0

توقف نفرت از چاقی (قسمت دهم)

نفرت از چاقی
اندازه متن

«نفرت از چاقی به هیچ‌وجه شما را لاغر نمی‌کند، اما قطعا می‌تواند به چاق‌تر شدن شما منجر شود.

وقتی از چاقی متنفر می‌شویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد می‌شود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاق‌تر شدنمان هموارتر می‌کند.»

🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!

سال‌ها با اضافه وزن دست‌وپنجه نرم کردم. توی اون سال‌ها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤

هر چی بیشتر سعی می‌کردم لاغر بشم، نتیجه کمتری می‌گرفتم و این نفرت تو دلم بزرگ‌تر می‌شد.

نفرتی که آروم‌آروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

نفرت از چاقی

🧠 به خودم می‌گفتم:

  • «تو عرضه نداری!»
  • «نه می‌تونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
  • «از پس هیچ‌چی برنمیای!»

و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کم‌ارزشی می‌کنی.

به جمع‌ها نمی‌رفتم، از نگاه مردم فرار می‌کردم، و حتی نمی‌تونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣

اون زمان فکر می‌کردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!

می‌گفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد می‌شد.

حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف می‌زدن بدم می‌اومد. 🤐 احساس می‌کردم همه دارن نگاهم می‌کنن، قضاوتم می‌کنن، پشت سرم پچ‌پچ می‌کنن…

🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظه‌های زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر

سال‌ها بود که با اضافه‌وزن زندگی می‌کردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقت‌فرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔

این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کم‌کم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی می‌دیدم که هیچ‌وقت نمی‌تونه رژیم بگیره، هیچ‌وقت نمی‌تونه موفق بشه، هیچ‌وقت…

و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️

اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نه‌تنها لاغر نمی‌شم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوان‌تر هم می‌شم.

🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!

سخت بود… خیلی سخت!

برای من، چاقی نماد تمام رنج‌هام بود. چطور می‌تونستم چیزی رو بپذیرم که فکر می‌کردم زندگیم رو خراب کرده؟

ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی به‌معنای تسلیم شدن نیست…

یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️

هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا می‌شدم، بیشتر می‌فهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.

و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋

شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشته‌م. بخشیدم اون‌هایی رو که منو مسخره کرده بودن.

و حتی بخشیدم خودم رو… برای سال‌هایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂

✨ وقتی ذهن سبک می‌شه، جسم هم همراهی می‌کنه

بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک می‌شد… و باورم نسبت به تغییر قوی‌تر می‌شد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸

تغییرات ذهنی کم‌کم در جسمم هم ظاهر شد. و مهم‌تر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.

جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚

🧠💬 اگه تو هم سال‌هاست با چاقی در جنگی، ازت می‌خوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…

💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمی‌کند… بیشتر درگیرت می‌کند!

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:

✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگی‌ت چسب می‌خوره!»

اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی می‌کنه! 😖

🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر می‌کنه؟

ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه می‌کنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!

  • ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
  • ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
  • ✅ بیشتر ازش شاکی باشی

🧠 ناخودآگاه فکر می‌کنه اون چیز خواستنیه و شروع می‌کنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت می‌کنه!

پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامه‌ریزی می‌کنی! 😳

چرا؟ چون اون نمی‌فهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط می‌بینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگ‌تره!

📌 این فقط در مورد چاقی نیست…

  • از بی‌پولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی می‌شی.
  • از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو می‌بینی.
  • از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت می‌بره!
آرزوی لاغری

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح

نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.

یه چرخه‌ی تخریب‌گره که به مرور باعث می‌شه از خودت، بدنت، گذشته‌ت، و حتی آدم‌های اطرافت فاصله بگیری.

و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه می‌داره.

یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:

«افرادی که با بدن‌شون با نفرت برخورد می‌کنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»

تلاش برای لاغری از روی تنفر، نه‌تنها کمکی نمی‌کنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.

💚 راه درست چیه؟

به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.

پذیرش یعنی:

  • قبول کنی که الان این شرایط هست
  • خودت رو بابتش سرزنش نکنی
  • مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨

پذیرش یعنی بگی:

«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و می‌تونم تغییر کنم.»

در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.

تنها در صورتی که با چاقی، بی‌پولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، می‌توانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖

نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠

آموزش‌های دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع می‌شود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان می‌شود.

💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر می‌کند که به چاق‌تر شدن شما منجر می‌شود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمی‌دهد بلکه شما را به آن بیشتر می‌کشاند.

🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاق‌تر شدن صادر خواهد کرد.

✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖

مرحله اول:

برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.

برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.

نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟

نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شده‌اند.

من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.

من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.

شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شده‌اید.

مرحله دوم:

برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.

خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.

بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمول‌های جدید در ذهن خود ایجاد کنید.

برای اینکار می‌توانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود می‌بینید اشاره کنید.

  • من وقتی می‌بینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا می‌خورد لذت می‌برم.
  • من وقتی می‌بینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقه‌اش رو می‌پوشه لذت می‌برم.

مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.

مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….

هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.

احساس می‌کنید شما هم می‌توانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمی‌بینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفته‌اید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

هنرجویان لاغری با ذهن

خانم لیلا جعفری نیا از تهران

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.05 از 167 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=11477
145 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۴ ۱۶:۳۵
      مدت عضویت: 1829 روز
      امتیاز کاربر: 545 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 400 کلمه

      سلام برهمگی

      از وقتی پذیرفتم که مسولیت چاقی با منه و هیچ غذایی با زور نمیخاست وارد بدنم بشه واین من بودم که باورهای غلط رو تو ذهنم کاشتم و هر روز بزرگتر وبزرگتر می شد از خودم خجالت کشیدم به دو دلیل 

      اینکه اشتباه خودم رو گردن معده ام انداختم که حتمن اون زود احساس گرسنگی  بهم میده وازش متنفربودم .

      دوم اینکه من مدتها داشتم از خودم فرار میکردم اینکه لباسهای رنگ شاد نمی پوشیدم غذاخوردنم رو محدود کردم وحین گرسنگی به خودم عذاب میدادم و با تنفرغذا میخوردم 

      مرتب خودمو با ترس  وزن میکردم و سرزنش های اطرافیانم که هرموقع باهم بحثمون میشد احساسمو بدمیکرد .که کمترغذابخور .

      مانتوها ولباسهایم که هرسری تنگ ترمیشدن واندازم نبودن وهرمانتویی میخریدم یه چندتا دکمه دیگه هم بایستی جلوش میزاشتم تامانتوم خوب ایستادگی داشته باشه اعصابمو بهم میریخت .

      پیاده روی توضلع گرما که ازنفس میافتادم و.. همه این موارد باعث شد که هر سری بیشتر ازخودم بدم میاد وبیشتر ازخودم فاصله بگیرم و منو چاقی شدیم تو دوتا جبهه مخالف . 

      خوب همش میشه ضعف درمقابل چاقی. نفرت از چاقی . نفرت از خودم و بدنم واطرافیانم .و کم حوصله شدن و زود واکنش عصبی نشون دادن .

      حالا که من و این مهمان خارجی آشتی کردیم دیگه به خاطر ش خودمو از هیچی محروم نمیکنم

       و خودمو تو محدودیت نمیزارم

       هر جا دلم میخادمیرم واونو هم دنبالم میبرم بدن منه

       هیچ وقت بدیش رو نمیگم 

      وهرلباسی دلم بخاد بدون محدودیت جسمی میخرم . 

      خودمو تحسین میکنم وباعشق برای خودم کادو میخرم . 

      و هرغذایی دلم خاست باحس خوب میخورم .

      به سرزنش های اطرافیانم توجه نمیکنم  ..

      مزیتهای متناسب شدن .

       قدم ۱۶۳هست و وزنم بشه ۵۸ میشم مونکن مونکن.

      اعتمادبه نفسم میره بالا.

      هرلباسی دلم خاست میپوشم .

      هرغذایی دلم خاست میخورم .

      به هرجا میرم وعکس بگیرم عکسم زیباترمیشه.

      به راحتی میدوم .

      به هرمکان تفریحی و ورزشی باحس غرور میرم .

      کلی باورهای غلط که با چاقی گره زده بودم همش رفع میشه.

      صورتم و بدنم جمع وجورتر وجوان تر میشه وازدیدنشون لذت میبرم .

      راحت میتونم بلوز وشلواربپوشم .

      آرامشم بیشتر میشه.

      ارتباطم با خدام بهترمیشه چون میدونم دیگه زندگیم دست خودمه .

      باعث میشه به خودم ایمان داشته باشم که کاری نشد نداره .

      روابطم بهتر میشه.

      غذاخوردنم با آرامش میشه مثل انسان . واین خیلی لذت بخشه.

      ماه رمضان به راحتی روزه میگیرم .

      دوره های دیگه استاد رو هم کم کم میخرم چون دلم قرص تر میشه که اینها شعارنیست و مثل دوره انگیزشی نیست .

      و به رویای متناسب شدن میرسم .و…

      ممنون از زحمات استاد عزیز که وقت میزارن برای بهتر کردن زندگی ما .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۴ ۰۵:۵۸
      مدت عضویت: 2204 روز
      امتیاز کاربر: 2265 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      فایل “گام هشتادو هفتم : توقف نفرت از چاقی”:

      بگذارید این تمرین را اینطوری شروع کنم. من تا حالا معنای نفرت را دقيقا نمیدونستم.اینکه بیشتر به چیزی مثل چاقی فکر کنیم، به معنای نفرت از ان است چون ذهن ما کلمات را خوب میشناسدو میتواند تشخيص بدهد، ولی جملات ما را نمیفهمد.

      به دو مثال زیر توجه کنید:

      “من عاشق لاغری هستم” و کلمه لاغری را ذهن من از جمله من برداشت میکند.  “من لاغر هستم و از خودم راضی ام.” باز ذهن من کلمات لاغر و راضی را برداشت میکند.  

      پس نگفتن حتی جملاتی درباره چاقی ، یاافراد چاق ، یاتجربه واشتباه چاقی ؛خودش عاملی کمک کننده است به لاغری و متناسب شدن ما.

      من دیروز یک تک پوش سایز Small با  یکLegging سایز Small پوشیدم.  از دیدن خودم خیلی لذت بردم.  خیلی خوب و عالی شده بودم.

      مرتب از جلوی اینه رد میشدم و قربون صدقه خودم میرفتم. من ديوانه نشده بودم بلکه برای اولین بارعاشق تیپ خودم شده بودم.

      اتفاقا انروزهیچ کس هم بهم نگفت چه خوش تیپ شدی ، ولی خودم از دیدن خودم یک روز کامل لذت بردم.  این عالی است.

      منتظر ديگران نباشید که جمله ای به شما بگویند. این مهم بودن قضاوت ديگران درباره ما ،در همه جای فرهنگ ما به طریق مثبتی جا افتاده است. به نظرم کاملاً اشتباه است چون ما برای خودمون زندگی میکنیم نه برای ديگران.

      دوستان ، وقتش است جهان را ببینید ، برای خودتون زندگی کنید فقط گذر عمر را مشاهده نکنید.Living better OR living longer

      ما کدام از موارد فوق را دنبال میکنیم ؛زندگي با لذت بیشتر و مسافرت و شادی و هیجان و خنده و دعا و توکلLiving better را یا زندگی باعمر طولاني تر و در یک خانه ساکن بودن و یک شغل داشتن ویک روتین و زندگی تکراری را دنبال کردن Living longer.

      مزایای لاغری و تناسب اندام مورد دلخواهم چیست ؟

      1.من هر لباسی را دوست دارم میخرم و بدون پرو کردن میخرم. 2.من عکسهای قدی بیشتری از خودم میگیرم. 3.من اعتمادبه نفس بالاتر ی پیدا میکنم. 4.من در رفتن به مهمانی یا مجلس عروسی پیشقدم میشوم. 5.من احساس بهتری نسبت به خودم پیدا میکنم. 6.من بیشتر خودم را دوست میدارم. 7.من زیباتر به نظر میایم.

