اگه همین چند دقیقه پیش توی گوگل نوشتی «لاغری شکم و پهلو در ۷ روز» و به این مقاله رسیدی، احتمالاً سالهاست برای لاغر شدن روشهای مختلف رو امتحان کردی و نتیجهای که بمونه نگرفتی. حالا هم به فکر شروع یه مسیر تازه برای خلاص شدن از چربیهای شکم و پهلو افتادی، ولی تکرار نتیجه نگرفتن باعث شده بخوای اول بفهمی این ادعا راسته یا دروغ: واقعاً میشه در یه هفته شکم و پهلو رو آب کرد؟
جواب کوتاهش اینه: نه، اونطور که تبلیغات میگن، نه. 🙅♀️ ولی یه جواب بلندتر هم هست که برات مفیدتره. در همین ۷ روز اول، اتفاقهای واقعیای در بدنت میافته؛ فقط این اتفاقها با چیزی که در تبلیغ دمنوشهای لاغری و دونههای معجزهگر میبینی، خیلی فرق داره.
من خودم این ماجرا رو بارها تجربه کردم. یکی از پررنگترینهاش مربوط به زمان خواستگاری بود. خانوادهی همسرم که همهشون لاغر بودن، شرط موافقتشون رو کم کردن وزن من گذاشته بودن. من هم با یه رژیم سخت و ورزش سنگین در مدت کوتاهی کلی وزن کم کردم، ولی از روز اول منتظر بودم این برنامه تموم بشه. بعد از اینکه موافقت کردن، دو سه هفتهای همهی اون وزن برگشت؛ ولی دیگه خانوادهی همسرم راهی برای مخالفت کردن نداشتن😄. اون روزها نمیدونستم که لاغر شدن هیچوقت برای من سخت نبود؛ مشکل همیشه این بود که نمیتونستم لاغر بمونم.
در این جلسه میخوام دقیقاً دربارهی همین موضوع حرف بزنم: در هفتهی اول چه چیزی واقعیه و چه چیزی توهمه، چرا اکثر کسایی که با دمنوش و رژیمهای شوک شروع میکنن دوباره به نقطهی اول برمیگردن، و در مسیر لاغری با ذهن چطور میشه نتیجهی همین هفتهی اول رو ماندگار کرد.
در این جلسه میآموزیم:

🤔 چرا همه دنبال یه میانبر ۷ روزهان؟
جستجوی عبارتهایی مثل «لاغری شکم و پهلو در ۷ روز» یکی از پرتکرارترین جستجوهای مربوط به لاغریه. دلیلش هم روشنه: شکم و پهلو معمولاً اولین جاهایی هستن که چربی توشون جمع میشه و آخرین جاهایی که ازش خالی میشن. وقتی یه مناسبت مثل عروسی، عید یا جشن فارغالتحصیلی نزدیکه، یا لباسی که دوستش داری دیگه اندازهات نیست، طبیعیه که دنبال سریعترین راه ممکن بگردی.
من خودم تصمیمهام برای لاغری هیچوقت از خواستهی خودم نمیومد؛ همیشه یه عامل بیرونی پشتش بود. یه بار یه حرف خجالتآور جلوی جمع، یه بار یه مهمونی که قرار بود آدمهایی رو ببینم که مدتها منو ندیده بودن. جالبه که دیدن یه عدد بالاتر روی ترازو ناراحتم میکرد، ولی باعث نمیشد تصمیم بگیرم؛ تصمیم همیشه بعد از یه اتفاق بیرونی شکل میگرفت و چون عجله داشتم، اولین سراغم همین روشهای چند روزه بود.
مشکل از جایی شروع میشه که همین نیاز واقعی، دستمایهی تبلیغهایی میشه که وعدهی «۷ کیلو در ۷ روز» یا «آب شدن شکم با یه دمنوش» میدن. این وعدهها نهتنها واقعی نیستن، بلکه باعث میشن وقتی نتیجه نمیگیری فکر کنی مشکل از بدن یا ارادهی خودته؛ در حالی که مشکل از همون وعدهی غیرممکن بوده.
جالب اینکه این چرخه معمولاً یه بار اتفاق نمیافته. اگه به گذشتهی خودت نگاه کنی، احتمالاً میبینی بارها دنبال یه راه سریع گشتی: یه بار دمنوش، یه بار رژیم فلان دکتر، یه بار یه برنامهی شمارش غذا روی گوشی، یه بار دستگاه لاغری موضعی. هر بار هم با انگیزهی زیاد شروع کردی و بعد از مدتی، به دلیلهایی که شاید خودت هم دقیق ندونی، رهاش کردی.
