😔 خیلی از آدمها مخصوصاً وقتی سالها با اضافهوزن دستوپنجه نرم کردن، خودشون رو قانع میکنن که لاغر نشدنشون تقصیر ژنهاست. چون خیلی از پزشکا و محققها هم گفتن که چاقی ارثی است، این باور عمیقتر میشه.
ولی اینجا یه نکتهی ظریف وجود داره…
وقتی یه باور (هرچند علمی!) تبدیل به یه سد ذهنی بشه، میتونه مثل یه دیوار نامرئی جلو راهت سبز بشه 🚧 و ناخودآگاه بهت بگه:
🚫 «لازم نیست تلاش کنی، چون فایدهای نداره!»
و همینجاست که آدم دست از حرکت میکشه…
❓ چاقی ارثی است یا عادتی؟
اگه از بیشتر آدمایی که اضافهوزن دارن این سؤال رو بپرسی، بدون مکث میگن:
«چاقی ارثی است!» 😐🧬

راستش منم همینطور فکر میکردم…
تا سیوپنج سال از زندگیمو با چاقی گذروندم. از وقتی چشم باز کردم و خودمو شناختم، همیشه یه بچه چاق بودم. و خب، از همون اول، هر کی میخواست درباره وزنم چیزی بگه، یه جواب آماده داشت:
🗣️ «چاقی ارثی است دیگه! خانواده پدریش همه چاقن! به عموهاش رفته!»
و این جمله… هزاران بار از زبون مادرم شنیده بودم.
انگار این جمله شده بود یه مهر تأیید روی چاقی من. مهرِ ارثی بودن!
📉 از همون روزایی که کمکم فهمیدم چاقی چه دردسرایی داره و خواستم یه کاری براش بکنم، این جمله مثل یه پتک اومد توی سرم:
🚫 «بیخود تلاش نکن! تو لاغر نمیشی. چاقیت ارثیه! رژیم و ورزش فایده نداره!»
و خب… چه انگیزهای میمونه وقتی ذهنت دائم تکرار میکنه که «تو چارهای نداری»؟
🧠 باور چاقی ارثی است، یه فرمول ذهنیه
«چاقی ارثی است» شاید یه جملهی ساده باشه، اما پشتش یه باور قوی خوابیده. باوری که هی شنیدی… از خانواده، اطرافیان، حتی پزشکا و محققها.
باوری که وقتی جلوی آینه وایمیستی و به بدنت نگاه میکنی، توی گوشت زمزمه میکنه:
🗣️ «تو تقصیری نداری، ژنهات اینجورین!»
اما چیزی که خیلیها نمیدونن اینه که تکرار این جمله و دیدن افراد چاق توی خانواده، باعث میشه ذهنمون این باور رو بسازه که:
«من نمیتونم تغییر کنم، چون چاقی من ارثیه.»
و این دقیقاً همون چیزیه که لاغر شدن رو سخت یا حتی غیرممکن میکنه… 😞
✅ ولی واقعاً چاقی ارثی است؟
بذار راحت بگم:
✅ شاید ژنها نقشی داشته باشن، ❌ اما این باور که چاقی تو تغییرناپذیره، بزرگترین دشمن لاغریته.
وقتی به جای باورهای محدودکننده، به خودت ایمان بیاری… وقتی شروع کنی سبک زندگیتو تغییر بدی، و مهمتر از همه، وقتی ذهنت رو تربیت کنی تا با تو همراه بشه،
اون وقته که معجزه شروع میشه ✨
🌱 من تونستم بعد از سالها با ذهنم آشتی کنم و بدنم رو تغییر بدم.
تو هم میتونی. حتی اگه همیشه فکر میکردی “چاقی ارثی است!” 💪

👨👩👧👦 ارثی بودن چاقی من؛ قصهای که از بچگی برام نوشته شد
قبل از اینکه اصلاً بفهمم چاقی یعنی چی، قبل از اینکه حتی بدونم با بدنم مشکلی دارم، یه جمله بارها و بارها تو گوشم تکرار شده بود:
🗣️ «چاقی توی خانواده ما ارثیه!»
از مامان و بابا گرفته تا خاله و عمه و فامیل دور و نزدیک، همه یهصدا میگفتن:
چاقی ارثی است، مخصوصاً توی خانواده پدری ما! 🧬
و من؟ من فقط کافی بود نگاهی به عموها، پسرعموها و حتی عکسهای قدیمی بندازم تا ببینم بله… واقعاً همه چاق بودن!
حتی بعضی وقتا که منو نمیشناختن، ولی تا میفهمیدن فامیلم چیه، میگفتن:
🕵️♂️ «حدس زدم باید از عطارروشنها باشی! ماشالا همهتون درشت و تپلی هستین!»
و البته که این حرفا همیشه با لبخند گفته میشد، اما توی ذهن کوچیک من، داشت یه باور خیلی بزرگ شکل میگرفت…
🧠 وقتی چاقی، تبدیل به شناسنامه ذهنی میشه…
یواشیواش چاقی، فقط یه ویژگی ظاهری نبود.
دیگه برای من، چاق بودن مساوی بود با “متصل بودن به خاندان عطارروشنها”.
اصلاً انگار اصالتم با وزنم تعریف میشد!
📌 اونقدر این باور که «چاقی ارثی است» تو ذهنم تکرار شده بود، که کمکم تبدیل شد به یه فرمول ذهنی قدرتمند.
و میدونی چی میشه وقتی یه فرمول توی ذهن ما جا میافته؟
📌 اون فرمول، تبدیل میشه به “واقعیت زندگیمون”.
🤯 چاق بودنم برام عجیب نبود… طبیعی بود!
باورم این بود که باید چاق باشم. چون خانوادهم چاق بودن.
پس هیچوقت از خودم نپرسیدم:
«آیا میتونم لاغر باشم؟»
چون ذهنم جوابشو از قبل داده بود:
❌ «نه، چون چاقی ارثی است.»
و وقتی باور کنی که کنترلی روی چاق بودنت نداری، دیگه تلاش کردن چه فایدهای داره؟
وقتی انتظار ذهنیات اینه که چاق بمونی، چطوری قراره لاغر بشی؟
🌀 انتظار ذهنی قویتر از هر رژیم و ورزشیه
📍 وقتی ذهنت انتظار چاق موندن داره، حتی اگه هزار بار رژیم بگیری، ورزش کنی، خودتو محدود کنی…
بازم یه نیروی پنهانی، تو رو برمیگردونه به همون نقطه قبلی.
✅ چون اون نیروی پنهان همون فرمولیه که سالها باهاش زندگی کردی:
“چاقی ارثی است.”
اما خبر خوب اینه که فرمولهای ذهنی قابل بازنویسی هستن!
تو میتونی فرمول ذهنیات رو تغییر بدی… مهم نیست که چند نفر بهت گفتن «لاغر نمیشی»، مهم اینه که از یه جایی شروع کنی و باور جدیدی بسازی.
🌱 من این مسیر رو شروع کردم، تو هم میتونی!

🧬 واقعاً چه چیزهایی ارثی هستن؟
اگه ازم بپرسی چی رو از پدر و مادرم به ارث بردم، با خیال راحت میگم:
👁️ رنگ چشمهام،
💇♀️ رنگ موهام،
👃 فرم بینی یا شکل صورتم…
اینا همش چیزهاییه که قبل از تولدم برام تعیین شده بودن. یعنی واقعاً تاثیر ژنتیکی داشتن.
اما حالا بیایم یه لحظه فکر کنیم…
آیا چیزهایی مثل چاق بودن، موفق بودن، کارمند بودن یا حتی سبک غذا خوردن هم ارثیه؟
🤔 نه! اینا همش چیزهایی هستن که بعد از تولد، تو مسیر رشد و زندگیمون شکل گرفتن.
🧠 ما شبیه خانوادهمون هستیم، اما نه از نظر ژن، بلکه از نظر ذهن!
تو هر خانوادهای یه سبک زندگی وجود داره…
👂 حرفهایی که زیاد گفته میشه،
🍽️ غذاهایی که همیشه هست،
💬 باورهایی که از بچگی تو گوشمون میخونهن.
برای من هم همینطور بود…
وقتی شروع کردم با دنیای «فرمولهای ذهنی» آشنا شدن، فهمیدم خیلی از چیزهایی که فکر میکردم واقعیه یا ارثیه، فقط یه برنامه ذهنی بودن که از اطرافیانم یاد گرفته بودم.
🚫 چاقی ارثی نیست، عادتیه که تو ذهن ما جا خوش کرده
یادمه یکی از پررنگترین و ریشهدارترین فرمولهایی که تو ذهنم نشسته بود، این جمله بود:
📢 «چاقی ارثی است!»
این جمله اونقدر برام تکرار شده بود که کاملاً باورش کرده بودم.
هر وقت کسی میگفت چرا چاقی؟
🗣️ فوری جواب میاومد: «خب ارثیه دیگه! به فامیلم رفتم!»
اما وقتی یاد گرفتم چطور فرمولهای ذهنیم رو پیدا کنم، تازه متوجه شدم که این جمله…
مثل یه ترمزدستی قوی، مانع لاغر شدنم شده بود 😢 و بدتر از اون… باعث شده بود که ذهنم انتظار چاقتر شدن داشته باشه!
💡 راه حل چی بود؟
برای من، راه حل این بود که اون فرمول قدیمی رو کمرنگ و کمرنگتر کنم، و یه جملهی تازه رو جایگزینش کنم:
🌱 «چاقی ارثی نیست، عادتیه!»
با تکرار این جمله، تمرین با ذهنم، و آگاه شدن از افکاری که قبلاً ناخودآگاه بودن، کمکم تونستم دیدم رو نسبت به خودم و بدنم عوض کنم…
و این شد نقطه شروع تغییر من ✨
✨ حالا نوبت توئه…
👣 اگه سالهاست با این باور زندگی میکنی که «چاقیت ارثیه»،
یه بار برای همیشه از خودت بپرس:
«واقعاً این یه حقیقت ژنتیکیه… یا یه باوره قدیمی که جا خوش کرده تو ذهنم؟»
شروع کن به نوشتن فرمولهای ذهنیات… ممکنه یکیشون همون جملهای باشه که سالها مانع تغییرت شده!
ولی خبر خوب اینه که ذهنت انعطافپذیره… و تو میتونی با قدرت آگاهی، فرمولهای تازهای بسازی 💫



🌟 قدرت تصویرسازی ذهنی و الگو گرفتن
یکی از بهترین راهها برای تقویت فرمول جدید، دیدن بارها و بارها تصاویر و داستانهای موفقیت شگفتی سازانی است است که با استفاده از «دوره ورود به سرزمین لاغرها» تونستهاند رویای لاغریشان را به واقعیت تبدیل کنند.
وقتی میبینی افراد زیادی تونستن باور «چاقی ارثی نیست، عادتی است» را جایگزین کنند، ذهن تو هم کمکم باور میکند:
من هم میتوانم!
من هم لاغر شدن را تجربه خواهم کرد! 🌈💫
✍️ تمرین آموزشی 📖
فرمول ذهنی چاقی ارثی است آنقدر قدرتمند است که اگر در ذهن شما وجود داشته باشد، میتواند مسیر لاغر شدن شما را سخت و پیچیده کند.
پس لازم است با دقت و تمرکز روی اصلاح این فرمول ذهنی کار کنید. برای شروع:
- ابتدا نوشته آموزشی را مطالعه کنید.
- سپس ویدیوی آموزشی را تماشا کنید.
- بعد از آن به سوالات زیر به صورت شرح انشایی پاسخ دهید.
سوالات تمرینی:
- نگرش شما درباره چاقی ارثی است چیست؟
- در گذشته چقدر درباره اینکه چاقی ارثی است شنیدهاید یا با دیگران درباره آن صحبت کردهاید؟
- چقدر در گذشته تلاش کردید تا چاقی ارثی است را بهانه یا توجیه لاغر نشدن خود کنید؟
- به نظر شما این نگرش چقدر در ایجاد انتظار چاقی در ذهن شما تاثیر داشته است؟
- اکنون که آگاهی صحیح درباره چاقی ارثی است یا عادتی پیدا کردهاید، افرادی را پیدا کنید که در خانوادهشان چاق هستند اما خودشان لاغرند.
- مثالی درباره نگرش انسانها در ارتباط دادن چاقی یا تناسب اندام افراد به ژنتیک خانوادگی پیدا کنید و شرح دهید.
حالا از محتوای ویدیوی آموزشی برای خودتان یک تمرین اختصاصی بسازید و آن را در بخش نظرات برای ما بنویسید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.33 از 106 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام دوستان عزیز. بنظرمن هم چاقی عادتی ست من در سن کودکی تا پانزده سالگی بسیار لاغربودم و جثه ریزی داشتم از زمان دبیرستان کم کم اضافه وزن پیداکردم. به امیدخدا و استاد عزیزم میتونم متناسب بشم و ذهن وافکارم رو به سمت متناسب شدن هدایت کنم… ایمان دارم که میتوانم💪💪❤️
نشان های دریافت شده
به نام قادر پاک توانا 💜💖💜
💜💖💜 به نام آنکه جان بخشید ما را
سلام خدمت استاد عزیز و همراهان خوبم 💐💐💐
گام بیستم : چاقی من ارثی است یا عادتی؟
این سوالیه که بیشتر افرادی که اضافه وزن دارن با اطمینان پاسخ میدن که ارثیه !
من هم تا قبل از آشنایی با استاد قطعاً همین جواب رو میدادم ولی الان با اطمینان میگم که چاقی ربطی به ارث نداره 😊😊😊
این فرمول به صورت خیلی قوی و قدرتمند در ذهن اکثر افراد چاق ذخیره شده ! برای همین هر چی تلاش می کنند که لاغر بشن موفق نمیشن یا نتیجه ای کاملاً کوتاه مدت می گیرن و خیلی زود به محض اینکه رژیم یا ورزش یا دارو رو کنار بگذارند چاقی اونا دوباره بر می گرده !
چون افراد چاق هر گونه تلاشی برای لاغری خودشون بکنن چون برای از بین بردن اضافه وزنشونه و از طریق فشار وارد کردن و محدود کردن جسمه بی فایده ست .
چون جسم ما هیچ گونه اراده و توانایی از خودش نداره و از مغز دستور می گیره و مغز ما مسئولیت کنترل بدن ما رو بر عهده داره اما مغز هم از ذهن دستور می گیره و تمام رفتارهای ارادی و غیر ارادی ما توسط ذهن کنترل میشه !
و ذهن ما هم تحت تاثیر محیط زندگی و اطرافیان ماست و تمام اطلاعاتی که از دوران کودکی دیده ایم و شنیده ایم و یاد گرفتیم در ذهن ما ضبط شده و به صورت الگوی رفتاری ذخیره شده تا ما بتونیم در مواقع لزوم از آنها استفاده کنیم .
و یکی از چیزهایی که از دوران کودکی بهش توجه کردیم و یاد گرفتیم چاقیه !
چاقی ارثی نیست بلکه یاد گرفتنیه !
ما چاقی رو یاد گرفتیم و ذهن ما الگوهای رفتاری چاق کننده رو به صورت ناخودآگاه ذخیره کرده و ما در زمان مواجهه با غذا و مسائل مربوط به چاقی از این الگوهای رفتاری استفاده می کند و عادت های غذایی ما به این صورت شکل گرفته .
و زمانی که ما سایر رژیمهای غذایی و ورزش و … رو انجام دادیم فقط به جسممون فشار وارد کردیم و ذهن ما تغییری نکرده !
و چون جسم ما تابع ذهنمونه مجبوره اون کاری رو انجام بده که ذهن ازش می خواد و اگر ما میلیونها بار رژیم بگیریم و لاغر بشیم دوباره چاق میشیم چون ذهن ما فقط بلده چاق بشه و لاغری رو یاد نگرفته .
ما برای لاغر شدن فقط یک راه داریم و اون هم اینه که همون طوری که چاقی رو یاد گرفتیم لاغری رو هم یاد بگیریم تا الگوهای لاغری در ذهن ما به صورت عادت در بیاد و به صورت ناخودآگاه از اونا استفاده کنیم و همون طوری که راحت و بدون دردسر چاق شدیم راحت تر و بدون درد سر لاغر بشیم ! 😍😍😍
دیروز یک مطلب جالب یادم اومد که بد نیست برای شما هم بگم
پدر همسر من ۷ تا برادر داره که نصفشون چاق هستند و نصفشون لاغر و اونایی که از نظر قیافه ی ظاهری بیشتر شبیه مادرشون هستند چاق هستند و اونابی که شبیه پدرشون هستند لاغرن چون مادرشون چاقه ولی پدر خدا بیامرزشون لاغر بود !
و اتفاقاً شدیداً به ارثی بودن چاقی و لاغری معتقدن و بارها ازشون شنیدم که چون مثلاً من به بابام رفتم لاغرم و یا چون من به مادرم رفتم چاقم !
یکی از برادرانشون که چاق بود و وزن بالای صد کیلو داشت در اثر یک حادثه ۸ ماه در کما فرو رفته بود و در طول این ۸ ماه به قدری لاغر شده بود که به قول پدر همسرم فقط استخوان هاش باقی مونده بود و یک لایه پوست !
می گفت به حدی سبک شده بود وه وقتی می خواستن ملافه ی زیرش رو عوض کنند پدر همسرم مثل یک بچه بغلش می کرده و خیلی راحت ملافه اش رو عوض می کردند .
خلاصه وقتی بعد از ۸ ماه به هوش میاد با اینکه نمی تونسته هر غذایی بخوره و بیشتر سوپ و مایعات می خورده و خیلی کمتر از قبل هم می خورده اما خیلی زود دوباره بر می گرده به وزن قبلش !
دقت کنید وقتی توی کما بوده رابطه ی ذهنش با جسمش قطع شده بوده و بدن در حالت عادی طبیعی رفتار می کنه و اینطوری لاغر شده بوده اما به محض اینکه به هوش میاد ذهن تلاش می کنه که اون رو به صورت تصویری که از قبل داشته در بیاره و چاق میشه !
چون باورهاش تغییری نکرده بود دوباره خیلی زود به وزن قبل از کما برگشت .
اگر واقعاً چاقی و لاغری ارثی بود پس زمانی که در کما بود چرا لاغر شد ؟
اگه ارثی بود باید چاق می موند نباید لاغر میشد !
چون ذهنش نبود که بخواد با باور ها و الگو های غلط چاق کننده جلوی سیر طبیعی بدنش یعنی لاغر شدنش رو بگیره !
پس با این مثال میشه به وضوح باور کرد که چاقی و لاغری همه ی افراد از ذهنشونه و ربطی به ارثی بودن و یا هیچ گونه عامل بیرونی دیگه ای نداره .
یکی از عوامل بسیار مهمی که باعث میشه ما نتونیم لاغر بشیم همین فرمولها و باورهای چاق کننده ست که اجازه نمیده ما بتونیم لاغر بشیم .
برای لاغر شدن ما باید این الگوها و باورهای غلط رو شناسایی کنیم و به ذهنمون ثابت کنیم که این الگوها اشتباه بودن .
من حس می کنم خیلی به این تمرین نیاز داشتم چون باورهای چاق کننده ای که توی ذهن من ذخیره شده از کودکی تا به امروز قدمت داره و نیاز به تمرین و تاکید بیشتری داره که ذهنم بپذیره اشتباه بوده
قبل از هر چیزی بگم من در تمام سالهای چاقیم مدام با ذهنم در جنگ بودم و سایر روشهای لاغری رو به جز عمل جراحی انجام دادم و ذهنم که تصمیمی برای لاغری نداشت مرتب با من به مبارزه مشغول بود که نگذاره لاغر بشم
و همیشه در این مبارزه ذهن من برنده بود چون تواناتر از من بود !
حالا نکته ی مهمش اینجاست که در تمام روشهای لاغری ما باید با ذهنمون مبارزه ی شدیدی رو شروع کنیم تا کمی به نتیجه برسیم ولی در نهایت ذهن ما برنده ست و دوباره هر مقدار وزنی که با رژیم و ورزش و دارو و … کم کردیم بر می گردونه .
پس اون روشها به این دلیل فایده نداره .
حالا اینبار می خوایم از روش ذهنی لاغر بشیم و فرق این روش با اون روش ها اینه که قرار نیست با ذهنمون بجنگیم بلکه قراره در نهایت صلح و آرامش با ذهنمون ،
و با کمک ذهن توانمندمون که همیشه پیروز میدونه لاغر ی رو یاد بگیریم و لاغر بشیم و لاغر بمونیم 😍😍😍
اینبار ما یک نیروی کمکی خیلی قوی و قدرتمند داریم 🥰🥰🥰
این همون نیروییه که نفهمیدیم چطوری چاقمون کرد حالام قراره یکدفعه به خودمون بیاییم و ببینیم کلی لاغر شدیم و نفهمیدیم چی شد 😍😍😍
خودتون قضاوت کنید این لاغری شیرینه یا اون لاغری ؟
شناسایی باور اشتباه :
❌ چاقی ارثیه
✅ این باور صد درصد غلطه چاقی به هیچ عنوان نمی تونه ارثی باشه چون اینهمه نمونه ی کاملاً واضح در اطراف من هست که ثابت می کنه چاقی ارثی نیست مثل عمو محمود که وقتی تو کما بود اینقدر لاغر شد 😊😊😊
❌ چاقی به خاطر کم تحرکیه
✅ چاقی ربطی به کم تحرکی نداره ! اینهمه آدم کم تحرک می شناختی که لاغر بودند مثل فاطمه خدا بیامرز یا وقتی مریم مجرد بود یا وقتی طاهره مجرد بود هیچ کدوم اینا تحرک نداشتند ولی خیلی هم لاغر بودند .
❌ خوردن غذاهایی مثل برنج ، نون ، ماکارونی ، نوشابه ، بستنی ، شیرینی ، شکلات ، روغن ، فست فود ، سس مایونز ، قند و شکر ، غذاهای سرخ کرده و تنقلات و … چاق می کنه !
✅ هیچ غذایی چاق کننده نیست و همه ی غذاها برای برطرف کردن حس نیاز بدن ما واجب هستند و تمام این غذاها رو افراد لاغر هم دارن می خورن پس چرا اونا چاق نمیشن ؟
همسرم با تمام غذاهاش نوشابه می خوره غذاهای پر روغن دوست داره ، سس مایونز و قند و شکر و غداهای سرخ کرده و فست فود و برنج و نون و ماکارونی خیلی دوست داره و خوبم می خوره اما همیشه خوش هیکل و متناسب بوده و هست 😍😍😍
دخترام محدثه و لیلا عاشق نوشابه و شیرینی و شکلات و تمام غذاهایی که در بالا گفتم هستند خیلی هم بیشتر از من این غذاها رو می خورن و خیلی خیلی هم تنقلات می خورن اما کاملاً لاغر و خوش اندام هستند 😍😍😍
فاطمه ی خاله معصومه عاشق شکلاته و وقتی یک جعبه شکلات رو توی یک ساعت می خوره تنها اتفاقی که براش میفته اینه که بدنش جوش میزنه !
مریم در زمان مجردی غذاش دو برابر من بود ولی خیلی لاغر بود ! و …
❌ بیماری کم کاری تیروئید و کم خونی باعث چاقیم شده !
✅ اولاً کم خونی و کم کاری تیروئید در حادترین حالت ممکن فقط مب تونن ۳ تا ۵ کیلو چاق کنند !
ثانیاً تو هم کم کاری تیروئیدت با طب اسلامی درمان شد هم کم خونی پس چرا لاغر نشدی ؟
پس چرا اینهمه آدم در اطرافت هستند که این بیماریها رو دارن ولی لاغرن ؟ مثل زهرای عمو که خیلی کم خونه ولی فوق العاده لاغره !
الهه کم خونی شدید داره ولی کاملاً متناسبه !
فاطمه کم خونه ولی لاغره ! محدثه کم خونه ولی لاغره و …
❌ من به خاطر بلغمی مزاج بودنم و رطوبت معده ام چاق شدم !
✅ اینهمه آدم با طبع بلغم اطرافت می سناسی ولی لاغرن ! فاطمه خدا بیامرز مزاجش شدیداً بلغمی بود ولی خیلی لاغر بود !
طاهره قبل بارداریش دقیقاً مثل من بلغمی بود ولی کاملاً متناسب !
همسر خودم بلغمی شده ولی کاملاً متناسبه ! و …
❌ زایمان و سزارین باعث چاقی میشه !
✅ اینهمه در اطرافت خانمهایی رو می بینی که زاینان کردند یا سزارین کردند ولی لاغرن !
فاطمه ی خاله معصوم زایمان کرده ولی از قبل زایمانش هم لاغرتر شده !
خود خاله معصوم سه بار زایمان کرده ولی کاملاً متناسبه !
جاری خاله اعظم بعد سزارین کاملاً لاغر شده بود
❌ خوردن داروهای تقویتی و زدن آپولهای تقویتی باعث چاقیم شد !
✅ اگر این قرص و داروها چاق می کرد اولین نفر همسر خودم باید چاق میشد که خیلی بیشتر من هم داروی تقویتی خورد هم یکسره آمپول تقویتی میزدم براش !
پدر همسرم هم خیلی از این آمپولا زد و چاق نشد .
فاطمه مرتب آمپول تقویتی میزد اما چاق نشد و …
❌ خوردن غذاهای سرد و تر باعث چاقی من شد !
✅ همه ی اطرافیانت و خانواده ات از همین غذاهای سرد و تر خوردن و چاق نشدند مث دخترای خودم و همسرم !
خودم اینهمه غذاهای گرم خوردم که لاغر بشم ولی تغییری نکردم ! پس این باور هم کاملاً اشتباهه .
سلام همگی دوستان
گام بیستم چاقی ارثی یا عادتی:
افراد یه سری دلایلی دارن برای چاقیشون مثل شرایط کاری و خانوادگی، ارثی بودن و …
ارثی بودن دلیل خیلی از افراد بوده و هست و این باور را دارن که چاقی به اون ها ارث رسیده!
ولی با لاغری با ذهن این باور را رد میکنیم چرا که افراد شگفتی ساز زیادی میبینیم که به تناسب رسیده اند درصورتی که اگر واقعاً اضافه وزنشان ارثی بود آن را نمیتوانست تغییر داد!
برای اصلاح باورها نیازمند چند مرحله هستیم:
مرحله اول شناسایی باور اشتباه
مرحله دوم ایجاد باور صحیح در مقابل اون مثلا چاقی من ارثیه، نه اضافه وزن من ارثی نیست و مسئولیتش با خودمه!!!
مرحله سوم تأیید این باور صحیح، چطور؟ با دیدن دلایلی که جمله جدید را برامون تایید کنه و مدت ها باید دنبال اثبات اون باشیم و زود رها نکنیم چون اگه چندبار برخلاف باور صحیح حرفی بشنویم دوباره باور صحیح از بین میره!!
وقتی یه باور صحیح در ذهن ایجاد میکنیم باید بارها و بارها براش دلایل تایید پیدا کنیم تا اون برای ذهن ناخودآگاه کاملا جا بیفته، تایید بشه و به الگوی ذهنی تبدیل بشه 👍
مثال استاد برای دیدن پسرعمویشان ساعت یک شب و ایشان یک باقلوای بزرگ و پر از شیره و یه لیوان آب هویج بزرگ که با لذت همه را میل کردن و استاد بستنی که گفته بودن از بقیه کمتر بذارن را هم نتونستن کامل بخورن و این موضوع را ثابت میکرد که چاقی ارثی نیست و ناشی از رفتار های غلط ناشی از باورهای غلط ذهنی است!
باورها از نسل قبل به نسل بعد منتقل میشن، درسته که باور ها ژنتیکی نیستن و به طور پیش فرض به نسل بعد منتقل نمیشن اما تأثیرگذاری آن ها خیلی زیاده چون باور خیلی نقش داره در نحوه شکل گیری رفتار آدم ها !!!
هیچ موضوعی که مربوط به شرایط بیرونی زندگی ما باشد ارثی نیست اما همه این موضوعات عادتی هستند، نتیجه عادت های اشتباه مساوی جسم کنونی!!
وقتی نمونه هایی پیدا میکنیم که باور صحیح ما را تایید میکنن باید بارها به ذهن یادآور بشیم تا این باور کاملا در ذهن تثبیت بشه!
من هم اکثراً باور ارثی بودن چاقی را داشتم چون مامانم و عمه هایم چاق بودن چاقی خودم را طبیعی میدونستم و همه چیز را هم به اندازه زیاد میخوردم و هیچ وقت فکر نمیکردم که این عادات و رفتارهای منه که باعث اضافه وزن من شده و میشه و نه ارثی بودن چاقی!!
اینکه این باورها از خانواده به ما منتقل میشن کاملا درسته و من به یاد میآورم روزی را که یک شلوار برایم تنگ بود و مامانم بهم گفت که نگا پاهات داره مثل عمه هات گنده میشه تو هم که تنبل همش نشستی یکم باید فعالیت کنی و من اون روز رو به وضوح به خاطر دارم و خیلی از این بابت ناراحت شدم و از همون روز هم بیشتر من به فکر لاغر شدن و لاغری و رژیم و ورزش و … افتادم و البته تا حدودی هم کاهش داشتم ولی همیشگی نبود!
الان با روش ذهنی خیلی از باورهای غلط ذهنیم را کم رنگ کردم و هر فایل هم باورهای صحیحم را پررنگ تر میکنن و خودم هم سعی در پیدا کردن نمونه های عینی در اطرافم دارم که این باورها تثبیت شوند!
یک نمونه خیلی نزدیک آن برادرم که بسیار متناسب است پس اگر قرار به ارثی بودن چاقی بود برادرم هم باید چاق بود ولی اون کاملا متناسب است با رفتارهای صحیح و متناسب، قبلا که میدیدم مثلا دو قاشق از غذاش رو نمیخوره و میگه دیگه نمیخوام متعجب میشدم که اخه مگه میشه ادم برا دو قاشق جا نداشته باشه ولی الان کاملا این رفتار درست را متوجه میشم و درک میکنم پس چاقی ناشی از رفتار و عادات غلط است که از باورهای غلط نشأت میگیرن نه ارثی بودن و دلایل دیگه!
مه تاب متناسب با انگیزه با رفتارهای صحیح🥰💖
به نام خداوند جان و خرد❤
سلام و درود…
چاقی ما ارثی نیست…من خودم حدود دو سه سال پیش این باور رو شکستم…از بچگی شنیدم سنا درشته،چاقی ارثیه،به مادرش رفته و استخون بندی درشته و هزاران حرف مشابه….ولی به جایی رسیدم که نمیخواستم اضافه وزن داشته باشم.
رژیم و ورزش رو با هم شروع کردن انقد عالی لاغر شدم که تمام اون باور ارثی بودن و درشت بودن شکست.
ولی این باورها تو ناخودآگاه من ریشه دونده بودن و با اومدن قرنطینه و ورزش نکردن و نگاه تفریحی به غذا دوباره وزنم برگشت.
ولی اون تجربه خیلی بهم روحیه میده که ببین اون موقع تونستی…مطمئن باش با روش لاغری با ذهن هم میتونی💪تازه خیلی عالی تر میتونی.
چون روش قبلی اشتباه بوده❎
ولی روش لاغری با ذهن روشی درست هستش✅
واقعا چاقی ارثی نیست عادتی هستش…وقتی استاد صحبت میکردن یه خاطره که تو این چند وقته برام رخ داد اومد جلو چشمم.
با خاله ها و دختر خاله ها دور هم نشسته بودیم و یه جعبه شیرینی گرفتیم…یکی از دختر خاله هام با دخترش متناسب هستن.
شیرینی که گرفته بودیم مونده بود و این دو نفر که تو جمع متناسب بودن به محض خوردن شیرینی اول گفتن مونده هستش و دیگه نخوردن.
ولی بقیه یه جعبه شیرینی رو دور هم با چایی خوردن با این توجیح که بخورید نمونه😐
خوب این نشون میده چاقی عادتیه نه ارثی…بعد هم که صحبت از چاقی و لاغری میشه میگن فلانی به باباش رفته لاغره ما هم به مادرجون رفتیم چاقیم…
اصلا رفتار رو در نظر نمیگیرن که اون مواد مازادی که وارد بدنت میکنی باعث اضافه وزن تو میشه…
صد در صد چاقی ما عادتی هستش…مثل همین تمرین استاد که وقتی احساس سیری کردید دیگه نخورید،نزارید به احساس بد سنگینی برسید و من این چند وقت واقعا تو خودم تغییرات رو میبینم…مثل دیشب با اینکه سیر بودم ولی چون غذا خوشمزه بود و بابام تاکید داره همه سرسفره دور هم باشیم نشستم و یکم غذا خوردم…با اینکه مقدار کمی خوردم،یک چهارم نون تافتون رو خوردم ولی خودم میدونستم مازاد هستش و نیاز بدنم نیست.
خوب این یه عادته،عادتی که باعث اضافه وزن میشه و ربطی به ارثی بودن نداره.
ما عادت کردیم حوصلمون سر بره غذا بخوریم🍔
احساس مریضی کنیم غذا بخوریم🌯
کاری نداریم بکنیم غذا میخوریم🌮
میخوایم استراحت کنیم غذا میخوریم🥪
میخوایم تفریح کنیم غذا میخوریم🌭
حسمون بده غذا میخوریم🍕
حسمون خوبه غذا میخوریم🍟
حس خاصی نداریم غذا میخوریم🥣😐
در همه حال از غذا استفاده میکنیم🍳🥘🍲🫕🍿🧈🍱🍚🍛🍜🍝🍠🍢🍣🍤🍥
همه اینا عادته ✔✔✔✔✔✔✔✔و ربطی به ارث نداره❌❌❌❌❌❌❌❌
وقتی یکی از دوستانم مریض شد و رفتیم ملاقاتش و اولین جمله ای که گفت…نمیدونید این بیمارستان چه غذاهایی داره😐یعنی عادت…
من این عادت رو تبدیل به لاغری و تناسب اندام میکنم🥰من موفق ترین شگفتی ساز میشم😍لاغری آسان ترین کار دنیا هستش🤩طبیعت بدن من لاغری هستش🌟
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت من توانستم به سادگی و به زیبایی و عزتمندانه به تناسب اندام برسم🦋🌟🦋🌟🦋🌟
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت بهترین استاد و بهترین آموزش و بهترین مسیر را سرراهم قرار دادی😇😊😇😊😇😊
سلام دوست عزیز
چقدر عالی نوشتی
وقتی نوشته ای از بجه ها می خونم که برای تایید آگاهی فایل آموزشی از مثال هایی که در اطرافشون هست استفاده می کنند خیلی لذت می برم
این بهترین طریق منطقی کردن آگاهی جدید در ذهنه و این کار رو به خوبی انجام دادی
سپاسگزارم از شما
سلام استاد گرامی ودوستان پر تلاش من اول فایل رو که گوش دادم گفتم این باور مربوط به من نیست چون من این باور رو ندارم ولی بعد کمی فکر کردم گفتم بزار ببینم پسچه باوری من رو چاق کرده اخه هی میگم فرمولهای اشتباه ذهنم الان به خودم گفتم بلاخره یک باور یا چند باور استباه داستی که این طوری شده که اون باورها با فرمولهای اشتباه در معز نشسته اند ودستور کارهای اشتباه رو میدن کمی دست از نوشتن برداشتم وفک کردم اونم عمیق حالا که فک کردم به گذشته خودم از عکسهای بچگی ام همیشه تپل ومپل بودم اخه بچه اول هم بودم فک کنم تمام تلاش مامانم رو این بوده که من رو خوب چاق کنه وبعد از اون اومدم روی دوتا بچه هایم فک کردم پن پسرم زیاد لاعر ولی متناسب نیست چون از نطر من متناسب به ادم بیش از حد لاعر نمیگن پسرم وزن تولدش از دخترم بیشتر بود سه کیلو ودویست بود ولی دخترم دو کیلو نیم بود حالا پسرم خیلی لاعر ودختر متناسب متوسطه نه میشه جز دسته خیلی لاعر ها حسابش کنی نه جزدسته خیلی چاقها حالا چرا این طوری شدند اومدم خودم رو به عنوان مادر بررسی کردم اولش با خودم گفتم پسرم از اول هرچی رو نمیخورد و به عبارتی بد ۵دا بود حالا دخترم بد عدا نبود ولی به اندازه نیازش میخورد ولی من چون وزن اول دخترم توی دهنم کم بود هی میبردم دکتر واونم به خاطر اصرار من دو قوطی شیر خشک تجویز کرد با وجودی که بچه شیر خودم رو خوب میخورد وغداشم اندازه نیازش میخورد وخودم بعداز اون وزن زیادتری گرفت ووقتی هم بزرگ شد هی به همه میگفتم که دخترم خوب میخوره وهمه چیز رو میخوره وپسرم بد عداست پسرم هی لاعر ولاعرتر شد وخترم هی چاقتر شد پس خودم یک سری باور اشتباه رو توی دهن بچه هام بوجود اوردم اخه وقتی نوزاد بودند هردو نسبت به وزن اولسون بچه های نرمالی بودند من این طکری شون گردم حالا که با این سایت اشنا شدم دارم به پسرم میگم که اون حرفها وباورهای توی دهنت اشتباه هاست ولی مبگه مامان من از صحبتهای شما پیرامون من دیگه باور هام عمیق شدند میبینم که چطور خودم فرمولهای استباه رو وارد دهن بچه هام با گفتارهای نادرست ورفتار نادرست خودم کردم حالا به خودم هم همین طور حتما بوده ومن از روزی که یادم میاد چاق بودم وهمه فامیل من رو ادم چاق می دیدند وهمیسه تصور ذهنی شون از من همین بوده وبعصی وفتها وقتی خوب فک میکنم میبینم که شاید همین که این چاق بودن توی دهنم طبیعی شده من زیتد تمایلی به لاعر شدن نداسته ام ولی فک کردم هیچ وقت این باور که چاقی من ارثی است خدا رو شکر توی دهن من نبست باور های دیگه مثل همین باور چاقی ام طبیعی هست توی دهنمه ویا باور ترس از خوردن که خیلی مخفی کار خودش رو میکنه وتویدهن من واقعا عمیق ولی خدارو شکر داره کمرنگ تر میشه ولی هنوز داره کار میکنه وبه فعالیت خودش ادامه میده شاید همین پذیرفتن اینکه من حالا که در نظر همه دیگه چاق هیتم ومن رو این طوری پدیرفتنه که وقتی یک وعده حسابی میخورم میگم امروز رو دیگه بیخیلا من که یک عمر همه چاق دیدنم حالا این دویه روز هم روش وهمینه که من هی قوانینیکه برای خودم وضع کردم رو اولش خراب میکردم ولی خدارو شکر وسپاس از بی همتا خداونو وبنده پاک ومهربان ودلسوزش استاد گرامی من دارم خیلی خوب باورهای اشتباهم رو میشناسم وبرطرف ان شالله میکنم یا لااقل کمرنگ میکنم همین چاقی طبیعی رو گفتم نه خداوند در عدالتش نیست که بعصی از ادمها رو متناسب وبعصی ها رو چاق بیافریند ما ادمها هستیم که میایم فرمول الکی میسازیم برای تبرئه کارهای اشتباه خودمون به خودم گفتم بدن من خودش هم دوست داره متناسب باشه در این راه خود اون هم به من کمک میکنه چون اون برنامه ریزی اش برمبنای متناسب شدنه پس همه ارگانهای بدن من با من موافقن ونمونه های مختلفی رو نگاه میکنم وفک میکنم خلاصه استاد دارم به لطف خدا وبعد شما استاد گرامی خیلی خیلی پیشرفت میکنم به مباحث گفته شده خیلی دقت میکنم وخیلی فک میکنم وخیلی بالا وپایین میکنم ود اخر که گام بسیار مهمه موفق عمل میکنم واستمرار خیلی خوبی دارم به طوری که اگه شب وروز وقت داسته باشم فقط ترجیح میدم توی سایت وفایلهای رایگانتون رو بینم وفک کنم خدارو شکر خسته نمیشم وبه خودم م یگم چه اشتیاقی داری اخه کار خدا هروقت دهنم به بن بست میرسه با گوش دادن فایل روز بعد یا فایلهای دیگه بلافاصله مشکلم حل میشه فقط باید این باور مخفی وخطرناک ترس از خورون ولاعر نشدن رو زیاد کار کنم وطبیعی وبدون هیچ مسکلی بخورم به اندازه نیازم وخدارو شکر کنم بارها وبارها خدایا دیگه خودت کمک کن در این راه درست که درستی اش واقعا در قلبم حک شده این رو از صمیم قلب گفتم خیلی برام وا۱ح هستش که یکی از شگفتی سازان نه چندان دور من هستم مطمین باشید با ارزوی موفقیت برای همه ما سگفتی سازان ودر اخر دوباره وصدباره خداروشکر
نشان های دریافت شده
سلام🙂
اسم فایل خودش به تنهایی آدم رو به فکر فرو میبره…. واقعا عادتی هست یا ژنتیک؟؟؟؟؟
باور ارثی بودن چاقی بگرو فکر میکنم تمام کسانیکه چاق هستن دارن و چون همگی از بچگی بارها شنیدیم که چاقی در خانواده ما ارثی هست یه باور ریشه دار و عمیقه که به قول شما هم مانع متناسب شدن میشه و هم به راحتی باعث چاق شدن بیشتر ما میشه به همین دو تا دلیل واضح باید حسابی روش کار کنیم و با باور زیبای عادتی بودن جایگزینش کنیم تا بهتر در مسیر تناسب قرار بگیریم
من تا قبل از آشنایی با تناسب فکری یه عالمه رفتار غذایی چاق کننده داشتم که عادت شده بود برای من و کاملا عادی و طبیعی بود برام
مثل اینکه بعد از ناهار علاقه داشتم کیک کلوچه یا شکلات بخورم یا حتما با چای عصر بیسکوییت یا شیرینی بخورم
حتما بایستی بعد از خوردن غذاهایی که مزاج سرد دارن چای نبات بخورم چون فکر میکردم سردرد میشم و جالبه که واقعا هم سردرد میشدم
تایم استراحت موقع کار حتما چایی رو با یه خوراکی خوشمزه میخوردیم چون اطراف محل کارم هم شیرینی فروشی و و هم فروشگاه کوروش بود خوراکی های شیرین دم دستمون بود
بین وعده صبحانه و ناهار حتما گرسنه میشدم و میلم فقط به خوراکیهای شیرین و هله هوله بود
موقع دیدن فیلم حتما بایستی یه چیز شیرین با شیر یا چای میخوردم چون لذتش رو بیشتر میکرد
عید دو سال قبل با همسرم همه آخر شبها که از عید دیدنی برمیگشتیم میرفتیم بستنی میخوردیم
کنار شیرینی فروشی رد میشدم بوی پخت شیرینی پاهام رو سست میکرد و باید حتما یه مقداری میخریدم میخوردم
موقعی که چشمم به کیک خونگی میخورد امونم نبود بخورمش و در موقع تولد و عروسی تمام فکر و ذهنم درگیر این بود که کی شیرینی خامه ای میارن بخوریم
عاشق شیرینی خامه ای بودم و اگه جایی میدیدم اصلا صبرم نبود تا زمانی که نمیخوردمشون
توی فامیل همسرمون به شیرینی خوردن معروف بودم وبارها اینو از آقایون فامیل همسرم شنیده بودم که شما که خیلی شیرینی دوس داری😑و یه جورایی به خاطر اضافه وزن و میل به شیرینی خجالت زده بودم 😶
بارها دیده بودم که افراد متناسب و لاغر در اطرافیانم میل زیاد به ترشی و ترشک و…دارن ولی من اصلا خوشم نمی اومد هنوزم میل ندارم و بر عکس اونا بسیار به شیرینیجات علاقمند بودم
در مدتی که با سایت شما همراهم تغییرات زیادی کردم در عادتهام و در میلم به شیرینیها مثل اینکه مدتهاست چای نبات نخوردم با وجودیکه غذاهای طبع سرد هم درست کردم و خوردیم و جالبه که اصلا سردرد هم نشدم که بخوام چای نبات بخورم🙂
میل به خوردن کیک و کلوچه و شکلات در من خیلی کم شده مخصوصا بعد از خوردن ناهار که اصلا میل ندارم🙂
قبلا رقیب پسرم بودم برای خوردن خوراکیهایی که همسرم میخریدن الان یا اصلا نمیخورم یا یه دونه مصرف کردم🙂 (بعد از چالش اینو نخوردم خیلی عالی میلم به خوراکی تغییر کرد👌)
حرص و ولعم به خوردن کیک خونگی یا شیریتی خامه ای واقعا کم شده نمیگم نمیخورم ،یه تکه میخورم ولی میل بیشتر ندارم و از اون مهمتر فکر و ذهنم درگیر خوردنش نیست 🙂
بعد از صرف صبحانه معمولا تا وعده ناهار گرسنه نمیشم که بخوام چیزی بخورم ولی اگه هم میل داشته باشم میوه رو ترجیح میدم
قبلا اگه همسرم تا ساعت ۲ نمیومدن برای ناهار اعصابم خراب میشد چون گرسنگی فشار می آورد ولی الان نه خیلی آروم تر بر خورد میکنم و دعوا ندارم سر دیر اومدن ایشون😅
هفته گذشته که برای خرید بیرون بودم بارها از جلوی مغازه های مختلف شیرینی فروشی رد شدم ولی اصلا میلی برای خرید و خوردن شیرینی حس نکردم و الان که فکر میکنم بوی شیرینی رو هم یادم نمیاد حس کرده باشم🙂
تایم استراحت مطب الان دیگه خرما با چای مصرف میکنم اونم یه دونه و بعضی وقتها چای رو تنها مصرف میکنم 🙂
الان دیگه تلویزیون که اصلا نمیبینم فیلم هم خیلی کم و اگه هم ببینم نهایتا مقداری تخمه مصرف میکنم🙂
اینا قسمتهایی از تغییرات عادتی من در این مدت بوده که برای خودم خیلی جذابه😊
جالبتر برام اینه که متوجه رفتارهای افراد چاق و لاغر هستم مثلا دیدم که افراد چاق برای خوردن شیرینی یا کیک یا فست فود عجله دارن و صبرشون نیست با بقیه بخورن یا دیدم سر سفره اول برای خودشون نوشیدنی میریزن که خیالشون برای خودشون راحت باشه یا موقعی که ظرف شیرینی وسط گذاشته باشه و نزدیکشون باشه بارها ازش بر میدارن ولی متناسبها همون یه دونه رو برمیدارن و تازه تعارفشون هم میکنی باز هم میگن میل ندارن ولی من یادمه قبلا خودم اکه از ردی تعارف هم یه دونه برمیداشتم دلم میخواست صاحبخونه باز هم تعارف کنه تا باز هم بردارم😬
اره تمام این عادتها دستورات ذهن ناخودآگاه ما هستن که صادر شدن و ما کنترلی بر اجرا نکردن اونا نداریم و این ها هم همون فرمولهای تکراری ای هستن که از بچگی بارها شنیدیم و بعدها بر اثر تکرار عادت ما شده و همین عادتها باعث شده چاق شدن و چاقتر شدن برای ما عادی و طبیعی باشه و به این صورت چاق و چاقتر شدیم خیلی آسون و راحت😑😑😑😑
خبر خوب اینه که با آموزش جدید و تکرار و استمرار در این مسیر عادتهای ما تغییر میکنن و تکرار این عادتهای جدید جسم متناسب رو ررامون میسازن🤗🤗
نشان های دریافت شده
با سلام حضور محترم استاد عزیز وهمراهان گرامی ،
استاد دقیقا به مسئله بسیار مهمی اشاره کردید مثل همیشه،
حالا که خوب فکر می کنم چاقی ما حاصل یکسری از باورهایی بوده که به مرور تبدیل به عادت شده درما، من بعد از گوش دادن به هر فایلی سعی می کنم که آن موضوع قابل بحث را عمیقا روش فکر کنم ویک فلش بک می زنم به زندگی گذشته خودم، واین باورها در همه زمینه های مختلف زندگی بطور گسترده ای بوده که در بوجود آمدن نه تنها جسم فعلی ،بلکه در تمام ابعاد زندگی ما اثر گزار بوده، وشرایط را به اینگونه که هستیم فراهم آورده است ،یکی از باورهای من قبلا همین بود که آدمها براثر حاملگی یا بالا رفتن سن است که بطور طبیعی چاق می شوند ومن در ایران بیشتر مشاهده می کردم که وضعیت به همین صورت است ،ولی از موقعیکه به این واقعیت پی بردم که طبیعیه که من متناسب ولاغر باشم ،اتفاقا انسانهای پیر وجوان وبارها ویا تازه فارغ شده بیشماری را مشاهده می کنم که اکثرا لاغر ومتناسبند، وهر رفته با دیدن آنها به خودم یادآوری می کنم ،ببین این طبیعیه که آدم لاغر ومتناسب باشه ،وانگار که دارم جذب می کنم ،مرتب آدمهای متناسب را بیشتر می بینم وجلوی راه من سبز میشن وسعی می کنم که این باور را در ذهنم بسپارم با نشان داده الگوهای مناسب ،ودوم اینکه این عادت را درخودم بوجود آوردم که به اندازه نیازم غذا بخورم ،چطوری؟ با نشان دادن نمونه ها ،بطور مثال در محل کارم هنگام ناهار می بینم که آنها بطور خیلی مختصر ناهار می خورند ،اغلب یک اسلایس نان تست با یک ورقه پنیر ویا یک ورقه کالباس ،اوایل که با این روش آشنا نبودم ،باخودم می گفتم که آخه اینها چطور با یک ورقه کالباس سیر میشن، در صورتیکه من اگر می خواستم بطور مثال یک ساندویچ کالباس بخورم از پنیر ورقه ای تا دوبرش نان و دوتا کالباس وکاهو وخیارشور وگوجه فرنگی باید درست می کردم تا به من بچسبد!! ببینید ما درخوردن غذا ،عادت داشتیم بیشتر غذا به ما بچسبه تا تنها به اندازه نیاز مون غذا بخوریم ،واین یک عادت اشتباه بود ،حالا که با این روش آشنا شدم ،متوجه میشم ،که می شود به همان اندازه یک! عدد نان و کالباس سیرشد ! ومن باید عادت کنم که به اندازه نیازم غذا بخورم ،ویا عادت به شیرینی خوردن ،که بیشتر جزو مرسولات ما می باشد ،اینجا هم دسرهای شیرین وخوشمزه زیاد دارند ولی مثل کشور ما مرسوم نیست، والان با اینکه درخانه ما انواع واقسام شکلاتها وشیرینیجات هست ،ولی ازشون زده شدم وتا جائیکه حتی با قهوه تلخم حاضر نیستم با شیرینی بخورم وطوری شده که مزه شیرینی در دهانم بدمزه میشه واصلا دوست ندارم ،منظور من از این صحبتها ومثالها ،خواستم بگم من به نوبه خودم وقتی افکار وباورهای ذهنیم فرمولها وباورهایم را تغییر میدم چقدر عادتها ی من هم عوض می شوند ،به همینخاطر به قول فرمایش استاد باورهای اشتباه در ذهن ما تبدیل به عادت شده وکافیه که با جایگزین کردن باورهای درس وصحیح عادت های جدید را درخود پدید اوریم ،
یک دیگر از باورهای زیادی که بخصوص در ما ایرانیها بسیار زیاده ،بطور مثال فکر می کنند که وقتی سن آدم می رود بالا دیگه زشته که بعضی از کارها را بکنند، وباید دست از دنیا بشویند وخانه نشین بشوند ، در صورتیکه من اینجا خانمهای مسن هفتاد ،هشتاد ساله ویا پیرمردهای زیادی را می بینم که با دوچرخه نامه رسانی می کنند ،زنها پابه پای آقایون کارهای سنگین مردانه انجام می دهند ، تعمیرات خانه را اغلب خانمها انجام می دهند وهیچگاه ناتوانی نسبت به آقایون درخود احساس نمی کنند واین باورهای آنهاست که مردوزن باهم مساویند وبصورت عادت معمولی درزندگی آنها رواج دارد ،ویا بچه ها از زمان دبستان باید خودشان به تنهایی به دبستان ویا کلاسهای بالاتر بروند وهیچ پدر ومادر حق ندارد آنهارا به مدرسه برساند واغلب این مدارس را درنزدیکی محل سکونتشان انتخاب می کنند تا آنها با دوچرخه یا پیاده به راحتی دررفت وآمد باشند واین جزو عادت همیشگی آنها شده است ،چون بصورت باور در ذهن همه آنها وجوددارد ،برای همین آدمهای اینجا بسیار با اعتماد به نفس وامستقل ومحکم هستند ،ویکسری از باورها ی آنها جزو عادتهای آنها شده ،افرادپیر اینجا اغلب خودشان چه از لحاظ خرید ورفت وآمد خودشان کار خودشان را انجام می دهند با واکنشهایی که دارند وبا اتوبوس وواکرهاشون در رفت وآمد هستند وتوقعی از نزدیکان خود ندارند که کمکشون کند واین جزو عادتهای آنها شده ،
ماهم باید با تغییر دادن باورهای اشتباه خودمان ،عادتهای جدیدی درخود بوجود بیاوریم ودرمرتبه اول باورداشته باشیم که هم قدرتمندیم وتوانمند واعتماد به نفس بیشتری را در خود بوجود بیاوریم وداشتن اعتماد به نفس یکی از مهمترین اصل در زندگی می باشد ،با باور اینکه خودمان را دوست داشته باشیم برای خودمان ارزش قائل باشیم ،مستقل ودرست فکر کنیم ،وبه خودمان احترام بگذاریم وباور توجه کردن به خودمان را بصورت یک عادت همیشگی قرار دهیم، ،توجه کردن یعنی اینکه چه بخوریم چی بپوشیم چگونه رفتار کنیم چطور خرج کنیم ،چطور رفتار مناسب داشته باشیم تا در شرایط دلخواهی که می خواهیم برسیم قر ار بگیریم ودر خود این لیاقت وشایسگی را تبدیل به یک عادت وباور قوی بکنیم .
با سپاس از استاد گرامی با آموزشهای عالی وتاثیر گزارشان
به نام خدا
سلام بله اکثرا افراد با اضافه وزن فک میکنن چاقی شون به خاطر ارث هست به دلیل همینه که اکثرا قبل یه سنی لاغر هستن اما چون باورشون اینه که سن ما بره بالا شکم میاریم ما ارثی اینجوری هستیم و باو ها شون شکسته میشه و دقیقا در ناحیه شکم چاق میشن
باید ذهن رو کنترل کرد و با تمرین آگاهانه و کنترل خودمون به سمت لاغری حرکت میکنیم
به لطف خدا تغییر اتی در جسم روح من هر روز که پیش میرم بهتر میشه کرده به خاطر همین مدیرت ذهن رو تمرین کردم وزمان های گرسنگی غذا خوردم و اندازه ایی میخورم که حس خوب بهم دست بده و با کمک خدای مهربون و استاد و کلی از صحبت های مفید ایشون استفادع کردم به عالی ترین شکل به سمت متناسب شدن حرکت میکنم
نشان های دریافت شده
سلام و درود برمشتاقان تناسب اندام
از روزی که آموزشها رو مستمرا دنبال میکنم در ذهنم روی گذشته ام بیشتر متمرکز میشم دقیق تر علت های چاقیم رو شناسایی میکنم .
منم تا ۲۶. ۲۷ سالگی متناسب بودم و به خاطر یه سری فرمولهای ذهنی چاق شدم . ابتدا خواهر بزرگترم که بعد از ازدواج اضافه وزن پیدا کرد و بعد از اون سال مرتب وزنش بیشتر و بیشتر میشد و مادرم بهش میگفت تو تا لنگ ظهر میخابی و تحرک نداری چاق شدی بعدش که خواهرم صحبت زود بیدار میشد و فعالیت کاریش بیشتر شد بهش میگفت تو به عمه هات رفتی شکم و پهلو و… و خواهرم همش حسادت منو میکرد میگفت خوش به حالت هرچی میخوری و متناسبی.
مادرم میگفت اون چون صبح زود پا میشه میره سرکار و فعالیت کاریش داره متناسب .
تا اینکه این باور در منم شکل گرفت که خواهرم چون تحرک نداره و شبیه عمه هامه چاقه .یادم میاد موقع خوردن غذا مرتب بهش می گفتم یه کم کمتر بخور . و اونم همچنان باب میلش میخورد .
کم کم منم چاق شدم . تا اینکه یه روز به خودم اومدم دیدم ۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و مرتب همکارم بهم میگفت حالم بد میشد تا اینکه مادرم گفت چاقیتون ارثیه و به عمه هات رفتین . ومنم مثل باقی دوستان باورم شده بود و کم کم در محیط همکارهای چاق قرارگرفتم و اونها هم می گفتند چون ما غذای خوب نمیخوریم چاق شدیم و یه همکارم که به چاقی عشق میورزید و مرتب قرص چاقی میخورد که زیباتر باشه . منم چند باری قرص چاقی خوردم تا صورتم پر بشه .
دیگه کم کم پیاده روی و رژیم رو اضافه کردم وزنم اومد پایین و وقتی کنارگذاشتمش مجددا ۱۰ کیلو بیشتر شدم و خسته شده بودم و حرف مادرم رو پذیرفتم که من به عمه هم رفتم و چاقم .
اما الان که فهمیدم چقدر افکار و باورهای اشتباه رو وارد ذهنم کردم که اگه چاقی ارثی بود هیچکدوم از عمه هام بچه هاشون چاق نیستند پس چطور من و خواهرم به اونها رفتیم .
و اگه تحرک نقش داره من چطور چندین سال متناسب بودم با اینکه کارم پشت میز نشینی هست و کلی همکار دارم که اونها هم کارشون شبیه منه و متناسبن.
پس با شکوندن باور ارثی چاقی و خیلی باورهای غلط دیگه به خودم دوباره فرصت شاد بودن و درست کردن افکار و باورهای لاغرکننده با آموزش و تمرین و تکرار دوباره مثل قبل متناسب میشم .
فقط یه سوالی ذهنم رو مشغول کرده واینکه چرا استاد با اینکه پسرعمویش رو دید و اون تو وضع چاقی بودند و راهش رو ازش خواستند سایت خودش رو معرفی نکرد ؟
علیرغم اینکه استاد خودشون قبلا چاق بودند و عوارضی چاقی رو میدانستند؟
سلام دوست عزیز
“فقط یه سوالی ذهنم رو مشغول کرده واینکه چرا استاد با اینکه پسرعمویش رو دید و اون تو وضع چاقی بودند و راهش رو ازش خواستند سایت خودش رو معرفی نکرد ؟ ”
برای اینکه بارها قبل این کار رو کردم و فقط مسخره کردند
کسی که از وضع خودش ناراحت باشه در پی حل مساله خودش خواهد بود
و کسی که جستجو کنه، بالاخره راه صحیح رو پیدا میکنه
مثل هزاران نفری که من رو ندیدند اما اکنون ساکن سرزمین لاغرها هستند
مثل شما
نشان های دریافت شده
با سلام گام بیستم.
مطالبی که از این گام یادگرفتم:
۱_فرمول ذهنی اکثر افراد چاق این است که چاقی آنها ارثی است نه عادتی.
۲_ارثی بودن چاقی یک فرمول قدرتمند است که به راحتی مانع لاغری افراد چاق می شود.
۳_تکرار شدن این فرمول از طریق شنیده ها و دیدن نمونه های آن در افراد چاق خانواده و فامیل باعث شده به یک باور قوی و قدرتمند در چاق شدن شود.
۴_زمانی که فرمولی در ذهن ما ایجاد شود به واقعیت وجود ما تبدیل می شود. و این باعث میشه که برای ذهن ما مشکل چاقی طبیعی و عادی شود و به راحتی اون رو بپذیریم.
۵_نکته قابل توجه این است که اون فرمول ذهنی نه تنها جسم بلکه جنبه های دیگه ای از زندگی مارو هم دربرمی گیره که باعث شکل دهی سرنوشت ما در زندگی می شود.
۶_هیچ موضوعی که مربوط به شرایط بیرونی زندگی ما باشد ارثی نیست بلکه عادتی هستند.
۷_هرچیزی که ما به عنوان ژن از والدین خودمون به ارث بردیم تا زمان تولید است مثل رنگ مو،رنگ چشم و رنگ پوست.
۸_هرموضوعی که بعد از تولد در ما به وجود می آید هیچ ربطی به ژنتیک و ارث ندارد.
۹_همه ما در زندگی تحت تاثیر افکار و رفتارهای والدین و اطرافیانمون قرار گرفتیم و دلیل شباهت زندگی ما با اونها هم همین موضوع است.
۱۰_یکی از راهکارهای مهم این است که وقتی فرمول اشتباه رو پیدا کنیم باید با فرمول صحیح جای گذاری کنیم و نمونه های رو پیدا کنیم که فرمول جدید ما رو تایید کند این پروسه نیاز به زمان استمرار و توجه و سعی زیاد دارد.
۱۱_بعد از طی کردن این مرحله تاثیر فرمول اشتباه قبلی کم رنگ میشه و در نتیجه فرمول تغییر می کند. مثال دیدن تصاویر شگفتی سازان این مسیر و این سایت است که سبب ایجاد انگیزه و کسب نتیجه عالی و چشمگیر می شود.
۱۲_ نکته آخر اینکه فقط خودت میتونی برای خودت راه حل باشی،متعهد باش و خودت قهرمان زندگی خودت باش.