«نفرت از چاقی به هیچوجه شما را لاغر نمیکند، اما قطعا میتواند به چاقتر شدن شما منجر شود.
وقتی از چاقی متنفر میشویم، احساس ناتوانی در مقابله با آن در ما ایجاد میشود. این احساس ناتوانی، در نهایت، مسیر را برای چاقتر شدنمان هموارتر میکند.»
🌪️ وقتی نفرت از چاقی، خودش عامل چاقیه!
سالها با اضافه وزن دستوپنجه نرم کردم. توی اون سالها، یه احساس قوی همیشه باهام بود: نفرت از چاقی! 😤
هر چی بیشتر سعی میکردم لاغر بشم، نتیجه کمتری میگرفتم و این نفرت تو دلم بزرگتر میشد.
نفرتی که آرومآروم به خودم هم سرایت کرد… 😞

🧠 به خودم میگفتم:
- «تو عرضه نداری!»
- «نه میتونی رژیم بگیری، نه ورزش کنی!»
- «از پس هیچچی برنمیای!»
و خب معلومه وقتی از خودت این تصویر رو داشته باشی، تو جمع احساس کمارزشی میکنی.
به جمعها نمیرفتم، از نگاه مردم فرار میکردم، و حتی نمیتونستم جلوی یه حرف ساده از خودم دفاع کنم. 🫣
اون زمان فکر میکردم چاقی من تقصیر 👪 خانواده است؟!
میگفتم «چاقی من تقصیر ژنتیک شماست!» و کلی باهاشون بحث می کردم و دلخوری ایجاد میشد.
حتی از کسایی که یه کلمه درباره چاقی من حرف میزدن بدم میاومد. 🤐 احساس میکردم همه دارن نگاهم میکنن، قضاوتم میکنن، پشت سرم پچپچ میکنن…
🎭 نفرت از چاقی مثل یه سایه سنگین، افتاده بود روی تمام لحظههای زندگیم. جوری که از خود زندگی هم بیزار شده بودم.

🌿 لاغری با ذهن و پذیرش چاقی؛ پایان نفرت، آغاز تغییر
سالها بود که با اضافهوزن زندگی میکردم، اما نه با آرامش… بلکه با یک احساس سنگین و طاقتفرسا که هر روز باهام بود: نفرت از چاقی 😣💔
این نفرت فقط نسبت به بدنم نبود… کمکم به خودم هم سرایت کرد. خودم رو آدم ضعیفی میدیدم که هیچوقت نمیتونه رژیم بگیره، هیچوقت نمیتونه موفق بشه، هیچوقت…
و این احساس، مثل زنجیر دور من پیچیده بود ⛓️
اما وقتی با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم، فهمیدم که تا وقتی نفرت از چاقی توی ذهنم پررنگه، نهتنها لاغر نمیشم، بلکه هر روز درگیرتر و ناتوانتر هم میشم.
🤯 چرا باید با چاقی آشتی کنم؟!
سخت بود… خیلی سخت!
برای من، چاقی نماد تمام رنجهام بود. چطور میتونستم چیزی رو بپذیرم که فکر میکردم زندگیم رو خراب کرده؟
ولی فهمیدم که پذیرفتن چاقی بهمعنای تسلیم شدن نیست…
یعنی اینکه دیگه با خودم نجنگم، دیگه به بدنم فحش ندم، دیگه از خودم متنفر نباشم. 🕊️
هرچه بیشتر با مفهوم لاغری با ذهن آشنا میشدم، بیشتر میفهمیدم که نفرت از چاقی تنها باعث عذاب بیشتره.
و من تصمیم گرفتم این چرخه رو تموم کنم… ✋
شروع کردم به آشتی با خودم، با بدنم، با گذشتهم. بخشیدم اونهایی رو که منو مسخره کرده بودن.
و حتی بخشیدم خودم رو… برای سالهایی که خودم رو با احساس گناه له کرده بودم. 🫂
✨ وقتی ذهن سبک میشه، جسم هم همراهی میکنه
بعد از پذیرش، یه حس آرامش عجیب اومد سراغم. انگار ذهنم داشت سبُک میشد… و باورم نسبت به تغییر قویتر میشد.
دیگه لاغر شدن فقط یه رؤیا نبود، یه واقعیت ممکن شده بود! 💪🌸
تغییرات ذهنی کمکم در جسمم هم ظاهر شد. و مهمتر از عدد ترازو، حس قشنگی بود که از خودم پیدا کرده بودم… دیگه خبری از اون نفرت از چاقی نبود.
جاشو داده بودم به عشق به لاغری، عشق به زندگی 💚
🧠💬 اگه تو هم سالهاست با چاقی در جنگی، ازت میخوام به جای نفرت، مسیر پذیرش رو امتحان کنی. شاید اون چیزی که همیشه دنبالش بودی، پشت همین آرامشه…
💭 نفرت از چاقی، تو را لاغر نمیکند… بیشتر درگیرت میکند!
یکی از مهمترین درسهایی که از مسیر لاغری با ذهن یاد گرفتم، اینه که:
✨ «هرچی از چیزی بیشتر متنفر باشی، اون چیز بیشتر به زندگیت چسب میخوره!»
اگه نفرت از چاقی همیشه باهاته، بدون که همین احساس ناخوشایند داره تو رو بیشتر درگیر چاقی میکنه! 😖
🔄 چرا نفرت، وضعیت رو بدتر میکنه؟
ما وقتی از یه چیز بیزاریم، داریم هی بهش توجه میکنیم. و ذهن ناخودآگاه ما عاشق توجه و تمرکزه!
- ✅ هرچی رو بیشتر بهش فکر کنی
- ✅ بیشتر دربارش صحبت کنی
- ✅ بیشتر ازش شاکی باشی
🧠 ناخودآگاه فکر میکنه اون چیز خواستنیه و شروع میکنه بیشتر از اون رو وارد زندگیت میکنه!
پس اگه از چاقی متنفری، در واقع ناخودآگاهت رو داری با چاقی برنامهریزی میکنی! 😳
چرا؟ چون اون نمیفهمه که تو چی رو دوست نداری… فقط میبینه که چی توی ذهن و فکرت پررنگتره!
📌 این فقط در مورد چاقی نیست…
- از بیپولی بدت میاد؟ بیشتر درگیر مشکلات مالی میشی.
- از رفتارهای آزاردهنده دیگران متنفری؟ بیشتر اون رفتارها رو میبینی.
- از بدن چاق خودت دلخور و ناامیدی؟ ذهن تو رو به همون سمت میبره!

🧠💔 نفرت از چاقی و تخریب تدریجی روح
نفرت از چاقی فقط یه احساس ساده نیست.
یه چرخهی تخریبگره که به مرور باعث میشه از خودت، بدنت، گذشتهت، و حتی آدمهای اطرافت فاصله بگیری.
و این فاصله گرفتن از خودت، همون چیزیه که تو رو از مسیر لاغری دور نگه میداره.
یه مقاله علمی در Psychology Today نوشته بود:
«افرادی که با بدنشون با نفرت برخورد میکنن، کمتر احتمال داره رفتارهای سالم مثل افکار مناسب یا تغذیه متعادل رو انجام بدن.»
تلاش برای لاغری از روی تنفر، نهتنها کمکی نمیکنه، بلکه ممکنه منجر به رفتارهای ناسالمی مثل پرخوری عصبی بشه.
💚 راه درست چیه؟
به جای اینکه با نفرت از چاقی جلو بری، یاد بگیر با پذیرش حرکت کنی.
پذیرش یعنی:
- قبول کنی که الان این شرایط هست
- خودت رو بابتش سرزنش نکنی
- مسئولیت تغییرش رو بپذیری و با ذهنی باز، راهی برای بهتر شدن پیدا کنی ✨
پذیرش یعنی بگی:
«من چاقم، اما ارزشم بیشتر از ظاهرم هست و میتونم تغییر کنم.»
در نهایت، به یاد داشته باشید که پذیرش، آغاز حرکت به سوی تغییر واقعی است.
تنها در صورتی که با چاقی، بیپولی یا هر مشکلی که دارید آشتی کنید، میتوانید آن را از زندگی خود حذف کرده و در مسیر بهبود آن قدم بردارید. 🌱💖
نتایج آموزش لاغری با ذهن 🍃🧠
آموزشهای دوره ورود به سرزمین لاغرها ابتدا با تغییرات درونی شروع میشود و به تدریج، این تغییرات در جسم شما نمایان میشود.
💭 زمانی که ذهن شما به شدت بر چاقی تمرکز کند، مغز شما به طور ناخودآگاه دستوراتی را صادر میکند که به چاقتر شدن شما منجر میشود.
این یعنی تمرکز بر نفرت از چاقی، نه تنها شما را از آن نجات نمیدهد بلکه شما را به آن بیشتر میکشاند.
🌿 برای رسیدن به هدف لاغری، ابتدا باید این بیزاری را از خود دور کنید. وقتی توجه شما به چاقی کمتر شود، مغز شما هم دستورات کمتری برای چاقتر شدن صادر خواهد کرد.
✍️ تمرین آموزشی این جلسه 📖
مرحله اول:
برای کسب نتیجه عالی از مسیر لاغری با ذهن نیاز است که به شکل کامل با وضعیت فعلی خود در صلح و آرامش قرار بگیریم. بنابراین لازم است که برای بهبود احساسی که نسبت به خودمان داریم اقدام کنیم.
برای انجام این فرایند مهم لازم است ابتدا میزان نفرت و بی زاری از چاق و وضعیت خود را تعیین کنیم.
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
نفرت از چاقی در بیشتر مواقع به صورت افکار تکرار شونده در ما ایجاد شدهاند.
من با مرور کردن (من لاغر نمیشم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
من با مرور کردن (چرا چاق هستم) باعث ایجاد نفرت از چاقی در خودم شده بودم.
شما هم فکر کنید و مواردی را پیدا کنید که با فکر کردن به معایب چاقی باعث ایجاد نفرت از چاقی در خود شدهاید.
مرحله دوم:
برای کم رنگ کردن نفرت از چاقی نیاز است که با توجه کردن به مزایای لاغری احساس خوب درباره لاغر شدن در خود ایجاد کنیم.
خیلی از افراد چاق به دلیل بارها تلاش کردن برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن احساس حسرت نسبت به لاغر شدن دارند. بنابراین باید با توجه کردن به مزایای لاغری اشتیاق و انگیزه لاغر شدن را در ذهن ناخودآگاه خود بیدار کرده و حسرت لاغری را به اشتیاق لاغری تبدیل کنید.
بنابراین لازم است تا جایی که امکان دارد با شرح دادن درباره لاغری و مزایای آن فرمولهای جدید در ذهن خود ایجاد کنید.
برای اینکار میتوانید به مزایای لاغری در افراد متناسبی که در اطراف خود میبینید اشاره کنید.
- من وقتی میبینم دوستم پیمان بدون ترس و نگرانی از چاق شدن غذا میخورد لذت میبرم.
- من وقتی میبینم ثمانه به راحتی لباس مورد علاقهاش رو میپوشه لذت میبرم.
مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید.
مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم ….
هرچقدر دلایل بیشتری برای علاقه خود به لاغر شدن پیدا کنید اشتیاق و انگیزه در ذهن ناخودآگاه شما برای حرکت کردن به سمت لاغر شدن بیشتر خواهد شد.
احساس میکنید شما هم میتوانید لاغر شوید و مانند گذشته نه تنها لاغر شدن را دور از دسترس نمیبینید بلکه ذوق و شوق دارید که در مسیر صحیح لاغر شدن قرار گرفتهاید و می توانید از شر چاقی خلاص شوید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
هنرجویان لاغری با ذهن
خانم لیلا جعفری نیا از تهران
هنرجوی لاغری با ذهن
خانم نگین از کرج
خانم ریحانه از قم
امتیاز 4.05 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


با سلام خدمت استاد عزیز
تمرین آموزشی جلسه دهم
چه زمانی نفرت از چاقی رو تجربه میکنم؟
زمانایی که میخوام لباس بخرم و از لباسی خوشم اومده اما سایزم نمیشه خیلی روی مخم میره. یا می پوشمش ولی دکمهها و زیپش بسته نمیشه، همین باعث شده از لباس خریدن بدم بیاد.
زمانایی که ورزش میکنم یه سری حرکات رو به خاطر وزن بالام نمیتونم انجام بدم و این احساس ناتوانی بهم میده. توی باشگاه که یه سری حرکات رو نمیتونم برم گاهی بقیه میگن خب آره وزنت بالاست برات سخته و بعد احساس خجالت میکنم و از خودم بدم میاد.
به خاطر چاقی موقع خوردن غذا حس ترس دارم و بعد خوردن عذاب وجدان میگیرم که زیاد خوردم چاق شدم.
وقتی از کنار رستوران و کافه ای رد میشم و بوی غذا رو می شنوم و هوس میکنم ذهنم میگه نه چاق و بد هیکل میشی و حسم رو خراب میکنه.
وقتی که لباس اندامی میپوشم و جلوی آینه خودم رو نگاه میکنم از خودم بدم میاد و نفرت پیدا میکنم.
حس میکنم یه خاطر اضافه وزنم تمایل افراد برای دوستی با من کمتره و این حس بیارزشی بهم میده.
وقتی میخوام غذا بخورم اعضای خانواده میگن کمتر بخور چاق نشی یه وقت و این حرفا عصبیم میکنه.
چاقی اعتماد به نفسم رو کم کرده و باعث شده حس خوبی به خودم نداشته باشم.
از اینکه میبینم بقیه غذا میخورن و متناسب هستند ولی من برای خوردن هر چیزی باید استرس داشته باشم چون چاقم میکنه حس نفرت نسبت به چاقی پیدا میکنم.
وقتی در دوران رژیم باید چیزایی که دوست دارم رو نخورم و گرسنگی بکشم و اینها بعلت برطرف کردن چاقیه ، از چاقی نفرت پیدا میکنم.
مزایای لاغر بودن در اطرافیان :
وقتی فرد متناسبی رو میبینم که هر چی دوست داره میخوره و ترسی از چاق شدن نداره لذت میبرم.
وقتی با فرد متناسبی میرم برای خرید لباس و اون شخص حق انتخاب لباس داره بدون اینکه نگران باشه مبادا لباس سایزش نشه و بعد پوشیدن لباس زیبایی اندامش بیشتر به چشم میاد لذت میبرم.
وقتی فردی که متناسبه از همه چیز میخوره و بعدش ناراحتی نمیکنه و نمیگه که وای زیاد خوردم و چاق میشم، لذت میبرم.
وقتی افراد متناسب میتونند حرکات ورزشی رو انجام بدن، بدون اینکه اضافه وزن محدودیت براشون ایجاد کرده باشه، لذت میبرم.
وقتی که افراد. متناسب اعتماد به نفس دارن و خودشون رو به خاطر ظاهرشون تخریب نمیکنند، لذت میبرم.
وقتی تعریف و تمجید دیگران رو از خوش اندامی یک فرد متناسب میشنوم، لذت میبرم.
مزایای لاغر شدن در زندگی خودم:
وقتی که لاغر باشم میتونم هر لباسی که دوست دارم بپوشم و دیگه نگران ظاهر بد خودم نیستم.
وقتی که لاغر باشم حرکات ورزشی رو راحت تر انجام میدم و احساس قدرت میکنم.
وقتی که لاغر باشم میتونم با خیال راحت غذا بخورم بدون اینکه از غذا بترسم، یا بگم فلان غذا چاق میکنه، تا حدی که سیر بشم غذا میخورم و بعدش احساس عذاب وجدان ندارم.
وقتی که لاغر باشم دیگران ازم تعریف میکنن و میپرسند که چطوری تونستی لاغر بشی و من از این فعل توانستن لذت میبرم.
وقتی که لاغر باشم اعتماد به نفسم بالا میره.
وقتی که لاغر باشم از دیدن خودم در آینه لذت میبرم و احساس خوبی به خودم دارم.
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
کائنات به کانون توجهات ما پاسخ میده اون رو به عنوان خواسته ما در نظر میگیره و تمام شرایط رو برای به وجود آوردنش برای ما فراهم میکنه . حالا ما ممکنه به چیزی که اصلا مورد رضایت مون نیست توجه کنیم و این توجه رو لازمه تغییر دادن اون شرایط بدونیم ولی در اصل خواسته و علاقه ما تلقی میشه . حالا این توجه با نفرت از چاقی هم به وجود میاد هرموقع که ما برای خرید کردن رفتیم و جمله ناامید کننده ای از فروشنده شنیدیم یا گفته سایز شما رو نداریم یا یه سری محدود لباس رو به ما نشون دادن که این ها سایز شما میشه این گفته همانا و سیل افکاری که به ذهن ما سرازیر میشه همانا :تو بی عرضه ای ، توچاقی ، چرا نمتونی لباس باب میل ت رو بپوشی، چرا باید انتخابت اینقده محدود باشه ، اصلا به چه حقی اومدی لباس بخری برو بمیر یا لاغر شو بعد بیا لباس بخر ، خاک تو سرت نمیتونی جلوی خوردنتو بگیری ، اراده نداری ، بدبختی ، بیچاره ای ، اصلا چرا زنده ای وقتی نمیتونی از زندگی لذت ببری و…. هزارتا فکر جور وناجور که باعث نه تنها نفرت از چاقی باعث نفرت از خودمون میشه و این ها همه کل توجه مارو به خودش جلب میکنه و این همه توجه از نظر ذهن ما یعنی خواست و آرزو یعنی ما خواسته آرزومون چاقی و ذهن مون اطاعت میکنه و برامون فراهم ش میکنه .
چند روز پیش بخاطر احساس درد در قسمت چپ قفسه سینه و درد در دست چپم رفتم دکتر قلب که چکاب بشم که نکنه از قلبم باشه . از همون ابتدا که وارد شدم و دکتر گفتن که بفرمائید مشکل تون چیه و من دردمو گفتم یه نگاهی به هیکل من انداخت گفت ماشاالله چاقم که هستی پالتوتو دربیار ببینم مال لباسته یا واقعا تا این حد چاقی پالتوم رو دراوردم لبخندی زد ،گفت ورزش میکنی گفتم نه اهل ورزش کردن نیستم گفت کارت چیه گفتم کافی نت دارم گفت پس کارت پشت میزیه ، بعدش گفت برو رو تخت دراز بکش تا ازت اکو بگیرم که ببینم مشکلی داری یانه در حین انجام اکو ازم پرسید وزنت چقدره و من هم گفتم حول و حوش 90 واینو با خجالت و کمی تفره رفتن گفتم و دکتر در جواب من گفت واقعا متاسفم برات!!!!! ،این حرف دکتر باعث شدکمی حالم خراب بشه ولی بعد از چند دقیقه به طور ناخودآگاه دیگه بهش فک نکردم و کارم تموم شد و از مطب اومدم بیرون و دیگه اصلا بهش فک نکردم . الان که بهش توجه میکنم اگه در گذشته بود خیلی حالم منو بد میکرد این قضیه و حداقل یکی دو روز درگیر افکار ناشی از مرور اون لحظاتی که پیش دکتر بودم میگذشت ولی در کمال ناباوری درحد دو سه دقیقه کمی حالم بد شد و خیلی سریع و به صورت خودبخودی دیگه بهش توجه نکردم تا امروز به طور خیلی اتفاقی تجزیه و تحلیل اون روز اومد توی ذهنم . اول از هر چیزی متوجه شدم که باور دکتر اینکه ورزش نکردن من باعث چاقی و بیماری من شده این دو باور اشتباه بعد چون کارم پشت میزیه پس تحرک ندارم و کار پشت میزی و کم تحرکی باعث چاقی میشه این دوتا باور اشتباه دیگه و اینکه دکتر خودش کاملا متناسب بود که به احتمال زیاد ذهن متناسب داشته که متناسب بود چرا میگم به احتمال زیاد چون ممکنه از اون دسته از افراد متناسب باشه که دائم مراقب خودشه و به قول استاد از دسته متناسب های فابریکی نیست ، پس به دلیل متناسب بودنش اصلا از دنیای چاق ها خبر نداره که با شنیدن عدد وزن من گفت که برات متاسفم یعنی اون منو در ذهن ش یه فرد پرخور که اصلا سلامتی و ظاهرش براش مهم نیست تصور کرد ومعلوم بود که اصلا از ذهن چاق خبر نداره. و من چرا باید از گفتن عدد وزنیم خجالت بکشم پس معلومه هنوز به طور کامل با چاقیم کنار نیومدم ولی مطمئنم که از میزان نفرت من نسبت به چاقی خیلی کمتر شده اینو از رفتار ناخودآگاه اون روزم فهمیدم که حرف های اون روز دکتر که همش میتونسته باعث حال خرابی چند روز من بشه ولی من تونستم اینو حال خرابی رو به حداقل برسونم و مطمئم اگر در این مسیر استمرار داشته باشم و ادامه بدم این حال خرابی به حد صفر میرسه و اینو مدیون بودن در سایت تناسب فکریم .
نشان های دریافت شده
سلام
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
من خیلی وقتا نفرت از چاقی رو تجربه میکنم مثلا وقتی آدمای متناسب رو می بینم که راحت با لباسایی که توش راحتن و زیبا به نظر میرسن توی خیابون راه میرن و این دغدغه که من الان دارم که چاق به نظر میرسم رو ، ندارن موقع انتخاب کردن به این توجه نمیکنن که کدوم قراره پاهاشونو چاق یا لاغر نشون بده و موقع عکس گرفتن غبغبشونو صاف نمیکنن چون نسبت بهش احساس بی اعتماد به نفسی دارن و مدام به خودشون نمیگن اگه من متناسب بودم فرصت های خیلی بیشتر برام پیش میومد که به موفقیت برسم ولی من همه ی این احساس ها رو تجربه میکنم و این فکر ها توی سرم مرور میشه چون از چاقی نفرت دارم. توی تئاترمون همیشه بقیه به عکاس میگفتن از من عکس بگیر ولی من هیچ وقت بهش نگفتم ولی اون خودش ازم عکس گرفته بود و من از اون عکس متنفرم صرفا چون توش چاق به نظر میام و خیلی زشت افتادم اما اگه صورتم انقدر توش چاق نمی افتاد حتما میتونم توی رزومه ای میخوام داشته باشم ازش استفاده کنم ولی این کارو نمیکنم چون از چاقیم متنفرم و احساس لیاقت داشتن نمیکنم .
ولی بعد از گوش دادن به فایل این جلسه خیلی سعی خودمو کردم تا به چاقیم توجه نکنم مثلا دیگه لباسایی که دوست داشتم بپوشم رو نمیگذاشتم کنار چون توشون چاق به نظر میومدم و هر چیز دلم میخواست میپوشیدم بدون توجه به چاقی و خیلی احساس بهتری بهم دست میداد و میخوام بیشتر از این نوع تصمیم ها بگیرم و خودم رو به خاطر چاقی محدود نکنم.
یکی دیگه از شکل هایی که نفرت از چاقی خودشو توی زندگیم نشون میده وقتاییه که حرف های دیگران رو درباره چاقیم می شنونم مثلا وقتی استادم میگه باید وزن کم کنی یا وقتی دوستم بهم گفت تو اضافه وزن داری ولی خوبی یا وقتی زهرا همش به خودش میگه من خیلی لاغر شدم این چند وقت در صورتی که خیلی لاغره ولی من که میخوام لاغر شم هیچ تغییری توی خودم نداشتم و وقتی اون این حرفو میزنه من خیلی خیلی از خودم متنفر میشم به خاطر چاقی.
یکی دیگه از اشکال نفرت از چاقی توی من وقتیه که دارم غذا میخورم همش میگم اگه کمتر به غذا علاقه داشتی یا اگه کمتر گرسنت میشد یا اگه کمتر عاشق آشپزی بودی و کمتر شیرینی میخوردی و… همش موقع خوردن از خودم بدم میاد و نفرتم بیشتر و بیشتر میشه.
یه وقتای دیگه که از چاقی بدم میاد و نفرت پیدا میکنم وقتیه که برای اولین بار میرم یه جای جدید همش درباره اینکه دیگران راجع به من چه نظری دارن فکر میکنم دلم میخواد بقیه منو دوست داشته باشن و ازم خوششون بیاد ولی به این فکر میکنم که چون چاقم سمتم نمیان و اگه لاغر و خوش اندام بودم قطعا میتونستم بقیه رو به سمت خودم جذب کنم و اگه دوست متناسبم جای من بود حتما بقیه ازش خوششون میومد.
اینا بیشترین وقتاییه که من نسبت به چاقیم احساس تنفر دارم و فکر میکنم چاقی زندگی راحت و قشنگ رو ازم گرفته و نمیخوام همینطوری بمونم.
….
الان که به این شکل فکر میکنم ، پس نباید اجازه بدم که چاقی زندگی منو کنترل کنه من با تنفر از چاقی چی نسیبم میشه؟ لاغر میشم؟ میتونم تموم اون شلوارایی که برام تنگ شدن رو دوباره بپوشم؟ میتونم توجه بقیه رو جلب کنم؟ نه با هیچ کدوم از اینا نمیتونم چیزایی که به خاطر چاقی از دست دادم رو دوباره به دست بیارم ولی از طرف دیگه میتونم با توجه به خوبی ها و راحتی متناسب شدن ذهنیتم رو تغییر بدم و به چیزی که دوست دارم برسم. جلسه قبل این مانع که لاغر شدن کار سختیه رو از توی ذهن خودم برداشتم ؛ یکی از کارایی که کردم این بودن که توی تلگرام یه چنل زدم برای خودم و هر وقت یادش میوفتم میرم توش تایپ میکنم : لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست. تایپ کردن این جمله خیلی حس خوبی بهم میده و وقتی می بینم این جمله رو هزاران بار تا حالا تایپ کردم و هر چقدر میرم بالا بازم همین جمله ست ، احساس آرامش بهم دست میده و با خودم میگم لاغر شدن واقعا کار راحتیه و منم میتونم انجامش بدم مثل خیلی از آدمای دیگه که انجامش دادن. و الان هم دارم مانع نفرت از چاقی رو بر میدارم و به مزیت های تناسب اندام توجه میکنم و انقدر تکرارش میکنم که فرمول های ذهنیم هم تغییر کنن و دستور های جدید به رفتار های جدید و در نهایت به جسم جدیدم تبدیل بشن.
مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید.
متناسب شدن خیلی مزیت های زیادی داره مثلا با متناسب شدن میتونم هر لباسی که دلم خواست بپوشم بدون توجه به اینکه بدنم توش چطور به نظر میاد. میتونم خیلی راحت خرید کنم و موقع خرید وقتی خودم رو توی لباسی که میخوام بخرم تجسم میکنم لذت ببرم ، همه بهم میگن چقدر لاغر شدی و بهم تبریک میگن و از تعجب و تحسینی که همزمان توی چشمای بقیه می بینم خیلی خیلی خوشم میاد و دوست دارم هر کس منو بعد از مدت زیادی می بینه این نگاه رو توی چشماش باشه ، وقتی متناسب باشم با خیال راحت غذا میخورم و بدون تناقض هایی که مربی های ورزش و متخصصای تغذیه و بقیه برام پیش میارن میتونم از مواد غذایی لذت ببرم و به اندازه نیاز بدنم غذا یا هر خوراکی دیگه ای رو بخورم ، با لذت ورزش میکنم و دیگه اینکه چقدر عرق کنم برام مهم نیست ، با لذت و اشتیاق عکس میگیرم و از اینکه بقیه ازم عکس یهویی بگیرن خجالت نمیکشم ، عکسا و ویدیو های خودم رو توی هر جایی که بخوام به اشتراک میگذارم و از بازخورد مثبتی که از بقیه میگیرم لذت میبرم ، توی بهترین فیلم ها بازی میکنم و استادم بهم میگه آفرین که بدنتو اون طوری که تناسب داره شکل دادی ، حرکات و تمرینات بازیگری رو راحت تر انجام میدم و برای دیده شدن همیشه داوطلب میشم ، خودم رو بیشتر دوست دارم و به بدنم احترام بیشتری میگذارم و وقتی توی آینه به خودم نگاه میکنم احساس افتخار میکنم و خودم رو تشویق میکنم و عاشق خودم میشم.
.
.
.
اینا چند تا از مزایای متناسب شدن برای من بود و من خوشحالم که میتونم به زودی تمام این حس ها رو با هم تجربه کنم و به بزرگ ترین هدف خودم دست پیدا کنم.
مطمئنم میتونم از پس تمام مراحلش بر بیام چون من برای لاغر شدن اشتیاق دارم و تصمیم قاطع خودم رو گرفتم که به تناسب اندام همیشگی برسم و همه ی خبر های خوب برای من توی راه هستن.
ممنونم استاد
و خدایا شکرت
به نام خداوند بزرگم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
قسمت دهم
ما زمانی در مسیر ذهنی لاغری موفقیت صد در صدی پیدا میکنیم که بتوانیم آموزشها را به عمل در خودمان تبدیل
کنیم .
زمانی که با عشق و انگیزه و درک بالا بیاموزیم و تلاش کنیم ذهنمان را پاکسازی کنیم و آموخته هایمان را جامه عمل بپوشانیم ما وارد سرزمین بی نظیر لاغر شدن خواهیم شد آن هم با راحتی و لذت فراوان فقط کافیست در مسیر بمانیم و ادامه دهیم .
همت کنیم و نا امید نشویم ما در حال حرکت در مسیر بازگشت از چاقی هستیم و باید یقین داشته باشیم مسیر درست حتما مقصد درستی در پی خواهد داشت .
در تمام سالهایی که از هر روشی تلاش میکردم تا لاغر شوم از بس از چاقی ام متنفر بودم همیشه حالم بد بود و اصلا آرامش نداشتم و از زندگی لذت نمیبردم .
اکنون من جسمم را پذیرفته ام و خودم را مسئول چاقی ام می دانم و تلاش میکنم به جای نفرت از چاقی و نا امیدی از لاغر شدن و ترس از چاقتر شدن ،به خودم عشق بورزم و هر روز کاری در جهت متناسبتر شدنم انجام دهم و در مسیر درست در حرکت باشم.
من هرگز لاغری را چیزی دور از واقعیت زندگی ام نمی بینم .
به تمام تغییرات ریز و درشت خودم توجه میکنم و خودم را تشویق میکنم و برای خودم هدیه میخرم .
من مطمئن هستم، اگر درست بیندیشم و درست رفتار کنم جسم دوست داشتنی من به حالت طبیعت و سلامت غریزی اش برمیگردد .و من به راحتی لاغر میشوم .
تمرین شماره ۱
نفرت از چاقی در ذهن شما به چه شکل هایی وجود دارد؟
نفرت از چاقی در گذشته همیشه در من وجود داشت .و در مکانها و موقعیتهای مختلفی رخ میداد.
و من اصلا اعتماد به نفس نداشتم .
مثلا :موقع خرید لباس من پذیرفته بودم که چاقم و حق انتخاب ندارم و زمانی که برای خرید میرفتم سوال من این بود .
سلام:سایز من چی دارید؟
و زمانی که در اکثر موارد چیزی سایز من نداشتند من حالم بد میشد و حتی زمانی که از مدلی خیلی خوشم می آمد و فروشنده میگفت آخرین سایز را امتحان کنید شاید اندازه باشد من در اتاق پرو در تلاشی مثال نزدنی سعی میکردم خودم را در آن لباس جا بدهم .نفرت من از خودم و چاقی ام بیشتر میشد.
یا وقتی میخواستم با خانواده ام برای تفریح بیرون بروم و نمیتوانستم پا به پای آنها راه بروم و هر چند قدم که میرفتم ضربان قلبم به شدت بالا میرفت و سرم گیج میرفت و می ایستادم و حتی گاهی مینشستم چقدر خجالت میکشیدم و از خودم و چاقی ام متنفرتر میشدم .
• مزایای لاغر بودن را در رفتار اطرافیان خود که متناسب هستند پیدا کنید
افرادی که در اطراف من هستند اکثرا همگی متناسب هستند .
و من میبینم که آنها چقدر راحت فعالیتهای روزمره خودشان را انجام میدهند. هر جور دلشان میخواهد بدون ترس از چاقی میخورند. اصلا نگران پیدا نکردن لباس دلخواهشان نیستند .همیشه خوش پوش و خوش تیپ و خوش استایل هستند .چهره آنها زیباتر و جوانتر از سنشان به نظر میرسد. و در تمام لحظات زندگی در حال لذت بردن از نعمات بی نهایت خداوند هستند و شاد و خوشحال هستند .کمتر بیمار میشوند و تر و فرز هستند .
• مزایای لاغر شدن را در زندگی خود بنویسید به این صورت که اگر لاغر شوم
من حتما لاغر میشوم چون وقتی لاغر شوم اعتماد به نفسم بالاتر میرود
من حتما لاغر میشوم چون وقتی لاغر میشوم صورتم زیباتر میشود
من حتما لاغر میشوم چون وقتی لاغر میشوم چابکتر میشوم
من حتما لاغر تر میشوم چون وقتی لاغرتر میشوم خودم را بی اندازه دوست دارم و از انجام تمام کارهایم لذت میبرم از دیدن خودم از عکس گرفتن از ارتباط گرفتن با دیگران بسیار لذت بیشتری میبرم .
من حتما لاغر میشوم چون وقتی لاغر هستم لباسهای زیبایی میتوانم بخرم و تیپهای مورد علاقه ام را به راحتی میتوانم داشته باشم و خوش استایل و شیکتر باشم .
خدای عزیزم از تو سپاسگزارم که مرا یاری میکنی تا درست عمل کنم و لاغری را در آغوش بگیرم .
استاد ممنونم برای تلاشهای شما ،پاینده باشید
الهی به امید تو
سلام و تشکر از فایل بسیار زیبا و آموزنده و دلنشین شما استاد گرامی وامادر باره بیزاری از چاقی :آنقدر زیاد بود که احساس ناتوانی در برابر لاغر شدن داشتم وبخاطر همین ترس از غذاهایی که بیشترشان به غلط چاق کننده بودند منو چاقتر میکردومن هر روز متنفرتر میشدم ازش طوری که اگه کسی به علت بیماری لاغر شده بود آرزو میکردم بیماریش رو بگیرم تا لاغر بشم واین بیزاری از چاقی روی تمام مسائل زندگیم اثر گذاشته بود و به زور و مجبوری به جشن ودورهمی های دوستانه میرفتم در انتخاب لباس هم که نگو رنگ و مدل وبفیه…….به لطف خدا از وقتی که با سایت شما آشنا شدم و به این مرحله رسیدم مسئولیت چاقی خودم رو پذیرفتم وباجسم خودم کنار اومدم وخیلی راحت تو آینه با همدیگه صحبت ودرد دل میکنم و به اش قول دادم تا با کمک خودش به تناسب اندام برسیم وحس ذوق و شوق اون لحظه را با تمام وجودم حس میکنم واحساس آرامش بیشتری در من ایجاد میشه زیرا که چاقی ام رو پذیرفتم وباجسم تعهد کردم برای بهبودیش ومثل ابتدای خلقتش که متناسب بودیم به تناسب اندام میرسیم متناسب شدن لاغر شدن آسانترین کار دنیا است وبا جان ودل پذیرفتنش وبا لذت تمام برای رسیدن به اش آنچه را که میآموزم عمل میکنم و به آنچه بدنم میگوید گوش میدم هر وقت سوخت خواست به اش سوخت میرسونم و به دنبال کارهای روزمره خودم میرم دیگه دغدغه برای اینکه چی بخورم رو ندارم وراحت شدم و اینارو مدیون زحمتهای شما استاد بزرگوار هستم چون ذهن منو افکار منو خیلی خیلی نسبت به دید غذا ها عوض کردید وامیدوارم بتونم این حس واشتیاق رو تا رسیدن به تناسب اندام حفظ کنم دیدگاه منو به غذاها کاملآ عوض کردید دیگه از خوردنشون نمیترسم وولع هم ندارم موقع لازمه میخورم ممنونم وسپاس از سایت خوبتون ان شاالله که در پناه خدا همیشه سلامت و موفق باشید یاحق
نشان های دریافت شده
نفرت از چاقی زمانی که به نگاه های دیگران فکر میکنم بیشتر می شود
نفرت از چاقی وقتی که به تلاشهایی بی نتیجه خود در گذشته فکر میکنم بیشتر می شود
نفرت از چاقی زمانیکه لباس در تنم خوب و زیبا دیده نمی شود بیشتر می شود
اما اتفاقی که امروز برای من در مراسمی که شرکت کرده بودم اتفاق افتاد این بود که من در خانم ها کاملا واضح نفرت از چاقی را دیدم زمانی که برای ناهار فقط چند قاشق برنج می خورند اما سالاد خودشون رو با چه حرص و ولعی خوردند و من همش به این فکر می کردم که چقدر همه از چاقی بیزارند و فکر می کنند که مقصر چاقی خودشون چیزی بیرونی مثل برنج یا دگر غذاهاست
اما من از رفتار خودم راضی بودم چون به دلیل گرسنگی با آرامش مقداری از غذای خودم رو خوردم اما برای سالاد سیر بودم نخوردم بعد ناهار برای پذیرایی خرما و حلوا چند جور شیرینی آوردن ولی من میل نداشتم اصلا بهشون نگاه نکردم و این برام خیلی جالب بود چون قبلاً اصلا از خرما و حلوا نمی گذشتم و گاهی به خاطر ناراحت نشدن میزبان برمی داشتم اما این بار اصلا برام مهم نبود.
حالا میرسیم به مزایای لاغری در اطرافیان، مثلا خواهرم به دلیل تناسب اندام هر لباسی بپوشد به تنش قشنگ دیده میشه یا همسرم بدون هیچ ترسی هر موقع حتی ممکنه شب از خواب بیدار بشه و گرسنه باشه یه چیزی بخوره
حالا مزایای لاغری برای من میتونم بدون نگرانی لباسهای رنگ شاد بپوشتم اعتماد بنفس بیشتری داشته باشم راه رفتن نشستن و بلند شدنم به راحتی هست دیگه کمر درد نخواهم داشت
بنام خالق زیبایها
سلام خدمت استاد وتمام دوستان هم مسیرم
خداوندم را سپاسگزارم که بعد از مدتی دوری از اینترنت دوباره وارد سایت شدم و سپاسگزار خداوندم بابت وجود اینترنت که ما میتونیم این همه آگاهی را باهاش بدست بیاریم
گام دهم متنفر از چاقی
*من در هنگام خرید لباس از چاقیم متنفر میشدم
*هنگام رفتن از سر بلندی و پله از چاقی متنفرمیشدم
*موقع شرکت در مهمانی و مراسمات از چاقی متنفر میشدم
*موقع ورزش کردن واینکه نمیتونستم مثل قبلم ورزش کنم
*موقع رفتن جلو آینه
*موقعی که همسر و پسرم چاقیمو بهم گوشزد میکردن
*موقع دوش گرفتن وخیلی موارد دیگه که این مانع را در ذهنم بیشتر و بیشتر میکرد ومن چاقتر میشدم ولاغری را ناممکتر میکرد برام ولی شکرخدا با آگاهیهای استاد این مانع بزرگ را از سر راه مسیر زیبای لاغری بر می دارم
مزایای لاغری
من با لاغر ی میتونم مثل خواهرم به راحتی برم خرید کلی بگردم ولباس مورد علاقه ام را پیدا کنم
با لاغری میتونم به راحتی ازسربلندی و پله ها برم بالا کوهنوردی کنم
با لاغری اعتماد بنفسم بالا می ره وبا شادی در مراسمات شرکت میکنم
با لاغری سلامتی بیشتری دارم
با لاغری جوانتر وسر حال تر هستم
با لاغری مهربانتر آرامتر میشوم
با لاغری همسر و پسرم هم خوشحال میشوند
با لاغری راحتتر نفس می کشم
با لاغری بهتر میتونم به کارام وبه بچه هام وخودم برسم
با لاِغری کمردرد وزانو دردم خوب میشه
با لاغری بیشتر خودمو دوست دارم وبه خودم عشق میورزم
خدایا شکرت که در مسیر لاغری هستم واز پروردگار نمیخوام که در این مسیر استقامت داشته باشم تا به تناسب اندام برسم
ممنون از استاد عزیزم وتمام دوستان کامنت های تاثیر گزارشون
موفق باشید
نشان های دریافت شده
به نام عشقِ زیبای وجودم❤️❤️❤️
سلام به عاشقان لاغری.
گام دهم:توقف بیزاری ازچاقی.
بعدازآگاهی هایی که درفایل این قسمت بدست آوردم، واقعاًنفرتم درموردچاقی خیلی کمترشد.
باتوجه به این آگاهی من حواسمو جمع میکنم که ازاین به بعددرموقع خوردن وخوابیدن وهرکاری به آن حسِ لاغری بدهم وبه چاقی توجهی نکنم.
چون وقتی من مثلاًدرموقع خوردن باحسِ بدونفرت به چاقیم توجه کنم،آن حسی روکه ازتوجه کردن به چاقی بوجودمی آورم میدهم به خداوندو خداهم برای تجربه کردنِ آن حس منو چاق وچاقترمیکنه.
پس حواسموجمع میکنم وتمرین میکنم که باحسِ لذت وشادی به لاغری توجه کنم واین تمرین رومرتب تکرار میکنم تاخدابه خاطرِتجربهٔ حسِ شادی ولذت لاغری روواردِجسم وزندگیم کنه وباتکرارِاین حس فرمولهای لاغری درمن ساخته میشه ومغزم دستورات لاغرکننده صادرمیکنه و باتغییررفتارم براحتی جسمم لاغرمیشود ومن هربارباشادی واشتیاق آن رابیشتردروجودم گسترش میدهم.
خداونداعاشقانه شاکرم که تومراهرلحظه احساس میکنی وعاشقانه عاشقم هستی. ❤️❤️❤️
امیدوارم که این آگاهی همانطورکه به من کمک کرددرحس کردنِ لاغری به دوستانِ هم مسیرم هم کمک کندتاصحبتهای استادآگاهمون روبهتردرک کنندوباکنارگذاشتنِ حسِ نفرت ازچاقی وتوجه کردن به لاغری باحسِ شادی واشتیاق رشدِ لاغری رادرخودشان بیشترکنندومحکمترادامه دهند.
میدانید دوستان حسِ سبک وآرامش ازخصلتهای ذاتیِ روحِ ماست.پس وقتی دراین مسیراحساسِ سبکی وآرامش میکنیم یعنی باروحمان هماهنگ هستیم واین خیلی لذت بخشه که مابااین نشانه بفهمیم که درمسیر درست حرکت میکنیم.
لاغری یعنی سبکی. لذت. اشتیاق. شادی. عشق. آزادی. قدرت. امید. حرکت. توانمندی. اعتمادبه نفس. ولذت بردن ازبودنمان وتجربهٔ زیباییها.
لاغری عشقِ من است ومن ایمان دارم که براحتی وبالذت وشادی آنرادروجودم خلق میکنم.
ربناسپاسگزارم ومشتاقانه ادامه میدهم.
نشان های دریافت شده
سلام خانم ستوده دوست عزیز
خوشحال هستنتواین مسیر دوستانی که وارد میشن درزمان کم اطلاعات خوبی رو به دست اوردن برای شما دوست خوب اروزیی داشتن جسم متناسب دارم ازابنکه یا دوست هم سن خودمدرابن مسیر با هم هستیم خیلی خوسحال هستم که خودم تنهانیستم
افرادی هم سن من وشما کمتر در رفع مشکل اضافه وزن خودشون تلاش دارن به سکل اجبار دیگه فبول کردن که نمیشه لاغر بسن درابن مسیرهستید به شما تبرک مبگم درادامه وزن هم سبک خواهید کرد برای من این اتفاق خواب اافتاد هنوزخیلی تا رسیدن به هدفم راه دارم ولی همبن کم شدن وزن اون با ذهن درستی مسبر رو به من که نشون داده موفق سربلند باشی
من ارمسیر وا حساسهای که در بودن و ادامه دادن به من رسیده چنان شوق علاقه اشتیاق و انکیره به زندگی من بخشبده که دیگه طولانی شدن مسیر رو خوبی این مسیر میدونمکه در بودن ادامه دادن اگاهی که به من رسیده افکار رو به سمت تلاش وایده جدید برای ادامه زندگی تو ذهنم قرار گرفته
خدا پشت پنا هتون یا حق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام صالحه جان🌺
از لطف و محبت شما دوست هم سن و هم مسیرم بینهایت سپاسگزارم
و بسیار خوشحالم که هم مسیرِ بانویی خوش قلب و پُر انگیزه چون شما هستم
امیدوارم در این مسیر لذت بخش به زیبایی بدرخشی و شگفتی ساز شویدو عالی ترین چشم روشنی ها را از خالق جانم دریافت کنید❤️🤗
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
من تمرینی که برای توقف بیزاری از چاقی یا فقر یا بیماری و… انجام دادم البته بعد کلی تحقیق و پژوهش در زمینه اعتماد به نفس اینه که
اومدم دستاوردها مثل ثروت . سلامتی . تناسب اندام و.. رو از ارزشمندیم جدا کردم و به خودم گفتم همین که خداوند منو انسان آفرید وقدرت خلق خواسته هام رو دارم ارزشمندم .
و این ارزشمندیم ربطی به چاقی لاغری فقر وثروت و…. نداره
و این نگرشم باعث شد که اوایل که کسی بهم حرفی میزد باخودم میگفتم چاقی دستاورد منه چه ربطی به ارزشمتدیم داره پس به طرف مقابلم جوابی نمیدم .
بعد مدتی که جوابی نمیدادم . دیگه انسانهای حاشیه گر از اطرافم اتوماتیک وار کم شدند وکمتر اونها رو ملاقات میکنم .
تازه آنقدر آرامش دارم که وصف ناشدنی است
خوب چاقم دستاورد منه . روش کار میکنم دستاوردم رو درست میکنم اتفاقی نیافتاده . ارزشمتدیم که قدرت خلق کنندگی هست که خدا بهم داده سرجاشه .
من چاقم درستش میکنم و تونستم با چاقیم دوست بشم .
و جالبه از این زمان به بعد انسانهای متناسب دور آدم بیشتر میشه و چقدر دوست دارند با من باشند .
و چقدر من میتونم از دوستی با اونها الگو بگیرم .
تازه
اگر من دستاوردم رو به ارزشمندیم ربط میدادم خوب من چاق بودم پس احساس بی ارزشی میکردم و فردی که احساس بی ارزشی بکنه طبق قانون جذب با افرادی هم فرکانس و همنشین میشه که اونها هم احساس بی ارزشی میکنن.
واینگونه افراد معمولا ایراد می گیرند . سرزنش میکنن . تحقیر میکنند و….
دقت کنم که من نمیگم بی ارزش . میگم احساس بی ارزشی کردن .
چون همه ما انسانها با ارزشیم چون قدرت خلق کنندگی داریم . اما عده ای این رو درک نمیکنند ومتاسفانه در مدار احساس بی ارزشی کردن قرار میگیرند .و جهان اونها رو به سمت هم هدایت میکنه .
البته برای تغییر دستاوردها یکی از راهها توجه به مزایای لاغری هست که حس خوبی بهم میده .
البته من خودم به شخصه هم نوشتاریش رو انجام میدم و هم عملی رو .
اصلا تمرینی که عملی نداشته باشه مثل مکانیکی هست که فقط از استادش یادمیگیره ومینویسه یا یک آرایشگر .
وقتی خواهرم خونه ما زنگ میزنه که امیر رو میفرستم یه کم بادمجان دارین بهم بدین . تا تلفنش قطع نشده امیرجانم خونه ماست . چابک و فرز .
یا صف نانوایی متناسبها میتونن راحت وایستان تا نوبتشون بشه .
بازار برای خرید متناسبها راحت میتونن واسه لباس دلخواهشان ساعتها تو بازار بگردن .
مسافرتها و ایرانگردی راحت هستند تصورکن رفتار فرد متناسبها با چاق ها رو در گشتن در تخت جمشید .
تو تابستون رنکهای روشن راحت مینونیم بپوشم .
فرد متناسب جوانتر به نظر میاد . سالم تر هست .
داخل ماشین یا تاکسی احساس راحتی میکند .
فرد متناسب میتونه رقصش در عروسی ها زیباتر هست .
راحت تر بالای درخت میره ومیوه میکنه .
چون خودمان باغ داریم و بعضی درختها رو باید بالای درخت بریم .ومیوه رو بکنیم .
فرد متناسب راحت میتونه پله های خونه رو بالا بره.
فرد متناسب میتونه خواب راحتی داشته باشه .
پریودی بهتری داشته باشه . اینقدر از گرما فراری نیست
از غذا خوردن نمی ترسه وخودش رو محدود نمیکنه .
هزاران مزایای دیگر .
“ به نام ” الله “ یکتا معبود عالم ”
درود به همراهان دوست داشتنی و استاد عزیز ؛
گام دهم : توقف نفرت از چاقی ؛
پروردگارا ، از تو ممنون و سپاسگزارم که امروز ۱۸ خرداد ۱۴۰۲ به من کمک کردی تا بتوانم گام دهم را بر دارم ، خدایا شکرت.
نفرت از چاقی باعث لاغری نمی شود بلکه باعث افزایش احساس ناتوانی برای لاغر شدن در ما می شود و این احساس در نهایت سبب چاق تر شدن ما می شود .
پذیرفتن و آشتی کردن با چاقی فقط مربوط به کنار آمدن با شرایط فعلی جسم خود نیست بلکه شامل بخشیدن و آشتی کردن با تمام افرادی که آنها را مقصر چاقی خود می دانیم و همچنین آنهایی که به واسطه ی صحبت کردن درباره ی چاقی باعث رنجش ما شده بودند ، می باشد.
با پذیرفتن چاقی خود و آشتی کردن با آنهایی که باعث ایجاد نفرت از آنها در خود شده ایم ، احساس آرامش بیشتری در ما ایجاد می شود .
احساس آرامش باعث تقویت توانایی تغییر شرایط در ما می شود .
** نفرت به معنای نخواستن است و نخواستن تاکید بر وجود داشتن است .
** آنچه مورد تاکید و تایید ما باشد در ذهن ناخودآگاه ما به عنوان موضوع مورد علاقه ی ما ثبت و ذخیره می شود.
** ذهن ناخودآگاه همواره تلاش می کند تا موضوعات مورد علاقه ی ما را گسترش و توسعه دهد.
نفرت از چاقی ، چاقی بیشتری وارد زندگی ما خواهد کرد .
نفرت از بی پولی ، بی پولی و شرایط سخت تری را به زندگی ما دعوت می کند.
نفرت از رفتار دیگران ، رفتارهای نفرت انگیز بیشتری را به سمت ما جذب می کند.
نفرت از هر موضوعی ، سهم بیشتری از آن موضوع را وارد تجربه ی زندگی ما خواهد کرد.
نکته : نفرت از چاقی به عنوان مانعی بزرگ در مسیر متناسب شدن است.
به اندازه ای که فرد از چاقی خود نفرت داشته باشد در عین حالی که در سطح فکر فرد او از چاقی و چاق تر شدن نفرت دارد اما برای مغز او نفرت به معنای علاقه به چاق تر شدن است و دلیل واضح این ادعا روند چاق شدن افرادی است که سال هاست از چاقی نفرت دارند و خیلی تلاش کرده اند که لاغر شوند اما در نهایت آنها چاق تر شده اند و این دلیل اثبات می کند که :
قدرت نفرت در چاق شدن خیلی بیشتر از قدرت تصمیم گیری برای لاغری است.
ما همان طور که پذیرفته ایم که شرایط به وجود آمده توسط خود ما به وجود آمده است باید سعی کنیم خود را از زیر سلطه ی چاقی که مهمان ناخوانده یا شرایط گذرا یا وضعیت ناپایدار می باشد خارج کرده و خود بر هر چیزی من جمله تناسب و لاغری مسلط شویم .
“ یا حق ”