«نفرت از چاقی به هیچوجه شما را لاغر نمیکند، اما قطعا میتواند به چاقتر شدن شما منجر شود.
وقتی از چاقی متنفر میشویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد میشود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاقتر شدنمان هموارتر میکند.»
🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!
سالها با اضافه وزن دستوپنجه نرم کردم. توی اون سالها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤
هر چی بیشتر سعی میکردم لاغر بشم، نتیجه کمتری میگرفتم و این نفرت تو دلم بزرگتر میشد.
نفرتی که آرومآروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

🧠 به خودم میگفتم:
- «تو عرضه نداری!»
- «نه میتونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
- «از پس هیچچی برنمیای!»
و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کمارزشی میکنی.
به جمعها نمیرفتم، از نگاه مردم فرار میکردم، و حتی نمیتونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣
اون زمان فکر میکردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!
میگفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد میشد.
حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف میزدن بدم میاومد. 🤐 احساس میکردم همه دارن نگاهم میکنن، قضاوتم میکنن، پشت سرم پچپچ میکنن…
🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظههای زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر
سالها بود که با اضافهوزن زندگی میکردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقتفرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔
این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کمکم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی میدیدم که هیچوقت نمیتونه رژیم بگیره، هیچوقت نمیتونه موفق بشه، هیچوقت…
و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️
اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نهتنها لاغر نمیشم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوانتر هم میشم.
🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!
سخت بود… خیلی سخت!
برای من، چاقی نماد تمام رنجهام بود. چطور میتونستم چیزی رو بپذیرم که فکر میکردم زندگیم رو خراب کرده؟
ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی بهمعنای تسلیم شدن نیست…
یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️
هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا میشدم، بیشتر میفهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.
و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋
شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشتهم. بخشیدم اونهایی رو که منو مسخره کرده بودن.
و حتی بخشیدم خودم رو… برای سالهایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂
✨ وقتی ذهن سبک میشه، جسم هم همراهی میکنه
بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک میشد… و باورم نسبت به تغییر قویتر میشد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸
تغییرات ذهنی کمکم در جسمم هم ظاهر شد. و مهمتر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.
جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚
🧠💬 اگه تو هم سالهاست با چاقی در جنگی، ازت میخوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…
💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمیکند… بیشتر درگیرت میکند!
یکی از مهمترین درسهایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:
✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگیت چسب میخوره!»
اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی میکنه! 😖
🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر میکنه؟
ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه میکنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!
- ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
- ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
- ✅ بیشتر ازش شاکی باشی
🧠 ناخودآگاه فکر میکنه اون چیز خواستنیه و شروع میکنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت میکنه!
پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامهریزی میکنی! 😳
چرا؟ چون اون نمیفهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط میبینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگتره!
📌 این فقط در مورد چاقی نیست…
- از بیپولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی میشی.
- از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو میبینی.
- از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت میبره!

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح
نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.
یه چرخهی تخریبگره که به مرور باعث میشه از خودت، بدنت، گذشتهت، و حتی آدمهای اطرافت فاصله بگیری.
و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه میداره.
یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:
«افرادی که با بدنشون با نفرت برخورد میکنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»
تلاش برای لاغری از روی تنفر، نهتنها کمکی نمیکنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.
💚 راه درست چیه؟
به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.
پذیرش یعنی:
- قبول کنی که الان این شرایط هست
- خودت رو بابتش سرزنش نکنی
- مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨
پذیرش یعنی بگی:
«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و میتونم تغییر کنم.»
در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.
تنها در صورتی که با چاقی، بیپولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، میتوانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖
نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠
آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع میشود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان میشود.
💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر میکند که به چاقتر شدن شما منجر میشود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمیدهد بلکه شما را به آن بیشتر میکشاند.
🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاقتر شدن صادر خواهد کرد.
✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖
مرحله اول:
برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.
برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شدهاند.
من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شدهاید.
مرحله دوم:
برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.
خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.
بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمولهای جدید در ذهن خود ایجاد کنید.
برای اینکار میتوانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود میبینید اشاره کنید.
- من وقتی میبینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا میخورد لذت میبرم.
- من وقتی میبینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقهاش رو میپوشه لذت میبرم.
مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.
مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….
هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.
احساس میکنید شما هم میتوانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمیبینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفتهاید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
هنرجویان لاغری با ذهن
خانم لیلا جعفری نیا از تهران
هنرجوی لاغری با ذهن
خانم نگین از کرج
خانم ریحانه از قم
امتیاز 4.05 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به دوستان واستاد گرامی جلسه ۱۰ لاغری من از زمانیکه در مسیر چاقی قرار گرفتم با محدودیتهای اضافه وزن مواجه شدم از نوع شدیدش چون بعد اززایمان یک دفعه در عرض ۹ماه ۲۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم واقعا وحشتناک بود قابل قبول برام نبود مشکلاتم شروع شد برای مانتو ولباس خریدن ی جور اعتماد بنفسم از دست دادم افسردگی بعد از زایمان از سوی دیگه اعصابم که دیگه نگو خیلی تحت فشار بود دیگه هر کاریم میکردم لاغری موندگار نبود واینها همه باعث شد که من اضافه وزنم مجبور بشم قبول کنم ودر برابرش احساس عجز وناتوانی کنم واینها باعث شد که نفرت از چاقی درمن بوجود بیادوخیلی سخت بود برام قسمت دوم تمرین اینکه به لاغری فکر کنیم وقتی لاغرشدیم چه اتفاقاتی تو زندگیم بوجود میاد من از وقتی لاغر شدم اینکه ی احساس خوبی دارم ارامش دارم دوست دارم هی برم جلوی اینه وخودم ببینم ولدت ببوم از جسمم که به تناسب اندام رسیدم لدت ببرم که به وزن ایده الم رسیدم باورم نمیشه خیلی لذت بخشه از خوشحالی دارم بال درمیارم دیگه با غرور تمام میرم بوتیک لباس میخرم دیگه حق انتخاب دارم دیگه لباس ورنگ مورد علاقه مو میخرم دیگه منتظر نمیشه فروسنده چه پیشنهای بمن میده دیگه سرشاراز اعتماد بنفس شدم دیگه دنیا راه برم خسته نمیشم از پله ها راحت بالا میرم دیگه احساسم خوبه دیگه ارامش درونی دارم دیگه با حرص ولع غدا نمیخورم وحول نمیزنم وفقط با دهانم غذا میخورم وبا حسام غدا نمیخورم چشم وگوش بینی لامسه دیگه فکرم عمل ورفتارم باهم هماهنگن دیگه با ترس ولرز غذا نمیخورم وبعدشم عداب وجدان وسرزنش لاغری تو خیلی از جهات زندگیم تاثیر گداشته دیگه اثری از بیماریهام نیست و نیازی به دارو ندارم دیگه احیاس میکنم ۱۰سال جونتر شدم وهر وقت یادم میافته که چقد لاعر شدم شدم از خدای مهربونم واستادم تشکر میکنم وشکر گداری میکنماز وقتی که من لاغر شدم دخترمم لاغر شده وبه تناسب اندام رسیده بینهایت خوشحالم ی معجزه تو زندگیم رخ داده خیلی وقت بود که منتطر این لحظه بودم خدایا شکرت
به ناااااامِ خداااایِ هدایتگر و مهربان
تمرینِ روزِ دهم.
