چند هفتهست مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم و حس میکنم اضافهوزنم متوقف شده، ولی لاغری هنوز شروع نشده. فکر میکنم دلیلش باور «بیشتر خوردن مساوی چاقیه» باشه. نمیدونم چقدر و چطور بخورم. بهخاطر وسواسهای قبلیم حس رضایت ندارم و گیر دادم به پیمانه و اندازهی بشقاب. سیر میشم، ولی باز فکر میکنم حتماً وزنم رفته بالا. راهنماییم میکنید؟
10 پاسخ
برای ثبت پاسخ باید وارد حساب کاربری شوید.
سلام دوست عزیز در پاسخ به پرسشی که مطرحکردی نکته مهمی به ذهنم رسید عرض میکنم ...
یکی از موانع مهم برای لاغری با ذهن اینه که براحتی نمیتونیم بپذیریم که با سیر شدن معمول و فقط با نخوردنهای اضافه میشه بدون رنج گرسنگی لاغر شد ...قانون طلایی : بخور هر چی که دوست داری هر چی که مطابق با اقتصاد خانواده اته اما به پیغام سیری توجه کن و بلا فاصله کنار بکش و به یه کار دیگه مشغول شو غذاهارو تفکیک نکن به چاق کننده و لاغر کننده چون غذاها ابتدا به ساکن خنثی هستن و فقط انرژی میدن به بدن برای ادامه حیات و انجام کار ...این برچسبهارو باید از روی غذاها برداریم و بدون ترس و استرس غذا بخوریم مهم نیست چند قاشق برنج میخوری مهم نیست چند کف دست نون مصرف میکنی مهم نیست غذات چربه یا شیرین مهم توجه به احساس سیری است ..البته توجه داشته باشیم که همونجور که حس گرسنگی کاذب وجود داره حس سیری کاذب هم قابل توجهه ...
چاقها اکثرا در تله سیری کاذب گرفتارن ...سیری کاذب یعنی غذا خوردی به حدی که به شکمت فشار داره میآد به اشتباه میگی خوب دیگه سیر شدم ..در صورتی که این سیری کاذبه ...اگر دقت کرده باشی گاهی پیش اومده که خیلی احساس گرسنگی داشتی و شروع به خوردن کردی ولی هنوز کلی غذا در بشقابت هست کاری پیش اومده مجبور شدی خوردن رو رها کنی بری ... کار که انجام شد حالا میری بقیه غذاتو بخوری ولی میبینی دیگه میل نداری در اصطلاح میگن غذا از دهن افتاده مثلا چون یخ کرده در صورتی که چیزی که باعث شده به اصطلاح اشتهات کور بشه نه یخ کردن غذاست نه از دهن افتادن بلکه یعنی سیری واقعی اتفاق افتاده بدن ما هوشمنده خودش اتوماتیک میدونه که چقدر نیاز به انرژی داره وقتی وسط،غذا بلند شدی رفتی کاری انجام بدی شاید ۱۰ دقیقه طول کشیده بدن و مغز فرصت پیدا کرده پیام سیری رو بفرسته و شما حالا آمدی باقی غذارو بخوری میبینی میل نیم ساعت پیش رو نداری ...این نشون میده میزان واقعی نیاز بدن به انرژی خیلی کمتر از آن چیزی است که ما فکر میکنیم ... پس اگر بتونیم تا جای ممکن کمتر بخوریم و بهانههای ذهن چاق رو برای بیشتر خوردن نادیده بگیریم مسیر ما برای کاهش وزن ذهنی هموارتر و زمان رسیدن به مقصد سریعتر خواهد بود
امیدوارم پاسخ من تونسته باشه بهت کمکی کرده باشه ... دوستدارت باقری
سلام دوست عزیز و هم مسیرم ❤️
چه قدر خوب که خودت یکی از باورهای مخرب و ناکارآمد رو پیدا کردی ، این یعنی داری عمیق و ریشه ای به موضوع چاقی نگاه میکنی و بهت قول میدم که شگفت زده میشی از تغییراتِ عمیق و تدریجی و موندگاری که در طول این دوره ملاقات میکنی ✨
یکی از آموزشهای استاد در این دوره با مثالی از کفههای ترازو همراه بود که برای من اینجا در کنار سوال تو تداعی شد مجدد ، که خودت حتما خواهی شنید در هفتههای آینده و جواب سوالت رو به روشنی در اون درس میگیری ✨ ولی نکتهی مهمی که تو اون درس هست اینه که مدتها شاید وزن ما هیچ تغییری نکنه ، نه چاقتر و نه لاغرتر! این خودش نشونهی خوبیه چون قبلا تمام اون باورها و عادتهای مخرب ما ، مارو به سمت اضافه وزن بیشتر و چاقی بیشتر هدایت میکرد ولی الان که آگاهی و باورهای جدیدی داریم یاد میگیریم ، حداقل روند افزایش وزن متوقف شده ، روندِ بارگزاری اطلاعات جدید و باورهای صحیح شروع شده و در زمان مناسب ، ذهن و جسم ما از اطلاعات تازه استفاده میکنه و روندِ کاهش وزن برای ما آغاز میشه .
خودت رو از بندِ اندازه و ارقام و اعداد خارج کن ، من از وقتی ترازو و ساعت هوشمند و تعداد قاشقِ غذا و اعداد سایز شلوار و لباس هام و شمردن روزهای دوره و روزهای باقیمانده تا عددِ تاریخ مورد نظرم رو کنار گذاشتم ، از اضطرابِ محاسباتِ ریاضی وار خارج شدم ، از منطق فاصله گرفتم و با گوش کردن به احساسم هر روز دوره رو گذروندم و از وزن ۱۲۰ کیلو به وزن ۹۰ کیلو رسیدم ، همینجا و با همین تمرینات ؛
نگران نباش ، صبور باش و به این دوره و کوچینگِ استاد جان ایمان داشته باش که مثل یه سفرِ جادهای درون شهری با قطاری لوکس و vip , کلی منظره میبینی ، از کلی جاها رد میشه ، به تاریکی شب و روشنی صبح و گرگ و میش بر میخوری و ناگهان چشمهات رو باز میکنی و میبینی داری به مقصدت نزدیک و نزدیکتر میشی 🥹❤️
سلام و درود دوست عزیز با نظرت موافقم ... همونجور که همه در عین بیخیالی چاق شدیم لاغر شدنم همینطوره هر چقدر از قید عددو رقم خارج میشیم راحتتر هم لاغر میشیم چاقی چیزی نیست جز نتیجه یک مشت فکر و باور اشتباه که اجازه دادیم در ذهن تثبیت بشن اینقدر باید ادامه بدیم تا باورها و افکار صحیح جایگزین بشن ....
در پناه خدا باشید
سلام و درود
ذهن و مغز ما کاملاً سیستماتیک و بر اساس الگوهای ثابت کار میکنن.
یه مثال بزنم. فکر کن کسی از بچگی بارها و بارها شنیده که سگ خطرناکه و گاز میگیره. حالا یه سگ کوچولو و مهربون میاد سمتش. با اینکه با منطقش میدونه این حیوون بیآزاره، باز هم قلبش تند میزنه و میترسه. چرا؟ چون این دست خودش نیست. یه الگوی مغزیه که سالها تکرار شده و حالا خودکار اجرا میشه.
خوردن و چاقی هم دقیقاً همینه. تو سالها شنیدی که فلان غذا چاق میکنه و زیاد خوردن چاق میکنه. پس انتظار نداشته باش با چند ماه کار کردن، این فکرها کامل از ذهنت پاک بشه. نگرشت به مرور عوض میشه.
اینکه برچسبها رو برداشتی ولی هنوز «احساس چاق شدن» سراغت میاد، کاملاً طبیعیه. مغز تو نمیدونه چقدر خوردی. بحث وزن و قاشق نیست، بحث احساسیه که درونت شکل میگیره. فرق تو با اون آدم متناسبی که زیاد میخوره همینه: اون موقع غذا خوردن هیچ احساس چاقیای نداره، ولی در تو که سالها با چاقی زندگی کردی، این احساس فعال میشه.
ما قدمبهقدم پیش میریم و با تمرینها، این فرمولها یواشیواش عوض میشن. یه روز میبینی دیگه اون افکار منفی رو نداری. البته این به این معنی نیست که فکر چاقی هیچوقت سراغت نمیاد. این فکر شاید چند ده سال در ذهنت قدمت داره. ولی فرقت با قبل اینه که دیگه ساعتها توی اون حس بد نمیمونی و راحت رهاش میکنی، چون ابزارش رو یاد گرفتی.
پس نگران این فکرهای زودگذر نباش و مسیرت رو ادامه بده.
سلام دوست عزیز.اولین چیزی که باید در این مسیر رعایت کنید عجله نکردن است باید مداوم در مسیر باشید و هیچ زمانی مشخص نکنید برای لاغر شدن مثلا تا ۶ ماه باید لاغر بشم این کاملا استباهه.دوم اینکه در این مسیر به هیچ عنوان نباید دیگه به چاقی فکر کنین و ذهنتون را درگیر کنید.به اندازه نیاز بخورید و سعی کنید ریزه خواری نکنین.هر وقت از روی هوس خواستین چیزی بخورین اول از خودتون بپرسین واقعا گرسنه هستم.اصلا موقع خوردن نباید فکر کنین که چاق میشین.امیدوارم تونسته باشم کمکتون کنم.صبور باشید حتما به نتیجه میرسین.
سلام دوست عزیز
به نظرم همین که چند هفتهست وارد مسیر لاغری با ذهن شدی و اضافهوزنت کنترل شده و وزنت بالاتر نرفته، خودش نشونه اینه که داری در مسیر درستی حرکت میکنی. قرار نیست بعد از چند هفته حتماً نتیجه ظاهری ببینیم و اگر ندیدیم فکر کنیم پس اتفاقی نیفتاده.
باورهایی مثل بیشتر خوردن مساوی چاقیه یا اینکه حتما باید مقدار غذا و اندازه بشقابم رو کنترل کنم، باورهایی نیستن که یکشبه به وجود اومده باشن. سالها این افکار رو با خودمون تکرار کردیم و طبیعی هست که تغییرشون هم به زمان، آموزش و تکرار نیاز داشته باشه. به نظرم اینکه از خودمون انتظار داشته باشیم خیلی زود همه این باورها عوض بشن، خودش میتونه باعث فشار و نگرانی بیشتر بشه.
ما تو این مسیر قرار نیست فقط یاد بگیریم چقدر غذا بخوریم. داریم یاد میگیریم ذهنمون رو تغییر بدیم، به احساس گرسنگی و سیری توجه کنیم، با آرامش غذا بخوریم و از وسواسهایی که سالها داشتیم فاصله بگیریم. وقتی میگی سیر میشی ولی باز ذهنت میگه حتما وزنت بالا رفته، به نظرم اینجا بیشتر از اینکه مشکل مقدار غذا باشه، هنوز یک باور قدیمی داره خودش رو نشون میده.
من خودم هم مدتی دقیقا همین اشتباه رو داشتم. مدام دنبال نشونه لاغری میگشتم. شلوار میپوشیدم و نگاه میکردم ببینم گشاد شده یا نه، جلوی آینه صورتم رو بررسی میکردم که ببینم لاغرتر شده . در واقع فکر میکردم دارم نتیجه رو بررسی میکنم، ولی در اصل تمام توجهم روی چاقی و لاغری بود.
به نظرم الان بهتره به جای اینکه دائم حواست به این باشه که چقدر خوردی، بشقابت چقدر بوده یا آیا وزنت بالا رفته یا نه، تمرکزت رو برگردونی روی خود آموزشها. فایلها رو گوش بده، تمرینها رو انجام بده، باورهای قدیمی رو بشناس و با آموزشهای جدید جایگزینشون کن و مهمتر از همه ادامه بده.
ما وقتی وارد این مسیر شدیم یک هدف بزرگ برای خودمون تعیین کردیم پس قرار نیست یکدفعه به اون برسیم. سالها طول کشیده تا این باورها و رفتارها در ذهن ما شکل بگیره و نمیتونیم انتظار داشته باشیم همه چیز یکشبه تغییر کنه. هدف بزرگ ما باید کمکم و با تغییرهای کوچک ساخته بشه.
پس به نظرم فعلا ذهنت رو از نتیجه ظاهری و اینکه کی لاغر میشم بردار و بذار روی یادگیری و عمل کردن به آموزشها. همین استمرار، تکرار، تکرار تکرار و آرامش و صبوررررری در مسیر هست که کمکم باورهای قدیمی رو ضعیف میکنه و رفتارهای جدید رو برای ما طبیعی میکنه.
موفق باشی دوست عزیزم به لطف خدا و تلاش خودت شگفتی شدنت رو باهم جشن میگیریم.
سلام و تبریک مبگم برای شروعت و ازت میخوام در هر شرایطی بازم ادامه بدی
حالا در طول دوره میتونی به این توانایی برسی که اصلا دیگه به خاصیت مواد غذایی و مقدارش توجه نمیکنی ولی فقط به نیاز بدنت توجه کن گرسنه شدی حالا هر ساعتی نباز نیست سر وقت صبحانه و ناهار و شام بخورز هر وقت گرسنت میشه بخور و هنوز چند قاشق به سیریت نخور
به هر حال ما به مواد غذایی برای ایجاد انرژی و انجام کارها نیاز داریم و اگه به نیاز بدنت توجه کنی و به اندازه نیازت بخوری نه تنها دبگه چاق نمیشی بلکه لاغر هم میشی
ما از خوردن چاق نمیشیم فقط از زباد خوردن چاق میشیم
وگرنه همه انسانهای لاغر هم از همون غذایی که ما میخوریم میخورن
به امید موفقیتت و ادامه بده در هر شرایطی
در پناه خدا باشید
سلام دوست خوبم
چون شما تازه وارد هستید این حالت شما کاملا طبیعیه
هرچه بیشتر در این سایت حضور داشته باش مطالب شفافتر میشه
خصوصا اینکه اگر در دوره ورود به سرزمین لاغرها شرکت کنید کاملا به جواب این پرسش میرسید
حال من هم قبل از ورود به دوره مثل شما بود
الان در هفته هفتم قرار دارم خیلی از پرسشهای اینچنینی رو به پاسخ مناسبش میرسید
موفق باشی دوست خوبم
سلام ودرودبه دوست عزیزم
اگه به مسیری که وارد شدی ایمان داری پس جایی برای نگرانی وعجله نیست این مسیر ذهنیه وذهن با جسم متفاوت وذهن ناخودآگاه نیاز به برنامهریزی مجدد برای تغییر واکنشها ورفتار وعادتهای تو داره شما فقط با آرامش وبدونه توجه به مقدار خوردنت وبدونه نگرش منفی به غذاها رفتار کن وبه تکرار وادامه دادن به دوره پیش برو واصلا فکر نکن که برای لاغر شدن وارد این دوره شدی فکر کن داری از نحوه عمل کرد ذهنت آشنا میشی مهارت درست فکرکردن و نگرش درست داشتن به خودت، به غذاها رو داری یاد میگیری وکاری به خوردنت نداشته باش به مرور تغییر میکنه
این مسیر زمان بره چون میخوای تازه از عمل کرد شکل گیری عادتهات آشنا بشی وقتی متوجه بشی چطور عادتهای خوردنها اضافه ایجاد شده اون وقت که ذهن متوجه میشه این عادت برای متناسب شدنت نیست خودش موافقتش رو به تغییر عادتهات نشون میده
وقتی با وعده غذایی روبه رو میشی به اندازه ای حس کردی سیر شدی وغذا دیگه اون طعمه اولیه رو برات نداره سعی کن رها کنی ممکنه ای کار بعد از چند لقمه دیگه رخ بده ولی خودت رو سر زنش نکن وبدونه ترس وآرامش بخور
شاید بازم نتونی این کار رو کنی بازم اشکالی نداره جلوی سر زنشت رو بگیر وبگو من در مسیر یاد گیری هستم پس مهم نیست الان مهارت متوقف کردن خوردنم رو نداشتم ولی مطمئنم روزی میشه که ناخودآگاه مقدار خوردنمو با نیاز بدنم رو تنظیم میکنه واین کار من نیست کار ذهن قدرت مند منه
ومن هم ناخودآگاه انتخاب میکنم نخورم ویا ادامه ندم بدونه سختی ورنج وبدونه حساسیتهای خودآگاهم بلکه خودبه خودی میلم کمتر میشه وزودتر با مقدار کمتری سیر میشم واگه روزی هم زیادبخورم حسم بدنمیشه چون میدونم بدنم خودش میدونه چقدر مصرف کنه پس دوست عزیزم خیلی عجله داری وهمین ممکنه مسیر رو برات سخت کنه پس بیخیال ورها باید این مسیر رو طی کنی فقط با ایمان واحساس خوب ادامه بده مهم نیست چند سالم طول بکشه تا به وزن ایدال برسی مهم این که یک هدف داری وبراش داری با ایمان حرکت میکنی این حرف کسی میزنه که نتیجه خوبی گرفته وهرگز در این مسیر حتی از استاد سوال هم مطرح نکرده فقط با ایمان ادامه داده پس با ایمان ادامه بده
به امید موفقیت همه دوستان
سلام
دوست خوبم من خودم برای خوردنم سیری و گرسنگی ام آگاهانه انجام میدم اول مبینم گرسنه ام یا سیرم
اگر احساس گرسنگی داشتم غذا میکشم مثل همیشه و وقتی میخوام شروع کنم توجه ام میزارم به خوردن هر قاشق که میخورم بازم توجه میکنم الان هنوز گرسنه ام یا سیرم وقتی احساس کردم اون گرسنگی نیست الان چون توی بشقاب غذا هست میخوام بخورم دست میکشم و دیگه نمیخورم و بعدش حس نه پر هستم نه گرسنه
من خودم اینکار رو میکنم البته در خودم دیدم حواسم نیست و پرت میشه مثل قبل هستم
میدونی ما باید تمرین کنیم تا این احساس که گم کرده ایم درست کنیم البته من تجربه خودم رو گفتم
امتیاز 0.00 از 0 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!