🌟 یک داستان آشنا برای همه ما چاقها!
من و تو… و هر کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، به اندازهی همون سالها دنبال یه راه نجات بودیم! 🔍
رژیمهای سخت، ورزش با اشتیاق، دمنوشهای عجیب، حتی روشهایی مثل طب سوزنی یا شوک الکتریکی برای آب کردن چربیها! 😣⚡
گاهی اونقدر از چاقی خسته شدیم که با دل لرزون رفتیم سراغ عمل جراحی… فقط برای اینکه بتونیم یه نفس راحت بکشیم. 😔💔
🌀 اما یه چیز مشترک بین ما هست…
همهی اون تلاشها آخرش رسید به یه دیوار بلند ناامیدی! 😞
اونجا بود که با خودمون زمزمه کردیم:
«یعنی هیچ راهی برای من نیست؟ من همیشه باید چاق بمونم؟»
بعضیامون از شدت ناراحتی افسرده شدیم، منزوی، پرخاشگر… و اشکهامون شد همدم شبهامون 😢🕯️
🍃 و درست همون لحظه…
وقتی دیگه هیچ راهی به ذهنمون نمیرسید، از ته دل گفتیم:
«خدایا… خودت یه راه نشونم بده 🙏»
و انگار همون لحظهی تسلیم، همون لحظهای که دیگه به هیچکس و هیچچیز امید نداشتیم، در واقع آغاز مسیر واقعی ما بود. ✨
🌈 شاید آگاهانه، شاید ناآگاهانه، اما هدایت شدیم!
خودت بهتر میدونی چطوری رسیدی به این سایت…
شاید یه پیام، یه جستجو، یه پیشنهاد… ولی در واقع یه پاسخ الهی به دعای دلت بود. 💖
✍️ حالا نوبت توئه که بنویسی…
داستان هدایتت به سمت «تناسب فکری» رو با ما به اشتراک بذار.
با نوشتنش، هم از ته دل شکرگزاری میکنی، هم ایمان و انگیزهت برای ادامه مسیر چند برابر میشه. 💫
وقتی داستان هدایت خودتو مینویسی و قصهی بقیه رو میخونی، میفهمی چطور خدا از راههای بیشمارش ما رو به سمت نجات میکشونه… 🌱
📣 منتظرم بخونم داستانت رو…
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 256 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

باسلام خدمت دوستان،من بعداز۱۳سالگی چاق شدم یعنی موقعی که برای سال جدیدبه مدرسه رفتم دوستم گفت که مریم چقدچاق شدی شایدباورتون نشه اصلاخودم متوجه نشده بودم که چاق شدم بعدازآن سال تقریبا ۳سال گذشت مادرم برای خودشون شروع به رژیم گرفتن من وخواهرم روهم باخودش همراه کرد اتفاقا من بارژیم مادرم لاغرشدم ولی دوباره مقداری ازوزنم برگشت تااینکه ازدواج کردم ودوباره شروع کردم ایندفعه حسابی باربی شدم ولی بابارداری تمام آن وزن کم شده برگشت دوباره بعدازباردای شروع کردم لاغرکردم واین لاغری روحفظ کردم تا بارداری بعدی دوباره چاق شدم ولی بعدازبارداری دوم هرکاری میکردم لاغرنشدم هرکاری بگیدمن انجام دادم کم خوری رژیم باشگاه عرق گیاهی ولی هیچ ،حسابی کم آورده بودم دیگه به درگاه خداپناه آوردم من سال۹۷بااستادودوره آشناشدم واصلا درک نمیکردم بشدت واکنش داشتم که مگه میشه من تازه درک کردم که استادچی میگن دستاوردی که ازاین دوره داشتم ترس ازغذا به کلی ازبین رفت ووزنم ثابت مونده ودیگه چاق نشدم درسته که من خیلی طول کشیدتادوره رودرک کنم ولی خوشحالم که بالاخره درک کردم والان آماده ام تاباجان ودل دوره را باتمام قوا وباآمادگی ذهنی کامل شروع کنم براتون بهترینهاروآرزودارم درپناه حق باشید