علت هایِ نفرت از چاقی:درست از بعدِ ازدواجم و شروع به چاق شدنم،از چاقی نفرت پیدا کردم.توسطِ اطرافیانم حتی به شوخی مسخره میشدم.هر وقت میرفتم جلویِ آینه از خودم بدم میومد.هر وقت که میرفتم لباس بخرم حالم بد میشد و به جایی رسیده که من چند ساله که اصلا لباس نخریدم.اصلا برام مهم نبود که چی بپوشم.چون همیشه احساسم بد بود.هر وقتکه خانومی رو میدیدم که چاقه حتما از اطرافیانم میپرسیدم که اون چاقه یا من؟که انقدر این حرکتو تکرار کرده بودم که اطرافیانم هر وقت یه خانومِ چاق میدیدن به شوخی سریع به من میگفتن که تو چاقتری.همیشه احساسِ خفگی و سنگینی داشتم.باعث شده بود که همیشه تنبل باشم و و و
اگه من لاغر بشم چه مزایایی واسه من داره؟
به محضِ اینکه به تناسبِ اندام برسم سرشار از احساسِ عاااالی و عشق و شادی میشم.البته اینو هم بگم که این شادی و احساسِ خوب رو باید در مسیرِ به تناسبِ اندام رسیدن داشته باشیم و خداروشکر من تا الان داشتم و دارم سعی میکنم از مسیر لذت ببرم تا به هدفم برسم.
من متناسب بشم کلی لباسایِ قشنگ و سایزِ اندامِ جدیدم میخرم با رنگهایِ متنوع.
کلی زرنگ و با انگیزه میشم.
خودمو دوست دارم و به خودم عشق میورزم.
گهگاه خودمو به یه رستورانِ عااالی دعوت میکنم و اینبار با لذت غذا میخورم نه با ترسِ از چاق شدن.
همیشه سبک هستم.
خیلی راحت اضافاتِ غذاهایی که خوردم رو دفع میکنم و به هیچ وجه یبوست ندارم.
اصلا پا درد و کمر درد ندارم.
در جمع ها به راحتی حضور پیدا میکنم.
سنم خیلی پایینتر میاد و صورتم خیلی بشّاش و شادتر میشه
فقط لذت میبرم.
و به خودم تبریک میگم و خودمو تحسین میکنم که تونستم به هدفم برسم.(با لذت از مسیر).
و از خدایِ خودم و هدایتم به این مسیرِ زیبا تشکر میکنم.
از استادِ گرانقدرم هم تشکر میکنم.
😘😘😘
نشان های دریافت شده
مزایای لاغر شدن.
وقتی من لاعر بشم سبک میشم راحت میتونم راه برم بلند بشم بشینم تمام کارهامو بدون اینکه نفس نفس بزنم انجام بدم
میتونم هر مدل لباسی که دلم میخواد سایز ۴۰ بخرم بپوشم و لذت ببرم
هر رنگی هر مدلی
وقتی لاغر بشم صورتم جوان تر و زیباتر و شفاف تر میشه
وقتی لاغر بشم شادتر میشم و حال روحی بهتری پیدا میکنم
وقتی لاغر بشم اعتماد بنفس زیادی میگیرم و حالم خوب میشه
وقتی لاغر بشم میتونم تمام ورزش هایی که دوست دارم مثل کوهنوردی صخره نوردی و اسب سواری ورزش های رزمی رو انجام بدم
وقتی لاغر بشم به راحتی با بچه هام بازی میکنم و از اوقات فراغتم لذت بی حدی میبرم
وقتی لاغر بشم لباس ورزشی سایز ۴۰ خوشکل میگیرم و باهاش به پیاده روی میرم
وقتی لاغر بشم زندگی برام قشنگ میشه دنیا برام زیبا میشه خوشکل میشم جواب میشم خوش بو میشم واز دیدن خودم لذت میبرم
وقتی لاغر بشم طول عمر من بیشتر میشود و سلامتی در من هزار برابر میشه
نفرت از چاقی :
خوب که فکر میکنم به گدشته ی خودم میبینم بعد از ازدواج من درگیر این چاقی شدم و به قول استاد من از اون زمان ته به الان مثل یویو همیشه در حال بالا و پایین اومدن وزنم بودم مخصوصا در بارداری هام اصافه وزن خیلی شدیدی پیدا میکردم و تنفر از چاقی داشتم ولی اوج این اصافه وزنم و تنفرم از چاقی با ترس شدید از چاقی دوباره برای من در چند سال قبل به خاطر بارداری دومم اتفاق افتاد که من با قد ۶۴ شدم ۱۰۰ کیلو و در حین بار داری به خاطر اصافه وزن شدیدم زیر نطر دکتر تغدیه بودم و بعد از زایمانم واقعا در شوک این همه چاقی و اصافه وزن بودم و چاقی در همه جای من پیدا بود صورت مچ دست و مچ پا تا شکم و ران و باسن و همه جای بدنم در گیر چاقی بود و من هر روز با دیدن خودم ناراحت و متنفر از جسمم میشدم و تازه کلی هم باید به خاطر شیر دهی عداها بخورم که همچنان باعث شده بود نتونم هیچ اقدامی برای لاعری خودم بکنم تا جایی که گفتم حالا که نمیشه غدا خوردنم رو تغییر بدهم بهتر هست یه فعالیتی داشته باشم و پسر ۴ ماهه ام رو میزاشتم و روزی یه ساعت میرفتم پیاده روی و یادم یاد زمانی که این تصمیم رو گرفتم خواستم کفشهای ورزشی که قبلا در باشگاه میپوشیدم رو پام کنم که پیاده روی کنم و دیدم که اصلا پای من نمیره و بیشتر ناراحت و متنفر میشدم
یا اینکه دچار زانو درد شده بودم که یکی از اطرافیانم به شوخی بهم گفت که وای دیگه تو هم افتادی به روعن سوزی و هر روز یه جات مشکل داره و من بیشتر متنفر میشدم از جسمم و چاقیم
و یا هر روز به مانتوهای گدشته ام نگاه میکردم که اصلا نمیشد تنم کنم ولی به زور دستام رو رد میکردم و میدیدم که چه او ضاعی دارم بازم متنفر میشدم
و من به خاطر تنفر از جسمم بعد از زایمان از روز ۵ یا چهارم شکم بند طبی میخریدم و از صبح تا شب حتی گاهی در خواب هم به خودم میبستم که شکمم رو نبینم و از سایز خودم متنفر بودم طوری که همه مسخره میکردن تو این شکم بند همیشه بهت بسته هست و میخندیدن که خفه میشی و من تا یک سالگی پسرم حتی بیشتر شکم بند داشتم حد اقل روزی ۶ ساعت که شکم و پهلوها رو نبینم حتی گاهی حساسیت میزد پوستم ولی دوست نداشتم شکم خودمم رو ببینم
و چون در نهایت با اصافه وزنم کنار نیومدم چهار ماه بعد از زایمانم به دکتر تغذیه رفتم و رزیم و به دنبال اون لاعری عالی ۵۸ کیلو رو داشتم ولی چه فایده که ماندگار نبود و ا از همین مقطع من دیگه ترس از چاقی و تنفر از چاقی رو با هم داشتم و شرایط خیلی سختی رو تجربه میکردم که اصلا نه ارامش داشتم نه لدتی در خوردن داشتم نه جسمم در وزن ثابتی بود و نه روحیه خوبی داشتم تا با این سایت اشنا شدم ودر مسیر صحیح قرار گرفتم
و اما حالا در مورد مزایای لاعر شدنم و فروع متناسبم مینویسم
لدت خوردن عدا در هر وعده غدایی بدون ترس و نگرانی که ارزوی من بوده و قبلا فقط عداب وجدان میگرفتم از عدا خوردن ولی حالا فقط لدت میبرم
حق ازادی و انتخاب در غذاها بدون حرص و ولع داشتن
سبکی و رها بودن از درونم احساس میکنم و در لباسهام حس میشه طوری که اطرافیانم به من میگن
با اعتماد به نفس بیشتری در همه جا حاصر میشم
جسمم رو خیلی قدرتمند و توانا در خلق خواسته ام میبینم
بهترین حالت روحی رو با خودم و اطرافیانم پیدا کردم
بهترین لباسها و تیپ رو به راحتی میتونم داشته باشم و دارم
ازادی در خرید کردن که هر چی بخواهم به راحتی
در زمان کم میخرم مخصوصا در مسافرت امسال که من با فرصت خیلی کم در حد دو سه ساعت رفتم بازار و کلی یه عالمه خرید عالی از مانتو لباس خونگی رنگ شاد و شال و کفش،و …. خریدم و بی نهایت لدت بردم چون هر چی میخواستم و دست میزدم سایز من میشد بینهایت سپاگزار خدا هستم برای تمام لحطات زندگیم
اصلا محدودیت عدایی ندارم و هر چیزی رو که من سالها هست نخوردم دارم میخورم و تجربه میکنم شاید باورتون نشه من این اواخر نه مربا نه خامه نه تخم مرع سرخ شده و .خیلی چیزها … نخوردم ولی حالا در این جسم لاعرم و قشنگم هر چیزی رو که بخواهم میخورم و لدت میبرم
و من با لاغری تونستم به خود شناسی برسم و به بهترین روابط با همه حتی همسر و فرزندانم و اطرافیانم برسم و من بیشترین لذت زندگیم رو در همین دوران لاعری با دهن دارم میبرم
بازم من در دوران لاغری با دهن یاد گرفتم به خودم و به همه عشق بدم و متقابلا همه هم به من عشق میدن و به همه چیز با دید مثبت و قشنگ نگاه میکنم که واقعا نصیب هر کسی نمیشه این نگاه قشنگ به همه چیز
من ارتباط بسیار خوبی با خدای درونم دارم که بازم در دوران لاعری با دهن به این مسیر قشنگ هدایت شدم و دارم ایمان و توکل واقعی رو میفهمم
من در لاعری با ذهن چهر ای جوان تر و شاداب تر و زیبا تر پیدا کردم و هر جا میرم بازم به من میگن خدا یا بازهم شکرت
من در لاعری بادهن اصلا اثری از کمر درد و زانو درد نمیبینم در خودم به لطف خدای مهربونم و جسمم رو غرق در نور و عشق و لدت کرده ام
من با لاعری باذهن و رفتن در دورهای رایگان و نتیجه گرفتن در استفاده از بقیه ی مطالب سایت هم مشتاق شدم که دیدم به زندگی و تمام دنیای اطرافم تغییر کرده
من با لاغری با ذهن و این جسم جدیدم که تمام لباسهای دوران تناسبم برام تنگ شده بودن دوباره اندازم شدن و میپوشم و بی نهایت خوشحالم که دارم دوباره لاعری رو تجربه میکنم و تمام لباسهای اخیری که خریدم برام گشاد شدن
من با لاعری بادهن و این جسم جدید متناسبم دارم به چیزی که نیست ایمان میارم الان اون وزن دلخواهم رو ندارم ولی ایمان دارم که من به دستش میارم و بهش میرسم و خیییلی نزدیکم و فاصله ی زیادی باهاش ندارم شاید از نطر خیلیها الانم خوب باشم ولی من جسم ۵۹ کیلویی خودم رو میخواهم که قبلا داشتم و از دستش دادم دوباره به دستش میارم چون عاشق لاعریم
و لاغری با دهن تنها راهی هست که باعث میشه همیشه ما در تناسب دلخواهمون باشیم و به لطف خدا اصلا ترس و ناراحتی و نگرانی ندارم که از دستش بدم
نشان های دریافت شده
💖بنام خدای مهربان💖
🌹سلام خدمت استاد عزیز و دوستان شاد متناسبم 🌹
💝تمرین فایل دهم دوره رایگان لاغری با ذهن💝
نفرت من از چاقی درست مال زمانی بود که با تمرینات ذهنی و روحی و تغییر دائمی رفتار و عادتهام هیچ مهارتی نداشتم و در تمرین فایل هفتم دوره رایگان به طور مفصل از مسائلی که باعث نفرت من از چاقی شده بود توضیح دادم اونوقتا فکر میکردم لاغر شدن سخت ترین کار دنیا باشه و در گمراهی عمیقی بودم و مدام خودم رو با شکنجه روحی و روانی و جسمی 💔 با زور و اجبار و کنترل دائمی خودم میخاستم به لاغری برسم که این آزارها منو فقط مقدار اندکی میتونست تغییر بده و روز به روز اعتماد به نفسم پایین تر میومد و شکست پشت شکست همیشه به جای حل کردن صورت مساله فقط با عجله زیاد منتظر نتیجه درخشان بودم که زهی خیال باطل 😂
هر چی بیشتر سعی میکردم و اراده واقعا فولادی داشتم از لحاظ جسمی چاقتر میشدم و از لحاظ روحی ضعیف تر و عصبی تر مدام همه منو سرزنش میکردن و خودمم بدتر از همه حتی دلنوشته های دوران نوجوانیم رو دارم و اونموقع هام مینوشتم ولی فقط انرژی منفی بیشتر و حال روحی وخیم تری رو برای خودم رقم میزدم و سرتاسر از خودم به تنفر شدیدی که از خوم داشتم و بی عرضه بودن خودم اشاره کردم😂
و جذب بیشتر و بیشتر شدن چاقی که خواست من نبود ولی سفارش دائم و مجدد این طعم ناخوشایند در زندگیم بود بدون اینکه آگاه باشم ناخودآگاهم پر بود از افکار ناشی از خشم و نفرت چاقی به هیچ عنوان نه کسی منو قبول داشت نه خودم تو روابط همیشه آویزون همه بودم و میدونستمم هیچ کس از من خوشش نمیاد چون خودم رو دوست نداشتم حتی وقتی لاغر هم شده بودم پس از رنج و فشار شدید باشگاه و رژیم بسیار غلط خودم بازم هیچ نوع اعتماد به نفس و آرامشی نداشتم ۷۰ کیلو شده بودم ولی باز هم راضی نبودم و هنوز فکر میکردم تا هدف نهاییم خیلی فاصله دارم راه رفته رو نمیدیدم و هیچ لذتی از مسیرم نمیبردم و تمام اینا کمک میکرد به نفرت شدیدتر😅 عاشق عالم و آدم بودم جز خودم همه رو به خودم ترجیح میدادم که هنوز کمی از اون فرمولها تو ذهنم هستن و به یاری خدا عوض میشن 😅ویس خواهرم که به جای مادرم هست(ریحانه از قم) که همگی با هم اواخر رژیمهای سخت و ناکامیهای فراوان داشتیم همراه با تنفر از چاقی بیشتر😁
با تمرینات فوق العاده استاد خوبم و تلاش لذت بخش این مسیر درستش میکنم و فقط خودم مسئولشم 😍 الان نه تنها از چاقی نفرت ندارم بلکه چاقی رو سکوی پرتاب خودم میدونم 😍 چاقی رو هم عشقه😂 که سبب آشنایی و هدایتم به مسیر لذت بخش با همراهان بسیار عالی شده من اگر چاق نبودم هیچ وقت لذت لاغری با ذهن رو نمیچشیدم هیچوقت تا این حد که عاشق خودم و خدای مهربونم شدم رو درک نمیکردم پس چاقی نفرت انگیز نیس این من بودم که در مسیر اشتباهی و انحرافی نفرت انگیزش کرده بودم مسئولش من بودم نه هیچ بنی بشر یا قرص و بیماری دیگه ای نه خدای مهربونی که از سر ناشکری بهش گلایه میکردم خدایا چرا من چاقم 😂😅
عاشقتم خدا جونم منو ببخش بخاطر انتخابهای غلطم و بسیار سپاسگزارم که راهنمای فوق العاده و بسیار پر تلاشی مثل استاد عطارروشن رو سر راه زندگی من قرار دادی این نعمت بی نظیر که فقط خودم ارزشش رو میدونم و (همچنین سایر ساکنین این سرزمین البته ) درک کردم بخاطر تمام تغییرات و حال خوب و آرامشی که الان دارم روحم به شدت سبک و پرنشاط و پر انرژی مثبت شده که همه رو مدیون چاقی و شکستهایی هستم که سالها ازش متنفر بودم چاقی به خودی خود سخت و نفرت انگیز نیس به شرط تغییر اساسی فرمولها و میتونه مقدمه پیروزی باشه قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید خیلیا شجاعت ندارن و ترسو هستن و هنوز اسیر دکتر و رژیمن و من خیلی خوشحالم از نعمت شجاعت و اعتمادی که به ذهنم و استادم کردم 💗💗💗خدایا شکرت 💖
🌹من متناسب در سرزمینی پا گذاشتم مثل آلیس در سرزمین عجایب و شگفتی ها هستم هر روز کلی نکات عالی و فوق العاده در این سرزمین یاد میگیرم و با لذت و بدون فشار به عملم در میاد بدون ذره ای احساس ناراحتی برعکس احساس آرامش عالی دارم اونم به صورت ناخودآگاه و اتوماتیک وار🌹خدایا سپاسگزارم💖 استاد عزیزم ممنونم بخاطر درسهای بزرگ و بذل و بخشش فراوانتون و راهنمایی های فوق العاده تون 💐 خیر دنیا و آخرت نصیبتان و گوارای وجودتان💐
🌹من متناسب زندگیم سراسر خوشبختی و حال خوش و شناخت درون خودم و خدای درون زیبایم و قلب سراسر پر مهر و عطوفت شده ام و به خودم به شدت عشق میورزم و خودمو دوست دارم و دلم حتی برای دیدن خودم تنگ میشه و پر میکشه تو آینه خودمو ببینم و لذت میبرم و به خودم لبخند عمیق میزنم و رضایت دارم و برق شادی در چشمام موج میزنه بی اغراق 🌹 خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب در روابطم کلی دچار تغییر شده ام و تمام اطرافیان با من رفتارشون روز به روز داره عوض میشه و بهتر خدا شاهده تا زمانی که کاملا به هدفم برسم چقدر روزافزون خواهد شد 🌹خدایا سپاسگزارم💖
🌹من متناسب از همین مسیر پر آرامش درسهای خیلی خیلی بزرگی گرفتم از تمامی دوستان که با لطف فراوانشون نتایج عالی که گرفتن رو مینویسن و ما رو در شادیشون شریک و سهیم میکنند و غرق در لذت و معنویت شده ام تا آخر مسیر لاغری چه ها شود 🌹 خدایا سپاسگزارم 💖
🌹 من متناسب در عبادت و پرستش واقعی خدا که از ترس نیس بلکه سراسر عشق به خداست و زندگی با طعم خدا آشنا شدم و شناختم و حتی به گفته استاد عزیزم لاغری عبادته و من مستم از این عبادت پر از شور و اشتیاق و میتونم از تمام نعمت ها و برکات خدا استفاده کنم بدون دخالت شیطون از نحوه استفاده کردن مواد غذایی برای اینو بخور 😂و اونو نخور😠 هیچ چیزی در دنیا وجود نداره که به من آسیب برسونه😊 چون ذهن قدرتمندم درست انتخاب میکنه و فقط به مقدار نیاز واقعی مصرف میکنم و مدیر کارخانه لایقی دارم که انبارها رو به هیچ عنوانی پر از ذخایر بدرد نخور و بی مصرف نمیکنه چون میدونه همیشه نعمت خداوندی هست و خدا هست و خدا هست و بدن من سطل زباله نیست و هیچ وقت محرومیت و محدویت وجود نداره و به ذهنم با فرمولهای بازسازی شده و درست اعتماد دارم🌹 خدایا سپاسگزارم💖
🌹من متناسب در امور خانه داری به شدت پر انرژی و شاداب هستم و تمام وظایفم رو به نحو احسنت انجام میدم و غرق در لذتم از اینهمه کارایی و قدرت جسمی فوق العاده و بی نظیرم و عصای مادر و پدرم هستم و عاقبت بخیری فوق العاده دارم و از اینکه میتونم بهشون خدمت کنم غرق در لذت هستم 🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب در سلامتی کامل روحی و جسمی هستم و هیچ مانعی در برابر احساس شادی و خوشبختی من بر سر راهم نیست و با خواهر زاده هام غرق در بازی و خوشگذرانی و تفریح همه جوره هستم و جسمم درد و ناراحتی کلا از وجودش رفته و هر کاری که قبلا ارزوم بود انجام بدم برای کلاس زبان کلاس خطاطی و تمام کارهایی که دلم میخاد انجام میدم و مسافرتهای فوق العاده میرم و شادانه به همه جا پرواز میکنم با سبکبالی و لذت فراوان و بار اضافی که نیستم برعکس باری از دوششون برمیدارم و محدویت حرکتی ندارم و بدنم منعطف و ورزیده و پرقدرت شده🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب در پول و ثروت و خوشبختی غرقم چون با آموزشهای درست و فوق العاده استاد بزرگوارم و خرید تمامی دوره هاشون به مراحل عالی و بالایی در تمام امور زندگی دست یافتم و همه راز و رمز خوشبختی را روز به روز بیشتر یاد میگیرم و به عملم تبدیل میشه به آسونی و لذت و هیچوقت هیچوقت از آموزشهای جدید در مراحل بالاتر دست بر نمیدارم چون استاد پر تلاش و فوق العاده ای راهنمای منه به لطف و کمک خدا🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹من متناسب الگو و راهنمای به شدت قدرتمند و پر انرژی تبدیل شدم که تمام دوستان و آشنایان و اطرافیان و عزیزانم از من یاد خواهند گرفت و میفهمند با قدرت ذهن به همه جا خواهند رسید فقط کافیه که بخوان مثل من و این نیرو کاملا واقعیه و شگفت انگیز و امید وجود اونا رو هم پر میکنه مثل من که یاد گرفتم و موفق شدم که بزرگترین ارزوم کمک به عزیزانمه تا اونام طعم شیرین خوشبختی رو بچشن و درک کنن 🌹خدایا سپاسگزارم 💖
🌹متناسب شدن با قدرت ذهن اسان ترین کار دنیاست 🌹
💖در جهانم همه چیز زیبا و نیکوست و خوشبختی منو احاطه کرده و کاملا طبیعیه💖
🌹۵۰ کیلویی شدنم حتمیه و زیبایی و لاغری حق منه 🌹
💖من لیاقت خوشبختی و رسیدن به همه آرزوهای دست یافتنی ام رو دارم و به آن میرسم 💖
🌹خدا جون و استاد شگفتی سازان بی نهایت سپاسگزارم 🌹
نشان های دریافت شده
آفرین دوست عزیزم به این انرژی فوق العاده ونتایج درخشان وعالی واستمرارتون خداروشکر که دوستان عالی متعهد در دوره ها هستند. ممنون از نوشته عالیتون
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
نفرت از چاقی یعنی چی؟ یعنی خیلی از کارها رو میخوای انجام بدی ولی به خاطر چاق بودن نمیتونی…
چطور نفرت از چاقی در من به وجود آمد؟
1. موقع خرید کردن لباس همیشه احساسم بد بود چون لباسهایی که دوست داشتم اندازم نبود و همیشه مجبور بودم لباسی که اندازم میشد رو بخرم.
2. خیلی از جشن تولدها و مراسم های عقد و عروسی رو به خاطر اضافه وزن شرکت نمیکردم چون روم نمیشد که برم.
3. توی جمع های دوستانه، اکثرا با دوستام عکس نمیگرفتم چون از اضافه وزنم خجالت میکشیدم.
4. ورزش مورد علاقه من والیبال بود که به خاطر اضافه وزن نمیتونستم درست انجامش بدم.
5. موقع وزن کردن و دیدن عدد بالا رفته روی ترازو خیلی حالم گرفته میشد.
6. زمانی که توی آینه اندام خودم رو نگاه میکردم خیلی خودم رو سرزنش میکرد که این چه اندامی که تو داری.
7. زمانی که دانشجو بودم هم اتاقیام اصرار میکردن که بیا بریم استخر شنا کنیم اما من هیچ وقت نرفتم چون ذهنم پیش بینی نگاه تحقیرآمیز دیگران رو میکرد.
لاغر شدن چه مزایایی برای شما به ارمغان میاره؟
1. با متناسب شدنم سلامتی کامل دارم و به راحتی کارای روزمره ام رو انجام میدم.
2. از خرید کردن لذت میبرم و هر لباسی که دوست داشته باشم رو میخرم.
3. از دیدن خودم توی آینه احساس شور و شعف دارم.
4. الگوی خوبی برای دیگران میشم و بقیه هم مشتاق میشن که از مسیری که من به هدفم رسیدم اقدام کنند.
5. احساس آرامش دارم چون به هدفم که تناسب اندام بوده، رسیدم.
6. عکسم در آلبوم شگفتی سازان سایت تناسب فکری قرار میگیره.
7. رابطه ام با خدا بهتر میشه و شکرگزار داشته هام هستم و دیگه گله و شکایتی در کار نیست.
8. احساس موفقیت دارم چون اضافه وزن سالها برای من مسئله حل نشده بود.
9. با افتخار در مراسم ها و جمع های دوستانه حضور پیدا میکنم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم
من ریحانه عطری زاده هستم از قم وویس من هم هست استاد گذاشتن وقتی گوش کردم به خاطرات تلخ گذشته دلم برای خودم سوخت و کلی گریه کردم البته صدای دخترم هست چه روزهای سختی بود فکر می کردم غذا نخورم لاغر میشم یا فکر می کردم برای همیشه می شه غذا نخورد آن قدر فشار می آوردم به خودم که لاغر بشم ولی فایده نداشت داشتم با چاقیم می جنگیدم وقتی از نخردن بهم فشار می آمد مثل ابگرم کن می شدم با ولع زیاد غذا می خوردم ولی حالا همه چی می خورم تازه کلی دوست پیدا کردم خدای درونم فرشته درونم که اسمشو گذاشتم هستی و ذهنم با کمک این سه تا مریضی های که داشتم از خودم دور کردم و با کمک ذهنم خیلی کارها می تونم انجام بدم با خانم منفی باف هم خوب شدم هر وقت چیزی یادم میده می گم باشه ولی انجام نمیدم چون دیگه حرفاش رو می شناسم وقتی قدرت ذهن خودمو شناختم خیلی کمکم می کنه توی بمباران افسردگی بدی گرفتم هر ماه باید میرفتم دکتر کلی دارو بهم میداد و می گفت باید با دارو کنترلت کنیم یا باید بستری بشی همش داروهای خواب اور
ولی من به ذهنم گفتم صدای صوت که منو اذیت نمی کنه به صدای صوت گوش کردم و نترسیدم که حالم بد بشه خوب شدم به همین راحتی خوب شدم
وقتی ذهنم میگه غذا نخور بسه سیر شدی دیگه نمی خورم حتی اگر یه قاشق مونده باشه دیگه به فکر هیچ غذایی نیستم وقتی میل ندارم نمی خورم مثل متناسبا دیگه به فکر هیچ رژیمی نیستم
لاغر شدم ولی نمیدونم چقدر مونده که ۵۰ کیلو بشم حالم که خوبه شاد هستم خودم هم خیلی دوست دارم و اطمینان دارم به هدفم میرسم استاد میگن لاغر شوید قبل از اینکه لاغر شویدمن هم لاغرم لباس های که دوست دارم میپوشم و جلو آینه می ایستم می رقصم
و شاد هستم
از استاد عزیز هم سپاسگذارم هرچی دارم از استاد دارم لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام استاد .من چجوری میتونم با خود شما تماس داشته باشم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیزم خسته نباشید همه دوستان اول اینکه بنویسم چطور نفرت از چاقی در من به وجود اومد موقع خرید لباس همیشه احساسم بد بود هیچوقت لباسی که خودم دوست داشتم گیرم نمیومد یا رنگ مورد علاقم نبود یا سایزم و بیشترشونم کارم یسره میکردم میگفتن تک سایز است واینقدر دانبال لباس میگشتم که آخر سر خسته میشدم و کساهایی هم باهام بودن غر میزدن بهم ومجبور میشدم هرچی اندازم باشه بگیرم و سوالم همیشه این بود این نوع لباس به تن میچسپه یا نهه و توضیح براش میدادم به دلیل چاقی دلم نمیخاد بچسپه خلاصه بعد خرید هم هیچ لذتی ازش نمیبردم چون سلیقه من نبوده انتخاب من نبوده فقط اندازم میشده همین وخیلی از خودم بدم میومد وخودم سرزنش میکردم موقع عکس گرفتن خیلی بدم میومد چون میگفتم زشت میفتم تو عکس وبیشتر وقت از عکس گرفتن با بقیه فرار میکردم یا بعدش میگفتم بدین نگاه کنم اگه زشت بودم خودم حذف میکردم تو عکس و یه حس بدی از خودم داشتم و اصلا خودم دوست نداشتم موقع عروسی رفتن از رقصیدن باز فرار میکردم و احساسم بد بود میرفتم خودم تو سرویس دستشویی قایم میکردم که یکی بهم نگه بیا بریم برقصیم یا مامانم سرزنشم کنه بگه نگاه دختر مردم تو هم برو وهیچ لذتی نمیبردم وهمش نفرتم بیشتر میشد از چاقیم موقعی تو آینه خودم نگاه میکردم خودم سرزنش ناتوان نشون میدادم واز خدا شکایت میکردم این چه بدنیه به من دادی آبروم برده و همش میگفتم این شکم پهلو من زشت کرده و کلی حرف بار خودم میکردم موقع خوردن غذا وقتی زیاد میخوردم مورد سرزنش مامانم قرار میگرفتم منم سر لج با خودم میگفتم هرچی میخاد بشه بعدش پشیمون میشدم نتونستم جلو خودم بگیرم و حالم از خودم بهم میخورد موقع پیاده روی یا از پله بالا رفتن زود خسته میشدم و نفس نفس میزدم و بازم نفرت ازچاقی بیشتر میشد همش احساس بد سرزنش حرفها دیگران دیگه اعصاب آرامش برام نداشته بود شکست های مکرر در لاغری وموقعی خاستگار میومد همون لحظه یه باور قوی تو ذهن شروع میکرد به گفتگو که تورو با این وضعیت اصلا نمیخاد تو زشتی بدهیکلی چاقی واین چاقی شده بود برام کابوس ودقیقا بهم میخورد ونمیومد دیگه از بس موج منفی داده بودم دلم نمیخواست توجمع شرکت کنم چون ازخودم متنفر بودم واز هیکلم بدم میومد واعتمادبنفسم صفر بود دیگه. وحالا مزایای لاغری ,:احساس خوشحالی زیاد شور اشتیاق انرژی زیاد موقع خریدلباس هر رنگ مدل جنسی دلم بخواد میخرم واین خودش عالیترین حس است احساس آزادی ولباس های قدیمم برام گشاد شدن هرنوع غذایی که دوست داشته باشم وهرچقد دلم بخواد میخورم بدون اینکه سرزنش دیگران قرار بگیرم یا خودم پشیمون شم از کارم الگو دیگران قرار میگیرم و شاید امیدی بشم برای افراد چاقی که افسرده شدن سر چاقی وافتخار به خودم که میتونم به چنین افرادی کمک کنم و بهشون بگم چکار کردم متناسب شدم و بهشون امید بدم شما هم میشد خیلی راحت میتونم تو جمع حاضر بشم با سربلندی و عشق به خودم دیگه خسته نمیشم موقع پیاده روی یا از پله بالا رفتن خسته ام نمیکنه دیگه و تواینه با افتخار شور شوق خودم نگاه میکنم واز اندامم لذت میبرم تو عروسی شور شوق رقصیدن دارم وازش فرار نمیکنم تو عکس گرفتن لذت میبرم از خودم و کلی عکس خوشکل میندازم توجمع با دوستان و اعتماد به نفسم از صفر به هزار میرسه ایمانم به خودم از صفر به هزار میرسه و روابط عالی بینظیر جذب میکنم ودر روابطم با بقیه عالی میشه وبقیه کارها برام انجام دانش وبهشون رسیدن خیلی آسون میشه از ثانیه به ثانیه زندگیم لذت میبرم عشق به خودم زیاد میشه و یه تولد دوباره است برام و زندگی که آرزوم بود بهش رسیدم و کلی لذت میبرم احساسم خوب میشه و احساس خوب مساوی است با اتفاق ها خوب من مطمعنم همه چی زندگیم تغییر میکنه و به کل خواسته هام میرسم ودیکه نفرت ترس بدبینی نسبت به خودم حرفها دیگران حرفها منفی سرزنش خودم ناامیدی همش تموم میشه وجاش خوشبختی میگیره و تازه شروع میشه زندگی جدیدم واین روش لاغری با ذهن کاملترین روش برای لاغری است وراحترین واسون ترین روش است یه روش شیرین آسون با کلی مزایا دیگه که آدم از صفر به صد میرسونه باتشکر از همه که وقت گذاشتن و مطالب خوندن
نشان های دریافت شده
سلام سلام اومدم با کلی خبر خوب .
ذهن من با من موافقت کرده برای اینکه به لذت بیشتری برسم عدد ترموستاتم رو روی ۶۰ تنظیم کنم .
نمیدونم الان چند هستم ولی عدد ذهنیم ۶۰ شده .
خودش بهم گفته خوراک ذهنی ۶۰ به من بده تا آنچه از بیرون دریافت میکنی ۶۰ باشه .
من توجهم رو از روی مواد غذایی مورد نیاز برای بیشتر از ۶۰ کیلو برمیدارم .
ذهنم خیلی دقیقه . دقیقا میفهمه برای وزن ۶۰ کیلو چه مقدار مواد غذایی برای بدنم لازمه .
اون دقیقا با احساسم بهم میگه الان کافیه .
ذهن من به انضباط فکری عالی رسیده .
البته بهم گفته روزی نیم ساعت تردمیل هم بزنی دیگه فوق العاده است . ولی یادت باشه با حال خوب . حوصله نداشته باشی نه . به هیچ عنوان خودتو مجبور نمی کنی که احساست بد بشه . ما قراره در پیاده روی لذت ببریم . هرچی بیشتر لذت ببری یعنی در مسیر موفقتری .
من روی فرمولهای ذهنم کار می کنم .
میخوام تعهد بدم که بیام و هر روز اینجا بنویسم .
فعلا یه دوره ی ۱۱۰ روزه برای خودم در نظرم گرفتم تا به این شیوه عادت کنم .
من ایمان دارم نتیجه ی من بعد از ۱۱۰ روز حتی فراتر از انتظارم خواهد بود . 🤗🤗🤗🤗🤗
من الان دارم هدفگذاری میکنم .
شاید تا الان هدف خاصی مد نظرم نبود ولی چند روزه دلم میخواد هدف بزارم . پس از هدفگذاری کردن لذت میبرم .
خودم رو در هدف تجسم میکنم ایمان دارم به راحتی بهش میرسم .
خیلی قابل دسترس میبینمش .
خیلی ازش لذت میبرم .
راستی یه خبر خوش دیگه موهای من دوباره دارن مشکی میشن 😍😍😍😍
من دوباره دارم جوان میشم . 😍😍😍😍
هرچقدر لاغرتر بشم احساس جوانیم بیشتر و بیشتر میشه . هرچقدر لاغرتر بشم جوانتر میشم .
من تعهد میدم که بیام و اینجا از عملکردم بنویسم . البته دوستان یه وقت فکر نکنید چون من دارم از این راه میرم شما هم باید از این راه بریدا . نه شما کاری رو انجام بدید که بهتون لذت میده و حالتون رو خوب میکنه .
من در وضعیت کنونی احساسم بهم میگه اگه این کارها رو انجام بدم حالم بهتره و بیشتر و بیشتر میتونم لذت ببرم .
وگرنه من میدونم وقتی میخوابم خواب منو خیلی لاغرتر میکنه . چون خوابیدن خیلی خیلی به چربی سوزی کمک می کنه . ولی دیگه اونم تا زمانیکه حال آدم رو خوب میکنه اثر داره وقتی حالت بد میشه یعنی موقع تغییر انرژیه .
احساسم میگه من عالی میتونم عمل کنم . چون عملم خیلی قدرتمنده . کاری که بهم لذت بده رو به طور کامل انجام میدم .
الان میخوام تعهد بدم ۱۱۰ روز به سمت هدفم گام بردارم گرچه همین حالا هم هدفم رو حس میکنم و میدونم در اواسط راه به هدفم میرسم ولی ۱۱۰ روز قرار دادم که بگم اصلا عجله ای ندارم .
من ۶۰ کیلو هستم .
من از لاغر شدن لذت میبرم .
من از لاغر بودن لذت میبرم .
من به لاغر شدن عشق می ورزم .
من از پیاده روی کردن لذت میبرم .
تنها و تنها برای لذت بردن پیاده روی می کنم .
من از نخوردن غذایی که نیازم نیست لذت میبرم .
من از سبک شدن لذت میبرم .
وقتی لاغرترم نشست و برخاستم خیلی بهتر است .
وقتی لاغرترم از اینکه در جمع حاضر شوم بیشتر لذت میبرم .
وقتی لاغرترم از اینکه خودم را در آیینه نگاه کنم لذت بیشتری میبرم .
خواسته ی من لاغریست .
وقتی لاغرترم از نگاه دیگران به خودم بیشتر لذت میبرم .
من به خواسته ام توجه می کنم و از بودن آن لذت میبرم .
من در لاغر بودن اعتماد به نفس بیشتری پیدا میکنم .
من در لاغر بودن احساس توانمندی بیشتری میکنم .
لاغر بودن برای من به راحتی خلق میشود .
من تعهد میدهم کانون توجهم را روی لاغر شدن نگاه دارم .
من تعهد میدهم از چاقی صحبت نکنم و به آن توجه نکنم . من از چاقی نفرت ندارم . اما چاقی را نمیخواهم . لاغری را میخواهم . پس خواسته ی من لاغریست . پس به آن توجه میکنم . به خواسته ام توجه میکنم و در مورد آن صحبت میکنم و کاری را انجام میدهم که احساس لاغری را در من نگاه دارد .
من تعهد میدهم در مورد لاغر بودن صحبت کنم . در مورد لذت لاغری . در مورد راحت بودن لاغری .
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست .
روند لاغری در من ادامه دارد .
من هم اکنون بسیار عالی هستم ولی در وزن ایده آلم بسیار عالی تر میشوم .
لاغر شدن برای من خیلی راحت شده است .
لاغر شدن هدف هرروز منست .
لاغر شدن سبک زندگی منست .
لاغر شدن سبک دائمی زندگی منست .
من در لاغر بودن به لذت فراوانی میرسم .
عضلات شکم من تخت تخت هستند و بسیار خوش فرم هستند .
ران پاهایم باریک و کشیده است .
ساق پاهایم باریک و کشیده است .
بازوهایم باریک و کشیده است .
ساعد دستهایم باریک و کشیده است .
من از لاغری ام لذت میبرم .
قد من بلند و کشیده است .
من از راه رفتنم هنگام لاغر شدن بیشتر لذت میبرم .
من هرگز محدودیتی برای خودم ایجاد نمیکنم .
هرکاری با لذت انجام میدهم .
من از خوردن تا حدی لذت میبرم که برای وزن ۶۰ کیلو مورد نیاز است .
ذهن من هرجور خودت راحتی . مرا از راحتترین راه و زیباترین و لذتبخش ترین و نزدیکترین راه به هدفم برسان . من از بودن در این هدف لذت میبرم .
من از تصور لاغری لذت میبرم .
وقتی تنها نیم ساعت پیاده روی میکنم و از خوردن غذاهای اضافه پرهیز میکنم زمانهای بیشتری میتوانم در احساس لاغری بمانم و به خورد و خوراک توجهی نداشته باشم و روی باورهایم کار کنم .
من اعتقاد دارم عمل به اندازه خوردن و روزی نیم ساعت پیاده روی را برای ذهن منطقی ام انجام میدهم که او راضی شود و اجازه ی رویا پردازی به من بدهد تا بتوانم خودم را در وزن ایده آلم بیشتر تجسم کنم . تا بتوانم لذت بیشتری را از لاغری احساس کنم . ذهن منطقی من خیلی دقیق است . من باید او را راضی نگهدارم تا او اجازه ی راحت لاغر شدن را به من بدهد .
او این دو کار را از من خواسته . آن هم با لذت . به زور اثری ندارد .
حتما بایدلاغری را برای خودم لذتبخش و آسان کنم تا اجازه ی اجرای باورهای لاغر کننده را به من بدهد .
امروز روز اول تعهد من با لاغری در دوره ی ۱۱۰ روزم بود . نیم ساعت پیاده روی ام را با لذت انجام داده ام و تا زمانی که بخوابم هم از نخوردن غذاهای اضافه لذت میبرم . از خوردن غذای مورد نیازم هم لذت میبرم .
ما بقی روز را هم در رویا پردازی در وزن ایده آلم و سایر خواسته هایم و لذت بردن از داشته هایم سپری می کنم .
خدایا بابت این روز عالی از تو سپاسگزارم .
نمیدونم تعهد روز دومم رو در کدوم قسمت سایت مینویسم . ولی حتما مینویسم تا لذت بیشتری از عمل به تعهد روزانه ببرم .
تعهد دادن خیلی لذت بخش است .
من امروز با لاغری تعهد بستم . چقدر لذت بردم . چقدر عالی بود این تعهد . چقدر حال مرا خوب کرد و عمل به این تعهد تا آخر شب خیلی بیشتر حال مرا خوب میکند و احساس توانمندی و آرامش و هدفمند بودن به من میدهد .
خدایا سپاسگزارم .
با سلام خدمت استاد محترم و دوستان عزیز
من امروز رفتم لباسی تهیه کردم مانتویی خریدم که برام کوچیک هستش به امید پوشیدن اون در آینده ای نزدیک ، به نظرتون کار درستی کردم؟ من ۱۲ روزه با این سایت و فایل ها اشنا شدم خیلی عالی و تاثیر گذار بوده برام خدارو شکر اشتهام خییلی کم شده ولع و حرصم نسبت به غذا از بین رفته
بله ممنونم فعلا تستش نمیکنم تا روزی که اندازه اون لباس بشم