همین الگوی تکراری خودش یه نشونهی مهمه. یعنی مشکل در «کدوم روش» نیست؛ مشکل در چیزیه که هیچکدوم از این روشها بهش کاری ندارن، یعنی ذهن ناخودآگاه. من در دوران چاقی هر بار رژیمم رو از شنبه شروع میکردم و حتی شروع باشگاه رو طوری تنظیم میکردم که به تعطیلات نخوره تا بتونم پیوسته برم. همهی این برنامهریزیها با ذهن آگاه بود؛ ولی چیزی که در نهایت رفتار منو تعیین میکرد، برنامههایی بود که سالها در ذهن ناخودآگاهم ثبت شده بود.

📍 آیا لاغری موضعی واقعاً وجود داره؟
قبل از هر چیز باید یه باور رایج رو کنار بذاریم: لاغری موضعی، یعنی آب کردن چربی دقیقاً از یه نقطهی مشخص بدن با یه حرکت ورزشی یا یه خوراکی خاص، پشتوانهی محکمی نداره.
وقتی شکمت رو تمرین میدی، عضلههای شکمت قویتر میشن، ولی چربی روی اونها لزوماً زودتر از جاهای دیگه آب نمیشه. همین موضوع باعث شده بازار دستگاههای «لاغری موضعی» هم پررونق باشه؛ دستگاههایی که خیلی وقتها فقط ورم یا آب همون قسمت رو برای مدت کوتاهی کم میکنن، نه چربی واقعی رو. نتیجه اینکه هر مطلبی که بهت بگه با یه حرکت یا یه دمنوش خاص دقیقاً همون نقطه لاغر میشه، داره یه باور اشتباه رو تکرار میکنه.
در لاغری با ذهن یه توضیح سادهتر هم براش داریم. نقشهی بدن ما به شکل تصویرهایی در ذهن ناخودآگاه ذخیره شده. برای همین هر جای بدن رو به هر روشی لاغر کنی، تا وقتی اون تصویر در ذهنت عوض نشده، دیر یا زود بدن به همون حالت قبلی برمیگرده. یعنی حتی اگه یه دستگاه یا یه حرکت بتونه چند سانت از دور شکمت کم کنه، ذهن ناخودآگاه همون چند سانت رو هم برمیگردونه.
نکتهی مهمتر اینه که خود این باور اشتباه میتونه بخشی از مشکل بشه. وقتی فکر میکنی فقط کافیه «روش درست» رو پیدا کنی، همهی توجهت میره سمت گشتن بیرون از خودت: کدوم دمنوش، کدوم حرکت، کدوم دستگاه. این گشتن تمومی نداره و انرژی و توجهی رو که میتونست صرف شناختن فرمولهای ذهنی و عادتهای خودت بشه، صرف چیزهایی میکنه که از اساس نمیتونن جواب نیاز تو برای لاغری باشن.
🍵 چای سبز، سیاهدونه و دانهی چیا واقعاً چقدر اثر دارن؟
این روزها دربارهی اثر چای سبز، سیاهدونه و دونهی چیا برای لاغری خیلی حرف زده میشه و جزو پرجستجوترین موضوعها هم هستن. پس بیا ببینیم واقعیت دربارهشون چیه و ذهن ما چه نقشی در این ماجرا داره.
☕ چای سبز
چای سبز رو خیلیها بهعنوان یه نوشیدنی چربیسوز میشناسن. اثرش روی بدن، اگه هم باشه، خیلی کمه؛ اونقدر کم که هیچوقت بهتنهایی نمیتونه جای فرمولهای ذهنی و واکنشهای رفتاری آدمهای متناسب رو بگیره. اگه نگرش و ترغیبهای ذهنی تو همون باشه که بوده، چند فنجون چای سبز بیشتر در روز تغییری در دور کمرت ایجاد نمیکنه.
🌾 سیاهدانه
سیاهدونه در طب سنتی جایگاه ویژهای داره و خیلیها برای خواص مختلفش ازش استفاده میکنن. ولی هیچکدوم از اینها به این معنی نیست که سیاهدونه چربیسوزه. شاید خوردنش بخشی از عادتهای روزمرهی یه نفر باشه، ولی بهتنهایی راهحلی برای لاغری شکم و پهلو نیست.
🌱 دانهی چیا
دونهی چیا وقتی خیس میخوره حجمش زیاد میشه و همین باعث میشه بعضیها زودتر احساس سیری کنن. ولی این هم به معنی چربیسوزی مستقیم نیست. اتفاقاً اثر دونهی چیا بیشتر از اینکه روی جسم باشه، روی ذهن آدمه: وقتی تصمیم میگیری هر روز دونهی چیا بخوری، ذهنت انتظار لاغری پیدا میکنه و همین انتظار ممکنه چند روزی رفتارت رو کمی تغییر بده. برای همینه که مصرفش برای مدت کوتاه ممکنه تغییرهای کوچیک و ناپایداری ایجاد کنه که بعد از کنار گذاشتنش از بین میره.
🧩 پس مشکل کجاست؟
هیچکدوم از این سه مورد معجزه نیستن. مشکل وقتی پیش میاد که فکر میکنیم با اضافه کردن یکی از اینها به برنامهی روزانه، بدون هیچ تغییری در ذهن و رفتارمون، به نتیجه میرسیم. این دقیقاً همون جاییه که اکثر تلاشهای ۷ روزه شکست میخورن.
باور به «مادهی معجزهگر» یه الگوی ذهنی آشناست. بهجای اینکه قبول کنیم تغییر واقعی زمان و تمرین میخواد، دنبال یه چیز آماده از بیرون میگردیم که کاری رو که برامون سخته، راحت انجام بده. من خودم سالها مسئولیت وضعیت جسمیام رو به عهدهی دیگران گذاشته بودم و منتظر بودم یه فرد یا یه محصول یا یه دستگاه پیدا بشه و منو از شر چربیها خلاص کنه. تا وقتی این الگو رو نشناسیم، هر بار با یه اسم جدید تکرار میشه؛ این بار دونهی چیا، دفعهی بعد یه چیز دیگه.

⚖️ در ۷ روز واقعاً در بدن چه اتفاقی میافته؟
در هفتهی اول هر تغییر جدی در غذا خوردن، معمولاً عدد روی ترازو پایین میاد و حتی ممکنه دور شکمت هم کمی کوچیکتر بشه. این اتفاق واقعیه، ولی لازمه بدونی این کاهش از کجا میاد:
- بخش بزرگی از این کاهش، آب بدنه. وقتی مقدار غذا و نمک یهو کم میشه، بدن آب کمتری نگه میداره و همین روی ترازو خودش رو نشون میده.
- بخش دیگهاش، کم شدن نفخ و حجم غذاییه که در بدن بوده؛ مخصوصاً اگه قبلش پرخوری میکردی.
- فقط بخش کوچیکی از این کاهش، چربی واقعیه؛ چون بدن نمیتونه در یه هفته مقدار زیادی چربی رو از دست بده.
یعنی وقتی بعد از هفتهی اول عدد ترازو ۲ یا ۳ کیلو پایین میاد، خوشحال میشی و حق هم داری؛ ولی بیشترش آبه، نه چربی. این رو باید بدونی تا وقتی هفتهی دوم کاهش وزن کندتر شد، ناامید نشی و فکر نکنی «بدنم دیگه جواب نمیده».
به همین دلیله که خیلیها بعد از برگشتن به غذا خوردن عادی، همون چند کیلو رو در عرض چند روز دوباره میبینن و فکر میکنن «همهی زحمتم هدر رفت»؛ در حالی که فقط آب بدن به حالت طبیعیاش برگشته. همون رژیم شوکی که من یه زمانی گرفتم هم دقیقاً همینطور بود: هفتهی اول ۵ کیلو کم کردم و هفتهی دوم ۵ کیلو برگشت.
یه نکتهی ذهنی هم اینجا هست که خیلی مهمه. من در دوران چاقی هر وقت با رژیم چند کیلو کم میکردم، یه حس امنیت عجیب سراغم میومد؛ انگار کاملاً متناسب شده بودم. ولی همزمان یه ترس دائمی از برگشتن وزن هم داشتم. بعدها فهمیدم هر دوی این حسها فرمولهایی بودن که از قبل در ذهنم نوشته شده بودن و هیچ ربطی به وضعیت واقعی بدنم نداشتن، و همین ناهماهنگی ذهنم رو آشفتهتر میکرد.
🔄 چرا اکثر آدمها بعد از این ۷ روز به حالت اول برمیگردن؟
اینجا نکتهی اصلی این مقالهست. 💡 بیشتر کسایی که با یه رژیم شوک یا یه دمنوش خاص شروع میکنن، بعد از چند هفته دقیقاً به وزن و اندام قبلیشون برمیگردن. چرا؟
چون فقط یه ابزار بیرونی رو عوض کردن: دمنوششون، رژیمشون یا برنامهی ورزشیشون. ولی رابطهی ذهنیشون با غذا، با بدنشون و با عادتهای روزمرهشون همون چیزیه که قبلاً بوده. وقتی انگیزهی اول، مثلاً یه مهمونی یا یه عکس، از بین میره، همون برنامههای قدیمی ذهن دوباره فرمان میدن و بدن هم به همون حالت آشنا برمیگرده.
خیلیها این حالت رو اینطوری توصیف میکنن: «بدنم انگار حافظه داره». در حالی که واقعیت اینه که این ذهنه که حافظه داره، نه فقط بدن. تصویری که ذهن از بدن تو ذخیره کرده، مثل یه نقشه عمل میکنه و هر بار که از اون نقشه دور میشی، ذهن تلاش میکنه دوباره برت گردونه.
😔 چرخهی آشنای «امید، تلاش، ناامیدی» از کجا میاد؟
اگه این چرخه برات آشناست، بدون که خیلی از بچههای سایت هم همین رو برام نوشتن. الگوی رایجش اینطوریه: با یه انگیزهی قوی شروع میکنی؛ یه عکس، یه مهمونی یا یه حرف ناخوشایند. چند روز اول با انرژی زیاد پیش میری و نتیجهی اولیه، که بیشترش همون آب بدنه، دلگرمت میکنه. بعد از یکی دو هفته انگیزه کمرنگ میشه، یه وعدهی «فقط همین یه بار» پیش میاد و کمکم همهچیز به حالت قبل برمیگرده.
من این چرخه رو با جزئیاتش یادمه. بعد از هر پرخوری حس شکست داشتم و به خودم قول میدادم «فردا به جبران امروز هیچی نمیخورم»؛ ولی فردا قولم یادم میرفت. همزمان یه صدای دیگه هم در ذهنم بود که میگفت «تو که خراب کردی، اونم بخور». اون موقع فکر میکردم بیارادهام، ولی بعدها فهمیدم اینها برنامههایی بودن که ذهنم سالها تمرینشون کرده بود.
این چرخه تصادفی نیست. ذهن ما به برنامههای آشنا و راحت گرایش داره، حتی اگه اون برنامهها ما رو چاق کرده باشن. خیلی از عادتهای غذایی ما به حسهامون گره خوردن: خستگی، استرس، بیحوصلگی یا حتی جایزه دادن به خودمون بعد از یه روز سخت. من خودم از نوجوونی هر کاری رو که تموم میکردم، مثل درس خوندن یا کمک به مادرم در کارهای خونه، یه صدایی بهم میگفت حالا برو یه چیزی بخور. وقتی فقط برنامهی غذایی یا نوع دمنوش رو عوض میکنی، ولی این برنامههای ذهنی دستنخورده میمونن، ذهن دیر یا زود راه قدیمی رو پیدا میکنه.
برای همینه که خیلی از کسایی که سالها رژیمهای مختلف رو امتحان کردن، هنوز دقیقاً همونجایی هستن که سالها قبل بودن. مشکل توانایی یا ارادهشون نیست؛ مشکل اینه که همیشه لایهی بیرونی رو هدف گرفتن، یعنی غذا و ورزش و دمنوش، نه لایهی زیرین که واقعاً رفتار رو هدایت میکنه.

🧠 چیزی که نتیجهی هفتهی اول رو ماندگار میکنه: تغییر ذهنی، نه دمنوش
اگه تا اینجا با من همراه بودی، احتمالاً متوجه شدی که مسئلهی اصلی پیدا کردن «بهترین دمنوش» یا «بهترین حرکت ورزشی» نیست. مسئلهی اصلی اینه که چرا با اینکه همهی این نکتهها رو میدونیم، باز هم رفتار روزانهمون تغییر نمیکنه یا تغییرش نمیمونه.
لاغری با ذهن دقیقاً برای همین موضوع ساخته شده. بهجای تمرکز روی چیزهای بیرونی مثل دمنوش و دستگاه و رژیم سخت، روی این کار میکنیم که چرا ذهن تو در برابر تغییر مقاومت میکنه، چه باورهایی پشت پرخوری یا بیانگیزگیات هست، و چطور میشه بدون فشار و محرومیت، واکنشهای غذایی رو کمکم شبیه واکنشهای آدمهای متناسب کرد. وقتی این لایهی ذهنی درست کار کنه، دیگه لازم نیست هر هفته دنبال یه ترفند جدید بگردی، چون نتیجه از یه تغییر ماندگار در رفتار میاد، نه از یه میانبر موقت.
این نگاه سه تفاوت اصلی با روشهای رایج داره. اول اینکه بهجای جنگیدن با بدن با محرومیت و فشار، ذهن و بدن رو با هم هماهنگ میکنه؛ یعنی تغییر رفتار غذایی دیگه یه اجبار نیست، بلکه نتیجهی طبیعی یه تغییر درونیه. دوم اینکه سراغ ریشه میره، نه نشونه؛ پرخوری شبانه یا میل دائمی به شیرینی معمولاً نشونهی یه برنامهی ذهنیه، نه خود مشکل. و سوم اینکه چون تغییر از درون میاد، وقتی انگیزهی اول، مثل یه مهمونی، کمرنگ میشه، رفتار جدید همچنان سر جاش میمونه.
اولین قدم من در این مسیر این بود که قبول کردم صددرصد مسئول چاقی و اشتها و پرخوری خودم هستم. اوایل ذهنم مدام مسخرهام میکرد و میگفت «تو لاغر بشو نیستی»، و یادم میانداخت که چند روز گذشته و هنوز هیچ تغییری نکردم. من هم بهش جواب میدادم: «درسته، ولی دارم لاغر شدن رو یاد میگیرم و وقتی به اندازهی کافی یاد بگیرم، روی جسمم هم اثر میذاره.» با همین مسیر حدود ۳۰ کیلو کم کردم، بدون رژیم و باشگاه و قرص، و سالهاست که وزنم برنگشته.
اگه میخوای با اصول کامل این مسیر و نقطهی شروع درستش آشنا بشی، پیشنهاد میکنم حتماً مسیر لاغری من رو بخونی؛ اونجا این مسیر رو از اول و کامل توضیح دادم.
🧭 از کجا بفهمی در مسیر درستی هستی؟
یه نشونهی ساده هست که بفهمی واقعاً در مسیر ماندگاری هستی یا دوباره وارد همون چرخهی آشنا شدی. از خودت بپرس: «اگه انگیزهی اولم، مثل مهمونی یا عکس یا حرف یه نفر، از بین بره، باز هم این رفتار رو ادامه میدم؟»
اگه جوابت «نه» باشه، به احتمال زیاد داری به یه ابزار بیرونی تکیه میکنی، نه به یه تغییر واقعی. ولی اگه میبینی حتی بدون اون انگیزهی اول هم انتخابهای غذاییات آرومتر و آگاهانهتر شده، این نشونهی خوبیه که تغییر از لایهی درست شروع شده.
یه نکتهی دیگه هم اینکه در این مسیر، سرعت معیار موفقیت نیست. کسی که در هفتهی اول فقط نیم کیلو کم میکنه ولی این روند رو ماهها ادامه میده، در طولانیمدت وضعیت خیلی بهتری داره نسبت به کسی که هفتهی اول سه کیلو کم میکنه و هفتهی سوم دوباره همهچیز رو از سر میگیره. لاغری با ذهن به تکرار و تداوم نیاز داره تا جایی که همهی واکنشهات کمکم از فرمولهای لاغری پیروی کنن.
✍️ تمرین: قبل از شروع هر برنامهی ۷ روزه
- یه برگه بردار و بالاش بنویس: «چرا الان میخوام لاغر بشم؟» جوابت رو صادقانه بنویس؛ مثلاً یه مهمونی، یه لباس یا حرف یه نفر.
- زیر جوابت بنویس اگه این دلیل از بین بره، مثلاً مهمونی تموم بشه، باز هم دلیلی برای ادامه داری یا نه.
- به گذشته فکر کن و هر روش سریعی که امتحان کردی رو با یه جمله بنویس؛ اینکه چند روز ادامهاش دادی و چرا رهاش کردی.
- به این فهرست نگاه کن و الگوی تکراریاش رو کشف کن. لازم نیست کار دیگهای بکنی؛ همین که الگو رو ببینی کافیه.
- آخر برگه یه جمله بنویس که از دلت بیاد، نه از ذهنت؛ مثلاً «دوست دارم لاغر موندن رو تجربه کنم». این جمله رو چند روز هر صبح یه بار بخون.
این تمرین قرار نیست چیزی رو از تو بگیره یا محدودت کنه. فقط کمکت میکنه قبل از اینکه دوباره وارد یه چرخهی ۷ روزه بشی، ببینی ذهنت چه برنامهای برات چیده.
📝 برام بنویس
تو هم مثل من بارها برای یه مهمونی یا یه مناسبت دنبال لاغری شکم و پهلو در ۷ روز بودی؟ اون دفعه چه روشی رو امتحان کردی و بعدش چی شد؟ توی قسمت نظرات برام بنویس.
اگه تمرین رو انجام دادی، بنویس چه الگوی تکراریای در فهرست روشهات پیدا کردی. شاید تجربهی تو به یه نفر دیگه کمک کنه که این بار از یه جای دیگه شروع کنه.
اگه دوست داری این مسیر رو قدمبهقدم و با راهنمایی کامل جلو بری، دورهی ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین طراحی شده؛ جایی که بهجای دنبال کردن ترفندهای موقت، روی تغییر ماندگار و واقعی ذهن کار میکنیم. 🌿
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
آیا لاغری شکم و پهلو در ۷ روز اصلاً ممکنه؟
در ۷ روز ممکنه عدد ترازو پایین بیاد و دور شکمت کمی کوچیکتر بشه، ولی بیشترش آب بدن و کم شدن نفخه، نه چربی واقعی. برای همین با برگشتن به غذا خوردن عادی، زود برمیگرده.
چای سبز واقعاً به لاغری شکم و پهلو کمک میکنه؟
اثرش اگه هم باشه خیلی کمه و هیچوقت بهتنهایی جای تغییر نگرش و واکنشهای ذهنی رو نمیگیره. تا وقتی ذهنت همون باشه که بوده، چند فنجون چای سبز بیشتر تغییری در دور کمرت ایجاد نمیکنه.
دونهی چیا برای لاغری شکم و پهلو چقدر اثر داره؟
دونهی چیا ممکنه کمی زودتر احساس سیری بده، ولی چربیسوز نیست. اثرش بیشتر روی ذهنه؛ انتظار لاغری ایجاد میکنه و چند روزی رفتارت رو کمی عوض میکنه، ولی این تغییر نمیمونه.
چرا بعد از رژیمهای سریع وزن دوباره برمیگرده؟
چون فقط ابزار بیرونی عوض شده، نه رابطهی ذهنی با غذا و بدن. وقتی انگیزهی اول از بین میره، برنامههای قدیمی ذهن دوباره فرمان میدن و بدن به همون حالت آشنا برمیگرده.
بهترین راه برای لاغری ماندگار شکم و پهلو چیه؟
راهی که از ذهن شروع بشه. وقتی باورها و واکنشهای غذاییات کمکم شبیه آدمهای متناسب بشه، لاغری دیگه به یه میانبر چند روزه وابسته نیست و نتیجه میمونه.
امتیاز 4.58 از 12 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام ،خیلی قبلا این روش ها تبلیغ میشد دمنوش ،تخم کتان وتخم چیا ،تخم شربتی بخوریدمعده پرمیشه ونمیزاره زیادغذابخوریددمنوش ها فقط اب بدن رو میگیرن من یادمه یکی ازدوستان اون موقع ها دمنوش گرفته بودوخوشحال بودکه داره لاغرمیشه امابمرورمتوجه شدایناهمش کلاهبرداریه درواقع اب بدن روازدست میداده یا میگفتن قبل عذایدونه سیب ویک لیوان اب بخورید همین معده روجمع میکنه همش یجور تلقین هست متاسفانه ماادماعادت کردیم به اینجور تلقین ها عمه خودم برگ کرفس خشک کرده بودمیخوردمیگفت لاغرمیکنه اخه چه لاغری یاچایی سبزی من میخوردم فقط اب بدن رومیگرفت یکی ازبستگانم چقدرچایی سبزمیخورد اون چایی چه چربی میخوادازمن اب کنه یاشکلات تلخ هم همینجورکجاچربی سوزه یامیگفتن حتماباید۸لیوان اب بخورید بمن میگفتن اب کم میخوری چربی سوزی نمیشه منم باورمیکردم الان اب اونقدرنمیخورم نگرش بایدتغییرکنه چرا بعدرزیم وزن برمیگشت چون براساس عملکرددهن نبودهمش فشاربه جسمبود افکار مشوش ذهن ناارام حال بد شکم گرسنه من میومدم ۸تاقاشق برنج میخوردم ازاون طرف ازگرسنگی داشتم هلاک میشدم رزیم یعنی محدودیت وهمیشه ترس داشتم باخوردن دوتا خوراکی کلی وزن اصاف میشه لاغری بایدازسطح افکارباشه ضمیرناخوداگاهم قبول کنه من میتونم باروش ذهنی لاغربشم به شرطی بطورمستمر ادامه بدم وپایبندباشم من بعدرژیم چاقترمیشدم هنوزم هستن افرادی رواوردن به رژیم فستینگ میگن عالیه اونم بمرور نمیتونه جواب گوباشه اگرشکم وپهلوبخواداب بشه روذهن کاربشه وچشم ازجسم برداشته بشه نه کم خوری نه پرخوری تاثیرنداره فقط تغییرباور نباید اینقدرحساس بود ذهن همون چربی هارو اب میکنه بدون اینکه متوجه بشیم گاهی گفتن بااسترس غذانخورچه بااسترس چه باارامش درهردومورد بدن هوشمنده موادمفیدمیگیره زاید دفع میکنه پس اینقدرخودمونودرگیرنکنیم ارامش کلیدموفقیت هست گاهی میگیم وسوس بخوردن میشیم اشتباهه شایدنیازبدن مابه همون اندازست وقتی ذهنموارام کنم ازافکارمنفی ندای بدنمومیشنوم وخداکنه افراددنبال رزیم ،چیزی هایی که چربی سوزنیستن نرن همش تلقین ذهنه فقط روش ذهنی
با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه خوب قبلا که با سایت تناسب فکری آشنا نشده بودم زیاد دنبال اینکه در کوتاه ترین مدت لاغر بشم داخل گوگل زیادنگاه میکردم و هیچ وقتم امتحانشون نکردم آخه باور نداشتم که آدم میتونه تا 7 یا یک ماه چربی های شکم و پهلو هاشو از بین ببره ولی یک واقعیت من این بود که زیاد از چای سبز و دانه چیا در بطری آب می ریختم و استفاده میکردم خوب یکم لاغر میشدم ولی دوباره که مصرف نمیکردم باز دوباره بر میگشتم سر خونه اول حالا که وارد لاغری با ذهن شدم و آموزشهای ورود به سرزمین لاغرهاشدم میفهمم که حالا چای دمنوش لاغری دانه چیا ورزش یا هر کاری که ما انرژی مصرف کنیم باعث لاغری میشه ولی اون اصلا که باید به اندازه نیاز بدنمون غذا بخوریم باید رعایت کنیم عمل کنیم تا این کاهش وزن ما پایدار باشه ما که تا آخر عمر نمیتونیم دمنوش یا هرکاری رو واسه لاغری مون امتحان کنیم باید مثل یک فرد متناسب بدون هیچ کار فیزیکی یا استفاده از موردهای که ما رو لاغر میکنه به صورت طبیعی لاغر باشیم با تشکر از زحمات سایت تناسب فکری
به نام خدای دانا و بخشنده
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
این ذهن شیطون هنوزم با دیدن این جمله که لاغری و شکم و پهلو در هفت روز وسوسه میشه اونم وقتی تو سایت تناسب فکری باشه 🤣
اتفاقا وقتی توی سرزمین لاغرها همچین جمله ای رو دیدم با تعجب خواستم ببینم که همچین چیزی که نداریم پس چرا تو این سایت این موضوع عنوان شده .
چند روز پیش هم گفتم وقتی دوره رو مرور میکردم، گفتم نمبشه انتظار داشت بدن توی یازده هفته تغییر خیلی زیادی کنه، مثلا شکمم تخت بشه، کمرم باریک بشه و یه تغییر خیلی عجیب توی بدنم اتفاق بیفته، بعد با خودم گفتم کسی که سالها برای بدنش تلاش کرده، مگه میشه من انتظار داشته باشم توی چند هفته یه تغییر خیلی بزرگ و اساسی داشته باشم وقتی باورهام هنوز ریشه ای نشدن من همین که تو این مدت رشد درونی ، رفتاری و خیلی چیزای دیگه داشتم خیلی تحسین برانگیزه، ولی برای تغییر فضایی بدن اونم توی یازده هفته انتظارخیلی زیادیه، چه برسه توی هفت روز که واقعا دور از ذهنه.
به نظرم این تبلیغات دقیقا روی همین نقطه دست میذارن، روی میل ما به اینکه بدون سختی، بدون صبر و بدون اینکه خیلی چیزی رو تغییر بدیم، خیلی سریع به اندامی که میخوایم برسیم، هفت روزه، ده روزه، یه ماهه، شکم تخت، پهلو آب شده محاله.
ماها که اکثرا این روشها رو استفاده کردیم خودمون هم خیلی وقتها ته دلمون میدونستیم که این چیزا واقعی نیستن، ولی باز دنبالش میرفتیم چون اون امید توی وجودمون بود، من خودم سالها رژیمهای عجیب و سخت گرفتم، دمنوشهایی خوردم که اصلا قابل خوردن نبودن چون میگفتن توی یه مدت کوتاه شکمت رو تخت میکنه، خودم هم میدونستم این چیزا قرار نیست معجزه کنه، ولی باز انجامش میدادم.
الان که به گذشته نگاه میکنم، نمیخوام خودم رو بابت اون اشتباهات سرزنش کنم، چون اون موقع آگاهی امروز رو نداشتم، ولی میتونم قبول کنم که اشتباه کردم و ازشون یاد بگیرم.
به نظرم تغییر واقعی این نیست که یه چیزی رو خیلی سریع به دست بیاریم و دوباره خیلی سریع هم از دستش بدیم، تغییر واقعی یعنی کم کم باورها و رفتارمون تغییر کنه و این تغییر رو زندگی کنیم ،حتی خود من وقتی وارد سایت شدم، برای خودم یه هدف بلند مدت و هدفهای کوتاه کوتاه در نظر گرفتم و خدا رو شکر همین که میفهمم تغییر واقعی زمان میخواد، خودش یه آگاهی خیلی مهمه، من دیگه دنبال یه اتفاق یک شبه نیستم، میدونم باید این مسیر رو زندگی کنم و اجازه بدم تغییرات کم کم اتفاق بیفتن.
شاید شکم و پهلو در هفت روز تغییر عجیب و غریبی نکنه، ولی من میتونم توی همین هفت روز یه قدم برای تغییر ذهنم بردارم، یه باور قدیمی رو بشناسم، یه رفتار اشتباه رو کمتر کنم و یه قدم به خود واقعی و سالمترم نزدیکتر بشم .
خدا رو واقعا شکر میکنم که توی این مسیر قرار گرفتم، شکرگزار هدایت و حمایتش هستم، شکرگزار آموزشهای استاد هستم و شکر گذار وجود استاد عطارروشنم و از همه مهمتر از خودم ممنونم که دارم تلاش میکنم این آگاهیها رو فقط نشنوم، بلکه کم کم توی زندگیم اجراشون کنم و زندگی کنم 🌸🙏🏻✨️
سلام و درود وقت عالی بخیر
دقیقاً همینطوره که میگید. این وسوسههای “هفت روزه” همیشه هستن، حتی وقتی ذهنمون میدونه داستان چیه.
ولی نکته طلایی صحبتهاتون اینجاست که دیگه خودتون رو بابت گذشته سرزنش نمیکنید و ازش درس گرفتید. این یعنی رشد واقعی!
همین که متوجه شدید تغییرات ریشهای و پایدار، زمانبر هستن و باید “زندگی بشن”، خودش بزرگترین دستاورده.
دیگه دنبال معجزه یک شبه نیستید و این یعنی دارید مسیر درست رو قدم به قدم طی میکنید.
مهم نیست شکم و پهلو توی هفت روز چقدر تغییر میکنه، مهم اینه که شما توی همین هفت روز، ذهنتون رو چقدر قویتر میکنید، باورهای اشتباه رو چقدر کمرنگ میکنید و چقدر به خودِ واقعی و سالمتون نزدیکتر میشید. اینا همون قدمهای کوچیک و روزمرهای هستن که در نهایت منجر به تغییرات بزرگ و پایدار میشن.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
ممنونم استاد عزیز 🙏🏻🌸
واقعا ازتون ممنونم که همیشه با حرفهاتون کمک میکنید نگاهم عمیقتر بشه. الان بیشتر از قبل میفهمم که قرار نیست با یه نتیجه سریع همهچیز عوض بشه، باید این تغییرات رو زندگی کنم و ادامه بدم. همین آگاهی برای من یه دستاورد بزرگه.
با دلگرمی و انرژیای که از شما میگیرم و آموزشهای بی نظیرتون قدم به قدم ادامه میدم و امیدوارم بهزودی خبرهای قشنگی براتون داشته باشم 🌸🙏🏻