0

توقف نفرت از چاقی (قسمت دهم)

نفرت از چاقی
اندازه متن

«نفرت از چاقی به هیچ‌وجه شما را لاغر نمی‌کند، اما قطعا می‌تواند به چاق‌تر شدن شما منجر شود.

وقتی از چاقی متنفر می‌شویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد می‌شود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاق‌تر شدنمان هموارتر می‌کند.»

🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!

سال‌ها با اضافه وزن دست‌وپنجه نرم کردم. توی اون سال‌ها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤

هر چی بیشتر سعی می‌کردم لاغر بشم، نتیجه کمتری می‌گرفتم و این نفرت تو دلم بزرگ‌تر می‌شد.

نفرتی که آروم‌آروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

نفرت از چاقی

🧠 به خودم می‌گفتم:

  • «تو عرضه نداری!»
  • «نه می‌تونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
  • «از پس هیچ‌چی برنمیای!»

و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کم‌ارزشی می‌کنی.

به جمع‌ها نمی‌رفتم، از نگاه مردم فرار می‌کردم، و حتی نمی‌تونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣

اون زمان فکر می‌کردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!

می‌گفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد می‌شد.

حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف می‌زدن بدم می‌اومد. 🤐 احساس می‌کردم همه دارن نگاهم می‌کنن، قضاوتم می‌کنن، پشت سرم پچ‌پچ می‌کنن…

🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظه‌های زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر

سال‌ها بود که با اضافه‌وزن زندگی می‌کردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقت‌فرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔

این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کم‌کم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی می‌دیدم که هیچ‌وقت نمی‌تونه رژیم بگیره، هیچ‌وقت نمی‌تونه موفق بشه، هیچ‌وقت…

و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️

اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نه‌تنها لاغر نمی‌شم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوان‌تر هم می‌شم.

🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!

سخت بود… خیلی سخت!

برای من، چاقی نماد تمام رنج‌هام بود. چطور می‌تونستم چیزی رو بپذیرم که فکر می‌کردم زندگیم رو خراب کرده؟

ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی به‌معنای تسلیم شدن نیست…

یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️

هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا می‌شدم، بیشتر می‌فهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.

و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋

شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشته‌م. بخشیدم اون‌هایی رو که منو مسخره کرده بودن.

و حتی بخشیدم خودم رو… برای سال‌هایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂

✨ وقتی ذهن سبک می‌شه، جسم هم همراهی می‌کنه

بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک می‌شد… و باورم نسبت به تغییر قوی‌تر می‌شد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸

تغییرات ذهنی کم‌کم در جسمم هم ظاهر شد. و مهم‌تر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.

جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚

🧠💬 اگه تو هم سال‌هاست با چاقی در جنگی، ازت می‌خوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…

💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمی‌کند… بیشتر درگیرت می‌کند!

یکی از مهم‌ترین درس‌هایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:

✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگی‌ت چسب می‌خوره!»

اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی می‌کنه! 😖

🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر می‌کنه؟

ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه می‌کنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!

  • ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
  • ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
  • ✅ بیشتر ازش شاکی باشی

🧠 ناخودآگاه فکر می‌کنه اون چیز خواستنیه و شروع می‌کنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت می‌کنه!

پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامه‌ریزی می‌کنی! 😳

چرا؟ چون اون نمی‌فهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط می‌بینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگ‌تره!

📌 این فقط در مورد چاقی نیست…

  • از بی‌پولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی می‌شی.
  • از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو می‌بینی.
  • از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت می‌بره!
آرزوی لاغری

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح

نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.

یه چرخه‌ی تخریب‌گره که به مرور باعث می‌شه از خودت، بدنت، گذشته‌ت، و حتی آدم‌های اطرافت فاصله بگیری.

و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه می‌داره.

یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:

«افرادی که با بدن‌شون با نفرت برخورد می‌کنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»

تلاش برای لاغری از روی تنفر، نه‌تنها کمکی نمی‌کنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.

💚 راه درست چیه؟

به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.

پذیرش یعنی:

  • قبول کنی که الان این شرایط هست
  • خودت رو بابتش سرزنش نکنی
  • مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨

پذیرش یعنی بگی:

«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و می‌تونم تغییر کنم.»

در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.

تنها در صورتی که با چاقی، بی‌پولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، می‌توانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖

نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠

آموزش‌های دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع می‌شود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان می‌شود.

💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر می‌کند که به چاق‌تر شدن شما منجر می‌شود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمی‌دهد بلکه شما را به آن بیشتر می‌کشاند.

🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاق‌تر شدن صادر خواهد کرد.

✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖

مرحله اول:

برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.

برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.

نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟

نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شده‌اند.

من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.

من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.

شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شده‌اید.

مرحله دوم:

برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.

خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.

بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمول‌های جدید در ذهن خود ایجاد کنید.

برای اینکار می‌توانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود می‌بینید اشاره کنید.

  • من وقتی می‌بینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا می‌خورد لذت می‌برم.
  • من وقتی می‌بینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقه‌اش رو می‌پوشه لذت می‌برم.

مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.

مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….

هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.

احساس می‌کنید شما هم می‌توانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمی‌بینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفته‌اید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

هنرجویان لاغری با ذهن

خانم لیلا جعفری نیا از تهران

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.05 از 167 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/attarroshan/?p=11477
145 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      ۱۴۰۲/۰۳/۱۸ ۱۲:۲۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 728 کلمه

         “ به نام خداوند بخشنده ی مهربان ”

      سلام و درود به همگی ؛

      گام دهم : توقف نفرت از چاقی ؛

      پروردگار عزیزم ،خدای خوبم از تو می خواهم که مرا از نا امیدی و پریشانی برهانی تا بتوانم این مسیر را تا به آخر و رسیدن به تناسب اندام ادامه بدهم.

      دیروز عصر با زن برادرم برای خرید مانتو و شلوار و … به بازار رفتیم .من از زمانی که در این مسیر هستم مانتو و شلوار نخریدم .من که از اواسط مرداد ماه پارسال در مسیر لاغری با ذهن هستم و نزدیک به هفت ماه است که مستمر در دوره ی رایگان مسیر لاغری من صد گام و دوازده گام لاغری با ذهن شرکت کرده ام و در مسیر هستم این اواخر احساس می کردم که روند لاغری جسم من هم شروع شده است و خوشحال بودم تا اینکه دیروز در هنگام خرید مانتو و به خصوص شلوار متوجه شدم که ای دل غافل من که همون سایز و همون اندازه ام و هیچ تغییری نکردم پس چرا احساس لاغری داشتم؟! نکنه همه اش تلقین و دروغه ؟! پس این حال خوب و آرامش چی میگه ؟! دو عدد مانتو پرو کردم که دومی را با سایز ۵۲ خریدم اما وقتی که خواستم شلوار بخرم نزدیک به ۲۰ یا ۲۵ عدد شلوار پرو کردم که همه ی آنها از قسمت بالای زانو بالاتر نمی رفت و تنگ بود ولی در آخر باز از همان جنس شلوار قبلی که داشتم که حالت کش مانند دارد خریدم با سایز ۵۲ .در یکی از مغازه ها که فروشنده تعداد زیادی شلوار به من داد که پرو کنم یکی از فروشنده ها گفت از امشب دیگه رژیم بگیر لاغر بشی ، من چیزی نگفتم‌ و واکنشی نشان ندادم و با خودم گفتم من در حال آموزش لاغری با ذهن هستم. زن برادرم که از اینکه روش لاغری با ذهن کار می کنم خبر دارد در جواب آن خانم گفت که خودش داره رژیم می گیره.باز همان خانم گفت که سیاه دانه با عسل بخور دو ماهه آب میشی ،باز چیزی نگفتم و در دل خودم گفتم این ها که بی فایده است و قبلا امتحان کردم و نتیجه ی چندانی نگرفتم .با اینکه ناراحت بودم ولی سعی کردم حال خودم را بهتر کنم و به خودم امیدواری بدم که من هم لاغر می شوم و خیلی راحت تر و شادتر خرید می کنم .درسته که از خرید شلوار به خصوص با این هوای گرم در داخل اتاق پرو اذیت شدم و انقدر عرق ریختم که خیس آب شدم اما مثل قبلا اعصاب خودم را داغون نکردم و به حرف و نگاه های اطرافیان توجه نکردم. شب خواهر بزرگم گفت مریم بیا مدتی رژیم بگیر بعد روی ذهنت کار کن ولی من دیگر به هیچ روشی باور و ایمان ندارم جز همین روش لاغری با ذهن ،چون کمه کم احساس بد چاق بودن را دیگر در خودم ندارم و این حالت گذرا و ناخوانده مانند قبلا روی اعصاب و روانم نیست و حال بهتری دارم اما با این وجود دیروز در بخشی از خریدم احساس خوبی نداشتم و نا امید شدم هر چند سعی کردم در این حالت باقی نمانم.استاد از شما یک سوال دارم : با وجود اینکه من در مسیر هستم و خیلی از باورهای چاق کننده ی خودم را متوجه شده ام و احساس من نسبت به گذشته بهتر شده است و تغییراتی در رفتار و عادت های خود می بینم پس چرا از نظر جسمی تغییری نکرده ام ؟! چرا این اواخر به شدت کمر درد دارم ؟! من از اول اردیبهشت ماه دیگر روی ترازو نرفته ام و خودم را وزن نکرده ام و با خودم عهد کردم تا زمانی که لاغری به شکل واضح و روشن در جسمم نمایان نشود روی ترازو نخواهم رفت به همین خاطر نمیدانم چند کیلو هستم ؟ آیا وزن کم کرده ام یا نه ؟! هر چند خودم احساس می کردم که جمع و جور شده ام .نمیدانم چه باوری در ذهن من وجود دارد که مانع تناسب و لاغری من شده است ؟! این اواخر فکر می کردم که شاید دوره های رایگان بیشتر از این کارایی ندارند و باید در دوره ی ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنم تا نتیجه ی بهتری بگیرم ولی من فعلا مقدور نیست که این دوره را خریداری کنم .اما دوستانی هم هستند که با همین دوره های رایگان نتایج خیلی خوبی گرفته اند و متناسب شده اند. پس مانع و مشکل من چیست ؟!

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ۱۴۰۲/۰۵/۰۸ ۱۴:۵۴
        مدت عضویت: 2279 روز
        امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        همیاری
        محتوای دیدگاه: 428 کلمه

        سلام دوست عزیز 

        من خودم فردی هستم که با دوره رایگان تونستم ۱۴ کیلو وزن کم کنم .

        منم یکسال رها کرده بودم و دنبال روشهای دیگه باز رفتم اما دوباره برگشتم و تو مسیر موندم .

        من خودم وقتی دچار این یاس ها وسط دوره میشدم بلافاصله تصاویر و فیلم شگفت انگیزان رو میدیدم و مرتب به خودم میگفتم ببین میشه . ببین چقدر می ارزه این استقامت وکم نیاوردن . ببین چقدر راحته یه مدت بدون اینکه از اون کارهای بیهوده مثل رژیم و…. انجام بدیم روی باورهامون کار میکنیم بعد عمری راحتیم .

        دوست عزیزم من به شدت از طرف خواهرم و دوستم مورد انتقاد قرارمیگرفتم بهم میگفتند تو از ناحیه پایین کمر به شدت بدجوری چاقی و هر کی از پشت تو رو ببینه فکر بد میکنه .

        فروشنده به منی که دختر مجرد بودم میگفت بارداری؟

        من فقط خودم به خودم میگفتم ادامه بده . 

        این دوستان نتیجه گرفتند منم میگیرم .

        بعد عزیزم تمرینات رو عملی انجام بده .

        مثلا من کرونا گرفته بودم بین مرگ و زندگی .

        خدا شاهده وقتی وارد مطب دکتر میشدم دکتر با من در مورد بیماریم صحبت میکرد من تو دلم میگفتم اون که کارش تحرک نداره . پشت صندلی میشیته . ماشین هم که داره ونیاز نیست مثل من تو گرما توصف تاکسی وایسته . وضعیت مالیش خوبه پس غذاهای رنگارنگ هم میتونه بخوره بعد چقدر خوب متناسبه .مثل دکتر مهدوی عمران توشهرمان .

        دندانپزشکی میرفتم دکتر دندان منو داشت رسیدگی میکرد من میگفتم چقدر خوبه متناسبه کارش اینطوریه درآمدش اونطوری و… چقدر متناسبه .

        چون من باورم این بود افراد پولدار خواه ناخواه چاقن ‌ وقتی خودم شاغل شدم از درآمد صفر ماهیانه به ماهی مثلا یک تومان رسیدم روند چاقیم شروع شد ..بعد تو دلم تو اتاق دندانپزشک میگفتم نگاه اونکه حداقل ماهی صدتومان درآمد داره پس چرا متناسبه . 

        یا بانک یا دارایی و.‌‌‌.همین ها رو مرتب به خودم میگفتم .

        کاش صفحه ای بود تو سایت که بچه های این دوره تمرینات عملی برای نقض باورهاشون پیدا میکردن و اجباری بود بنویسند .

        اینطوری فقط ویس گوش بدی و یه تمرین در حد نیم ساعت جواب میده اما طول میکشه . ولی عزیزم بهت قول میدم هر جامیری اینها رو به خودت یادآوری کن و سریع تو گوشیت سر فرصت بنویس و آخر شب بهش نگاه کن . 

        من برای همین تمرینات عملی دفتر دارم .

        بهت قول میدم سه ماهه تغییرات رو می بینی .

        چطوری میریم مانتو میگیریم حواسمون به فروشگاهها هست ودقت میکنیم همینو برای لاغری انجام بده .

        عاشق همه بچه های این سایتم که برای بهبود شخصیت خودشان آگاهانه قدم بر میدارن .

        امیدوارم کامنتم بهت برسه چون من جیمیل جدیدم رو سایت قبول نمیکنه . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          ۱۴۰۲/۰۵/۱۶ ۱۲:۵۶
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 159 کلمه

                        “ به نام الله یکتا پروردگارم”

          سلام دوست عزیز و هم‌ مسیر من.

          از این که به سوال و درگیری ذهنی من پاسخ دادید بسیار سپاسگزار و ممنونم.مدتی است که از سایت فاصله گرفته ام اما هر چیزی که تا به حال از این سایت خوب یاد گرفته ام بارها و بارها با خودم تکرار می کنم.هر چقدر اطرافیان به من می گویند و اصرار می کنند که رژیم بگیر ، ورزش کن ،فلان چیز رو بخور ،فلان چیز رو نخور به هیچ وجه گوش نمی دهم و به تنها روشی که اطمینان و باور دارم همین روش است .از شما دوست گرامی که در طول دوره هم از نوشته های شما لذت می بردم و استفاده می کردم تشکر می کنم که تجربیات با ارزش خود را در اختیار من هم قرار دادید .انشاالله من هم مانند شما نتیجه ی دلخواهم را بگیرم .

          شما را به خدا می سپارم .

          “ یا حق ”

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۰۳/۰۶ ۱۹:۱۱
      مدت عضویت: 1967 روز
      امتیاز کاربر: 13740 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,840 کلمه

      بنام خداوندمهربان و پروردگارعالمیان 

      سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن 

      ۱۲جلسه لاغری باذهن (قسمت دهم)

      توقف نفرت از چاقی 

      داشتن تنفراز چاق شدن سبب لاغریمان نخواهد شد 

      فقط سبب بیشتر شدن حس ناتوانیمان برای لاغریمان می شود و این حس در آخر باعث چاق تر شدنمان می شود 

      از کودکی تا به این سال که نزدیک به پنجاه سال و اندی می شود با چاقی طی شد و در همه اون سالها سعی وتلاش من برای لاغر شدنم بدون نتیجه بود 

      هر قدر که کوشش کردن در لاغری بیشتر می شد کمتر نتیجه می گرفتم ونفرت ازچاقی شدن در من زیادتر می شد 

      تنفر داشتن از چاقی ام باعث متنفر شدن از خودم شده بود حتی از خانواده ام  که اونها را مقصر چاقیم میدانستم از اونهاهم متنفربودم

      نفرت از چاقی ام باعث متنفر شدن از تمام آدمهایی که در مورد چاقی ام حرف می زدند شده بود 

      نفرت از چاقی همه جنبه های زندگیم رو تحت‌تأثیر قرار داده بود و باعث شده بود از زندگی خودم بی زار باشم 

      اینقدر چاقی در ما اثر گذاشته بود وقتی کسی از یک بیماری لاغر شده بود  خیل ها دوست داشتن که مثل اون بابیماری به لاغری خودشان برسند ولی من همیشه از خدا میخواستم که لاغر بشم باسلامتی. 

      ولی ماها که چاق هستیم دیگه هیچ راه علاجی برای خودمان نمی دیدیم و همیشه میخواستیم از لاغر شدنمان لذت ببریم اون هم به هر صورت که‌ بود و توهر شرایطی.

      وقتی همسرم یا هر کسی بهم میگفتن که پاشو این کار رو بکن یا اون کار روبکن کمی لاغر شو. هم از اون هاوهم ازچاقی خودم بیشتر متنفر می شدم 

      من هم به لطف خدا از وقتی که در این مسیرزیباقرارگرفتم به مهم بودن پذیرش مشکلات برای رو به رو شدن و گذشتن از اون ها پی بردم استاد مشکل من هم از چاقی بود و پنجاه و شش سال ازاون می گذشت ولی من هم اون را نپذیرفته بودم و همانطور با چاقی در حال جنگ بودم و از چاقی ام متنفر بودم 

      وازدیدن خودم دراینه ودرعکسهابی زار بودم

      وقتی بخواهی با چاقی صلح کنی کار دشوار وغیره ممکن خواهد بود چون که چاقیمان را تقصیرکار،همه ناکامی ها و رنجهای زندگیمان می دانستیم و صلح کردن با اون کار راحتی نبود 

      اما چون که خیلی سالها برای لاغریمان کوشش کرده بودیم ونتیجه ای حاصل نشده بود. 

      حالا با بودن دراین سایت و گوش کردن به فایل های آموزشی متوجه شدیم که باید با چاقیمان صلح کنیم و از دردوستی وارد شویم و در وضعیت مان تغییراتی بوجود آوریم 

      پذیرش و صلح کردن با چاقیمان تنها ارتباط با کنار آمدن با شرایط فعلی جسممان نبود و شامل بخشیدن و صلح کردن با همه کسانی بود که اون ها رو مقصر چاقیمان میدانستیم و همینطور اون‌هایی که بخاطر حرف هایی که در مورد چاقی مان سبب رنجش مان شده بودند هم می شد 

      و امروز متوجه می شویم که هر چه قدر زیادتر وضعیت جسممان را می پذیریم و از اون هایی که فکر میکردیم سبب بوجود آمدن چاقیمان شده اند صلح می کنیم حس آرامش زیادتری در ما بوجود می آورد. این حس آرامش سبب توانایی بیشتر در تغییر شرایط مان می شود و روز به روز حس توانایی لاغر شدن را در ما بوجود می آورد و امیدواری بیشتری در ما بوجود می آورد 

      ذوق و شوق و اشتیاق مان برای آموزش دیدن لاغری باذهن و عملکردن  به اون چیزی که می اموزیم زیادتر می شود و از اون لحاظ که جسممان هنوز چاقه ولی از لحاظ ذهنیمان حس سبکی و لاغر شدن پیدا می کند 

      لذت حس لاغری ما را برای ادامه دادنمان و ماندنمان در این شرایط ذهنیمان تشویق می کند 

      نتیجه استمرارداشتن در این مسیر زیبای لاغری باذهن نه فقط ذهن‌مان ازنفرت ازچاقی راکم می کند بلکه ذوق و دوستی با لاغری رادرذهنمان بیشتر گسترش می‌دهد تا جایی که این تغییر ذهنیمان در جسممان آشکار می شود و وضعیت چاقیمان آغاز به تغییر کردن و لاغر شدنمان شروع می شود و با لطف و عنایت خداوندمهربان ادامه دار خواهد بود ان شاءالله. 

      ما در این مسیر لاغری باذهن می اموزیم که هر چه قدر زیادتر از چاقی یا هر موضوعی که مورد رضایتمان نباشد و نفرت داشته باشیم نه فقط سبب بهتر شدن شرایط مان نخواهد بود بلکه سبب بیشتر شدن اون موضوع در همه جنبه های زندگیمان خواهد بود 

      تنفر داشتن از هرچیزی یعنی به این معنی است که ما تایید و تاکید می کنیم که اون را می خواهیم هر چقدر بیشتر از چیزی متنفر باشیم در ذهن ناخوداگاهمان توجه وتمرکزمان زیادتر به اون موضوع بوجود می آوریم و تمرکز داشتن به هر چیزی سبب زیادتر شدن اون خواهد بود 

      تنفر داشتن یعنی من اون را نمی‌خواهم و نخواستن یعنی تایید به خواستن اون می شود 

      اون چیزی که مورد قبول ما نباشد در ذهن ناخوداگاهمان مثل چیزی که مورد علاقه مان است ثبت و ذخیره می شود 

      ذهن ناخوداگاهمان همیشه سعی می کند اون چیزی که مورد علاقه مان است رابیشتر و زیادتر کند 

      به همین خاطر است که خیلی چیزهای بیشتری در زندگیمان وجود دارد که سالها خواسته ورضایتمان نیستند وخیلی وقتها در مورد آن با دیگران حرف زدیم وگفتم که اون چیز سبب رنج و آزارمان شده وما نمی خواهیم ولی همیشه در زندگیمان هستند و سبب رنج و نفرتمان از خودشان می شوند 

      این فرمول اثر گذار را در جنبه‌های گوناگون زندگیمان می تونیم مشاهده کنیم خیلی مواقع شده که از رفتار همسرمان خانواده اش يا عده دیگری ناراحت شدیم هر دفعه رفتارهایشان ما را آزار و اذيت کرده ونفرت مانرا شدیدتر کردند 

      واین بیشتر شدن تنفر در ما اینقدر زیاد شده که تحمل اون رو نداشتیم و به دیگران بیان کردیم همیشه برای افراد در مورد رفتار ناپسند و ناراحت کننده اون ها حرف زدیم وگفتیم که از اون ها متنفریم 

      نتیجه متنفر شدنمان نه فقط سبب خوب شدن شرایط مان نشده بلکه باعث شده که رفتارهایشان هر دفعه به صورت بیشتری سبب رنجشمان شدند وما هر دفعه به این موضوع فکر کردیم که چرا اون ها فقط با ما این رفتاررا دارند واین حق ما نیست که اینطوری بامارفتاربشه 

      ماهر قدر از این شرایط که سبب رنجش و ناراحتیمان شده خیلی نفرت کنیم، ذهن ناخوداگاهمان این تنفر و عصبانیتمان راعشق و علاقه مان به اون موضوع می داند وهمیشه سعی می کند از اون چیز زیادتر در زندگیمان باشد 

      این جهان هستی پاسخ فرکانس های ذهن ناخوداگاهمان را به صورت همزمانی های هوشمندانه می دهد .

      ما را در شرایطی قرار می دهد که از اون رفتارهاو تجربه های زیادتر به زندگیمان وارد کند 

      این روش عملکرد جهان هستی را آشکارا در سلامتی. روابط. کسب‌ و کار ودیگر جنبه های مختلف زندگی ببینیم 

      تنفراز چاقی =چاقی بیشتر 

      تنفر از بی پولی =بی پولی و شرایط سخت تر

      تنفر از رفتار دیگران =رفتار های نفرت انگیز زیادتر 

      تنفر از هر موضوعی =بیشتر و زیادتر شدن از اون موضوع 

      نتیجه آموزش‌های ذهنی لاغری اول از تغییرهای حالت های درونی آغاز می شود وروز به روز در جسممان بوجود می آورد 

      تغییر داشتن فرمانهای مغزیمان برای خوردن موادغذای نتیجه اولیه‌ آموزش ذهنی برای لاغریمان است 

      ما روز به روز تصمیم هایی می گیریم که قبل از اینکه با این سایت آشنا بشیم نمی توانستیم به راحتی بگیریم درجلسه های قبلی در مورد مانع های لاغرشدن حرف زدیم و مورد های مهمی را بررسی کردیم و برای رفع اون هاراهکارهای خوبی را درنظر گرفتیم 

      دراین جلسه یکی دیگه از موانع مهم لاغری را بررسی و برای رفع آن اقدام می کنیم 

      تنفر داشتن از چاقی به صورت مانع بزرگ در مسیر لاغری است 

      به مقداری که یکی از چاقی خودش نفرت داشته باشد در حالی که در سطح فکر اون از چاقی و چاق تر شدن نفرت دارد ولی برای مغز اون تنفر به معنی علاقه به چاق تر شدن است ودلیل آشکارا به این ادعا چاق تر شدن کسانی است که سال هاست از چاقی خودشان تنفر دارند و خیلی سعی کردند که لاغر شوند ولی در آخر سر اون ها چاق تر شدن واین ثابت می کند که توانایی تنفر داشتن در چاقی خیلی زیادتر از توانایی تصمیم گیری برای لاغرشدن است 

      در تمام لحظه ها که در زندگیمان چاقیمان را بررسی می کنیم در واقع داریم علاقه خودمان به چاق تر شدنمان را به ذهن‌مان ثابت می کنیم 

      ونتیجه این تلاش در علاقه داشتنمان به چاقی باعث شده که مغزمان دستورات منظم تروتداوم بیشتری برای چاقی زیاد تر جسممان را صادر کند 

      توجه کردن به این نکته وتلاش در برطرف کردن تنفر از چاقی باعث میشه که توجهمان به چاقی کاهش پیدا کند و روز به روز مغزمان دستور های چاق کننده کمتری را صادر کند 

      وحالا ما با اشتیاق و انگیزه ادامه می دهیم چون راه و مسیرمان درسته چون ذهن هوشمندی داریم و اون را نادرست برنامه ریزی کردیم واز امروز به بعد برنامه‌های مورد علاقه مان را به مغزمان می دهیم ودر مسیر سلامتی. برکت. شادی. تناسب اندام. حال خوب داشتن وثروت.

      این کارهاراکه انجام می دهیم ساختن همین مسیر هستش 

      من دراین مسیر اینقدر آرام تغییر کردم که خودم هم متوجه نشدم واگه کسی ازم سؤال کنه که چکار کردی واقعآ نمی دانم که چه بگویم. 

      من فقط به فرمانهای مغزیم گوش کردم و انجام دادم. ترسهایم کم شد افکارم عوض شدند مسئولیتم راپذیرفتم استرس واضطرابهام کمتر شد و این کاهش استرس واضطراب =آرام شدن.مهربان شدن. ثابت نکردن چیزی به کسی. توجیه نکردن خودم. ولذت بردن ازاین مسیر زیبا 

      من همیشه خوردنهایم را باعث چاقیم میدانستم مثل نان. برنج. سیب زمینی. وشیرینیجات و خدا را شکر که با بودن دراین مسیرزیبا خیلی زیاد رفع شدن دیگه نه از خوردن شیرینی ترس دارم نه از نان و برنج. 

      دیگه ترسهام ریخته ومن هميشه به اندازه می خورم وازخوردنم لذت می برم خدایا شکرت 

      من همیشه با هر موضوعی حس ترس و چاقی داشتم ولی الان توانایی وانتخاب ولذت دارم 

      وامروز این حق رو به خودم می دهم که هر چیزی که مورد علاقه ام است رو انتخاب کنم چون بدن من هیچ فرقی بادیگران ندارد 

      ومن راه درستم را پیداکردم چون من دیگر ولع خوردن ندارم و اون چیزی را که دوست دارم به اندازه می خورم وخیلی راحت هستم 

      من چندسال بود که نه لباس خریده بودم نه خیاط رفته بودم اصلآ بازار نمی رفتم چه برسه برای خرید لباس فقط مواقعی که خودم رولاغرمیکردم به خیاط می رفتم تا برايم لباس بدوزد 

      من همیشه دوست داشتم که لباسهای رنگی بپوشم لباس تیره رودر مجالس‌ عروسی میپوشیدم که لاغرتر دیده بشم.ولی لباسهای راحتیم رنگهای متفاوتی داشتند 

      ما با ساختن ذهن متناسب و لاغری. اعتماد به نفس مان تقویت می شود وحس قدرت پیدا میکنیم 

      ذهن‌مان اینقدر توانایی دارد که اضافه وزنمان رابرطرف کند 

      همانطور که چاقمان کرده لاغرمان هم می کند به همین راحتی واسونی. 

      حالا ازمزایای لاغری بگوییم

      ۱. متناسب باشم خوشحال ترو شادتر خواهم بود

      ۲. لاغر ترشوم مهربان تروملایمتر می شوم 

      ۳. لباسهای سایزکوچکترورنگارنگ می پوشم 

      ۴. لاغر ترو متناسب شدن=آرامش بیشتر وآسایش زیادتر 

      ۵. متناسب شدن =سلامتی و تندرستی بیشتر 

      ۶. با چاقی خودم صلح می کنم ومی پذیرمش چون اونها زاييده فکر های قبلیمان است 

      ۷. با لاغرشدن حس خوشبختی زیادتر و انرژی بهتر خواهم داشت

      ۸. اعتماد به نفس و عزت‌ نفسم بالاتر می رود 

      ۹. باورهایم بیشتر می شود 

      من اطمینان و ایمان دارم که با تنظیم کردن ذهنم برای متناسب شدن و لاغری و توجه کردن به مزایاوفوایدلاغریم به دنیای متناسب شدن و لاغری قدم خواهم گذاشت ودرمتناسب شدن و لاغر شدن لذت دنیا را خواهم برد چون من در این مسیرزیباقرارگرفتم وبهتر از اون  این هستش که لاغر شدن آسان‌ترین راحت‌ترین بهترین زیباترین وخوشمزه ترین کاردنیاست 

      همتون رو به خدای مهربان میسپارم تا نوشتن دیدگاه دیگر

      خدایارویاورتان درامان خدا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        ۱۴۰۳/۰۵/۱۴ ۱۰:۴۹
        مدت عضویت: 809 روز
        امتیاز کاربر: 22250 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        همیاری
        محتوای دیدگاه: 162 کلمه

        به نام خدای مهربان.

        سلام دوست عزیز از کامنت زیباتون لذت بردم چه زیبا نوشته بودید لاغر شدن مساوی مهربانتر شدن واقعا یکی از باورهای محدود کننده ما اینکه چاقها انسانهای مهربونتری هستند اما الان میخوام عکس این جمله را ثابت کنم اتفاقا لاغرترها مهربانتر هستند دوست داشتنی تر هستند هر چقدر لاغرتر شم مهرباتر میشم. من قبلا وقتی میدیدم یک آدم لاغر مهربونی میکنه خیلی تعجب میکردم انگار که یک کار بعید انجام میده یا خلاف شرع اصلا میگفتم بهش نمیخوره اینهمه مهربون باشه. خب رو چه حسابی من این قضاوتو میکردم رو حساب هیکلش شاید اصلا طرفو نمیشناختم.ولی الان دیگه میدونم لاغرها مهربونتر هستند بیشتر محبت میکنند ادم های لاغر بهتر دیگران را جذب خودشون میکنند آدم های لاغر بیشتر مهر و محبت را در جهان گسترش میدند دلیلش هم اینکه اوناها حس ارزشمندی بیشتری را در وجود خود دارند بخاطر همینم بیشتر این احساس و مهربونی و اعتماد به نفس را گسترش میدهند. خدایا شکرت برای یک آگاهی جدید دیگه

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۰۲/۲۷ ۱۷:۴۳
      مدت عضویت: 1397 روز
      امتیاز کاربر: 79130 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 330 کلمه

      سلام

      با دیدن این فایل گذشتم جلو چشمام مرور شد چن روز فیلمهای بررسی رژیمها رو میبینم و اینو قشنگ درک کردم ک چقدر افراد چاق از بدنشون متنفرند چقدر با خودشون بد حرف میزنند چقدر احمقانه است ک در گذشته فکر میکردم این جسم من هس ک بده این جسم من هس ک خودش چاق میشه واقع چرا فکر نمیکردم کمنن این چاقی در خودم ب وحود اوردم یک عمر یاد گرفتم ک ب همه عشق بدم اما خودم چی همیشه تو کتابها میخونم ک باید جلوی اینه با خودمون حرف بزنیم همیشه یجوری از زیرش در میرم 

      ب گذشتع ک نگا میکنم میبینم چقدر در گذشته با خودم بد بودم در هر لحظه از زندگیم چقدر خودم خودمو تحقیر کردم چقدر با خودم جسمم بد حرف زدم 

      هر موقعک میرفتم مهمونی عید خرید بارداری زایمان چقدر از خودم بدم میومد حالا میفهمم ک چرا این هنه سال فقط مریص ونریض میشدم 

      من عشق ب خودم ندادم

      من عتشق خودم نبودم 

      ی مادر هر جوری ک بچش باشه معتاد مریض وچاق ولاعر خلافکار بچشو دوس داره هرجوری ک باشه بهش عشق میده 

      من اون مادره برا خودم نبودم من خودمو از خودم گزفته بودم 

      من یاد نگرفتم ب خودم عشق بدم یاد نگرفتم حرفهامو بشنوم فقط بلد بودم بد حرف زدنمهام مال خودم باشه 

      هنیشه در برابر دیگران فک میکردم کمم

      الان میفهمم ک در بین همه اینها من خودمو نداشتم 

      نمیدونم این همه نفرت از کجا میاد 

      چرا 

      اما الان ورق تازه ای در زنگدیم باز شده من تصمیم گرفتم با عشق پرش کنم 

      عین دکترها هر ۶ ساعت یکبار برل خودم تجویزش میکنم چن اونقدر نفزت ب خودم دادم ک نگو

      تصمیم گرفتم هر روز برا خودم نامه بنویسم 

      نامه ب عشقم

      سلام عشق من 

      حالت چطوره ؟ 

      من حتی عشق ب خودم دادنو بلد نیستم 

      نمیدونم چجوری از کجا شروع کنم 

      ولی میگم دوستت دارم منو ببخش برا امو سالهایی کنبودم ندیدمت نشنیدمت من دوست دارم هر جوری ک باشی هر شکلی ک باشی تو زیبایی 

      استاد جالبه ک عشق دادن ب خود را بلد نیستم 

      ارزو میکنم ی فایل در مورد عشق ب خود از شما داشته باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۲/۰۲/۰۶ ۰۸:۴۷
      مدت عضویت: 1272 روز
      امتیاز کاربر: 13050 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 825 کلمه

      سلام خدمت استاد عزيزم عطار روشن گرامي

      از موانع ذهني گفتيد 

      بزرگترين مانع ذهني كه من و بقيه دوستان اين جمع ممكنه داشته باشن اين هست كه من فكر ميگفتم بعضي از مواد غذايي چاق كننده هستند 

      مثل برنج

      من بر اين باور بودم كه برنج حتي هفته اي يكبارشم زياده و خيلي چاق كننده ست

      در اين 60 روز كه در اين سايت هستم شروع كردم اين مانع رو در ذهنم بردارم 

       بيشتر برنج خورم 

      چيزي كه قبلا اصلا انقدر برنج نميخوردم 

      خوب طبق باورهايي كه از قبل داشتم احساس ميكنم وزنم بالاتر رفته با خوردن برنج و ديگر مواد غذايي كه قبلا ملاحظه ميكردم

      من حالمو بد نكردم با اين اضافه وزن

      به خودم گفتم اين باورهاي چاقي بايد بسوزن و برن هوا 

      هر چيزي كه بسوزه يك دودي يك خاكستري داره بلاخره ..من به خودم ميگم اين اضافه وزنم در اين مدت همون دود و خاكستري هست كه از سوختن باورهاي چاقيم بوجود اومده

      به اين ترتيب استرس رو از روي خودم برداشتم 

      چون من ايمان دارم كه اين روش لاغري با ذهن قطعا روشي هست كه من رو به سر منزل مقصود ميرسونه….به چيزي كه نميبينم ايمان دارم…البته كه من نتايج بچه ها رو ميخونم 

      به همين دليل نميزارم فكراي منفي و استرس بيان و من رو منصرف كنن

      مشكلي كه من در حال حاضر دارم با اضافه وزنم اينه كه تابستون داره مياد و خوب سخته لباس زياد پوشيدن

      لباس هايي مثل شلوارك و تاپ و اينا كه از سال قبل داشتم برام كوچيك شده

      اين فشار روي من هست 

      و توي اين دوره كه در اين سايت هستم حتي اضافه وزنم بيشتر هم شده ولي توضيح دادم كه چطور پذيرفتم اين اضافه وزن رو 

      ولي نكته حس الانم اينه كه از چاقيم نفرت ندارم …دوسش ندارم ولي نفرت ندارم ازش

      قبلا اينطور نبودم و خودم رو خيلي سرزنش ميكردم

      الان هم كه حالم بد ميشه و ميام اينجا احوالاتم رو مينويسم بعضي وقتا استاد برام كامنت ميزارن و آروم ميشم

      در كل كمتر خودمو سرزنش ميكنم به خاطر اضافه وزنم

      استاد يك نكته جالب اينكه همسرم هم وزنش رفته بالا در اين يكي دو ماه گذشته

      و امروز خيلي حالش بد شد وقتي رفت روي وزنه …و گفت ديگه هيچي نميخورم تا لاغر بشم

      من چيزهايي رو به زبون آوردم كه قبلا اينها رو نميگفتم 

      درسهايي كه اينجا گرفتم رو بهش گفتم 

      بهش گفتم هيچ مواد غذايي نيست كه چاق كننده باشه هيچ مواد غذايي هم نيست كه لاغر كننده باشه 

      اين نحوه رفتار ما با مواد غذايي هست كه ما رو چاق يا لاغر ميكنه 

      اين رفتار منشا باوري هم داره 

      و براش توضيح دادم كه دوستم ( همون دوست متناسبم) ببين چقدر كافه رستوران رو ميشناسه كه دسر هاي خوشمزه دارن 

      چقدر رستوران ميشناسه كه صبحانه هاي عالي دارن 

      ولي منو تو چون ترس از چاقي داشتيم ، نگشتيم جاهاي فوق العاده رو پيدا كنيم …هميشه اگر رفتيم رستوران بدون اينكه مثل يك آدم متناسب حساسيت داشته باشيم نسبت به اون غذا ، رفتيم رستوران هر چي جلوي چشمون اومده رو سفارش داديم

      و براش گفتم كه اونها اصلا بين غذا هيچي نميخورن 

      ولي ما كلي ميوه و تنقلات ميخوريم

      و براش گفتم كه ما بايد درست رفتار كردن رو ياد بگيريم نه كه كلا هيچي نخوريم بعد بيوفتيم توي دام ولع

      تمرين اول:

      تنفر از چاقي باعث ميشه ما نتونيم باور كنيم كه ما ميتونيم متناسب بشم

      چاقي يك مهمان ناخوانده ست كه من به عنوان ميزبان خيلي فضا رو براش باز گذاشتم اونم مونده

      هميشه هر زمان ميخواستم برم مهماني غصه داشتم كه چي بپوشم …ميرفتم خريد ولي انقدر نفرت از چاقي درونم بود كه هر چي ميخريدم خوشگل نبود و بهم نمي آمد

      خيلي وقتا به خاطر اينكه چاق بودم بهانه مي آوردم و مهماني ها رو كنسل ميكردم

      كلي تفريحات رو كنسل كردم 

      چرا ؟

      چون مثلا تابستون بود و توي هواي گرم من كه چاق بودم زود گرمم ميشد واسه همين كنسلش ميكردم

      يا يك تفريح زمستوني بود كنسلش ميكردم

      چرا ؟؟

      چون من كه اضافه وزن داشتم نميتونستم چكمه تا زير زانو بپوشم 

      كاپشن من رو چاق تر نشون ميداد

      پس نميرفتم و كنسلش ميكردم

      در یک‌کلام 

      چاقی=

      چ=چپاول آرزوهام

      الف= آزار و اذیت روحی و جسمیم

      ق=قدم زدن در گورستان لباس های زیبایی که میتونستم بپوشم

      ی= یادواری عدم لیاقت به خودم در هر لحظه

      تمرين دوم :

      من با خودم صحبت ميكنم و ميگم اگر لاغر بشم انقدر سبك ميشم كه ميتونم هر كاري كه نياز به فعاليت بدني داره رو مثل آب خوردن انجام بدم 

      راحت دوچرخه سواري ميكنم

      راحت كوه نوردي ميكن 

      راحت شلوارك ميپوشم

      احساس شادابي بيشتر ميكنم

      بدون هيچ دغدغه اي ميرم دست ميزارم روي سايز اسمال

      ميتونم لباس هايي كه ميخرم رو هميشه بپوشم ..نه كه امسال يه سايز ميخرم سال بعد اندازم نيستن

      يه كمد از لباس هايي دارم كه سايز هاي مختلف دارن

      و نميتونم بعضياشونو بپوشم

      وقتي جايي پيش مياد كه سه نفري بشينيم پشت ماشين ، ديگه استرس نميگيرم كه اضافه وزن من به بقيه فشار مياره

      نفسم نميگيره موقع پله بالا رفتن

      حتي سايز كفشمم نيم شماره كوچيك تر ميشه وقتي لاغر ميشم و اين خيلي لذت بخشه

       اعتماد به نفسم سر به فلك ميزاره

      همين اعتماد به نفسم ميشه سوخت جت براي بقيه اهدافم در زندگي

      لاغري = 

      ل= لذت بي پايان سلامتي و شادي

      الف= ابديت در خوردن و لذت بردن

      غ=غرور از توانستن ها

      ر= راحت لباس خريدن

      ي=يكتاي بي همتاي خودم بودن

       استاد بي نهايت ازتون سپاسگذارم به خاطر آموزش هاتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۶ ۰۱:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 684 کلمه

      سلام به همه دوستان عزیز و استادجونم 

      ج سوال اول : من چون نمیتونستم لباس هایی ک میخوامو بپوشم از چاقی متنفر بودم از وقتایی ک میرفتم حموم و شکم خودمو ک جلو زده غمگین بودم اصلا دوست نداشتم نگاهش کنم قبولش نداشتم همیشه به افراد لاغری ک شکمی صاف داشتن ولی در عین حال تازه خیلی بیشتر از مام میخوردن ولی همچنان لاغر بودن حسرت میخوردم میگفتم خوش ب حالتون

      ج سوال دوم : خب بریم سراغ اینکه اگه من لاغر بشم چه مزایایی داره من میتونم هر لباسی بپوشم هم خودم و هم  همسرم از اندامم لذت ببره 

      واقعا هیچی اندام متناسب و سبک نمیشه من این راهو قبلا رفتم پاهام سبک شده بودن حال خیلی خوبی داشتم 

      از نگاه کردن به اندام خودم لذت زیادی میبردم 

      من عاشق لاغریم و به خودم و به همه ثابت میکنم ک چقدر راحت میشه عالی ترین و خوش فرم ترین اندام رو داشت 

      من عاشق این اندام لاغرم عاشق پاهای کشیده و دستای کشیده عاشق اینم ک استخونای گردنم کمی مشخص باشه 

      وقتی من لاغرشم دیگه چیزی از بازیگرای هالیوودی کم ندارم و اعتماد به نفسم ب اوج خودش میرسه از زندگیم بیشتر راضیم و لذت زیادی میبرم به آسمون ک نگاه میکنم انگار برا من آفریده شده 

      به زمین نگاه میکنم انگار برا من آفریده شده احساس سبک بالی بی نظیری دارم 

      انقدر سبک شدم ک مثل یه پروانه ام سبک و زیبا ک میتونه هر کجا ک دلش بخواد میتونه بره 

      وقتی لاغر شم وقتایی ک پله هارو بالا پایین میکنم سریع نفس نفس نمیزنم 

      احساس میکنم انرژی خیلی زیادی دارم 

      احساس میکنم از پس هر کاری برمیام 

      وقتی لاغر بشم همه ازم راز لاغریمو میپرسن و منم میگم لاغری با ذهن 

      یکی دیگه فواید لاغری اینه که چون من احساس خوبی دارم در نتیجه خدا و جهان هستی دست ب کار میشن و وسایل مربوط به خوشبختی من رو فراهم میکنن چون جهان جهان قانون هاست 

      هر عملی یه عکس‌العملی داره مثلا منو میوفتم تو جاده ثروتمند ها و زندگی بهتر و راحت تری رو تجربه میکنم 

      چون خدا و جهان هستی خیلی دوس دارن من ثروتمند بشم

      یکی دیگه از فواید لاغری اینکه به من سلامتی میبخشه و مهم ترین و بزرگترین نعمت خداونده 

      فواید سلامتی رو برا خودم و شما دوستای عزیز مینویسم اونم اینه که آرامش داری 

      بله چی بهتر از آرامش دیدی تو زندگی طاقت ی سردرد ساده رو نداریم 

      انقدر بزرررررگ و مهم این سلامتی که 

      هرچی بگم کم گفتم الهی شکر میکنم ک خدا منو هدایت کرد به این مسیر لاغری زیبا 

      الان خدای من مینویسه نه من چون همه از ذهن و قلبم میاد  

      خب عزیزان مطلب بعدی ک استاد بهش اشاره کردن گفتن ک بگردین و دوره اطرافتون ببینید چه کسانی ب راحتی لاغر شدن بدون هیچ رژیم و ورزش خاصی 

      من دو ماه اولی ک بدن سازی رفتم ی دختر خانمی اونجا بود ک من عاشق اندام ایم خانم شده بودم پاهای کشیده دستای کشیده شکم تخت و سفید 

      ی بار ک خیلی ذهنم درگیر ارتباط ورزش با لاغری بود پرسیدم چجوری انقدر لاغر و متناسب و اینکه ایا بدن سازی لاغرش کرده یا ن گف ک از اندامی ک قبلا داشته بیشتر راضی بوده چون پر بودن ن چ ا ق 

      گف هیچ ربطی به هیچ ورزشی نداره بدن خود ب خود لاغر میشه و گف بدون هیچ رژیمی به این اندام رسیده  

      و این الگو خیلی خوبیه ک ب راحتی لاغر شدن ، و دوباره ی خانمی بهم گف بدون رژیم ۱۵ کیلویی وزن کم کرده 

      پس برای چندمین بار میگم باور من اینکه لاغری فقط با رژیم امکان پذیره برای همیشههههههه رد میشهههههه 

      چون من خیلی افراد دیگه ام دیدم ک خیلی میخورن ولی لاغرن  

      من تصمیم قاطعی گرفتم ک به سرزمین رویایی  و اما واقعی لاغرها پا بزارم سرزمینی ک توش میشه از هر مواد غذایی خورد ولی ب شرط اینکه نترکید مهم اینه میتونم هر وقت میل داشتم 

      توجه کنید هر وقتی ک میل داشتم و به اندازه احساس سیری از هر مواد غذایی ک هست بخورم حالا هرچی بستنی باشه بیسکوییت خوراکی غذاهای سرخ شده خامه کره  و لذت خوردن رو در خودم افزایش بدم و احساس بهتری نسبت ب زندگی خودم داشته باشم در نتیجه !!!!

      احساس خوب مساوی اتفاقات خوب رو تجربه کنم 

      الهی شکر برای تمام این حس های خوب و عالی 😍😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۰ ۰۲:۰۷
      مدت عضویت: 2253 روز
      امتیاز کاربر: 8893 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 566 کلمه

      سلام!

      این سطح از دانش و آگاهی تون منو شگفت زده میکنه استاد مثال ها و توضیحات شما خیلی کامل وجامع هست و روش تناسب ذهنی هیچ آزمون وخطایی نداره ومن هرروز بیشتر اطمینان پیدا میکنم تا بهتر عمل کنم

      آرامش درونی

      من همه کسایی رو که منو ناراحت کردن بخشیدم حالا که به اون افراد فکر میکنم که چقدر از اعصاب بهم ریخته وانرژی که صرف حرف بار کردن من چند بار در ذهنشون حتی روزها تکرار کردن دلم براشون میسوزه

      استاد من همیشه یک حرفی رو مدنظرم قرار میدم

      یک نگاه خارج از گود

      یعنی خودم رو دو نفر درنظر میگیرم واز دید دیگران رفتار خودم رو میسنجم و سعی میکنم همیشه آرامش خودم رو حفظ کنم تصمیمات عجولانه که باعث بروز مشکلات بزرگتر بشه رو کاملاً حذف میکنم

      دقیقاً درست میگین استاد ما خانوما فشار ذهنی بیشتری رو تحمل میکنیم چون متاسفانه حرفهای خاله زنکی در بین ما خیلی شایع است

      یادم نمیاد خواسته دل کسی رو بشکنم همیشه قبل از حرف زدن خودم رو میسنجم شرایط و رفتارهای احتمالی و من معمولاً در جمع ها شنونده هستم همیشه افراد کوشا رو تشویق میکنم وازاین بابت کاملآ آرامش درونی دارم

      که خیلی بهم کمک میکنه تا در ادامه مسیر هم موفق باشم چون وجدانم آسوده ست 

      یادمه وقتی کوچیک بودم از یک بزرگی شنیدم اگه کسی بهت ناسزا گفت تو جواب نده بجاش فرشته ها جوابش رو میدن 

      پس من هم واگذارشون میکنم به خدا و فرشته ها والان کلی آرامش دارم 

      تغییرات حالت درونی

      نتایج آموزش های لاغری ذهنی ابتدا از تغییر فرمول های ذهنی شروع میشه از تغییر حالت های درونی

      اولین نتیجه من احساس آرامشم بود چون گام اول رو برداشتم

      احساس شادی ازاینکه قرار متناسب بشم

      انجام کارهای که سالهاست دوست دارم وقتی متناسب شدم انجام بدم

      انتخاب لباس هایی که مورد علاقه م در بهترین رنگ ها با اعتماد به نفس بالا بعد متناسب شدنم میپوشم 

      انجام ورزش ،و روحیه بالا ، به سبکی و راحتی در انجام کارهای شخصیم

      باور اینکه من میتونم متناسب بشم

      پس اولین تغییرات در درونم اتفاق میفته وتداوم درسطح فکر وادامه تغییرات فکری من به تغییرات رفتاری تبدیل میشه ومغزم فرمان های متفاوت ومفید صادر میکنه ودرنتیجه واکنش رفتاری من در مواجه با غذا باعث ایجاد احساس خوب درمن میشه 

      یکی دیگه از موانع خیلی مهم 

      نفرت از چاقی که به شکل ترس هم در ما ایجاد میشه

      من متوجه شدم ذهنم توجه من رو ملاک قرار میده و درجهت بیشتر کردن توجه من حالا چه احساس خوب و چه احساس بد می‌کنه

      پس روند چاق شدن رو متوقف میکنیم وبه مرور در مسیر تناسب قرار می‌گیریم

      جسم من مشکلی با اضافه وزن نداره چون این روند به آرومی و گرم به گرم اضافه شده و جسمم کاملاً این به این روند عادت کرده چون درهر شرایط خودش رو سازگار میکنه ویکی از ویژگیهای غریزیش محسوب میشه

      درواقع فشار اصلی بر روی اعصاب ، ذهن. روح ماست

      نفرت از چاقی باعث پذیرفتن چاقی میشه

      هر چیزی رو در ذهنم باور کنم همون چیز رو در زندگیم تجربه میکنم

      نکته اول پذیرش خودم و گذاشتن اسمی که احساس زیر سلطه بودن از چاقی رو نداشته باشم

      من اسمش رو مهمان ناخوانده گذاشتم

      ذهنی که منو با استفاده از فرمول های ذهنی به چاقی رسونده 

      پس همین ذهن از طریق تغییر باورها و فرمول های ذهنی همزمان با دادن فرصت و آرامش ، بدون اینکه به بدن صدمه ای وارد کنه (ریزش مو، مشکلات گوارشی، افتادگی پوست، دردهای مفصلی و…) 

      بلکه پوست رو زیبا تر ، جوان تر شادابی و لذت از زندگی بدون هیچ گونه محدودیت به تناسب اندام ایده‌آلم میرسونه  

      الهی شکرت 🕊️🥀 

      ممنون استاد 🌼🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      سلامی دوباره 

      من با گوش دادن چند باره این فایل دریافتم که تمام این مدت ، تمام کارهایی که میکردم و فکرهام و تلاش هام نه تنها برای لاغر شدن موثر نبوده بلکه همه اونها ناشی از نفرت درونی و عمیق من از چاقی بوده که به جای تاثیر گذاری برای حرکت من به سمت لاغری فقط و فقط توجه من به چاقی رو بیشتر میکرده و حرکت هر روز من به سمت چاقی بیشتر و سریعتر میشده و زمانی که من با گرفتن رژیم ها و سرزنش خودم و عقب کشیدن از فعالیت های اجتماعیم سعی در مبارزه باچاقی و ایجاد انگیزه در خودم داشتم ؛ نه تنها انگیزه ایجاد نمیشد بلکه نفرتِ عمیقی در من شکل میگرفت که باورهای غلطی رو با خودش داشت و باعث میشد ذهن من فرمول های غلط تری رو ایجاد کنه و فرمان چاقی من صادر بشه انگار که من میخوام به سمتی حرکت کنم که باد شدیدی از اون سمت می وزه من به خیال خودم دارم پیش میرم و قدم برمیدارم اما اون باد شدید من رو به سمت مخالف هل میده و من هرچه بیشتر تلاش میکنم کمتر نتیجه میگیرم و درنهایت یه ذهن و روح زخمی و درگیر میمونه و جسمی که به خاطر فشار زیاد خسته و بیمار شده و خدا میدونه تو این حالت چه بلایی بر سر روح و روان انسان میاد …

      من فهمیدم تا امروز درونم یه جدال نابرابر بوده یکی میخواسته که لاغر بشه اما هر کاری که میکرده دُرست تو جهت عکس بوده و اون یکی از رفتارها پیام چاق تر شدن رو دریافت میکرده و دستور چاقی بیشتر رو میداده و  چه کشمکش بیهوده ایی !

      من یاد گرفتم چاقی رو به عنوان یه مشکلِ قابل حل ببینم که خودم با نادانسته ها باعث به وجود اومدنش شدم و حالا از راه درستِ ذهنی باید حلش کنم ممکنه کمی طول بکشه اما حل میشه !

      تُرک ها در مورد بیماری یه مثلی دارن که ترجمه اش این میشه( درد خروار خروار وارد بدن میشه اما موقع خروج ذره ذره خارج میشه ) و حالا که من بدنم رو به  خروار خروار درد متحمل کردم باید با راه حل درست پیش بروم و منتظر خروج ذره ذره آن باشم ….

      چاقی یک مشکل قابل حله ولاغر شدن آسانترین کار دنیاست !

      روزی که من به تناسب اندام برسم اعتماد به نفس پایمال شده ام برمیگرده ، تو دنیای تناسب اندام خبری از تحقیر و سرزنش نیست و هرچه هست آرامشه ، من به تناسب که برسم دیگه خبری از گوشه گیری و خجالت نیست میتونم با اعتماد به نفس خرید برم با دیگران ارتباط بگیرم و توجمع ها با سرِ بالا شرکت کنم …

      میتونم با بچه هام تو فعالیت های دلخواهشون شرکت کنم و دیگه احساس شرمندگی ندارم …

      قطعا این درس بزرگی برای بچه هام خواهد بود که خواستن توانستن است و هر بار که من رو ببینن به مادرشون افتخار خواهند کرد …

      میتونم لباسهای دلخواهم رو تهیه کنم 

      میتونم حضوری خرید کنم نه مجازی !

      از شر نگاه های ترحم آمیز دیگران راحت میشم !

      مطمئنما باعث آرامش خاطر مادرم و عزیزانی که مدام غصه من رو میخوردن میشم !

      از تحقیر های همسرم خلاص میشم و میتونم بهش ثابت کنم منم توانمندم !

      میتونم شنا برم و دخترمو همراهی کنم بدون خجالت !

      میتونم دوچرخه سواری کنم که ورزش مورد علاقه بچگیم بود و هنوزم عاشقشم !

      میتونم دوباه کوه برم !

      میتونم بدون ترس و خجالت غذا بخورم !

      دیگه از چاقی نمیترسم ! و نگران آنچه میخورم یا نمیخورم نیستم ! 

      محدودیت و محرومیت نیست!

      میتونم زندگی رو دوباره زندگی کنم اما این بار با آرامش خاطر و احساس خوب و آرامش ! به امید رسیدنم به اون روز با تمام وجود تلاش میکنم 

      یاعلی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۱/۰۲/۲۹ ۱۵:۲۴
      مدت عضویت: 1557 روز
      امتیاز کاربر: 345 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 235 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستانی که عاشق خوب کردن حال خودشون و زندگیشونن 

      من از همون اوایل نوجوانی دچار اضافه وزن شدم تا خود 15 سالگی برای لاغر شدن کاری نمیکردم چون اصلا احساسش نمیکردم اما بعد اون یواش یواش حرفای اطرافیان شروع شد 

      هرجا میرفتم احساس می‌کردم نگاه همه روی منه 

      توی جمع های فامیل همش اضافه وزن منو به رخم می کشیدن 

      همیشه از جمع های مهمونی فراری بودم همیشه 

      همش دنبال راهی برای کم کردن وزن خودم بودم 

      همش ورزش تلاش برای ترک کردن پرخوری و ریزه خواری اما همیشه شکست میخوردم و وزن چندانی از من کم نمیشد 

      اگر من لاغر شوم دیگه اعتماد به نفس پایینی نخواهم داشت 😊

      دیگه از جمع ها فراری نیستم و خواهم بود

      الان که وزن زیادی کم کردم احساس میکنم که دیگه هیچ کسی نیست اضافه وزن منو به رخم بکشه 

      دیگه ازین فروشگاه به اون فروشگاه دنبال شلوار اندازه خودم نمیدوم 

      مطمعنا اگه این چند کیلو که زیاد هم نیست رو کم کنم همیشه آدمی خواهم بود که اعتماد به نفس بالایی داره 

      احساس میکنم در بیان احساسات و نظرات خودم قوی تر شدم 

      پر از انرژی مثبت شدم و انجام هر کاری مثل ورزش کردن دیگه مثل قبل برام زجر آور نیست بلکه لذت بخشه 

      اگه لاغر بشم دیگه حسرت اینو نمیخورم که دیگری چرا متناسب هست اما من نه 

      بهم ثابت میشه که انجام هیچکاری غیر ممکن نیست اگر از راه درست باشه 

       «لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست» من خیلی این جمله را باور دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۱/۰۲/۰۳ ۲۳:۰۳
      مدت عضویت: 2490 روز
      امتیاز کاربر: 6280 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,545 کلمه

      سلام بر همگی 

      من بی نهایت از خداوند سپاسگزارم  که بازم امروز  فرصت حضور در این دوره. رو به من داده .

      نتایج آموزشهای ذهنی اول  از تغییر فرمول‌های ذهنی و تغییر در احساسات ما هست یعنی تغییرات اول  درونی هست .پس نباید از همون اول به دنبال لاغری در جسم باشیم باید صبر داشته باشم تا  به مرور نتایج در جسم ما به وجود بیاد 

      من مدتها هست در یخچال خونه کلی  اجیل و تخمه و  شیرینی و شکلات و و بیسکوییت و کلوچه و خرما و … دارم  اما من به راحتی از خوردن اونها صرف نظر میکنم و یا  اگر هوس  کنم یه مورد رو انتخاب میکنم و کمی  میخورم  مثلا  امشب  بعد از افطار  دلم پسته خواست و با خیال راحت به اندازه یه مشت از پسته ها و بادام ها  خوردم و بقیه رو داخل یخچال گذاشتم اما واقعا  حرص و ولع من   من کم شده  من با همین یه مشت واقعا اشباع شدم و دیگه دلم نخواست در حالی که در گذشته حرص و ولع خوردن خیلی از چیزها حتی آجیل رو هم داشتم اما الان راحتم با تمام خوراکیها هر وقت بخوام میخورم نخوام نمی‌خورم و این واقعا بینظیر هست ‌‌‌‌‌وچقدر بی نظیر که من با یه حجم کم  از اون خوراکی ها  به اون سیری کامل میرسم و دیگه نمیتونم بخورم .

      لاغر شدن آسانترین کار دنیا هست .

      یکی از موانع لاغری نفرت از  چاقی هست که به شکل  ترس هم خودش رو نشون میده و نتیجه این نفرت چاقی بیشتر هست دقیقا یادم میاد. زمانی که تازه  وارد این دوره های سایت شده بودم و به این جلسه رسیدم گفتم وای چقدر استاد عالی توضیح میده دقیقا این مشکل اساسی من هست چون در اون دوران که وارد سایت شدم من همین شرایط رو داشتم در واقع من ترس از چاقی. بیشتر داشتم همون نفرت از چاقی  داشتم که تمام وجود من رو گرفته  بود چون من هر ماه شاهد  افزایش وزن خودم  بودم و من یادم میاد چقدر حالم بد بود چقدر میترسیدم از چاقی خودم یادم میاد به همه میگفتم وای چرا  من اینطور  هستم چرا هر ماه که وزن میکنم وزنم بیشتر میشه ای  کاش وزنم ثابت بمونه با همین وزنی که دارم و دیگه بیشتر نشه راضیم به این وزن بالا فقط ثابت بمونه ولی نمیشد چون باورهام خراب شده بودند چون پذیرفته بودم داروهای مصرفی من ،من رو چاق میکنن و هر وقت به اطرافیانم میگفتم اونها میگفتن چون تو کم کاری تیرویید داری و فلان دارو رو میخوری دیگه اینطوری ولی من قبول نداشتم و برای فرار ازچاقی خودم ورزشهای سنگین  همیشگی در هر شرایطی داشتم طوری  که زانو و کمرم آسیب دیده بود  رژیم های محدود و سنگین داشتم که هر دفعه برای ترس از چاقی پیش دکتر  میرفتم و اونم محدودیت رو برام بیشتر میکرد

      .‌ومن به همه میگفتم وای من با این همه رعایت کردن وزنم اینطوریه  پس وای  به حال زمانی که نرم باشگاه و دکتر برای همین ترس داشتم از غذای خونه ازبی  فعالیتی  و همیشه میگفتم من با این کارها یکم خودم رو کنترل میکنم که کمتر چاق بشم ولی یادم میاد این اواخر خسته شده بودم دیگه نتایج من با تلاشهای من جور در نمیومد و من غمگین شده بودم  تا وارد این سایت شدم و تک تک به کلمات استاد به روح و جان من می‌نشست و حتی  من رو دگرگون. میکرد و  حتی با دیدن این فایل گفتم دقیقا من همین مشکل رو دارم استاد راست میگه اینها انگار همون حرفهای هست که من سالها به دنبال اونها بودم و انگار جواب تم تک سوالاتم رو در هر جلسه میگرفتم .