      شاد و متناسب باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۳۰ ۱۶:۴۲
      مدت عضویت: 1859 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 17 کلمه

      استاد عزیز ما هم خداروشاکریم که دراین راه با،شما وروش شما اشنا شدیم به امیدموفقییت روزافزون شما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۷ ۱۶:۳۹
      مدت عضویت: 2489 روز
      امتیاز کاربر: 6280 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,209 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

      فایل صوتی امروز :

      هر کس به فایلها عمل کنه نتایج عالی  براش به وجود میاد و اما این نتایج ایتدا از تغییر فرمولهای ذهنی به وجود میاد اول هم احساس آرامش در ما ،به وجود میاد و بعد  احساس شادی  در ما به وجود میاد که قرار لاغر بشیم و بعد ترس از خوردن نداریم و بعد مغز ما فرمانهای متفاوتی میده .

      مثلا طرف یه هفته هست شیرینی دلخواه رو در یخچال داره ولی میل به خوردن نداره در واقع افرادی که روی خودشون دارن کار میکنن و  به راحتی از خوردن صرف نظر میکنن و هیچ ادا در آوردنی در کار نیست پس اول تغییر در احساس هست و بعد در رفتار هست و بعد در جسم تغییر به وجود میاد پس عجله نکنید و مرتب خودتون رو وزن و سایز نکنید چون ما داریم موانع ذهنی رو بر می داریم و بک مانع این بود که بپذیریم لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست و جایگزین  فرمول غلط لاعر شدن خیلی هست بکنیم 

      لاغری با ذهن کار ساده ای هست و اما یک مانع دیگه هست که ما باید از اون اطلاع داشته باشیم و اگر بر طرفش  کنیم هم روند چاقتر شدن متوقف میشه و هم در مسیر تناسب قرار میگیریم .

      یکی دیگه از موانع لاعری که در ذهن همه ی افراد چاق هست نفرت از چاقی هست و این نفرت به  شکل ترس از چاقی هم خودش رو نشون میده و اما نتیجه ی این نفرت چاقی بیشتر هست نتیجه ی ترس از چاقی چاقی بیشتر هست .

      از هر وقت چاقی شما شروع شده مثلا بعد از ازدواج چاق شدی و متوجه چاقی شدی و کلی محدودیت پیدا کردی این به مرور تبدیل به نفرت و ترس از چاقی میشه یعنی خیلی کارها رو باید انجام بدی که به خاطر چاقی انجام نمیدی خیلی حرفها میشنویی که دوستشون نداری اما به خاطر چاقی اونها رو میشنویی خیلی …. همه ی اینها باعث نفرت میشه و چون این نفرت استمرار پیدا میکنه چون هر بار خواستی لاعر بشی و نتو نستی نفرتت  از اون بیشتر شده و یا هر بار رفتی لباس بخری و لباس دلخواهت رو نخریدی نفرتت از چاقی بیشتر شده و در مراسمات احساس خوبی نداشتی و باعث نفرتت از چاقی شده .

      اضافه وزن خیلی با جسم شما مشکل خاصی نداشت ولی فشار اضافه وزن ده ها برابر به ذهن و روح شما فشار میاره و تصمیم گیری و شخصیت و اعتماد به نفس ما رو داغون میکنه و وجود ما رو داغون میگنه دررحالی که جسم ما میتونه کارهاش رو خودش انجام بده پس همیشه اضافه وزن باعث فشار روحی به ما شده .

      من همیشه در خرید لباس اذیت شدم و هیچ وفت در دوران چاقی  اونها سلیقه ی من نبود و همین اقدام به خرید  کردن هر بار فشار  بیشتری به من میورد و من از چاقی نفرت بیشتر میکردم و من چقدر در تفریح و گردشها همیشه استرس و نگرانی داشتم چون نمیتونستم خیلی فعالیتها رو انجام بدم مثل کوهنوردی و دویدن و شنا کردن و … و اینها همه فشار هست که به ما وار میشه و همین فشار باعث میشه به شدت از چاقی نفرت کنیم و یا  ترس داشته باشیم  .

      من چون بارها اقدام کردم و نشد  که برای همیشه لاغر بشم  بنابراین من داشتم چاقی رو میپذیرفتم و احساس ناتوانی میکردم و احساس میکردم نمیتونم لاغر بشم و این هم یک مانع بسیار بزرگ هست .

      نفرت از چاقی باعث میشه ما مغلوب اضافه وزن بشیم و اگر باور کنیم نمیتونبم لاعر بشیم هر کاری بکنیم لاغر نمیشیم و اگر باور کنیم میتونیم لاغر بشیم لاغر میشیم .

      فکر کن ببین چقدر از چاقی خودت  نفرت داری و جاهایی که به خاطر اضافه وزنت مسخره شدی و  … رو به یاد بیار و این نفرت باعث غالب  شدن چاقی بر ما میشه ما باید از چاقی متنفر نباشیم و  به خودمون بگیم این چاقی مثل مهمان ناخوانده هست که به زودی از جسم من بیرون میره و دیگه چاقی اسمش رو نزار که بگی چاقی مال من هست و در واقع خودتون رو از زیر سلطه ی چاقی خارج کنید و بگید خودمون به اشتباه به وجودش آوردیم و حالا داریم از دستش میدیم .

      همانطور که به وجودش آوردیم حالا هم میتونیم از دستش بدیم روند اصافه وزن خیلی آرام بوده طوری که جسم ما هیچ مشکلی با پذیرفتن اون نداشته و اگر یک دفعه به وجود بیاد ما مشکل پیدا میکنیم مثل خانمهای باردار که بعد از اون در حالت شک قرار میگیرین به خاطر اضافه وزن .

      و اما ما باید چاقی رو مثل حلبهای روغن ۴ کیلویی در نظر بگیریم که داریم با خودمون تعدای رو حمل میکنیم  مثلا من سه تا رو با خودم داشتم حمل میکردم و اما با بودن در سایت و کار کردن روی خودم تونستم  دوتا رو  تقریبا زمین  بزارم و یکی دیگه رو فکر کنم دارم شایدم بیشتر نمیدونم .پس بپدیرید روند اضافه وزن یک روند آرام   هست .

       خیلی از سودجیان وعده های لاغری رو در زمان مشخصی میدن که مطمعن باش دروغ میگن  و نمیشه مشخص کرد در چه زمانی چه مقدار کم میکنی چون به خیلی ازپارامترهای  درونی  بستگی داره نوع فکر و باور شما و ….و هرکس برای لاغری زمان تغیین کرد بدون اون روش درست نیست و شما رو فقط گول میزنن پس  عجله نکنید برای لاعر شدن چون بعدش کلی مشکل برای شما پیش میاد  مثل ریزش موو شل شدن پوست و ….و شما رو ناراحت میکنه و اما در این روش به بدن فرصت داده میشه که خودش رو هماهنگ کنه و هیچ مشکل خاصی به وجود نمیاد و نداشتیم و لاغری  با قدرت ذهن کاملا صحیح هست و اگر به دنبال لاغر شدن سریع هستید به دنبال این روش نباشید .

      تنفر از چلقی باعث میشه ما ناتوان بشیم در مقابل چاقی که ما نمیتونیم لاعر بشیم و اما ما باید اون تنفر  رو به  انگیزه و اشتیاق تبدیل کنیم و این تنفر از طریق خودمون و اطرافیان و با محدودیت و حرفها و کارهای خودمون و بقیه در ما به وجود اومده اما از امروز به بعد دیگه در مورد چاقی حرف نزنید و خودتون زرو سرزنش نکنید و در مورد لاعری تحقیق نکن و یا در اینه از خودت متنفر نباش و …تا تنفر از چاقی در ما کمرنگ بشه 

      و از همه مهتر به مزایای لاعر شدن فکر کنید و بگید اگر من لاعرر بشم چه تغییری در من به وجود میاد و  یا چه بیماری از من رفع میشه و چه لذتهایی رو میتونم ببرم پس به جای مشکلات چاقی  به مزایای لاغری فکر کنید درسته سخته که به لاغری که نیست توجه کنیم و اما هنر ما همین هست که به ذهن یاد بدیم به چیزی که نیست توجه کنیم به جای نفرت و تنفر از چاقی .

      ما باید  سعی کنیم به لاغری توجه کنیم با نشاط و شادی و ارتقا رابطه با همسرت و .. فکر کن و ببین چه تغییراتی در شما به وجود میاد و تصویر سازی ذهنی کنید و به چیزی که نیست توجه کنید در قران خداوند هم گفته مومن کسی هست که به غیب ایمان داره یعنی به خدایی که نمیبینه  ایمان داره و اگر من به اون لاغری که وحود نداره اطمینان کنم که به  وجود میاد حتما اتفاق میفته  .

      پس اول از محدودیتهای چاقی بنویس که باعث نفرتت از چاقی شده و حالا به مزایای تناسب اندام فکر کنید مثلا متناسب شدن چه تاثیری در روابط و اعتماد به نفس،و سلامتی و کسب  و کار شما داره و به همین راحتی ما  سمت مقابل چاقی که نفرت هست عشق رو یاد میگیریم و به خودمون و لاغری عشق میدیم تا تفاوت نفرت و عشق رو پیدا کنیم .

      مزایای متناسب شدن رو بنویس و نگاهت رو از نفرت بردار و با عشق به خودت نگاه کن تا با عشق به هر انجه که نیست  و دوست داری برسی برای استاد و خیلیها شد پس برای من هم میشود و به رویای لاعری خودم دست پیدا میکنم و وارد سرزمین لاغرها میشم که همش خود باوری و ایمان و سلامتی و ثروت و .. هست و من به راحتی به هر موفقیت دیگه میرسم .

      چون الان در ذهن من لاغری کار سختی هست و اگر به اون برسم یگه بقیه هدفها برامون هیچ میشن و آسون میشن و ما به راحتی به همه چیز میرسیم و چرخ ما میچرخه .

      من با متناسب شدن خودم باعث میشم خیلیها ی دیگه هم آرزوی متناسب شدن در اونها شعله ور بشه و  اقدام به متناسب شدن بکنن

      اما برداشت من :

      تنفر از جاقی در من به شکل ترس از چاقی خیلی خودش رو نشون میداد و من همیشه در نگرانی و ترس بودم که نکنه چاقتر بشم و میشدم و خیلی جالب بود ورزش من بر مبنای همین ترس از چاقتر شدن بود و یا خوردن من بر مبنای ترس از چاقتر شدن و طوری حساب و کتاب میکردم و میخوردم که چاقتر نشم و همیشه در بدترین حالت خستگی و بیماری و درد کمر و زانو ورزش میکردم که مبادا چاقتر بشم و نتیجه هم برای من چاقی بیشتر بود و بسیار ناراحت میشدم  و این اواخر میگفتم انگارخلقت منم اینطور هست و انگار باید بپذیرم  که چاق باشم و دیگه کاری از دستم بر نمیاد چون ته ورزش،و رژیم رو دارم ولی هرگز به اون لاغری نمیرسم و راضی بودم که حد اقل در همون وزنی که هستم ثابت باشم و دیگه زیادتر نشم که حتی این آرزو هم برای من در راون شرایط محال بود و من هر ماه شاهد افزایش وزن بودم و من از چاقی تتفر شدید داشتم مخصوصا در بار آخر بعد از بارداری دومم که بسیار چاق شدم و تا بالای صد کیلو هم رفتم واقعا زشت و بد اندام شده بودم و بعد از زایمانم دوست داشتم به هر طریقی شده من زودتر لاغر بشم تا اینکه تصمیم گرفتم جهار ماه بعد از زایمانم پیش کارشناس تغدیه ای که خیلی تعریف میدادن برم و با رژیم های اون  خودم رو لاغر کنم و انصافا تونستم و خودم رو به ۵۹ کیلو رساندم و اما چه فایده که ماندگار نبود و من به خاطر باورهای غلط و اون ترمزها  خیلی سریع از دستش دادم و اما قول میدم که دوباره بر میگردم به اون وزن چون چاقی  در ذهن من  یعنی بیماری یعنی محدودیت یعنی بد لباس بودن یعنی لباس تیره پوشیدن  یعنی اعتماد به نفس نداشتن یعنی روابط خوبی نداشتن یعنی خود باوری نداشتن یعنی خودت رو دوست نداشتن یعنی افسرده بودن یعنی غداهای بدمزه خوردن یعنی محدودیت در خریدن و خوردن و پوشیدن و فعالیت کردن و …..یعنی بی ایمانی و بی توکلی به خدا یعنی مغلوب شیطان شدن یعنی همیشه در لباسها تحت فشار بودن و ادیت بودن یعنی قیافه ای مسن تر و نا زیبا  داشتن یعنی همیشه در سنگینی و حال بد بودن یعنی اسیر غداها بودن یعنی  رفتارهای زشت عدا خوردن داشتن یعنی حرص وولع  داشتن یعنی درد شکم داشتن یعنی به روز نبودن یعنی غیر طبیعی بودن یعنی اعتیاد داشتن به خوردن یعنی خودم رو حقیر کردن در مقابل مواد غدایی یعنی ادم قابل اعتماد نبودن یعنی به خودم احتران نزاشتن یعنی… .

      اما مزایای لاعر شدن :

      من با رسیدن به وزن دلخواهم که ۵۹ کیلو هست و سایز۳۸ هست من  در آزادی کامل زندگی خواهم کرد در خوردنم آزادم در پوشیدنم آزادم در فعالیت کردنم آزادم در زمانم آزادم در خرید کردنم آزادم در تمام لباسها احساس آزادی خواهم داشت و رها و سبک هستم و همه جا به راحتی جا میشم و چهره ای زیباتر خواهم داشت و جوانتر  خواهم بود و بسیار به روز تر و شیک پوش تر میشم و در بهترین حالت روحی خواهم بود و در بهترین حالت جسمی و سلامتی خواهم بود و اعتماد به نفس بسیار زیبادی پیدا خواهم کرد و روابطم عالیتر میشه و به راحتی خودم  رو باور میکنم و با شجاعت و ایمان بیشتری برای رسیدن به بقیه خواسته هام گام برمیدارم و حتی میتونم الگو و  بسیار آدم تاثیر گدار ی باشم برای لاعر شدن که من هر چیزی که میخوام میخورم امامتناسب هم هستم و میتونم دستی از دستان خداوند بشم و این روش رو به خیلها معرفی کنم و درگسترش  رسالت استاد نقشی داشته باشم و  به ایشون کمک ناچیزی کنم و من اگر متناسب بشم بسیار ارزش این لاعری رو میدونم  حتی از کسایی که فابریک لاعرن من بیشتر ارزش این تناسب  رو میدونم و هر روز به خاطر اون سپاسگزارتر میشم و تجربه ی یک زندگی شاد و سالم و متناسب رو  خواهم داشت و بسیار رفتارهای غذایی  با ارزش،و زیبایی  خواهم داشت  مثلا حرص، ولع ندارم تند عدا نمیخورم به خاطرهر  خوردنی  خودم و بقیه رو ادیت نمیکنم و به هیچ کس در خوردن اصرار نمیکنم و زور نمیگم و از جسمم مراقبت بیشتری میکنم و به زور عدا وارد اون نمیکنم و از این امانت  الهی به خوبی مراقبت میکنم و اون رو تبدیل به گاراژ بیماریها نمیکنم و با هیچ بهانه ای غدا رو میل نمیکنم فقط از روی نیاز بدنم میخورم و هر وقت سیرم به راحتی میگم میل ندارم و بسیار آهسته و زیبا  عدا میخورم و قدرت انتخاب  دارم و هر چیزی رو که خواستم به یه مقدار دلخواه جدا میکنم و میخورم و هیچ عدایی من رو وادار به خوردن نمیکنه  حتی سایز پام کوچیکتر میشه و کفشهای شیکتری رو من میتونم بخرم و حتی لباسهای سایز مانکن رو اگر خوشم بیاد به راحتی  انتخاب میکنم و  در کوتاه ترین زمان میخرم و …

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ۱۴۰۰/۰۸/۲۷ ۲۰:۴۱
        مدت عضویت: 2160 روز
        امتیاز کاربر: 5883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        دقیقا درسته من برای غذا خوردن به این نتیجه رسیدم من مثل بعضی از سیگاری ها نیستم . بعضی از سیگاری ها سیگار می‌کشند ولی بعضی از آنها در حقیقت سیگار آنها را میکشد و کنترلی بر روی سیگار ندارند. یک پاکت و دو پاکت در روز می‌کشند ولی بعضی از آدمها هفته‌ای 4  یا 5بار سیگار می کشند.

        تصمیم بگیریم ما غذا را بخریم نه غذا ما را

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        ۱۴۰۰/۰۸/۲۷ ۲۰:۴۴
        مدت عضویت: 2160 روز
        امتیاز کاربر: 5883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 68 کلمه

        دقیقا درسته من برای غذا خوردن به این نتیجه رسیدم من مثل بعضی از سیگاری ها نیستم . بعضی از سیگاری ها سیگار می‌کشند ولی بعضی از آنها در حقیقت سیگار آنها را میکشد و کنترلی بر روی سیگار ندارند. یک پاکت و دو پاکت در روز می‌کشند ولی بعضی از آدمها هفته‌ای 4  یا 5بار سیگار می کشند.

        تصمیم بگیریم ما غذا را بخریم نه غذا ما را.

        مهرآزاده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۶ ۲۳:۵۴
      مدت عضویت: 1859 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 57 کلمه

      سلام من اتفاقی با تناسب اندام با ذهن آشنا شدم .مدتهاست باشگاه میرم و هنوز به اون تناسبی که خواستم نرسیدم .الان میخام از این روش ذهنی استفاده کنم .علاقه زیادی به رفتن به باشگاه دارم و چیزی به اندازه نفس کشیدن برای منه .الان اگه از این روش شما استفاده کنم باید باشگاه نرم دیگه ؟؟؟؟؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۶ ۱۲:۲۸
      مدت عضویت: 1868 روز
      امتیاز کاربر: 506 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      باسلام خدمت استادگرامی 

      من ازچاقی متنفرم واصلادوس ندارم ب هیکل وشکم خودم نگاکنم هرلحظه ای ک تواینه خودمومیبینم بیشترزده میشم ازچاقی چون فرمموبدجورنشون میده ونمیتونم لباسی ک دوس دارم روبپوشم واین همیشه یاداوره اینع که نمیتونم لاغربشم خیلی سالهاتلاش کردم برای ازبین بردن چاقی خودم یجورایی ازحودم بدم میادک اراده ندارم لاغربشم 

      مزایای لاغری برای من اینکه دیگه ازشرچربیهای اضافی خلاص میشم کمردردوپادردندارم لباس ومانتوی موردعلاقمومیپوشم دیگه ب هردری نمیزنم برای لاغری اعتمادب نفسم توی جمعهابیشترمیشه دیگه نگران این نیستم که چی بپوشم یاهمش لباس مشکی تنم باشه ک چاقیم کمترتوی دیدباشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۶ ۰۹:۱۷
      مدت عضویت: 1878 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 160 کلمه

      سلام من خیلی نفرت در من موج میزنه ک اصلا ننیخوام دربارش حرف بزتم تا ووباره بهش فک کنم
      لاغری چ مزایایی برا من داره ؟ اینکه. راحتر میتونم بشینم پاشم دیگه کمرم درد نمیکنه وقتی راه میرم پاهام درد نمیکنه زانوهام درد نمیکنه چابک تر و سبک تر میشم فعالتر میشم
      ب راحتی میتونم برم ولباسهای ک دوس دارم بگیرم بپوشم رنگهایی ک دوس دارم سفید صورتی زرد ولذت ببرم بخازر همین میتونمدشادتر بشم میتونم شلوار لی خوشگل و مانتوهای خوسگل بپوشم با رنگهایی ک دوس دارم میتونم ب راحتی تو مهمونیا شرکت کنم اعتماد ب نفسم بالا میره راحت میتونم برم عروسی و لذت ببزم میتونم برم استخر و خجالت نکشم و لذت ببرم از اندامم
      رابطه با همسرم بهتر میشه در کنار اون جوون تر دیده میشم همش دلم میخواد برم لباسهایی ک تو گمد مونده رو بردارم و بپوشم ولدت ببرم
      شادتر خوشحالتر و زیباتر و اعتماد بنفس بالا خواهم داشت
      من مطمینم ک بهش میرسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۴ ۱۲:۱۶
      مدت عضویت: 2278 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      سلام 

      من زمانی که تازه کمی اضافه وزن پیدا کردم وبرای من زیاد مهم نبود وبراین باور بودم که به مرور خودش رفع میشه اما وقتی چندین بار برای خرید لباس میرفتم و فروشنده بهم میگفت بارداری؟  خوب به هم می ریختم. و در نوع لباسی که می خاستم بخرم تاثیر میزاشت. 

      یا وقتی دوستانم بهم می گفتند که بد چاق میشی و نیم تنه بالات لاغره و پایین تنه چاقه . و این خیلی زشته وشبیه … میشی. 

      یا وقتی داداشم میگفت اسکلت بدنت شبیه مردها هستش و حسرت میخورد که  کاش اسکلت بدنی منو داشت. و منو شبیه مرد پرقدرت میدانستند و میدونن. کلی حسم بد میشد .

      وقتی پیاده روی میکردم هفته ای یکبار به امید کم شدن وزنم روی ترازو میرفتم و وقتی میدیدم وزنم بالاتر رفته حسم بد میشد . یاخوردن قهوه تلخ که اصلا دوست نداشتم بخورم و مجبور بودم .

      هرسری که برای خرید لباس میرفتم و بزرگ تر شدن سایزم رو میدیدم بازم بهم می ریختم. 

      دیدن غبغب صورت در آینه که حسم رو خیلی بد میکرد .

      و یه بار هم خواهر زادم بهم گفت شتر مرغ شدی. دیگه کم آوردم . 

      ازیک طرف ریزش موهایم شدیدتر میشد از یه طرف چاقیم .

      و…. 

      از چاقی متنفر بودم و باهاش میجنگیدم اما الان نه 

      چاقی برام مهمان ناخوانده ای هست که وقتی تحویلش نگیرم خودش میره.  

      مزایای متناسب شدن همون حس خوبی که درهمه مراحل میتونیم تجربه کنیم خرید لباس دلخواه . خوردن هر مواد غذایی. مشارکت در جمع. ازبین رفتن نگرانی و استرس چاقی.

      لذت بردن از خودم موقع دیدن در آینه . اشتیاق از رفتن به باشگاه.  و هرسری که میرم لباس بخرم و فروشنده سایز مدیوم رو به بده . زیبا و جمع و جور شدن بدنم. احیای اعتمادبه نفسم . واز عکس گرفتن لذت ببرم . به راحتی میتونم بلوز وشلوار بپوشم تک رنگ شاد .و …

      حالا میفهمم چرا اینقدر من ترس و نگرانی رو در محیط پیرامون تجربه میکنم . با این تمرین فهمیدم من کلی ترس ونگرانی از چاقی در ذهنم ذخیره کردم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ ۲۰:۵۰
      مدت عضویت: 1883 روز
      امتیاز کاربر: 577 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 800 کلمه

      به نام خدای مهربان با قدرت جلسه دهم رو شروع کردم و این یقین لحظه به لحظه بیشتر میشه.نکته مهمی که باید بهش توجه کنیم اینه که نتایج آموزش ذهنی ابتدا از تغییر فرمول های ذهنی و درونی شروع میشه!وقتی شما خیلی روی خودت کار کنی اولین نتایج احساس ارامش و شادی و یقینِ..وقتی ادامه پیدا کنه این تغییرات فکری به تغییرات رفتاری تبدیل میشهچرا بعد از چند وقت حرص و ولعم به غذا کم شده ؟!چون چندین روزه دارم روی خودم کار میکنم و فرمول های جدید وارد ذهنم میکنم و نشانه های اولیه‌ش همینه کاری که افراد چاق انجام نمیدن!جاهایی که میل به غذا نداشتم((فیلم و ادا در نمیاوردم)) بیشتر به یقین میرسیدم.چون همه ما تا حالا خواستیم که میل خودمون رو سرکوب کنیم اما هر بار محکوم به شکست بوده.پس در کل نتیجه اموزش لاغری با ذهن درست کردن زیر ساخت های ذهنمونه..جلسه قبل درباره باور :لاغر شدن اسان ترین کار دنیاست یاد گرفتیم.برخلاف تفکر افراد چاق که فکر میکنن چاقی اسان و لاغری سخت هست‌. موضوع این جلسه هم درباره یکی از بزرگ ترین موانع ذهنی برای لاغر شدن هست که این مانع علاوه بر اینکه نمیزاره لاغر بشیم،باعث چاقی بیشتر هم میشه.و زمانی که یاد بگیریم این مانع رو برداریم دو اتفاق برای ما میوفته۱ روند چاق تر شدن رو متوقف میکنیم.۲ در مسیر متناسب شدن قرار میگیریم.وقتی که موانع هم برداشته بشه،مسیر لاغری خود به خود شروع میشه و اشتیاق ما بیشتر میشه.

      ☆نفرت از چاقی☆ یکی از موانع لاغری‌ستاین نفرت به شکل ترس هم خودش رو نشون میده و ما اگاهیم که نفرت و ترس هر دو احساس بد هستن که منجر به اتفاقات بد میشن.وقتی ما بترسیم از اینکه چاق تر بشیم در واقع اون نفرت رو داریم.این در موارد دیگه هم درسته،مثلا ما از مارمولک میترسیم ولی در واقع از اون نفرت داریم(( و چه بسا بارها با مارمولک رو به رو میشیم))

      نفرت از چاقی= چاقی بیشترترس از چاقی= چاقی بیشتر

      ما زمانی که چاق شدیم یواش یواش متوجه اضافه وزنمون شدیم،از تنگ شدن لباس ها حرف دیگران و….در این مسیر هرچقدر با محدودیت هایی که با چاقی برای من پیش میاد مواجه بشم یک احساس بدتر در من شکل میگیره و چون سال هاست این اتفاق داره میوفته تبدیل میشه به●نفرت و ترس از چاقی●

      حالا من چرا از چاقی نفرت دارم؟

      چون به خاطر چاقی لباس هایی که میخوام رو نمیتونم بپوشمچون وقتی توی ایینه نگاه میکنم لذت نمیبرمچون بخاطرش حرف هایی رو میشنوم که دوست ندارم بشنومو و و و…این نفرت ادامه داره تا زمانی که نتیجه‌‌اش بشه چاقی!تازه هر بار که از روش های اشتباه لاغر میشیم و برمیگرده این نفرت صد برابر میشه:(حالا شاید این چاقی فشار آنچنانی به جسم ما نیاره اما در واقع به اعصاب ما صد ها کیلو فشار میاره و وجود مارو تخریب میکنه،اعتماد به نفس رو از ما میگیره و…همین فشار ها باعث نفرت ما از چاقی میشه و باعث میشه که ما چاقی رو بپذیریم و احساس ناتوانی در برابر چاقی داشته باشیم.حدس میزنم کسانی که معده خودشون رو میدوزن  مطمئنن که دربرابر چاقی ناتوانن.برای همون دست به همچین عمل وحشتناکی میزنن😕

      من به چه اندازه از چاقی نفرت دارم؟؟

      وقتی عکس میگیرم بازوهام توی عکس ها بزرگه و تاپ هم دوست ندارم بپوشم چون احساس میکنم بقیه میگن عجب بازوهای بزرگی داره!وقتی میخوام راه برم بشینم دراز بکشم همش شکمم رو دادم داخل و گاهی انقدر این کار رو میکنم که نفسم بند میاد:”)وقتی میخوام صحبت کنم با کامم غبغبم رو میدم داخل که کسی متوجه نشه که من هم غبغب دارم‌‌‌..فعلا چاقی همین محدودیت هارو برام ساخته و خداروشکر نفرت آنچنانی از چاقی ندارم.

      ما از این جلسه به بعد باید تفکرمون رو تغییر بدیم و خودمون رو از زیر سلطه چاقی در بیاریم.همین ذهنی که مارو چاق کرده،میتونه مارو لاغر کنه.

      خب خب اول باید ذوق کنم که من به اندازه هیچ کیلو روغنی با خودم حمل نمیکنم (خدارو تیلیارد ها بار شکرررررررر) ولی اون زمانی که چاق بودم به اندازه ۲۰ کیلو روغن وزن با خودم حمل میکردم ‌‌‌الان عمرا اگه بتونم همون هارو با خودم حمل کنم.

      واقعا وقتی عکس قبل و بعد دوستان رو دیدم متوجه اون شادابی و طراوت شدم و افسوس خوردم که چطور توی رژیم قبلیم انقدر بدنم رو شُل کردم و زجرش دادم..حالا چرا اونها شادابن؟ چون دارن روند طبیعی رو طی میکنن و با خیال راحت و خود به خود لاغر میشنهیچ محدودیتی ندارن و ((آزاد)) هستن…همیشه توی دیدگاه هام کلمه آزادی رو به کار میبرم چون انسان به آزادی ارادت خاصی داره،در زندگی هم دنبال آزادیِ حالا هر نوع آزادی که هستاینها اثبات میکنه که لاغری با ذهن کاملا صحیحه و چون صدمه ای به من وارد نمیکنه دنبال راه های غلط نمیرم…جلسه قبل قانون تکامل رو در لاغری به کار بردیم این جلسه هم قانون تضاد رو بهتر  متوجه شدیم‌.‌..

      نفرتی که از چاقی داشتیم رو تبدیل به اشتیاق برای لاغری کردیم😍😍

      استاد سپاسگزارم بابت فایل عالی و فوق العادتون💜💫

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۵ ۱۱:۱۷
      مدت عضویت: 2003 روز
      امتیاز کاربر: 333 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه

      باسلام.

       خدمت شما استاد گرامی و دوستان عزیزخداوند منان راسپاسگزم که مرا در مسیر هدایت  قرارداد وازاستادعزیز به خاطر این آموزش های جامع و کاملشان تشکر و قدردانی می کنم و همیشه نصیحت این بزرگوار رااوازه گوش قرار می‌دهم که فرمودند به آنچه در پیرامون خود میبینید خوب فکر کنید و بنویسید دست به قلم بودن به قول استاد واقعاً معجزه می‌کند.وقتی فکر می کنی سپس شروع به نوشتن،گویی دریچه‌ای از الطاف الهی به رویت باز شده و هنگامی که افکار اشتباه به وسیله نوشتن از ذهنت خارج می‌شوند احساس درونی توأم با آرامش و معنویت رادرخودنظاره گر هستی.تنفرازچاقی زمانی درماشکل میگیرد که از رسیدن به لاغری کاملاً ناامید شده بودیم و آنرا مسأله ای بدیهی و دوراز ذهن تلقی می کردیم.وقتی افکار و رفتار مابه سمتی هدایت شدند که ماپذیرفتیم چاق هستیم با دلایل مختلف وسپس به چاق بودن خود توجه نمودیم و دراین مسیراستمرار داشتیم در واقع ذهن ناخودآگاه خودرا تشویق به برنامه ریزی برای چاق شدن بیشتر نمودیم و موقعیکه به چاقی رسیدیم این باور ذهنی درماشکل گرفت که لاغر شدن کاری سخت وبی فایده است چون نتیجه‌ای که از رژیمها،ورزشهابایدونبایدهای خوردن نگرفته بودیم ناخودآگاه رفتارمان تغییر کردو باعث شد درزمینه های مختلف احساس ترس از چاقی در مابیشتر شود و در واقع نوعی نفرت از چاقی برایمان پیش آید.خصوصازمانهایی که به واسطه چاقی مورد سرزنش دیگران قرار گرفتیم یادر جاهایی که در انتخاب خود برای خرید،دنبال کردن ورزش مورد علاقه،انتخاب دوست و…به مشکل برخوردیم که نتیجه‌ی همه‌ی این ها سرزنش کردن خودونخواستن چاقی ودرنهایت نفرت از چاقی شدوهرچه این نفرت بیشتر میشد بیشتر در معرض چاقی قرار گرفتیم.اماامروز به یاری خدا می‌خواهیم به گونه‌ای دیگر با این مهمان ناخوانده برخورد کرده و آنرا برای همیشه از خود دور کنیم.درابتداشایدکاری دشواربه نظر آید چون چاقی به عنوان عضوی ازوجودما پذیرفته شده و جایگزین کردن چیزی که وجود ندارد یعنی( لاغری)باچاقی که در ذهن ما رخنه کرده کمی دوراز ذهن است.اما باتزریق فرمول‌های صحیح وپذیرش آنها و استمرار درانجام دادن تمرینات مربوط به آن موضوع لاغری برای همیشه تحقق میابد فقط کافیست موانع ازسر راه آن برداشته شود که در جلسات قبل به یکی از آنها که توقف چاقی بود اشاره کردیم و راهکارانرادرتکراراینجمله شگفت انگیز قرار دادیم که (لاغری آسانترین کار دنیاست)وانرابا دلیل ثابت کردیم وقرارشددرباره ی چاقی صحبتی نکنیم خودرا سرزنش نکرده ودرعوض به خود احترام بگذاریم که نتیجه‌ی اینا میشه تغییرافکارذهنی و نهایتاً تغییررفتاروتغییرجسم وارامشی که برایمان به دنبال دارد. چاقی بعنوان یک مهمان ناخوانده است که برای همیشه با ما نخواهد بودولاغری تولد دوباره است به شرطی که برای رسیدن به آن زمان رادر نظر نگیریم همانطور که نمی‌دانیم درچه زمانی وبه  چه اندازه چاق شده ایم این اضافه وزن به صورت گام به گام در ما ایجاد شده وحتی تداخلی باکارهای روزمرگی ما نداشته مانیز همانند دیگران کارو فعالیت داشتیم نفس میکشیم هرچند ممکنه هراز گاهی مشکلاتی برایمان پیش آید اما روند زندگی ادامه داردوتنها چیزی که اعصابمان را خورد میکندتفکرات ذهنی مااز چاقی و فاصله ای است که در نوع روابطمان با دیگران ایجاد کرده یادم میاد خواهر کوچکم هیچ وقت به طور مستقیم بهم نمی‌گفت چاقی ولی اگه کسیو میدید که رژیم گرفته ولاغرشده به من گوشزد می‌کرد ببین چه خوب شده و همین سرزنش کردن منو اذیت میکردیا زمانی که برای خرید لباس به مغازه میرفتم وار نوع انتخابم راضی نبودم و انگیزه برای خرید را ازدست میدادم وازحضور در جمع فاصله می‌گرفتم فردی گوشه نشین شده بودم.اینهااسیبهایی بود که چاقی برایم بدنبال داشت.پس با تغییر تفکر، لاغری تا ابد درکنارمان خواهد ماند فقط کافیست

      نسبت به آن اشتیاق داشته وموانع را از سر راه آن برداریم و تصویری از لاغری خود رادر ذهن تجسم کرده وبنویسیم که لاغری چه مزایایی دارد که در اینجا به چند مورد آن اشاره میکنم.حس خوب نشاط و سرزندگی -حس آرامش درونی -حس انتخاب چیز دلخواه-بالارفتن اعتمادبه نفس-تقویت انرژی مثبت-بالارفتن سطح علم و آگاهی در برخورد با موضوعات مختلف -حس نزدیکی به خدا-حس خوب بخشش دیگران _احساس امنیت -شکرگزاری -خوشبختی وموارددیگری که وجودت راشگفت زده خواهد کرد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا