث و …..همه  بعد از مدتی هم بر می گشت  . نا امید و ناراحت از ته دل از خدای مهربان درخواست کمک کردم واقعا نمیدونی به چه شکل و چطور این سایت رو دیدم …بی هدف و سرگردان نمیدونم واقعا نمیدونم چی داشتم سرچ میکردم چشمم به لاغری با ذهن افتاد . اهمیتی ندادم گفتم ای بابا باز هم یکی از اون روش های همیشگی و بی نتیجه ….گاهی به عمل جراحی فکر می گردم اما چون هزینه نداشنم از ذهن خودم دورش می کردم چند روز متوالی گوشی رو از ناراحتی بر میداشتم و بدون اینکه بدونم چی شده ناراحت و غمگین دیگه حتی نه سرچ میکردم نه می تونستم چیزی بخونم یا چیزی نگاه کنم فقط میدونم ناراحت و نا امید  و افطرده و….حتی به پزشک اعصاب و روان هم مراجعه کردم و هر سری که گوشی رو بر میداشتم فقط میگفتم خدایا کمک کن فقط تو ذهنم میگفتم بر زبان هم نمی آوردم  و هر سری لاغری با قدرت ذهن به چشمم می افتاد و من رد میشدم یک روز با بی میلی کلیک کردم و دو فایل رو گوش دادم به دلم ننشت و یادم رفت بعد از دو هفته تکرار آن حالات و…… بلز هم میگم چون برا خودم خیلی عجیب و معجزه بود چطور دوباره ه شروع به  گوش دادن فایل اولین جلسه و بعد دومی و……بعد از اتمام جلسات رایگان یعنی اون ۱۲ جلسه که با سرچ کردن در گوگل به دست می آوردم روز به روز علاقه من بیشتر  میشد.و الان گام ۵ از دوره رایگان ۱۰۰ گام هستم . که به امیدی حدا تا اخر پبش میرم چون یقین دادم که نتیجه میگیرم خدایا شکررتو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/07/03 18:13
      مدت عضویت: 980 روز
      امتیاز کاربر: 5941 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 759 کلمه

      با سلام خدمت استاد بزرگوارم جناب آقای رضا عطا روشن و دوستان عزیز 

      داستان هدایت من در این گروه

      من بار دوم هست که دوره را شروع می کنم

      من هم مثل خیلی ها راهای زیادی را برای لاغری رفته بودم و همیشه از داشتن شکم بزرگ و دیدن افرادی که متماسب هستند و با خودم مقایسه می کردم،رنج می بردم یک بار یادمه در اوج تابستان اول صبح باید می رفتم دانشگاه تا ساعت ۷ شب می موندم تو دانشگاه یک گن خریده بودم که کامل شکم و تمام نیم تنه را می پوشاند من از چربی کوهان شتر و پارافین یک کرم درست کردم بعد می مالیدم به بدنم و روی آن پلاستیک می پوشاندم و گن را محکم می بستم تا ده دقیقه اول نعسم به زور می آمد بالا ولی تحمل می کردم و کقتی به خانه برمی گشتم پلاستیک پر اب می شد و من خوشحال بودم که چربی های من آب شده در حالی که بدنم بدجور قرمز شد و دانه های قرمز زد و حساسیت کردم .

      یکبار هم یک معجون درست کردم که وقتی می خوردم دهانم بدجور آب می انداخت و حالم بد می شد 

      والییییییی الان که به اون روزها فکر می کنم تنم می لرزه یعنی چقدر من نا آگاه بودم و اگر خدای مهربان به دا م نمی رسید معلوم نبود که چی قرار بود به سرم بیاد. یک روز سر سجاده با تمام وجودم تز خدا خواستم من را از چاقی نجات بدهد .و خدا خیلی سریعتر از آنچه که فکرش را می کردم به من پاسخ داد

      طبق معمول در آپارات دنبال یک فایلی می گشتم یکدفعه به ذهنم رسید در مورد ذهن ناخوداگاه مطلب ببینم گشتم و گشتم که یکدفعه استاد را دیدم که دارند در مورد تناسب صحبت می کنند خیلی حرف هایشان به دلم نشت سایت را یادداشت کردم و وارد سایت شدم دوره رایگان را دانلود کردم و کلمه به کلمه حرفهای استاد را می نوشتم و مو به مو به آنها عمل می کردم خیلی حسم عالییی بود یقین کردم که همان گم شده من هست . هر ماه سعی می گردم دوره سرزمین لاغرها را تهیه کنم ولی هزینه اش برایم فراهم نمی شد یکبهر با استاد تماس تلفنی داشتم و استاد به من پاسخ دادند و به من گفتند که من خیلی کم اتفاق می افتد که تماسی را پاسخ بدهم نمی دانم شما در چه مدتر ذهنی بودید که من گوشی را پاسخ دادم استاد با من صحبت گردند بعد از تماس هستاد دیگه طاقت نیاوردم و از خدای مهربانم کمک خواستم. که نمی دانم چطوری به ما اداره تشویقی داد و من بلافاصله تصمیم گرفتم که برای خرید می‌کنم اقدام کنم . و دکره را خریدم.

       

       

       

       

       

       

      خیلیی عالی بود و هست واقعا از خدای مهربانم سپاسگذارم که مرا در این مسیر زیبا راهنمایی کردند ممنونم خداجونم.

      دوره برای من عالی بود اگر چه چند وقت رها کردم ولی باز استاد فرمودند مهم نیست کجای دوره خستید فقط ادامه بدهد حتما نتیجه می گیرید من از اینکه از شکمم خجالت نمی کشم به خودم می بتلم اصلا دیگه چاقی خودم را نمی بینم عاشق خودم هستم و هر وقت چشمم به آینه می خوره به خودم می گم سلام فرشته من.

      امروز بعد از سالها لباس قشنگی پوشیدم و جلوی آیینه رقصیدم چقدر اندامم قشنگ شده چقدر خودمو دوست دارم کیف کردم از دیدنم گرچه سایز چندانی را کم نکردم اما احساس عتلی دارم آرامش دارم منی که همیشه خوردن و غذا را عامل چاقیم می دونستم و با استرس سر سفره حاضر می شدم دیگه نه اون حرص و ولع گذشته را دارم و نه اضطراب قبل را با آرامش سر سفره می نشینم و به اندازه نیاز بدنم می خورم اصلا اشتهایی ندارم به زیاد خوردن من دیشب فقط با یک لقمه بله یک لقمه پنیر احساس سیری کردم آخه کجا میشه اینو تجربه کرد واقعا شرکت در دوره برای من و زندگی من لطف خدا بوده و هست .

      چقدر لذت می برم وقتی صبحانه کم می خورم همش توی ذهنم این حرف منفی باف می گفت زیاد بخور تا دهانت بدی ندهد و معده ات صدا ندهد اینجوری همه از تو خوششان می آید.

      الان دیگه این ندا را کمتر و کمتر می شنوم و بجاش این ندا می یاد که بوی دهان را با مرتب مسواک زدن میشه رفع کرد حالای بالفرضم بوی بد باشه هیکل آدم که خیلی بزرگتر و جلوی چشم افراد هست از آن بیشتر احساس بدی به دیگران می دهد. و یا می گویم من برای خودم زندگی می کنم وقتی خودم در درونم آرامش داشته باشم با خودم در صلح باشم کافیه همین .

      خدایا من خیلی دوستتت دارم

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/27 18:51
      مدت عضویت: 455 روز
      امتیاز کاربر: 4788 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      به نام خدا

      سلام

       یکشنبه هفته قبل دوره گام اول رو خریدم و چقدر سخت بود وقتی که فهمیدم باید تا شنبه برای شروع دوره صبر کنم و سعی کردم توی این هفته از فایل های رایگان استفاده کنم. منم برای لاغری راهی نبوده که امتحانش نکرده باشم و با همش هم وزن کم کردم ولی نه تنها برگشته بلکه همینطور وزنم زیادتر هم شده. آخرین تلاشم قبل ماه رمضان امسال بود که با تمام سختی که کشیدم وزنم توی ماه رمضان برگشت.واقعا خسته شده بودم تمام رژیمها رو کنار گذاشتم و پاکسازی ذهن رو شروع کردم و از خدا خواستم که خودش راهی جلوی پام بزاره هنوز به یک هفته نرسیده بود که از داخل یک سایت کامنتهای خانمی رو خوندم که با روش لاغری ذهنی متناسب شده بود و اون هم مثل من تمام روشها رو امتحان کرده بود، خیلی به دلم نشست و سریع وارد سایت تناسب فکری شدم و دوره های رایگان رو شروع کردم، حس خوبی داشتم و به قول استاد احساس کردم گفتگوهای درونیم داره کم کم عوض میشه ، برای همین تصمیم گرفتم دوره رو بخرم و با کمک خداوند و تمام تلاشم، این مسیر رو برای رسیدن به هدفم ادامه بدم و مطمئن هستم که متناسب می شم و امروز اولین روز شروع دوره ی منه…. خدایا به امید تو….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/24 14:12
      مدت عضویت: 450 روز
      امتیاز کاربر: 1313 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 741 کلمه

      به نام خدا 

      من از طریق خداوند به این سایت اومدم و به تمام محتوای این سایت نیاز دارم‌‌‌‌..

      من تنها از یک روش برای لاغریم استفاده کردم اون هم رژیم کتوژنیک بود که تقریبا ۴ کیلو برگشت داشت تا به امروز و الان بسیار مطمئن تر شدم که هیچ روشی جز لاغری با ذهن نمیتونه تناسب اندام همیشگی برای من به ارمغان بیاره.

      همین اول کار به خودم تبریک میگم که هنوز هم دنبال لاغری و سلامتی خودم هستم این یعنی زندگی خودم رو هدر نمیدم.مهم نیست کجا زندگی میکنم،چند سالمه و حتی مهم نیست چند کیلو میخوام کم کنم.*مهم اینه که میخوام لاغر بشم ،متعهد باشم و ذهنم رو برای لاغری آماده کنم*وضعیت فعلیم: خیلی اضافه خوری میکنم،یواشکی غذا میخورم و هر روز منتظر چاق تر شدن هستم، از غذا خوردن ناراحتم از غذا نخوردن هم ناراحتم، احساس بدی نسبت به جسمم دارم و از طرف همه سرزنش میشم.پول های زیادی رو برای خوردن خرج کردم که اگر جمع میکردم میتونستم برای پیشرفتم استفاده کنم.و دائما به فکر خوردن و نخوردن هستم و منتظرم که گشنم بشه و فقط یک دل سیر بخورم.

      من مبتلای هدفم هستم، من عاشق لاغری هستم و از پوشیدن لباس های سایز کوچیک به  قدری لذت میبرم که اصلا قابل وصف کردن نیست.برای همون احساس خیلی خوبی به این سایت دارم و حس درونم میگه این روش بسی درسته و ادامه میدم.

      استاد توی فایل ثبت نام میگن: “شما هم میتونید متناسب بشید”

      این جمله برای کسی که راهی برای لاغری انتخاب کرده اما به نتیجه نرسیده غیرقابل باوره..اما میشه روش کار کرد و یخ ذهن رو باز کرد.

      من از ۱۱ یا ۱۲ سالگی دچار اضافه وزن خیلی کم شدم و همواره از چاق شدن و چاق تر شدن هراس داشتم و قبل از اینکه چاق بشم یقین داشتم که اضافه میکنم همین رفتار به ظاهر کوچک من اثبات میکنه که: چاقی ابتدا در ذهن من شکل گرفته و سپس در جسم من نمایان شدهپس باید راه رفته  رو برگردم:لاغری ابتدا باید در ذهن من شکل بگیره و سپس در جسم من نمایان بشه

      یکی از دلایل چاق تر شدن افراد ناامیدی در لاغری‌ست که هیچ امیدی ندارن که لاغر بشن و لاغر بمونن ولی در عوض خیلی مطمئنا که به سرعت میتونن چاق بشن (برخلاف افراد لاغر)

      من در سایت تناسب فکری قرار نیست فکر کنم و لاغر بشم،قراره لاغری رو اموزش ببینم و باور های چاق کننده خودم رو اصلاح کنم.

      من در وزن ۶۱.۱۰۰ کیلوگرم با قد ۱۷۳ در سن ۱۶ سال هستم و مطمئنم میتونم اون اندام رویایی که همیشه میخواستگ رو به دست بیارم همیشه دوست داشتم خعلی لاغر بشم و افرادی رو که میدیدم هرچی میخورن چاق نمیشن رو حسرت میخوردم و حسادت میکردم‌.از خدا شکایت میکردم که چرا من هر روز چاق میشم اما اونا همون غذای من رو میخورن و متناسب میموننچرا چرا چرا چرا چرا چرا و….

      من در سایت تناسب فکری ثبت نام کردم و متعهد شدم که برای سه ماه فقط و فقط از اموزش های سایت برای لاغری استفاده کنم.

      من متعهد میشم هر روز یک فایل گوش بدم،نظرات دوستان رو بخونم و دو ساعت از روزم رو به سایت اختصاص بدم.

      من زندگی جدیدی رو تجربه میکنم که هیچ فرد متناسبی تجربه نکرده و براش یک نعمت طبیعی بوده.‌.اما فقط فردی که قبلا چاق بوده لذت پوشیدن لباس و شلوار سایز کوچکِ کوچک رو میفهمه.‌‌‌‌…

      [  ] و من اینجام که : یا بمیرم و یا لاغر بشم

      باشم.همیشه دوست داشتم خیلی لاغر بشم هر فردی رو میدیم که هرچی میخوره بازم لاغره بسیار حسادت میکردم و حسرت میخوردم از خدا شکایت میکردم که چرا باید چاق باشم رژیم بگیرم و ورزش کنم اما اون ادم به راحتی اب خوردن لاغرتر میشه؟ چرا چرا چرا چرا و..

      ((من در سایت تناسب فکری ثبت نامی دوباره میکنم و متعهد میشم برای سه ماه فقط و فقط از اموزش های سایت برای لاغری استفاده کنم.)) راه سخت ۲ ماهه مثل رژیم کتوژنیک رو هر روز با اشتیاق انجام دادم! پس این راه هموار و اسان که دیگه چیزی نیست.

      #در دفترم امضا و تاربخ تعهدم رو زدم# 

      من متعهد هستم هر روز یک فایل گوش بدم، نظرات دوستان رو بخونم و دو ساعت از روزم رو به این سایت اختصاص بدم

      من میتونم زندگی دوباره ای رو تجربه کنم که هیچ فرد متناسبی تجربه نکردهشاید اون فرد لذت بردن از لباس های سایز کوچیک و شلوار سایز کوچیک لذت نبره ، اما‌ میدونم من چاق شدم تا لذت لاغری رو با تمام وجودم حس کنم.[  ] من اینجام که : یا لاغر بشم یا بمیرم(من از قدیمی ها هستم و قبلا داستان هدایتم رو نوشتم ^^)

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/23 14:00
      مدت عضویت: 644 روز
      امتیاز کاربر: 7619 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 406 کلمه

      باسلام 

      سال ۹۹ خیلی تلاش میکردم که وزنی رو که کم کرده بودم رو ثابت نگه دارم کم که دیگه نمیشد لااقل بیشتر نشه.

      هر راهی رو رفته بودم از کالری شماری ، رژیم شیر ، پروتتین ، میوه ، فست های طولانی و ورزشهای شدید  تا دکترهای تغذیه طب نوین و سنتی و داروهای گیاهی و شیمیایی ….

      همیشه نگران بودم که دارم چاق میشم .

      اینقدر مبارزه کردم تا دیگه خسته شدم .خسته شدم ازاینکه همه شیرینی وکیک بخورند من نگاه کنم خسته شدم از اینکه برنامه شام بیرون و پیتزا و رستوران رو به خاطر ترس کنسل میکردم یا اگه میرفتم مرتب قاشق هایم رو میشمردم که بیشتر نخورم .

      آذر ماه ۹۹ گفتم مگه آدم چقدر میخواد عمر کنه که اینقدر خودمو اذیت کنم .خلاصه دکتر تغذیه رو رها کردم ولی بازم مواظب خوراکم بودم .

      ولی انگار فنر وزنم در رفته بود از وزن ۷۲ رسیدم ۸۰ اونم توی سه ماه ، هرچه بیشتر تلاش میکردم ترسم بیشتر میشد و درباتلاقی که برای خودم درست کرده بودم بیشتر فرو میرفتم .

      ۱۲اسفند روز تولدم بود ولی من اصلا خوشحال نبودم ۱۳کیلو وزنی که دوسال پیش با مکافات ،با شب گرسنه خوابیدن، با ورزشهای که باعث برگشت درد دیسکم شده بود کم کرده بودم همه برگشته بود .

      بین دونماز اشکم جاری شد به خدا گفتم منکه نمی دونم دیگه چکار کنم خودت کمکم کن .

      فرداش توی سایتی داشتن چت میکردنداسم استاد رو گفتند .منم توی نت دنبال گشتم .

      برام سایت تناسب فکری  آمد .اسمش برام عجیب بود  بلافاصله وارد شدم و از مطالب خوشم آمد بااینکه آدم محتاطی هستم فایلها من رو مسخ کرد سریع ثبت نام کردم و فقط گوش کردم و نظرات رو میخوندم .میدونستم این هدیه ایی بود که از خدا خواسته بودم .

      کم کم شروع به نوشتن کردم اینجا جواب خیلی از سوالاتمو گرفتم چرا منی که اینقدر رعایت میکنم تند تند چاق میشم .

      ۶ماه توی دوره رایگان چرخیدم و یکم نتیجه جسمی گرفتم ولی باور و فکر من خیلی فرق کرده بود مادر و همسری شده بودم که هرروز داره برای بهتر شدن تلاش،میکنه .

      وقتی این نکات ناب رو در فایلهای رایگان دیدم  تصمیم گرفتم اول خودمو دوست داشته باشم و برای خودم هزینه کنم .

      امروز سه شنبه ۲۳شهریور ۱۴۰۰ به لطف خدا دوره گام اول رو خریدم .

      منتظر شنبه ام که مانند صدگام تلاش کنم تا از خودم انسانی بسازم که دیگر حسرت تناسب دیگران را نخوردم .وبااعتماد به نفس گام بردارم و برای انتخاب هرچیزی که دوست داشته باشم ،آزاد باشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      reyhanehkhorramdel@gmail.com
      1400/06/14 23:31
      مدت عضویت: 477 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      سلام استاد من از طریق یکی از دوستانم وارد سایت شدم. من ریحانه خرم دل هستم ۱۵ ساله.

      من از چاقی خودم رنج میبرم وا با کمک شما ولطف خدا میخواهم به مسیر لاغر برم.

      من خیلی راه هارو رفتم ولی نتیجه زیادی نگرفتم‌.

      ومن خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم و به لطف خدا من میتونم به وزن دلخواهم برسم

      من میتونم 💪

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آرمیتاِ متعهد
        1400/06/25 12:37
        مدت عضویت: 450 روز
        امتیاز کاربر: 1313 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلامممممم عزیزدلم..خیلی خیلی خوش اومدی😍😍 من میدونم دوتامون خیلی خیلی موفق میشیم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/13 18:03
      مدت عضویت: 725 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 50 کلمه

      هدایت من 

      من از طریق خداوند به این راه هدایت شدم تنها همین را میتوانم بگویم و زمانی که پای خدا وسط یاشد جای هیچ حرفی باقی نیست 

      اما تصمیم دارم که دیگه در مود این دوره و مشکلاتم با هیچکسی حرف نزنم تا راحتتر صدای ندای خداوند را بشنوم خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهديه عطارزاده
      1400/06/13 11:24
      مدت عضویت: 1172 روز
      امتیاز کاربر: 244 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 43 کلمه

      سلام استاد جان 

      خوب هستید 

      من هم که برای بار سوم هست که هدایت و دعوت میشم به سمت مسیر سبز تناسب لاغری با ذهن 

      خیییلی خوشحالم که میدونم هیچ  راهی برای مهدیه بجز این راه و مسیر برای رسیدن به خواستش وجود نداره 

      من میتوانم 💪💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/06/07 07:16
      مدت عضویت: 469 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام

      در سن ۳۴ سالگی با ۱۰ کیلو اضافه وزن تصمیم به لاغری از طریق ذهن گرفتم.بعد از دوتا بارداری چاق شدم و هیچ وقت نتونستم به وزن اولم برگردم برای اینکه دوتا پسر شیطون دارم که نمیتونم جایی بزارمشون و کوچیک هستند و من دچار استپ وزنی شدم که دکترا میگن بدون ورزش جواب نمیگیدم امیدوارم از این طریق جواب بگیرم

       

       

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      فرشته مهربانF.s
      1400/05/30 17:01
      مدت عضویت: 846 روز
      امتیاز کاربر: 3531 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 847 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم 

      داستان هدایت من 

      داستان هدایت من درست برمیگرده به زمانی که سال دوم ازدواج من بود من وهمسرم تصمیم گرفتیم پولمون به آشنایی داده وهم برای کمک به اون وهم برای کمک به خودمون ازش سود بگیریم وزندگیمون پیشرفت بدیم وپول رهن خونمون دادیم به اون شخص تا قسطامون بتونیم بدیم اون روزا فکر میکردیم پیشرفت دراینکه آدم فکرش کار کنه سود بگیره پولش پول بیاره وخلاصه از این مدل فکرا 

      خلاصه رفتیم خونه ای بسیار کوچک درمحله ای پایین تر از خانه قبلیمون به طوری که من اساس خانه ام رو به زور وبا حالت فشرده سازی جا کرده بودم 

      اون خونه رهن واجاره بسیار کمی داشت ومن خوشحال وسرمست از کار فداکارانه ای که برای زندگیم کرده بودم 

      کم کم متوجه عمق فاجعه شدم محله محله بدی نبود اما کوچه ما فاجعه بود تازه متوجه اطرافم شدم که چه آدمهای بد وناجوری کنارم زندگی میکنن وترس تمام وجودمون گرفت من به شدت منزوی شدم از طرفی پول نداشتیم وبه خاطر وام های بیشمار زیر قسط داشتیم له میشدیم واز طرفیم من چاق تر وچاق تر میشدم 

      این شد که همسرم از یکی از همکارای بدنسازش رژیم بسیار سختی رو برام گرفت ومنم با هزار زور وسختی گرفتمش خونمون اوضاع خیلی بدی داشت من بسیار عصبی شده بودم بسیار اذیت از محیط پیرامونم به خاطر خونه کوچک وکوچه بدمون کسی حاضر به اومدن دیدنم نبود ومن تنها تر از همیشه شده بودم تازه فهمیده بودم چرا این خونه اینقدر ارزون بود 

      خلاصه که رژیم گرفتم وبعد کلی سختی واعصاب خورد کنی لاغر شدم چند کیلویی ولی لاغر نموندم واوضاع بدتر شد داشتم دیوونه میشدم این شد که تصمیم گرفتم برم وبا چیزای روانشناسی خودمو آروم کنم اولش سایتی رو پیدا کردم که خانم روانشناسی بود وحرف های خوبی میزد کمی منو آروم کرد ولی مدام پول میخواست ومن کسی رو میخواستم که هر روز درکنار من باشه تا لاغر شم ومحبور به پول دادن مداوم نباشم وهرزمان پولی داشتم خرج پیشرفت خودم کنم این بود که دست به دامان خدا شدم 

      خوب یادمه عید اون سال کرونا بود وهیچ جا نرفتیم 

      از خدا خواستم نجاتم بده دیگه طاقتم طاق شده بود 

      که به طور کاملا اتفاقی این سایت پیدا کردم فایل ها رو یکی پس از دیگری گوش میدادم وبرجان وروحم مینشست سریع به همسرم گفتم منو عضو سایت کنه تا فایل های رایگانش گوش کنم شاید باور نکنید ولی چنان اشتیاقی منو فراگرفته بود 

      که ۶ کیلو کم کردم بدون رژیم بدون هیچ چیزی 

      اما اون زمان نمیدونستم نباید به کسی نگم نباید خودمو وزن کنم ودیر فهمیدم این شد که رفتم رو ترازو وبوم همه چیز فرو ریخت 

      ومن دوباره چاق شدم خیلی ناراحت بودم گفتم هیچی منو لاغر نمیکنه ورهاش کردم ناامید وعصبی تر از قبل شدم 

      خیلی شرایط بدی بود به همسرم فشار آوردم منو ببر مسافرت دارم دیوونه میشم تو این خونه واونم با هر بدبختی بود منو برد شمال وکاری که نباید میشد شد

      بازم بوم تصادف کردیم 

      یک هفته جهنمی درساری بودیم هر دو داغون وماشین له وداغون اینو بگم که حتی دراون شرایط وحشتناکم خدا منو رها نکرد وچنان قدرتی بهم داد تا همسرمو به دندان کشیدم واز اون جهنم نجات پیدا کردیم وقتی برگشتیم تهران صاحب خونمون جوابمون کرد وپرتمون کرد بیرون راستش خوشحال بودم که دارم میرم ولی پول نداشتیم این بار دوباره خدای مهربان خانه ای برامون پیدا کرد که بهتر از قبلی بود ولی شرایطش زیادم جالب نبود اما باقیمت مشابه اون خونه 

      خلاصه سرتون درد نیارم زخمی مریض شکسته با کلی بدهی اضافه شده بهمون رفتیم اون خونه

      یه ندایی به من میگفت این دوره فقط نجات بخش تو بخرش اون روزا حتی پول دادن قسطمون نداشتیم ولی من از همسرم خواستم بخره برام این دوره رو همسرم

      درکمال تعجب هیچ مقاومتی نکرد وبرام خرید ومن گازمو فروختم وقسطمون دادم از روز اول اون خونه شروع کردم به یادگیری اوایلش خیلی حالم بد بود اما با این حال هر روز گوش میدادم وتمرین حل میکردم تنها چیزی بود که شده بود دلخوشی من 

      کم کم حالم بهتر شد از افسردگی شدید تبدیل شد به کمی ناراحتی وبعدم اصلا ناراحت نبودم واتفاقا خیلیم سرحال وخوشحال بودم اونقدر خوشحال بودم هر روز که همسرم تعجب میکرد  کم کم اوضاعمون خوب وخوب تر شد 

      شاید باورتون نشه چون حق دارین برای خودمم هنوز شگفت انگیز ولی زندگی من ومن از این رو به اون رو شدیم من لاغر نشدم ولی زندگیم زیر ورو شد 

      الان که مینویسم این مطالب نمیدونم داستان هدایت من دقیقا از کی شروع شد اما هر چی که بود وهر زمان که بود اونقدر خوشحالم که باور کردنشم برام سخت 

      خدایا شکرت بابت اینهمه محبت وعشق وروزی بابت اینهمه آرامش وخوشبختی به جرات میتونم بگم از جهنم به بهشت برگردونده شدم 

      امروز چند روزیه اومدیم خونه جدید ومن تصمیم گرفتم دوباره مثل پارسال شروع کنم یادگیریمو واین بار همه تمرکز وهمتمو بگذارم روی لاغر شدنم چیزی که سالها آرزوشو داشتم من تعهد لاغریمو دادم واومدم تا از امروز شنبه شروع کنم شگفتی سازی خودمو خدایا شکرت که هنوزم هدایتم میکنی 

      وحالا داستان هدایت جدید من این 

      روزی روزگاری زمانی که اومدم به خونه خوشگل جدیدمون تصمیم گرفتم خودم از خونه زیبام زیبا تر وجذاب تر بشم این شد که دفتر تناسب اندام من باز شد ولاغری من آغاز شد …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/30 12:11
      مدت عضویت: 475 روز
      امتیاز کاربر: 3
      محتوای دیدگاه: 149 کلمه

      سلام.من مائده از کوچکی درگیر چاقی بودم و همیشه مسخره میشدم.از خودم متنفر بودم و هیچ گاه خودم را دوست نداشتم.با انواع رژیمها از هر نوعی که وجود دارد امتحان کردم و زجر کشیدم از رژیم کتوژنیک تا گیاهخواری از طب سوزنی تا رژیم های من دراوروی و هر بار لاغر میشدم و باز دوباره از دفعه قبل چاقتر میشدم تا اینکه حتی عمل جراحی انجام دادم و از درد مفاصل نجات پیدا کردم و البته چه زجرهاییکه در این ۴ سال کشیدم ولی خوشحال بودم که اضافه وزنم را ازدست دادم ولی باردار شدم و دوباره چاق شدم و ۱۸ کیلو اصافه وزن دارم .دوباره متدهای مختلف و رژیم فستینگ را امتحان کردم و فایده نداشت تا اینکه از طریق مادرم با سایت شما آشنا شدم و دقیقا من تمام این حرفاها را دیدم که در ذهنم حک شده.به امید از دست دادن همیشگی اضافه وزنم برای همیشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryam.mehri1975@gmail.com
      1400/05/27 00:39
      مدت عضویت: 526 روز
      امتیاز کاربر: 21
      محتوای دیدگاه: 299 کلمه

      سلام استاد عزیز
      داستان هدایت من از اونجایی شروع شد که به دلیل اضافه وزن دچار زانو درد شدم البته این تنها یکی از دلایل من برای هدایت به سایت هست من پرستار اتاق عمل بودم که یک سالی هست بازنشست شدم با ۲۰ سال سابقه کار ۴۶ ساله هستم با قد ۱۵۴ و وزن ۷۴ من تا موقع ازدواج ۴۸ کیلو بودم و به مرور چاقی من شروع شد قبل از تولد فرزنداول ۵ کیلو اضافه شدم و دلیلش این بود که به اندازه غذا درست نمیکردم و همسرم هم خیلی رعایت میکرد به دلیل کمر دردی که داشت چاق نشه برای همین متاسفانه برای اینکه گاهی یه کوچولو غذا دور نریزم میخوردم در دوران بارداری هم استراحت مطلق بودم و اطرافیان هم مدام میگفتن خوب بخور بچه رشد کنه همین باورهای اشتباه باعث شد من بعد از ۶ سال و دو فرزند ۲۰ کیلو اضافه وزن داشته باشم دوران شیر دهی هم که اطرافیان میگفتن باید خوب بخوری وزنی که پیدا کردم هم وزن زمانی بود که نه ماهه باردار بودم خیلی افسرده شدم توی عکسها از خودم بدم میومد تو مهمونی ها لباس پیدا نمیکردم خیلی میگشتم و کلافه میشدم تو این مدت خیلی روشهای لاغری رو امتحان کردم ولی بدون نتیجه تا این سال آخر که بازنشست شدم میدیدم هر روز داره به وزنم اضافه میشه داشتم کم کم به ۸۰ میرسیدم چند بار همسرم در مورد لاغری با ذهن پیشنهاد داد ولی من اعتمادی نداشتم تا اینکه از خدا خواستم راهی رو به من نشون بده و به طور کاملا عجیبی این دفعه که همسرم گفت سری به سایت بزن کمی مطالعه کن شاید بتونی کمک بگیری و اینطور بود که چشم به دنیایی باز شد که همه مثل خودم بودن و همه هدف مشترک خدای مهربان رو شاکرم برای این هدایت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/03 16:09
        مدت عضویت: 513 روز
        امتیاز کاربر: 6938 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 16 کلمه

        من دیروزهزینه لاغری باذهن روپرداخت کردم ومنتظرهستم تابا امیدبه خداازروزشنبه شروع کنم باتوجه بااینکه ۸۹کیلوهستم باقد۱۵۵

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/25 11:05
      مدت عضویت: 721 روز
      امتیاز کاربر: 2283 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      سلام  به همه دوستان…من دوست دارم خانه ای شیک و مجلل داشته باشم با همه وسایل و لوازم نو وجدید …دوست دارم همسرم شغل مستقل و پر درامدی داشته باشه….دوست دارم زندگی با ارامش و پر از شادی داشته باشم….دوست دارم خدا را بهتر بشناسم….دوست دارم تحصیلات عالیه داشته باشم باکلی شهرت و محبوبیت….دوست دارم سلامتی داشته باشم….دوست دارم به راحتی بتونم به خانه فامیل ها ی خودم سر بزنم و از با انها بودن لذت ببرم….دوست دارم اعتماد به نفس خیلی بالایی داشته باشم و به راحتی در جمع صحبت کنم….دوست داره ظاهری زیباداشته باشم….دوست دارم خدا را در همه جا حس کنم و اونقدر پول داشته باشم که برای خرید هیچ مشکلی نداشته باشم….دوست دارم همیشه در راه درست قدم بردارم ….خدایا من با توکل به خودت وبا کمک استاد عزیز می خواهم تا پایان این دوره به همه خواسته هایی که گفتم برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Asi2018.bigdeli@gmail.com
      1400/05/21 04:53
      مدت عضویت: 485 روز
      امتیاز کاربر: 6
      محتوای دیدگاه: 62 کلمه

      سلام و عرض ادب. در سن ۳۸سالگی با وزن ۹۰کیلو با سایت شما آشنا شدم. دقیقا روز ۱۸مرداد در نوت گوشی نوشتم و از دل شکسته و نا امیدی پیش خداوند متعادل گلایه کردم. جالب این ساعت ۴صبح روز ۲۱مرداد با سایت شما آشنا شدم. امیدوارم که این آخرین راه برای لاغر شدنم باشه. از شما و سایت پر بارتون سپاس گزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/06/03 15:55
        مدت عضویت: 513 روز
        امتیاز کاربر: 6938 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 162 کلمه
        • باسلامی پرازامیدونشاط،سرشارازانرژی خدمت استادگرامی ودوستان بااراده ومصمم
        • من هم مثل همه شماعزیزان ازبچگی تاالآن که۴۷سالمه باچاقی دست وپنجه نرم کردم ازتمام روشهاحتی لیپولیزاستفاده کردم بادکترهای مختلف تغذیه،تا۱۵کیلوهم وزن کم کردم ولی دوباره برگشته وهمیشه هم ورزش میکردم ومیکنم
        • من همیشه تورژیم غذایی هستم دیگه خسته شدم( بلاخره من کی میتونم چیزایی روکه دوست دارم باخیال راحت وبدون عذاب وجدان بخورم)
        • باهمین فکروخیلا که داشتم یه روزکه تو  یوتویوب دنبال خیاطی بودم لاغری باذهن دیدم باخودم گفتم مگه میشه بافکرلاغرشداین همه رژیم ونخوردن جواب نداد این میخوادجواب بده
        • این موضوع خیلی فکرمومشغول کردوتوذهنم تکرارمیشد
        • یه روزکه داشتم روتردمیل راه میرفتم باخودم گفتم گوش کنم ببینم چی میگن
        • برام خیلی جالب بودچون دقیقااشاره به نقطه ضعف من میکرد(من آدم پرخوری نیستم ولی هرچی میخوام بخورم اولین چیزی که به ذهنم میاداینکه چقدرکالری داره،چاق میکنه)
        • شروع کردم فایلهای رایگانوگوش کردم وتنهاراه درمان چاقیمو ،لاغری باذهن دیدم
        • خداروشکرمیکنم که بااین مسیرآشناشدم
        •  من خیلی فکروذهنم باکالری خوراکی هاوموادغذایی درگیرهستش  بطوریکه فکرمیکردم من بایدپیش ازاینکه لاغربشم ذهن وباورم رودرست کنم وتنهاراه همینه
        • یقین دارم که نتیجه خواهم کرد
        •  
        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/18 12:09
      مدت عضویت: 1015 روز
      امتیاز کاربر: 6314 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 674 کلمه

                             به نام خدا

      با سلامت خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی و عزیز

      داستان هدایت من:

      من مریم رحیمی32ساله  هستم از استان شیراز که امروز بار دیگر داستان هدایتم رو به سوی این نور آسمانی( روش لاغری از طریق ذهن)مینویسم 

      از زمانی که تناسبم رو از دست دادم و تحت تا‌‌‌ثیر فرمول های اشتباه ذهن افراد قرار گرفتم از همون موقع به بعد روزهای خوشم رو از دست داده بودم از اون زمان دیکه همش از خودم بدم می اومده از خودم متنفر بودم اعتماد به نفس نداشتم دوست نداشتم تو جمع ها حضور داشته باشم هر بار به خودم قول میدادم که این بار غذایم رو نخورم

       ولی وقتی با مواد غذایی روبرو میشدم به حدی می خوردم که بعد از غذا احساس خفگی و دل درد داشتم 

      و بعد از غذا هم عذاب وجدان که باز هم من نتونستم جلوی خودم بگیرم 

      هر روز با خودم دعوا داشتم و همین رفتارهای تکراری هر روزم باعث شده بود روز به روز چاقتر شم

      و دوست نداشتم لباس های که اندامم رو نمایان می‌کرد ببوشم مجبور میشدم لباس های ببوشم که خیلی گشاد بودند که  چربی های دور شکمم مشخص نشه 

      و از اون لباس هاحالم بد میشد  یعنی نامتناسب بودن من باعث شده بود دنیای از یک کابوس رو برای خودم بسازم و از اونجایی که هم باور کرده بودم دیکه چاقی ما ارثیه بیشتر غصه دار بودم که دیگه سرنوشت من همینه که هس باید همیشه با خودم در جنگ و نزاع باشم 

       اطرافیانم هم می‌دونستن که من همیشه ورزش میکنم که متناسب شم و بهم میگفتن مریم تو لاغر بشی زشت میشی چاقی بیشتر بهت میاد لاغری چیه صورتت سیاه میشه مریض میشی بزار همون جور باقی بمونی  

      ولی من از چاقی حالم بد میشد حاضر بودم مریض بشم آخه افرادی رو که میدیدم بخاطر بیماریه رنج می‌بردند و خیلی لاغر شده بودند دوست داشتم مثل اون فرد بیماری بگیرم و لاغر بشم و با خودم میگفتم بمیرم بهتر از اینه که زجر بکشم هر روز یعنی تا این حد این اضافه وزن بر دوش من سنگینی میکرد 

      یعنی این اضافه وزنه بهترین شب زندگیم( عروسیم) رو هم برای من غمگین ساخت 

      همون شب از خودم بدم می‌اومد اصلا خوشحال نبودم چون تو اون لباس عروسی چربی ها دور شکمم مشخص بود و احساس خوبی نداشتم و اون شب هم به دلم زهر

       این اضافه وزنه مانند یه گرگ شب و روز روی سر من خوابیده بود و خوشی های زندگی رو از من گرفته بود 

      و با روزها و ماه ها و سالهای که نتونستم با ورزش و باشگاه به اون وزن برسم و دیگه همه چی رو ول کرده بودم و به خیال اینکه چاقیم  ارثیه همه چی رو رها کردم و به بدبختی ها و ناخو‌شی ها ادامه دادم 

      تا اینکه یکی از روزها یکی از اقوام های همسرم اومد خونمون و بهم گفت مریم یه راهی برای لاغری هس از طریق ذهنه میدونم که همیشه دوست داری لاغر بشی گفتم فقط به تو بگم چون این موضوع نباید کسی بدونه 

      بدون ورزش بدون رزیم فقط از طریق ذهنه 

      اگه دوست داری شرکت کن 

      گفت خودم هم شرکت کردم تازگی ها عالیه 

      من صبر نداشتم لحظه شماری میکردم که فرصتش و جور کنم بتونم به استادم زنگ بزنم 

      ظهر که همه خوابیدن به استادم زنگ زدم و همون روز که 5شنبه بود بول و واریز کردم و استاد گفتن که از شنبه شروع میشه یعنی خدا شاهده وقتی خدا بخواد همه چی جور میشه این یک هدایت بود فقط از طرف خدا چون من روزها.و ماه ها و سالها در انتظار همچین روزی بودم یعنی من بارها بوده از طرف دوست‌، آشنا، منو به برنامه رزیمی معرفی میکردن ولی اصلا قبول نمیکردم و باور نمیکردم این مسخره بازی ها رو 

      ولی اینو بدون اینکه بهش فکر کنم قبول کردم و از همون روز اول باور کرده بودم که این همونیه که من از خدا میخاستم  خدا رو شکر میکنم که منو به سوی راه درست و صحیح هدایت کرد 

      خدایا هزاران بار شکر 

      شکر شکر شکر 

      همچینین از استاد خوبم که دستان خداوند هستن برای ما انسان ها که این آگاهی رو در اختیار ما قرار داده  

      ممنون استاد خوبم ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      fatemeh.malomi@gmail.com
      1400/05/16 15:49
      مدت عضویت: 497 روز
      امتیاز کاربر: 4960 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 151 کلمه

      سلام خدمت استادمهربانی

      استادعزیزم هیچوقت فکرش رونمیکردم روزی برسه که من بیست کیلو اضافه وزن داشته باشم ولی متاسفانه الان که دراین سایت ثبت نام کردم به این اضافه وزن رسیدم رژیم های مختلفی روامتحان کردم از تغذیه تاهیپنوتراپی 

      ولی نشد که نشدهمه بهم میگفتن که چراچاق شدی ولی دیگه ازدست من کاری برنمیومد چون نمیتونم خودم رو کنترل کنم وهرروز به پرخوری ادامه میدادم

      دیگه تسلیم شده بودم تااینکه در روز عید غدیربعد از ازصرف ناهارگوشیمو برداشتم ودر مورد رژیم هایی که ازطریق تجسم وذهن وجود داره جستجو کردم چون قبلا ازطریق لاغری برای همیشه مهدی خردمنداستفاده میکردم ونتیجه گرفته بودم ولی دوباره وزنم برگشت 

      بنابراین وقتی رژیم باذهن رو زدم باسایت شماآشنا شدم ولی توجهی نکردم

      دوباره بعد یکساعت دوباره زدم وبازهم سایت شما

      شر وع کردم به خوندن 

      دقیقا جایی که ازهمه چیز بریدم سایت شمارودیدم استاد امیدوارم روزی برسه که به نتیجه دلخواهم برسم اونزمان حتما خواهم گفت که این یک هدایت الهی ست

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      m.hasankhani6602@gmail.com
      1400/05/14 20:15
      مدت عضویت: 523 روز
      امتیاز کاربر: 5551 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      باسلام من یک ساله که با این موضوع آشنا هستم یک روز تو گوگل سرچ می کردم و دنبال رژیم غذایی بودم که با لاغری با ذهن آشنا شدم.خیلی خوسم اومد .فایلهای رایگان رو گوش دادم .خیلی مقاومت داشتم برای خرید می‌کنم.می گفتم من که خیای اضافه وزن ندارم.خودم می تونم با رژیم درستش کنم.اما نشد.بعد از یک سال دوره رو خریدم و از شنبه شروع می کنم.با تشکر از استاد روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/13 15:08
      مدت عضویت: 510 روز
      امتیاز کاربر: 5827 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 385 کلمه

      سلام به همه دوستان عزیز! من وزنم 99 کیلو بود و به خاطر امتحان کردن روش‌های مختلف و وزن کم و زیاد کردن های مکرر به این وزن رسیده بودم که تصمیم گرفتم با هر روز رفتن به باشگاه و رژیم کالری شماری و قرص چربی سوز وزن کم کنم و موفق هم شدم و به وزن 72 کیلو رسیدم تا اینکه کرونا شروع شد باشگاه تعطیل شد و خودمم نمیخواستم از ترس بیماری برم باشگاه و خانواده ام هم اصرار میکردن که تو این شرایط نمیخواد رژیم بگیری و نباید بدنت ضعیف باشه و فکر خودم که اگه کرونا گرفتم و مردم حسرت خیلی چیزها به دلم نمونه باعث شد که برگردم به روال عادی زندگیم و همین طور چاق تر میشدم تا به وزن 85 رسیدم تقریبا نصف زحمت هام به هدر رفته بود که باز تصميم گرفتم دنبال رژیم لاغری برم توی این مسیر اول با آقای سینا شریف زاده آشنا شدم کتاب لاغری خریدم و… بعد توی همین مسیر که دنبال مطالب علمی درمورد لاغری بودم با آقای عانگه اصلانیان آشنا شدم که ایشون هم یک سری کتاب و مطالب درمورد لاغری داشتن و وقتی برا تایید یک مطلبی که ایشون گفته بودن توی سایت داشتم تحقیق میکردم با لاغری با متد j. A(ای. جی) آشنا شدم که روش لاغری با ذهن بود و چون باید ثبت نام میکردم و هزینه پرداخت میکردم و اطلاعی هم از این روش نداشتم خواستم اول درموردش تحقیق کنم و وقتی عبارت لاغری با ذهن رو جستجو کردم دوره رایگان استاد عطارروشن رو دیدم و پیش خودم گفتم وقتی این دوره رایگان هست پس حتما حرفی برا گفتن داره و تبلیغ نیست که پول بدی و بعد متوجه بشی به درد بخور نبوده و شروع کردم به استفاده از فایل های دوره و تشویق شدم که مطالب بیشتری بخونم، ضمن اینکه به قدرت ذهن هم از قبل اعتقاد داشتم و همیشه میگفتم غذا خوردن من ذهنی هست چون در طول روزه واجب ماه رمضان به هیچ وجه احساس گرسنگی نمی کنم و مغز فرمان خوردن صادر نمی کنه پس باید بشه برا بقیه مواقع هم کنترلش کرد، من تازه شروع کردم و امیدوارم منم مثل بقیه دوستان نتیجه بگیرم و چون دعا کردم و بدون هیچ پیش زمینه قبلی الان اینجا هستم اینو مسیر هدایت خودم میدونم و ان شاء الله که همین طور هست😊

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      mzt.zahra.malakouti.ir
      1400/05/11 13:11
      مدت عضویت: 915 روز
      امتیاز کاربر: 135 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 205 کلمه

      سلام به همگی

       داستان هدایت من از بعد از عید شروع شد  بعد از عید پارسال که ۲۵ روز توی دهاتمون بودم و به شدت چاق شده بودم وقتی اومدم وزن کردم ۷۷ کیلو شده بودم خیلی ناراحت بودم از هیکلم بدم میومد احساس می کردم به سختی نماز میخونم به سختی نفس می کشم از پوشیدن لباسام متنفر بودم همه لباسام بهم  چسبیده بود عرق می کردم مثل دفعه های قبلی تصمیم گرفتم که پیاده روی کنم یا یه مقدار پرخوری هامو کم کنم تالاغربشم این دفعه تصمیم قاطع گرفته بودم و از خدا خواستم کمکم کنه تا این که به وسیله خواهرم و زن داداشام که تو این دوره ها شرکت کرده بودند با این مسیر آشنا شدم خیلی هیجان زده شده بودم چون متوجه شده بودم که تو این مسیر از رژیم و ورزش خبری نیست خیلی زیاد از رژیم متنفر بودم از محدودیت از نخوردن از ورزش کردن و عرق کردن هم خسته شده بودم خیلی خوشحال شدم و گفتم این همون روش که من می خوام همیشه دوست داشتم خیلی راحت و بدون دردسر لاغر بشم خدارو شکر که من به این مسیر هدایت شدم و مطمئنم موفق میشم چون من الکی به این مسیر دعوت نشدم.

       به امید موفقیت همه عزیزان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/09 12:55
      مدت عضویت: 1185 روز
      امتیاز کاربر: 45
      محتوای دیدگاه: 210 کلمه

      به نام خدا 

      سلام دوستان عزیز من فاطمه ۱۸ ساله ام از ۱۵ سالگی از طریق سایت عباسمنش با دور لاغری با ذهن و استاد عطارروشن اشنا شدم اما اون موقع درورو نخریدم سال بعدش که ۱۶ سالم شده بود  عید قدیره تقریبا ۳ سال پیش بودکه از وضعیت خودم کاملا خسته شده بودم و با اشک به استاد پیام دادم که استاد من قرار بود پارسال دوررو بخرم اما اینکارو نکردم و الان خیلی نسبت به سال قبل وضعیت جسمیم و روحیم صدهابرابر بدتر شده استاد گفتن ایرادی نداره یک سال فشار بیشتری تحمل کردی و الان با انگیزه ی بیشتری به سمت لاغری میروی . در اینجا منظور استاد این بود که مثبت فکر کنم و نیمه ی پر لیوان رو ببینم . من دررو خریدم و از اون موقع تا الان هی دورو انجام میدادم ول میکردم اینا دیگه تقریبا یک سال پیش بود که کامل و با اشتیاق دررو انجام دادم و از اون موقع تا الان حدود ۲۵ کیلو از وزنمو کم کردم و الان دوباره قصد دارم از اول و با اشتیاق و تجربه ی بیشتر درورو شروع کنم و تا اخر ادامه بدم و وزن بیشتری کم کنم و بیشتر یاد بگیرم درست زندگی کردن رو…به امید فردایی بهتر و با توکل به خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nargesaslanian2021@gmail.com
      1400/05/08 22:59
      مدت عضویت: 530 روز
      امتیاز کاربر: 33
      محتوای دیدگاه: 25 کلمه

      من خیلی خوشحالم که در این مسیر قرار گرفتم وخدارو شکر میکنم . خوشحال م در کنار دیگر دوستانمیخوام برای همیشه به تناسب اندام برسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/05/02 01:33
      مدت عضویت: 843 روز
      امتیاز کاربر: 4754 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 393 کلمه

       من از وقتی به دنیا اومدم برچسب اضافه وزن و چاقی رو من خورده شد ، چون علت زودتر به دنیا اومدنم سنگین بودن من بود ، در 6 ماهگی 12 کیلو شدم و مادرم شخصی بود که دوست داشت از من شخصیت بی عیب و نقص بسازه و از همون 3-4 سالگی غذای من با بقیه ی افراد خانواده فرق داشت و این که من چاق هستم مثل برچسبی در ذهن من جای گرفت . من الان با وزنی 57 کیلوگرم هستم اما ذهنم ناخوداگاه من رو در دسته ی چاق ها طبقه بندی میکنه و از الان خودمم راضی نیستم . در 18 سالگی به حدی رسیدم که گفتم مرگ یا لاغر شدن و در مدت 2 ماه 10 کیلو کم کردم و خیلی متناسب شدم تا 2 سال سعی کردم این وضعیت را نگه دارم ولی رفته رفته و آروم آروم برگشت تا به 62 رسیدم . دوسال طول کشید که دوباره همت کنم و اینبار تا 55 کیلو تونستم اما دیری نپایید که دوباره وزنم رو به افزایشه و از این کشمکش های درونی خسته شدم . من با اراده ام تلاشگرم ولی دراین زمینه موفق نبودم وشکست خودمو پذیرفتم چون روش رژیم موفق بوده ام باز اراده میکنم و به خاطر حس پاداشی که دارم و موفق میشوم و به نتیجه میرسم به روش قبلیم برمیگردم و بعد از موفق شدن دیری نمیپاید که آروم آروم تا چند ماه میبینم وزنم باز داره میاد بالا و در این اراده ی  جدید متوجه شدم پوست صورتم انگار خسته ست ، و بااین روش تصمیم گرفته لاغر بشه و صدمات بدی به من میزنه . دیگه به نقطه ی تسلیم رسیدم ، درسته که ترس از این دارم اگر به روش قبلی برنگردم ممکنه افزایش وزن بیشتر داشته باشم ، اما صددرصد موقته و من رو خسته کرده !  امیدوارم این اولین و آخرین روشی باشه که انجام میدم و برای همیشه از این کشمکش و افزایش وزن برای همیشه خلاص بشم و از خدا دراین زمینه هدایت خواستم و روش آشنایی من با این سایت ، چون در مورد قدرت ذهن اطلاع داشتم در زمان ناامیدی سرچ کردم و این سایت در سطر اول قرار گرفت ، این روش از رژیم گرفتن سختتره ، اما اگر کلید رهاییه من از این وضعیت باشه حاضرم بهاش رو بدم همونطور که اینجا هستم . ممنون از سایت خوبتون و تلاش بینهایتتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/05/02 01:50
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 70 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها به سرزمین لاغرها هجرت کردید خوشحالم و به شما خوش آمد می گویم.
        روشی لاغری با ذهن آسان ترین روش لاغر شدن است
        هیچ کاری سخت تر از چاق شدن و چاق مردن نیست
        بنابراین هر روشی که ما را به سمت لاغری هدایت کند روشی آسان و لذت بخش خواهد بود
        و این روش فقط و فقط لاغری با ذهن است
        منتظر خواندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          1400/05/02 19:36
          مدت عضویت: 843 روز
          امتیاز کاربر: 4754 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 95 کلمه

          سلام ممنونم 

          باراهنمایی شما و تلاش خودم حتما موفق خواهم شد . برای یه تازه کار که ذهنش رو بایستی پاکسازی کنه یا از اون عادتها دست برداره و باور والگوهای جدیدی قرار بده به نظر سخت میاد حالا در طول مسیر قطعا با تدریس شما آگاهیم از روندش بیشتر میشه و بعد از اتمام حتما نظر خودم رو میگم 

          شاید جواب دادن شما هم یه هدایتی بوده چون من  به خاطر عجولیم پیش اومده به روش قبلیم برگردم و پاسخ شما من رو مصمم تر کرد که تا آخر صددرصد ادامه بدم 

          ممنون از تلاش بی پایانتون 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      armitasediqi16@gmail.com
      1400/04/30 15:14
      مدت عضویت: 506 روز
      امتیاز کاربر: 192 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 684 کلمه

      به نام خدای مهربان.برای شروعی دوباره،پا به این سایت گذاشتم.و امروز ۳۰ تیر،تولد معنوی من شروع میشه.دقیقا ۱ تیر وارد سایت شدم اما از ایمیل اولیه خودم بیرون اومدم و استارت دوباره زدم تا با تمرکز بیشتر و زیباتر مسیر به این قشنگی و آسانی رو ادامه بدم..

      داستان هدایت من:

      سلام به همه همراهان عزیز.ارمیتا هستم ۱۶ ساله از مشهداز زمانی که چشم به این جهان باز کردم،اطرافم کسانی رو دیدم که یا اضافه وزن داشتند یا درگیر لاغر شدن بودند.بعد از سن  ۶ سالگی دیگه اضافه وزن من شروع شد و با الگو برداری از مادرم از حالت متناسب در اومدم.این اضافه وزن خیلی کم و ناچیز تا ۱۳ سالگی من ادامه داشت.اما زمانی که ۱۳ ساله شدم به خاطر باورهایی که راجع به بلوغ دختران داشتم اضافه وزن شدید گرفتم ولی باز هم نسبت به قدم اسم خودم رو  چاق نمیذاشتم امان از اینکه ذهن من “چاق” بودخلاصه این اضافه وزن تا ۱۴ سالگی همراهم بود البته در این دوران رژیم نخوردن و کم خوردن گرفتم و تونستم مقداری از وزنم رو کم کنم و از اون حالت بسیار تپل دربیام.وقتی ۱۵ ساله شدم با رژیم کتوژنیک از طریق یکی از دوستانم آشنا شدم و شروعش کردم.و این استارت اولین رژیم جدی من بود طِی دو ماه ۸ کیلو کم کردم و تونستم به وزن ایده‌الم یعنی ۵۷ کیلو برسم.ولی در طول اون مدت همیشه نگران متناسب نگه داشتن خودم بودم.سوالاتی در ذهنم میپیچید که آیا میتونم لاغر بمونم یا نه؟ بقیه راجع به من چه فکری میکنن اگه چاق بشم؟ آبروم پیش همه اونها میره و….اوایل دوران تثبیتم بودم که به خونه خاله‌ام دعوت شدیم و من اونجا بسیار پرخوری کردم و در ذهنم هر لحظه عذاب وجدان داشتم اما نمیتونستم جلو خودمو بگیرم.چون معده‌ام کوچیک شده بود هر لحظه کِش اومدن معده‌ام رو حس میکردم اما نمیتونستم جلوی دستم رو بگیرم تا مواد غذایی رو نخورم.انگار حریص شده بودم و ذهنم مدام میگفت بخور پیدا نمیشه بخور،بخور…وقتی از مهمونی برگشتیم صبح ناشتا رفتم روی وزنه و دیدم بلههه…دو کیلو اضافه کردم،اونم توی دو روز!!! فقططط دو روز..و حسابی گریه کردم و دچار خودباختگی شدماز زمین و زمان متنفر شده بودم و با همه عصبی برخورد میکردم.

      همون شب سر نماز مغرب، جلوی گریه خودم رو نمیتونستم بگیرم و دائم اشک میریختم،توی دلم میگفتم خدایا چرا من باید انقدر بدبخت باشم در عرض دو روز انقد چاق بشم بدون اینکه کاری بکنم …حتی از خدا خواستم بیماری شدید بهم بده شاید در اون صورت لاغر بشم و دیگه چاق نشم .حصرت کل کسایی رو میخوردم که هرچی میخورن چاق نمیشن ولی منه بدبخت باید زجر بکشم تا یکم لاغر بشم.وقتی یاد اشک هام از سر عجز میوفتادم واقعا حالم بد میشه..دو یا سه ساعت بعد انگار یکی بهم گفت برو توی سایت عباسمنش قسمت عقل کل،اونجا سرچ کن “وزن”من هی به حرفش گوش ندادم گفتم برو بابا هرچقد میخوام چاق بشم،بشم دیگه مهم نیست!ولی اون با مهربونی و ارامش میگفت برو اینکارو بکن..برو شاید شد..انقدر باهاش کلنجار رفتم که آخر تسلیم شدم و رفتم سمت گوشی.همه خواب بودن و فقط من بیدار بودم،گوشی رو برداشتم و رفتم توی سایت و سرچ کردم “وزن”چند تا کامنت و دیدگاه اول رو خوندم اما به دردم نخورد،تا اینکه یکی از دوستان سایت عطارروشن رو معرفی کردن..انگار یک جرقه توی ذهنم خورد سریع توی گوگل سرچ کردم و فایل اول استاد برام اومد..شروع کردم به نگاه کردن..

      شوکه بودم،اشکم واینمیستاد..به قدری از شوق گریه میکردم که هرکسی منو میدید فکر میکرد دیوونه‌استاما من دیوونه نبودم من هدایت خدا رو با چشمام داشتم میدیدم..از زمانی که وارد بحث قدرت ذهن شدم تا اون روز هدایت خدا رو لمس نکرده بودم،طعم شیرینش رو نچشیده بودم..ولی وقتی دیدم انقدر دلچسب،انقدر قشنگ،انقدر سریع اومد و من رو هدایت کرد به سمت چیزی که میخواستم دیگه به ربانی بودنش ایمان اوردم و گفتم این همونیه که من میخوام…این همون چیزیه که من میخوام..و الان،به قدری خوشحال هستم و آرامش دارم که حد نداره.

      الان اهنگ چشمامو بستم میثم ابراهیمی توی ذهنم مرور میشه :

      با گریه هام میاد غمامو حل کنه

      نزدیک میشه تا منو بغل کنه 

      از آسمون شهر خیلی پایین تره

      درو که وا کنم خدا پشت دره:)با آرزوی هدایت برای دوستان بیشتر به سایت تناسب فکری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/25 09:54
      مدت عضویت: 513 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 80 کلمه

      سلام وقت بخیر من ازوقتی یادم میادچاق بودم، همیشه ازبچگی بهم میگفتن توتپلی، وچاق بودن قسمت اصلی زندگی من بوده، بعدکه بزرگترشدم پرخوری ریزه خوای عوامل چاقیم بود، بعدهاکه غذاموکم کردم ولی همچنان چاق بودم متابلیسم بدن وطبع بلغمی روعامل چاقی میدونستم واین اواخر من داری استپ وزنی هستم هرچقدرهم کم بخورم لاغرنمیشم ولی کافیه یه ذره بیشتربخورم چندکیلوچاق میشم، وبعدهم میگفتم سیستم بدنم اینه که چاق باشم حتی باخوردن اب هم چاق میشم، خلاصه لاغری برام یه آرزو بوده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/22 23:51
      مدت عضویت: 1024 روز
      امتیاز کاربر: 14535 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      سلام

      یک سال و نیم پیش به طور اتفاقی با دیدن ویدئو های رایگان استاد در یوتیوب باهاشون آشنا شدم و به این سایت هدایت شدم موقعی بود که نزدیک دو سال بود دمنوش لاغری میخوردم و معده ام در آستانه داغون شدن بود با خوردن دمنوش ها نزدیک ده دوازده کیلو کم کرده بودم ولی وقتی یک هفته نتونستم بخورم احساس کردم دوباره میل به خوردن بیشتر دارم و زمانی که هفت کیلو برگشت در کمال ناامیدی و یاس توی یوتیوب با استاد آشنا شدم و اما در مورد اینهمه مدت که دوره رو تهیه نکردم دلیلش فقط این بود من به فکر همه بودم الا خودم سه بار تصمیم گرفتم دوره رو خریداری کنم هر بار که پول دستم می‌رسید بچه ها یه مشکلی داشتن و پول رو به اونا میدادم دفعه اول توی مسافرت مشهد بودم و روز دختر هم بود و من سه تا دختر دارم که موقعی فهمیدن من پول دارم کادوی خوب میخواستن و منم سه تا ساعت نقره براشون خریدم دفعه دوم باز پول دستم اومد دختر بزرگم میخواست مطبش رو تجهیز کنه پول رو دادم بهش و اما دفعه سوم به خودم گفتم هر طور شده باید دوره رو تهیه کنم بچه ها توی این مدت که توی خونه بودن برای سایت ها فیلم ترجمه میکردن و پول میگرفتن و برای خودشون هر چی میخواستن خریدن و البته برای من و پدرشون گوشی خریدن ( خیلی هم بی معرفت نیستن 😉) ولی اول فکر خودشون بودن این دفعه منم به فکر خودم هستم و دوره رو خریداری کردم هر چند که باید پول پیش خونه رو بدم ولی ایمان دارم که خدا خودش درست میکنه .

      توی این یکسال و نیم تقریبا هر روز توی سایت بودم و تمام ویدئو ها رو من دیدم تمام نوشته ها رو خوندم و در زندگیم خیلی تاثیرات خوبی دیدم و از همه مهمتر آرامشی هست که دارم و همه اینها رو مدیون استاد عطارروشن عزیز هستم  .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      maryam.mehri1975@gmail.com
      1400/04/22 14:20
      مدت عضویت: 526 روز
      امتیاز کاربر: 21
      محتوای دیدگاه: 322 کلمه

      سلام استاد عزیزم مدت زیادی نیست من با سایت شما آشنا شدم همسرم از شاگردان استاد عباس منش هستن حدود دو هفته پیش پیش شما رو به من معرفی کردن در رابطه با لاغری با ذهن من ۴۶ ساله هستم و حدود ۲۰ کیلو اضافه وزن دارم در مدت ۱۸ سالو راههای زیادی رو امتحان کردم برای کم کرون وزن حدود یک سالی هست بازنشست شدم و خیلی تلاش میکردم و پیاده روی میرفتم کم کم دچار زانو درد شدم همسرم که متوجه شد علت رو جویا شد که چرا؟ روزی که پیشنهاد سایت شما رو داد و من همون روز یه فایل صوتی از شما گوش کردم به چنان آآرامشی رسیدم که استاد عزیزم شاید باورتون نشه ولی مدت دو ماهی که من دچار استپ وزنی شده بودم به یکباره دقیقا از فردای آنروز نتیجه گرفتن شروع شد یعنی به یکباره من که به عشق چای و صبحانه بیدار میشدم و خودم رو با انواع کیک و بیسکوییت با چایی خفه میکردم دیگه برام لذت بخش نبود خیلی تعجب میکردم یعنی به یه آرامش رسیدن و فکر رو درگیر نکردن چقدر میتونه موثر باشه من از شما ممنونم فعلا دارم با فایلهای رایگان شما پیش میام تا حتما محصولات شما خدا کمکم کنه که بتونم تهیه کنم به زودی انشاله خدا رو شاکرم که من رو هدایت کرد و از طریق دسنانش در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم البته هدف من فقط لاغری نیست تغییر زندگی است البته من همسرم رو میبینم که چقدر تغییر کردن با فایلهای استاد عباس منش من هم هدایت شدم به سایت شما خودم همسرم و فرزندانم رو بسیار زیاد دوست میدارم ما خانواده موفقی هستیم فرزندانم رو خدا به بهترین راه هدایت خواهد کرد همسرم از لحاظ مالی بسیار پیشرفت خواهد کرد و من هم یک مادر سالم و شاد و اندامی متناسب خواهم شد خدای خوبم حواسش خیلی به ماست دوستش دارم و آرزوی موفقیت روز افزون برای استاد خوبم دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      زهرا رضاخانی
      1400/04/22 12:03
      مدت عضویت: 1201 روز
      امتیاز کاربر: 2214 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 241 کلمه

      بهمن ۹۷ وقتی که باز از یک برنامه رژیمی خسته شده بودم وپام تو باشگاه شکسته بود ووزنی که به بدبختی در طی یک سال کم کرده بودم در طی شش ماه برگشته بود هرچی میخوردم بالا میآوردم همون موقع  برادر شوهرم یکی از فایل های رایگان استاد رو برام فرستاد گفت به گمونم خیلی خوبه من نگا کردم و صبح روز بعد پول رو واریز کردم انگار چیزی درونم فریاد میزد این همونه که میخوای شروع کردم اوضاع ذهنی من به خاطر زندگی که داشتم خیلی خیلی مشوش بود تا حدود یک سال ونیم فقط گوش میدادم تمرین انجام میدادم ولی انگار درک نمیکردم ولی خیلی خیلی آرامش گرفته بودم شادی در وجودم زنده شده بود امیدوار شده بودم برای شخصی که حتی یک بار دست به خودکشی زده خیلیه الان دقیقا یک ساله سایز من ثابت شده برای منی که ۳۴ سال در حال چاق شدن بودم این خیلی خیلی ارزشمندهه و خداروشاکرم حال درونی من روز به روز داره سفید تر میشه قدرت انتخاب پیدا کردم قدرت نظر دادن قدرت نه گفتن قدرت ترسیم نقشه برای زندگیم و واقعا دارم زندگی میکنم و انشالله وقتی ذهنم نقشه ی خودشو کامل کرد در بهترین شکل لاغر میشم و متناسب. من تا زمانی زنده هستم این مسیر رها نمیکنم چون به آرامش رسیدم دیگه قرص آرامش بخش نمیخورم دیگه سیگار نمی کشم و حالم عالیه مگه من از زندگی چی میخوام وروز به روز نشانه ها رو بیشتر درک میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/20 11:38
      مدت عضویت: 813 روز
      امتیاز کاربر: 5683 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 86 کلمه

      سلام بر خداوند و بر شما، من نظرات عقل کل استاد عباس منش رو می‌خوندم که یهو به اسم شما استاد برخوردم اونم ابرای آموزش لاغری با ذهن. دنبال هم رشد بودم هم لاغری خدا هم هردوش رو نصیبم کرد و چقدر خوبه لاغری با ذهن من در موردخیلی چیزها روی خودم کنترل داشتم ولی روی غذا خوردن و چاقیم کنترل نداشتم. و الان افسار خوردنم هم الحمدلله اومده دستم گاهی شل میشه ولی فیلتر سازیم روز به روز داره قوی تر میشه.استاد سپاسگزارم خیر ببینید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/19 13:47
      مدت عضویت: 725 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      سلام من فریماه فقری هستم و الان اومدم اینجا که در مورد داستان هدایتم به این سایت بنویسم خب من تقریبا اواسط پاییز توی ابان از طریق یکی از دوستام به اسم صبا با این سایت اشنا شدم اولش فک کردم این سایت کلاه برداریه و حتی تا یکماه دلم نمیخاست ایمیلمو وارد سایت کنم و فایلهای رایگان رو گوش کنم یادمه اون زمان حدودا 5 ماه بود که داشتم برای کنکور درس میخوندم و چون از همون ابتدای درس خوندن برای کنکور استرس اینو داشتم که توی سال کنکور چاق بشم توی اون پنج شیش ماه چند کیلو هم چاق شده بودم خلاضه یروزی دلو زدم به دریا ثبت نام کردم و فایل اول لاغری رایگان رو گوش کردم و حتی یادمه که تمرینای جلسه اول رو توی کتابخونه انجام دادم که تقریبا دیگه توی زمستون بودیم بعدش صبا دوره ی ورود رو خرید و منم خیلی دوست داشتم که دوره رو تهیه کنم چون بعد از دیدن فایلای رایگان خیلی امیدوار شده بودم اما خب اون زمان هزینه ی دوره را نداشتم و چون داشتم درس میخوندم میترسیدم وقت درس خوندنم از بین بره خلاصه منم از خدا خاستم که بتونم بعد کنکور این بسته را بخرم و یه مقداری پول جمع کردم یه مقداری هم از مامانم گرفتم و خداروشکر  تونستم دوره را تهیه کنم و و به لطف خدا توسط صبا با این سایت اشنا شدم و امروز شنبه اولین روز از این دوره هستم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/19 08:09
      مدت عضویت: 519 روز
      امتیاز کاربر: 33
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      با سلام.. اگه بگم من عمل جراحی لاغری بای پس انجام دادم و فقط 28 کیلو کم کردم و دوباره 3 کیلو چاق شدم با اینکه کمترین غذا را میتونم بخورم.. باور کزدنی نیست.. این بودکه با خودم گفتم ی حای کار درست نیست.. و اتفاقی دوست دخترم استفاده کزده بود و با نتیحه.. و دقیقا به قول شما وقتی تمانی درها بسته میشه خدا راهی براد نشون میده و میخام اونجایی از کار که درست نیست را درستش کنم برای همه چیز و همه کارها

      تشکر فراوان 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مهديه عطارزاده
      1400/04/16 17:14
      مدت عضویت: 1172 روز
      امتیاز کاربر: 244 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      سلام استاد،من دوباره اومدم😍😍

      اینقدر خوشحالم که دوباره شروع کردم که نگووو و نپرس 💃💃💃

      همون قدر که به وجود خدا اطمینان دارم همون قدر هم به این دوره و نتیجه گیری صد در صدم از این دوره اطمینان دارم

      من پارسال به تناسب ایده آل خودم رسیده بودم ؛اما به خاطر شرایط بارداریم که البته در بارداریم هم بسیار متناسب بودم و چاق نشده بودم و بيشتر بخاطر گیر افتادن در تله ی این و بخور و اون و بخور تا شیر کافی برای نوزاد داشته باشی ، !!! 

      متاسفانه از تناسبم دووور شدم🥺🥺🥺

      اممممممما اصلا و ابدا مهم نیست چون من خودم و این دوره رو باور دارم👌👌👌👌👌

      ومطمئنم که بزودی راحت تر از قبل به تناسب اندام ایده آلم میرسسسم💪💪💪💪💪💪

      به امید روز های زیییبا و خوش مزه ی تناسب🥰🥰🥰🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/12 10:16
      مدت عضویت: 1041 روز
      امتیاز کاربر: 6224 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 622 کلمه

      به نام خداوند جان آفرین🕊🕊💐سلام بر استاد گرامی ونمونه،

      استاد عزیزم این جا میخاهم اول از خداوند وبعد از شما تشکر کنم ک در هر زمانی ک تو بدترین حالت روحی بودم شما به من انگیزه برای ادامه دادن دارین سپاس گذارم ،💐💐💐💐

      داستان هدایت من از دی ماه سال ۹۸شروع شد ،زمانی ک در بدترین شرایط جسمی و روحی بودم وکلا دکتر ها از من و زنده بودن قطع امید کرده بودند چون بر اثر وزن زیاد وبی تحرکی ریه های من دچار مشکل شده بود قلبم مشکل پیدا کرده بود.وخیلی بیماری های دیگه توی خونه همش با دستگاه اکسیژن نفس می کشیدم ، دکتر بهم گفته بود اگه همینطور پیش بری باید دستگاه اکسیژن همیشه به دوشت باشه،و کمسیون پزشکی تصمیم گرفتند برای نجات جان من باید عمل اسلیپ معده وروده انجام بدهند یعنی مقداری از روده ومعده من باید بسته بشه ک من نتونم غغذا بخورم و ،وزنم پایین بیاد و از بیماری ها نجات پیدا کنم،همه کارهای نیاز قبل عمل انجام شد ونوبت عمل هم زدم ۳ روز قبل از عمل استرس عجیبی گرفتم وترسیدم 

       ذهنش از خداوند کمک میخاستم ،استخاره کردم با قرآن بود اومد،۳بار استخاره بد اومد،نا امید از همه جا فقط از خداوند ی راهی میخاستم،خواهرم ک بیشتر از همه نگران من بود پیشم اومد و گفت من یک دوره ای آموزشی هست یک نفر برام فرستاده وخیلی نتیجه عالی گرفتند و اصلا دوست ندارم تو عمل کنی معلوم نیست بعد عمل چه بلائی سرت بیاد و اگه این ۲تا قطعه تو بدن تو میتونه جلوی غذا خوردن و وزن تو رو بگیره تو خودت نمیتونی،تو یعنی قدرت و توانایی خودت از این قطعه ها کمتره،و بیا این دوره را بخریم و استفاده کن اگر راضی نبودی بعد برو عمل کن ، اونجا ی خدایی درونم میگفت ک تو میتونی،و موافقت کردم و با دخترم تماس گرفتم و نوبت عمل رو کنسل کردم و دوره را خریداری کردم واز ۱۹ بهمن ۹۸ شروع کردم ،وبه لطف خداوند بزرگ اولین اتفاقی ک برایم افتاد بعداز چند روز آرامش گرفتم شبانه روز فقط کارم شده بود تو سایت بودن وگوش دادن وبه لطف خداوند بعد از چندین ماه کم کم دستگاه اکسیژن رو از خودم جدا کردم وَرَم بدنم خیلی کم شد، تازه داشتم معنی زندگی کردن رو می فهمیدم حس میکردم،وخیلی خوشحال بودم ادامه دادم ادامه دادم وبه لطف خدا الان هستم ،و این بار برای بار دوم میخاهم این دوره را شروع کنم برای بار اول من سلامتی آرامشم وکیل تغییر ات زیادی در زندگیم ایجاد شد رابدست آوردم و سایز هم کم کردم و این بار مطمعنم هستم ک این مسیر کامل ترین وعالی ترین مسیر هست ک من میتونم ،به تناسب اندام ایده آل ک وزن ۵۲ کیلو هست برسم .

      نا گفته نماند ک من ی مدتی تو این مسیر سُر خوردم و جاده لیز بود وبه شدت زمین خوردم  از مسیر منحرف شدم وبه مسیر های دیگه رفتم ک یادم رفت ک کجا میخام برم،رفتم تو مسیر آگاهی ومعنوی،و هرچی ک اونجا شنیدم دیدم ک استاد عطا روشن ک کامل تر این رو برای ما با جان ودل آموزش میده و اونجا ایمانم به این دوره و این مسیر قوی تر شد،و امروز تمام اون ها رو آنفالو کردم و تصمیم قاطع گرفتم ک از همین مسیر ادامه بدم ومن زمانی ک خودم رو بشناسم میتونم خدای درونم را بشناسم وبه قدرت درونی خودم پی ببرم،

      خدایا از تو بی نهایت سپاسگزارم که من را در مسیر عالی هدایت کردی،خدایا از تو میخاهم ک من و تمام افرادی ک به این بیماری چاقی مبتلاهستند را در مسیر درست حمایت وهدایت کن 💐🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊🕊💐💐💐💐💐💐💐

       

      استاد عزیزم از شما تشکر میکنم ک به طور عالی وبی هیچ کم وکاستی همراه ما هستین وبهمون امید ادامه دادن میدهی ،امیدوارم همیشه در پناه الله یکتا باشید .نور وعشق بر شما جاری باشد،💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐💐 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      monirekhoshnoodi82@gmail.com
      1400/04/11 08:23
      مدت عضویت: 526 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 66 کلمه

      سلام و وقت بخیر 

      من حدود یک ماه پیش ،پیج شما رو تو اینستا دیدم و حس خیلی خوووبی به محتویات پیج داشتم به خودم گفتم من واقعااا به این نوع رفتار درمانی چاقی و پاکسازی دیتاهای ذهنی نیاز داشتم و خداروشکر کردم که حس و حال خوبی رو در ازای پیدا کردن شما بدست آوردم.

      هیچ اتفاقی،اتفاقی نیست.

      خیر این راه صدبرابر برگرده به جناب اقای عطار روشن🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/10 00:26
      مدت عضویت: 534 روز
      امتیاز کاربر: 816 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,336 کلمه

      به نام خداوند زیبایی ها 

      سلام و ارادت خدمت استاد بزرگوار و همراهان گرامی 

      داستان هدایت من :

      داستان هدایت من برخلاف شما عزیزان از تناسب اندام شروع میشه من یک عشق به ورزشم ،هر چقدر ورزش کنم خسته که نمیشم هیچ سرحالم میشم 

      بعد از تولد پسرم سال ۹۱ ،وقتی از آب و گل در اومد دوباره ورزش رو شروع کردم ایندفعه پیلاتس 

      بعد از ۴ سال ،سال ۹۵ بخاطر علاقه زیادم خیلی سریع پیلاتس رو حرفه ای یاد گرفتم اما اضافه وزن داشتم مربی ورزشی من بهم پیشنهاد داد برم دکتر تغذیه برای کاهش وزن ،منم بخاطر ورزش قبول کردم چون تیپ مربی ورزش خیلی مهمه (البته این اولین باری نیست که قرار بود وزنم رو کم کنم )

      دکتری رو که بهم معرفی کرده بود رفتم چند ماهی شروع کردم حالا چه طوری هر دوساعت غذا بخور ،۸ لیوان آب، چاشت، ساعت چند شام ،با کلی دارو برای لاغری ،ویتامین و …

      اوایل خوب بود ولی زیاد دوام نیاوردم رهاش کردم ناراحتم می کرد .

      چند ماه بعد به دیدن جاریم رفتم اون بخاطر کمر درد خیلی زجر می کشید ،دکتر گفته بود اول وزنت رو کم کن بعد عمل ،منم اونجا دکتری روکه  می شناختم بهش معرفی کردم و جاریم رفت و شروع به رژیم گرفتن کرد خیلی مصمم بود بخاطر کمرش با همه ی شرایط می ساخت ،بعد چند وقت بهم زنگ زد گفت که وزن کم کرده و بهم گفت تو هم بیا و من دوباره وسوسه شدم ۲۰ بهمن ۹۵ شروع کردم ،آخر اسفند دقیقا ۴۰ روز تونستم ۱۶ کیلو وزنم رو کم کنم و تثبیت بگیرم 

      خوش حال و سرافراز بودم و خودم رو با اراده میدیدم 

      خوش تیپ با اندامی زیبا چون من خیلی هم با علاقه ورزش می کردم 

      حالا از تثبیت بگم چه تثبیت ۶ قاشق برنج شده بود ۹ قاشق و یک کف دست شده بود دوتا ،خیلی هم خوش حال که می شد در هفته یک تکه کیک یا یک شیرینی کوچولو خورد 

      من شروع کردم با برنامه جدید برای تثبیت تا کمی غذا رو زیاد کردم وزنم زیاد شد غمگین و ناراحت باز شروع کردم به کاهش وزن ،دوسال با بدبختی تموم هی وزنم رو می‌آوردم پایین تا یک کوچولو چیزی اضافه می خوردم می رفت بالا 

      کدوم تثبیت فکر می کردم وقتی برسم به وزن ایده آل می تونم به زندگی برسم و متناسب باشم اما رسیدنی در کار نبود من دوسال تلاش کردم فقط وزنم بالا نره ،از غذاها می ترسیدم ،هر چی خوردم همش کالری رو حساب کردم ،از چاق شدن می ترسیدم از خودم بد میومد له شده بودم ،عشق تموم زندگیمو از دست دادم ،ورزش رو، توی کلاس بدنم خالی می کرد ،کم می‌آوردم دکتر فقط بهم قرص میداد ولی من درست نشدم ورزش رو برای همیشه رها کردم ،رزیم غذایی بزرگترین ظالم دنیاست 

      دوسال هر روز فقط فکر کردم چی بخورم و کی بخورم مثل یک آدم کوکی ببخشید اینو می گم گاهی حس می کردم مثل حیوان شدم فقط به خوردن فکر می کردم ،من عاشق خانواده هستم بدون همسرم دوست نداشتم غذا بخورم اما رژیم منو از همسرم دور کرده بود چون من باید توی ساعت برنامه غذا می خوردم تنها غذا می خوردم انگار زهر بود برای من ولی تحمل کردم 

      همیشه گرسنه بودم واصلا سیر نمی شدم موقع میان وعده کلی هویج و خیار با میوه می خوردم با غذا کلی سالاد می خوردم از گرسنگی می ترسیدم حس بدی داشتم حالم بد بود روزگار تیره و تار بود فقط یادتون باشه خوش تیپ و خوش هیکل ،فقط از خوش تیپی من  خنده مال زمانی بود که کسی می گفت وای چقدر خوش تیپی ،همش همین بود ولی کسی از حال من خبر نداشت 

      داغون داغون بودم و هیچ وقت به آرامش نرسیدم 

      به جایی رسیدم که از خودم متنفر شدم چون فقط زندگی من شده بود فکر به خوردن 

      به خدا گفتم لطفا منو از این حال و هوا نجات بده گفتم به من انسانیت رو برگردون ،من اشرف مخلوقات تو هستم چرا باید همش درگیر خوردن باشم، آخه تو که منو برای خوردن نیافریدی خلاصه خیلی حالم بد بود ولی خوش تیپ 

      آخه بابا من باید راضی می بودم ،من باید خوش حال می بودم ولی نبودم توی آینه حتی همش حس می کردم باید وزنم رو کم کنم اصلا راضی هم نبودم 

      همین طوری روزها می گذشت و من با خودم و با خدا حرف میزدم و گله داشتم یک جای کار لنگ میزد 

      ناگهان فکری زد بسرم ،فکر کردم مغزم یک چیزی کم داره که همش می خواد بخوره ،مثلا شاید یک ویتامین یا نمیدونم ،باز رسیدم به جایی که من مشکل دارم نمیدونستم کجای کار خرابه همشو از بی عرضگی خودم میدیدم ای بابا چرا من هیچ وقت سیر نمی شدم 

      دنبال کار مغز رفتم دنبال یک چیزی که بخورم مغزم سیر بشه

      خیلی گشتم مطالب مختلف اولین چیزی که منو متحیر کرد این بود که توی عده ی بی شماری که چاق هستند و وزن کم می کنند حالا به هر روشی جز با ذهن ۹۸ درصد برگشت داره برام حیرت انگیز بود پس مغزم مشکل نداره یک جای کار خرابه باز خوندم راجب تمام رژیم ها یی که وجود داره ،طب سنتی ،طب اسلامی ،غذاهی مختلف کشورهای دنیا دوباره فکر کردم  رژیم ها یک اشکالی داره کدوم درسته اما نه با خوندن فراوان فهمیدم آدم های مختلف رزیم های مختلفی داشتند و شکست خوردن 

      بالاخره آرزو ی من و دعاهام جواب داد و پیدا کردم لاغری با ذهن برای من معجزه بود ،من بی‌عرضه و بی اراده و شکمو نبودم من راه رو اشتباه رفتم 

      شروع کردم به خوندن و کار کردن دوره ی رایگان وای از خوش حالی توی پوست خودم نمی گنجیدم برای همه تعریف کردم که بالاخره پیدا کردم من مقصر روزهای بد زندگیم نبودم من راه رو بلد نبودم ،داشتم یاد می گرفتم حالم خوب شده بود توی روزهای بد حالی بعد دوسال سختی تا قبل از پیدا کردن دلیل دوباره وزنم برگشته بود این بار بیشتر از قبل ،برای همه گفتم می خوام چکار کنم ولی کسی حرف منو نفهمید که هیچ دوباره برگشتم سر خونه ی اول جاری جان گفت بیا بریم ولی دیگه هیچ ایمانی به رزیم نداشتم ولی رفتم دوره ی رایگان منو آماده کرده بود من با لطف خدا و تلاش راه رو پیدا کردم دوباره هم نتونستم برگردم پیش دکتر از ۱۷ خرداد شروع کردم به خوندن بدون نوشتن فقط مطلب خوندم و تأثیرش رو هم دیدم در عرض ۱۳ رو ۲ کیلو ۸۵۰ گرم کم کرده بودم 

      الان باور دارم راهم درسته اخه میدونید من الان ساناز ۷۴ کیلویی شاد و پر انرژی هستم که می تونه دنیا رو عوض کنه ولی قبلا ساناز خوش تیپ با ۵۸ کیلو وزن ولی غمگین ناراحت ،بی عرضه ،له‌ شده بودم 

      حالا می دونم چطوری باید زندگی کنم می خوام برم دنبال آرزوهام یک جای کوچیک هم برای کاهش وزن اون عقبها گذاشتم 

      الان دیگه فکر نمی‌کنم چی بخورم، این بزرگترین آروزی منه البته کامل نیست چون جناب منفی باف در کمین است ولی من عالیم من میدونم ۶ سال عادت‌های زشت خوردن رو باید کم کم عوض کنم من مطمئنم همه چی درست میشه چون خداوند دست منو گرفت آورد اینجا خدایا عاشقتم 

      راستی از جاری خانم بگم الان توی تناسب هستند ولی متاسفانه ترس از خوردن دارن و ترس از چاقی ،می دونید بزرگترین آرزوشون چیه ؟اینه که یک دفعه این قدر غذا بخورن که سیر بشن ،خیلی دوست دارم دوباره بهشون بگم بیان اینجا ولی می ترسم این‌بار برای کسی تعریف کنم خیلی برام عزیز هستند دوست دارم ایشون هم از اسارت رژيم خارج بشن و همون غذا رو با لذت بخورن نه با ترس کاش می شد 

      من الان خیلی کم غذا می خورم از رژیم هم کمتر ولی سیر میشم با چند لقمه فکر می کنم مغزم دیگه گرسنه نیست ،چشمم دیگه گرسنه نیست ،الان عالیم 

      ببخشید خیلی پرحرفی کردم این قدر چیزهای خوبی کسب کردم دوست دارم همه رو براتون بگمشرمنده سر شما رو بدرد آوردم 

      استاد گرامی با تمام وجود از شما سپاسگزارم که برادرانه آنچه آموختید در اختیار ما قرار دادید درپناه ایزد منان سربلند باشید 

      از همه ی شما عزیزان سپاسگزارم که مطلب منو خوندید همین طور که دست نوشته های شما قوت قلبی برای من بود امیدوارم نوشته ی من هم به شما عزیزان کمکی کرده باشه 

      در امان خدا باشید 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        armitasediqi16@gmail.com
        1400/04/30 23:05
        مدت عضویت: 506 روز
        امتیاز کاربر: 192 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیزم.نمیدونید چقدر از خوندن دیدگاه هاتون لذت میبرم.مخصوصا داستان هدایت شما که واقعا عالی بود.

        خداروشکر که الان یک ساناز خوشحال و متناسب فکری هستین 

        خوشحالم که در کنار کسانی مثل شما هستم و شروعی دوباره داشتم😍💪🏻 موفق ترین باشی عزیزم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      nargesaslanian2021@gmail.com
      1400/04/09 01:28
      مدت عضویت: 530 روز
      امتیاز کاربر: 33
      محتوای دیدگاه: 94 کلمه

      سلام به همه عزیزان ! وبا تشکر از خداوند مهربان و تشکر از استاد محترم !من هم خدارو شکر میکنم که یه طورهایی از طریق یه پیج لاغری  که ایشون فکر کنم از شاگردان استاد عطا روشن بودند ومن غیر مستقیم تو کامنت ها متوجه شدم با سایت تناسب فکری استاد عطا روشن هدایت شدم یعنی با دیدن کلمه رضا عطا روشن توی کامنت ها ی این خانم  به قول خانم حسنی انگار اسم شما شد دستان خداوند ومنو هدایت کرد به سایت شما.ومن به خاطر این هدایت خدارو شکر میکنم  واز شماهم سپاسگزارم!!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/09 03:22
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        سلام دوست عزیز
        حضور شما را در سرزمین لاغرها خوش آمد می گم
        خدا رو شکر بهترین ها رو برای همراهی ما انتخاب میکنه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/04/04 19:31
      مدت عضویت: 545 روز
      امتیاز کاربر: 33
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 558 کلمه

      سلام من همیشه دلم میخواست تناسب اندام داشته باشم اما فکر میکردم نمیشه… و تفکر به این صورت بود که اندام من به همین صورت هست و همیشه همینجوری میمونه و هیچوقت دنبال رژیم و ورزش هم نبودم 

      تا اینکه حدودا ۴ سال قبل به خاطر یه ویروس کشنده برون روی شدید گرفتم و حدود ۳۰ روز تو بیمارستان بستری بودم تو اون ۳۰ روز من خیلی لاغر شدم و درواقع متناسب شدم

      بعدش به این نتیجه رسیدم که منم میتونم لاغر باشم و اصلا اینجوری نیست که فکر کنم بدن و به این شکل طراحی شده و همیشه همینجوری میمونه به خاطر همین همیشه دنبال یه راهی بودم واسه اینکه به تناسب اندام برسم 

      اما بعدش باردار شدم و زایمان داشتم به خاطر همین حدودا دوسال از خواسته ی خودم دور شدم 

      وقتی پسرم حدودا ۱ سال و دو ماهش بود کرونا اومد

      و من چون سه چهار ماهی بود که دوباره میرفتم مدرسه کمی متناسب تر شده بودم چون دو سال به خاطر مرخصی های بارداری و زایمان خونه بودم و حسابی اضافه وزن پیدا کرده بودم اما وقتی مدارس شروع شد و تازه داشتم کمی از لحاظ وزنی رو به راه میشدم کرونا اومد و مجبور شدیم بازم تو خونه بمونیم اینجا بود که من به شدت احساس خطر کردم و ترسیدم از اینکه بیشتر چاق بشم.

      همین شد که یه سری فیلم های ورزشی ایروبیک دانلود کردم و و شروع کردم به ورزش کردم روزی نیم ساعت ورزش میکردم و روزی نیم ساعت تو خونه راه میرفتم و می دویدم  و بعد از حدود ۱ ماه یا حتی کمتر هر کسی که من رو میدید بهم میگفت خیلییییی لاغر شدی و خودمم حس میکردم که چقدر لباس ها تو تنم بهتر میشینه و یه حس خوب داشتم 

      خلاصه حس میکردم دیگه راهش رو پیدا کردم و دیگ ورزش کردن رو رها نمیکنم..

      اما نشد… بعد از مدتی خسته شدم از هر روز ورزش کردن 

      یا گاهی پسرم بهانه می گرفت و نمیذاشت من ورزش کنم 

      تا اینکه پیش خودم گفتم ولش کن من که الان اندامم مناسبه حالا اگر دوباره چاق شدم دوباره ورزش میکنم و این راه ورزش کردن رو به خواهرم که همیشه متناسب بود ولی مدتی به خاطر کرونا که خونه نشین شده بود کمی اضافه وزن پیدا کرده بود پیشنهاد  کردم و اونم این روش رو امتحان کرد ولی اونم حوصله ی ورزش هر روز رو نداشت ….

      تا اینکه حدود چند ماه بعد من دوباره چاق شدم البته نه به چاقی گذشته یعنی دوران بارداری و بعد زایمان اما دیگ از اون تناسب اندام هم خیری نبود تا اینکه تصمیم گرفتم از یه رژیم غذایی استفاده کنم و اینو دوباره به خواهرم گفتم ولی خواهر خوشگلم بهم گفت نیازی به این کار نیست و این سایت رو بهم پیشنهاد داد و من چون اعتماد داشتم به گفته های خواهرم وارد سایت شدم ک الان چند روزی هست که دارم سایت رو دنبال میکنم تصمیم گرفتم از نقطه ی صفر یعنی همون نوشتن داستان هدایت من شروع کنم و آن شاءالله در این راه به یک موفقیت ابدی و یک تناسب اندام دائمی برسم خدا رو شکر میکنم بابت هدایتم به این مسیر و با اینکه الان یه کم هنوز توی ذهنم میگم واقعا میشه با ذهن لاغر شد؟ و هنوز اطمینان صد در صد در من ایجاد نشده که البته این اطمینان و باور پذیری ذهن زمان بر هست 

      اما امیدی در دلم ایجاد شده و بابتش خدا رو شکر میکنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      Haniebagheriiiiiii@gmail.com
      1400/04/04 15:56
      مدت عضویت: 542 روز
      امتیاز کاربر: 6
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 314 کلمه

      😍به نام خدای مهربان 😍

      ❤داستان هدایت من به وب سایت لاغری با ذهن ❤

      سلام من ۱۴ سالم هست و داستان چاقی من از سن ۱۲ سالگی شروع شد من قبل از این که به یک مریضی که خودم ازش خبر نداشتم مبتلا شدم و در اون سال بیش از حد لاغر شدم و تا اینکه بعد از اینکه در بیمارستان بستری شدم بعد از چند ماه که مرخص شدم چاقی من شروع شد و دکترا بهم گفت بود که طبیعی به از قطع دارو به حالت قلبت بر می گردی ولی من این رو به یک باور برای خودم تبدیل کردم و در ناخودآگاه من برای همیشه این بود که من تا همیشه چاق می مونم ولی بعد از چند سال که به سن ۱۳ سالگی رسیدم دیدم دارم خیلی چاق می شوم و هر روز رژیم ،ورزش…….

      دی.ه خسته شده بودم که پدرم بهم گفت که اگه واقعا تصمیمت برای لاغری قطعی هست من با یه سایتی در تلگرام آشنا شدم که لاغری از طریق ذهن هست من که فقط به فکر لاغری بودم سریع گفتم اره و من در سال ۱۳۹۹ با این سایت آشنا شدم ولی چون به این روش باور نداشتم بعد از چند هفته خسته شدم و در سال ۱۴۰۰/۲/۱۱ اردیبهشت بود که یه تصمیم گرفتم که این بار با اشتیاق و استمرار به این سایت اومدم و اینار هر فایل رو حدود ۸ بار گوش می دادم و درکش می کنم و به سراغ فایل بعدی می رم و خدا به من یه جرعت بی نهایت  داده که من می تونم برای همیشه به لاغری که در رویا هست برسم و برای همیشه متناسب بمانم و من می دونم که من لایق لاغری هستم چون من و جسم عزیزم با هم پا در این مسیر شگفتی ساز گذاشتیم و قطعا با کمک خدا و کائنات و استاد عزیزم در این مسیر جز شگفتی سازان می شوم به زودی 🥰

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/04 19:05
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 53 کلمه

        سلام هانیه عزیز
        حضور شما را در سرزمین لاغرها خوش آمد می گم و خوشحالم که دوستانی عالی و با انگیزه همراه من در مسیر لاغر شدن هستند
        شما در بهترین شرایط برای برنامه ریزی مجدد ذهن هستید و با توضیحاتی که دادی مشخصه که خیلی خوب داری عمل می کنی
        منتظر خبرهای عالی شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        saberehsadat@gmail.com
        1400/04/05 00:03
        مدت عضویت: 633 روز
        امتیاز کاربر: 395 سطح ۱: کاربر مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 149 کلمه

        سلام هانیه جان . متن قشنگتو خوندم و وقتی سن تو دیدم خیلی خوشحال شدم که از همین الان راه صحیح لاغری را انتخاب کردی و به هدایت شدنت پاسخ مثبت دادی . و با روش های دیگر خودتو در گیر نکردی . روش هایی که هیچ نتیجه ای ندارد جز محدودیت و سختی و خستگی 

         واقعا به تو دختر توانمند که خودش را لایق لاغری صحیح  دانسته  تبریک می گم .

         

        من ایمان دارم اگر با گام های کوچک اما مداوم  ااین مسیر سراسر لذت را طی کنی حتما به ارزویت که رسیدن به اندام دلخواهت هست میرسی . تو همین الان هم موفقی دختر گلم .

        با ذوق و شوق ادامه بده 

        خداوند در این مسیر همیشه کنارت هست و همینطور استاد گرانقدر که دستان خداوند هستند برای هدایت همه ی ما برای داشتن اندامی متناسب و سالم 

        برایت آرزوی بهترین اتفاقات را دارم 

        در پناه الله همیشه شاد و سلامت باشی 🌷🌷🌹🌹

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 4 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      armitasedighi1384@gmail.com
      1400/04/01 22:45
      مدت عضویت: 536 روز
      امتیاز کاربر: 77
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 462 کلمه

      داستان هدایت من به وب سایت تناسب فکری
      به نام خدای مهربان😍💪🏻
      سلام من ارمیتا صدیقی هستم ۱۵ سال دارم و در شهر مشهد زندگی میکنم.
      مسیر چاقی من از ۶ سالگی به بعد شروع شد و تا همین امروز ادامه داشت!
      دو سه ماه پیش تصمیم گرفتم ۷ تا ۸ کیلو کم کنم_این در صورتی بود که اصلا اضافه وزن نداشتم ولی از وزن دلخواهم دور بودم.
      خلاصه رفتم سراغ رژیم کتوژنیک و در ۲ ماه ۸ کیلو کم کردم.در هفته دوم تثبیت به سر میبردم که دو یا سه روز خونه خاله ام دعوت شدیم و اونجا اصلا رژیمم رو رعایت نکردم و پرخوری عصبی شدید گرفته بودم.دلیلش هم این بود که سخت ترین رژیم رو در پیش گرفته بودم که من رو از هر نظر محدود میکرد.
      دیروز وقتی رسیدم خونه مطمئن بودم که وزنم اضافه شده و عذاب وجدان شدید داشتم.بعد از کلی حس بد رفتم روی وزنه و دیدم دقیقا ۲ کیلو اضافه کردم،حال خیلی بدی داشتم و دوباره پرخوری عصبی اومد سراغم و تا جایی که تونستم غذا خوردم‌.انقدر خوردم که معده ام در حال پاره شدن بود(چون معدم کوچیک شده بود و ظرفیت نداشت)
      از عذاب وجدان رفتم سمت پتو و فقط سعی کردم بخوابم و تا ساعت ۵ و نیم بعداز ظهر خوابیدم و زمانی که بیدار شدم پر از بغض ناراحتی بودم که چرا ژنتیک من اینجوریه و در دو روز انقدر چاق شدم و کلی گریه کردم بخاطر زحماتی که کشیده بودم و …
      تا اینکه سر نماز شب دلم شکست و خیلی گریه کردم و از ته دلم از خدا خواستم که دیگه هیچ وقت چاق نشمیا راهی جلوی پام بزاره که لاغر بمونم.
      چند ساعتی از گریه و حرفم با خدا گذشت که خیلی هدایتی سمت سایت استادم عباسمنش رفتم و انگار یکی بهم میگفت برو قسمت سوالات عقل کل، کلمه وزن رو سرچ کن شاید عبارت تاکیدی یا راهی برای ثابت موندن وزن باشه!
      رفتم و اینکارو کردم.یکی دوتا کامنت رو خوندم و یکی از دوستان سایت اقای عطارروشن رو معرفی کرده بودن.سریع سرچ کردم و وارد وب سایت شدم و دیدم بله……….. خداوند به طرز عجیبی من رو به سمت این خواسته ام هدایت کرد و الان که دارم مینویسم خودم از تعجب نمیدونم باید چیکار کنم….
      دوباره تصمیم داشتم رژیم سختم رو پیش بگیرم ولی توی فایل اولی که دانلود کردم اقای عطار گقت باید شجاعت به خرج بدین و دیگه هر رژیمی که داشتین رو رها کنین!!!!
      کار خیلی عجیب و سختی بود ولی باید ریسک کنم تا نتیجه همیشگی بگیرم….
      راه های فراوونی برای لاغری موضعی هست! در زمان کم..اما برمیگرده و افسردگی بعد از برگشت وزن از هررررررچیزی در این دنیا بدتره..!!
      و این بود داستان قشنگ هدایتم در مدت زمان کمتر از سه ساعت به سمت سایت تناسب فکری …و به قدری خوشحالم که من برگزیده خداوندم که حد ندارههه😍😍😍😭💜

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 55 از 11 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/04/02 00:43
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 64 کلمه

        سلام آرمیتا عزیز
        حضور شما را در سرزمین لاغرها خوش آمد می گم
        نوشته شما رو که خوندم بسیار لذت بردم
        اول اینکه 15 سال سن داری و انقدر عالی دیدگاهت رو منتقل می کنی
        اینکه شجاعت داشتی و تصمیم گرفتی رژیم رو ادامه ندی
        اینکه به این خوبی هدایت الهی رو دنبال کردی و به سرزمین لاغرها رسیدی
        مطمئنم از شگفتی سازان خواهید بود
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 00:58
        مدت عضویت: 813 روز
        امتیاز کاربر: 8361 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 153 کلمه

        سلام دوست عزیزم

        همین الان اومدم بعد از دیدن فایل استاد و زوج شگفتی ساز بخوابم که یه حسی بهم گفت بیام دیدگاهی که استاد توی چنل گذاشتن رو بخونم ، چون استاد تا حالا نگفته بودن که دیدگاهی حس خوبی بهشون داده و وقتی نوشته ی استاد برای دیدگاه شما رو خوندم به خودم گفتم اگه استاد حس خوب گرفتن پس منم میگیرم و قبل از خوابیدنم یه احساس خوب مضاعف رو تجربه میکنم دیگه حداقلش و اومدم نوشتت رو خوندم .

        چقدر عالی داستان هدایتت رو نوشتی . واقعا حس خوبی داره که بدونی یه روش توی دنیا هست، که بعد از هر چی خستگی از روش های چرت و پرت قبلی که توی تنت رفته ، میتونی بیای و با خیال راحت ازش استفاده کنی. 

        قطعا زندگی تو در مسیر عالی هدایت قرار گرفته و تو از شگفتی سازان جوان این دوره میشی . بهت تبریک میگم .

         

        به سرزمین لاغر ها خوش اومدی!

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 01:07
        مدت عضویت: 1107 روز
        امتیاز کاربر: 7968 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 119 کلمه

        سلام‌ دوست عزیز

        بهتون تبریک میگم‌ که در سن پایین به این مسیرهای پر از آگاهی هدایت شدید ، فردی که در ۱۵ سالگی بهش الهام‌ میشه که وارد سایت مدار بالای استاد عباسمنش بشه و بره عقل کل سئوالشو بپرسه یعنی تغییرات و پیشرفت های چشمگیری در انتظارشه 

        منهم به طریقه شما به این سایت هدایت شدم‌

        براتون‌ خوشحالم که در سن نوجوانی به مسیر صحیح لاغری با ذهن که راه درست و بینظیریه هدایت شدید 

        شما خواستید و خدا اجابت کرد 

        به زودی در آلبوم شگفتی سازان شمارو خواهیم دید 

        این قولی بود که من در بدو ورودم به دوره هام به خودم دادم که به زودی عکسم‌ به آلبوم شگفتی سازان خواهد رفت و این اتفاق افتاد 

        براتون‌ سلامتی  و تناسبو آرزو دارم🌹

         

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        1400/04/02 04:33
        مدت عضویت: 546 روز
        امتیاز کاربر: 127 سطح ۱: کاربر مبتدی
        همیار لاغری
        محتوای دیدگاه: 129 کلمه

        سلام آرمیتای عزیزم .ورودت رو ب سایت تناسب فکری استادعزیزمون روبهت تبریک میگم خیلیییی خوش اومدی.. کیف کردم با هدایت ب این مسیر..😊

        متن دیدگاهتو ک میخوندم بغضی از سر شادی ک خدا صداتو شنیده و هدایت شدی گلوم و گرفته بود دوست داشتم از سر شوقم هق هق کنم ..

        مو ب تنم سیخ شد و این یعنی برای هزارمین بارب من و ب ما ثابت میشه ک دراین سایت ک بمونیم .ک بشنویم و ببینیم  که دراین مسیر بودن یعنی معجزه ی نگاه و دستان خوده خدا 

        خیلی خیلی خوش اومدی عزیز دلم ..🌹😍  

         

        از همین حالا موفقیتت رو بهت تبریک میگم ک باین سن کم، زندگی آینده ات قراره چ رقم های نابی رو بزنه در هر جنبه اش.. انشاءالله با بودن و موندنت متوجه حرفم میشی 

         ..گوارای وجودت 😍😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آرمیتا صدیقی
          1400/04/04 14:55
          مدت عضویت: 536 روز
          امتیاز کاربر: 77
          محتوای دیدگاه: 5 کلمه

          خیلی ازتون ممنونم دوست خوبم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      moradiisomaih@gmail.com
      1400/04/01 12:01
      مدت عضویت: 651 روز
      امتیاز کاربر: 60
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام، باقانون جذب وارتعاش اشنا شدم از سال 97ولی نمیدونستم چطوری خودمو به کمک این قانون لاغر کنم خیلی توسایت و شبکههای اجتماعی گشتم تا پارسال اسفند با کانال امیر همتی اشنا شدم رفتم یوتیوب مطالبشو بخونم که با فایلای شما استاد عزیز آشنا شدم گوش دادم ولی تمرین انجام ندادم ،ورهاش کردم عید دوکیلو چاق شدم یک ماه ای اف تی کار کردم ولی خیلی وزن کم نکردم وبعد یک ماه به صورت جدی تصمیم گرفتم از دوره لاغری باذهن رایگانتون استفاده کنم و تمریناتشو انجام بدم 😍حالا هم دارم انجام میدم و ازش خیلی راضیم از اون موقعه تا حالا 5کیلو توی یکی دوماه کم کردم ممنون استاد عطار روشن ، مطمعا هستم میتونم به وزن دلخواهم  از 76به48برسم وخوشحالم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/28 14:39
      مدت عضویت: 539 روز
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام

      من چندین بار در اینترنت  عبارت لاغری با قدرت ذهن رو دیده بود

      اما از جایی که چند وقتی هست نسبت به همه روشها بی انگیزه شدم به این مطلب هم توجهی نکرده بودم

      از دیروز کاملا اتفاقی انگار که یک ندای درونی بهم گفت که یکی از این صفحات رو یکبار بازکنم 

      با چند ساعت سرچ کردن به سایت شما رسیدم 

      واقعا نمیدونم که چقدر در این مسیر میتونم موفق باشم اما احساس میکنم دعاهام دارن مستجاب میشن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/26 08:40
      مدت عضویت: 879 روز
      امتیاز کاربر: 687 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      سلام داستان هدایت من ☺️.              اززمانی‌خودم‌شناختم‌چاقی‌همرام‌بود    درزمان‌کودکی‌خیلی‌میشنیدم‌که‌دختر.     فلانی‌هیکلی‌است‌ومن‌ازهمون‌زمان‌.       روی‌اوردم‌به‌بیشترخوردن‌که‌‌هیکلی.       بشم وهیکلی‌بودن‌درچاقی‌میدیدم.      وخیلی‌شوراشتیاق‌داشتم‌واسه‌اینکه‌چاق‌  بشم‌وازم‌تعریف‌کنن‌تحسینم کنن.        واین‌بود‌که‌من‌دردام‌چاقی‌افتادم.         وبعدهاکه‌فهمیدم‌جای‌تحسین‌سرزنش‌.  میشم‌وهرکه‌لاغراست‌موردتحسین‌قرار‌  میگیرد‌وزمانی‌که‌بزرگترشدم‌‌وحرف‌.      دیگران برام مهم‌شد‌دانبال‌لاغری‌بودم                                                      🤩داستان هدایت من ☺️.              هرکسی‌هرپیشنهادی‌میدادانجام‌میدادم. از رژیم‌،ورزشهاسخت‌،پیاده‌روی‌تواوج‌.  گرما تابستان ،باشگاه ،دمنوش هاتلخ  ،،  سرکه سیب، زیره سبز ،داروهامحلی،نخوردن‌شیرینی‌بستنی‌،.  درازنشست بعد از غذا،صبح ناشتااب‌لیموعسل‌خوردن‌،برنج‌گوشت‌.   نخوردن ،میخک پختن و به صورت چایی خوردن ،وهزار کار دیگه که الان یادم نمیاد ولی چون نتیجه ماندگاری  نداشت من زودخسته میشدم رها میکردم دیگه ناامید شده بودم گریه میکردم شکایت از خداوند که چرامن‌اینجوری‌افریدی‌‌ودیگه‌افسرده‌.    شده بودم پرخاشگر عصبی تا اینکه یکی از دوستام که‌همیشه ازش راه حل میخواستم واسه لاغری گفت یه روشی است بدون محدودیت فشار لاغرمیشی اولش باورم نشد یکماه بعدش بازبهم  گفت‌من‌‌شروع‌کردم‌وزن‌کم‌کردم‌بافایل‌.   رایگان‌هم‌‌ومن‌خیلی‌انگیزه‌گرفتم‌‌اومدم‌به این مسیر شگفت انگیز از زمانی وارد شدم آرامش دارم و هیچ نگرانی ندارم دانبال روش ها دیگه نرفتم لیزخوردم بارها ولی بازم اومدم و این بار تعهد کامل دادم که عمل کنم به تعهدنامه خودم و ادامه بدم در هرشرایطی🤩😍❤️💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/15 00:17
      مدت عضویت: 1058 روز
      امتیاز کاربر: 80
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      سلام روز همگی بخیر 

      من ۱۹ سالمه و از ۵ یا ۶ سالگی چاقی را حس کردم و همه تپلی صدام میکردن. هیچ وقت احساس رضایت از خودم ندارم و همیشه خود سانسوری دارم، در تولد ها و مهمونی ها همیشه یا جا میشسم و راه میرفتم که توجه بقیه رو به هیکلم جلب نکنم. هیچ وقت نمی رقصم و همیشه حسرت هیکل اطرافیانم رو میخورم. موقع لباس خریدن همیشه واسه من از بدترین و سخت ترین لحظه های عمرم بوده 

      خلاصه در این ۱۹ سال از عمرم یه روز خوش نداشتم و از ۱۶ سالگی تا ۱۸ سالگی درحال رژیم بودم و روز های سختی رد گذروندم 

      یه روز که خیلی خیلی حالم بد بود چون مورد تحقیر چند نفر قرار گرفته بودم رفتم تو اتاقم و گریه کردم گریه شدید با صدای بلند از خدا خواستم جیغ کشیدم که خدا یا منو نجات بده یه راهی پیش روم بزار منم بنده ات هستم کمکم کن خسته شدم میخوام خودم رو بکشم دیگه 

      خلاصه اون شب با هر سختی بود تموم شد فرداش دوستم منو دید و چون میدونست من خیلی دوست دارم لاغر بشم شما رو بهم معرفی کرد و گفت بیا بخریم و شروع کنیم 

      من همون لحظه فمیدم این یه اشاره از سوی خداست و به شما اطمینان کردم و شروع کردم و میدونم یه روزی زمانش مهم نیست کامنت میزارم و از لاغر شدن و لاغر موندنم به بقیه نصیحت میکنم و تعریف میکنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        1400/04/06 17:06
        مدت عضویت: 544 روز
        امتیاز کاربر: 6530 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 8 کلمه

        موفق باشی. منتظر شگفتی ساز شدنت هستم 🌺🌺🌺🌺🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/07 18:19
      مدت عضویت: 564 روز
      امتیاز کاربر: 6
      محتوای دیدگاه: 16 کلمه

      با سلام 

      دلایل چاقی بنده: ۱_ ازدواج ۲_بارداری و زایمان ۳ کورتون ۴ مصرف حجم زیاد غذا 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      matin.sorkhei@gmail.com
      1400/03/07 13:09
      مدت عضویت: 639 روز
      امتیاز کاربر: 4954 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 270 کلمه

      سلام به همگی

      من مدت ها پیش با قانون جذب آنا شده باودم و دستاوردهایی هم داشتم.چند ماه گذشته سوالی در ذهنم شکل گرفته بود که با قانون جذب قطعا  میشه به لاغری و کاهش وزن هم رسید اما هرچه بیشتر جستجو میکردم کمتر موفق میشدم اطلاعات و آموزش هایی در این زمینه پیدا کنم.بعضا اساتید موفقیت ی میدیدم که خودشون اضافه وزن دارن اما هیییچ آموزه ای در این زمینه ندارند و همیشه با خودم میگفتم این بزرگواران که اینقدرررر در همه ی زمینه ها موفق بودند چطور فکری در این زمینه به حال خودشون نمیکنن.

      خلاصه ذهنم خیلی درگیر ابن موضوع بود از روش هایی که در گذشته انجا م داده بودم و از سختی راه خسته شده بودم اما سعی میکردم به خودم امید بدم که حتما راهی هست چون میدونستم اگر در یاس و ناامیدی فرو برم قطعا اتفاق های بدتری برام میوفته (چون همیشه حال خوب = اتفاق های خوب و برعکس).

      تا اینکه یکبار به صورت کاملا اتفاقی یک کامنتی از استاد در پیج یکی از اساتید دیدم.اسم شون رو گوگل کردم و به این سایت رسیدم.شروع کردم به خوندن که نه..بلعیدن مطالب انگار تشنه ای به چشمه ای رسیده باشه.

      و الان با بالاترین حد از انگیزه اینجا هستم که این مسیر زیبا و دلنشین رو طی کنم و مطمعنم که خداوند در پایان مسیر منتظر من هست.

      ایمان و یقین دارم که این راه همون راهیه که منو به یکی دیگه ازپ آرزو های بزرگم که تناسب اندام هست میرسونه چرا که من از خدای خودم هدایت خواستم و خداوند این مسیر رو به من نشون داد و خداوند هرگز اشتباه نمیکنه و راه اشتباه نشون نمیده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/03 02:22
      مدت عضویت: 779 روز
      امتیاز کاربر: 6607 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 923 کلمه

      به نام الله هدایتگر.

      سلام. من از وقتی خودمو شناختم همیشه احساس چاق بودن و بزرگتر بودن از همسالانم رو داشتم. و این احساس با نظر اطرافیانم که همیشه به من میگفتن به خاطر چثه بزرگت سنت بیشتر از اون چیزی که هست نشون میده تقویت میشد. 

      حتی وقتی همسرم ازم خواستگاری کرد بهش گفتم اینکه من از بقیه دخترا درشت ترم برات مشکلی نیست؟! خلاصه همیشه چاق بودم و همیشه در طلب لاغری و در حال رژیم یا ورزش برای لاغر شدن . و نتیجه هم که دیگه معلومه مثل همیم هممون. حتی در اثر این اهش و افزایش وزن های مکرر و رژیم های عجیب و غریب سنگ کیسه صفرا گرفتم و مجبور شدم عمل کنم . آخرین تلاشم برای لاغری مربوط به سال ۹۸ میشد که یه رژیم سخت گرفتم و ۱۵ کیلو وزن کم کردم. بعدش کرونا همه رو خونه نشین کرد و تنها تفریح دوران قرنطینه پختن کیک و … بود  و در نهایت به خودم اومدم و دیدم که گرم به گرم وزنی که با اون همه سختی کم کرده بودم برگشته یک کیلو هم اضافه تر🤦‍♀️

      قبلا به این فکر کرده بودم که ای کاش یه مکانی بود مثل کمپ های ترک اعتیاد که ما چاقها اونجا جمع میشدیم و با هم رژیم میگرفتیم و با کار گروهی بیتشر نتیجه میگرفتیم. یه روز که داشتم این آرزومو برای مامان و مادر شوهرم میگفتم اونا گفتن که همکار یکی از آشناهامون با یه همچین روشی خیلی لاغر شده و عکسای قبل و بعدشم ما دیدیم و …

      با اون آشنامون تماس گرفتم و شماره مسئول اون کمپ رو خواستم که ایشون آدرس سایت تناسب فکری رو برام فرستاد و گفت همه چیز اینجا نوشته شده. من وارد سایت شدم و مطالعه رو شروع کردم و شروع به گوش دادن ۱۲ جلسه رایگان کردم که ببینم اصلا این دوره چی هست. نصف شبا که بچه هامو میخوابوندم میرفتم سراغ فایلها. اون ۱۲ جلسه رو گوش دادم بدون اینکه تمریناتش رو کامل انجام بدم. یه بار دقت کردم دیدم منکه با دیدن کیک خامه ای اصلا درنگ نمیکردم برای خوردنش، کیک تولد پسرم دو روزه توی یخچاله و توجه منو به خودش جلب نکرده!!!!!!!

      همونجا فهمیدم که اون فایل ها در من تغییر ایجاد کرده ولی بعد از مدتی به دلیل مشغله فراوان و با بهانه های مختلف که وقت ندارم و از خستگی قبل از بچه ها خوابم میبره و … بیخیال این روش شدم و خودمو توجیه میکردم که این روش بهترین روش لاغر شدنه و خیلی هم خوب در من جواب داد ولی برای کسایی خوبه که وقت داشته باشن که من اصلا فرصت نمیکنم …

      از اون روز تا عید ۱۴۰۰ کج دار و مریض با چاقی دست وپنجه نرم میکردم. دیگه وااااقعا بریده بودم تا جایی که میخواستم بدون خبر مامانم که خیلی با عمل جراحی مخالف بود یه نفر رو بیارم از بچه هام نگهداری کنه تا من عمل کنم و دوران نقاهتم تموم بشه . دیگه خسته شده بودم که ذره ذره باید کم میکردم و هنوز تناسب اندام رویاهامو تجربه نکرده دوباره چاق میشدم. گفتن احتمال آمبولی داره ولی حاضر بودم حتی ریسک اونم قبول کنم فقط جراحی بشم تا برای یه بار هم که شده ودمو در تناسب اندام ایده الم ببینم . تا یه روز که توی عید اون آشنامون اومد خونمون و من طبق معمول از چاقی گله شکایت کردم  اون در مورد نتیجه شرکت در سایت تناسب فکری ازم پرسید و اون روز دوباره نور امید لاغری با ذهن بر من تابید عکسای همکارش رو خودم توی موبایلش دیدم و در موردش مستقیم از خود آشنامون شنیدم و دیگه یقین پیدا کردم که راه درست همینه. شماره همکارش رو گرفتم که ایشون رو توی سایت تناسب فکری با همسرشون به عنوان زوج شگفتی ساز عنوان کردن و میشناسن. باهاشون تماس گرفتم و در تصمیمم استوارتر شدم. طبق توصیه ایشون اول از فایلهای رایگان مسیر لاغری من استفاده کردم تا ببینم اصلا میتونم با این روش ارتباط بگیرم یانه. البته که اون تجربه ۱۲ فایل رایگان توانایی منو برای استفاده از روش ذهنی بهم ثابت کرده بود ولی باز هم مسیر لاغری من رو شروع کردم و از همون گام اول کلمه به کلمه فایلها رو با تمام وجودم درک میکردم و دیگه نصف شب و خستگی برام معنا نداشت. از هر فرصتی برای بودن در مسیر لاغری من استفاده میکردم. خواب ظهرم رو حذف کردم، اینستاگرامم رو پاک کردم. بچه ها رو که میخوابوندم تا ساعت ۳ و ۴ نصف شب گام های مسیر لاغ ی من رو طی میکردمو تمریناتش رو انجام میدادم. تا گام ۳۰ ام که واقعا همونطور که استاد میگن انگار یه حسی بهم الهام شد که از استاد بپرسم که آیا لازمه تا گام ۱۰۰ ادامه بدم یا بقیه مسیر رو در دوره آموزشی شرکت کنم. که ایشون منو به فایل مکمل جلسه ۵ اون ۱۲ جلسه رایگان ارجاع دادن. منم با شوق و اشتیاق و پس از دیدن اون فایل مصمم تر از قبل کمر همتم رو بستم تا به امید خدا و هدایت استاد در پایان این دوره شگفتی بیافرینم‌ . ولی اون چیزی که برام خییییلی جالب بود همون داستان هدایت من در اووج نا امیدی و در نقطه تسلیم بود که برای رهایی از چاقی حاضر بودم حتی ریسک عمل جراحی رو قبول کنم. ولی به لطف الله که همیشه یاریگر من در تمام مراحل زندگیم بوده قبل از انجام اون کار احمقانه به این مسیر هدایت شدم. 

      خدای من ممنونم، استاد ممنونم، آشنامون ممنونم، همکار آشنامون ممنونم، مامانم ممنونم، مادر شوهرم ممنونم و در نهایت دوباره خدای من ممنونم که منو در این مسیر قراردادی. 

      به امید دیدار همه ی مشتاقان لاغری در سرزمین لاغرها

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/02 04:14
      مدت عضویت: 1120 روز
      امتیاز کاربر: 746 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 695 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان ،یه روزایی تو زندگی آدم وجود داره که آدم از همه جا وهمه کس قطع  قطع امید میکنه ورو میکنه به خدا ومیگه خداجونم خسته شدم خودت یه کاری کن،یادمه از دوران راهنمایی تپل بودم  وگاهو بیگاه توسط آدمهای دوروبرم مسخره میشدم وهمیشه با اعتماد به نفس پایین مواجه بودم،تا این که بزرگ شدم وازدواج کردم وشوهرم از زن چاق خوشش میومد ووقتی که میگفتم من چاقم زود میگفت نه بابا تو که چاق نیستی فلانی رو ندیدی،اون چاقه تو که چاق نیستی خلاصه زندگی به همین صورت گذشت وبعد از به دنیا آوردن دوتا بچه من شدم ۱۰۷ کیلو والان همان شوهر از زنهایی که لاغر وقلمی هستن داره تعریف میکنه واونا رو مثال میزنه وهر وقت من شروع به رژیم گرفتن میکردم بهم میگفت تو ژنتیکی چاقی توانایی تحمل رژیم رو نداری وکلی روحیم رو خراب میکرد ومن هم رژیم رو میشکستم یه روز بعد از نماز از خدا خواستم خدایا کمکم کن نمیتونم لاغر بشم تو یه راهی جلوی پام بزار وکلی با خدا دردو دل کردم ،یه روز توی اینستا یه پیج خانه داری رو فالو کردم وصاحب پیج توی تلگرام هم کانال داشت رفتم وتوی کانالش عضو شدم توی کانال یه سری ویس وکتاب صوتی هم میگذاشت دوسه تا از ویس های رایگان استاد عطار روشن رو هم گذاشته بود ومن زدم روی لینک واومد توی کانال استاد واز اونجا با استاد آشنا شدم ۱۲ جلسه رایگان رو گوش دادم خیلی خوب بود کلی هم از ویس های رایگان استاد رو هم گوش دادم اثر کمی هم روی من داشت دیگه با ولع غذا نمیخوردم نقطه سیری خودم رو پیدا کرده بودم ولی نمیدونم چرا لاغر نشده بودم،همش میگفتم من باید دوره های پولی استاد رو شرکت کنم تا بفهمم چرا لاغر نمیشم،ولی پول دورها خیلی گرون بود ومن هم شوهرم به علت تصادف کردن چند سالی هست که سر کار نمیره وپولی نداشتم وخودم خیاطی میکنم یه مغازه کوچیک دارم که از پدر خدا بیامرزم بهم ارث رسیده ویک سالی هست که توش خیاطی میکنم،خلاصه با در آمد کم خیاطی،اما پر برکت،توی یه جمع زنانه،قرعه کشی خانگی شرکت کردم ،یک سال از قرعه کشی گذشت واستاد اعلام کردن که میخوان دوباره شروع کننودوره رو از اول مثل یک شاگرد دنبال کنن وهر کس دوست داره بیاد ودوره رو با استاد شروع کنه،خیییلییییی دلم میخواست دوره رو بخرم وچون استاد داره دوره رو شروع میکنه منم باهاشون شروع کنم ولی پول نداشتم تا اینکه تلفنم زنگ خورد ودوستم بهم گفت که قرعه کشی این ماه رو تو برنده شدی ،وای از تعجب داشتم شاخ در میوردم رفتم توی سایت استاد عباسمنش رفتم توی قسمت نشانه هدایت من،به خدا گفتم خدایا من توی این وضعیتی که شوهرم بیکاره ومریضه،چکار کنم؟آیا درسته چهار میلیون بدم این دوره رو شرکت کنم؟خدایا با اینکه دخترم دانشگاه میره وخرج داره،خدایا درسته این کار؟خدایا اگه الان دخترم به یکی از خواستگاراش جواب مثبت بده ومن دستم خالی باشه آیا این کار درسته؟ خلاصه رفتم توی اون قسمت از سایت استاد عباسمنش واز خدا خواستم هدایتم کنه ویه فایلی اومد که توی اون گفته شده بود تمام ثروت در زمین وآسمان دست خداست تمام نشدنی هست رفتم پیش پسرم وبهش گفتم محمد امین ،مامان به نظرت اگه دوره ها رو شرکت کنم کارم درسته؟پسرم ده سالشه وهمیشه با من ویسهای استاد عطار روشن وعباسمنش رو گوش میده وگفت عاره مامان کارت درسته از سلامتی آدم چی واجب تره؟ومن خیالم راحت شد وبعد از دو سه رو دوره رو خریدم وبعد از یک هفته که دوره رو شروع کردم واز راحتی کار مطمعن شدم دلم آروم گرفت واستاد همش داره میگه عجله نکنید ،مطمعن باشید لاغر میشید جرات کردم واولین نوشته رو اینجا نوشتم تا الان جرات نمیکردم توی سایت بنویسم وتمرین هامو انجام بدموبفرستم این یک هفته رو فقط فایلها رو گوش میدادم وتوی دفترم هر جمله ای رو که استاد توی ویسها میگفتن مینوشتم تا خوب توی ذهنم بره از خداوند مهربان میخوام که کمکم کنه توی این راه موفق بشم تا یه روزی با افتخار بگم که من از این راه لاغر شدم با خودم عهد کردم هیچ کس ندونه که من این دوره رو خریداری کردم تا کمتر مورد قضاوت اطرافیانم قرار بگیرم  به امید روزهای بهتر

      فاطمه توکلی  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        رضا عطارروشن
        1400/03/02 19:14
        امتیاز کاربر: 533 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 109 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از نشانه های ایمان به خداوند شجاعت داشتنه
        شما شجاع هستید که بعد از سالها زندگی کردن در شرایطی که به ما یاد دادن به فکر خودت نباش و باید به فکر دیگران باشی و نگران باشی شجاعت به خرج داری و برای خودت تصمیم گرفتی
        امروز هم شجاعت را به شکل دیگری رقم زدی
        دیدگاه خودت رو ثبت کردی و این تصمیم رو گرفتی به آنچه در دوره آموزشی گفته می شه عمل کنید
        این شجاعت پاداش خواهد داشت و پاداش آن شگفتی ساز شدن است
        با اطمینان کامل در این مسیر حرکت کنید و به آنچه گفته میشه عمل کنید
        نتیجه فراتر از تصور شما خواهد بود
        منتظر خواندن تمرینات شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/03/01 17:48
      مدت عضویت: 1040 روز
      امتیاز کاربر: 63
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      سلام خدمت شما استاد گرامی ودوستان خوبم من هم ازهمه روشهای لاغری استفاده کردم ومتاسفانه به نتیجه نرسیدم وجندبار هم که موفق شدم ولاغر شدم دوباره به وزن اولیه برگشتم ودوسال قبل خوشبختانه از طریق یکی از دوستانم که باروش لاغری با ذهن آشنا شدم وموقع تولد آیدا جون دوره را خریدم وتا چند ماه شروع نکردم وبعد که شروع کردم تا هفته هفتم طبق کفته های شما پیش رفتم وبا این که تعهد داده بودم که به هیچ عنوان دوره را رها نکنم ولی متاسفانه یه اتفافی برام افتاد که دوره را رها کردم وبا اینکه از نظر ظاهری تغیری نکرده بودم ولی خیلی احساس خوبی داشتم الان دوباره تصمیم گرفتم که به کمک خدای مهربان وشما استاد گرامی از امروز دوره را شروع کنم میخواستم ببینم جزوه را باید دوباره تهیه کنم یا همون جزوه قبلی خوبه ممنون وخدا را شکر میکنم که من را به بادوره شما آشنا کرد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      1400/02/31 15:19
      مدت عضویت: 671 روز
      امتیاز کاربر: 5253 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 99 کلمه

      سلام به همگی 

      منم بعد از تحمل رژیم ها و سختی ها  به این سایت هدایت شدم اخرین کاری که کردم جراحی لیپوماتیک بود که نتیجه ایی نداشت و فقط کلی هزینه برای من شد و درد هایی که هنوز هست  واقعا خسته ام از چاقی از تنگی لباسهایی که دوستشان دارم ولی دیگر نمتونم بپوشمشون  ،دیگر مثل قبل فرز نیستم  زود خسته میشم بیشتر از همه حرفها  و تذکرهای دیگران  واقعا خسته ام  خدایا کمکم کن  تو منو به اینجا هدایت کردی تا اخرین لحظه و همیشه  همراهم باش تا بتونم با تعهد وپایبندی این مسیر رو برم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.