      من یادم میاد در دوران  چاقی  واقعا تخت فشار بودم چون هیچ کفش  و لباس و مانتو  و النگو و انگشتر و .. اندازم نبود  یادم میاد کفشهای ورزشی قبل از  بارداریم به پام نمی‌رفتن و من با زور اونها رو میپوشیدم که پیاده رویی برم  یادم میاد هیچ لباس و   تاپ خانگی به تنم  نمی‌رفت و من رفتم کلی لباس سایز بزرگ و دامن شلواری.گشاد سایز بزرگ برای بعد از زایمانم خریدم یادم میاد هیچ مانتوی زیبایی که به درد سایز من بخوره  نبود منم یه مانتو ساده که فقط میدونستم اندازم هست خریدم و به تنم کردم و پوشیدم چون کلی گشته بودم و هیچ جا مانتو   اندازم نداشتن من یادم میاد عروسی دعوت بودم هیچ دستبندی و النگویی  و انگشتری که داشتم به دستم نرفت و …و برای همین من نفرت ازچاقی داشتم .یادم میاد میرفتم داخل کمد و مانتوهای قبل بارداریم رو امتحان میکردم و میدیدم به  زور دستم داخل استینهاش،میره و نمیتونم تکون بخورم و لبه  های مانتو  بسیار از هم فاصله دارند و من تنفرم بیشتر میشد و من یادم میاد شکمم اصلا شبیه قبل ازبارداریم نبود و ازاون بدم میومد برای همین با شکم بند طبی اون رو میبستم که نبینمنش  و حتی شبها هم  اون رو میبستم چون تنفر از چاقی داشتم و تمام اینها در کنار  باورهای جدید  و غلط چاقی که به من  پزشکان متخصص داده  بودند کارم رو سخت  کرده بودند و من هر چقدر تلاش می‌کردم  انگار لاغری  بیشتر از من  فرار میکرد و من واقعا ترسم و تنفرم چندین برابر قبل شده بود و واقعا چاقی بر من مغلوب شده بود اما با بودن در دورها یاد گرفتم از  چاقی نترسم و از دیدن خودم وحشت نکنم و بدم میاد و خودم رو همین طور که هستم دوست داشته باشم با تمام اندامهای چاق   که الان دارم و چاقی رو مثل یک مهمان ناخوانده بدانم که به زودی از جسم من بیرون می‌ره وکاملا تفکرم رو تغییر دادم که من مغلوب چاقی هستم  که انگار چاقی بر من تحمیل شده که انگار چاقی  از بیرون  داره به زور وارد بدنم میشه و من نمیتونم کاری کنم که انگار چاقی من تحت کنترل خودم نیست که انگار چاقی  در من طبیعی هست ا ما به خاطر بودن در دوره ها  یاد گرفتم که  بگم  نه  خودم اون  چاقی  رو به وجود آوردم خودم هم ازبین میبرمش انگار دیگه قدرت. دست من بود و من خودم رو توانا می‌دیدم که میتونم کنترلش  کنم  و انگار دیگه چاقی برای من طبیعی نبود و …. و من به لطف خدا تونستم حدودا سه تا از اون حلبهای روغن چهار کیلویی(البته دقیق نمی‌دونم چون وزن نکردم ،) رو به قول استاد از خودم دور کردم پس من پذیرفتم روند اضافه وزن یه روند آرام  هست که گرم به گرم به وزن ما اضافه شده پس لاغری هم  یه پروسه ی عجله ای. نیست و خیلی آرام آرام  ما به اون لاغری دلخواه میرسیم  پس روند کاهش وزن  ما  چیزی  نیست که کسی  زمان رسیدن به  این رو برای ما مشخص کنه اون به کلی پارامتر  درونی  بستگی داره .

      لاغری با قدرت ذهن تنها راه صحیح و اصولی  هست که ما بدون هیچ عامل بیرونی به تنهایی میتونیم لاغر بشیم و زمان خاصی برای رسیدن به اون نمی‌تونیم  تعیین کنیم .

       پس من  مدتها هست که یاد گرفتم از چاقی   خودم و اندام های چاقم تنفر نداشته باشم و خودم رو سرزنش نکنم و به جاشون باید به خودم  عشق بدم و خودم رو بپذیرم .

      من  یاد گرفتم به لاغری که در وجود من الان نیست توجه کنم و به  چاقی که در بعضی از اندام های من هست بی توجه باشم من بارها مزایای لاغری کامل رو برای خودم مرور میکنم که من با لاغری کامل 

      در بهترین حالت روحی قرار میگیریم 

      در بهترین سلامتی جسمی میرسم 

       به شبک پوشی که دوست دارم میرسم .

      به ارامش درونی میرسم 

      به روابط بهتری با اطرافیانم  میرسم 

      به خود باوری بیشتری میرسم 

      خالق بودن رو تجربه میکنم .

      عبادتهام  بهتر میشن 

      ایمان و توکلم بهتر میشه 

      اعتماد به نفس بالاتری پیذا میکنم 

      به آزادی در خوردن میرسم 

      به آزادی در خریدن میرسم 

      به آزادی در زمان و فعالیت میرسم 

      با هر لباسی در هر مکانی که بخوام ظاهر میشم 

      لباس رنگ شاد و به روز می‌پوشم 

      رفتار غذایی با کلاستری خواهم داشت 

      از دیدن خودم در آیینه بیشتر لذت میبرم .

      لباس سایز مانکن رو می‌پوشم 

      سایز مدیوم. و سایز ۳۸رو تجربه میکنم 

      انسان شادتری میشم 

      چهره ام جوانتر و زیبا تر میشه 

      سبکتر و  جمع و جور تر میشم 

      به راحتی در هر مکانی جا میشم .

      اسیر و برده ی هیچ موادغذایی  نمیشم .

      مغلوب تنوع مواد غذایی نمیشم و در مقابل سفره های رنگین به خوبی با خودم رفتار میکنم .

      به جسم خودم ارزش و احترام بیشتری می‌زارم 

      هر ماده ی غذایی. رو به زور  وارد جسمم نمیکنم .و در شأن یک انسان که موجود الهی و اشرف مخلوقات هست رفتار میکنم .

      من با لاغری  ازطریق ذهن  موهای پر پشت تری و صورت  خوش فرم و زیبا و اندام تراشیده و دلخواه ۵۹کیلو خواهم رسید. .

      من  در حال حاضر  نزدیک به تناسب دلخواهم . هستم و در این مدت که در این مسیر بودم به  خودم عشق دادم و از خودم لذت بردم و  بهترین پوشاک و بهترین رنگها رو به تنم کردم و عکس گرفتم و ساعتها با خودم در مقابل آیینه  شادی. کردم و من هر لحظه با عشق دارم زندگی میکنم و نتیجه هم گرفتم  پس با استمرار  در این مسیر به زودی در سرزمین لاغر ها ساکن   میشم و به موفقیت‌های بیشتر و ثروت و سلامتی بیشتری  و شادی بیشتر و آرامش بیشتری خواهم رسید و خدا رو شاکرم که در این مسیر الهی هستم  و من رو به این راه هدایت کرد  و من مطمعنم با تناسب خودم علاوه بر اینکه خودم لذت بیشتری می برم این آرزو رو در دل خیلی‌ها  زنده  خواهم کرد و بر جهان اطرافم تاثیر خواهم  گذاشت .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      ۱۴۰۰/۱۲/۰۴ ۲۰:۲۹
      مدت عضویت: 2279 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 273 کلمه

      سلام

      همانطور که استاد فرمودن ما با اضافه وزنمون مشکل آنچنانی نداشتیم وهرچی بود مسایل روحی ما بود که اذیتمون میکرد اینکه وقتی یه فروشگاهی برای خرید میرفتم وبرای گرفتن مانتو فروشنده میگفت بارداری🥺

      یا مورد سرزنش دوستام قرار میگرفتم که خیلی بد چاق میشی🥺🥺

      یا مجبور میشدم لباسهای بلندتر و آزادتر بپوشم که کمتر چاقیم نشون بده .

      یا مرتب لباسهام تنگ میشد وبا اینکه لباسهام نو بودن مجبور بودم بندازمشون دور.

      اینکه اعتمادبه نفسم رو تخریب میکرد و اینومیدونستم که راه حل دایمی نداره وباید بپذیرمش وافزایش سن و رشدعرضی بدن رو درچاقیم طبیعی میدونستم .

      وازعکس العمل اطرافیان خیلی ناراحت میشدم چون آدم زودرنجی هم هستم .

      تا اینکه با آموزشهای این دوره تونستم خیلی وزنم رو بیارم پایین والان با رویای متناسب شدن خودم زتدگی میکنم .

      متناسب شدنی که بهم آزادی میده آزادی درخوردن غذا . آزادی درانتخاب لباس . آزادی در مجالس های مختلف.  احساس نشاط . احساس آرامش بیشتر . احساس توانمندی . احساس نزدیکی با خدای خودم . آشتی با خودم . آشتی با اطرافیانم . باارزش دانستن خودم واهمیت دادن به جسمم.  کنترل بر هوای نفسم که برده غذاهام نباشم . مهارکردن هیجانات بی اساس که میخاستم باغذاها لذتشو بیشتر کنم .

      تجربه متناسب شدن بهم آموخت که هرچیزی رو چشم بسته قبول نکنم خصوصا مواردی که یک پزشک میگه .

      تحربه متناسب شدن بهم آموخت قدر داشته هام خصوصا سلامتی رو بدونم وشکرگذارباشم .

      تجربه متناسب شدن به من آموخت میتونم زندگی دلخواهمو با قدرت ذهنم خلق کنم .

      میتونم هرجا دلم خاست پیاده روی کنم و بدون درد پا وخستگی .  جوان ترباشم و شادتر و سبک تر مسیر زندگیمو ادامه بدم .

      تشکر از استاد بزرگوار و آرزوی متناسب شدن برای فرزندان سرزمین لاغرها.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا